Super User
زوروا القبور

يكي از روحانيون عزيز نوشته است كه در درب قبرستان بقيع متوجه شدم كه يك زائر مصري مي گفت: حرام.. حرام.. گفتم: چه حرام؟ گفت: زيارت قبور حرام است. گفتم: برادر مسلمان؛ پيامبر نيز قبور را زيارت مي كرد. گفت: چنين نيست، پيامبر كار حرام انجام نمي دهد. گفتم: در سُنن ابن ماجه آمده است كه پيامبر فرموده است ‹زوروا القبور، فأنها تذكركم بالآخره› و نيز در سنن ابن ماجه، كتاب جنائز، ص 365 ، 1551 و در وفاء الوفاء، ج2، ص 85 از انس بن مالك نقل شده است كه وقتي عثمان بن مظعون خاكسپاري شد، پيامبر مردي را مأمور كرد تا سنگ بزرگي را با خود حمل كند و بياورد. آن مرد نتوانست آن سنگ را حمل نمايد. رسول خدا (ص)، آستين ها را بالا زد و آن را به سوي قبر عثمان حمل نمود و آن را بالاي سر او نهاد و فرمود: اين كار را مي كنم كه قبر برادرم را بشناسم و بستگانم را كنار آن به خاك بسپارم. در رويات هم آمده است كه پيامبر (ص) به زيارت قبر مادرش رفت و گريست و ايشان نيز به زيارت اهل بقيع مي رفتند و زيارتنامه مي خواندند، حتي آخرين لحظات عمرش به زيارت مدفونين بقيع مي رفتند. در سُنن ترمذي هم آمده است كه عايشه بعد از برگشت به مكه، به كنار قبر برادرش عبدالرحمن بن ابوبكر مي رفت. زائر عرب كه از اين روايات متعجب شده بود، سرش را پائين انداخت و رفت.
رسالت اجتماعی سرور زنان عالم

تعالیم عالیه اسلام و آموزه های علمی و عملی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نسبت به شخصیت دادن به زن، در عصری که هنوز نگاه به زن نگاهی منفی، و عرصه ای برای تجلی توانمندیهای مثبت و مفید زنان کارآمد وجود نداشت، توانست زمینه ساز رشد و شکوفایی شخصیت این قشر از انسان باشد. در این میان بانوی عالی مقام جهان اسلام، حضرت زهرا علیهاالسلام که در چنین مکتبی پرورش یافته است و خود نیز از علم و آگاهی و معرفت بالایی برخوردار است، توانست در عمر کوتاه خود، در عرصه های مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی در کنار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام درخشش نماید و منشأ خیر و برکت برای تمام بشریت باشد.در این نوشتار بخشی از فعالیت های اجتماعی آن بانوی گرانقدر را از نظر می گذرانیم.
مرجعیت فکری و فرهنگی
از رسالت هایی که آن حضرت در اجتماع آن روز خود را عهده دار آن می دانست، بیان معارف الهی بود؛ هر چند حوادث بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و کوتاهی عمر آن حضرت، جامعه را از کسب فیض بیشتر محروم ساخت. در اینکه حضرت زهرا علیهاالسلام در بین جامعه آن روز مورد مراجعه مردم بود و در امور مختلف اجتماعی نقش داشت، شکی نیست.
زنان مدینه همواره خدمت آن حضرت می رسیدند و پرسشهای شرعی خود را از محضرش می پرسیدند و ایشان نیز با صبر و حوصله به پاسخ آنها می پرداخت؛ چنانکه حضرت امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید:
زنی به حضور حضرت فاطمه علیهاالسلام رسید و عرض کرد، من مادری ناتوان دارم که نسبت به مسائل و احکام نمازش دچار شبهه و اشتباهی شده است، مرا نزد شما فرستاده تا آن را بپرسم. حضرت به پرسش او پاسخ گفت. وی مسئله ای دیگر پرسید و حضرت پاسخ گفت. پرسش سومی مطرح کرد و همین طور تا ده پرسش را مطرح کرد و حضرت نیز پاسخ گفتند. آن زن از اینکه پرسشهایش زیاد شد خجالت کشید و عرض کرد ای دختر پیامبر! شما را زحمت ندهم. حضرت فرمودند: هر وقت خواستی بیا و هر چه می خواهی بپرس.(3)
همچنین در زمینه حل اختلافات دینی، امام یازدهم می فرماید:
دو زن که در یکی از مباحث دینی با هم اختلاف داشتند، خدمت حضرت زهرا علیهاالسلام آمدند. بحث آن دو به نزاع و دعوا کشید، یکی از آن دو با ایمان بود و دیگری معاند و مخالف با اسلام. حضرت به زن مسلمان در گفتن دلایل و ادله خود کمک کرد تا بتواند مطالب حق خود را ثابت کند.
در مواردی نیز بعضی از مؤمنان همسران خود را خدمت آن بانوی بزرگ می فرستادند تا پرسشهای خود را از محضر آن بزرگوار بپرسند. (2)
جهاد در صحنه سیاست
در اوایل بعثت، حفظ جان پیامبر صلی الله علیه و آله و دفاع و حمایت از آن حضرت از مهم ترین رسالتهای جامعه نو پای اسلام و وظیفه خطیر کسانی بود که علیرغم مشکلات و تنگناهای موجود به حقانیت پیامبر و آیین او ایمان آورده بودند. تعداد انگشت شماری نیز با استفاده از موقعیت اجتماعی، سیاسی و تواناییهای دیگر خود، بیشتر به این امر می پرداختند که از جمله آنها حضرت زهرا علیهاالسلام بود. چنانکه آن حضرت علاوه بر اینکه در منزل و خصوصا بعد از رحلت مادر بزرگوارش خدیجه، پرستاری پدر را بر عهده داشت، بیرون از منزل نیز همیشه مراقب پدر بود.(3)
بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز با پیش آمدن حوادث ناگوار، این رسالت ابعاد دیگری به خود گرفت و از جمله آنها، حمایت و دفاع از امامت و جانشینی به حق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود.
حضرت زهرا علیهاالسلام جایگاه امام علی علیه السلام را خوب شناخته بود و دیدگاههای رسول خدا را نسبت به امام می دانست و بدان ایمان و اعتقادی راسخ داشت و صلاح و مصلحت جامعه نوپای اسلام را در رهبری علی علیه السلام می دید. آن حضرت می دانست که با خروج رهبری امت از محور خود، امور مهم دیگری نیز دچار این آفت می شود و هر گونه ساکت ماندن نوعی تایید بر کارهای نارواست. بدین جهت حضرت زهرا علیهاالسلام در مواردی مخالفت خود را با اعتراض و شِکوه به اثبات رساند.
بعنوان نمونه در ماجرای غصب خلافت، آن حضرت با دلی پر خون از حوادث ناگوار پیش آمده، با زبان شکوه و اعتراض خطاب به آن دسته از اصحاب رسول خدا و مردم که در برابر انحراف جامعه از مسیر حق، سکوت اختیار کرده بودند، فرمود:
«... هنوز از عهد و قرار چیزى نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته بود; زخم دل ما التیام نگرفته و پیامبر هنوز دفن نگردیده بود كه آنچه نبایست كردید و آنچه ازآنتان نبود، بردید و بدعتى بزرگ پدید آوردید. بهانه آوردیدكه از فتنه مى ترسیم; اما بدانید كه خود را به قعر آتش فتنه افكندید; چرا كه آتش دوزخ، كافران را از هر سو فرا مى گیرد.»(4)
ملاحظات اجتماعی
حضرت زهرا علیهاالسلام که تربیت یافته مکتب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود، نسبت به مردم جامعه خویش ملاحظات دقیق اجتماعی داشت. خانه فاطمه علیهاالسلام محل مراجعه نیازمندان و فقیران بود، هر کس به آنجا مراجعت می کرد ناامید برنمی گشت، و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز در موارد زیادی نیازمندان را به ایشان ارجاع می داد.(5)
در سیره آن بانوی گرانقدر آمده است:
حضرت زهرا علیهاالسلام فقیران و بینوایان را اطعام می داد و به همسایگان مستضعف خود رسیدگی می کرد و به زنان و اطفال مخصوصا یتیمان توجه می کرد و به آنها رسیدگی می نمود و غذا می داد تا جایی که اثر گرسنگی بر صورت مبارکش آشکار می شد.(6)
در روایتی از ابن عباس نقل شده است:
سلمان فارسی برای آنکه چیزی برای عرب تازه مسلمان شده ای تهیه کند به خانه زنان رسول خدا رفت اما چیزی نیافت، چشمش به خانه زهرا علیهاالسلام افتاد و با خود گفت: اگر خیری باشد از خانه فاطمه، دختر پیامبر خواهد بود. رفت و در خانه آن حضرت را کوبید و قضیه را به عرض ایشان رساند. آن حضرت فرمودند:
سوگند به آن کسی که محمد صلی الله علیه و آله را به حق به پیامبری بر انگیخت، سه روز است که چیزی نخورده ایم و حسن و حسین علیهاالسلام از شدت گرسنگی می لرزیدند [تا اینکه خوابشان برد...] اما خیری را که به در خانه ام آمده است برنمی گردانم.
آن حضرت پیراهن خود را به سلمان داد تا ببرد و از شمعون یهودی مقداری خرما و جو بگیرد. سلمان آنها را گرفت و آورد. آن حضرت بلافاصله آنها را آسیاب کرد و نان پخت و به سلمان داد تا برای آن مرد فقیر ببرد. سلمان عرض کرد: یک قرص از این نانها را برای حسن و حسین بردارید. حضرت فرمودند: «یا سَلْمانُ هذا شَیْءٌ اَمْضَیناهُ للّه ِِ عَزَّوَجَلَّ لَسْنا نَأْخُذُ مِنْهُ شَیْئا؛ اینها را در راه خدای عزیز و بزرگ داده ایم، چیزی از آن را بر نمی داریم».(7)
ایشان همچنین درباره همسایگان توجه خاصی مبذول می داشت. امام صادق علیه السلام سیره و روش آن حضرت را چنین بیان فرموده است:
فاطمه علیهاالسلام چنین بود که هر گاه دعا می کرد، برای مردان و زنان مؤمن دعا می کرد ولی برای خودش دعا نمی کرد. به او گفته شد [و از او علت این ماجرا سؤال شد]، پس فرمود: همسایه و سپس خانه.(8)
چنانکه از حدیثی از امام حسن مجتبی علیه السلام بر می آید که حضرت زهرا علیهاالسلام هنگام دعا برای همسایگان، آنها را با نام دعا می کرده است و این بیانگر ارتباط آن بانوی بزرگوار با مردم و همسایگان می باشد.(9)
بانوی دو سرا، هم به عیادت مریضهای همسایه می رفت و هم به جهت تعزیت و تسلیت در مورد اموات آنها در بعضی از مجالس شرکت می کرد.(10)
پی نوشت:
1) بحارالانوار، ج2، ص3.
2) چنانکه مردی همسرش را فرستاد تا به نزد حضرت برود و از ایشان بپرسد که آیا او از شیعیان و پیروان شما می باشد یا خیر؟ او به حضور حضرت آمد و چنین پاسخ شنید که به شوهرت بگو: «اِنْ کُنْتَ تَعْمَلُ بِما اَمَرْناکَ وَ تَنْتَهی عَمّا زَجَرْناکَ عَنْهُ فَاَنْتَ مِنْ شیعَتِنا وَاِلاّ فَلا؛ اگر به آنچه که به شما امر کرده ایم عمل می کنی و از آنچه که نهی کرده ایم دوری می کنی، از شیعیان ما هستی وگرنه خیر...»؛ بحارالانوار، ج68، ص155؛ نهج الحیاة، ص 217.
3) عبداللّه بن مسعود می گوید: با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در کنار کعبه بودیم، حضرت د رسایه خانه خدا مشغول نماز بود، گروهی از قریش و از جمله ابوجهل در گوشه ای از مکه چند شتر نحر کرده بودند، شکنبه آنها را آوردند و بر پشت پیامبر گذاشتند، فاطمهعلیهاالسلام آمد و آنها را از پشت پدرش برداشت؛ بحارالانوار، ج 18، ص57؛ دلائل النبوة، ج2، ص 44.
4) «هذا! وَ الْعَهْدُ قَریبٌ وَ الْكَلْمُ رَجیبٌ والْجَرْحُ لَمّا یَنْدَمِلْ وَ الرَّسوُلُ لَمّا یُقْبَرْ إِعْتِذاراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الفِتْنَةِ «اَلَا فِى الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْكَافِریِنَ(توبه/ 49) فَهَیْهاتَ مِنْكُمْ؟ وَ كَیْفَ بِكُمْ؟ وَ اَنّى تُؤْفَكُونَ؟...»؛ الاحتجاج، ص 108؛ دلائل الإِمامة، ص 39.
5) مأساة الزهراء، ج 1، ص54.
6) ر.ک: اعلموا انّی فاطمه، ج4، ص217. به نقل از فاطمة الزهراء، توفیق ابوعلم، ص130 و تفسیر کشاف زمخشری.
7) تفصیل این قضیه را ملاحظه کنید: بحارالانوار، ج 43، صص 69 ـ 75.
8) کانَتْ فاطِمَةُ علیهاالسلام اِذا دَعَتْ تَدْعُو لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لاتَدْعُو لِنَفْسِها فَقیلَ لَها فَقالَتْ اَلْجارُ ثُمَّ الدّارُ؛ بحارالانوار، ج 90، ص 388.
9) امام حسن علیه السلام چنین نقل می کنند: «رَأَیْتُ اُمّی فاطِمَةَ علیهاالسلام قامَتْ فی مِحْرابِها لَیْلَةَ جُمْعَتِها فَلَمْ تَزَلْ راکِعَةً ساجِدَةً حَتّی اِتَّضَحَ عَمُودُ الصُّبْحِ وَ سَمِعْتُها تَدْعُو لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ تُسَمّیهِمْ وَ تَکْثُرُ الدُّعاءَ لَهُمْ وَ لاتَدْعُو لِنَفْسِها بِشَیْ ءٍ فَقُلْتُ لَها یا أُمّاهُ لِمَ لاتَدعِیَنَّ لِنَفْسِکِ کَما تَدْعینَّ لِغَیْرِکِ. فَقالَتْ یا بُنَیَّ الْجارُ ثُمَّ الدّار»ُ؛ همان، ج43، ص 82 و ج 86، ص 313.
10) «کانَتْ تَعُودُ مَرْضاهُمْ؛ از مریضهایشان عیادت می کرد.»؛ اعلموا انی فاطمة، ج 4، ص534.
توصيه کنفرانس هرتزليا: اسرائيل بايد براي شکاف سني - شيعي تلاش کند
روزنامه «القدس العربي» با انتشار گزارشي فاش کرد که کنفرانس معروف هرتزليا متعلق به صهيونيست ها که هر ساله در منطقه "هرتزليا" در شمال تل آويو برگزار مي شود، در نشست اخير خود توصيه کرده که اسرائيل بايد براي شکاف سني - شيعي تلاش کند.
لازم به ذکر است در اين کنفرانس سالانه، فعالان، چهره هاي سرشناس، تصميم گيران، سران و مقامات ارشد رژيم اشغالگر صهيونيستي شرکت مي کنند و نظرات و پيشنهاداتي براي پيشرفت رژيمشان پيشنهاد مي دهند.
يکي از توصيه هايي که همواره در دستور کار اين رژيم قرار گرفته، انجام اقداماتي عليه اسلام و مسلمين بوده است.
دبیركل انجمن جهانی اسلام: مقابله با تروریسم خواسته جهان اسلام است
"عبدالله بن عبدالمحسن الترکی" با بیان این كه مقابله با تروریسم ضرورتی شرعی و خواسته جهان اسلام است، بیان داشت: گروههای تروریستی و حامیان آنها و تمام کسانی که ریختن خون بیگناهان را مباح میدانند، گروههای گمراهی هستند که طبق دستورات اسلام راستین حرکت نمیکنند.
وی افزود: جامعه جهانی باید با كسانی که از تروریسم و گروههای تروریستی، طایفهگرایی، ایجاد دشمنی میان مردم و حزب گرایی حمایت میکنند ودست به فتنه انگیزی و تنش در جوامع مسلمان میزنند، مقابله کند.
دبیركل انجمن جهانی اسلام تصریح نمود: علما و اندیشمندان اسلامی نیز باید با سخنرانی به مقابله با این جریانات فکری بپردازند و مسلمانان را از تفکرات باطل و ترویج دهندگان آن برهانند.
شيخ الازهر خواستار اصلاحات آموزشی در مدارس برای مهار افراطی گری شد
"شیخ احمد الطیب " شیخ الازهر روز یکشنبه در مراسم افتتاحیه سمینار "اسلام و مبارزه ضد تروریستی" که در شهر مکه در عربستان سعودی برگزار شد اظهار داشت: افراطی گری مذهبی نتیجه تشدید گرایش های افراطی ناشی از تفسیر نادرست از قرآن و سنت است.
وی افزود: تا زمانی که ما این گرایش را در مدارس و دانشگاه های خود مهار نکنیم، این گرایش موجب از دین بیرون کردن مسلمانان خواهد شد و نقطه امیدی برای اینکه امت اسلامی یکپارچگی خود را به دست آورد وجود نخواهد داشت.
احمد الطیب همچنین با اشاره به داعش که در عراق، سوریه و هم اکنون در لیبی نفوذ کرده اند، گفت: گروه های تروریستی که به اقدامات وحشیانه روی آورده اند محکوم هستند.
شیخ الطیب همچنین بار دیگر افراط گرایی را با توطئه نواستعمارگری جهانی متحد صهیونیسم مرتبط دانست که عاملان آن از تنش های مذهبی کنونی جهان اسلام بهره می برند.
وی در پایان از کشورهای اسلامی درخواست کرد برای مهار کردن افراطی گری، در برنامه های آموزشی مدارس خود اصلاحات ایجاد کنند.
علمای اهل سنت در مورد حضرت زینب(س) چه می گویند؟
علماء، دانشمندان و ائمه اهل سنت به خاندان عصمت و طهارت نبی مکرم اسلام(ص) عشق و ارادت دارند و زینب کبری(س) را نیز به عنوان نواده رسول گرامی اسلام عزیز و گرامی میدارند و با تمام وجود در برابر شخصیت آن حضرت کرنش مینمایند و اعتقاد درونی خویش و خضوع و خشوع خود را بر زبان و قلم اظهار می کنند.
از تاریخ درخشان و سراسر شور آفرین زندگی این بانوی سترگ و قهرمان، بیش از 1350 سال میگذرد و طبق پژوهشی که انجام گرفته بیش از یکصد و هفتاد کتاب مستقل(1) و صدها مقاله نوشته شده است. اساس این امر دو مطلب ذیل می تواند باشد:
اول: زینب کبری(س) تربیت یافته بیت رسالت و نبوت و آیینه تمام نمای عفت فاطمی و اصالت محمدی و شجاعت علوی است. او دختر امیرمؤمنان علی(ع) و رسول خدا(ص) است. رسول گرامی اسلام او را تکریم نموده و بر او ارج نهاده، سخن و کلام او را می شنیده و بر آن تحلیل داشته است.
در روایات آمده: آخرین روزهای عمر پیامبراسلام(ص) که زینب کبری(س) حدود 5 سال داشت خدمت آن حضرت آمد. عرض کرد: «جد بزرگوار دیشب در عالم خواب دیدم که تند باد سیاهی همه جا را فرا گرفت به طوری که همه جا تاریک شد و آن باد تند مرا نیز جابجا نمود. خود را به درخت تنومندی رساندم و پناهنده شدم. فاصله ای نشد که آن درخت نیز از جا کنده شد و بر زمین افتاد. من به یکی از شاخه های قوی آن درخت متمسک شدم که او هم قطع گردید. دوباره شاخه قوی دیگری را گرفتم که آن تند باد او را هم شکست. از خواب بیدار شدم ».
رسول خدا(ص) سخنان زینب را شنید و اشکهای مبارکش جاری شد. بعد فرمود: آنچه را در خواب دیدهای واقعیتی است که آن را توضیح میدهم. سپس فرمود: «آن درخت بزرگی را که بدان تکیه کرده بودی، جد توست و بعد هم شاخه قوی بزرگ مادرت، فاطمه زهرا، است و شاخه بزرگ دیگر پدرت، علی بن ابی طالب است و دو شاخه بعد از آن حسن و حسین میباشد. با فقدان من و اینان دنیا را ظلمت و ستم فرا خواهد گرفت (و بعد از شهادت فرزندم حسین) عزا و ماتم و حزن همه را فرا خواهد گرفت.»
تحلیل پیامبر خدا(ص) بر رؤیای زینب کبری(س) نواده خویش و متاثر گشتن به هنگام استماع سخنان دختری پنج ساله چیزی جز عزت نهادن و گرامی داشتن آن کریمه نخواهد بود.
دوم: شخصیت ذاتی حضرت زینب کبری(س) از بدو تولد تا لحظه رحلت عامل دیگری بوده که زندگی سراسر افتخار این بانو را از دیگر بانوان جدا ساخته است و در همه فراز و نشیبها فطرت خداشناسی و اوصاف رحمانی در وجودش تبلور یافته است و از این رو در صبر و مقاومت، پاکدامنی و عفاف، پشتکار و ایمان، زهد و پارسایی و ... زبانزد خاص و عام گردیده است.
اینک از باب ذکر نمونه سخنان بعضی از شخصیتهای اهل قلم جامعه اهل سنت را می آوریم:
الف) جلال الدین سیوطی در رساله «زینبیه » خویش می نویسد: «زینب در زمان جدش رسول خدا پا به عرصه جهان گشود و در دامن وی پرورش یافت. او هوشمندی توانا و دوراندیش و دارای قلبی پرقوت و پرصلابت بود». سپس می افزاید: «حسن بن علی هشت سال قبل از رحلت پیامبر خدا و حسین بن علی هفت سال قبل از آن و زینب کبری نیز پنج سال قبل از رحلت آن بزرگوار به دنیا آمده اند، پس زینب پنج سال از عمر خویش را در کنار پیامبر خدا گذرانده و تربیت یافته است ».
زینب، دختـر علـی بن ابـی طالـب، از جـملـه زنان بـا فضیلت و بزرگواری است که دوراندیشی و فکر با عظمتی داشت. او همراه برادرش حـسین بن علی در واقعه کربلا حضور داشت به امر یزید بن معاویه آن خانم را به همراه دیگر اسراء به شام و شهرهای مختلف بردند که در شام زینب کبری در برابر یزید خطبهای غراء خواند.
ب) شیخ عزالدین معروف به ابن اثیر جزری می نویسد: «زینب دختر علی بن ابی طالب، مادرش فاطمه دختر رسول خدا بود. او در زمان پیامبر خدا به دنیا آمد و مقداری از زندگی آن حضرت را درک نمود. زینب تنها خانم متفکر و دانشمندی بود که از قوت فکر بالایی برخوردار بود. پدرش وی را به ازدواج عبدالله بن جعفر درآورد. خداوند به وی فرزندانی عنایت کرد که نام آنان علی، عون، اکبر، عباس، محمد و ام کلثوم بوده است. او در واقعه کربلا همراه برادرش حسین بن علی بود. بعد از شهادتش به همراه قافله روانه شام گشت و در برابر یزید بن معاویه خطبهای شیوا و پرمعنی ایراد کرد که در کتابهای تاریخی ذکر شده. ایراد آن خطبه درایت و عقل و اندیشه و قدرت بالای قلبی وی را میرساند.»(2)
ج) استاد محمد فرید وجدی: «زینب، دختر علی بن ابی طالب، از جمله زنان با فضیلت و بزرگواری است که دوراندیشی و فکر با عظمتی داشت. او همراه برادرش حسین بن علی در واقعه کربلا حضور داشت به امر یزید بن معاویه آن خانم را به همراه دیگر اسراء به شام و شهرهای مختلف بردند که در شام زینب کبری در برابر یزید خطبهای غراء خواند.»(3)
د) محمد غالب شافعی مصری: او که از نویسندگان مقتدر مصری است در مجله «الاسلام» سال اول شماره 27 علاقه و عشق خود را به زینب چنین می نگارد: «یکی از بزرگترین زنان اهل بیت از نظر حسب و نسب و از بهترین بانوان طاهره که دارای روحی بزرگ و مقام تقوی و آیینه سر تا پا نمای رسالت و ولایت بوده، حضرت سیده زینب دختر علی بن ابی طالب میباشد که به نحو کامل او را تربیت کرده بودند و از پستان علم و دانش خاندان نبوت سیراب گشته بود. به حدی که در فصاحت و بلاغت یکی از آیات بزرگ الهی گردید و در حلم و کرم و بینایی و بصیرت و تدبیر کارها در میان خاندان بنی هاشم و بلکه عرب مشهور شد و میان جمال و جلال و سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت را جمع کرده بود. شبها در حال عبادت و روزها را روزه داشت و به تقوا و پرهیزگاری معروف بود.»(4)
پی نوشت ها:
1- فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی، ج 2، ص 636-637
2- زینب الکبری، علامه جعفر نقدی، ص 19 - 18.
3- اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ابن اثیر، ج 7، شماره 6961
4- دائرة معارف القرن العشرین، ج 4، ص 796 - 795
مراحل ترک گناه تا رد حق الناس
یکی از آموزه های دینی که ما زیاد درباره آن می شنویم "توبه" است، اما شاید کمتر درباره مراحل و شرایط آن از عزم بر ترک گناه تا رد حق الله و حق الناس بدانیم.
دین اسلام در ابتدا، انسان را شدیدا از انجام گناه منع می کند و درباره آثار و عواقب بسیار ناگوار دنیوی و اخروی گناه هشدار داده است، اما در عین حال هیچگاه راه بازگشت و "توبه" را نمی بندد و انسان گناهکار را هم امید داده که اگر خالصانه به سوی خدا بازگردد در رحمت الهی به روی او باز خواهد شد. اما باید دانست "توبه" مراحل و شرایطی دارد که بدون آن ممکن نمی شود.
عزم بر ترک
اولین قدم در توبه، عزم بر ترک معصیت و گناه است که شرایط را برای بازگشت انسان به سوی خدا باز می کند. در همین مورد می توان حدیثی از امام باقر (ع) نقل کرد که می فرمایند: کسی که توبه کند و بر گناه خویش بماند و تکرار کند، مثل این است که استهزاء کرده باشد.
پشیمانی از گناهان
بعضی از انسان ها بعد از گناه، معصیت خود را توجیه می کنند و با سخنان واهی و بیهوده قصد فرار از عذاب وجدان خود را دارند. در حالی که یکی از گامها در راه توبه اعتراف به گناه می باشد. البته لازم نیست که اعتراف به زبان صورت گیرد بلکه همان پشیمانی از معصیت نوعی اعتراف است. اعتراف نزد خداوند و یا عذرخواهی از خلایق در صورتی که گناه مشتمل بر حق الناس بوده است، راه خلاصی از عواقب سوء اخروی گناه می باشد.
ادای واجبات
یکی دیگر از مراحل توبه این است که انسان در گناهانی که حق الله محض می باشند اگر واجبی چون نماز، روزه، خمس، زکات و ... از او فوت شده باشد باید قضاء شوند و کفارات و جرایم آنها پرداخت گردد تا انسان حق خالق را به جا آورده باشد.
رد حق الناس
گناهان بر دو قسمند یا حق الله محض هستند و ناس را در آنها مدخلیتی نیست. چون شرک، افترا به خدا، یأس و یا علاوه بر حق الله، حق الناس هم می باشند. همانند تهمت، سرقت و غصب و ... در قسم دوم از گناهان، زمانی توبه متصور می شود که حقوق مردم به آنها بازگردانده شود.
چشیدن اثر عبادت به جای لذت گناه
گناه برای تن آدمی لذیذ است و هر گناه و معصیتی لذات خاص خود را به جسم می دهد در توبه باید اثر عبادت جای لذت گناه را بگیرد و توبه کننده باید آنقدر اثر عبادت را بپذیرد که لذت معصیت از وی زدوده شود.
از بین رفتن اثرات حرام در تن
یکی دیگر از شرایط توبه از دیدگاه امیرمومنان علی (ع) این است که اگر گناهی اثر در ارتزاق داشته، بایستی گوشت حاصل شده از روزی حرام آب گردد. حزن و اندوه بعد از گناه در طول زمان می تواند چنین اثری را در جسم توبه کننده ایجاد کند.
البته باید دانست که دلیل پذیرش توبه از سوی خداوند، رحمت وسیعه اوست؛ او که خود را به صفت رحمانیت و رحیمیت معرفی نموده است. قطعا به بندگانش نه به عدل بلکه به لطف و رحمت رفتار خواهد نمود.
با این که توبه یک واجب فوری می باشد در عین حال نوعی عبادت بوده و تائب در پیشگاه خداوند مرتبه و جایگاه خاص دارد. پیامبر اکرم (ص) فرمود: چیزی محبوب تر نزد خداوند از مرد و زن توبه کننده نیست.
اثرات توبه
وجدان انسان گناهکار حین گناه و بعد از آن او را می آزارد و اگر در رحمتی بر وی گشوده نشود او مأیوس و منزجر از خود باقی می ماند. توبه و احتمال قبولی آن موجب ایجاد روحیه امیدواری شده و حالت یاس را می زداید. درد اثر گناه از سویی و امید به دریای کرم الهی از طرف دیگر وی را در حالتی بین خوف و رجا قرار می دهد و راه قرب به خداوند و کمال و ترقی را هموار می سازد.
افزون بر آثار روانی، توبه می تواند سیئات را نابود و حتی تبدیل به اعمال شایسته و حسنه نماید. خداوند در آیه 70 سوره فرقان می فرماید: کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، خداوند گناهان آنها را تبدیل به حسنات می نماید و خداوند همیشه آمرزنده و مهربان بوده است.
بخشی از آثار گناه، آثار تکلیفی است و آن اثر گناه در ارتباط با عذاب و عقاب گنهکار می باشد. توبه خود یک عمل واجب است و بی پاداش نخواهد بود، اما بخش دیگری از آثار گناهان، آثار وضعی آنها می باشد و آن آثاری است که طبیعت گناه می تواند ایجاد کند. این آثار گاهی در جسم ظاهر می شود و گاهی در روح و روان آدمی. بی تردید پیراهن آلوده ای که شسته شود همانند پیراهن غیر آلوده نیست.
-------------------
منابع:
1- وسایل الشیعه
2- غررالحکم
3- نهج البلاغه
در مسير احد

یکی از زائرين مي گفت: هنگامیکه در مدینه منوره عازم زیارت حمزه سید الشهدا بودیم، راننده اتوبوس که اهل سودان بود، به من گفت: چرا زیارت قبور اموات می روید، بهتر نیست که به مساجد مدینه مانند مسجد قبا بروید؟ گفتم: آیا حمزه شهید و سید الشهدا نیست؟ گفت: بله. گفتم: آیا در قرآن نیامده است که «وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ»؟ گفت: بله آمده است. گفتم: پس بنابه آیه صریح قرآن، حمزه و شهدای اسلام در نزد خدا زنده هستند و ما برای زیارت ایشان می رویم. در ثانی ما به اکثر مساجد مدینه، از جمله مسجد قبا رفتیم و در آنجا نماز و قرآن خواندیم. راننده اتوبوس ضمن قبول استدلال من، گفت: تا بحال به فکر این موضوع نبودم و شما راست می گویید.
زيارت بقيع

يك زائر افغاني كه ساكن ايران مي باشد، مي گويد: با يكي ازآمرين به معروف مستقر در بقيع كه او هم افغاني بود، آشنا شده بودم. يك روز به من گفت: شما چرا هر روز به زيارت بقيع مي آئيد، در حالي كه پيامبر شايد هفته اي يك بار يا كمتر مي آمد؟ جواب دادم: پيامبر خانه اش در مدينه بود. اگر هفته اي يك روز به بقيع مي آمد، در سال بيش از 40 بار به بقيع سر مي زد، ولي ما همه اش ده روز در مدينه هستيم و اگر هر روز هم بيائيم مي شود ده مرتبه. در ثانی، مگر خدا در قرآن کریم نفرموده است «یا ایّها الّذِینَ آمَنُوا لا تَتُولّوا قَوماً غَضِبَ اللهُ علیهِم قَد یَإسوا مِنَ الآخِرةِ کَمَا یإسَ الکفّارُ مِن أصحَابِ القُبُورِ»؟ پس این تهمت علیه ما نادرست است. اين حرف را پسنديد و گفت: خوب است اشكال ندارد. داخل بقيع شدم و براي دو نفر از شيعيان افغاني داشتم قبور بقيع را توضيح مي دادم. يك مرتبه حدود ده نفر از اهل سنت افغانستان چون ما را با لباس افغاني ديدند به ما پيوستند. هنگاميكه از جريانات ام البنين و ائمه عليهم السلام مي گفتم، اشك هاي برادران اهل سنت بر گونه ها و ريش هاي بلند آنها سرازير شد. در آخر گفتم مي خواهم زيارت بخوانم، همه يك صدا گفتند آقاجان ما هم مي خوانيم و همه با هم زيارت امين الله را زمزمه كرديم و با خاطره خوش و بياد ماندني از هم جدا شديم.
دنیای اسلام به پیام اهل بیت نیازمند است
امروز دنیای اسلام به پیام اهل بیت نیازمند است. مسئله پیروان اهل بیت و مجمع اهل بیت و ندای اهل بیت در جوامع شیعی ندای تفرقه افکنانه نیست؛ بر خلاف آنچه که بعضی تنگ نظرها از یک طرف و بعضی مغرض ها از یک طرف تصور می کنند و آن را در بوق های تبلیغاتی خودشان دائم می دمند و تکرار می کنند. مسئله، مسئله نفی نیست؛ مسئله، مسئله اثبات است. مکتب اهل بیت حقایقی دارد، مطالبی دارد که امروز دنیای اسلام به اینها نیازمند است.(1)
(1)1386/05/28































