Super User
آیتالله جوادی آملی: برای رهایی از جهل باید علم را سرلوحه کار قرار داد

آیت الله العظمی جوادی آملی با تاکید بر این نکته که نباید تحریمها مانع توسعه و پیشرفت کشور شود گفتند: امروز نباید منتظر پایان یافتن تحریمها از سوی غرب باشیم زیرا ایران با داشتن تمدنی قوی میتواند خود موجب توسعه در تمامی عرصهها شود.
ایشان در جمع روحانیان، نیروهای شرکت مخابرات استان تهران و جمعی از خبرنگاران و دیگر مسوولان منطقه در مسجد احمدآباد دماوند، مسیر پیشرفت و توسعه را هموار دانسته و از مسوولان در تمامی عرصهها خواست تا از تحریمهای غرب فاصله گرفته و برای پیشرفت کشور بکوشند.
آیت الله العظمی جوادی آملی با اشاره به حادثه سقوط یک فروند هواپیمای مسافربری ایران ۱۴۰ در شمال فرودگاه مهرآباد، بیان کردند: نباید با وجود رشد و توسعه علمی، شاهد از بین رفتن هموطنان خویش در حادثه سقوط هواپیما باشیم زیرا ایران تمدن ارزشمند خود را در طول سالهای متوالی نشان داده است.
آیت الله جوادی آملی افزودند: امروز وظیفه همگان است تا به سوی توسعه حرکت و دیگران را نیز به سوی علم و آگاهی تشویق کنند.
ایشان گفتند: تا چه زمانی باید منتظر باشیم تا قدرتهای غربی با اعمال نفوذ بر ما، اهداف و توانایی ایران را کمرنگ جلوه دهند و اگر به فکر این هستید که دیگران موجب پیشرفت شما شوند، اشتباه است.
این مرجع تقلید جهان اسلام با بیان اینکه امروز خطر جهل و دشمن در جهان مطرح است، خاطرنشان کردند: برای رهایی از جهل باید علم را سرلوحه کار قرار داده تا با شناخت دشمن بتوانیم به سوی آبادانی حرکت کنیم.
آیت الله جوادی آملی گفتند: نظام مقدس جمهوری اسلامی همانند خیمهای است که از ستونهای فراوانی تشکیل شده تا این نظام پایدار و استوار باشد.
ایشان با بیان اینکه اسلام ستونهای فرعی و اصلی این نظام مقدس را مشخص کرده است، افزودند: برای تبیین این ستونها علاوه بر توجه به مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مقوله اجرایی نیز مورد توجه قرار گرفته که یکی از این ستونها، توجه به موضوع نماز است.
آیت الله جوادی آملی گفتند: نماز ستون دین است زیرا هم اصول دین در آن مورد توجه قرار گرفته و هم فروع دین و انسان میتواند از طریق اسرار وجودی نماز به حقایقی برسد که در هیچ کتاب و تفسیری دیده نشده است.
آیت الله جوادی آملی خاطرنشان کردند که بعد از توجه به نماز به عنوان ستون محکم حفظ نظام، برای رسیدن به مسائل اعتقادی و اخلاقی نیازمند توانایی و اراده اجرایی هستیم و همین اراده با حضور مردم به عنوان ستون دیگر محقق میشود.
آیت الله جوادی آملی افزودند: اگر در سرزمینی دین باشد ولی مردم نباشند و یا مردم باشند ولی دینی نباشد، نظامی بر پایه دین مبین اسلام شکل نخواهد گرفت که در این میان حضور مردم لازم و ضروری است.
آیت الله جوادی آملی خاطرنشان کردند: امروز باید برای رشد و توسعه کشور کوشش کرد و پیشرفت را سرلوحه کار قرار داد زیرا ایران کشوری با سابقه است و ظرفیت تربیت دانشمندان فعال و موفق را دارد.
زندگی مسلمانان آفریقای مرکزی در سایه جنگ داخلی

ماه ها خشونت های فرقه ای در جمهوری آفریقای مرکزی، صدها هزار تن از مسلمانان این کشور را وادار به مهاجرت به کشورهای همسایه و یا پناه بردن به کمپ های آوارگان در بنگویی، پایتخت این کشور کرده است.
اکنون با افزایش نسبی امنیت، برخی از این خانواده ها شروع به بازگشت به خانه های خود کرده اند، اما بسیاری دیگر همچنان نگران گسترش مجدد خشونت ها هستند.
جمهوری آفریقای مرکزی با گذشت بیش از یک سال همچنان صحنه خشونتهای بین قومی و آزار و اذیتهای گروههای مسلح است.

«کاترین سامبا پانزا» رئیس جمهور آفریقای مرکزی «محمد کامون» که یک مسلمان است را به عنوان نخست وزیر جدید برای هدایت دولت انتقالی انتخاب کرد.
سخنگوی ریاست جمهوری آفریقای مرکزی به رادیو گفت محمد کامون - که پیش از این مشاور ویژه ریاست جمهوری بود - براساس فرمان ریاست جمهوری به عنوان نخست وزیر برگزیده شد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از بانگی، کامون در زمان ریاست جمهوری «فرانسوا بوزیزه» مدیر کل خزانه داری جمهوری آفریقای مرکزی بود.
خطیب نماز جمعه تهران: آمریکا در پی مذاکره نیست بلکه به دنبال سلطه است
خطیب نماز جمعه تهران گفت: تا زمانی که دشمنی و اظهارات خصمانه دولت و کنگره آمریکا ضد جمهوری اسلامی ایران ادامه دارد، تعامل با آنها هیچ معنایی ندارد.
آیت الله سید " احمد خاتمی " در خطبه های نماز جمعه تهران با تاکید بر بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار سفیران و رییسان نمایندگی های ایران در خارج از کشور مبنی بر بی فایده بودن مذاکره با آمریکا گفت: آمریکا در پی مذاکره نیست بلکه به دنبال سلطه است.
خطیب نماز جمعه تهران با بیان اینکه آمریکایی ها در پی تحقیر ایران هستند ، تصریح کرد: آنها باید بدانند که نظام و مردم جمهوری اسلامی ایران هرگز سلطه بیگانه را نمی پذیرند.
آیت الله خاتمی با اشاره به افزایش توقعات و تحریمهای آمریکایی ها در روند مذاکرات هسته ای اخیر افزود: آنها غیر قابل اعتماد و به دنبال بهانه بوده و بدنبال حل مشکل نیستند.
خطیب نماز جمعه تهران همچنین با اشاره به کابینه جدید عراق ،حفظ وحدت و یکپارچگی و مبارزه با تروریسم را 3 رکن اساسی این کشور دانست وابراز امیدواری کرد: کابینه عراق هرچه سریع تر شکل بگیرد تا دولت جدید این کشور بتواند به مشکلات مردم عراق بپردازد.
خطیب نماز جمعه تهران در پایان تاکید کرد: دولت و ملت ایران به انتخاب و نظر مردم عراق احترام می گذارند.
مذاکره تأثیری در تحریم و کم کردن دشمنی امریکا نداشت
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار وزیر امور خارجه، سفیران و مسئولان نمایندگیهای ایران در خارج از کشور، دستگاه دیپلماسی کشور را مدافعان خط مقدم دفاع از اهداف، منافع ملی و سرمایه ملی ایرانیان خواندند و ضمن تبیین ویژگی های دیپلماسی ایرانی و ضرورت دیپلماسی فعال و هوشمند در دوران بسیار مهم گذر به نظم جدید جهانی سخنان مهمی را در بی فایده بودن تعامل با امریکا بیان کردند.
ایشان در تبیین اهمیت کار دیپلماسی افزودند: یک دیپلماسی هوشمندانه و فعال می تواند دستاوردهای بسیار مهم سیاسی، اقتصادی، انسانی و اجتماعی به همراه بیاورد که با هیچ حرکتی از جمله جنگهای پرهزینه و پرخطر نیز حاصل نمی شود و این واقعیت نشان دهنده وزن و جایگاه دستگاه دیپلماسی در مجموعه مدیریت یک کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای رویدادهای چندین سال اخیر در منطقه را نشان دهنده واقعیت یاد شده خواندند و خاطرنشان کردند: قدرتهایی تلاش کردند با زور و اسلحه منافع خود را تأمین کنند که ناکام ماندند اما کسانی با ظرافت، هوشمندی و تحرک، توانستند منافع خود را بخوبی تأمین کنند.
رهبر انقلاب، وزارت خارجه را ارتش منظم دیپلماسی کشور خواندند و افزودند: در مسئله سیاست خارجی، دستگاههای دیگری هم مؤثرند اما وزارت خارجه به عنوان یک سازمان موظف و ارتش منظم، مسئولیت اصلی را بر عهده دارد.
ایشان در تشریح شروط و لوازم یک دیپلماسی موفق، بر ضرورت تعیین دقیق و صریح هدفها تأکید کردند و افزودند: برخی اهداف آرمانهای بزرگ و ملی هستند، برخی راهبردی و منطقه ای به شمار می روند و بعضی دیگر مقطعی و موضعی هستند که این اهداف در همه سطوح باید دقیقاً مشخص باشد تا همه ی عناصر فعال در دیپلماسی در ستاد و صف، وظایف خود را بخوبی بدانند.
حضرت آیت الله خامنه ای «سازماندهی مناسب» را شرط دوم دیپلماسی موفق برشمردند و افزودند: این سازماندهی باید با نگاه به اهداف و با توجه به قابلیتها انجام شود.
رهبر انقلاب برخورداری از عناصر با صلاحیت را شرط دیگر یک دیپلماسی موفق دانستند.
ایشان در تبیین مفهوم «صلاحیت های دیپلماتیک»، عناصری همچون «هوش و مهارت دیپلماتیک»، «انعطاف در جای لازم»، «نفوذ ناپذیری در مواقع ضروری»، و «پایبندی صادقانه و عمیق به اهداف» را مورد اشاره قرار دادند.
رهبر انقلاب در تبیین هوش دیپلماتیک افزودند: این ویژگی انسان را قادر می سازد اهداف و حرکات طرفهای مقابل را در مذاکرات و تعاملات پیش بینی کند و حرکات خود را با توجه به آنها، برنامه ریزی و عملیاتی سازد.
حضرت آیت الله خامنه ای «مهارت دیپلماتیک» را استفاده به موقع و به جا از انعطاف و اقتدار معنا کردند و افزودند: معنای دیگر این ویژگی نرمش قهرمانانه است که صلح امام حسن مجتبی (ع) پرشکوه ترین نمونه تاریخی آن به شمار می رود.
ایشان افزودند: نرمش قهرمانانه برخلاف برخی تفاسیر، معنای واضحی دارد که نمونه ی آن در مسابقه کشتی نمایان است در این مسابقه که هدف آن شکست دادن حریف است اگر کسی قدرت داشته باشد اما انعطاف لازم را در جای خود بکار نگیرد قطعاً شکست می خورد اما اگر انعطاف و قدرت را به موقع مورد استفاده قرار دهد پشت حریف را بخاک می نشاند.
رهبر انقلاب همچنین در بیان «پایبندی عمیق و صادقانه به آرمانها و اهداف» خاطرنشان کردند: اگر کسی بدون ایمان و باور عمیق به اهداف، در عرصه دیپلماسی فعال باشد قطعاً نمی تواند موفق شود.
حضرت آیت الله خامنه ای با تشبیه عرصه دیپلماسی به میدان جنگ افزودند: واقعیت این است که میدان دیپلماسی عرصه پنجه انداختن است و اگر کسی بدون اعتقاد راسخ به هدف، به این کار اقدام کند یا در همان موقعیت و یا در نهایت شکست خواهد خورد.
تحرک فراوان و بی وقفه شرط دیگری بود که رهبر انقلاب در تشریح لوازم دیپلماسی موفق به آن پرداختند.
ایشان افزودند: تحرک بالا لازمه لاینفک دیپلماسی است و باید مورد توجه جدی قرار داشته باشد.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه سخنانشان در جمع وزیر خارجه و فعالان عرصه دیپلماسی کشور، دوران فعلی را دوران گذر به یک نظم جدید جهانی ارزیابی و خاطرنشان کردند: در کنار بازیگران سنتی، بازیگران جدیدی در آسیا، افریقا و امریکای لاتین وارد عرصه شده اند و در تلاشند جایگاه خود را در نظم جدید پیش رو، تثبیت کنند.
رهبر انقلاب تأکید کردند: در این دوران، دیپلماسی قوی و کارآمد اهمیت مضاعفی می یابد و به همین علت، امروز کار وزارت خارجه از گذشته حساس تر است.
ایشان افزودند: اگر در مقطع فعلی دستگاه دیپلماسی بتواند حضور فعال، هوشمندانه و مقتدرانه داشته باشد، جایگاه و استحکام جمهوری اسلامی در چندین ده سال آینده و در نظم جدید جهانی به عنوان جایگاهی برجسته تثبیت می شود وگرنه، در جهان پیش رو، از موقعیت لازم برخوردار نخواهیم بود.
«شکار فرصتها و استفاده صحیح از آنها»، نکته دیگری بود که رهبر انقلاب به مسئولان دیپلماسی کشور خاطرنشان کردند.
ایشان افزودند: تحولات منطقه ای و جهانی، بسیار سریع است و باید بطور آنی، آنها را رصد کرد و با تحرک بالا، هر حادثه و رویدادی را بلافاصله تحلیل کرد و با درک نسبت آن با اهداف و آرمانها، موضع خود را در قبال آن مشخص نمود.
سخنان رهبر انقلاب در جمع مسئولان دستگاه دیپلماسی با تمرکز بر اهداف و سیاستهای کلانی ادامه یافت که باید بطور دائم مد نظر مسئولان سیاست خارجی باشد.
ایشان در همین زمینه، «به کرسی نشاندن منطق جمهوری اسلامی» یعنی مردمسالاری دینی را هدفی بزرگ برشمردند و تأکید کردند: در این مسئله بدون انفعال وارد شوید چرا که این هدف بخصوص در منطقه اسلامی، کاملاً قابل تحقق است.
رهبر انقلاب برجسته کردن ویژگی ها و ممیزات دیپلماسی ایرانی در جهان را از دیگر اهداف مهم دست اندرکاران سیاست خارجی برشمردند.
ایشان افزودند: پایبندی به موازین شرع در رفتارهای فردی و اجتماعی و در محافل دیپلماتیک، و نترسیدن از هیبت و تشر قدرتهای بزرگ از جمله امریکا، ویژگی خاص دیپلماسی ایرانی است و باید مورد توجه جدی باشد.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: نهراسیدن از قدرتهای سلطه گر، بعد از انقلاب، به خصوصیت بارز سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شده که این ویژگی هم در دل ملتها جاذبه ایجاد کرده و هم سیاستمداران دنیا را چه بگویند و چه پنهان کنند به تعظیم و تجلیل وا داشته است.
حضرت آیت الله خامنه ای، «دفاع صریح، قاطع و واقعی از مظلوم» را از دیگر ویژگی های دیپلماسی ایرانی معرفی کردند و افزودند: این خصوصیت در تمام سالهای بعد از انقلاب، در دفاع از ملت و مبارزین فلسطینی و لبنانی و موارد مشابه دیگر، جلوه داشته است.
رهبر انقلاب، «مخالفت جدی با نظام سلطه» را از خصوصیات آشکار سیاست خارجی جمهوری اسلامی برشمردند و افزودند: مسئولان ما با شهامت و بدون رودربایستی با حضور سلطه گران و بویژه امریکا در هر جای جهان، مقتدرانه مخالفت کرده و می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای «تأمین منافع ملی» را از اهداف مشترک همه دستگاههای دیپلماسی جهان خواندند و افزودند: در دیپلماسی ایرانی، علاوه بر تلاش برای تأمین منافع ملی، «حفظ سرمایه ملی»، بسیار مهم است، چرا که اگر سرمایه ملی از دست برود دستگاه دیپلماسی بدون پشتوانه می شود و منافع ملی نیز قابل تأمین نخواهد بود.
رهبر انقلاب «هویت ملی، اسلامی، انقلابی و تاریخی» را سرمایه ملی ایرانیان خواندند و خاطرنشان کردند: استقلال برآمده از انقلاب اسلامی، دین، ملت مؤمن، جوانان انقلابی، سخن قاطع در مقابل زیاده خواهان، دانشمندان، نخبگان و فعالیتهای علمی از جمله عناصر سرمایه ملی هستند که باید در عرصه دیپلماسی حفظ شوند تا منافع ملی هم تأمین شود.
حضرت آیت الله خامنه ای بخش پایانی سخنانشان را در این دیدار به موضوع تعامل با جهان اختصاص دادند.
ایشان با تأیید سخنان دو روز قبل رئیس جمهور در جمع سفیران و کارداران درخصوص تعامل با همه دنیا افزودند: در این میان دو استثنا وجود دارد رژیم صهیونیستی و امریکا.
حضرت آیت الله خامنه ای با بیان چند دلیل و استدلال درباره نفی تعامل با امریکا تأکید کردند: رابطه با امریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضرر هم دارد و کدام عاقلی است که دنبال کار بی منفعت برود؟!
ایشان افزودند: عده ای اینجور وانمود می کردند که اگر با امریکایی ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می شود، البته ما می دانستیم اینجور نیست اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان امریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته ای و تجربه ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماسها، نشستها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده ای عاید نشد بلکه لحن امریکایی ها تندتر و اهانت آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبونهای عمومی بیان کردند.
رهبر انقلاب افزودند: البته مسئولان ما در نشستها در جواب طلبکاری آنها، جوابهای قوی تر و گاهی گزنده تر دادند، اما در مجموع معلوم شد مذاکره برخلاف تصورات برخی ها، به هیچ چیز کمک نمی کند.
رهبر انقلاب در همین زمینه، افزایش تحریم ها را مورد اشاره قرار دادند و گفتند: امریکایی ها نه تنها دشمنی ها را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند! البته می گویند این تحریم ها، جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه ی تحریم هم، فایده ای نداشته است.
ایشان افزودند: البته در زمینه ادامه مذاکرات هسته ای، منع نمی کنیم و کاری که دکتر ظریف و دوستانشان شروع کردند و تا امروز هم خوب پیش رفتند دنبال می شود اما این، یک تجربه ذیقیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با امریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است.
رهبر انقلاب در تبیین ضررهای ناشی از مذاکره با امریکایی ها افزودند: این کار ما را در افکار عمومی ملتها و دولتها به تذبذب متهم می کند و غربی ها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دو گانگی جلوه می دهند.
ایشان همچنین ضرر دیگر نشست و برخاست با امریکا را ایجاد زمینه برای طرح توقعات جدید از سوی آنها دانستند.
رهبر انقلاب در جمع بندی این بخش از سخنانشان، تعامل با رژیم صهیونیستی را موضوعاً منتفی خواندند و درباره امریکایی ها هم گفتند: تا وقتی وضع کنونی یعنی دشمنی امریکا و اظهارات خصمانه دولت و کنگره امریکا درباره ایران ادامه دارد تعامل با آنها نیز هیچ وجهی ندارد.
رهبر انقلاب به افزایش نفرت ملتها از امریکا بخاطر هم دستی با جنایات صهیونیستها در غزه اشاره کردند و افزودند: هیچ کس در دنیا نیست که امریکایی ها را از مشارکت با جنایات و نسل کشی رژیم «غاصب، گرگ صفت، قاتل، کافر و ظالم صهیونیست» در غزه مبرا بداند، بنابراین امریکایی ها اکنون در موضع ضعف بیشتری قرار دارند.
رهبر انقلاب در اشاره به اوضاع این روزهای مردم مظلوم غزه تأکید کردند: منطق فلسطینی ها در قضیه آتش بس درست است. آنها می گویند قبول آتش بس به معنای این است که رژیم خونخوار و درنده صهیونیست هر فاجعه ای خواست بیافریند و بعد بدون هیچ تاوانی، اوضاع به روز قبل از حمله یعنی محاصره شدید و ادامه فشارها برگردد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: همانگونه که فلسطینی ها می گویند، برای این همه جنایت، باید تاوانی وجود داشته باشد که پایان محاصره غزه است و هیچ انسان منصفی نمی تواند این خواسته بر حق را نفی کند.
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان درباره اوضاع عراق هم گفتند: انشاءالله با تعیین نخست وزیر جدید عراق، گره کارها باز و دولت تشکیل می شود تا بتواند کار کند و به کسانی که قصد فتنه در عراق داشته و دارند درس خوبی بدهد.
ایشان همچنین با آرزوی توفیق برای مسئولان و فعالان دستگاه دیپلماسی افزودند: بطور دائم از خداوند متعال برای وزیر خارجه عزیز و همکارانشان طلب توفیق می کنم.
کشف عیوب دیگران

شرح حدیثی از امام صادق(ع) توسط حضرت آیتالله العظمی خامنهای در ابتدای جلسه درس خارج
من مواعظ امام صادق (عليه السلام):
إذا رأیتم العبد یتفقد الذنوب من الناس ناسیاً لذنبه فاعلموا أنه قد مکر به. (تحف العقول ص 364)
اگر کسی همواره بدنبال کشف عیوب مردم بوده و گناهان آنان را تفحص نماید اما گناهان و خطاهای خود را فراموش کند، چنین انسانی دچار مکر و فریب شده و به وادی خطرناکی دچار شده است زیرا بزرگترین خطر برای انسان آن است که از گناهان خود غافل شود چون این امر موجب می گردد که در صدد اصلاح خود برنیاید و چنین فردی فریب خورده است.
درخواست ایران:محاکمه رژیم صهیونیستی

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران در نشست کمیته اجرایی سازمان همکاری اسلامی در جده عربستان گفت که ایران خواستار تحت پیگرد قراردادن رژیم صهیونیستی در محاکم بینالمللی است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، "علی جنتی" در نشست کمیته اجرایی سازمان همکاری اسلامی ( OIC ) در شهر جده عربستان سعودی ,برای بررسی حملات رژیم صهیونیستی علیه مردم بی دفاع فلسطین درغزه تشکیل شده بود، طی سخنانی مواضع ایران در خصوص جنایات ددمنشانه صهیونیستها علیه مردم غزه را تبیین و برآمادگی جمهوری اسلامی ایران برای کمک به مردم فلسطین و بویژه ساکنین غزه تاکید کرد.
وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی نسبت به ضعف وانفعال مجامع بین المللی بویژه شورای امنیت سازمان ملل برای برخورد با رژیم متجاوز صهیونیستی انتقاد نمود و اضافه کرد :با توجه به اینکه مسئله فلسطین مهمترین اولویت امت اسلامی وسازمان همکاری اسلامی می باشد بنابراین از این سازمان انتظار می رود اقدامات موثری را در جهت رفع وکاهش مصائب و مشکلات مردم فلسطین ایفا نماید.
جنتی افزود :سازمان همکاری اسلامی با توجه به ظرفیت بالای کشورهای اسلامی از توان مضاعفی برای ایفای نقش موثرتر در یاری رساندن به مردم غزه و استیفای حقوق مسلم ملت مظلوم فلسطین برخوردار است.
وی در ادامه اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران همصدا با آزاد اندیشان جهان، ضمن تاکید بر لغو کامل محاصره نوار غزه بر بازگشایی هر چه زودتر تمامی گذرگاههای مرزی به منظور ورود کمکهای بشر دوستانه ودسترسی پزشکان وامدادگران به مجروحان تاکید می کند.
خواست سازمان همکاری اسلامی:پایان حصرغزه
سازمان همکاری اسلامی پایان محاصره غزه را خواستار شد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، وزیران امور خارجه کشور های عضو سازمان همکاری اسلامی روز سه شنبه در پایان نشست اضطراری خود که برای بررسی اوضاع غزه در جده عربستان برگزار شد،با صدور بیانیه ای پایان یافتن سریع تحریم باریکه غزه و محاصره آن از سوی رژیم صهیونیستی را خواستار شدند.
این سازمان همچنین از پیشنهاد «حیدر العبادی» به عنوان نخست وزیر جدید عراق و مامور شدن وی برای تشکیل کابینه جدید این کشور استقبال کرد.
از سویی «سعود الفیصل» وزیر امور خارجه عربستان در نشستی خبری که در پایان نشست اضطراری برای بررسی اوضاع غزه برگزار شد رژیم صهیونیستی را اشغالگر نامید و گفت یک رژیم اشغالگر حقی برای دفاع از خود ندارد.
فیصل عدم تحرک شورای امنیت و سازمان ملل در قبال بحران غزه را دوگانگی و تضاد در سیاستهای این سازمان خواند.
نشست اضطراری کمیته اجرایی سازمان همکاری اسلامی، در سطح وزیران امور خارجه و درچارچوب بررسی اوضاع غزه در شهر جده عربستان برگزار شد.
مرکز اسلامی آمریکا
مرکز اسلامی آمریکا مسجدی در شهر دیربورن واقع در کلان شهر دیترویت و ایالت میشیگان آمریکا است که در سال 2005 افتتاح و گفته میشود که بزرگترین مسجد در آمریکای شمالی محسوب می شود.
این مسجد متعلق به جامعه مسلمانان شهر دیربورن مي باشد .
مرکز اسلامی آمریکا در سال 1963 از شادروان محمد جواد شیری تأسیس شد و تا سال 1994 که از دنیا رفت ریاست آن را برعهده داشت.
درحال حاضر سید حسن الاقزوینی امامت جماعت این مسجد را عهده دار است.
این مسجد براساس اظهارات اعضای آن بزرگترین ساختمان دینی فرهنگی مسلمانان در شمال آمریکا به شمار می رود.
گنبد مسجد مرکز اسلامی آمریکا دارای 45 متر ارتفاع است و طول دو مناره آن به 30 متر می رسد.
مسجد مرکز اسلامی آمریکا با ظرفیت سه هزار نفری یک مجتمع اسلامی فرهنگی با 11148 متر مربع و دربرگیرنده یک کتابخانه ، مرکز گردهمایی، تالار کنفرانس و مهد کودک است.
ساخت این مرکز اسلامی یکی از چندین پروژه ای بود که با هدف پاسخ به جمعیت درحال رشد مسلمانان ایالات میشیگان صورت گرفت.
معماری این مسجد به عنوان بزرگترین مسجد شمال آمریکا بسیار غنی و مملو از ریزه کاریهای زیبایی شناسی است. مرکز اسلامی آمریکا یکی از تأثیرگذارترین بناهای شاخص در شهر دیربورن تلقی می شود.
چگونه میتوان رژیم صهیونیستی را تحت تعقیب بینالمللی قرار داد؟

آیا حقوق بینالملل دچار سکوت شده است؛
راهی که برای طرح مسئولیت کیفری اسرائیل و مقامات آن در دیوان کیفری بینالمللی توسط حقوقدانان بینالمللی نیز مطرح شده، آن است که فلسطین به معاهدهی تأسیس دیوان بینالمللی کیفری ملحق شود و از طریق اعلامیهی مندرج در بند 3 مادهی 12 خواستار رسیدگی و تعقیب... شود.
حدود یک ماه از حملهی نیروهای رژیم صهیونیستی به منطقهی بیدفاع غزه در فلسطین میگذرد. آمار کشتهشدگان این جنگ نابرابر هر لحظه رو به فزونی است. چنان که سفیر فلسطین در شورای امنیت، هنگام نشان دادن تصاویری از جنایات اسرائیل، عنوان کرد قربانیان این جنگ اعداد نیستند. آنها کسانی هستند که با آرمان و امیدشان به آزادی، همچنان در سرزمین تحت اشغال خود، با نافرمانی مدنی، با سرودن قطعهای شعر، با ساختن فیلم یا موسیقی و یا با در دست گرفتن اسلحه، به مبارزه ادامه میدهند. اما این جنگ نابرابر است. یک طرف جنگ بهترین سلاحهای نظامی جهان را از طریق آمریکا در اختیار دارد و دیگری در شرایط محاصره و اشغال، به سادهترین سلاحهای نظامی دسترسی دارد. اسرائیل تنها شبهنظامیان فلسطینی را هدف قرار نمیدهد، بلکه هدف اصلی او در این جنگ غیرنظامیان است. زنان و کودکان بیشترین قربانیان جنایات اسرائیل هستند و طبق گزارش سازمان ملل، 90 درصد قربانیان فلسطینی، غیرنظامی هستند.
این سومین عملیات نظامی گستردهی اسرائیل علیه غزه در پنج سال گذشته است. عملیات پیشین حدود هشت هزار فلسطینی را قربانی کرد. اکنون نیز با تداوم حملات غیرقابلتوجیه اسرائیل، بیش از پیش آشکار شده است که اسرائیل هدفی جز کشتن غیرنظامیان، از بین بردن فلسطینیان و خالی کردن نوار غزه در پیش ندارد. در حقوق بینالملل این اقدامات جنایت بینالمللی قلمداد میگردد که در یک شرایط عادلانه قابل پیگیری در نهادهای بینالمللی خواهد بود. اسرائیل بیش از نیم قرن است که سرزمینی را تحت اشغال قرار داده و علیرغم پیشرفت مفاهیم انسانی و هنجارهای اخلاقی در جامعهی بینالمللی، روزبهروز حقوق و آزادیهای صاحبان اصلی این سرزمین را بیشتر نقض میکند. عجیبتر از همه آنکه به بهانهی دفاع از خود و تأمین امنیت، به مردمانی که تحت اشغال و کنترل نظامی هستند حمله میبرد و سکونتگاهها و امکانات شهری و اماکن مذهبی آنها را نابود میسازد. در حقوق بینالملل، این اقدامات تحت عناوینی چون نقض فاحش حقوق مخاصمات مسلحانه، جنایت جنگی، نسلکشی و جنایت علیه بشریت قابل دستهبندی هستند.
دفاع از خود در یک سرزمین تحت اشغال
مهمترین دلیلی که رژیم صهیونیستی برای توجیه اقدامات نظامی خود عنوان میکند، بحث دفاع از خود (دفاع مشروع) است. بند 4 مادهی دوم منشور ملل متحد هرگونه توسل به زور را ممنوع میسازد، اما مادهی 51 منشور بیان میکند که «...هیچیک از مقررات این منشور به حق ذاتی دفاع از خود، خواه فردی یا دستهجمعی، لطمهای وارد نخواهد کرد...» برای تحقق دفاع از خود، وقوع حملهی مسلحانه علیه یک کشور ضروری است. بیش از شصت سال است که اسرائیل مقررات حقوق بینالملل را نادیده میگیرد و یا تحریف میکند. اکنون نیز مدعی است پرتاب راکت از سوی فلسطینیان، طبق مقررات بینالمللی، یک حملهی مسلحانه است.
اسرائیل علاوه بر محاصرهی غزه و حمله به آن، خود تجاوز به کرانهی باختری را آغاز کرده، هزاران فلسطینی را بهطور خودسرانه بازداشت نموده و بسیاری از مقامات عالیرتبهی حماس را کشته یا ربوده است و در واقع از شصت سال پیش تاکنون، این رژیم تنها متجاوز در سرزمین فلسطین است. اقدامات حماس را نمیتوان حملهای نظامی یا تجاوز از جانب فلسطینیان تلقی کرد و اگر هم حملهی نظامی باشد، خارج از چارچوب مادهی 51 منشور ملل متحد است.
حملهی مسلحانه چیزی بیش از استفادهی صرف از زور است. طبق نظر دیوان بینالمللی دادگستری در قضیهی نیکاراگوئه، حملهی مسلحانه شدیدترین شکل استفاده از زور است و فارغ از عملیات نظامی نیروهای مسلح در عبور از مرزها، مستلزم ارسال دستهها یا گروههای مسلح، شبهنظامیان یا سربازان اجیرشده از سوی یک کشور است که اقدامات مسلحانهای علیه یک کشور دیگر را ترتیب دهند. این نیازمند حمله و هجوم با شدت کافی است. اسرائیل نمیتواند مدعی شود که راکتهای حماس موجودیت اسرائیل را تهدید میکند؛ کمااینکه در عمل، با وجود گنبد آهنین، آسیبی به اسرائیلیان وارد نمیشود.
دیوان بینالمللی دادگستری، در رأی مشورتی خود دربارهی دیوار حائل، توضیح میدهد که دفاع از خود طبق مادهی 51 منشور، مستلزم آن است که یک حملهی مسلحانه از سوی یک کشور خارجی صورت گیرد. یک کشور نمیتواند کنترل کامل خود را بر یک سرزمین تحت اشغال اعمال کند و همزمان با ادعای تهدید علیه امنیت ملی، به مردمان آن سرزمین حملهی نظامی کند. اسرائیل بیش از شصت سال است که بهطور غیرقانونی در سرزمین اشغالی فلسطین، انواع خشونتها را روا میدارد و مردم فلسطین، همچون جنبشهای خواهان استقلال در برابر استعمارگران، حق مشروع بر مقاومت دارند. اسرائیل بعد از 2005 با متارکهی صوری جنگ عنوان کرد که غزه تحت اشغال نیست، اما کنترل هوایی غزه، کنترل مرزها و آبهای سرزمینی، وضع محاصرهی دریایی، تحریم اقتصادی و محدودیت جابهجایی افراد، حاکی از آن است که اسرائیل بر نوار غزه کنترل کامل دارد و آن را تحت اشغال درآورده است.
عدم تفکیک نظامیان ازغیرنظامیان
دریک سرزمین تحت اشغال، پاسخ به عملیات نظامی، شکلی متفاوت خواهد داشت. رژیم اشغالگر طبق حقوق بینالملل، متعهد به حمایت از غیرنظامیان در سرزمین اشغالی است. مقررات بینالمللی ناظر بر اشغال سرزمینی متضمن آن است که در پاسخ به اقدامات نظامی مردمان تحت اشغال، بهطور کامل میان نظامیان و غیرنظامیان تفکیک صورت گیرد. در یک جنگ مسلحانهی بینالمللی، میان نتایج نظامی بهدستآمده و کشتن غیرنظامیان، باید گونهای تناسب وجود داشته باشد. به دیگر سخن، به بهانهی ضرورتها و کسب نتایج نظامی، میتوان تعداد بیشتری از غیرنظامیان را قربانی کرد، اما در سرزمینی که کنترل آن در دست نیروی اشغالگر است، باید از غیرنظامیان حمایت بیشتری به عمل آورد و نبایست آنها را بهصورت گسترده با جنگطلبی و اعمال خشونت قربانی نمود. از این رو، بند 4 مادهی 33 کنوانسیون چهارم ژنو، کشور متخاصم را از اِعمال تنبیهات دستهجمعی، ارعاب و ترور علیه مردمان تحت اشغال ممنوع میدارد.
یکی دیگر از مقرراتی که سعی در اجتناب از حمله به غیرنظامیان دارد، مادهی 57 پروتکل الحاقی اول به کنوانسیونهای ژنو است که تأکید میکند هنگام حمله، بایستی هشدار لازم به غیرنظامیان داده شود، مگر هنگامی که شرایط اجازه ندهد. نیروهای نظامی اشغالگر مدعی هستند که این مقرره را رعایت میکنند. آنها ادعا میکنند که قبل از حمله (معمولاً 15 دقیقه) از طریق تلفن، پیامک و یا فرستادن مواد غیرانفجاری یا با قدرت انفجاری ضعیف بر بام خانهها، هشدار لازم را برای ترک محل میدهند. حتی اگر چنین باشد، این چیزی از مسئولیت رژیم صهیونیستی نمیکاهد. همین ماده در پاراگراف آخر بیان میدارد که هشدار به غیرنظامیان، تأثیری بر تعهدات قانونی که نیروهای مهاجم دارند، نخواهد گذاشت. در نتیجه، اگر با وجود هشدار، فلسطینیان در خانههای خود بمانند، اسرائیل مبرا از مسئولیت نخواهد بود.
در واقع هشدار به غیرنظامیان، توجیهی قانونی برای حمله به اقامتگاههای آنان نیست؛ چراکه غیرنظامیان و اماکن آنها بایستی مصون از تعرض باشند. در این نزدیک به سی روز، اسرائیل در بمباران وحشیانهی مناطق مسکونی، مدارس، بیمارستانها، کمپهای پناهندگان، زمینهای بازی، پناهگاهها و مدارس سازمان ملل، مساجد، کلیساها و حتی گورستانها کوتاهی ننموده است، اما به همراه متحدان خود همچون آمریکا، انگلیس و آلمان، میخواهد به جهانیان القا کند که چارهای جز این وجود ندارد و این جنگ نهایتاً در پی صلح است. اما حضور اعتراضی مردم جهان در شهرهای بزرگ نشان از آن دارد که افکار عمومی جهان با آنها همسو نیستند. واقعیت آن است که مردم جهان، اسرائیل را به دلیل نسلکشی در غزه و تروریسم دولتی سرزنش میکنند و مقاومت مردم فلسطین را قابل ستایش میدانند.
جنایت بینالمللی اسرائیل
مردم غزه در این سالهای اشغال، به آب سالم، برق کافی و امکانات درمانی لازم دسترسی نداشتهاند. سازمان بهداشت جهانی پیشبینی کرده که شش سال دیگر، یعنی تا سال 2020، غزه قابل سکونت نخواهد بود. از این رو، خالد مشعل بهدرستی بیان میکند که غزه بزرگترین زندان جهان است. در منطقهای کوچک با تراکم جمعیتی بالا (حدود یک میلیون و هشتصد هزار نفر)، مردم از هر سو تحت محاصرهی غذایی، دارویی و اقتصادی هستند و نیروهای اشغالگر نیز بدون تعهدی به رفع محاصرهی غزه، تنها راه آتشبس را توقف راکتپراکنی حماس میدانند. حتی اگر این حملات اخیر نبود، اسرائیل با محدودیتهای غیرقانونی و غیرانسانی بر فلسطینیان تحت اشغال، آنها را در شرایط مرگ تدریجی قرار داده بود.
اما در این جنگ، حملات بیمحابای اسرائیل به اهداف غیرنظامی، حاکی از آن است که اسرائیل میخواهد 360 کیلومتر مربع از سرزمین فلسطینیان را نابود کند و مردم جهان بدون هیچ واکنشی، تنها نظارهگر این فاجعهی انسانی باشند. این رژیم اشغالگر بدون ترس از عواقب بینالمللی اعمال خود، جمعیت فلسطینی غزه را مجازات و قتلعام میکند. مهمترین هدف اسرائیل در عملیات نظامی، نابودی و مرگ فلسطینیان است و این نقض آشکار حقوق بینالملل بشردوستانه است. مردم تحت اشغال غزه بایستی تحت حمایت حقوق بشردوستانه، بهویژه کنوانسیون چهارم ژنو، ناظر بر حمایت از افراد غیرنظامی در زمان جنگ باشند، اما اسرائیل بهصورت نظاممند مواد 22-14، 26-24 و 77-76 این کنوانسیون را نقض میکند که غیرنظامیان، بیمارستانها، مساجد، کلیساها، زنان و کودکان را مورد حمایت قرار میدهد. نقض این مقررات، طبق بند دوم مادهی 8 اساسنامهی دیوان بینالمللی کیفری، جنایت جنگی قلمداد میشود.
اما آثار این جنایات فراتر از جنگ خواهد بود. طبق مادهی 7 اساسنامه، حملهی نظاممند به جمعیت غیرنظامی و کشتار آنها و یا نابودی، شکنجه و غیره، جنایت علیه بشریت است. همچنین براساس مادهی 6 اساسنامه، اقدامات اسرائیل در پنج سال اخیر، از محدودیتهای غیرانسانی تا سه بار حملهی نظامی به مردم تحت محاصرهی غزه، کشتار و جنایت علیه یک گروه براساس نژاد، مذهب و ملیت است و تحت عنوان نسلکشی بایستی مورد تعقیب قرار گیرد.
شورای امنیت میتواند وضعیت ایجادشده در غزه را تحت عنوان یک وضعیت خاص براساس مواد 39 منشور ملل متحد (تهدید علیه صلح، نقض صلح یا تجاوز) به دیوان بینالمللی کیفری ارجاع دهد. اما از آنجا که برخی از اعضای اصلی شورای امنیت، یعنی آمریکا، انگلیس و فرانسه، متحدان اسرائیل هستند، چنین احتمالی دور از ذهن است. چه بسا وزیر خارجهی آمریکا و دبیرکل سازمان ملل، همچنان بر طرحی از صلح پافشاری میکنند که کوچکترین مسئولیتی بر اسرائیل برای رفع محاصرهی غزه و عدم کشتار غیرنظامیان بار نمیکند و فقط حماس را تحت فشار قرار میدهد.
اما راه دیگری که برای طرح مسئولیت کیفری اسرائیل و مقامات آن در دیوان کیفری بینالمللی توسط حقوقدانان بینالمللی نیز مطرح گردیده، آن است که فلسطین توسط رئیسجمهور خود، محمود عباس، به معاهدهی تأسیس دیوان بینالمللی کیفری ملحق شود و از طریق اعلامیهی مندرج در بند 3 مادهی 12، خواستار رسیدگی و تعقیب دیوان بینالمللی کیفری نسبت به جرائم بینالمللی ارتکابی در سرزمین اشغالی فلسطین گردد.
علاوه بر این و با وجود تبلیغات رسانههای مطرح جهان علیه حماس و فلسطینیان، دیگر نهادها و سازمانهای بینالمللی نیز با حساسیت اعضای آنها میتوانند جنایات ارتکابی اسرائیل و عمق فاجعهای که در بطن این اقدامات در جریان است را در گزارشها و تحلیلهای خود تحت پوشش قرار دهند.
حکومت طاغوت؟

میتوان طاغوت را به انواع مختلفی تقسیم کرد و حالات مختلفی برای طاغوت متصور بود. ممکن است اینگونه تصور شود که تنها حکومتهای استبدادی، طاغوت هستند. در صورتی که میتواند حکومتی و قدرتی یک حکومت دموکراتیک باشد، اما همچنان طاغوت قلمداد شود .
در ادبیات دین و منطق اسلام، در کنار قدرت مشروع، قدرت نامشروع نیز وجود دارد. بهطور خلاصه باید گفت هر قدرتی در منطق دین که منشأ غیرالهی داشته باشد و در نهایت، قدرت به خداوند بازنگردد، قدرت نامشروع تلقی میشود. قدرت نامشروع در لسان قرآن، با یک لفظ کلی «طاغوت» شناخته میشود. پس ابتدا باید به واژهشناسی و ریشهشناسی این لفظ پرداخت.
واژهشناسی طاغوت
طاغوت از ریشهی «ط غ و» یا «ط غ ی» و به معنی تجاوز از حد است؛ چه حد مادی و چه حد معنوی. راغب در اینباره مینویسد: «فعل این واژه، طَغَوْتُ و طَغَیْتُ طَغَوَاناً و طُغْیَاناً است، یعنى گستاخى و گردنکشى کردن. أَطْغَاهُ کذا: او را به طغیان واداشت. طُغْیَان: زیادهروى و نافرمانى و سرپیچى از حق است.»
سپس ایشان در مورد معنای «طاغوت» مینویسد: «الطَّاغُوت: عبارت از هر تجاوزگر و سخت ستمپیشهاى و هر معبودى است که غیر از خداى پرستیده مىشود و در مفرد و جمع هر دو به کار مىرود.» پس به نحو کلی، به هر قدرت نامشروعی میتوان لفظ «طاغوت» را اطلاق کرد.
انواع طاغوت
در یک نگاه تفصیلیتر، میتوان طاغوت را به انواع مختلفی تقسیم کرد و حالات مختلفی برای طاغوت متصور بود. ممکن است اینگونه تصور شود که تنها حکومتهای استبدادی طاغوت هستند. در صورتی که میتواند حکومت و قدرتی یک حکومت دموکراتیک باشد، اما همچنان طاغوت باشد. در واقع هر حکومت غیرالهی و نامشروعی طاغوت است. حال این امر به سه شکل متصور است:
1. طاغوت نسبت به امر خدا و احکام دین.
2. طاغوت نسبت به غصب حق حاکم مشروع و امام معصوم (ع).
3. طاغوت نسبت به ظلم به مردم.
در شکل اول اگر حکومت و قدرتی مبتنی و برمبنای دین نباشد، طاغوت است. حال خود این امر میتواند شکلهای بسیار مختلف و متنوعی داشته باشد. در واقع حکومتهای فعلی جهان که همگی حکومتهای غیردینی هستند و مبتنی بر دین نیستند، با تمام تنوع شکلی و ساختاری که دارند، همگی مصداق طاغوت هستند که ممکن است در بسیاری از این حکومتها، به نام مردم حکومت حکمرانی کند.
اما در مورد غصب حق معصوم (ع) باید گفت اگر حاکمی حتی احکام الله را نیز در حکومت خویش مدنظر قرار دهد و آنها را پیاده نماید، اما او حق حکومت نداشته باشد و حاکم منصوب من عندالله نباشد، این شخص غاصب حق خلافت و طاغوت خواهد بود، ولو اینکه در حکومت نیز تمامی احکام را اجرا کند و مردم نیز از حکومت راضی باشند و در کمال آسایش و رفاه به سر ببرند. در روایات ما نیز از غاصبین حق ائمه (ع)، خصوصاً امیرالمؤمنین (ع)، با عنوان طاغوت نام برده شده است و حتی طاغوت که در قرآن کریم آمده است نیز به برخی از اعداء اهلالبیت (ع) تأویل شده است.
اما مورد سوم، طاغوت نیز کسی است که به مردمش ظلم کند و یک حکومت دیکتاتورمنشانه و مستبدانه داشته باشد. طبق آیات قرآن، مسلمین باید نسبت به طاغوت کافر باشند و تحکم و دادخواهی را پیش کفار نبرند: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ یُریدُونَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ وَ یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعیدا» (النساء: 60)
همین آیه مورد استناد امام صادق (ع) در روایت مشهور و معروف عمربنحنظله (مقبوله عمربنحنظله) قرار گرفته است. در این روایت، عمربنحنظله (یکی از اصحاب امام) از امام (ع) سؤال میکند که اگر بین دو تن از اصحاب (یعنی شیعیان) اختلافی حقوقی در زمینهی دین یا میراث رخ دهد، چه کار کنند؟ آیا مجازند به قضات جور و طاغوت (یعنی غیرشیعه) رجوع بکنند؟ که امام (ع) در پاسخ میفرمایند: کسى که در موضوعى حق یا باطل نزد آنها به محاکمه رود، چنان است که نزد طغیانگر به محاکمه رفته باشد و آنچه طغیانگر برایش حکم کند اگرچه حق مسلم او باشد، چنان است که مال حرامى را میگیرد، زیرا آن را به حکم طغیانگر گرفته است؛ در صورتى که خدا امر فرموده است به او کافر باشند. خداى تعالى میفرماید میخواهند به طغیانگر محاکمه برند، در صورتى که مأمور بودند به او کافر شوند. سپس عمربنحنظله از امام (ع) میپرسد پس چه بکنند؟ که امام (ع) در پاسخ میفرمایند: «نظر کنند به شخصى از خود شما که حدیث ما را روایت کند و در حلال و حرام ما نظر افکند و احکام ما را بفهمد، به حکمیت او راضى شوند، همانا من او را حاکم شما قرار دادم. اگر طبق دستور ما حکم داد و یکى از آنها از او نپذیرفت، همانا حکم خدا را سبک شمرده و ما را رد کرده است و آنکه ما را رد کند، خدا را رد کرده و این در مرز شرک به خداست...».
حضرت امام (ره) در کتاب «ولایت فقیه» خویش در شرح این حدیث مینویسند: «حضرت در جواب از مراجعه به مقامات حکومتى ناروا، چه اجرایى و چه قضایى، نهى مىفرمایند. دستور مىدهند که ملت اسلام در امور خود نباید به سلاطین و حکام جور و قضاتى که از عمال آنها هستند رجوع کنند؛ هرچند حق ثابت داشته باشند و بخواهند براى احقاق و گرفتن آن اقدام کنند. مسلمان اگر پسر او را کشتهاند یا خانهاش را غارت کردهاند، باز حق ندارد به حکام جور براى دادرسى مراجعه کند. همچنین اگر طلبکار است و شاهد زنده در دست دارد، نمىتواند به قضات سرسپرده و عمال ظلمه مراجعه نماید.
هرگاه در چنین مواردى به آنها رجوع کرد، به طاغوت، یعنى قدرتهاى ناروا، روى آورده است و در صورتى که بهوسیلهی این قدرتها و دستگاههاى ناروا به حقوق مسلم خویش نائل آمد، فإنما یأخذه سُحْتاً و إن کان حقا ثابتاً له، به حرام دست پیدا کرده و حق ندارد در آن تصرف کند. حتى بعضى از فقها در عین شخصى گفتهاند که مثلاً اگر عباى شما را بردند و شما بهوسیلهی حکام جور پس گرفتید، نمىتوانید در آن تصرف کنید. ما اگر به این حکم قائل نباشیم، دیگر در کلیات، یعنى در عین کلى، شک نداریم. مثلاً در اینکه اگر کسى طلبکار بود و براى گرفتن حق خود به مرجع و مقامى غیر از آنکه خدا قرار داده مراجعه و طلب خود را بهوسیلهی او وصول کرد، تصرف در آن جایز نیست و موازین شرع همین را اقتضا مىکند.»
طبق این روایت، مؤمنین باید خودشان قدرت و حکومت در دست داشته باشند تا مجبور نشوند که به قضات جور مراجعه کنند. همچنین طبق روایت، قضات جور صرفاً قضاتی نیستند که ظالمانه حکم کنند، بلکه هر قاضیای که به غیر از شرع انور و احکام شیعه حکم کند، ولو آنکه حکمش طبق مبنای خودش کاملاً عادلانه باشد و در چارچوب فکری خودش هیچ ظلمی هم نکند، باز هم طبق این روایت، قاضی جور محسوب میشود و مؤمنین نباید به چنین قاضیای رجوع کنند.
برخی مصادیق طاغوت در قرآن
1. کفار
قرآن کریم، در آیات متعددی، مسلمین را از اینکه سلطهی کفار را بر خود بپذیرند یا کفار را به دوستی و ولایت انتخاب کنند، بر حذر داشته است. آیهی معروف نفی سبیل در اینباره است که مورد استناد فقها از دیرباز تاکنون در قاعدهی فقهی نفی سبیل بوده است: «وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلا» (النساء: 141)
فقها با استناد به این آیه و روایات مربوطه، احکام فرعی بسیاری را استخراج کردهاند. مانند تحریم ازدواج زن مسلمان با مرد کافر، عدم نفوذ قضاوت کافر در دعوای بین مسلمین، ارث نبردن کافر از مسلمان و...
همچنین در آیات دیگری نیز از دوستی با کفار نهی شده است. خداوند میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ تُریدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَیْکُمْ سُلْطاناً مُبینا» (النساء: 144)
در جای دیگری نیز خداوند میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذینَ اتَّخَذُوا دینَکُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ الْکُفَّارَ أَوْلِیاءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ» (المائده: 57)
حتی در آیهای خداوند میفرماید حتی پدران و برادران نیز اگر کفر را به ایمان ترجیح دادند، نباید آنها را به دوستی گرفت: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَکُمْ وَ إِخْوانَکُمْ أَوْلِیاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْکُفْرَ عَلَى الْإیمانِ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ» (التوبه: 23)
همچنین خداوند در دو آیه، خطاب به مؤمنین و مسلمین میفرماید شما برتر و بالاتر از کفار هستید. پس ترسی از مواجهه با کفار نداشته باشید.
«وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ» (آلعمران: 139)
دلیل طاغوت بودن کفار این است که اصولاً کفار به وجود خدا معتقد نیستند که ملتزم به اوامر الهی باشند. در نتیجه، اگر قدرتی نیز داشته باشند، قدرت آنها در نهایت به قدرت علیالإطلاق خداوند برنمیگردد و این قدرت منشأ الهی ندارد. در نهایت کفار با اختلاف سلایق و عقایدی که دارند، در استفاده از قدرت، ملتزم به اوامر الهیه نیستند. لذا از مصادیق طاغوت محسوب میشوند.
2. منافقین
مصداق بعدی طاغوت، منافقین هستند که خداوند در قرآن به رسولالله (ص) دستور میدهد از منافقین اطاعت نکن: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً» (الأحزاب: 1)
همچنین در برخی آیات، دستور جهاد با کفار و منافقین داده شده است: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ جاهِدِ الْکُفَّارَ وَ الْمُنافِقینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیر» (التحریم: 9)
در منطق اسلام، خطر منافق از کافر نیز بیشتر است، زیرا کافر صراحتاً اعلام میکند که نه خدا را قبول دارم، نه دین دارم و کفر خودش را علنی اعلام میکند. اما منافق در ظاهر با مؤمنان است، اما واقعاً در دلش کفر و بیدینی جای دارد. لذا خطر منافق برای مؤمنان بیشتر از کفار است.
3. یهود و نصاری
مصداق بعدی طاغوت، یهود نصاری هستند. یهود به نص صریح قرآن، دشمنترین دشمنان مؤمنین است: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا...» (المائده: 82)
در آیهی دیگری خداوند میفرماید یهود و نصاری تنها زمانی از ما راضی میشوند که از دین آنها پیروی کنیم: «وَ لَنْ تَرْضى عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذی جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصیرٍ» (البقره: 120)
در آیهی دیگری نیز نهی شدهایم از اینکه یهود و نصاری را به دوستی خویش انتخاب کنیم: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمین» (المائده: 51)
به حکم اسلام، پس از بعثت نبی مکرم (ص)، تنها دین مقبول نزد خداوند اسلام است که این امر صراحتاً در قرآن بیان شده است: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام» (آلعمران: 19) همچنین خود خداوند تصریح کرده اگر کسی غیر از اسلام دینی داشته باشد، از او پذیرفته نیست: «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرین» (آلعمران: 85)
پس یهود و نصاری هرچند موحد هستند، اما چون به دین اسلام که آخرین دین الهی است و مردم موظفاند إلیالأبد به احکام همین دین ملتزم باشند، مؤمن نیستند و اسلام را نپذیرفتهاند. این دسته از افراد نیز از مصادیق «طاغوت» به شمار میروند، زیرا قدرت آنها و اعمال قدرت آنها در نهایت منشأ الهی مقبول عندالله ندارد. چون پس از اسلام، تنها قدرتی مشروع است که براساس مبانی اسلامی و اوامر شرع انور اسلام باشد، نه سایر شرایع و ادیان که هم تحریفشده هستند، هم بهفرض اینکه تحریف هم نشده باشند، پس از ظهور اسلام، شرایع سابقه نسخ شدهاند.
4. مشرکین
مشرکین نیز یکی از مصادیق طاغوت در قرآن است. شرک در ادبیات دینی ما از کفر بدتر است و ذنب لایغفر است به تصریح قرآن. یعنی تنها گناهی که بخشیده نمیشود شرک است. غیر از آن، در خصوص هر چیزی امکان بخشیده شدن وجود دارد. شرک موجب حبط اعمال میشود و آثار مخرب اخروی غیرقابلجبرانی دارد.































