دومین جلسه از دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا امروز به طور غیرمستقیم و با میانجیگری وزیر امورخارجه عمان در شهر ژنو کشور سوئیس در حال برگزاری است.
این دور از مذاکرات در حالی برگزار میشود که ایران و آمریکا در طول سال 1404 دو مواجهه جدی نظامی و امنیتی را پشت سر گذاشتهاند که ایران پیروز و آمریکا شکستخورده هر دوی این رویاروییها بوده است.
اولین رویارویی، جنگ 12 روزه بود که با هدف نابودی توان هستهای و موشکی ایران، ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی و تجزیه کشور به ایران تحمیل شد و پاسخ شدید و دقیق ایران به حمله نظامی آمریکا و اسرائیل در نهایت سبب شد آنها با میانجیکردن برخی از کشورهای منطقه خواستار آتشبس و توقف جنگ شوند.
دومین رویارویی نیز اغتشاشات آمریکایی ـ صهیونی 18 و 19 دیماه در ایران بود که گروههای خارجنشین مورد حمایت آمریکا و اسرائیل و معارض جمهوری اسلامی، اعم از سلطنتطلبان، منافقان و... با هدف کشتهسازی گسترده و مشروعیتتراشی برای مداخله نظامی آمریکا و در نهایت ساقط کردن جمهوری اسلامی آن را در ایران به اجرا درآوردند و اینبار هم با واکنش گسترده مردمی و مشت آهنین حافظان امنیت مواجه شدند و نقشهشان عقیم ماند.
در چنین وضعیتی که مبین اقتدار جمهوری اسلامی در حفاظت از تمامیت ارضی ایران و ملت بزرگ اوست؛ رئیس جمهور آمریکا ـ هرچند که از سوی گروههای معارض جمهوری اسلامی با فشار حمله به ایران مواجه است و خودش هم با نمایش یک آرایش جنگی، ایران را به حمله نظامی تهدید میکند ـ اما در عمل گزینه مذاکره با ایران را انتخاب کرده و ایران نیز به عنوان پیروز دو رویارویی مذکور با آمریکا، با در نظرگرفتن مصالح ملی و منطقهای با اقتدار بر سر میز مذاکرات حاضر شده است.
در ادامه، عوامل اقتدار و برتری آفرین جمهوری اسلامی ایران در این مذاکرات را که غالب آنها در روایت مقدماتی این یادداشت نهفته است، مورد بررسی قرار میدهیم:
مشروعیت مردمی جمهوری اسلامی
مردم از ابتدای انقلاب اسلامی مهمترین پایه مشروعیت نظام بودهاند؛ حضور همیشگی آنها در دفاع از کیان کشور و نظام به وضوح مبین این معنا است. آخرین دفاع میدانی مردم از جمهوری اسلامی ایران از طرفی عدم همراهی آنها با آمریکا و اسرائیل در جنگ 12 روزه و اغتشاشات دیماه 1404 و از طرفی حضور میلیونی آنها در راهپیمایی 22 دیماه در مقابل اغتشاشگران آمریکایی ـ صهیونی و راهپیمایی جشن پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1404 است.
بر این اساس عدم همراهی مردم با آمریکا، اسرائیل و مزدوران اغتشاشگر آنها و حضور میلیونی مردم در دفاع از جمهوری اسلامی ایران، معنایی مشدّد از مشروعیت را در انظار و افکار عمومی منطقه و جهان ترسیم میکند، مبنی بر اینکه «واکنش ملت ایران به اقدامات براندازانه دشمنان و مزدوران وطنفروش، نه فقط عدم همراهی با آنها است، بلکه در نقطه مقابل، دفاع از جمهوری اسلامی به عنوان مدافع قدرتمند ایران و ملت آن است.»
اگر واکنش مردم ایران به حمله نظامی و اغتشاش فقط منحصر در عدم همراهی با حملهکننده و اغتشاشگر بود، شاید نمیشد آن را دلیلی بر حمایت از جمهوری اسلامی دانست، اما وقتی این عدم همراهی با حضور میلیونی در حمایت از انقلاب و جمهوری اسلامی همراه میشود، در واقع دلیلی قاطع بر حمایت اکثریت مردم از نظام جمهوری اسلامی به عنوان یکی از مهمترین مبانی مشروعیت نظام است و در مذاکره با دشمن نیز اولین و مهمترین برگ برنده نمایندگان ملت و نقطه یأس طرف مقابل محسوب میشود.
رهبر انقلاب اسلامی مشروعیت مسئولان را از مردم میدانند (1361/03/14) و بنابراین مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی امروز به عنوان نمایندگان ملت ایران در صحنه مذاکرات حاضرند تا از حق مسلم آنها در مقابل زورگویی و قلدری آمریکا حفاظت کنند.
منطق دنیاپسند، توأم با مظلومیت
همانگونه که اشاره شد از طرفی بهرهمندی از انرژی هستهای بر اساس تمام قوانین بینالمللی حق مسلم ملت ایران است و از طرفی دیگر با وجود اینکه به اذعان آژنس بینالمللی انرژی هستهای و گزارش سازمانهای جاسوسی آمریکا، ایران در صنعت هستهای خود تاکنون انحرافی به سمت ساخت تسلیحات هستهای نداشته است، با این وجود آمریکا قلدرمآبانه خواهان برچیدن چرخه غنیسازی در ایران است.
ملت ایران در تقابل با این قلدری آمریکا از منطقی پیروی میکند که مورد پسند دنیا است، «بهرهمندی از حق داشتن صنعت هستهای و چرخه غنیسازی در ازای دادن تضمینهای لازم در پیروی از قوانین بینالمللی.»
ایران تاکنون علاوه بر پذیرفتن معاهده ان پی تی و نظارتهای دقیق و حتی فراپادمانی آژانس، تضمینی شرعی را نیز بر آنها افزوده که عبارت است از فتوای رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر «حرمت ساخت، نگهداری و استفاده از سلاح هستهای به عنوان سلاح کشتار جمعی.»
با این حال تأسیسات صلحآمیز هستهای ایران که تماما ذیل پادمان و نظارتهای آژانس فعالیت میکردهاند در جنگ 12 روزه، مظلومانه مورد حمله وسیع آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند.
افکار عمومی جهان این مظلومیت را در کنار منطق مستحکم ایران نظارهگر است و به ملت ایران حق میدهد که از حقوق مسلم خود دفاع کند. این مسئله ایران را در مذاکرات به طرف محقِ مظلوم و آمریکا را به طرف زورگویِ ظالم تبدیل کرده است، و این وضعیت در افکار عمومی منطقه و جهان برای ایران اقتدار آفرین است.
نابودنشدنی بودن دانش هستهای در ایران
اساسیترین دارایی ملت ایران در صنعت هستهای نه مراکز غنیسازی، نیروگاهها و دیگر تأسیسات هستهای، بلکه دانش بومی هستهای است که توسط دانشمندان جوان کشورمان تولید شده و توسعه مییابد.
رژیم تروریست صهیونیستی در دهههای 1380 و 1390 شمسی تعدادی از دانشمندان هستهای ما را ترور کرد، اما دانش هستهای در کشورمان پس از آن نیز با نقشآفرینی شاگردان و همکاران آن شهدای هستهای پیشرفت کرد، زیرا این دانش در ایران درونیشده است.
با وجود این ترورها دولت وقت آمریکا با مشاهده بیفایده بودن ترور و اقدام نظامی در برابر صنعت هستهای ایران، بر خلاف خواست صهیونیستها «توافق جامع اقدام مشترک» موسوم به «برجام» را با ایران به امضا رساند تا از این طریق بتواند توان هستهای ایران را مهار کند، اما با تغییر دولت در آمریکا و نشستن ترامپ بر مسند ریاستجمهوری ایالات متحده، صهیونیستها اختیار او را در دست گرفتند که در دولت اول ترامپ منجر به پاره کردن برجام و در دولت دوم او منجر به ترور مجدد دانشمندان و تخریب تأسیسات هستهای در جنگ 12 روزه شد.
با این وجود هنوز هم دانش و صنعت هستهای در ایران متوقف نشده است، و این یکی از مظاهر شکست آمریکا و اسرائیل در جنگ 12 روزه است.
حالا احتمالا آمریکای ترامپ هم به همان نتیجه آمریکای اوباما رسیده است که «توان هستهای ایران با جنگ و ترور نابودشدنی نیست» و به همین دلیل است که با وجود فشارهای سنگین دولت جنایتکار صهیونیستی و مزدوران معارض جمهوری اسلامی بر ترامپ برای مجاب کردن او برای حمله مجدد به ایران، ترامپ گزینه مذاکره را انتخاب کرده است؛ البته این مسئله یگانه دلیل اتخاذ این موضع توسط ترامپ نیست، اما یکی از عوامل اقتدار آفرین برای ایران بر سر میز مذاکرات است.
قدرت نظامی معتبر و اثبات شده ایران در جنگ 12 روزه
نظام جمهوری اسلامی از ابتدای پیروزی انقلاب و بهخصوص در پنجمین دهه استقرار خود در ایران بهخوبی اثبات کرد که در حفظ منافع ملت و تمامیت ارضی ایران با قدرت عمل میکند و توانمندیاش در اینخصوص فراتر از تصور دشمنان است.
اگر جنگ تحمیلی به ایران از سوی ابرقدرتهای جهان در دهه اول حکومت جمهوری اسلامی در ایران هشت سال طول کشید، جنگ 12 روزه به عنوان دومین جنگ تحمیلی در پنجمین دهه حکومت جمهوری اسلامی در ایران، همانگونه که از نامش پیداست فقط 12 روز طول کشید، چرا که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به عنوان دست آهنین ملت ایران توانستند با توانی غیرقابل مقایسه با جنگ 8 ساله، ظرف مدت 12 روز دشمن مهاجم ـ آن هم آمریکا و اسرائیل و نه عراق ـ را تقریبا له کنند و از پای درآورند.
در چنین شرایطی است که آمریکا به منطقه ناوکشی و ایران را تهدید به حمله نظامی میکند، اما بهجای عملی کردن تهدید خود ترجیح میدهد که میز مذاکرهای را که صهیونیستها بر آن بمب ریختند را دوباره بسازد و با جمهوری اسلامی مذاکره کند. زیرا حالا خوب میداند که دوران بزن و دررو واقعا تمام شده و اگر یکی بزند 10 تا میخورد.
از این رو قدرت نظامی بازدارنده ایران نیز یکی از عوامل اقتدار بر سر میز مذاکرات با آمریکا است.
جایگاه منطقهای ایران و احترام به درخواست همسایگان
ایران پس از جنگ 12 روزه و در اوج تهدیدات مجدد آمریکاییها برای حمله به ایران، اعلام کرد که آمریکا آمادگی مذاکره ندارد و زیر بار مذاکره با آنها نرفت.
در حالی که ایران خود را آماده جنگ با آمریکا کرده بود و منطقه نیز خود را در آستانه یک آتش وسیع و همهگیر میدید، تعدادی از کشورهای منطقه با هدف کنترل تنش و جلوگیری از بروز یک جنگ منطقهای، میانجیگری مذاکرات بین ایران و آمریکا را برعهده گرفتند، و اگر امروز جمهوری اسلامی را بر سر میز مذاکره با آمریکا میبینیم، یکی از دلایل آن احترام به خواست کشورهای منطقه برای جلوگیری از بروز جنگ منطقهای است.
این وضعیت بهخوبی نشان میدهد که حضور ایران در مذاکرات نه از سر ترس و ضعف، بلکه از موضع یک کشور قدرتمند مسئول است که در عین آمادگی برای جنگیدن با هر قلدری، منافع همسایگان خود و منطقه را نیز در تصمیماتش لحاظ میکند، چرا که آسیای غربی منطقه اسلام و برادران مسلمان است و جمهوری اسلامی علاوه بر ایران، خود را نسبت به اسلام و همسایگان نیز مسئول میداند، چنانکه همواره حامی ملتهای مظلوم منطقه و گروههای مقاومت بوده و به وظیفه اسلامی خود نسبت به آنها عمل کرده است و به همین دلیل هم نزد ملل مسلمان منطقه از محبوبیت و جایگاهی ویژه برخوردار است که بهنوبه خود تهدیدی برای حضور منطقهای آمریکا نیز تلقی میشود.
در جمعبندی باید گفت، در کنار تمام این عوامل اقتدار برای جمهوری اسلامی ایران که ترامپ را به این نتیجه رسانده است گفتوگو بهترین راه برای مواجهه با ملت بزرگ ایران است، این را هم باید در نظر داشت که در چنین فضایی که «جمهوری اسلامی در داخل ایران و در منطقه مقتدر است، منطق آن افکار عمومی جهان را نیز با خود همراه کرده است و توان پاسخگویی بالایی نیز به هر نوع اقدام نظامی و امنیتی علیه خود را دارد،» خواست و فشار معارضان فراری جمهوری اسلامی و صهیونیستها برای حمله نظامی به ایران کمترین اهمیت را برای ترامپ دارد، زیرا خوی هیئت حاکمه آمریکا در طول تاریخ و بهخصوص در دوره ترامپ نشان داده است که آنها با در نظر گرفتن منافع خود بهراحتی بهخواست مزدوران و شرکایشان پشت پا میزنند و در مرحله اول به تأمین منافع خودشان میاندیشند.
ایران نیز گفته است که ابتکاراتی واقعی برای برای دستیابی به توافق عادلانه دارد و چنانچه این ابتکارات بتواند منافع مشترکی در بر داشته باشد، احتمالا ترامپ آن را به خواست نتانیاهو و رضا پهلوی برای حمله نظامی به ایران ترجیح خواهد داد.