Super User
از چشمه سار صحیفه سجادیه
دعا هنگام صبح و شام
سپاس خداى را كه به نيروى خود شب و روز را آفريد. و به توانائى خويش ميان آن دو تفاوت قرار داد. و براى هر يك حدى محدود و زمانى مشخص نهاد.
هر يك را درون ديگرى فرو برد و برون آرد از يكى بكاهد و به ديگرى بيفزايد و با اين نظم دقيق روزى بندگان و نشو و نماى آنان را تأمين فرمايد.
پس شب را براى بندگان آفريد تا در آن از حركت رنج آور و فعاليت هاى خسته كننده بيارمند، و آن را لباس قرار داد تا مردم در آن آرام گيرند و خواب راحت كنند و اين همه سبب آسايش و توانايى ايشان است و در پى آن به لذت و خوشى مى رسند.
و روز را بينايى بخش قرار داد تا در آن به جستجوى فضل حق خيزند، و به اسباب رزق و روزى او دست يابند، و در زمين او در پى سود ناپايدار دنيا و ادراك نفع دائمى آن جهان به راه افتند. به همه اين امور كار ايشان را به سامان مى آورد و اعمالشان را مى آزمايد و مى نگرد كه به هنگام طاعت و اوقات به جا آوردن واجبات، و موارد احكام او چگونه اند؟ تا بدكاران را به جزاى عملشان و نيكوكاران را به پاداش كردار نيكشان برساند.
بار الها پس تو را سپاس كه پرده سياه شب را به نور صبح شكافتى و ما را از روشنى روز بهره مند ساختى و در راه فراهم آوردن روزى بينا فرمودى و از پيشامدهاى خطرناك بلا و سختي ها نگه داشتى.
شب را به صبح رسانديم و تمام آفريدگان جملگى پاى در ميدان صبح نهادند :
آسمان و زمين و آنچه در اين دو پراكنده اى، ساكن و جنبنده، ايستاده و رونده و هر چه در هوا بالا رفته، و آنچه در زمين پنهان شده، به صبح در آمدند در حالي كه همه در اختيار تو هستيم. و همه در سراپنجه قدرت تو به صبح رسيديم در حالى كه سلطنت و پادشاهى تو ما را فراگرفته و مشيت تو ما را تحت پوشش خود در آورده و به فرمان تو در كارها تصرف مى كنيم و در عرصه تدبير تو رفت و آمد مى كنيم.
به غير آنچه فرمان تو بر آن رفته كارى نتوانيم، و جز آنچه تو بر ما بخشيده اى خيرى به ما نرسيده است. امروز روزى جديد و تازه است و او بر ما گواه آماده اى است ، اگر خوبى كنيم ما را با سپاسگزارى ترك كند و اگر بدى كنيم نكوهش كنان از ما جدا گردد.
بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست و نيكى همراه بودن با اين روز را روزى ما گردان، و ما را از بدى مفارقتش به خاطر ارتكاب گناه يا كسب معصيت كوچك و بزرگ حفظ فرما. و در اين روز بهره ما را از خوبيها سرشار كن، و از زشتيها پيراسته مان ساز و از ابتدا تا پايان آن را براى ما از حمد و شكر و اجر و اندوخته آخرتى و فضل و احسان انباشته كن.
الهى زحمت ما را بر فرشتگان نويسنده اعمال آسان گردان و پرونده كردارمان را از حسنات آكنده ساز و ما را در نزد آن فرشتگان با كردارهاى زشتمان رسوا مكن.
خداوندا در هر ساعت از ساعت هاى روز براى ما بهره اى از مقامات بندگان خاصت و نصيبى از شكرت و گواه صدقى از ملائكهات قرار بده. بار الها بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از پيش رو و پشت سر و از طرف راست و از جانب چپ و از همه طرف حفظ فرما، حفظى كه ما را از نافرمانى تو باز دارد و به طاعتت راهنمايى كند و براى محبت و دوستى تو بكار آيد.
بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست و ما را در اين روز و اين شب و همه روزهامان براى انجام خير، و در وى از شر، و شكر نعمتها، و پيروى سنت ها و دورى از بدعتها و امر به معروف و نهى از منكر، و پاسدارى اسلام، و نكوهش باطل و خوار ساختن آن و يارى حق و گراميداشت آن و راهنمايى گمراه و يارى ناتوان، و پناه دادن به ستمديده موفق بدار.
بارالها بر محمد و آلش درود فرست و امروز را فرخنده ترين روزى قرار بده كه تاكنون يافته ايم و برترين رفيقى كه با او همراه بوده ايم، و بهترين زمانى كه در آن بسر برده ايم.
و ما را خشنودترين كسان از جمله بندگانت كه شب و روز بر ايشان گذشته قرار بده شاكرترين ايشان در مقابل نعمتهايى كه عنايت فرموده اى و پايدارترين ايشان به شريعت هايى كه پديد آورده اى و خويشتن دارترين ايشان از نافرماني هايى كه از آنها بيم داده اى.
بارالها من تو را گواه مى گيرم و تو بس هستى براى گواهى و گواه مى گيرم آسمان و زمينت را و همچنين ملائكه و ديگر آفريدگانت را كه در زمين و آسمان مسكن داده اى در اين روز و اين ساعت و اين شب و اين جايگاه كه من در آن قرار دارم به اينكه گواهى مى دهم خدايى هستى كه جز تو خدايى نيست بر پا دارنده عدل، عادل در حكم، مهربان به بندگان و دارنده سلطنت و پادشاهى و رحيم بر تمام خلق هستى.
و شهادت مى دهم كه محمد بنده و فرستاده و برگزيده تو از ميان آفريدگان تو است آن كه رسالتت را بر عهده اش گذاشتى و او آن را به خوبى به انجام رساند و او را به خير خواهى امتش فرمان دادى پس براى آنان خير خواهى نمود.
بارالها پس بر محمد و آلش درود فرست بيش از آنچه كه بر هر يك از ديگر آفريدگانت درود فرستادهاى و او سوى ما بهترين چيزى را كه به يكى از بندگانت داده اى به او بده، و از جانب ما برترين و گراميترين پاداشى را كه به هر يك از پيامبرانت از جانب امتش داده اى به او عنايت فرما.
زيرا تويى بسيار بخشنده نعمت بزرگ، و بخشاينده گناه سترگ، و تو از هر مهربانى مهربانترى. پس بر محمد و آلش كه پاكيزگان و پاكان و نيكوكاران و سر آمد تمام برگزيدگانند درود فرست.
آشنائی با مسجد زاهر در مالزی
مسجد زاهر در ایالت کداح مالزی و در شهر الورستار پایتخت ایالت کداح است که در ابتدای قرن بیستم ساخته شد و جدا از معماری شاخص خود به محل برگزاری مراسم سالانه مسابقات قرائت قرآن مالزی نیز شهرت یافته است.
مسجد زاهر در سال 1912 در محل جنگجویان ایالت کداح در فضایی به مساحت 11 هزار متر مربع ساخته شد ،معماری این مسجد از مسجد عزیزی در شمال سوماترا الهام گرفته شده است. این مسجد با پنج گنبد اصلی بزرگ به نشانه پنج رکن اصلی اسلام ساخته شده است. گنبد اصلی این مسجد در بخش شمال شرقی ساختمان این مسجد قرار داد.
مسجد زاهر به طور رسمی روز 15 اکتبر سال 1915 توسط سلطان عبدالحمید حلیم شاه بیست و پنجمین سلطان ایالت کداح افتتاح شده است.
شبستان اصلی آن 62 متر در 62 متر مساحت و ایوانی به ارتفاع 4/2 متر دارد. این مسجد از 4 بخش ویژه مؤذن ها برخوردار است و هر بخش آن به واسطه یک گنبد پوشانده شده است.
این مسجد یکی از بزرگترین و قدیمی ترین مساجد مالزی است و سالانه مراسم مسابقات قرائت قرآن مالزی در آن برگزار می شود.
از مسجد زاهر به عنوان یکی از 10 مسجد زیبای جهان نام برده شده است.
بر ساحل بی کران نهج البلاغه
قَالَ [عليه السلام] خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ .
با مردم آن گونه معاشرت كنيد ، كه اگر مْرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد ، با اشتياق سوى شما آيند.
وَ قَالَ [عليه السلام] إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى أَحَدٍ أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ .
چون دنيا به كسى روى آورد ، نيكى هاى ديگران را به او عاريت دهد ، و چون از او روى برگرداند خوبى هاى او را نيز بربايند.
وَ قَالَ [عليه السلام] صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ
سينه خردمند صندوق راز اوست و خوشرويى وسيله دوست يابى
بحرين آتش زير خاكستر
روزنامه القدس العربي چاپ لندن در سرمقالهاي امروز خود نوشت: شدت اعتراضات در بحرين زماني فروكش كرد كه نيروهاي امنيتي مردم را با توسل به زور از ميدان اللؤلؤه بيرون كردند و نيروهاي سپر جزيره نيز به اين كشور آمدند تا از مسئولان آن حمايت كنند.
اين روزنامه نوشت: وعده ها به معترضان هنوز اجرا نشده است بلكه آنچه اتفاق افتاد كاملا برعكس بوده است، زيرا نيروهاي امنيتي از سلطه آهنين خود بر ضد گروههاي مخالف استفاده ميكنند و برخي از آنها را به تروريسم متهم ميكنند.
القدس العربي در ادامه تاكيد كرد: شركت نفت دولتي بحرين 300 كارمند اين شركت را به سبب مشاركت در اعتصاب اخراج كرد. در همين راستا سازمان ديده بان حقوق بشر ديروز در گزارشي از شكنجه يك فعال بحريني در زندان خبر داد. ديده بان حقوق بشر در اين گزارش از دولت بحرين خواست محاكمه شهروندان در دادگاههاي نظامي را متوقف كند و كميته اي بي طرف را براي بررسي شكايتها درباره شكنجه تشكيل دهد.
اين روزنامه در ادامه تصريح كرد: اخراج معترضان و شكنجه آنها چهره بحرين را بعنوان يك كشور آزاد در جهان بويژه در غرب خدشهدار ميكند و سبب مي شود اعتراضات در آينده بار ديگر آغاز شود زيرا قطع روزي مثل قطع گردن است.
بر اساس اين گزارش، اين نخستين بار نيست كه مقامات بحرين دست به اقدام ظالمانه مي زنند؛ آنها بورس تحصيلي دانشجويان بحريني در دانشگاههاي انگليس را به دليل تجمع مقابل سفارت بحرين در لندن براي اعلام همستگي با معترضان قطع كردند.
القدس العربي تاكيد كرد: اخراج كارگران و قطع بورس تحصيلي دانشجويان به سبب موضعگيري سياسي اقدامات انتقامجويانهاي است كه شايسته هيچ دولت متمدني نيست.
اين روزنامه در ادامه با تاكيد بر اينكه اين اقدامات اجحاف آميز با هر بهانهاي كه باشد به ثبات كمك نميكند، نوشت: ثبات شرط اساسي براي اطمينان بخشيدن به سرمايه گذاران و بانكها است و بي ثباتي مي تواند نتايجي كاملا معكوس داشته باشد.
القدس العربي تاكيد كرد: مردم بحرين همه بايد در برابر قانون مساوي باشند و نبايد به سبب نژاد و مذهب بين آنها تبعيض قائل شد.
اين روزنامه عربي نوشت: برقراري آرامش با توسل به زور و اقدامات خشونت آميز امنيتي راه درستي نيست. اين آرامش تحميلي از طريق بازداشت، قطع روزي، دادگاههاي ويژه يا بستن روزنامهها بطور مستقيم يا غيرمستقيم، در بهترين حالت مي تواند يك آرامش موقتي باشد و دوام چنداني ندارد، زيرا آتش زير خاكستر خواهد ماند و براي شعلهور شدن دوباره فقط نياز به يك جرقه دارد.
رفتار چند گانه آمریکا در لیبی
رفتار چند گانه آمریکا در لیبی از زبان جیمز فیلیپس از نظریه پردازان اندیشکده هریتج
جیمز فیلیپس از کارشناسان اندیشکده آمریکایی هریتج درباره نقش آمریکا در لیبی می نویسد :
از آن جا که جنبش عمومی لیبی به عنوان عکسالعملی عجولانه در قبال تحولات سریع در کشور شکل گرفت، فاقد سازماندهی، تخصص فنی، قدرت نظامی و بودجه کافی است ؛ از این رو نمیتواند تسلط معمر قذافی را بر مناطق غربی لیبی با تهدید مواجه کند .
او ادامه می دهد : آمریکا باید دخالت نظامی خود در لیبی را به حداقل برساند و در عین حال از مخالفان دولت به طور غیر مخرب حمایت کند
اگرچه دولت اوباما باید دخالت نظامی خود را در لیبی به حداقل برساند؛ اما لازم است واشنگتن با حمایت از این جنبش آن را به یک مبارزه قدرتمند تبدیل کند؛ مبارزهای به دور از نشانههای تروریسم و وفادار به خواستههای مردم لیبی. دولت آمریکا به قیامکنندگان در لیبی پیشنهاد کمکهای تجهیزات غیرکشنده داده است؛ اما باید علاوه بر این، دسترسی مردم را به اموال مسدود شده حکومت لیبی ممکن سازد و به صادرات نفت این کشور کمک کند. در عین حال واشنگتن باید کمکهای بیشتر را منوط به این کند که این کمکها در اختیار اسلامگرایان افراطی، که بخش کوچکی از ائتلاف ضعیف مخالفان را تشکیل میدهند، قرار نگیرد.ادامه….
اعتراضات بی نظم در لیبی
برخی از اعضای شورای ملی انتقالی که در لیبی تشکیل شده است در غرب شناخته شده هستند؛ اما غرب در مورد برخی دیگر از اعضای این شورا و همچنین در مورد فعالیتهای داخلی آن اطلاعات کمی در دست دارد.
اعتراضات در لیبی، تحت تأثیر قیامی بیمقدمه صورت گرفته و از سازماندهی خوب و منسجمی برخوردار نیست. این جنبش فاقد رهبری قدرتمند است که بتواند موجب حمایت و اتحاد مردم شود و در مقابل قذافی بایستد. تعدادی از افرادی که در شورای ملی انتقالی، که به عنوان گروهی جامع برای رهبری مخالفان تشکیل شده است، حضور دارند در غرب شناخته شده هستند؛ اما تعداد بسیاری از این افراد نیز برای غرب آشنا نیستند و در مورد فعالیتهای درونی این شورا نیز اطلاعات کمی موجود است. این مخالفتها از بودجه و تجربه مدیریتی بیبهره و در تبدیل شدن به یک دولت قدرتمند با مشکل مواجه هستند.
نیروی نظامی مخالفان متشکل از افراد آموزش ندیده است. به علاوه غیاب رهبری، سازماندهی و امکانات در میان این نیروها مشهود است.
نیروهای نظامی مخالفان به طور دستپاچه و توسط شهروندان داوطلب و آموزش ندیده و افراد جداشده از ارتش قذافی تشکیل شده است و تا رسیدن به یک ارتش مؤثر راه زیادی پیش رو دارد. این نیروهای نظامی فاقد یک رهبر مجرب، سازماندهی مؤثر، اسلحههای سنگین، ارتباطات کافی، حمایتهای قابل اعتماد لجستیکی و کنترل و فرماندهی هستند. سازماندهی، مسلح کردن و آموزش این گروه شبهنظامیان شورشی و تبدیل آن به یک نیروی قدرتمند که توانایی بیرون راندن قذافی را داشته باشد ماهها، اگر نگوییم سالها، طول خواهد کشید.
خلیفه حفتر ۶۷ ساله که بعد از ۲۴ سال زندگی در آمریکا ماه پیش به لیبی بازگشت، به عنوان رهبر نیروهای شورشی انتخاب شده است. به نظر میرسد که او درگیر رقابتی شخصی با عبد الفتاح یونس، فرمانده صوری نیروهای شورشی، است که پیشتر فرمانده نیروهای ویژه لیبی و پیش از تغییر موضع علیه قذافی وزیر داخلی او بود. حفتر از واشینگتن درخواست کرده است تا نفربرهای زرهپوش، نفربرهای اکتشافی، راکت و سلاحهای مدرن را برای مردم فراهم کند. دولت اوباما موافقت کرده است تا تجهیزات غیر مخرب را در اختیار مردم قرار دهد؛ اما با فراهم کردن اسلحه مخالفت نموده است.
در حالی که انگلستان، فرانسه و ایتالیا به دنبال فرستادن مشاوران نظامی به لیبی هستند آمریکا از تمایل عربستان و قطر به فراهم آوردن تجهیزات نظامی برای مخالفان خبر میدهد.
دولت انگلیس در تاریخ ۱۹ آوریل اعلام کرد که گروهی از افسرهای نظامی باسابقه را برای مشورت دادن به مخالفان به لیبی خواهد فرستاد؛ اما در عین حال مستقیماً اسلحه در اختیار شورشیان قرار نخواهد داد. فرانسه و ایتالیا نیز مشاوران نظامی به لیبی اعزام خواهند کرد. مقامات آمریکایی از آمادگی عربستان سعودی و قطر برای فراهم کردن اسلحه و حمایتهای دیگر برای شورشیان خبر دادند. بنا بر گزارشهای موجود قطر پیش از این نیز راکتهای ضدتانک دوشپرتاب را در اختیار شورشیان قرار داده و در تاریخ ۱۳ آوریل میزبان نشست گروه بالکان (Contact Group) در مورد لیبی بود؛ این گروه ائتلافی از ۲۱ کشور است که از میان اعضای ناتو، جهان عرب و کشورهای آفریقایی دور هم جمع شده و پیمان بستهاند تا به معترضان در لیبی برای رسیدن به اهداف ضروریشان کمک کنند.
- حمایت محتاطانه آمریکا
* اوباما برای فرستادن مأمور به لیبی و انجام تحقیقات در زمینه وضع وجود به سازمان سیا چراغ سبز نشان داده است.
دولت اوباما در عین تردید با مخالفان در لیبی در ارتباط بوده است؛ اما تا کنون این جنبش را به عنوان دولتی واقعی به رسمیت نشناخته است. هیلاری کلینتن، وزیر امور خارجه، با سران مخالفان دیدار داشته و کریس استیونز، دیپلمات آمریکایی، را به بنغازی فرستاده است تا در مورد رهبری، اهداف، ساختار و ظرفیتهای قیام مردم لیبی اطلاعات بیشتری کسب کند. طبق گزارشهای رسیده، اوباما سندی مخفی را به امضا رسانده است که به سیا (CIA) اجازه میدهد تا مأمورین اطلاعاتی خود را به لیبی بفرستد تا در مورد اعتراضات در این کشور اطلاعات بیشتری را به دست آورند و گزینههایی را به منظور کمک به معترضین پیش روی آمریکا بگذارند.
* اوباما باید مراحل بعد را با احتیاط دنبال کند. برخی از مخالفان دولت لیبی از اعضای گروههایی هستند که برای جنگ با ارتش آمریکا به عراق نیرو فرستادند.
رئیس جمهور باید در برداشتن قدم بعدی محتاط باشد. مسئولین مبارزه با تروریسم در آمریکا و اروپا هشدار دادهاند که برخی از اعضای قیام در لیبی در فعالیتهای گروههای خشونتطلب اسلامگرا دخالت داشتهاند؛ این گروهها نیروهایی را به جنگ با ارتش آمریکا در عراق و افغانستان فرستادهاند؛ البته مدارک کمی مبنی بر تصاحب پستهای مدیریتی توسط این افراد در این قیام وجود دارد. مقامات اطلاعاتی نیز از این که قبیله المغربه در منطقه رأس لانوف ممکن است شامل تعداد زیادی اسلامگرای افراطی باشد اظهار نگرانی کردهاند.
* به گفته دریاسالار جیمز استاوریدیس اطلاعات جاسوسی حاکی از حضور برخی از اعضای احتمالی القاعده و حزبالله در میان مخالفان هستند.
بنا به گزارشها، “القاعده در مغرب اسلامی ” (AQIM)، از فرقههای القاعده که بسیاری از اعضای آن لیبیایی هستند، به یکی از انبارهای اسلحه در جنوب لیبی حمله کرده و تعدادی موشک ضدهوایی دوشپرتاب و اسلحههای دیگر را تصاحب کرده است. دریاسالار جیمز استاوریدیس (James Stavridis)، فرمانده عالیرتبه ناتو، ماه قبل به یکی از کمیتههای کنگره گفت: “ما در اطلاعات جاسوسی رسیده نشانههایی از مبارزان احتمالاً وابسته به القاعده ” و حزبالله را در میان مخالفان مشاهده کردهایم.
یکی از گروههای شبهنظامی اسلامگرا در شهر “درنه ” نقش مهمی را ایفا میکند. اسلامگراهای افراطی زیادی از این شهر به جنگ با نیروهای آمریکایی در عراق اعزام شدهاند. درنه و بنغازی، سنگر مخالفان دولت، در طول سالهای متمادی حمایت از گروه مبارزان اسلامی لیبی را به عهده داشتهاند؛ این گروه، جنبشی اسلامگرا و تندرو است که تحت فشار حکومت لیبی بوده است؛ گروه مبارزان اسلامی لیبی در سال ۲۰۰۷ به طور رسمی به گروه القاعده در مغرب اسلامی (AQIM) پیوست. دست کم یکی از رهبران “تشکیلات درنه ” (Derna Brigade)، از واحدهای نظامی مخالف دولت، از بازداشت شدگان سابق در زندان گوانتانامو بوده است که تصور میشد “از اعضای احتمالی القاعده ” باشد.
دولت آمریکا چه باید بکند
دولت اوباما باید:
- تجهیزات غیر مخرب برای معترضین فراهم کند. نیروهای نظامی معترض از کمبود کنترل و فرماندهی رنج میبرند و این تا حد زیادی به دلیل در اختیار نداشتن یک شبکه ارتباطی قابل اعتماد است. واشینگتن باید تجهیزات ارتباطی مطمئنی را در اختیار معترضین قرار دهد تا قدرت آنان افزایش یابد؛ به علاوه فراهم کردن چکمه، کلاههای آهنی و جیره غذایی نیز لازم است.
- اطلاعات جاسوسی در مورد نیروهای حکومتی در اختیار معترضین قرار دهد. اطلاعاتی در زمینه موقعیت، جابهجایی و نقشههای نیروهای حکومتی که توسط هواپیماهای بدون سرنشین و یا با سرنشین، ماهواره و نقاط تقاطع ارتباطی میتواند برای معترضین بسیار سودمند باشد.
- از لحاظ مالی از مخالفان دولت حمایت کند. آمریکا بیش از ۳۴ میلیون دلار از داراییهای حکومت لیبی را مسدود کرده است. دولت آمریکا باید این داراییها را به مردم لیبی که صاحبان اصلی آنها هستند بازگرداند تا مردم از این اموال به عنوان پشتوانه اقتصادی استفاده کنند.
- به مخالفان دولت جهت صادرات نفت لیبی کمک کند. جنگ و تخریب مناطق شرقی لیبی که در دست مخالفان دولت هستند توسط قذافی به لولههای نفت و دیگر تأسیسات آسیب رسانده است. واشینگتن باید در رأس تلاش بینالمللی به منظور تعمیر زیرساختهای نفتی آسیبدیده قرار بگیرد و به مخالفان کمک کند تا بتوانند در کوتاهترین مدت صادرات نفت از لیبی را از سر بگیرند.
- رهبران سنتی قبایل را از خود راضی کند. قبایل لیبی در بسیج حمایت مردمی در غیاب احزاب مؤثر سیاسی و یا مؤسسات مدنی مهم هستند. رؤسای قبایل میتوانند در تحریک افراد بیشتر به جدایی از قذافی و حمایت از مخالفان دولت نقش مهمی ایفا کنند.
* آمریکا باید در صورتی اقدام به کمکهای بیشتر به لیبی کند که مطمئن باشد این کمکها در اختیار مخالفان دولت قرار میگیرند و نه گروههای تندروی اسلامگرا.
کمکهای بیشتر آمریکا باید منوط به وضعیت جدید در لیبی باشند. آمریکا و متحدانش نباید کمکهایی را، هرچند با هدف درست، انجام دهند که در نهایت موجب تقویت نیروهای اسلامگرا میشوند. بلکه این کشورها باید تلاش کنند تا از مخالفت مردم با دولت حمایت و آن را تقویت نمایند و آن را به جنبشی قابل اعتماد تبدیل کنند که بتواند از مناطق آزاد شده از دست حکومت محافظت و حمایت کند و با تلاشهای تندروهای اسلامگرا، که به دنبال گسترش نفوذ خود و گشودن راه برای ورود نیروهای خارجی به درون لیبی هستند، مقابله نماید.
آیا تشیع مکتبی ایرانی است؟
حضرت آیت الله سبحانی در نوشتاری به این سئوال که " آیا تشیع مکتبی ایرانی است؟ "توجه نموده و با بررسی ابعاد این فرضیه نوشته اند :
بر اساس یافتهها و ادله قطعی تشیع در عصررسول خدا(ص) هستی پذیرفته و بذر آن به وسیله خود پیامبر(ص) افشانده شده است و گروهی در زمان پیامبر(ص) و پس از رحلت وی، به نام شیعه علی(ص) شناخته میشدند و همگی این گروه، از تبار عرب عدنانی یا قحطانی بودند.
*نظر مستشرقان
ولی برخی از مستشرقان، غافل از ریشههای تشیع، آن را زاییده فکر ایرانیان دانسته و میگویند: در جامعه ایرانی شاهان سلطنت میکردند و سلطنت آنان موروثی بود، ایرانیان نیز پس از ورود به اسلام، اصل خود را در مورد اسلام پیاده کرده و علی و فرزندان او را وارث پیامبر دانستند، بر این اساس، هر امامی، وارث امام پیشین بوده و از این طریق اصل وراثت حکومت را محفوظ نگاه داشتند.
*رد نظریه مستشرقان
این اندیشه به قدری نارسا و بیپایه است که اصلا نباید آن را جزو فرضیهها شمرد.
اولا در امتهای گذشته که نبوت بالاترین مقام دینی است، به ظاهر موروثی بود، چنان که قرآن میفرماید:« أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آَتَيْنَا آَلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآَتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا»[1]
یا این که نسبت به پیامبر(ص) و خاندانش بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد میورزند، ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و حکومت عظیمی در اختیار آنان نهادیم.
آنگاه که ابراهیم به مقام امامت رسید، از خدا خواست امامت را در ذریه او نیز قرار دهد، خدا نیز با درخواست او موافقت کرد اما مشروط بر این که در میان فرزندان صالح و عادل او قرار گیرد چنان که میفرماید:
« وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»[2]
«خدا گفت: من تو را پیشوای مردم میسازم ابراهیم عرض کرد : از دودمانم نیز امامانی قرار بده فرمود: عهد و پیمان من به ستمکاران نمیرسد.
اوصیای تمام پیامبران، از همان دودمان بودند و نه غیر آن، حتی در جامعه عرب که بتپرست بودند، آنچنان نبود که با مرگ شیخ قبیله شیرازه قدرت پاشیده شود و فرد بیگانهای جای او را بگیرد، بنابراین موروثی بودن رهبری از ویژگیهای ایرانیان نبود، بلکه این اصل در جوامع دیگر نیز به نوعی حاکم بوده و اگر موروثی بودن حکومت، سبب گرایش ایرانیان به تشیع گردد، باید سبب گرایش دیگر جوامع نیز بشود، زیرا این اصل در چشمانداز تمام مردم آن زمان قرار داشت.
ثانیا، همانطوری که گفته شد، تشیع در مدینه متولد شد و در زمان رسول خدا(ص) پیش رفت و این؛ پیش از آن بود که ایرانیان به اسلام مشرف شوند.
امیرمومنان(ع) آنگاه که به منصب خلافت ظاهری رسید، سه نبرد سنگین با پیمان شکنان و ستمکاران و خوارج داشت و لشکر او را عمدتا عربهای اصیل یمنی و حجازی تشکیل میدادند، تاریخ میگوید: ستون فقرات ارتش علی را گروهی از قریش و گروه دیگری از اوس و خزرج و قبائلی از یمن مانند: «مذحج»،« همدان»، «طی»، «کنده»، «تمیم» و «مضر» تشکیل میدادند، سران و فرماندهان سپاه او همگان عرب اصیل بودند، مانند: عمار یاسر، هاشم مرقال، مالک اشتر، صعصعة بن صوحان و برادر او زید بن صوحان و... امام علی(ع) با همین ارتش عربی، پیمانشکنان ستمکاران و خوارج را سرکوب کرد، هرگز ایرانیان در ارتش علی(ع) حضور چشمگیری نداشتند از این گذشته، تشیع را تنها ایرانیان نپذیرفتهاند، بلکه جمع عظیمی از عرب پذیرای آن شدند.
*شهادت برخی از خاورشناسان بر ضد این اندیشه
اگر خاورشناسی مانند «دوزی» اندیشه ایرانی بودن تشیع را مطرح میکند، ولی در این میان بسیاری از خاورشناسان، تشیع را کاملا عربی دانسته و فرضیه ایرانی بودن را بیپایه دانستهاند، خاورشناس معروف آلمانی به نام «ولهاوزن» میگوید: همه ملت عراق، در عصر معاویه خصوصا اهل کوفه، شیعه بودند، بلکه قبایل و روسای آنها نیز بر این عقیده میزیستند.[3]
خاورشناس دیگری به نام «گولدزیهر» میگوید: یکی از خطاها این است که تشیع را مولود افکار ایرانی بدانیم، این نوع اندیشه بر اساس فهم نادرست از تاریخ رویدادهاست در حالی که حرکتهای علوی همه و همه در سرزمین عربی بوده است.[4]
خاورشناس سومی به نام «آدام متز» مینویسند: هرگز مذهب شیعه عکسالعمل کار ایرانیان در برابر تسلط اسلام بر آنان نبود، زیرا جزیرةالعرب به جز شهرهای بزرگ مانند مکه، صنعا، عمان و هجر و صعده از شیعه موج میزد، و در همان زمان اکثریت ملت ایران را جز مردم قم، اهل تسنن تشکیل میدادند، حتی مردم اصفهان، درباره معاویه راه غلو در پیش گرفتند که برخی از آنان او را «نبی مرسل» میپنداشتند.[5]
این افراد که بیش از «دوزی» درباره تاریخ اسلام دقت کردهاند، اندیشه ایرانی بودن تشیع را به کلی رد کرده و هرگز تشیع را وامدار ایرانیان ندانستهاند، هر چند بعدها ایرانیان نسبت به آن علاقه بیشتری اظهار کردند خوشبختانه دو نویسنده مصری نیز به این حقیقت اعتراف کردهاند که اینک از آنان یاد میکنیم:
احمد امین مصری که رابطه درستی با تشیع ندارد میگوید: پیروی از علی(ع) پیش از ورود ایرانیان به اسلام، آغاز شد، ولی بعدها تشیع به وسیله عناصری ایرانی، رنگ جدیدی به خود گرفت.[6]
سخن نخست احمد امین، سخن پابرجایی است، اما سخن دیگرش کاملا بیاساس است، زیرا تشیع یک معنی بیش ندارد و آن پذیرش نسخه اصیل اسلام و پیروی از تمام تعلیمات حضرت رسول ا کرم(ص) است.
شیخ محمد ابوزهره میگوید: ایرانیان، تشیع را از عرب آموختند و تشیع پدیدهای ایرانی نیست، گروهی از علمای اسلام که پیرو اهلبیت(ع) بودند، از ظلم و ستم امویها و عباسیها به فارس و خراسان هجرت کرده و تشیع در این سرزمینها پیش از سقوط امویها به ویژه پس از پناهنده شدن پیروان زیدبن علی(ع) به ایران منتشر گشت.[7]
چگونه میتوان گفت: تشیع ساخته و پرداخته ایرانیهاست، در حالی که بزرگان اهلسنت در قرون اول هجری برخاسته از ایران هستند مانند بخاری، مسلم، ترمذی، نسائی، ابن ماجه، حاکم نیشابوری و بیهقی. همچنین کسانی که پس از این طبقه آمدهاند.
اصولا روزی که ایرانیان اسلام را پذیرفتند آن را با صبغه تسنن قبول کردند و قرنها بر همان عقیده پا برجا بودند و شیعه را جز جمعیتهای کوچک پراکنده در گوشه و کنار ایران تشکیل نمیداد.
اصولا بذر تشیع در ایران با مهاجرت عربهای اشعری یمنی به قم و کاشان، افشانده شد آن هم در اواخر قرن اول، در حالی که اسلام در سال 17 هجری وارد ایران شد و پس از گذشت سالها جست و گریخته شیعیان در ایران ظهور کردند.
نتیجه این تشیع، در منطقه عربی پا به عرصه نهاده و با همین صبغه اسلامی عرضه شده و هیچ رنگ و بویی جز اسلام نداشت.
*ورّاثی بودن خلافت
در آغاز بحث یادآور شدیم که وراثی بودن، امامت دستاویزی برای برخی از مستشرقان شده که بگویند تشیع رنگ ایرانی دارد، در حالی که خلافت سنی نیز پس از قتل عثمان تا قرن هفتم رنگ ورّاثی داشت و پس از درگذشت معاویه دوم خلافت به المروان رسید و تا سال 132 به صورت وراثی دست به دست میگشت، پس از روی کار آمدن عباسیان نیز خلافت موروثی گشت و تا سال 656 که به وسیله هلاکو منقرض گشت، همچنان با وراثت انتقال مییافت، خلافت عثمانیها نیز از قرن نهم تا انقراض، حالت موروثی داشت.
بنابراین، نباید موروثی بودن امامت، نشانه ایرانی بودن تشیع باشد، اگر شیعیان امامت را در فرزندان علی(ع) منحصر میدانند به خاطر نصوص نبوی بود که در گذشته یادآور شدیم و حالت وراثتی به معنای اصطلاحی نداشت.
گاهی با وجود فرزند بزرگتر، امام منصوص، فرزند کوچکتر بود پس از درگذشت امام صادق(ع) عبدالله افطح فرزند بزرگتر امام صادق(ع) بود، ولی امامت از آن موسیبنجعفر(ع) فرزند کوچکتر او شد.
*بررسی جغرافیایی انسانی ایران پس از اسلام
کسانی که فکر میکنند، تشیع ساخته و پرداخته ایرانیان است، از تاریخ مذهبی ایران تا آغاز قرن دهم نا آگاهند اصولا قبل از روی کار آمدن صفویان (905) جز شهرهای ری و قم و کاشان و سبزوار، نقطه خاصی به نام مرکز تشیع نبود، در حالی که دیگر شهرها همه از تسنن موج میزد، فقط از آغاز قرن دهم، تشیع رواج و گسترش بیشتری یافت، اینک ما جغرافیای انسانی و سیاسی شهرهای ایران را از کتاب «احسن التقاسیم» نگارش مقدسی ذکر میکنیم، مقدسی این کتاب را در سال 375 نوشته است او میگوید.
سرزمین خراسان از آن معتزله و شیعه ولی غلبه از آن اصحاب ابوحنیفه است، الا در نقطه «شاش» که همگی شافعی مذهبند، و اقلیم «رحاب»[8] مذهب درستی دارند، ولی اهل حدیث حنبلی هستند، غالب مردم اربیل حنفی و همچنین مناطق کوهستانی غرب ایران چنین هستند، اما در ری مذاهب مختلفی است و غلبه با حنفیان است و در عین حال چنین هستند، اما در ری مذاهب مختلفی است و غلبه با حنفیان است و در عین حال حنبلیها نیز فراوان هستند قمیها شیعه و مردم «دینور» پیرو سفیان ثوری هستند و در اقلیم خوزستان مذاهب مختلفی هست، بیشتر مردم اهواز و رامهرمز و دورق، حنبلی مذهبند و نیمی از مردم اهواز شیعهاند و در عین حال، حنفی و مالکی فراوان است.
بیشتر مردم سرزمین فارس اصحاب حدیث و پیروان معاویهاند بیشتر مردم کرمان شافعی مذهب و در منطقه سند، اصحاب حدیث نیز فراوان به چشم میخورد، مردم «مُلتان»[9] شیعهاند و در اذان «حی علی خیر العمل» میگویند و جملات اقامه را تکرار میکنند، ولی در روستاهای آن فقهای حنفی فراوانند[10]
*ابن بَطُوطه جهانگرد معروف مینویسد:
پادشاه عراق، خدابنده بود و یک فقیه رافضی به نام « ابن مطهّر» [ علامه حلی ] با او رابطه دوستی پیدا کرد و او اسلام آورد و به دنبال او ارتش مغول نیز اسلام پذیرفتند. این عالم رافضی مذهب، تشیع را در نظر او آراست از این جهت خدابنده، مردم را به پیروی از مذاهب شیعه دعوت کرد. گروهی از شهرها فرمان خدابنده را پذیرفتند، ولی مردم بغداد، در برابر « درب ازج» گرد آمدند و گفتند: « لا سمعاً و لا طاعة» و خطیبی را که پیام شاه را میخواند، تهدید کردند. عین همین برنامه را مردم شیراز و اصفهان انجام دادند[11 ]
قاضی عیاض در پیشگفتار کتاب « ترتیب المدارک» درباره انتشار مذهب مالکی مینویسد:
مذهب امام مالک به خراسان و ماورای عراق از طریق یحیی بن یحیی تمیمی و برخی دیگر راه یافت و سالیان درازی، امامانی به مذهب مالکی در آن جا فتوا میدادند. آنگاه در قزوین و در نقاط کوهستانی ایران مانند همدان و کرمانشاهان نفوذ کرد و در عین حال برخی از این شهرها مذهب ابوحنیفه و شافعی چیرگی داشت.[ 12]
*«بروکلمان» خاورشناس مشهور اروپایی مینویسد:
آنگاه که شاه اسماعیل صفوی بر تبریز دست یافت، این شهر سیصد هزار نفر جمعیت داشت که یک سوم آن را شیعه و دو سوم آن را سنی تشکیل میداد.[13 ]
این کلمات که خلاصه آن را از محققان تاریخ نقل کردیم، حاکی از آن است که مذهب حاکم بر ایرانیان به صورت کلی، تا اواخر قرن دهم، تسنن بوده و از دوران صفویه به بعد، مذهب شیعه گسترش یافت.
*ابن اثیر در «الکامل فیالتاریخ» مینویسد:
سلطان محمود بر خلاف روش پدر، بارگاه حضرت علیبنموسیالرضا(ع) را تعمیر کرد در حالی که پدر او آن را ویران کرده بود و مردم طوس هر کس را که به زیارت آن حضرت میرفت، اذیت میکردند علت این که او راه خلاف پدر را در پیش گرفت، آن بود که امیر مومنان علی(ع) را در خواب دید که به او میگوید: تا کی این جریان به همین حالت، خواهد ماند؟ او در عالم رویا فهمید که مولا از ویرانی بارگاه فرزندش ناراحت است.[14 ]
مامون عباسی تصمیم گرفت کتابی درباره زشتیهای معاویه بنویسد ولی یحییبن اکثم قاضی القضاة، وی را از نوشتن این کتاب، بازداشت و گفت: مردم خراسان، تاب شنیدن این مطالب را در باره خلیفه خود ندارند.[15]
از این بیان نتیجه میگیریم که این فرضیه نیز مانند دو فرضیه پیشین، اساس دوستی نداشته و گرایش ایرانیان به تشیع، قرنها پس از انتشار آن در حجاز و عراق بوده است.
منبع: مکتب اسلام
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - نساء: 56.
[2] - بقره: 124
[3] - الخوارج و الشیعه، ص113.
[4] - العقیدة و الشریعه، ص204.
[5] - الحضارة الاسلامیه، ص102.
[6] - فجرالاسلام، ص176.
[7] - الامام جعفر بن محمدالصادق، ص545.
[8] - ناحیهای است در آذربایجان و این نام رو بهمرفته بر دربند و بیشتر ارمنستان، اطلاق میشود (و اکثر ارمنستان است)(لعتنامه دهخدا، ج25، ص305، به نقل از معجم البلدان).
[9] - شهری میان پنجاب و سند.
[10] - احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، ص119.
[11] - الرحة ابن بطوطه، ص219-220.
[12] - ترتیب المدارک، ج1، ص53.
[13] - تاریخ المذاهب الاسلامیه، ج1، ص140.
[14] - الکامل فیالتاریخ ج5، ص139.
.[15] - المحاسن و المساوی، ج1، ص108
..........................................
مفتي عربستان نسبت به راه انداختن تظاهرات، هشدار داد
روزنامه سعودي اليوم در شماره 21/2/90 خود نوشت: شيخ عبدالعزيز آل الشيخ مفتي كل عربستان ديروز در سخنراني در دانشگاه طيبه در مدينه منوره، به موضوع اطاعت از ولي امر، حكم راهپيمائي و اعتصابات اشاره كرد و گفت: اطاعت از ولي امر منجر به اجتماع كلمه، وحدت صف و ترساندن دشمن مي گردد و بايد به حبل الله تمسك جست كه همانا كتاب خدا و سنت پيامبر است و از تفرقه پرهيز كرد.
وي از تظاهرات، فتن ها، اعتصابات و غيره كه در جامعه هاي ديگر اتفاق افتاده، برحذر داشت و گفت: اينها شر و بلا هستند و در آنها خير و صلاح نيست و منجر به تخريب املاك و انتهاك اعراض مي گردد كه اين چيزها دور از اسلام است.
قابل ذكر است كه اخيراً مردم عربستان در منطقه شرقيه، رياض وجده دست به تظاهرات زده و به سيستم حكومتي اين كشور اعتراض كرده اند. همچنين نمايندگان حقوق بشر در محكوميت برخورد پليس با معترضين در اين شهرها، بيانيه هائي را صادر كردند. هشدار اين شيخ وهابي دومين هشدار وي ظرف دو هفته مي باشد. وي در 6/2/90 از همه خواسته بود كه پيرامون رهبران خود باشند، چرا كه به ادعاي وي ‹رهبران ما تلاش مي كنند خير و رستگاري را به ما برسانند و آنها به نفع و مصلحت ما فعاليت مي كنند›. وي نيز گفته بود: دليل همه فتنه ها، تظاهرات و تشنجاتي كه در كشورها حاصل مي شود، گناهان و معصيت ها و عدم اجراي احكام خداي متعال است و از همه مسلمانان خواست توبه كنند و تقوا داشته باشند و از گناهان دوري و استغفار و پشيماني خود را اعلام كنند.
نگاه انتقادی مجلس شوراي عربستان، نسبت به رياست حرمين شريفين
روزنامه سعودي الجزيره در شماره مورخه 20/2/90 خود نوشت:
تعدادي از اعضاي مجلس اين كشور، ديدگاه هاي خود را در رابطه با گزارش رياست كل امور حرمين شريفين كه در اين مجلس مورد بررسي قرار گرفت، اعلام و حل مشكلات فراروي نمازگزاران و عمره گذاران و زائران را درخواست كردند.
در اين بيانيه، حل مشكل خوابيدن زائران در خانه خدا كه براي نمازگذاران و زائران مشكل ايجاد مي كند و در نظر گرفتن مكان مناسب براي كفش هاي زائران را درخواست كردند.
همچنين از رياست حرمين خواستند، چارت اداري خود را تغيير دهد و مهد كودك دولتي يا غير دولتي در حرمين ايجاد كند تا از ورود كودكان به حرمين شريفين، بويژه در هنگام نماز جماعت و در موسم، جلوگيري شود.
همچنين از رياست حرمين خواستند يك واحد مستقل براي تنظيم حركت زائران و ورود و خروج آنها ايجاد كند و در اين رابطه مي تواند از 520 جايگاه خالي كه در چارت سازماني اين رياست وجود دارد، استفاده كند.
كميته امور اسلامي و قضائي مجلس نيز از رياست حرمين خواست بودجه مخصوص تبليغات و ارشاد را افزايش دهد و از فرصت موسم حج و عمره براي توجيه و ارشاد استفاده بهينه كند و فعاليت خود را در اين زمينه گسترش دهد.
بحرين، استقرار دائمي نيروهاي جزيره العرب در منامه را درخواست كرد
بحرين، استقرار دائمي نيروهاي جزيره العرب در منامه را درخواست كرد
روزنامه هاي بحرين در شماره هاي 20 ارديبهشت خود، نوشتند: پارلمان بحرين در جلسه ديروز خود، پيشنهاد داد كه منامه پايتخت بحرين، مقر نيروهاي جزيره العرب شود.
اعضاي پارلمان در اين باره اعلام كردند، در صورتيكه سيستم شوراي همكاري كشورهاي خليج فارس به شكل يك اتحاد كونفدرالي در آيد و ارتش، نيروهاي امينت و گارد ملي آنها يكي شوند، امنيت و ثبات در بحرين و خليج فارس قوي تر و نيرومندتر خواهد شد.
در اين گزارش از كميته پارلماني كه مامور پاسخ به برنامه هاي دولت مي باشد، موارد ذيل را درخواست كرد:
- تلاش ها در جهت توسعه پليس جامعه ادامه يابد
- فعاليت پليس براي جلوگيري از وقوع جرم قبل از وقوع آن بيشتر شود
- مقابله فعالتر پليس با مواد مخدر، دزدي و مسائل اخلاقي
- افرادي كه وارد نيروهاي پليس مي شوند، ارزيابي بيشتري شوند و فقط افرادي كه به ميهن علاقمندند و براي خدمت به كشور اخلاص دارند و به رهبري آن وفادارند، گزينش شوند.
لازم به يادآوري است كه از زمان آغاز مخالفت مردم بحرين با حكومت فعلي اين كشور و ناتواني دولت آل خليفه براي پايان دادن به اين مخالفت ها، نيروهاي سعودي موسوم به ‹جزيره العرب› وارد اين كشور شدند و به شدت با مردم مظلوم اين كشور برخورد كردند. اين نيروها كه معروف به وفاداري خود به آل سعود و وهابيت مي باشند، دست به تخريب مساجد و حسينيه ها و سوزاندن قرآن ها زدند و اگر دخالت اين نيروها در بحرين نبود، دولت ضعيف منامه، حتماً سقوط مي كرد.البته تحليلگران اذعان دارند كه ورود اين نيروها به بحرين با دستور امريكا كه پايگاه پنجم خود را در اين كشور مستقر كرده، انجام شده است.
سجده بر خاک
من يك خانم ایرانی هستم که در سال 89 برای اولین بار به حج مشرف شدم ؛ در این سفر حس عجیبی داشتم و دوست داشتم با دیگر مسلمانان صحبت کنم و از فهم و نگاه اونها به مسائل مختلف آگاه بشم ؛ اتفاقا یک روز در حرم پیامبر ( ص ) با یک خانم ( بنام ام حسام )که بعدا متوجه شدم از مصر به زیارت اومده آشنا شدم ، ما باهم خیلی صحبت کردیم ؛ ام حسام بیشتر از من سئوال می کرد چون زن کنجکاوی بود ؛ او با کمی رودربایستی از من سئوال کرد " چرا شما بر روی چیز مخصوصی سجده می کنید ؟ : البته اون اسمش را نمیدونست ولی منظورش این بود که چرا شیعیان بر مهر سجده می کنند .
به او جواب دادم : این چیز مخصوص که بدان اشاره می کنی کمی خاک است که در سجده پیشانی بر آن می گذاریم زیرا پيامبر اکرم ( ص ) فرمودند: جعلت لی الارض مسجدا و طهورا خاك براي من سجدگاه قرار داده شده است و ما شيعيان چون از ايشان پيروي مي كنيم سجده بر خاک را ترجیح مي دهیم. او تعجب كرد و اظهار داشت که برخی از افراد این رفتار شیعیان را گواهی بر شرک آنها قلمداد می نمایند که معلوم می شود در این زمینه برایشان سوء تفاهم پیش آمده است .
وی سپس از من پرسيد: من از بعضي از شيعيان در تلويزيون و سايت ها شنيدم كه به عايشه بي احترامي مي كنند. در پاسخ به او گفتم : ما شيعيان معتقديم كه عايشه همسر پيامبر (ص) است و احترام به همسران پیامبر ( ص ) را واجب مي دانیم و مراجع بزرگ ما بر عكس اين چيز كه شما مي گوئيد، قائل هستند. امام خميني و آيت اله خامنه اي هميشه توصيه مي كنند كه با برادران اهل سنت نماز جماعت بخوانيم و به همسران پيامبر احترام كنيم.































