یکی از تحولات شاخص در این مقطع، ورود یمن به میدان است. یمن در همان روزهای نخست، دو عملیات انجام داد که فعلاً در سطح حملات موشکی به سرزمینهای اشغالی باقی مانده، اما ظرفیتهای آن فراتر از این سطح است و میتواند معادله را بهطور جدی تغییر دهد.
نکته کلیدی، جغرافیای راهبردی یمن است. تنگه بابالمندب و مسیر حیاتی کانال سوئز در برد آتش نیروهای یمنی قرار دارند. اگر این محور بهصورت فعال وارد معادله شود، فشار بر آمریکا و متحدانش بهمراتب افزایش خواهد یافت؛ چرا که این مسیرها از مهمترین شریانهای تجارت و انرژی جهان محسوب میشوند.
در کنار این موضوع، باید به زیرساختهای انرژی عربستان نیز توجه کرد. عربستان برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، خط لولهای از شرق به سواحل دریای سرخ ایجاد کرده و بخشی از صادرات خود را از این مسیر انجام میدهد. اما این خط لوله نیز در دسترس جغرافیایی یمن قرار دارد.
در چنین شرایطی، اگر این مسیر هدف قرار گیرد و از مدار خارج شود، عملاً توان صادرات نفت عربستان بهشدت محدود—و حتی نزدیک به صفر—خواهد شد. بنابراین، ورود یمن صرفاً یک عامل تاکتیکی نیست، بلکه میتواند به یک اهرم راهبردی تعیینکننده در معادله انرژی و جنگ تبدیل شود.