Super User
توان عملیاتی و انگیزههای معنوی روز به روز تقویت شود/ نیروهای مسلح باید حصار امن مردم باشند
دیدار عیدانه فرماندهان ارشد نیروهای مسلح
فرمانده معظم کل قوا در دیدار عیدانه فرماندهان ارشد نیروهای مسلح، مهمترین شاخصه «هویت جمعی» نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران را دارا بودن همزمان «توان عملیاتی و نظامی» و «انگیزه ها و جهت گیریهای معنوی و دینی» دانستند و تأکید کردند: در نظام جمهوری اسلامی وظیفه اصلی نیروهای مسلح، دفاع از مرزهای امنیت ملی است، بنابراین باید توان عملیاتی و انگیزه های معنوی این نیروها روز به روز تقویت شود.
حضرت آیت الله خامنهای با اشاره به وجود دو گروه از نیروهای مسلح با دو هویت خاص در بیشتر کشورهای جهان، گفتند: در برخی کشورها ارتش، نیروی نظامیِ تشریفاتی، زینتی، ویترینی و بدون توان عملیاتی و فقط برای حفظ حکومت و امنیت حاکمان است.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: از این نمونه ارتشها در منطقه ما نیز وجود دارند که برخی از آنها از بیش از یک سال گذشته با تمام توان به یمن تهاجم کرده و مردم این کشور را آماج حملات خود قرار داده اند اما کاری هم از پیش نبرده اند.
برخی ارتشها در منطقه ما از یکسال قبل با تمام توان به یمن تهاجم کرده و کاری هم از پیش نبردهاند
حضرت آیت الله خامنه ای به گروه دوم از ارتش های جهان اشاره کردند و افزودند: این ارتشها در ظاهر توان عملیاتی و نظامی بالایی دارند اما در میدان عملیات فقط نظامی گری صِرف، و بی منطقی و بی رحمی در دستور کار آنها است.
ایشان عملکرد ارتش امریکا در عراق و افغانستان را نمونه بارز ارتشهایی با هویت نظامیگری صِرف برشمردند و خاطرنشان کردند: چنین نیروهای مسلحی اگر در میدان عملیات کم بیاورند، ابایی در استفاده از نیروهای جنایتکار حرفه ای همچون «بلک واتر» ندارند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: تنها نیروی مسلح جهان که هم «مکتبی» است و انگیزه های معنوی دارد و هم «کارایی» دارد و در کشوری برخوردار از «استقلال سیاسی» عمل می کند، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران هستند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: نظامی گری در جمهوری اسلامی ایران نه یک جایگاه تشریفاتی و زینتی است، و نه یک عملیات بی مهار، بی منطق، بی ملاحظه و بی جهت.
ایشان با تأکید بر اینکه باید هویت منحصر بهفرد نیروهای مسلح ایران همواره تقویت شود، افزودند: نیروهای مسلح برای شخص خاص و یا برای حزب و جناح خاصی نیستند بلکه مربوط به همه ملت و کشور هستند و باید حصار امن مردم و مدافع امنیت ملی و عمومی باشند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: با افزایش توان عملیاتی نیروهای مسلح که مجموعه ای از سازماندهی، تجهیزات، آموزش و پشتیبانی است، در کنار ارتقای توانایی های معنوی که فراتر از واجبات و مستحبات دینی است و باید در اعماق قلب نیروها بوجود آید، نیروهای مسلح احساس قدرت واقعی بدست خواهند آورد.
سرلشکر فیروزآبادی: در شرایط فعلی برگزاری رزمایشهای نظامی ضروری است و تداوم خواهد داشت
پیش از سخنان فرمانده کل قوا، سرلشکر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با بیان گزارشی از فعالیتها و برنامه های نیروهای مسلح گفت: نیروهای مسلح بر خود فرض می دانند که با افزایش توان نظامی و بازدارندگی بهویژه تقویت ذخایر موشکهای بالستیک و توسعه پایگاههای موشکی، از حریم اسلام ناب دفاع و امنیت ملت و مرزها را تامین کنند و بر همین اساس نیز معتقدیم در شرایط فعلی برگزاری رزمایشهای نظامی ضروری است و تداوم خواهد داشت.
وَاللَّـهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَىٰ بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ كَذَٰلِكَ النُّشُورُ
و خداست آن که بادها را بفرستد که ابرها را بر میانگیزد و آن ابر را ما به شهر و دیار مرده برانیم و به بارانش زمین را پس از مرگ (خزان) زنده گردانیم. حشر و نشر مردگان هم (به قیامت) همین گونه است. فاطر 9
موفقیت ایران اسلامی در گرو اطاعت از فرمایشات رهبری است
ماموستا عبدالرحمن خلیفهزاده در خطبههای این هفته نماز جمعه بوکان، اظهار داشت: نظام جمهوری اسلامی ایران مردمدار بوده و از مردم همانند پروانه حفاظت میکند.
خلیفهزاده بیان کرد: مردم باید قدردان نظام باشند چراکه جمهوری اسلامی همانند نگینی درخشان در منطقه بوده و هم اکنون در جهان کشوری با امنیت ایران اسلامی وجود ندارد.
وی تصریح کرد: ثبات آسایش و آرامش کنونی که در ایران اسلامی وجود دارد فقط با توجه و اطاعت از فرمایشات مقام معظم رهبری ممکن است.
خلیفهزاده با اشاره به تسبیحات قبل و بعد از نماز گفت: متاسفانه در بعضی از مساجد دیده شده که این کار انجام نمیشود و نمازگزاران بلافاصله پس از نماز مسجد را ترک میکنند که این کار درست نیست و باید حتما ذکر و تسبیحات پیش و پس از نماز گفته شود.
امام جمعه بوکان با اشاره به حدیثی از حضرت محمد(ص) اظهار داشت: مسجد همانند بهشت و تسبیحات همانند میوه آن است و هر وقت از کنار بهشت رد شدید حتما داخل شوید و از میوه آن بخورید.
از هر اقدام مفید و لازم در جهت منافع ملی، گشایش امور و حل مشکلات مردم جداً حمایت خواهم کرد
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (چهارشنبه) در دیدار عیدانه جمعی از اعضای هیأت دولت، هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی، مسئولان عالی دستگاه قضایی و مسئولان برخی نهادها ضمن تشکر از مسئولان بویژه تلاشها و زحمات دولت محترم در جهت پیگیری اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی، «همدلی و هم زبانی» و «اتحاد مسئولان کشور» را برای اجرای این سیاستها بسیار مهم ارزیابی و تأکید کردند: قرارگاه مرکزی اقتصاد مقاومتی باید با فرماندهی دولت و شخص معاون اول رئیس جمهور، ضمن جلب همکاری و کمک همه دستگاهها و رصد دقیق عملکرد و حرکت بخش های مختلف، و حمایت جدی از تولید داخلی، زمینه ساز اقدام همه جانبه و فراگیر بمنظور تحقق «اقدام و عمل» در اقتصاد مقاومتی شود.
ایشان نقش فرماندهی قرارگاه اقتصاد مقاومتی را در رصد دقیق فعالیت های دستگاهها، بسیار با اهمیت خواندند و گفتند: در این رصد، باید دستگاههایی که در چارچوب این سیاستها حرکت می کنند تقویت، و دستگاههایی که بی تفاوت هستند، به مسیر اصلی کشانده شوند و از اقدامات دستگاههایی که بر خلاف اقتصاد مقاومتی حرکت می کنند، جلوگیری شود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه «اقدام و عمل» در اقتصاد مقاومتی باید بهگونه ای باشد که در پایان سال، امکان ارائه گزارش دقیق و ملموس از عملکردها در حوزه های مختلف وجود داشته باشد، افزودند: مجموعه دستگاههای اجرایی، توانایی تحقق سیاستهای اقتصاد مقاومتی را دارند و باید مجلس شورای اسلامی نیز در این مسیر به دولت کمک کند.
«اقدام و عمل» در اقتصاد مقاومتی بهگونه ای باشد که در پایان سال، امکان ارائه گزارش دقیق و ملموس وجود داشته باشد
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: ما به دنبال بالا بردن انتظارات و توقعات از دولت نیستیم و در جریان مشکلات و کمبود اعتبارات و منابع نیز هستیم اما باید با صرفه جویی در برخی بخشها، خلاءها و کمبودها در بخش های دیگر جبران شود.
ایشان مجموعه مدیریتی کشور را مجموعه ای زبده، با تجربه و دارای انگیزه و فکر و عمل دانستند و افزودند: قرارگاه فرماندهی که هم مرکز فکر و هم مرکز عمل است، باید با استفاده از توان خوب مدیریتی کشور و همچنین با بهره گیری از ظرفیت ها و توانایی های دستگاههای مختلف در جهت تصمیم گیری و پیگیری مراحل اجرا حرکت کند.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه اداره کشور که مسئولیت آن بر عهده دولت و شخص رئیس جمهور محترم است بسیار سخت است، گفتند: با توجه به اشتغالات فراوان و گسترده رئیس جمهور محترم، معاون اول رئیس جمهور که دارای جایگاه ممتازی است می تواند نقش ویژه ای برای فرماندهی قرارگاه اقتصاد مقاومتی ایفا کند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: من از هر اقدامی که در دولت، مجلس و قوه قضاییه، در جهت منافع مردم و گشایش امور و حل مشکلات مردم باشد، جداً حمایت خواهم کرد، اما مهم این است که احساس شود کاری که انجام می گیرد، برای منافع ملی مفید و لازم است.
ایشان تأکید کردند: باید در اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی به توانایی ها و ظرفیت های فراوان داخلی اتکا کرد.
رهبر انقلاب اسلامی، امریکا را نماد بداخلاقی و بد ادایی دانستند و خاطرنشان کردند: به امریکاییها نمی توان اعتماد کرد و به غیر از امریکاییها، برخی کشورهای دیگر غربی نیز همینگونه هستند، بنابراین باید به توانایی های خودمان اعتماد کنیم و مواضع و عملکرد مقامات امریکا نیز تأیید کننده همین اعتقاد است.
مواضع و عملکرد مقامات امریکا تأیید کننده این اعتقاد است که نمیتوان به آنها اعتماد کرد و باید به تواناییهای خود اعتماد کنیم
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه اگر صادقانه وارد میدان شویم، قطعاً خداوند متعال کمک و یاری خواهد کرد، گفتند: در مسیر زندگی فردی و اجتماعی، همواره فراز و نشیب و سختی و گشایش وجود دارد اما مهم آن است که در همه این شرایط، مسیر و جهت گیری اصلی فراموش نشود.
ایشان لزوم جدی گرفته شدن مسئله حمایت از تولید را بسیار مهم خواندند و افزودند: باید تولید، در هر دو بخش صنعت و کشاورزی، مورد توجه ویژه قرار گیرد.
رهبر انقلاب اسلامی «همدلی و هم زبانی و اتحاد مسئولان» را زمینه ساز تحقق اقتصاد مقاومتی خواندند و تأکید کردند: بدون همکاری مسئولان، کارها پیش نخواهد رفت.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: جمهوری اسلامی ایران همواره از امتیاز وحدت ملی برخوردار بوده است اما در کنار وحدت ملی، باید اتحاد و همدلی مسئولان نیز وجود داشته باشد و این اتحاد، منافاتی با اختلاف سلیقه ها و دیدگاهها ندارد.
ایشان دیدار امروز را مظهر همدلی و هم زبانی و انس و الفت مسئولان با یکدیگر دانستند و خاطرنشان کردند: باید مسئولان کشور با هر سلیقه و دیدگاهی، در جهت اهداف اساسی و انقلابی حرکت کنند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: امروز این احساس در کشور وجود دارد که مسئولان قوا و مسئولان اصلی نظام، به رغم برخی اختلاف سلیقه ها در شیوه ها و راهها، دارای هم فکری و هم نظری در جهت اهداف اصلی انقلاب هستند.
مسئولان قوا و مسئولان اصلی نظام در جهت اهداف اصلی انقلاب همفکر و هم نظرند
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود ضمن تشکر فراوان از صبر و بردباری خانواده های مسئولان، بهویژه همسران آنان، گفتند: بسیاری از تلاشها و زحمات مسئولان که مورد توجه قرار می گیرند، مدیون همسران آنهاست که معمولاً دیده نمی شوند.
در این دیدار، آقای جهانگیری معاون اول رئیس جمهور ضمن تشکر از رهنمودهای رهبر انقلاب اسلامی و حمایتهای ایشان از دولت، گفت: دولت برنامه جامعی برای عملیاتی کردن سیاستهای اقتصاد مقاومتی تدوین کرده است و این سیاستها را نسخه شفابخش مشکلات اقتصادی کشور می داند.
معاون اول رئیس جمهور افزود: دولت به سیاستهای اقتصاد مقاومتی اعتقاد کامل دارد و این سیاستها از لحاظ شرعی، قانونی و کارشناسی، مورد قبول دولت است.
معاون اول رئیسجمهور: اقتصاد مقاومتی نسخه شفابخش مشکلات اقتصاد کشور است و هرچه توان داریم برای اجرای این سیاستها دریغ نخواهیم کرد
آقای جهانگیری با اشاره به تعیین اولویتهای اقتصادی سال ۹۵، در دو جلسه اخیر قرارگاه اقتصاد مقاومتی، خاطرنشان کرد: شب گذشته، جلسه طولانی با بنگاههای بزرگ اقتصادی برگزار شد و دولت مصمم به راه اندازیِ تولید، توسعهی صادرات، تسهیل کسب و کار و وارد کردن جدی بخش خصوصی است.
وی لازمه موفقیت دولت در اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی را همکاری و کمک سایر قوا و نهادهای مختلف و بهویژه صدا و سیما دانست و گفت: من اطمینان می دهم که دولت هر آنچه که از لحاظ دانش، تجربه، مدیریت و توان در اختیار دارد، در جهت اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی دریغ نخواهد کرد
تلاش آیت الله العظمی بروجردی برای جلوگیری از تفکر تکفیری در جهان اسلام
آیتالله علوی بروجردی، در دیدار با جمعی از علمای انگلستان با تحسین فعالیت های این علماء در جهت تقریب بین مذاهب اسلامی، گفت: امروز مساله اصلی ما، مشکل بین شیعه سنی نیست، در واقع همه مکاتب در برخی اصول و فروع ممکن است که مشکلاتی از نظر فکری داشته باشند.
استاد حوزه افزود: در گذشته علمای ما به راحتی با این مسایل برخورد می کردند از جمله آیت الله العظمی بحرالعلوم که در چهارسال در مکه فقه اهل سنت را تدریس می کردند و بزرگان شیعه و سنی که ارادت خاصی به هم داشتند.
وی گفت: نامه نگاری محترمانه آیت الله العظمی بروجردی و مرحوم شیخ شلتوت و به رسمیت شناختن مذهب شیعه از جمله حوادث تاریخی معاصر است که دنیای اسلام باید از آن درس بگیرد.
این استاد حوزه بیان کرد: وقتی این فتوا صادر شد، آیت الله العظمی بروجردی این فتوا را بسیار گرانقدر شمردند و وقتی که این متن به آیت الله میلانی رسید، این فتوا در آستان قدس رضوی و در موزه آن به نمایش عام درآمد تا دنیا این وحدت و دوستی و محبت بین علمای اسلامی را به چشم مشاهده کند.
وی با اشاره به سابقه استکبار ستیزی به فقه سیاسی اهل سنت و شیعه گفت: علمای شیعه حق محوری و استکبار ستیزی و عدل محوری را دنبال کرده اند و علمای اهل تسنن نیز چنین کردند؛ ولی امروز با پدیده زشتی مواجه هستیم که در آن اسلام به شدت به دست اجانب در حال تخریب است.
متاسفانه امروزه چهرهای خشن از اسلام ارایه شده است
آیت الله علوی بروجردی با بیان این که متاسفانه امروزه چهرهای خشن از اسلام ارایه شده، گفت: مردم عوام در جامعه جهانی که توان تحلیل دقیق تفکرات داعشی از تفکرات اصیل اسلامی را ندارند و به همین دلیل به رسانه های خود توجه تام دارند و همین مساله باعث شده است که امروز اسلام به مثابه همان تفکر داعشی تلفی می شود.
وی با ذکر این مطلب که امروزه چهره اسلام با داعش در دنیا در هم آمیخته است؛ گفت: امروز دشمنان سعی کرده اند که نام پیامبر را که رحمت للعالمین است را با خون و ترور و وحشت و داعش یکسان کنند و نام حضرت عیسی(ع) را به نماد محبت و آرامش مبدل نمایند، در حالی که هردو پیامبر خدا هستند.
استاد حوزه خاطرنشان کرد: عده ای گمان می کنند که این تخریب صرفا برای دیگران است، بلکه این تخریب به جوانان ما نیز ضربه می زند و اجازه درست فکر کردن را به جوانان ما نمی دهد و باعث می شود که اعتقادات آنها نیز دستخوش چالش قرار گیرد.
ریشه همه تندرویها در خارج از مرزهای اسلامی
وی با ذکر این مطلب که علما باید این بار سنگین را به دوش بکشند، گفت: ریشه همه این تندرویها در خارج از مرزهای اسلامی و در بین غربیان است؛ دشمنان همیشه به دنبال اختلاف افکنی بوده و هستند و امروز نیز به دنبال تجزیه سوریه و عراق هستند چنانچه روزی این کار را با هند انجام دادند.
آیت الله علوی بروجردی خاطرنشان کرد: خون شیعیان در حالی مباح اعلام شده است که اسلام راضی نیست که حتی یک قطره خون از پای یک غیر مسلمان ساکن در بلاد اسلامی که در کنار ما به صلح زندگی می کند خارج شود.
این استاد حوزه با اشاره به فتنه ابن تیمیه در بین جامعه اسلامی بیان کرد: روزی شیخ طنطاوی در بحرین به بنده گفت که راه بزرگانی آیت الله العظمی بروجردی در وحدت بین جهان اسلام ادامه پیدا نکرد؛ ایشان گفت که آیت الله العظمی بروجردی به راستی برای تقریب جهان اسلام تلاش کردند و سعی داشتند که محوریت جهان اهل سنت را به الازهر بدهند، تا این مرکزیت به عربستان منتقل نشود و تفکرات تکفیری از دل آن خارج نشود؛ زیرا الازهر یک نهاد مشروع دینی و علمی بود.
استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: آیت الله العظمی بروجردی عمیقا به همزیستی تقریبی و مسالمت آمیز معتقد بودند؛ ایشان همیشه به علمای اهل سنت احترام می گذاشتند و پیروان سایر ادیان را نیز به شدت مورد لطف قرار می دادند.
آیت الله العظمی بروجردی از اهانت به مرده یهودیان مانع می شود
وی گفت: در روزگاری در شهر بروجرد محله یهودیان تا گورستان آنها فاصله داشت و در این فاصله وقتی که جنازه ای تشییع می شد، برخی از مردم ناآگاه به سمت این جنازه و مردم مشیع، سنگ پرانی می کردند؛ آیت الله العظمی بروجردی بارها به شکل زبانی آنها را از این کار منع کردند و در نهایت ایشان برای عدم تکرار چنین حرکتی در کنار این جنازه حرکت می کردند تا مردم به احترام ایشان به یهودیان تعرضی نداشته باشند و به قدری این کار شد که این عادت بد از بین رفت؛ حال با این تاریخ پرشکوه چگونه می توان به مردم مسلمان تعرض کرد.
فکر تکفیر در مکتب اهل سنت نیز وجود ندارد
وی گفت: ما معتقد هستیم که فکر تکفیر در مکتب اهل سنت نیز وجود ندارد و این افکار زاییده خراب ذهن افرادی است که به دنبال از بین بردن اسلام ناب هستند.
تقریب تنها در مقام قرب الهی ممکن است - قرآن؛ مهمترین عامل تقریب
آیت الله جوادی آملی در دیدار با جمعی از علمای شیعه و سنی انگلستان با بیان اینکه مهمترین عامل تقریب میان مسلمانان قرآن کریم است، اظهار داشت: باید بدانیم تقریب تنها در مقام قرب الهی ممکن است.
جمعی از علمای شیعه و اهل سنت انگلستان، فعال در زمینه تقریب مذاهب اسلامی، با حضور در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء با آیت الله جوادی آملی دیدار کردند
آیت الله جوادی آملی در این دیدار با بیان این مطلب که «مهمترین عامل تقریب میان مسلمانان قرآن کریم است» اظهار داشت: خداوند قرآن را نازل کرد اما نزول قرآن مانند نزول باران نیست؛ خداوند باران را به زمین انداخت اما قرآن را به زمین آویخت و به همه ما امر کرد این طناب را محکم بگیرید و بالا بیایید.
وی ادامه داد: طنابی که در گوشه ای افتاده قابل بالا رفتن نیست اما حبلی که به بالا متصل باشد هم از سقوط نجات می دهد و هم زمینه صعود را فراهم می آورد.
وی خاطرنشان کرد: اعتصام به حبل الهی ما را از گرایش به شرق و غرب می رهاند و بلکه باعث می شود دیگران به ما نیازمند باشند چرا که مسلمانان به واسطه اعتصام به حبل الهی به علم لدنّی متصل هستند.
آیت الله جوادی آملی در خصوص اهمیت دستیابی به علم لدنّی بیان داشت: در مقام علم لدنّی یک حقیقت بیشتر وجود ندارد و اگر کسی قرب الهی پیدا کرد و قرآن را در مقام علم لدنّی یافت، طبق بیان قرآن کریم می شود «علی حکیم» و در این حالت اهل تقریب خواهد بود چراکه در آنجا جز یک حقیقت وجود ندارد.
وی تاکید داشت: صاحب شرع، ما را به تقریب دعوت کرده است اما باید بدانیم تقریب تنها در مقام قرب الهی ممکن است. دلیل تصدیق انبیاء گذشته توسط انبیاء این بوده است که همه از مقام قرب الهی آمده بودند و از حقیقت واحدی سخن می گفتند.
وی ابراز داشت: زمانی که تنها در محدوده زبان عربی مبین باشیم تقریب دشوار است چرا که هر کس از زاویه دید خود قرآن را تفسیر می کند اما در مقام «علی حکیم» و علم لدنّی تقریب به راحتی محقق خواهد شد.
آیت الله جوادی آملی در فراز پایانی سخنان خود تاکید داشت: تنها راه تحقق تقریب بین مذاهب اسلامی اولاً نجات از شرک رقیق و منیّتی است که در بسیاری وجود دارد و ثانیاً دستیابی به قرب الهی و حقیقت الهی است که در این صورت نه داعشی در جهان اسلام به وجود خواهد آمد و نه جریانهای تکفیری و سلفی وجود خواهند داشت.
علما، پیشگامان تحقق وحدت عملی باشند
مولوی عبدالصمد کریمزایی، امام جمعه اهل سنت شهرستان ایرانشهر در همایش «اخوت اسلامی، انسجام ملی و قومی» که در این شهرستان برگزار شد، گفت: محبت و دوستی بین مردم شیعه و سنی استان همیشه وجود داشته و زبانزد بوده است و انشاءالله تعالی این محبت و همدلی بیشتر هم خواهد شد.
وی افزود: پروردگار متعال در قرآن کریم میفرماید «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ» ( آیه 92، سوره انبیاء) که اشاره به واحد و یگانه بودن امت دارد و نیز در سوره آل عمران میفرماید «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ» به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید.
امام جمعه اهل سنت شهرستان ایرانشهر اظهار کرد: مردم ما باید آگاه باشند، بصیرت خود را بالا ببرند و مواظب برنامههای دشمن که هدفش چیزی جز جدایی شیعه و سنی و نابودی اسلام نیست، باشند.
وی عنوان کرد: علما و بزرگان مذاهب، نقش بسیار مهمی در آگاهیبخشی به مردم در خصوص دسیسههای دشمن و روشنگری در جامعه دارند و همچنین میتوانند در عمل، وحدت و اتحاد اسلامی را به مردم نشان دهند و پیشگامان تحقق وحدت عملی باشند.
وی حفظ وحدت را تنها رمز پیروزی و سعادت ملتهای مسلمان دانست و افزود: دشمنان اسلام از بیداری اسلامی غمگین هستند و لذا باید شیعه و سنی در کنار هم حتی اختلافات جزئی را به سازش ختم کنند تا دشمنان اسلام بیش از گذشته مأیوس شوند.
امام جمعه اهل سنت شهرستان ایرانشهر در پایان گفت: به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی، در کل کشور همه مراکز علمی و حوزوی در زمینه علم و دانش رونق زیادی گرفته و نخبگان و علمای زیادی را برای حفظ اسلام، وحدت و برادری تربیت کرده است.
مسجد فیصل – اسلام آباد ؛ پاکستان
مسجد فیصل یکی از بزرگترین و زیباترین مساجد جهان است که در «اسلام آباد» پاکستان در جنوب آسیا واقع شده است. این مسجد سمبل معماری و مهندسی بی نظیری است که زیبایی آن چشم را مجذوب خود می کند. مساحت مسجد فیصل به پنج هزار متر مربع می رسد و برای ٣٠٠ هزار نمازگزار ظرفیت دارد.

سال ١٩٦٩ میلادی مسابقه ای بینالمللی در سطح معماران مسلمان برگزار شد و در این مسابقه معماران ١٧ کشور، ٤٣ طرح را برای ساخت مسجد پیشنهاد دادند و پس از ٤ روز بررسی، طرح پیشنهادی «ودات دالوکای» معماری از کشور ترکیه پذیرفته شد. عملیات ساخت مسجد سال ١٩٧٦ میلادی آغاز شد و عربستان مبلغ ١٣٠ میلیون ریال سعودی را برای ساخت مسجد در نظرگرفت. ساخت این مسجد در سال ١٩٨٦ میلادی به پایان رسید و به عنوان دانشگاه بینالمللی اسلامی نیز مورد استفاده قرار گرفت.

از ویژگی های منحصر بفرد این مسجد، آن است که مسجد فاقد گنبد بوده و گنبد آن به شکل خیمه یا چادر طراحی شده است. سالن نمازگزاران به شکل مثلث و چهار مناره اطراف آن به شکل مدادهای باریک قرار گرفته اند و ورودی مسجد لوسترهای بزرگ قرار دارد و دیوارها با موزاییکهای زیبا پوشیده شده و خطاطان مشهور پاکستانی به خط کوفی آن را نوشته و طراحی کرده اند. به این ترتیب می توان گفت که این مسجد پلی بین معماری سنتی عربی، ترکی و مسلمانان پاکستانی است.

ورودی اصلی مسجد از شرق با یک حیاط با مسجد مرتبط میشود. فوارههای بزرگ در محور این ورودی، بر روی یک سکوی بلند قراردارد. نماز خانه اصلی برای ده هزار نفر، نماز خانه بانوان برای یک هزار و ٥٠٠ نماز گزار ظرفیت دارد که درست در بالای ورودی واقع شده است. حیاط مسجد برای چهل هزار نفر ظرفیت دارد و یک سکو برای ٢٧ هزار نفر و رواقهایی که برای ٢٢ هزار نفر ظرفیت دارند. علاوه بر این محوطههای سبز میتوان به عنوان فضاهای عبادی در فضای باز برای دویست هزار نفر مورد استفاده قرار گیرند.

نمازخانه اصلی بر مبنای یک پلان مربعی به طول شصت متر است و به جای استفاده از گنبدهای سنتی که معمولاً در مساجد به کار گرفته میشوند با یک پوسته بتونی پخدار هشت وجهی که جلوه هائی از یک خیمه بیابانی را به نمایش میگذارد، پوشش داده شده است. ارتفاع پوسته سقف به چهل متر میرسد و روی چهار تیر بتونی بزرگ اصلی قرار دارد. این پوسته یک نمونه مهندسی دقیق و حساب شده است و به صورت سازه فضایی و متشکل از قالبهای بتنی مثلثی شکل دیده می شود.

فواصل شیشه دار ما بین قابها، نور طبیعی را به داخل سرسرای اصلی مسجد هدایت میکند و ارزشی معنوی به فضای داخلی میبخشند. سطح خارجی بنا با سنگ مرمر سفید رنگ پوشیده شده و سطوح داخلی با طرحهای موزاییکی آراسته شده اند.

دیوار قبله در نمازخانه اصلی مسجد با کاشیهای لعاب داده ترکی در رنگهای آبی طلایی مزین شدهاست. در نمازخانه اصلی، قابل توجهترین جنبه، تاکیدات عمودی است.

محورهای عمودی که بیشتر به معماری عثمانی شباهت دارد، به گونهای استفاده شده که امتدادهای افقی اصلی در فضا را که به سمت مکه هستند، شاخصتر می کند. در جلوی دیوار قبله، محراب و محور قرار دارد که هر دو توسط یک هنرمند پاکستانی طراحی شده اند. محراب بلند و غیر متعارف این مسجد، یک عنصر معماری تندیسوار ساده به شکل یک قرآن مفتوح عمودی است، ولی منبر طرح نسبتاً متداولی دارد. یک چلچراغ زیبای بزرگ در نمازخانه اصلی نیز وجود دارد .

در پای دیوار غربی و شمالی نمازخانه اصلی مسجد در فضای بیرونی، استخرهایی قرار داده شده است که باعث میشوند جریان هوا به واسطه آب سطح آنها تعدیل شود. همچنین درخشش نوار باریک شیشهای در امتداد طول دیوار قبله در اثر نور غیر مستقیم منعکسشده از استخر بزرگ بیرونی و بازتاب آن به فضای داخل، روحی تازه و مضاعف به فضا میبخشد. سازه بتونی مسجد، در داخل به رنگ سفید است و کفها از گرانیت براق و صیقلی پوشیده شدهاند. دسترسی به نیمطبقه بانوان از طریق گذرگاهی سرپوشیده فراهم شده که در آن قطعهای از یک حدیث نوشته شده است که : «بهشت زیر پای مادران است».

هر ساله شخصیتهای اسلامی و سیاسی بسیاری از این مسجد زیبا و مدرن بازدید می کنند.

عهد نامه مالک اشتر
عهد نامه مكتوب از سوی امام علی (ع) براى مالك اشتر نخعى- رحمه اللّه- است . زمانى كه او را به امارت مصر و مناطق تابعه آن انتخاب نمودند . اين ابلاغیه نامه طولانىترين عهد نامه و از جهت در برداشتن خوبي ها جامعترين آنهاست :
" بنام خداوند بخشنده مهربان - اين فرمانى است كه بنده خدا امير المؤمنين در پيمانش به مالك بن حارث اشتر زمانى كه او را به فرمانروايى مصر برگزيد دستور داد، تا مالياتهاى آن را جمع كند، و با دشمنش جهاد نمايد، و به اصلاح اهلش برخيزد، و شهرهايش را آباد سازد. او را فرمان مىدهد به تقواى الهى، و مقدم داشتن طاعت خدا، و پيروى آنچه را كه خداوند در كتابش از واجبات و سنّتهاى خود امر فرموده، كه كسى جز به پيروى آنها خوشبخت نمىشود، و جز به انكار و ضايع نمودن آنها بدبخت نمىگردد، و ديگر آنكه خداوند سبحان را به قلب و دست و زبانش يارى كند، زيرا خداوند يارى يارى كننده خود، و عزّت آن كس را كه او را عزيز بدارد ضامن شده. او را دستور مىدهد كه نفس را به وقت خواستههاى نابجا درهم شكند، و آن را به هنگام سركشىها باز دارد، كه نفس امر كننده به بدى است مگر خداوند رحم نمايد. اى مالك، آگاه باش كه تو را به شهرهايى روانه كردم كه پيش از تو فرمانروايانى در آن به عدالت و ستم حكومت كردند، و مردم به وضع تو به همان صورت مىنگرند كه توبه حاكمان پيش از خود مىنگريستهاى، و همان را در حق تو مىگويند كه تو در باره حاكمان گذشته مصر مىگفتهاى، شايستگان را به ذكر خيرى كه خداوند بر زبان بندگانش جارى مىكند مىتوان شناخت. پس بايد محبوبترين اندوختهها در نزد تو عمل صالح باشد. بنا بر اين بر هواهايت مسلط باش، نسبت به خود از آنچه بر تو حلال نيست بخل بورز، زيرا بخل به خود انصاف دادن از خود است در رابطه با آنچه محبوب يا منفور انسان است. مهربانى و محبت و لطف به رعيت را شعار قلب خود قرار ده، بر رعيت همچون حيوان درنده مباش كه خوردن آنان را غنيمت دانى، كه رعيت بر دو گروهند: يا برادر دينى تواند، يا انسانهايى مانند تو، كه خطاهايى از آنان سر مىزند، علل گناهى بر آنان عارض مىشود، و گناهانى از آنان به عمد يا اشتباه بروز مىكند، پس همان گونه كه علاقه دارى خداوند بخشش و چشم پوشى را به تو عنايت نمايد رعيت را مورد عفو و چشم پوشى قرار بده، چرا كه تو از نظر قدرت برتر از آنانى، و آن كه بر تو ولايت دارد بالاتر از تو مىباشد، و خداوند برتر از آن كسى كه تو را والى مصر نموده، خداوند كفايت امور رعيّت را از تو خواسته، و به خاطر آنان تو را در عرصه آزمايش قرار داده. خود را در موقف جنگ با خدا قرار مده، كه تو را تحمّل كيفر او نيست، و از عفو و رحمتش بىنياز نمىباشى. از گذشتى كه از مردم كردهاى پشيمان مشو، و بر كيفرى كه دادهاى شاد مباش، و به خشمى كه راه بيرون رفتن از آن وجود دارد شتاب مكن، و فرياد مزن كه من بر شما گماردهام، فرمان مىدهم بايد اطاعت شوم، كه اين وضع موجب فساد دل، و كاهش و ضعف دين، و باعث نزديك شدن زوال قدرت است. هرگاه حكومت براى تو خود بزرگ بينى و كبر به وجود آورد، به بزرگى سلطنت خداوند كه فوق توست و قدرتى كه بر تو دارد و تو را بر خودت آن قدرت و توانايى نيست نظر كن، كه اين نظر كبر و غرورت را مىنشاند، و تندى و شدت را از تو باز مىدارد، و عقل از دست رفته را به تو باز مىگرداند. از برابر داشتن خود با عظمت حق، و از تشبّه خود با جبروت خداوند بر حذر باش، كه حضرت او هر گردنكشى را خوار، و هر متكبرى را بىارزش و پست مىكند. خدا و مردم را از جانب خود و خواص از خاندانت و كسانى از رعيتت كه به او علاقه دارى انصاف ده، كه اگر انصاف ندهى ستم كردهاى، و هر كه به بندگان خدا ستم كند خداوند به جاى بندگان ستمديده خصم او مىباشد، و هر كه خداوند خصم او باشد عذرش را باطل كند، و شخص ستمكار محارب با خداست تا وقتى كه از ستم دست بردارد و توبه كند. چيزى در تغيير نعمت خدا، و سرعت دادن به عقوبت او قوىتر از ستمكارى نيست، كه خداوند شنواى دعاى ستمديدگان، و در كمين ستمكاران است. بايد محبوبترين امور نزد تو ميانهترينش در حق، و همگانىترينش در عدالت، و جامعترينش در خشنودى رعيت باشد، چرا كه خشم عموم خشنودى خواص را بىنتيجه مىكند، و خشم خواص در برابر خشنودى عموم بىاثر است. و به وقت آسانى و رفاه احدى از رعيّت بر والى پر خرجتر، و زمان مشكلات كم يارى تر، و هنگام انصاف ناخشنودتر، و در خواهش و خواسته با اصرارتر، و زمان بخشش كم سپاستر، و وقت منع از عطا دير عذر پذيرتر، و در حوادث روزگار بىصبرتر از خواص نيست. همانا ستون دين، و جمعيّت مسلمانان ، و مهيا شدگان براى جنگ با دشمن توده مردمند، پس بايد توجه و ميل تو به آنان باشد. بايد دورترين رعيّت تو از حريم تو، و در شدّت كينه تو نسبت به او كسى باشد كه در حق مردم عيب جوتر است، زيرا در مردم عيوبى هست كه والى در پوشاندن آن عيوب از همه كس سزاوارتر است، پس در رابطه با عيوبى كه از مردم بر تو پنهان است كنجكاوى مكن ، چرا كه فقط در آنچه از عيوب مردم نزد تو معلوم است وظيفه اصلاح دارى، و نسبت به آنچه از عيوب رعيّت بر تو پنهان است خداوند داورى مىكند. پس تا مىتوانى عيوب مردم را بپوشان، تا خداوند عيوب تو را كه علاقه دارى از مردم پوشيده بماند. پرده پوشى كند. گره هر كينهاى كه از مردم به دل دارى بگشاى، و رشته هر انتقامى را قطع كن، و در هر چه از ديگران برايت ثابت نشده خود را به غفلت زن، در باور كردن گفتار سخن چينان شتاب مكن، زيرا سخن چين خائن است گرچه خود را شبيه خير خواهان نشان دهد. مشاوران در امور خود بخيل را وارد مشورت مكن كه تو را از بخشش مانع گردد، و از تهيدستى مىترساند، و همچنين با بزدل و ترسو كه تو را در اجراى برنامههايت سست مىنمايد، و نه با طمع كار كه حرص بر اندوختن و ستمگرى را در نظرت مىآرايد، همانا بخل و ترس و حرص سرشتهايى جداى از هماند كه جمع كننده آنها در انسان سوء ظن به خداوند است وزيران بدترين وزراى تو وزيرى است كه پيش از تو وزير اشرار بوده، و در گناهانشان شركت داشته، چنين كسى نبايد از محرمان تو باشد، كه اينان ياران اهل گناه، و برادران اهل ستماند، البته در حالى كه قدرت دارى جانشينى بهتر از آنان بيابى كه در كشور دارى مانند آنان داراى رأى و كار دانى است، و بار سنگين گناهان آنان هم بر او نيست، از كسانى كه اهل ستم را در ستمكارى و گناهكاران را در گناهشان يارى نكرده است. هزينه اينان بر تو سبكتر، و همكاريشان بهتر، و نسبت به تو در طريق عطوفت مايلتر، و الفتشان با بيگانه كمتر است. اينان را از خاصان خود در خلوتها و مجالس خويش قرار ده. و نيز بايد از وزرايت برگزيدهترينشان نزد تو وزيرى باشد كه سخن تلخ حق را به تو بيشتر بگويد، و نسبت به آنچه كه خداوند براى اوليائش خوش ندارد كمتر تو را يارى دهد، گرچه اين برنامه بر عليه ميل تو به هر جا كه خواهد برسد. به اهل پاكدامنى و صدق بپيوند، و آنان را آنچنان تعليم ده كه تو را زياد تعريف نكنند، و بيهوده به كارى كه انجام ندادهاى تو را شاد ننمايند، كه تمجيد فراوان ايجاد كبر و نخوت كند، و به گردنكشى نزديك نمايد نيكوكار و بدكار نيكوكار و بدكار در برابرت يكسان نباشند، كه اين كار نيكوكار را در انجام كار نيك بىرغبت، و بدكار را در بدى ترغيب مىكند، هر كدام را نسبت به كارشان پاداش بخش. آگاه باش كه چيزى براى جلب خوشبينى حاكم بر رعيت بهتر از نيكى به آنان، و سبك كردن هزينه بر دوش ايشان، و اجبار نكردنشان به حقّى كه حاكم بر آنان ندارد نيست. به صورتى بايد رفتار كنى كه خوش گمانى بر رعيتت را در كمك همه جانبه به حاكم فراهم آرى، كه اين خوش گمانى رنجى طولانى را از تو بر مىدارد، و به خوش گمانى تو كسى شايستهتر است كه از تو احسان ديده، و به بد گمانيت كسى سزاوارتر است كه از جانب تو به او ناراحتى رسيده روشها روشى را كه بزرگان امت بر اساس آن رفتار كردهاند، و به سبب آن در ميان مردم الفت برقرار شده، و اصلاح جامعه بر پايه آن بوده از بين مبر، و روشى را كه به روشهاى گذشته ضرر مىزند به وجود نياور، كه پاداش و اجر براى كسى است كه روشهاى درست را بر پا كرده، و گناه از بين بردن آن روشها بر گردن توست با دانشمندان در استوار ساختن آنچه صلاح كار شهرهايت بر آن است، و برپا داشتن آنچه مردم پيش از اين به آن مستقيم شدهاند با دانشمندان و انديشمندان زياد گفتگو كن طبقات جامعه آگاه باش كه مردم مملكت گروههاى مختلفند كه هر گروه جز به گروه ديگر اصلاح نمىشود، و با داشتن گروهى از گروه ديگر بىنيازى نيست. اينان عبارتند از ارتش حق، و نويسندگان عمومى و خصوصى، و قاضيان عدل، و مأموران انصاف و مدارا، و اهل جزيه و ماليات از غير مسلمان و مسلمان، و تاجران و صنعتگران، و طبقه پايين از نيازمندان و افتادگان. خداوند سهم هر يك از اين طبقات را مقرر فرموده، و در كتابش يا سنّت پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله عهدى محفوظ را بر حدّ و اندازه واجب آن نزد ما قرار داده است سپاهيان ارتش به اذن خداوند دژ مردم، و زينت حاكمان، و ارجمندى دين، و راههاى امنيتاند، كه مردم بدون آنان برپاى نمانند. سپس نظام ارتش جز با مالياتى كه خداوند براى آنان قرار داده استوار نگردد، مالياتى كه به وسيله آن در جنگ با دشمن توانا مىشوند، و براى اصلاح زندگى خود به آن تكيه مىنمايند، و مايه رفع نيازمنديهاى آنان است. سپس كار ارتش و ماليات دهندگان استوار نگردد جز با گروه سوم كه عبارتند از قضات و كارگزاران حكومت و منشيان حسابگر كه قراردادها را محكم مىكنند، و آنچه را به سود رعيّت است جمع مىنمايند، و در امور خصوصى و عمومى بر آنان اعتماد مىشود. و كار اينان نيز به سامان نشود جز با تاجران و صنعتگران كه آنچه براى مردم سودمند است فراهم مىآورند، و بازارها را به آن برپا مىدارند، و به كارهايى كه به نفع مردم است دست مىزنند، كارهايى كه از غير ايشان ساخته نيست. سپس جمع نيازمند و از كار افتاده است كه احسان و يارى ايشان لازم است. و براى هر كدام از اين گروهها نزد خداوند گشايشى است، و براى هر يك از اين طبقات به مقدارى كه امور آنان را اصلاح نمايد بر عهده والى حقّى است، و والى از اداى آنچه خداوند بر عهده او قرار داده بر نيايد جز با كوشش و يارى خواستن از خداوند، و مهيّا نمودن خود بر به كار گيرى حق و استقامت بر آن، چه اينكه بر او آسان باشد يا سخت. آن كه پيش تو نسبت به خداوند و پيامبر و پيشوايت خير خواهتر و پاك دامنتر و بردبارتر است او را به فرماندهى ارتشت انتخاب كن، از آنان كه دير به خشم آيند، و پوزش پذيرترند، و به ناتوانان مهربان، و در برابر زورمندان گردن فرازند، و از آنان كه خشونت او را برنينگيزد، و ناتوانى وى را بر جاى ننشاند. با صاحبان مكارم و شرافت، و خانوادههاى شايسته و داراى سوابق نيكو پيوند برقرار كن، پس از آن با دلاور مردان و شجاعان و بخشندگان و جوانمردان رابطه برقرار ساز، زيرا اينان جامع بزرگوارى، و شاخههايى از خوبى و احسانند. سپس از آنان چنان دلجويى كن كه پدر و مادر از فرزندشان دلجويى مىنمايند، و نبايد چيزى كه آنان را به وسيله آن نيرومند مىسازى در ديدهات بزرگ آيد، و لطفى كه نسبت به ايشان متعهد شدهاى كوچك شمارى گر چه كوچك باشد، زيرا لطف تو آنان را نسبت به تو خير خواه و خوش گمان مىنمايد. از بررسى امور ناچيز آنان به اميد بررسى كارهاى بزرگشان چشم مپوش، كه نيكى اندك تو جايى دارد كه از آن بهرهمند مىگردند، و براى احسان بزرگ تو نيز موقفى است كه از آن بىنياز نيستند. و بايد برگزيدهترين سران سپاهت نزد تو كسى باشد كه در كمك به سپاهيان مواسات را رعايت نمايد، و از توانگرى خود به آنان احسان كند به اندازهاى كه بتواند سپاهيان و خانوادههاى آنان را كه از خود به جاى نهادهاند اداره نمايد، تا انديشه آنان در جنگ با دشمن يك انديشه باشد، چرا كه عنايت تو نسبت به آنان دلهايشان را متوجه تو مىگرداند. برترين چيزى كه موجب چشم روشنى زمامداران مىشود برقرارى عدالت در شهرها، و ظهور دوستى و محبت رعيت است. و دوستى رعيت آشكار نشود مگر به سلامت دل آنان، و خير خواهى ايشان درست و راست نگردد جز آنكه زمامداران خود را حمايت نمايند، و حكومت حاكمان را بر خود سنگين نشمارند، و توقع به پايان رسيدن زمان حكومتشان را نداشته باشند. پس آرزوهاى رعيّت را بر آور، و نيكو ستودن آنان را پيوسته دار، و رنج و زحمت و كوشش و ابتلاى صاحبان فعاليت را در نظر داشته باش، چه اينكه بسيار ياد كردن كارهاى خوب دلير را به هيجان آورده، و ترسو را به كوش وامىدارد ان شاء اللّه. سپس كوشش هر يك از آنان را به دقّت بشناس، و زحمت كسى را به ديگرى نسبت مده، و در اجر و مزدش به اندازه رنجى كه برده كوتاهى مكن، و مقام كسى باعث نشود كه كوشش اندكش را بزرگ شمارى، و معمولى بودن شخص علت نگردد كه كار بزرگش را اندك دانى رجوع به كتاب و سنّت جايى كه كارها بر تو مشكل شود و در امورى كه برايت شبهه حاصل گردد حلّ آن را به خدا و پيامبرش ارجاع ده، كه خداوند به مردمى كه هدايتشان را علاقه داشته فرموده: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد، خدا و پيامبر و اولى الامر از خودتان را اطاعت كنيد، و اگر در برنامهاى اختلاف كرديد حكمش را به خدا و رسول باز گردانيد». باز گردان به خدا قبول آيات محكم او، و ارجاع به رسول پذيرفتن سنّت اوست كه جمع كننده همگان بر يك رأى است و پراكنده نيست قاضيان براى قضاوت بين مردم برترين شخص نزد خودت را انتخاب كن، كسى كه امور قضاوت او را دچار تنگنا نكند، و بر خورد مدعيان پرونده وى را گرفتار لجبازى ننمايد، و در خطا پافشارى نورزد، و هنگام شناخت حق از باز گشت به آن درنماند، و درونش به طمع ميل نكند، و در رسيدن به حقيقت مقصود به اندك فهم اكتفا ننمايد، و درنگش در شبهات از همه بيشتر باشد، و دلايل را بيش از همه به كار گيرد، و از رفت و آمد نزاع كنندگان كمتر ملول شود، و در كشف امور از همه شكيباتر، و در وقت روشن شدن حكم از همه قاطع تر باشد، كسى كه ستايش مردم او را دچار خود بينى نكند، و تمجيد و تعريف او را به تعريف كننده مايل ننمايد، كه آراستگان به اين صفات در جامعه اندكند. قضاوت قاضى را هر چه بيشتر بررسى كن، و در پرداخت مال به او گشاده دست باش آن مقدار كه نيازش را بر طرف كند، و احتياجش به مردم كم شود، و آنچنان مقامش را نزد خود بالا بر كه از نزديكانت احدى در نفوذ به او طمع ننمايد، تا از ضايع شدنش به توسط مردم نزد تو در امان بماند. در زمينه انتخاب قاضى از هر جهت دقت كن دقّتى بليغ و رسا، كه اين دين اسير دست اشرار بود، در آن به هوا و هوس عمل مىكردند، و وسيله دنيا طلبى آنان بود رسيدگى به كار كارگزاران سپس در امور كارگزاران حكومتت دقت كن و آنان را پس از آزمايش به كار گير، از راه هوا و هوس و خود رأيى آنان را به كار گردانى مگمار، زيرا هوا و هوس و خود رأيى جامع همه شعبههاى ستم و خيانت است. از عمّال حكومت كسانى را انتخاب كن كه اهل تجربه و حياءاند، و از خانوادههاى شايسته و در اسلام پيش قدم ترند، چرا كه اخلاق آنان كريمانهتر، و خانواده ايشان سالمتر، و مردمى كم طمعتر، و در ارزيابى عواقب امور دقيقترند. سپس جيره آنان را فراوان ده، زيرا اين برنامه براى آنان در اصلاح وجودشان قوّت است، و از خيانت در آنچه زير دست آنان مىباشد بىنياز كننده است، و اگر از فرمانت سر بر تابند و يا در امانت خيانت كنند بر آنان حجّت است. به كارهايشان رسيدگى كن، و جاسوسانى از اهل راستى و وفا بر آنان بگمار، زيرا بازرسى پنهانى تو از كارهاى آنان سبب امانت دارى ايشان و مداراى با رعيّت است. از ياران و ياوران بر حذر باش، اگر يكى از آنان دست به خيانت دراز كند و مأموران مخفى تو بالاتفاق خيانتش را گزارش نمايند اكتفاى به همين گزارش تو را بس باشد، و او را به جرم خيانت كيفر بدنى بده، و وى را به اندازه عمل ناپسندش عقوبت كن، و سپس او را به مرحله ذلّت و خوارى به نشان، و داغ خيانت را بر او بگذار، و گردن بند عار و بد نامى را به گردنش بينداز ماليات در مسأله ماليات به صورتى كه اصلاح ماليات دهندگان در آن است رسيدگى كن، چه اينكه صلاح و بهبودى ماليات و ماليات دهندگان صلاح ديگران است، و براى ديگران آسايش جز با بهبودى آنان وجود ندارد چرا كه تمام مردم جيره خوار ماليات و پرداخت كنندگان آن هستند. بايد انديشهات در آبادى زمين از تدبيرت در جمعآورى ماليات بيشتر باشد، زيرا ماليات جز با آباد كردن زمين به دست نمىآيد، و هر كس بخواهد منهاى آباد نمودن ماليات بگيرد شهرها را خراب كرده، و بندگان خدا را به هلاكت انداخته، و حكومتش جز اندك زمانى نماند. اگر ماليات دهندگان از سنگينى ماليات، يا بر خورد به آفات، يا خشك شدن چشمهها، يا كمى باران، يا تغيير زمين بر اثر آب گرفتگى، يا بى آبى شكايت كنند ماليات را به اندازهاى كه اوضاع آنان بهبود يابد تخفيف ده، و اين تخفيف خرجى آنان بر تو سنگين نيايد، زيرا تخفيف تو ذخيرهاى است كه با آباد كردن شهرهاى تو و آرايش حكومتت به تو باز مىگردانند، علاوه ستايش مردم را به خود جلب نموده، و شادمان هستى كه سفره عدالت را در بين آنان گستردهاى، در حالى كه با قوت بخشيدن به آنان به وسيله ذخيرهاى كه در تخفيف ماليات نزد ايشان نهادهاى مىتوانى بر آنان اعتماد كنى، و با عدالت و مهربانيت كه آنان را به آن عادت دادهاى بر آنان مطمئن باشى، چه بسا گرفتاريهايى كه پيش آيد كه پس از نيكى به ماليات دهندگان اگر حلّ آن را به آنان واگذارى با طيب خاطر بپذيرند، چه اينكه بر مملكت آباد آنچه را بار كنى تحمّل كشيدنش را دارد، و علّت خرابى زمين بىچيزى و تنگدستى اهل آن زمين است، و فقر و ندارى آنان ناشى از زراندوزى واليان، و بدگمانى آنان به بقاء حكومت، و كم بهره گيرى آنان از عبرتها و پندهاست كاتبان سپس در حال نويسندگان و منشيان حكومت دقّت كن، و امورت را به بهترين آنها بسپار، نامههايت را كه در بر دارنده امور محرمانه است به آنان كه در تمام خوبيهاى اخلاق از ديگران جامع ترند بسپار، كسى كه پست و مقام او را مست نكند و منزلتش باعث جرأت او در مخالفت با تو در جمع حاضران نگردد، و غفلتش سبب كوتاهى در رساندن نامههاى كار گزارانت به تو، و گرفتن جوابهاى صحيح آن نامهها از تو نشود، و در آنچه براى تو مىستاند و يا از جانب تو مىدهد فروگذارى ننمايد، و پيمان و قراردادى كه براى تو مىبندد سست نبندد، و از به هم زدن قراردادى كه به زيان تو منعقد شده ناتوان نماند، به مرتبه و اندازهاش جاهل نباشد تا در امور به اندازه مقام خود وارد گردد، كه جاهل به مقام خويش به مقام ديگران جاهلتر است. انتخاب منشيان به فراست و اعتماد و خوش گمانى خودت نباشد، چرا كه مردان براى جلب نظر حاكمان خود را به ظاهر سازى و خوش خدمتى مىشناسانند، در حالى كه پشت پرده اين ظاهر سازى خبرى از خير خواهى و امانت دارى نيست، بلكه آنان را به كارهايى كه براى نيكان پيش از تو انجام دادهاند امتحان كن، پس به آن شخص روى آر كه در ميان مردم اثرش نيكوتر، و در امانت دارى معروفتر است، كه اين برنامه نشانه خيرخواهى تو براى خدا و براى كسى است كه عهده دار كار اويى. براى هر كارى از كارهايت رئيسى از منشيان قرار ده، كه بزرگى امور او را عاجز نكند، و كثرت كارها پريشانش نسازد. چنانچه در منشيانت عيبى باشد و تو از آن بىخبر بمانى مسئول آن هستى تاجران و صنعتگران در باره تاجران و صنعتگران پذيراى سفارش باش، و نسبت به آنان سفارش به نيكى كن، بدون فرق بين آنان كه در يك جا مقيمند، و آنان كه با مال خود در رفت و آمدند، و آنان كه با هنر دست خود در پى كسب و سودند، چه اينكه اينان مايههاى منافع، و اسباب راحت جامعه، و جلب كننده سودها از مكانهاى دور دست، در بيابان و دريا، و زمين هموار و ناهموار منطقه حكومت تواند، از مناطقى كه مردم در آن جمع نمىشوند، و به رفت و آمد در آنها جرأت نمىكنند، اينان اهل سلامتاند كه از ضرر آنان بيمى نيست، و اهل صلح و مسالمتاند كه ترسى از بدى و آسيب آنان وجود ندارد. از آنان كه در منطقه حكومت تو به سر مىبرند و آنان كه در گوشه و كنار شهرهايت هستند كنجكاوى كن، ولى روشن باش كه با همه آنچه تذكر دادم در ميان ايشان گروهى تنگ نظر و بخيل به شكلى قبيح و زشت، و مردمى محتكر، و نرخ گذارانى به دلخواه در امر خريد و فروش وجود دارد، كه در اين وضع زيان جامعه و عيب و ننگ زمامداران است. پس از احتكار جلوگيرى كن كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را منع فرمود. داد و ستد بايد آسان باشد، و بر موازين عدالت صورت گيرد، و به نرخى معامله شود كه به فروشنده و خريدار اجحاف نشود. هرگاه كسى پس از نهى تو دست به احتكار زد او را مجازات كن ولى در مجازاتش از زياده روى بپرهيز طبقه پايين جامعه خدا را خدا را در طبقه پايين اجتماع، از آنان كه راه چاره ندارند، و از كار افتادگان و نيازمندان و دچارشدگان به زيان و سختى و صاحبان امراضى كه از پا در آمدهاند، در ميان اينان كسانى هستند كه روى سؤال و اظهار حاجت دارند و كسانى كه عفت نفسشان مانع از سؤال است. بنا بر اين آنچه را كه خداوند در مورد آنان از حفظ حقوق از تو خواسته به حفظ آن پرداز، نصيبى از بيت المال كه در اختيار توست، و سهمى از غلّات خالصه جات اسلامى را در هر منطقه براى آنان قرار ده، كه براى دورترين آنها همان سهمى است كه براى نزديكترين آنان است، در هر صورت رعايت حق هر يك از آنان از تو خواسته شده، پس نشاط و فرو رفتن در نعمت تو را از توجه به آنان باز ندارد، چه اينكه از بىتوجهى به امور كوچك آنان به بهانه پرداختن به كارهاى زياد و مهم معذور نيستى، از انديشهات در امور ايشان دريغ مكن، و رخ از آنان برمتاب، نسبت به امور نيازمندان و محتاجانى كه به تو دسترسى ندارند، از آنان كه ديدهها خوارشان مىشمارد، و مردم تحقيرشان مىكنند كنجكاوى كن، براى به عهده گرفتن امور اينان انسانى مورد اعتماد خود را كه خدا ترس و فروتن است مهيّا كن، تا وضع آنان را به تو خبر دهد. سپس با آنان به صورتى عمل كن كه به وقت لقاء حق عذرت پذيرفته شود، زيرا اينان در ميان رعيت از همه به دادگرى و انصاف نيازمندترند، و در اداى حق همگان بايد چنان باشى كه عذرت نزد خداوند قبول شود. به اوضاع يتيمان و سالخوردگان كه راه چارهاى ندارند، و خود را در معرض سؤال از مردم قرار ندادهاند رسيدگى كن. آنچه سفارش كردم بر حاكمان سنگين است، البته همه حق سنگين است، و گاهى خداوند آن را بر اقوامى سبك مىكند كه خواهان عاقبت به خيرى هستند، و خود را به صبر و استقامت واداشته، و به صدق آنچه خداوند به آن وعده داده اعتماد كردهاند ملاقات با نيازمندان از جانب خود وقتى را براى آنان كه به شخص تو نيازمندند قرار ده و در آن وقت وجود خود را براى آنان از هر كارى فارغ كن، و جلوست براى آنان در مجلس عمومى باشد، و براى خداوندى كه تو را آفريده تواضع كن، و لشگريان و ياران از پاسبانان و محافظان خود را از اين مجلس بركنار دار، تا سخنگوى نيازمندان بدون ترس و نگرانى و لكنت و ترديد با تو سخن بگويد، كه من بارها از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم مىفرمود: «امتى به پاكى و قداست نرسد مگر اينكه حق ناتوان را از قدرتمند با صراحت و روانى كلام بگيرد». آن گاه خشونت و درست حرف نزدن آنان را تحمل كن، تنگ خويى و غرور و خودپسندى نسبت به آنان را از خود دور كن تا خداوند جوانب رحمتش را بر تو بگشايد، و ثواب طاعتش را بر تو واجب كند. آنچه عطا مىكنى به خوشرويى عطا كن، و خوددارى از عطا را با مهربانى و عذر همراه نما. قسمتى از امور است كه بايد خودت به انجام آنها بر خيزى، از جمله پاسخ دادن به كارگزاران دولت آنجا كه منشيانت از پاسخ گويى ناتوانند. و نيز جواب دادن به حاجات و مطالب مردم در همان روزى كه حاجاتشان به تو مىرسد و پاسخش همكارانت را تنگدل و ناراحت مىكند. برنامه هر روز را در همان روز انجام ده، زيرا هر روز را كارى مخصوص به همان روز است. بهترين اوقات و با عظمتترين ساعات را براى خود در آنچه بين تو و خداوند است اختصاص ده، هر چند همه كارها در تمام اوقات براى خداست اگر نيّت صحيح باشد، و رعيّت از آن كارها روى آسايش ببيند توجه به واجبات الهى و بايد در خصوص آنچه به آن دينت را براى خدا خالص مىكنى اقامه واجبات باشد واجباتى كه مخصوص به خداوند است، روى اين ملاك از بدنت در شب و روز در اختيار خداوند قرار بده، و از آنچه موجب قرب تو به خداوند مىشود به نحو كامل و بدون كم و كاست انجام ده، گر چه هر گونه صدمه و فرسايشى به بدنت وارد آيد. چون با مردم به نماز جماعت بايستى نه چنان نماز بگزار كه مردم را رميده كنى نه به آن صورت كه نماز را ضايع نمايى، كه در ميان مردم هم بيمار وجود دارد و هم كسى كه حاجتى دارد و بايد به دنبال آن برود. من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگام سفرى كه مرا به يمن فرستاد پرسيدم: با مردم چگونه نماز بگزارم فرمود: «با آنان نمازى بخوان مانند نماز ناتوانترين آنان، و به مردم مؤمن مهربان باش» در ميان مردم اما بعد از اين، پنهان ماندنت را از رعيت طولانى مكن، كه در پرده ماندن حاكم شعبهاى است از تنگ خويى و كم اطلاعى به امور. و پنهان ماندن حاكم از رعيت حاكمان را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است باز مىدارد، بر اين اساس كار بزرگ پيش آنان كوچك و كار كوچك بزرگ جلوه مىكند، زيبا زشت گردد و زشت زيبا شود، و حق به باطل آميخته مىگردد. زمامدار انسانى است كه آنچه را مردم از او پوشيده دارند نخواهد دانست، و حق را هم نشانهاى نيست كه به وسيله آن انواع راستى از دروغ شناخته شود، و تو يكى از دو مردى: يا انسانى هستى كه وجودت به بخشيدن در راه خدا سخاوتمند است، پس نسبت به حق مردم واجبى كه بايد عطا كنى يا كار نيكى كه بايد ادا نمايى علّت روى نشان ندادنت به رعيت چيست يا انسانى هستى مبتلا به بخل، كه در اين صورت زود باشد كه مردم دست درخواستشان را از تو باز دارند آن گاه كه از عطا و بخششت نا اميد گردند. با اينكه بيشترين حاجات مردم از تو چيزى است كه برايت زحمت و رنجى ندارد، از قبيل شكايت از ستمى، يا درخواست انصاف در خريد و فروشى. سپس واليان را نزديكانى است كه آنان را خوى خود خواهى و دست درازى به مال مردم، و كمى انصاف در داد و ستد است، به جدا كردن اسباب و وسايل اين حالات ماده و ريشه آنان را قطع كن. به هيچ يك از اطرافيان و اقوام خود زمينى از اقطاع مسلمين واگذار مكن. نبايد در تو طمع ورزد كسى به گرفتن مزرعهاى كه در آبشخور آن به همسايه زيان رساند، يا كارى كه بايد با شركت به سامان رسد مشقّت كار مشترك را به همسايگان تحميل كند، در آن صورت سودش براى آن طمع كاران و عيب و زشتى آن در دنيا و آخرت بر عهده تو خواهد بود. حق را نسبت به هر كه لازم است از نزديك و دور رعايت كن، و در اين زمينه شكيبا و مزد خواه از خدا باش، گر چه اين برنامه به زيان نزديكان و خاصانت باشد، و در اين مورد نسبت آنچه بر تو گران است جوياى عاقبتش باش، كه سر انجام رعايت حق پسنديده و نيكوست. هرگاه رعيت گمان ستمى بر تو ببرد آشكارا عذرت را به آنان ارائه كن، و به اظهار عذر گمانهاى آنان را از خود بگردان، چرا كه اظهار عذر موجب عادت دادن نفس به اخلاق حسنه، و مهربانى و نرمى نسبت به رعيت است، و اين عذر خواهى تو را به خواستهات در واداشتن رعيت به حق مىرساند صلح از صلحى كه دشمنت به آن دعوت مىكند و خشنودى خدا در آن است روى مگردان، زيرا صلح موجب آسايش لشگريان، و آسودگى خاطر آنها، و امنيت شهرهاى توست. ولى پس از صلح به كلى از دشمن حذر كن، چه بسا كه دشمن براى غافلگير كردن تن به صلح دهد. در اين زمينه طريق احتياط گير، و به راه خوش گمانى قدم مگذار. اگر بين خود و دشمنت قراردادى بستى، يا از جانب خود به او لباس امان پوشاندى، به قراردادت وفا كن، و امان دادنت را به امانت رعايت نما، و خود را سپر تعهدات خود قرار ده، زيرا مردم بر چيزى از واجبات الهى چون بزرگ شمردن وفاى به پيمان- با همه هواهاى گوناگون و اختلاف آرايى كه دارند- اتفاق ندارند. مشركين هم علاوه بر مسلمين وفاى بر عهد را بر خود لازم مىدانستند، چرا كه عواقب زشت پيمان شكنى را آزموده بودند. پس در آنچه به عهده گرفتهاى خيانت نورز، و پيمان خود را مشكن، و دشمنت را گول مزن، كه بر خداوند جز نادان بدبخت گستاخى نكند، خداوند عهد و پيمانش را امان قرار داده و رعايت آن را از باب رحمتش بر عهده همه بندگان گذاشته، عهد و پيمان حريم امنى است تا در استوارى آن بياسايند، و همگان به پناه آن روند. بنا بر اين در عهد و پيمان خيانت و فريب و مكر روا نيست. عهد و پيمانى برقرار مكن كه در آن راه تأويل و بهانه و توريه و فريب باز باشد، و پس از تأكيد و استوار نمودن عهد و پيمان گفتار توريه مانند و دو پهلو به كار مبر، و نبايد در تنگنا افتادنت به خاطر اينكه عهد و پيمان خدا براى تو الزام آور شده تو را به فسخ آن به طور نامشروع بكشاند، چرا كه صبر تو در تنگناى عهد و پيمان كه اميد گشايش و برترى عاقبتش را دارى بهتر است از خيانتى كه از مجازاتش ترسانى، و نيكوتر است از اينكه از جانب حق مورد بازخواست واقع گردى، به صورتى كه نتوانى در دنيا و آخرت از خداوند در خواست بخشش كنى پرهيز از خونريزى از ريختن خون به ناحق بر حذر باش، زيرا چيزى در نزديك ساختن انتقام حق، و عظمت مجازات، و از بين رفتن نعمت و پايان گرفتن زمان حكومت به مانند خون به ناحق ريختن نيست. خداوند در قيامت اول چيزى كه بين مردم حكم مىكند در رابطه با خونهايى است كه به ناحق ريختهاند. پس حكومت را به ريختن خون حرام تقويت مكن، كه ريختن خون حرام قدرت را به سستى كشاند، بلكه حكومت را ساقط نموده و به ديگرى انتقال دهد. براى تو در قتل عمد نزد خدا و نزد من عذرى نيست، چرا كه كيفر قتل عمد كشتن قاتل است. و اگر دچار اشتباه شدى، و تازيانه يا شمشير يا دستت در كيفر دادن از حد بيرون رفت- چه اينكه در مشت زدن و بالاتر از آن بيم قتل است- مبادا نخوت حكومت تو را از پرداخت خون بها به خاندان مقتول مانع گردد سفارشات گوناگون از خودپسندى و تكيه بر آنچه تو را آلوده به خود پسندى كند، و از علاقه به ستايش و تعريف مردم برحذر باش، زيرا اين حالات از مطمئنترين فرصتهاى شيطان در نظر اوست تا نيكى نيكوكاران را نابود كند. بپرهيز از اينكه احسانت را بر رعيّت منّت گذارى، يا كرده خود را بيش از آنچه هست بزرگ شمارى، يا به رعيّت وعدهاى دهى و خلاف آن را به جا آورى، چرا كه منّت موجب بطلان احسان، و كار را بيش از آنچه هست پنداشتن باعث از بين بردن نور حق در قلب، و خلف وعده سبب خشم خدا و مردم است، خداوند بزرگ فرموده: «اين باعث خشم بزرگ خداست كه بگوييد و انجام ندهيد». از عجله در كارهايى كه وقتش نرسيده، يا سهل انگارى در امورى كه انجامش ممكن شده، يا لجبازى در چيزى كه نامعلوم است، يا سستى در آنچه كه روشن است بر حذر باش. هر چيزى را در جاى خودش بگذار، و هر كارى را به موقع خودش انجام ده. از اينكه چيزى را به خود اختصاص دهى در حالى كه همه مردم در آن مساوى هستند بپرهيز، و از غفلت در آنچه كه توجه تو به آن ضرورى است و براى همگان معلوم است بر حذر باش، زيرا آنچه را به خود اختصاص دادهاى از تو به نفع ديگران مىگيرند، و در اندك زمانى پرده از روى كارهايت برداشته مىشود، و داد مظلوم را از تو بستانند. خشم و شدّت و غضب و سركشى و قدرت و تيزى زبانت را در اختيار گير، و از تمام اين امور به باز داشتن خود از شتاب در انتقام، و تأخير انداختن حمله و سطوت خود را حفظ كن، تا خشمت آرام گردد و عنان اختيارت را مالك شوى، و هرگز حاكم و مسلط بر خود نخواهى شد تا اينكه بسيار به ياد بازگشت به خداوند افتى. بر تو واجب است كه به ياد حكومتهاى عدل پيش از خود باشى، و نيز لازم است كه به روشهاى خوب، يا اثرى كه از پيامبرمان صلّى اللّه عليه و آله رسيده يا فريضهاى كه در كتاب خداوند است توجه نمايى، پس به آنچه كه ديدى ما بر اساس آن عمل كرديم اقتدا نمايى، و در دنبال كردن آنچه كه در اين عهد نامه برايت مقرر كردم و به وسيله آن حجت را بر تو تمام نمودم كوشش كنى، تا براى تو به هنگام شتاب نفس به سوى هوا و هوس بهانه و عذرى نباشد. جز خداى بزرگ هرگز احدى نگاهدارنده از بدى، و توفيق دهنده به خير و خوبى نيست، و از جمله چيزهايى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در وصايايش به من سفارش نمود ترغيب بر نماز و زكات و مهربانى بر غلامانتان بود، و من سفارش حضرت را پايان عهدى كه براى تو نوشتم قرار مىدهم، و كسى را حول و قوّتى جز به خداى بزرگ نيست قسمتى از اين پيمان كه پايان آن مىباشد من از خداوند با رحمت فراگيرش، و بزرگى قدرتش بر انجام هر گونه درخواست مسئلت مىنمايم من و تو را به آنچه رضاى او در آن است، از معذور بودن نزد خودش و مخلوقش، به همراه ثناى نيك در بين بندگانش، و آثار زيبا در شهرهايش، و تمام نعمت و فزونى كرامت توفيق دهد، و پايان زندگى من و تو را سعادت و شهادت قرار دهد، همه ما به سوى او باز مىگرديم. و سلام و درود بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و بر اهل پاكيزه و پاكش باد. والسلام"
مردم بنگلادش علیه حذف اسلام به عنوان دین رسمی تظاهرات کردند
هزاران نفر از مردم داکا، پایتخت بنگلادش در اعتراض به برخی تلاشها برای حذف اسلام از دین رسمی این کشور تظاهرات کردند.
این تظاهرات بعد از نماز جمعه در مقابل مسجد جامع داکا برگزار شد.
شرکتکنندگان در این حرکت اعتراضی تاکید کردند که به هیچ وجه تغییر وضعیت اسلام به عنوان دین رسمی کشور را نخواهند پذیرفت.
تعدادی از گروههای اسلامی بنگلادش از جمله «جانتا توحیدی» و «حفاظت اسلام» این تظاهرات را ترتیب دادند.
دادگاه عالی بنگلادش قرار است روز یکشنبه مسئله حذف اسلام به عنوان دین رسمی را که از سوی گروههای سکولار مطرح شده، بررسی کنند.
اولین بار حسین محمد ارشاد، رئیس جمهور وقت بنگلادش در سال ۱۹۸۸ میلادی اسلام را دین رسمی این کشور اعلام کرد.
تا پیش از آن بر اساس قانون اساسی سال ۱۹۷۱ بنگلادش، همه ادیان در این کشور موقعیتی برابر داشتند.
اکثر مردم این کشور آسیای جنوبی مسلمانند و تعدادی اقلیت هندو و بودایی نیز در آن ساکن هستند.































