Print this page

غدیر،تجلی‌گاه ولایت کبری و امامت ظاهری و باطنی

امتیاز بدهید
(0 امتیاز)
غدیر،تجلی‌گاه ولایت کبری و امامت ظاهری و باطنی

اعیاد اسلامی، عید غدیر از جایگاهی بی‌نظیر برخوردار است؛ نه از آن رو که صرفاً یک رویداد تاریخی در بازگشت حج‌الوداع است، بلکه بدین جهت که طلیعه‌گاه حقیقتی است فرازمینی و عرفانی به نام «امامت و ولایت».

از نگاه عرفانی و عارفان اسلامی ، غدیر تنها یک نصب ظاهری خلافت نبود، بلکه نمایش «عهد الستی» دیگر بود؛ جایی که حقیقت محمدی (ص) در قالب کلام «مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَهٰذَا عَلِیٌّ مَوْلاَهُ» جامه تن پوشید و «ولایت تکوینی» امیرالمؤمنین علیه‌السلام را بر جان‌های ارواح پیش از ابدان، اعلام کرد.

ولایت عرفانی: طوق زرین بندگی

در اصطلاح اهل معرفت، «ولایت» نه مقامی است که با جبر و انتخاب ظاهری به کسی داده شود، بلکه «نوری است ازلی» که بر سینه‌ی برگزیده‌ای از خلقت می‌تابد.

ابن عربی در فصوص می‌گوید:

آنچه بر آن «ماسوی الله » (غیرِ خدا) گفته یا «جهان » نامیده می‌شود، نسبت به حق مانند سایه برای شخص است . جهان سایۀ خداست و آن عین ِ نسبت ِ وجود به جهان است .(ص ۱۰۱-۱۰۳).

و در حدیث قُرْب نَوَافِل حدیثی قُدسی است که خدا در معراج خطاب به پیامبر(ص) گفت. این حدیث از جایگاه مؤمن نزد خدا و تقرب انسان به خدا به وسیله انجام دادن فرایض (واجبات) و نَوَافل (مستحبات) سخن گفته است. در این حدیث توهین به ولیِّ خدا به منزله جنگ با خدا دانسته شده و خداوند از شتاب برای یاری ولی خود بیش از هر چیزی سخن به میان آورده است. طبق بند دیگری از این حدیث بندهٔ مؤمن به‌وسیله نافله (مستحبات) به من تقرب می‌جوید تا آنجا که من دوستش می‌دارم و چون دوستش دارم، آنگاه گوش او می‌شوم که با آن می‌شنود و چشمش می‌شوم که با آن می‌بیند و زبانش می‌گردم که با آن سخن می‌گوید و دستش می‌شوم که به آن می‌گیرد. اگر بخوانَدَم، اجابتش می‌کنم و اگر خواهشی از من کند، به او می‌دهم.

عارفان مسلمان این تعبیر را حقیقی و آن را شاهدی بر نظریه وحدت وجود و بیانگر مقام فنای در صفات خدا یا فنای فی‌الله دانسته‌اند.

حدیث قرب نوافل با اندکی تفاوت در منابع شیعه و سنی از پیامبر(ص) نقل شده است.(کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۵۲. یا طبرانی، المعجم الاوسط، ۱۴۱۵ق، ج۹، ص۱۳۹.

یا موصلی، مسند ابی‌یعلی، ۱۴۰۸ق، ج۱۲، ص۵۲۰. یا بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۰۱ق، ج۷، ص۱۹۰.)

غدیر، روز آشکار شدن این سِرّ مستور بود. تا پیش از آن، پیامبر (ص) ولایت را در قالب نبوت و رسالت پوشانده بود، اما در غدیر، «ولایت مطلقه» را از زیر پرده نبوت بیرون کشید و بر سریر علی (ع) نشاند.

عارفان گفته‌اند: ولایت، باطن نبوت است و هر پیغمبری، ولی‌الله بوده است، اما هر ولی‌ای پیغمبر نیست. در غدیر، پیامبر اسلام حقیقت ولایت را که در سینه‌ی خود و علی (ع) بود، برای آخرین بار در معرض دید ملک و ملکوت قرار داد. به قول ابوالحسن کسایی مروزی:

بی تولّا بر علی و آل او دوزخ تو راست

خوار و بی تسلیمی از تسنیم و از خلد برین

هر کسی کو دل به نقص مرتضی معیوب کرد

نیست آن کس بر دل پیغمبر مکّی مکین

از این رو، غدیر روز «بیعت عرفانی» است؛ بیعتی که در عالم ذرّ گرفته شده بود و در خم غدیر تجدید شد. هر که با علی (ع) بیعت کرد، در حقیقت با حقیقت محمدی (ص) بیعت کرد و هر که با حقیقت محمدی (ص) بیعت کرد، با ذات احدیت پیمان بست.

امامت باطنی: قطب عالم امکان

امامت در نگاه عرفانی، به مراتب فراتر از رهبری سیاسی یا فقاهت است. امام، «قطب» عالم وجود و واسطه‌ی فیض الهی است. فیضی که از مبدأ اعلی به سوی ممکنات سرازیر می‌شود، نخست بر قلب امام می‌تابد و سپس از آن جا به سایر مراتب هستی منتشر می‌گردد. بدون وجود امام (چه حاضر باشد چه غایب)، نظام هستی فرو می‌ریزد، چنان که در حدیث معروف آمده:

«قَالَ: سَأَلْتُ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَقُلْتُ تَخْلُو اَلْأَرْضُ مِنْ حُجَّةٍ فَقَالَ لَوْ خَلَتِ اَلْأَرْضُ طَرْفَةَ عَیْنٍ مِنْ حُجَّةٍ لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا».(علل الشرایع , جلد۱ , صفحه۱۹۸ ).از حضرت امام رضا علیه السّلام پرسیدم:آیا زمین از حجّت خالی می‌ماند؟ امام علیه السّلام فرمودند: اگر زمین از حجت به قدر چشم بهم زدن خالی بماند اهلش را فرو می‌برد.

غدیر، اعلام رسمی این «قطبیت» برای حضرت علی بن ابی‌طالب (ع) و معصومین بعد از آن بود.

سید فضل الله رضازاده به این حقیقت اشاره می‌کند:

واسطه فیضی تو بین خالق و مخلوق او

بی ولای تو رهی بر خالق غفّار نیست

چو توئی شمس ولایت ای ولیّ امر ما

همچو نور روی تو در بین این انوار نیست

ای ولیّ الله اعظم ای شه دربان ملک

کیست در عالم که محتاج به آن سرکار نیست

امامت عرفانی، یعنی «انسان کامل»؛ آینه‌ای که همه‌ی اسماء و صفات الهی در او به ظهور رسیده است. الان به عنوان امام و دین اکمل برای مردم و جامعه قرار می گیرد.

پس از پیامبر (ص)، علی (ع) کامل‌ترین انسان زمان خود بود. غدیر، روز این کمال و ابلاغ رسمی و علنی آن به خلق بود.

عارفان گفته‌اند: اگر غدیر نبود، مردم گمان می‌بردند که پس از پیامبر، راه به سوی خدا بسته است. اما با نصب علی (ع)، خدا نشان داد که باب ولایت تا ابد گشوده است، هرچند هر دوره‌ای امامی دارد.

شاعران عارف مسلک، همواره غدیر را روز «اتمام حجت» و «اظهار سرّ» دانسته‌اند. جلال الدین محمّد مولوی در دیوان شمس تبریزی خویش گوید:

تا صورت پیوند جهان بود علی بود

تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود

سلطان سخا و کرم و جود علی بود

آن شیر دلاور که ز بهر طمع نفس

در خوان جهان پنجه نیالود علی بود

آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن

کردش صفت عصمت و بستود علی بود

و یا سوزنی سمرقندی گوید:

نگر که دست که بگرفت مصطفی به غدیر

که را امام هُدی خواند و فخر و زین و همام

مرا امام هم از جایگه وصیّ ِ خداست

ز جایگاه نبی، مر ترا امام، کدام؟

پس در نتیجه به تعبیر عرفانی، غدیر روز «ولایت‌پذیری» است؛ نه روز ولایت‌دهی. زیرا ولایت علی (ع) از ازل بوده و تا ابد خواهد بود. آنچه در غدیر رخ داد، پرده‌برداری از این حقیقت بود برای آن‌هایی که چشم باطن بین دارند.

عارف حقیقی کسی است که نه بر اساس تعصب، بلکه بر اساس کشف و شهود، غدیر را روز کامل‌ترین تجلی «انسان کامل» پس از پیامبر(ص) می‌داند.

پایان سخن را با بیتی از شاعر معاصر، قاسم صرافان، مزین می‌کنم که به این ولایت اشاره دارد:

من آمدم به جهان فقط به عشق علی

که دل ببخشم و جان فقط به عشق علی

نه من، که خالق او، شده ست عاشق او

و شد خدای جهان فقط به عشق علی

همان که روز الست قرار و عهد که بست

نوشت بر دلمان فقط به عشق علی

به پرده بود نهان، حقیقتی ازلی

که شد به کعبه عیان فقط به عشق علی

تو ای خدای زمین! تو ای خدای زمان!

گرفتم از تو نشان فقط به عشق علی

عارف می‌داند غدیر هر سال مثل شبهای قدر تکرار می‌شود تا آن‌که چشم دل‌ها باز شود و ببینند که «علی ولی الله» نه شعار که عین واقعیت عرفانی عالم است.

حجت‌الاسلام رسول ملکیان

خوانده شده 2 مرتبه