Super User
وخامت حال ولیعهد عربستان سعودی
منابع آگاه از کاخ پادشاهی عربستان سعودی فاش کردند،حال شاهزاده «سلطان بن عبدالعزیز آل سعود»، ولیعهد عربستان سعودی وخیم شده است.
این منابع در ادامه افزودند: وی چند روزی است، به هیچ وجه صدایی را نمی شنود وکسی را نمی شناسد.
این خبر در حالی توسط برخی پایگاه های خبری منتشر شده که حال «ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود»، پادشاه سعودی نیز تا چند هفته پیش وخیم اعلام شده بود و اکنون نیز زیر نظر یک تیم پزشکی ویژه است و گفته می شود، به دنبال تنش های اخیر در منطقه، وضعیت جسمی مطلوبی ندارد.
این منابع آگاه مدعی شده اند که «ملک عبدالله» به دنبال اظهارات دخترش، مبنی بر حمایت از جنبش زنان عربستانی برای دستیابی به حقوق بیشتر، به شدت از دست وی ناراحت و به همین دلیل بیماری وی تشدید شده است. ناراحتی «عبدالله» از سخنان دخترش از این است که احتمال می دهد، چنین موضع گیری هایی به دیگر جوانان خاندان «آل سعود» نیز سرایت کرده و سبب تشدید اختلاف در میان خاندان «آل سعود» شود.
خبر وخیم شدن حال ولیعهد، در حالی است که خبر مرگ شاهزاده «صيتة بنت عبدالعزيز بن عبدالرحمن آل سعود» 83 ساله، خواهر پادشاه و ولیعهد سعودی نیز چهار روز پیش در خبرگزاری رسمی عربستان سعودی منتشر شد.
در همین حال، کارشناسان مسائل سیاسی و اقتصادی پیش بینی کرده اند، در صورت مرگ ولیعهد و پادشاه سعودی، حکومت سعودی ها در عربستان با خطر جدی روبه رو شده و افزون بر بروز اعتراضات گسترده مردمی، در درون این خاندان بر سر جانشینی «عبدالله» نیز نزاعی خونین در خواهد گرفت.
همچنین این مسأله، نه تنها بر روند و وضعیت اقتصادی این کشور که اقتصاد جهان را نیز تحت تأثیر خود قرار خواهد داد.
فشار به اسرائيل جهت مذاكرات صلح
اسرائیل، تحت فشار آمریکا و اروپا برای ازسرگیری مذاکرات صلح
روزنامه لسآنجلس تایمز ضمن اشاره به فشار فراوان آمریکا و اتحادیه اروپا بر بنیامین نتانیاهو برای ازسرگیری گفتوگو با فلسطینیها از هشدار آنها در مورد به رسمیت شناخته شدن کشور مستقل فلسطین توسط کوآرتت خبر داده است. به گزارش این روزنامه، به نخست وزیر اسرائیل «هشدار داده شده» است که در غیر این صورت ممکن است کوآرتت، کمیسیون چهارجانبه حامی صلح خاورمیانه، «بهزودی» کشور مستقل فلسطین را به رسمیت بشناسد.
روزنامه آمریکایی لسآنجلس تایمز روز سهشنبه نوشته است که اعضای چهارجانبه کوآرتت، شامل آمریکا، روسیه، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد، اگر به این نتیجه برسند که نخست وزیر اسرائیل نمیخواهد مبتکر برنامه تازهای برای صلح باشد، «کوآرتت خود برنامهای را به اسرائیل تحمیل خواهد کرد».لسآنجلس تایمز نوشته است که لغو نشست کمیته چهارجانبه صلح خاورمیانه در اروپا که قرار بود هفته گذشته برگزار شود دادن فرصتی دیگر به نتانیاهو برای ارائه راهکاری جدید در راه صلح بوده است.ادامه…
قرار بود اعضای کوآرتت در برلین آن چه را که «راهکار سیاسی تازه» اتحادیه اروپا در راه صلح اسرائیلی- فلسطینی نامیده شده بود بررسی کنند، اما آمریکا که از این امر ناخشنود بود موجب تعویق نشست شد. لسآنجلس تایمز به نقل از «یک دیپلمات غربی» که مامور خدمت در اسرائیل است و نام او را نبرده نوشته است که «اسرائیلیها زیر فشار معینی نظر خود را تغییر میدهند، هرچند که همیشه انتظار دارند آمریکا اقدام لازم را انجام دهد».هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا، هفته گذشته به طور تلویحی گفت که آمریکا «نمیتواند شاهد خاموش ناکامی تلاشها در راه صلح باشد و احتمال دارد که دخالت کرده و سازشهایی را به طرفین تحمیل کند».خانم کلینتون گفته بود: «منافع و ارزشهای اساسی آمریکاییها تغییری نکرده، ارزشهایی که ازسرگیری تلاش برای صلح جامع عربی- اسرائیلی را نیز شامل میشود.»خانم کلینتون تاکید کرده بود که «راه حل دو کشور- دوملت راه را برای تحقق آرمانهای دو ملت اسرائیلی و فلسطینی هموار خواهد کرد».محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی، نیز در روزهای گذشته در چند مصاحبه گفته است که بهزودی دولت جدید فلسطینی معرفی خواهد شد. او در توصیف این دولت تاکید کرده است که «شاید این نخستین دولت کشور مستقل فلسطین باشد».آقای عباس که در چارچوب سفری به کشورهای اروپایی و عربی روز سهشنبه در تونس خواهد بود تا با حاکمیت جدید تونس دیدار کند، تاکید کرده است که «اطمینان کامل دارد که باراک اوباما قول خود را برای رسیدن کشور فلسطین به استقلال تا ماه سپتامبر (شهریور) عملی خواهد کرد».ابومازن همچنین تاکید کرده است که کمیته چهارجانبه صلح خاورمیانه نیز همین تاریخ را برای استقلال کشور فلسطین تعیین کرده است.باراک اوباما شامگاه دوشنبه به مناسبت عید پسح، جشن فطیر یا عید بهار و آزادی یهودیان، شخصا به بنیامین نتانیاهو در اورشلیم تلفن کرده و ضمن شادباش عید، حمایت آمریکا را از امنیت اسرائیل تکرار کرده و گفته بود که کنگره آمریکا نیز جمعه گذشته ۲۰۵ میلیون دلار دیگر برای کمک به سیستم دفاع راکتی «گنبد آهنین» اسرائیل تصویب کرده است. قرار است نخست وزیر اسرائیل ماه مه در سفری به آمریکا، برنامههای سیاسی خود را در کنگره آمریکا تشریح ارائه کند. آخرین دور از دیدارهای نخست وزیر اسرائیل با رهبر تشکیلات فلسطینی، سپتامبر گذشته، در پی تلاشهای پیگیرانه باراک اوباما صورت گرفت، اما پس از سه دور دیدار در واشینگتن (دوم سپتامبر)، اورشلیم (پانزدهم سپتامبر) و شرمالشیخ مصر (شانزدهم سپتامبر) کوششهای صلح نیز تاکنون به اغما رفته است.فلسطینیها از آن زمان تاکنون با از سرگیری ساختوسازهای اسرائیلیها در شرق بیتالمقدس (اورشلیم) و کرانه باختری به شدت مخالف بوده و بازگشت به میز مذاکرات را به قطع کامل خانهسازی یهودیان مشروط کردهاند.به گفته کارشناسان بینالمللی، تلاطم سیاسی عمیق در خاورمیانه بهویژه تغییر حاکمیت مصر نیز در اغمای تلاشهای صلح اسرائیلی- عربی نقش داشته است.از سوی دیگر، تشکیلات فلسطینی با نومیدی از تجدید مذاکرات صلح، راهکارهای موفق دیگری را در ماههای اخیر برای کسب استقلال کشور آرمانی خود عملی کرده است.دهها کشور، عمدتا در حوزه آمریکای لاتین، بنا به درخواست محمود عباس، پیشاپیش کشور مستقل فلسطین را «در مرزهای سال ۱۹۶۷ با پایتختی شرق بیتالمقدس» به رسمیت شناختهاند.در همین حال چندین کشور در اروپای غربی نیز سطح نمایندگی سیاسی فلسطینیها را به «سفارت» ارتقا دادهاند و این احتمال جدی مطرح است که نه تنها این کشورها بهزودی با پیروی از کشورهای آمریکای لاتین کشور مستقل فلسطین را به رسمیت بشناسند، بلکه دهها کشور دیگر در آسیا و آفریقا نیز گامی مشابه بردارند.دولت اسرائیل از موفقیت فلسطینیها در پیشبرد هدف خود در جامعه جهانی عمیقا ناخشنود است.
مساجد مهم استانبول
استانبول بعنوان يكي از شهرهاي بزرگ جهان اسلام ، مساجد و مراكز متعدد ديني را در خود جاي داده است و منظره زيباي مساجد با چراغ هاي سبز رنگ بهنگام غروب آفتاب و در تاريكي شب ديدني تر است مشهورترین مساجد اين شهر را می توان مسجد سلطان احمد ، مسجد سلیمانیه ، مسجد رستم پاشا ، مسجد فاتح، مسجد جدید( ینی جامی) ، مسجد سوکولو و محمد پاشا و مسجد مهر شاه سلطان برشمرد .
مسجد ایوب سلطان :
اولین مسجد ساخته شده پس از فتح استانبول می باشد . در سال 1458 از سوی سلطان محمد فاتح همراه با مقبره ساخته شده است . مسجد فعلی نیز در سال 1800 بغیر از مناره های مسجد قبلی ، تا پایه های آن تخریب و با نظارت حسین افندی مجددا" بنا شده است .
مقبره ایوب سلطان :
در این مقبره که در سال 1458 ساخته شده حضرت ایوب ( خالد بن رزید) که با عزیمت به مکه به دین اسلام مشرف شد و سپس علمدار حضرت محمد شد مدفون است . ایوب ، در زمان هفتمین محاصره استانبول توسط اعراب ، در لشکر تحت فرماندهی ابوصفیان از خاندان اموی جنگیده و شهید شده است . مقبره ایوب ، بغیر از دیوارها ، پس از فتح استانبول توسط سلطان محمد فاتح ، از سوی استاد وی اک شمس الدین پیدا شده است . فاتح به روی این گور ، ابتدا مقبره و سپس مسجد بنا نموده است .
مسجد فاتح :
این مسجد از سوی سلطان محمد فاتح بروی کلیسای حواریون که پیش از فتح استانبول به خرابه ای تبدیل شده بود ساخته شده است. این مسجد همراه با وقف های ادیان مختلف یک مجموعه بسیار بزرگی را تشکیل می دهد . بنای این مجموعه که توسط معمار سینان الدین یوسف ساخته شده در بین سالهای 1470-1462 به پایان رسیده است . معماری این مجموعه معماری خاص ترک بوده و از معماری بیزانس تاثیر پذیری نداشته است.
مسجد بایزید :
این مسجد در میدانی به همین نام واقع شده است . این مسجد و مجموعه آن شامل مدرسه ، مکتب خانه ، عمارت ، کاروانسرای و حمام ، از سوی فرزند فاتح بنام بایزید دوم در بین سالهای 1506-1501 بنا شده است. این مسجد دارای 2 مناره گلدسته دار به فاصله 87 متر از یکدیگر قرار دارد . نقشه این مسجد مشابه ایا صوفیه است . ولی از لحاظ تفاوت در سیستم پرستشگاهی ، دارای ویژگیهای خاصی است.
مسجد سلیمانیه و مجموعه آن :
مسجد سلیمانیه و مجموعه آن که شاهکار معمار سینان است یکی از زیباترین و بهترین نمونه های معماری اسلامی است . مجموعه از نظر شهرسازی ، تکنیک ، استقامت و پایداری یک موفقیت بی نظیر است . 6 مدرسه ، طبق خانه ، عمارت ، کاروانسرای ، بیمارستان ، حمام ، مکتب خانه ، حجره و دکانها ، و مقبره سلطان خرم و سلطان قانونی ، مجموعه سلیمانیه را به مجموعه فرهنگی اجتماعی بزرگی تبدیل کرده است که پس از مجموعه فاتح ، در نوع خود بزرگترین است . این مجموعه در بین سالهای 1557-1550 به دستور سلطان قانونی و توسط معمار سینان ساخته شده است . با ساختمانهای طبقه طبقه ای که به روی تپه ساخته شده یک مجموعه جالب توجه با نظمی خاص است . در چهار گوشه این مجموعه چهار مناره ساده ولی ظریف بنا شده است که دو تای آن دارای 2 گلدسته و 2 مناره دیگری دارای 3 گلدسته می باشد. این 10 گلدسته نشانه آن است که سلطان قانونی دهمین سلطان عثمانی است.
در نقشه مسجد که کاملا" ارگانیک است هیچ گوشه ای قربانی زیبایی گوشه دیگری نشده است . این عبادتگاه که مطابق با سلیقه و سنت های فرهنگی دوران خود ساخته شده بدون تاثیر گذاری فنی و افراط در معماری ، با ظرافت خاصی تزیین یافته است . علیرغم اینکه در اوج دوران هنر چینی سازی ساخته شده است لیکن فقط دیوار محراب آن با چینی پوشیده شده است . همچنین اکوستیک بسیار حساس مسجد را نیز نباید فراموش نمود . در مقابل محراب مسجد ، مقبره سلطان قانونی قرار دارد . در سمت چپ این مقبره نیز مقبره سلطان خرم با چینی های بسیار زیبا و رنگهای متنوع و در گوشه سمت چپ آن نیز مقبره بسیار ساده معمار سینان خالق آثار معماری بی نظیر قرار دارد . در شبستان ، مسجد سلیمانیه واقع شده است . معمار سینان ( وفات 1588) این مقبره ساده و زیبای جالب توجه را خود ساخته است . این مقبره ، ظرافت و سادگی ناشی از ذکاوت این استاد بزرگ را به نمایش میگذارد.
مسجد سلیمان سلیم :
در منطقه ادیرنه کاپی و در ناحیه سلطان سلیم می باشد . این مسجد در سال 1522 و در دوران سلطان سلیمان قانونی به پایان رسیده است . در نوشته مدخل ورودی آن ساخت این مسجد به دستور سلطان سلیم اول درج گردیده است . بعضی روایات حاکی از آن است که از سوی پسر و به یادبود پدر ساخته شده است . معماری آن بسیار ساده است . سقف محفل حکمران داخل ساختمان با تزئینات بسیار جالب توجه پوشیده شده است . در سمت محراب مسجد ، مقبره یاووز سلیم با درب و شیشه های صدفی هشت ضلعی و کتیبه های نفیس چینی کاری و همچنین در مدخل ورودی و نزدیک به آن مقبره شاهزادگان و دختران سلطان سلیم قانونی و در پشت آنها نیز مقبره سلیم عبدالمجید قرار دارد .
مسجد هاسکی :
معمار این مسجد که به نام خرم سلطان همسر سلطان سلیمان قانونی در سال 1538 بنا شده است معمار سینان است .مدرسه ، دارالشفقه ( بیمارستان ) ، عمارت و سبیلهای اطراف آن در سال 1612 و در دوران احمد اول توسعه یافته است .
ینی جامی ( مسجد جدید) :
در منطقه امین اونو می باشد. ساختمان این مسجد که در سال 1597 از سوی صفیه سلطان مادر محمد سوم آغاز شده بود وقتی به اندازه پنجره ها ساخته شد ، پادشاه و مادرش وفات یافتند . ساختمان نیمه کاره در سال 1663 با همت توران سلطان مادر محمد چهارم به پایان رسید. تزئینات چینی کاری و طرز معماری محفل حکمران از نظر حجاری بسیار زیباست . در نمای بیرونی نیز ترتیب گنبدهای کوچک و بزرگ بسیار جالب توجه است .
مسجد شاهزاده :
در منطقه سراج خانه و در مقابل ساختمان شهرداری است . قانونی از معمار سینان می خواهد که به یاد فرزندش محمد که در سال 1543 فوت نموده بود یک مسجد بسازد . ساخت این مسجد که در سال 1544 آغاز گردیده بود در سال 1548 به پایان رسیده است . این مسجد که در مرکز شهر واقع شده، در بین مدرسه ها مقبره ها و عمارت ها ساخته شده است . دو مناره آن از نظر معماری بی نظیر است بسیار جلب توجه می نماید. این ساختمان که از نظر ابعادی و خطوط زیبا با سایر مساجد متفاوت است اولین اثر مهم معمار سینان است . در اطراف آن مقبره های بسیاری وجود دارد .
مسجد نور عثمانیه :
این مسجد در بازار سرپوشیده و در ناحیه نور عثمانیه قرار دارد . ساخت این مسجد در سال 1748 به دستور محمود اول آغاز و با وفات وی در دوران عثمان سوم در سال 1755 به پایان رسیده است . کتیبه هایی که از نظر هنری دارای ارزش فراوان است . از آثار خطاطان مشهور آن دوران اغری کاپیلی راسم و احمد مومجی زاده می باشد.
مسجد رستم پاشا :
این مسجد در سال 1561 به دستور رستم پاشا صدر اعظم قانونی و توسط معمار سینان ساخته شده است . با توجه به اینکه اراضی منطقه امین اونو هم مرکز تجاری و هم گود بود معمار سینان در زیر این مسجد مخازن و دکانهایی ساخته است . ارزش اصلی مسجد ناشی از نقوش گلهایی مانند میخک ، مینا ، لاله ، رز و زنبق بعنوان نمونه بسیار زیبایی از چینی کاری از نیک در قرن 16 هم در دیوارهای شبستان ورودی و هم در ستونهای پافیلی داخلی است . این چینی کاریها که جزو آثار هنری بسیار ظریف است در بین زیباترین نمونه های دوران کلاسیک قرار دارد . این مسجد همانند یک موزه چینی کاری می باشد. مسجد سوکولو محمد پاشا : در منطقه کادیترما واقع شده است. این مسجد از سوی اسمه خان سلطان دختر سلطان سلیم سوم و به یادبود شوهرش صدر اعظم محمد پاشا در سال 1671 و توسط معمار سینان ساخته شده است . داخل مسجد و تا دامنه گنبد با زیباترین چینی های آن تزئین یافته است . کلاهک منبر نیز از جنس چینی است.
مسجد ینی والده :
در منطقه اسکودار واقع شده و در سال 1710 از سوی گولنوز سلطان مادر احمد سوم بعنوان یک مجموعه ساخته شده است . این مسجد دارای 2 مناره هر یک با 2 گلدسته می باشد . ساختمان این مسجد که جزو آخرین نمونه های معماری کلاسیک وابسته به سنن قدیمی و در دوران پسرفت ، از نظر مصالح بکار رفته جالب توجه است.
مسجد بزم عالم والده سلطان ( دلما باغچه ) :
طبق کتیبه شاعر زیور که بروی درب شبستان قرار دارد ، آغاز کننده ساختمان این مسجد والده سلطان و تمام کننده آن نیز در سال 1853 عبدالمجید است . در تاریخ 1848 حصارهای اطراف آن برداشته شده و در داخل مسجد موزه دریایی ایجاد گردیده است .
قاهره به دنبال رابطه با ایران حتی اگر اسرائیل نخواهد
در حالی که تحرکات دیپلماتیک ایران و مصر برای از سرگیری روابط رنگ و بوی تازهای به خود گرفته و مقامات دو طرف سفرهای دیپلماتیک تازهای را به پایتختهای یکدیگر آغاز کردهاند، برخی گزارشها نشان میدهد که اسرائیل از این نزدیکی روابط به شدت نگران شده و درصدد شیطنت برای بر هم زدن هر گونه رابطه احتمالی میان ایران و مصر است.
روزنامه الشرق الاوسط، چاپ لندن، گفتگویی با خانم منحه باخوم، سخنگوی وزارت امور خارجه مصر داشته و از او درباره از سرگیری روابط ایران و مصر پرسیده است. روابطی که بیش از 30 سال است به تعلیق در آمده و دو طرف تنها به داشتن دفتر حافظ منافع اکتفا کردهاند.
باخوم در این باره گفت: «اسرائیل از نزدیکی روابط قاهره به تهران به شدت نگران است.»
وی اظهارات بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل را که گفته بود توجه مصر به کشورهای دشمن با اسرائیل باعث نگرانی تلاویو میشود و در روابط دیپلماتیک 30 ساله این رژیم با قاهره اثر منفی میگذارد را رد کرد و گفت: «وزارت امور خارجه مصر هیچ بیانیهای در رد اظهارات نتانیاهو صادر نکرد چرا که احساس کرد منطقی نیست بابت هر اظهار نظر نخستوزیر اسرائیلی بیانیهای صادر کند. همه نگرانی اسرائیل این است که روابط تهران – قاهره به هم نزدیک شود.»
باخوم همچنین گفت: «ایران کشور همسایه جامعه عربی و قدرتی بالفعل و موجود در منطقه است و همه کشورهای دنیا با آن رابطه دارند به جز اسرائیل و ایالات متحده. برقراری رابطه با تهران چیزی نیست که از هیچ آغاز شده باشد. ما نزدیک به 20 سال است که با تهران رابطه داریم و در آن جا دفتر حافظ منافع دایر کردهایم.»
ایران نزدیک به 20 سال است که تلاش میکند روابط خود با مصر را تا حد سفیر ارتقا دهد و به حالت عادی در آورد ولی هر بار به بهانهای این هدف محقق نشده است. مقامات ایرانی همواره شخص حسنی مبارک، رئیس جمهوری مصر و عمر سلیمان، رئیس سازمان امنیت این کشور را عامل اصلی عدم عادیسازی روابط میدانستند و میگفتند که هر گاه همه چیز عادی میشد این مبارک و سلیمان بودند که دخالت میکردند و از عادیسازی روابط جلوگیری میکردند. با آغاز فصل جدید تاریخ مصر که با انقلاب 25 ژانویه آغاز شده، پیشبینی میشود که روابط ایران و مصر بسیار بهبود یابد. به گونهای که پیشبینی میشود به زودی علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه کشورمان به قاهره سفر کند تا دور تازهای از روابط آغاز شود.
در همین حال از انقلاب 25 ژانویه مصر تا کنون اظهارات مقامهای مصری و اسرائیلی نسبت به هم تندتر و حساسیتبرانگیز شده است. محمد بسیونی، سفیر سابق مصر در سازمان ملل متحد در این باره گفت: «مصر کشور مستقلی است که سیاست خارجی مستقلی را تبعیت میکند، آنچه ما و اسرائیل را به هم مرتبط میسازد فقط توافقنامه صلح است که مصر نیز گفته به این معاهدهها احترام میگذارد.»
وی درباره اظهارات نتانیاهو گفت: «او آزاد است هر چه میخواهد بگوید و ما هم آزادیم که هر چه صلاح میدانیم بگوییم. سیاست خارجی مصر را شورای عالی نیروهای مسلح و وزیر امور خارجه تعریف میکنند نه اسرائیل.»
بسیونی تاکید میکند، آنچه به مصلحت ملت و امنیت ملی مصر است همواره مد نظر قرار میگیرد، مصر میخواهد روابط ممتازی با همه کشورهای جهان تا جایی که تنشها به صفر برسد، داشته باشد.
وی تاکید کرد، انقلاب مصر اسرائیل را وادار میکند که در محاسبات سیاسیاش تجدید نظر کند.
امین شلبی، سفیر سابق و مدیر اجرای کمیسیون سیاست خارجی مصر نیز در این باره گفت: «حکومت جدید مصر با آغاز فصل جدید تعهد خود به توافقنامههای سابق را اعلام کرده و گفته است که به معاهده صلح با اسرائیل پایبند است. ما تا آن اندازه به معاهده پایبندیم که خود اسرائیل به آن پایبند باشد.»
وی تاکید کرد، انتظار میرود از این به بعد قاهره تعهد بیشتری به فلسطینیها داشته باشد، مصر عزم خود را جزم کرده به تحرکات اسرائیل در برابر فلسطینیان و رفتار و سلوک آنها در منطقه را بیشتر زیر نظر بگیرد. البته این بدان معنا نیست که قاهره سیاست دشمنی در برابر اسرائیل را اتخاذ خواهد کرد
خشم مصريها باعث فرار سفير رژيم صهيونيستي از قاهره شد
خبر خروج "اسحاق ليوانون " سفير رژيم صهيونيستي از پايتخت مصر، اندكي پس از برگزاري تظاهرات ميليوني مردم مصر در هشتم آوريل ( 19 فروردين ) در ميدان التحرير شهر قاهره منتشر شده است.
آخرين گزارشها حاكي از آن است كه سفير اسرائيل در قاهره، چند هفتهاي را در تلآويو سپري خواهد كرد. در اين گزارشها به علل خروج نابهنگام وي از قاهره و مدت اقامت وي در تلآويو اشارهاي نشده است.
تظاهرات كنندگان مصري در تجمع اخير خود، با تاكيد بر لزوم اخراج سفير رژيم صهيونيستي از قاهره، پايان همكاريهاي دولت مصر با اسرائيل در حصر تحميلي مردم نوار غزه كه از اواسط ماه ژوئن سال 2007 آغاز شده است را خواستار شدند.
همچنين در تظاهرات مشابه ديگري كه در مقابل سفارت رژيم اسرائيل در شهر قاهره برگزار شد، تظاهراتكنندگان مصري پرچم رژيم اسرائيل را به آتش كشيدند.
اين در حالي است كه بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي به تازگي نسبت به اظهارات برخي از مقامات مصر كه اين رژيم را "دشمن " قاهره خواندهاند، ابراز نگراني كرده است.
نخست وزير رژيم رژيم صهيونيستي به ويژه نگراني عميق خود را نسبت به اظهارات اخير "نبيل العربي " وزير خارجه مصر ابراز كرده است.
در همين حال، سمير رضوان وزير دارايي مصر نيز در پاسخ به پرسشي درباره احتمال ايجاد مناسبات اقتصادي با رژيم اسرائيل تاكيد كرده است، قاهره نيازي به سرمايهگذاري "دشمن " ندارد.
قيام مردمي مصر كه از اوايل ماه ژانويه 2011 آغاز شد، سرانجام به 30 سال حكومت ديكتاتوري حسني مبارك در اين كشور پايان داد.
در جريان انقلاب مردمي مصر، تلآويو به رغم قرارداد منعقد شده ميان اسرائيل و مصر كه بر اساس آن، مصر فقط اجازه استقرار پليس در شبهجزيره سينا را داشت، به رژيم مصر اجازه داد تا نيروهاي نظامي خود را در اين منطقه مستقر كند
يورش نيروهاي رژيم صهيونيستي به مسجدالاقصي
به گفته شاهدان عيني گروهي از صهيونيستهاي افراطي از ساعات اوليه صبح امروز سه شنبه سي ام فروردين وارد بخش قديمي شهر قدس شده و در خيابانهاي اين شهر شروع به عربدهكشي كرده و قصد دارند براي انجام مراسم تلمودي به مناسبت عيد پاك يهوديان به صحن براق وارد شوند.
بر اساس اين گزارش اين گروههاي صهيونيست از ساعات اوليه صبح در صحنهاي مسجدالأقصي در حال گشتزني هستند و نمازگزاران فلسطيني نيز ترس از اين دارند كه اين گروههاي صهيونيست به مناسبت عيد پاك يهوديان و بنا به درخواست رهبران افراطي آنها به انجام مراسم تلمودي در صحنهاي مسجدالأقصي اقدام كنند.
پليس رژيم صهيونيستي نيز از دو روز گذشته خيابانهاي اصلي قدس در مجاورت ديوار قديمي قدس را مسدود كرده و مانع از رفت و آمد خودروها در اين منطقه ميشود و تنها به اتوبوسهاي حامل شهركنشينان اجازه عبور داده ميشود.
پيش از اين برخي موسسات و شخصيتهاي اسلامي نسبت به تهديد گروههاي افراطي صهيونيست براي يورش به مسجدالاقصي در جريان اعياد يهوديان براي انجام مراسم تلمودي هشدار داده و از نمازگزاران فلسطيني خواسته بودند براي حمايت از مسجدالاقصي به پا خيزند
حمايت آمريكا از دخالت عربستان در بحرين
حمايت آمريكا از دخالت نظامي عربستان در بحرين شرمآور است
عبدالباري عطوان سردبير روزنامه "القدس العربي " چاپ لندن در سرمقاله امروز خود به حضور نيروهاي كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس موسوم به "سپر جزيره " در بحرين و حمايت "شرمآور " آمريكا از اين امر و موضعگيري رژيم بحرين درقبال مطالبات مردم اين كشور پرداخت.
اين نويسنده و تحليلگر عرب افزود: جاي تاسف است كه كشورهاي غربي بويژه آمريكا به شكل شرمآوري از مخالفت خود با حضور نيروهاي سعودي و نيروهاي شوراي همكاري خليج فارس در بحرين به علت فشارهاي سعودي عقب نشيني كردند كه اين عقب نشيني را ميتوان در سخنان "هيلاري كلينتون " وزير امور خارجه آمريكا شاهد بود كه از اين دخالت نظامي در بحرين حمايت كرد؛ درحالي كه پيش از اين دخالت نظامي ياد شده را اشتباه خوانده بود.
اين نويسنده نوشت: موضوع نيروهاي سپر جزيره مستقر در بحرين همچنان محل بحث و جدل منطقهاي بويژه بين ايران و عربستان سعودي است كه بيش از 1500 نفر از نيروهاي خود را در اين چارچوب به بحرين فرستاده است و از رژيم اين كشور حمايت ميكند.
وي افزود: عربستان سعودي اصرار ميورزد كه اين نيروها در چارچوب معاهده دفاع مشترك بين كشورهاي عرب حوزه خليج فارس در بحرين حضور دارند اما ايران، اين نيروها را تجاوزگر ميداند و گفته است كه در برابر آن دست بسته نخواهد ماند و به سازمان ملل متحد در اين باره شكايت كرده است.
به نوشته عبدالباري عطوان، نخست وزير بحرين روز گذشته گفت كه نيروهاي سعودي و اماراتي خاك بحرين را تا زماني كه به ادعاي او "از خطر ايران براي كشورهاي عرب " حوزه خليج فارس "كاسته نشود "، ترك نخواهند كرد و در همين حال، "خالد بن احمد " وزير خارجه بحرين گفت كه اين نيروها به محض پايان ماموريت خود در به اصطلاح "برخورد با هرگونه خطر خارجي " اين كشور را ترك خواهند كرد.
اين نويسنده و تحليلگر عرب مشكل كنوني بحرين را در شيوه برخورد مسئولان بحريني با مطالبات مشروع انقلاب مردمي اين كشور دانست و گفت: "بحرين شاهد انقلابي مردمي بود كه خواهان تعديلات قانون اساسي، برابري در مشاغل، مبارزه با فساد و پايان تبعيض طائفهاي است اما نيروهاي امنيتي بحرين با معترضان برخورد كرده و تحصن آنها در ميدان "اللولوه " در مركز شهر منامه را با اعمال زور برهم زدند كه در جريان آن شمار زيادي از معترضان كشته و بسياري نيز بازداشت شدند ".
عبدالباري عطوان نوشت: اين سخن نخست وزير بحرين كه اعتراضات مردم در كشورش تلاشي براي كودتا بوده است، با واقعيت امر همخواني ندارد زيرا "شيخ سلمان بن حمد آل خليفه " وليعهد بحرين با معترضان به گفتوگو نشست و به مشروعيت مطالبات آنها اذعان كرد.
وي با رد ادعاهاي مقامهاي سعودي و بحريني گفت: بحرين نه تنها در معرض تجاوز خارجي قرار نگرفته است بلكه با چنين تجاوزي نيز در حال حاضر روبرو نيست كه نيروهاي سعودي و خارجي بخواهند براي دفاع از بحرين، به اين كشور سرازير شوند.
عبدالباري عطوان گفت: بحرين شاهد موجي از اعتراضات مسالمت آميز بوده است كه خواهان اصلاحات سياسي است و دولت بحرين از شيوه سركوبگري خونين عليه شهروندان خود استفاده كرد و معترضان را به قتل رساند و با اين شيوه وحشيانه به وخامت اوضاع داخلي كمك كرد.
وي در ادامه مقاله خود نوشت: "شاه بحرين وعده بازگشت به گفتوگو با معترضان و نمايندگان آنها را به محض آرام شدن اوضاع داد و از بيش از يك ماه پيش آرامشي با زور و سركوب بر مردم تحميل شده است اما هيچگونه از سرگيري گفتوگو را نه تنها شاهد نيستيم بلكه بازداشت مخالفان افزايش يافته است ".
وي حل بحران بحرين را "در دست مسئولان آن " دانست و گفت: "حل بحران بحرين در دست مسئولان است و هيچ نشانهاي تاكنون وجود ندارد كه آنها تصميم دارند گامهاي جدي را در اين چارچوب براي كاستن از التهاب موجود و برقراري آشتي ملي از طريق گفتگويي كه به پاسخگويي به مطالبات مشروع مخالفان در برقراري عدالت و اجراي اصلاحات در كشور منجر شود، بردارند.
فضل قرآن در مکتب امامیه
1 ـ عَلِی ، عَن أَبيهِ ، عَن عَبدِاللهِ بنِ المُغيرَةِ ، عَن سَماعَةَ بنِ مِهرانَ قالَ : قالَ أَبُوعَبدِاللهِ إِنَ العَزيزَ الجَبّارَ أَنزَلَ عَلَيکُم کِتابَهُ وَ هُوَ الصّادِق البارُّ ، فيهِ خَبَرُکُم وَخَبَرُمَن قَبلَکُم وَ خَبَرُمَن بَعدَکُم وَخَبَرُالسَّماءِ وَ الأَرضِ وَلَوأَتاکُم مَن يخبِرُکُم عَن ذلِکَ لَتَعَجبّتُم .
ـ حضرت صادق (عليه السلام) فرمود : همانا خدای عزيز و جبار کتابش را بر شما فرود فرستاد و اواست راست گو و نيک خواه ، در آن کتاب است آگاهی از شما و آنانکه پيش از شما بودند ، و آنانکه پيش از شما بودند ، و آنانکه پس از شمايند ، و آگاهی از آسمان و زمين ، و اگر کسی نزد شما آيد واز آنها بشما آگاهی دهد هر آينه شمادر شگفت شويد .
2 ـ مُحَمَّدبنُ يحيی ، عَن أَحمَدَبنِ مُحَمَّدِ بن عيسی ، عَن مُحَمَّدِ بنِ سِنان ، عَن أَبِی الجارُودِقالَ قالَ : أَبوُجَعفَرٍ (عليه السلام) : قال رَسُولُ اللهِ (صلی الله عليه و آله) : أَناَا أَوَّلُ وافِدٍ عَلَی العَزيزِ الجَبّارِ يومَ القِيامَةِ وَکِتابُهُ وَأَهلُ بَيتی ثُمَّ اُمَّتی ، ثُمَّ أَسأَلُهُم ما فَعَلتُم بِکِتابِ اللهِ وَبِأَهلِ بَيتی .
ـ حضرت باقر (عليه السلام) فرمود : رسول خدا (ص) فرمود : من نخستين کسی هستم که روز قيامت بر خدای عزيز جبار وارد شوم با کتابش و اهل بيتم ، سپس امتم (وارد شوند) پس از ايشان بپرسم چه کرديد با کتاب خدا و اهل بيت من .
3 ـ مُحَمَّدُ بنُ يحيی ، عَن أَحمَدَبنِ مُحَمَّدٍ ، عَن مُحَمَّدِ بنِ أَحمَدَبنِ يحيی ، عَن طَلحَةَ بنِ زَيدٍ ، عَن أَبی عَبدِاللهِ (عليه السلام) قالَ : إِنَّ هذَا القُرآنَ فيه مَنارُالهُدی وَمَصابيحُ الدُّجی فَليجلُ جالٍ بَصَرَهُ وَ يفتَحُ لِلضِّياءِ نَظَرَهُ فَاِنَّ التَّفَکّسرَ حَياةُ قَلبِ البَصيرِ ، کَما يمشِی المُستَنيرُ في الظّلُماتِ بِالنُّورِ .
ـ حضرت صادق (علبيه السلام) فرمود : همانا اين قرآن )کتابي) است که در آن است جايگاه نور هدايت و چراغهای شب تار ، پس شخص تيزبين بايد که در آن دقت کند و برای پرتوش نظر خويش را بگشايد ، زيرا که انديشه کردن زندگانی دل بينا است ، چنانکه آنکه جويای روشنی است در تاريکی ها بسبب نور راه پيمايد .
4 ـ عَلِی بنُ إِبراهيمَ ، عَن مُحَمَّدِبنِ عيسی ، عَن يونُسَ ، عَن أَبی جَميلَةَ قالَ : قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (عليه السلام) : کانَ في وَصِيةِ أَميرِ المؤمنينَ (عليه السلام) أَصحابَهُ : اعلَمُوا أَنَّ القُرآنَ هُدَی النَّهارِ وَ نُورُ اللَّيلِ المُظِلمِ عَلی ما کانَ مِن جَهدِ وَفاقَةٍ .
ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود : در سفارش امير المؤمنين (عليه السلام) بيارانش بود که : بدانيد همانا قرآن راهبر روز است و پرتو افکن شب تار اگر چه (آنکس که در صدد راهنمائی شدن و کسب نورش باشد) در سختی و نداری باشد . (زيرا فقر وفاقه او را از آن باز ندارد بلکه رغبتشان را در اينباره افزون کنند زا فيض ـ ره ـ)
5 ـ عَلِی ، عَن أبيهِ عَنِ النّوفَلِی ، عَن السَّکُونِی ، عَن أبی عَبدِاللهِ ، عَن آبائِهِ (عليهم السلام) قالَ : شَکا رَجُلُ إِلَی النَّبِی (صلی الله عليه و اله و سلم) وَجَعاً في صَدرِهِ فَقالَ (صلی الله عليه و آله و سلم) : استَشفِ بِالقُرآنِ فَاِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ يقُولُ : « وَشِفاءٌ لِما في الصُّدوُرِ » .
ـ حضرت صادق (عليه السلام) از پدرانش (عليهم السلام) حديث کند که مردی از درد سينه به پيغمبر (ص) شکايت کرد ، حضرت (ص) فرمود : بوسيله قرآن شفا بجوی زيرا خدای عزوجيل فرمايد : « ( و اين قرآن) شفاء است برای آنچه در سينه ها است » ( سوره يونس آيه 57 ) .
6 ـ أَبُوعَلِی الأًَشعَرِی ؛ عَن بَعضِ أَصحابِهِ ، عَن الخَشّابِ ، رَفَعَهُ قالَ : قالَ أَبُوعَبدِاللهِ (عليه السلام) : لاوَاللهِ لا يرجِعُ الأَمرُ وَالخِلافَةُ إِلی آلِ أَبی بَکرٍ وَعُمَرَ أَبَداً وَلا إِلی بَنی اُميةَ أَبَداً وَلا في وُلدِ طَلحَةَ وَالزُّبَيرِ أَبَداً وَ ذلِکَ أَنَّهُم نَبَذوُا القُرآنَ وَأَبطَلُوا السُّنَنَ وَعَطَّلُوا الأحکامَ ، وَقالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله عليه و آله و سلم) : القُرآنُ هُدی مِنَ الضَّلالَةِ وَتِبيانُ مِنَ العَمی وَاستقالَةٌ مِنَ العَثرَةِ وَنُورٌ مِنَ الظُّلمَةِ وَ ضِياءٌ مِنَ الأحداثِ وَ عِصمَةٌ مِنَ الهَلَکَةِ وَرُشدٌ مِنَ الغَوايةِ وَبَيانٌ مينَ الفِتَنِ وَبَلاغٌ مِنَ الدُّنيا إِلَی الآخِرَةِ وَفيهِ کَماُ دينِکُم وَ ما عَدَلَ أَحَدٌ عَن القُرآنِ إلّا إِلَی النّارِ .
ـ امام صادق (عليه السلام) : نه بخدا سوگند اين امر خلافت هرگز در دودمان ابوبکر و عرم باز نگردد ، و نه هرگز در بنی اميه ، و نه در فرزندان طلحه و زبير باز آيد ، برای آنکه اينان قرآن را به يک سو نهادند ، و سنتها را باطل کردند ، و احکام (الهي) را تعطيل کرده (و مهمل گذاردند) .
و رسولخدا (ص) فرموده است : قرآن راهنمای گمراهی است و بينائی از هر کوری است ، و سبب گذشت از لغزشها است ، و روشنی در هر تاريکی است ، و در پيشامدها ( و بدعتها ) پرتوی است ف و نگاهدارنده از هر هلاکتی است و ره جوئی در هر گمراهی است ، و بيان کننده هر فتنه و اشتباهی است ، و انسانيرا از دنيای (پست بسعادتهاي) آخرت رساند ، و در آنست کمال دينی شما ، و هيچکس از قرآن رو گردان نشود جز بسوی دوزخ .
7 ـ حُمَيدُبنُ زِيادٍ ؛ عَن الحَسَنِ بنِ مُحَمَّد ، عَن وُهَيبِ بنِ حَفصٍ ، عَن أَبی بَصيرٍ قالَ : سَمِعتُ أَباعَبدِاللهِ (عليه السلام) يقُولُ : إِنَّ القُرآنَ زاجرٌ وَ آمِرٌ : يأمُرُ بِالجَنَّةِ وَيزجُرُ عَنِ النّارِ .
ـ ابوبصير گويد : شنيدم حضرت صادق (عليه السلام) ميفرمود : همانا قرآن بازدارنده و فرمان دهنده است .
به بهشت فرمان دهد و از دوزخ باز دارد .
8 ـ عَلِی بنُ إِبراهيمَ ، عَن صالِحِ بنِ السِندِی ، عَن جَعفَرِبنِ بَشيرٍ ، عَن سَعدريال الاِسکافِ قالَ : قالَ رسُولُ (صلی الله عليه و آله) : اُعطيتُ السُّوَرَ الطّوَلَ مَکانَ النَّوراةِ وَاُعطيتُ المِئينَ مَکانَ الانجيلِ وَاُعطيتُ المَثانِی مَکانَ الزّبُورِ وَفُضِّلتُ بِالمُفَصَّلِ ثَمانٌ وَسِتّوُنَ سِورَةً وَهُوَمُهَيمِنٌ عَلی سائِرِ الکتُتُبِ وَالتَّوراةُ لِموُسی وَالاِنجيلُ لِعيسی والزَّبوُرُ لِداوُدَ .
ـ سعد اسکاف از رسول خدا (صلی الله عليه و آله و سلم) حديث کند که فرمود : بمن سوره های طولانی داده شده بجای تورات ، و سوره های صد آيه ای داده شدم بجای انجيل . و سوره های صد آيه ای داده شدم بجای انجيل . و سوره های مثانی (تفسير آن بيايد) بمن داده شد بجای زبور ، و سوره های مفصل (يعنی آيه کوتاه) را که شصت و هشت سوره است افزون بمن دادند و اين قرآن نگهبان و گواه است بير کتابهای ديگر و تورات از موسی (عليه السلام) است و انجيل از عيسی (عليه السلام) است و زبور از داود (عليه السلام) است .
9 ـ عَلِی بنُ إِبراهيمَ ، عَن أَبيهِ ؛ وَعَلِی بنِ مُحَمَّدريال القاسانِی ف جَميعاً ، عَنِ القاسِمِ بنِ مُحَمَّدٍ ؛ عَن سُلَيمانَ بنِ داوِدَ ، عَن سُفيانَ بنِ عُيينَةَ ، عَنِ الزُّهَرِی قالَ : قالَ عَلِی بنُ الحُسَينِ عَلَيهِمَاالسَّلامُ : لَوماتَ مَن بَينَ المَشرِقِ و المَغرِبِ لَمَا استَوحَشتُ بَعدَأَن يکُونَ القُرآنُ مَعِی . وَکانَ (عليه السلام) إذاقَرَأَ « مالِکِ يومِ الدّينِ » يکَرِّرها حَتّی کادَ أَن يموُتَ .
9 ـ زهری گويد : حضرت علی بن الحسين عليهما السلام فرمود : اگر همه مردم که ما بين مشرق و مغرب هستند بميرند من از تنهائی هراس نکنم پس از آنکه قرآن با من باشد ، و آنحضرت (عليه السلام) شيوه اش اين بود که هر گاه « مالک يوم الدين » را ميخواند آنقدر آنرا تکرار ميکرد که نزديک بود بميرد .
على بن جعفر(ع) ياور چهار امام(م 220ق)
در روزگارى كه ائمه معصومين(عليهم السلام) در اختناق شديدحكام جور به سر مىبردند شيفتگان اهل بيت عصمت(ع) به وسيله افرادى آگاه و ازجان گذشته با پيشواى محبوب خود در ارتباط بودند و جواب مسائل و مشكلاتخويش را بدين طريق از امام(ع) دريافت مىكردند.
يكى از افرادى كه با شيوه خاصى توانست ارتباط برادر بزرگوارش امام كاظم(ع)را با مردم حفظ كند و پاسخ سوالات شيعيان را از امام(ع) درافت دارد فرزندبرومند امام صادق(ع) است.
گرچه در كتابهاى رجالى و تاريخى از تاريخ تولد وى ذكرى نشده، با دقت در بعضىاز روايات (1) آشكار مىشود كه او از برادر والامقامش امام موسى بنجعفر(ع) بيشاز يكى دو سال كوچكتر نبوده است و تولدش نزديك سالهاى129 يا 130 هجرىمىباشد.
پدر ارجمندش امام جعفر صادق(ع) در سال83 ه .ق متولد و در سال148ه .ق در 65 سالگى به تحريك منصور خليفه عباسى مسموم و شهيد گرديد. (2)
آنحضرت پنج فرزند داشت كه على كوچكترين آنها بود و در همان اوائل زندگى، پدررا از دست داد و در كنار برادرش امام كاظم(ع) رشد نمود و به درجات عالى علمىو اخلاقى رسيد. (3)
القاب
ابوالحسن على بنجعفر به سبب انتسابش به خاندان وحى وامامت «حسينى»، «هاشمى» و «علوى» خوانده مىشد. و به موجب رشد و نمو درمدينه وى را «مدنى» مىخواندند.
اما مشهورترين القابش كه جز بر او اطلاق نمىشود «عريضى» است. چون بيشتر عمرشريفش را در قريه «عريض» (در يك فرسخى مدينه) سپرى نموده و فرزندان وى نيزبه عريضيون معروفند. (4)
عصر امام كاظم(ع)
در آن ايام، گروههاى انحرافى زيادىچون اسماعيليه، سميطيه، فطحيه(5) به وجود آمدند و نيز جو اختناق شديدى كهحاكمان وقتبه وجود آورده بودند تشخيص حق يعنى امامتحضرت موسى بنجعفر(ع) رابر بسيارى دشوار ساخته بود. و پيروى از امام بدون گذشت و فداكارى ممكن نبود.
از اينرو شمار انبوهى از مردم حتى بعضى از نزديكان امام(ع) به دشمنانپيوستند. على بنجعفر در گفتارى چنين اظهار مىدارد:
عمره رجب را گزارده و در مكه بوديم.
محمد بناسماعيل [نوه امام صادق(ع)] نزدش آمد و گفت: عموجان، مىخواهم بهبغداد بروم و دوست دارم با عمويم ابوالحسن [موسى بنجعفر] خداحافظى كنم.
مىخواهم تو نيز همراهم باشى! من با او به سوى برادرم كه در منزل «حوبه»بود رهسپار شديم. اندكى از مغرب گذشته به آنجا رسيدم. من در زدم، برادرمجواب داد و در را باز كرد.
... حضرتش پيش آمد در حالى كه پارچه رنگ كردهايى به گردنش بسته بود. پايينآستانه در نشست.
من به جانب او خم شدم و سرش را بوسيدم و گفتم: براى كارى آمدهام كه اگرتصديق فرمايى از توفيق خداست [بر ما] و اگر غير از آن باشد چنين معلوم شودكه ما خطاى بسيار داريم.
فرمود: چه كار است؟
گفتم: اين برادرزاده شماست كه مىخواهد با شما خداحافظى كند و به بغداد رود.
فرمود: بگو بيايد.
من او را كه در كنارى ايستاده بود، صدا زدم. نزديك آمد و سر حضرت را بوسيد وگفت: قربانت، مرا سفارشى كن.
فرمود: سفارشت مىكنم كه در باره خون من از خدا بترسى! او پاسخ داد: هر كسبدى شما را بخواهد خدا آن بدى را به خودش رساند.
آنگاه به بدخواه او نفرين كرده و باز سر حضرت را بوسيد و گفت: عمويم، مراسفارش كن.
فرمود: تو را سفارش مىكنم كه در باره خون من از خدا بترسى! گفت: هر كه بدشما را بخواهد، خدا به خودش رساند. باز سرش را بوسيد و گفت: اى عمو! مراسفارش كن. فرمود: سفارشت مىكنم كه در باره خون من از خدا بترسى! باز او بربدخواهان حضرت نفرين كرد و به كنارى رفت.
من نزديك برادرم رفتم، وى به من فرمود: على، اينجا باش! من ايستادم. حضرت بهاندرون خانه رفت و مرا صدا زد، به نزدش رفتم. پس كيسهاى كه صد دينار در آنبود به من داد و فرمود: به پسر برادرت بگو اين پول را در سفر كمك خرجش سازد.
من آن را گرفتم و در گوشه عبايم گذاشتم. باز صد دينار ديگرم داد و فرمود:
اين را هم به او بده. سپس كيسه ديگرى داد و فرمود: اين را هم به او بده.
گفتم: قربانت، اگر به آنچه فرمودى از او مىترسى چرا او را عليه خود كمكمىكنى؟ ! فرمود: هرگاه من به او بپيوندم و او از من ببرد، خدا عمرش را قطعمىكند. سپس كيسه ديگرى كه سه هزار درهم خالص در آن بود برگرفت و فرمود: اينرا هم به او بده.
من نزد محمد رفتم و صد دينار اول را به او دادم. بسيار خوشحال شد و عمويش رادعا كرد، سپس كيسه دوم و سوم را دادم. چنان خوشحالى كرد كه گمان كردم منصرفشده و به بغداد نمىرود. در آخر سه هزار درهم را نيز به او دادم. ولى او راهخود را در پيش گرفت و نزد هارون رفت و با عنوان خليفه به او سلام كرد و گفت:
من گمان نمىكردم كه در روى زمين دو خليفه باشد، تا آنكه ديدم مردم به عمويمموسى بنجعفر به عنوان خلافتسلام مىكنند.
هارون صد هزار درهم برايش فرستاد ولى خدا او را به بيمارى خنازير و خناقمبتلا كرد و نتوانستبه يك درهم از آن اموال دستبرساند. (6) پس از آن بود كههارون با شنيدن سخن محمد و امثال او براى از بين بردن امام موسى بنجعفر(ع) نقشه كشيد و حضرت را به وسيله سم شهيد گردانيد.
اما على بنجعفر هرگز از برادر بزرگوارش امام كاظم(ع) جدا نشد و هميشه همراهو پشتيبان وى بود.
او مىگويد: همگام با برادرم در حالى كه اهل و عيالش را همراه داشت چهارمرتبه پياده به عمره مشرف شدم. يك بار26 روز، بار دگر 25 روز، دگربار 24روز و بار آخر 21 روز طول كشيد. (7)
بعد از شهادت امام كاظم(ع) نيز گروهكهاىانحرافى چون «واقفه» و امثال آن مردم را به سوى گمراهى سوق دادند. اما علىبنجعفر پيرو هيچ يك از اين گروهها نشد و امامتبحق فرزند برادرش امام رضا(ع)و بعد از او فرزندش امام جواد(ع) و سپس امام هادى را پذيرفت و از مدافعانآنها بود. دو روايت زير بيانگر اين عقيده صحيح و راسخ وى مىباشند.
حسن بنفضال مىگويد: از على بنجعفر شنيدم كه مىگفت: «نزد برادرم موسىبنجعفر(ع) بودم در حالى كه او به خدا سوگند بعد از پدرم حجتخدا روىزمين بود. ناگاه فرزندش على [بنموسى(ع)] وارد شد. برادرم به من فرمود: اىعلى! اين صاحب [امام] تو است. او نسبتبه من منزله من است نسبتبه پدرم.
خداوند تو را بر دين او ثابت قدم بدارد.
من گريستم و با خود گفتم به خدا سوگند، پيام مرگ خود را مىدهد.
باز فرمود: اى على، ناچار حكم پروردگار در باره من جارى مىشود. من نيز بهراه رسول خدا(ص) و اميرالمؤمنين و فاطمه و حسن و حسين(ع) مىروم. آن حضرت سهروز قبل از اينكه هارون الرشيد دوباره او را جلب نمايد اين سخنان را با مندرميان گذاشت». (8)
زكريا بنيحيى مىگويد: شنيدم كه على بنجعفر به حسن بنحسينفرزند على بنالحسين(ع) مىگفت: خداوند ابىالحسن، على بنموسى الرضا(ع) را يارىنمود زمانى كه برادرها و عموهايش بر او ستم روا داشتند ... (9)
تسليم ولايتبرجستهترين فضيلت على بنجعفر اين است كه نه تنها امر امامت و ولايت را خوبشناخت و آن را از ديگر ارزشها ظاهرى دنيا بسى والاتر دانستخود را تسليم ولايتامامان معصوم(ع) ساخت از اين رو با افتخار، امامتبرادرش امام كاظم(ع) وفرزندش حضرت رضا را پذيرفت و چون كمترين مردمان در مقابل آنها سر اطاعت وتسليم فرود آورد.
تبلور اين فضيلت هنگامى است كه وى در كهنسالى بعد ازآنكه خود عالمى بزرگ، داراى منزلتى عظيم و شخصيت اجتماعى والايى است درمقابل فرزند فرزند برادرش امام جواد(ع) در حالى كه كمتر از هشتسال دارد، سرتعظيم فرود آورده است، او امام را چنان معرفى مىكند كه براى دوستانشتعجبانگيز است و بر او خرده مىگيرند. اما وى بر صحت رفتار و اعتقاد خويشتاكيد مىكند. محمد بنحسن بنعمار مىگويد:
من دو سال نزد على بنجعفر (عموى امام رضا«ع») بودم و هر خبرى كه او ازبرادرش امام كاظم(ع) شنيده بود، مىنوشتم. روزى در مدينه به خدمتش نشسته بودمكه ابوجعفر محمد بنعلى [حضرت جواد(ع)] در مسجد رسول خدا بر او وارد شد. علىبنجعفر برجست و بدون كفش و عبا نزد او شتافت و دستش را بوسيد و احترامش كرد.
ابوجعفر به او فرمود: اى عمو! بنشين.
خدايت رحمت كند. او گفت: آقاى من، چگونه بنشينم و شما ايستاده باشى؟! چونعلى بنجعفر به جايگاه خود برگشت اصحابش او را سرزنش كرده، گفتند: شما عموىپدر او هستيد، با او اينگونه رفتار مىكنيد؟! او دستبه ريش خود گرفت و گفت:
خاموش باشيد! اگر خداوند متعال [صاحب] اين ريش سفيد را سزاوار [امامت]ندانست و اين كودك را شايسته دانست و به او چنان مقامى داد، من فضيلت او راانكار كنم؟! از سخن شما به خدا پناه مىبرم. من بنده او هستم. (10)
نمونهاى از احاديث على بنجعفر
«على بنجعفر مىگويد: از برادرم موسى بنجعفر(ع) چنينشنيدم: كسى كه حاجتشخص ضعيفى را به صاحب قدرتى برساند، در حالى كه خودش بهتنهايى چنين قدرتى ندارد، خداوند متعال وى را بر صراط ثابتقدم مىدارد.» (11)
على بنجعفر مىگويد: برادرم امام موسى بنجعفر(ع) فرمود: پدرم دستم را گرفت وفرمود: پدرم امام سجاد(ع) اينچنين دستم را گرفت و فرمود:
پسرجان، هر كس از تو خيرى خواستبجاى آور. اگر از اهل خير باشد كه بجا انجامدادهاى و اگر از اهل خير نباشد تو از اهل خير هستى و اگر شخصى از طرف راستتو را دشنام داد سپس از طرف چپ قرار گرفت و عذرخواهى كرد، عذرش رابپذير. (12)
در منظر اهل نظر
على بنجعفر يكى از راويان بزرگوارى است كه فقهاو محدثان در فضيلت و ثاقت و اعتماد به روايتش اتفاق نظر دارند.
ابوالحسن محمد بناحمد بنداود (متوفاى 378ه .ق) وى را در رديف موثقين نامبرده است و او را ستوده است. (13)
شيخ مفيد(ره) (متوفاى413 ه .ق) چنينمىگويد: «على بنجعفر و برادرش اسحاق دو شخصيتاند كه هيچ كس در فضل وتقوايشان اختلاف نكرده است.» و در جاى ديگر از او اينگونه ياد كرده است:
«على بنجعفر از كسانى است كه حديث فراوان نقل كرده و روشى استوار داشتهاست. بسيار پارسا و دانشمند و ملازم خدمتبرادر ارجمندش امام موسى بنجعفر(ع)بود و خبرهاى زيادى از آن حضرت نقل نموده است.» (14)
شيخ طوسى(ره) (460385ه .ق) در باره وى چنين اظهار نظر كرده است:
«على بنجعفر برادر موسى بنجعفر(ع) شخصيتى بزرگوار و مورد اطمينان است.
كتاب مناسك و مسائل از اوست». (15) علماى متاخر از اينها نيز همه وى رامورد وثوق دانستهاند. (16)
اساتيد
فرزند برومند امام صادق(ع) على بنجعفر عصرپنج امام معصوم(ع) را درك كرده و از محضر سه تن از آن بزرگواران بهرهمندگرديده است.
1 پدرش امام صادق(ع)
2 برادرش امام كاظم(ع)، كه حاصل بهرهمندىوى از حضرتش در كتابى به نام مسائل على بنجعفر جمعآورى شده است.
3 فرزند برادرش، امام رضا(ع).
وى زمان امام جواد(ع) و امام هادى(ع) را نيز درك كرد اما مشاهده نشده است كهاز آن دو بزرگوار حديثى نقل كرده باشد. (17)
ديگر مشايخ على بنجعفر عبارتند از:
1 حسين، فرزند زيد بنعلى بنالحسين(ع) كه تا اندازهاى شناخته شده است.كنيهاش ابوعبدالله و ملقب به مدنى است. (18)
2 سفيان بنعيينه، فرزند عمرانهلالى است كه جدش ابوعمران، از عمال خالد قسرى بود. (19)
3 محمد بنمسلم، مشهور است.
4 عبدالملك بنقدامه.
5 معتب غلام امام صادق(ع) اهل مدينه و مورد وثوق بود.
در روايتى آمده است كهامام صادق(ع) فرمود: ده غلام دارم كه معتب بهترين آنهاست. وى مرا از ديگراناحق مىداند. (20) معتب از غلامانى است كه براى امام صادق(ع) بسيار خدمتكرد. (21)
6 ابوسعيد مكى.
شاگردان
چنانچه در كتابهاى رجالى و مجموعههاى روايى آمده است، بيش از چهلراوى از خوان نعمت علمى وى بهرهمند شدهاند كه اسامى بعضى از آنها از اينقرار است:
1 احمد بنعلى بنجعفر (فرزندش)
2 احمد بنمحمد بنابىنصر بزنطى
3 اسحاق بنمحمد بناسحاق بنجعفر
4 اسحاق بنموسى بنجعفر (فرزند برادرش)
5 اسماعيلبنمحمد بناسحاق بنجعفر (فرزند پسر برادرش)
6 حسن بنعلى بنعثمان بنعلىبنحسين بنعلى بنابيطالب (حسن بنعلى بنعمرو عمركى)
7 حسين بنزيد بنعلىبنالحسين
8 حسين بنموسى بنجعفر (پسر برادرش)
9 عبدالعظيم حسنى
10 زيدبنعلى بنالحسين
11 عبدالله بنحسن بنعلى بنجعفر (نواده وى)
12 عمركى بنعلىبوفكى خراسانى
13 محمد بنعلى بنجعفر (فرزندش)
14 نصر بنعلى جهضيمى. (22)
رحلت
در تاريخ وفات على بنجعفر اتفاق نظر وجود ندارد. بعضى رحلت او را درسال 210 ه .ق دانستهاند. (23) و عدهاى سال 220ه .ق و برخى ديگر، طولحيات وى را تا سال 252 نيز بعيد نشمردهاند. (24) اما با دقتى كه به عمل آمدروشن شد كه تولد وى حدود سال 130ه . ق و وفاتش نزديك سال 220ه .ق و سنشريف وى هنگام وفات حدود 90 سال بوده است.
مرقد شريف
محدث نورى(ره) مىگويد:
«مرقد شريف على بنجعفر در عريض (حدود يك فرصخى مدينه) است و من در بعضى ازسفرها آنجا را زيارت كردهام. داراى قبه و بارگاه مجللى است.» (25) محدثقمى(ره) و جمعى از نسبشناسان نيز بر همين عقيدهاند. (26)
مزار على بنجعفر در قم!
ملا محمدتقى مجلسى(ره) (1003 1070ه .ق) مىنويسد: «قبر على بنجعفر درشهر قم مشهور و معروف است. شنيدم كه اهل كوفه از او تقاضا كردند به كوفهبيايد، على بنجعفر دعوت آنها را پذيرفت و به كوفه رفت و مدتى در آنجا ماندهمردم كوفه از وى احاديثى آموختند و او نيز از آنها رواياتى نقل كرد.
سپس مردم قم از وى خواستند به قم بيايد. او به قم آمد و تا آخر عمر در آنجاماند و بعد از رحلت در قم به خاك سپرده شد.» (27) محدث نورى(ره) با چند دليلاين نظر را نادرستشمرده و مرقد على بنجعفر را در عريض مىداند. (28)
محدثقمى(ره): وقتى فرزندان على بنجعفر را مىشمارد چنين مىگويد: «از او چهار پسربه نامهاى محمد، احمد اشعرى، حسن و جعفر باقى ماند. از جعفر اصغر نيز فرزندىبه وجود آمد كه على نام داشت و حال وى پوشيده است. احتمال دارد اين قبرى كهدر قم است قبر همين على بنجعفر بنعلى بنجعفر صادق(ع) باشد.» (29)
با اينبيان مزار موجود در قم مقبره نواده امام صادق(ع) و نوه ابوالحسن علىبنجعفر(ع) است. بعضى نيز اين قبر را به نواده ديگر على بنجعفر به نام «علىبنحسن بنعيسى بنمحمد بنعلى بنجعفر عريضى» نسبت دادهاند. (30) از نوشته روىقبر معلوم مىشود كه زير اين بقعه دو تن از نوادگان امام(ع) مدفون مىباشند.
يكى از آنها، از فرزندان امام موسى بنجعفر(ع) به نام «محمد» مىباشد وديگرى همان نواده امام جعفر صادق(ع) به نام «على» مىباشد.
مرقدى در سمنان
در خارج شهر سمنان، در وسط باغى سرسبز و خرم، بقعه و بارگاهمجللى وجود دارد كه به على بنجعفر عريضى منسوب است. اما بعيد است كه او نيزعلى بنجعفر عريضى باشد بلكه شخصى همنام، يا از نوادگانش مىباشد. (31)
آثار
يكى از كتابهاى معتبرى كه از مصادر كتاب پر ارج بحارالانوار مىباشد. كتاب«مسائل على بنجعفر» است كه از آثار باقيمانده و پربركت اين فرزند برومندامام صادق(ع) مىباشد.
رجالشناسان همگى بر اين عقيدهاند كه على بنجعفر كتابى دارد كه مطالبش را ازبرادرش، امام كاظم(ع) دريافت كرده است. اما در نامگذارى آن بيانات گوناگونىدارند. بعضى گمان كردهاند وى داراى دو يا سه كتاب است اما در واقع يك كتاببيشتر نيست.
نجاشى وى را صاحب يك كتاب مىداند، اما در يك جا مىگويد: او كتابى در حلال وحرام دارد. و در جاى ديگر آن را «المسائل» مىنامد. (32) شيخ طوسى(ره)مىگويد: «على بنجعفر داراى كتابى به نام مناسك و مسائل است.» (33) خاندانعلى بنجعفر فرزندانى داشته است كه به عريضيون مشهور بودهاند و اسامى آنهابدين شرح است: 1 محمد اكبر، 2 محمداصغر،3 حسن، 4 احمد شعرانى، 5 على،6 جعفر اصغر،7 كلثوم (ام كلثوم)، 8 مليكه،9 خديجه، 10 حمدونه، 11زينب، 12 فاطمه، و بعضى فرزندى به نام عبدالله نيز براى وى شمردهاند. (34)
از فرزندان و نوادگان على بنجعفر عريضى خانواده بزرگى شكل گرفته كه بيشترشهرها به سبب مهاجرت اين بزرگواران بدان سرزمين از بركت وجودشان بهرهمندگرديدند. امروز نيز مراقد شريف آنها در دورافتادهترين نقاط عالم چشم و چراغآن ديارند. اسامى بعضى از آنها از اين قرار است.
1 ابوالحسين احمد بنقاسم بناحمد شعرانى فرزند على بنجعفر عريضى، كه ازامامزادگان مشهور قم مىباشد.(35) 2 سيد كمالالدين، كه مزارش در قريه «سينخوار» در استان اصفهان زيارتگاه مومنان است.
عالم بزرگوار سيد مجدالدين حلبى نيز كه از اساتيد محقق حلى(ره) است ازنوادگان وى مىباشد. (36)
3 سيد على امامى عالم متقى سيد على فرزند سيد محمداصفهانى از شاگردان برجسته علامه مجلسى است كه به خطار انتسابش به امامزادهابوالحسن على زينالعابدين بننظامالدين احمد بنشمسالدين عيسى. ابنجمالالدينمحمد بنعلى عريضى فرزند امام صادق(ع) به امامى مشهورى است و قبر اينامامزاده ابوالحسن على زينالعابدين، در محله جملان اصفهان مىباشد. (37) درشهرهاى ديگر نيز افراد اين خاندان بزرگوار داراى مراقدى هستند كه زيارتگاهمؤمنين است. 4 در نائين سلطان سيدعلى فرزند عبيدالله بناحمد اشعرى.
5 در يزد، امامزاده ابوجعفر محمد، فرزند على بنعبيدالله بناحمد بنعلىبنجعفر.6 امامزاده، سيد جعفر، فرزند على بنعبدالله بناحمد بنعلى بنجعفر.
7 و 8 و سيد ركنالدين و سيد شمسالدين كه براى آشنايى با اين بزرگان به كتبمفصلى كه در تاريخ نائين و يزد نوشته شده مراجعه شود.
پىنوشتها:
1 ر.ك: اختيار معرفهالرجال، المعروف برجال الكشى، ص 355، روايت فيضيعقوبى، ترجمه ابراهيم آيتى. ج 2. ص373.
2 اصول كافى، كلينى، ترجمه سيد جواد مصطفوى، ج 2، ص377; تاريخ بنمختار.
3 ر.ك: معجم رجال الحديث، سيد ابوالقاسم خويى، ج 11، ص 291 و 292; تاريخقم، محمد بنحسن قمى، ص 224و ...
4 ر.ك: رجال النجاشى، ص176; مسائل على بنجعفر و مستدركاتها، موسسه آلالبيت، ص17 و شذرات الذهب فى اخبار من ذهب، عبدالحى ابنالعماد، ج 2، ص 24;تاريخ الاسلام وفيات المشاهير و «الاعلام» ذهبى، ج 14، ص263.
5 اسماعيليه; لقبى استبراى همه فرقههايى كه به امامت اسماعيل پسر امامجفعر صادق(ع) و پسرش محمد بناسماعيل قايل بودند. شعبههايى از ابنفرقه بهنامهاى ديگرى چون: قراميطه، تعليميه، باطنيه، ملاحده نيز خوانده شدهاند.
(فرقالشيعه، نوبختى، ترجمه و تعليقات محمدجواد مشكور، ص 101، زيرنويس)سمطيه: گروهى كه بعد از امام صادق(ع) امامت محمد بنجعفر ملقب به ديباج وفرزندانش را گردن نهادند به نام پيشواى خود، يحيى بنابى سميط ناميده شدند.
(فرق الشيعه، ص 112) فطحيه، گروهى كه بعد از امام صادق(ع) امامت فرزند بزرگوى عبدالله بنجعفر را پذيرفتند و چون وى سرى پهن يا پاهاى پهنى داشت او راافطح مىگفتند و پيروان او را افطحى مىناميدند. (فرق الشيعه، ص113)
6 اصول كافى، ج 2، ص 400 402; اختيار معرفه الرجال، ص263 و 264.
7 قرب الاسناد، عبدالله بنجعفر حميرى، ص 122.
8 كتاب الغيبه، شيخ طوسى، ص 38.
9 سفينه البحار، محدث قمى، ج 2،ص 244.
10 اصول كافى، كلينى، ترجمه سيدجواد مصطفوى، ج 2، ص106 و107 و رواياتديگر. ر.ك: بحارالانوار، ج 50، ص 104; اختيار معرفه الرجال، ص429.
11 قرب الاسناد، ص 122; مسائل على بنجعفر، ص 342.
12 الكافى، ج 8، ص 152; تنبيه الخواطر، ج 2، ص147; مسائل على بنجعفر، ص342.
13 رجال ابنداود، ص 238.
14 الارشاد، ترجمه رسولى محلاتى، ج 2، ص206 و 208.
15 الفهرست، شيخ طوسى، ص87.
16 ر.ك: مناقب ابنشهرآشوب، ج 4، ص 325; رجال العلامه الحلى، ص93;بحارالانوار، ج 48، ص 300.
17 ر.ك: رجال البرقى، ص 25; الارشاد، شيخ مفيد، ج 2، ص29 و287; رجال شيخطوسى، س 241 و353; مناقب ابنشهرآشوب، ج 4، ص 380; رجال ابنداوود، ص 238;مستدرك الوسائل، ج3، ص626; مسائل على بنجعفر و مستدركاتها، ص56 و57;رجال العلامه، ص 92.
18 مجمع الرجال، القهپابى، ج 2، ص 175.
19 همان، ج3، ص133.
20 همان، ج6، ص103.
21 همان.
22 مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج3، ص627; مسائل على بنجعفر ومستدركاتها، ص 65 68.
23 ر.ك: العبر فى خبر من غير، ذهبى، ج 1، ص 358; تهذيب التهذيب، ابنحجر، ج2، ص33; الذريعه الى تصانيف الشيعه، ج 20، ص 360.
24 ر.ك: معجم رجال الحديث، خويى، ج 21، ص 291 و 292; عمده الطالب،ابنعنبه، ص 231.
25 تنقيح المقال، مامقانى، ج 2، ص273.
26 مستدرك الوسائل، ج3، ص627 و 628.
27 ر.ك: اعيان الشيعه، سيد محسن امين، ج 8، ص177; اختران تابناك، ج 1، ص336; گنجينه آثار قم، عباس فيض، ج 2، ص 324; تربت پاكان، ج 2، ص43; انجمفروزان، عباس فيض، ص 181.
28 روضه المتقين، محمدتقى مجلسى، ج 14، ص 191.
29 مستدرك الوسائل، ج3، ص626 و627.
30 منتهىالامال، ج 2، ص186 ،187; ر.ك: انجم فروزان، عباس فيض، ص183.
31 گنجينه آثار قم، عباس فيض، ج 2، ص 322; تربت پاكان، ج 2، ص 42. به نقلاز ترجمه كتاب تاريخ قم، ص 224.
32 رجال النجاشى، ص176 و 21.
33 فهرست، طوسى، ص87 و 88.
34 منتهىالامال، ج 2، ص187; مهاجران آل ابيطالب، ابىطباطبا، ترجمه محمدرضاعطايى، ص303.
35 مهاجران آل ابيطالب، ص337; گنجينه آثار قم، ج 2، ص 374.
36 روضه المتقين، ج 14، ص 191; ريحانه الادب، ج 5، ص186; منتهىالامال، ج3،ص187.
37 منتهىالامال، ج 2، ص 188; ريحانهالادب، ج 1، ص173.
چند حکمت از امام رضا (ع)
امام رضا علیه السلام فرمود :
من استغفر بلسانه و لم یندم بقلبه فقد استهزء بنفسه
کسی که به زبان استغفار بگوید، ولی در قلبش [از کرده اش] پشیمان نباشد، خودش را مسخره کرده است.
و من سال الله التوفیق و لم یجتهد فقد استهزء بنفسه
و کسی که از خداوند توفیق بخواهد و تلاش نکند، خودش را مسخره کرده است.
و من استحزم و لم یحذر فقد استهزء بنفسه
و کسی که خود را دوراندیش شمارد و بیباکی کند، خودش را مسخره کرده است.
و من سال الله الجنة و لم یصبر علی الشدائد فقد استهزء بنفسه
کسی که از خداوند بهشت بخواهد و بر سختی ها صبر نکند، خودش را مسخره کرده است.
و من تعوذ بالله من النار و لم یترک شهوات الدنیا فقد استهزء بنفسه
و کسی که از آتش جهنم به خداوند پناه برد و شهوات دنیا را ترک نکند، خودش را مسخره کرده است.
و من ذکر الله و لم یستبق الی لقائه فقد استهزء بنفسه
کسی که خداوند را یاد کند و برای دیدارش سبقت نگیرد (ذکر خدا را به وسیله ی زبان جاری سازد، اما با رفتار و کردار خویش مقدمات لقاء الله را فراهم نسازد)، خودش را مسخره کرده اس































