Super User
آشنائی با کشور بوسنی و هرزگوين
نام كشور: بوسني وهرزگوين
نوع حكومت : جمهوری دموکراتیک فدرال
پايتخت: سارایوو
سارايوو
زبان و خط رسمي: بوسنیایی , کو رو واتی , صربی
جمعيت: بيش از4 ميليون نفر
۹۵ درصد مردم این کشور از تبار آلبانیایی و بقیه بیشتر یونانی هستند. مردم آلبانی از ریشه قوم ایلیری که از اقوام هندواروپایی هستند . آلبانی ۴۳۱ سال در دست امپراتوری عثمانی بوده و در دوره معاصر ۵۰ سال حکومت کمونیستی را پشت سر گذاشتهاست.
دين رسمي : مذهبِ مردمِ بوسنی هرزگووین مسلمان حنبلي مذهب و مسیحیت ارتدوکس و کاتولیک است.
براساس نتايج سرشماره نفوس و مسكن از اول تا 15 اكتبر 2013، از كل جمعيت بوسني و هرزگوين 6/48درصد مسلمان ، 7/33درصد صرب (ارتدكس) ، 6/14درصد كروات(كاتوليك) و 3/4درصد نيز بقيه اقوام مي باشند.
واحد پول: مارك
مساحت: ۵۱٬۱۹۷کیلومتر مربع
موقعيت جغرافيائي
کشور بوسنی و هرزگوین به لحاظ موقعیت جغرافیایی در جنوب شرق اروپا و در شبه جزیره بالکان قرار گرفته است و با کشورهای کرواسی، صربستان و مونته نگرو مرز مشترک دارد. این کشور از دو ناحیهٔ بوسنی (در شمال) و هرزگوین (در جنوب) تشکیل شدهاست. مرز آبی این کشور به طول ۲۲ کیلومتر تنها راه دسترسی این کشور به آبهای آزاد است بندر نئوم در این منطقه واقع شده است.
تاريخچه بوسني
جنگ جهانی اول از پایتخت بوسنی و هرزگووین (سارایوو) و با ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد اتریش آغاز شد.
پس از پایان جنگ جهانی دوم و ایجاد جمهوری سوسیالیستی یوگسلاوی، بوسنی با نام جمهوری سوسیالیستی بوسنی و هرزگوین یکی از جمهوریهای یوگسلاوی سوسیالیستی بود. پس از فروپاشی یوگسلاوی سابق، جمهوری بوسنی و هرزگوین با برگزاري رفراندوم و آراي بيش از 60 درصد راي دهندگان، در تاريخ اول مارس ۱۹۹۲ رسما اعلام استقلال نمود و در تاريخ 22 آوريل همان سال به عضويت سازمان ملل در آمد.
تهاجم صرب هاي بوسني و قتل عام صدها هزار مسلمان در اين يورش ها
به آتش کشیدن خانه های مسلمانان بوسنی توسط صرب ها در روستای استرینگر ـ سارایوو
پس از اعلام موجوديت بوسني هرزگووين در سال ۱۹۹۲، این اتفاق، آغازگر جنگهای بوسنی بود. همهپرسی استقلال، توسط صربهای بوسنی تحریم شد و با مشارکت ۶۷٪ مردم، ۹۸٪ رأیدهندگان به استقلال بوسنی و هرزگوین رأی دادند.
صربهای بوسنی، که از جانب صربستان و مونتهنگروی همسایه حمایت میشدند، جمهوری صرب بوسنی را تشکیل داده و به قصد تجزیه جمهوری در طول خطوط قومیتی و پیوند دادن نواحی صربنشین برای تشکیل صربستان بزرگ ، حملات مسلحانه اي را آغاز کردند که این جنگ موجب کشته شدن صدها هزار نفر از مردم مسلمان بوسنی شد.
فروریختن برجهای دوقلو بر اثر توپخانه سنگین صرب ها در مرکز شهر سارایوو
جنگ صربها علیه بوسنی هرزگوین، فقط یک جنگ ملی و بر سر خاک نبود، بلکه با هدف از بین بردن مسلمانان انجام گرفت. فقط ۴۰۰۰۰ نفر (غیر نظامی) در سربرنیتسا هدف قرار گرفته و یک جا کشته شدند.
بنا بر گزارشات مستند در سازمان ملل در جنگ صربها علیه بوسنی، بیش از ۳۰۰ هزار غیرنظامی کشته و هزاران زن مورد تجاوز قرار گرفت.
بنا بر همین مستندات، در کشتار جولای ۱۹۹۵، بیش از ۸۰۰۰ غیر نظامی بوسنیایی (مسلمان) که اغلب آنان را پیرمردان و جوانان تشکیل میدادند، در داخل و اطراف شهر سربرنیتسا توسط یگان نظامی به فرماندهی ژنرال راتکو ملادیچ قتل عام شدند. دبیر کل سازمان ملل آن را بدترین و وحشتناکترین قتل عام در دنیا ، پس از جنگ جهانی دوم خواند.
به گزارش قاضی تئودور مورن اکثریت قریب به اتفاق کشتهشدگان را مردان بزرگسال و پسران نوجوان تشکیل میدادند و البته طبق گزارشات زنان و حتی نوزادان بسیاری در میان اجساد یافت شده وجود داشتند.
مدیر انجمن زنان خسارت دیده جنگ بوسنی در سال ۲۰۰۱ در دادگاه اظهار داشت که بسیاری از جانیان و متجاوزان به زنان و کودکان در سطح جامعه آزادانه میگردند.
صلح دیتون
در ۲۱ نوامبر ۱۹۹۵ گروههای درگیر جنگ، موافقتنامهٔ صلح دیتون را امضا کردند که جنگ سه ساله داخلی بین قومیتی را متوقف کرد (توافقنامه نهایی در ۱۴ دسامبر ۱۹۹۵ در پاریس امضا شد).
ساختار سياسي
ساختار سياسي بوسني و هرزگوين بسيار پيچيده است زيرا براساس موافقتنامه ديتون طراحي شده كه هدف آن پايان دادن به جنگ بود .
بوسني و هرزگوين داراي دو موجوديت به نام هاي فدراسيون بوسني متشكل از مسلمانان و كراواتها و جمهوري صربسكا متشكل از اكثريت صرب است كه هر موجوديت رئيس جمهور ، دولت و پارلمان مجزا دارد.
اين كشور در سطح ملي داراي شوراي رياست جمهوري ، شوراي وزيران و پارلمان ملي متشكل از دو مجلس نمايندگان و مجلس اقوام است. شوراي 3 نفره رياست جمهوري از سه قوم بوشنياك (مسلمانان) صرب و كرووات است كه براي 4 سال انتخاب مي شوند و هركدام به صورت چرخشي و غير متوالي دو دوره 8 ماهه رياست شورا را بر عهده دارند.
اقتصاد بوسني
تولید ناخالص داخلی این کشور در سال 2012 حدود 13 میلیارد يورو بوده است و در آمد سرانه 8300 دلار مي باشد. كه در سال گذشته میلادی رشدی ۵٫۵ درصدی داشته است.
یک میلیون و ۲۶ هزار نفر نیروی کار این کشور را تشکیل میدهند و نرخ بیکاری در آن ۴۵٫۵ درصد است. یک چهارم جمعیت این کشور زیر خط فقر زندگی میکنند و نرخ تورم 2 درصد مي باشد.
صنايع مهم اين كشور عبارتند از : ذوب آهن ، نساجي ، دخانيات ، صنايع چوب ، صنايع نظامي و توليد برق
صادرات این کشور شامل فلزات ، البسه و چوب است که به کشورهای کرواسی (۱۹٫۶ درصد)، اسلوونی (۱۶٫۷ درصد)، ایتالیا (۱۵٫۴ درصد)، آلمان (۱۲٫۳ درصد)، اتریش (۸٫۷ درصد) و مجارستان (۵٫۳ درصد) صادر میشود.
واردات این کشور شامل ماشینآلات و تجهیزات، مواد شیمیایی، سوخت و مواد غذایی است که از کشورهای کرواسی (۲۴ درصد)، آلمان (۱۴٫۵ درصد)، اسلوونی (۱۳٫۲ درصد)، ایتالیا (۱۰ درصد)، اتریش (۵٫۹ درصد) و مجارستان (۵٫۲ درصد) وارد میشود.
بدهي خارجي اين كشور در سال 2013 بالغ بر 5/5 ميليارد يورو بوده است.
روابط اقتصادي جمهوري اسلامي ايران و بوسني
اولين كميسيون مشترك اقتصادي بين دو كشور در ارديبهشت ماه سال 89 در سارايوو برگزار شد. ولي پس از آن فعاليتهاي اقتصادي به دليل تحريم ها و تشديد فشارهاي غرب بي نتيجه ماند. مبادلات تجاري دو كشور در سال 2013 حدود 50/14 ميليون يورو بوده كه سهم صادرات بوسني به كشورمان 15/14 ميليون يورو و سهم صادرات كشورمان به بوسني تنها 375 هزار يورو اعلام شده است.
ساختمان حكومت در سارايوو
مسلمانان بوسني
6/48درصد جمعيت بوسني و هرزگوين مسلمان حنبلي مذهب مي باشند
مسجد خسرو بيگ در سارايوو
ماه مبارك رمضان در بوسنی و هرزگوین
ماه مبارك رمضان در بوسنی رنگ و بوی خاصی دارد. شعائر الهی و عبادات در طول شبانه روز توسط مسلمانان ادا میشود و صدای تلاوت آیات قرآن كریم در این ماه از بلندگوهای مساجد قطع نمیشود.
یكی از مظاهر دوستی و مودت میان مردم بوسنی جمع شدن بر سر سفرههای افطار است. ماه رمضان آغاز یادآوری اخوت و دوستی با خود و دیگران و دوری از محرمات است.
همزمان با فرا رسیدن ماه پر خیر و بركت رمضان، مساجد و عبادتگاههای بوسنی با چراغها و تزئینات متنوع آذین بندی میشوند. این نورافشانیها نه تنها برای روشن شدن مساجد، بلكه به منظور بیدار شدن روحیه همكاری میان مردم و گرفتن دست فقیران توسط ثروتمندان است.
بسیاری از مردم بوسنی ماه رمضان را فرصتی برای آزادی زندانیان جرایم مالی میدانند، لذا كمكهای مردمی به منظور پرداخت بدهی زندانیان، جمع آوری شده و به این ترتیب انس و الفتی میان آنان ایجاد میشود.
در ماه مبارك رمضان، هدایا و صدقات افزایش مییابد؛ سفرههای افطار ماه رمضان نیز تنها برای نیازمندان مسلمان نیست بلكه تمامی نیازمندان ادیان دیگر از جمله مسیحیان نیز در این افطاریها شركت داده میشوند.
از غذاهای مورد علاقه مردم بوسنی كه معمولا در سفرههای افطار آنان دیده میشود، مرغ شكم پر، كباب، پیراشكی گوشت و سبزیجات، كدو، اسفناج و انواع سالاد است كه با ذغال پخته میشود.
یكی از مهمترین برنامههای ماه مبارك رمضان در بوسنی، تهیه و تولید برنامههای رمضانی در رادیو و تلویزیون این كشور است كه با استقبال خوبی از سوی مسلمانان روبرو میشود.
نقض حقوق بشر و بشردوستانه در غزه
رژیم صهیونیستی با محاصرهی غزه، ممانعت از ورود مواد غذایی و دارویی، عدم رعایت اصل تمایز بین نظامیان و غیرنظامیان، حمله به اماکن مسکونی، درمانی و... بند 1 و 2 مادهی 3 مشترک کنوانسیونهای چهارگانهی ژنو را نقض کرده است و چون رژیم اشغالگر در تاریخ 6 جولای 1951 آن کنوانسیون را پذیرفته است، پس متجاوز تلقی میشود.
هجوم نظامی رژیم صهیونیستی علیه غزه، که با مرگ سه اسرائیلی در الخلیل و سپس سوزانده شدن نوجوان فلسطینی به نام محمدحسین الخضیر در قدس جرقههای آن زده شد، به چندمین روز خود رسیده است. عملیاتی که با عنوان عملیاتی «صخرهی سخت» شروع شد و منجر به کشته شدن بیش از 150 نفر (که غالباً غیرنظامی بودند) در غزه شد، هشداری دوباره برای حقوق بشر و اصول و بنیانهای حقوق بینالملل در سطح جامعهی بینالملل است.
البته به دلیل ماهیت نظام بینالملل، که با اصول ماکیاولیستی منفعت در هر شرایط ایجاد شده است، گریزی از جنگ نیست و جنگ تمام هنجارهای طراحیشده را از بین میبرد، ولی هنوز مکانیسمهایی در حقوق بینالملل برای تحدید خشونتها وجود دارد که حقوق بشردوستانه و حقوق بشر جزئی از آن مکانیسمها محسوب میشوند. وجود هریک از این دو مکانیسم محدودکننده در مخاصمات بینالمللی، سبب شده است تا رژیم غاصب صهیونیستی، بهعنوان ناقض فاحش حقوق بشر و بشردوستانه محسوب شود. در این خصوص، به چند پرسش پیرامون این مسئله اشاره خواهیم کرد.
دلایل شروع این هجوم چه بود؟
اگر نگاهی اجمالی و همزمان به جنگ 22روزهی غزه و علل شروع آن و جنگ 8روزه و این جنگ (نبرد 2014) بیندازیم، پاسخ این سؤال را دریافت خواهیم کرد. جنگ 22روزه که منجر به کشته شدن 1400 فلسطینی شد و ویرانیهای زیرساختی فراوانی را نیز برجای گذاشت، در چه شرایطی به وجود آمد؟ سال 2007 در شرایطی که بهلحاظ سیاسی اسرائیل دچار زوال مدیریت شده و در آستانهی شورش داخلی قرار گرفته بود و همچنین بهلحاظ بینالمللی نیز در انزوا قرار گرفته بود. رقابت سیاسی بین احزاب اسرائیل و موقعیت در حال زوال حزب «کادیما» سبب شده بود که برای بسیج نیروهای سیاسی داخلی و انسجام و وحدت آنها، این رژیم تلاش نماید تا وضعیت خود را با یک هجوم خارجی احیا کند.
درست همین وضعیت در سال 2012 نیز اتفاق افتاد؛ در وضعیتی که کابینهی افراطی نتانیاهو با مشکلات داخلی مواجه بود و میبایستی ائتلاف انتخاباتی را ایجاد میکرد و بهلحاظ خارجی نیز موقعیت منزویتری را طی میکرد. در نبرد 2014 نیز اینگونه است. اسرائیل در شرایطی است که نیاز به یک جنگ خارجی در راستای یک وحدت دارد؛ سوای از اینکه منطقهی خاورمیانه دچار آشوب شده و این بهترین فرصت برای بهره بردن اسرائیل از اهداف خود است که تحت پوشش کشته شدن سه نوجوان اسرائیلی، به خورد فضای رسانهای داده میشود. اما آنچه در اینجا مدنظر ماست، دلایل سیاسی و منطقهای شروع این نبرد نیست.
اهداف شروع این هجوم چه بود؟
اهداف این رژیم متعاقب دلایل تعریف میشود؛ چراکه همانطور که در عملیات «سرب گداخته» (جنگ 22روزه) هدف ایجاد تغییرات بنیادین در غزه، از جمله نابودی مقاومت و از بین بردن حماس، جلوگیری از انتقال سلاح به غزه و آزادی سربازان اسرائیلی گروگان گرفتهشده توسط مقاومت بود، در عملیات «ستون ابر» یعنی جنگ 8روزه نیز همان اهداف تکرار شده است و در عملیات سال 2014 نیز دقیقاً همین سخنان از زبان مقامات رژیم صهیونیستی شنیده میشود. برای مثال، نخستوزیر رژیم صهیونیستی و سخنگوی ارتش میگویند «عملیات جاری میتواند نامحدود باشد و در زمانی طولانیتر از گذشته اجرا شود تا به مقطعی برسیم که آرامش برقرار شود.» یا الی یشای، از رهبران سیاسی یکی از احزاب مذهبی، چنین بیان میکند: «اسرائیل باریکهی غزه را چنان بکوبد که آن را به حال چهل سال پیش، که سرزمینی سوخته بود، برگرداند.»
البته شکست اسرائیل در جنگ 8روزه بسیار سنگینتر از شکست در جنگ 22روزه بود، چون شکست در این عملیات ثابت کرد که رژیم صهیونیستی از آن پس قادر به حل مسائل بین خود و مقاومت نیست، بلکه کشور ثالث بایستی وارد مناقشات جدید شود که پیشبینی میشد شاهد مداخلهی کشورهایی مثل آمریکا، فرانسه و... نیز در جنگهای بعدی باشیم. به تفسیری به نظر میرسید که جنگهای بعدی بین اسرائیل و مقاومت، بایستی با میانجیگری منطقهای و جهانی باشد.
تجاوز اسرائیل به غزه با توجیه «دفاع مشروع» صورت گرفته است. مقامات آمریکایی در تماسهای تلفنی خود با نتانیاهو و سایر مقامات اسرائیل بر «حق اسرائیل برای دفاع مشروع» از خود تأکید کردهاند. آیا تجاوز اسرائیل مشمول قاعدهی دفاع مشروع میشود؟
طبق مادهی 51 منشور ملل متحد، تنها حمله به یک کشور خاص است که یک اقدام را از حالت تجاوز خارج کرده و زیر عنوان «دفاع مشروع» قرار میدهد. در خصوص جنگ 8روزه و نبرد کنونی بین اسرائیل و غزه، بایستی اشاره کرد که درست است که غزه تحت اشغال رژیم صهیونیستی نیست، اما وقتی سرزمینی تحت اشغال کشوری دیگر باشد، بهعنوان یک دولت محسوب نمیشود که عنوان دفاع مشروع در مقابل اقدام نظامی آن، موجه باشد. غزه تحت اشغال نظامی اسرائیل نبود، اما بهعنوان دولتی مستقل نیز محسوب نمیشد که عنوان دفاع مشروع در مقابل آن برای هجوم گستره علیه آن روا باشد. هم از این رو، عنوان دفاع مشروع، عنوانی اشتباه برای تجاوز اسرائیل است.
همانطور که نوآم چامسکی بیان کرده است، حتی اگر قاعدهی فوق، یعنی «دفاع مشروع»، در اساس موجودیتی نداشته باشد، باز هم اسرائیل است که متجاوز اصلی در جنگ اخیر محسوب میشود. در مقابل «تجاوز» حقی به نام «دفاع» وجود دارد که بتوان به آن توسل جست. برای تحقق و استمساک به این قاعده، ابتدا بایستی تجاوزی از ناحیهی کشوری صورت گرفته باشد. وقتی رژیم صهیونیستی خود آغازگر جنگ بوده، متجاوز است.
توضیحی در خصوص نقض حقوق بشر و حقوق بشردوستانه در غزه
ابتدا لازم است تفاوت بین حقوق بشر و حقوق بشردوستانه را بیان کنیم. حقوق بشر حقوقی است که انسانها از حیث انسان بودن از آن برخوردار میشوند. مثل حق تعیین سرنوشت، حق حیات، حق آزادی و امنیت شخصی. اما حقوق بشردوستانه مجموعهای از حقوق است که در «مخاصمات مسلحانه» از افراد حمایت میکند. البته ذکر این نکته ضروری است که نهادهای حقوق بشری و بشردوستانه، اسامی پُرمسمایی دارند، اما بهواقع ابزار دست چند قدرت در عرصهی بینالمللی هستند. به تفسیر دیگر، حتی ماهیت حقوقی که توسط همین کشورها و سازمان-ها وضع شده نیز اعمال نمیشود. آن زمانی که صحبت از منافع دولتهای بزرگ میشود، این حقوق محلی از اعراب ندارند.
آیا رژیم اسرائیل در تجاوز اخیر خود به غزه، مرتکب جرم و جنایت جنگی شده است و آیا نقض فاحش حقوق بشردوستانه صورت گرفته است؟
همان¬طور که می¬دانیم، از جمله اهداف اصلی حقوق بینالملل بشردوستانه، حمایت از شهروندان و اقلیتها در جریان مخاصمات مسلحانه است. نقض ممنوعیت مجازات دستهجمعی و بیتوجهی قدرت اشغالگر به تعهداتش مطابق حقوق بینالملل، از جمله موارد نقض این حقوق توسط اسرائیل است.
از جمله مواردی که رژیم صهیونیستی در تجاوز اخیر خود به غزه مرتکب جرم نقض حقوق بشردوستانه شده است، عبارتاند از: مصونیت غیرنظامیان، تمایز نیروهای نظامی از غیرنظامی، تناسب در استفاده از قوای نظامی با توان و ظرفیت نیروهای مقابل، ضرورت محدود کردن اهداف و تاکتیکها در جهت رسیدن به اهداف مشروع نظامی و رعایت مبانی و اصول حقوق بشر که مطابق با این پنج قاعده، تجاوز اسرائیل به غزه، نقض برخی از آنهاست.
اولین اصل نقضشده، اصل «محدودیت» است. منظور از اصل محدودیت این است که استفاده از سلاحهایی که آسیب-های بیش از حد لازم به همراه دارند، ممنوع است. اسرائیل از سلاحهایی در غزه استفاده کرده که مطابق موازین بینالمللی نبوده است و اصل محدودیت بهکارگیری سلاحهای آتشزا را عملیاتی نکرده و بنابراین حقوق بشردوستانه را نقض کرده است.
دومین اصل نقضشده، «تناسب» است. اندازهی صدمات و آسیبهای ناشی از یک حمله در مقایسه با آنچه انتظار از آن میرود، بایستی یکسان باشد. در حملهی اسرائیل به غزه، هیچ نسبتی بین اهدافی که این رژیم اعلام کرده است و سطح تخریبها وجود ندارد.
سومین اصل نقضشده، « تمایز» است. بین اهداف نظامی و غیرنظامی، میبایستی تمایز گذاشته شود که این موضوع در خصوص تجاوز اسرائیل به غزه رعایت نشده است؛ چراکه اماکن مسکونی و... مورد هدف قرار گرفتهاند. قبلاً مقامات رژیم صهیونیستی اظهار داشته بودند که از جمله اهدافشان این است که اعضای حماس را منهدم کنند. طبیعی است وقتی غزه از متراکمترین مناطق دنیاست و مقامات حماس در داخل مردم و مشترک با مردم هستند و به آنها حمله میشود، تمایزی بین نظامیان و غیرنظامیان ایجاد نشده و فجایعی خونین ایجاد شده است. به همین دلیل است که اعضای خانوادهها بهصورت دستهجمعی در حملات رژیم صهیونیستی به غزه، شهید میشوند؛ بهطوریکه حتی نهادهای وابسته به قدرتهای بزرگ نیز برای جلب افکار عمومی، از این مسئله نگذشتهاند.
علاوه بر این موارد، رژیم اسرائیل با محاصرهی غزه، ممانعت از ورود مواد غذایی و دارویی، عدم رعایت اصل تمایز بین نظامیان و غیرنظامیان و حمله به اماکن مسکونی، درمانی و... بند 1 و 2 مادهی 3 مشترک کنوانسیونهای چهارگانهی ژنو را نقض کرده است و چون رژیم اشغالگر در تاریخ 6 جولای 1951 آن کنوانسیون را پذیرفته است، پس در صورت نقض (که فاحش است)، متجاوز تلقی میشود. براساس کنوانسیونهای چهارم ژنو 1947 و پروتکل 1977 الحاقی، نیروی اشغالگر در مقابل ساکنان، تأسیسات زیرساختی و حفاظت از میراث فرهنگی سرزمین-های اشغالی وظایفی را برعهده دارد که عدم رعایت آن، میتواند به ایجاد مسئولیت بینالمللی برای قوای اشغالگر منجر شود. با این حال، کمیتهی بینالمللی صلیب سرخ، بهعنوان نگهبان و مفسر رسمی کنوانسیون-های حقوق بشردوستانه، همواره معتقد بوده که مفاد کنوانسیون چهارم ژنو در مورد سرزمینهای اشغالی فلسطین لازمالاجراست.
توضیحی در خصوص نقض حقوق بشر در غزه
در خصوص نقض حقوق بشر در غزه بایستی اشاره کرد که اقدامات اسرائیل در غزه هم جنایت جنگی است و هم جنایت علیه بشریت و هم مصداق تجاوز است. جنایت جنگی است؛ چراکه هیچیک از اصول حقوق بشردوستانه در آن رعایت نشده و این رژیم دست به کشتار غیرنظامیان زده است. جنایت علیه بشریت است؛ چراکه پتانسیل این را دارد که از محدودهی منطقهای غزه فراتر رود و مشمول مناطق دیگر و نقاط دیگر جهان شود و تجاوز است؛ چراکه این رژیم شروعکننده بوده است.
خشم و غضب

شرح حدیثی از امام صادق(ع) توسط حضرت آیتالله العظمی خامنهای در ابتدای جلسه درس خارج
من مواعظ امام صادق (عليه السلام):
من غضبَ علیکَ من اِخوانک ثلاثَ مراتٍ فلم یقُل فیکَ مکروهاً فاعده لنفسک. (تحف العقول ص 369)
انسان طبیعتا دارای نقاط ضعفی است، یکی از نقاط ضعف او خشم و غضب و نقطه دیگر سرور و خوشحالی است. دلبستگی به مقام و پول و ... سایر نقاط ضعف او هستند که انسان از این نقاط دچار لغزش می شود ملاک شخصیت واقعی فرد آن است که در هنگام برخورد با این مسائل خود را نبازد.
در مواقع عادی پرده ای روی باطن انسان افتاده است، اما هنگامی که انسان خشمگین می شود، یا به مقام یا مال و ثروتی می رسد باطن او آشکار می گردد. حال اگر زمینه هایی پیش آمد که یکی از برادران دینی شما چندین مرتبه ( حداقل سه بار) خشمناک شد ولی سخنان زشت و ناهنجاری به شما نگفت باید قدرش را دانسته و او را برای خود حفظ کنی.
چادر رمضان در "مسجد پاکلاننایا گارا" مسکو
در ادامه برنامه های فرهنگی چادر رمضان در "مسجد پاکلاننایا گارا" مسکو، سفارت جمهوری اسلامی ایران در روسیه میزبان این مراسم شد.
اشک های مفتی روس
این مراسم با تلاوت قرآن مجید با نوای یکی از قاریان ایرانی آغاز شد. سپس رییس اداره دینی بخش آسیایی روسیه سخن گفت.
«آقای نفیق الله حجتاویچ آشیراو» در سخنرانی خود درباره مظلومیت مردم عراق، فلسطین، افغانستان و آفریقا حرف زد و از حاضران خواست که در این ماه شریف برای آنها دعا کنند تا ظلم و ستم از سر آنان و همه مسلمانان برداشته شود و فتنه ها برطرف گردد.
این عضو هیئت رئیسه شورای مفتی های روسیه افزود: یک سومالیایی با مفتی روسیه تماس گرفته و پرسیده است: "شیخ! ما هیچ چیزی برای خوردن نداریم، چگونه باید روزه بگیریم؟". اما مفتی نتوانست به این سؤال پاسخ دهد؛ به غیر از اشکهایش که سرازیر شد.
آشنائی با کشور چين
نام كشور: جمهوری خلق چین
نوع حكومت: جمهوری سوسیالیستی
پايتخت: پكن
شهرهاي مهم : پکن ، تیانجین ، شانگهای و چونگکینگ
زبان و خط رسمي : زبان چینی ماندارین
دين و اديان اصلی: بودیسم، مسیحیت، اسلام، تائوئیسم (آمار رسمي تعداد مسلمانان چين را بيش از 29 ميليون نفر و آمار غير رسمي حدود 70 ميليون نفر ذكر مي كنند.)
جمعيت: ۱٬۳۵۳٬۸۲۱٬۰۰۰ ميليون نفر
واحد پول: یوآن
مساحت: ۹٬۵۹۶٬۰۰۰ کیلومتر مربع
موقعيت جغرافيائي
کشور چین در منطقه شرق آسیا قرار گرفته است و بعد از روسیه، دومین کشور پهناور این قاره به شمار آمده و دارای مرز زمینی با کشورهای روسیه، مغولستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان، پاکستان، هندوستان، نپال، بوتان، برمه، ویتنام، کره شمالی می باشد. از سمت شرق و جنوب نیز با دریای چین شرقی، خلیج کره، دریای زرد، و دیگر آبهای آزاد احاطه شدهاست.
آب و هوای این کشور بسیار متنوع میباشد از مناطق گرمسیر و بارانی در جنوب تا بسیار سردسیر در شمال را شامل میشود.
پاندا خرس ملي چين
طوفانهای موسمی (۵ مورد در سال) در امتداد سواحل جنوبی و شرقی، سیلهای مخرب ، سونامی ، زلزله ، رانش زمین و خشکسالی از بلایای طبیعی منطقه چین هستند. چشمانداز طبیعی متنوعی دارد، از استپهای جنگلی و بیابانهایی چون گبی و تکلهمکان در ناحیهٔ خشک شمالی نزدیک به مغولستان و سیبری روسیه گرفته تا جنگلهای زیرگرمسیری در سرزمینهای مرطوب جنوبی نزدیک به ویتنام ، لائوس و برمه.
مناطق غربی ناهموار است و رشتهکوههای هیمالیا و تیان شان مرز طبیعی آن را با هند و آسیای میانه ترسیم میکنند. در مقابل، نواحی شرقی این کشور کمارتفاع است.
تاريخ چين
نماي داخلي شهر ممنوعه در پكن
چین تاریخ کهنی دارد. گاهی به گونه یکپارچه و گاهی به مانند چند کشور جدا از هم بودهاست. چینی ها صدها سال پیش از اروپائیان دستگاه چاپ را اختراع کرده و سال ها پیش از اروپائیان بر روی کاغذ می نوشتند.
سون یات سن «پدر چین مدرن» سیاستمدار و رهبرانقلابی چین در براندازی دودمان چینگ در انقلاب سال ۱۹۱۱ بود. در اوایل سال ۱۹۱۱ نیروهای انقلابی به رهبری سون یات سن بر امپراتوری منچو پیروز شدند.
رژیم چین پس از انقلاب مردمی از پادشاهی به جمهوری تبديل و در سال ۱۹۱۲ تأسیس و سون یات سن اولین رئیس جمهور اين كشورشد. او بعداً هم حزب ملی کومینتانگ چين را تأسیس کرد و تا سال ۱۹۲۱ رهبر این حزب بود. سون یات سن در سال ۱۹۲۱ در گذشت.
اوضاع سياسي:
جمهوری خلق چین یک کشور سوسیالیستی است.چین از سال ۱۹۹۶ عضو پیمان امنیتی سازمان همکاری شانگهای میباشد. سازمان همکاری شانگهای از دل رقابت قدرتهای بزرگ برسر منطقه ژئوپلیتیک آسیای میانه ظهورکرده است.
حزب کمونیست چین در سال ۱۹۲۱ میلادی تأسیس شد. و مبارزات سخت مردم را رهبری میکرد و در سال 1949جمهوری خلق چین را تأسیس نمود. آنگاه ژاپنی ها بر این سرزمین تاختند . با پایان جنگ جهانی دوم حمله ژاپنی ها ادامه داشت. ولی جنگ داخلی میان هواداران ژنرال چیانگ کای شک و مائو تسه تونگ بالا گرفت که سرانجام به پیروزی هواداران حزب کمونیست چین انجامید و هواداران چیان کایچک به جزیره تایوان گریختند و تا به امروز به ایستادگی دربرابر فشار جمهوری خلق چین ادامه دادهاند.
از سال ۱۹۵۶، حزب کمونیست چین به دلیل فقدان تجربه کافی در رهبری اقتصادی و نوسازی، اشتباهاتی مرتکب شد. به تبع آن مبارزه قدرت (انقلاب فرهنگی چین) در سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ در حزب کمونیست چین شروع شد. چهرههای میانه رو حزب اخراج شدند. پس از پایان انقلاب فرهنگی در اکتبر سال ۱۹۷۶، چین به دوره نوین توسعه تاریخی وارد شد.
از آغاز سال ۱۹۷۹ حزب کمونیست چین سیاستهای اصلاحات و درهای باز را که توسط تنگ شیائوپنگ مطرح شده بود را به اجرا گذاشت. پس از اجرای سیاستهای اصلاحات و درهای باز، توسعه اقتصاد ملی و اجتماعی، چین به دستآوردهای چشمگیری نائل آمده و چهره کشور دستخوش تغییرات زيادي شد.
کشور چین، به عنوان یکی از قطبهای اقتصادی و سیاسی بزرگ، نقش تعیین کنندهای در سطح جهانی به ویژه در معادلات سیاسی منطقه شرق آسیا ايفاء مي كند. از نظر سیاسی ، این کشور روابط استراتژیک ویژهای با روسیه ، هند ، کره شمالی و جمهوري اسلامي ایران دارد.
قانون اساسی :
پس از تأسیس جمهوری خلق چین در اول اکتبر سال ۱۹۴۹، چهار قانون اساسی در سالهای ۱۹۵۴، ۱۹۷۵، ۱۹۷۸ و ۱۹۸۲ بطور جداگانه تنظیم و صادر شد.
چهارمین قانون اساسی جمهوری خلق چین یعنی قانون اساسی فعلی در چهارم دسامبر سال ۱۹۸۲ در مجلس ملی نمایندگان به تصویب رسید. این قانون ضمن ادامه و توسعه اصول اساسی قانون اساسی سال ۱۹۵۴، با توجه به جمعبندی تجربیات توسعه سوسیالیستی چین و جذب تجربیات بینالمللی، منطبق با نیاز ساختار مدرنیزاسیون سوسیالیستی محسوب میشود. در این قانون به طور مشخص نظامهای سیاسی و اقتصادی جمهوری خلق چین، حقوق و وظایف اتباع، تأسیس ارگانهای دولتی و چارچوب ماموریت و وظایف اصلی کشور در آینده قید شدهاست. ویژگیهای اساسی این قانون قید نظام و وظایف اصلی، تشخیص چهاراصل اساسی و رهنمود اساسی اصلاحات و درهای باز است. در این قانون قید شدهاست که مردم و سازمانهای سراسر کشور باید طبق قانون اساسی فعالیت کرده و هیچ سازمان یا شخصی حق تخطی و نقض قانون اساسی و قوانین دیگر را ندارد.
مجلس ملی نمایندگان خلق متفاوت با پارلمان بوده و براساس قانون اساسی به عنوان عالیترین مرجع قدرت کشور تعیین شدهاست. هر تبعه چینی از ۱۸ سالگی حق انتخاب کردن و انتخاب شدن به عنوان نماینده مجلس ملی را دارد. مجلس ملی نمایندگان در حال حاضر ۲۹۸۷ نفر عضو دارد. نمایندگان مجلس در سطوح شهرستانها و روستاها با انتخابات مستقیم برگزیده و نمایندگان سطوح بالاتر بطور غیر مستقيم انتخاب میشوند.
نظام همکاری چندحزبی و مشورت سياسی
نظام همکاری چند حزبی و مشورت سیاسی به رهبری حزب کمونیست ، نظام سیاسی اصلی چین محسوب میشود. چین کشوری چند حزبی است. بغیر از حزب کمونیست ، ۸ حزب دموکراتیک در این کشور وجود دارند که قبل از ایجاد جمهوری خلق چین به وجود آمده و در زمینه سیاسی طرفدار رهبری حزب کمونیست مي باشند. حزب کمونیست و دیگر احزاب دموکراتیک باید طبق قانون اساسی فعالیت کنند. احزاب دموکراتیک از لحاظ سازماندهی مستقل بوده واز آزادی سیاسی، استقلال تشکیلاتی و برابری حقوقی در چارچوب مقررات در قانون اساسی بهره مند هستند.
حزب کمونیست پیش از اتخاذ تدابیر بزرگ و تصمیم گیری در باره امور مهم و بزرگ مربوط به امور ملی و زندگی مردم، ضمن مشورت گسترده با احزاب دموکراتیک و شخصیتهای بی طرف نظریات و پیشنهادهای آنان را استماع و بعد تصمیم گيري مي كند.
اوضاع اقتصادی :
پكن پايتخت چين
از هنگام اجرای اصلاحات اقتصادی برای پیریزی یک اقتصاد مدرن، چین یکی از سریعترین رشدهای اقتصادی دنیا را داشتهاست. این کشور هماکنون بزرگترین صادرکننده و دومین واردکننده بزرگ کالا است و دومین اقتصاد بزرگ دنیا بر پایه تولید ناخالص داخلی را در اختیار دارد. چین عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل و سازمانهای چندجانبهای همچون سازمان تجارت جهانی، آپک، سازمان همکاری شانگهای و گروه ۲۰ است. چین به عنوان کشوری دارای سلاح هستهای از بزرگترین ارتش دائمی دنيا و دومین بودجه دفاعی بزرگ دنیا برخوردار است.
شهر شانگهاي
اسلام در چين
مسلمانان۳٪ از كل جمعيت را تشكيل مي دهند. تعداد مسلمانان حنفي مذهب، حدود سي و شش ميليون نفر و تعداد شيعيان حدود سه و نيم ميليون نفر مي باشد.
پیشینه ورود اسلام به پیش از سال ۶۵۰ میلادی باز میگردد و بیشتر مسلمانان در استانهای سین كیانگ، گانسو، نینگشا و چینگهای زندگی میکنند. ورود اسلام به چین، به قرن اول هجری باز میگردد. مهاجرت عربها و فارسها از راههای دریایی و جاده ابریشم، در زمان سلطنت سلسله تانگ موجب ورود دین اسلام به اين کشور شده و نقش مهمی را در برقراری ارتباط بین این کشور و کشورهای اسلامی ایفا کردهاست . همچنين ترویج و گسترش اسلام توسط بازرگانان ایرانی و عمدتاً از طریق جاده ابریشم صورتگرفتهاست. آشنایی اکثر مسلمانان چین با کلمات و واژههای اصیل فارسی و استعمال این لغات در مکالمات روزمره زبان چینی مؤید این مدعا است. حمله مغول به ایران بعنوان عاملی تسریع کننده، موجبات و امکانات گشایش راه رفت و آمد و مهاجرت مسلمانان ایرانی به چین و در نتیجه نفوذ فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی و نیز ترویج دین اسلام در آنجا را فراهم کرد.
مسجد نیوجی در پكن
مسجد نيوجي مسجدي در شهر پكن واقع در پايتخت چين مي باشد . اين مسجد از مساجد قديمي در چين محسوب مي گردد .
اين مسجد 6 هزار متر مربع وسعت داشته و در محله مسلمان نشين ژوان كه بيش از ده هزار سكنه مسلمان دارد واقع مي باشد .
حجاج چینی در حج
بنا بر نوشته روزنامۀ ملی چین مورخ 15 سپتامبر 2009، در دوران قدیم حجاج چینی برای انجام این فریضۀ الهی به خاطر بعد مسافت حداقل به سه سال زمان نیاز داشتند و در این مسیر با مشقات و سختیهای فراوانی مواجه شده و عده ای از آنان همه ساله در این مسیر جان خود را از دست می دادند. قبل از تأسیس چین جدید، حجاج این کشور بصورت انفرادی و سازمان نیافته به عربستان عزیمت می کردند. پس از تشکیل چین کمونیست، به خاطر مشکلات داخلی و تحولات بین المللی، به مدت سه سال سفر حج متوقف شد.
سفر اولین هیئت حجاج چینی در سال 1952 به ریاست يك روحانی بنام دافوشنگ بهمراه معاون خود امین محسوم از روحانیون منطقۀ سین کیانگ، متشکل از 16 نفر مسلمان برای تشرف به حج آغاز شد. آنان از پکن حرکت کرده و از طریق هنگ کنگ، برمه و هند به شهر کراچی در پاکستان رسیدند و در نظر داشتند که در کراچی ویزای عربستان را دریافت کنند که به دلیل بر قرار نبودن رابطۀ سیاسی بین جمهوری خلق چین و عربستان و سایر مسایل و مشکلات بین المللی، پس از یکماه اقامت در این شهر و تلاش فراوان متأسفانه قادر به اخذ ویزا نشده و به چین بازگشتند.
در سالهای 1953 و 1954 نیز به همان دلایل، مسلمانان چین از سفر به مکه محروم شدند تا این که در سال 1955 آقای جوئن لای نخست وزیر وقت چین، در رأس هیاتی برای شرکت در اجلاس آسیا – آفریقا عازم باندونگ در انرونزی شد و آقای دافوشنگ روحانی مسلمان را نیز به عنوان عضو هیئت با خود به این اجلاس برد و در ملاقات با رؤسای هیئت های كشورهای اسلامی ( از 29 کشور شرکت کننده در این اجلاس، 12 هیئت از کشورهای اسلامي بودند) ایشان را معرفی و شور و شوق مسلمانان چینی برای تشرف به حج را برای آنان تشریح کرد. از جمله افرادی که جوئن لای با آنان ملاقات و در مورد سفر حج مسلمانان چینی مذاکره کرد، ناصر رییس جمهور مصر، فیصل ولیعهد عربستان بود. در این ملاقاتها فیصل برای تحقق سفر حج مسلمانان چین، قول داد تا در این زمینه تلاش کرده و در همان سال زمینه را برای سفر مسلمانان چین به حج فراهم نمايد.
پس از بازگشت هیئت چینی از باندونگ، بر اساس توافقات صورت گرفته و طبق دستور دولت این کشور، انجمن اسلامی چین اقدام به تشکیل هیئت حج مسلمانان چین نمود و بلافاصله یک گروه 19 نفره را به ریاست آقای دافوشنگ برای حج آماده و پس از دریافت ویزا، این گروه به عنوان اولین گروه حجاج چینی پس از تشکیل جمهوری خلق چین، از پکن با هواپیما به هنگ کنگ و سپس با کشتی از طریق پاکستان عازم عربستان شده و موفق به انجام فریضۀ حج شدند.
این گروه پس از انجام اعمال حج، از کشورهای مصر، پاکستان و هند بازدید کرده و مورد استقبال مقامات این کشورها قرار گرفتند. آنان در این سفر با علما، شخصیتها و مسئولان مسلمان آن کشورها پیرامون وضعیت مسلمانان پس از تأسیس جمهوری خلق چین مذاکره و زمینۀ گسترش روابط مسلمانان چین با جهان اسلام را پایه ریزی کردند.
در نتیجۀ این سفر، کشور مصر از میان کشورهای عربی و آفریقایی، نخستین کشوری بود که با چین رابطۀ سیاسی برقرار کرد. از آن پس همه ساله تعدادی از مسلمانان ، ولو اندک، به ریاست و همکاری انجمن اسلامی چین، موفق به شرکت در مراسم حج شده و فریضه حج را به جای میآوردند. این روند پس از آغاز اصلاحات و اعمال درهای باز سیاسی توسط دولت چین ادامه و سال به سال توسعه یافت و بر تعداد حجاج افزوده شد و اینک هر ساله تعداد بیشتری از مسلمانان چین موفق به سفر به مکه و انجام فریضۀ حج می شوند.
تعداد حجاج اعزامی، با توسعۀ اقتصادی در سالهای اخیر و بهبود وضعیت اقتصادی مردم از جمله مسلمانان این کشور، همه ساله بر متقاضیان سفر مکه افزوده می شود، ولی به دلیل محدودیتهای اعمال شده از سوی سعودی از یک سو و دولت چین از سوی دیگر، همۀ آنان موفق به تشرف نمی شوند.
طبق آمار رسمی اعلام شده از سوی انجمن اسلامی چین، در سال آتي(2015) بیش از 12 هزار نفر ازمسلمانان به حج مشرف خواهند شد. این تعداد با 30 فروند هواپیمای چارتری که توسط دولت برای حجاج در نظر گرفته شده، از فرودگاههای بین المللی پکن، ارومچی، اینچوان، لنجو و کونمینگ عازم عربستان سعودی خواهند شد. هزینۀ هر حاجی 30 هزار یوان (کمی بیش از 3 هزار یورو) است و حجاج مجموعا 30 روز در مکه و مدینه اقامت مي كنند. انجمن اسلامی به نمایندگي از دولت این کشور، مسئولیت اعزام، هدایت، نظارت و مذاکره با مقامات سعودی در خصوص مسایل حج و حجاج را بر عهده دارد.
زائران چینی با عبای بلند سفید و عرقچین سفید با آرمی روی سینه دارای پرچم چین و نوشته قرمز رنگ «الحاج الصینی» مشخص شده و بر روی بازوی برخی هم به خط چینی نام و مشخصات نوشته شده است، همچنین زائران خانم چینی با مقنعه مشکی و لباس سفید با حجاب کامل در حرمين حاضر می شوند.
مسلمانان چینی زائريني مهربان و خون گرم هستند و به راحتی با ديگر زائران ارتباط برقرار می کنند. اين زائران انسان را به یاد حدیث معروف رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) می اندازد که فرمودند: «اطلبوا العلم ولو بالصین» دانش را حتي در چین دورترین نقطه شناخته شده آن زمان ، جست و جو و طلب کنید.
رسوم مسلمانان چینی برای ازدواج
آئین و رسوم مسلمانان برای ازدواج نیز جالب توجه است. مسلمانان چین از جمله قومیتهایی هستند که سنتهایشان با فرهنگ ترکی - اسلامی آمیخته شده است.
در میان اقوام مسلمان چینی، اگر جوانی تصمیم به ازدواج بگیرد و دختری را بپسندد، خانواده او در جلسه اول فردی را به عنوان واسطه ازدواج جهت خواستگاری به همراه خود به منزل دختر میبرد.
در اولین دیدار، چون هنوز موافقت طرفین اعلام نشده، خواستگاران با چای پذیرائی نمیشوند. چنانچه جواب مثبت باشد، خانواده داماد بار دیگر برای اهدای هدیه نامزدی و به صرف میوه و چای به خواستگاری میرود و هدایای متعددی را از جمله جعبههای تزئین شده حاوی میوههای قرمز رنگ و خشکبار، انواع شیرینی جات و شکلات، پول، لوازم آرایش به همراه یک جلد قرآن مجید برای ابراز احترام به خانواده عروس تقدیم میکند.
پیش از انجام مراسم عروسی، خانواده دختر، جهیزیه عروس را به خانه داماد میفرستد و تا روز عروسی هیچ فردی اجازه ندارد پیش از عروس و داماد به آنجا وارد شود.
شب قبل از عروسی نیز بزرگان و ریش سفیدان فامیل به خانه داماد آمده و به او درس زندگی، شجاعت، فداکاری و مسئولیت پذیری بر اساس آموزههای اسلامی میدهند. مراسمی که به کلاس درس «سیاست زندگی» معروف شده است.
جالب آنکه نشانههای اسلامی از جمله حجاب، تلاوت قرآن کریم یا حتی بالابردن دستها به نشانه دعا از جمله ژستهای پرطرفدار برای عکسهای عروسی بین جوانان مسلمان مي باشد.
روابط دو جانبه ايران و چين:
روابط دو كشور ايران و چين، از زمان امپراتوري هاي باستان برقرار گشته و طي دوره هاي مختلف تاريخ دچار فراز و فرود هايي شده است. با توجّه به ظرفيت هاي موجود در گسترش روابط بين دو كشور، كماكان اين همكاري و رابطه در سطوح مختلف به شكل گسترده تري ادامه دارد و در شرايط موجود- فشار از جانب غرب به خصوص تحريم هاي آمريكا- و با توجه به عضويت دايم چين در شوراي امنيت سازمان ملل متحد، بهترين فرصت براي دو طرف فراهم گرديده كه از ظرفيت هاي موجود خود كمال بهره را ببرند .
از نظر تاريخي روابط ديپلماتيك ميان ايران و چين امر جديدي نيست؛ به استناد منابع تاريخي در زمان سلطنت مهرداد دوم شهريار اشكاني روابط ميان امپراتوري هاي ايران و چين برقرار شد. پس از آن در دوره ساسانيان روابط توسعه و گسترش بيشتري يافت و دو ملّت مناسبات صميمانه تري با يكديگر برقرار كردند. در اين دوران رفت و آمد سفرا و نمايندگان سياسي و هم چنين جهانگردان و زائران چيني به ايران و ممالك هم جوارِ آن فزوني يافت و نام ايران و ايراني در چين و در اسناد و مدارك چيني ها بيشتر برده شد.
با سقوط ساسانيان روابط ايران و چين گرچه محدوديت هايي به خود ديد اما هم چنان تداوم يافت. در دوره فرمانروايان مغول كه حوزه تسلط شان از شرق تا غرب آسيا را در بر مي گرفت و بر چين نيز حكمراني مي نمودند اين روابط گسترش بيشتري يافت. در زمان صفويه و بعد از آن نيز اين رابطه ادامه پيدا كرد و كالاهاي چيني به خصوص ابريشم از چين به ايران حمل مي شد و از ايران به كشورهاي غربي انتقال مي يافت و به فروش مي رسيد. در دوره افشاريه و زنديه نيز روابط سياسي اقتصادي و فرهنگي ايران و چين كم و بيش ادامه يافت. اما در عهد قاجار دو كشور چندان توجهي به يكديگر نداشتند كه عمدتاً به دليل مسايل و مشكلات دو كشور در عصر استعمار بود .
در سال 1312 دولت ايران در شانگهاي كنسولگري داير نمود. در سال 1323 دو كشور تصميم گرفتند روابط ديپلماتيك ميان دو دولت را تقويت نمايند در نتيجه نمايندگي هاي خود را به سطح سفارت ارتقاء دادند و كنسولگري شانگهاي نيز كماكان وظايف خود را دنبال نمود .
پيروزي انقلاب اسلامي ايران سياستمداران چيني را همانند ديگر سياست مداران دنيا غافلگير نمود. سياسيون چيني از وقايع ايران كه به پيروزي انقلاب اسلامي انجاميد بسيار نگران بودند و با توجه به اين كه همه بحران هاي جهاني به ويژه در منطقه اي مانند خاورميانه را نتيجه رقابت دو بلوك قدرتمند آمريكا و شوروي مي دانستند به سختي مي توانستند باور كنند كه در كشوري در همسايگي شوروي كه حكومت آن متحد آمريكا بود تحولي بزرگ عليه منافع غرب روي دهد و مسكو در تشكيل و به ثمر رسيدن آن نقشي نداشته باشد .
اگرچه جمهوري خلق چين انقلاب اسلامي ايران و حكومت جمهوري اسلامي ايران را به رسميت شناخت ولي حوادث اوايل انقلاب از عواملي بود كه موجب شك و ترديد همراه با نگراني چين شده و به موضع گيري خود در قبال انقلاب اسلامي دامن ميزد. به دنبال تسخير سفارت آمريكا در 13 آبان 1358 توسط دانشجويان پيرو خط امام دولت چين مخالفت خود را در قبال اين موضوع و گروگانگيري كارمندان سفارت آمريكا اعلام نمود اما حاضر نشد تا در تحريم هاي اقتصادي آمريكا عليه ايران شركت كند و در سازمان ملل متحد نيز با پيشنهادات آمريكا در اين زمينه مخالفت كرد .
دو كشور ايران و چين از امكانات بالفعل و بالقوه وسيعي براي گسترش مناسبات خود به خصوص مناسبات بازرگاني و اقتصادي برخوردارند. روشن است كه جمهوري اسلامي ايران با توجه به وسعت خاك، تنوع آب وهوا، جمعيت زياد، تسلط بر سرزمين هاي وسيع و منابع غني در شمال خليج فارس و درياي عمان، دارا بودن زيرساخت هاي فكري و مادي لازم براي پيشرفت صنعتي و ويژگي هاي ديگري از اين قبيل، بيش از ديگر كشورهاي خاورميانه از امكانات لازم جهت گسترش روابط بازرگاني اقتصادي و فني با چين برخوردار است.
از طرف ديگر كشور چين به علت برخورداري از امكانات سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي و تجربيات ارزشمند كه در طول سالهاي مبارزات داخلي و نيز مبارزه با استعمارگر خارجي پشت سر نهاده است امروزه به صورت يك قدرت بزرگ در عرصه ي جهاني تلقي مي شود .
در دوران پس از انقلاب اسلامي ايران، روابط اقتصادي دو كشور به سرعت رو به گسترش گذاشت. افزايش تصاعدي حجم مبادلات تجاري دو كشور آشكارترين نمونه آن به شمار مي رود. اين افزايش به ويژه در دهه ي اخير چشمگير بوده است.
بخش قابل توجهي از صادرات ايران به چين را نفت و محصولات پتروشيمي تشكيل مي دهد. محصولات غيرنفتي همچون خشكبار نيز به چين صادر مي شود. عمده ترين اقلام صادراتي چين به ايران را فناوري انواع ماشين آلات و ماشين افزار مكانيكي و الكترونيكي، منسوجات مواد شيميايي و اقلام ديگر تشكيل مي دهد. همچنين از پروژه هايي كه چيني ها در ايران در دست اجرا دارند مي توان به متروي تهران، ساخت انواع تجهيزات نيروگاههاي آبي و حرارتي، احداث كارخانه هاي سيمان و پروژه هاي مختلف ديگر اشاره كرد.
سابقه روابط فرهنگی هر دو کشور ایران و چین به سالهای قبل و به زمان فعالیت جاده ابریشم باز می گردد. قبل از انقلاب دو طرف یک موافقتنامه فرهنگی به امضاء رسانیده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این نوع همکاری تداوم داشته و نقطه عطف آن در سفر مقام معظم رهبری به چین (در زمان تصدی مقام ریاست جمهوری) و امضاء برنامه همکاری های فرهنگیو علمی، آموزشی توسط جناب آقای دکتر ولایتی وزر وقت امور خارجه کشورمان بوده است. در همین راستا برنامه مبادلات فرهنگی دو سالانه توسط مقامات فرهنگی دو کشور به امضاء رسیده است.
یکی دیگر از مهمترین تحولات در بخش فرهنگی روابط دو کشور، اعلام ج.ا.ا در سال 2011 بعنوان مقصد توریستی برای گردشگران چینی است. در سالهای اخیر در قالب افزایش تبادلات مردم با مردم هر دو کشور تمایل به گسترش جذب گردشگر از یکدیگر را در برنامه های خود قرار داده اند.
در سالهای اخیر، روابط ایران و چین در حوزه فعالیت های بشردوستانه و خیریه افزایش یافته است. تبادل هیأتهای مختلف میان دو کشور در حوزه امداد میان بنیاد صلح و توسعه چین و کمیته امداد امام خمینی (ره) در جریان است.
همچنین ، حضور هیأت چینی در حوزه حج و زیارت به میزبانی بعثه مقام معظم رهبری در ایران، در سال گذشته، نقطه عطفی در همکاری های ایران و چین در امور حج و زیارت میان دو کشور بود که زمینه مساعدی را برای تقویت همکاری های مذهبی و دور از حواشی و نگرانیهای سیاسی برای طرف چینی فراهم می سازد. فرصت افزایش روابط با جامعه مذهبی چین در پرتو همین اعتدال و دوری از هراس دولت چین، دست برتر و بازتری را برای کشورمان در روابط فرهنگی و بویژه در کشور چین فراهم می سازد.
ذکر این نکته ضروری است که مراکز، نهادها و مؤسسات مذهبی اسلامی در کشور چین تحت نظارت کامل دولت چین قرار داشته و در برخی موارد ، انتصاب رؤسای آنها باید با تأیید دولت مرکزی چین صورت می پذیرد. مسلمانان چین را باید در یک تقسیم بندی دوگانه مشاهده نمود: گروهی اقلیت که با محوریت و آموزش فکری از سوی مراکز مذهبی پاکستان و منابع مالی کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، جریانات تندروی اسلامی را در این کشور تشکیل داده و بر علیه دولت مرکزی ، موضع گیری دارند. گروه دوم شامل اکثریت مسلمانان چین است که بدنبال زندگی عادی روزمره و اعمال مذهبی خود فارغ از جریانات مذهبی- سیاسی متأثر از خارج از کشور هستند. در ماه های گذشته درکشور چین، عملیات تروریستی متعددی رخ داده که در بیشتر موارد، قربانیان این حوادث افراد غیرنظامی بودهاند؛ هر چند حمله به پایگاه های پلیس نیز در دستورکار قرار گرفته است. منشأ برخی از این عملیاتها به "تجزیه طلبان ایغور" (شامل کنگره جهانی ایغور با مرکزیت شهر مونیخ آلمان که توسط مراکزی از آمریکاتأمین مالی می شوند) و بخشی ناشی از جریانهای افراطی اسلامی در استان سین کیانگ چین (به محوریت جنبش اسلامی ترکستان و اخیراً گروههای سلفی و وهابی تندرو که در سوریه و حتی گروه داعش حضور نظامی داشته اند) می باشد. دولت چین نیز برخورد سختگیرانه تری را برای جلوگیری از انجام این حملات تروریستی در دستورکار قرار داده است و از اینرو حتی برخی محدودیت ها را در امور مذهبی به منظور جلوگیری از انجام اقدامات تروریستی و جلوگیری از اقدامات تیمی در قالب گردهمایی های مذهبی ، در دستورکار خود قرار داده است. قتل امام جماعت بزرگترین و قدیمی ترین مسجد استان سین کیانگ، به دلیل تأیید برخی سیاست های دولت مرکزی در روز عید فطر، آغاز روند جدیدی از اقدامات گروههای تندروی ایغور و مسلمان در کشور چین می باشد. پر واضح است که نفی افراطیگرایی و خشونت طلبی در شکل مذهبی یا غیرمذهبی آن از اصول پایدار جمهوری اسلامی ایران می باشد.
نقش منطقهای انقلاب اسلامی در احیای هویت جهان اسلام
انقلاب اسلامی در ایران، همچون سایر انقلابها، دارای زوایا و ارکان متعددی است که در گذر زمان منجر به تحقق انقلاب و ایجاد ساختاری جدید در سطح منطقه شد. دیلیپه یرو معتقد است که انقلاب سال 1357 ایران، همانند همهی تحولات بزرگ اجتماعی، از سالها پیش برنامهریزی شده بود. رژیم محمدرضا پهلوی را ائتلاف نیروهای مختلف و تحت رهبری بنیادگرایان شیعه برچید و آیتالله خمینی، رهبری اصلی این انقلاب بود... از این رو، شرایط اجتماعی و زیربنایی انقلاب چندین قرن را دربرمیگرفت.
انقلاب اسلامی ایران بهعنوان یک گفتمان توانست با تمسک به هویت اسلامی و احیای آن در میان رقبا و جریانهای مختلف معارض با رژیم پهلوی برتری یابد و پیروز شود. پیروزی این انقلاب از سویی موجب احیای هویت اسلامی در جهان اسلام شد؛ چرا که انقلابها بازتابهای مختلفی در اقصی نقاط جهان دارند. بیشترین تأثیر انقلابها را میبایست در مناطق فرهنگی مشترک جستوجو کرد. انقلاب اسلامی ایران به دلیل جاذبیت در شعارها، اهداف، روشها، محتوا و نتایج حرکتها و سابقهِ مشترک دینی و تاریخی و شرایط محیطی منطقهای و بینالمللی، پدیدهای اثرگذار در جهان اسلام بوده است. البته میزان تأثیر و بازتاب انقلاب اسلامی بر همهی جوامع اسلامی یکسان و یکنواخت نبود؛ بلکه با توجه به قرابتهای فکری، فرهنگی و جغرافیایی، درجهی تأثیر آن متفاوت بوده است. در این بخش به مؤلفههای بنیادین انقلاب اسلامی و نحوهی تأثیرگذاری آنان بر احیای هویت در جهان اسلام در سطح منطقهای میپردازیم.
ارائهی گفتمان اسلام سیاسی و احیای دین
اسلام سیاسی جهت توصیف آن دسته از گروههای سیاسی اسلامی بهکار میرود که خواستار برقراری حکومتی مبتنی بر اصول اسلامی هستند؛ از این رو، اسلام سیاسی را میتوان گفتمانی محسوب کرد که گرد مفهوم مرکزی (دال مرکزی) حکومت اسلامی نظم یابد و بر عدم تفکیک دین از سیاست تأکید دارد و مدعی است اسلام نظریهای جامع دربارهی دولت و سیاست دارد. بر این اساس، هدف نهایی گفتمان اسلام سیاسی بازسازی جامعه بر اساس اصول اسلامی است و بدینترتیب، این گفتمان در تقابل با همهی گفتمانهای مدرن و سنتی، که اعتقادی به ادغام دین و سیاست ندارند، قرار میگیرد.
پیروزی انقلاب اسلامی، بر پایهی ارزشها و معیارهای اسلامی، برای اولین مرتبه، در تاریخ مدرن گفتمان اسلام سیاسی را در علوم سیاسی و روابط بینالملل مطرح نمود. گفتمان اسلام سیاسی دریچهای جدید به روی اندیشمندان و صاحبنظران سیاست باز نمود که نه تنها دین اسلام میتواند سیاسی باشد، بلکه حرفهای جدید و تازهای برای ارائه به جهان مدرن امروز دارد که با گفتمان موجود، در تقابل و تضاد هم است و میتوان آن را بهعنوان گفتمان برتر در دوران پسامدرن تلقی نمود.
اگرچه از حدود یک قرن قبل، اندیشمندانی همچون سید جمالالدین اسدآبادی در جهان اسلام ظهور کردند که ندای بازگشت به اسلام و تقابل با فرهنگ غرب را سر میدادند و در این مسیر، نهضتها و گروههایی نیز شکل گرفت؛ ولی پیروزی انقلاب اسلامی به همهی مسلمانان به اثبات رساند که مسئلهی بازگشت به اسلام تنها یک خیال و نظر نبوده است، بلکه میتواند واقعیت هم داشته باشد. بهواقع، انقلاب اسلامی آنگونه که امام راحل (ره) فرمودند در پیدایش، در کیفیت مبارزه و در انگیزه... از سایر انقلابها جداست و از این رو، میتواند در پیامدها و دستاوردها نیز، متمایز و پیشروتر از سایر انقلابها باشد و البته این ویژگیها، ریشه در دین و باورهای برخاسته از مذهب دارد. به عبارت دیگر، این انقلاب برآمده از مذهب، به احیای دین و تجدید حیات اسلام در ایران و جهان مدد رساند.
اسپینوزا در کتاب «انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن» ارائه و اهمیت گفتمان اسلام سیاسی از سوی انقلاب ایران را اینگونه بیان میکند: «مهمترین تأثیرگذاری ایران انقلابی بر جهان اسلام در سطح افکار و ایدئولوژی است. احیاگری اسلامی ویژگی بارز و جنبهی جهانی افکار برخی ایدئولوگهای سنی همچون حسن البنا و سید قطب از مصر، ابولاعلی مودودی از پاکستان و ابوالحسن ندوی از هند بوده است. در نتیجهی انقلاب، آثار دو ایدئولوگ ایرانی، یعنی [امام] خمینی و علی شریعتی، در سطح گستردهای در جهان اسلام (و غیر اسلام) ترجمه و توزیع شد... بیتردید به خطا نرفتهایم اگر بگوییم نسل مسلمان پس از انقلاب در سراسر جهان پذیرفتهاند که اسلام برای اصلاح سیاسی و اجتماعی برنامه دارد.»
بابی سعید نیز، در رابطه با نقش اسلامگرایان در انقلاب ایران و احیای هویت دینی در جهان اسلام، میگوید: «شرایط برتری اسلامگرایان را در ایران در آستانهی انقلاب اسلامی فارغ از دلایل دینیـکلامی، میتوان اعتبار آن در نزد تودههای مردم مسلمان در جهان اسلام دانست. البته اعتبار گفتمان اسلامگرایی را در این مقطع میبایست در قابلیت و توانایی آن در شکست هژمونی پیشین و ارائهی خود بهعنوان گفتمان برتر و جدید نیز جستوجو کرد.» از دیدگاه وی، اوج فعالیت مجدد هویت اسلامی را میتوان در ظهور پدیدهی اسلامگرایی توضیح داد.
خروج از انفعال جنبشهای اسلامی
انقلاب اسلامی ایران کشورها و ملتهای فراوانی را تحت تأثیر قرارداد و این تأثیرات، که در قالب الگوسازی انقلاب اسلامی ظهور و بروز یافت، فرصتهای جدیدی را پیش روی جنبشها و جریانهای مبارزه برای آزادیخواهی و استقلال قرار داد. در سطح جهان اسلام، انقلاب ایران به بیداری هویت اسلامی مسلمانان جهان دامن زد و آنها را نیز به سوی مبارزات اسلامی کشاند.
بهطور کلی با وقوع انقلاب اسلامی ما شاهد دو اثر و بازتاب مهم بر نهضتهای آزادیبخش در جوامع اسلامی هستیم. یکی اینکه نهضتهای آزادیبخش، که بر پایهِ ایدئولوژیهای غیر اسلامی مانند سوسیالیزم، لیبرالیزم و ناسیونالیزم شکل گرفته بود؛ موقعیت خود را در میان مسلمانان و بهویژه جوانان از دست داده و دیگر آن اعتبار و اقتدار گذشته را مانند آنچه را که پان عربیزم و ناصریزم داشت، ندارد و دوم اینکه حتی نهضتهای آزادیبخش اصلاحطلب، مانند اخوانالمسلمین که از گذشتهی دور دارای محبوبیت و معروفیت بودند، به علت عدم توانایی در پاسخگویی به نیازهای جوامع خود بهخصوص به خواستههای نسل جوان، دچار تشتت و انشعاب گردیدند و گروههای جهادی و انقلابی جدید حتی به صورت مسلحانه و زیرزمینی شکل گرفتند که از این میان میتوان از جهاد اسلامی و التفکیر و الهجره در مصر، جبههی نجات اسلامی در الجزایر و... اشاره کرد.
جان اسپوزیتو، در تحلیلی، به میزان اثرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر جنبشهای اسلامی در سطح جهان اسلام پرداخته و آورده است که این انقلاب حداقل در سه سطح بر جنبشهای اسلامی در جهان اسلام تأثیر میگذارد: در جوامعی که جنبشهای اسلامی وجود ندارد، این انقلاب باعث به وجود آمدن آنها میشود (کشورهای حاشیهی خلیج فارس) و در جوامعی که جنبشهای اسلامی وجود داشته اما فعال نبوده است، باعث فعال شدن و پویایی آنها میشود (کشورهای شبهقارهی هند و آسیای جنوب شرقی) و بالاخره در جوامعی که این جنبشها وجود داشته و فعال هم بودهاند، این انقلاب باعث رادیکالیز شدن آنها میشود (مصر، لبنان و عراق).
ایجاد چالش برای نظامهای طراحیشده در غرب و مبارزه با وجوه استعماری آن
انقلاب اسلامی در زمانی شکل گرفت که نظام جهانی بر پایهی غربمحوری به مدت نزدیک به چهار قرن بهعنوان یک امر بدیهی و تثبیتشده توسط جامعهی جهانی پذیرفته شده بود. هر نوع تحولی که در این نظام در ابعاد گوناگون فکری، فرهنگی، اقتصادی و گفتمانهای جدید مطرح میگردید، نشئتگرفته از غرب بود و هیچگاه غربمحوری را به چالش نکشیده بود؛ درحالیکه انقلاب اسلامی، بهعنوان یک تحول جدید، توانست نظام جهانی غربمحور را در ابعاد مختلف به چالش بکشاند.
ماهیت مستقل و ضدامپریالیستی انقلاب اسلامی و تلاش آن برای ایجاد نظام بینالملل، فارغ از سلطهی قدرتهای استکباری، موجب بر هم زدن تعادل بلوکهای قدرت جهانی و به چالش کشیدن نظم بینالمللی ساختهی دنیای شرق و غرب گردید. انقلاب اسلامی با بیان نظریهی «نه شرقی نه غربی» توانست ابَرنظمی جمعی مبتنی بر برابری دولتها و حاکمیتها و تحقق حقوق الهی و انسانی ملتها در نظام بینالملل را رقم زند و با احیای ظرفیتها و امکانات فراموششدهی ملتهای غیرمتعهد و نفی انفعال و مرعوبیت در برابر استکبار، درصدد قطع ریشههای وابستگی ملتها به قدرتهای بزرگ بینالملل برآید. در این رابطه، بایستی ذکر کرد که اگرچه پیش از انقلاب اسلامی نیز جریانها و انقلابیونی بودند (اعم از اسلامی و غیراسلامی) که در پی احیای نقش ملتهایشان (نظیر بنیانگذاران عدم تعهد) و رفع وابستگی به قدرتهای غربی کوشیدهاند، اما نهایتاً انقلابیون فوق در عرصهی عمل یا نظر یا دارای اندیشههایی برگرفته از بلوک شرق بودهاند که دارای ریشههای غربی بودهاند (مارکسیسم) یا نظیر فعالیت جریانهای اسلامگرایی چون فداییان اسلام و اخوانالمسلمین در مصر در دستیابی به خواستههایشان ناموفق بودهاند.
بدون تردید، آنچه که تنها انقلاب اسلامی توانست در مرحلهی وقوع انجام دهد و چنانکه گذشت توجه اندیشمندان پسامدرنی چون فوکو را برانگیخت، خصلت شالودهشکنی انقلاب اسلامی نسبت به سیطرهی مدرنیسم غربی بوده است. بدون توجه به چنین تأثیری، تأثیرات دیگر انقلاب اسلامی چندان اساسی نخواهد بود. بابی سعید سعی نموده است این نکته را با الهام از مباحث لیوتار در نفی روایت کلان و با ترکیب آن با ایدهی یونگ در تلقی پسامدرنیسم بهمثابهی مرکزیتزدایی از غرب توضیح دهد.(8) از این حیث، گفتمان اسلامگرایی در انقلاب اسلامی عملاً به نفی اروپامحوری یا همان غربمحوری انجامیده است.
انقلاب اسلامی، با احیای تفکر اسلامی، نقش اسلام و مسلمانان را در عرصههای مختلف برجسته ساخته و عنصر هویت اسلامی را بهعنوان واقعیتی پذیرفتهشده در برابر هویت جهانشمول غرب قرار داده است. انقلاب اسلامی، با تشدید اسلامخواهی از طریق ترویج اسلام سیاسی، بسیاری از مسلمانان جهان را در مسیر بازیابی هویت اسلامی خویش قرار داد. در تداوم انقلاب نیز ایران، با داعیهی رهبری جهانی، درصدد اسلامی شدن جهان از طریق وحدت مسلمانان در مبارزه با مستکبران بود.
نهضت جهانی اسلام و امت واحده
انقلاب اسلامی ایران به لحاظ ماهیت اسلامی، از همان اوایل پیروزی، یکی از شعارها و اهداف اصلی خود را یاری رساندن به ملل اسلامی و نیز حرکت در مسیر تحقق امت واحده قرار داد که این اندیشه در کلام امام خمینی (ره) بارها تجلی پیدا کرد. امام راحل ایجاد تفرقه را از نقشههای شوم دشمنان اسلام قلمداد کردند و میفرمایند: «دیدند که با این سیطره، با این وحدت دول اسلامی نمیشود تحمیل کرد چیزهایی را که میخواهند، نمیشود ذخایر اینها، طلای سیاه اینها را، طلای زرد اینها را نمیشود قبضه کرد. درصدد چاره برآمدند. چاره این بود که بین ممالک اسلامی تفرقه بیندازند.
با پیروزی انقلاب اسلامی و اهداف پیش روی آن بهگونهای تدریجی، جهان اسلام بهعنوان یک بازیگر نیمهمستقل و یک قدرت نسبتاً مهم، چه بهصورت بالفعل و چه بهصورت بالقوه، در ابعاد مختلف مطرح گردید که در گفتمان سیاسی قبل از انقلاب وجود نداشت و جالب اینکه ویژگیهای این بازیگر جدید با سایر بازیگران، که در قالب اتحادیهها همچون اتحادیهی اروپا شکل گرفته است، تفاوت اساسی دارد. در این سیستم مرزبندیهای سنتی جغرافیایی، نژادی و قومی ملاک قرار نداشته و بر هویت اسلامی تأکید شده است.
تأکید بر صدور انقلاب حکایت از این مقوله داشت که گفتمان هویتی انقلاب اسلامی هویتی فراملی و در تضاد با ملتگرایی است و در این گفتمان هویت اسلامی برتر از هویت ملی و در برگیرندهی آن است. صدور انقلاب نشان میدهد که انقلاب اسلامی دارای ماهیتی جهانی است و در عصر جهانی شدن فرهنگ در پی ایجاد نظم نوین فرهنگی جهانی (فرهنگ جهانی اسلام) و تفسیر وفاداری ملی و سرزمینی به وفاداری و همبستگی جهانی است.
بهواقع، وقوع انقلاب اسلامی موجب تقویت احساس تعلق به امت اسلامی و ابراز حساسیت نسبت به تحولات جهان اسلام شد. حمایت بیدریغ جمهوری اسلامی ایران از ملت فلسطین نمونهی واضحی از اتخاذ چنین سیاستی است. ایران، که پیش از انقلاب اسلامی یکی از کشورهای حافظ منافع رژیم اسرائیل بود، پس از پیروزی انقلاب، کانون مبارزه با اسرائیل گردید و این کشور قلب تپندهی مقاومت اسلامی علیه اسرائیل شد و پرچم مبارزهای که سران کشورهای عربی با امضای پیمان کمپ دیوید به زمین گذارده بودند، امام با ابهت و شهامت تمام به دست گرفتند و به مبارزات ملت فلسطین هویت اسلامی بخشیدند.
راشد الغنوشی، رهبر اسلامگرایان تونس، در رابطه با اثرات انقلاب اسلامی بر مسئلهی فلسطین میگوید: «امام خمینی پرچم آزادی فلسطین را برافراشت و مسئلهی فلسطین تمام فکر امام را به خود مشغول کرده بود. مسئلهی فلسطین محور ستیز جهانی امروز است.»
احیای تمدن اسلامی و خودباوری مسلمانان
پیروزی انقلاب اسلامی ایران سبب حیات دوباره در علاقه و کنجکاوی نسبت به فرهنگ و تمدن اسلامی گردیده است و برخورد آن را با فرهنگ غرب، که در پی غلبه بر جهان است، تشدید نموده است. مسلمانان در گذشته هم به خاطر دوران سلطه غرب بر جوامع اسلامی و هم به خاطر سرعت ترقی و پیشرفت علمی و تکنولوژیک غرب، نوعی احساس حقارت و خودکمبینی میکردهاند و سعی عمومی بر این بوده است که گذشتهی اسلامی خود را نادیده بگیرند و کورکورانه از روشها و شیوههای زندگی غربی الگوبرداری کنند. انقلاب اسلامی موجب گردید که از این احساس حقارت و خودکمبینی کاسته شده و مسلمانان بهطور اعم به گذشتهی خود و به هویت اسلامی خود نگاهی مثبتتر داشته و در صدد احیای ارزشهای اسلامی باشند.
بر این اساس، انقلاب اسلامی ایران، با تکیه بر ترویج فرهنگ و تفکر استقلالی، توانست نوعی خودباوری فرهنگی و استقلال اندیشهای را برای مسلمانان به ارمغان آورد و با از بین بردن خودباختگی در حوزهی فکر و اندیشه، به بازسازی تمدن اسلامی بپردازد تا بدینترتیب کشورهای اسلامی در عین اهتمام به ایجاد هویت مستقل، به تقویت توان تعاملی و تبادلی جهان اسلام مبادرت ورزند و ضمن تکیه بر ارزشهای بومی و معنوی، دگرگونی سازنده در بینش و نگرش مسلمانان، تکیه بر فرهنگ خودی و باورهای دینی و عقیدتی، به استقلال تفکر نخبگان فکری، فرهنگی و اندیشهای و ارتقای فعالیتهای فرهنگی برای افزایش آگاهی و شناخت و معرفت عمومی اهتمام کنند.
امروزه، افزایش تقاضا برای اسلامیتر شدن قوانین و شئون جامعه و وادار نمودن دولت به واکنشهای مثبت و اقناعی در اغلب کشورهای اسلامی بهعنوان خواست عمومی مطرح است و این امر نظامهای لائیک را به چالش کشانده است.
ارائهی نظام مردمسالاری دینی مبتنی بر اخلاق و معنویت
انقلاب اسلامی توانست، ضمن تبیین سازگاری اسلام و دموکراسی، کنش متقابل میان دو حوزهی دین و سیاست را آشکار سازد و با پاسخگویی همزمان به دو پرسش افلاطونی، یعنی «چه کسی باید حکومت کند؟» و ماکیاولی یعنی «چگونه باید حکومت کرد؟»، نوعی نظام سیاسی را رقم زند که هم بر ویژگیهای معنوی و سیاسی حاکم و هم بر پیوند ارزشهای اسلامی با ساختار یا روش مردمسالار استوار باشد. چنین سازهی حکومتی، که بر تطابق اسلام با مقتضیات زمان و نوزایی دینی با احیای نظریات اسلام دربارهی حکومت و دولتمداری استوار بود، هم بر شیوهی حکومتی جمهوریت و نقش مردم در تصمیمگیریهای حکومتی تأکید میکرد و هم الگوی اسلامگرایی و ارزشهای پایدار اسلامی یعنی عدالتگرایی، خدامحوری و معنویتگرایی را اساس نظام سیاسی میدانست. نظام جمهوری اسلامی بیانگر پیوند دین و سیاست، تلفیق ساختار و کارکرد و نمایانگر آن بود که امکان دینداری همگام با مدرن شدن وجود دارد.
ظهور رهبران انقلاب اسلامی، بهویژه امام خمینی (ره) که متعلق به باورها و اخلاق اسلامی بوده است و بیش از هر چیز و قبل از آنکه به پیروزی بیندیشد به ادای تکلیف الهی توجه داشتند، در صحنهی سیاست امری بدیع و استثنایی بود؛ بهویژه آنکه این نوع رهبران بتوانند در انجام مأموریتهای سیاسی خود توفیق نهایی هم کسب نمایند. امروزه مطالعهی زندگی و سیرهی این نوع رهبران مورد توجه خاص و عام قرار گرفته و قانونمندی قبلی مربوط به رهبران سیاسی را زیر سؤال برده است.
در الگوی انقلاب اسلامی، از آنجا که انسان به ماهو انسان دارای ارزش است، بر احقاق حقوق و ارزشهای انسانی، که مطلوب تمام ملتها اعم از اسلامی و غیراسلامی است، تأکید میشود.
مسلمانان با وحدت حول محور قرآن به کشمکش ها پایان دهند
حضرت آیت الله جعفر سبحانی در پانزدهمین برنامه از سلسله برنامه های چشمه معرفت، با بیان اینکه در قرآن کریم حوالي چهل قسم وجود دارد، گفت: تاکنون قسمهایی را بررسی کردیم که عبارت اند از سوگند باالله، رب، حیات زندگانی و صفات پیامبر اکرم(ص) و همچنین سوگند به خود قرآن کریم که در گذشته این سوگندها مورد بررسی قرار گرفت.
وی با اشاره به سوگند بر کتاب مبین در آیاتی از قرآن کریم ابراز داشت: در دو سوره آیه« حم والکتاب المبین» وارد شده که به معنای قسم بر کتاب مبین است و کلمه مبین به معنای آشکار و نمایان شدن است.
حضرت آیت الله سبحانی با بیان این مطلب که اگر می خواهیم نسبت به قرآن کریم معرفت پیدا کنیم باید به این کتاب آسمانی رجوع کنیم، اظهار داشت: گاهی برای پیدا کردن حقایق قرآن به سراغ خیلی از اشخاص میرویم و از آنها میخواهیم که قرآن را برای ما تعریف کنند اما این کار اشتباه است و فقط برای شناخت قرآن باید به خود قرآن رجوع کنیم.
این مرجع تقلید با تأکید بر اینکه آیه« حم والکتاب المبین» معرف حقیقت قرآن کریم است، عنوان داشت: قرآن کریم با بیان کلمه مبین راه های سعادت و شقاء بشریت را برای انسان آشکار میکند که آن راهها عقائدی است که انسان را گاهی بالا میبرد و گاهی به سقوط میکشاند.
وی به معرفی قرآن کریم توسط پیامبر اکرم(ص) اشاره کرد و تصریح کرد: شیخ کلینی در کتاب کافی بابی دارد به نام باب القرآن الکریم که در آن باب از پیامبر اکرم(ص) حدیثی را نقل میکند که میفرماید« ای مردم، اگر روزگاری فتنه ها شما را مانند تاریکی شب احاطه کرد، پناه به قرآن کریم ببرید و آن را در بین خود حاکم قرار دهید چرا که قرآن کریم میتواند مشکلات شما را حل کند.
حضرت آیت الله سبحانی با اشاره به جنگ و خون ریزی هایی که در خاورمیانه به وجود آمده است، ابراز داشت: غربیها به آشکارا فهمیده اند که اگر میخواهند زیرساخت همه کشورهای اسلامی را از بین ببرند باید آنها را وادار به جنگ در برابر هم کنند.
این مرجع تقلید با اشاره به ایجاد گروهک داعش از سوی غربی ها، تأکید کرد: غربیها از ایجاد این فتنه انگیزی فقط به دنبال منافع خودشان هستند و میخواهند زیرساخت کشورهای اسلامی مانند سوریه و عراق را از بین ببرند.
حضرت آیت الله سبحانی در پایان خاطرنشان کرد: مسلمانان جهان باید بفهمند که بنا به روایت پیامبر اکرم(ص) زمان آن رسیده که همگی بر قرآن کریم اجماع کنند و راه درست را تبیین کنند تا بتوانند این نبرد برادر کشی و مسلمان کشی را خاتمه دهند و نقشه دشمنان اسلام را نقش بر آب کنند.
پيام دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی
آیتالله محسن اراکی دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در نامهای خطاب به علما، نخبگان سیاسی و فکری و رهبران مصلح، منتشر کرده که در متن این نامه آمده است: خداوند متعال میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ õ وَاتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ» (سوره انفال، آیات : 24 و 25) ای کسانیکه ایمان آوردهاید چون خدا و پیامبر شما را به چیزی فرا خواندند که به شما حیات میبخشد آنان را اجابت کنید و بدانید که خدا میان آدمی و دلش حایل میگردد و هم در نزد او محشور خواهید شد و از فتنهای که تنها به ستمکاران شما نمیرسد بترسید و بدانید که خدا سخت کیفر است.
به علمای مخلص اسلام! به رهبران و زعمای مصلح! و به نخبگان سیاسی و فکری و عموم صاحبنظران و اصحاب اندیشه و نظر در سرزمینهای اسلامی! امروزه جهان اسلام شاهد دو رویداد بسیار خطرناکی است که سرنوشت اسلام و مسلمانان را رقم خواهد زد:
یکم: جنگ نسلکشی که یک بار دیگر دشمن صهیونیستی علیه همکیشان ما در فلسطین و به ویژه در غزه قهرمان به راه انداخته و بیگناهان و کودک و زن و مرد را به خاک و خون میکشد و حرمت نخستین قبله مسلمانان را زیر پا مینهد و توطئه شوم یهودیسازی قدس شریف و مشروعیت بخشی به شهرکنشینی و شهرکسازی و گسترش نقشه و جغرافیای اشغال سرزمین فلسطین را به اجرا میگذارد.
دوم: توطئه صهیونیستی آمریکایی ضربه زدن به مقاومت اسلامی و چندپاره کردن ملل مسلمانی که این مقاومت را در بال و پر خود گرفتهاند و نیز تقسیم و تجزیه کشورهایی که زیر بار پروژه سازش آمریکایی با رژیم صهیونیستی با هدف چیرگی کامل بر قلب جهان اسلام و تبدیل کشورهای حامی مقاومت به کشورهای کوچک و ضعیف و ناتوان در حمایت از مقاومت و درگیر فتنهها و مفسدهها و جنگهای داخلی با بهرهگیری از گروههای تکفیری و دار و دستههای تروریستی مورد پشتیبان صهیونیستهای عرب این همپیمانان ایالات متحده آمریکا و شرکای دولت نامشروع صهیونیستی نرفتهاند.
این دو رویداد خطرناک، تشکیلدهنده دو لبه قیچی فتنه بزرگی هستند که سرزمینهای اسلامی و مسلمانان گرفتار آن شده و خداوند متعال در قرآن کریم بدان اشاره کرده و پیامبر بزرگوار و گرانقدر ما حضرت محمدبن عبدالله(ص) نیز در چندین حدیث صحیحی که عموم مسلمانان بر صحت اسناد آن اتفاق نظر دارند بر آنها انگشت گذارده و شدیداً ما را از آنها و پیامدهای شومشان برحذر داشته است. بخشی دیگر از این نامه تصریح شده است: رویارویی با این فتنه بزرگ، مهمترین وظیفه شرعی، عقلی و منطقی همگی ماست که اقداماتی به شرح زیر را ایجاب میکند که موارد زیر است: یک: وحدت صف هرچه بیشتر در رویارویی با دشمن صهیونیستی و رژیمهای استکباری هم پیمان با آن و کنارگذاردن اختلافهای سیاسی و فکری که مانع از پرداختن به مسئله نخست و اصلی امت اسلام یعنی فلسطین میشود و نیز سوق و بسیج تمامی امکانات و کوششها در مسیر یاری رساندن به ملت فلسطین و آزادسازی سرزمین فلسطین و دفاع از حریم مسجدالاقصی قبله نخست مسلمانان. دو: لزوم حمایت از مقاومت اسلامی و بسیج همه امکانات و تلاشها به منظور تشکیل جبهه گسترده و همه جانبه مقاومت از این سو تا آن سوی جهان اسلام و برافراشتن پرچم دفاع از فلسطین و پیگیری رویارویی با جریانهای تکفیری و دار و دستههای تروریستی که تنها هدفشان پاره پاره کردن صف مسلمانان و شعلهور ساختن آتش فتنه و جنگهای داخلی در سرزمینهای اسلامی است.
در این نامه خاطرنشان شده است: با توجه به واقعیت فتنههایی که سرزمینهای اسلامی و به ویژه شام و عراق شاهد آن است و نیز با توجه به اینکه این جنگها، جنگ شیعه و سنی یا جنگ میان عرب و کُرد یا میان مسلمانان و مسیحیان نیست بلکه جنگ قدرتهای استکباری علیه جبهه مقاومت راستین در برابر دشمن صهیونیستی و توطئهای صهیونیستی آمریکایی است که هدف از آن مشغول کردن کشورها و خلقهای منطقه با جنگهای داخلی و ایجاد فضا و فرصت برای صهیونیستها به منظور اجرای نقشههای شوم و تحقق آرزوهای دیرین خود در سلطه بر منطقه و به خواری کشاندن خلقهای منطقه و چندپاره کردن آنها هستند. در بخشی دیگر تصریح شده است: با توجه به این واقعیتهاست که ما در مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و کمیته مساعی حمیده برخاسته از این مجمع، آمادگی خود را برای حمایت و پشتیبانی از هر طرح و برنامهای که به وحدت مسلمانان و تحکیم صف ایشان در رویارویی با این دو خطر بزرگ یعنی: خطر صهیونیسم و خطر تروریسم تکفیری، اعلام میداریم و تمامی علمای امت و رهبران و بزرگان مخلص آن را فرا میخوانیم تا همه سعی و کوشش خود را در راه وحدتبخشی به امت اسلامی و متحد ساختن صفوف آن و ممانعت از پیاده شدن نقشههای دشمنان در آسیب رساندن به مصالح و منافع امت اسلامی و تهدید سرنوشت آن، به کار گیرند.
در بخش پایانی این نامه آمده است: ما یک بار دیگر از تمامی مراجع اسلامی و رهبران و زعمای دینی در مصر و نجف و قم و حجاز و شمال آفریقا و دیگر مراکز علم و فتوا میخواهیم تا اقدام به صدور فتواهایی در تحریم جنگ مسلمانان با یکدیگر کنند و همه کوشش خود را در راستای وحدت بخشیدن به صفوف اسلام و اسلامیان و دفع فتنهها و مفسدههایی که مسلمانان را پراکنده و صف آنان را چندپاره میکنند و مانع از وحدت و یکپارچگی ایشان در رویارویی با دشمن نابهکار صهیونیستی که خود از وارد آوردن هرگونه ضربهای به اسلام و مسلمانان دریغ نمیورزد میشود، به کار گیرند. از خداوند متعال مسئلت داریم که در این ماه مبارک و عزیز، بر تمامی مسلمانان منت نهاده و عزت و وحدت و چیرگی بر دشمنانشان را ارزانیشان بدارد و سرزمینهای اسلامی را از شر فتنهها و مفسدهجوییهای مفسدان و هواپرستان در امان نگاه دارد.
هنیه:شروط مقاومت حداقل خواست فلسطین
معاون رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس گفت شروط مقاومت، پایین ترین سطح شرایط برای برقراری هرگونه آتش بس است و جنبش مقاومت و مردم فلسطین بعد از همه فداکاری هایی که در جنگ اخیر داشتند به کمتر از آن راضی نخواهند شد.
اسماعیل هنیه در گفت و گو با خبرگزاری فلسطین (صفا) تاکید کرد فداکاری های ملت فلسطین آنها را به سوی پیروزی هدایت خواهد کرد.
وی افزود: دشمن اشغالگر با تمام امکانات نظامی که در اختیار دارد در پشت نوار مرزی غزه در آستانه شکست از غزه ای است که به مدت 8 سال تحت محاصره بوده و این دستاورد، حاصل پایداری ملت فلسطین و مقاومت اسطوره ای آنهادر برابر متجاوزان است.
رسانههای رژیم صهیونیستی کانال 10 رژیم صهیونیستی، امروز از نفوذ نیروهای مقاومت فلسطین به شهرک های شمال غزه خبر داد و سپس به هلاکت 6 نظامی خود پس از نفوذ نیروهای قسام به پشت خطوط اردو این رژیم اذعان کردند.
هنیه همچنین در بیانیه ای که توسط دفتر اطلاع رسانی شورای قانونگذاری منتشر شد تاکید کرد که شروط مقاومت حداقل خواسته های ملت فلسطین برای برقراری آتش بس است.
وی خاطرنشان کرد مقاومت فلسطین برای پاسخگویی به نیازها و آرمان های مردمی که طی سالیان گذشته از محاصره رنج برده اند تلاش می کند و فداکاری های ملت فلسطین به اذن خداوند راه ما برای رسیدن به پیروزی خواهد بود.
بیانیه حزب الله لبنان در محکومیت کشتار الشجاعیه غزه
حزب الله لبنان ضمن محکومیت قتل و عام مردم فلسطین در منطقه الشجاعیه غزه اعلام کرد که این کشتار در ادامه اقدامات نژادپرستانه و جنایت آمیز رژیم صهیونیستی صورت گرفته است.
به گزارش خبرگزاری فارس، حزب الله لبنان لبنان در بیانیه ای، با اشاره به اقدامات جنایت آمیز رژیم صهیونیستی در منطقه الشجاعیه در شرق غزه و کشته شدن شمار زیادی از مردم بی گناه غزه، اعلام کرد که این کشتار هولناک که بزرگ و کوچک و زن و کودک نمی شناسد ادامه اقدامات جنایت آمیز و نژادپرستانه رژیم صهیونیستی است که همچنان مرتکب قتل عام و کشتار و جمعی می شود.
آخرين تجاوز ارتش رژیم صهیونیستی به منطقه الشجاعیه در شرق غزه به شهادت دستکم 87 فلسطینی منجر شد.































