امام حسين (ع) از ديدگاه بزرگان، انديشمندان و مستشرقين غير مسلمان

1 . انگرى، كابريل

به عوض اينكه واقعه كربلا، موجب ترس طرفداران حسين (ع) و على (ع) شود، شجاعت‏شيعيان را برانگيخت و آنان را به گرفتن انتقام تهييج كرد . (1)

 

2 . ايروينگ، واشنگتن مورخ آمريكايى

در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روى ريگ‏هاى تفديده عراق، روح حسين فناناپذير است ; اى پهلوان، و اى نمونه شجاعت واى شهسوار من، اى حسين! (2)

 

3 . بر و كلمان، كارل خاورشناس و محقق آلمانى

شهادت حسين (ع) علاوه بر نتايج و اثرات سياسى، موجب تحكيم و اشاعه مذهب شيعه گرديد و اين مذهب مركز و مظهر تمايلات ضد عرب شد . (3)

 

4 . برون، ادوارد مورخ و دانشمند انگليسى

به عقيده ما دسته شيعه يا طرفداران على (ع) به قدر كافى هيجان و از خود گذشتگى نداشتند، ولى پس از حادثه كربلا قضيه دگرگون شد و تذكار زمين كربلا كه به خون فرزند پيامبر آلوده بود و يادآورى عطش سخت وى و نعش نزديكانش كه اطرافش روى زمين ريخته بود، كافى بود كه عواطف سست‏ترين مردم را به هيجان آورد و روح‏ها را غمگين سازد . چنانچه به رنج و خطر و حتى نسبت‏به مرگ بى اعتنا شوند . (4)

 

5 . پطروشفسكى، ايليا پاولويچ مورخ بزرگ روسى

حسين (ع) در پيكار نابرابر پس از آن كه 33 زخم نيزه و 34 زخم شمشير بر او وارد آمد از پاى در آمد . هم رزمان وى نيز كشته شدند . . . (5)

 

6 . توندول، بورشو تامداس

شهادت حسين (ع) از همان زمان كه طفلى بيش نبودم، در من تاثير عميق و حزن آورى مى‏بخشيد . من اهميت‏بر پاداشتن اين خاطره بزرگ تاريخى را مى‏دانم . اين فداكارى‏هاى عالم از قبيل شهادت امام حسين (ع) سطح بشريت را ارتقاء بخشيده است و خاطره‏ى آن شايسته است هميشه بماند و يادآورى شود . (6)

 

7 . توين بى، ارنولد، جوزف فيلسوف و مورخ انگليسى

معاويه يكى از قريشى‏هاى مقتدر نسل خودش بود . حضرت على (ع) نتوانست‏با رياكارى‏هاى سياسى او مقابله كند لذا او و پسرش حسين (ع) نوه پيامبر مظلومانه به شهادت رسيدند . (7)

 

8 . جمس فردريك

درس امام حسين (ع) و هر قهرمان شهيد ديگر اين است كه در دنيا اصول ابدى عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغييرناپذيرند . همچنين مى‏رساند كه هر گاه كسى براى اين صفات ابدى مقابله كند و بشر در راه آن پافشارى نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقى و پايدار خواهد ماند . (8)

 

9 . جوزف، رينو متشرق فرانسوى و مؤلف كتاب اسلام و مسلمين

شيعه دين خود را با شمشير پيش نبرده، بلكه با نيروى تبليغ و دعوت پيشرفت كرده و اهتمام آنها به برگزارى مراسم سوگوارى موجب شده كه تقريبا دو ثلث مسلمانان و بلكه جماعت از هنود و مجوس و ساير مذاهب نيز با آنان در عزاى حسين (ع) شركت كنند . (9)

 

10 . ديكنس، چارلز

اگر منظور امام حسين (ع) جنگ در راه خواسته‏هاى دنيايى خود بود، من نمى‏فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند . پس عقل چنين حكم مى‏كند كه او فقط به خاطر اسلام فداكارى كرد . (10)

 

11 . دو كبرى، موريس انديشمند فرانسوى

پيروان حسين به واسطه عزادارى حسين مى‏دانند كه پستى و زير دستى استعمار و استثمار را نبايد قبول كنند، زير شعار پيشرو و آقاى آنها تن ندادن زير بار ظلم و ستم بود . (11)

 

12 . زيدان، جرجى نويسنده مسيحى لبنانى

پس از رحلت پيامبر . . . حب جاه و مال بر فضايل اخلاقى، فايق آمد و افكار و آراى آل على (ع) در ميان چنان مردمى بى اثر ماند . چنانكه مردم كوفه به خاطر جاه و مال بيعتى را كه با حسين بن على (ع) كرده بودند، در هم شكستند و به اين نيز اكتفا نكرده، او را كشتند . (12)

 

13 . طوماس، مان متفكر آلمان

اگر بين فداكارى مسيح و حسين (ع) مقايسه شود، حتما فداكارى حسين پر مغزتر و با ارزش‏تر جلوه خواهد نمود . زير مسيح روزى كه آماده براى فدا شدن گرديد زن و فرزند نداشت و در فكر آنان نبوده كه بعد از او به چه سرنوشتى دچار خواهند آمد . امام حسين (ع) زن و فرزند داشت و بعضى از آنها كودك خردسال بودند و احتياج به پدر داشتند . (13)

 

14 . فريشلر، كورت مورخ بزرگ آلمانى

امام حسين (ع) در فداكارى قدم را از حدود فدا كردن خود برتر نهاد و فرزندانش را هم فدا كرد . . . تصميم ثابت‏حسين (ع) براى فداكارى مطلق نه ناشى از لجاجت‏بود نه معلول هوى و هوس و او با پيروى از عقل، مصمم شده بود كه به طور كامل فداكارى كند تا اين كه مجبور نشود بر خلاف پر نسيب (عقيده، آرمان والا) خود به وسيله سازش كارى با يزيد بن معاويه و زندگى ادامه دهد .

مى‏دانيم كه حسين (ع) خود را براى كشته شدن آماده كرده بود و او كه عزم داشت‏خويش را فدا نمايد، چرا توقف نكرد تا به قتلش برسانند و چرا دايم اسب مى‏تاخت و شمشير مى‏انداخت . . . . حسين (ع) دست روى دست گذاشتن و توقف براى كشته شدن را دور از مردانگى و جهاد در راه پر نسيب خود مى‏دانست در نظر حسين (ع) در همانجا توقف كردن و گردن بر فضا دادن، تا اين كه ديگران نزديك شوند . تا او را به قتل برسانند . خودكشى محسوب مى‏شود، يك مرد دلير و با ايمان خودكشى نمى‏كند . (14)

 

15 . كارلايل، توماس دانشمندى بزرگ انگليسى

بهترين درسى كه از تراژدى كربلا مى‏گيريم اين است كه، حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند . آنان با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددى در جايى كه حق و باطل روبرو مى‏شوند اهميت ندارد . پيروزى حسين با وجود اقليتى كه داشت موجب شگفتى من است . (15)

 

16 . گاندى، مهاتما رهبر انقلاب بزرگ هندوستان

من زندگى امام حسين (ع) آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت‏خوانده‏ام و توجه كافى به صفحات كربلا نموده‏ام، بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستى از سر مشق امام حسين (ع) پيروى كند . (16)

 

17 . گبن، مسيو

فاجعه كربلا و مصيبتى كه بر حسين بن على (ع) وارد شده، بعد از قرن‏ها متمادى و اقاليم خيلى دور دست‏ حس شفقت و همدردى خون سردترين و دل سخت‏ترين خواننده را تحريك نموده و منقلبش مى‏سازد . (17)

 

18 . مادام، انگليسى از نويسندگان دائرة المعارف قرن نوزدهم فرانسه

بزرگ‏ترين دليل بر اثبات مظلوميت امام حسين (ع) مسلمان‏ها قربانى دادن بچه شير خواره‏اش بود كه در هيچ تاريخى سابقه ندارد بچه شيرخوارى را براى طلب آب (بى قيمت و قد) بياورند و آن قوم دغا عوض دادن آب، او را طعمه تير جفا قرار دادند . اين عمل دشمن اثبات مظلوميت‏حسين (ع) را نمود و به همين نيروى مظلوميت‏بساط عزت خاندان مقتدر بنى اميه را برچيد و رسواى عالمشان نمود . در اثر جانبازى‏هاى او و اهل بيت‏بزرگش دين محمد صلى الله عليه وآله حيات نوينى بخود گرفت . (18)

 

19 . ماساريك، توماس كشيش متفكر اروپايى

گرچه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح مردم را متاثر مى‏سازند، ولى آن شور و هيجانى كه در پيروان حسين (ع) يافت مى‏شود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد . گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابر مصائب حسين مانند پر كاهى است در مقابل يك كره عظيم پيكر . (19)

 

پى‏نوشت:


1 . على و حسين دو قهرمان اسلام: گابريل انكرى، ترجمه فروغ شهاب، كتاب فروشى زوار، تهران، بى تا، ص 282 .

2 . درسى كه حسين (ع) به انسان‏ها آموخت، سيد عبدالكريم هاشمى نژاد، ص 451 .

3 . تاريخ ملل و دول اسلامى: كارل بروكلمان، ترجمه هادى جزايرى، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران 1364، ص 108 .

4 . عظمت‏حسين بن على (ع) ، تاليف ابوعبدالله زنجانى، ص 44 .

5 . اسلام در ايران، ايليا پاولويچ پطروشفسكى، ترجمه كريم كشاورز، پيام، تهران، 1354، ص 54 .

6 . درسى كه حسين (ع) به انسان‏ها آموخت، ص 448 .

7 . تاريخ تمدن: ارنولد توين بى، ترجمه يعقوب آژند، مولى، تهران، 1368، چاپ سوم، ص 45 .

8 . درسى كه حسين به انسانها آموخت، ص 449 .

9 . پرتويى از عظمت‏حسين (ع) ، لطف الله صافى، 440 .

10 . درسى كه حسين (ع) به انسان‏ها آموخت، ص 448 .

11 . همان، ص 451 .

12 . تاريخ تمدن اسلام، جرجى زيدان، ترجمه على جواهر كلام، امير كبير، تهران، 1372، چاپ هشتم، ص 65 .

13 . تحريف‏شناسى عاشورا در پرتو امام‏شناسى، داود الهامى، مكتب اسلام، قم 1378، ص 130 .

14 . امام حسين (ع) و ايران، كورت فريشلر ترجمه ذبيح الله منصورى، جاودان، تهران، 1355، چاپ دوم، ص 444 .

15 . درسى كه حسين به انسان‏ها آموخت، ص 448 .

16 . همان، ص 447 .

17 . تاريخ اسلام و عرب، امير على، ص 93 .

18 . چهره درخشان حسين بن على (ع) ، على ربانى خلخالى، ص 134 .

19 . درسى كه حسين (ع) به انسان‏ها آموخت، ص 451 .

 

 مجله دیدار آشنا ، اسفند 1381، شماره 33 ، صفحه 22
سيد حسن قريشى