seyed hossein emamian
پاسخ امام هادی علیهالسلام به ۱۰ سوال بزرگترین دانشمند اهلسنت
«یحیی بن اکثم» بزرگترین دانشمند اهل سنت و مهمترین قاضی عصر مامون در بصره بود. وی در احتجاج با امام هشتم علیهالسلام شکست خورد. همچنین در حضور مامون، در مناظره با امام جواد علیهالسلام نیز مغلوب گردید و هر دو یقین کردند که علم و سیادت از مختصات خاندان علوی است. گرچه «یحیی بن اکثم» متوجه شده بود که علم امام، هرگز با علم بشر عادی قابل مقایسه نیست، لکن چون شکستهای سابق او موجب خفّت و کسر شأن او شده بود، همواره سعی میکرد تا روزی انتقام شکستهای سابق خود را از امام بعدی بگیرد. پس از شهادت امام جواد علیهالسلام در مجلسی حضرت هادی علیهالسلام را ملاقات کرد و سوالات لاینحل خود را بدین شرح از آن حضرت پرسید، بلکه بتواند حضرت را در مناظره علمی شکست دهد. اما حضرت به تمام سوالات او پاسخ داد.
اما سوالات او بدین شرح بود:
سوال اول:
در مورد آیه شریفه «قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ [نمل/۴۰] (اما) کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت گفت، من آن را پیش از آنکه چشم بر هم بزنی نزد تو خواهم آورد». پرسید: «سلیمان تخت بلقیس را خواست و آصف بن برخیا، تخت را پیش از آنکه سلیمان چشم بر هم زند حاضر کرد، چگونه سلیمان که پیغمبر بود، بر علوم آصف بن برخیا بیاطلاع بود و خود نتوانست تخت را حاضر کند؟حضرت پاسخ داد: حضرت سلیمان(علیهالسلام) خود میتوانست این عمل را انجام دهد، لکن خواست عظمت آصف بن برخیا را بر مردم روشن سازد و خلیفه و جانشین پس از خود را که از نظر علمی بر تمام مردم برتری داشت را معرفی کند. آصف بن برخیا خلیفه و جانشین سلیمان بود و هر چه علم و دانش داشت از مکتب نبوت سلیمان گرفته بود و این سنت پیغمبران بوده است که جانشینان خود را با علم و افضلیت معرفی کنند.
سوال دوم:
در آیه شریفه «وَ رَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلَی الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً [یوسف/۱۰۰] و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همه به خاطر او به سجده افتادند». چرا یعقوب با اینکه پیغمبر بود بر یوسف سجده کرد در حالیکه سجده و خضوع و خشوع مخصوص پروردگار است.حضرت پاسخ داد: سجده یعقوب برای یوسف نبود، بلکه به شکرانه ملاقات با فرزند گم کرده خود، خدای آفریننده را سجده کرد، چرا که پس از سالیان درازی چشم پدری که خبر مرگ فرزند را شنیده بود به دیدار او روشن شد و این سجده مانند سجده ملائکه برای آدم (علیهالسّلام) است. ملائکه در حقیقت بر آدم سجده نکردند، بلکه به منظور اطاعت و شکرگزاری در برابر بزرگترین خلقت حق سجده نمودند.
سوال سوم:
در آیه شریفه «فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ فَسْئَلِ الَّذِینَ یَقْرَؤُنَ الْکِتابَ مِنْ قَبْلِک [یونس/۹۴] اگر در آنچه بر تو نازل کردهایم تردید داری از آنها که پیش از تو کتب آسمانی را میخوانند سؤال کن». مخاطب این آیه کیست؟ آیا مخاطب پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) است و او در کتاب آسمانی خود شک کرده بود؟ یا مخاطب کس دیگریست؟ و از چه کسی باید سؤال کند؟حضرت پاسخ داد: «این آیه خطاب به شخص پیغمبر(صلیاللهعلیهوآله) است؛ البته آن حضرت در هیچ یک از آیات قرآن شک و تردید نداشته است، ولی چون برخی میگفتند: چرا خداوند کسی از فرشتگان را به عنوان پیامبر مبعوث نکرد؛ این آیه خطاب به پیغمبر و برای آنهاست که از کسانی که از کتب آسمانی اطلاع دارند، بپرس و خواهی دانست که تمام پیغمبرانی که پیش از تو فرستادیم همه از نوع و جنس خود آن امت بودند و مانند مردم زندگی میکردند و در اجتماعیات شرکت داشتند و با مردم معاشرت داشتند و با وقوف بر کتب گذشته آسمانی این شک و تردید از دل سائلین بر طرف شد.
سوال چهارم:
در آیه شریفه «وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیم [لقمان/۲۷] اگر آنچه روی زمین از درختان است قلم شوند، و دریا برای آن مرکب گردد، و هفت دریا به آن افزوده شود، اینها همه تمام میشوند اما کلمات خدا پایان نمیگیرد، خداوند عزیز و حکیم است». آن هفت دریا که اگر آب آنرا برای شرح کلمات خدا به کار برند خشک میشود، در حالیکه هنوز کلمات و آثار او بیان نشده کدام است؟حضرت پاسخ داد: «دریاهای هفتگانه عبارتند از:
۱. عین کبریت، «دریای کبریت»
۲. عین برهوت، «دریای مدیترانه»
۳. دریای طبریّه در فلسطین
۴. دریای حمئه و آن دریایی است که خاکش سیاه و آبش گرم است و مراد دریاچه «آلبرت» یا ویکتوریاست که زیر خط استوا واقع شده است.
۵. دریای «مارسیدان» یا «مارسودان» که در سودان حبشه است.
۶. دریای «افریقیه»
۷. دریای «سجرون».
و مراد از «کلمات الله» ما ائمه جانشینان پیغمبر خدا(صلیاللهعلیهوآله) هستیم که فضایل ما تمام شدنی نیست.
سوال پنجم:
در آیه شریفه «وَ فِیها ما تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْیُنُ وَ أَنْتُمْ فِیها خالِدُون [زخرف/۷۱] و در آن (بهشت) آنچه دل میخواهد و چشم از آن لذت میبرد وجود دارد، و شما در آن همیشه خواهید ماند». اگر در بهشت هر چه خوردنی و هر چه دیدنی وجود دارد برای لذت است، چرا در آنجا خداوند آدم را از شجره گندم نهی و به جرم آن معاقب گردانید و او را از بهشت رانده و به دنیا فرستاد؟حضرت پاسخ داد: «چون خداوند متعال با آدم(علیهالسلام) پیمان بسته بود که پیرامون حسد نگردد و نزدیک شجره گندم نرود، ولی چون آدم تحت تأثیر حوّا قرار گرفت و از گندم خورد، به جرم عدم اطاعت از فرمان خدا از بهشت رانده شد و اما منظور از لذت نفس و التذاذ چشم، خوردن و خفتن و دفع کردن (توالت رفتن) مانند دنیا نیست؛ بلکه منظور، لذت معنوی و روحانی است.
سوال ششم:
در آیه شریفه «أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْراناً وَ إِناثاً وَ یَجْعَلُ مَنْ یَشاءُ عَقِیماً إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیر [شوری/۵۰] یا اگر اراده کند پسر و دختر هر دو به آنها میدهد و هر کس را بخواهد عقیم میگذارد». در این آیه ازدواج مرد با مرد جایز دانسته شده و اگر چنین است، چرا خداوند متعال قوم لوط را به سبب همین عمل شنیع، مورد عقاب و عتاب سختی قرار داد؟حضرت در پاسخ فرمود: تمام این آیه چنین است. «لِلّهِ مُلْکُ السَّمواتِ و الأرضِ. یَخْلُقُ ما یَشاءُ، وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ اناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکورَ أوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْراناً و اناثاً وَ یجْعَلُ مَنْ یَشاءُ عَقیماً، انَّه علیمٌ قدیرٌ». یعنی: آسمان و زمین از آن پروردگار است، اوست که به هر که بخواهد میبخشد و هر که را بخواهد خلق میکند، به هر که بخواهد دختر میدهد و به هر که اراده کند پسر عنایت میفرماید تا با یکدیگر ازدواج کنند و در تزویج هر که را خواست عقیم و نازا و یا ولود و کثیر الأولاد میسازد». لکن نابخردان برخی از آیات را سر و ته میخوانند و مردم را به انحراف میکشانند.
سوال هفتم:
در آیه شریفه «َشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ [طلاق/۲] دو مرد عادل از خودتان را گواه بگیرید». در چه صورتی شهادت یک زن به تنهایی پذیرفته میشود، در حالیکه از شرایط شهادت رجولیت و عدالت است؟حضرت در پاسخ فرمود: یگانه زنی که شهادت او به تنهایی پذیرفته میگردد، قابله است که در امور زنانگی شهادت او مورد قبول است، آنهم با شرط تراضی طرفین، ولی در صورت عدم رضایت، باید دو زن شهادت دهند و اگر آنهم کفایت نکند، باید طبقهای از زنان شهادت دهند.
سوال هشتم:
در مورد فرمایش امیرالمومنین علی بن ابیطالب(علیهالسلام) که فرمود: «خنثی، اگر از مجرای رجولیت بول کرد، در بردن ارث، ملحق به مردان میشود و اگر از مجرای زنانه بول کرد در بردن ارث به زنان ملحق خواهد شد». از آنجا که شهادت این مطلب از خودش مسموع نیست، آیا تشخیص اینکار با مرد خواهد بود یا زن؟ اگر مرد باشد و بر آلت زنانه او نگاه کند یا زن باشد و بر آلت مردانه او نظر افکند عمل حرام انجام داده، با این حال راه تشخیص چیست؟حضرت پاسخ داد: باید تنی چند از عدول امت در آینهای که مقابل او گذاشته میشود، نظر افکنده و مجرای بول او را تشخیص دهند تا مرد و زن بودن خنثی معین شود.
سوال نهم:
درباره گوسفند موطوئه(گوسفندی که با آن نزدیکی شده است) و مشتبه تکلیف ما چیست؟
حضرت فرمود: اگر گوسفند موطوئه شناخته شود او را ذبح کنند و در آتش اندازند و اگر راهی برای تشخیص آن پیدا نکردند، میتوانند با قید قرعه گوسفند مشتبه را از گله خارج نمایند، آنگاه ذبح کرده و در آتش بسوزانند تا سایر گوسفندان از آسیب سوختن مصون بمانند.
سوال دهم:
علت آشکارا خواندن قرائت در فریضه صبح و آهسته خواندن آن در نماز ظهر و عصر چیست با اینکه هر دو جز صلاه یومیه هستند؟حضرت جواب داد: از آنجا که موقع نماز صبح هوا تاریک است و کسی نمازگذار را نمیبیند، حکم شد که بلند بخواند و نماز ظهرین را که همه میبینند آهسته خواندن آن ارجح است.در اینجا سوالات یحیی بن أکثم خاتمه یافت و او به جواب آنها رسید و به عظمت علمی حضرت هادی(علیهالسلام) اعتراف کرد. برخی از مورخین معتقدند که یحیی ابتدا این سوالات را از «موسی مبرقع» فرزند امام جواد(علیهالسلام) پرسید و چون موسی نتوانست پاسخ بگوید، به او گفت: برو از برادرت علی النقی(علیهالسلام) سوال کن و جوابها را برای من بیاور.۱
پینوشت:
۱. بحارالانوار، ج۵۰، ۱۶۲.
رمی، اظهار تنفّر است و جمره مجسّمهی شیطان
تفصیلِ داستان تمثیل شیطان، در روایتی بیان شده که در ذیل، به ترجمهی روان آن اشاره و سپس، اصلِ متن روایت بهطور کامل بیان میشود:
موقعی که حضرت ابراهیم(ع) فرزندش اسماعیل(ع)را برای قربانی آورد، پیرمردی در مقابل حضرت ابراهیم(ع) مجسّم شد و گفت: قصد و نیّت تو چیست؟ حضرت ابراهیم(ع) فرمودند: میخواهم این غلام را ذبح کنم.
پیرمرد گفت: خیلی عجیب است؛ تو میخواهی بچّه ای را قربانی کنی که یک چشم برهمزدن گناهی مرتکب نشده است؟!
حضرت ابراهیم(ع)گفتند: وای بر تو! من از پیش خود اینکار را انجام نمیدهم؛ خدا دستور چنین کاری را به من داده است و به صورت وحی به گوش من خورده که فرزندم را ذبح کنم.
شیطان برای اینکه او را منصرف کند، قسم خورد و گفت: آن کسی که این کار را به تو امر کرده، شیطان بوده است.
ابراهیم(ع)فرمودند: نه! اینکار شیطان نیست؛ به خدا قسم من دیگر با تو حرف نمیزنم و مزاحم من نشو.سپس تصمیم بر ذبح فرزند گرفت.
شیطان گفت: تو رهبر مردم هستی و مردم به تو اقتدا می کنند، اگر تو فرزندت را بکشی، مردم از تو یاد می گیرند و فرزندانشان را به قتل میرسانند!
حضرت ابراهیم(ع)چون قسم خورده بود که با او حرف نزند، دیگر با او حرف نزد.
حضرت ابراهیم(ع) رو به طرف اسماعیل(ع)کرد تا او را ذبح کند.
شیطان فوراً خود را به هاجر، مادر حضرت اسماعیل(ع) رساند.
هاجر(ع)وسط مسجدالحرام ایستاده بود و به کعبه نگاه میکرد و مشغول ذکر بود. اتفاقاً از دور شَبه حضرت ابراهیم و اسماعیل(ع) را می دید.
شیطان به او گفت: این شَبَهی که از دور میبینی چیست؟
هاجر گفت: این شوهرم حضرت ابراهیم(ع) است. شیطان گفت: آن بچّهای که در مقابل او ایستاده، چه کسی است؟
گفت: آن فرزندم اسماعیل است.
شیطان گفت: من دیدم که حضرت ابراهیم بچّه را خوابانده و کارد را در دست گرفته تا فرزندش را بکشد.
هاجر گفت: تو دروغ میگویی؛ ابراهیم مهربانترین انسانهاست و هرگز چنین کاری نمی کند!
شیطان گفت: قسم به پروردگار آسمان و زمین و کعبه، که او در حال کشتن فرزندش میباشد؛ دیدم بچه را خوابانده و کارد دست اوست.
سپس گفت: میدانی چرا حضرت ابراهیم فرزندش را ذبح می کند؟ زیرا ابراهیم عقیده دارد که خدا به او امر کرده فرزندش را ذبح کند.
هاجر جواب داد: اگر ابراهیم عقیدهاش این است، بر او واجب است که امر خدا را اطاعت کند و فرزندش را ذبح نماید و اگر امر خدا باشد، منِ مادر نیز راضی هستم.
بنابر این، شیطان از مادر و پدر اسماعیل مأیوس شد.
در بعضی از روایات، بیان شده که شیطان، به سراغ حضرت اسماعیل(ع) نیز می رود و حضرت اسماعیل(ع) هم به او جواب منفی میدهد.
«وَأَقْبَلَ شَیْخٌ فَقَالَ یَا إِبْرَاهِیمُ مَا تُرِیدُ مِنْ هَذَا الْغُلَامِ قَالَ أُرِیدُ أَنْ أَذْبَحَهُ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ تَذْبَحُ غُلَاماً لَمْ یَعْصِ اللَّهَ طَرْفَةَ عَیْن فَقَالَ إِبْرَاهِیمُ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِی بِذَلِکَ فَقَالَ رَبُّکَ یَنْهَاکَ عَنْ ذَلِکَ وَ إِنَّمَا أَمَرَکَ بِهَذَا الشَّیْطَان فَقَالَ لَهُ إِبْرَاهِیمُ وَیلَکَ إِنَّ الَّذِی بَلَّغَنِی هَذَا الْمَبْلَغَ هُوَ الَّذِی أَمَرَنِی بِهِ وَ الْکَلَامُ الَّذِی وَقَعَ فِی أُذُنِی فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ مَا أَمَرَکَ بِهَذَا إِلَّا الشَّیْطَانُ فَقَالَ إِبْرَاهِیمُ لَا وَ اللَّهِ لَا أُکَلِّمُکَ ثُمَّ عَزَمَ إِبْرَاهِیمُ عَلَى الذَّبْحِ فَقَالَ یَا إِبْرَاهِیمُ إِنَّکَ إِمَامٌ یُقْتَدَى بِکَ وَ إِنَّکَ إِن ذَبَحْتَهُ ذَبَحَ النَّاسُ أَوْلَادَهُمْ فَلَمْ یُکَلِّمْهُ وَ أَقْبَلَ إِلَى الْغُلَامِ وَ اسْتَشَارَهُ فِی الذَّبْحِ ... وَ لَحِقَ إِبْلِیسُ بِأُمِّ الْغُلَامِ حِینَ نَظَرَتْ إِلَى الْکَعْبَةِ فِی وَسَطِ الْوَادِی بِحِذَاءِ الْبَیْتِ فَقَالَ لَهَا مَا شَیْخٌ رَأَیْتُهُ قَالَتْ إِنَّ ذَلِکَ بَعْلِی قَالَ فَوَصِیفٌ رَأَیْتُهُ مَعَهُ قَالَتْ ذَلِکَ ابْنِی قَالَ فَإِنِّی رَأَیْتُهُ وَ قَدْ أَضْجَعَهُ وَ أَخَذَ الْمُدْیَةَ لِیَذْبَحَهُ فَقَالَتْ کَذَبْتَ إِنَّ إِبْرَاهِیمَ أَرْحَمُ النَّاسِ کَیْفَ یَذْبَحُ ابْنَهُ قَالَ فَوَ رَبِّ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ رَبِّ هَذَا الْبَیْتِ لَقَدْ رَأَیْتُهُ أَضْجَعَهُ وَ أَخَذَ الْمُدْیَةَ فَقَالَتْ وَ لِمَ قَالَ یَزْعُمُ أَنَّ رَبَّهُ أَمَرَهُ بِذَلِکَ قَالَتْ فَحَقٌّ لَهُ أَنْ یُطِیعَ رَبَّه»
از این روایت استفاده می کنیم که حتّی پیغمبر خدا، آن هم یک پیغمبر اولواالعزم و قهرمان توحید، وقتی بخواهد امر خدا را امتثال کند، شیطان به سراغ او می رود و از او نیز مأیوس نیست؛ تا بهگونه ای امر خدا عصیان شود! ولی او چون پیغمبر خداست، و هاجر(ع)چون تربیت شدهی حضرت ابراهیم(ع)است، و اسماعیل(ع) چون در مکتب ابراهیم(ع)بزرگ شده، هر سه به شیطان جواب منفی میدهند.
بنابر این، رمی جمرات در موسم حج، به ما مسلمانان میفهماند که در طول عمر، هر عبادتی که بخواهیم انجام دهیم، شیطان بر سر راه ماست و از انجام خیر ممانعت می کند و اوّلین کسی که مانع انجام خیر میشود، شیطان است.
حاجی چون برای ملاقات با خدا به حج رفته است، وقتی میخواهد برای زیارت از منا به مکّه برود، شیطان مانع توجّه او میشود؛ برای رفع این مانع، ابتدا باید سراغ جمرهی عقبه برود. طبق روایات، جمرهی عقبه، مجسّمهی شیطان است. باید این دشمن از سر راه برداشته شود، تا انسان موفّق به عبادت گردد؛ این پیام رمی است.
رمی، اظهار تنفّر است و جمره مجسّمهی شیطان؛ پس انسانها با رمی، از شیطانی که بر سر راه آنها قرار می گیرد تا عبادت نکنند، اظهار تنفّر میکنند، تا بتوانند عبادت پروردگار را بدون مانع، انجام دهند.
اهمیت دعا برای برطرف شدن مشکلات
حدیثی از امام صادق (ع) در کتاب شریف الکافی:
«عَنْ سَیْفٍ اَلتَّمَّارِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَقُولُ: عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّکُمْ لاَ تَقَرَّبُونَ بِمِثْلِهِ وَ لاَ تَتْرُکُوا صَغِیرَةً لِصِغَرِهَا أَنْ تَدْعُوا بِهَا إِنَّ صَاحِبَ اَلصِّغَارِ هُوَ صَاحِبُ اَلْکِبَارِ».
امام صادق(ع) فرمودند:
شما را سفارش میکنم به دعا کردن؛ زیرا با هیچ چیز مانند دعا به خداوند متعال نزدیک نمیشوید و دعا کردن برای هیچ امر کوچکی را، به خاطر کوچک بودنش رها نکنید؛ زیرا حاجتهای کوچک نیز به دست همان کسی است که حاجتهای بزرگ به دست اوست.
کافی،ج ۲، ص ۴۶۷
پیام «رمی» و «رجم»
رسانی حج، محال است حضرت باریتعالی، بدون حکمت دستور دهد که هر روز، هفت ریگ به این ستونها بزنیم! این کار قطعاً پیامی دارد. گاهی از رمی، تعبیر به «رجم» نیز میشود. یکی از رسوم عرب این است که وقتی میخواهند از چیزی اظهار تنفّر کنند، گاهی لفظی اظهار تنفّر میکردند و گاهی عملی. تنفّر لفظی عبارت از «لعن» است؛ مثلاً خداوند متعال، ظالم را در قرآن لعن کرده است:
﴿أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمینَ ﴾
معنای این لفظ، آن است که گوینده، می خواهد با این جمله، از هر ظالمی اظهار تنفّر کند و طرد «لفظی» است. طرد «عملی» این بود که آنها ریگ بر میداشتند و پرتاب می کردند؛ مثلاً به طرف قبر شخصی که برای تخریب کعبه جاسوسی کرده بود، ریگ می زدند. یا بعدها که ابولهب به درک واصل شد، مسلمانان سر قبر ابولهب می رفتند و ریگ می زدند، تا عملاً اظهار کنند که از ابولهب و کارهای او نفرت دارند. یا در زمان حضور ائمّهی اطهار(ع)، شیعیان بر سر قبر معاویه می رفتند و ریگ می زدند و اینگونه عملاً اظهار تنفّر می کردند.
بنابراین، رمی یعنی «سنگ زدن» و پیام این سنگ زدن، «اظهار تنفّر» است. یکی از قوانین فقهی در اسلام، «رجم کردن» است. فقط در یک مورد دستور به رجم وجود دارد و آن، جایی است که مرد زندار با زن شوهرداری از راه نامشروع، ارتباط برقرار کنند و مرتکب عمل منافی عفّت شوند! در این صورت، دستور است که تا نصف بدن آنان را درگودال خاکی بگذارند و آنقدر با سنگ بر آنها بزنند، تا جان دهند؛ یعنی مسلمانان با رجم کردن، از این عمل زشت که منشأ آن، «خباثت» نفس این زن و مرد است، عملاً اظهار تنفّر نمایند. بدترین گناهِ عملی از نظر اسلام همین است، و بدترین کیفر، یعنی رجم نیز برای آن در نظر گرفته شده است.
اَیامِ تَشْریقْ عنوانی برای روزهای ۱۱ تا ۱۳ ذی الحجه
درباره دلیل نامگذاری ایام تشریق، در منابع لغوی و دینی آمده است که گوشت قربانی را برای استفاده نیازمندان و مستمدان، زیر آفتاب خشک میکردهاند تا از بین نرود و این کار، نیاز به حرارت و نور کافی خورشید داشته است.
به نقلی دیگر از آنجا که تنها وقتی خورشید میدمیده قربانی را آغاز میکردهاند، این ایام بدین نام خوانده شده و عرب جاهلی در مناسک خود، خطاب به کوه ثبیر واقع در منا میگفته است: «ای ثبیر از نور خورشید برافروز (اَشرِق ثبیر) تا قربانی کنیم.» و قربانی را زمانی انجام میدادند که خورشید میدمید».
از امام صادق(ع) نقل شده است که مشرکان در روزهای تشریق پس از پایان مناسک حج در منا گرد میآمدند و از پدران خویش یاد و بدانها فخرفروشی میکردند. به همین سبب، مسلمانان مأمور شدند که در آن هنگام ذکر خدا کنند.
فقهای امامیه در این مسئله بر دو گروه بودهاند. نظر رایج و مشهور آنان این بوده که در منطقه منا، قربانی کردن از روز عید قربان تا پایان ایام تشریق جایز است ولی در خارج از این منطقه، تنها روز عید و دو روز اول ایام تشریق (۱۱ و ۱۲ ذی حجه) میتوان قربانی کرد.
برخی دیگر از فقهای امامیه معتقدند که قربانی کردن تا پایان ماه ذیحجه مجاز است، هرچند انجام آن در روز عید قربان احوط است و در صورت انجام ندادن در این روز، انجامش در سه روز ایام تشریق، بهتر و به احتیاط نزدیکتر است.
از دیگر واجبات حج در ایام تشریق، رمی جمرات و بیتوته کردن حاجیان در منا تا نیمه شب این ۳ روز است. بر طبق روایات و متون فقهی، از آداب خاص ایام تشریق ذکر تکبیر پس از وعدههای نماز است. دربارهٔ نحوهٔ تکبیر گفتن و زمان آن میان فقیهان اختلافاتی دیده میشود.
برخی زمان آن را در منا از نماز ظهر عید قربان تا طلوع فجر آخرین روز تشریق و برخی بعد از نماز ظهر روز عید تا طلوع فجر چهارمین روز دانستهاند. حتی برخی آن را از ظهر عید تا طلوع فجر روز دوم تشریق گفتهاند.
چند حادثه مهم در این ایام در تاریخ روایت شده است. از رخدادهای مهم در ایام تشریق، قرائت سوره برائت برای حاجیان در مراسم حج توسط حضرت علی(ع) به فرمان حضرت رسول(ص) در سال ۹ق است.
انعقاد پیمان عقبه دوم در روز دوم تشریق از سال ۱۳ بعثت است که میان پیامبر(ص) با گروهی از انصار بسته شد و زمینهٔ هجرت آن حضرت به مدینه را فراهم آورد.
اسرار نهان در رمی جمرات
یکی از اعمال واجب در سرزمین منا، سنگباران کردن نمادین شیطان است. این عمل در روز دهم ذی الحجه (عید قربان)، در مورد «جمره عقبه» (محل سنگباران سوم) و با هفت سنگ انجام میشود و در روز یازدهم و دوازدهم ذی الحجه در مورد «جمره اولی و وسطی و عقبه» و برای هر کدام با هفت سنگ انجام میشود.
بخشی از اسرار آن عبارت است از:
مبارزه با شیاطین
سنگباران شیطان، شیوه ابراهیمی در مبارزه است؛ چنان که گذشت شیطان بر ابراهیم(علیهالسّلام) ظاهر شد و جبرئیل به ابراهیم دستور داد که او را با هفت سنگ بزند. سپس در محل دوم و سوم ظاهر شد و ابراهیم(علیهالسّلام) هر بار، با هفت سنگ او را مورد حمله قرار داد. این عمل ابراهیم (علیهالسّلام)، آموزهای برای همه نسلها است که با شیطان (و شیطان صفتان دنیا) مبارزه کنند. پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نیز هنگامی که روز عید قربان از مشعر به منا رفت، نزد جمره عقبه آمده و آن را با هفت سنگ زد. این امر در اسلام نیز سنت گردیدو همین گونه در مورد جمره اول و دوم عمل کرد.
صاحب کیمیای سعادت مینویسد: «اما انداختن سنگ، مقصود وی (حج گزار) اظهار بندگی است، بر سبیل تعبد محض، و دیگر تشبه به ابراهیم(علیهالسّلام)، پس اگر در خاطر تو آید که شیطان وی را پیدا آمد و مرا پیدا نیامده است، بیهوده سنگ چه اندازم؟ بدان که این خاطر تو را، شیطان پیدا آمد. سنگ بینداز تا پشت وی بشکنی که پشت وی بدان شکسته شود».
مولا محسن فیض کاشانی مینویسد: باید بدانی که این خیال از شیطان است و او آن را در دل تو انداخته تا ارادهات را در رمی جمرات سست گرداند و به دلت اندازد که این کاری بیهوده و شبیه بازی کودکان است که نباید به آن مشغول شوی!! لیکن تو باید با جدیت و کوشش در رمی، او را از پیش خود برانی و دماغش را به خاک بمالی و بدانی که تو در ظاهر سنگ به سوی عقبه میاندازی؛ اما در واقع سنگ بر چهره شیطان میزنی و پشت او را میشکنی، زیرا خواری و مقهوریت شیطان جز با تعظیم و امتثال امر الهی و به مجرد فرمان او _بی آنکه عقل و نفس در آن دخالتی داشته باشد_ حاصل نمیشود.
مبارزه با شیطان درون
امام صادق(علیهالسّلام) فرمود: «در رمی جمرات، شهوات و پستیها و صفات نکوهیده را از خود دور کن آنها را با تیر سنگ خویش هدف قرار ده».
[|آیت الله جوادی آملی] مینویسد: «اگر مساله رمی جمرات و سنگ زدن به جمرهها مطرح است، در حقیقت دیو درون و بیرون را رمی کردن و شیطان انس و جن را راندن است، تا انسان فرشته نشود، شیطان از حریم او بیرون نمیرود. اگر فرشته خوی شد، آن گاه است که از گزند شیطنت مصون میماند.
چیست رمی الجمار نزد خرد نفس اماره سنگسار کنند «رمی جمرات یک تمرین عملی هدفدار و سازنده برای زنده نگه داشتن روح مبارزه، مجاهدت با صفات زشت شیطانی، زدودن اوهام و وسوسههای ابلیسی، رذایل و مفاسد اخلاقی و رفع شرک و آلودگی از درون وجود آدمی و محیط زندگی است.
سر طهارت در رمی
براساس فرموده امام صادق(علیهالسّلام)، مستحب است حاجیان در هنگام رمی جمرات، با طهارت باشند؛ یعنی با حالت وضو یا غسل بوده و از ناپاکیهای معنوی به دور باشند. آری کسی بهتر میتواند شیطان پلید را براند که خود پلید و ناپاک نباشد.
پاکی از گناهان
در حدیثی از پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) حکایت شده است: «حج گزار هنگامی که رمی جمرات میکند، از گناهانش خارج میشود».
در حدیث دیگری از امام صادق(علیهالسّلام) نقل شده است حاجیان با هر سنگی که میزنند، گناه کبیرهای از آنها برطرف میشود.
آری کسی که شیطان را از خود براند، از پلیدیها به دور میشود و به لطف الهی پرونده گذشته او نیز پاک میگردد.
کسب نورانیت در مبارزه با شیطان
پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرموده است: «هنگامی که رمی جمرات کردی، آن برای تو نوری در رستاخیز خواهد بود».
آری هر کس شیطان را از خود دور سازد، از تاریکی گمراهی میرهد و به خدا نزدیک میشود و نورانی میگردد که خدا نور آسمانها و زمین است.
مبارزه مستمر با شیطان
«در منطقه جمرات، شیطان بر آن شد که آدم را فریب دهد؛ ولی موفق نگردید، بعدها شیطان در سه منطقه تصمیم گرفت تا ابراهیم و اسماعیل و هاجر را گمراه کند؛ ولی از مایوس شدن ابراهیم (و دست برداشتن او از وظیفه قربانی فرزند)، در همان مرحله اول پشیمان گشت.
شناخت، لازمه «حج خالصانه»
به نقل از حضرت آیت الله جوادی آملی؛ شناخت، لازمه «حج خالصانه»است.
انسان باید بفهمد تا به اندازه معرفتش؛ اقدام خالصانه داشته باشد. انسان باید بداند که در حج چه خبر است تا حج را با خلوص انجام دهد.
اگر اسرار حج را نداند هر اندازه هم خلوص داشته باشد خلوص او بسته و محدود است، ولی وقتی به اسرار حج آگاه باشد خلوص او مشروح و بازتر میشود. لذا قبل از مسأله نیت و اخلاص، انس به اسرار حج لازم است تا انسان اعمال صوری و ظاهری را که انجام می دهد؛ بداند که باطن و مغزی دارد آن مغز را با اخلاص از ذات اقدس الهى مسألت کند.
برای هر عبادتی سری است؛ برای حج نیز سر مخصوصی است، پس بدون آشنایی به اسرار طی مراحل کامله اخلاص میسر نیست.
همانطوری که همه موجودات عالم طبیعت از مخزن الهی تنزّل نمودهاند، اعتباریات نیز به استناد ریشههای تکوینیشان از مخزن غیب، تنزل کرده اند.
امور اعتباری مثل نماز، روزه، حج و معاملات اعتباری (بیع) صلح اجاره و مانند آن خود وجود خارجی ندارند و امری اعتباریاند مجموعه حرکات و سکنات زیر پوشش یک عنوان به نام «نماز» «حج» «صیام» و ... قرار میگیرد و درست است که اینها وجود خارجی ندارند اما به یک واقعیتهایی متکی هستند و منشا پیدایش بسیاری از واقعیات میباشند.
چه اینکه خیلی از واقعیت ها در اعتبار این اعتباریات سهیم اند. امور اعتباری به استناد منشأهای تکویتی شان از مخزن غیب نازل شدهاند و اگر کسی این امور اعتباری را بشناسد و عمل کند، به ریشه آنها که آن مخزن غیب است میرسد.
اینکه وارد شده است که نماز، روزه، زکات حج و اعمال دیگر، در قبر به صورت زیبایی در میآیند و ولایت اولیای الهی از همه زیباتر جلوه میکند ناظر به همین است که هر کدام از این عبادتها یک واقعیتی دارد که انسان در برزخ نزولی یا صعودی با آن واقعیتها آشنا میشود.
قالیباف: پیام رهبر انقلاب چراغ راه آینده و نقشه راه مجلس ایران است
محمد باقر قالیباف رئیس مجلس شواری اسلامی ایران در نطق پیش از دستور آغاز سومین سال مجلس گفت: پیام رهبر معظم انقلاب را چراغ راه آینده و نقشه راه مجلس دوازدهم میدانیم و تلاش خواهیم کرد اقدامات مجلس «نسبت مستقیم و مشهود» با مسائل اصلی کشور و نیازهای مردم داشته باشد و بر «امیدآفرینی و آیندهسازی» از طریق ترسیم مسیر باثبات برای اقتصاد و معیشت تمرکز داشته باشیم.
وی در ادامه گفت: تأکید ویژه رهبر انقلاب بر مطالعه دقیق و جدی بیانات امام شهید انقلاب در دیدارهای سالیانه با نمایندگان مجلس ایران مخصوصاً در سالهای اخیر تکلیفی برای ما نمایندگان ایجاد میکند که لازم است مرکز پژوهشهای مجلس و خبرگزاری خانه ملت به صورت دسته بندی شده آنها را تدوین و در اختیار نمایندگان محترم قرار دهند.
قالیباف افزود: تذکر مجدد ایشان به حفظ وحدت در برابر نقشههای دشمن برای تفرقه و تجزیه اجتماعی ایران باید بیش از پیش مورد توجه ما نمایندگان مجلس قرار گیرد. مخصوصاً که ایشان ما را حتی از تبدیل اختلافات موجه به تنازع و تفرقه نهی کردند و خواستند که قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشیم.
تا اطمینان پیدا نکنیم که حقوق ملت ایران را گرفتهایم، هیچ توافقی تأیید نمیشود
رئیس مجلس شواری اسلامی ایران در بخشی دیگر از سخنانش با بیان اینکه آنچه در میدان نظامی و با موشکهای ما به دست آمده با پشتیبانی و حمایت مردم بوده است و کار دیپلماسی این است که این پیروزیها را به دستاوردهای سیاسی و حقوقی تبدیل کند و وظیفه میدان خدمت این است که با پشتوانه این پیروزی ها مسائل مردم را حل نماید، اظهار کرد: در این مسیر همانطور که بارها عرض کردهام سربازان میدان مبارزه دیپلماسی، هیچ اعتمادی به حرفها و وعدههای دشمن ندارند. آنچه برای ما ملاک است دستاوردهای عینی است که باید کسب کنیم تا در مقابل آن دست به انجام تعهدات خود بزنیم و تا اطمینان پیدا نکنیم که حقوق ملت ایران را گرفتهایم، هیچ توافقی را تأیید نخواهیم کرد.
اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنید
پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی بهمناسبت سالروز افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی و آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم منتشر شد.
متن پیام حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب به این شرح است:
بسمالله الرّحمن الرّحیم.
عید سعید قربان و سالروز افتتاح اولین دورهی مجلس شورای اسلامی را، به همهی ملّت عزیز ایران اسلامی و نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، تبریک میگویم و به این مناسبت، از تلاشهای نمایندگان، خصوصاً رئیس محترم مجلس شورای اسلامی، جناب آقای دکتر قالیباف، در راه اعتلای کشور قدردانی میکنم.
مجلس شورای اسلامی، عُصارهی ملّت، مُظهر مردمسالاری دینی و رکن قانون و قانونگذاری در جمهوری اسلامی است که، نقش مهمی در اِعمال ارادهی مردم دارد. اکنون با سپری شدن سه ماه، از دفاع مقدس سوم، عیار باطنی و جوهرهی مردم ایران، در ایمان و امید و عمل به دوست و دشمن ثابت شده است، و ارتقاء تراز مردم ایران، جِلوهای خیرهکننده از عُصارهی فضائل ملّت را، به مَنصهی ظهور رسانده است. از آنجا که نمایندهی حقیقی ملّت، باید از جنس ملّت باشد، مقطع کنونی، نقطهی عطف جِلوهی بعثت مردم، در نمایندگان، و مجلس شورای اسلامی است تا، نقشآفرینی و انجام مسئولیت خود را، در تراز ملّت مبعوث شده، تنظیم کنند و با کار و ابتکار مضاعف، قانونگذاری و نظارت را، در مسیر ریلگذاری آیندهی ایران اسلامی، تسریع و تعمیق نمایند.
در این میدانِ جهاد، صندلی نمایندگی، بهمثابهی سنگرِ خط مقدّمِ تحوّل در مسیر پیشرفت کشور، قلمداد میشود؛ لذا شایسته است، نمایندگان ملّت، با اتّکال به عنایات حضرت، حق جلّ و علا، و توسّل به سَرور و مولایمان، عجّلاللهتعالیفرجهالشریف، و با پاسداشت خونهای پاک شهدای مظلومِ دو جنگ تحمیلیِ آمریکایی ـ صهیونیستی و در رأس آنها، رهبر عظیمالشأن شهیدمان، اعلیاللهمقامهالشریف، بهطور مجاهدانه، تمام توان و ظرفیت خود را، برای حکمرانیِ همافزا با دولت، و سایر دستگاهها در عین استقلال قوه مقنّنه، در مسیر نوسازی شایستهی کشور، گِرهگشایی از دغدغههای مردم، خصوصاً مسائل اقتصادی و معیشتی، رونق تولید و اشتغال، رشد تراز علم و صنعت، اعتلای فرهنگ و اخلاق، مبارزه با فساد مالی، مهار تورم و گرانی، و محرومیتزُداییِ همهجانبه، مصروف کنند.
بر این اساس لازم است، مصوّبات مجلس، با مسائل اصلی کشور و نیازهای مردم، نسبتی مستقیم و مشهود داشته باشد و معطوف به امیدآفرینی و آیندهسازی کشور باشد. جامعه، پیش از هر چیز، نیازمند مشاهدهی نشانههای واقعی امید، مسیر باثبات، و چشمانداز روشن از آینده است تا، بتواند بر اساس آن، برنامهریزی و حرکت کند و نمایندگان مجلس با مواضع، مصوّبات و نطقهای خود، میتوانند، مجلس شورای اسلامی را، نهاد پیشرانِ امیدآفرینی نمایند؛ از جمله، در موقعیت کنونی، با همراهی قوای مجریه و قضائیه، با تمرکز بر شعار «اقتصاد مقاومتی، در سایه وحدت ملّی و امنیت ملّی» در سال 1405، ثبات اقتصادی، کاهش تورم، مدیریت نقدینگی، رونق تولید، اصلاح برنامه هفتم پیشرفت، و افزودن موارد مربوط به نوسازی و بازسازیِ خسارات جنگ تحمیلی دوم و سوم را، دستورکار اصلی قرار داده و نقشهی راه حرکتِ دولت و سایر بخشها را در شرایط کنونی و دوران پساجنگ ترسیم کنند.
برای ایفای نقشی در تراز ملّتِ مبعوث شده، مقدمات و الزاماتِ گوناگونی نیز، مورد نیاز است که در این مجالِ مختصر، صرفاً برادران و خواهران گرامی را، به مطالعهی دقیق و جدّیِ تفاصیل فرمایشات قائد عظیمالشأنِ شهید، اعلیاللهمقامهالشریف، در دیدارهای سالیانهی نمایندگان مجلس شورای اسلامی، بخصوص سالهای اخیر که، واجد ارزش تجربی و عملّیاتی مهمی است، توصیه مینمایم. طبیعی است که، رعایت تقوای فردی در تضمین مراعات آن رهنمودها و انجام صحیح وظایف خطیر، در برههی حسّاس فعلی، نقش اساسی دارد و تشخیص صحیح اولویتها، آرای مبتنی بر مطالعات، و مشورتهای عمیقِ کارشناسی، زیستِ مردمی و ارتباط گسترده با مردم، فسادستیزیِ همهجانبه، ترجیح منافع ملّی و مطالبات عمومی بر نیازها و منافع جناحی و گروهی و منطقهای، توجه به دیپلماسی پارلمانی، شجاعت و اعلام مواضع شفاف و مقتدرانه در برابر زیادهخواهیهای مستکبران، و توجه هوشمندانه و انقلابی به موقعیت تازهی ایران در منطقه و جهان، در زمرهی این الزامات است. از جمله مصادیق تقوا، رعایت نعمت عظیم وحدت ملّی و انسجام بیبدیلی است که، حول پرچم ایران اسلامی، به ملّت بعثت یافته، ارزانی شده و در زمرهی مهمترین عوامل ظفر، در مقابل شیطان بزرگ میباشد.
شکر این موهبت، اهتمام آحاد ملّت، خصوصاً نخبگان فکری و سیاسی، از جمله نمایندگان مجلس به صیانت از این وحدت، و پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی، و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی است. طرح و نقشهی کور دشمن - پس از جنگ تحمیلی و فشار اقتصادی، و محاصرهی تبلیغاتی و سیاسی - ایجاد تفرقه و تجزیهی اجتماعی برای جبران شکستهای میدان نظامی و به زانو درآوردن ملّت است، و لازم است تکتک جانفدایانی که، دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد، از این پس، بیش از پیش، برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت، اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را، به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند، و قولاً و عملاً، مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند، انشاءالله.برای شما، در وظیفهی بسیار سنگین نمایندگیِ ملّتِ شایستهای که، در مقابل ظلم و تجاوزِ دَدمنشان و پلیدان دَهر، سینه سپر کرده و تاریخ را، به سمت صحیح خود هدایت میکند، آرزوی توفیق دارم. با امید اینکه، دعای سَرورمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف، مؤیِّد و مسدِّد و جلبکنندهی توفیقات الهی برای شما عزیزان باشد.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
سیدمجتبی حسینی خامنهای
7/خرداد/1405
رهبر انقلاب: آمریکا درمنطقه جایگاهی ندارد؛ پایان رژیم صهیونی نزدیک است
حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی بهمناسبت فرارسیدن موسم حج ابراهیمی، اَعمال و اَذکار پر رمز و راز حج را نشانههایی برای همیشهی بشریت جهت هجرت بهسمت خداوند تعالی و رهایی از قید و بند شیطان و اذنابش و سعی و تلاش بیوقفه برای عمل به تکالیف الهی و رهایی از هواهای نفس و سعادتمندی دنیوی و اخروی برشمردند و با اشاره به تکیه ملت بزرگ ایران بر این نشانهها بهویژه سلاح «الله اکبر» از دوران نهضت اسلامی و پیروزی انقلاب و دوران دفاع مقدس تا جنگ تحمیلی دوم و جنگ تحمیلی سوم و ناکام گذاشتن دشمنان برای تسلیم ایران و واقعه اعجابانگیز بعثت الهی مردم، تأکید کردند: امسال مسأله برائت از مشرکان اهمیت مضاعفی دارد و عمق و گستره برائت از آمریکا و رژیم صهیونی فراتر از آئین برائت در موسم حج است و از این پس «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» شعار رایج امت اسلامی و مظلومان عالم خصوصاً جوانان خواهد بود.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به امّت اسلامی که صبح امروز، سهشنبه، از سوی حجت الاسلام والمسلمین نواب نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی در صحرای عرفات قرائت شد، به این شرح است:
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
لبَّیک اللّهمّ لبَّیک، لبَّیک لاشریک لک لبَّیک، إنّ الحمد و النّعمة لک و المُلک
خدایا، دعوت تو را اجابت میکنم، هیچ شریکی برای تو نیست و همه ستایشها و همه نعمتها و همه مُلک و قدرت از سوی تو و متعلق به توست.
موسم حج امسال نیز فرا رسید و حجگزاران امت اسلام احرام بندگی بستند و تلبیه گفتند تا از زندگی مادی و معمولی به زندگی الهی و سعادتمندانه هجرت کنند؛ زندگی توحیدی بر محور عبودیتِ حضرت حق جلًّوعلا، و طرد و نفی و برائت از اندادُالله، اما فرصت این هجرت تنها متعلق به زائران و حجاج امسال بیتالله نیست و تمامی برادران و خواهران مسلمان ایران و سراسر جهان را، از آنها که در سالهای گذشتهی عمر خود حاجی شده تا کسانی که هنوز موفق به انجام اعمال حج نشدهاند، شامل میشود.
شرط این هجرت، بستن احرام دائمی حول ذکرُ الله است؛ طواف دائمی بر گِرد محور حق است؛ سعی دائمی در میانه قلههای خطیر تکالیف الهی است؛ رمی دائمی شیطان شریر است، با جلوههای اغواگر و همه اذنابش؛ وقوف آمیخته با توجه و تضرع است؛ اطعام فقیرِ زمینگیر و رهگذر است، قربانی کردن هواها و تمایلات منحرفساز و زدودن پلیدیهای درونی است؛ و در همه حالات، آماده خدمت بودن و برافراشتن پرچم دفاع از حق است.
و اینگونه بود که ملت ایران در میقات انقلاب اسلامی قدم در مسیر همین هجرت گذاشت، صلای ابراهیمی خمینی کبیر را اجابت کرد، لباس سلطهپذیری از تن درآورد، احرام سعادتمندی دنیوی و اخروی بر تن نمود و لبیکگویان و هرولهکنان تلاش کرد تا بر محور معارف اسلام ناب محمّدی صلّی اللّه علیه و آله وسلّم طواف نماید و خود را به نور عالمتاب عدل جهانی و ولایت عظمی نزدیک کند، الله اکبر الله اکبر لا اله الّا اللّه واللّه اکبر، اللّه اکبر وللّه الحمد، اللّه اکبر علی ما هدانا.
آری اللّه اکبر؛ و با همین سلاح اللّه اکبر بود که ملت مسلمان ایران در 47 سال قبل قیام کرد، رژیم طاغوت، دیکتاتور و وابسته پهلوی را ساقط کرد، دستوپای آمریکای طعمکار و مستکبر را از کشور بُرید و نفوذ صهیونیسم را بهکلی قطع کرد.
با همین سلاح اللّه اکبر بود که پس از تجاوز رژیم بعث صدامی به خاک ایران، مجاهدان غیور و جوانانِ ازخودگذشته حماسه 8 سال دفاع مقدس را رقم زدند و علیرغم حمایت همه قدرتهای شرق و غرب از رژیم بعث، او را بر سر جای خود نشاندند و این ایستادگی را تا سالها بعد در برابر محاصرههای اقتصادی، کودتا، تحریمهای ظالمانه، حملات بیشمار سیاسی و تبلیغاتی و اقتصادی دشمنان علیه جمهوری اسلامی، محکم و استوار ادامه دادند.
اللّه اکبر؛ همین سلاح اللّه اکبر بود که رشتههای اتصال امّت اسلامی و جوانان مجاهد جبهه مقاومت را از ایران تا لبنان و فلسطین و عراق و سوریه، از آفریقا و یمن تا افغانستان و پاکستان و همه ملتهای آزاده جهان مستحکم کرد تا این حبل متین به دفاع از کیان امّت اسلامی در برابر متجاوزان غاصب صهیونیستی برخیزد، طومار داعش را در هم پیچد، طوفان الاقصی بهراه اندازد و نَفَس رژیم متزلزل صهیونیستی را به شماره بیندازد.
اللّه اکبر؛ آری خداوند تبارک و تعالی بزرگتر است از آن که به وصف آید. این سلاح اللّه اکبر بود که جمهور اسلامی ایران با اتکا به آن موفق شد رژیم صهیونیستی را در جنگ تحمیلی دوم در خرداد 1404 زیر ضربات سهمگین خود بیچاره کند، سیلی سختی به آمریکای متجاوز بزند و دشمن را در هدف خود مبنی بر تسلیم ایران ناکام کند.
و سلاح اللّه اکبر، چنان قوت و نیرویی به ملت ایران بخشید که پس از واقعه جانگداز شهادت قائد عظیمالشأن، فرزند خلف پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم، حضرت آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنهای اعلی اللّه مقامَه الشریف بهدست اشقیاء جهان امروز بعثت الهی یافت و با حضور همهجانبه در هر عرصهای که نیاز بود، چشمان دنیا را به افتخارآفرینیهای خود خیره کرد.
بهدرستی که خداوند تبارک و تعالی بزرگتر است از آن که به وصف آید. با همین سلاح اللّه اکبر بود که رزمندگان غیور و نیروهای مسلح جانفدا در ایران اسلامی، با همراهی مجاهدان جبهه مقاومت خصوصاً لبنان عزیز به پیروزیهای چشمگیر در برابر دو ارتش تروریستی و تا بُن دندان مسلح آمریکایی ـ صهیونیستی در جنگ تحمیلی سوم دست یافتند؛ با توکل به حضرت ربوبی و بهوسیله موشکها و پهپادهای خود در زمین، هوا و دریا شیطان بزرگ یعنی آمریکا و حیوان دستآموزش، رژیم صهیونیستی را رمی کردند و وعده صادق الهی به نصرت مجاهدان در راه خدا را، بهچشمان خود دیدند.
و باز هم اللّه اکبر؛ بیگمان خداوند تبارک و تعالی بزرگتر است از آن که به وصف آید و جنود او بر هر قدرتی چیرهاند، و با همین سلاح اللّه اکبر است که در پی بعثت ملت ایران و جبهه مقاومت، بعثت امت اسلامی رقم خواهد خورد و برائت از مشرکان از رمی جمرات حج به صحنههای زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی مسلمانان در اقصی نقاط عالم تسرّی خواهد یافت. امّت اسلامی و ملتهای منطقه ظرفیتها و منافع مشترک زیادی دارند که نظم جدید و هندسه آینده منطقه و جهان را شکل خواهد داد.
اینجانب با صدق و خلوص همه کشورها و دولتهای اسلامی را به دوستی و تعاون به خیر و نیکی دعوت میکنم تا با همکاری یکدیگر در راه پیشرفت امت اسلامی و حل مسائل دنیای اسلام قدم برداریم.
آنچه در این زمینه مسلّم است، عقربه زمان به عقب برنمیگردد و ملتها و سرزمینهای منطقه، دیگر سپر پایگاههای آمریکایی نخواهند بود. آمریکا علاوه بر آنکه دیگر، نقطه امنی برای شرارت و استقرار پایگاه نظامی در منطقه نخواهد داشت، روز به روز از وضع سابق خود فاصله میگیرد، رژیم متزلزل و غده سرطانی صهیونی نیز به مراحل پایانی عمر منحوس خود نزدیک شده و بهفضل الهی و مطابق با سخن قاطع و آیندهنگر 10 سال قبل رهبر عظیمالشأن شهید قَدّس اللّهُ نفسَه الزکیه 25 سال بعد از آن تاریخ را نخواهد دید، انشاءالله،
به همین جهت امسال مسئله برائت از مشرکان اهمیتی مضاعف دارد و عمق و گستره برائت از آمریکا و رژیم صهیونی، فراتر از آئین برائت در موسم و میقات حج بوده و در نقاط مختلف ایران و جهان پس از این ایام مبارک، مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل، شعار رایج امّت اسلامی و مظلومان عالم خصوصاً جوانان خواهد بود.
آینده متعلق به امّت اسلامی و تمدن نوین اسلامی است و هر یک از ما می توانیم بهاندازه همت، ظرفیت و مسئولیت خود در تحقق این آینده و نزدیکتر شدن به آن ایفای نقش کنیم. زائران و حجگزاران ایرانی در حج امسال نقش مؤثر و برجستهای در روایت فتح جنگ تحمیلی سوم برای سایر برادران و خواهران مسلمان خود و امیدوار ساختن آنها به آینده روشن، دارند.
از همه حجاج عزیز میخواهم به دعا برای تعجیل در فرج منجی بشریت عجّل اللّه تعالی فرجَه اهتمام ورزیده و برای وحدت امّت اسلامی، آزادی فلسطین و مسجد الاقصی، رفع گرفتاریهای بزرگ مسلمین و رسیدن به ظفر نهایی مقابل استکبار جهانی دعا کنند و اینجانب را نیز مشمول دعای خیر خود نمایند.
پروردگارا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست و نظر لطف و رأفت خود را شامل حال حجاج و همه امّت اسلام کن، توفیق حجِ مقبول نصیبشان بگردان، دلهایشان را از انوار معرفت و بصیرت روشن فرما و عزم و اراده آنان را برای حرکت در مسیر اصلاح حالِ امّت و ظفر نهایی بر دشمنان اسلام راسختر نما.
پروردگارا، فضل و رحمت واسعه خود را بر ارواح مطهر شهدای راه خدا خصوصاً شهیدان جبهه مقاومت و در رأس آنان رهبر عظیمالشأنِ شهید اعلی اللّهُ مقامَه الشریف نازل فرما و از حج حاجیان و عبادت عبادتگران و سعی تلاشگرانی که مشمول هدایت و راهبری قائد امت بودهاند، نصیب وافر به روح ملکوتی او واصل فرما و ملت ایران و امّت اسلامی را در استمرار راه و هدف او یاری نما.
پروردگارا، برترین صلوات و تحیّات خود را بر سرور و مولایمان حضرت مهدیِ منتظَر صلوات اللّه و سلامُه علیه و علی آبائِه الطاهرین نازل فرما و همه ما و امّت اسلامی را مشمول ادعیه زاکیه و مستجاب آن حضرت قرار بده و عالَم را به قدوم مبارکش منوّر و مزیّن فرما، آنچنان که وعده فرمودی، قلبهای ما مالامال از اطمینان به آن وعده محتوم است.
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَیٰ لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ اَمْنًا».
والسّلام علی جمیع اخوانُنا المسلمین و رحمة الله و برکاتُه.
ذیالحجه 1447 ـ سید مجتبی حسینی خامنهای































