Super User
امام(ره) تا آخرین لحظه عمرش آمریکا را "شیطان بزرگ" میدانست
آیتالله سیداحمد خاتمی خطیب موقت نماز جمعه در خطبههای دوم این نماز در سخنانی ضمن توجه به برکات و آثار ماه مبارک رمضان و آماده شدن مؤمنین و نمازگزاران برای ورود به این ماه، گفت: نکند که ماه رمضان و غیر ماه رمضانتان یکی باشد. روزه را تنها محدود در نخوردن و نیاشامیدن نکنیم، بندگی خدا را با اجتناب از محارمش تمرین کنیم.
وی افزود: 26 خرداد سالگرد شهادت مجاهدان عزیز، بخارایی، امانی، هرندی و نیکنژاد است. این عزیزان در اوج یکهتازی شاه و غرورش، مردانه ایستادهاند و با آغوش باز به استقبال شهادت رفتند و در آن تاریخ این خوبان نوری در ظلمت رژیم ستمشاهی بودند.
خطیب موقت نماز جمعه تهران در ادامه، تصریح کرد: روز 26 خرداد سالگرد رحلت خطیب گرانقدر، مرحوم حجتالاسلام والمسلمین آقای فلسفی نیز هست. خطیبی که بیش از نیم قرن حنجرهاش، حنجره دعوت به خدا و همراهی با انقلاب اسلامی بود.
آیتالله خاتمی همچنین ادامه داد: در هفته گذشته رحلت فقیه نواندیش، مرحوم آیتالله آصفی را داشتیم. افتخار میکنم که در مقطعی که او دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت بود، همکارش بودم. جدا آیتی در خدمت به اسلام بود، 200 جلد کتاب غیرتکراری نوشته است و برخی از کتابهایش به 10 زبان ترجمه شده است. در عرصه اجتماعی، تکلف 55 هزار یتیم، به خصوص ایتام شهدا در عراق، سوریه و ایران را بر عهده داشته است.
وی اضافه کرد: مرحوم آیتالله آصفی 48 هزار خانواده محروم را سرپرستی میکرد. در کنار همه اینها، آیتی از زهد بود. خانهاش در نجف که نماینده مقام معظم رهبری بود، بسیار خانهای قدیمی بود. گفتند اجازه دهید کمی این خانه را تعمیر کنیم، گفتند نیازی نیست. گفتند به هر حال شما نماینده مقام معظم رهبری هستید، اجازه دهید از طرف ایشان به تعمیر خانهتان اقدام کنیم. ایشان گفت 3، 4 ماه دیگر صبر کنید که همزمان با ارتحالش شد. دنیای زهد و سادهریستی بود.
آیتالله خاتمی همچنین به درگذشت آیتالله امینیان نماینده مردم گیلان در مجلس خبرگان رهبری اشاره کرد و گفت: پیکر ایشان روز گذشته تشییع شد، خداوند همه این عزیزان را با اولیای دین محشور کند.
وی همچنین در بخش دیگری از سخنانش به بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در حرم مطهر رضوی در ابتدای سال و حرم مطهر امام خمینی(ره) اشاره و تأکید کرد: مقام معظم رهبری دو سخنرانی کلیدی استراتژیک دارند که یکی سخنرانی اول سال ایشان در جوار حضرت ثامنالحجج(ع) است و دیگری سخنرانی ایشان در مرقد امام(ره) در 14 خرداد است.
خطیب موقت نماز جمعه تهران با تأکید بر اینکه این دو سخنرانی رهبر انقلاب استراتژیک و کاربردی است، افزود: همه سخنرانیهای معظمله مهم است، اما این دو سخنرانی از اهمیت ویژه برخوردار است. امسال رهبر انقلاب در مرقد امام(ره) به موضوع بسیار مهمی پرداختند که این موضوع، موضوع تحریف امام بود.
آیتالله خاتمی همچنین با تأکید بر اینکه رهبر انقلاب در سخنرانیشان در مرقد امام(ره) هشدار دادند که تحریف امام(ره)، تحریف صراط مستقیم است، گفت: اگر از این راه عمدا یا سهوا فاصلهه بگیریم، سیلی میخوریم. باید مراقب باشیم که امام تحریف نشود، امام را باید با اصول تعیینشده شناخت. با اسلام ناب محمدی(ص) در مقابل اسلام آمریکایی باید امام را شناخت، امام باید با توکل و اتکال به خدا، اعتماد به صدق وعدههای الهی و نه اعتماد به قلدرهای جهانی شناخت.
وی افزود: امام را باید با اعتقاد و اراده مردم و حمایت از محرومان و مستضعفان و نفرت از خوی اشرافیگری شناخت. امام را باید به عنوان قهرمان ایستادگی در برابر قلدرها و زورگویان جهانی و حامی مظلومان شناخت، امام را باید با تأکید بر استقلال کشور، سلطهناپذیری و وحدت ملی شناخت. امام را باید با نفرت از استکبار، بهویژه آمریکا شناخت.
خطیب موقت نماز جمعه تهران با تأکید بر اینکه امام آن بزرگی بود که تا آخر عمرش با نفرت از آمریکا و شیطان بزرگ دانستن آمریکا از دنیا رفت، افزود: برخی از کسانی که به امام نزدیک بودند، میگویند ما نامه نوشتیم به امام که تا زنده هستید، مشکل آمریکا را حل کنید. میپرسیم که نامهتان به امام رسید یا نرسید، نمیشود که نامه شما به دست امام نرسد! ولی امام مشکل آمریکا را حل نکرد، معنای این حرف این است که امام(ره) تا لحظه مرگش آمریکا را شیطان بزرگ میدید و شعار مرگ بر آمریکا را شعار حق میدانست.
آیتالله خاتمی در ادمه با بیان اینکه این سخنرانی رهبر انقلاب، سخنرانی بسیار مهمی است، گفت: جا دارد که رسانههای مکتوب و غیرمکتوب، بهویژه رسانه ملی بپردازد به این سخنرانی، جمله به جمله اصولی که حضرت آقا فرمودند، شایسته بحث است.
وی اضافه کرد: یک اصلی را هم آقا به خاطر اینکه مبادا کسانی بگویند دعوت به خود است، نگفت. آن اصل، اصل ولایتفقیه است. امام تا آخر عمرشان مدافع این اصل عزتآفرین بود و میفرمود که:" پشتیبان ولایتفقیه باشید تا کشور آسیب نبیند".
خطیب موقت نماز جمعه تهران در بخش دیگری از سخنانش به موضوع مذاکرات هستهای اشاره کرد و گفت: ما در هر خطبه به خاطر روز بودن این مسئله، متذکر شدیم. در این خطبه هم 6 نکته در رابطه با مذاکراتی که در جریان است، محضر شما نمازگزاران عزیز تقدیم میکنم.
آیتالله خاتمی اضافه کرد: نکته اول این است که موضوع هستهای مسئله حساس سیاسی است. همه به خودشان اجازه میدهند که در این رابطه اظهارنظر کنند. البته حقشان هم است. از برکات این انقلاب سیاسی شدن مردم ما و به صحنه سیاست آمدن مردم ماست. لکن در این عرصه دو مطلب را باید همه رعایت کنند. یک مطلب اظهارنظرکنندگان، به خصوص منتقدان توجه داشته باشند که مذاکرهکنندگان هستهای فرزندان این ملت هستند، این مذاکرهکنندگان را زیر سؤال نبردند، آنها را متهم به خیانت و امثال اینها نکنند، اینها رزمنده جبهه دیپلماسی هستند و باید همه تلاش و کمک کنیم که این رزمندگان خط مقدم جبهه دیپلماسی در این عملیاتشان موفق شوند.
وی اضافه کرد: در این راستا یک انتظار هم از مسئولین است که اسم هر تجمع و هر نقدی را تخریب نگذارند، چه بسا تجمعهای قانونمند مشت مذاکرهکنندگان هستهای ما را پر میکند.
خطیب موقت نماز جمعه تهران ادامه داد: نگاه کنید در بین آنها اوباما و کنگره چه موضعی میگیرد. این طور نیست که یک صدا باشند. البته جامعه ما هم جامعه باز و آزادی است، بایستی در تجمعات مذاکرهکنندگان تضعیف نشوند، اما این تجمعات در حقیقت قدرت مذاکرهکنندگان ما را در چانهزنیشان بیشتر خواهد کرد.
آیتالله خاتمی با تأکید بر اینکه از روز اول که مردم شعار دادند"انرژی هستهای حق مسلم ماست" تاکنون هم مردم و هم دولت همدل و همزبان بودهاند، گفت: کور خواندهاند دشمنانی که همانگونه که در عرصه مذاکرات شیطنت میکنند در این عرصه هم شیطنت ایجاد و در بین ملت تفرقه ایجاد کنند. هم مردم و هم دولت محترم با زعامت مقام معظم رهبری، امام خامنهای این مسئله را دارند پیش میبرند.
وی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه نظام در پی توافق خوب است، افزود: توافق بد را نه مقام معظم رهبری، نه این امت خداجوی و نه توافقکنندگان نمیپذیرند. توافق خوب، توافقی است که خطوط قرمزی که حضرت آقا تعیین کردهاند، کاملا رعایت شود.
خطیب موقت نماز جمعه تهران با بیان اینکه یکی از خطوط قرمز این است که همه تحریمها یک جا باید، لغو و نه تعلیق شود، اظهار داشت: خطوط قرمز بعدی این است که مذاکرات تحت شبح تهدید تخریب مذاکرات است و مذاکرهکنندگان مجاز نیستند تحت شبح تهدید به مذاکراتشان ادامه دهند؛ این تخریب است.
آیتالله خاتمی با تأکید بر اینکه همه دستاوردهای هستهای باید حفظ شود، گفت: هیچگونه بازرسی مطلقا از مراکز نظامی و بازجویی از دانشمندان ما نباید صورت بگیرد. تعهدات باید برگشتپذیر باشد، همانطوری که آنها از راستیآزمایی سخن میگویند، ما هم باید راستیآزمایی کنیم. ما هم باید اقدامات متقابل انجام دهیم، نباید تعهد یک طرفه باشد.
وی با تأکید بر اینکه مذاکره فقط در عرصه مسائل هستهای است، افزود: در هیچ عرصه دیگری از جمله مذاکره با آمریکا برای رابطه، بحثی مطرح نیست و نامشروع است. اینها رهنمودهای مقام معظم رهبری است.
خطیب موقت نماز جمعه تهران در ادامه، تصریح کرد: از مجلس شورای اسلامی درخواست میکنیم که این موارد را به قانون تبدیل کنند که دیگر به کلی دشمنان ملت ایران مأیوس شوند از اینکه این ملت بزرگ را به تسلیم وادار کنند.
آیتالله خاتمی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه ادبیات آمریکا از ابتدای مذاکرات تاکنون به جای ادبیات تکریم، ادبیات تحقیر بوده است، گفت: ادبیات آمریکا تاکنون ادبیات تهدید بوده است و مانند فرعونها تهدید میکنند تا اینکه سلطه پیدا کنند. واقعیت مطلب این است که دوره تهدید گذشته است، ایران به فضل خدا نه تنها قدرت منطقهای، بلکه قدرت جهانی است.
وی ادامه داد: شما ببینید در هر عرصه مهم جهانی میگویند اگر پای ایران نباشد، به جایی نمیرسد. در عرصه سوریه نماینده سازمان ملل میگوید که ایران باید باشد، ایران اگر نباشد، مشکل سوریه حل نخواهد شد؛ معنای آن این است که ایران اسلامی به فضل خدا یک قدرت بزرگ جهانی است. ایران اسلامی یک تفاوت با قدرتهای جهانی دارد و آن این است که قدرتهای جهانی پشتوانهشان سلاح، دلار، یورو، آدمکشی است اما پشتوانه قدرت ایران اسلامی عزیز دلهای علاقهمند عاشقان است.
خطیب موقت نماز جمعه تهران با تأکید بر اینکه ایران اسلامی به فضل خداوند در این عرصه به عنوان یک قدرت مطرح است، گفت: نمیتوانند این قدرت را دستکم بگیرند.
آیتالله خاتمی با بیان اینکه نباید همه چیز را به رفع تحریمها گره زد، افزود: ما از اول انقلاب تاکنون با همه فراز و نشیبها، کم و بیش با تحریم مواجه هستیم که به لطف خدا با عزت زندگی کردهایم و زندگی خواهیم کرد. برخی چنین القا میکنند که اگر تحریمها لغو نشود بحران پیدا میکنیم، قطعا چنین نیست. البته اگر توافق صورت نگیرد، اوباما بحران پیدا میکند.
وی اضافه کرد: به دلیل اینکه اوباما با ایرانهراسی که صورت داده و اینکه میگوید ایران در حال ساخت بمب اتم بود و ما توافق کردیم و جلوی این خطر را گرفتیم، میخواهد قهرمان آمریکا شود، این قهرمانیاش دارد کور میشود. میخواهد حزبش دوباره رأی بیاورد. اگر این توافق صورت گیرد، شانسی برای حزب دموکرات است. گرچه میدانیم که پشت صحنه هر دو حزب صهیونیستها هستند. این آمریکاست که نیاز به توافق دارد، ملت بزرگ ایران روی پای خودش ایستاده و به فضل خدا با اراده و تصمیمش کشورش را پیش میبرد.
خطیب موقت نماز جمعه تهران در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه فرهنگ مقاومت در برابر زیادهخواهیهای استکبار، فرهنگ قرآنی است، گفت: هیچ تردیدی نداشته باشید که این فرهنگ است که به داد ما میرسد. این فرهنگ، فرهنگ قرآنی است.
آیتالله خاتمی در ادامه اظهار داشت: مذاکرهکنندگان ما مذاکراتشان را ادامه دهند، تقویتشان میکنیم و اثبات هم میکنیم که ما مرد قولمان هستیم و پای قرارهایمان هم میایستیم.
وی اضافه کرد: آمریکا میخواهد توپ را به این میدان بیاندازد و چنین وانمود کنند که ایران پای قرارش نیست. خیر، ما پای قرارمان هستیم ولی به آمریکا اعلام میکنیم و به دیگر قدرتها اعلام میکنیم که ما
آیتالله خاتمی در خطبه اول نماز جمعه این هفته تهران در سخنانی ضمن دعوت خودش و نمازگزاران به تقوای الهی، گفت: تعبیر قشنگی رهبری از ماه رمضان داشتند که این ماه قطعهای از بهشت در این دنیای سوزان مادی است. لحظه لحظه این ماه فرصت مغتنم الهی است. بی تردید ماه مبارک رمضان از نفحات الهی است. به خصوص سحرهای ماه رمضان، گویا عطر دیگری است و با سحرهای دیگر متفاوت است.
وی با بیان اینکه مکروه است که بدون سحری انسان روزه بگیرد، ولو شده یک دانه خرما بخورد، افزود: از جمله اصول این است که باید فضا، فضای حاکمیت دین و ارزشهای دینی باشد.
خطیب موقت نماز جمعه تهران در پایان این خطبه در سخنانی با بیان اینکه "اگرمردم را به دین دعوت میکنیم خودمان در عرصه عمل به آن تجلی داشته باشیم" خاطر نشان کرد: راه برخورد در مسائل فرهنگی اقناع است؛ اینطور نیست که اگر کسی سؤالی کرد یا بدحجاب بود با او بد برخورد کنیم.
سید حسن نصرالله: امام خامنهای تهدیدات را به فرصتها و ایران را به یک قدرت منطقهای تبدیل کرده است
دبیرکل حزبالله لبنان در دومین همایش نوآوری و اجتهاد از دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیروت گفت: امام خامنه ای فرماندهی شجاع برای امت اسلامی و متفکر و اندیشمندی بزرگ هستند که بر علوم غیرحوزوی مانند شعر و ادب و فرهنگ تسلط و با آن آشنایی زیادی دارند.
وی با اشاره به اینکه مرجع تقلید باید عالمترین فرد در میان دیگر علما باشد، تصریح کرد که یک فقیه باید دارای احاطه بر مسائل فقهی مختلف باشد.
سید حسن نصرالله تصریح کرد: حضرت آیت الله خامنه ای از زمان ارتحال امام خمینی (ره) مسئولیت مهم رهبری را بر عهده گرفته است و جمهوری اسلامی ایران و گروه های بزرگی از این امت را در سخت ترین شرایط هدایت و مدیریت کرده است.
دبیرکل حزب الله گفت: می بینیم که منطقه و جهان در ۲۰ سال گذشته شاهد تحولات گسترده ای بوده است و اسلام و امت اسلامی از جمله ایران با تهدیدات و مشکلات و تحریم ها روبرو شده اند، اما آیت الله خامنهای توانست بیشتر این تهدیدات را به فرصت تبدیل کند تا این که ایران امروز به قدرت بزرگی در منطقه تبدیل شده است به گونهای که جهان آن را به رسمیت می شناسد.
سید حسن نصرالله گفت: ایشان متفکر اسلامی کبیر است که نیاز به شناخت بیش از پیش دارد و از مراجع عالی قدر و رهبری است که منطقه متاثر از مواضع وی است.
وی با بیان اینکه رهبر انقلاب از دوران جوانی اهتمام ویژه به مسائل فرهنگی و فکری داشتهاند، افزود: همچنین ایشان به خواندن تاریخ، ادبیات هم اهتمام داشتهاند.
دبیرکل حزبالله در ادامه با اشاره به اینکه رهبر انقلاب هر ساله در نمایشگاه کتاب طهران حضور مییابند، ابراز داشت که امام خامنه ای در فرهنگ شیعه و سنی مطالعه کردهاند و علمای اهل سنت و منابع و کتابهای آنها را به خوبی می شناسند و مسائل مربوط را به دقت دنبال میکنند.
وی در ادامه خاطرنشان کرد که رهبری در جهان را نمیشناسد که تا این اندازه به مطالعه اهتمام داشته باشد. البته این امری تبلیغاتی نیست، بلکه جوانان و امت راتشویق به مطالعه می کند.
دبیرکل حزب الله گفت: علما، متفکران و فیلسوفان مسایل عصر حاضر و یا گذشته را بررسی کردند، اما اکنون به مرجع تقلید زنده بویژه در شرایط سخت کنونی نیاز داریم.
نصرالله تصریح کرد: رهبری در جهان مانند امام خامنه ای وجود ندارد که به اقشار امت تا این اندازه اهمیت بدهد. جایگاه امام خامنه ای به عنوان رهبر به او این امکان را می دهد که از همه اطلاعات آگاهی داشته باشد.
وی افزود: امام خامنه ای عالم فقیه است و در بالاترین درجههای فقه قرار دارد و از قدرت و توانایی درک متون دینی برخوردار است. کسانی که منابع و کتابهای ایشان را مطالعه کردند متوجه می شوند که وی اندیشمند بزرگی است.
سید حسن نصرالله با اشاره به اینکه دلایل متعددی باعث شده تا امام خامنه ای به عنوان یک رهبر با اطلاعات وسیع و احاطه به مسائل فرهنگی باشد، ابراز داشت که علاوه براین رهبری انقلاب در کانون تحولات و وقایع هستند و مشکلات را درک میکنند.
وی تصریح کرد: رهبری، جایگاه دوم امام خامنهای است؛ رهبر جمهوری اسلامی ایران رهبر، ولی فقیه و ولی امر مسلمین است. این جایگاه مستلزم داشتن شرط کفایت، شجاعت، آگاهی تاریخی، شناخت سیاسی گسترده، تجربه اجتماعی و سیاسی متنوع، توانایی تشخیص منافع و شناخت دشمن و دوست، استفاده از فرصتها تا توانایی های اداری بالا است.
دبیرکل حزب الله در ادامه رهبر انقلاب ایران را فردی دارای زبان زمانه دانست و گفت: امام خامنهای تنها با زبان نخبگان متخصص حرف نمیزنند بلکه زبانی توانمند برای بیان کلمات روشن دارند.
نصرالله افزود: از همه مسلمانان جهان میخواهم که از این متفکر اسلامی بویژه در این برهه از زمان که متفکران کمی وجود دارند، استفاده کنند و از غیر مسلمانان هم می خواهم که کتابهای ایشان را مطالعه کنند
بیانات پس از بازدید از نمایشگاه دستاوردهاى فناورى نانو 1393/11/11

بسماللهالرّحمنالرّحیم
امروز روز بسیار خوب و مطلوبى بود براى من بهخاطر مشاهدهى کار برجستهاى که در زمینهى فنّاورى نانو بحمدالله در کشور شکل گرفته و پیش میرود. البتّه یکایک این کارهایى که انجام گرفته و اشخاص محترمى که این زحمات را کشیدند و این کارها را کردند، درخور این هستند که جداگانه ابراز تشکّر و سپاسگزارى و دعا براى پیشرفت براى آنها انجام بگیرد.
خوشبختانه مسئلهى فنّاورى نانو یک تجربهى موفّقى است براى کشور ما؛ و نشاندهندهى این است که وقتى یک مجموعهى علاقهمند و دلسوز و بامعرفت به کار متمرکز میشوند بر روى یک نقطهى خاصّى و کار را با برنامه پیش میبرند، پیشرفتهاى محسوس و جهشوارى در آن کار بهوجود مىآید. پیشرفت کار فنّاورى نانو در واقع براى ما علاوه بر اینکه خودش ارزش دارد، از این جهت هم که یک نمونهاى است که ما بتوانیم در همهى کارهاى کشور از این نمونه تبعیّت کنیم و آن را معیار قرار بدهیم، براى ما ارزش دارد. ما تقریباً دهسال پیش با مجموعهى ستاد نانو یک ملاقاتى داشتیم؛ گزارشى به من دادند و موضوع نانو را براى ما تشریح کردند؛ مشغول شدند و پیشرفت کردند. امروز خوشبختانه مىبینیم ما در این مقولهى علمى و تحقیقى جهش بهوجود آمده؛ یعنى کار بهصورت جهشى پیش رفت.
خداى متعال را شکر میگزاریم که یکچنین اتّفاقى افتاده؛ مهم این است که شما ببینید عوامل این پیشرفت جهشى چه بوده است، این عوامل را بایستى نگه دارید؛ وجود برنامهى خوب، ثبات در مدیریّت، اهتمام به فرهنگسازى و گفتمانسازى. اینچیزى که اخیراً من دیدم که این جوانهاى دانشآموز دنبال این کار هستند و دارند این مسئله را در حدّى که از توانایىهاى معمول دانشآموزهاى ما بالاتر است دنبال میکنند یا براى بخشهاى مختلف کارهایى انجام گرفته، این گفتمانسازى است؛ این گفتمانسازى خیلى مهمّ است. یعنى در کشور این فکر، این گفتمان، این اندیشه بهوجود بیاید که باید مسئلهى نانو را دنبال کرد. خب، نانو خیلى مهم است؛ نمیخواهیم بگوییم از همهى مسائل کشور، از همهى مسائل فنّى مهمتر و بالاتر است؛ نه، [امّا] یکى از مسائل مهم پیشرفت علمى و فنّى کشور است؛ ما این را الگو قرار بدهیم براى کارهاى گوناگونمان و همین عوامل پیشرفت را که به بعضى از آنها اشاره کردم، حفظ کنیم؛ یعنى برنامه را روزبهروز تکمیل کنیم. موفّقیّتها ما را غرّه نکند؛ این خیلى مهم است. خوشبختانه در این ده سال پیشرفتتان خیلى خوب بوده؛ یعنى شما از رتبهى پایینى در دنیا رسیدهاید به رتبههاى بالا؛ به رتبهى هفتم دنیا مثلاً رسیدهاید؛ خب، این خیلى چیز مهمّى است ولیکن این ما را وادار نکند به اینکه قانع بشویم به وضعى که هست و همین وضعیّت موجود را بخواهیم حفظ کنیم؛ نه، پیش بروید و فکر پیشرفت روزافزون در این رشته را رها نکنید. استعدادهاى گوناگونى هم جذب خواهند شد؛ الان همین پسرها و دخترهاى جوانى که اینجا من میبینم، خیلى استعدادهاى خوبى هستند؛ اگر این موضوع براى اینها مطرح نمیشد، این باب براى تحقیقات اینها باز نمیشد و این استعداد بُروز نمیکرد. ما خیلى از استعدادها را که در کشورمان وجود دارد نمىشناسیم؛ میدان را باز کنیم براى اینکه این استعدادها شناخته بشوند و بیایند. ما امروز خیلى احتیاج داریم به کار؛ ما یک عقبماندگى تاریخى و یک فقر تاریخى در زمینههاى علمى و تحقیقى داریم. درست است که امروز شتاب علمى ما در دنیا در درجهى اوّل است و در واقع شتاب علمى از متوسّط خیلى خیلى بالاتر است لکن هنر این شتابْ حدّاکثر این است که ما را از این عقبماندگى تاریخى و از این فقر تاریخى یک مقدارى جلو بیاورد. ما باید اینقدر این کار را ادامه بدهیم که برسیم به صفوف مقدّم؛ چرا میگوییم صفوف مقدّم؟ چون هم امکانش را داریم، هم نیازش را داریم. اینهمه استعداد خوب در کشور ما هست؛ یعنى متوسّط استعداد در کشور ما از متوسّط استعداد در دنیا بالاتر است؛ این ثابت شده و جزو مسلّمات است. استعدادهاى فراوانى داریم که این استعداد بایستى بُروز کند و نتیجه بخش [شود]. ثانیاً ما نیاز داریم به اینکه پیشرفت کنیم؛ ما احتیاج داریم. مىبینیم که منش مستقلّ سیاسى و اجتماعى و فکرى ملّت ایران و جمهورى اسلامى موجب میشود که قدرتمندان دنیا، صاحبان قدرتهاى زورگو با ما دشمنى کنند؛ این دشمنى در خیلى از جاها دارد خودش را بُروز میدهد. خب، وقتى که اینهمه دشمنى با ما میشود، باید خودمان را تقویت کنیم و خودمان را به اقتدار لازم برسانیم.
خوشبختانه کارها تا حالا در همهى زمینهها خوب پیش رفته و من خواهش میکنم نگذارید که این چیزهایى که عوامل پیشرفت در اینجا بوده به هم بخورد؛ این مسئلهى ثبات مدیریّت، تکمیل برنامه، دورى از فضاهاى سیاسى. یعنى از مهمترین کارها این است که این انگیزههاى سیاسىاى که مشاهده میکنید بیرون هست، نگذارید در این مجموعه نفوذ کند؛ حیف است، خراب میکند. و همینطور که تاکنون بحمدالله خوب بوده، همینطور خوب نگه دارید و نگذارید [خراب شود]. و آقاى دکتر ستّارى هم اینجا حضور دارند و میتوانند کمک کنند براى پیشرفت اینجا. همینطور که حالا در این نمودار نشان داده شد که بودجه نسبت به مشابهات آن در دنیا خیلى کم بوده، یک مقدارى بیشتر پرداخته بشود به این قضیّه. و انشاءالله خداى متعال هم کمک کند؛ ما هم دعا میکنیم به شما؛ هم دعا میکنیم که انشاءالله خداوند کمک کند. اگر زنده بودیم، باز بعد از یک فاصلهاى شماها را خواهیم دید انشاءالله با پیشرفتهاى بیشترى؛ و اگر ما هم نبودیم، انشاءالله کشور پیشرفتهاى شما را خواهد دید. و این مسئلهى هدایت کار به سمت بازار و ثروت که در این گزارشها من یک جا ملاحظه کردم، خیلى مهم است؛ یعنى کارى بشود که این شرکتهاى دانشبنیان بهمعناى واقعى کلمه بتوانند از این محصول استفاده کنند، از این فکر استفاده کنند؛ این موجب میشود که کار علمى شما و تحقیقاتى شما در محیط زندگى مردم تأثیر خود را نشان بدهد؛ این تضمین پیشرفت کار شما است انشاءالله. زنده باشید.
بیانات در دیدار نمایندگان اقلیتهای مذهبی کشور در مجلس شورای اسلامی 1393/11/06
بسماللهالرّحمنالرّحیم
ما از اسلام آموختهایم که باید با پیروان ادیان دیگر با انصاف و عدالت برخورد کرد؛ این حکم اسلام به ما است. آنچه امروز در دنیا مشاهده میشود، این است که قدرتها و دولتهای مدّعی انصاف و عدالت، هیچ انصاف و عدالتی را جز در دایرهی سیاستهای تنگ و محدود و ظالمانهی خودشان ملاحظه و مراعات نمیکنند. شما امروز میبینید در اروپا، در آمریکا، علیه مسلمانها چه تبلیغاتی انجام میگیرد. بحث این نیست که چرا مسلمانها آزادی لازم را در بسیاری از این کشورها ندارند؛ بحث بر سرِ این است که چرا امنیت جانی ندارند! یعنی حقیقتاً اینجوری است. همین فیلم «تکتیرانداز»(۱) که حالا سروصدایش بلند شده و هالیوود آن را درست کرده، تشویق میکند یک جوانِ مثلاً فرض کنید مسیحی یا غیر مسلمان را که تا آنجایی که میتواند و از دستش برمیآید، مسلمان را اذیت بکند، اصلاً تشویق میکند این معنا را؛ آنطور که نقل کردند، ما که این فیلم را ندیدیم. این روش روشِ مورد پسند اسلام نیست؛ اسلام معتقد است به انصاف. امیرالمؤمنین (علیهالصّلاةوالسّلام) در آن قضیهی حملهی به [شهر انبار(۲)] میفرماید: بَلَغَنی اَنَّ الرَّجُلَ مِنهُم لَیدخُلُ المَرأَةَ المُسلِمَةَ وَ الاُخرَی المُعاهِدَة؛ من شنیدهام این افرادی که حمله کردند به این شهر، وارد خانهی زن مسلمان و زن غیر مسلمان - معاهده یعنی یهود و نصارایی که پیمان دارند و در زیر سایهی حکومت اسلامی زندگی میکنند - میشوند و «یأخُذُ حِجلَها» و اذیت میکنند اینها را، آزار میکنند، ظلم میکنند. بعد حضرت میفرمایند که اگر مسلمان از این غم بمیرد، مورد ملامت نیست! ملاحظه میکنید، این امیرالمؤمنین [است]. اگر مسلمان از غصّهی این بمیرد که سپاهیان دشمن و غارتگران، وارد خانهی یک زن غیر مسلمان شدند و او را مورد آزار و اذیت قرار دادند و دستبند او را و حِجـِل(۳) او را گرفتند، ملامت نباید بشود؛ ملامت نمیشود. نظر اسلام این است. ما امیدواریم انشاءالله بر همین روال حرکت کنیم و پیش برویم.
و خاطرات خوبی هم داریم. من غالباً به منازل شهدای ارامنه و آشوری که رفتهام - که امسال هم خوشبختانه موفّق شدم منزل چند شهید ارمنی رفتم - میبینم اینها نسبت به کشورشان احساس تعهّد میکنند؛ یعنی واقعاً متعهّدانه رفتار کردند. زمان جنگ هم من یادم است که عدّهای از همین مسیحیان ارمنی آمدند اهواز؛ من در فرودگاه دیدم یک جماعتی نشستهاند، گفتم اینها چهکسانی هستند؟ گفتند اینها ارامنهاند، دارند میآیند جبهه برای کارهای صنعتی - ارامنه در کارهای صنعتی و فنّی و ماشین و این چیزها مسلّطند - و برای کمک و خدمت. آمدند؛ مرحوم چمران اینها را به کار گرفت. مبالغی اینها زحمت کشیدند، خدمت کردند، کار کردند و کسانی هم شهید شدند.
یکی از [اعضای] این خانوادههای ارمنی که من همین هفتهی پیش رفتم منزلشان، پسرش سرباز بوده؛ گفت سربازیاش تمام شد و ناراحت بود که جنگ هنوز هست؛ [میگفت] من سربازیام تمام شده و چه کار کنم. بعد گفت اتّفاقاً اعلام کردند مثلاً آن کسانی که سربازی رفتند، چند ماه - سه ماه یا فلان قدر - بیایند مجدّداً جبهه. گفت این خوشحال شد؛ خوشحال شد که باز دوباره فراخوانی کردند؛ آمد و رفت جبهه و بعد هم شهید شد، جسدش را آوردند؛ یعنی اینجور احساساتی را انسان در بین هممیهنان غیر مسلمان ما در کشور مشاهده میکند. خب تلاش کردند. و امیدواریم که نظام اسلامی بتواند به وظایف خودش در این زمینهها عمل کند؛ آنها هم حقیقتاً نسبت به کشور با تعهّد به معنای واقعی کلمه رفتار کنند.
این رفتارهای جمهوری اسلامی را هم در خارج منعکس کنید؛ یعنی واقعاً بدانند، بفهمند در دنیا و دنیای مسیحیت بداند که در کشور اسلامی اینقدر رواداری نسبت به غیر مسلمانها هست؛ این رواداریای که آنجاها وجود ندارد. و چقدر شما شنیدهاید مثلاً در آلمان، جوانهای نئونازی - که حالا افتخار میکنند که نازیاند؛ اسمشان را گذاشتهاند «نئونازی» - حمله میکنند به یک مشت مسلمان، به مسجد مسلمانها؛ میزنند، میکشند، تعقیب درست و حسابیای هم نمیشوند؛ ما هم نشنفتهایم. یا آن دختر خانم جوان عرب را که مثلاً فرض کنید که مقنعه داشته یا پوشیه(۴) داشته، بهخاطر حجابش میزنند میکشند و هیچکس اصلاً دنبال هم نمیکند؛ حالا گفتند یک مجازاتی [کردند]؛ آدم فکر نمیکند که خیلی جدّی اینها تعقیب میشود؛ واقعاً تعقیب هم نمیکنند. در جاهای دیگر هم همینجور؛ در آمریکا و جاهای دیگر و کشورهای دیگر هم متأسّفانه همینجور است؛ که خب، اینها مدّعی حقوق بشر هم هستند! اینها را مقایسه کنند با آنچه در ایران میگذرد. این چنین چیزی در ایران سابقه ندارد؛ یعنی در دوران اسلامی و جمهوری اسلامی، تعرّض به غیر مسلمان از سوی مسلمانها هیچ سابقهای ندارد. همان جوان حزباللّهی تند و داغ هم هرگز به خودش اجازه نمیدهد که به یک غیر مسلمانی تهاجم و حمله بکند و مانند اینها. امیدواریم انشاءالله خدای متعال به شماها و به ما توفیق بدهد که بتوانیم وظایفمان را انجام بدهیم.
۱) فیلم «تکتیرانداز آمریکایی» از ژانویهی سال ۲۰۱۵ اکران شده است. این فیلم بر اساس کتابی به همین نام نوشتهی «کریس کایل» ساخته شده و داستان زندگی واقعی نویسندهی کتاب است که سرباز نیروی دریایی آمریکا بوده و بمرور تبدیل به ماشین آدمکشی ارتش آمریکا میشود و رکورد بیشترین کشتن در جنگ بهعنوان تکتیرانداز را از آن خود میکند! این فیلم در چند بخش، نامزد دریافت جایزهی اسکار شده است.
۲) نهجالبلاغه، خطبهی ۲۷ (با کمی تفاوت)
۳) خلخال
۴) روبنده
بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت روز ملّی مهندسی 1393/11/06

بسماللهالرّحمنالرّحیم(۱)
خیلی خوش آمدید آقایان مسئولان مجموعههای مهندسی کشور. دربارهی مسائل مهندسی، آقای مهندس باهنر مطالب گفتنی را بیان کردند. این گسترهی عظیم کار مهندسی که البتّه ایشان تا علوم انسانی هم این را گسترش دادند و دلیل آن را هم مهندسی فرهنگی کشور دانستند - آنجا البتّه مهندسی به معنای لغوی آن بهکار رفته، به معنای مهندسی اصطلاحی نیست - ولی خب، همین مقداری هم که ایشان شرح دادند، درست است؛ دامنهی کار مهندسی در کشور حقّاً و انصافاً گسترده است؛ و توصیفی که ایشان کردند، توصیف خوبی است؛ پیشنهادهایی هم که در خلال نامهی ایشان بود که من قبلاً هم این نامه را مطالعه کرده بودم، پیشنهادهای درستی است؛ ما هم تأیید میکنیم.
یک نکته در زمینهی مسائل مربوط به مهندسین کشور در بیان ایشان ناگفته ماند و آن نقش مجموعههای جوان مهندسی در مسائل انقلاب بود؛ هم در دوران مبارزات انقلابی، دانشکدههای فنّی ما در همه جای کشور جزو پیشروان مبارزات بودند؛ هم بعد از پیروزی انقلاب، بخصوص در دوران دفاع مقدّس، مهندسین واقعاً آنجا سربازان ازجانگذشتهای بودند که همهی توانایی خود، نیروی خود، استعداد خود، هنر خود، نبوغ خود را به کار گرفتند که ما در جنگ اینها را دیدیم. میتوان گفت هر روزی یک پدیدهی نو از این جوانهای بااستعداد که رشتههای مهندسی را طی کرده بودند، بُروز پیدا میکرد؛ بعد از دوران دفاع مقدّس هم همینجور. حالا همین رشتههای نانو و سلّولهای بنیادی و بایو(۲) و این چیزها که ایشان اسم آوردند، اینها همه کارهای بعد از دوران دفاع مقدّس است که باز هم جوانهای مهندس ما در این زمینهها کار کردند. خب، مسئولیتهای مهمّی هم داشتند؛ الان هم که نگاه میکنیم، الحمدلله خیلی از رؤسای کشور مهندسینند و این مایهی اعتراض بعضیها هم هست؛ میگویند دائم مهندسین را میآورند سر کار.
کاری که شما باید بکنید این است که اوّلاً این مسئلهی «ما میتوانیم» - که خوشبختانه یک شعار مقبولی در نزد همهی انسانهای منصف در این کشور است - را به مردم نشان بدهید؛ همینطوری که در نوشتهی ایشان هم ذکر شده. در بخشهای مختلف تلاش کنید که کارهای نکرده انجام بگیرد. حالا مثلاً فرض بفرمایید در صادرات خدمات مهندسی ما بیشتر کارهای عمرانی را مشاهده میکنیم؛ شما کاری کنید که محصولات مهندسی کشور در مبادلات کشور حضور داشته باشند؛ یعنی واقعاً بتوانیم ما محصول کارهای مهندسین خودمان در کارخانجات و در قطعهسازی و در بخشهای گوناگونِ وسیع مهندسی را در بازار مبادلات بینالمللی جهانی عرضه کنیم؛ این کار مهمّی است که این هم از عهدهی شماها بر میآید؛ یعنی شماها در این زمینه الان مسئولیت دارید، داخل دولت یا مجلس هستید و میتوانید تصمیم بگیرید.
و سعی کنید که این فشار واردات بر کشور را کم کنید؛ این یک مسئلهی واقعاً مهمّی است. امروز فشار واردات، کشور را دارد از پا درمیآورد؛ بهانههای مختلفی هم وجود دارد. مثلاً مسئلهی قاچاق؛ رقمهایی که این روزها میگویند، رقمهای عجیبوغریبِ گیجکنندهی بیست و چند میلیارد قاچاق [است]! واقعاً سر انسان گیج میرود. خب، حالا آنوقت به بهانهی اینکه قاچاق نشود، پس ما راه را باز کنیم که از طریق قاچاق نیاید، از طریق گمرکات بیاید که ما بتوانیم سودی هم ببریم؛ این به نظر من منطق قویای نیست؛ کاری کنید که محصولات کشور مقهور واردات نشود. این محصولات همان محصولاتی است که در این بخشهای مختلف بهوسیلهی جوانهای بااستعداد ما، مردان مؤمن ما، توانای ما، بعضاً نابغهی ما دارد بهوجود میآید و تولید میشود. این یک نکته است که به نظر من بسیار مهم است.
مسئلهی اقتصاد مقاومتی هم که اشاره کردید، خب، از وقتی که این عنوان مطرح شده، شاید هزار مرتبه از طرف مسئولین - با کم و زیادش - تأیید شده؛ مسئولین مختلف، فعّالان اقتصادی، حتّی فعّالان سیاسی، مسئولین دولتی، مجلس، غیره، مکرّر گفتهاند اقتصاد مقاومتی، اقتصاد مقاومتی؛ خب، خوب است؛ لکن با اسم و با تکرار زبانی هیچ اتّفاقی نمیافتد؛ هیچ اتّفاقی نمیافتد. با بردن اسم دارو و تکرار اسم دارو هیچ بیماری خوب نمیشود؛ دارو را باید مصرف کرد. شما در مجلس، در دولت نگاه کنید ببینید که واقعاً برای اقتصاد مقاومتی به همان مفهوم حقیقی خودش چهکارهایی انجام گرفته و چه کارهایی باید انجام بگیرد. این را به نظر من بهطور جدّی دنبال بکنید. این هم مسئلهی دوّم.
مسئلهی سوّم این است که در باب مسائل مهندسی همانطور که عرض کردم، بگردید دنبال خلأها، ببینید کجا ما خلأ داریم. خب، ما در زمینهی ساخت قطعه، مثلاً فرض کنید که ساخت ماشینآلات خوب است، پیشرفت کردهایم، در زمینههای گوناگونی ابتکارهایی را ما مشاهده میکنیم. مهندسی در طرّاحی، مهندسی در ساخت کارخانجات، آن کارهایی است که ما بایستی اینها را جدّی بگیریم و دنبال بکنیم. اگرچنانچه شما توانستید این سنّت طرّاحی و ابتکار در طرّاحیهای نیازهای گوناگون را جا بیندازید، آنوقت همان سنّت حسنهای است که تا هروقتی که این در کشور وجود دارد، خدای متعال به شما ثواب خواهد داد. کارهایی را که خلأ کشور است، نیاز کشور است، اینها را دنبال بکنید. بههرحال امیدواریم که خداوند به شماها توفیق بدهد، کمکتان کند، بتوانید کارها را انجام بدهید.
خب، الحمدلله همانطور که اوّل صحبت اشاره کردم، مهندسین ما در مراکز حسّاس زیادند؛ شما، هم در مجلس مهندس زیاد دارید، هم در دولت مهندس زیاد دارید، هم در بخشهاى گوناگون؛ به مسئولیّت خودتان با استفاده از ابزار مهندسى واقعاً توجّه کنید و اهتمام بورزید؛ ببینید چه چیزهایى را بایست انجام داد، آنها را انشاءالله انجام بدهید. انشاءالله خداوند همهتان را موفّق و مؤیّد بدارد.
۱) این ستاد به منظور بزرگداشت روز ملّی مهندسی (سالروز تولّد خواجه نصیرالدّین طوسی) تشکیل شده است و قرار است همایشی در روز چهارم اسفند سال جاری برگزار نماید.
۲) فنّاوری زیستی
بیانات دیدار قهرمانان و ورزشکاران مسابقات آسیایی و پارا آسیایی 1393/11/01

بسماللهالرّحمنالرّحیم
خیلی خوش آمدید عزیزان، جوانان، قهرمانان! خوشحالم از زیارت و دیدار شما. اگر میتوانستم، مایل بودم یکایک شما را از نزدیک ببینم و تشکر کنم؛ منتها عدّهتان ماشاءالله زیاد است و نمیشود. از خدای متعال درخواست میکنیم که همهی شما برادران، خواهران و مربّیانتان و مدیرانتان همه را مشمول لطف خود و هدایت خود قرار بدهد.
بنده بعد از آنکه در هر مسابقهای، در هر میدانی جوانهای ما به پیروزی دست پیدا میکنند، بهطور ویژه تشکر میکنم از آنها. چون پیروزی شما، قهرمانی شما احساس افتخار را به ملّت ما منتقل میکند. برای یک ملّت این مهم است. همیشه دشمنان ملّتها سعی کردند آن ملّتها را تحقیر کنند. تحقیر فقط این نیست که به آنها اهانت کنند یا دشنام بدهند؛ مهمترین تحقیر این است که احساس حقارت را در دل آنها بهوجود بیاورند. یک ملّت هنگامی که از برجستگیهای خود، امتیازات خود، ارزشهای خود غفلت کرد، خود را کوچک دید، حقیر دید، این ملّت دیگر راه به جایی نخواهد برد؛ هر ناکسی بر چنین ملّتی، بر چنین مردمی مسلّط خواهد شد. ملّتها باید افتخارات خودشان را بشناسند. میبینید ملّتهایی هم که تاریخ درخشانی، گذشتهی مهمّی ندارند، برای خودشان گذشته میتراشند، تاریخ درست میکنند، شخصیت درست میکنند در فیلمهای سینمایی و امثال اینها. آنوقت ملّتی مثل ملّت ما با آن گذشتهی درخشان، با آن قلّهی بلندی که در طول تاریخ در تمدّن و فرهنگ و علم و انسانیت بر آن قلّه قرار گرفته، سعی شده است در طول سالهای متمادی که این ملّت را در دل خود حقیر کنند؛ میشنوید، میبینید حرفهایی که زده میشود و افتخارات ملّی نادیده گرفته میشود. اینکه یک ملّت احساس افتخار کند، خود این گامی بهسوی افتخارات بزرگ است. من از این لذّت میبرم که میبینم جوان ما در میدان ورزشی پیروز میشود و این پیروزی را به ملّت خودش تقدیم میکند؛ هم به زبان، هم در عمل ملّت را خرسند میکند؛ احساس افتخار را به درون دلهای مردم منتقل میکند؛ این برای من نعمت بسیار بزرگی است؛ پیام میدهم، تشکر میکنم. و آنچه میگویم در برابر آنچه در دل احساس میکنم، بسی کمتر و کوچکتر است؛ بنابراین از شماها متشکریم.
یک نکتهی مهمّی وجود دارد و آن اینکه شما وقتی بر سکوی قهرمانی قرار میگیرید به هر صورتی، به هر شکلی، در معرض دید صدها میلیون انسان در دنیا قرار میگیرید؛ منش شما و روش شما معرّف ملّتتان هم هست، معرّف فرهنگتان است، معرّف شخصیت ملّی شما هم هست. این خیلی مهم است که شما چهجوری عمل میکنید. آن خانم جوانی که با چادر میرود روی سکوی قهرمانی، نشان میدهد که در مقابل هجمههای قابل رؤیت و غیر قابل رؤیت که به اینچنین کاری در دنیا از سوی مراکز ضدّ فرهنگ و ضدّ دین و ضدّ عصمت و پاکیزگی صورت میگیرد، مقاوم است، این خانم یک شخصیتی از خود نشان میدهد؛ یعنی در واقع ملّت خود را معرّفی میکند. آن جوانی که بعد از پیروزی، سجدهی شکر به جا میآورد، یا فریاد بلندی با نام بزرگان دین از حنجره خارج میکند، یا لباسی که میپوشد، بلوزی که میپوشد، نام فاطمهی زهرا (سلاماللهعلیها) یا نام اباالفضل (علیهالسّلام) را روی آن نقش میکند، این دارد ملّت خودش را معرّفی میکند؛ معنویت ملّت را معرّفی میکند و در کنار معرّفی معنویت، استقامت ملّت را معرّفی میکند.
امروز همهی سعی دستگاههای تبلیغاتی بینالمللی و جهانی معنویتزدایی است، دینزدایی است، عفّت و عصمتزدایی است؛ این جزو برنامههای حتمی صهیونیستی است در سرتاسر دنیا و دارند پیش میروند و روزبهروز بدتر [ عمل] میکنند. شما نگاه کنید به فیلمها و داستانها و امثال اینها به پوشش زنهای اروپایی در پنجاه سال پیش یا صد سال پیش و با امروز مقایسه کنید. اخلاق جنسی غربی اروپایی را در پنجاه سال پیش، صد سال پیش با امروز مقایسه کنید، ببینید چقدر فرق کرده؟ کار انحطاط اخلاقی به جایی میرسد که اگر شما اعلام بکنید که همجنسگرایی را قبول ندارید، شما را مورد تهاجم قرار میدهند! خیلی چیز عجیبی است. افتخار میکنند به بیعفّتی و برهنگی، افتخار میکنند به عدم رعایت اخلاق جنسی؛ یعنی همانی که در روایات ما هست که معروف میشود منکر، منکر میشود معروف؛ این الان در دنیای غرب تحقّق پیدا کرده. و امپراتوری خبری و رسانهای با همهی توان - که امروز حجم آن هزاران برابر پانزده سال، بیست سال پیش شده، با این شبکههای اجتماعی و با این شیوههای اینترنتی و مانند اینها - و با این حجم عظیم امکانات خود در جهت تبلیغ ضدّ معنویت و ضدّ اخلاق است. آنوقت در این فضا جوان ایرانی میآید و مظهر معنویت را نشان میدهد؛ این یعنی چه؟ معنای این آن است که این دل، این روح، این روحیه، در مقابل این موج عظیم انحرافی قادر بر ایستادگی است. این است که شما را معرّفی میکند. شما درست است که در میدان ورزش سختی میکشید تا قهرمانی را به دست میآورید - چه روی تشک کشتی، چه در وزنهبرداری، چه در بازیهای دستهجمعی و امثال اینها - خب، زحمت میکشید، فشار میآورید روی خودتان، استقامت میکنید امّا این استقامت معنوی در چشم مردمان بصیر دنیا کمتر از آن استقامت جسمانی نیست؛ گاهی بیشتر است؛ و نشان میدهد که این ملّت یک ملّتی است که در مقابل فشارهای تبلیغاتی دستگاههای مضر و مخرّب قادر است بایستد.
در دنیایی که زن را به آن شکل میپسندند و افتخار میکنند - در چهار، پنج، شش سال پیش یک مجلّهی آمریکایی من دیدم که در یک رستوران کسانی که مشغول خدمت هستند، زنان جوانی هستند با این خصوصیات که عریانی یا در واقع نیمهعریانی یکی از این خصوصیات است؛ صاحب رستوران به این افتخار میکند و در مجلّه عکس خود و عکس رستورانش و عکس آن دخترها را منتشر میکند - در یک چنین دنیایی که برهنگی انحرافی و غلط و مضر و کشنده را ترویج میکند، زن جوان ما میآید آنجا میایستد یا پسر جوان ما میآید با آن خانمی که میخواهد مدال را به گردنش بیندازد دست نمیدهد؛ اینها خیلی ارزش دارد. اینجوری نیست که ما از روی تعصّب مذهبی، از کسی که یک کار خوبی میکند بخواهیم ترویج کنیم؛ اینها نشانهی استقامت و ایستادگی و آن فلزّ محکمِ عنصر ملّت ایران است؛ اینها است که ارزش میدهد به یک ملّت. اینها را قدر بدانید؛ هرچه میتوانید اینها را ترویج کنید. معنویات در ورزش، به ورزش هم کمک میکند، به آبروی ملّی هم کمک میکند. و بحمدالله جوانهای ما جوانهای متدینی هستند.
از تخلّفاتِ قانونی هم بشدّت پرهیز بشود؛ چه تخلّفات بینالمللی، چه تخلّفات قانونی مربوط به داخل کشور. اینجور نباشد که معنای قهرمانمحوری در ورزش این باشد که هر تخلّفی شد، نادیده گرفته بشود؛ نه، تخلّف تخلّف است؛ از بالا تا پایین؛ مسئولین و غیر مسئولین، زبدگان و غیر زبدگان، قهرمانان علمی و قهرمانان ورزشی و قهرمانان صنعتی و قهرمانان سیاسی و هرکدامشان وقتی تخلّف کردند، باید مثل تخلّف با آن برخورد بشود. سهلانگاری و سستانگاری در مسائل ورزش هیچ صلاح نیست.
خب، ما تشکر میکنیم؛ بخصوص از این مسابقات آسیایی - چه مسابقات جانبازان و معلولان عزیز، چه مسابقات دیگر - که انجام گرفت و بحمدالله با دست پُر برگشتید. من تعقیب میکردم، نگاه میکردم. بنده خیلی اهل نشستن پای گزارشهای تلویزیونی و مانند اینها نیستم، یعنی وقتش را ندارم امّا وقتی خبرها مطرح میشود، با شوق و علاقه نگاه میکنم و از اینکه بحمدالله با افتخارات برگشتید، خدا را شکر میکنم؛ شما هم خدا را شکر کنید؛ خدا را شکر کنید. وقتی شما افتخاری به دست میآورید، این افتخار از سوی خدا است: وَ ما بِکم مِن نِعمَةٍ فَمِنَ الله؛(۲) هر نعمتی دارید، خدا به شما داده: توانایی جسمی هم که شما دارید، خدا بهتان داده؛ قدرت اراده و تصمیمی که حرف اوّل را میزند در باب ورزش و قهرمانی، آن را خدا به شما داده؛ این نیروی تصمیمگیر را خدا به شما داده؛ این پیروزی را هم خدا به شما داده. از خدای متعال شاکر باشید. شکر الهی هم لوازمی دارد.
خب، شما جوانهایی که در میدانهای ورزشی به هر شکلی پیروزی به دست میآورید، در بین مردم محبوبیت پیدا میکنید. محبوبیت هم لوازمی دارد، دردسرهایی دارد بالاخره؛ باید آنها را تحمّل کرد.
اوّلاً محبوبیت که پیدا میکنید، سعی کنید این محبوبیت فقط در زمین نباشد. در زیارت امینالله میخوانید: مَحبوبَةً فی اَرضِک وَ سَمائِک(۳)؛ این محبوبیت خوب است؛ هم در زمین محبوب بشوید، هم در آسمان محبوب بشوید؛ در ملأ اعلی، فرشتگان الهی شما را دوست بدارند؛ ارواح طیبهی اولیا شما را دوست بدارند.
دوّم اینکه وقتی که بین جوانهای کشور محبوب شدید، به شما نگاه میکنند، از شما یاد میگیرند؛ شما الگو میشوید. هر حرکت خوب شما، گاهی میلیونها حرکت خوب در بین جوانها بهوجود میآورد؛ ببینید چقدر ارزش دارد! یک کار خوب که شما میکنید، یک اخلاق خوب، یک رفتار خوب، یک سخن خوب، یک نیت خوب که از شما ظاهر میشود - چون الگو میشوید - به عدد میلیونها تکثیر میشود؛ این خیلی باارزش است؛ موجب رواج خیر در جامعه میشوید. امربهمعروف، یعنی کاری کنیم که چیز خوب رایج بشود دیگر؛ شما با این کارتان، یک امربهمعروف عملی انجام میدهید. اگر خدای نکرده عکس آن هم بشود، همینجور است؛ اگرچنانچه این الگو در یک جایی، در یک بخشی، در یک حرکتی، یک کاری بکند که موافق اخلاق و موافق پرهیزکاری و پاکدامنی نیست، این هم میشود الگو - اگر مردم بفهمند - این را هم مراقب باشید؛ این هم تکثیر میشود. بنابراین قهرمان شدن، محبوب شدن، در دل مردم جاگرفتن، یک شمشیر دو دَم است؛ خیلی خوب است، اگر به لوازم آن بتوانیم پایبند باشیم؛ خطرناک است، اگر خدای نکرده نتوانیم به لوازم آن پایبند باشیم. اینها عرایض ما است به شما.
نکاتی هم که وزیر محترم ورزش(۴) گفتند، نکات خوبی بود؛ این سرفصلها سرفصلهای خوبی است؛ آنچه ایشان ذکر کردند، من هم در ذهنم بود که بگویم اولویتبندی کنید، و بگویم که ورزش همگانی را ترویج کنید؛ ورزش همگانی، سلامت همگانی است. من البتّه از سابق که بعضیها نسبت به ورزش قهرمانی اِنقُلتوقُلت(۵) داشتند، همیشه دفاع کردم از ورزش قهرمانی - به دلایل متعدّدی که حالا بعضی از آنها را عرض کردهایم و روشن است - لکن ورزش همگانی، یعنی سلامت جسمانی عمومی ملّت که این متأسّفانه امروز آنچنان که باید، نیست. خب، زندگی شهری را ملاحظه میکنید؛ عدم تحرّک، غذاهای نامناسب، غذاهای تقلیدی که در بعضی از این فروشگاهها در اختیار میگذارند و مردم هم به اینها اقبال میکنند، و عمدتاً عدم تحرّک، اینها جسم ملّت را ضعیف میکند؛ جسمها باید قوی باشد؛ باید سالم باشد؛ این با ورزش همگانی به دست میآید؛ به آن حتماً توجّه کنید.
ضمناً بچّههای خوب ورزش، بچّههای متدین ورزش که کارهای خوب را در واقع روان میکنند در جامعه، از حاشیهسازیهایی هم که گاهی میکنند، هیچ هراسی نداشته باشید، هیچ اهمّیتی ندهید. تا یک کار خوبی شما میکنید، آن کسانی که گوشبهزنگ هستند که هر کار خوبی را بکوبند، در این مطبوعات زرد و امثال اینها و در شبکههای اجتماعی، شروع میکنند به حمله کردن؛ به اینها اصلاً اعتنا نکنید؛ نگاه کنید ببینید که واقعیت چیست، ارزش چیست، دلهای آگاه چه میفهمند و چه میخواهند؛ به آن توجّه کنید.
بههرحال خدای متعال را شاکریم بهخاطر وجود شماها و خوشحالیم که کشورمان بحمدالله قهرمانپرور است؛ نه فقط در میدانهای ورزشی - که شماها باشید - در همهی میدانها کشور ما قهرمانپرور است؛ در میدان علم هم کشور ما قهرمانپرور است؛ ما قهرمان درست میکنیم. جامعهی ایرانی و انقلاب اسلامی و نظام مقدّس جمهوری اسلامی قهرمانپرور در میدان علم هم دارد، در میدان اخلاق هم دارد، در میدانهای گوناگون هم دارد؛ البتّه مدام سعی میکنند این را تخریب کنند، کوچک کنند، تحقیر کنند امّا واقعیت همان است که عرض کردم؛ قهرمانپروری در این کشور بحمدالله یک رویه است و این را باید روزبهروز افزایش بدهیم؛ و این دست شما است، دست مسئولین است، دست همهی کسانی است که بر روی ذهنیتهای جامعه اثر میگذارند.
مجدّداً از شماها تشکر میکنم، همهتان را به خدای بزرگ میسپارم و همهی شما را دعا خواهم کرد.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
۱) قبل از شروع بیانات معظّمٌله، آقای دکتر محمود گودرزی (وزیر ورزش و جوانان) مطالبی بیان کرد.
۲) سورهی نحل، بخشی از آیهی ۵۳
۳) اقبالالاعمال، ص ۴۷۰
۴) آقای گودرزی
۵) امّا و اگر
بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان بیست و هشتمین کنفرانس بینالمللى وحدت اسلامى 1393/10/19

بسماللهالرّحمنالرّحیم(۱)
میلاد مسعود حضرت نبیّ مکرّم اسلام و میلاد امام صادق (علیهماالصّلاةوالسّلام) را به همهی حضّار محترم تبریک عرض میکنم. مسئولان کشور تشریف دارند؛ میهمانان عزیز هفتهی وحدت حضور دارند؛ سفرای محترم کشورهای اسلامی در جلسه تشریف دارند؛ بر همهی شما این عید سعید و بزرگ مبارک باد. همچنین تبریک عرض میکنم به عموم ملّت ایران و ملّتهای مسلمان، امّت اسلامی، و نیز به همهی آزادگان عالم؛ انسانهایی که برای آنها مسئلهی آزادگی و انسانیّت دارای ارزش است؛ چون امروز میلاد پیامبر علم است؛ پیامبر علم، پیامبر عقل، پیامبر اخلاق، پیامبر رحمت، پیامبر وحدت و پیامبر همهی خصال بزرگ انسانی. هرکسی به این خصال انسانی دلبستگی دارد، به پیامبر اسلام عشق میورزد، احساس دلبستگی میکند.
من و شما مسلمانانی که مدّعی پیروی از این بزرگوار هستیم و به این افتخار میکنیم و در راه آن حاضریم ایستادگی کنیم و جان و مال در راه آن مصرف کنیم، احتیاج داریم به اینکه خود را دنبالهرو این تعالیم - که پیام اسلام متضمّن آن است، یعنی همین علم و عقل و حکمت و رحمت و وحدت و اخلاق و خصال انسانی که پیام پیامبر اسلام متضمّن اینها بود و حضرت ابیعبدالله جعفربنمحمّدالصّادق (علیهالصّلاةوالسّلام) گستردهترین تلاشها را برای توسعهی این مفاهیم و تحقّق این تعالیم متحمّل شد - بدانیم و برای آنها تلاش کنیم؛ این وظیفهی امروز همهی مسلمانها است. البتّه تودههای مردم دنبالهرو مسئولان کشورها هستند. دولتها، نخبگان، روشنفکران، علما، سیاستمداران و مانند اینها هستند که وظیفهی اصلی را در این میدان وسیع به عهده دارند. و من امروز وقتی نگاه میکنم به مسائل جامعهی خودمان و مسائل دنیای اسلام، میبینم اگرچه همهی این محتواهای بزرگ مهم است - برای دنیای اسلام، هم علم مهم است، هم خردورزی مهم است، هم اخلاق مهم است - لکن آنچه امروز در درجهی اوّلِ اولویّت برای دنیای اسلام قرار دارد، وحدت است. ما مسلمانها خیلی از هم دور شدیم؛ سیاستها در این زمینه، تلاش متأسّفانه موفّقی انجام دادند که مسلمانها را، دلهای گروههای مُسلم را از یکدیگر جدا کنند. امروز به وحدت احتیاج داریم.
اگر ملّتهای کشورهای اسلامی در همهی این منطقهی وسیع - که یک کسر بسیار بزرگی از جمعیّت دنیا را تشکیل میدهند - نه در جزئیّات، [بلکه] در جهتگیریهای کلّی با یکدیگر همراه باشند، دنیای اسلام به اوج ترقّی و تعالی خواهد رسید؛ [اینکه] در مسائل کلّی کنار هم دیده بشوند؛ همین دیده شدن در کنار هم تأثیر دارد. اینکه رؤسای کشورهای اسلامی یا روشنفکران کشورهای اسلامی علیه یکدیگر حرف بزنند - ولو فقط حرف باشد - دشمن را جَری میکند؛ به دشمن امید میدهد؛ همچنانکه واقعیّت امروز، همین است. همینقدر که ما ولو در اظهاراتمان کنار یکدیگر قرار بگیریم، عظمت میبخشد به دنیای اسلام؛ عظمت میبخشد به شخصیّت امّت اسلامی. هرجا نمونههایی از این اجتماع را ما مشاهده کردیم، ولو تنها، جسمها در کنار هم قرار گرفتند، دیدیم انعکاس آن در دنیا مایهی شرف و آبروی اسلام و مسلمین شد؛ مایهی آبروی پیغمبر شد. نماز عید را که میخوانیم، کنار هم قرار میگیریم، میگوییم:اَلَّذی جَعَلتَهُ لِلمُسلِمینَ عیداً وَ لِمُحَمَّدٍ صلّیاللهعلیهوآله ذُخراً وَ شَرَفاً وَ کَرامَتاً وَ مَزیداً؛(۲) صِرف کنار هم قرار گرفتن جسمها در نماز، برای پیغمبر مایهی شرف است؛ برای امّت اسلامی مایهی اعزاز و احترام است. اجتماع حج همینجور است. امسال شما ملاحظه کردید در اربعین حسینی میلیونها انسان در کنار هم قرار گرفتند؛ خود این حرکت عظیم یک جمعی از مسلمانها - البتّه مخصوص شیعه نبود، سنّیها هم بودند - که در دنیا انعکاس پیدا کرد، تعظیم کردند؛ تجلیل کردند؛ آن را بزرگترین گردهمایی عالم به حساب آوردند؛ چه کسانی؟ آنهایی که دارند مسائل اسلامی را رصد میکنند.
من همینجا مناسب میدانم و لازم میدانم بهمناسبت یاد از آن اجتماع عظیم، از دولت عراق، ملّت عراق، عشایر عراق که در این آزمون بسیار مهم فداکاری کردند، خدمت کردند، کَرم و بزرگواری نشان دادند، تشکّر کنم. حادثهی عجیبی بود حادثهی امسالِ اربعین کربلا. این راه را دشمنان اسلام و دشمنان اهلبیت به خیال خود مسدود کرده بودند. ببینید چه حرکت عظیمی اتّفاق افتاد! وقتی حتّی جسمها در کنار هم قرار میگیرد، اینجور انعکاس پیدا میکند. اگر ما با هم باشیم، کشورهای اسلامی، ملّتهای مسلمان - سنّی و شیعه و فِرَق مختلف تسنّن و تشیّع - با یکدیگر دلهایشان صاف باشد، نسبت به یکدیگر سوءظن نداشته باشند، سوءنیّت نداشته باشند، به یکدیگر اهانت نکنند، ببینید در دنیا چه اتّفاقی خواهد افتاد؛ چه عزّتی برای اسلام درست خواهد شد! وحدت؛ وحدت.
امروز، هم در بین اهل سنّت، هم در بین شیعه، دستهایی در کار است برای اینکه اینها را از هم جدا کند؛ همهی این دستها هم اگر جستجو کردید، میرسد به مراکز جاسوسی و اطّلاعاتی دشمنان اسلام؛ نه دشمنان ایران، نه دشمنان شیعه فقط؛ دشمنان اسلام. آن تشیّعی که ارتباط به امآیشش انگلیس داشته باشد، آن تسنّنی که مزدور سیآیای آمریکا باشد، نه آن شیعه است، نه آن سنّی است؛ هر دو ضدّ اسلامند. ما ۳۵ سال است در جمهوری اسلامی این فریاد را داریم میزنیم؛ فقط هم نمیگوییم، عمل میکنیم. کمکی که جمهوری اسلامی به برادران خود در دنیای اسلام تا امروز کرده است، اغلب کمکی بوده است که به برادران اهل سنّت کرده است. ما در کنار فلسطینیها ایستادیم، در کنار مردم مؤمن کشورهای منطقه ایستادیم، چون میدانستیم مسئلهی وحدت، امروز در رأس مسائل اسلامی است. من توصیه میکنم، اصرار میکنم به علمای اعلام، به روشنفکران دنیای اسلام، به سیاستمداران دنیای اسلام، اینقدر دم از تفرقه نزنند. یک عدّهای در دنیا دارند پول خرج میکنند برای اسلامهراسی، برای اینکه چهرهی اسلام را در دنیا خراب کنند، [آنوقت] ما هم در درون خودمان سعی کنیم چهرهی یکدیگر را خراب کنیم، تخریب کنیم، مردم را از یکدیگر بترسانیم! این خلاف حکمت است، خلاف سیاست است.
من شنیدم بعضی از دولتهای منطقه، سیاست خارجی خودشان را بر مبنای معارضهی با ایران قرار دادهاند! چرا؟ این خلاف عقل است، خلاف حکمت است، این کار کار ابلهانهای است. چرا انسان یکچنین اشتباه بزرگی را مرتکب بشود؟ ما بعکس؛ ما سیاست خارجی خودمان را مبتنی کردیم بر دوستی و برادری و ارتباط با همهی کشورهای مسلمان و کشورهای منطقه از همسایه و غیر همسایه؛ این سیاست ما است؛ ما همینجور هم عمل کردیم، همینجور هم در آینده عمل خواهیم کرد. امروز بحمدالله ملّت ایران این بصیرت، این آگاهی، این معرفت والا را یافته است که بداند مصلحت آیندهی کشورش بستگی دارد به اتّحاد اسلامی، با ملّتهای مسلمان و با کشورهای دیگر. البتّه تلاش میکنند کسانی، کوشش میکنند، سعی میکنند، اختلال ایجاد کنند، بدبینی ایجاد کنند، وسوسه بکنند لکن ملّت بحمدالله این را ملّت ما امروز فهمیده است. این فریاد امام بزرگوار ما - از قبل از پیروزی انقلاب، بعد هم از آغاز تشکیل نظام اسلامی به مسئلهی وحدت - کار خود را کرد، مردم ما آگاه شدند؛ این وظیفهی همه است. امروز باید همهی مسلمانان در اقصینقاط عالم، به امّت اسلامی بیندیشند، به وحدت اسلامی بیندیشند؛ اگر ما به امّت اسلامی فکر کردیم، منافع کشورهایمان هم تأمین خواهد شد. مصلحت دشمن این است که ما را از هم جدا کند، به یک کشور حمله کند، از کشور دیگری یارگیری کند؛ مصلحت دشمن در این است، ما نباید بگذاریم. دشمن کیست؟ دشمن، سرمایهداری آمریکا و استکبار جهانی است که امروز در رأس آن، آمریکا و صهیونیستهایند - عناصر صهیونیست - که دولت صهیونیست در فلسطین اشغالی هم یک بخشی از آن مجموعهی خطرناک و آن سرطان مهلکی است که صهیونیستها در دنیا بهوجود آوردند. در مقابل اینها بایستی ایستاد، درمقابل اینها بایستی به اسلام مراجعه کرد، به متون قرآن مراجعه کرد.
انسان میبیند و نوشتههایی را مشاهده میکند گاهی چیزهایی بعضی میگویند و مینویسند که با توجّه به آیات قرآن نوشته نشده است. قرآن میفرماید که «قولوا ءامَنّا بِاللهِ وَ مآ اُنزِلَ اِلَینا وَ ما اُنزِلَ اِلی اِبرهیمَ وَ اِسمعیلَ وَ ... و ما اوتِیَ موسی و [عیسی و ما اوتِیَ] النَّبیّون»،(۳) بعد از آنکه همهی آن شرایع قبلی را ذکر میکند که وظیفهی مسلمان این است که به آنها اعتقاد داشته باشد، بعد میفرماید: فَاِن ءامَنوا بِمِثلِ مآ ءامَنتُم به فَقَدِ اهتَدَوا.(۴) اسلام پلورالیسم را قبول ندارد؛ آنهایی که ترویج میکنند که «اسلام چون از حضرت موسی و حضرت عیسی تجلیل کرده است، قائل به پلورالیسم است» به قرآن مراجعه کنند، متون اسلامی را ملاحظه کنند؛ از روی بیاطّلاعی و از روی غفلت، یک مطلبی را ذکر میکنند؛ اسلام این است: فَاِن ءامَنوا بِمِثلِ مآ ءامَنتُم به فَقَدِ اهتَدَوا وَ اِن تَوَلَّوا فَاِنَّما هُم فی شِقاقٍ فَسَیَکفیکَهُمُ الله؛(۵) این معنای قرآن [است]. آنوقت در بین مسلمانان «حَریصٌ عَلَیکم»؛(۶) دربارهی پیغمبر میفرماید که«حَریصٌ عَلَیکم بِالمُؤمِنینَ رَءوفٌ رَحیم».(۷) نسبت به مؤمن دارای رأفت [امّا] اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم؛(۸) در مقابل کسانیکه با شما دشمنی میکنند و دشمن شما هستند «اَشِدّاء» باشید؛ یعنی سخت باشید؛ مثل خاکریزِ نرم نباشید که دشمن از هرجا خواست بتواند در شما نفوذ کند؛ مستحکم باشید، ایستاده باشید امّا «رُحَمآءُ بَینَهُم»، بین خودتان، دلهایتان با هم صاف باشد، با هم مهربان باشید؛ اسمها نتواند شما را از هم جدا کند، مرزهای جغرافیایی نتواند شما را با هم دشمن کند، مرزهای جغرافیایی نتواند ملّتها را در مقابل هم قرار بدهد؛ این از آن درسهای پیغمبر است. ما امروز - روز ولادت نبیّ اکرم - خوب است درس بگیریم؛ فقط تجلیل کردن و تعریف کردن از پیغمبر، کاری نیست که امروز از ما انتظار میرود؛ باید درس بگیریم، باید بخواهیم که آنچه را پیغمبر برای آن مبعوث شده است، تحقّق ببخشیم که عرض کردم اولویّت، امروز در دنیای اسلام اتّحاد است. امیدواریم خداوند متعال موفّق بدارد همهی ما را که به آنچه میگوییم عمل کنیم؛ پروردگارا! دنیای اسلام و امّت اسلامی را روز به روز قویتر و سربلندتر بفرما.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
۱) قبل از شروع بیانات معظّمٌله، حجّتالاسلام والمسلمین حسن روحانی (رئیس جمهور) مطالبی بیان کرد.
۲) الاقبال، ص ۲۸۹، ذکر قنوت نماز عید فطر
۳) سورهی بقره، بخشی از آیهی۱۳۶؛ «بگویید: ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و... داده شده، و به آنچه به همهی پیامبران، ایمان آوردهایم...»
۴) سورهی بقره، بخشی از آیهی ۱۳۷؛ «پس اگر آنان [هم] به آنچه شما بدان ایمان آوردهاید، ایمان آوردند، قطعاً هدایت شدهاند...»
۵) همان؛ «... ولی اگر روی برتافتند، جز این نیست که سرِ ستیز [و جدایی] دارند؛ و بزودی خداوند [شرّ] آنان را از تو کفایت خواهد کرد...»
۶) سورهی توبه، بخشی از آیهی ۱۲۸؛ «...به [هدایت] شما حریص...»
۷) همان؛ «... و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است.»
۸) سورهی فتح، بخشی از آیهی ۲۹؛ «... برکافران، سختگیر [و] با همدیگر مهربانند...»
بیانات در دیدار مردم قم 1393/10/17

بسماللهالرّحمنالرّحیم
خوشامد عرض میکنم به همهى برادران، خواهران، علماى محترم، جوانان عزیز و تبریک عرض میکنم میلاد مسعود نبىّ معظّم و مکرّم اسلام و امام صادق (علیهالصّلاةوالسّلام) را به همهى شما و همهى ملّت ایران و به همهى امّت اسلامى.
آنچه در درجهى اوّل بهمناسبت نوزدهم دى ماه که یک روز تاریخى و بزرگ و تعیینکننده است، لازم است عرض بکنم تشکّر از مردم عزیز قم است، بهخاطر اینکه نگذاشتند و نخواهند گذاشت که این حادثه به دست فراموشى سپرده بشود؛ چون انگیزههایى وجود دارد براى فراموش کردن و در طاق نسیان گذاشتن(۱) این روزهاى بزرگ و این حوادث بزرگ؛ کار میکنند و تلاش میکنند براى اینکه سوابق تعیینکننده و عموماً افتخارآمیز براى انقلاب و دوران دفاع مقدّس و امثال اینها، فراموش بشود. نهم دى را هم میخواهند به فراموشى بسپرند. حادثهى عاشوراى حسینى را هم ستمگران و ظالمان میخواستند نگذارند باقى بماند، زینب کبرا (سلاماللهعلیها) نگذاشت. دو حرکت عمّهى ما - زینب کبرا (علیهاالسّلام) - انجام داد: یک حرکت، حرکت اسارت بود به کوفه و شام و آن روشنگرىها و آن بیانات که مایهى افشاى حقایق شد؛ یک حرکت دیگر، آمدن به زیارت کربلا در اربعین بود؛ حالا اربعین اوّل یا دوّم یا هرچه. این حرکت به معناى این است که نباید اجازه داد که انگیزههاى خباثتآلودى که قصد دارند مقاطع عزیز و اثرگذار و مهم را از یادها ببرند، موفّق بشوند؛ البتّه موفّق هم نخواهند شد. تا ملّتها زندهاند، تا زبانهاى حقگو در کار است، تا دلهاى مؤمن داراى انگیزه هستند، نخواهند توانست این را به فراموشى بسپرند؛ همچنانکه نتوانستهاند. این انگیزههاى معاند و معارض در صدر اوّل تا دورانهاى طولانى باقى بود؛ یعنى متوکّل عبّاسى بعد از حدود ۱۷۰ یا ۱۸۰ سال از حادثهى عاشورا، درصدد برآمد قبر مطهّر اباعبدالله (علیهالسّلام) را تخریب کند؛ یعنى ملّت ایران حالاحالاها باید منتظر باشد که دشمنان به کارها و فتنهها و خباثتهاى خودشان براى اینکه زیبایىهاى انقلاب از یاد برود ادامه بدهند. دشمن دست بر نمیدارد؛ تا انقلاب را یا تحریف کنند یا به دست فراموشى بسپرند و کارى کنند که ملّت حرکت خود، سابقهى خود و کار بزرگى را که کرده است فراموش کند، دچار نسیان و غفلت بشود؛ کسى که گذشتهى افتخارآمیز خود را نمیداند، نمیتواند در آینده هم حوادث افتخارآمیز براى خودش درست کند، این تلاش را دشمنان دارند میکنند.
نوزدهم دى را شما زنده نگه داشتید، بیستونهم بهمن را زنده نگه داشتید، بیستودوّم بهمن را زنده نگه داشتید، نهم دى را - که یک حادثهى مشابه بود - با انگیزههاى مشخّص زنده نگه داشتید؛ این یک حرکت مجاهدتآمیز در مقابل دشمنان است، آنها میخواهند حقایق انقلاب تحریف بشود، به دست فراموشى سپرده بشود؛ پول خرج میکنند، کار دارند میکنند. کسى که آشنا باشد، آگاه باشد با دنیاى کتاب و مطبوعات و مقاله میبیند که دشمنان چهکار دارند میکنند؛ امروز اینها سعى میکنند چهرهى خاندان خبیث و منحوس پهلوى را - رژیم فاسد و وابسته و خبیث و ظالم که کشور ما را سالهاى متمادى به عقب انداختند و ملّت ایران را آنجور دچار مشکلات عظیم کردند - بَزک کنند، آرایش کنند امروز سعى مىشود [توسّط ]همان جبههى مقابل نظام اسلامى. پشتیبانها همان کسانى هستند که با اصل انقلاب مخالف بودند، با مردمى که انقلاب کردند مخالف بودند، با وفادارى این مردم به انقلاب بشدّت مخالفند. تا کنون موفّق نشدند؛ امید بسته بودند بلکه بتوانند نسل دوّم و سوّم انقلاب را روىگردان کنند، نتوانستند. نسل سوم انقلاب را نتوانستند از انقلاب روى گردان کنند. نهم دى را همین جوانها، همین نسل سوّم انقلاب به راه انداختند؛ آن حادثهى عظیم را بهوجود آوردند؛ آن سیلى محکم را بهصورت کسانى نواختند که سعىشان این بود که مسیر حرکت اسلامى را با ایجاد فتنه منحرف بکنند؛ این کار را چه کسى کرد؟ جوانها کردند، نسل سوّم انقلاب کردند. امروز چشم دوختند به نسلهاى بعدى، به جوانهاى بعدى، چون میدانند سرمایهى ملّت ایران مردمند. این انگیزهها در آنها وجود دارد؛ تا وقتى شما جوانهاى خوب و مردم مؤمن در میدان هستید، باانگیزه هستید، با بصیرتید، آگاهید که چه کار دارید میکنید، البتّه نخواهند توانست.
خب، نوزدهم دى چه بود؟ همه میدانند که نوزدهم دى مبدأ یک حرکت عمومى در میان ملّت ایران شد. این آتش، زیر خاکستر بود، روزبهروز هم گسترش پیدا میکرد، امّا بُروز آن و شعلهور شدن آن، از نوزدهم دى شد، بهدست قمىها شد؛ بعد منتهى شد به حرکتهاى گوناگون؛ و ملّت ایران یکپارچه وارد میدان شدند، لبّیک گفتند به امام عزیز و شجاع و الهى و معنوىشان و گلاویز شدند با رژیم فاسد. این رژیمى که ملّت با آن گلاویز شد، چه بود؟ چه کسى بود؟ این خیلى مهم است. دو سه خصوصیّت را من عرض میکنم؛ چون عرض کردم امروز انگیزهها وجود دارد براى تحریف، یعنى سعى میکنند چهرهى خبیثترین و زشتترین و سیاهروترین عناصر حُکّام تاریخىِ اواخر این ملّت را به شکلى آرایش کنند که حقیقت براى مردم مکشوف نشود و نفهمند با این انقلاب چه کردند.
یکى از خصوصیّات آن رژیم فاسد، دیکتاتورىِ سیاه و خفقان عجیب علیه مردم، با قساوتآمیزترین روشها [بود] که ممکن است در جاهاى دیگرى از کشورها هم وجود داشته باشد. در اینجا خود ما از نزدیک مشاهده کردیم که چه میکردند و چه رفتارى داشتند با آحاد مردم؛ هم در دوران رضاخان که گذشتگان ما، بزرگترهاى ما آن را دیده بودند و براى ما نقل کردند، هم در دوران اخیر، که خود ماها، آحاد مردم، در میدان بودیم. جوانها البتّه آن دوران را ندیدند. حرفهاى فراوان و موثّق [وجود دارد] از آنچه اینها با مردم، با مبارزین و با کسانى که انتقاد داشتند - ولو انتقادهاى اندک - داشتند انجام میدادند؛ رفتارهایى که اینها میکردند، آن شکنجهها، آن فشارهاى عجیب و غریبِ جسمى و روحى، آن زندانهاى مخوف، که امروز برخى از نشانههاى آنها هست که افراد میروند مىبینند تعجّب میکنند. یکى از کارها این بود، اینها با قدرت زور و استبداد و فشار بر مردم، حکومت خودشان را ادامه میدادند؛ و همین کسانى که امروز دَم از حقوق بشر میزنند و این ادّعاهاى رسوا را مرتّب، پىدرپى تکرار میکنند، با همهى وجود طرفدار اینها بودند؛ نمیشود هم گفت خبر نداشتند، چرا! دستگاه جهنّمى ساواک را خود صهیونیستها و خود آمریکایىها و سیاى آمریکا بهوجود آورده بودند، روشها را آنها بهشان یاد داده بودند، چطور ممکن بود خبر نداشته باشند. حالا که اخیراً معلوم شد خود اینها هم دچار یکچنین مشکلات عظیمى هستند؛ این افشاگرىهایى که در این اواخر انجام گرفت نسبت به رفتار سازمانهاى جاسوسى آمریکا با مخالفین و معاندین، اینها کجا، سخن از آزادى بیان و لیبرالیسم و دموکراسى و اعتناى به حرف مردم کجا! (۲) اصلاً عالم عجیبى است! در کشور ما، آن رژیم خبیث، یکى از خصوصیّاتش این بود: شدّتعمل، قساوت کامل نسبت به هرکسى که اندکاعتراضى به آنها داشت و مطّلع میشدند.
خصوصیّت دوّم، وابستگى ذلّتآمیزى بود که اینها به قدرتهاى خارجى داشتند. حالا در این کتابهایى که براى تبرئه و بىگناه نشان دادن رژیم خبیث پهلوى مینویسند، این را منکر میشوند، که [البتّه] قابل انکار نیست. رضاخان به دستور انگلیسىها آمد، به دستور انگلیسىها هم رفت؛ بمجرّد اینکه انگلیسىها پیغام دادند که باید برود، بعد از هفده هجده سال سلطنت، ناچار [رفت]؛ یعنى پشتیبان دیگرى نداشت؛ آنها او را آورده بودند، حالا هم لازم میدانستند او برود، رفت؛ به دستور انگلیسىها آمد، به دستور انگلیسىها رفت. بعد هم که محمّدرضا را انگلیسىها سرِ کار آوردند تا آخر دههى ۲۰، از اوایل دههى ۳۰ آمریکایىها وارد میدان شدند، همهى امور را قبضه کردند و در اختیار گرفتند؛ سیاستها سیاستهاى آمریکا [بود]؛ آنچه منافع آمریکا ایجاب میکند، چه در رفتار داخلى، چه در رفتار منطقهاى، چه در رفتار بینالمللى؛ عیناً آنچه آنها لازم میدانستند؛ یعنى یک تحقیر عظیم ملّت ایران. این یکى از خصوصیّات آن رژیم خبیث این بود. اینکه شما مىبینید آمریکایىها با چه لجى، با چه دشمنى و بغضى به ملّت ایران و به انقلاب اسلامى و به نظام اسلامى نگاه میکنند؛ بهخاطر این است. اینها یک چنین دورانى را گذراندند؛ چنین کشورى، چنین نظامى از دست آنها رفته است؛ لذا دشمنى آنها با انقلاب تمامشدنى نیست.
خصوصیّت سوّم این رژیم خبیث، فساد بود. انواع فساد، از فسادهاى جنسى بگیرید که مبتلابه تقریباً همهى دربارىها و دوروبرىها و مانند اینها بود که دیگر حالا داستانهایش شرمآور است. آن روز خیلى از آحاد مردم هم میدانستند، اگرچه جرأت نمیکردند بر زبان بیاورند. گاهى از قلم خارجىها درمیرفت، چیزهایى را میگفتند فساد جنسى، فساد مالى، نه فقط در سطوح متوسّط که هر وقتى ممکن است پیش بیاید؛ نخیر، در عالىترین سطوح کشور. از طرف شخص محمّدرضا و دوروبرىهایش، بالاترین فسادهاى مالى، بزرگترین رشوهها، بدترین دستاندازىها، خباثتآلودترین فشارها بر منابع مالى ملّت بهوجود مىآمد. براى خودشان ثروت درست میکردند به قیمت فقیر کردن مردم و بیچاره کردن مردم. فساد، فساد جنسى، فساد مالى، اعتیاد، ترویج اعتیاد و ترویج موادّ مخدّر صنعتى بهوسیلهى عناصر اصلى حکومت آن روز در ایران بهوجود آمد و اتّفاق افتاد. یکى از خواهرهاى محمّدرضا را در فرودگاه سوئیس با چمدان پر از هروئین، پلیس سوئیس دستگیر کرد! [خبر آن در] همهى دنیا پیچید، منتها زود ماستمالى کردند؛ خب مربوط به خودشان بود؛ قضیّه را برطرف کردند، گره را باز کردند؛ یکچنین وضعیّتى [بود].
بىاعتنائى به مردم؛ ازجملهى خصوصیّات مهمّ رژیم طاغوت بىاعتنائى به مردم بود؛ مردم بههیچقیمت بهحساب نمىآمدند. ما در دوران عمرمان، در دوران جوانى در رژیم گذشته، یک بار هم نه در انتخاباتى شرکت کرده بودیم، نه از مردم کوچه و بازار معمولى مىشنیدیم که شرکت کنند؛ انتخاباتى وجود نداشت. در یک برههاى خیلى صریح، در یک برههاى کمتر صریح، دخالتهاى آنها بود؛ یک مشت مزدور را میبردند، مىنشاندند آنجا و بهوسیلهى آنها در مجلس شورا و مجلس سنا کار خودشان را انجام میدادند. مردم اصلاً نمیدانستند چه کسى در رأس کار است؛ اصلاً رابطهى بین مردم و حکومت قطع بود. آگاهى مردم، اطّلاع مردم از مسائل کشور، از مسائل سیاسى که شما امروز مىبینید، این درست نقطهى مقابل آن چیزى است که آن روز وجود داشت؛ رژیم خبیث بکل منقطع بود با آحاد مردم.
بىاعتنائى به پیشرفت علمى، ترویج خودکمبینى ملّى و بزرگنمایى غربى؛ حالا کار علمى که پیشرفت نمیکرد، حرکت علمى به معناى واقعى کلمه که اصلاً وجود نداشت، در رسانهها ذائقهى مردم را به واردات عادت دادند که این عادت متأسّفانه تا امروز باقى است. عادات طولانىمدّتى که براى مردم بهوجود مىآید، بهآسانى از بین نمیرود. اینها به جاى کشاندن کشور به سمت احیاى تولیدات داخلى و منابع حقیقى یک ملّت، مردم را با پول نفت عادت دادند به واردات؛ ذائقهى مردم را عوض کردند؛ کشاورزى کشور را نابود کردند، صنایع واقعى و ملّى کشور را از بین بردند، کاملاً کشور را وابسته کردند به خارج و به دشمنان این ملّت. ملّت را تحقیر کردند، توانایىهاى ملّت را دستِکم گرفتند، به زبان آوردند، فرهنگ غربى را بزرگنمایى کردند؛ یک رژیم هفتجوشِ(۳) خبیثِ جامعِ همهى بدىها. خب، مردم هم احساس میکردند؛ ملّت ایران ملّت باهوشى است، حقایق را میفهمند، احساس میکنند، منتها یک دستى لازم است، یک صداى رسایى لازم است، یک دل مؤمنى لازم است که دیگران را وارد به میدان مبارزه کند؛ مبارزات گوشه و کنار بود، اینکه مردم بیایند وارد میدان بشوند، این کار یک مرد الهى بود که خداى متعال این مرد الهى را به مردم داد؛ امام بزرگوار ما همان فریادى شد که همهى خواستههاى مردم را در خود جمع داشت؛ مردم هم پاسخ گفتند، اجابت کردند، جان دادند، فداکارى کردند، وارد میدان شدند؛ ملّت با چنین رژیمى گلاویز شد و پیروز شد.
علّت دشمنى دشمنان با نظام اسلامى در درجهى اوّل همین است که در یک نقطهى حسّاس، در یک کشور ثروتمند، در یک کشورِ از لحاظ موقعیّت راهبردىْ فوقالعاده مهم - که اینها توانسته بودند یک رژیم دستنشاندهى فاسد متّصل و مرتبط به خودشان را در آنجا احیا کنند و تقویت کنند - در یک چنین جایى، اسلام، ملّت، آرمانهاى مردمى، آمده است و جایگزین شده است؛ اعتنائى به خواستهاى دشمنان ندارد؛ درست در جهت مقابل آن جهاتى که آن رژیم حرکت میکرد حرکت میکند. بزرگترین خدمتِ حرکت اسلامى و انقلاب اسلامى این بود که مردم را از شرّ آن رژیم خلاص کرد. همهى آنچه بعداً پیش آمده است تا امروز، این عزّت ملّى، این حرکت عظیم مردمى، این آگاهى و بصیرت عمومى، این پیشرفت علمى، این جایگاه برجستهى ایران در جهان و در منطقه، اینها همه و همه بهخاطر این است که آن مانع بزرگ از پیش پاى ملّت برداشته شد؛ و این را مردم انجام دادند؛ این را دین انجام داد؛ این را اعتقادات انجام داد.
امروز جبههى استکبار در تلاش و معارضهى با این نظام است؛ هیچکس تصوّر نکند که دشمن از دشمنى چشم میپوشد؛ نه، آنوقتى که شما قوى باشید، آنوقتى که شما آماده باشید، آنوقتى که شما دشمن را و ترفندهاى دشمن را بشناسید، دشمن بناچار از دشمنى دست خواهد کشید؛ آنوقتى که شما دچار غفلت باشید، به دشمن اعتماد کنید، آنوقت دشمن فرصت پیدا خواهد کرد که مقاصد خود و هدفهاى خود را در کشور بهوجود بیاورد. فشارى که امروز از ناحیهى استکبار بر ملّت ایران وارد میشود، ناشى از همان دشمنى عظیم و تمامنشدنى است؛ دشمنى تمامنشدنى است. ملّت ایران در مقابل این دشمنى ایستاده است، مقاومت کرده است، نظام جمهورى اسلامى را حفظ کرده است، راه خود را به سمت آرمانها دارد پیش میبرد؛ علىرغم حرفهاى نسنجیده و غلطى که در مورد بىتوفیقى ملّت ایران در این راه گاهى بر زبانها جارى میشود، ملّت ایران توفیقات بسیار بزرگى تا امروز به دست آورده است. ملّت ایران راه را خوب طى کرده است، ملّت ایران توانسته است در مقابل فشارهاى دشمن مقاومت کند، توانسته است خود را حفظ کند، توانسته است رشد کند، توانسته است خود را به آرمانها نزدیک کند.
ما همیشه میگوییم، بارها گفتیم که ما نتوانستیم خواستههاى اسلام را بهطور کامل تحقّق ببخشیم، این قطعى است؛ امّا ما راه زیادى در این زمینه طى کردیم. ما نتوانستیم عدالت اجتماعى را بهطور کامل در این کشور بهوجود بیاوریم امّا خیلى از راه را جلو آمدیم. نباید اینها ندیده گرفته بشود. یکروزى همهى ثروت این کشور صرف تعدادى خانوادههاى اشرافى [مىشد] و احیاناً سرریز آن به چند شهر بزرگ میرسید؛ امروز اقصى نقاط کشور برخوردار از خیرات این کشورند. این حرکت عظیم، حرکت به سمت عدالت اجتماعى، حرکت به سمت اخلاق اسلامى [وجود دارد]. حالا میشنویم گاهى اوقات راجع به اخلاق حرف زده میشود، انتقاد میکنند؛ بله؛ با آن اخلاق اسلامى مطلوب، امروز ما فاصله داریم، در این شکّى نیست؛ امّا ما خیلى پیش رفتیم، راه زیادى را ملّت ایران طى کردند، اینها را ندیده نگیرند. پیشرفتهاى علمى را بعضىها نابخردانه انکار میکنند؛ چرا انکار میکنید؟ این ملّت پیشرفت علمى کرده است، اینکه ادّعاى ما نیست، این را دشمنان ما، پایگاههاى علمى بینالمللى دارند شهادت میدهند؛ آنوقت یک عدّهاى بیایند انکار کنند، ملّت را تحقیر کنند؛ اینها خطا است، ندیدن آن حرکت عظیم و پیشرفت بزرگى که نظام مقدّس اسلامى براى این کشور پیش آورده است، بىانصافى است، خطا است. بله، البتّه راه طولانىاى در پیش داریم؛ ما به آرمانهایمان هنوز نرسیدهایم؛ آرمانهاى اسلامى خیلى بالاتر از این حرفها است. در صدر اسلام هم همین حرکت وجود داشت؛ آنجا هم میانهى راه بودند. شما خیال نکنید در صدر اسلام، در زمان پیامبر مکرّم و خلفاى آن حضرت، مردم به نهایت آرمانها رسیدند؛ نه، مهم این است که یک کشور حرکت بکند؛ ملّت ما در حال حرکت است. این حرکت را با حرفهاى نسنجیده، با اظهارات ناپخته و غلط خراب نکنند. کارى نکنند که در ملّت از این حرکت عظیمى که شروع کرده است و با امید دارد پیش میرود، تردید ایجاد کند. ملّت پیش رفته است؛ کارهاى بزرگى انجام گرفته است؛ این را دنیا دارد شهادت میدهد. کسانى که از کشورهاى دیگر مىآیند، آنها دارند شهادت میدهند؛ زبان به تحسین ملّت ایران را فقط ما باز نکردیم، مخالفین ما هم باز کردند، دشمنان ما هم باز کردند. ملّت ایران دارد تحسین میشود بهخاطر اقتدارش، بهخاطر ایستادگىاش، بهخاطر استعدادش، به خاطر توفیقات بزرگى که در این راه به دست آورده است؛ تحسین میکنند ملّت ایران را.
امروز آن چیزى که لازم است براى ملّت ما، اوّلاً اتّحاد و اتّفاق ملّى است. دودسته کردن مردم، جدا کردن مردم، شعارهاى تفرقهانگیز دادن میان مردم - به هر عنوانى - خطا است؛ این بر ضدّ منافع ملّت ایران و بر ضدّ آرمانهاى ملّت ایران است. اتّحاد و اتّفاق. مردم مسئولین را کمک کنند، دولت را کمک کنند.
دولتىها هم بدانند که آنچه میتواند آنها را بر انجام وظیفهى خودشان قادر کند تکیه بر نیروى داخلى است؛ تکیه بر نیروى مردم است. من بارها این را عرض کردم در جلسات عمومى و همچنین در جلسات خصوصى با مسئولین دولتى، نگاهشان به دست بیگانه نباشد. بله، امروز دشمنان براى ملّت ایران با تحریم مشکل درست کردند؛ خب، حالا اگر آمدند شرط برداشتن تحریم را یک چیزى قرار دادند که شما غیرتت نمیگنجد که آن را انجام بدهى؛ چه کار میکنید؟ شرط میگذارند دست از اسلام بردارید، دست از استقلال بردارید، دست از حرکت به سوى علم بردارید، دست از فلان پدیدهى افتخارآمیز بردارید تا ما تحریم را برداریم؛ شما چه کار میکنید؟ قطعاً قبول نمیکنید. یقیناً هیچ مسئولى در کشور قبول نمیکند که شرط برداشتن تحریمها، مثلاً فلان مسئلهى اساسى و فلان مسئلهى آرمانى باشد. البتّه دشمن فعلاً نمىآید با آرمانها، معارضهى صریح بکند؛ چرا، اگر ما عقبنشینى کردیم، بهصراحت هم میرسد؛ امّا امروز اینجور نیست که دشمن صریح بیاید با آرمانها معارضه بکند و شرط قرار بدهد لکن باید هوشیار بود؛ فهمید که این پیشنهاد، این حرف، این اقدام ازسوى دشمن با چه هدفى دارد انجام میگیرد. خب، هیچ مسئولى معلوم است که راضى نیست و موافق نیست که در مقابلِ دشمنان کوتاه بیاید و براى اینکه مثلاً تحریمها برداشته بشود یا کم بشود، از آرمانها دست بردارند؛ خیلى خب، حالا که اینجور است، پس شما بیایید کارى کنید که کشور در مقابل تحریمها مصونیّت پیدا کند؛ اقتصاد مقاومتى یعنى این. فرض را بر این بگذارید که دشمن، برداشتن تحریم را متوقّف به چیزى میکند که شما حاضر نیستید آن را قبول کنید - اینجور فرض کنید قضیّه را - کارى کنید که تحریم بىاثر بشود. بارها ما گفتهایم کارى کنید که وابستگى مالى کشور به نفت کم و کم و کمتر بشود؛ خب، شما ملاحظه میکنید در ظرف مدّت کوتاهى قیمت نفت را به نصف میرسانند. وقتى ما وابسته به نفت باشیم، مشکل براى ما درست میشود؛ این فکر را باید کرد. ازجملهى بزرگترین مسئولیّتهاى مسئولین کشور همین است که کارى کنند اگر دشمن دلش نخواست تحریم را بردارد، به رونق کشور و پیشرفت کشور و رفاه مردم ضربهاى وارد نشود؛ راه آن چیست. راه آن این است که مراجعه کنیم به درون کشور، به درون ملّت، از نیروهاى درونى کشور استفاده کنیم و راههایى وجود دارد؛ آدمهاى صاحبنظر، آدمهاى کارشناس و بااخلاص، گواهى میدهند که راههایى وجود دارد که انسان بتواند به خودش متّکى باشد. این وظیفهى مسئولین کشور و مسئولین دولتى است، چشم ندوزند به دست بیگانه؛ بیگانه یکوقت مایل است فشار وارد بیاورد، شما هرچه عقبنشینى کنید، مىآیند جلو؛ هرچه شما یک قدم عقب بروید، آنها یک قدم مىآیند جلو؛ دستگاه استکبار، دستگاه ترحّم و انصاف و انسانیّت و ملاحظه که نیست؛ هرچه شما عقب بروید، آنها جلو مىآیند. فکر اساسى بکنید.
فکر اساسى این است که کارى کنید که کشور از اَخم دشمن ضربه نبیند، از تحریم دشمن لطمه نخورد؛ و راههایى هست، کارهایى هست که میشود کرد؛ بعضى را هم کردهاند و موفّق بوده است و جواب داده است؛ میشود کارهایى کرد؛ میشود این حربه را از دست دشمن گرفت، والّا اگر چنانچه چشم ما به دست دشمن باشد که «آقا، اگر اینکار را نکردى تحریم باقى میماند» [فایدهاى ندارد]؛ کمااینکه آمریکایىها با کمال وقاحت دارند میگویند «اگر در قضیّهى هستهاى ایران کوتاه هم بیاید، تحریمها یکجا و همه برداشته نخواهد شد»، این را صریح دارند میگویند. این نشاندهندهى این است که به این دشمن نمیشود اطمینان کرد نمیشود اعتماد کرد. من با مذاکره کردن مخالف نیستم؛ مذاکره کنند؛ تا هروقت میخواهند مذاکره کنند! من معتقدم باید دل را به نقطههاى امیدبخش حقیقى سپرد، نه به نقطههاى خیالى نه به نقطههاى خیالى، آنچه لازم است این است. خب، مسئولین کشور بحمدالله مشغولند، تلاش میکنند، کار میکنند، بنده هم عقیدهام این است که همه باید به دستگاههاى مسئول کمک کنند، به دولت همه باید کمک کنند؛ چون کار سخت است، دشوار است. دولتىها هم مراقب باشند، دودستگى در مردم بهوجود نیاورند، حاشیهسازى نکنند، بعضى حرفهاى غیرلازم مطرح نشود؛ این یکپارچگى مردم ما، این همّت بلند مردم ما، این ایمان مردم ما، درست مورد استفاده قرار بگیرد، انشاءالله راه این کشور باز بشود.
من به شما عرض میکنم، همچنانکه امروز با اوّل انقلاب ما از زمین تا آسمان تفاوت کردیم - ما خیلى پیش رفتیم، ما با بیست سال پیش هم تفاوت کردیم، با ده سال پیش هم تفاوت کردیم، جلو رفتیم - مطمئناً ملّت ایران این راه افتخارآمیز را روزبهروز جلو خواهد رفت و ملّت ایران، همین شما جوانها به توفیق الهى، به فضل پروردگار خواهید دید آن روزى را که دشمنان مستکبر گردنکشِ ظالم پُرروى شما، در مقابل شما مجبور به خضوع و خشوع بشوند.
رحمت خداوند بر امام بزرگوارمان که راه ایستادگى و توکّل به خدا و بصیرت را در مقابل پاى ما گذاشت، رحمت خدا بر شهیدان عزیزمان که در این راه حرکت کردند و رحمت خدا بر شما عزیزان، جوانان، انسانهاى پُرانگیزه که این راه را تا امروز ادامه دادید.
والسّلامعلیکمورحمةاللهوبرکاته
۱) فراموش کردن
۲) اعتراف رئیس جمهور آمریکا و معاون وقت رئیس جمهور سابق این کشور به شکنجهى زندانیان در سازمان سیا.
۳) حیلهگر
بیانات در دیدار اعضاى مجمع عالى بسیج مستضعفین 1393/09/06

بسماللهالرّحمنالرّحیم(۱)
والحمدلله ربّالعالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على آله المنتجبین المطهّرین و صحبه المنتخبین و من تبعهم باحسان الى یوم الدّین.
اوّلاً خوشامد عرض میکنم به شما برادران و خواهران عزیز، نخبگان جامعهى بسیجى کشور و برگزیدگانى که مغز و فکر و علم را با عشق و دل همراه کردید و در میدانى قدم گذاشتید که پایان حضور در این میدان، پیروزى قطعى است و انشاءالله محبوبیّت پیش خداى متعال. خداوند متعال در یک جاى قرآن از کسانى یاد میکند که «یُحِبُّهُم وَ یُحِبّونَه»(۲) - هم آنها خدا را دوست میدارند، هم خدا آنها را دوست میدارد - و در جاى دیگرى از قرآن اینها را یا جمعى از اینها را معرّفى میکند و میفرماید: اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلونَ فى سَبیلِه صَفًّا کَاَنَّهُم بُنیانٌ مَرصوص؛(۳) یعنى همین جوان، مرد، زن، نخبه، فرزانه، مؤمن که همهى توانایىهاى خود و وجود خود را روى دست گرفته و وارد میدان کرده؛ همان معنایى که ما براى بسیجى قائلیم. خداوند انشاءالله به شماها اجر بدهد، به شما توفیق بدهد، راهنمایى و هدایت خود را لحظهاى از شما دریغ نفرماید و توفیقات خود را روزبهروز نسبت به شماها بیشتر کند.
بیانات این دو برادر عزیز - فرماندهى محترم کلّ سپاه پاسداران و رئیس سازمان بسیج مستضعفین - بیانات متقن و درستى بود؛ بیانات قوى و سنجیده و حسابشدهاى بود. بنده هم چند جملهاى را عرض میکنم.
ما بسیج را از اوّل تا امروز در میدانِ عمل دیدهایم؛ در عرصههاى مختلف امّا همه عمل. در دفاع مقدّس - جنگ هشتساله - در سازندگى؛ در فنّاورىهاى متنوّع - از سلّولهاى بنیادى بگیرید تا انرژى هستهاى، اینها کار بسیج است - از حضور پزشکان در بیمارستانهایى نزدیک به خطّ مقدّم جبهه، که بنده خودم در آن دوران دیدم این بیمارستانها را که دشمن با خمپارههاى کوتاهبُرد میتوانست این مراکز را بزند. پزشکان از تهران، از شهرستانها آماده بودند، بمجرّد اینکه از مرکز جبهه به آنها اطّلاع داده میشد که راه بیفتند، کیفشان، ساکشان حاضر بود و راه مىافتادند میرفتند در آنچنان موقعیّتى کار میکردند؛ از فعّالیّتهاى هنرىِ بسیجى، کارهاى هنرى برجسته، فعّال و مؤثّر که روزبهروز هم بحمدالله تا امروز تکامل پیدا کرده؛ همهجا بسیج را ما در میدانِ عمل ملاحظه کردهایم. منتها عرصه عرصهى بسیار وسیعى است - که حالا بعد هم اشاره خواهم کرد - از عمل علمى، تا عمل هنرى، تا عمل جنگى، تا عمل سازندگى، تا عمل اقتصادى و همهى اینها.
آنچه بهنظرِ این حقیر، کمتر به آن پرداخته شده است و باید پرداخته بشود، مسئلهى عقبهى فکرى و پشتوانهى فکرى بسیج است. بسیج یک اندیشه است، یک فکر است، یک منطق است، یک منظومهى فکرى است. علّت این هم که همه مىبینند که تحصیلکرده، نخبه، نابغه، از رشتههاى مختلف مجذوب بسیج میشوند، این است که بسیج صرفاً یک حرکت احساسى نیست؛ یک منطق قوى پشت سرِ بسیج وجود دارد؛ این منطق، این علم، وقتى با عمل همراه میشود، این غوغا را درست میکند؛ این حوادث شگفتآور را خلق میکند. پایهى این تفکّر چیست؟
من چند جملهى کوتاه دربارهى این تفکّر - تفکّرى که قاعدهى بسیج است، پشتوانهى بسیج است، عقبهى فکرى بسیج است - عرض میکنم. دو نکته را من در این مورد عرض میکنم، [که] جاىِ فکر کردن و بحث کردن و کار کردن دارد.
پایهى این تفکّر، اعتقاد به مسئولیّت انسان است؛ مسئولیّت انسان. انسان موجودى است مسئول. نقطهى مقابل این فکر، حالت احساس بىمسئولیّتى، «ولش کن»، «برو خوش باش»، «به خودت بپرداز» است. پایهى فکرى بسیج این مسئولیّت الهى است که حالا عرض میکنم مبانى دینى مستحکمى دارد. نه فقط مسئولیّت در برابر خود و در برابر خانوادهى خود و نزدیکان خود - که این هست - بلکه مسئولیّت در قبال حوادث زندگى؛ در قبال سرنوشت جهان، سرنوشت کشور و سرنوشت جامعه، چه مسلمان، چه غیر مسلمان. این احساس مسئولیّت فقط نسبت به انسانهاى همعقیده و مسلِم و مؤمن نیست بلکه حتّى نسبت به غیر مسلمین و غیر مؤمنین هم احساس مسئولیّت میکند. نقطهى مقابلِ همان دَمغنیمتى، ولش کن و حالت تنبلى و حالت گریز از مسئولیّت و مانند اینها است. پایهى اصلى بسیج، این احساس مسئولیّت است. این تفکّر مسئولیّت انسان، جزو بیّنات اسلام است. یعنى هیچکس نمیتواند در این تردید بکند که اسلام، انسان را اینجور موجودى میداند: موجودى که مسئول است، کار از او خواسته شده است.
شما ملاحظه کنید احکام گوناگون را: مثلاً حکم امربهمعروف و نهىازمنکر. امر به معروف یعنى شما همه مسئولید که معروف را، نیکى را گسترش بدهید، امر کنید به آن؛ نهى از منکر [یعنى] زشتى را، بدى را، پلشتى را نهى کنید؛ جلوى آن را بگیرید با شیوههاى مختلف. معناى این چیست؟ معناى این، مسئولیّت در قبال سلامت عمومى جامعه است. همه مسئولند: من مسئولم؛ شما مسئولى؛ آن یکى مسئول است. یا مسئلهى جهاد. جهاد اسلام در واقع کمک به ملّتهایى است که پشت پردهى سیاستهاى استعمارى و استکبارى و استبدادى قرار داده شدهاند که نور اسلام به اینها نرسد؛ نور هدایت به اینها نرسد. جهاد براى دریدن این پردهها و این حجابها است؛ جهاد اسلامى این است. بحث اینکه آیا جهاد، دفاعى است یا ابتدائى است یا مانند اینها، بحثهاى فرعى است؛ بحث اصلى این است: ما لَکُم لا تُقاتِلونَ فى سَبیلِ اللهِ وَ المُستَضعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّسآءِ وَ الوِلدان؛(۴) چرا جهاد نمیکنید، مقاتله نمیکنید، نبرد نمیکنید در راه خدا - و بلافاصله [میگوید ]- و در راه مستضعفین، براى نجات مستضعفین؟ این احساس مسئولیّت است؛ یعنى شما برو جان خودت را به خطر بینداز و جانت را کف دستت بگیر در میدانهاى خطر، براى اینکه مستضعفان را نجات بدهى؛ معناى این، همان مسئولیّت است دیگر. یا این حدیث معروفِ «مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُسلِم»؛(۵) و از این قبیل، فراوان آیات و روایاتى در متون اسلامى است که این جزو بیّنات اسلام است؛ یعنى اسلام انسان را اینجور خواسته است که مسئول باشد؛ هم نسبت به خود، هم نسبت به نزدیکان خود، هم نسبت به جامعهى خود، هم نسبت به بشریّت مسئول است. که حالا اگر بروید دنبال این فکر را در متون اسلامى بگیرید، چیزهاى عجیبوغریبى انسان مشاهده میکند از این اهتمام و از این احساس مسئولیّت.
پیغمبر اکرم پیش خداى متعال التماس میکند، تضرّع میکند که «اَللّهُمَّ اهدِ قَومى»؛(۶) قومش همانهایى بودند که او را میزدند، او را طرد میکردند، او را تهدید به قتل میکردند، اینهمه بر او زحمت وارد مىآوردند، او پیش خداى متعال التماس میکند که خدایا، اینها را نجات بده، اینها را شفا بده، اینها را هدایت کن! این پیغمبر. امیرالمؤمنین وقتىکه مىشنَود که سپاهیان معاویه رفتند آن شهر را غارت کردند با غصّه میگوید که - بَلَغَنى اَنَّ الرَّجُلَ مِنهُم کان یَدخُلُ عَلَى المَراَةِ المُسلِمَةِ وَ الاُخرَى المُعاهِدَة(۷) - مردهاى این لشکرِ غارتگر وارد خانهى مسلمان و معاهَد (معاهد یعنى غیر مسلمانى که در زیر سایهى اسلام زندگى میکند؛ مسیحى، یهودى) میشدند، به زنها اهانت میکردند، دستبند زنها را میگرفتند، زیور زنها را میگرفتند، بعد حضرت میفرماید که اگر مسلمانْ از این غصّه بمیرد، جا دارد. شما ببینید؛ یعنى احساس مسئولیّت تا این حد است. نمیگوید اگر امیر مسلمین بمیرد جا دارد؛ میگوید اگر انسان، اگر مسلمان از این غصّه بمیرد جا دارد. این همان احساس مسئولیّت است. پایهى اصلىِ حرکت بسیج این است: احساس مسئولیّت الهى.
دوّمین پایه که در کنار این هست که مکمّل پایهى اوّل است، عبارت است از بصیرت، روشنبینى. یعنى چه؟ یعنى شناخت زمان، شناخت نیاز، شناخت اولویّت، شناخت دشمن، شناخت دوست، شناخت وسیلهاى که در مقابل دشمن باید به کار برد؛ این شناختها؛ بصیرت است. همیشه با یک سلاح نمیشود مبارزه کرد. در همهى میدانها با یک سلاح نمیشود رفت. کدام سلاح را به کار بیندازیم؟ دشمن کجا است؟ بارها من عرض کردهام اینهایى که بصیرت ندارند - مثل این بیچارههایى که در فتنه گرفتار شدند - مثل کسانىاند که در تاریکى شب، در مه غلیظ، در غبار میخواهند مخالفى را، دشمنى را بزنند؛ خب نمیداند دشمن کجا است؛ یکى از اوّلین شرایط جنگهاى نظامى، اطّلاعات است؛ بروید اطّلاع کسب کنید و ببینید دشمن کجا است. اگر بدون اطّلاع رفتید، شما ممکن است جایى را بزنید که دوست آنجا است؛ کسى را بزنید که با شما دشمن نیست و به دشمن کمک کنید؛ گاهى اینجورى میشود. اگر بصیرت نبود، میشود این؛ که فرمود: العالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِس؛(۸) شبهات و نادانىها و نفهمىها به کسى که عالم به زمان خود است، هجوم نمىآورند؛ میفهمد چهکار باید بکند. اگر این نبود، مشکل بهوجود خواهد آمد، حتّى اگر آن احساس مسئولیّت هم باشد.
بعضىها احساس مسئولیّت داشتند در دوران مبارزات امّا نمیفهمیدند این را کجا خرج کنند؛ جایى خرج میکردند که به ضرر حرکت عظیم مبارزاتىِ امام بزرگوار بود؛ بعد از انقلاب هم همینجور؛ تا امروز هم همینجور است. بعضىها احساس دارند، احساس مسئولیّت میکنند، انگیزه دارند امّا این انگیزه را غلط خرج میکنند؛ بد جایى خرج میکنند؛ اسلحه را به آنجایى که باید، نشانه نمیگیرند؛ این بر اثر بىبصیرتى است. حالا ما چند سال پیش در قضیّهى فتنه گفتیم بصیرت؛ بعضى دهنکجى کردند که بصیرت! بله، بصیرت؛ بصیرت که نبود، هرچه که مسئولیّت و انگیزه بیشتر باشد، احساس بیشتر باشد، خطر بیشتر است؛ اطمینانى دیگر نیست به این آدم بىبصیرت و بدون روشنبینى که دوست را نمىشناسد، دشمن را نمىشناسد و نمیفهمد کجا باید این احساس را، این نیرو را، این انگیزه را خرج کند. این پس شد رکن دوّم که بسیار بسیار لازم است. اگر این رکن دوّم نباشد، امر به معروفش هم اشتباهى درمىآید، جهادش هم اشتباهى درمىآید، امرِ مورد اهتمامش هم دچار خطا میشود، و به کجراهه مىافتد.
رحمت خدا و رضوان خدا بر امام بزرگوار که همهى این چیزها را فکر کرد؛ آن چشم تیزبین و روشنبین، آن بصیرت الهى، بدون اینکه درس سیاست در جایى خوانده باشد، از کسى فراگرفته باشد، همهى آن چیزهایى را که در این زمینه لازم بود، از خداى متعال الهام گرفت؛ به آن قلب پاکیزه الهام شد. امام هم بسیج را درست کرد، هم جهت را نشان داد. امام فقط نگفت حرکت کنید، راه بیفتید، احساس مسئولیّت کنید، بسیجى باشید؛ نه، گفت که چه کار کنید. به ما گفت هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید. این یعنى جهت دادن؛ یعنى یاد دادن که چه کار کنید، کدام طرف بروید، کجا را نشانه بگیرید؛ این را به ما یاد داد.
در دوران جنگ، در هشت سال دفاع مقدّس، مکرّر گفت: جنگ در رأس امور است. ماها مسئول بودیم در کشور - بنده رئیسجمهور بودم، یکى دیگر مسئول دیگرى بود - هزار جور کار داشتیم. مأمور و مسئول وقتىکه اینهمه کارهاى اجرایى دوروبرش هست، گاهى غفلت میکند، [امّا] امام راه را نشان داد به همه - به مسئولین، به مردم، به جوانها - [که] جنگ در رأس امور است. همین هم بود. جهت داد به همه که بروید سراغ این کار؛ این مهم است.
در قضیّهى حرکت به سوریّه براى جنگیدن با رژیم اشغالگر قدس که خوشحال بودند جوانهاى ما - دو نفرشان هم پیش من آمدند که هر دو الان جزو شهداى عالىمقام ما هستند - که میخواهند بروند بجنگند. امام مطّلع نبودند؛ بعد که مطّلع شدند، گفتند که راه مبارزهى با اسرائیل از عراق میگذرد؛ جلوى آن را گرفتند. و آنهایى که رفته بودند برگشتند. ببینید؛ این، فهمیدن اولویّتها است، شناختن اولویّتها است. امام راه را، جهت را نشان میداد.
فرمود حفظ نظام از اوجب واجبات یا اوجب واجبات است؛ یعنى همهى مسائل بعدى، فرع این مسئله است. این جهت را به ما نشان داد. ممکن است جنابعالى با رفیقت سرِ یک قضیّهاى کوچک یا بزرگ اختلافِنظر داشته باشید امّا در حفظ نظام، هردو بهقدرِ هم مسئولید.
آنهایى که نفهمیدند این حرف امام را، در یک جاهایى خطاهاى فاحش کردند. امام، جهت را نشان میداد. این مرد بزرگ، اینجورى حرکت میکرد.
خب، پس پایهى فکرى، در درجهى اوّل، آن احساس مسئولیّت است که این عقبهى فکرىِ بسیار مستحکمى است براى شما که میخواهید در عرصهى بسیج حرکت بکنید، و شرط لازم که پایهى دوّم محسوب میشود، بصیرت است؛ از این دو چیز یک لحظه نباید غفلت کرد. آن احساس مسئولیّت - یعنى براى خدا، صَبراً وَ احتِساباً؛(۹) پروردگارا، من این کشف علمى را میکنم، این مطالعه را میکنم، این کار هنرى را خلق میکنم، این مبارزه را میکنم، این عمل اقتصادى را انجام میدهم، این کمک را به زید میکنم، این مبارزه را با عَمرو میکنم، براى تو؛ چون از من مسئولیّت خواستهاى - این احساس مسئولیّت و احساس تعهّد الهى؛ بعد هم آگاهى: بدانیم کجا هستیم، جاى ما کجا است، جاى دشمن کجا است، دشمن کیست، با دشمن با چه سلاحى باید مبارزه کرد. این هم رکن دوّم. با این نگاه، هم دایرهى بسیجیان مشخّص میشود، هم عرصههاى فعّالیّت بسیج روشن میشود.
امّا دایرهى بسیجیان. بسیجى کیست؟ هر کسى که در این بستر اعتقادى و انسانى که عرض کردیم، به فعّالیّت مشغول است، بسیجى است. البتّه نیروى مقاومت بسیج، نماد این نهضت عظیم عمومىِ فراگیرِ ملّى است؛ نماد نظم و انضباط و جهتگیرى درست و تعلیموتربیت است. بسیجى، نامِ بسیجى و عنوان بسیجى، فراگیر است؛ نیروى مقاومت بسیج، آن قلعهى اصلى، جایگاه و مرکز و قرارگاهِ اصلىِ این چتر عظیمى است که همهى ملّت را در بر میگیرد؛ الهامبخشِ نظم است، الهامبخش حضور است، الهامبخش حرکت است؛ چه در جامعه، چه در قشرهاى مختلف، چه در دانشگاه، چه در مدرسه، چه در حوزهى علمیّه؛ در هر نقطهاى؛ حضور نیروى مقاومت بسیج به این معنا است. خطدهى، راهنمایى، انضباط، نظم، تعیین وظایف گوناگون نسبت به این مجموعه تا آنجایى که توانش و امکانش برسد - همانطور که حالا برادران شرح دادند - طبعاً امکانات امکانات محدودى است، و تا حالا به اینجا منتهى شده است که این دهها میلیون الحمدلله آمدهاند. این، دایره و حیطهى حضور انسانىِ بسیجیان.
امّا عرصهها. عرصهها بىپایان است. عرصهها هیچ محدودیّتى ندارد. عرصهى دفاع، عرصهى سیاست، عرصهى سازندگى، عرصهى اقتصاد، عرصهى هنر، عرصهى علم و تحقیق، تشکّلهاى مذهبى، عزادارىها؛ همهجا و همهجور؛ اینها عرصههاى حضور بسیج است؛ همهجا
در همهى این مراکز هم ما الگو داریم؛ الگوهاى برجستهاى داریم که اینها نشان دادند که برجستهاند، بزرگند. در جنگ سرداران بزرگى داشتیم، شخصیّتهاى برجسته؛ حالا بعضىها نخبهى علمى بودند، آمدند در جنگ شدند سرباز و فعّال و تفنگبهدست؛ مثل مرحوم شهید چمران. چمران یک نخبهى علمى بود، نخبهى هنرى هم بود؛ خودش به من میگفت: من در عکّاسى هنرمندم. آمده بود جنگ، لباس نظامى پوشیده بود، شد نظامى؛ [امّا] قبل از اینکه وارد این میدان بشود، نخبه بود. بعضى قبل از اینکه وارد این میدان بشوند نخبه نبودند، این میدان آنها را به فلک رساند؛ مثل اوستا عبدالحسین بنّا،(۱۰) که یک شاگرد بنّا بود؛ وارد میدان جنگ شد، رسید به خورشید، اوج گرفت، نخبه شد، آن هم چه نخبهاى! اینها برجستهاند. ما در علم و تحقیق نخبههاى برجستهاى داریم، مثل مرحوم کاظمى آشتیانى که این سلّولهاى بنیادى و این تشکیلات عظیم را راه انداخت و انسانهاى زیادى را تربیت کرد - همکارانش هم همانجور هستند؛ امروز هم بحمدالله این حرکت ادامه دارد - یا مثل شهید شهریارى؛ که این روزها اسم شهید شهریارى را مىآوریم، چون این روزها سالگرد شهادت او است؛(۱۱) بقیّه هم همینطور: رضایىنژاد، علىمحمّدى، احمدى روشن؛ اینها نخبگانى بودند در وادى علم و تحقیق که بسیجىوار کار کردند؛ شهید شهریارى بسیجىوار کار کرد. آن روزى که درها را به روى ملّت ایران خواستند ببندند - با آن شیوههایى که حالا خیلىها از آحاد مردم در تلویزیون، در خبرها چیزهایى را شنفتند، خیلىها هم پشت پرده است که بعدها روشن خواهد شد که چقدر خباثت کردند - که محصول این رادیوداروها به دست مردم نرسد و جمهورى اسلامى دچار مشکل بشود و گفتند «نمیفروشیم» که این مرکز تهران تعطیل بشود، اینها - مرحوم شهید شهریارى - هم مشغول کار شدند، تلاش کردند، که بعد آمدند به ما گفتند که توانستیم بیست درصد را تولید کنیم، بعد هم آمدند به ما اطّلاع دادند که ما لولهى سوخت و صفحهى سوخت را هم ساختیم؛ دشمن [متحیّر] ماند. این کار کار بسیجى بود؛ این کار کار معمولى نبود. در همهى این میدانهایى که ذکر کردیم، هزاران انسان بزرگ بودند و هستند و تلاش کردند که بعضى را اسم آوردیم.
خب این تفکّر که تفکّر بسیجى است و امام بزرگوار ما این را در ایران اسلامى خلق کرد، این صادر شده. بارها گفتیم، مفاهیم انقلاب و مفاهیم اسلام، مثل عطر گلهاى بهارى است؛ هیچ کسى نمیتواند جلوى آن را بگیرد؛ پخش میشود، همهجا میرود؛ نسیم روحافزا و روانبخشى است که همهجا را به خودى خود میگیرد؛ حالا جنجال کنند، دادوبیداد کنند؛ رفته، صادر شده و الان شما در کشورهاى گوناگونى ملاحظه کنید؛ این تفکّر در لبنان دارد فعّالیت میکند، در عراق دارد فعّالیت میکند؛ جوانهاى عراقى حرکت کردند همراه ارتششان شدند توانستند این پیروزىها را به دست بیاورند؛ در سوریه همینجور، در غزّه همینجور، در فلسطین همینجور، در یمن همینجور، انشاءالله در قدس شریف و براى نجاتِ الاقصى هم همینجور.
خب این روشن شد. حالا بنده عرض میکنم به همین دلیل ایران اسلامى شکستناپذیر است. آنهایى که نظام اسلامى و جمهورى اسلامى را تهدید میکنند که ما چنین میکنیم، چنان میکنیم بدانند: جمهورى اسلامى به برکت تفکّر بسیجى و عمل و حرکت بسیجى شکستناپذیر است. هر فرد ایرانى بالقوّه یک بسیجى است، مگر عدّهى معدودى که یا دچار خودپرستىاند یا دچار شهوتپرستىاند یا دچار پولپرستىاند یا دستشان زیر سنگ دشمن است، آنها را میگذاریم کنار؛ معدودند، زیاد نیستند. اکثریّت قاطع ملّت ایران بالقوّه بسیجىاند؛ دلیل شکستناپذیرى نظام جمهورى اسلامى این است. منتها باید حواسّ همه جمع باشد؛ امتحان همیشه هست، براى همه هست؛ حرکت نباید سست بشود؛ جهت حرکت اشتباه نباید بشود؛ جهت حرکت به سمت استکبار است، مقابلهى با استکبار است.
ما هم که اسم آمریکا را بارها مىآوریم؛ ملّت ما، خود ما؛ [چون] مسئلهى آمریکا بهخاطر استکبار است، چون آمریکا یک دولت استکبارى است، چون روش [آمریکا] استکبارى است؛ ما با آمریکا بهعنوان یک مجموعهى جغرافیایى یا بهعنوان یک ملّت، بهعنوان یک مجموعهى انسانى هیچ مسئلهاى نداریم، آن هم مثل بقیّهى کشورها؛ مسئلهى ما با آمریکا، مسئلهى استکبار آمریکایى است؛ مستکبرند، متکبّرند، زورگویند، زیادهطلبند؛ همین حرفهایى که این چند روز سرِ همین مذاکرات هستهاى زدند، شما ببینید؛ چند ماه مذاکره کردند و حالا تمدید کردند، [بعد] شروع کردند مثل همیشه حرف زدن.
خب، حالا بنده دو سه جمله در این زمینهها عرض بکنم: اوّلاً بنده با تمدید مذاکرات مخالف نیستم، همچنانکه و به همان دلیل که با اصل مذاکرات مخالف نبودم، با اصل مذاکرات هم مخالفت نکردیم؛ دلیلش را هم براى مردم بیان کردیم؛ بنده در سخنرانى دلایل آن را هم گفتم؛ حالا هم با تمدید مذاکرات مخالفت نمیکنیم. این را هم در کنار آن عرض بکنم که هیئت مذاکره کنندهى ما حقّاً و انصافاً پرتلاش و جدّى هستند؛ ایستادگى میکنند، با منطق حرف میزنند، زیر بار حرف زور نمیروند، دارند کار میکنند؛ این را هم همه توجّه داشته باشند. حالا جزئیّات و آنچه را در این گفتگوها میگذرد، غالباً مردم مطّلع نیستند؛ نه، با جدّیت، با منطق، با دلسوزى دارند کار میکنند و منطقى هم عمل میکنند. برخلاف طرف مقابل و عمدتاً آمریکا که هر روز یک حرفى میزنند - در مجلس خصوصى و در نامه پراکنى یکجور حرف میزنند؛ در محضر عموم و در اظهارات عمومىشان یکجور دیگر حرف میزنند؛ امروز یک حرفى را میزنند، فردا آن حرف را پس میگیرند، خطّ مستقیم و صراط مستقیم وقتى نبود، این است دیگر؛ براى مشکلات داخلى خودشان میخواهند از اینجا و از مذاکرات استفاده کنند؛ لذا مجبورند جورى حرف بزنند، آنجا جورى حرف بزنند اینجا - [امّا] هیئت ما نه؛ هیئت ما با منطق و محکم، در مقابل آنها قرار دارند. البتّه در میان این مذاکرهکنندهها و این چند نفرى که در مقابل ایران [هستند] - ایران یکتنه است، آنها یک لشکرند؛ چند کشورند که پشت سرِ هر کدام از آنها یک لشکر دیپلمات و روابط عمومى و عکّاس و تحلیلگر و مانند اینها هست - از همه بداخلاقتر آمریکایىها هستند، از همه موذىتر انگلیسها هستند. خب، حالا مذاکرات را تمدید کردند، همه بدانند - هم آن کسانى که طرف مذاکرهاند، هم این کسانى که در داخل نگران این مسئلهاند و نگاهشان به این مذاکرات است - که اگر این مذاکرات به نتیجه نرسد، آن که بیش از همه ضرر میکند ما نیستیم، آمریکایىها هستند. ما با ملّت خودمان روراست هستیم. حقیقت مطلب را با ملّت در میان میگذاریم، به ملّتمان میگوییم، تا حالا هم فهمیدهاند، با دلایل متعدّد هم میشود این را قطعى و مدلّل کرد که قصد واقعى استکبار و غرب در مقابل ایران، جلوگیرى از رشد و اقتدار ملّت ایران است؛ قصد واقعى این است که از عزّت روز افزون ملّت ایران جلوگیرى کنند؛ مسئلهى هستهاى یک بهانه است، بهانههاى دیگرى هم در کنار این هست. مسئلهى اصلى این است که استعدادهاى ملّت ایران بتدریج بُروز و ظهور پیدا کرده است، دارد پیشرفت میکند در همهى ابعاد؛ ابعاد سیاسى، ابعاد علمى، ابعاد گوناگون اجتماعى، و دارد اقتدار پیدا میکند، اینها از این ناراضىاند، از این ناراحتند، جلوى این را میخواهند بگیرند؛ تحریم و فشار هم به همین نیّت است، تحریم و فشار اقتصادى به خاطر همین است که بلکه بتوانند از تلاشهاى رو به گسترش ملّت ایران جلوگیرى کنند؛ لذا تحریم میکنند، فشار مىآورند، فشار اقتصادى مىآورند، البتّه خب فشار اقتصادى عامل مهمّى است. ما با ملّتمان راحت حرف میزنیم، آنها اینجور نیستند، ملّتشان آنها را قبول ندارد. محبوبیّت رئیسجمهورشان روز به روز کم شده است؛ این آمارهایى است که خودشان میدهند؛ آن روزى که این رئیسجمهور انتخاب شد، محبوبیّتش بالا بود؛ تا امروز، روز به روز این محبوبیّت کاهش پیدا کرده است، [چون] مردم به نظام سیاسىشان بىاعتقادند.
در همین انتخابات اخیرِ آمریکا عدّهى شرکتکنندگان بسیار پایین بود، که خودشان هم این را به زبان آوردند و گفتند؛ یعنى این تشکیلات و این نظام را مردم خودشان قبول ندارند، امیدى به آن ندارند. این را مقایسه کنید با حضورِ ۶۵ درصدى و ۷۰ درصدىِ ملّت ما در پاىِ صندوقهاى انتخابات. الان اینها با آحاد ملّت خودشان مسئله دارند؛ همین خبرهاىِ فرگوسن و ایالت میسورى و مانند اینها را که شنفتهاید، با مردم خودشان دارند میجنگند! گزارشهاى خودشان میگوید که پلیس آمریکا در یکسال بیش از چهارصدنفر از شهروندان را به بهانههاى مختلف به قتل رسانده؛ پلیس، نه دستگاه قضایى! اینها با ملّت خودشان هم میانهى خوبى ندارند، ملّتشان هم اینها را قبول ندارند، آنها مشکل دارند، آنها احتیاج دارند به یک موفّقیّت، به یک پیروزى بزرگ. ما نه، ما احتیاجى نداریم.
یکى از افراد هیئت مذاکرهکننده چندى پیش حرف خوبى زد، گفت اگر به توافق هم نرسیدیم، آسمان به زمین نمىآید، دنیا به آخر نمیرسد؛ خب، نشود. حرف درستى است. ما آنچنان که حالا آنها خیال کردند، ضرر نمیکنیم؛ تصوّر کردند که اگرچنانچه چنین بشود، چنان خواهد شد؛ نه، راه حل وجود دارد، راه حل همین اقتصاد مقاومتى است که ضربههاى دشمن را اوّل کم اثر میکند، کاهش میدهد که این مالِ کوتاهمدّت است، در میانمدّت و بلندمدّت به حرکت عظیمِ مردم اوج میدهد. اقتصاد مقاومتى اینجورى است. آنکسانى که صاحبنظر در زمینهى اقتصادند، بعد از آنکه ما اقتصاد مقاومتى را اعلام کردیم، قضاوتشان این بود. ما راه حل داریم، آنها راه حل ندارند.
با همهى اینها، خب استکبارى حرکت میکنند. همین حرفهاى چند روز اخیرشان را شما بشنوید؛ مىآیند مىایستند و میگویند ایران باید اعتماد جامعهى جهانى را جلب کند. اسم خودشان را میگذارند جامعهى جهانى! آمریکا و انگلیس و فرانسه و چند کشور مستکبر، شدهاند جامعهى جهانى؛ این جامعهى جهانى است؟ حدود ۱۵۰ کشور عضو غیرمتعهّدها که دو سال پیش در تهران جلسه داشتند، جامعهى جهانى نیستند؟ نزدیک به پنجاه رئیسجمهور و رئیسکشور و رئیسدولت که در آن اجلاس به تهران آمدند و شرکتِ فعّال کردند، اینها جامعهى جهانى نیستند؟ میلیاردها مردمى که در این کشورها زندگى میکنند، جامعهى جهانى نیستند؟ همین چند کشور - آن هم کشورهایى که رؤسا از مردم خودشان غالباً منقطعند - جامعهى جهانىاند؟ «اعتماد جامعهى جهانى را جلب کنید» یعنى اعتماد ما را، یعنى اعتماد آمریکایىها را! ما نمیخواهیم اعتماد آمریکا را جلب کنیم. ما اصلاً به اعتماد آمریکا هیچ احتیاجى نداریم. ما نیاز نداریم شما به ما اعتماد کنید؛ اعتماد شما به ما، هیچ اهمّیّتى براى ما ندارد. ما هم به شما اعتماد نداریم، مردمتان هم به شما اعتماد ندارند.
بعد میگوید امنیّت اسرائیل باید حفظ شود. اوّلاً اسرائیل روزبهروز ناامنتر خواهد شد؛ چه توافق هستهاى بشود، چه نشود؛ این را بدانید امنیّت اسرائیل تأمین نخواهد شد چه توافق هستهاى بشود و چه نشود. امّا اینکه حالا شما میگویید امنیّت اسرائیل باید حفظ بشود، من میگویم این حرف هم حرف صادقانهاى نیست. براى دولتمردان و دولتزنانِ آمریکا، امنیّت اسرائیل مسئلهى اصلى نیست، مسئلهى اصلى چیز دیگرى است. مسئلهى اصلى براى این حضرات، راضى نگهداشتن شبکهى سرمایهداران صهیونیست است که رگِ حیات اینها را در دست گرفتهاند. مسئلهى آنها این است؛ والّا اسرائیل باشد یا نباشد، چه اهمّیّتى براى اینها دارد؟ آنچه برایشان مهم است این است که رگِ حیاتشان را دادهاند به دستِ شبکهى سرمایهداران صهیونیست؛ آنهایى که هم به اینها رشوه میدهند، هم اینها را تهدید میکنند؛ رشوه میدهند - رشوهى پولى، پول به آنها میدهند - [آنها هم] پول میگیرند؛ رشوهى مقامى و وعدهى مقام میدهند و اگر با آنها که نبض اقتصاد آمریکا را در دست دارند ساخت و پاخت نکنند، از رسیدن به مقامات عالى - مثل ریاست جمهورى، مثل وزارت و مانند اینها - خبرى نیست؛ مسئله برایشان این است. تهدید هم میکنند؛ اگرچنانچه اینها بر خلاف میل آن شبکهى خطرناک عمل بکنند تهدیدشان میکنند، یا تهدید میکنند به اینکه شما را وادار میکنیم به استعفا، یا براى شما رسوایى درست میکنیم! که اینها را در زندگى آمریکایى در این چند سال دیدهاید؛ یکى را متّهم میکنند، یکى را بدنام میکنند، براى یکى ماجراى فساد جنسى درست میکنند، یکى را وادار به استعفا میکنند، یکى را هم ترور میکنند؛ از این رؤسا و بزرگان، کسانى را ترور هم کردند؛ دست آنها باز است! شما از این میترسید، شما ملاحظهى این را میکنید؛ مسئلهى امنیّت اسرائیل نیست، مسئلهى امنیّت خودتان است. اینها مستکبرند، اینجورى حرف میزنند، ما هم آبمان با مستکبرین به یک جو نمیرود. خب، اگر حرف منطقىاى وسط بیاید، حرفى نداریم؛ ما حرفهاى منطقى را قبول میکنیم، قرارهاى عادلانه و عاقلانه را قبول میکنیم امّا آنجایى که پاى زورگویى و زیادهطلبى باشد، نه؛ جمهورى اسلامى از صدر تا ذیل، هم مردمش، هم مسئولینش قبول نخواهند کرد؛ این را بدانند.
دو سه جمله هم به شما بسیجىهاى عزیز و همهى بسیجىهاى سراسر کشور عرض بکنم: من دعوت میکنم بسیجیان عزیز را به اخلاق. اخلاق یعنى چه؟ یعنى حلم و بردبارى، صبر و مقاومت، صدق و صفا، شجاعت و فداکارى، طهارت و پاکدامنى. بسیجىها براى اینکه اجزاى این بناى استوار همچنان مستحکم بماند به این احتیاج دارند. اگر بخواهید این بناى رفیع همینطور مستحکم مثل دژِ پایدار و استوارى درمقابل دشمنان قرار بگیرد، باید این رعایتها را بکنید؛ بردبارى نشان بدهید، صبر نشان بدهید، اخلاق نشان بدهید، طهارت نشان بدهید، الگوهاى بزرگ صدر اسلام را درنظر بیاورید. ما باید از تکبّر دورى کنیم، از تَفَرعُن دورى کنیم. مالکاشتر با آن مقام، با آن شجاعت، با آن جایگاهى که نزد امیرالمؤمنین داشت، در کوچه حرکت میکرد، یک پسربچّهاى او را نشناخت، مسخرهاش کرد، شاید سنگریزهاى به طرفش پرتاب کرد؛ مثلاً دید یک آدمى دارد میرود، بنا کرد مسخره کردن؛ بعد مالکاشتر رد شد، افرادى که آن منظره را دیدند، به پسرک گفتند فهمیدى چه کار کردى، فهمیدى چه کسى را مسخره کردى، پسربچّه نمىشناخت مالک اشتر را، گفت نه؛ گفتند این مالکاشتر بود؛ پسربچّه دستپاچه شد؛ حالا خودش تنها یا خودش و پدرش مثلاً یا دوستانش دوان دوان آمدند که یکجورى عذرخواهى کنند که برایشان مایهى دردسر نشود؛ دنبال مالکاشتر راه افتادند، دیدند به مسجد آمده، دارد نماز میخواند؛ رفتند جلو و بنا کردند عذرخواهى کردن؛ مالکاشتر گفت من آمدم مسجد براى اینکه نماز بخوانم، دعا کنم که خداى متعال خطاى این جوان را ببخشاید! ببینید، این دلسوزى، این احساس مسئولیّت، این حلم، این بزرگوارى، اینها است. من و شما هم باید همینها را یاد بگیریم.
همچنین توصیهى اکید میکنم به استحکام و عدم سایش اعتقادى و ایمانى و عملى؛ مراقب باشید. ماها در این مسیر زندگى، آنجایى که با وسوسهها مواجه میشویم؛ وسوسهى پول، وسوسهى شهوات، وسوسهى مقام، وسوسهى رفاقت، ساییدگى پیدا میکنیم؛ سایش پیدا میکنیم مراقب باشید سایش اعتقادى پیدا نکنید، شما بر روى محیط اثر بگذارید، نگذارید آن محیط اگر بد است، روى شما اثر بگذارد.
همهى اقشار در این بسیج عظیم ملّى الهىِ مردمى ما مورد توجّه قرار بگیرند، که من بعضىها را بالخصوص سفارش کردم که بهنظرم رسید مورد بىتوجّهى قرار گرفتند - به سردار نقدى بخصوص سفارش کردم - اینجور نباشد که قشرى را، مجموعهاى را از نظر دور بدارید. ارتباط بین این قشرها را هم تعریف کنید؛ ارتباط ایجاد کنید؛ گاهى هست که بسیج دانشجویى مثلاً از بسیج پزشکان یا بسیج مهندسین یا بسیج صنعتگران بىخبرند، اطّلاعى از هم ندارند، نه؛ مطّلع باشند، ممکن است به درد هم بخورند. هرکدام از بخشهاى مختلفِ همین بسیج قشرها میتوانند به کار دیگرى کمک کنند، به پیشرفت او کمک کنند؛ اینها را تعریف کنید، اینها را در مجموعهى خودتان داشته باشید.
کارهاى بزرگ بخواهید از عناصر بسیج؛ کارهاى بزرگ از بسیارى از مردم پراستعداد ملّت ما برمىآید. دولت هم البتّه باید کمک کند؛ دستگاههاى دولتى در بخشهاى مختلف باید به رشد و گسترش بسیج کمک کنند. به این مسائل اقتصادى هم - همانطور که قبلاً گفتیم که پایهى اقتصاد مقاومتى عبارت است از تقویت تولید داخلى و کاهش وارداتى که یا غیرضرورى است یا مشابه داخلى دارد - مسئولین دولتى توجّه کنند و آنها از بسیج کمک بگیرند؛ با این وضعیّت بنده تردید ندارم که انشاءالله آینده متعلّق به ملّت ایران است؛ همچنانکه بارها گفتیم.
روح مبارک امام بزرگوار شاد باد، روح مطهّر شهداى عزیزمان شاد باد و خداوند ما را هم به آن شهدا ملحق کند.
والسّلامعلیکمورحمةاللهوبرکاته
۱) قبل از شروع بیانات معظّمٌله، سرلشکر محمّدعلى جعفرى (فرمانده کلّ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى) و سرتیپ محمّدرضا نقدى (رئیس سازمان بسیج مستضعفین) گزارشى ارائه کردند.
۲) سورهى مائده، بخشى از آیهى ۵۴
۳) سورهى صف، آیهى ۴؛ «در حقیقت، خدا دوست دارد کسانى را که در راه او صف در صف، چنان که گویى بنایى ریخته شده از سُربند، جهاد میکنند.»
۴) سورهى نساء، بخشى از آیهى ۷۵؛ «...چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمیجنگید؟...»
۵) کافى، ج۲، ص۱۶۳ (باکمى اختلاف)
۶) مناقب آل ابى طالب، ج ۱، ص ۱۹۲
۷) نهجالبلاغه، خطبهى ۲۷
۸) تحفالعقول، ص ۳۵۶
۹) از جمله، دعاى روزهاى ماه مبارک رمضان
۱۰) شهید عبدالحسین برونسى
۱۱) شهید مجید شهریارى در تاریخ ۱۳۸۹/۹/۸ در یک حملهى تروریستى به شهادت رسید.
بیانات در دیدار شرکتکنندگان در «کنگرهى جهانى جریانهاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام» 1393/09/04

بسماللهالرّحمنالرّحیم(۱)
الحمد لله ربّ العالمین و صلّى الله على سیّدنا و نبیّنا المصطفى الامین محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین و على صحبه المنتجبین و التّابعین لهم باحسان الى یوم الدّین.
اوّلاً خوشامد عرض میکنم به میهمانان گرامى، حضّار محترم، علماى مذاهب گوناگون اسلامى که در این جلسه حضور پیدا کردید. و تشکّر میکنم از حضور فعّال و مفید شما در جلسهى دوروزهى این اجلاس بااهمّیّت. لازم میدانم از علماى بزرگ و فضلاى قم، مخصوصاً حضرت آیتالله مکارمشیرازى و حضرت آیتالله سبحانى تشکّر کنم که این فکر را ابداع کردند و عملى کردند و بحمدالله اقدام اوّلیّه را براى این کار انجام دادند؛ این حرکت باید ادامه پیدا کند. اجمالاً از بیانات گویندگان محترم در دو روز گذشته مطّلع شدم؛ بنده هم چند نکته را عرض میکنم:
اوّلاً این اجلاس براى پرداختن به جریان تکفیر است که یک جریان مضر و خطرناک در دنیاى اسلام است. این جریان تکفیر اگرچه تازه نیست و سابقهى تاریخى دارد، لکن چند سالى است که با نقشههاى استکبار و با پول برخى از دولتهاى منطقه و با طرّاحى و نقشهکشىِ سرویسهاى جاسوسى کشورهاى استعمارى - مثل آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستى - تجدید حیات کرده است و قوّت گرفته است. این جلسه، این اجلاس و این حرکت شما براى مقابلهى همهجانبهى با این جریان است؛ نه براى آن چیزى که امروز بهعنوان داعش شناخته میشود. جریانى که امروز به نام داعش شناخته میشود یکى از فروع شجرهى خبیثهى تکفیر است، همهى آن نیست. این فسادى که این مجموعه به راه انداختند، این اهلاک حرث و نسل،(۲) این ریختن خون بىگناهان، این بخشى از جرائم جریان تکفیر در دنیاى اسلام است؛ با این چشم باید نگاه کرد به این مسئله.
من قلباً متأسّفم ما [یعنى] دنیاى اسلام - که باید همهى نیروى خودمان را صرف کنیم براى مقابلهى با توطئهى رژیم صهیونیستى و این حرکتى که علیه قدس شریف و مسجدالاقصى انجام دادند که همهى دنیاى اسلام را بایستى به حرکت در بیاورد - امروز ناچاریم به گرفتارىهایى که استکبار در درون دنیاى اسلام بهوجود آورده مشغول بشویم؛ چارهاى نیست. در واقع پرداختن به مسئلهى تکفیر، چیزى است که بر علماى دنیاى اسلام و زبدگان و فرزانگان دنیاى اسلام تحمیل شده است؛ این را دشمن بهصورت مشکل دستساز وارد دنیاى اسلام کرده است و ناچاریم به آن بپردازیم، لکن مسئلهى اصلى، مسئلهى رژیم صهیونیستى است؛ مسئلهى اصلى، مسئلهى قدس است؛ مسئلهى اصلى، مسئلهى قبلهى اوّل مسلمین، مسجدالاقصى است؛ اینها مسائل اصلى است.
یک نکتهى غیرقابلانکارى وجود دارد، و آن این است که جریان تکفیر و حکومتهایى که پشتیبان و حامى آن هستند، کاملاً در جهت نیّات استکبار و صهیونیسم دارند حرکت میکنند؛ کار آنها در جهت هدفهاى آمریکا و دولتهاى استعمارى اروپا و رژیم اشغالگر صهیونیستى است؛ شواهدى این معنا را قطعى میکند. جریان تکفیر ظاهر اسلامى دارد امّا عملاً در خدمت جریانهاى استعمارى و استکبارى و سیاسى بزرگى است که علیه دنیاى اسلام دارند کار میکنند؛ شواهد روشنى وجود دارد، از این شواهد نمیشود گذشت. من چند تا از این شواهد را ذکر میکنم.
یکى این است که جریان تکفیر توانست حرکت بیدارى اسلامى را منحرف کند. حرکت بیدارى اسلامى یک حرکت ضدّآمریکا، ضدّاستبداد، ضدّدستنشاندگان آمریکا در منطقه بود؛ حرکتى بود از سوى عموم مردم در کشورهاى مختلف شمال آفریقا که علیه استکبار بود، علیه آمریکا بود. جریان تکفیر، این حرکت عظیم ضدّاستکبارى و ضدّآمریکایى و ضدّاستبدادى را تغییر جهت داد به جنگ بین مسلمانان و به برادرکشى. خطّ مقدّم مبارزات در این منطقه مرزهاى فلسطین اشغالى بود. جریان تکفیر آمد این خطّ مقدّم را تبدیل کرد به خیابانهاى بغداد و مسجد جامع سوریّه و دمشق و خیابانهاى پاکستان و شهرهاى مختلف سوریّه، و اینها شد خطّ مقدّم مبارزه!
شما نگاه کنید به وضعیّت امروز لیبى، به وضعیّت سوریّه، به وضعیّت عراق، به وضعیّت پاکستان، ببینید نیروها و شمشیرها در دست مسلمانان علیه چه کسانى دارد به کار میرود؟ اینها باید علیه رژیم صهیونیستى به کار میرفت. جریان تکفیر جهت این مبارزه را تغییر داد و آورد داخل خانه، داخل شهرهاى ما، داخل ممالک اسلامى. در داخل مسجد جامع دمشق انفجار بهوجود مىآورند، در اجتماعات مردم عادّى در بغداد انسانها را منفجر میکنند، در پاکستان صدها نفر صدها نفر را به رگبار میبندند، در لیبى این وضعیّتى را که ملاحظه میکنید و مشاهده میکنید بهوجود مىآورند؛ همهى اینها یکى از جنایات فراموشنشدنى تاریخىِ جریان تکفیر است که این وضع را بهوجود آورده است. تبدیل این حرکت، کارى است در خدمت آمریکا، در خدمت انگلیس، کارى است در خدمت سرویسهاى جاسوسى آمریکا و انگلیس و موساد و مانند اینها.
یک شاهد دیگر این است که آن کسانى که پشتیبان جریان تکفیرند، با رژیم صهیونیستى میسازند تا با مسلمانها بجنگند. به رژیم صهیونیستى اخم هم نمیکنند امّا نسبت به کشورهاى اسلامى و ملّتهاى اسلامى به بهانههاى مختلف، انواع و اقسام ضربهها را میزنند و توطئه میکنند.
یک شاهد دیگر این است که این حرکت فتنهآلودى که جریان تکفیرى در کشورهاى اسلامى - در عراق و سوریّه و لیبى و لبنان و بعضى از کشورهاى دیگر - بهوجود آورد، منجر به این شد که زیرساختهاى ارزشمند این کشورها ویران بشود. شما ببینید چقدر جاده، چقدر پالایشگاه، چقدر معدن، چقدر فرودگاه، چقدر خیابان، چقدر شهر، چقدر خانه در این کشورها از بین رفت بر اثر این جنگهاى داخلى، بر اثر این برادرکشىها؛ چقدر زمان لازم است، چقدر پول لازم است، چقدر هزینه باید داد تا دوباره اینها به حال اوّل برگردد. اینها ضررها و ضربههایى است که جریان تکفیر تا امروز و در این چند سال گذشته، به دنیاى اسلام زده است.
یک شاهد دیگر این است که جریان تکفیر چهرهى اسلام را در دنیا مخدوش کرد، زشت کرد. همهى دنیا در تلویزیونها دیدند که کسى را مىنشانند و با شمشیر گردن میزنند، بدون اینکه جرمى براى او معیّن شده باشد. لا یَنهکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِى الدّینِ وَ لَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم اَن تَبَرّوهُم وَ تُقسِطوا اِلَیهِم اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُقسِطین. اِنَّما یَنهکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلوکُم فِى الدّینِ وَ اَخرَجوکُم مِن دِیارِکُم وَ ظاهَروا عَلى اِخراجِکُم اَن تَوَلَّوهُم.(۳) اینها درست بعکس عمل کردند؛ مسلمان را کشتند، غیر مسلمانِ غیر متعرّض را زیر شمشیر نشاندند، تصویر آن در همهى دنیا پخش شد، همهى دنیا این را دیدند. همهى دنیا دیدند که یک نفرى به نام اسلام دست کرد از سینهى یک آدم کشته شده، دل او را بیرون آورد و به دندان کشید! این را دنیا دید. اینها به نام اسلام تمام شد؛ اسلامِ رحمت، اسلامِ تعقّل، اسلامِ منطق، اسلامِ «لا یَنهکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِى الدّین»، این اسلام را اینها اینجورى معرّفى کردند؛ از این جنایتى بالاتر؟ از این فتنهاى خبیثتر؟ این مال جریان تکفیر است.
یک شاهد دیگر این است که اینها، محور مقاومت را تنها گذاشتند. غزّه پنجاه روز تنها جنگید، پنجاه روز تنها مقاومت کرد. دولتهاى اسلامى به کمک غزّه نرفتند، پولها و دلارهاى نفتى در خدمت غزّه قرار نگرفتند؛ اگرچه بعضى از آنها در خدمت رژیم صهیونیستى قرار گرفتند!
یک سیّئهى دیگر، یک شاهد دیگر این است که جریان تکفیر، شور و حماسهى جوانان مسلمان را در سراسر دنیاى اسلام منحرف کرد. امروز در سرتاسر دنیاى اسلام، جوانان یک شور و حماسهاى دارند، بیدارى اسلامى در اینها اثر گذاشته است، آماده هستند درخدمت هدفهاى بزرگ اسلام حرکت کنند، [امّا] این جریان تکفیر، این شور و حماسه را منحرف کرد و کسانى از جوانان بىخبر و جاهل را کشاند به سمت سر بریدن مسلمان و قتلعام زن و بچّه و کودک یک روستا! این جزو سیّئات جریان تکفیر است.
از این قرائن و شواهد نمیشود بهآسانى عبور کرد؛ همهى اینها نشان میدهد که جریان تکفیر درخدمت استکبار است، درخدمت دشمنان اسلام است، درخدمت آمریکا است، درخدمت انگلیس است، درخدمت رژیم صهیونیستى است. البتّه شواهد دیگرى هم وجود دارد؛ به ما اطّلاع دادند که هواپیماهاى ترابرى آمریکا، مهمّاتى را که این گروه موسوم به داعش احتیاج داشتند، در مراکزى که داعش در عراق مستقر بود، از آسمان پرتاب کردند و براى آنها کمک رساندند. گفتیم لابد این کار، اشتباهى بوده؛ بعد تکرار شد؛ آنطور که به من اطّلاع دادند پنج مرتبه این اتّفاق افتاده است! پنج مرتبه اشتباه میکنند؟ آنوقت بظاهر ائتلاف ضدّ داعش درست کردهاند! که دروغ محض است؛ این ائتلاف، دنبال اهداف خبیث دیگرى است، میخواهند این فتنه را زنده نگه دارند؛ دو طرف را به جان هم بیندازند، جنگ خانگىِ بین مسلمانان را همینطور استمرار بدهند تا این [جنگ] بماند؛ هدف آنها این است؛ البتّه نخواهند توانست، این را بدانید.
چند وظیفهى بزرگ وجود دارد که باید انجام داد. شما آقایان محترم، در جلسات این اجلاس دوروزه راهکارهایى را فکر کردید، دنبال کردید، وظایفى را مشخّص کردید. من دو سه کار لازم را که غیر قابل اغماض است، عرض میکنم: یکى [تشکیل] یک نهضت علمى و منطقى فراگیر از سوى همهى علماى مذاهب اسلامى است براى ریشهکن کردن جریان تکفیرى؛ این مخصوص مذهبى دون مذهبى [دیگر] نیست؛ همهى مذاهب اسلامى که دلشان براى اسلام میسوزد، اسلام را قبول دارند و براى اسلام دل میسوزانند، در این وظیفه سهیمند، شریکند؛ باید یک حرکت علمىِ عظیمى انجام بگیرد. آنها با شعار دروغین «پیروى از سَلَف صالح»(۴) وارد این میدان شدند؛ باید بیزارى سلف صالح را از کارى که اینها میکنند و از حرکتى که اینها میکنند، با زبان دین، با زبان علم، با منطق صحیح، به اثبات رساند. جوانان را نجات بدهید! عدّهاى هستند که تحت تأثیر این افکار گمراهکننده قرار میگیرند و بیچارهها خیال میکنند دارند کارِ خوب انجام میدهند، مصداق آیهى شریفهى «قُل هَل نُنَبِّئُکُم بِالاَخسَرینَ اَعمالًا * اَلَّذینَ ضَلَّ سَعیُهُم فِى الحَیوةِ الدُّنیا وَ هُم یَحسَبونَ اَنَّهُم یُحسِنونَ صُنعًا»(۵) هستند؛ خیال میکنند دارند جهاد فىسبیلالله میکنند. اینها همان کسانى هستند که در روز قیامت عرض خواهند کرد به خدا: رَبَّنآ اِنّآ اَطَعنا سادَتَنا و کُبَرآءَنا فَاَضَلّونَا السَّبیلَا * رَبَّنآ ءاتِهِم ضِعفَینِ مِنَ العَذابِ وَ العَنهُم لَعنًا کَبیرا؛(۶) این بیچارهها همانها هستند. آن که در مسجد دمشق یک عالم بزرگ مسلمان را به قتل میرسانَد جزو اینها است؛ آن کسى که مسلمانها را به بهانهى انحراف از دین سر میبُرد جزو اینها است؛ آن کسى که در پاکستان و در افغانستان و در بغداد و در شهرهاى گوناگون عراق و در سوریّه و در لبنان با انفجار، بىگناهها را به خاک و خون میکشد، جزو همینها است که روز قیامت خواهد گفت: رَبَّنا اِنّآ اَطَعنا سادَتَنا و کُبَرآءَنا فَاَضَلّونَا السَّبیلَا. رَبَّنآ ءاتِهِم ضِعفَینِ مِنَ العَذابِ.(۷) در یک جاى دیگر قرآن، خدا میفرماید: لِکُلٍ ضِعفٌ؛(۸) قبول نمیکند خدا که «رَبَّنآ ءاتِهِم ضِعفَینِ»، [میفرماید] «لِکُلٍ ضِعفٌ»، هر دوتان، تابع و متبوع [در عذابید]؛ «تَخاصُمُ اَهلِ النّار»،(۹) با همدیگر میجنگند. اینها را باید نجات داد، این جوانها را باید نجات داد، و این بهعهدهى علما است. علما با محافل روشنفکرى هم ارتباط دارند، با تودهى مردم هم ارتباط دارند؛ باید تلاش کنند. خداى متعال در قیامت از علما سؤال خواهد کرد که چه کردید؟ باید اقدام کنند. این یک کار
کار دوّم که بسیار لازم است، روشنگرى نسبت به نقش سیاستهاى استکبارى آمریکا و انگلیس است. باید روشنگرى کرد؛ باید دنیاى اسلام همه بدانند که نقش سیاستهاى آمریکا در این میان چیست؛ نقش سرویسهاى جاسوسى آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستى در این احیاء جریان فتنهى تکفیرى چیست؛ این را باید همه بدانند. همه باید بدانند که اینها دارند براى آنها کار میکنند؛ نقشه از آنها است، پشتیبانى از آنها است، ارائهى طریق از آنها است، پول هم از دستنشاندگان آنها [یعنى] حکومتهاى منطقه است که پولش را میدهند، این بیچارهها را بدبخت میکنند و دنیاى اسلام را دچار این مشکل میکنند. این هم یک کار لازم دیگرى است که بایستى انجام بگیرد.
کار سوّمى که حتماً باید انجام بگیرد، اهتمام به قضیّهى فلسطین است. نگذارید قضیّهى فلسطین و قدس شریف و مسئلهى مسجدالاقصى به دست فراموشى سپرده بشود؛ آنها این را میخواهند. آنها میخواهند دنیاى اسلام از قضیّهى فلسطین غفلت کند. الان شما ببینید در همین روزها کابینهى رژیم صهیونیستى، یهودیّت کشور فلسطین را اعلام کرد؛ بهعنوان یک کشور یهودى آن را اعلام کرد. از مدّتها قبل دنبال این قضیّه بودند، حالا بصراحت این کار را انجام دادند. در غفلت دنیاى اسلام، در غفلت آحاد مردم و ملّتهاى مسلمان، رژیم صهیونیستى به دنبال تصرّف قدس شریف است، به دنبال تصرّف مسجدالاقصى است، به دنبال تضعیف هرچه بیشتر فلسطینیان است؛ این را باید توجّه داشت. همهى ملّتها باید از دولتهاى خودشان مطالبه کنند مسئلهى فلسطین را؛ علماى اسلامى از دولتهاى خودشان بخواهند و مطالبه کنند پیگیرىِ مسئلهى فلسطین را؛ این یکى از وظایف عمدهى مهم است. ما خدا را شکر میکنیم که در جمهورى اسلامى، دولت و ملّت در این جهت همزبانند. دولت جمهورى اسلامى و امام بزرگوار ما از اوّل، سیاست حمایت از فلسطین و دشمنى با رژیم صهیونیستى را اعلام کرد و سرِدست گرفت؛ تا امروز هم ادامه دارد و ۳۵ سال است که ما از این خط، منحرف نشدیم و ملّت ما هم با کمال میل همراهند. گاهى بعضى از جوانهاى ما که مراجعه میکنند و جوابى نمىشنوند، به من نامه مینویسند و التماس میکنند که اجازه بدهید ما برویم در صفوف مقدّم با رژیم صهیونیستى بجنگیم. ملّت، عاشق مبارزهى با صهیونیستها است و جمهورى اسلامى [هم این را] نشان داده است.
ما به توفیق الهى و به فضل الهى از محدودیّت اختلاف مذهبى عبور کردیم. ما همان کمکى را که به حزبالله لبنان کردیم که شیعه است، همان کمک را به حماس کردیم و به جهاد(۱۰) کردیم و باز هم خواهیم کرد. ما اسیر محدودیّتهاى مذهبى نشدیم؛ ما نگفتیم این شیعه است، این سنّى است، این حنفى است، این حنبلى است، این شافعى است، این زیدى است؛ ما نگاه کردیم به آن هدف اصلى و کمک کردیم و توانستیم مشت برادران فلسطینىمان را در غزّه و در مناطق دیگر تقویت کنیم و انشاءالله ادامه خواهیم داد. و من اعلام کردم و قطعاً این خواهد شد که کرانهى باخترى هم باید مثل غزّه مسلّح بشود و آمادهى دفاع باشد.
این را هم به شما برادران عزیز عرض بکنم: هیمنهى آمریکا شما را نترسانَد؛ دشمن ضعیف شده است. دشمن اسلام که استکبار است، امروز از همهى دورانهاى گذشتهى این ۱۰۰ سال و ۱۵۰ سال ضعیفتر است. دولتهاى استعمارى اروپا را مىبینید: گرفتار مشکلات اقتصادى، گرفتار مشکلات سیاسى، گرفتار مشکلات امنیّتى. انواع و اقسام مشکلات را امروز دولتهاى استعمارى اروپا دارند. آمریکا بدتر از اینها؛ دچار مشکلات اخلاقى، دچار مشکلات سیاسى، دچار مشکلات شدید مالى و پولى، دچار ضعف حیثیّتِ ابرقدرتى در همهى دنیا؛ نه فقط در دنیاى اسلام، [بلکه] در همهى دنیا. رژیم صهیونیستى نسبت به گذشته بشدّت ضعیف شده است. این همان رژیمى است که شعار «از نیل تا فرات» میداد! داد میکشیدند و با صراحت میگفتند از نیل تا فرات مال ما است! پنجاه روز در غزّه نتوانستند تونلهاى فلسطینىها را فتح کنند. این همان رژیم است. پنجاه روز همهى نیرویشان را بهکار گرفتند که بتوانند تونلهاى زیرزمینىِ حماس و جهاد و فلسطینىها را تخریب کنند، نابود کنند، تصرّف کنند؛ نتوانستند؛ این همان رژیمى است که میگفت از نیل تا فرات مال ما است؛ ببینید چقدر فرق کرده است؛ چقدر ضعیف شده است.
مشکلات دشمنان اسلام زیاد است. دشمنان اسلام در عراق ناکام شدند؛ در سوریّه ناکام شدند؛ در لبنان ناکام شدند؛ در مناطق گوناگون ناکام ماندند و هدفهایشان تحقّق پیدا نکرد. در مقابلهى با جمهورى اسلامى، شما مىبینید آمریکا و کشورهاى استعمارگر اروپایى دُور هم جمع شدند و از همهى نیرویشان استفاده کردند که در قضیّهى هستهاى، جمهورى اسلامى را به زانو دربیاورند؛ نتوانستند به زانو دربیاورند و نخواهند توانست. این ضعف طرف مقابل است. و شما انشاءالله روزبهروز قوىتر خواهید شد. آینده متعلّق به شما است؛ وَ اللهُ غالِبٌ عَلى اَمرِه.(۱۱)
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
۱) این کنگره در روزهاى دوّم و سوّم آذرماه سال جارى و به همّت حضرات آیات ناصر مکارمشیرازى (رئیس کنگره) و جعفر سبحانى (دبیر علمى کنگره) در شهر قم برگزار شد. قبل از شروع بیانات معظّمٌله، حجّتالاسلام سیّدمهدى علیزادهموسوى (رئیس ستاد برگزارى و قائم مقام دبیر علمى کنگره) گزارشى ارائه کرد.
۲) نابودى کِشت و نسل (برگرفته از آیهى ۲۰۵ سورهى بقره)
۳) سورهى ممتحنه، آیهى ۸ و بخشى از آیهى ۹؛ «خدا شما را از کسانى که در [کار] دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکردهاند، باز نمیدارد که با آنان نیکى کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا دادگران را دوست میدارد. فقط خدا شما را از دوستى با کسانى باز میدارد که در [کار] دین با شما جنگ کرده و شما را از خانه هایتان بیرون رانده و در بیرون راندنتان با یکدیگر همپشتى کردهاند...»
۴) پیروى از سنّت اصیل پیغمبر (ص)
۵) سورهى کهف، آیات ۱۰۳ و ۱۰۴؛ «بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم؟ [آنان] کسانىاند که کوشششان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود میپندارند که کار خوب انجام میدهند.»
۶) سورهى احزاب، بخشى از آیهى ۶۷ و آیهى۶۸؛ «...پروردگارا! ما رؤسا و بزرگتران خویش را اطاعت کردیم و ما را از راه به در کردند. پروردگارا! آنان را دوچندان عذاب ده و لعنتشان کن لعنتى بزرگ.»
۷) همان
۸) سورهى اعراف، بخشى از آیهى ۳۸؛ «...براى هرکدام [عذاب] دوچندان است...»
۹) سورهى ص، بخشى از آیهى ۶۴؛ «...مجادلهى اهل آتش...»
۱۰) سازمان جهاد اسلامىفلسطین
۱۱) سورهى یوسف، بخشى از آیهى ۲۱؛ «... و خدا بر کار خویش چیره است...»































