Super User

Super User

بسم الله الرحمن الرحيم

اين روزها سؤال مي‌کنند که احکام اسلام بر چه کساني انطباق دارد آيا تمام فِرقي که منتحل به اسلامند از سني و شيعه همه محکوم به اسلام و احکام اسلامند؟

هرکس اقرار به شهادتين (شهادت به توحيد و شهادت به نبوّت خاتم انبياء(ص)) دارد مسلمان است مگر آنها که نسبت به اهل‌بيت پيامبر: دشمني و عداوت داشته و آن را اظهار نمايند. شيعيان اهل‌بيت: مأمورند که با تمام مسلمانان با برادري و اخُوّت و صفا و صميميت رفتار کنند و در نماز جماعت مسلمين شرکت نمايند و در تشييع جنازة آنها و عيادت بيماران آنان و دوستي و مساعدت به آنها اهتمام داشته باشند و در تفرقه و دشمني با مسلمانان پرهيز کنند که اين خواست دشمنان اسلام است.

شيعيان موظّفند مقدسات همة مذاهب را احترام بگذارند و از فتنه دشمنان اسلام و مسلمانان آگاه باشند که دشمنان اسلام از بيداري اسلامي بيمناکند. قال الله تعالي: {وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً...} (آل عمران: 103) اللهم انصر الاسلام واهله واخذل الکفر واهله.

 

تکفير مسلمانان از هر گروه و قتل و غارت اموال آنها حرام و از گناهان کبيره است {مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الأَْرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً}. (مائده: 32)

جامعة روحانيت تهران و مجلس خبرگان رهبري

محمدرضا مهدوي کني

92/2/14

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله تعالي {وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ} قرآن کريم با صراحت نهي مي‌کند از بدگويي و لعن و نفرين به کساني که بيراهه مي‌روند چه آنکه اين کار موجب مي‌شود آنان نسبت به خداوند عالم نادانسته بدگويي کنند. اگر دقت کنيم در اين آيه شريفه يک ملاک کلي بيان شده، کاري که دشمني ديگران را تحريک کند و آنان را به انجام کار خلاف وا دارد نهي شده. بنابراين لعن و نفرين و بدگويي نسبت به کساني که مورد احترام جمعي هستند به‌خصوص اگر آن جمع و آن کسان رنگ و صبغه دين الهي و آسماني داشته باشند کار درستي نيست و اگر اثر مستقيم يا با واسطه اين کار، قتل، کشتار، تخريب و ضايع شدن جان و مال و عرض ديگران شود، روشن است که حرام و خلاف شرع بيّن و در دنيا و آخرت بايد پاسخگو باشد.

حال اين کار، اين بدگويي، اين لعن و نفرين به شکل سخنراني، به شکل شعر و مديحه‌سرايي يا حتي سوگواري و تعزيه‌‌داري يا تئاتر و صحنه‌سازي سينمايي در فضاي حقيقي يا مجازي باشد. ماهيت آن فرق نمي‌کند که سبب و عامل به‌وقوع پيوستن قتل و کشتار و هتک حرمت جان و مال و عرض ديگران شده است.

با توجه به اين مقدمه کلي در دنيايي که هيچ چيز محرمانه نمي‌ماند ماهواره‌ها از بالا نيروهاي امنيتي و جاسوسي از پايين وسائل ارتباط جمعي مدرن و سريع از اينترنت، راديو، تلويزيون، تلفن همراه و ديگر ابزارهاي گزارشي رخدادها را منتشر مي‌کنند لعن و نفرين به سران مذاهب آسماني و به‌‌خصوص انبياي الهي و خلفا و جانشينان آنان و بالاخص برجستگان اسلام و در يک کلام به خلفاي صدر اسلام، همسران و فرزندان پيامبر جايز نيست چه آنکه اثر مستقيم اين کار غير از تفرقه و تشتت و پراکندگي امت اسلامي منشاء درگيري‌هاي گوناگون در نقاط مختلف کشورهاي اسلامي مي‌‌شود و روشن است که حرام است. سنت عملي و رفتار ائمه‌ هدي: به‌خصوص شخص اميرالمؤمنين علي(ع) گواه اين مدعا است.

و به‌طور کلي لعن و نفرين و بدگويي هيچ‌گاه در هيچ زمان و براي بيان هيچ مطلب حقي هرگز کم‌ترين نقش و اثر تبييني نداشته و ندارد.

اين نکته را هم نبايد از نظر دور داشت که کار پژوهش و تحقيق اثبات يک حقيقت توسط علماء، دانشمندان، نخبگان، به شکل فردي يا جمعي در فضاهاي علمي و آموزشي و پژوهشي حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌ها دور از سياست‌گرايي و دسته‌بندي و تعصب انجام شده و مي‌شود که پيشرفت‌هاي علمي در همه رشته‌هاي علوم انساني مسائل ديني و اعتقادي يا ديگر رشته‌هاي علمي و رهين کار اين فضاها دور از دوستي و دشمني‌ها بوده و هست و خواهد بود.

اميد است اقشار مختلف امت اسلامي با شناخت زمان و شرايط دنياي کنوني به اين مسائل با دقت بيشتر توجه نموده، اصولي‌تر و معقول‌ و منطقي‌تر حرکت کنيم تا خداوند ما را حمايت کند. انشاءالله

محمد يزدي

رئيس شوراي عالي جامعه مدرسين حوزه علميه قم

92/2/14

هر کس شهادت به کلمة لا اله الا الله و محمد رسول الله (ص) بدهد، مسلمان است و جان و مال او مصون و محفوظ است، و قتل و تعرض به اموال او جايز نيست و مقاتله و تکفير و ايجاد تفرقه و فتنه بين مسلمانان جايز نيست، و حفظ مقدسات اسلامي لازم است و بايد از تعرض به امور مقدسة مسلمين پرهيز شود، و هتک عرض و اهانت مؤمنين جايز نيست.

محمد حسيني شاهرودي

حضرت آيت‌الله جوادي آملي گفت: ما که در عالم تنها زندگي نمي‌کنيم، ما مشکلات ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي داريم، اين‌ها را بايد عاقلانه حل کنيم، تولي و تبري بايد با مسأله امنيت جمع شود، اين يک کار سياسي و اجتماعي است.

حضرت آيت‌الله عبدالله جوادي آملي پيش از ظهر امروز هفدهم فروردين ماه در درس تفسير خود که در مسجد اعظم برگزار شد، به تفسير آيات ابتدايي سوره مبارکه احزاب پرداخت و گفت: سوره مبارکه احزاب در مدينه نازل شد و عناصر محوري آن مسائل حکومتي و سياسي است، تشريح و تأسيس نظام و ارتش اسلامي و پايگاه اقتصاد اسلامي در سورهاي مدني مطرح است، در سوره مبارکه احزاب از مرجغون نام برده شد، مرجغون کساني هستند که خبرهاي رجفه‌دار، لرزه دار و اراجيف را به جامعه انتقال مي‌دادند، خبري که پايه و اساس ندارد رجفه‌دار است، اين اخبار جامعه را ناآرام مي‌کند، در اين سوره احزاب پنج بار «يا أَيهَا النَّبِي» آمده که نشان از اهميت مسأله است که گاه مسائل نظامي و مسائل خانوادگي است که اين مسائل خانوادگي بعدها مي‌تواند منشأ بسياري از خطرها شود، و الا مسائل خانوادگي در حدي نيست مي‌فرمايد «يا نِسَاءَ النَّبِي لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ» اين نشان مي‌دهد که از اين بيت خطري دامن‌گير جامعه مي‌شود، يا مي‌فرمايد «وَقَرْنَ فِي بُيوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيةِ الْأُولَىٰ» چنانچه جنگ جمل از اين خانه برخاست.

پيامبر حتي يک بار به بت‌ها فحش نداد

وي با اشاره به آيه «يا أَيهَا النَّبِي اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْکَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِين إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِيمًا حَکِيمًا» اظهار داشت: بايد دانست که تأسيس و تشکيل حکومت کار آساني نيست، «يا أَيهَا» ندا براي تنبه و از غفلت درآوردن يا براي تذکر و نشان دادن حساس بودن اين مطلب است، در جريان يا ايها النبي اين نشان از حساس بودن موضوع است، در هيچ جاي قرآن خداوند اسم حضرت را مورد خطاب قرار نمي‌دهد، آن‌جا که اسم حضرت را نظير سوره آل‌عمران يا فتح ياد مي‌کند براي آن است که به مردم بفهماند وجود آن حضرت سمتي به نام رسول الله يا نبي الله دارد، مي‌خواهد بگويد که ايشان سمتي دارد، خداوند آن طور که با ساير انبيا اسم آنان را آورده است با پيامبر(ص) برخورد نکرده است، اين نشان مي‌دهد که ما نيز موظف هستيم با نبي با تجليل و مودبانه سخن بگوييم.

مفسر برجسته قرآن کريم خاطرنشان کرد: خداوند در آيه ابتدايي سوره احزاب به پيامبر(ص) مي‌گويد تقوا داشته باش، تو کار مهمي در پيش داري و اين مطلب با دست‌يابي به قله تقوا محقق مي‌شود، جنگ‌، خون‌ريزي، اسيردادن و کشته شدن اصحاب در پيش داري، عزيزترين بستگانت را در اين راه از دست مي‌دهي و مورد آزار و اذيت قرار مي‌گيري، پيمودن اين راه با تقوا ممکن است، اين پيامبر اگر بخواهد با روش عادي با جامعه برخورد کند کار سختي است، بايد قله تقوا را داشته باشد، وجود مبارک حضرت ابراهيم(ع) و اسماعيل(ع) کعبه را ساختند، بعد از مدتي اين کعبه بتکده شد، همه بت‌ها را در آن‌جا گذاشتند، يک‌بار پيامبر (ص) به اينان بد نگفت و فحش نداد، فرمود از اينان کاري ساخته نيست، شما هم اگر بخواهيد آرام زندگي کنيد و از طرفي تکفيري نداشته باشيد و از اين طرف کشتار بيرحمانه روزانه در ميانمار و بنگلادش و در شرق نداشته باشيد بايد به اين روش عمل کنيد، بايد راه پيامبر را برويد، يک‌بار نشد که پيامبر(ص) به آنان فحش دهد.

کشتار مسلمانان کمتر از موضوع انرژي هسته‌اي نيست

حضرت آيت‌الله جوادي آملي بيان کرد: مقداري که از شما برمي‌آيد در راه صحيح قدم برداريد، خداوند نيز به شما کمک مي‌کند، اگر کسي بخواهد يک حکومت و نظام اسلامي تشکيل دهد، راهکار مشخصي دارد، ادب اجتماعي و مردمي را حفظ کند و با بت‌پرست‌ها از راه برهان و مانند آن پيش مي‌روند، به بت فحش دادن کاري را حل نمي‌کند، سب و لعن کاري را حل نمي‌کند، ما که در عالم تنها زندگي نمي‌کنيم، ما مشکلات ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي داريم، اين‌ها را بايد عاقلانه حل کنيم، تولي و تبري بايد با مسأله امنيت جمع شود، اين يک کار سياسي و اجتماعي است، هم دارالتقريب، کارهاي فقهي را بايد مراجع و علما و اصوليين حل مي‌کنند، اما اصل تولي و تبري از يک سو و برقراري امنيت و حفظ دما مسلمين از سوي ديگر بايد جمع شود، اين موضوع کمتر از جريان انرژي هسته‌اي نيست.

از اين طرف مدام سب و لعن و از آن طرف همواره کشتار، هر روز مي‌شنويد که کشتاري صورت مي‌گيرد، اين امر در نهايت راه حلي دارد، اين راهي دارد يا بايد هر روز براي کشتار در ميانمار، پاکستان، بنگلادش و ميانمار غصه بخوريم، اگر اين دين براي برقراري امنيت آمده است، راه حل دارد، تنها راه حل فقهي و اصولي نيست که حوزه علميه انجام بدهد، اين نياز به راه امنيتي، مذاکره و مانند آن است، ما ناچار يک قدري افسوس مي‌خوريم و گريه [مي‌کنيم] يک ناله کردن و افسوس خوردن و مجلس ترحيم گرفتن کار ما شده است.

وي در پاسخ به سؤالي درباره تفاوت ميان لعن و سب اظهار داشت: لعن در کليات است، خداوند به طور کلي فرمود: «أُولَٰئِکَ عَلَيهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» اين کليات را هم ما قبول داريم، هم ديگران، لعن در کليات است، اما تطبيق در جزييات مسأله دارد، سابقا اين طور بود که اگر ميان دو کشوري جنگ بود اگر وليعهد يک کشوري مي‌مرد، يک هفته آتش‌بس مي‌دادند و بعد هم جنگ را ادامه مي‌دادند، اما اگر وليعهد عربستان مي‌ميرد، برخي مي‌روند در کنار سفارت عربستان آجيل و شيريني پخش مي‌کنند، اين امر نه واجب و نه مستحب و نه معقول و نه منقول است، جلوي اين کارها را مي‌شود گرفت؛ آن وقت انتظار داريم براي حجاج فرش قرمز پهن کنند؛ کارهاي علمي و فقهي حوزه‌هاي علميه سرجاي خود محفوظ است، اما اگر بخواهد اجرايي و جهاني شود همه بايد دست به هم دهند، هم مردم و هم ملت‌ها دست به دست هم دهند، همان کاري که با انرژي هسته‌اي مي‌کنند، تا کي بايد اين دردها را تحمل کرد.

بسم الله الرحمن الرحيم

 

{واعتصموا بحبل الله جميعاً ولا تفرقوا}

 

صدق الله العلي العظيم

و همگي به ريسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسيله وحدت‌]، چنگ زنيد، و پراکنده نشويد!

خداوند سبحانه و تعالي به مسلمانان امر مي کند که به ريسمان الهي چنگ زنند. چه بسا شباهت امت متفرق و پراکنده با کسي که در چاه افتاده، باعث شده است که خداوند به جاي هر واژة ديگري، از واژة ريسمان (حبل) استفاده کند؛ زيرا تنها راه نجات چنين شخصي تمسک به ريسماني است که در چاه انداخته شده است.

در اهميت اين نکته همين بس که قرآن کريم همواره وحدت کلمه و همبستگي را ستوده و به آن امر نموده و تفرقه را نکوهش کرده است. قرآن کريم در نکوهش تفرقه تا بدانجا پيش رفته که در آية شريفة زير آن را در شمار بلاهاي آسماني جاي داده است:

قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْکُمْ عَذَاباً مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ يَلْبِسَکُمْ شِيَعاً وَ يُذِيقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ

بگو: «او قادر است که از بالا يا از زير پاي شما، عذابي بر شما بفرستد؛ يا بصورت دسته‌هاي پراکنده شما را با هم بياميزد؛ و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر يک از شما بوسيله ديگري بچشاند.»

از اين رو همة مسلمانان بايد کتاب خدا را الگوي خود قرار دهند، متحد باشند و از هر کاري که باعث تفرقه مي شود پرهيز کنند. به ويژه در اين برهه از زمان که کفار و قدرت هاي استکباري براي ايجاد تفرقه ميان مسلمانان و ريختن خون آنان به دست يکديگر توطئه مي کنند. آن ها براي دستيابي به اهداف شيطاني خويش در تسلط بر کشورهاي اسلامي و چپاول نعمت هاي خداداي آنان دست به تفرقه افکني مي زنند و با اين کار سعي در ايجاد امنيت براي رژيم اشغالگري دارند. رژيمي که روي سينة فلسطين عزيز و قدس شريف چنبره زده است.

پديدة تکفير پديده اي شوم و ناپسند است؛ زيرا همة مسلمانان خداوند واحد را مي پرستند و به رسالت پيامبر خاتم و روز قيامت ايمان دارند. همانطور که بخاري در صحيح خود دربارة غزوة خيبر مي گويد: همين باور براي مسلمان دانستن آن ها کافي است، هر چند با هيچ يک از مذاهب مسلمانان موافق نباشند. امام اشعري هنگام مرگ، همة شاگردان خويش را گرد آورد و به آن ها گفت: شهادت دهيد که من هيچ يک از اهل قبله (مسلمانان) را تکفير نکرده ام؛ زيرا همة آنان معبود يکتا را مي پرستيدند و همة آنان زير لواي اسلام بودند.

آنچه گفتيم ما را ملزم مي کند که به احساسات و اعتقادات ديگران احترام بگذاريم و با آنان به گونه اي برخورد نکينم که باعث تفرقه شود و تخم دشمني و کينه را پراکنده کند؛ زيرا سيرة گذشتگان صالح ما نيز بر اين پايه استوار بوده و در فضايي آکنده از دوستي و سازش همزيستي داشته اند.

تهمت سبّ صحابه که به ناحق به شيعيان نسبت داده مي شود، تهمتي نا رواست. شيعيان از اين تهمت مبرا هستند. ديدگاه و موضع گيري آنان نسبت به صحابه، الگو گرفته از امام علي بن الحسين (ص) است که با اين تعابير دعا مي کردند:

اللهم وأصحاب محمّد خاصة، الذين أحسنوا الصحبة، والذين أبلوا البلاء الحسن في نصره، وکانفوه، وأسرعوا إلي وفادته، وسابقوا إلي دعوته .

بار الها بر اصحاب برگزيدة محمد درود فرست! آنان که براي پيامبر9 اصحابي نيکو بودند و براي ياري و حمايت از وي تلاش نمودند. کساني که به نيکي از وي استقبال کردند و براي درک وجود او و دريافت رسالتش شتافتند.

و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته.

شهر مقدس قم

حوزه علميه

جعفر سبحاني

19 جمادي الأولي 1434هـ

بسم الله الرحمن الرحيم

 

السلام عليکم و رحمة الله و برکاته

خواهشمنديم ميليون ها مسلمان را در خصوص اين دو موضوع مهم راهنمايي بفرماييد: هر کسي که شهادتين را به زبان جاري کرد و رو به قبله نماز خواند و از يکي از مذاهب هشتگانة (حنفي، شافعي، مالکي، حنبلي، جعفري، زيدي، اباضي و ظاهري) پيروي کرد، مسلمان به شمار مي رود و جان، آبرو و مال وي حرمت دارد؟

باسمه تعالي

هر کس شهادتين را به زبان بياورد و سخني بر خلاف آن از وي صادر نشود، همچنين با اهل بيت (عليهم السلام) دشمني و عداوت نورزد، مسلمان به شمار مي رود.

والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته

يکي ديگر از مؤمنان در بارة موضع شرعي شيعيان در قبال اهل سنت از حضرت آيت الله العظمي سيد علي سيستاني (دام ظله) سؤال کرده است: کميتة استفتاءات دفتر ايشان پاسخ اين سؤال را به شرح زير بيان کرده است:

«اهل سنت، از نظر شيعيان، مسلمان به شمار مي روند و همة احکام اسلامي براي آنان اجرا مي شود. ازدواج با آنان جايز است. از شيعيان ارث مي برند همانطور که شيعيان از آنان ارث مي برد. به جز خوارج و ناصبيان؛ جان، مال و آبروي همة آنان حرمت دارد. اين سخن که شيعيان، اهل بدر، بيعت رضوان، مؤمنان مهاجر و انصار، ائمة مذاهب اسلامي و پيروان آن ها را تکفير مي کنند، کذب محض است».

بسم الله الرحمن الرحيم

با توجه به وجود دلايل قاطع و روشن مبني بر ضرورت وحدت مسلمانان در شرايط کنوني، نظر حضرتعالي در بارة استفاده از نام «امت اسلامي» براي پيروان مذاهب اسلامي مانند فرقه هاي چهارگانة اهل سنت و فرقه‌هايي همچون زيديه، ظاهريه و اباضيه و .... که به اصول دين مبين اسلام ايمان دارند، چيست؟ آيا تکفير فرقه‌هاي فوق الذکر جايز است يا خير؟ حد و مرز تکفير و معيار آن در عصر حاضر چيست؟

از خداوند سبحان براي حضرتعالي توفيق روز افزون در خدمت به اسلام و مسلمين به ويژه جهان تشيع را مسئلت داريم.

پاسخ دفتر مقام معظم رهبري:

کلية فرقه هاي اسلامي، بخشي از امت اسلامي به شمار مي روند و از همة امتيازات اسلامي بر خوردار هستند. تفرقه افکني بين مذاهب اسلامي بر خلاف آموزه هاي قرآن کريم و سنت پيامبر مکرم اسلام (صلي الله عليه و آله وسلم) است. افزون بر اين باعث تضعيف مسلمانان و دادن بهانه به دست دشمنان اسلام مي شود. از اين رو تکفير فرقه هاي اسلامي مذکور به هيچ وجه جايز نيست.

بخش استفتاءات دفتر حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مد ظله العالي)

 

بيانات مقام معظم رهبري حضرت آيه‌ا... العظمي‌خامنه‌اي در جمع مردم استان كردستان در ميدان آزادي سنندج

مورخ 22/2/1388 ه‍ . ش

چند سال قبل از اين، در منطقه‌ي كُردي، يك عالم روشن بين در نماز جمعه سخنراني كرد. گفت: والله آن كساني كه مي‌آيند پيش شيعه، بُغض و كينه‌ي سنّي را در دل او وارد مي‌كنند و مي‌روند پيش سنّي، بُغض و كينه‌ي شيعه را در دل او وارد مي‌كنند؛ اينها نه شيعه هستند، نه‌سنّي؛ نه شيعه را دوست دارند، نه سنّي را دوست دارند؛ با اسلام دشمن‌اند. البته نمي‌دانند؛ خيلي‌هايشان نمي‌فهمند و اين مايه‌ي تأسف است كه چرا نمي‌فهمند.

امروز اين جماعت وهّابي شيعه را كافر مي‌داند؛ سنّي محب اهل بيت‌ را هم كافر مي‌داند؛ سنّيِ پيرو طريقه‌هاي عرفاني و قادري را هم كافر مي‌داند! اين فكر غلط از كجا سرچشمه مي‌گيرد؟ همه‌ي مردم شيعه در سراسر دنيا، مردم سنّيِ شافعي در شمال آفريقا، يا مالكي در كشورهاي آفريقايي مركزي كه اينها محب و دوستدار اهل بيتند؛ كافرند؛ چرا؟ چون به مرقد حسين بن علي در قاهره احترام مي‌گزارند و مسجد رأس الحسين را مورد تقديس قرار مي‌دهند؛ به اين جهت اينها كافرند! شيعه كه كافر است؛ سنّي سقّزي و سنندجي و مريواني هم اگر با طريقه‌ي قادري يا نقشبندي ارتباط داشته باشد، اوهم كافر است! اين فكر، چه فكري است؟ چرا با اين فكر غلط و شوم بين برادران مسلمان اختلاف ايجاد بشود؟ برخي از شيعيان هم از روي ناداني و غفلت، يا گاهي از روي غَرَض براي اينكه ايجاد اختلاف كنند به مقدّسات اهل سنّت اِهانت مي‌كنند، عرض مي‌كنم: رفتار هردو گروه حرام شرعي است و خلاف قانوني است.

بيانات مقام معظم رهبري حضرت آية الله العظمي خامنه اي در ديدار روحانيون و طلاب تشيع و تسنن در كردستان

مورخ 1388/2/23

بعضي از ما به دوستانمان آتش مي‌كنيم خيال مي‌كنيم به طرف دشمن داريم آتش مي‌كنيم! بعضي از ما از اينكه ايجاد اختلاف مذهبي، نقشه و طرح دشمن است براي اينكه ما را مشغول به خودمان كنند. غفلت مي‌كنيم؛ همة همت يك شيعه مي‌شود كوبيدن سني،‌ همة همت يك سني مي‌شود كوبيدن شيعه. خوب، اين خيلي تأسف آور است و دشمن اين را مي‌خواهد.

در قضية حمايت از فلسطين هيچ كشور و هيچ دولتي به گرد جمهوري اسلامي نرسيد. اين را همة دنيا تصديق كردند. جوري شد كه بعضي از كشورهاي عربي از ناراحتي دادشان بلند شد، گفتند ايران دارد براي مقاصد خود اينجا تلاش مي‌كند! البته فلسطيني‌ها به اين حرف‌ها اعتنائي نكردند. از جمله در قضية غزه و در اين جنگ بيست و دو روزه، جمهوري اسلامي در همة سطوحش ؛ از رهبري و رياست جمهوري و مسئولين گوناگون و مردم تظاهرات و پول و كمك و غيره، همه در خدمت برادران فلسطيني مظلوم و مسلمان قرار گرفتند. در بحبوحة اين حرفها، يك وقت ديديم كه ويروسي دارد تكثير مثل مي‌كند؛ دائم مي‌روند پيش بعضي از بزرگان، بعضي از علماء، بعضي از محترمين، كه آقا! شما داريد به كي كمك مي‌كنيد؛ اهل غزه ناصبي‌اند! ناصبي يعني دشمن اهل بيت.

يك عده هم باور كردند! ديديم پيغام آوردند كه آقا، مي‌گويند اين‌ها ناصبي‌اند. گفتيم پناه بر خدا، لعنت خدا بر شيطان رجيم خبيث. در غزه مسجد الامام امير المؤمنين علي بن ابي‌طالب هست، مسجد الامام الحسين هست؛ چطور اين‌ها ناصبي‌اند؟ بله، سني‌اند؛ اما ناصبي نيستند اين جور حرف زدند، اين جور اقدام كردند، اين جور كار كردند. نقطة مقابلش هم هست: يك عده بلند شوند بروند قم، لابلاي كتابهاي شعيه را نگاه كنند، ببينيد آقا! اين كتاب هاي شيعه است. يا يك گويندة نادان، غافل يا مغرضي روي منبر نسبت به مقدسات اهل‌سنت حرف مهمل و بدي بزند؛ اين را نوار كنند، سي دي كنند، بروند اينجا و آنجا پخش كنند، بگويند ببينيد آقا! اين شيعه است. اين را به او بدبين كنند، او را به اين بدبين كنند.

اين معنايش چيست؟ {وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ} يعني وقتي اختلاف پيدا شد، وقتي تفرقه پيدا شد، وقتي نسبت به هم سوء ظن وجود داشت، وقتي يكديگر را خائن دانستيم، طبيعي است كه با هم همكاري نخواهيم كرد. همكاري هم اگر بكنيم، با هم صميمي نخواهيم بود. اين همان چيزي است كه دشمن دنبال اوست. هم عالم شيعه، هم عالم سني، بايد اين را بفهمند؛ اين را درك كنند. بديهي است دو تا مذهب در برخي از اصول، در برخي از فروع با هم اختلاف دارند؛ البته در بسياري هم با هم اتحاد دارند. اما اختلاف به معناي دشمني نيست. فتاواي فقهاي شيعه در مواردي صد و هشتاد درجه با هم اختلاف دارد. فتاواي ائمة اهل سنت در مواردي بسيار با همديگر اختلاف دارد؛ اما لزومي ندارد وقتي اختلاف دارد، انسان به همديگر بدگوئي كنند و فحش بدهند. خيلي خوب، او مذهبش اين است، آن هم مذهبش اين است.

... هيچكس نبايد خيال كند كه اهل بيت پيغمبر مخصوص و متعلق به شيعه‌اند؛ نه، مال همة دنياي اسلام‌ند. چه كسي است كه فاطمة زهرا3 را قبول نداشته باشد؟ چه كسي است كه حسنين(ع) سيّدا شباب اهل الجنه را قبول نداشته باشد؟ چه كسي است كه ائمة بزرگوار شيعه را قبول نداشته باشد؟ حالا يكي او را امام و واجب الاطاعه و مفروض الطاعه مي‌داند، يكي نمي‌داند؛ اما قبولشان دارند. اينها حقايقي است، بايد اينها را فهميد، بايد اينها را نهادينه كرد. بعضي البته اين را نمي‌فهمند، متحرك به تحريك دشمن مي‌شوند. در حالي كه خيال مي‌كنند كه كار درست را انجام مي‌دهند. {قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَْخْسَرِينَ أَعْمالاً * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً}؛ خيال مي‌كنند كار خوب مي‌كنند، غافل از اينكه دارند براي دشمن كار مي‌كنند. اين خصوصيت زمان ماست.

بسم الله الرحمن الرحيم

همانگونه که حضرتعالي مستحضر هستيد، با حلول قرن سوم ميلادي، غرب عزم خود را براي فتنه انگيزي ميان مسلمانان جزم کرده و چهره اي خشن از اسلام و مسلمانان ترسيم مي کند. در اين شرايط حفظ وحدت امت اسلامي بيش از هر زماني ضروري به نظر مي رسد.

با توجه به وجود دلايل قاطع و روشن مبني بر ضرورت وحدت مسلمانان در شرايط کنوني، نظر حضرتعالي در بارة استفاده از نام «امت اسلامي» براي پيروان مذاهب اسلامي مانند فرقه هاي چهارگانة اهل سنت و فرقه‌هايي همچون زيديه، ظاهريه و اباضيه و .... که به اصول دين مبين اسلام ايمان دارند، چيست؟ آيا تکفير فرقه هاي فوق الذکر جايز است يا خير؟ حد و مرز تکفير و معيار آن در عصر حاضر چيست؟

از خداوند سبحان براي حضرتعالي توفيق روز افزون در خدمت به اسلام و مسلمين به ويژه جهان تشيع را مسئلت داريم.

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحيم

همة اين فرقه ها، تا زماني که يکي از اصول و ضروريات دين مبين اسلام را انکار يا خدايي ناکرده به ائمة اطهار: اهانت نکنند، فرقه هايي اسلامي به شمار مي روند.

محمد الفاضل اللنکراني

ما جمعي هستيم ساکن در محلي که اهل‌سنت زندگي مي‌کنند و آنها ما را کافر مي‌دانند و مي‌گويند شيعه کافر است در اين‌صورت آيا ما هم مي‌توانيم با آنها معامله به مثل کنيم و همان‌طوري که آنها ما را کافر مي‌دانند ما هم با آنها معامله کفار کنيم. مستدعي است وظيفه شرعي ما را در مقابل اين حملات بيان کنيد.

امضا: جمعي از مؤمنين

پاسخ حضرت آيت الله العظمي وحيدخراساني بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

هرکس شهادت به وحدانيت خداوند متعال و رسالت خاتم انبيا(ص) بدهد مسلمان است و جان و عرض و مال او مانند جان و عرض و مال کسي که پيرو مذهب جعفري است محترم است و وظيفه شرعي شما آن است که با گوينده شهادتين هر چند شما را کافر بداند به حسن معاشرت رفتار کنيد و اگر آنها به ناحق با شما رفتار کردند شما از صراط مستقيم حق و عدل منحرف نشويد اگر کسي از آنها مريض شد به عيادت او برويد و اگر از دنيا رفت به تشييع جنازه او حاضر شويد و اگر حاجتي به شما داشت حاجت او را برآوريد و به حکم خدا تسليم باشيد که فرمود: {وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى} و به فرمان خداوند متعال عمل کنيد که فرمود: {وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً}.

والسلام عليکم و رحمة الله

بسم الله الرحمن الرحيم

بسياري از مسلمانان و غير مسلمانان از ما در بارة روابط ميان مذاهب اسلامي مي پرسند. از حضرتعالي تقاضا داريم که به اين دو سؤال پاسخ دهيد:

1ـ هر کسي که پيرو يکي از مذاهب اسلامي ـ يعني حنفي، مالکي، شافعي، حنبلي، جعفري، زيدي، اباضي ـ باشد، مسلمان به شمار مي رود؟

 

2ـ حد و مرز تکفير در اسلام چيست؟ آيا جايز است که يکي از مسلمانان، پيروان ديگر مذاهب اسلامي معروف ـ که در سؤال اول ذکر شد ـ يا پيروان مذهب اشعريه يا معتزله را تکفير نمايد؟ آيا تکفير کردن پيروان مسلک صوفيه جايز است؟

باسمه سبحانه

1ـ هر کس به وحدانيت خداوند اقرار کند، به رسالت محمد بن عبد الله (ص) و خاتميت رسالت و نبوت ايشان و معاد ايمان داشته باشد و هيچ يک از امور فوق را انکار نکند و مسلماني خود را ثابت کند، مسلمان به شمار مي رود. وي شامل همة احکام اسلامي مي شود و جان و مال و آبرويش حرمت دارد. بر همة مسلمانان نيز واجب است که از مال و آبروي وي دفاع کنند. و الله الاعلم.

 

2ـ هر کسي که شهادتين را به زبان بياورد ـ يعني شهادت به وحدانيت خداوند و شهادت به نبوت محمد بن عبد الله (ص) و قيامت و هيچ يک از اموري را که مسلماني او را ثابت مي کند، انکار نکند، تکفير وي جايز نيست. از پيامبر (ص) نيز رواياتي مبني بر منع اين کار نقل شده است. کسي که به فتنه هاي مذهبي دامن بزند يا يکي از مذاهبي که به موارد فوق اقرار کرده، تکفير کند، يا جاهل است يا جاهل نماست و يا دشمن اسلام است که براي خدمت به مستکبران کافر با هدف تفرقه افکني و ايجاد شکاف بين مسلمانان نفوذ کرده است. و الله العالم.

بشير النجفي

احادیث