میدل ایست آی در گزارشی مینویسد: ترامپ این توهم را داشت که جنگ علیه ایران طبق سناریو او پیش برود و تهران ظرف نهایت یک هفته پس از آغاز حملات و شهادت رهبر و جمع زیادی از فرماندهان نظامیاش فرو بپاشد همانند حزبهای بعث در عراق و سوریه و جماهیریه در لیبی که ظرف چند ساعت پس از دستگیری، کشته شدن یا فرار رهبرانشان یعنی صدام، بشار اسد و معمر قذافی فروپاشیدند.
اما در مورد ایران چنین نبود. حتی با نفوذ موساد و سیا و کارزار ترور مقامات، ساختار فرماندهی و کنترل حکومت ایران همچنان دستنخورده باقی مانده است. هیچ گروه سیاسی یا قومی در هیچ نقطهای از ایران حاضر به هیچگونه همکاری نشد و حتی به گفته و اعتراف خود ترامپ حاضر به پذیرش و استفاده از سلاح علیه مردم خود نشدند و چه بسا این جنگ اتحاد و یکدلی بیشتری برای کل کشور برای حفاظت از سرزمین را رقم زد.
ساختار نهادینه جمهوری اسلامی ایران، مقاومتر از هر مدل سیاسی دیگری در خاورمیانه در برابر بمباران و ترور ظاهر شد. برخلاف تصور رئیس موساد دیوید بارنیا، که ایران را هدفی آسان میدانست، این کشور شگفتآورانه مقاوم نشان داده است.
خشم مردمی از تلاش های ترامپ برای درهم کوبیدن ایران، قویتر بود و میتوان گفت که در داخل ایران، حمایت از انقلاب با قهرمانیهای نسل جدیدی از مبارزان ایرانی دوباره زنده شد. پایداری ایران حتی الهامبخش کشورهای عربی شد که پیشتر نسبت به جمهوری اسلامی مثبت یا بیطرف بودند. تصادفی نیست که سوریه شاهد اعتراضات سراسری علیه قانون اعدام تصویبشده در کنست(پارلمان) صهیونیستی علیه زندانیان فلسطینی بود.
اعتراضات از جمعه گذشته در دمشق آغاز شد و به درعا، قنیطره، حلب، لاذقیه، حمص و ادلب گسترش یافت. محوطه دانشگاه حلب پر از هزاران دانشجویی بود که پرچمهای سوریه و فلسطین را بالا برده و شعار میدادند:«با جان و خون خود، تو را رها نمیکنیم، ای فلسطین.»
اعتراضات نشاندهنده خشم فزاینده نسبت به اشغال جنوب سوریه توسط اسرائیل بود، اما زمانبندی آن تحت تاثیر ایستادگی ایران در برابر جنگندههای اسرائیلی بود.
در قنیطره، مقاومت علیه اشغال اسرائیل در حال افزایش است. برخی از معترضان به سمت خطوط مقدم حرکت کردند و رودر روی نظامیان اشغالگر صهیونیست ایستادند. شورش علیه رژیم صهیونیستی در اردن نیز در حال شکلگیری است. تصمیم صهیونیستها برای بستن مسجد الاقصی که اردن نقش سرپرستی بینالمللی آن را دارد، خشم گستردهای در این کشور برانگیخته است.
هواداران یک تیم بسکتبال اردنی شعار دادند:«الاقصی در قلب ماست، به سوی آن خواهیم رفت، در میدانهایش نماز خواهیم خواند و از آبهایش خواهیم نوشید.» این فقط یک شعار نیست. علی یونس، روزنامهنگار اردنی در شبکههای اجتماعی نوشت:«در اردن، اکثریت مردم از ایران در برابر اسرائیل و آمریکا در این جنگ حمایت میکنند.»
فراموش نکنید، پس از مصر، اردن دومین کشور عربی بود که در سال ۱۹۹۴ رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت.
تحلیلگر مصری، مامون فندی با مقایسه لفاظیهای ترامپ و اسرائیل درباره توافقهای ابراهیم و صلح منطقهای با واقعیت نفرت فزاینده، نکته مهمی را مطرح میکند: «اسرائیل دوباره به نقطه اول بازگشته و به دشمن اعراب تبدیل شده است حتی در کشورهایی که با آن پیمان صلح امضا کردهاند، مانند مصر، اردن و حتی در امارات (چه بحرین و چه امارات متحده عربی). ایده صلح، توهمی بیش نیست. اگر در شبکههای اجتماعی یا تلویزیون از اسرائیل یا حتی توافقهای ابراهیم حمایت کنید، بهطور علنی مورد حمله قرار خواهید گرفت.»
استراتژی موفق ایران
این نفرت فقط نتیجه دو سال حملات بیوقفه به غزه و لبنان، خشم در خیابانهای عربی و خشم عمومی از ادامه تامین قطعات هواپیما، نفت و مصونیت اسرائیل از قانون بینالمللی توسط انگلیس و اروپا نیست بلکه واکنشی است به تهدیدی که اکنون اسرائیل برای هر کسی که در نزدیکی آن زندگی میکند ایجاد کرده است: سوریها، لبنانیها، اردنیها و مصریها.
این وضعیت، پیامد ناخواسته تصمیم دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو برای حمله به ایران نیست؛ بلکه نتیجه استراتژی ایران است؛ استراتژیای که پس از حمله سال گذشته، بارها و با صدای بلند اعلام شده بود.
دیپلماتهای ایرانی با صدای بلند گفته بودند که اگر بار دیگر مورد حمله قرار گیرند، کاری خواهند کرد که کل جهان پیامدهای آن را احساس کند. و در این زمینه، آنها به وعده خود عمل کردهاند. بستن تنگه هرمز برای مدتی کوتاه و وادار کردن کشورهای خلیج فارس به توقف تولید نفت و گاز، بر زندگی همه مصرفکنندگان انرژی در جهان تاثیر گذاشت و البته که پیامدهای آن ماهها بازارهای جهانی را دچار تلاطم خواهد کرد. قیمت گازوئیل در اروپا از زمان حمله به ایران ۳۰ درصد افزایش یافته است.
حمله ترامپ در واقع رونمایی از سلاح ایران بود که شاید بسیار موثرتر و فوریتر از غنیسازی اورانیوم یا موشکهای بالستیک است.
پیش از جنگ، باور رایج این بود که ایران به همان اندازه که عربستان سعودی، امارات، کویت و قطر به تنگه هرمز نیاز دارند، خود نیز به آن برای صادرات نفت وابسته است. اما این تصور اشتباه بزرگی از آب درآمد.
براساس طرح پاکستان آتشبس فوری در ازای بازگشایی تنگه هرمز اجرایی میشود، با این شرط که توافقی گستردهتر طی ۱۵ تا ۲۰ روز نهایی شود.
یعنی تنگه هرمز فقط با رضایت ایران میتواند باز شود. در این صورت، جامعه جهانی دو انتخاب دارد: یا بهصورت جمعی با ایران مذاکره کند، یا بهصورت جداگانه با آن مواجه شود.
زیانهای عظیم کشورهای خلیج فارس
کشورهای خلیج فارس در پایان این بحران تنها میتوانند به یک نتیجه برسند؛ آنها بدترین بازده ممکن را از سرمایهگذاری هزار میلیارد دلاری خود روی ترامپ و خانوادهاش دریافت کردهاند.
صنایع نفت و گاز این کشورها در اثر جنگ نابود شده است. پایگاههای نظامی آمریکا در خاکشان هیچ حفاظتی برایشان فراهم نکردند. میلیاردها دلار از تجارت و گردشگری خود را از دست دادند و اکنون، ترامپ در آستانه ترک صحنه است.
در دوره پسا جنگ، تمایل به چرخش بهسوی شرق و چین بهعنوان شریکی متفاوت و قابل پیشبینیتر، بسیار وسوسهانگیز خواهد بود و ایران در موقعیتی قدرتمندتر قرار دارد.
ترامپ برای نتانیاهو یک رویای به حقیقت پیوسته بود. نتانیاهو تمام دوران سیاسی خود را صرف تلاش برای حمله به ایران کرده بود اما تحقق این آرزوی دیرینه، عربها و ایرانیها را، فقیر و غنی، سنی و شیعه، بیش از هر زمان دیگری متحد کرده است.
ویرانی کشورهای خلیج فارس شاید تنها رضایت موقتی برای عطش جنگطلبانه نتانیاهو فراهم کند.
فرمولی که شکست خورد
رویای «اسرائیل بزرگ» نتانیاهو که جنوب لبنان و جنوب سوریه را در کنترل داشته باشد، با جنگ ایران فروپاشید. چنین پروژهای واقعیتی نیست که هیچ عربی بتواند با آن زندگی کند و اسرائیلی که بسیار تضعیف شده، دیگر منابع لازم برای «کنترل دائمی» همه مناطق اشغالی را نخواهد داشت.
تنها سقوط یک دیکتاتوری دیگر در جهان عرب کافیست تا کل معادلات سیاسی منطقه تغییر کند. همانطور که محمد البرادعی، یکی از چهرههای کلیدی انقلاب مصر در سال ۲۰۱۱، گفته است: بهار عربی نمرده فقط در حالت نهفته است. فقر، بیکفایتی، بیعدالتی و فساد امروز حتی آشکارتر از زمانی است که حسنی مبارک در مصر سقوط کرد.اگر بهار عربی دوباره شعلهور شود، دیگر عربستان سعودی یا امارات آن قدرت را نخواهند داشت که مانند سال ۲۰۱۳ آن را سرکوب و سازماندهی کنند. مرزهای شمالی و شرقی اسرائیل به روی نیروهای اسلامگرا از سراسر جهان اسلام از سوریه تا یمن و سودان باز خواهد شد.»
اگر قرار باشد پیشبینی سیاسی کسی برای این منطقه اجرایی شود همان پیش بینی یحیی سنوار، رهبر شهید حماس است که گفته بود این جنگ ۱۰۰ ساله دیگر هرگز مانند گذشته نخواهد بود.»