seyed hossein emamian

seyed hossein emamian

در هر دوره‌ای از تاریخ ملت‌ها، حوادثی رخ می‌دهد که فراتر از یک واقعه سیاسی یا نظامی، به نقطه‌ای برای بازشناسی هویت ملی و اجتماعی تبدیل می‌شوند. این حوادث، ظرفیت‌های پنهان یک ملت را آشکار می‌کنند و نشان می‌دهند که در لحظات سرنوشت‌ساز، چه عاملی می‌تواند یک کشور را از گردنه‌های دشوار عبور دهد.

امسال سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) در شرایطی فرا رسیده است که جامعه ما بیش از گذشته نیازمند بازخوانی اندیشه‌های بنیان‌گذار جمهوری اسلامی است. بسیاری از سخنان و توصیه‌های امام(ره) در سال‌های نخست انقلاب، امروز معنای عمیق‌تری یافته‌اند. ایشان بارها تأکید می‌کردند که مردم، صاحبان اصلی کشور و انقلاب‌اند و هیچ قدرتی بدون اتکاء به مردم نمی‌تواند پایدار بماند.

امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی را نه یک حرکت صرفاً سیاسی، بلکه یک خیزش مردمی می‌دانستند. از نگاه ایشان، رمز پیروزی انقلاب در حضور مردم بود و رمز استمرار آن نیز چیزی جز حفظ همین پیوند میان مردم و نظام نیست. به همین دلیل، هرجا سخن از آینده کشور به میان می‌آمد، امام(ره) نگاه خود را متوجه مردم می‌کردند؛ مردمی که با ایمان، ایثار و فداکاری، بزرگ‌ترین تحولات تاریخ معاصر ایران را رقم زدند.

این نگاه ریشه در تعالیم اسلامی دارد. در منطق قرآن کریم، سرنوشت جوامع زمانی دگرگون می‌شود که خود مردم اراده تغییر داشته باشند. خداوند متعال می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّیٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ». این آیه در حقیقت منشور مسئولیت اجتماعی مسلمانان است. هیچ جامعه‌ای بدون حضور مردم و بدون احساس مسئولیت عمومی به عزت و پیشرفت دست نخواهد یافت.

در طول تاریخ اسلام نیز هرگاه مردم در کنار حق ایستاده‌اند، بزرگ‌ترین پیروزی‌ها رقم خورده است. پیامبر اکرم(ص) با تکیه بر ایمان و حضور مردم جامعه‌ای ساخت که تمدنی بزرگ را بنیان گذاشت. امیرالمؤمنین علی(ع) نیز حکومت را بدون همراهی مردم فاقد معنا می‌دانستند و بارها بر رعایت حقوق مردم و احترام به افکار عمومی تأکید کردند.

در دوران معاصر، انقلاب اسلامی ایران نیز بر همین مبنا شکل گرفت. مردم بودند که در برابر استبداد ایستادند، مردم بودند که انقلاب را به پیروزی رساندند و مردم بودند که در سال‌های دشوار پس از انقلاب، از استقلال و تمامیت ارضی کشور دفاع کردند. هر جا مردم حضور داشتند، کشور پیش رفت و هر جا از ظرفیت مردم غفلت شد، مشکلات و آسیب‌ها افزایش یافت.

یکی از مهم‌ترین درس‌های حوادث سال‌های اخیر نیز همین حقیقت است. در شرایطی که دشمنان این ملت با انواع فشارهای سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای و امنیتی تلاش کردند اراده ملت ایران را تضعیف کنند، بار دیگر روشن شد که مهم‌ترین پشتوانه کشور نه امکانات مادی، بلکه سرمایه انسانی و اجتماعی آن است.

آنچه ایران را حفظ می‌کند، صرفاً تجهیزات و سازوکارهای رسمی نیست؛ بلکه اعتماد مردم، همبستگی ملی، احساس تعلق به میهن و آمادگی برای دفاع از استقلال کشور است. ملت ایران بارها نشان داده است که در بزنگاه‌های تاریخی، اختلاف سلیقه‌ها را کنار می‌گذارد و برای حفظ اصل کشور و منافع ملی متحد می‌شود.

از همین منظر، برخی اندیشمندان از «بیداری تاریخی ملت» سخن گفته‌اند؛ وضعیتی که در آن مردم خود را صرفاً ناظر رویدادها نمی‌بینند، بلکه احساس می‌کنند در قبال سرنوشت کشور مسئولیت دارند. در چنین شرایطی، هر فرد بخشی از راه‌حل می‌شود و جامعه به یک نیروی عظیم و تعیین‌کننده تبدیل می‌گردد.

این حقیقت، مسئولیت مسئولان را نیز دوچندان می‌کند. اگر مردم بزرگ‌ترین سرمایه کشور هستند، باید بیشترین احترام، توجه و خدمت متوجه آنان باشد. مسئولان باید بدانند که اعتماد عمومی به آسانی به دست نمی‌آید و به آسانی نیز از دست می‌رود. عدالت، شفافیت، صداقت، مبارزه با فساد، شایسته‌سالاری و توجه به مشکلات معیشتی مردم، نه صرفاً یک وظیفه اداری، بلکه بخشی از امنیت و اقتدار ملی است.

امروز دشمنان ایران بیش از آنکه به دنبال شکست نظامی باشند، در پی تضعیف امید، اعتماد و انسجام اجتماعی‌اند. آنان به خوبی می‌دانند که ملت متحد، بزرگ‌ترین مانع در برابر اهداف آنان است. از این رو هر اقدامی که موجب افزایش همبستگی ملی شود، در حقیقت گامی در جهت دفاع از کشور محسوب می‌شود.

در چنین فضایی، بازگشت به اندیشه امام خمینی(ره) و رهبر شهید آیت الله خامنه ای(ره) ضرورتی راهبردی است. امامین انقلاب به ما آموختند که مردم را باید باور کرد. آنها به جوانان اعتماد داشتند، به ظرفیت‌های داخلی ایمان داشتند و معتقد بودند که هیچ بن‌بستی برای ملتی که به خدا و توانایی‌های خود تکیه کند، وجود ندارد.

غلامرضا رضایی‌ تربقان

بسم الله الرحمن الرحیم

یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ(آیه ۶۷ سوره مائده)

ای پیغمبر، آنچه از خدا بر تو نازل شد (به خلق) برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و اداء وظیفه نکرده‌ای، و خدا تو را از (شر) مردمان محفوظ خواهد داشت، (و دل قوی دار که) خدا کافران را (به هیچ راه موفقیتی) راهنمایی نخواهد کرد.

* نزول جبرئیل سه بار بر پیامبر(ص) و دستور ابلاغ ولایت

در سفر حجه الوداع در مسیر بازگشت ، جبرییل پیام آور وحی بر رسول خدا(ص) فرود آمد و این آیه را تلاوت کرد ، در بار اول رسول خدا به او فرمودند این مردم تازه اسلام آورده اند و خوف آن دارم که دچار تردید و دو دلی شوند و فرمان مرا اطاعت نکنند!

در روز دوم دوباره جبرئیل بر آن حضرت نازل در حالی که پیامبر اکرم در کنار تالاب و برکه‌ای بودند عرض کرد خدای متعال می‌فرماید ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده را ابلاغ کن و اگر نکنی پیام او را نرساندی آن حضرت در پاسخ فرمودند یا جبرئیل اخشی من اصحابی ان یخالفونی! خوف دارم اصحابم از دستورم سرپیچی کرده و مرا مخالفت نمایند!

برای بار سوم جبرئیل در روز عید غدیر بر آن حضرت نازل شد و عرض کرد خدای متعال می‌فرماید یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و تا آخر آیه را قرائت کرد پیغمبراکرم چون فرمان الهی را شنیدند دستور توقف دادند و ۱۲۰ هزار نفر تجمع کردند و منبری از جهاز شتران درست کردند و خطبه بلیغ و مفصلی خواندند و بنا به دستور الهی حضرت علی را به جانشینی خود منصوب فرمودند.

در آن خطبه حضرت از مردم سوال کردند یا ایها الناس الست اولی بکم منکم؟ آیا من به شما از خود شما سزاوارترم؟ فقالو: بلی یا رسول الله؛ ثم قال: قم یاعلی؛ فقام علی فاخذه بیده فرفعها ثم قال:الا من کنت مولاه فهذا علی مولاه؛ اللهم وال من والا و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله…

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند بلند شو و چون آن حضرت ایستادند دست ایشان را گرفته و بلند کردند و فرمودند بدانید هر کس من مولای اویم پس این علی هم مولای اوست و سپس دعا کردند خدایا دوست بدار هر کس او را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد و یاری کن هر کسی که او را یاری می‌کند و خفیف و سرافکنده کن هر کس او را خفت می‌دهد…

پس از این خطبه مجدداً جبرئیل به پیامبر اکرم نازل شد و عرض کرد خدای متعال می‌فرماید: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا(مائده آیه۳) یعنی امروز دینم را بر شما کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و پذیرش دین اسلام را برای شما راضی و خشنود شدم.

البته پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با اعلام حجه الوداع و دعوت از تمامی مناطق مسلمان نشین برای مناسک حج و احضار امیرالمومنین از یمن برای شرکت در حج و ایراد سخنانی مقدماتی در مسجد خیف خود و مسلمانان را برای این تجمع عظیم آماده کرده بودند و دستور توقف سه روزه از ۱۸ تا ۲۰ ذی‌الحجه دادند و فرمودند همه مسلمانان از زن و مرد با حضرت علی در غدیر خم بیعت کنند و حتی درخواست کردند تا مردم به مناسبت مقام امامت و خلافت امیرالمومنین به ایشان تبریک بگویند.

* تکرار نام امام قائم مهدی (عج) در خطبه غدیریه پیامبر اکرم (ص)

در خطبه غدیر علاوه بر اعلام خلافت و وصایت امیرالمومنین بر امامت اولاد ایشان تا حضرت مهدی تاکید شده و نام آنان برده شده است حتی تصریح می‌فرمایند: (الا ان خاتم الائمه منا القائم المهدی؛ الا انه الظاهر علی الدین، الا انه المنتقم من الظالمین)

همانا آگاه باشید آخرین امام، قائم مهدی از ماست، او بر تمامی ادیان چیره خواهد شد و اوست که از ظالمین انتقام می‌گیرد.

و یا باز می‌فرمایند: معاشر الناس! “النور من الله عز وجل مسلول فی، ثم فی علی ابن ابیطالب، ثم فی نسل منه الی القائم المهدی الذی یاخذ بحق الله و بکل حق هو لنا”

ای مردم نوری از خدا در وجود من است و سپس این نور در علی بن ابیطالب قرار گرفته است و پس از آن این نور در نسل او تا حضرت قائم مهدی قرار گرفته ،کسی که حق خدا را می‌گیرد به هر حقی که از آن ماست همه را اخذ می‌کند.

و یا می‌فرمایند: “فامرت ان آخذ البیعه منکم والصفقه لکم بقبول ما جئت به عن الله عز و جل فی علی امیرالمومنین و الاوصیاء من بعده الذین هم منی و منه امامه فیهم قائمه خاتمها المهدی الی یوم یلقی الله یقدر و یقضی”

پس من مامور شدم از شما بیعت بگیرم و دست دادن شما به معنای قبول کردن هر آنچه از سوی خدا درباره امیرالمومنین و جانشینانش که همگی از من هستند و امامت در آنها است آخرینشان مهدی امامت می‌کند تا روزی که خدا مقدر فرماید و قیامت رخ دهد.

* فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه غدیر

خطبه غدیر پیامبر اکرم بسیار خواندنی و پرنکته است به طوری که بیش از ۲۰۰ فضیلت را آن حضرت برای امیرالمومنین ذکر کرده و تصریح می‌فرمایند: (معاشر الناس! ان فضایل علی ابن ابیطالب عند الله عز و جل و قد انزلها فی القرآن اکثر من احصیها فی مقام واحد)

ای مردم مسلماً فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام در نزد خدا و آنچه در قرآن نازل کرده است بیش از آن است که در یک جلسه بتوان اشاره کرد و به حساب آورد.
حتی تاکید می‌فرمایند: ان الله تبارک و تعالی جعل لأخی علی بن ابیطالب فضائل لا یحصی عددها غیره

یعنی به درستی که خدای تبارک و تعالی برای برادرم علی بن ابی طالب فضائلی قرار داده است که شمار این فضائل را کسی غیر از خدا نمی‌تواند محاسبه کند.
در خطبه غدیر به ده‌ها آیه قرآن کریم برای معرفی و تبیین فضائل امیرالمومنین استناد شده است مثلاً می‌فرمایند: (و ما من علم الا و قد علمته علیا و هو الامام المبین الذی ذکره الله فی سوره یس و کل شیء احصیناه فی امام مبین)
یعنی علمی نیست مگر آنکه آن علم را به علی آموخته‌ام و او امام مبین است همان کسی که خدا او را در سوره یاسین یاد کرده است آنجا که می‌فرماید و شمارش هر چیزی در نزد امام مبین است و تصریح می‌فرمایند امام مبین امیرالمومنین است.
و یا می‌فرمایند: و ما نزلت آیه رضا فی القرآن الا فیه و لا خاطب الله الذین آمنوا الا بدا به ولا نزلت آیه مدح فی القرآن الی فیه ولا شهد الله بالجنه فی هل اتی علی انسان الا له و لا انزلها فی سواه و لا مدح بها غیره)؛ یعنی هیچ آیه رضایتمندی در قرآن نازل نشده است مگر درباره علی علیه السلام است و یا خدا مومنان را خطاب نکرده است الا اینکه اول خطاب آمنو ا اوست و آیه مدح و منقبتی در قرآن نیست مگر درباره علی علیه السلام است و در سوره هل اتی گواهی بهشت نداده الا برای علی علیه السلام و برای هیچکس غیر او نازل نکرده و مدحی نیست مگر برای او!

پیغمبر اکرم در این خطبه بر پیوستگی قرآن و عترت تاکید می‌فرمایند: (معاشر الناس ان علیا و الطیبین من ولدی من صلبه هم الثقل الاصغر و القرآن هو الثقل الاکبر لن یفترقا حتی یرد اعلی الحوض)

ای مردم بدانید علی و فرزندان طاهرین او ثقل اصغر هستند و قرآن نیز ثقل اکبر است این دو از هم جدا نمی‌شوند تا روزی که در قیامت در حوض کوثر بر من وارد شوند.
واقعاً خطبه غدیر مشحون از معارف قرآنی الهی است و هر جمله‌اش جای تعمق دارد و حال آنکه غالباً فکر می‌کنند پیغمبر اکرم در روز عید غدیر فقط همان جمله مشهور من کنت مولا فهذا علی مولاه را فرموده‌اند و حال آنکه حجم بیانات آن حضرت در روز عید غدیر که ساعت‌ها به طول انجامیده است به اندازه یک کتابچه است و جا دارد در متون درسی دانشگاهی و حوزوی به طور اختصاصی به آن پرداخته شود.

با یک بار خواندن هم کفایت نمی‌کند لااقل هر سال در ایام غدیر یک بار کامل این خطبه را بخوانیم و در فرازهای آن تعمق کنیم آن حضرت ابلاغ داستان غدیر را بالاترین و برترین فراز امر به معروف ذکر می‌کنند و می‌فرمایند: الا و ان راس الامر بالمعروف ان تنهوا الی قولی و تبلغوه من لم یحضر

پیغمبر اکرم درباره این خطبه فرمانی ابدی و جاودانه برای همه مسلمانان در همه اعصار صادر می‌فرمایند و تاکید دارند که بایستی مطالب این خطبه را حاضران به غایبان و فرزندان به فرزندان برسانند تا روز قیامت! (فلیبلغ الحاضر الغایب و الوالد الولد)

از خدای متعال مسئلت داریم که توفیق عمل به این وظیفه را عنایت فرماید.

مرتضی نجفی قدسی

در تاریخ اسلام، برخی مناسبت‌ها صرفاً یادآور یک رخداد نیستند، بلکه حامل یک منطق و یک مسیرند؛ مسیری که از «حجّةالوداع» آغاز می‌شود و در «غدیر خم» به نقطه‌ای روشن از تبیین مفهوم ولایت می‌رسد. در آن صحنه تاریخی، مسئله تنها معرفی یک فرد نبود؛ بلکه تثبیت یک اصل بود: امت بدون هدایت الهی و رهبری صالح، در معرض گسست، تفرقه و انحراف قرار می‌گیرد.

غدیر، در حقیقت اعلام یک الگوی پایدار برای اداره جامعه اسلامی بود؛ الگویی که بر پیوند میان ایمان، عدالت، و هدایت مبتنی است. از همین رو، غدیر نه یک حادثه مقطعی، بلکه یک «قاعده» است؛ قاعده‌ای که در هر عصر، به شکلی متناسب با شرایط تاریخی خود، باید استمرار یابد.

در امتداد همین منطق، انقلاب اسلامی ایران نیز در پی احیای مفهوم «ولایت» در عرصه اجتماعی و سیاسی شکل گرفت؛ مفهومی که در اندیشه امام خمینی(ره) نه یک عنوان تشریفاتی، بلکه ستون فقرات نظام اسلامی بود. امام خمینی با تکیه بر همین فهم، ساختاری را بنیان گذاشت که در آن، هدایت دینی و اداره سیاسی در هم تنیده شد و رهبری، نقش صیانت از مسیر امت را بر عهده گرفت.

با ارتحال امام خمینی(ره)، جامعه اسلامی در برابر آزمونی بزرگ قرار گرفت؛ آزمون تداوم یک راه بدون حضور بنیان‌گذار آن. در این نقطه، مجلس خبرگان رهبری با انتخاب حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به عنوان رهبر انقلاب اسلامی، در حقیقت بر استمرار همان منطق غدیر صحه گذاشت؛ منطقِ ضرورت وجود «امامِ امت» برای حفظ انسجام، جهت و هویت جامعه اسلامی.

این انتخاب، صرفاً یک انتقال سیاسی نبود؛ بلکه بازخوانی یک اصل بنیادین بود: اینکه جامعه اسلامی، در هر عصر، برای بقا و بالندگی، نیازمند رهبری‌ای است که هم از متن دین برخیزد و هم در میدان زمانه حضور فعال داشته باشد. از این منظر، همان‌گونه که غدیر استمرار نبوت در قالب امامت را معنا کرد، انتخاب رهبری پس از امام خمینی(ره) نیز استمرار همان مسیر در بستر جمهوری اسلامی بود. نکته قابل تأمل آن است که تقارن معنوی عید غدیر با یاد ارتحال امام خمینی(ره) و انتخاب رهبر معظم انقلاب، نوعی پیوند نمادین میان «اصل ولایت» و «تداوم آن در تاریخ معاصر» را به ذهن متبادر می‌کند؛ پیوندی که نشان می‌دهد مسئله رهبری در اندیشه اسلامی، یک ضرورت مقطعی نیست، بلکه یک سنت الهی در هدایت جامعه انسانی است.

بر این اساس، می‌توان گفت غدیر در تاریخ اسلام آغاز یک منطق بود و انقلاب اسلامی، تلاش برای احیای همان منطق در عصر جدید. و استمرار این مسیر تا امروز، نشان می‌دهد که مفهوم ولایت، نه در گذشته متوقف شده و نه در یک مقطع تاریخی خلاصه می‌شود؛ بلکه جریانی زنده است که هویت امت اسلامی را در گذر زمان حفظ می‌کند.

صدرالله اسماعیل زاده

جمعه, 15 خرداد 1405 13:50

عزت در نگهداری زبان

امام کاظم علیه‌السلام:

اِحْفَظْ لِسانَکَ تَعِزَّ.

زبانت را نگه دار تا عزیز گردی.

الکافی، ج ۲، ص ۱۱۳، ح ۴

آیت‌الله محمدعلی جاودان در گفت‌وگو با پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، با تبیین پیوند ناگسستنی «سرنوشت انسان» با «امامت»، خودسازی و دگرسازی را دو وظیفه اصلی منتظران برای زمینه‌سازی جامعه مهدوی دانسته و راهکارهای عملی برای تقرب به ساحت مقدس حضرت ولی‌عصر(عج) ارائه کرده است.

ما که انتظار فرج داریم، انتظار ظهور حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) را داریم، باید در این راه تلاش کنیم؛ باید تلاش کنیم در راه ایجاد جامعه‌ی مهدوی؛ هم خودسازی کنیم، هم به قدر توانمان، به قدر امکانمان، دگرسازی کنیم و بتوانیم محیط پیرامونی خود را به هر اندازه‌ای که در وسع و قدرت ما است، به جامعه‌ی مهدوی نزدیک کنیم که جامعه‌ی مهدوی، جامعه‌ی قسط است، جامعه‌ی معنویت است، جامعه‌ی معرفت است، جامعه‌ی برادری و اخوّت است، جامعه‌ی علم است، جامعه‌ی عزت است.» ۱۳۹۹/۰۱/۲۱ این جملات بخشی از سخنان حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای(رضوان الله تعالی علیه) است که به مناسبت میلاد حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرحه‌الشریف بیان شده است.

* یکی از توصیه‌های رهبر انقلاب برای ایجاد جامعه مهدوی این است که علاوه بر خودسازی به دگرسازی و اثرگذاری بر جامعه پیرامونی‌مان هم بپردازیم. منظور از دگرسازی چیست و ما چه مقدار درباره اطرافیان خود وظیفه داریم؟ این کار چه آثاری در ایجاد جامعه مهدوی در پی خواهد داشت؟
* بسم الله الرّحمن الرّحیم. اولاً این دگرسازی، حرف قرآن است. قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا (سوره تحریم: آیه۶) خود و وابستگانتان را از آتش جهنم نجات بدهید. پس دستور، دستور قرآن است. ثانیاً باید بدانیم که جهان بر مدار امام عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف می‌گردد؛ همان‌طور که دین بر مدار امام می‌گردد. انسان در قیامت با امامت است که به محشر می‌آید. هیچ‌کس خودش نمی‌آید. به‌اصطلاح قرآن، یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ (سوره اسراء:‌ آیه۷۱) قیامت روزی است که هر کسی را با امامش می‌خوانیم و به محشر می‌آوریم.

ما سرنوشتمان به سرنوشت اماممان وابسته است؛ عقل می‌گوید که تو باید امام خوب انتخاب کنی، امام برحق انتخاب کنی. در آیاتی که روز غدیر خم نازل شد فرمود الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا (سوره مائده: آیه۳) این اسلامی که امروز به امامش رسیده است، این اسلام موردپسند خدای متعال است. رضایت خدا از چنین اسلام و چنین نماز و روزه‌ای است؛ از چنین جهادی است. اسلام بدون امام، مورد رضا و پسند خدای تبارک‌وتعالی نیست.

یک‌بار دیگر هم به مناسبت عصر ظهور می‌فرماید که آن روز، روزی است که وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ (سوره نور: آیه۵۵) دینشان را صاحب قدرت استقرار در زمین قرار می‌دهد؛ یعنی در زمان حضرت ولیعصر دینی که بر جهان غالب می‌شود و حکومت خواهد کرد دینی است که خدا از آن راضی است.

در صدر اسلام فرمود که امروز که علی علیه‌السلام به‌عنوان جانشین پیامبر معرفی شد این دینتان دین مورد رضای خداوند شد. این دین مورد رضای خدا در زمان ظهور حضرت حجت، بر جهان حکومت خواهد کرد؛ دینی که در آن هیچ ظلمی وجود ندارد.

سال ۶۱ هجری قمری دولتی که اسمش اسلامی بود برای قتل‌عام خاندان پیامبر، یک لشکر فرستاده است. سال بعد لشکر فرستاده است برای قتل‌عام مردم مدینه. سال بعد لشکری فرستاده است برای تخریب و سوزاندن خانه‌ی خدا؛ خب این دین دیگر مورد رضای خدا نیست. اگر شما دین مورد رضای خدا را از دست بدهی به چنین دینی می‌رسی با خلافت یزید، با استانداری مغیره و عمروعاص. پلیدترین مردمان آن روزگار، حاکمان دولت مثلاً اسلامی بر کشور اسلام هستند.

* برای اینکه دینمان مورد رضایت خدا و جامعه‌مان یک جامعه مهدوی باشد و به انحرافاتی که در زمان بعد از پیامبر اتفاق افتاد دچار نشویم، چه باید بکنیم؟
* ما باید بکوشیم هر چه بیشتر به نظراتی که از اماممان به ما رسیده است، در زندگی شخصی و در اجتماع نزدیک‌تر باشیم تا به آن دین موردپسند نزدیک‌تر شویم. اگر شما رفتارت، اعمالت، اخلاقت، سخنانت و همه‌چیزت در راه رضای خدا باشد، دینت به فضل خدا موردپسند خداوند متعال قرار خواهد گرفت و این خوب شدن اعمال شما بدون هیچ مقدمه‌ای در تمام جوانب زندگی‌ شما نفوذ خواهد کرد؛ خانه‌ی شما می‌شود خانه‌ی موردپسند اسلام و خانواده شما می‌شوند خانواده موردپسند اسلام. این همان دگرسازی است که از خانواده شروع می‌شود و بعد هم به دوستان و نزدیکان تسری می‌یابد. گستردگی این دگرسازی به این بستگی دارد که همت و توانایی آدم چقدر باشد.

اصلاً امکان ندارد که شما اهل آن مرام و مکتبی که مورد رضای خداست باشی و در خانه آرام بنشینی و دنبال دگرسازی نباشی. اگر دنبال رضایت خدا باشی باید خودت را به آب‌وآتش بزنی برای اینکه دنیای اطرافت را با اعمال خودت به رنگ خود دربیاوری.

به‌طور طبیعی هم اگر شما اعمال و رفتارت خوب باشد اطرافیانت خوب می‌شوند و خوبی‌ها نفوذ می‌کنند؛ بنابراین دگرسازی به‌طور طبیعی اتفاق خواهد افتاد البته شما هم باید کوشش بکنید.

این امکان ندارد برای کسی که به دینی که خدا به آن دین راضی است رسیده است، اطرافیان و جامعه‌ی خودش را رها کند به حال خودشان؛ او تا حدی که جان در بدن دارد برای آن‌ها کوشش می‌کند؛ بی‌قرار می‌کوشد و از سر و جان مایه می‌گذارد. راحتی طلب نمی‌کند. همه‌اش فکر مردم دیگر است که آن‌ها را هم از فقر، نادانی و گناه و ستم نجات بدهد.

* رهبر شهید انقلاب می‌فرمایند: «این آرامش روانیِ ناشی از انتظار فرج، این اطمینان نفْسی را که انسان دارد که نفْس او و دل او تلاطم ندارد، می‌شود افزایش داد؛ به‌وسیله‌ی دعا، به‌وسیله‌ی استغاثه، به‌وسیله‌ی مناجات با پروردگار ... یا راز و نیاز کردن با ائمّه‌ی هدیٰ (علیهم السّلام).» چگونه می‌توانیم زندگی خود را مورد رضایت امام زمان قرار دهیم و با ایشان بهتر ارتباط برقرار کنیم؟
* خداوند متعال در قرآن می فرماید نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ (سوره اسراء:‌ آیه۷۱) اصلاً راه شما همان راهی است که امامتان رفته است. شما پشت سر او که بروید تازه امام را یافته‌ای.

وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ. در دعای روزهای ماه شعبان دارد کسی که به شما چسبیده باشد به آن سعادت و هدف اعلی می‌رسد؛ اگر امامش را یافته باشد همه‌ی خوبی‌ها را یافته است. یکی از آن خوبی‌ها نشرش است؛ که برای نشر آن‌ها شبانه‌روز می‌کوشد. زندگی‌اش آزاد و بی‌مسئولیت نمی‌گذرد. دقیق، طبق قاعده با عشق و علاقه برای اطرافیانش می‌کوشد. اصلاً امکان ندارد که یک روزی برایش بگذرد و غصه‌ی دیگران را نخورد و برای درستی زندگی آن‌ها و رفتار و اعمال و افکارشان نکوشد. 

استاد ما می‌فرمود شیعه مثل کسی است که آتش در دست گرفته است. کسی که آتش‌گرفته چگونه دنبال آب می‌گردد؟ شیعه آن‌گونه است. کسی که امامش را یافته به‌گونه‌ای زندگی‌اش تغییر می‌کند که همه زندگی‌اش می‌شود کوشش برای اصلاح دیگران.

* مهم‌ترین توصیه بزرگان و علما برای ارتباط و توسل به امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف چیست؟
* ببینید بزرگان و علمای گذشته می‌گفتند که امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف در تمام شبانه‌روز به فکر شماست. اگر ما یک روزی مورد فراموشی امام زمانمان بشویم، ما را فراموش کند ما دیگر اصلاً وجود نخواهیم داشت؛ ایشان همیشه به فکر شماست. آن بزرگواران می‌گفتند که اقلاً ده دقیقه در روز را شما هم به یاد ایشان باشید. دعاها و راه‌های خوبی هم برای ما گفته‌اند. این زیارت آل یاسین یک زیارت بسیار خوبی است. برای برآورده شدن حاجات هم می‌توانید این زیارت را بخوانید و عمل کنید به آن.

همچنین بهترین دعایی که در قنوت‌های نمازتان می‌توانید بخوانید صلوات است؛ که البته اگر عجل فرجهم هم به دنبالش داشته باشد خیلی قیمتش بیشتر می‌شود. این یک دعای به‌ظاهر کوچک است که حتماً مستجاب است. اگر در قنوت‌تان یک صلوات بفرستید این مقدار از نماز شما حتماً موردقبول است. اگر تمام قنوت شما صلوات با عجل فرجهم باشد تمام قنوت قبول است.

هر چه شما از ایشان در رکوع‌ها، در سجودها، در قنوت‌ها بیشتر یاد کنید و صلوات بفرستید و اصلاً اصل صلوات را برای فرج بفرستید و نیّت‌تان این باشد، قیمت پیدا می‌کند. آن صلوات که خیلی قیمت دارد خیلی قیمت بالاتری پیدا می‌کند. این‌که ما از حضرت حجت یاد می‌کنیم، این می‌شود بهترین ساعت زندگی ما. از این کار شما امام زمانتان راضی است، خدا راضی است و پیغمبر راضی است. خیلی آن بزرگواران به این دعا برای فرج علاقه‌مند هستند. اگر ما یک کاری بخواهیم بکنیم که یقین داریم امام زمان از آن راضی است، این است که برای فرج ایشان دعا کنیم؛ حالا این را شما تبدیل کنید به یک صلوات به‌قصد فرج. این بهترین نتایج را برای شخص شما به بار می‌آورد، بهترین نتایج را برای ساختمان و شخصیت شما به بار می‌آورد ان‌شاءالله.

حضرت آیت‌الله شهید امام خامنه‌ای(قدس‌الله نفسه الزکیه) در ابتدای جلسات درس خارج فقه خود، به شرح یک حدیث اخلاقی پرداخته بودند. «اجتناب از گناهان» موضوع شرح حدیثی اخلاقی از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلّی ‌الله ‌علیه ‌و آله‌ و سلّم است که فیلم و متن آن در ذیل منتشر شده است. متن بیانات رهبرِ شهید که در این فیلم مشاهده می‌کنید به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین

والثانیه از جمله‌ی وصایای نبی مکرم صلّی ‌الله ‌علیه ‌و آله‌ و سلّم به امیرالمؤمنین الورع دومین وصیت آن بزرگوار ورع است. ورع یعنی اجتناب و پرهیز. که مراد پرهیز از گناه است. اجتناب از گناهان. که اساس قضیه هم همین است.

کسانی که اهل معنویت و سلوک و معرفتند توصیه‌شان به همه‌ی ماها این است که در درجه‌ی اول انسان از گناه پرهیز کند. والا به جا آوردن واجبات و مستحبات و این چیزها در حالی که با گناه همراه باشد اثر کمی دارد. آن چیزی که راه ضایع شدن و حبط شدن اعمال را می‌گیرد ترک گناهان است. لذا می‌فرمایند ورع.

که در آن خطبه‌ی معروف شعبانیه هم هست که حضرت سؤال کردند بعد از خطبه از پیغمبر که بهترین کارها در این ماه چیست فرمود الورع عن محارم اللّه. ولا تجترع علی خیانت ابدا. دنباله‌ی ورع را که ذکر می‌کنند می‌فرمایند هرگز گستاخی خیانت را به خودت نده.

معلوم می‌شود که ورع یعنی پرهیز از خیانت. خیانت هم فقط خیانت در اموال مردم نیست. همه‌ی آنچه که در اختیار ماست امانت الهی است. خیانت چشم هست، خیانت دست هست، خیانت زبان هست، خیانت نیت هست، اینها همه‌اش خیانت است.

اگر ورع بر اعمال انسان و رفتار انسان حاکم باشد هیچ خیانتی از انسان سر نخواهد زد که همین خیانت‌های مربوط به جوارح و جوانح انسان است.

حضرت آیت‌الله شهید امام خامنه‌ای(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) در بیاناتی سرشار از عشق و ارادت به حضرت ولی‌عصر(عج)، از نیاز ملّت به دعای آن امام همام سخن گفتند.

حضرت آیت‌الله شهید خامنه‌ای(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه): «ای امام زمان، ای مهدی موعودِ محبوب این امّت، ای سلاله‌ی پاک پیامبران و ای میراث‌بر همه‌ی انقلابهای توحیدی و جهانی! ملّت ما با یاد تو و با نام تو از آغاز خو گرفته است و لطف تو را در زندگی خود و در وجود خود آزموده است. ای بنده‌ی شایسته‌ی صالح خدا! ما امروز محتاج دعایی هستیم که تو از آن دل پاک الهی و ربّانی و از آن روح قدسی برای پیروزی این ملّت و پیروزی این انقلاب بکنی و به دست قدرتی که خدا در آستین تو قرار داده است، به این ملّت و راه این امّت کمک بفرمایی.

عَزیزٌ عَلَینا اَن نَری الخَلقَ وَ لاتُری؛ ای امام زمان! برای ما خیلی سخت است که در این جهان، در این طبیعت بی‌پایان که متعلّق به صالحان است، متعلّق به بندگان خدا است، دشمنان خدا را ببینیم، آثار وجود دشمنان خدا را لمس بکنیم امّا تو را نبینیم و از نزدیک فیض حضور تو را زیارت نکنیم.» ۱۳۵۹/۰۴/۰۶

ویژگی‌های فقهی و سیاسی امام خمینی (ره) و مبانی نهضت ایشان

حضرت امام در زمان آغاز نهضت خود در سال ۱۳۴۲، شخصیتی برجسته و شناخته‌شده در عرصه‌های فقهی و سیاسی حوزه علمیه بودند. ایشان از ابتدای دوران حکومت رضاشاه، دارای تجربیات و فعالیت‌های سیاسی بودند. ورود ایشان به قم و آشنایی با چهره‌های انقلابی و متعهدی چون مرحوم شهید مدرس، تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری شخصیت سیاسی امام خمینی (ره) گذاشت.

تبیین نظریه ولایت فقیه و تعاملات سیاسی

در سال ۱۳۲۲، حضرت امام با انتشار کتاب «کشف الاسرار» و انتقاد از حکومت پهلوی، نظریه ولایت فقیه (حکومت اسلامی) را مطرح کردند. این اثر، از کتاب‌های تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران محسوب می‌شود. همچنین، ایشان ارتباط نزدیکی با آیت‌الله کاشانی داشتند و وقایع نهضت ملی شدن نفت را از نزدیک تجربه و رصد کردند که این امر موجب کسب تجربیات ارزشمند برای ایشان گردید.

راهبرد تحول در حوزه‌های علمیه

به نظر می‌رسد حضرت امام معتقد بودند که برای ایجاد انقلاب و تحول جدی در ایران، نیازمند ایجاد تغییر و تحول در حوزه‌های علمیه و تربیت روحانیون متعهد هستیم. از این رو، ایشان در بازه زمانی سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰، تمرکز ویژه‌ای بر اصلاح ساختار حوزه‌های علمیه و تربیت شاگردان و طلاب داشتند که از اقدامات مهم و راهبردی آن دوران به شمار می‌رود.

آغاز مبارزات سازمان‌یافته و تبعید امام

پس از سال ۱۳۴۰ و با رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی، باب جدیدی از مبارزات روحانیون با محوریت حضرت امام خمینی (ره) علیه نظام سیاسی حاکم گشوده شد. این جریان مبارزاتی با طرح لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی (لایحه کاپیتولاسیون) توسط دولت وقت پهلوی و تلاش برای حذف قسم نمایندگان به قرآن آغاز گردید و تا زمان تبعید حضرت امام به شکل مستمر و با محوریت ایشان ادامه یافت.

حضرت امام در زمانی که نهضت خود را آغاز کردند، از نظر علمی از فضلای برجسته حوزه علمیه قم محسوب می‌شدند. ایشان از حدود ۳۳ یا ۳۴ سالگی به عنوان یکی از علمای برجسته شناخته می‌شدند و از سال ۱۳۲۳، بنا بر تقاضای برخی از فضلای جوان، تدریس درس خارج فقه و اصول خود را آغاز کردند. این دوره تدریس مستمر تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت و نقش بسزایی در تربیت نسل جدیدی از طلاب و علمای مبارز ایفا نمود.

تجربه سیاسی و آشنایی با تحولات جهانی

حضرت امام در آغاز نهضت، علاوه بر جایگاه فقهی و مرجعیت، شخصیتی سیاسی با تجربه و آگاه به مسائل جامعه ایران و جهان اسلام بودند. ایشان با علمای مبارزی که در جنگ جهانی اول در عراق علیه استعمار فعالیت می‌کردند، در قم دیدار و گفت‌وگو داشتند و از تجربیات آن‌ها آگاهی کامل داشتند. این تعاملات، عمق دیدگاه سیاسی و اجتماعی ایشان را نشان می‌داد.

بنابراین، حضرت امام خمینی (ره) در سال ۱۳۴۲، زمانی که نهضت خود را آغاز کردند، دارای شخصیتی جامع و متشکل از ابعاد فقهی، علمی و سیاسی بودند. این شخصیت تأثیرگذار، بعدها در طول مبارزات، محوریت خود را در صحنه‌های سیاسی ایران و جهان اسلام تثبیت کرد و جایگاه رفیع و بی‌بدیلی در تاریخ معاصر و مبارزات مردم ایران کسب نمود.

وحدت دین و سیاست؛ از مبانی فکری تا تحقق عملی در رهبری امام

برای درک چگونگی پیوند مرجعیت دینی و رهبری سیاسی در اندیشه امام، باید به این اصل بنیادین توجه داشت که از نظر ایشان، سیاست بر دین مبتنی است و این دو هرگز از یکدیگر جدا نیستند. حکومت در نگاه ایشان، نه یک هدف، بلکه ابزاری برای گسترش توحید و تحقق ارزش‌های الهی در ساختار جامعه است. وقتی مرجع دینی احکام و آموزه‌های اسلام را برای مردم تبیین می‌کند، تحقق این آموزه‌ها مستلزم وجود حکومتی است که در راستای همان ارزش‌ها حرکت کند.

بنابراین، در اندیشه سیاسی امام، مفهوم «جدایی دین از سیاست» نه تنها وجود نداشت، بلکه ایشان این تفکیک را یکی از بزرگترین انحرافات جهان اسلام می‌دانستند؛ انحرافی که با توطئه استعمارگران در دوران معاصر شکل گرفت و متأسفانه در ذهن برخی از دینداران نیز جای گرفت. ایشان این رویکرد را یکی از جدی‌ترین آسیب‌های وارد شده به جوامع اسلامی و حوزه‌های علمیه قلمداد می‌کردند. از همین رو، حضرت امام هم با تکیه بر دانش فقهی خود در برابر این تفکر انحرافی ایستادگی کردند و هم با حضور فعال در عرصه‌های سیاسی، همراهی ناگسستنی دین و سیاست را به نمایش گذاشتند.

چرا روشنفکران همواره به دین متوسل شده‌اند؟

بسیج اجتماعی توده مردم، از ارکان بنیادین هر انقلاب سیاسی-اجتماعی به شمار می‌رود؛ چرا که انقلاب، در حقیقت نوعی تحول عمومی و فراگیر با اهداف مشخص است که مستلزم ورود بخش گسترده‌ای از جامعه به فرآیند تغییر، همراهی با رهبری و مطالبه‌ی یک نظام سیاسی جدید است.

در تاریخ معاصر ایران، نهاد دین و طبقه روحانیت، همواره از توانمندی ویژه‌ای در ایجاد بسیج سیاسی-اجتماعی برخوردار بوده‌اند. این قدرتِ بسیج‌گری، از دوران فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی آغاز شد و به یکی از ویژگی‌های متمایز این طبقه تبدیل گردید؛ ویژگی‌ای که برخلاف روشنفکران (به عنوان طبقه نوظهور آن دوران)، از آن بی‌بهره بودند. به همین سبب، در بسیاری از جنبش‌های سیاسی ایران، روشنفکران برای دستیابی به توان بسیج توده‌ها، به نهاد دین متوسل شدند؛ چنان‌که در جریان انقلاب مشروطه، نقش محوری ایجاد بسیج اجتماعی بر عهده علما و روحانیون بود. هرچند در آن دوره اختلافاتی پدید آمد که به شکست مشروطه انجامید، اما کارکرد بسیج‌گریِ دین به عنوان یک ویژگی ساختاری در جامعه ایران حفظ شد.

این فرآیند در نهضت حضرت امام (ره) به اوج خود رسید. از سال ۱۳۴۱ به بعد، وظیفه بسیج سیاسی-اجتماعی با رهبری و محوریت ایشان و توسط روحانیت انجام گرفت. در این میان، زیربنای اصلی این حرکت، دینداری، عدالت‌خواهی و گرایش ذاتی مردم ایران به ارزش‌های اسلامی بود. وقتی جامعه‌ای با چنین هویت دینی و اشتیاق به حاکمیت ارزش‌های الهی وجود دارد، رهبران دینی با تکیه بر جایگاه معنوی خود، می‌توانند بسیج اجتماعی موثری ایجاد کنند. در نهایت، پیوند میان مبانی نظری استوار، رهبری صحیح و بهره‌گیری از تمایلات دینی جامعه، منجر به شکل‌گیری انقلاب اسلامی شد.

نهضت امام خمینی(ره)؛ پیوند مرجعیت دینی و کنش سیاسی

جایگاه راهبردی جمهوری اسلامی؛ از تشکیل نظام مشروع تا تحقق تمدن نوین

مهم‌ترین دستاورد حضرت امام (ره) در دوران معاصر، ایجاد یک حکومت اسلامی مشروع بر پایه مبانی اصیل دینی در سپهر جهانی بود. با توجه به جایگاه بی‌بدیل نهضت ایشان در جهان اسلام، می‌توان دوران معاصر را به دو بازه زمانی «پیش و پس از نهضت» تقسیم کرد؛ چرا که انقلاب اسلامی و مولود اصلی آن، یعنی نظام جمهوری اسلامی، پارادایمی نوین در تاریخ سیاسی معاصر رقم زد.

پس از گذشت پنج دهه از تشکیل این نظام، اهمیت و جایگاه اثرگذار این حکومت در سطح منطقه و جهان بیش از پیش آشکار شده است. جمهوری اسلامی توانسته است به جایگاه یک قدرت راهبردی دست یابد و در تقابل با قدرت‌های جهانی، همچون ایالات متحده آمریکا، ایستادگی کند. اگرچه ماهیت تقابل‌های سیاسی در طول زمان تغییر کرده است، اما در سطحی بنیادین، این درگیری همواره بر محور تقابل میان «حق و باطل» استوار بوده است.

در واقع، دستاورد اصلی حضرت امام، فراتر از یک تغییر سیاسی، ایجاد یک انقلاب سیاسی-اجتماعی عظیم و در پی آن، تأسیس حکومتی دینی و مشروع بود. وجود چنین حکومتی برای تحقق اهدافی چون بسط ارزش‌های الهی در جامعه، بیداری جهان اسلام، زمینه‌سازی برای ظهور حضرت ولی‌عصر (عج) و نیز ایجاد تمدن اسلامی نوین، از ضروریات است. این مقدس‌ترین مأموریت‌ها، از طریق رهبری هوشمندانه، بسیج سیاسی-اجتماعی توده‌ها و همراهی بی‌دریغ ملت ایران توسط حضرت امام محقق گشت.

امید است که با پیروی از منویات و دستورات رهبر انقلاب، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در مسیر ایشان گام برداریم و بدانیم که مسیر پیموده شده توسط جمهوری اسلامی، از نخستین روزهای پیروزی تا به امروز، همان مسیر اصیل انبیا و ائمه (علیهم السلام) است که تنها راه دستیابی به تعالی و حقیقت می‌باشد.

اعیاد اسلامی، عید غدیر از جایگاهی بی‌نظیر برخوردار است؛ نه از آن رو که صرفاً یک رویداد تاریخی در بازگشت حج‌الوداع است، بلکه بدین جهت که طلیعه‌گاه حقیقتی است فرازمینی و عرفانی به نام «امامت و ولایت».

از نگاه عرفانی و عارفان اسلامی ، غدیر تنها یک نصب ظاهری خلافت نبود، بلکه نمایش «عهد الستی» دیگر بود؛ جایی که حقیقت محمدی (ص) در قالب کلام «مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَهٰذَا عَلِیٌّ مَوْلاَهُ» جامه تن پوشید و «ولایت تکوینی» امیرالمؤمنین علیه‌السلام را بر جان‌های ارواح پیش از ابدان، اعلام کرد.

ولایت عرفانی: طوق زرین بندگی

در اصطلاح اهل معرفت، «ولایت» نه مقامی است که با جبر و انتخاب ظاهری به کسی داده شود، بلکه «نوری است ازلی» که بر سینه‌ی برگزیده‌ای از خلقت می‌تابد.

ابن عربی در فصوص می‌گوید:

آنچه بر آن «ماسوی الله » (غیرِ خدا) گفته یا «جهان » نامیده می‌شود، نسبت به حق مانند سایه برای شخص است . جهان سایۀ خداست و آن عین ِ نسبت ِ وجود به جهان است .(ص ۱۰۱-۱۰۳).

و در حدیث قُرْب نَوَافِل حدیثی قُدسی است که خدا در معراج خطاب به پیامبر(ص) گفت. این حدیث از جایگاه مؤمن نزد خدا و تقرب انسان به خدا به وسیله انجام دادن فرایض (واجبات) و نَوَافل (مستحبات) سخن گفته است. در این حدیث توهین به ولیِّ خدا به منزله جنگ با خدا دانسته شده و خداوند از شتاب برای یاری ولی خود بیش از هر چیزی سخن به میان آورده است. طبق بند دیگری از این حدیث بندهٔ مؤمن به‌وسیله نافله (مستحبات) به من تقرب می‌جوید تا آنجا که من دوستش می‌دارم و چون دوستش دارم، آنگاه گوش او می‌شوم که با آن می‌شنود و چشمش می‌شوم که با آن می‌بیند و زبانش می‌گردم که با آن سخن می‌گوید و دستش می‌شوم که به آن می‌گیرد. اگر بخوانَدَم، اجابتش می‌کنم و اگر خواهشی از من کند، به او می‌دهم.

عارفان مسلمان این تعبیر را حقیقی و آن را شاهدی بر نظریه وحدت وجود و بیانگر مقام فنای در صفات خدا یا فنای فی‌الله دانسته‌اند.

حدیث قرب نوافل با اندکی تفاوت در منابع شیعه و سنی از پیامبر(ص) نقل شده است.(کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۵۲. یا طبرانی، المعجم الاوسط، ۱۴۱۵ق، ج۹، ص۱۳۹.

یا موصلی، مسند ابی‌یعلی، ۱۴۰۸ق، ج۱۲، ص۵۲۰. یا بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۰۱ق، ج۷، ص۱۹۰.)

غدیر، روز آشکار شدن این سِرّ مستور بود. تا پیش از آن، پیامبر (ص) ولایت را در قالب نبوت و رسالت پوشانده بود، اما در غدیر، «ولایت مطلقه» را از زیر پرده نبوت بیرون کشید و بر سریر علی (ع) نشاند.

عارفان گفته‌اند: ولایت، باطن نبوت است و هر پیغمبری، ولی‌الله بوده است، اما هر ولی‌ای پیغمبر نیست. در غدیر، پیامبر اسلام حقیقت ولایت را که در سینه‌ی خود و علی (ع) بود، برای آخرین بار در معرض دید ملک و ملکوت قرار داد. به قول ابوالحسن کسایی مروزی:

بی تولّا بر علی و آل او دوزخ تو راست

خوار و بی تسلیمی از تسنیم و از خلد برین

هر کسی کو دل به نقص مرتضی معیوب کرد

نیست آن کس بر دل پیغمبر مکّی مکین

از این رو، غدیر روز «بیعت عرفانی» است؛ بیعتی که در عالم ذرّ گرفته شده بود و در خم غدیر تجدید شد. هر که با علی (ع) بیعت کرد، در حقیقت با حقیقت محمدی (ص) بیعت کرد و هر که با حقیقت محمدی (ص) بیعت کرد، با ذات احدیت پیمان بست.

امامت باطنی: قطب عالم امکان

امامت در نگاه عرفانی، به مراتب فراتر از رهبری سیاسی یا فقاهت است. امام، «قطب» عالم وجود و واسطه‌ی فیض الهی است. فیضی که از مبدأ اعلی به سوی ممکنات سرازیر می‌شود، نخست بر قلب امام می‌تابد و سپس از آن جا به سایر مراتب هستی منتشر می‌گردد. بدون وجود امام (چه حاضر باشد چه غایب)، نظام هستی فرو می‌ریزد، چنان که در حدیث معروف آمده:

«قَالَ: سَأَلْتُ اَلرِّضَا عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَقُلْتُ تَخْلُو اَلْأَرْضُ مِنْ حُجَّةٍ فَقَالَ لَوْ خَلَتِ اَلْأَرْضُ طَرْفَةَ عَیْنٍ مِنْ حُجَّةٍ لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا».(علل الشرایع , جلد۱ , صفحه۱۹۸ ).از حضرت امام رضا علیه السّلام پرسیدم:آیا زمین از حجّت خالی می‌ماند؟ امام علیه السّلام فرمودند: اگر زمین از حجت به قدر چشم بهم زدن خالی بماند اهلش را فرو می‌برد.

غدیر، اعلام رسمی این «قطبیت» برای حضرت علی بن ابی‌طالب (ع) و معصومین بعد از آن بود.

سید فضل الله رضازاده به این حقیقت اشاره می‌کند:

واسطه فیضی تو بین خالق و مخلوق او

بی ولای تو رهی بر خالق غفّار نیست

چو توئی شمس ولایت ای ولیّ امر ما

همچو نور روی تو در بین این انوار نیست

ای ولیّ الله اعظم ای شه دربان ملک

کیست در عالم که محتاج به آن سرکار نیست

امامت عرفانی، یعنی «انسان کامل»؛ آینه‌ای که همه‌ی اسماء و صفات الهی در او به ظهور رسیده است. الان به عنوان امام و دین اکمل برای مردم و جامعه قرار می گیرد.

پس از پیامبر (ص)، علی (ع) کامل‌ترین انسان زمان خود بود. غدیر، روز این کمال و ابلاغ رسمی و علنی آن به خلق بود.

عارفان گفته‌اند: اگر غدیر نبود، مردم گمان می‌بردند که پس از پیامبر، راه به سوی خدا بسته است. اما با نصب علی (ع)، خدا نشان داد که باب ولایت تا ابد گشوده است، هرچند هر دوره‌ای امامی دارد.

شاعران عارف مسلک، همواره غدیر را روز «اتمام حجت» و «اظهار سرّ» دانسته‌اند. جلال الدین محمّد مولوی در دیوان شمس تبریزی خویش گوید:

تا صورت پیوند جهان بود علی بود

تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود

سلطان سخا و کرم و جود علی بود

آن شیر دلاور که ز بهر طمع نفس

در خوان جهان پنجه نیالود علی بود

آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن

کردش صفت عصمت و بستود علی بود

و یا سوزنی سمرقندی گوید:

نگر که دست که بگرفت مصطفی به غدیر

که را امام هُدی خواند و فخر و زین و همام

مرا امام هم از جایگه وصیّ ِ خداست

ز جایگاه نبی، مر ترا امام، کدام؟

پس در نتیجه به تعبیر عرفانی، غدیر روز «ولایت‌پذیری» است؛ نه روز ولایت‌دهی. زیرا ولایت علی (ع) از ازل بوده و تا ابد خواهد بود. آنچه در غدیر رخ داد، پرده‌برداری از این حقیقت بود برای آن‌هایی که چشم باطن بین دارند.

عارف حقیقی کسی است که نه بر اساس تعصب، بلکه بر اساس کشف و شهود، غدیر را روز کامل‌ترین تجلی «انسان کامل» پس از پیامبر(ص) می‌داند.

پایان سخن را با بیتی از شاعر معاصر، قاسم صرافان، مزین می‌کنم که به این ولایت اشاره دارد:

من آمدم به جهان فقط به عشق علی

که دل ببخشم و جان فقط به عشق علی

نه من، که خالق او، شده ست عاشق او

و شد خدای جهان فقط به عشق علی

همان که روز الست قرار و عهد که بست

نوشت بر دلمان فقط به عشق علی

به پرده بود نهان، حقیقتی ازلی

که شد به کعبه عیان فقط به عشق علی

تو ای خدای زمین! تو ای خدای زمان!

گرفتم از تو نشان فقط به عشق علی

عارف می‌داند غدیر هر سال مثل شبهای قدر تکرار می‌شود تا آن‌که چشم دل‌ها باز شود و ببینند که «علی ولی الله» نه شعار که عین واقعیت عرفانی عالم است.

حجت‌الاسلام رسول ملکیان

چهارشنبه, 13 خرداد 1405 00:33

علت پس نگرفتن فدک توسط اهل بیت(ع)؟!

مطالبه فدک از سوی فاطمه زهرا سلام الله علیها و امیرالمومنین علیه السلام بیش از آنکه جنبه اقتصادی داشته باشد، برای دفاع از حقانیت ولایت و جلوگیری از انحراف پس از پیامبر(ص) بود. از این‌رو، پس از گذشت آن مقطع تاریخی، بازپس‌گیری فدک سودی نداشت و ائمه(ع) نیز با بی‌اعتنایی به منافع مادی، بر اهداف بزرگ‌تر دینی و اجتماعی تمرکز کردند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در مطلب پیش رو به پرسش و پاسخی در موضوع «علت پس نگرفتن فدک توسط اهل بیت(ع)» پرداخته شده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

* چرا امام علی(ع) و امام رضا(ع) که مدّتی در راس حکومت بودند فدک را برنگرداندند؟!

پاسخ اجمالی:

امام علی(ع) فدک را برای تثبیت مسأله ولایت و جلوگیری از خطوط انحرافی بعد از پیامبر(ص) می خواست، که این امر واقع نشد و وقت آن گذشت؛ علی (ع) عملا نشان داد که فدک را به عنوان یک وسیله درآمد و منبع اقتصادی نمی خواهد، اکنون که کار از کار گذشته و فدک بیشتر چهره مادی پیدا کرده، گرفتن آن چه فایده ای دارد؟ ضمن اینکه هر گاه اهل بیت شروع به مبارزه می کردند، حاکمان جور دوباره فدک را از آنها می گرفتند.

پاسخ تفصیلی:

از مسائل بسیار قابل توجه این که هیچ یک از امامان اهل بیت(علیهم السلام) بعد از غصب نخستین، هرگز در امر فدک دخالت نکردند، نه علی(علیه السلام) در دوران حکومتش در این امر دخالتی کرد و نه امامان دیگر، و افرادی مانند عمر بن عبدالعزیز و یا حتی مأمون خلیفه عباسی، پیشنهاد کردند که به یکی از ائمه اهل بیت(علیهم السلام) بازگردانده شود و این واقعاً سؤال انگیز است که این موضع گیری در برابر مسأله فدک به چه علت بود؟ چرا علی(علیه السلام) در زمانی که تمام کشور اسلام زیر نگین او بود این حق را به صاحبان اصلی بازنگردانید؟

در پاسخ این سؤال مهم تاریخی می گوییم:
امام امیرمؤمنان(علیه السلام) در همان کلام کوتاهش همه گفتنی ها را گفته است، آن جا که می فرماید: «آری، از آنچه در زیر آسمان دنیاست تنها فدک در دست ما بود، عده ای نسبت به آن بخل ورزیدند، ولی در مقابل گروه دیگری سخاوتمندانه از آن صرفنظر کردند و بهترین داور و حاکم خداست، مرا با فدک و غیر فدک چه کار در حالی که فردا به خاک سپرده خواهیم شد».

آن بزرگوار عملا نشان داد که فدک را به عنوان یک وسیله درآمد و منبع اقتصادی نمی خواهد و آن روز هم که فدک از ناحیه او و همسرش مطرح بود برای تثبیت مسأله ولایت و جلوگیری از خطوط انحرافی در زمینه خلافت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) بود، اکنون که کار از کار گذشته و فدک بیشتر چهره مادی پیدا کرده، گرفتن آن چه فایده ای دارد؟[همین نکته درباره سایر ائمه نیز وجود دارد، ضمن اینکه گرفتن فدک توسط ائمه دست آنها را در مبارزه با خلفای جور می بست؛ چرا که هر زمان می خواستند مبارزه کنند، خلفا فدک را مسترد می داشتند (همان گونه که در ماجرای پس گرفتن فدک از طرف ابوجعفر خلیفه عباسی از بنی الحسن در تاریخ آمده است که بعد از قیام بعضی از آنها بر ضد دستگاه خلافت، فدک را از همه گرفت) لذا گرفتن فدک نه ثمره مادی داشت نه معنوی.]

سیّد مرتضی علم الهدی عالم و محقق بزرگ شیعه در این زمینه سخنی پر معنا دارد، می گوید: هنگامی که امر خلافت به علی(علیه السلام) رسید درباره بازگرداندن فدک خدمتش سخن گفتند، فرمود:

«اِنِّی لاَسْتَحْیِی مِنَ اللهِ اَنْ اَرُدَّ شَیْئاً مَنَعَ مِنْهُ اَبُوبَکْر وَ اَمْضاهُ عُمَرُ»(1)؛ (من از خدا شرم دارم که چیزی را که ابوبکر منع کرد و عمر بر آن صحه نهاد، به صاحبان اصلیش بازگردانم!).

در حقیقت با این سخن هم بزرگواری و بی اعتنایی خود را نسبت به فدک به عنوان یک سرمایه مادی و منبع درآمد، نشان می دهد و هم مانعین اصلی این حق را معرفی می کند!(2)، (3)

پی نوشت:

(1). ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، جلد 16، صفحه 252 .
(2). و هم احتمال اختلاف اندازی و ماجراجویی طرفداران غاصبین فدک داده می شد.
(3). گردآوری از کتاب: زهرا(ع) برترین بانوی جهان‏، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی، انتشارات سرور، قم، 1388 ه.ش، ص 121.

احادیث