Print this page

نهضت امام خمینی(ره)؛ پیوند مرجعیت دینی و کنش سیاسی

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
نهضت امام خمینی(ره)؛ پیوند مرجعیت دینی و کنش سیاسی

ویژگی‌های فقهی و سیاسی امام خمینی (ره) و مبانی نهضت ایشان

حضرت امام در زمان آغاز نهضت خود در سال ۱۳۴۲، شخصیتی برجسته و شناخته‌شده در عرصه‌های فقهی و سیاسی حوزه علمیه بودند. ایشان از ابتدای دوران حکومت رضاشاه، دارای تجربیات و فعالیت‌های سیاسی بودند. ورود ایشان به قم و آشنایی با چهره‌های انقلابی و متعهدی چون مرحوم شهید مدرس، تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری شخصیت سیاسی امام خمینی (ره) گذاشت.

تبیین نظریه ولایت فقیه و تعاملات سیاسی

در سال ۱۳۲۲، حضرت امام با انتشار کتاب «کشف الاسرار» و انتقاد از حکومت پهلوی، نظریه ولایت فقیه (حکومت اسلامی) را مطرح کردند. این اثر، از کتاب‌های تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران محسوب می‌شود. همچنین، ایشان ارتباط نزدیکی با آیت‌الله کاشانی داشتند و وقایع نهضت ملی شدن نفت را از نزدیک تجربه و رصد کردند که این امر موجب کسب تجربیات ارزشمند برای ایشان گردید.

راهبرد تحول در حوزه‌های علمیه

به نظر می‌رسد حضرت امام معتقد بودند که برای ایجاد انقلاب و تحول جدی در ایران، نیازمند ایجاد تغییر و تحول در حوزه‌های علمیه و تربیت روحانیون متعهد هستیم. از این رو، ایشان در بازه زمانی سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰، تمرکز ویژه‌ای بر اصلاح ساختار حوزه‌های علمیه و تربیت شاگردان و طلاب داشتند که از اقدامات مهم و راهبردی آن دوران به شمار می‌رود.

آغاز مبارزات سازمان‌یافته و تبعید امام

پس از سال ۱۳۴۰ و با رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی، باب جدیدی از مبارزات روحانیون با محوریت حضرت امام خمینی (ره) علیه نظام سیاسی حاکم گشوده شد. این جریان مبارزاتی با طرح لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی (لایحه کاپیتولاسیون) توسط دولت وقت پهلوی و تلاش برای حذف قسم نمایندگان به قرآن آغاز گردید و تا زمان تبعید حضرت امام به شکل مستمر و با محوریت ایشان ادامه یافت.

حضرت امام در زمانی که نهضت خود را آغاز کردند، از نظر علمی از فضلای برجسته حوزه علمیه قم محسوب می‌شدند. ایشان از حدود ۳۳ یا ۳۴ سالگی به عنوان یکی از علمای برجسته شناخته می‌شدند و از سال ۱۳۲۳، بنا بر تقاضای برخی از فضلای جوان، تدریس درس خارج فقه و اصول خود را آغاز کردند. این دوره تدریس مستمر تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت و نقش بسزایی در تربیت نسل جدیدی از طلاب و علمای مبارز ایفا نمود.

تجربه سیاسی و آشنایی با تحولات جهانی

حضرت امام در آغاز نهضت، علاوه بر جایگاه فقهی و مرجعیت، شخصیتی سیاسی با تجربه و آگاه به مسائل جامعه ایران و جهان اسلام بودند. ایشان با علمای مبارزی که در جنگ جهانی اول در عراق علیه استعمار فعالیت می‌کردند، در قم دیدار و گفت‌وگو داشتند و از تجربیات آن‌ها آگاهی کامل داشتند. این تعاملات، عمق دیدگاه سیاسی و اجتماعی ایشان را نشان می‌داد.

بنابراین، حضرت امام خمینی (ره) در سال ۱۳۴۲، زمانی که نهضت خود را آغاز کردند، دارای شخصیتی جامع و متشکل از ابعاد فقهی، علمی و سیاسی بودند. این شخصیت تأثیرگذار، بعدها در طول مبارزات، محوریت خود را در صحنه‌های سیاسی ایران و جهان اسلام تثبیت کرد و جایگاه رفیع و بی‌بدیلی در تاریخ معاصر و مبارزات مردم ایران کسب نمود.

وحدت دین و سیاست؛ از مبانی فکری تا تحقق عملی در رهبری امام

برای درک چگونگی پیوند مرجعیت دینی و رهبری سیاسی در اندیشه امام، باید به این اصل بنیادین توجه داشت که از نظر ایشان، سیاست بر دین مبتنی است و این دو هرگز از یکدیگر جدا نیستند. حکومت در نگاه ایشان، نه یک هدف، بلکه ابزاری برای گسترش توحید و تحقق ارزش‌های الهی در ساختار جامعه است. وقتی مرجع دینی احکام و آموزه‌های اسلام را برای مردم تبیین می‌کند، تحقق این آموزه‌ها مستلزم وجود حکومتی است که در راستای همان ارزش‌ها حرکت کند.

بنابراین، در اندیشه سیاسی امام، مفهوم «جدایی دین از سیاست» نه تنها وجود نداشت، بلکه ایشان این تفکیک را یکی از بزرگترین انحرافات جهان اسلام می‌دانستند؛ انحرافی که با توطئه استعمارگران در دوران معاصر شکل گرفت و متأسفانه در ذهن برخی از دینداران نیز جای گرفت. ایشان این رویکرد را یکی از جدی‌ترین آسیب‌های وارد شده به جوامع اسلامی و حوزه‌های علمیه قلمداد می‌کردند. از همین رو، حضرت امام هم با تکیه بر دانش فقهی خود در برابر این تفکر انحرافی ایستادگی کردند و هم با حضور فعال در عرصه‌های سیاسی، همراهی ناگسستنی دین و سیاست را به نمایش گذاشتند.

چرا روشنفکران همواره به دین متوسل شده‌اند؟

بسیج اجتماعی توده مردم، از ارکان بنیادین هر انقلاب سیاسی-اجتماعی به شمار می‌رود؛ چرا که انقلاب، در حقیقت نوعی تحول عمومی و فراگیر با اهداف مشخص است که مستلزم ورود بخش گسترده‌ای از جامعه به فرآیند تغییر، همراهی با رهبری و مطالبه‌ی یک نظام سیاسی جدید است.

در تاریخ معاصر ایران، نهاد دین و طبقه روحانیت، همواره از توانمندی ویژه‌ای در ایجاد بسیج سیاسی-اجتماعی برخوردار بوده‌اند. این قدرتِ بسیج‌گری، از دوران فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی آغاز شد و به یکی از ویژگی‌های متمایز این طبقه تبدیل گردید؛ ویژگی‌ای که برخلاف روشنفکران (به عنوان طبقه نوظهور آن دوران)، از آن بی‌بهره بودند. به همین سبب، در بسیاری از جنبش‌های سیاسی ایران، روشنفکران برای دستیابی به توان بسیج توده‌ها، به نهاد دین متوسل شدند؛ چنان‌که در جریان انقلاب مشروطه، نقش محوری ایجاد بسیج اجتماعی بر عهده علما و روحانیون بود. هرچند در آن دوره اختلافاتی پدید آمد که به شکست مشروطه انجامید، اما کارکرد بسیج‌گریِ دین به عنوان یک ویژگی ساختاری در جامعه ایران حفظ شد.

این فرآیند در نهضت حضرت امام (ره) به اوج خود رسید. از سال ۱۳۴۱ به بعد، وظیفه بسیج سیاسی-اجتماعی با رهبری و محوریت ایشان و توسط روحانیت انجام گرفت. در این میان، زیربنای اصلی این حرکت، دینداری، عدالت‌خواهی و گرایش ذاتی مردم ایران به ارزش‌های اسلامی بود. وقتی جامعه‌ای با چنین هویت دینی و اشتیاق به حاکمیت ارزش‌های الهی وجود دارد، رهبران دینی با تکیه بر جایگاه معنوی خود، می‌توانند بسیج اجتماعی موثری ایجاد کنند. در نهایت، پیوند میان مبانی نظری استوار، رهبری صحیح و بهره‌گیری از تمایلات دینی جامعه، منجر به شکل‌گیری انقلاب اسلامی شد.

نهضت امام خمینی(ره)؛ پیوند مرجعیت دینی و کنش سیاسی

جایگاه راهبردی جمهوری اسلامی؛ از تشکیل نظام مشروع تا تحقق تمدن نوین

مهم‌ترین دستاورد حضرت امام (ره) در دوران معاصر، ایجاد یک حکومت اسلامی مشروع بر پایه مبانی اصیل دینی در سپهر جهانی بود. با توجه به جایگاه بی‌بدیل نهضت ایشان در جهان اسلام، می‌توان دوران معاصر را به دو بازه زمانی «پیش و پس از نهضت» تقسیم کرد؛ چرا که انقلاب اسلامی و مولود اصلی آن، یعنی نظام جمهوری اسلامی، پارادایمی نوین در تاریخ سیاسی معاصر رقم زد.

پس از گذشت پنج دهه از تشکیل این نظام، اهمیت و جایگاه اثرگذار این حکومت در سطح منطقه و جهان بیش از پیش آشکار شده است. جمهوری اسلامی توانسته است به جایگاه یک قدرت راهبردی دست یابد و در تقابل با قدرت‌های جهانی، همچون ایالات متحده آمریکا، ایستادگی کند. اگرچه ماهیت تقابل‌های سیاسی در طول زمان تغییر کرده است، اما در سطحی بنیادین، این درگیری همواره بر محور تقابل میان «حق و باطل» استوار بوده است.

در واقع، دستاورد اصلی حضرت امام، فراتر از یک تغییر سیاسی، ایجاد یک انقلاب سیاسی-اجتماعی عظیم و در پی آن، تأسیس حکومتی دینی و مشروع بود. وجود چنین حکومتی برای تحقق اهدافی چون بسط ارزش‌های الهی در جامعه، بیداری جهان اسلام، زمینه‌سازی برای ظهور حضرت ولی‌عصر (عج) و نیز ایجاد تمدن اسلامی نوین، از ضروریات است. این مقدس‌ترین مأموریت‌ها، از طریق رهبری هوشمندانه، بسیج سیاسی-اجتماعی توده‌ها و همراهی بی‌دریغ ملت ایران توسط حضرت امام محقق گشت.

امید است که با پیروی از منویات و دستورات رهبر انقلاب، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در مسیر ایشان گام برداریم و بدانیم که مسیر پیموده شده توسط جمهوری اسلامی، از نخستین روزهای پیروزی تا به امروز، همان مسیر اصیل انبیا و ائمه (علیهم السلام) است که تنها راه دستیابی به تعالی و حقیقت می‌باشد.

خوانده شده 4 مرتبه