Super User

Super User

پس از ۸۵ سال بار دیگر تلاوت قرآن کریم در مسجد ایاصوفیه ترکیه طنین انداز شد.

مسجد ایاصوفیه که مدتی کلیسا و مدتی نیز مسجد بود و سپس به موزه تبدیل شد، بار دیگر پس از ۸۵ سال شاهد قرائت قرآن کریم بود.

مسجد ایاصوفیه که در قرن ششم ساخته شد در دهه ۱۹۹۰ و در زمان مصطفی آتاتورک به موزه تبدیل شد.

مسلمانان و مسیحیان درباره این بنا اختلاف نظر دارند و هر کدام این مکان را از آن خود می‌دانند.

بر اساس این گزارش، به هنگام گشایش نمایشگاهی با عنوان «عشق به محمد(ص)»، بخشی از قرآن مجید در صحن مسجد ایاصوفیه قرائت شد.

در این نمایشگاه که تا روز هشتم ماه مه آینده برقرار خواهد بود، آثار خطاطی درباره حضرت محمد(ص) به نمایش گذاشته می‌شود.

در سالهای گذشته نیز اعتراض‌هایی به ممنوعیت قرآن خواندن در مسجد ایاصوفیه از طرف مردم شده بود و در برخی اعیاد و مناسبت‌ها مردم ترکیه به نشانه اعتراض به این ممنوعیت، در فضای بیرونی ایاصوفیه به تلاوت قرآن و ادای نماز پرداخته بودند.

 

به گزارش روزنامه «Le Monde»، فرانسوا دروش، از اساتید «کلژ دو فرانس» که یک مؤسسه معتبر آموزش عالی در شهر پاریس است، اقدام به راه‌اندازی کرسی مطالعات قرآنی کرد.
وی که به تازگی تحقیقاتی در زمینه نسخ قرآنی داشته است، می‌گوید: من در این دوره با استفاده از یافته‌های تحقیق اخیر در مورد نسخ خطی قرآن در قرون اولیه اسلام، بازبینی جديدي بر قرآن خواهم داشت.
این دوره با عنوان «تاریخ قرآن، متن و انتقال» با تدریس دروش از  13 فروردین‌ماه، در کالج فرانسه آغاز شده است.
طبق قانون دسترسی آزاد به علم در این کالج، این دوره‌ برای همه قابل دسترس بوده و نیاز به اینکه از پیش ثبت‌نام صورت گرفته باشد ندارد.

 

 

امام جمعه اهل سنت بندرعباس گفت: همه شواهد گویای آن است که دشمن بدنبال برهم زدن تعادل منطقه است، لذا با تقویت پنهانی تندروی مذهبی زمینه را برای نامنی و آشفتگی منطقه فراهم می‌کند.

سیدعبدالباعث قتالی با بیان اینکه اسلام دین رحمت، اعتدال و برادری است گفت: درفضای تندروی فعلی این صدای اسلام شنیده نمی‌شود وعده‌ ای اسلام را معادل خشونت تلقی کرده‌اند.

امام‌ جمعه اهل‌ سنت و جماعت بندرعباس با اشاره به ظهور گروهک‌ هایی همچون داعش افزود: تجربه نشان داده این گروهک‌ ها جز ویرانگری ارمغانی برای مسلمانان بهمراه ندارند و با برداشت نادرست خود ازاسلام زمینه رابرای آوارگی مسلمانان وحضور دشمن درمنطقه فراهم می‌کند، لذا علمای بزرگ اسلام خصوصاً علمای الازهرحرکت داعش رامحکوم کرده‌اند.

وی با بیان اینکه اختلاف فکری میان مذاهب مختلف یک واقعیت است خاطرنشان کرد: اشتراکات شیعه و سنی بیشتر از اختلافات است پس برای حفظ کیان اسلام باید بر اشتراکات تأکید شود و ازطرح مسائل اختلافی درسطح عموم خودداری کنیم.

امام جمعه اهل سنت بندرعباس با بیان اینکه متأسفانه در هرگروه و هر مذهب تندروهایی هستند که فکر می‌کنند باحرکت‌های افراطی می‌توانند طرف مقابل را نابود کنند گفت: شیعه وسنی واقعیتی هستند که وجود دارند و تندروی در هر طرف، فقط تندروی و افراطی‌ گری درطرف مقابل را تقویت می‌کند و وظیفه عقلا و بزرگان هرمذهب این است که این تندروها را کنترل کنند.

وی با بیان اینکه مسؤولیت علما سنگین است اظهار کرد: باید با افراطی‌گری مقابله شود، زیرا زندگی، رفاه و پیشرفت درسایه وحدت و امنیت معنا می‌یابد، لذاهمه باید قدر امنیت فعلی را بدانیم و برای حفظ امنیت درکشور تلاش کنیم.

سیدعبدالباعث قتالی با بیان اینکه خط واقعی در اسلام خط اعتدال و میانه‌ روی است تصریح کرد: همه باید باور کنیم که اگر افراطی‌ گری رشد کند هیچ‌ کس در امنیت نخواهد بود،حتی مبلغان اولیه آن.

وی با بیان اینکه افراطیون برای هیچ کس حرمتی قائل نیستند گفت: خوارج نیز درصدر اسلام برای بزرگان دین و صحابه احترامی قائل نبودند وحضرت علی(رض) را شهید کردند.

امام‌ جمعه اهل‌ سنت بندرعباس درمورد حمله اخیر کشورهای عربی به یمن گفت: حمله نظامی به یمن قابل دفاع نیست زیرا کشتارمردم یمن و تشدید درگیری میان طرفین را به همراه خواهد داشت.

وی با بیان اینکه حملات نظامی به یمن باید متوقف شود خاطرنشان کرد: گفتگو میان گروه‌های مختلف این کشور زیر نظر نهادهای بین‌المللی آغاز شود، تا آنها به یک توافق ملی برسند.

 


 

 

 

اخبار رسيده از شهر توکيو پايتخت کشور ژاپن حاکي از آن است که مسجد "کامي" که يکي از قديمي ترين مساجد اين شهر است، درب هايش را به روي غير مسلمانان گشوده تا دين مبين اسلام را به آنان معرفي کند.

گفتني است، اين مسجد قدیمی با برگزاری تورهای رایگان بازدید از این مسجد، به بازدیدکنندگان اطلاعاتی در مورد اسلام حقیقی و آموزه‌های آن می‌دهد.

این برنامه از سوی مسجد "کامي" که بزرگ ترین مسجد ژاپن نیز به شمار مي رود، با هدف زدودن تصورات نادرست در مورد اسلام و مسلمانان پس از جنایات تروریست‌های داعش به ویژه قتل دو گروگان ژاپنی اجرا می‌شود.

در این تور به بازدیدکنندگان اطلاعاتی در مورد آموزه‌های اسلامی و عملکرد مساجد داده می‌شوند و آن ها به تماشای نمازخواندن مسلمانان می‌نشینند.

در تعطیلات آخر هفته تعداد زیادی از غیرمسلمانان به مسجد توکیو می‌آیند تا با مسلمانان و دین آنان بیشتر آشنا شوند. به گفته انجمن مسلمانان ژاپن در توکیو، بیش از 70 مسجد در سراسر ژاپن وجود دارند.

در پی اقدامات تروریستی داعش، به ویژه قتل دو ژاپنی توسط این گروه تروریستی، بدبینی نسبت به اسلام و مسلمانان در میان مردم ژاپن تشدید شده و اجرای برنامه هایی از این دست برای از بین بردن تصورات نادرست درمورد  اسلام ضروری به نظر می رسد.
 
 

 

رهبران مسلمان هنگ‌کنگ در مقابله با افزایش شدید اسلام‌هراسی در این منطقه از چین، اقدام به انتشار نامه‌ای سرگشاده موسوم به نامه صلح کردند که در آن آموزه‌های حقیقی اسلام به مردم معرفی شده است.

این نامه در تلاش برای از بین بردن تصورات نادرست و نسبت‌های دروغین در مورد اسلام و مسلمانان منتشر شده است.

در این نامه که مورد حمایت 21 گروه اسلامی بوده و به زبان‌های انگلیسی و چینی منتشر شده، آمده است: مسلمانان هنگ‌کنگ همواره در کنار غیرمسلمانان بوده‌اند و چیزی جز تداوم همزیستی مسالمت‌آمیز نمی‌خواهند.

نویسندگان نامه تأکید کرده‌اند: ما از مردم می‌خواهیم که در مورد یک دین بزرگ بر اساس رفتارهای یک اقلیت خاص قضاوت نکنند.

این نامه در پی انتشار گزارش‌هایی مبنی بر قصد داعش برای جذب مسلمانان هنگ‌کنگ منتشر شد.

این گزارش‌ها منجر به افزایش احساسات ضداسلامی و حملات علیه مسلمانان به ویژه بانوان مسلمان شده است.

در نامه صلح، رهبران مسلمانان هنگ‌کنگ تلاش کرده‌اند تا چشم‌اندازی در مورد عقاید اسلامی در اختیار جامعه قرار دهند.

عادل مالک، مدرس زبان انگلیسی و یکی از مدیران گروه آموزشی «کشف اسلام» در هنگ‌کنگ می‌گوید: تبعیض در همه جوامع وجود دارد و ما نمی‌توانیم بگوییم که هنگ‌کنگ از آن مستثنی است.

وی با اشاره به گزارش‌های اخیر در مورد داعش و افزایش اسلام‌هراسی در جامعه هنگ‌کنگ گفت: ما احساس می‌کنیم که این مطالب تأثیر منفی بر مردم داشته است.

مالک که در هنگ‌کنگ متولد و بزرگ شده است، می‌گوید: این نامه صلح برای ایجاد پل‌های ارتباطی میان همه اقشار جامعه منتشر شده است.

آمارها نشان می‌دهد که حدود 250 هزار مسلمان در هنگ‌کنگ زندگی می‌کنند.

 

مرکز مطالعات آمریکایی پیو بر اساس جدیدترین پژوهش خود اعلام کرده است که با افزایش روز افزون تعداد مسلمانان در سراسر جهان، تعداد آنان در سال 2050 میلادی با مسیحیان برابر می شود و تا سال 2070 میلادی نیز تعداد مسلمانان از مسیحیان بیشتر خواهد شد.
 
این پژوهش همچنین با استناد به میزان زاد و ولد پیروان ادیان مختلف جهان نشان می دهد که در صورت ادامه روند تغییرات جمعیتی، در سال 2050 میلادی کل جمعیت جهان حدود 9.3 میلیارد نفر خواهد شد که از این میزان، تعداد مسلمانان با 2.8 میلیارد نفر به 30 درصد کل جمعیت جهان خواهد رسید. این درحالی است که مسیحیان با 2.92 میلیارد نفر جمعیت در سال 2050 میلادی، بر میزان 32 درصدی کنونی خود باقی خواهند ماند.
 
از مهم‌ترین عوامل افزایش جمعیت مسلمانان، میزان زاد و ولد است؛ بر اساس مطالعات انجام شده میانگین زاد و ولد مسلمانان 3.1 درصد، میزان زاد و ولد مسیحیان 2.7  درصد، میزان زاد و ولد هندوها 2.4 درصد و میزان زاد و ولد یهودیان 2.3 درصد است.

مرکز تحقیقات پیو (Pew Research Center) یک اندیشکده آمریکایی مستقر در واشنگتن است که درباره مسائل و نگرش‌ های شکل‌ دهندهٔ افکار در کشورهای جهان تولید اطلاعات می کند. این مرکز بودجه‌اش را از خیریه‌های پیو دریافت می‌کند.

 

 

"ماموستا سیداحسن حسینی" در خطبه‌ های نماز جمعه این هفته سنندج اظهار داشت: حفظ وحدت و انسجام در بین امت اسلامی، حفظ و تقویت روحیه جهادی و قناعت در استفاده از نعمت های الهی از جمله اموری است که باید برای حفظ استقلال و تعالی مسلمانان مدنظر باشد.

وی افزود: تلاش همیشگی برای جهاد با نفس، قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر و توجه به وحدت و انسجام امت اسلامی از جمله اموری است که می ‌تواند سعادت و تعالی جامعه اسلامی را رقم بزند.

امام جمعه موقت سنندج خاطر نشان کرد: افراد متمول جامعه باید به کمک نیازمندان بشتابند و در مسیر رشد و شکوفایی جامعه به ایفای نقش بپردازند.

ماموستا حسینی افزود: توجه به مشکلات معیشتی، اشتغال و ازدواج جوانان از جمله اولویت هایی است که باید همواره مدنظر باشد.

امام جمعه موقت سنندج در ادامه خطبه های نماز جمعه این هفته با تبریک ایام ولادت بانو فاطمه(س) اظهار داشت: شیوه خانه ‌داری، همسرداری، تربیت فرزندان و نقش ‌آفرینی حضرت فاطمه(س) در جامعه به عنوان بهترین الگو برای زنان و دختران مسلمان محسوب شده و باید خود را به این ویژگی‌ ها آراسته نمایند.

ماموستا حسینی همچنین در بخشی دیگر از سخنان خود به سالگرد تأسیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و خدمات این نهاد انقلابی در روستاها و مناطق محروم کشور اشاره کرد و سالگرد شهادت سرلشکر صیاد شیرازی را به همه ایرانیان و رهبر انقلاب تسلیت گفت و خاطر نشان کرد: دشمنان اسلام باید بدانند که با ترور و کشتار مسلمانان نمی ‌توانند به اهداف شوم خویش برسند و روزبه روز بر اتحاد مسلمانان افزوده می شود.

 

 

کاردینال "اندریه وانتروا" اسقف اعظم پاریس در مصاحبه با روزنامه فرانسوی لوفیگارو، از اجرای قانون ممنوعیت حجاب در فرانسه انتقاد کرد و اظهار داشت: در قوانین فرانسه بر آزادی اندیشه و بیان تأکید شده  درحالی که ممنوعیت حجاب در دانشگاه ها، با این قوانین در تضاد است.
 
وی افزود: من با هر قانونی که پوشش حجاب را ممنوع کند مخالفت می کنم و عقیده دارم که ما حق نداریم از پوشش حجاب جلوگیری کنیم.
 
کاردینال اندریه همچنین از رسانه های فرانسه به دلیل انتشار تصاویری که دین اسلام را تخریب می کند، انتقاد کرد و هشدار داد که این اقدامات موجب برانگیختن احساسات ضد اسلامی و افزایش افراطی‌گری خواهد شد.
 

 

 

 

نام خطبه

و مـن خـطـبة له ع و من الناس من يسمى هذه الخطبه بالقاصعة و هي تتضمن ذم إبليس لعنه اللّه، عـلى اسـتـكـبـاره و تـركـه السـجـود لادم عـليـه السـلام، و أنـه أول من أظهر العصبية و تبع الحمية، و تحذير الناس من سلوك طريقته.

از خـطـبـه هـاى آن گرامى - بر او درود - خطبه يى است كه قاصعه ناميده ميشود و نكوهش ابليس - نفرين خدا بر او - را در بر دارد، به جهت خود بزرگ بينى وى و وانهادن سجده بر آدم - درود خدا بر او - كه طى آن خطبه، حضرت (ع) مردم را از پيمودن راه ابـليـس بـر حـذر مـى دارد، زيـرا هـمـانـا وى نخستين كسى است كه تعصب نشان داد و از غيرت بيجا پيروى كرد.

شريف رضى


آغاز خطبه

1- الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْكِبْرِيَاءَ وَ اخْتَارَهُمَا لِنَفْسِهِ دُونَ خَلْقِهِ وَ جَعَلَهُمَا حِمًى وَ حَرَماً عَلَى غَيْرِهِ وَ اصْطَفَاهُمَا لِجَلَالِهِ وَ جَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلَى مَنْ نَازَعَهُ فِيهِمَا مِنْ عِبَادِهِ

سپاس ويژه خداست، آنكه عزت و ستردگى را در پوشيده و آن هر دو را براى خويش و نه آفريدگانش برگزيده و قرقگاه و حريمى مخصوص خود قرار داده و آسـتانه جلال و شكوهش ساخته است و بر هر بنده يى كه در اين دو خصلت با وى بستيزد نفرين نهاده است.

 

انسان، موجود برتر

2- ثـُمَّ اخْتَبَرَ بِذَلِكَ مَلَائِكَتَهُ الْمُقَرَّبِينَ لِيَمِيزَ الْمُتَوَاضِعِينَ مِنْهُمْ مِنَ الْمُسْتَكْبِرِينَ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ هُوَ الْعَالِمُ بِمُضْمَرَاتِ الْقُلُوبِ وَ مَحْجُوبَاتِ الْغُيُوبِ إِنِّي خ الِقٌ بَشَراً مـِنْ طـِيـنٍ فـَإِذ ا سـَوَّيـْتـُهُ وَ نـَفـَخـْتُ فـِيـهِ مـِنْ رُوحـِي فـَقـَعـُوا لَهُ س اجـِدِيـنَ فـَسـَجـَدَ الْمَل ائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلّا إِبْلِيسَ

آنـگـاه بـه همين كبرياء، فرشتگان مقرب خويش را آزمود تا فروتنان از مستكبران شناخته شـونـد، پـس خـداى - پـاكـيزه باد نام وى - در حاليكه داناى پنهانى دلها و فروپوشيده غيبتهاست فرمود: من انسانى از خاك مى آفرينم و چون او را موزون و بهنجار ساختم و در او از روح خود دميدم، همه بر او سجده بريد. آنگاه فرشتگان، او را سجده بردند مگر ابليس

 

گاه آزمون

3 - اعـْتـَرَضَتْهُ الْحَمِيَّةُ فَافْتَخَرَ عَلَى آدَمَ بِخَلْقِهِ وَ تَعَصَّبَ عَلَيْهِ لِأَصْلِهِ فَعَدُوُّ اللَّهِ إِمـَامُ الْمـُتـَعـَصِّبـِيـنَ وَ سَلَفُ الْمُسْتَكْبِرِينَ الَّذِي وَضَعَ أَسَاسَ الْعَصَبِيَّةِ وَ نَازَعَ اللَّهَ رِدَاءَ الْجَبْرِيَّةِ وَ ادَّرَعَ لِبَاسَ التَّعَزُّزِ وَ خَلَعَ قِنَاعَ التَّذَلُّلِ

نـخـوت، گـريـبـان او را گـرفـت و بـه خـلقـت خـويـش بـر آدم باليد و به خاطر طينت و اصـل خـود بـر او تعصب ورزيد، پس دشمن خدا - شيطان - پيشواى متعصبان و پيشاهنگ خود بـزرگ بـينان است، همانكه بنياد تعصب را بر نهاد و با خدا در رداى بزرگمنشى، به ستيزه پرداخت و تنپوش تكبر را پوشيده و رويوش فروتنى را از تن به در آورد.

 

عقوبت سخت خود بزرگ بنيان

4 - أَ لَا تـَرَوْنَ كـَيـْفَ صـَغَّرَهُ اللَّهُ بـِتـَكـَبُّرِهِ وَ وَضـَعـَهُ بِتَرَفُّعِهِ فَجَعَلَهُ فِي الدُّنْيَا مَدْحُوراً وَ أَعَدَّ لَهُ فِي الْآخِرَةِ سَعِيراً

آيا نمى بينيد چگونه خداوند او را به خاطر خود بزرگ بينى و برترى جويى، كوچك و فرودست گردانيده و در اين جهان رانده و مطرود ساخت و براى وى در آن جهان زبانه آتش فراهم كرد.

 

ارزش انسان، در انتخاب اوست

5 - وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يـَخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُورٍ يَخْطَفُ الْأَبْصَارَ ضِيَاؤُهُ وَ يَبْهَرُ الْعُقُولَ رُوَاؤُهُ وَ طـِيـبٍ يـَأْخـُذُ الْأَنـْفـَاسَ عـَرْفـُهُ لَفـَعَلَ وَ لَوْ فَعَلَ لَظَلَّتْ لَهُ الْأَعْنَاقُ خَاضِعَةً وَ لَخَفَّتِ الْبَلْوَى فِيهِ عَلَى الْمَلَائِكَةِ

و اگر خدا اراده مى فرمود كه آدم را از نورى بيافريند كه تلالو آن چشمها را خيره سازد و زيباى آن بر خردها چيره گردد، و شميم آن نفسها را معطر گرداند، چنين مى كرد. و اگر چـنـيـن مـى كـرد با فروتنى گردن مى نهادند و نيز اين آزمون براى فرشتگان آسان مى شد.

 

آزمون الهى، مدرسه تربيت

6 - وَ لَكـِنَّ اللَّهَ سـُبـْحـَانـَهُ يـَبـْتـَلِي خـَلْقـَهُ بـِبـَعـْضِ مـَا يـَجـْهـَلُونَ أَصـْلَهُ تـَمـْيِيزاً بِالِاخْتِبَارِ لَهُمْ وَ نَفْياً لِلِاسْتِكْبَارِ عَنْهُمْ وَ إِبْعَاداً لِلْخُيَلَاءِ مِنْهُمْ

اما خداوند - منزه باد نام وى - بندگان خود را با برخى امور كه ريشه آنرا نمى دانند مى آزمـايـد تـا آنان را از هم متمايز سازد و استكبار را از آنان بردارد و خودپسندى را از آنان دور كند.

 

تكبر، آتشى در خرمن اعمال

7 - فـَاعـْتـَبِرُوا بِمَا كَانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإِبْلِيسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِيلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِيدَ وَ كَانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ لَا يُدْرَى أَ مِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَةِ عَنْ كِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ

پس، پند گيريد از آنچه خداوند با اهريمن كرد: كردارهاى دراز دامن و تلاشهاى پيگير او را بـيـهـوده ساخت - در حاليكه او شش هزار سال خداى را پرستيده بود، آن هم دانسته نيست كه از سالهاى دنياست يا آخرت - تنها به خاطر يك لحظه خود بزرگ بينى و تكبر.

 

گناه شيطان، گناه انسان

8 - فـَمـَنْ ذَا بـَعـْدَ إِبـْلِيـسَ يَسْلَمُ عَلَى اللَّهِ بِمِثْلِ مَعْصِيَتِهِ كَلَّا مَا كَانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَكاً

پـس، چه كسى بعد از شيطان - با گناهى همانند گناه او - از عذاب حق سالم تواند ماند؟ هرگز خداوند - منزه است نام وى - بشرى را با وجود انجام گناهى كه فرشته يى را به خاطر آن از بهشت راند، بدان وارد نسازد.

 

قانون براى همه

9 - إِنَّ حُكْمَهُ فِي أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ لَوَاحِدٌ وَ مَا بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ هَوَادَةٌ فِي إِبَاحَةِ حِمًى حَرَّمَهُ عَلَى الْعَالَمِينَ

فـرمان وى در مورد آسمانيان و زمينيان يكسان است و خداى به هيچكس از آفريدگانش ورود به منطقه ممنوعه و حرام را رخصت نداده است.

 

انتقام شيطان از انسان

10 - فـَاحـْذَرُوا عـِبـَادَ اللَّهِ عـَدُوَّ اللَّهِ أَنْ يـُعـْدِيـَكـُمْ بـِدَائِهِ وَ أَنْ يَسْتَفِزَّكُمْ بِنِدَائِهِ وَ أَنْ يـُجـْلِبَ عـَلَيـْكـُمْ بـِخـَيـْلِهِ وَ رَجـِلِهِ فـَلَعَمْرِي لَقَدْ فَوَّقَ لَكُمْ سَهْمَ الْوَعِيدِ وَ أَغْرَقَ إِلَيْكُمْ بـِالنَّزْعِ الشَّدِيـدِ وَ رَمـَاكـُمْ مـِنْ مـَكـَانٍ قـَرِيبٍ فَقَالَ رَبِّ بِم ا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ

پـس اى بندگان خدا! از دشمن خدا بهراسيد كه شمايان را به درد خود مبتلا كند و با اغوا و فـراخـوانـدنـش، شـما را به هلاكت رساند و با سواره نظام و پيادگان خويش بر شما بتازد، سوگند به جانم كه او تير هلاك و شر بر كمان نهاده و چله آن را به نهايت كشيده و از جايگاهى نزديك و دقيق شما را هدف قرار داده است و همو گفته است : پروردگار من ! بـه خـاطـر آنـكـه مرا اغوا كردى،(4) بى گمان كردار ناپسند بندگانت را كه روى زمين هستند در نظرشان مى آرايم و حتما همگان را گمراه خواهم ساخت.

 

 

نخوت پيشگان، ياران و همكاران شيطانند

11 - قـَذْفـاً بـِغـَيـْبٍ بـَعـِيـدٍ وَ رَجـْماً بِظَنٍّ غَيْرِ مُصِيبٍ صَدَّقَهُ بِهِ أَبْنَاءُ الْحَمِيَّةِ وَ إِخْوَانُ الْعـَصـَبـِيَّةِ وَ فـُرْسـَانُ الْكـِبـْرِ وَ الْجَاهِلِيَّةِ حَتَّى إِذَا انْقَادَتْ لَهُ الْجـَامـِحـَةُ مـِنـْكـُمْ وَ اسـْتَحْكَمَتِ الطَّمَاعِيَّةُ مِنْهُ فِيكُمْ فَنَجَمَتِ الْحَالُ مِنَ السِّرِّ الْخَفِيِّ إِلَى الْأَمْرِ الْجَلِيِّ اسْتَفْحَلَ سُلْطَانُهُ عَلَيْكُمْ وَ دَلَفَ بِجُنُودِهِ نَحْوَكُمْ

اين سخن گر چه تير افكندن به نا پيداى دور و سنگ اندازى براساس گمان بى هدف و اشـتـبـاه اسـت، امـا گـروه نخوت پيشگان و دسته متعصبان و سواركاران ميدان خود بينى و نـادانـى آنـرا لبـاس تـحـقـق پـوشـاندند، بطوريكه گردنكشان شما به فرمان شيطان گـردن نـهـاده و طـمع او براى گمراه كردن شما پا گرفته و راز پوشيده به رسوايى آشـكـار رخ نـمـوده و چـيرگى او بر شما عظيم گرديده و آرام آرام با همه سپاه خويش به سوى شما راه افتاده است.

 

دامچاله هاى خوارى در انتظار گناهكاران

12 - فـَأَقـْحَمُوكُمْ وَلَجَاتِ الذُّلِّ وَ أَحَلُّوكُمْ وَرَطَاتِ الْقَتْلِ وَ أَوْطَئُوكُمْ إِثْخَانَ الْجِرَاحَةِ طَعْناً فـِي عـُيـُونِكُمْ وَ حَزّاً فِي حُلُوقِكُمْ وَ دَقّاً لِمَنَاخِرِكُمْ وَ قَصْداً لِمَقَاتِلِكُمْ وَ سَوْقاً بِخَزَائِمِ الْقَهْرِ إِلَى النَّارِ الْمُعَدَّةِ لَكُمْ

پـس لشـگـريـان شـيطان، شما را در دامچاله هاى خوارى و گردابهاى هلاكت در افكندند و پـايـمال زخمهاى جانكاهتان كردند، تا در چشمتان سر نيزه گناه بر كوبند و در گلويتان فـريـاد حـق را بـخـشـكـانـنـد و بـيـنـى تـان را خـرد كـنـنـد و در نـهـايـت قـصـد قـتـل و نـابـودى شـمـا نـمـايـنـد و سـرانـجـام، بـا ذلت قـهـرآمـيـز بـه سـوى دوزخى كه محصول عملكردتان است رانده شويد.

 

بسيج عليه شيطان

13 - فـَأَصـْبـَحَ أَعْظَمَ فِي دِينِكُمْ حَرْجاً وَ أَوْرَى فِي دُنْيَاكُمْ قَدْحاً مِنَ الَّذِينَ أَصْبَحْتُمْ لَهُمْ مُنَاصِبِينَ وَ عَلَيْهِمْ مُتَأَلِّبِينَ فَاجْعَلُوا عَلَيْهِ حَدَّكُمْ وَ لَهُ جِدَّكُمْ

بـديـن تـرتـيب، شيطان در ضربه زدن به دينتان بزرگتر و در انگيزش دنيا پرستى تـان آتـش افـروزتـر از كـسانى شد كه شما عليه آنان قيام كرده و بر ضدشان همراه و هماهنگ گرديده اند. پس همه يارايى و توانائيتان را عليه شيطان بكار گيريد.

 

نخجير گاه شيطان

14 - فـَلَعـَمـْرُ اللَّهِ لَقـَدْ فَخَرَ عَلَى أَصْلِكُمْ وَ وَقَعَ فِي حَسَبِكُمْ وَ دَفَعَ فِي نَسَبِكُمْ وَ أَجْلَبَ بِخَيْلِهِ عَلَيْكُمْ وَ قَصَدَ بِرَجِلِهِ سَبِيلَكُمْ يَقْتَنِصُونَكُمْ بِكُلِّ مَكَانٍ وَ يَضْرِبُونَ مِنْكُمْ كُلَّ بَنَانٍ لَا تَمْتَنِعُونَ بِحِيلَةٍ وَ لَا تَدْفَعُونَ بِعَزِيمَةٍ فِي حَوْمَةِ ذُلٍّ وَ حَلْقَةِ ضِيقٍ وَ عَرْصَةِ مَوْتٍ وَ جَوْلَةِ بَلَاءٍ

بـه خـدا سـوگـنـد، شيطان به اصل شما كه از خاك است و پدرتان آدم (ع) از آن آفريده شـد فخر فروخت و شرافت شما را ناچيز انگاشت و بر تبارتان بر تاخت و سواره نظام خود را بر ضد شما بر انگيخت و با پيادگان، سر راهتان را گرفت، آنك او در هر كوى و بـرزن، شـمـا را بـه نـخـجير مى كشد و تمام توانتان را مى گيرد و قدرت رويارويى شـمـا را در هم مى شكند، تا شمايان نتوانيد با هيچ نيرنگى از دام او بگريزيد و با مشت پـولادين اراده بر فرق او بر كوبيد، چرا كه در چنبر خفت و خوارى و تنگناى تنگ نظرى و در كوران سختى و بلا در افتاده ايد.

 

كينه توزى و عصبيت، موجب تيرگى دلهاست

15 - فَأَطْفِئُوا مَا كَمَنَ فِي قُلُوبِكُمْ مِنْ نِيرَانِ الْعَصَبِيَّةِ وَ أَحْقَادِ الْجَاهِلِيَّةِ فَإِنَّمَا تِلْكَ الْحَمِيَّةُ تَكُونُ فِي الْمُسْلِمِ مِنْ خَطَرَاتِ الشَّيْطَانِ وَ نَخَوَاتِهِ وَ نَزَغَاتِهِ وَ نَفَثَاتِهِ

پـس، بـياييد و آتش عصبيت و كينه هاى جاهلى را كه در دلهاتان نهفته است خاموش كنيد كه بـى تـرديـد، اين ننگ و عار براى مسلمان از خطرهاى شيطان و خودستايى ها و تباهى ها و وسـوسـه هـاى اوسـت. بـر آن شـويـد كـه فـروتـنى را چون افسرى بر سر نهيد و خود پـسـندى را در زير گامهايتان پايمال كنيد و خوار شماريد و قلاده تكبر را و خود برتر بينى را از گردن بر كنيد

 

فروتنى، سپاه مسلح

16 - وَ اعـْتـَمـِدُوا وَضـْعَ التَّذَلُّلِ عـَلَى رُءُوسـِكـُمْ وَ إِلْقـَاءَ التَّعـَزُّزِ تَحْتَ أَقْدَامِكُمْ وَ خَلْعَ التَّكَبُّرِ مِنْ أَعْنَاقِكُمْ وَ اتَّخِذُوا التَّوَاضُعَ مَسْلَحَةً بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ عَدُوِّكُمْ إِبْلِيسَ وَ جُنُودِهِ فَإِنَّ لَهُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ جُنُوداً وَ أَعْوَاناً وَ رَجِلًا وَ فُرْسَاناً

در ستيز با دشمنتان شيطان و لشگريانش فروتنى را، سپاه مسلح خود گيريد. زيرا شيطان از هر گروه، سربازان و ياران و سواره نظام و پيادگانى دارد.

 

متكبر، برتر نيست، خود بزرگ بين است

17 - وَ لَا تـَكـُونُوا كَالْمُتَكَبِّرِ عَلَى ابْنِ أُمِّهِ مِنْ غَيْرِ مَا فَضْلٍ جَعَلَهُ اللَّهُ فِيهِ سِوَى مَا أَلْحـَقـَتِ الْعـَظَمَةُ بِنَفْسِهِ مِنْ عَدَاوَةِ الْحَسَدِ وَ قَدَحَتِ الْحَمِيَّةُ فِي قَلْبِهِ مِنْ نَارِ الْغَضَبِ وَ نـَفـَخَ الشَّيـْطـَانُ فـِي أَنـْفـِهِ مـِنْ رِيحِ الْكِبْرِ الَّذِي أَعْقَبَهُ اللَّهُ بِهِ النَّدَامَةَ وَ أَلْزَمَهُ آثَامَ الْقَاتِلِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ

و چـون قـابـيـل نـباشيد كه بر فرزند مادر خويش سركشى كرد، بى آنكه خدا در وى هيچ بـرتـرى نـهـاده بـاشـد مـگـر هـمـان بـزرگ بـيـنـى نـاشـى از حـسـادت و دشـمـنـى حـاصـل از آن و فـروزش آتـش خـشـم بـر خـاسـتـه از تـعصب در قلب او و دميدن باد نخوت شـيـطانى در بينى اش، آنچنانكه خداوند او را به پشيمانى، كيفر داد و سنگينى گناهان همه قاتلان تاريخ را تا قيامت بر گرده او نهاد.

 

تباهى زمين، محصول ستيز با خدا و مومنان

18 - أَلَا وَ قـَدْ أَمـْعَنْتُمْ فِي الْبَغْيِ وَ أَفْسَدْتُمْ فِي الْأَرْضِ مُصَارَحَةً لِلَّهِ بِالْمُنَاصَبَةِ وَ مُبَارَزَةً لِلْمُؤْمِنِينَ بِالْمُحَارَبَةِ

هـان !بـدانـيـد كـه نـافرمانى و ستمگرى را به نهايت رسانديد و زمين را در اثر دشمنى آشكار با خدا و ستيز با مومنان به تباهى كشانده ايد.

 

تعصب، گذرگاه نفوذ شيطان

19 - فـَاللَّهَ اللَّهَ فـِي كـِبـْرِ الْحـَمـِيَّةِ وَ فَخْرِ الْجَاهِلِيَّةِ فَإِنَّهُ مَلَاقِحُ الشَّنَئَانِ وَ مَنَافِخُ الشَّيـْطـَانِ الَّتـِي خـَدَعَ بـِهَا الْأُمَمَ الْمَاضِيَةَ وَ الْقُرُونَ الْخَالِيَةَ حَتَّى أَعْنَقُوا فِي حَنَادِسِ جـَهـَالَتـِهِ وَ مـَهـَاوِي ضـَلَالَتِهِ ذُلُلًا عَنْ سِيَاقِهِ سُلُساً فِي قِيَادِهِ أَمْراً تَشَابَهَتِ الْقُلُوبُ فِيهِ وَ تَتَابَعَتِ الْقُرُونُ عَلَيْهِ وَ كِبْراً تَضَايَقَتِ الصُّدُورُ بِهِ

پـس، از خـدا بـهراسيد، از خدا بهراسيد در مورد نخوت، تعصب و فخر فروشى جاهلى، زيـرا نـخـوت رويـشـگـاه بـذر دشـمـنـى ها و راه نفوذ شيطان است كه وى با همان، امت هاى گـذشـتـه و پـيـشـيـنيان را فريفت، بگونه يى كه در ظلمات نادانى و دامهاى گمراهى او فرو رفتند، در حالى كه چون مى راندشان رام و چون مى كشيدشان آرام بـودنـد. وه ! كـه اين حميت جاهلى و بلاى كبر و خود بزرگى بينى كه سينه ها راسخت در فـشـار و تـنـگـنـا قـرار داده اسـت، چه ويرانگر و شكننده است و افسوس كه همه دلها به يكسان گرفتار آنند و در همه عصرها و نسلها جارى بوده است.

 

بترسيد از اطاعت گردنكشان فرومايه

20 - أَلَا فـَالْحـَذَرَ الْحـَذَرَ مـِنْ طـَاعـَةِ سـَادَاتـِكُمْ وَ كُبَرَائِكُمْ الَّذِينَ تَكَبَّرُوا عَنْ حَسَبِهِمْ وَ تـَرَفَّعـُوا فـَوْقَ نـَسـَبـِهـِمْ وَ أَلْقَوُا الْهَجِينَةَ عَلَى رَبِّهِمْ وَ جَاحَدُوا اللَّهَ عَلَى مَا صَنَعَ بِهِمْ مـُكـَابـَرَةً لِقـَضـَائِهِ وَ مـُغـَالَبـَةً لِآلَائِهِ فـَإِنَّهـُمْ قـَوَاعـِدُ أَسـَاسِ الْعـَصَبِيَّةِ وَ دَعَائِمُ أَرْكَانِ الْفِتْنَةِ وَ سُيُوفُ اعْتِزَاءِ الْجَاهِلِيَّةِ

هـان !آگـاه بـاشيد و بپرهيزيد، بپرهيزيد از فرمانبرى مهتران و بزرگان متكبر كه به حسب خود نازيدند و بر پلكان تبار خويش فراز آمدند و زشتى ها و پلشتى ها را بـه پـروردگـارشـان نـسـبـت دادنـد و آنچه خداوند بدانان از سر لطف بخشيده بود انكار كردند، انكارى آگاهانه و از سرستيز با قضاء الهى و چيرگى بر نعمتهاى وى،(5) زيـرا ايـنـان پـايـه هاى تعصب و ستونهاى اصلى فتنه و شمشيرهاى آهيخته از پيوندهاى جاهلى هستند.

 

 

ناسپاسى به بخششها

21 - فـَاتَّقـُوا اللَّهَ وَ لَا تَكُونُوا لِنِعَمِهِ عَلَيْكُمْ أَضْدَاداً وَ لَا لِفَضْلِهِ عِنْدَكُمْ حُسَّاداً وَ لَا تـُطـِيـعـُوا الْأَدْعـِيـَاءَ الَّذِيـنَ شـَرِبـْتُمْ بِصَفْوِكُمْ كَدَرَهُمْ وَ خَلَطْتُمْ بِصِحَّتِكُمْ مَرَضَهُمْ وَ أَدْخَلْتُمْ فِي حَقِّكُمْ بَاطِلَهُمْ

پس، از خدا پروا كنيد و در برابر نعمتهايى كه به شما عنايت فرموده ناسپاسى مكنيد و نـسـبـت بـه احـسـان الهـى كـه بـه شـمـا ارزانـى فـرمـوده رشـك نـبـريـد و مـوجـبـات زوال آن را فراهم نسازيد و از نابكاران بى ريشه، فرمانبردارى نكنيد، همانا كه آب پـاك و زلال خـود را وانـهـاده و گـنـداب تيره آنان را نوشيده ايد و بيمارى آنان را با سلامت خويش در هم آميخته ايد و باطل آنها را به حق خود راه داده ايد.

 

گمراهان، مركب شيطانند

22 - وَ هـُمْ أَسـَاسُ الْفـُسـُوقِ وَ أَحـْلَاسُ الْعـُقُوقِ اتَّخَذَهُمْ إِبْلِيسُ مَطَايَا ضَلَالٍ وَ جُنْداً بِهِمْ يـَصـُولُ عـَلَى النَّاسِ وَ تـَرَاجِمَةً يَنْطِقُ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ اسْتِرَاقاً لِعُقُولِكُمْ وَ دُخُولًا فِي عُيُونِكُمْ وَ نَفْثاً فِي أَسْمَاعِكُمْ فَجَعَلَكُمْ مَرْمَى نَبْلِهِ وَ مَوْطِئَ قَدَمِهِ وَ مَأْخَذَ يَدِهِ

و ايـنـان، بـنيادهاى فسق و خروج از اطاعت خداوند و ملازمان و همپيمانان عصيان اند، شيطان بـر آنـان در جـاده گـمـراهـى سـوار گرديده و از ايشان لشگريانى فراهم آورده كه به پـشـتـيـبـانـى آن بـر مـردم مى تازد و از زبان آنان سخن مى گويد، تا بتواند عقلتان را بـدزدد و در چـشـم شـمـا بـنـشـيـنـد و در گـوشتان بدمد و در نتيجه، هدف تيرهاى او قرار گيريد و جاى پا و دستاويز وى گرديد.

 

هان ! (اى دل عبرت گير)

23 - فَاعْتَبِرُوا بِمَا أَصَابَ الْأُمَمَ الْمُسْتَكْبِرِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنْ بَأْسِ اللَّهِ وَ صَوْلَاتِهِ وَ وَقَائِعِهِ وَ مَثُلَاتِهِ

اكـنـون از سـرگـذشـت امـتـهـاى مـسـتكبر پيشين بخود آييد: از سخت گيرى و خشم الهى، از سطوت و هيبت وى، از كيفر و عذاب او.

 

به خدا پناه آريد از نخوت

24 - وَ اتَّعِظُوا بِمَثَاوِي خُدُودِهِمْ وَ مَصَارِعِ جُنُوبِهِمْ وَ اسْتَعِيذُوا بِاللَّهِ مِنْ لَوَاقِحِ الْكِبْرِ كَمَا تَسْتَعِيذُونَهُ مِنْ طَوَارِقِ الدَّهْرِ

از آرامـگـاه صـورتها و پهلوهايشان عبرت گيريد و از آنچه نخوت را بارور كند به خدا پناه مى بريم.

 

پيامبران الهى، پيشاهنگ فروتنان

25 - فـَلَوْ رَخَّصَ اللَّهُ فـِي الْكـِبـْرِ لِأَحـَدٍ مـِنْ عـِبـَادِهِ لَرَخَّصَ فـِيهِ لِخَاصَّةِ أَنْبِيَائِهِ وَ أَوْلِيـَائِهِ وَ لَكـِنَّهُ سـُبـْحـَانـَهُ كـَرَّهَ إِلَيـْهـِمُ التَّكـَابُرَ وَ رَضِيَ لَهُمُ التَّوَاضُعَ فَأَلْصَقُوا بِالْأَرْضِ خُدُودَهُمْ وَ عَفَّرُوا فِي التُّرَابِ وُجُوهَهُمْ وَ خَفَضُوا أَجْنِحَتَهُمْ لِلْمُؤْمِنِينَ

و اگـر تـكـبـر، در آستان ربوبى مجاز بود پيامبران و اولياء ويژه او در اين اجازت مقدم بودند، اما خداوند سبحان نه تكبر را، كه فروتنى را بر آنان پسنديد و دانست كه آنان خـاكـسـار درگـاه الهـى شـده و گـونـه هاى خويش به رسم عبوديت و تواضع، محرم زمين سـاخـتـه، و چـهـره هـاى خود را عاشقانه بر خاك ساييدند و در برابر مومنان به نهايت، فروتنى و مهربانى كردند.

 

پيامبران نيز در بوته آزمايش

26 - وَ كـَانـُوا قـَوْماً مُسْتَضْعَفِينَ قَدِ اخْتَبَرَهُمُ اللَّهُ بِالْمَخْمَصَةِ وَ ابْتَلَاهُمْ بِالْمَجْهَدَةِ وَ امـْتـَحـَنـَهـُمْ بـِالْمَخَاوِفِ وَ مَخَضَهُمْ بِالْمَكَارِهِ فَلَا تَعْتَبِرُوا الرِّضَى وَ السُّخْطَ بِالْمَالِ وَ الْوَلَدِ جـَهـْلًا بـِمـَوَاقـِعِ الْفـِتـْنـَةِ وَ الِاخـْتِبَارِ فِي مَوْضِعِ الْغِنَى وَ الِاقْتِدَارِ فَقَدْ قَالَ سـُبـْحـَانـَهُ وَ تَعَالَى أَ يَحْسَبُونَ أَنَّم ا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ م الٍ وَ بَنِينَ نُس ارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْر اتِ بـَلْ ل ا يـَشـْعـُرُونَ فـَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَخْتَبِرُ عِبَادَهُ الْمُسْتَكْبِرِينَ فِي أَنْفُسِهِمْ بِأَوْلِيَائِهِ الْمُسْتَضْعَفِينَ فِي أَعْيُنِهِمْ

پـيامبران همگى، از مستضعفان بودند كه خداوند آنان را با گرسنگى آزمود و به سختى و سختكوشى مبتلا ساخت و با موقعيتهاى ترسناك امتحان فرمود و با صافى ناكامى ها و رنجها وجود آنان را پالايش داد. پس، از روى نشناختن فلسفه قدرت و ثروت - كه آزمايش انـسـان اسـت - داشـتـن مـال و اولاد را نشانه خوشنودى و يا نداشتن آنها را علامت خشم و قهر الهـى مـشـمـاريـد، زيـرا خـداونـد - كـه مـنزه است ذات وى - فرمود: آيا مردم مى پندارند مـال و فـرزنـدى كـه بـه كـمـكـشـان فـرسـتاده ايم خير سريعى است كه بدانان نـازل كـرده ايـم ؟!نـه چـنـيـن اسـت، بـلكـه آنـان، راز خـلقـت و تدبير الهى را در نيافته انـد پـس خـداونـد سـبحان، بندگان خود برتر بين را به محك دوستانش - كه درديد مستكبران ضعيف انگاشته مى شوند - مى آزمايند و اينك شاهد صادق آن :

 

ساده زيستى پيامبران، رمز قدرت و پيروزى

27 - وَ لَقـَدْ دَخـَلَ مـُوسـَى بـْنُ عـِمـْرَانَ وَ مـَعـَهُ أَخـُوهُ هـَارُونُ ع عَلَى فِرْعَوْنَ وَ عَلَيْهِمَا مَدَارِعُ الصُّوفِ وَ بـِأَيـْدِيـهـِمـَا الْعـِصـِيُّ فـَشـَرَطَا لَهُ إِنْ أَسْلَمَ بَقَاءَ مُلْكِهِ وَ دَوَامَ عِزِّهِ فَقَالَ أَ لَا تَعْجَبُونَ مِنْ هَذَيْنِ يَشْرِطَانِ لِي دَوَامَ الْعِزِّ وَ بَقَاءَ الْمُلْكِ وَ هُمَا بِمَا تَرَوْنَ مِنْ حَالِ الْفَقْرِ وَ الذُّلِّ فـَهـَلَّا أُلْقـِيَ عـَلَيْهِمَا أَسَاوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ إِعْظَاماً لِلذَّهَبِ وَ جَمْعِهِ وَ احْتِقَاراً لِلصُّوفِ وَ لُبْسِهِ

مـوسـى پـسر عمران با برادرش هارون - درود خدا بر هر دو باد - بر فرعون در آمدند و بـا جـامـه هـاى پـشـمـيـنه و بى اعتنا به شوكت سلطنت و چوب دستى به نشانه مبارزه با اسـتـكـبـار در دسـت ؛ پـس بـا وى حـجـت تـمـام كـردند كه اگر تسليم حق گردد، حكومت وى بـرقرار و عزتش مستدام بماند، ولى فرعون به اطرافيانش گفت :آيا از اين دو شگفت نمى آييد كه دوام سرورى و سلطنت مرا در دست خويش مى بينند و بر من شرط مى گذارند، در حـاليكه درويشى و بينوايى را در سر و وضع آنان مى بينيد، پس دسبندهاى طلايشان كجاست ؟ آرى، فرعون طلا را مى شناخت و گرد آوردن آنرا بزرگ مى داشت و لباس پشمينه و پشمينه پوشى را ناچيز مى انگاشت.

 

آزمايش شدگان سر افراز

28 - وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ سـُبـْحـَانـَهُ لِأَنْبِيَائِهِ حَيْثُ بَعَثَهُمْ أَنْ يَفْتَحَ لَهُمْ كُنُوزَ الذِّهْبَانِ وَ مـَعـَادِنَ الْعـِقـْيـَانِ وَ مـَغـَارِسَ الْجـِنـَانِ وَ أَنْ يـَحـْشُرَ مَعَهُمْ طُيُورَ السَّمَاءِ وَ وُحُوشَ الْأَرَضِينَ لَفـَعـَلَ وَ لَوْ فـَعـَلَ لَسـَقـَطَ الْبـَلَاءُ وَ بـَطـَلَ الْجـَزَاءُ وَ اضـْمـَحـَلَّتِ الْأَنْبَاءُ وَ لَمَا وَجَبَ لِلْقـَابـِلِيـنَ أُجـُورُ الْمـُبـْتـَلَيـْنَ وَ لَا اسـْتـَحـَقَّ الْمـُؤْمِنُونَ ثَوَابَ الْمُحْسِنِينَ وَ لَا لَزِمَتِ الْأَسْمَاءُ مَعَانِيَهَا

و اگـر خـداى پاك به هنگام بعثت پيامبران اراده مى فرمود، كه گنجينه هاى طلا و كانهاى زر ناب و باغهاى پر درخت به رويشان بگشايد و پرندگان آسمان و جانوران زمين دست آموز آنان باشند، چنين مى كرد. اما ديگر آزمايش انسان از دست مى شد و دفتر جزا بسته مى گـرديد و پيامهاى آسمان از ميان مى رفت و آنها كه به فرمان الهى مخلصانه گردن مى نهادند، پاداش ‍ آزمايش شدگان رو سپيد را در يافت نمى كردند و نام ها با معانى تطبيق نمى كرد و ايمان و كفر، اطاعت و معصيت، تنها در حوزه الفاظ معاير بود.

 

پيامبران در ديد دنياپرستان

29 - وَ لَكـِنَّ اللَّهَ سـُبـْحـَانـَهُ جـَعـَلَ رُسـُلَهُ أُولِي قُوَّةٍ فِي عَزَائِمِهِمْ وَ ضَعَفَةً فِيمَا تَرَى الْأَعْيُنُ مِنْ حَالَاتِهِمْ مَعَ قَنَاعَةٍ تَمْلَأُ الْقُلُوبَ وَ الْعُيُونَ غِنًى وَ خَصَاصَةٍ تَمْلَأُ الْأَبْصَارَ وَ الْأَسْمَاعَ أَذًى

امـا خـداى سـبحان، پيامبرانش را خداوندان اراده سترگ قرار داد، با قناعتى به وسعت بى نـيـازى چشم و دلها، و با تنگدستى و رنجى چشمگير و گوش ‍ آزار، ولى دنيا پرستان، سـادگـى و تـواضـع آنـان را ضـعف انگاشتند. در حاليكه پارسائى و رو گردانيشان از ثـروت دنيا، چشمها و دلها را بى نيازى مى بخشيد ديدن و شنيدن تنگدستيشان، رنج آور بود.

 

 

عظمت پيامبران، شوكت ظاهرى نبود

30 - وَ لَوْ كـَانـَتِ الْأَنـْبـِيـَاءُ أَهـْلَ قـُوَّةٍ لَا تـُرَامُ وَ عـِزَّةٍ لَا تُضَامُ وَ مُلْكٍ تُمَدُّ نَحْوَهُ أَعْنَاقُ الرِّجَالِ وَ تُشَدُّ إِلَيْهِ عُقَدُ الرِّحَالِ لَكَانَ ذَلِكَ أَهْوَنَ عَلَى الْخَلْقِ فِي الِاعْتِبَارِ وَ أَبْعَدَ لَهُمْ فـِي الِاسـْتـِكـْبـَارِ وَ لَآمـَنـُوا عـَنْ رَهـْبَةٍ قَاهِرَةٍ لَهُمْ أَوْ رَغْبَةٍ مَائِلَةٍ بِهِمْ فَكَانَتِ النِّيَّاتُ مُشْتَرَكَةً وَ الْحَسَنَاتُ مُقْتَسَمَةً

و اگـر پـيـامـبـران بـر اريـكـه قدرتى تكيه مى زدند كه دسترس هيچ آزارى نبودند و از هيمنه سلطه يى برخوردار بودند كه دست ستم از آنان كوتاه بود و پادشاهى و شوكتى مى داشتند كه گردنها به سويشان كشيده مى شد و همه از اكناف جهان به آستانشان روى مـى آوردنـد. مردم، آسانتر به اطاعتشان گردن مى نهادند و ديرتر به گردنكشى و خود بـرتـر بـيـنـى تـن در مى دادند، ولى ايمانشان يا از ترس حكومت بود و يا اميد پاداش و عـطـوفت، اما ديگر، نيت ها خالص نبود و شرك در آن ها راه مى يافت و نيكيها با دو انگيزه بيم و اميد شكل ميگرفت.

 

اطاعت از پيامبران، تسليم در برابر خداست

31 - وَ لَكـِنَّ اللَّهَ سـُبـْحـَانـَهُ أَرَادَ أَنْ يـَكـُونَ الِاتِّبـَاعُ لِرُسـُلِهِ وَ التَّصـْدِيقُ بِكُتُبِهِ وَ الْخـُشـُوعُ لِوَجـْهِهِ وَ الِاسْتِكَانَةُ لِأَمْرِهِ وَ الِاسْتِسْلَامُ لِطَاعَتِهِ أُمُوراً لَهُ خَاصَّةً لَا تَشُوبُهَا مِنْ غَيْرِهَا شَائِبَةٌ وَ كُلَّمَا كَانَتِ الْبَلْوَى وَ الِاخْتِبَارُ أَعْظَمَ كَانَتِ الْمَثُوبَةُ وَ الْجَزَاءُ أَجْزَلَ

امـا، خـداى پـاك و مـنـزه چنين اراده فرمود كه پيروى از پيامبران و باور داشت كتاب آنان و فروتنى در برابر آفريدگار و گردن نهادن به فرمان وى و تسليم بودن در اطاعت و بـنـدگى او، همه ويژه آستانش باشد و در حريم كوى الهى نامحرمى وارد نگردد. بديهى اسـت هـر چـه ابـتـلاء و امـتـحـان سترگ تر باشد، پاداش و كيفر بهتر و بيشتر خواهد بود.

 

حج و كعبه، آزمون بزرگ الهى

32 - أَ لَا تـَرَوْنَ أَنَّ اللَّهَ سـُبـْحـَانـَهُ اخـْتـَبـَرَ الْأَوَّلِينَ مِنْ لَدُنْ آدَمَ ص إِلَى الْآخِرِينَ مِنْ هَذَا الْعـَالَمِ بـِأَحْجَارٍ لَا تَضُرُّ وَ لَا تَنْفَعُ وَ لَا تُبْصِرُ وَ لَا تَسْمَعُ فَجَعَلَهَا بَيْتَهُ الْحَرَامَ الَّذِي جَعَلَهُ لِلنَّاسِ قِيَاماً

آيا در نمى نگريد كه خداوند - منزه باد نام وى - انسانها را از آغاز خلقت آدم (ع) تا انجام ايـن جـهان، با سنگهايى كه سود و زيانى ندارند و بينوا و شنوا نيستند آزموده است و آن سـنـگـهـا را خـانـه مـحـتـرم خـويـش قـرار داده اسـت تـا مـردم در پـرتـو آن و جـامـعـه بـيـن الملل اسلامى را بسازند.

 

كعبه : بنيادى ترين بنيادها

33 - ثـُمَّ وَضـَعـَهُ بـِأَوْعَرِ بِقَاعِ الْأَرْضِ حَجَراً وَ أَقَلِّ نَتَائِقِ الدُّنْيَا مَدَراً وَ أَضْيَقِ بُطُونِ الْأَوْدِيَةِ قُطْراً بَيْنَ جِبَالٍ خَشِنَةٍ وَ رِمَالٍ دَمِثَةٍ وَ عُيُونٍ وَشِلَةٍ وَ قُرًى مُنْقَطِعَةٍ لَا يَزْكُو بِهَا خُفٌّ وَ لَا حَافِرٌ وَ لَا ظِلْفٌ

و خـداونـد، خـانـه خـود را بر سنگلاخ ترين بقعه خاكدان زمين نهاد، رملستانى با كمترين اسـتـعـداد رويـش در دنـيا و خالى از هر گياه، در تنگترين دره فرومانده لابلاى كوهساران نـاهـمـوار و بـر ريـگـهاى نرم و كنار چشمه هاى بيرمق و روستاهاى پراكنده، كه نه شتر آنجا پروار تواند شد و نه اسب و نه گوسفند.

 

حج : مجتمع معنوى - تجارى مسلمانان

34 - ثـُمَّ أَمـَرَ آدَمَ ع وَ وَلَدَهُ أَنْ يـَثـْنُوا أَعْطَافَهُمْ نَحْوَهُ فَصَارَ مَثَابَةً لِمُنْتَجَعِ أَسْفَارِهِمْ وَ غـَايـَةً لِمـُلْقـَى رِحـَالِهِمْ تَهْوِي إِلَيْهِ ثِمَارُ الْأَفْئِدَةِ مِنْ مَفَاوِزِ قِفَارٍ سَحِيقَةٍ وَ مَهَاوِي فِجَاجٍ عـَمـِيـقـَةٍ وَ جـَزَائِرِ بِحَارٍ مُنْقَطِعَةٍ حَتَّى يَهُزُّوا مَنَاكِبَهُمْ ذُلُلًا يُهَلِّلُونَ لِلَّهِ حَوْلَهُ وَ يَرْمُلُونَ عَلَى أَقْدَامِهِمْ شُعْثاً غُبْراً لَهُ قَدْ نَبَذُوا السَّرَابِيلَ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَ شَوَّهُوا بِإِعْفَاءِ الشُّعُورِ مـَحـَاسـِنَ خـَلْقـِهـِمُ ابـْتِلَاءً عَظِيماً وَ امْتِحَاناً شَدِيداً وَ اخْتِبَاراً مُبِيناً وَ تَمْحِيصاً بَلِيغاً جَعَلَهُ اللَّهُ سَبَباً لِرَحْمَتِهِ وَ وُصْلَةً إِلَى جَنَّتِهِ

آنـگـاه، خـداونـد به آدم (عليه السلام ) و فرزندانش فرمان داد كه به سوى آن خـانـه روى آورنـد، تـا آنجا مركز داد و ستد و بورس بازرگانى از كاروان هاى آنان گردد. سويداى دلها به سوى آن حرم، از عشق او پر مى زند و از صحراى سوزان و برهوت سوخته و از كوره راههاى كوهها و دره هاى ژرف، از درياها و جزيره هاى دور افتاده و فـرامـوش شـده، هـمه دلدادگان عاشق سر از پا نشناخته سرازير حرم گرديده تا به سـعـى و طـواف كـعـبـه مقدس و خانه مطهر الهى پرداخته و رسوم كبر و در غرور زيـر پـا نـهـاده، مـجـنون وار و هروله كنان به سوى يار دويده و گرداگرد وى پروانه وش پر زده و سوخته و همه وجودشان فرياد توحيد بر آورده و زبانش ترجمان روحـشـان گـرديـده. سـيـنـه چاك و غبار آلوده، پابرهنه و ژوليده، پيراهن ها را به دور افـكـنده و جامه احرام در پوشيده اند و چنان شيداى معبود شده اند كه چهره زيباى خويش را در انـبوه موهاى پريشان، ناخوشايند ساخته اند تا مس ‍ وجودشان در كوره بزرگ ابتلاء و سـخـتـى هـا دگـرگـون شـده و از كـدورات و نـاخـالصـى هـا صـيـقـل يـافـته و براى سينه يار طلاى ناب گرديده و به نهايت پاكى و خلوص رسيده انـد. خـداونـد زيارت خانه خويش را كه زيارت و لمس همه پاكى ها و زيبايى هاست وسيله رحمت و راه رسيدن به بهشت مينو قرار داده است.

 

هركه در اين بزم مقرب تر است...

35 - وَ لَوْ أَرَادَ سـُبـْحـَانَهُ أَنْ يَضَعَ بَيْتَهُ الْحَرَامَ وَ مَشَاعِرَهُ الْعِظَامَ بَيْنَ جَنَّاتٍ وَ أَنْهَارٍ وَ سَهْلٍ وَ قَرَارٍ جَمَّ الْأَشْجَارِ دَانِيَ الثِّمَارِ مُلْتَفَّ الْبُنَى مُتَّصِلَ الْقُرَى بَيْنَ بُرَّةٍ سَمْرَاءَ وَ رَوْضـَةٍ خـَضـْرَاءَ وَ أَرْيـَافٍ مـُحـْدِقَةٍ وَ عِرَاصٍ مُغْدِقَةٍ وَ رِيَاضٍ نَاضِرَةٍ وَ طُرُقٍ عَامِرَةٍ لَكَانَ قَدْ صَغُرَ قَدْرُ الْجَزَاءِ عَلَى حَسَبِ ضَعْفِ الْبَلَاءِ

و اگـر خـداى پـاك اراده مـى فـرمـود، خانه محترم خود و عبادتگاههاى سترگ آن را لابلاى باغستانها و جويباران و بر دشت و ماهروى هموار با درختانى انبوه و ميوه هايى در دسترس كـنـار سـاخـتـمـانـهـايـى تـو در تو و آبادى هاى به هم پيوسته و گند مزارهاى طلايى و بوستان سرسبز و خرم با مرغزارى بر گرد آن و در منطقه يى پر باران و هميشه بهار و كـشـت هـاى تـازه و شـاداب و بزرگراههاى مجهز و آباد، قرار مى داد. اما آسانى آزمون و كمبود سختى ها ارزش پاداش را اندك و ناچيز مى گرداند.

 

ايمان در پايگاه معرفت و يقين

36 - وَ لَوْ كـَانَ الْإِسـَاسُ الْمـَحـْمـُولُ عَلَيْهَا وَ الْأَحْجَارُ الْمَرْفُوعُ بِهَا بَيْنَ زُمُرُّدَةٍ خَضْرَاءَ وَ يَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ وَ نُورٍ وَ ضِيَاءٍ لَخَفَّفَ ذَلِكَ مُصَارَعَةَ الشَّكِّ فِي الصُّدُورِ وَ لَوَضَعَ مُجَاهَدَةَ إِبـْلِيـسَ عـَنِ الْقـُلُوبِ وَ لَنـَفـَى مـُعـْتَلَجَ الرَّيْبِ مِنَ النَّاسِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ يَخْتَبِرُ عِبَادَهُ بـِأَنـْوَاعِ الشَّدَائِدِ وَ يـَتـَعـَبَّدُهـُمْ بـِأَنـْوَاعِ الْمَجَاهِدِ وَ يَبْتَلِيهِمْ بِضُرُوبِ الْمَكَارِهِ إِخْرَاجاً لِلتَّكـَبُّرِ مـِنْ قـُلُوبـِهِمْ وَ إِسْكَاناً لِلتَّذَلُّلِ فِي نُفُوسِهِمْ وَ لِيَجْعَلَ ذَلِكَ أَبْوَاباً فُتُحاً إِلَى فَضْلِهِ وَ أَسْبَاباً ذُلُلًا لِعَفْوِهِ

و اگـر سـنـگـپايه هاى كعبه كه خانه بر آنها استوار است و سنگ ديواره هاى آن، از زمرد سـبـز گـون و يـاقـوت سـرخ فـام، و در هـاله يـى از نـور و فـروغ بـود، جـدال شـك را در سـيـنـه ها كم مى كرد و كوشش ابليس را از دلها مى زدود و امواج ترديد و گمان در بين مردم فروكش مى كرد، اما خداوند، بندگانش را به آزمونهاى گوناگون مى آزمـايـد و بـه كوششهاى رنگارنگ در مسير تعبد و بندگى خالص قرار مى دهد و بـه انـواع سـخـتـى هـا مـبـتـلايـشـان مـى سـازد تـا خـانـه دل را از لوث خـود خـواهى و تكبر فروشويد و فروتنى را در عمق جانشان بر نشاند تا درهاى فضل و رحمت به سويشان گشوده شود و به سهولت وسيله بخشايش فراهم گردد

 

نخوت، دام بزرگ شيطان

37 - فـَاللَّهَ اللَّهَ فـِي عـَاجـِلِ الْبـَغـْيِ وَ آجـِلِ وَخـَامـَةِ الظُّلْمِ وَ سُوءِ عَاقِبَةِ الْكِبْرِ فَإِنَّهَا مَصْيَدَةُ إِبْلِيسَ الْعُظْمَى وَ مَكِيدَتُهُ الْكُبْرَى الَّتِي تُسَاوِرُ قُلُوبَ الرِّجَالِ مُسَاوَرَةَ السُّمُومِ الْقَاتِلَةِ فَمَا تُكْدِي أَبَداً وَ لَا تُشْوِي أَحَداً لَا عَالِماً لِعِلْمِهِ وَ لَا مُقِلًّا فِي طِمْرِهِ

پس از خدا بترسيد، از خدا بترسيد، از كيفر سركشى در اين جهان و سرانجام وخيم ستم در آن سـرا و بـد فرجامى نخوت، زيرا اين كبر و نخوت دام بزرگ شيطان و نيرنگ سترگ اوسـت كـه چـونان زهر كشنده بر دلها مى جهد، پس، شيطان هرگز به ناتوانى نـرود و از كـار بـاز نايستد و دقيقا هدف را نشانه مى گيرد و از هيچكس هم در نمى گذرد، نه از علم دانشمند پروا دارد و نه از جامه ژنده مستمند.

 

یکشنبه, 23 فروردين 1394 09:57

اشتیاق حج و دیدار کعبه

«... حَجَّ بَیْتِهِ الحَرَامِ ، ... یَرِدُونَهُ وُرُودَ الاْءَنْعَامِ».(خطبه 1)
«خانه محترم خداوند... که مردم چونان تشنگان به سوی آن روی می‏آورند.»


حضرت شیفتگان حرم الهی و مشتاقان خانه خدا را به تشنگانی توصیف کرده‏ اند که بی‏ تکلّف به سوی آب هجوم می‏ آورند.

 

احادیث