Super User
طرح "جواهر قدس" چیست ؟
شبكه خبري العالم روز چهارشنبه گزارش داد، کمیته به اصطلاح نقشه کشی و ساخت و ساز رژیم صهیونیستی در شهر اشغالی قدس، ساخت معبدی به نام "جواهر قدس" را در مرکز بخش قدیمی این شهر تصویب کرد.
این معبد از زیرزمین و چهار طبقه با یک گنبد طاقی تشکیل شده است.
"ناجح بکرات" مدیر مسجد مبارک الاقصی در گفت و گو با شبکه خبری العالم اظهار داشت: این معبد در راستای یهودی سازی شهر اشغالی قدس و جدا کردن مسجد الاقصی از محلههای فلسطینی نشین بخش قدیمی این شهر برپا خواهد شد.
به گفته بکرات، این سیاست های تجاوزگرانه صهیونیستی، گواه تلاش برای خارج کردن شهر اشغالی قدس از ماهیت اسلامی و عربی این شهر، و یهودی سازی آن است.
گزارش رسانهای از شهر اشغالی قدس حاکی است که رژیم صهیونیستی برای یهودی سازی کامل بخش قدیمی این شهر برنامه ریزی میکند به گونهای که کاملا یهودی شود، و این کار عملا در جریان است زیرا کمیته به اصطلاح نقشه کشی و ساخت و ساز رژیم صهیونیستی یکصد معبد و یک مدرسه یهودی در این بخش قدس احداث کرده، و اسامی محلهها و کوچههای قدیمی آن را تغییر داده است.
دبیرکل مؤسسه مبارزه با تخریب و کوچاندن شهروندان فلسطینی از شهر اشغالی قدس به شبکه خبری العالم گفت: مسئولان رژیم صهیونیستی میخواهند شرایط را در بخش قدیمی این شهر تحمیل کنند، تا آن را یهودی سازی و به کنترل کامل خود در آورده و شهروندان فلسطینی را از اطراف این بخش و همه خاک فلسطین اخراج کنند.
اشغالگران در طول سالهای اخیر دو کنیسه بزرگ به نام "کنیسه الخراب" و "کنیسه بیت اسحاق" را احداث کردند که کنیسه اول روی ویرانههای مسجد وقت اسلامی در محله الشرف و دومین کنیسه روی زمین وقفی "حمام العین" در فاصله 50 متری محدوده مسجد الاقصی از سمت مغرب بنا شده است.
معبد جدید موسوم به جواهر قدس از بزرگترین معابد در اطراف مسجد الاقصی است. در مجموع صد معبد در این منطقه ساخته شده است و برخی می گویند که احداث این معبد باعث خواهد شد که قبه الصخره از یک جهد قابل رویت نباشد.
فلسفه وحکمت نماز دراسلام

چکیده
هيچ يك از اعمال عبادي و امور ديني در حيات و زندگي انسان، بي تأثير نيست بلكه هر يك از آنها در حد خود مؤثر واقع مي شوند وميزان تاثير آنها بنابر اهميتي است كه شارع مقدّس براي آنها در نظر گرفته است.در باب تأثير نماز، آثار و بركات زيادي را برشمرده اند كه يكي از آنها حل مشكلات دنيوي انسانهاست. يعني نماز مي تواند بسياري از مشكلات ومعضلات نماز گزار را در زندگي مادي اش از ببرد و آنها را از سر راه او بردارد.همچنين اسرار و فوائد معنوي بي شماري بر اقامۀ نماز مترتب هست كه موجب مي شود تاريكي را از قلب انسان بزدايد و باعث نورانيت باطن او گردد و نیزعفو و بخشش گناهان و خطاهاي اورا سبب بشود.در اين مقاله، ما ابتدا به تفسير و تبيين معنا و مفهوم نماز پرداخته ايم و سپس به بيان اهميت و جايگاه آن در اديان آسماني و آنگاه به ذكر فلسفه و اسرار وآثار نماز در متون ديني (آيات و روايات اسلامي) به طور مختصر اشاره نموده ايم، ودر پايان از سخنان حضرت امام خميني (ره) آن عارف سالك در اين زمينه بهره جسته ايم.
كليد واژه : فلسفه، حكمت، نماز، اسرار، آثار
مقدمه
احكام وبرنامه هاي عبادي اسلام، همه حكمت وفلسفه دارد .
اوّلاً: به دليل صدها آيه وحديث، كه مردم را به تعقّل وتفكّرفرا مي خواند وهيچ مكتبي به اندازه ي اسلام، به انديشيدن دعوت نكرده است.
ثانياً: يكي ازانتقادهاي كه قران برمشركان وبت پرستان دارد، بخاطر تقليد كوركورانه وبي دليل آنهاست از نياكان خويش.
ثالثاً: خود قرآن، بارها در كنار بيان احكام و دستورات نوراني خويش، به دليل آن هم اشاره كرده است. امامان معصوم (ع) هم درروايات زيادي به بيان حكمت ها واسرار عبادات پرداخته اند و دانشمندان مسلمان نيزبه تأليف كتاب هايي پيرامون اين موضوع اقدام كرده اند.
به علاوه ، با پيشرفت دانش بشري، روز به روز پرده از اسرار احكام الهي ودستورهاي ديني برداشته مي شود و هرچه از عمر اسلام مي گذرد، برعظمت وجلوۀآن افزوده می گردد.
با توجه به همه نكات فوق، يادآوري مي شود كه:
1- لازم نيست دليل همه احكام را، همه مردم درهمه زمان ها بدانند. گاهي دليل برخي از آنها الآن روشن نيست ولي گذشت زمان، آن را روشن مي سازد.
2- درفلسفه احكام، تنها نبايد نظر به فوايد وآثار مادّي آنها داشت و تنها به بعد اقتصادي وبهداشتي آنها توجه كرد واز اثار روحي ومعنوي وآخرتي آن غافل ماند.
3- كسي كه خدا را حكيم ودستورهايش را براساس حكمت مي داند نبايد به خاطر اينكه امروز دليل حكمي را نمي داند از انجام آن تخلّف كند.
4- اگر گوشه اي از اسرار حكم خدا را دانستيم، نبايد فكر كنيم كه به اسرار احكام الهي واقف گشته ايم، مگربا عقل محدود انساني مي توان به عمق احكامي كه از علم بي كران الهي سرچشمه مي گيرد پي برد ؟
معنا و مفهوم نماز
نماز در لغت به معناي پرستش، نياز، سجود، بندگي و اطاعت، خم شدن براي اظهار بندگي واطاعت(فرهنگ عمید:1354،ج2،واژه صلاه/694) و يكي از فرايض دين و عبادت مخصوصي است كه مسلمانان پنج نوبت در شبانه روز به جا مي آوردند. نماز يعني خدمت و بندگي، فرمان برداري، سر فروآوردن و تعظيم كردن به نشانه احترام. نماز، داروي نسيان و وسيله ذكر خداوند است. نماز رابطه معنوي مخلوق با خالق است. نماز يعني دل كندن از ماديات و پرواز دادن روح، يعني پا را فراتر از ديدني ها و شنيدني ها نهادن.
اهل لغت، صلوه را مشتق از تصليه مي دانند، به معني مستقيم كردن چوبهاي خميده- (از طريق نزديك كردن آنها به آتش و حرارت) است.(المنجد:1377،ج1، واژه صلاه/603) گويي نمازگزار با توجه به مبدأ هستي و با حرارتي كه در أثر صعود به سوي شمس حقيقت معنوي كسب مي كند، كژي هاي نفس را كه در أثر توجه به غير خدا ايجاد شده است تعديل مي نمايد.
نماز سرود يكتا پرستي و زمزمۀ دلنشين فضيلت و پاكي و تمرين وظيفه شناسي و سپاس به درگاه احديت است. نمازهاي پنجگانه همانند نهرهاي آبي هستند كه انسان روزانه پنج بار چرك و آلودگي جسم خود را درآن شسته وزنگار نيستي و هوي و هوس و سياهي ترس ها واضطراب ها را به وسيله آن از جان و دل مي زدايد.
پيامبر اكرم (ص) به هنگام رسيدن وقت نماز مي فرمود: «بلال ما را با اعلام رسيدن وقت نماز آرام ساز» كه «ألا بذكر اللّه تطمئن القلوب » (رعد،13/28)
آگاه باش که با ياد خدا دلها آرامش مي یابد.(قرآن کریم،ترجمه محمد مهدی فولاد وند)
وامام صادق(ع) مي فرمود: « هرگاه برشما به علت فشار زندگي هموم وغموم وارد شد وضوگرفته، به مسجد درآئيد و دو ركعت نماز كنيد تا ناراحتي شما رفع شود، كه خداوند مي فرمايد: «واستعينوا با لصّبروالصلوه إنّ اللّه مع الصابرين» (بقره ،2/153)
ازشکیبایی ونمازیاری جویید؛ زيرا خدا با شکیبایان است.
در زندگي بوعلي سينا هم مي خوانيم كه هرگاه براي حل يك مسأله دشوار خود را در بن بست مي ديد دو ركعت نماز مي خواند و پس از آن مشكلش حل مي شد.
نماز امري است الهي كه تحقق آن همانند ساير امور، داراي ظاهر و باطن است كه در متون ديني به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصوير ظاهري نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام مي گيرد و حفظ آن نيز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارت است از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظيم در مقابل او، اميد و دل بستگي به ذات ربوبي، اعتماد و ركون به وجود سرمدي و محو شدن در مقابل ذات يكتايي كه در مقابل عظمت و جلالت او قيام نموده است.
نماز در اديان آسماني
نماز برترين عبادت، كليد بهشت و رحمت الهي، راز و نياز عاشقانه بندگان است با معبودشان و از آن جا كه بشرهمواره نيازمند عبادت است، نماز در طول تاريخ و در اديان مختلف وجود داشته است اما شايد نحوه و كيفيت آن تغيير يافته است.
قبل از حضرت محمّد (ص) حضرت ابراهيم (ع)، حضرت موسي (ع)، و حضرت عيسي (ع) هريك به نوعي توجه و توصيه به نماز داشته اند.
به طوريكه مي توان گفت نماز در تمامي اديان آسماني وجود داشته است؛ به عنوان مثال قرآن كريم از زبان حضرت عيسي (ع) نقل مي كند كه خداوند مرا به نماز سفارش كرده است.«و اوصاني بالصلوه» (مريم،19/31) و يا به حضرت موسي (ع) خطاب شده است «اقم الصلوه لذكري» (طه،20/14) وبه یاد من نمازبرپا دار. و يا حضرت ابراهيم (ع) از خداوند براي خود و ذريّه اش توفيق اقامه نماز را مي خواهد «ربّ اجعلني مقيم الصلوه و من ذريّتي» (ابراهيم، 14/40) و لقمان حكيم هم به فرزندش چنين مي گويد: «يا بنيّ اقم الصلوه و أمر بالمعروف و انّه عن المنكر » (لقمان،31/17)
ای پسرک من،نمازرابرپا داروبه کارپسندیده واداروازکارناپسند بازدار.
توجه به اين نكته بسيار جالب است كه بدانيم آخرين توصيه و كلامي كه از پيامبران و سفراي الهي و اولياي دين به ما رسيده است نماز است. بسيار روشن است كه انسان در آخرين لحظات حياتش كه مي خواهد به دنياي ابدي وجاوداني سفر كند هر سخني را به زبان نمي آورد و سعي دارد كه مهمترين مطلب را در اواخر عمر از خود به يادگار بگذارد. وقتي به وصاياي انبياء الهي و اولياي دين رجوع مي كنيم مي بينيم كه هميشه پيروان خود را به نماز توجه مي دادند و همه انبياي الهي آن را به عنوان آخرين وصيت خويش قرار داده اند. چنان چه در روايتي از امام صادق (ع) به اين نكته اشاره شده است كه فرمود: «أحبٌّ الاعمال اِليَ اللّه عزَّوجلّ_ الصلوه وهي آخر وصايا الأنبياء.»
(ری شهری:1377، ج 2/397)
نماز بهترين كارها نزد خداوند وآخرين وصيت پيامبران الهي است.
فلسفه نماز در اسلام
بحث در باره ي فلسفه وحكمت نماز، در واقع آشنايي با اسرار و رموزي است كه در اين عمل عبادي نهفته است اين نكته براي ما بسيار روشن است كه هرگز خداوند متعال هيچ دستوري را بدون حكمت و علت بر بندگانش واجب نمي سازد. اگر حكمي از جانب او مي رسد كه واجب است يا حرام و يا مستحب و يا مكروه ، در اعمال واجب مصلحت شديده نهفته است و در حرام مفسده شديده و در مستحب و مكروه ، مصلحت و مفسده وجود دارد و ليكن چون مصالح و مفاسدشان زياد نبوده به حد وجوب و حرمت نرسيده است. و به همين خاطر خداوند در مستحب و مكروه امر و نهي نكرده است. امّا در واجب و حرام خداوند بنده هايش را الزام به انجام و ترك فعل نموده است. و اين مطلب براي ما پرواضح است كه خداوند چون مصالح بندگان خود را مي خواسته است آنها را مكلف به انجام برخي از اعمال كرده است.
واز سوي ديگر عبادت، وسيله تكامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعي لطف و رحمت و راهنمايي است كه ما را به كمال مطلوب مي رساند؛ مثلاً وقتي پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن امر مي كنند، به سود خود فرزند است وسعادت او را مي خواهند و اين امر از روي محبت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نيازي ندارند.
و از طرف ديگر مي دانيم كه تمام پديده هاي نظام هستي معلول و مخلوق ذات حق بوده و منشأ آفرينش آنها خالق قادري است كه هستي از او نشأت گرفته است. همۀ موجودات از جمله انسان از فيض حق وجود يافته اند. و نه تنها در مقام حدوث بلكه در مقام بقاء نيازمند و محتاج او هستند.
يعني خداوند نه تنها نعمت وجود را به موجودات اعطا نموده است بلكه ربوبيت وسرپرستي آنها را نيز عهده دار است. پس خدا هم خالق است و هم ربّ، و همه موجودات به خالقيت و ربوبيت او اعتراف دارند.
كما اين كه خود خداوند در قرآن مجيد مي فرمايد: «يسبح للّه ما في السموات و ما في الارض الملك القدّوس العزيز الحكيم.» (جمعه،62/1)
آن چه در آسمانها و آن چه در زمين است،خدایی راکه پادشاه پاک ارجمند فرزانه است،تسبیح می گویند.
وانسان كه اشرف مخلوقات است بر اساس فطرت خويش به ربّانيت او مقرّ و معترف است و هر گونه شرك را از او نفي مي كند و لازم است كه فقر خويش و غناي خالق، كوچكي خود و عظمت ربّ را اظهار نمايد و رمز نماز در همين است كه بنده اظهار عبوديت و بندگي نمايد. چنانچه در كلام گوهر بار امام رضا(ع)آمده است كه: «علة الصلوه اَنَّها اقرار بالربوبيّهِ لِلّه – عزَّوجَّل – و خلع الأنداد و قيام بين يدّي الجبّار جَلَّ جلاله بالذّل و المسكنه و الخضوع و الأعتراف.» (ری شهری:1377، ج 5/ 376)
علت نماز اقرار به ربوبّيت خدا و نفي هرگونه شريك براي او و ايستادن با خضوع و كوچكي و بيچارگي در پيشگاه خداست.
از آن جهت كه آدمي مركّب از عقل و شهوت است و نيز در فرمان برداري او هيچ گونه جبري وجود ندارد بلكه با اختيار زندگي مي كند. قطعاً داراي معاصي وگناهاني هم هست، و پنج بار ايستادن در مقابل خداوند در شبانه روز در حال نماز، به معناي اعتراف به گناه و درخواست آمرزش گناهان و طلب مغفرت در مقام عمل است. و چون هواي نفس هر لحظه او را به غفلت و سركشي سوق مي دهد و به غرور و خودخواهي دعوت مي كند و به افزون طلبي و تماميت خواهي فرا مي خواند بايد در مقابل آن، عاملي باشد بسيار قوي و نيرومند كه جلوي اين رذايل را سد نموده و او را به سمت عزّت و عظمت انساني سوق دهد كه آن نماز است چون نماز تنها عنصر بازدارنده از رذايل اخلاقي است همانگونه كه خداي متعال در قرآن مجيد مي فرمايد: «انَّ الصلوه تنهي عن الفحشا و المنكر و لذكرُ اللّه اكبر» (عنكبوت،29/45)
نماز انسان را از کارزشت وناپسند باز مي دارد، وقطعاً ياد خدا بالاتر است.
و چون در سرشت انسان فراموشي و نسيان وجود دارد و هر لحظه بيم آن مي رود كه انسان خود و آفريدگارش را به فراموشي سپرده و طغيان و سركشي را پيشه خود سازد و عمري را در پستي و حيوانيت سپري نمايد، نماز او را متذّكر مي شود تا بر اثر غفلت و فراموشي دچار خطا و اشتباه نگردد.
و بالاخره فلسفۀ نماز، حضور در پيشگاه ربوبي است و اظهار بندگي و عبوديت و اقرار به ربوبّيت پروردگار و جاودانگي بر آن ذاتي است كه موجب مي شود بنده در پي اصلاح و سعادت خويش برآيد و به كمال انساني خويش دست يابد، همانطور كه در حديث شريف امام (ع) مي فرمايد: «انسان در حال نماز در محضر خدا و به ياد خداست و همين حالت او را از معاصي بازداشته و از همه تباهي ها و تاريكي ها او را مانع مي شود.» (ری شهری:1377، ج 5/ 376)
فلسفه و حكمت نماز در روايات و آيات
1ـ تجلي ياد خدا
قرآن يكي از اسرار نماز را ياد خدا مي داند و مي فرمايد:
«اقم الصلوه لذكري» (طه، 20/14)
به ياد من نماز را برپا دار.
2ـ بازداشتن از گناه و زشتي ها
«انَّ الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر» (عنكبوت، 29/45)
همانا نماز انسان را از کارزشت وناپسند باز مي دارد.
3ـ پاكيزگي روح
«اِنَّما تنذر الذّين يخشون ربّهم بالغيب و اقاموا الصلوه و من تزكّي فاِنّما یتزكّي لنفسه و الي الله المصير» (فاطر، 35/18)
[تو] تنها كساني را كه از پروردگارشان در نهان مي ترسند و نماز بر پا مي دارند، هشدار مي دهي؛ و كسي كه پاكيزگي جويد تنها براي خود پاكيزگي مي جويد، و فرجام كارها به سوي خداست.
4ـ ياري جستن از نماز در مسير تكامل
(واستعينوا بالصّبر و الصلوه و اِنّها لكبيره اِلّا علي الخاشعين» (بقره، 2/45)
از شكيبايي و نماز ياري جوييد، و براستي اين[ كار ]گران است، مگر بر فروتنان.
5ـ پاك شدن از كبر و غرور
حضرت فاطمه (س) مي فرمايد: «... والصّلوه تنزيهاً من الكبر...» ( مجلسي:1403، ج 6/107)
خداوند نماز را واجب كرد تا مردم از كبر و غرور پاك شوند.
6ـ مايه رستگاري است
«قد أفلح المؤمنون الذّين هم في صلوتهم خاشعون» (مؤمنون، 23/1ـ2)
به راستي كه مؤمنان رستگار شدند؛ همانان كه در نمازشان فروتنند.
7ـ مايه شادابي و نشاط است
چون نمازگزار به نماز مي ايستد، بايد با شادابي و نشاط نماز بگزارد. اگر با كسالت به اين عمل بپردازد، مورد پذيرش پروردگار نخواهد بود. بنابراين، هر چند نماز براي تقرّب به خدا و بندگي او ادا مي شود، ولي از شرايط آن نشاط و شادابي است و كسي كه در پنج وقت نماز از كسالت و خمودگي پرهيز كند، پرهيز از كسالت شيوه زندگي او مي شود. قرآن، منافقان را از آن رو كه با كسالت نماز مي خوانند، مذمّت مي كند و مي فرمايد:
«واذا قاموا إلي الصلوه قاموا كُسالي» (نساء، 4/142)
و هنگامي كه (منافقان) به نماز مي ايستند، با كسالت برمي خيزند.
8ـ مايه انضباط و وقت شناسي
كسي كه در پنج وقت خاص به نماز مي ايستد و مي كوشد تا در اول وقت نماز بگزارد، معمولاً در ديگر كارها نيز از نظم دقيق پيروي مي كند. قرآن دراين باره مي فرمايد:
«إنَّ الصلوه كانت علي المؤمنين كتاباً موقوتاً» (نساء، 4/103)
همانا نماز بر مؤمنان در اوقات معين مقرر شده است.
«فويلٌ للمصّلّين الذّين هم عن صلوتهم ساهون» (ماعون، 107/4و5)
پس واي بر نمازگزاراني که ازنمازشان غافلند.
و اميرالمؤمنين علي (ع) در نامه خود به محمدبن ابي بكر مي فرمايد:
«مراقب وقت نماز باش و آن را به هنگام بخوان، نه به دليل بيكاري آن را پيش از وقت بخوان و نه به سبب كاري آن را از وقتش به تأخير بيانداز. ( مجلسي:1403، ج 83/14)
9ـ نماز مايۀ پاكيزگي
نمازگزار بايد در مواقع مشخص، همه بدن را بشويد و بيش تر اوقات بايد وضو بگيرد و نظافت بدن و مواضع وضو را از هر نظر مراعات كند. اگر مستحبات وضو را از شستن دهان (مضمضه) و بيني (استنشاق) و نظافت لباس و سجده گاه و ... مراعات نمايد، موجبات سلامت و پاكيزگي بدن را فراهم ساخته است.
10ـ ايجاد بهداشت و سلامت انسان
گرچه پاكي و طهارت در نماز بيشتر ناظر به بعد روحي و معنوي انسان است همان گونه که پيامبر اسلام (ص) فرمودند: «اگر در خانۀ يكي از شما نهري باشد و هر روز پنج بار خود را در آن بشوییدآيا از آلودگي چيزي در بدن شما باقي مي ماند؟
گفتند: نه!
فرمود: نماز مثل همان نهر جاري است «هرگاه شخص نماز مي گزارد از گناه پاك مي شود» ولي با توجه به آداب مقدماتي نماز مانند وضو و غسل و لزوم طهارت بدن و لباس، نمازگزار ناگزير از نظافت و پاكيزگي ظاهر نيز برخوردار مي شود كه در سلامت و بهداشت او تأثير بسيار دارد.
اسرار نماز در بيان امام خميني (ره)
ايشان در كتاب اسرار نماز (معراج السالكين و صلوه العارفين) درباره نماز و طي منازل سلوك از طريق آن چنين مي فرمايند:
اگر روزگار به عارفي ربّاني مهلت دهد، مي تواند تمام منازل سائرين و معارج عارفين را از منزلگه يقظه تا اقصا منزل توحيد از اين معجون الهي و حبل متين بين خلق و خالق خارج كند. (خمینی :1358/ 57)
طي كردن اين سفر داراي دو ركن است: اول، رسيدن به مقام طهارت. دوم، رسيدن به مقام فنا در نماز. شرط اساسي آغاز اين سفر دور شدن از نجاست هاي ظاهري و باطني و به ويژه رذايل باطني است. ايشان در تعريف باطن نجاست ـ كه دوري از آن لازمه سفر است ـ مي فرمايند:
نجاست، دوري از محضر انس و مهجوري از مقام قدس است و منافي با نماز است كه معراج وصول مؤمنين و مقرّب ارواح متّقين است. (خمینی:1358/ 56)
بنابراين، انسان براي اين كه سفر معنوي را آغاز كند، بايد به مقام طهارت باطن برسد. حضرت امام (ره) در ادامه مي فرمايند:
... و چون بدين مقام رسيدي، از تصرف شيطان خبيث مخبث خارج شدي و از رجز و رجس هجرت كردي و لايق حضور درگاه جليل و مخلع شدن به خلقت خليل گردي و مسافرت الي الله و معراج وصول حاصل شده كه آن خروج از منزلگاه و بيت نفس است و باقي مي ماند ركن دوم كه در اصل نماز حاصل شود و آن حركت الي الله و وصول به باب الله است و فناي به فناء الله. (خمینی :1358/ 57)
در اين باره بايد گفت پس از فراهم آوردن مقدمات سفر كه همان مقدمات و مقارنات نماز است، سفر با نيّت و گفتن تكبير افتتاحيه در ابتداي نماز، آغاز مي شود.
حضرت امام (ره) دستور اين كار را چنين بيان فرموده اند:
پس تو اي سالك الي الله و مجاهد في سبيل الله! چون اقامه ي صلب در محضر قرب نمودي و تخليص نيّت در پيشگاه عزّت، و قلب خود را صفا دادي و در زمره ي اهل وفا داخل شدي، خود را مهياي دخول در باب كن و اجازه ي فتح ابواب طلب، و از منزل طبيعت حركت كن و حجاب غليظ آن را با تمسّك به مقام كبريايي رفع كن و به پشت افكن و تكبيرگويان وارد حجاب ديگر شو و آن را رفع كن و به پشت سرافكن و تكبير بگو و حجاب سوّم را نيز مرتفع كن كه به منزل باب القلوب رسيدي؛ پس توقف كن و دعاي مأثور بخوان: «اللّهم انت الملك الحقّ المبين الخ.» (خمینی :1358 /79)
ودرادامه حضرت امام (ره) راجع به سفرهای عرفانی درنمازمی فرمایند:
. بدان كه عمده ي احوال صلوه سه حال است كه ساير اعمال و افعال مقدمات و مهيئات آن ها است: اول؛ قيام و دوم؛ ركوع و سوم؛ سجود. (خمینی:1373 /350)
در سرّ ركوع فرموده اند: حقيقت ركوع، تمام نمودن قوس عبوديّت و افناي آن در نور عظمت ربوبّيت است. (خمینی:1358/ 99)
و در سرّ سجود فرموده اند: بالجمله، سجده نزد اهل معرفت و اصحاب قلوب، چشم فروبستن از غير و رخت بربستن از جميع كثرات حتي كثرات اسماء و صفات و فناي در حضرت ذات و در اين مقام، نه از سمات عبودّيت خبري است و نه از سلطان ربوبّيت در قلوب اولياء اثري و حق تعالي خود در وجود عبد، قائم به امر است. (خمینی:1358:/106)
ايشان پس از ذكر عبارتي از يك حديث درباره تشهد مي فرمايند:
اما اشاره به سرّ تشهد به طوري كه ذكر نموديم، آن جا كه مي فرمايد و «تعلم انَّ النواصي الخلق بيده الخ» و اين اشارۀ لطيفه است به مقام تحقق به صحو بعد المحو كه كثرات حجاب جمال محبوب نباشند و قدرت و مشيّت حق را نافذ و ظاهر در مرائي خلقيه بيند. (خمینی:1358/ 116)
امام (ره) در واپسين مرحله مي فرمايند:
از آن چه مذكور شد از سرّ صلوه كه حقيقت آن، عبارت از سفر الي الله و في الله و من الله است، در سرّ سلام، مطلبي ديگر معلوم شود و آن، آن است كه چون سالك در حال سجده، غيبت مطلقه از همه ي موجودات براي او دست داد و از همه ي موجودات غايب شد و در آخر سجده، حالت صحوي براي او رخ داد و در تشهد نيز حالت قوت گرفت، ناگاه از حال غيبت از خلق، به حضور منتقل شد و ادب حضور را به جاي آورد و در آخر تشهد توجه به مقام نبوّت پيدا كرد و در محضر ولايت آن سرور، ادب حضور را كه سلام شفاهي است، به جا آورد و پس از آن به تعينّات نور ولايت كه قواي ظاهره و باطنه ي خود عبادالله الصالحين است، توجه نموده، ادب حضور را ملحوظ داشته، و پس از آن به مطلق كثرات غيبت و شهادت توجه پيدا نموده، ادب حضور را ملحوظ داشته، شفاهاً سلام تقديم داشت و سفر رابع من الحق الي الخلق تمام شد و اين اجمال را تفصيل بيش از اين است كه من عاجزم از گفتن و خلق از شنيدنش. (خمینی:1358/ 118 ـ 119)
نتيجه
يكي از امتيازات نماز بر ساير اعمال عبادي و احكام ديني اين ست كه نماز بهترين وسيله تقرّب و نزديكي به خداست. هر چند هدف همه احكام و عبادات ديني براي نزديكي بندگان به معبود تشريح و وضع گرديده اند ولي ترديدي نيست كه همه آنها به صورت يكسان و يكنواخت انسان را به خدا نزديك نمي كند بلكه هر كدام داراي درجات و مراتب مختلفي است، بعنوان مثال حج و جهاد و صوم و زكات همه وسيله هايي براي قرب و نزديكي به خدايند اما اثري كه در جهاد هست در حج نيست و يا اثر و نتيجه اي كه در حج وجود دارد در زكات نيست. پس تأثير همه اينها مساوي نيست. آنچه كه از متون ديني برمي آيد اين است كه تأثير نماز به مراتب بالاتر و بيشتر است. در روايتي از امام موسي كاظم (ع) چنين منقول است كه: «افضل مايتقرّب به العبد الي الله بعد المعرفه به الصلوه» (مجلسی:1403 ج 24/ 166)
بهترين چيزي كه بنده بعد از شناخت خدا به وسيله آن به درگاه الهي تقرّب پيدا مي كند نماز است.
آن چه كه از اين روايت و روايات مشابه آن فهميده مي شود و نكته مهم است يكي اينكه انسان محتاج و نيازمند به نزديكي و تقرّب است تا كمال خود را بيابد يعني هر انساني براي رسيدن به كمال نيازمند تقرّب الهي است و نكته مهم ديگر اين كه بدون سبب و وسيله اين تقرّب و تكامل حاصل نمي شود. براي سير معراجي و سفر روحاني نياز به براق است و بهترين براق تقرّب به سوي خداوند متعال، كه تكامل انساني در پرتو آن نهفته است نماز است. چون كه پيامبر (ص) فرموده اند: «الصلوه معراج المؤمن» (مجلسی:1352/ 391)
نماز عروج دهنده مؤمن به سوي خداست.
پس بهترين وسيله نزديكي به خداوند و رمز رستگاري نماز است و منشأ همه انحرافات رفتاري و مفاسد اخلاقي دوري از اين راز است و هر كه آگاه از اين راز است در زندگي سرافراز است اما براي كسي كه از عظمت راز نماز بي اطلاع است براي او راه بسي دور و دراز است.
محمد شیبانی
منابع
1- خميني، روح الله، آداب نماز، تهران: انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام، 1373.
2- خميني، روح الله، اسرار نماز (معراج السالكين و صلاه العارفين)، قم: انتشارات آزادی،1358.
3- عمید ،حسن،فرهنگ عمید،ج2،تهران،انتشارات جاویدان،1354.
4- فرهنگ لغت،المنجد،ترجمه مصطفی رحیمی اردستانی،تهران،انتشارات صبا،1377.
5- قرآن كريم، ترجمه محمد مهدی فولادوند،تهران،نشردارالقرآن الکریم،1376.
6- مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار،دوره 110جلدی، بيروت، داراحياء التراث العربي، 1403.
7-مجلسي، محمدباقر، تحف العقول، كتابفروشي اسلاميه، تهران، 1352.
8- محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، ج 2، قم، دارالحديث، 1377.
9- محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، ج 5، قم، دارالحديث، 1377.
دشمني جديد ضد ایرانی فرانسوي ها در ابعاد فرهنگي
در راستای تداوم تبلیغات ضد ایرانی فرانسوي ها اخیراٌ بازار نشر فرانسه شاهد انتشار کتاب ضد ایرانی دیگری تحت عنوان " به سوی آزادی" است. این کتاب که توسط مهتاب محمودی، دختر زني معلوم الحال بنام بتی محمودی ، نویسنده معروف کتاب ضد تمدن و فرهنگ ايراني و مملو از"رويا" ي "بدون دخترم هرگز" نوشته شده است . كتاب فوق روایتگر روياهاي كودكانه و خيال هائي است که در طی مدت 18 ماه اقامت دوران كودكي نویسنده و مادر رويا پردازش در خانه اش در ایران بر آنها گذشته و مشكلات احتمالي درون يك خانواده را بسط به يك ملت با تمدن چند هزار ساله داده است.
لازم به يادآوري است كه تبلیغات گسترده کشورهای غربی در خصوص کتاب خيال پردازانه "بدون دخترم هرگز" منجر به قرار گرفتن این کتاب در ردیف پرفروش ترین کتاب ها گردید و نهایتاً فیلمی سینمایی نیز بر اساس این کتاب خيال پردازانه ساخته شد.
هم کتاب مذکور و هم فیلم مبتنی برآن، به زبانهای مختلفی ترجمه و در اغلب نقاط دنیا ارائه شدند. اینک مهتاب محمودی نیز در رویای دستیابی به ثروتی باد آورده از رهگذر داستانی رويائي اش ، پا جای پای مادر خود گذارده تا او نیز از موج ضد ایرانی ایجاد شده در جوامع غربی سواری گرفته و اذهان مردم بی اطلاع و دستخوش تبلیغات این جوامع را علیه مردم ایران بسیج نماید. موسسات توزیع و فروش کتاب در فرانسه از چند ماه پیش بلافاصله پس از انتشار این کتاب، اقدام به تبلیغات و بازاریابی برای فروش گسترده آن نموده اند.
اساس ايستادگي انقلاب، تقويت جناح فرهنگي
رهبر معظم انقلاب در بیانات مدتي قبل شان ، تاکید ویژهای بر مسئله فرهنگی و شکل گیری یک «جناح مومن فرهنگی» داشتهاند؛ امر مهمی که در این مقطع بار دیگر مورد توجه قرار گرفته اما در سالهای اخیر همواره مورد تاکید ویژه بوده است اما ایشان در سالهای اخیر به چه محورهایی در این حوزه تاکید کرده است؟
حضرت آیت الله خامنهای در بیانات اخیرشان بر نگرانیهایشان نسبت به حوزه فرهنگ تاکید مجدد داشته اند؛ مسئله ای که منجر به نامه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم در این باره و تاکید بر پیگیری دقیق منویات رهبری شد. این دغدغه ها اما همیشگی بوده و تاکید دوباره بر آنها را میتوان در راستای تحکیم جبهه فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در بمباران فرهنگی که با آن مواجه هستیم، ارزیابی کرد.
«شبیخون فرهنگی»، «تهاجم فرهنگی»، «جهاد فرهنگی» و «تعامل فرهنگی» را می توان مهم ترین کلیدواژههای رهبر معظم انقلاب در سالهای اخیر خواند که ایشان در این محورها، سخنان مفصل و مبسوطی داشتهاند.
در حال حاضر برخی از محورهای سخنان ایشان در سالهای اخیر را از میان سخنان وسیع ایشان در ارزیابی شرایط و ارائه طریق برای حوزه فرهنگ و اهمیت این پیگیری های یکپارچه مورد توجه قرار مي گيرد .
نکته کلیدی در این بازخوانی آنجاست که رهبری تنها بیانات شان متوجه یک نهاد نظیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نبوده و از فرهنگیان و معلمان تا بسیجیان و روحانیون مخاطب این سخنان بوده اند و همین امر نشان میدهد نمی توان تنها در این زمینه از یک دستگاه متوقع بود و باید تمامی نهادها سهم خود را در این زمینه ادا کنند. بخشی از مهم ترین فرازهای سخنان رهبری در سالهای اخیر پیرامون دغدغه های فرهنگی ایشان، بدین شرح است:
• مبارزه براى استقلال فرهنگى، از همهى انواع استقلالها سختتر است. من يك وقت گفتم دشمنان «شبيخون فرهنگى» مىزنند. اين ادّعا راست است و خدا مىداند كه راست است. بعضى نمىفهمند؛ يعنى صحنه را نمىبينند. كسى كه صحنه را مىبيند، ملتفت است كه دشمن چهكار مىكند و مىفهمد كه شبيخون است، و چه شبيخونى هم هست! (بيانات در ديدار جمعی از كارگران و معلمان)
• رسانهها مىتوانند به صورت اخلاقى و استدلالى، مفاهيم ملتها را ميان يكديگر تبادل كنند و دادوستد معنوى و اخلاقى و فرهنگى كنند؛ اين مسئلهى بسيار ارزشمندى است. مىتوانند سطح آگاهى و معرفت مردم را ارتقاء دهند. اگر رسانهها در دنيا عادلانه اداره شوند، جادهى رسانهاى، يك جادهى يكطرفه نباشد، ملتها به معناى حقيقى كلمه، حرف يكديگر را گوش كنند و مفاهيم محترم در نزد يكديگر را بشناسند، اين به نزديكى ملتها كمك خواهد كرد. (بيانات در ديدار مديران و برنامهسازان رسانهای كشورهای مختلف)
• یكى از معجزات انقلاب، پرورش هنرمندان و روايتگران تاريخ انقلاب است. بحمداللَّه تعدادى هم هستيد، اما كسانى هم هستند كه از لحاظ عِده و عُده بر شما ترجيح دارند، از شما جلويند و امكانات در اختيارشان است؛ بعضيشان از لحاظ هنرى هم سرشارند، اما ثروتى در خدمت بيگانگان، و تيغى در دست دشمنانند. انسان معمولاً خودش را در مقابل هنرمند كوچك احساس مىكند. من خودم وقتى هنرمندان را نگاه مىكنم، مىبينم كه جايگاه رفيعى در مقابلم دارند؛ اما آن هنرمندانى كه هنرشان در خدمت بيگانگان است، هرچند هنرشان هم بالاست و بعضيشان از لحاظ هنرى بسيار برجستهاند، ولى من در هنرى كه آنها دارند، ارزشى حس نمىكنم. (بیانات در دیدار مسئولان دفتر هنر و ادبیات مقاومت)
• پول و ثروت و قوّت بازو و زبان گويا و بقيهى ثروتهايى كه در خدمت حق و انسانها و راستى و درستى نباشد، چه ارزشى دارد؟ ارزشى ندارد. الان علم در خدمت سلاحهاى اتمى و در دست اسرائيل است. آيا اين ارزشمند است؟ نخير، هيچ ارزشى ندارد. ارزش اين چيزها نسبى است. ارزش مطلق، متعلق به اينها نيست. البته چيزهاى ارزشمند مطلق وجود دارد. اصلاً مبانى اديان، مطلق كردن ارزشهاى صحيح و راستين است؛ منتها علم و صنعت و تكنولوژى، از آن ارزشهاى مطلق نيست؛ تا در كجا به كار برود، تا در دست چه كسى باشد، تا از آن چگونه استفاده بشود؛ هنر هم از اين قبيل است. (بیانات در دیدار مسئولان دفتر هنر و ادبیات مقاومت)
• اين تهاجم فرهنگى كه بنده چند سال قبل گفتم، اين شبيخون فرهنگى كه انسان در بخشهاى مختلف علائم آن را مشاهده ميكرد و امروز هم انسان آن را در بخشهاى مختلفى مىبيند، به اين نيت است؛ با اين قصد است؛ انقلاب را از محتواى خود، از مضمون اسلامى و دينى خود، از روح انقلابى خود تهى كنند و جدا كنند. اين، از همان نقاط حساسى است كه هوشيارى مردم را ميطلبد. اين هم مثل همان قضيهى بيست و نه بهمن است. خيلىها اهميت بيست و نه بهمن را نفهميدند، شما تبريزىها اين را فهميديد، در مرحلهى عمل هم، اين فهم خودتان را به كار بستيد؛ در همهى مقاطع همين جور است. اهميتِ حوادث را بايد ملت ما درك كند؛ و خوشبختانه امروز درك ميكنند؛ ملت كاملاً هوشيارند. خود اين هم يكى از بركات انقلاب و نظام جمهورى اسلامى بوده است. مردم بيدار شدهاند، قدرت تحليل پيدا كردند. (بيانات در ديدار جمعى از مردم آذربايجان شرقی)
• تهاجم فرهنگى غير از تبادل فرهنگى است؛ غير از گرفتن برجستگيها و زبدهگزينى از فرهنگهاى ديگر است؛ اين، چيزى است مباح، بلكه واجب. اسلام به ما دستور مىدهد، عقل هم بهطور مستقل از ما مىخواهد كه هر چيز خوب، زيبا و باارزشى را كه در هر كجا مىبينيم، آن را فرا بگيريم و از آن استفاده كنيم. اين جملات معروف متداول در زبانهاى مردم ما كه «اطلبوا العلم ولو بالصين» يا «انظر الى ما قال و لا تنظر الى من قال»؛ نگاه نكن حرف خوب، سخن حكمتآميز، دانش و معرفت را چه كسى دارد مىگويد، اگر سخن خوب است، آن را فرابگير، اين گرفتن، گرفتن فرهنگى است و اخذ فرهنگى، تبادل فرهنگى و زبدهگزينى فرهنگى، يك چيز لازم است و اين، غير از تهاجم فرهنگى است. من بارها گفتهام كه يك وقت هست كه يك انسان با ميل خود و بر طبق نياز و اشتها و ضرورت زندگىاش يك نوع غذا، يك نوع دارو يا مادهى لازمى را انتخاب مىكند و آن را داخل جسم خودش مىكند؛ اين، گزينش است، كه چيز خيلى خوبى است؛ اما يك وقت هست كه يك نفر را مىخوابانند و مادهاى را كه نه براى او لازم است و نه او به آن ميل و اشتهايى دارد و نه برايش مفيد است، بهزور در حلقش مىريزند، يا به او تزريق مىكنند؛ اين، نامطمئن است؛ اين، تهاجم فرهنگى است؛ همان كارى كه با ملت ايران در طول سالهاى متمادى كردند. (بيانات پس از بازدید از سازمان صدا و سيما)
• يك وقت من دربارهى «تعاطى فرهنگى» - نقطهى مقابل «تهاجم فرهنگى» - بحث مفصلى كردم كه از مصاديقش، يكى همين مطبوعات است. خوب؛ ما مطبوعات را از غرب گرفتيم. غربيها سابقهى زيادى در حرفهى روزنامهنگارى داشتند. از اواخر دوران ناصر الدين شاه هم مطبوعات وارد ايران شد و فعاليتش را آغاز كرد. اوج كار مطبوعات، در دوران مشروطه بود؛ يعنى از عهد مظفرالدين شاه بتدريج افزايش پيدا كرد. (بيانات در ديدار مديران و مسئولان مطبوعات كشور)
• اين، مهمترين تبادلهاى ملتها با هم بوده است؛ حتى مهمتر از تبادل اقتصادى و كالا. بسيار اتفاق افتاده است كه اين تبادل فرهنگى، به تغيير مذهب يك كشور انجاميده است! مثلاً در شرق آسيا، بيشترين عاملى كه اسلام را به اين كشورها - از جمله به كشور اندونزى، به كشور مالزى و حتى به قسمتهاى مهمى از شبه قاره - برد، دعوت مبلغين نبود؛ بلكه رفت و آمد آحاد ملت ايران بود. تجار و سياحان ايرانى راه افتادند، رفتند، آمدند و در سايهى اين رفت و آمدهاست كه شما مىبينيد ملت بزرگى كه امروز شايد بزرگترين ملت اسلامى در آسياست - يعنى اندونزى - مسلمان شده است. اين اسلام را اول بار، نه مبلغين دينى براى آنها بردند و نه شمشير و جنگ! اسلام را همين رفت و آمدها برد. خود ملت ما هم، در طول زمان، خيلى چيزها از ملتهاى ديگر آموخته است، و اين، يك روند ضرورى براى تر و تازه ماندن معارف و حيات فرهنگى در سرتاسر عالم است. اين، تبادل فرهنگى است و خوب است.
تبادل فرهنگی, ورود اسلام به شرق آسیا, تاریخ آسیا و آفریقا
• البته دنياى غرب نگذاشت ما حس كنيم كه دست و پايمان را گرفتهاند و به ما تزريق مىكنند؛ صورتِ قضيه را طورى قرار داد كه ما خيال كرديم انتخاب مىكنيم، در حالىكه انتخاب نمىكرديم؛ بر ما تحميل كردند. آن وقت اينها همان كسانى هستند كه اگر اندك خدشهاى به فرهنگ رايج و مورد قبولشان وارد شود، جنجال راه مىاندازند. شما ببينيد در فرانسه كه آن را مهد آزادى مىدانند، براى سه چهار دختر روسرىدارِ مسلمان چه سر و صدايى راه انداختهاند! اين است كه مىگوييم بايد فكر كنيم؛ بايد تحليل كنيم. انديشهى ترجمهاى براى يك ملت، سرنوشت بسيار سختى را بهوجود مىآورد. اين توصيهى هميشگىِ من به شما جوانان عزيز است. (بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان قزوین)
• اگر مىبينيد كه مسألهى تهاجم فرهنگى يا شبيخون فرهنگى يا قتل عام فرهنگى در اين كشور بهشدّت از طرف دشمن دنبال مىشود؛ اگر مىبينيد كه تبليغات دشمن در همه جاى دنيا روى جمهورى اسلامى بيش از جاهاى ديگر متمركز است و اگر مىبينيد كه دائم تلاش مىكنند ذهن ملت - بخصوص جوانان و مؤمنين - را در داخل جمهورى اسلامى تصرّف كنند، به همين سبب است. دشمن و نهادهاى دشمن، بر اثر تجربه فهميدهاند كه انسان، آسيبپذير است. (بيانات در دیدار جمعی از پاسداران)
• امروز هيچكس نميتواند انكار كند كه فوريترين هدف دشمنان جمهورى اسلامى، تسخير پايگاههاى فرهنگى در كشور است. آنان درصددند بدين وسيله، باورهاى اسلامى و انقلابى را كه اصلىترين عامل ايستادگى ملت ايران در برابر نظام سلطهى استكبارى است، از ذهنها و دلها بزدايند و باورهاى سلطهپذيرى و فرو دستى در برابر غرب را به جاى آن بنشانند. تلاش آشكار از سوى واسطهها و دستنشاندگان امپراتوريهاى زر و زور، در بسيارى از عرصههاى فرهنگى براى ترديد افكنى در مبانى اسلام و انقلاب، امروز افراد دير باور را نيز به دغدغه افكنده است، و كسانى كه ديروز هشدار در برابر شبيخون فرهنگى را جدّى نميگرفتند، امروز آن را به چشم خود مىبينيد. بيشك نخستين آماج اين شبيخون، جواناناند، بويژه آنانكه در جادهى دانش و فرزانگى قدم برمىدارند و آيندهى فرهنگى و سياسى كشور در دست آنها است. (پيام به كنگره جامعه اسلامى دانشجويان در مشهد)
• مردم را هدايت كنيد؛ ذهن مردم را روشن كنيد؛ مردم را به فراگرفتن دين تشويق كنيد؛ دين صحيح و پيراسته را به آنها تعليم دهيد؛ آنها را به فضيلت و اخلاق اسلامى آشنا كنيد؛ با عمل و زبان، فضيلت اخلاقى را در آنها به وجود آوريد؛ مردم را موعظه كنيد؛ از عذاب خدا، از قهر خدا، از دوزخ الهى بترسانيد؛ انذار كنيد - انذار سهم مهمّى دارد؛ فراموش نشود - آنها را به رحمت الهى مژده دهيد؛ مؤمنين و صالحين و مخلصين و عاملين را بشارت دهيد؛ آنها را با مسائل اساسى جهان اسلام و با مسائل اساسى كشور آشنا كنيد. اين مىشود آن مشعل فروزانى كه هر يك از شما عزيزان اين مشعل را در هرجا روشن كنيد، دلها روشن خواهد شد؛ آگاهى به وجود خواهد آمد؛ حركت بهوجود خواهد آمد؛ ايمان عميق خواهد شد. مؤثّرترين حربه عليه اين تهاجم فرهنگى و شبيخون نامردانهى دشمن همين است؛ از اين بهشدّت نگرانم. مىخواهند نگذارند كه روحانيون جوان، مؤمن، شجاع، آگاه و خوشفكر، در محيطهاى مختلف - در محيط دانشگاه، در محيط بازار، در محيط روستا، در محيط شهر، در محيط كارگاه - كار خودشان را انجام دهند. درست نقطهى مقابل كار آنها، همين كار و مجاهدت فىسبيلاللَّه شماست كه با اتقان و با دقّت و بالاتر از همه با اخلاص انجام گيرد: «لم يكن منافسة فى سلطان و لا التماس شىء من فضول الحطام». (بيانات در ديدار جمعی از روحانیون)
• بايد خود اعضا و دستگاههاى فرهنگى قبول كنند و باور داشته باشند كه ما اين جايگاه را بهعنوان يك قرارگاه مركزى [قرار داديم]. تعبير "قرارگاه" ممكن است به بعضى گوشها سنگين بيايد - قرارگاه يك اصطلاح جنگى است، اصطلاح نظامى است - و بگويند آقا، قرارگاه مال مسائل نظامى است، شما در مسائل فرهنگى هم فكر نظامى را رها نميكنيد! واقع قضيّه اين است كه كارزار فرهنگى از كارزار نظامى اگر مهمتر نباشد و اگر خطرناكتر نباشد، كمتر نيست (بيانات در ديدار اعضای شوراى عالى انقلاب فرهنگى)
مسجد جامع کوالالامپور - مالزي
مسجد جامع یا جامیک کوالالامپور از کهن ترین مساجد مالزی و قدیمیترین مسجد کوالالامپور و یکی از اصلیترین شاخصهای هویت اسلامی مردم این کشور محسوب مي باشد .
این مسجد در محل به هم پیوستن دو رود کلانگ و گومباک در محله تون پرئا واقع شده و هر روز گلبانگ اذان از منارههای مسجد جامع کوالالامپور مسلمانان این شهر را برای ادای فریضه نماز در پنج نوبت به سوی خود فرا می خواند.
کلنگ ساخت بنای این مسجد در سال 1907 زده شد و 23 سپتامبر 1909 توسط شاه سلانگور رسما به بهره برداری رسید و در همان سال به دستور وي نخستین نماز جمعه در این مسجد برگزار گردیده است .
تا قبل از ساخت مسجد ملی مالزی به عنوان مسجد اصلی کوالالامپور شناخته می شد.
معمار این بنا "آرتور بنیسون هابوک" از معماران بنام عصر خود بوده که طراحی این مسجد را با الهام از معماری مغول در هند و مراكشي و نيز با نشانه هائي از طرح هاي اسپانيائي به اجرا در آورد .
در ساخت این مسجد که از محل بودجه ملی دولت مالزی تأمین شد 3 گنبد در نظر گرفته شده است که شبستان اصلی را احاطه میکنند، گنبد مرکزی با ارتفاع 21.3 متر بزرگترین گنبد این مسجد محسوب می شود.
در دو گوشه مسجد دو مناره با رنگهای قرمز و سفید رنگ آمیزی شده که با ارتفاع 26.8 متر و به حالت چتر به چشم می خورد، زیبایی این منارهها منظره ای متمایز از دیگر مساجد شهر پدید آورده است.
با اقتباس از این طرح در گوشه ها و ورودی مسجد نیز تعداد زیادی چترهای کوچک تعبیه شده است که این نیز الهام گرفته از سمبلهای معمول بکار گرفته شده در معماری اسلامی مغول در شمال کشور هند به شمار می آید
مسجد جامع کوالالامپور هر روزه علاوه بر حضور مسلمانان براي انجام فريضه نماز میزبان گردشگران اروپایی و آسیایی نيز مي باشد که برای دیدن معماری اسلامی به این مسجد مراجعه می کنند.
رییس دانشگاه ترکیه با حجاب به دانشگاه رفت
«عایشه گل ژاله ساراچ» رییس دانشگاه «دجله» شهر «دیاربکر» ترکیه روز جمعه در پی رفع ممنوعیت حجاب در دوایر دولتی، با حجاب اسلامی بر سر کار خود حاضر شد.
وی نخستین رییس دانشگاه زن ترکیه است که با حجاب کامل در محل کار خود حاضر شده است.
«صبری آییگون» از اعضای هیات موسس دانشگاه «دجله» ترکیه روز جمعه در گفت وگو با خبرنگاران گفت: ساراچ مدت زمان طولانی است که خواستار استفاده از حجاب اسلامی بود، ولی به علت ممنوعیت استفاده از حجاب در دانشگاه ها، این امر امکان پذیر نبود.
در پی آزادی استفاده از حجاب اسلامی در دوایر دولتی ترکیه، چهار نماینده حزب حاکم عدالت و توسعه با حجاب در مجلس ملی این کشور حاضر شدند.
توصیههای رهبر معظم انقلاب به زوجهای جوان
پیام رهبر معظم انقلاب خطاب به شرکتکنندگان طرح ملی "همسفر تا بهشت"
در بخشی از این پیام آمده است: توصیه میکنم به همسران خود مهر بورزید، به آنها وفادار باشید و خویشتن را در سرنوشت یکدیگر شریک بدانید.
متن کامل پیام آیتالله العظمی خامنهای که در جمع زوجهای جوان شرکتکننده در این طرح قرائت شد، به شرح ذیل است:
بسمالله الرحمنالرحیم
همسری شما جوانان عزیزی را که پیوند دلها و جسمها و سرنوشتها است، صمیمانه به همه شما فرزندان عزیزم تبریک میگویم. توصیه میکنم به همسران خود مهر بورزید، به آنها وفادار باشید و خویشتن را در سرنوشت یکدیگر شریک بدانید. از گره افتادن در رشته زندگی مشترک بر حذر باشید و گرههای کوچک و بیاهمیت را نادیده بگیرید.
خداوند به شما خوشبختی و شادکامی و اعتلای روحی عطا فرماید و کانون زندگیتان را فرزندانی تندرست و صالح، گرمی و روشنی ببخشد. انشاءالله.
سید علی خامنهای، 22/1/1393
آشنائی با کشور تونس
تاريخچه :
تونس برای اولین بار توسط فنیقی ها در قرن 12 پیش از میلاد مسكوني گرديد. پس از آن، در قرن 5 پیش از میلاد، دولت شهر کارتاژ ، منطقه ای که امروز تونس و همچنین بخش عمده ای از منطقه مدیترانه را شامل مي¬شود، تحت تسلط خود درآورد. در 146 پیش از میلاد ، منطقه مدیترانه توسط امپراطوري روم تصرف گرديد و از آن پس تونس تا سقوط امپراطوري در قرن پنجم ، بخشي از امپراتوری روم بود. پس از سقوط امپراتوری روم ، تونس مورد تاخت و تاز قدرت های مختلف اروپایی قرار گرفت اما نهايتا در قرن هفتم ميلادي به استيلاي مسلمانان درآمد.
در سدهٔ هفتم میلادی اعراب مسلمان حملات خود را به تونس آغاز کردند. آنان سرانجام به فرماندهی عقبة بن نافع بخشهایی از سرزمین تونس را تصرف و شهر قیروان را ساختند. حسان بن نعمان تونس را به طور کامل فتح کرد. در سدهٔ نهم میلادی اغلبیون - که از قبیلهٔ بنی تمیم بودند- به فرماندهی ابراهیم بن اغلب از سوی خلفای عباسی به حکومت تونس رسیدند.
در سال ۹۰۹ میلادی خلفای اسماعیلی مذهب فاطمی اغلبیون را شکست داده و شهر مهدیه را بنا کردند. در سال ۹۶۱ میلادی المعز خلیفهٔ فاطمی مصر را تصرف کرد و مقر حکومت فاطمی را از مهدیه به آن سامان انتقال داد. پس از این رویداد دودمان بربری زیریون که از قبیلهٔ صنهاجه بودند به سرکردگی بلقین بن زیری در تونس قدرت را به دست گرفتند. زیریون از خلفای فاطمی مصر پیروی میکردند، اما پس از سرپیچی از ایشان در سال ۱۰۵۰ توسط جنگجویان قبیلهٔ بنی هلال قلع و قمع شدند. از این پس زیریون بخش بزرگی از قلمرو خود را از دست دادند و تنها به شهر ساحلی مهدیه و حومهٔ آن محدود شدند.
در سدهٔ دوازدهم میلادی جزیرهٔ جربه و بخشی از سواحل تونس (از جمله شهر مهدیه) به همراه جزایرمالت به دست نورمنها افتاد و حکومت زیریون به پایان رسید. در سال ۱۱۵۹ میلادی دودمان مراکشی موحدون بر تونس مسلط شدند، اما در سال ۱۲۳۰ میلادی از حفصیون شکست خوردند. فرمانروایی حفصیون بر تونس تا سده شانزدهم میلادی ادامه یافت. امیران هر دو دودمان از تبار بربر آمازیغ بودند.
در قرن 15 ميلادي تعداي از یهوديان به تونس مهاجرت كردند. در اوایل دهه 1570، تونس بخشی از امپراتوری عثمانی شد.
در سده نوزدهم فرانسه و بریتانیا، شروع به دخالت در امور این کشور کردند. فرانسه بر اساس پیمان باردو که در سال ۱۸۸۱ میلادی بسته شد، تونس را مستعمره خود اعلام کرد. با آغاز جنگ جهانی دوم، ارتش آلمان برای تقویت پایگاه متحدین در شمال آفریقا، در تونس نیرو پیاده کرد. در سال ۱۹۴۳ نیروهای ارتش آلمان از تونس عقب نشینی کردند و تونس به کنترل متفقین درآمد. کشور تونس طی پیمان پاریس که در سال ۱۹۵۶ میلادی امضاء شد، استقلال خود را به دست آورد.
در اواسط قرن نوزدهم ميلادي به تدريج نفوذ قدرتهای استعمارگر اروپايي در تونس بیشتر شد. اروپائیان ابتدا از نظر مالی و تجاری و سپس از نظر سیاسی، نظامی، فرهنگی و دینی در تونس نفوذ کردند. ارتش فرانسه در 24 آوریل 1881 ميلادي تونس را اشغال كرد. هم زمان با موج استقلال خواهي در آفريقا پس از جنگ جهاني دوم، نیروهای ملیگرا و مذهبی، فعاليتهاي خود را جهت استقلال تونس آغاز كردند كه در نهايت بر اساس مقاوله نامهای که در 20 مارس 1956 ميلادي در پاریس به امضا رسید، تونس به عنوان کشوری مستقل اعلام موجوديت نمود.
پنج روز پس از استقلال، انتخابات مجلس ملی مؤسسان برگزار و حزب "دستور جدید" با 9/98% آرا به پیروزی رسید. بر اين اساس، "حبيب بورقبيه" رهبر حزب دستور كه نقش موثري در ساماندهي به فعاليتهاي استقلال طلبانه مردم تونس داشت، به عنوان نخست وزیر نظام سلطنتی، انتخاب شد. به اين ترتيب، اولین حکومت بعد از استقلال در تونس شکل گرفت. با اعلام نظام جمهوری، مجلس ملی، حبیب بورقیبه را به عنوان رئیس جمهوری اعلام کرد. به موازات افزایش قدرت بورقیبه، محبوبیت او نزد مردم افزایش یافت؛ به طوری که به عنوان رهبر و پدر استقلال و قائد اعظم و مجاهد اکبر شهرت یافت. در اول ژوئن 1959ميلادي، قانون اساسی جدیدی برای تونس تدوین گردید که به موجب آن نظام سیاسی بر پایه تفکیک قوا و مساوات در برابر قانون و تضمین آزادی عقیده و آزادی اجتماعات شکل گرفت، اما اين مسئله تنها در حد سخن باقی ماند و هيچگاه عملي نشد.
حزب "جنبش گرایش اسلامی"، كه بعدها به "النهضة" تغيير نام داد، در 6 آوریل 1981 ميلادي توسط شیخ راشد الغنوشي اعلام موجودیت کرد و خواستار کسب مجوز فعالیت سیاسی از دولت شد. لازم به ذكر است كه اين درخواست از سوي وزارت كشور مورد قبول واقع نگرديد و اكثر اعضا و رهبران آن دستگیر شدند. با ادامة مشکلات اقتصادی در كشور قیام معروف به " انقلاب نان" در ژوئیة 1984ميلادي حادث شد كه نتيجه آن افزایش112 درصدیِ بهای مواد غذایی و به خصوص قطع یارانة نان بود.
حبیب بورقیبه اولین رئیس جمهور و حاکم مطلقه این کشور بود كه در زمان او، تونس از نظر اقتصادی و سیاسی متحد نزدیک فرانسه بود و روابط نزديكي نيز با کشورهای غربی، از جمله آمريكا برقرار نمود. حبيب بورقيبه اصلاحات اساسي اجتماعي و اقتصادي را در اين كشور آغاز نمود. او نظام آموزش نوين را در اين كشور بنيان نهاد، آموزش عالي را بسط داد . در زمان او روابط تونس با كشورهاي غربي و دنياي عرب هرچه بيشتر مستحكم تر شد. اما فقدان آزادي هاي سياسي و عدم توازن ميان توسعه اقتصادي و توسعه سياسي باعث شد حكومت وي پس از 31 سال استبداد سياسي و کنترل فعالیت های مذهبی، در سال 1987 به دست زین العابدین بن علی سرنگون شود.
در 7 نوامبر 1987 ميلادي ژنرال "زین العابدین بن علی" به استناد یک گواهی پزشکی، بورقیبه را به علت اختلال روانی و بیماری، فاقد توانایی لازم برای ادامة حکومت دانست. به اين ترتيب بورقیبه از مسند قدرت بركنار گرديد و در آوریل 2000 ميلادي درگذشت. طبق قانون اساسی تونس، بن علی که در اکتبر 1987 ميلادي نخست وزیر تونس شده بود، به عنوان رئیس جمهور، سوگند یاد کرد. حملة دولت بن علی به هواداران النهضة در 1990 و 1991ميلادي، حدود سی هزار زندانی و صدها تبعیدی و کشته برجاي گذاشت.
بن علی نیز كماكان همان سياستهاي حبيب بورقيبه را دنبال كرد و همچنان به اعمال حكومت استبدادي ادامه داد. سرانجام حكومت وي نيز پس از 23 سال دیکتاتوری، خودکامگی و اختناق در شرایطی مشابه، در 14 ژانویه 2011 (24 دی 1389) بواسطه قیام مردمی سرنگون شد و خود او به عربستان سعودی گریخت. با خروج بن علی، جایگاه رئیس جمهور تضعیف و نخست وزیر به عنوان رئیس حکومت، نقش اصلی را در اداره امور کشور به عهده گرفت. پس از پیروزی انقلاب تونس، محمد الغنوشی آخرین نخست وزیر دولت بن علی، تلاش نمود با کنترل اوضاع، خود را در رأس دولت حفظ نماید؛ ولی پافشاری مردم و تحصن آنها در مقابل ساختمان نخست وزیری، منجر به خروج تمامی چهره های دولت بن علی از قدرت گردید. آقایان باجی قائد السبسی، حمادی الجبالی و علی العریض نخست وزیران دولت انقلابی بودند که هر کدام بدلایلی ناچار به ترک عنوان خود شدند.
انقلاب تونس
در تاریخ ۱۴ ژانویه ۲۰۱۱ میلادی، (۲۴ دی ۱۳۸۹ شمسی) و در پی ناآرامیها و اعتراضات گسترده مردم تونس و کشتهشدن صدها نفر از معترضان در حمله نیروهای امنیتی به تظاهرکنندگان ضددولتی که با خودسوزی یک جوان تحصیل کرده در این کشور آغاز شد. در صبحگاه جمعه 14 ژانويه 2011 خبر فرار "بن علي" نه تنها ملت تونس بلكه همه ملتهای مسلمان را خوشحال كرد. بن علی كه فرانسه از ورودش به اين كشور ممانعت كرد به سمت كشورهای خليج فارس حركت كرد تا سرانجام دولت عربستان سعودی پذيرای وی شد. چندی پس از خروج بن علی، "شیخ راشد الغنوشی" که ۲۰ سال در تبعید در خارج از تونس به سر میبرد، به همراه 70 تن از مخالفان رژیم زینالعابدین بنعلی به تونس بازگشت.
در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۰ مجلس موسسان، آقای منصف المرزوقی را به عنوان اولین رئیس جمهور منتخب مردم انتخاب کرد. المرزوقی در زمره شناخته شده ترین مخالفان حکومت بن علی میباشد که در سالهای حکومت بن علی در تبعید به سر میبرد.
موقعیت جغرافیایی
تونس شمالي ترين كشور قاره آفریقا است که در حاشیه دریای مدیترانه واقع شده و با کشورهای الجزایر و لیبی مرز مشترک دارد.
مساحت این کشور ۱۶۳،۶۱۰ کیلومتر مربع بوده و دارای ۹۶۵ کیلومتر مرز مشترک با الجزایر و ۴۵۹ کیلومتر مرز مشترک با لیبی است. همچنین طول سواحل آن در دریای مدیترانه، ۱۱۴۸ کیلومتر است. بلندترین نقطه سرزمین تونس، کوه الشعانبی با ارتفاع ۱۵۴۴ متر میباشد. این کشور در 30 درجه طول و 37 درجه عرض شمالی واقع شده است.
اقلیم و آب و هوا
تونس دارای آب و هوای عمدتاً گرم و خشک در مرکز و جنوب و آب و هوای معتدل و نسبتاً مرطوب در سواحل دریای مدیترانه است. بخش های داخلی آن از بیابانهای سنگلاخی و بخش جنوبی آن نیز پوشیده از شنزار است، اما نواحی شمالی تونس که همجوار با دریای مدیترانه است، نسبتاً حاصلخیز و پوشیده از جنگل است. در شمال غربی تونس کوههایی کم ارتفاع وجود دارند که بلندای هیچیک از ۱۵۴۴ متر فراتر نمیرود. تونس همچنین دارای چند دریاچه فصلی زمستانی است که طی تابستان، خشک و پوشیده از نمک هستند.
صحرا در تونس
شهر تونس (پایتخت) در منطقهی جلگهای شمال شرقی این کشور در انتهای خلیج تونس قرار گرفته و از آب و هوای بسیار معتدل برخوردار است. درجه حرارت این شهر در ژانویه تا 7 درجه بالای صفر تنزل می یابد و در تابستان تا بیش از 30 درجه گرم می شود. این منطقه سالانه از 622 میلی متر باران، بهره مند است.
شهر تونس
جغرافیای انسانی
تونس قریب به 11 میلیون جمعیت دارد. از این تعداد سن 40 درصد از آنها زیر 24 سال است و قریب به 50 درصد نیز بین 25 تا 54 سال سن دارد. بدین ترتیب ملاحظه می شود که تونس دارای جمعیتی جوان است. نرخ رشد جمعیت در تونس کمتر از یک درصد است. بالغ بر 42 درصد از جمعیت کشور بیکار هستند. زبان مردم تونس، عربی است. البته به ترتیب، زبان های فرانسه، انگلیسی و تا حدی ایتالیایی نیز در امور اقتصادی مورد استفاده قرار می گیرد. بررسیهای ژنتیکی نشان میدهد که این مردم از دیدگاه نژادی همگن نیستند و آمیزهای از تیرههای گوناگوناند که در طول تاریخ پر فراز و نشیب این کشور، از آسیا و اروپا به شمال آفریقا کوچ کردهاند. مردمان کرانههای شمالی تونس به سبب مهاجرپذیر بودن این سامان، آمیزهای از بربرها، فنیقیها و کارتاژیها، رومیان و عربها هستند. این در حالی است که مردمان بخشهای مرکزی و جنوبی تونس بیشتر تبار بربر دارند. در تونس اقلیتی بربرزبان نیز میزیَند.
تقسيمات اداری:
تونس دارای 24 استان شامل: آريانه، باجه، بن عروس، بنزرت، قابص، قفسه، جندوبه، قیروان، قصرین، قبلی، كاف، مهديه، منوبه، مدنين، مونستير، نابل، صفاقس، سيدي بوزيد، سيليانه، سوسه، تطاوين، توزر، تونس و زغوان می باشد. سیدی بوزید زادگاه محمد بوعزیزی، جوان خودسوخته ای است که آتش انقلاب های عربی را شعله ور ساخت.
زمامداران تونس پس از انقلاب، اهتمام ویژه ای در جبران عقب ماندگی های استان های محروم این کشور از جمله سیدی بوزید، به عمل آورده اند.
ساحل بوجعفر
شهر هاي مهم
تونس (العاصمه)، صفاقس، سوسه، نابل، مهدیه، باجه، قیروان، قفصه، و بنزرت از جمله مهمترین شهرهای جمهوری تونس هستند.
ساختار دولت:
حكومت تونس جمهوری است و از سال 1987 تا ژانويه 2011 توسط رئيس جمهور زین العابدین بن علی، اداره می شد. تونس همچنین دارای نخست وزیري است كه همراه با رییس جمهور، قوه مجریه را اداره مي-کنند. قوه مقننه این کشور در حال حاضر به مجلس ملی تأسیسی خلاصه می شود. قوه قضایی كشور نيز با نظارت دیوانعالی کشور فعاليت مي نمايد. کشور به 24 فرمانداری تقسیم شده است.
اقتصاد:
امروزه اقتصاد تونس تا حد زیادی بر کشاورزی، معادن، گردشگری و صادرات کالاهای صنعتی استوار است. تونس داراي اقتصادي متنوع و در حال رشد است. صنایع اصلی این کشور شامل صنايع نفت، فرآوري مشتقات فسفات و سنگ آهن، منسوجات، کفش و فرآوري محصولات کشاورزی، ساخت قطعات ماشین آلات صنعتی و تولید انواع نوشیدنی ها مي¬باشد. از آنجا که گردشگری در تونس پیشرفت چشمگیری داشته، بخش خدمات نیز از رونق فراوانی برخوردار شده است.
غروب خورشيد در زبرا
عمده محصولات کشاورزی تونس شامل زیتون و روغن زیتون، غلات، گوجه فرنگی، مرکبات، چغندر قند، خرما، بادام، گوشت گاو و فرآورده های لبنی مي¬گردند. تا سال 2010، نرخ تورم در اين كشور به حدود 5/4 درصد خلاصه می شد؛ ولی از آن پس کنترل موثری بر رشد نرخ تورم صورت نگرفت. طی سه سال گذشته از زمان پیروزی انقلاب تونس، رشد اقتصادی در این کشور با چالش های جدی مواجه بوده و سطح زندگی مردم به حد قابل توجهی، تنزل یافته است.
فرهنگ و آموزش :
با توجه به موقعیت استراتژیک تونس در شمال آفریقا و در کنار دریای مدیترانه، این کشور در طول سه هزار ساله گذشته در معرض رفت و آمد تمدنها و فرهنگهای مختلف قرار گرفته که مهمترین آن عبارتند از قرطاجیها (با پایه گذاری یک زن به نام علیسه)، رومیها، مسلمانها (عربها، خراسانیها وترکها) و اروپاییها (پرتغال، اسپانیا و فرانسه). تونس در سال۱۸۸۱ میلادی تحت حمایت فرانسه قرار گرفت. به گفته خود تونسیها، این تحتالحمایه بودن بالاترین ضرر را به تونس زده است.
دانشآموزان تونسی از آموزش رایگان برخوردارند و تحصیل در دوره دبستان اجباری است. زبان عربی به عنوان زبان نخست و زبان های فرانسوی و انگلیسی به عنوان زبان های دوم و سوم از اول ابتدایی در مدارس آموزش داده میشود.
نخستین مرکز آموزش عالی کشور تونس، دانشگاه تونس میباشد که در سال ۱۹۶۰ میلادی بنیان نهاده شد. از دیگر دانشگاههای مهم تونس میتوان به دانشگاه 9 آوریل، دانشگاه الوسط در شهر منستیر و دانشگاه جنوب در شهر صفاقس اشاره کرد.
بر اساس آخرین آمار، 2/6 درصد از درآمد حاصل از تولید ناخالص داخلی تونس به امر آموزش اختصاص یافته است.
ادیان و مذاهب:
دین رسمی تونس، اسلام و مذهب تونسی ها عمدتاً (سني) مالكي است. در این کشور98% مسلمان، كمتر از يك در صد مسيحي و کمتر از یک درصد یهودی و بقیه معتقدین به ادیان دیگر می باشند.
نخستين خليفه فاطمي «عبيدالله المهدي» نام داشت كه خود را از نسل "محمد بن اسماعيل بن جعفر الصادق(ع)" و از ذريه حضرت فاطمه(س) معرفي كرد. وي در سال 103 با تصرف "اسكندريه" نيت خود را براي فتح مصر آشكار ساخت و سلسله فاطميان را در سال 803 در تونس تشكيل داد كه دامنه آن پس از مدتي به مصر كشانده شد.
در دوران جديد، فرانسه اين كشور را به استعمار كشيد تا سال 1956 كه این کشور به استقلال دست یافت.
بعد از استقلال، سیاست "حذف كامل دین اسلام از نظام دولتی و زندگی مردم تونس" دنبال شد. اين سياست ـ به موازات اقدامات "آتاتورک" و "پهلوي اول" به ترتیب در تركيه و ايران ـ به دست «حبیب بورقیبه» در تونس اجرايي گرديد. اما از سال 1987 كه " زین العابدین بن علي" قدرت را در دست گرفت، دريافت كه سیاست زور برای حذف دین، قابل پیگیری نیست ؛ لذا ميكوشد تا جایی که عوارض نداشته باشد، فعالیت دینی ـ اسلامی را آزاد بگذارد كه نمونه آن توجه جديد به "دانشگاه زیتونه" است كه نماد اسلامی كشور تونس به شمار ميآيد. همچنين راه اندازی رادیو قرآن، توجه به مراکز قرآنی در حد حفظ و قرائت، و نيز تقید شخصي خود او به ظواهر شرع در همین راستا اجرا شد.
سیاست حاكمان تونس در طول تاریخ این بود كه جز مذهب مالکی، مذهب دیگری رواج پیدا نکند؛ لذا مذهب بيشتر مردم تونس "مالکی" است. پیروان مذاهب "تشيع"، "حنفی" و "اباضی" نيز در این کشور زندگي ميكنند.
نتيجه اقدامات لائيك حكومتها در تاريخ اين كشور، اين بوده است كه برخي از مسلمانان ـ عليرغم آنكه بسیار علاقمند به دین و قرآن هستند ـ نگاهشان نسبت به دین، نگاهي سکولار باشد و مثلا "حجاب" را جزء مسلمات دین ندانند و بیحجاب بودن برايشان امری طبيعي جلوه كند. اما اكنون جرياناتي ايجاد شده است كه به دنبال زنده کردن تراث تاريخي است و ميخواهد از لحاظ علمی بداند كه مثلا فاطمیون که بودند و چه کردند و چه دستاوردهايی داشتند.
اكثريت مسلمانان تونس به لحاظ "عقيده" شديدا علاقمند به اهلبيت (ع) بوده و از لحاظ "عمل" نيز پيرو مذهب مالك بن انس ميباشند.
سیستم قانون گذاری
تونس از زمان پیروزی انقلاب در این کشور، دارای یک مجلس تحت عنوان مجلس ملی تأسیسی است. این مجلس که دارای 217 کرسی است وظیفه تدوین قانون اساسی و برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری را بر عهده دارد. قانون اساسی این کشور در تاریخ 26 فوریه 2014 به تصویب رسید. حزب اسلامگرای النهضه حائز اکثریت در این مجلس می باشد.
گردشگری
ویرانه های باستانی رومی، جزیره جربه، شهر باستانی قیروان، استحکامات شهر منستیر، موزه باردو و پارک بلوه در در تونس، محل شهر باستانی کارتاژ و پارک های ملی از جمله اماکن دیدنی تونس است.
گذري بر اماكن تاريخي فرهنگي گردشگري تونس
قيروان
قيروان شهري است در 170 كيلومتري تونس كه در سال 50 هجري مطابق با 670 ميلادي به دست عقبه بن نافع فهري، صحابه پیامبر(ص) و سردار مسلمان تاسيس شد. وي با ساختن مسجدی كه امروز به جامع عقبه بن نافع معروف است، از اين مكان به عنوان دژي جهت گسترش اسلام در شمال آفريقا و اروپا استفاده كرد. مقام ابي زمعه البلوي (صحابي پيامبر)، متحف رقاده و سيستم آبرساني اغالبه از مهمترين اماكن تاريخي اسلامي اين شهر است. حضور سپاه خراساني به همراه عقبه يكي از مهمترين اشتراكات تاريخي ايران و تونس است و كلمه قيروان همان معرب نام كاروان در زبان فارسي است.
نمائي از مسجد جامع قيروان
مهديه
اين شهر در شرق تونس و در 205 كيلومتري تونس پايتخت قرار دارد و اهميت تاريخي اش به دليل شروع حركت فاطميون از آن مي باشد. اين شهر در سال 921 ميلادي توسط عبيد الله المهدي سردمدار حركت فاطميون تاسيس شد ؛ حركتي كه به شروع نخستين حكومت شيعي اسماعيلي در تونس (910 - 973) و پس از آن تاسيس جامعه الازهر مصر منتهي شد. الجامع الكبير، سوق الكحله و برج و قلعه ي اين شهر از مهمترين اماكن ديدني آن است.
جامع الزيتونه
مسجد زيتونه در پايتخت تونس و در منطقه ي قصبه قرار دارد. اين مسجد به دست حسان بن نعمان در سال 79 هجري ساخته و در سال 116 هجري قمري (734 ميلادي ) توسط عبيدالله بن الحباب تكميل شده است. اين مسجد نقش مهمي در گسترش علوم و معارف اسلامي در آفريقا و اروپا داشته است.
سيدي بوسعيد
كلمه ي سيدي در تونس قرین به مفهوم امام زاده در ايران مي باشد. شهر سيدي بوسعيد در 20 کیلومتری شمال تونس العاصمه (پايتخت) قرار دارد و يكي از مناطق زيباي این کشور است. این شهر کوچک میزبان مقبره بوسعید الباجی، از بزرگان تصوف در تونس است که نام اين منطقه نیز از نام ایشان گرفته شده است. منطقه سیدی بو سعید در ارتفاعات مشرف بر دریای مدیترانه قرار گرفته و دارای چشم اندازی بسیار زیبا است و یکی از جاذبه های گردشگری به شمار می رود.
چندی پیش، افراطیون تونس، مقبره این عارف تونسی را به آتش کشیدند که موجبات خشم دولت و ملت تونس را فراهم آوردند. آرامگاه سیدی بو سعید مورد احترام خاص مردم تونس است.
ارتباطات تاريخي ايران و تونس:
ایرانیان یکی از اقوامی بودهاند که نقش عمدهای در شکلگیری تمدن و فرهنگ به ويژه فرهنگ و تمدن اسلامی در تونس داشتهاند و آثار فرهنگ ایرانی در بخشهای گوناگون تمدني و فرهنگي تونس نمود داشته و دارد. با رجوع به كتاب « العلاقات بين تونس و ايران عبر التاريخ » تاليف ايران شناس معاصر تونس، مرحوم عثمان كعاك مي توان به عمق ارتباطات فرهنگي ايران و تونس پي برد. در بسیاری از عنصرهای فرهنگی کشور تونس همچون زبان، معماري، موسيقي، آداب مردمی، خوردنیها، نوشیدنیها و زینتآلات میتوان نمودهاي بسياري را از فرهنگ ایرانی اسلامي به ويژه با صبغه ي خراساني آن جستجو كرد. با حضور گروهی از سپاهیان ایراني اهل خراسان در میان لشگر عقبه بن نافع كه مسجد تاريخي خويش را در سال 51 هجري در شهر قيروان بنا نهاد، آغاز میشود و در زمان ضعف حکومت صنهاجي ها به اوج خود میرسد. در این دوره، امیران ایرانی از دودمان بنو خراسان مدتی بر این شهر تونس حاكم بودند . برخی از فقیهان و اندیشمندان اسلامی تونس مانند امام سحنون نیشابوری ، اسد بن فرات نیشابوری، عبدالله بن فروخ فارسی و خالد بن یزید فارسی، ایرانی تبار بودهاند.
امروزه برخی از خیابانها، بيمارستانها ، مراكز علمي دانشگاهي تونس با نام شهرها، شاعران و فیلسوفان ایرانی چون اصفهان ، شيراز ، تهران، حافظ ، مولوی ، خیام ، ابن سینا، فارابی و رازی نامگذاری شدهاند.
نامه پیامبر (ص) به پادشاهان بزرگ دنیا

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله بر قوم و قبیله خاصى مبعوث نشده بود تا پیامش در حصار و محدوده آن قوم و قبیله محصور بماند، بلكه بر طبق آموزههاى قرآنى (1) ماموریت داشت تا پیام خود را به عموم مردم - فارغ از تمایزات قومى، نژادى و زبانى - ابلاغ نماید. از این رو در سال ششم هجرى، در راستاى رسالت جهانى خویش، با ارسال نامههایى به سران ممالك هم جوار حجاز در آن روزگار، گام مهمى را در سیاست خارجى برداشت. او كه در این زمان دغدغه خاطر چندانى از جانب یهودیان مدینه و شرارتهاى آنها نداشت و نیز به دلیل انعقاد معاهده صلح حدیبیه، از جانب مشركان مكه احساس خطر جدى نمىكرد بر آن شد تا نامههایى را به سران كشورهاى هم جوار ارسال نماید و آنها را به اسلام فراخواند. (2)
نخستین نامهاى كه طبرى در ذیل وقایع سال ششم هجرى به ثبت آن اهتمام نموده، نامهاى است كه از سوى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و توسط دحیة كلبى به هرقل - امپراتور روم شرقى - ارسال گردید . طبرى متن این نامه را چنین آورده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
من محمد بن عبدالله و رسوله الى هرقل عظیم الروم سلام على من اتبع الهدى. اما بعد: فانى ادعوك بدعایة الاسلام، اسلم تسلم و اسلم یؤتك الله اجرك مرتین. فان تولیت فعلیك اثم الاریسین. (3)
به نام خداوند بخشنده مهربان
ازمحمد بنده و فرستاده خدا به هرقل، بزرگ رومیان
كسى كه پیرو راستى گردد گزند نمىبیند. اسلام بیاور تا سالم بمانى و اسلام بیاور تا خدا دوبار تو را پاداش دهد و اگر از پذیرش آن سر باز زدى، گناه رعایا (كشاورزان) بر گردن تو خواهد بود.
دومین نامه مورد توجه طبرى كه به انعكاس آن پرداخته است مكتوب پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله به نجاشى پادشاه حبشه است كه عمر و بن ابى امیه ضمرى مامور ابلاغ آن شده بود. وى متن این نامه را چنین ثبت كرده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
من رسول الله الى النجاشى الاصحم ملك الحبشه .
سلم انت . فانى احمد الیك الله الملك القدوس السلام المومن المهیمن و اشهد ان عیسى بن مریم روح الله و كلمته القاها الى مریم البتول الطیبه الحصینه فحملت بعیسى فخلقه الله من روحه و نفخه كما خلق آدم بیده و نفخه . انى ادعوك الى الله وحده لاشریك له و الموالاة على طاعته و ان تتبعنى و تومن بالذى جاءنى، فانى رسول الله و بعثت الیك ابن عمى جعفر و نفرا معه من المسلمین . فذا جاءك فاقرهم، و دع التجبر. فانى ادعوك و جنودك الى الله، فقد بلغت و نصحت، فاقبلو نصحى . والسلام على من اتبع الهدى . (4)
به نام خداوند بخشنده و مهربان
از محمد پیامبر خدا به نجاشى اصحم پادشاه حبشه.
تو با ما در صلح هستى . من بر خداى ملك قدوس سلام مؤمن مهیمن درود مىگویم و شهادت مىدهم كه عیسى پسر مریم روح خدا و كلمه اوست كه وى را به مریم دوشیزه پاكیزه القا كرد و عیسى را بار گرفت و خدا عیسى را از روح خود آفرید، چنان كه آدم را با دست و دمیدن روح خود در او آفرید. من تو را به خداى یگانه بىشریك و اطاعت از وى دعوت مىكنم كه پیرو من شوى و به خدایى كه مرا فرستاده ایمان بیاورى كه من پیغمبر خدایم و پسر عمویم جعفر و جمعى از مسلمانان را به سوى تو فرستادهام و چون بیایند، آنها را بپذیر و از تكبر بر كنار باش كه من تو را با سپاهت به سوى خدا مىخوانم. من پیام خدا را ابلاغ كردم و اندرز دادم . اندرز مرا بپذیر و درود بر آن كه پیرو هدایت شد.
مكتوب پیامبر به خسرو پرویز پادشاه ایران كه توسط عبدالله بن حذافه سهمى به خسرو رسانده شد، سومین نامهاى است كه طبرى آن را این گونه گزارش كرده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
من محمد رسول الله الى كسرى عظیم الفارس . سلام على من اتبع الهدى و آمن بالله و رسوله و شهد ان لااله الا الله وحده لاشریك له و ان محمد عبده و رسوله. ادعوك بدعاء الله فانى رسول الله الى الناس كافة لانذر من كان حیا و یحق القول على الكافرین. فاسلم تسلم . فان ابیت فان اثم المجوس علیك . (5)
به نام خداوند بخشنده و مهربان
از محمد فرستاده خدا به خسرو، بزرگ پارسیان. درود بر آن كه پیرو هدایت شود و به خدا و پیغمبر وى ایمان آورد و شهادت دهد كه خدایى جز خداى یكتا نیست. من پیامبر خدا به سوى همه كسانم تا زندگان را بیم دهم . اسلام بیاور تا سالم بمانى و اگر دریغ كنى گناه مجوسان به گردن تو است.
******************
پي نوشتها:
1- و ما ارسلناك الا كافة للناس بشیرا و نذیرا ...»؛ سوره سبا، آیه 28.
2- نامههاى پیامبر در مجموعهاى تحت عنوان «مكاتیب الرسول» تالیف على احمدى در سال 1363 به چاپ رسیده ضمن این كه در این زمینه، یك رساله دكترى با عنوان «نامهها و پیمانهاى پیامبر اسلام» اثر دكتر محمد حمید الله نیز وجود دارد كه دو ترجمه فارسى از آن با نامهاى «وثائق» ترجمه دكتر محمود مهدوى دامغانى و «نامهها و پیمانهاى سیاسى حضرت محمد و اسناد صدر اسلام» ترجمه دكتر سید محمد حسینى موجود مىباشد .
3- محمد بن جریر طبرى، تاریخ الرسل و الملوك، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم (بیروت، دارالتراث، 1378 ه) . ذیل وقایع سال ششم هجرى .
4- همان .
5- همان .
منبع:
نشریه تاریخ اسلام، شماره 7
على ناظمیان فرد
سب و لعن در اسلام

الف : سب در اسلام
سب بمعني فحش و حرف زشت و بي ادبي است كه در فقه شيعه و سني نسبت به هر كس چه مسلمان و غير مسلمان حرام است ، در قرآن كريم حتی سب و توهین به بت ها و معبودهاي مشركان را نهي فرمود :
الأنعام : 108 وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُون
پس ممنوع بودن سب وتوهین یک اصل كلي اسلامی است .
ب: لعن در اسلام
لعن در لغت به معنی نفرین است نه توهین اما در اثر نوع استعمال ، لعن به توهین تعبیرمی شود
بر اساس آیات قرآنی لعن در اسلام برای گروه های زیر در دو بخش نه تنها جایز بلکه واجب است.
1-کافران
لعن برای همه کافران وارد نشده و جایز نیست اما برای بعضی از کافران نه تنها جایز بلکه خداوند هم آنها را لعن کرده است.
کافرانی که مستحق لعن هستند به چند دسته تقسیم می شوند :
تعدی کنندگان :
المائدة : 78- لُعِنَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ بَني إِسْرائيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ
کفر علیرغم شناخت ومعرفت :
البقرة : 89 وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرينَ
البقرة : 159 إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ
آلعمران : 86 كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمين( 87) أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعينَ
دروغگویان وتهمت و افترا زنندگان:
آلعمران : 61 فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ
هود : 18 وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أُولئِكَ يُعْرَضُونَ عَلى رَبِّهِمْ وَ يَقُولُ الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذينَ كَذَبُوا عَلى رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمينَ
النور : 7 وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبينَ
النور : 23 إِنَّ الَّذينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ
تحریف کنندگان و طعنه زنندگان :
النساء : 46 مِنَ الَّذينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِي الدِّينِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَليلاً
البقرة : 87 وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ قَفَّيْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ آتَيْنا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَريقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَريقاً تَقْتُلُون
النساء : 52 أُولئِكَ الَّذينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصيراً
ظالمین :
هود : 18 وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أُولئِكَ يُعْرَضُونَ عَلى رَبِّهِمْ وَ يَقُولُ الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذينَ كَذَبُوا عَلى رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمينَ
دراین آیه تعریف دیگری از ظالم نیز ارایه شده است
الأعراف : 44 وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ أَنْ قَدْ وَجَدْنا ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قالُوا نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمينَ
منافقین:
التوبة : 68 وَعَدَ اللَّهُ الْمُنافِقينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْكُفَّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها هِيَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقيمٌ
2- مؤمنین (مسلمانان)
لعن برای مسلمان و مومن جایز نیست مگر مواردی که قرآن و حتی خداوند آنها را لعن کرده است.
قتل نفس عمدي مؤ من :
4 النساء : 93 وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً
منافقین و مشرکین وکسانیکه نسبت به خداوند سوء ظن داشته باشند
الفتح : 6 وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً
عهد شکن ها و قطع کنندگان رابطه با آنها :
الرعد : 25 وَ الَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ميثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ
اذیت کنندگان پیامبر:
الأحزاب : 57 إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهيناً
فساد در زمین و قطع رحم :
محمد: 22 فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُم ( 23) أُولئِكَ الَّذينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ
پس نفس لعن در موارد ذكر شده نه تنها در اسلام ممنوع نیست بلکه خداوند خود از لعن کنندگان هستند.
اما هیچ گروهی ، چه مسلمان و چه کافر را نمی توان بدون دلیل و خارج از چارچوب لعن کرد .
لعن صحابه
همه صحابه پیامبر اكرم (ص) بدون استثناء دارای فضيلتي خاص و ويژه بودند كه تمامي مسلمانان تا قيامت از آن محروم اند ، که آن فضيلت مصاحبت و زيارت رسول الله (ص) است . همه مسلمانان اين فضيلت را براي همه آنها قبول دارند ، اما به دلیل آیات فوق باید قبول کرد که مصاحبت و زيارت پيامبر اكرم (ص) باعث عصمت یک مسلمان و عامل گناه نکردن او نمي شود .
برخي از مسلمان بویژه مردم عامی وغیرعالم همه صحابه را مبرا از معصيت دانسته و در نتیجه همه اعمال خلاف آنها را حمل به اجتهاد می نمايند درحالیکه علمای طراز اول مذاهب مختلف اسلامي چنین اعتقادی ندارند.
مهمترین دلیل اجتهادی نبودن عمل بعضی از صحابه :
اختلافات صحابه در صدر اسلام آنقدر بود که حتی منجر به کشتن نه تنها بعضی از صحابه معمولی بلکه خلفای راشدین نظیر خلیفه دوم ، سوم و چهارم و درگیری هایی در سه جنگ بزرگ بین خلیفه چهارم و ام المومنین (عایشه) و سایرصحابی بزرگ در دوران خلافت علی (ع) شد. تعدادی از علماي برخي از فرق آن درگیری ها را دلیل اجتهاد صحابه می دانند ولی علمای بزرکي نظیر محمد عبده استاد الازهر درشرح نهج البلاغه این اختلافات را دلیلی بر مشکلات صحابه و اشتباه اقدامات آنان در صدر اسلام ذکر می کند چون اجتهاد نمی تواند منجر به عمل حرام نظیر قتل عمد مومن بویژه قتل خلفا شود.
از نظر درجات علم وايمان وعمل صحابه داراي رتبه و درجات گوناگوني مي باشند كه به 5 مورد اشاره مي گردد .
الف – صحابه های معصوم که مصداق آيه تطهير هستند و قطعا" از گناه مبری هستند.
ب – صحابه های مؤمن و مجاهد و شهيدان غزوات که علیرغم شهادت و مجاهدت معصوم نیستند.
ج – صحابه هایی که مرتكب گناه و لغزشهایی شده اندکه حد هم بر آنها جاري شده است .
د-صحابه های که درجنگ علیه خلفا حضور داشته اند که منجر به کشته شدن سایر صحابی بزرگ شده است.
ه – صحابه هایی که منافق بوده اند و قرآن كريم بویژه در آیه 101 سوره توبه به پیامبر اعلان می فرماید .
بعضی از دلایل اختلاف درجات صحابه عبارتند از :
الف – حدیث پیامبر در مورد اعمال غیر قابل انتظار صحابه بعد از ایشان :
قال النبي (ص) : انا فرطكم علي الحوض و سانازع رجالاً فاغلب عليهم فلأقولن
ربّ اصحابي اصحابي فيقال : انك لاتدري ما احدثو بعدك . مسند احمد 2 / 35
پیامبر فرمود: وقتی در کنارحوض عده ای از اصحاب من مشکل دارند , من میگویم :
خدایا اصحاب من , اصحاب من ، گفته می شود: (پیامبر) تو نمی دانی بعد از تو چه کردند.
ب – اجراي حدود و تعزيرات توسط پيامبر اكرم (ص) و خلفاي راشدين بر برخي از صحابه
( كتب الأصابة في تمييز الصحابة ، اسدالغابة في معرفة الصحابة ، ابن عبد البر – الاستيعاب في معرفة الاصحاب ) .
ج – آیه ای که دلیل بر اقدام خلاف بعضی از صحابه است :
ان جائكم فاسق بنبأ فتبينوا ان تصيبوا قوماً بجهالة فتصبحوا علي ما فعلتم نادمين . ... (وليد).
وقتی فاسقی خبری آورد تحقیق کنید و اگر آسیبی از روی جهالت به قومی وارد گردید ازآنچه که کردید پشیمان خواهید شد.
د - صحابه هایی که در نماز پیامبر را تنها گذاشتند
واذا رأوا تجارة او لهواً انفضّوا اليها و تركوك قائما ... . سوره جمعه
ه - و علي الثلاثة الذين خلّفوا حتي ضاقت عليهم الأرض ....
وآن سه نفر که باقی ماندند (ازجنگ) تا آنجا که زمین برآنها تنگ شد.
و- آیه 101 سوره توبه در مورد منافقین بودن برخي از اهل مدینه : من اهل المدينة مردوا علي النفاق لا تعلمهم نحن نعلمهم
در بین مردم اهل مدینه (عده ای) منافق هستند ، پیامبر تو آنها را نمی شناسی ما آنها را می شناسیم .
لعن خلفای راشدین
در كتب رسمي بزرگان شيعه لعن صريح بر اشخاص بویژه خلفا و يا صحابه کرام اصلاً وجود ندارد ؛ هرچند ممکن است لعن در نوشته هاي بعضی از افراطی های غیرعالم وجود داشته باشد .
رهبري فعلی ایران و امام خميني(ره) و مراجع بزرگ معاصر ايران و عراق . (متن استفتاییه ازمراجع و پاسخ آنها). رسماً لعن بر مقدسات اهل سنت را حرام و محكوم و منع كرده اند و هركس مدعي تشيع است حق ندارد به خلفا نه تنها لعن ؛ بلکه حتي اهانت نماید .
عده ای همچون ياسر الحبيب و اللهياري که اكنون در تلويزيون ها يا منابر و با چاپ كتب و غيره لعن بر برخي از خلفاي كرام و يا صحابي را تبلیغ می کنند مزدور اجانب بوده و گناهكار شمرده مي شوند .
اختلاف نظر مذاهب مختلف اسلامي در مورد خلفاي كرام
مفهوم و تصوير ذهني شافعي و مالكي و حنبلي و حنفي و شيعه از هر يك از خلفاي سه گانه دو برداشت متفاوت است که هر دو در ملاكهاي ارزشي مشتركند . اما اختلاف درمشخصات تاريخي عملكرد خلفاء است كه در واقع يك اختلاف تاريخي است نه عقيدتي . همانگونه که شیخ احمد طیب مفتی الازهر در تلويزیون مصر اعلان کرد بحث خلفای بعد از پیامبر بحث عقیدتی نیست و یک بحث تاریخی است .































