emamian
رهبر انقلاب: شناخت دقیق ضعفهای فرهنگی از الزامات اساسی مهندسی فرهنگی کشور است
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (سهشنبه) در دیدار اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی، هدایت فرهنگی کشور را، شأن و نقش اصلی این شورا خواندند و با اشاره به ضرورت بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی کشور گفتند: شورایعالی انقلاب فرهنگی باید با رصد و شناخت دقیق ضعفها و گزارههای غلط فرهنگی در عرصههای مختلف، راهحلهای عالمانهای برای رواج گزارههای صحیح و پیشبَرنده، ارائه کند.
رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای سخنان خود نکتهای را در مورد شورایعالی انقلاب فرهنگی بیان کردند و با اشاره به حضور افراد برجسته و نخبه و صاحبنظر در این شورا گفتند: با وجود غنا و تراز بالای افراد حاضر در این شورا، اما هویت جمعی شورایعالی به تناسب اعضای آن، بروز لازم را ندارد و لازم است تأثیرگذاری شورا در مسائل فرهنگی کشور تقویت شود، البته اعضاء شورا اشتغالات دیگری نیز دارند و این توقع وجود ندارد که اعضا از کارهای اصلی خود باز بمانند اما انتظار این است که برای امور مربوط به شورا وقت مناسب و کافی گذاشته شود.
ایشان با طرح این سؤال که شأن و وظیفه شورایعالی انقلاب فرهنگی چیست، گفتند: مهمترین نقش و وظیفه این شورا، هدایت فرهنگی کشور و جامعه است.
حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه شیوه هدایت فرهنگی دستگاههای رسمی با هدایت فرهنگی تشکلهای مردمی متفاوت است، گفتند: شورایعالی انقلاب فرهنگی میتواند با هدایت صحیح هزاران تشکل مردمی که در کارهای فرهنگی متنوع و گستردهای فعالیت دارند، زمینهساز شکلگیری حرکت عمومی در مقولههای مهمی همچون گسترش فرهنگ قناعت و عدم اسراف شود.
ایشان ایجاد چنین حرکتهای عمومی برای فرهنگسازی و یا اصلاح فرهنگهای غلط را بخشی از مهندسی فرهنگی دانستند و در مورد هدایت دستگاههای فرهنگی دولتی، افزودند: در مورد دستگاههایی همچون فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، سازمان تبلیغات و صداوسیما، هدایت فرهنگی، فقط با ابلاغ سندهای تحول امکانپذیر نمیشود بلکه باید این سندها محقق و اجرایی شوند و ضمانت اجرای آنها هم حضور رؤسای سه قوه در شورایعالی انقلاب فرهنگی است.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به سخنان سال گذشته خود در دیدار با هیأت دولت مبنی بر لزوم بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی کشور گفتند: منظور از ساختار، ساختار فرهنگی جامعه و ذهنیت و فرهنگ حاکم بر آن و در یک کلام نرمافزاری است که افراد جامعه بر اساس آن در زندگی فردی و جمعی خود عمل میکنند.
حضرت آیتالله خامنهای افزودند: اینکه ساختار باید بازسازی انقلابی شود به این علت است که انقلاب اسلامی بواسطه رهبری امام(ره) و حرکت مردم، معجزهگر بود و با روحیه تهاجمی خود بنیانهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و گزارههای غلط حاکم بر اذهان مردم را تغییر داد.
رهبر انقلاب اسلامی، با اشاره به فرهنگ «ما نمی توانیم» به عنوان یکی از گزارههای غلط حاکم بر جامعهی قبل از انقلاب اسلامی گفتند: انقلاب با سازندگی و حرکتهای خلاقانه این ذهنیت را به تدریج تغییر داد که نتیجه آن انجام کارهای بزرگی همچون ساخت سدها، نیروگاهها، بزرگراهها، تجهیزات صنایع نفت و گاز و بسیاری از زیرساختها بهدست متخصصان جوان داخلی بود.
رهبر انقلاب اسلامی فرهنگ «شیفتگی به غرب» و حتی استفاده از لغات فرنگی را یکی دیگر از گزارههای فرهنگی غلط حاکم بر جامعه دانستند که انقلاب اسلامی موجب تغییر این گزاره نادرست و تبدیل آن به فرهنگ «اعتراض به غرب» شد.
حضرت آیتالله خامنهای، تغییر فرهنگ «خودپسندی و شهرت» به فرهنگ «ایثار و از خودگذشتگی» را نمونه تأثیرگذاری فرهنگی انقلاب اسلامی بر زندگی شخصی افراد برشمردند و خاطرنشان کردند: با وجود تغییر بسیاری از بنیانهای غلط اما عوامل مختلف به مرور زمان موجب تضعیف روحیه تهاجمی انقلاب میشود که باید این موضوع مورد مراقبت و رصد جدی قرار گیرد تا دوباره آن بنیانهای غلط سر بر نیاورند.
ایشان افزودند: میتوان به کمک پایههای فکری انقلاب و جوانان فعال، آن فرهنگ و روحیه انقلابی را بار دیگر تجدید کرد و یک حرکت عظیم فرهنگی بوجود آورد.
حضرت آیتالله خامنهای این موضوع را یکی از کارهای اساسی شورایعالی انقلاب فرهنگی دانستند و گفتند: شورا باید برای تحقق این موضوع، فکر و کار و برنامهریزی کند.
حضرت آیتالله خامنهای رصد دائم تغییراتِ معمولاً پنهان فرهنگی و علاج به موقع آنها را از ملزومات بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی کشور برشمردند و افزودند: اگر در فهم مستمر این تغییرات و ممانعت از اثرگذاری منفی آنها دچار ضعف و عقبماندگی شویم حتماً جامعه دچار خسارت خواهد شد که آشفتگی فرهنگی یا افتادن زمام امور فرهنگی کشور به دست دیگران مهمترینِ این خسارات است.
ایشان مهندسی صحیح فرهنگی را کاری بنیانی برای اصلاح ساختار فرهنگی خواندند و گفتند: هوشیاری دائم، شناخت دقیق ضعفهای فرهنگی در عرصههایی نظیر اجتماع، سیاست، خانواده، سبک زندگی و دیگر عرصه ها و تلاش برای دستیابی به راهحلهای عالمانه برای رفع نقاط ضعف و ترویج گزاره های صحیح فرهنگی، از الزامات اساسی مهندسی فرهنگی کشور است.
رهبر انقلاب، مهندسی فرهنگی را موجب روشن شدن تکالیف دستگاههای مختلف از جمله آموزش و پرورش، صداوسیما، آموزش عالی، مراکز مرتبط با جوانان و همچنین تشکلهای مردمی دانستند و افزودند: اگر اینگونه دستگاهها دچار غفلت از وظایف مهم خود شوند، جامعه ضرر فراوانی خواهد کرد.
ایشان احیای گزاره ضرورت پیشرفت علمی را نیازی مبرم خواندند و با اشاره به نتایج درخشانِ رواج گزاره عبور از مرزهای دانش در دو دهه قبل افزودند: جهش علمی و جهش فناوری از جمله آثار پُر برکت آن حرکت بزرگ بود که باید استمرار یابد.
حضرت آیتالله خامنهای افزودند: دانشگاهها، مراکز علمی و تحقیقاتی و دستگاههای مرتبط، پیشرفت و جهش علمی را سرلوحه جدی کار قرار دهند تا کشورمان از قافله علم عقب نیفتد.
در ابتدای این دیدار، رئیسجمهور در سخنانی مأموریت اصلی شورایعالی انقلاب فرهنگی را ساماندهی عرصههای علم و فرهنگ دانست و با اشاره به نهایی شدن سند تحول این شورا، از اقدامات انجام شده در دوره جدید از جمله پیگیری بازسازی انقلابی ساختار فرهنگی گزارشی بیان کرد.
حضرت زهرا(س)، اولین بانوی جهاد تبیین در اسلام
حضرت فاطمه سلاماللهعلیها نزديکترين فرد به رسولالله صلیالهعلیهوآله و آگاهترين زن نسبت به ديدگاه اسلام و نظرات پيامبر پيرامون آينده بودند و میدانستند صلاح و پیشرفت اسلام در گرو امر امامت است. حضرت همچنین بصیرترین بانو نسبت به اوضاع و شرايط دینی و سياسی جامعه بود. از این رو بعد از این که در جريان سقيفه تعداد اندكی از خواص بر موضع حق پايدار ماندند، ایشان نتوانست در قبال جريان بهوجود آمده، در مدت اندک بعد از رحلت پيامبر صلیالهعلیهوآله سكوت كند و روشنگریهای مختلفی را انجام دادند. از این رو فاطمه زهرا سلاماللهعلیها اولین بانوی جهاد تبیین میباشند و در این نوشته به چند مورد از اقدامات و روشنگریهای حضرت اشاره میکنیم.

1. تبيين و پرداختن به عمق ماجرای سقيفه:
اولین اقدام دختر گرامی پیامبر اسلام ترسيم و نمایش چهره واقعی سقيفه و بيان عمق ماجرايی بود كه همزمان با شهادت پیامبر اسلام درون جامعه مسلمان رخ نمود. حضرت در اين باره خطاب به اهل سقیفه و مردم فرمود: «شيطان از كمينگاه خود سر برآورد و شما را به سوی خود دعوت كرد و چه زود و بدون تامل دعوتش را پذيرا شديد و در دام فريبش خزيديد. برای اقدام خود بهانه آورديد كه از فتنه میترسيديم، در حالی كه در فتنه فرو افتاديد».[1]
ایشان در این بیان خود به خوبی به مردم میفهماند که سقیفه یک انحراف و افتادن در دامی است که شیطان برای آنها گسترده بود.
2. معرفي اميرمومنین علیهالسلام و بيان ويژگیهای رهبری و امامت آن حضرت:
یگانه دختر پيامبر علیهماالسلام در روشنگریهای سیاسی خود به مبارزات و جانفشانیهای حضرت امير علیهالسلام در دوران پيامبر اشاره میكردند و نتايج و پیامدهای ثمربخشی كه بر پذيرش رهبری آن بزرگوار از سوی مردم مترتب بود را به آنها گوشزد کرده و میفرمودند: «سوگند به خدا اگر پا به ميدان مینهادید و علی را بر كاری كه رسول خدا بر عهده او نهاده بود میگذاشتید، او به آرامی و آسانی ايشان را راه میبرد و شتر خلافت را سالم به مقصد میرسانيد بدون آنكه سوار بر آن رنجی ببيند و آنان را به آبخورگاهی میبرد كه دارای آب فراوان و زلال بود؛ به گونهای كه از دو طرفش سرريز میكرد و هرگز رنگ كدورت نمیپذيرفت و ايشان را سيراب از اين آبشخور بيرون میبرد(کنایه از این که اسلام در مسیر خود حرکت میکرد و دچار انحراف و سختی نمیشد)».[2]
3. سرزنش عناصر آگاه و بیتفاوت جامعه:
حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها در برابر عناصر آگاه جامعه، از انصار و مهاجرین که نسبت به مسائل جاری سكوت اختيار كرده بودند را مورد نكوهش قرار دادند و فرمودند: «ای گروه مومنان، چرا در احقاق حق من سستی میكنيد؟ چرا چشم فرو بسته پذيرای ستمی هستيد كه بر من روا داشته شده است؟ مگر رسول خدا نفرمود: حرمت مرد در فرزندانش حفظ میشود؟ چه زود رنگ باختيد و چه شتابان اسير هوی و هوس گشته و عليه ما بسيج شديد».[3]
4. ياری خواهی از انصار:
تلاش حضرت فاطمه برای استيفای حق خلافت و جلوگيری از انحراف امت به بيانات و خطابه روشنگر محدود نمیشد، بلكه حضرت همسرش؛ امیرالمومنین علیهالسلام را در جريان ياریخواهی او از انصار بر گرفتن حقوق خويش همراهی میكرد.
ابن ابی الحدید شارح نهج البلاغه از علمای اهل سنت مینويسد: «علی علیهالسلام، فاطمه دختر رسول خدا را بر چهارپا سوار میكرد و شبانه به مجالس و محافل انصار میبرد و از ايشان ياری میطلبيد. آنان در پاسخ میگفتند: ای دختر رسول خدا كار بيعت ما با اين مرد تمام شده است. چنانچه همسر و پسر عمويت پيش از ابوبكر از ما بيعت میخواست بهطور قطع از او روی نمیگردانديم. علی علیهالسلام میفرمود: شگفتا انتظار داشتيد جنازه رسول خدا را بدون كفن و دفن ميان خانه بگذارم و برای به دست گرفتن حكومتی كه از او برجای مانده به نزاع و كشمكش بپردازم؟».[4]
در نتیجه حضرت فاطمه سلاماللهعلیها اولین بانوی جهاد تبیین بودند که تمام توان خود را در مسیر اسلام و امامت گذاشتند تا مردم از انحراف ایجاد شده نجات یابند و اسلام به مسیر اصلی خود یعنی امامت امیرالمومنین علیهالسلام برگردد.
پینوشت:
[1]. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، موسسه الوفاء، ج29، ص225.
[2]. الطبرسي، أبومنصور، احتجاج، نشر مرتضی، ج1، ص108.
[3]. همان، ص103.
[4]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، ج6، ص13.
دشمن همتش را بر فروپاشی نظام خانواده متمرکز ساخته است
حجتالاسلاموالمسلمین ناصر رفیعی، در محفل معارفی حرم مطهر بانوی کرامت با بیان این که در اسلام هیچ بنایی محبوبتر از بنیان خانواده نیست، اظهار داشت: قرآن کریم در آیه ۲۱ سوره روم میفرمایند؛ «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً» از نشانههای الهی است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در کنار او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود.
وی در ادامه با تأکید بر این که امروز دشمن تمام همتش را بر فروپاشی نظام خانواده متمرکز ساخته است، اظهار داشت: تمدن مادیگرای غربی، خانواده غربی را کاملاً در معرض خطر قرار داده است و اکنون به دنبال اجرای همین رویکرد در سرزمینهای اسلامی است.
سخنران حرم مطهر بانوی کرامت ضمن ارائه تقسیمبندی از نظام خانواده، به انواع خانوادههای پیوسته، گسسته و گسیخته اشاره کرد و اذعان داشت: تشکیل خانواده موفق از مهمترین اهداف اسلام است و قرآن کریم نیز در بیان مصادیقی از خانواده موفق از خانواده حضرت زکریا سخن به میان آورده؛ خیراندیشی، پیگیری فعالیتهای خیرخواهانه و کمک به همنوعان از جمله شاخصههای این خانواده است.
وی خانواده حضرت ابراهیم و همسرش هاجر و فرزندش اسماعیل (علیهمالسلام) را از دیگر نمونههای قرآنی خانواده موفق توصیف کرد و اذعان داشت: خانواده مولی الموحدین علی (علیهالسلام) و حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) گل سرسبد خانواده قرآنی است که در آیات سوره انسان اشاره شده است.
حجتالاسلاموالمسلمین رفیعی در ادامه ضمن انتقاد از گسترش طلاق در جامعه با تأکید بر این که بسیاری از آسیبهای اجتماعی حاکم بر جامعه معلول خانوادههای طلاق و از هم فروپاشیده است، تصریح کرد: بخش کثیری از اغتشاشگران حوادث اخیر کشور و حس خشونت شکلگرفته در میان آنها، معلول ناهنجاریهایی از جمله مشکل خانوادگی و ضعف معنویت است.
سخنران حرم مطهر بانوی کرامت در ادامه اشاره به ویژگیهای خانواده موفق، با تأکید بر این که جامعه با خانواده شکل میگیرد، اظهار داشت: غرب با هجمه رسانهای و تولید آثار سینمایی و سریال به دنبال تخریب کانون گرم خانواده است و بهصراحت توصیه به خیانت و روابط نادرست میکند.
وی اصل اخلاق و معنویت را بنیان خانواده ایمانی و مهمترین عامل شکلگیری خانواده موفق و استواری آن توصیف کرد و یادآور شد: اخلاق و دین باید نخستین ملاک گزینش همسر و تشکیل خانواده باشد؛ ثروت نقش چندانی در تحکیم بنیان خانواده ندارد و نسبت آمار طلاق در خانوادههای ثروتمند، بیشتر از خانوادههای فقیر است.
حجتالاسلاموالمسلمین رفیعی بر جایگاه مهم اصل محبت در استواری خانواده اشاره کرد و ابراز داشت: بیتوجهی همسر و بیتوجهی پدر و مادر از عوامل مهم انحراف اعضای خانواده است؛ اظهار محبت و ابراز احساسات زیبا، مقوم پایههای خانواده و بهترین هدیه همسران نسبت به یکدیگر است.
وی بر اهمیت کسب رضایت در تحکیم بنیان خانواده اشاره و آن را یکی از اصول مهم خانواده موفق توصیف کرد و ابراز داشت: پیامبر اعظم (صلیالله علیه و آله) میفرمایند؛ «الْمُؤْمِنُ یَأْکُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ وَ الْمُنَافِقُ یَأْکُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ» انسان باایمان به میل و رغبت خانوادهاش غذا میخورد، ولی منافق، میل و رغبت خود را به خانوادهاش تحمیل میکند. کسب رضایت، هنرمندی زن و مرد در استخراج اوامر رضایت یکدیگر است.
سخنران حرم مطهر بانوی کرامت اصل کلیدی تغافل را از پایههای تحکیم و موفقیت خانواده برشمرد و با بیان این که تغافل، دانسته نادیدهگرفتن خطاهای دیگران است، خاطرنشان ساخت: تغافل و عبور از سخنان و رفتارهای ناپسند و نادیدهگرفتن آنها توسط زن و شوهر اصل کلیدی در تحکیم بخشی بنیان خانواده است.
حجتالاسلاموالمسلمین رفیعی در پایان تجلی حس تقدیر نسبت به همسر، فرزند و پدر و مادر را از اصول خانواده موفق توصیف کرد و تصریح کرد: مبتنی بر سیره زندگی اهلبیت علیهمالسلام، فقدان سه عنصر دروغ، خیانت و مخالفت آثار مهمی بر ادامه زندگی موفق دارد.
تظاهرات مردم مراکش در اعتراض به عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی
شهر رباط پایتخت مراکش روز گذشته (یکشنبه) شاهد برگزاری تظاهرات در انتقاد به افزایش قیمتها و محدود کردن آزادی بیان بود.
نکته قابل توجه در این تظاهرات برافراشته شدن پرچم فلسطین علیرغم امضای توافقنامه آبراهام از سوی دولت مراکش با رژیم صهیونیستی است.
روزنامه فرامنطقهای القدس العربی در این باره نوشت: از زمان آغاز عادیسازی مراکش در دسامبر 2020، حمایت ار آرمان فلسطین در این کشور کاهش یافت به ویژه با ظهور جریان رسانهای ـ سیاسی هم پیمان با اسرائیل و ایجاد کمپینهای زیادی که به حمایت اسرائیل برای مراکشی دانستن منطقه الصحراء اشاره داشت. این در حالی است که اسرائیل حاکمیت مراکش بر منطقه الصحراء را به رسمیت نشناخت.
در ادامه این گزارش آمده است: آرمان فلسطین بار دیگر و به آرامی به فعالیتهای فرهنگی، سیاسی و حقوقی مراکشیها بازگشته است. چنانکه بازیکنان تیم فوتبال مراکش در بازیهای جام جهانی قطر، پرچم فلسطین را برافراشتند.
در همین راستا حضور پرچم فلسطین در تظاهرات دیروز مراکش که در اعتراض به افزایش قیمتها برگزار شد، بسیار جلب نظر میکرد به ویژه این که این اقدام با سردادن شعارهای مخالف عادیسازی همراه شد.
محاسبه نفس" کنم؟ + ۵ نکته مهم
محاسبه نفس
یَا ابْنَ جُنْدَب حَقٌّ عَلی کُلِّ مُسْلِم یَعْرِفُنا اَنْ یَعْرِضَ عَمَلَهُ فی کُلِّ یَوم و لَیْلَة عَلی نَفْسِهِ فَیَکُونُ مُحاسِبَ نَفْسِهِ فَاِنْ رَأی حَسَنَةً اسْتَزادَ مِنْها و اِنْ رَأی سَیِّئَةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ یُخْزی یَوْمَ القیامةِ.
در بخش اول از تبیین وصایای امام صادق(علیه السلام) به عبدالله بن جندب، درباره موضوعاتی چون: گرایش فطری انسان در تقرّب به خدا، پیروی از اهل بیت(علیهم السلام) به عنوان عرفان حقیقی، بزرگ ترین خطر تهدید کننده سالک الی الله در دامهای گسترده شیطان و برخی از ویژگیهای دوستان اهل بیت(علیهم السلام) (عظمت آخرت در نظر آنان، نورانی بودن دلهای ایشان، اجتناب از دنیاگرایی و انس با خدا) سخن به میان آمد. اکنون ادامه مطلب را پی میگیریم.
قرآن و سنّت، کیمیای گم شده انسان
به برکت پیروی از اهل بیت(علیهم السلام) ، همه ما تا حدی راه سعادت را از شقاوت تشخیص میدهیم. برخی معارفی که در نظر ما کوچک و کم ارزش به حساب میآید، برای کسانی که از این معارف بی بهرهاند مانند گوهر گران بهایی است که باید مدتها زحمت بکشند تا به آن دست بیابند.
به برکت اهل بیت(علیهم السلام) ، این گوهرها به راحتی به دست ما رسیده است. متأسفانه به همین دلیل، گاهی در زندگی به آنها چندان اهمیت نمیدهیم و آنها را خوب به کار نمیگیریم؛ تصور میکنیم برای رسیدن به سعادت، باید به دنبال چیزی گشت که نه در کتابی باشد و نه کسی درباره آن بحثی کرده باشد، در حالی که چنین نیست و این تصور اشتباه است.
آنچه برای سعادت ما اهمیت داشته، در کتاب و سنّت آمده و مسایلی که در این زمینه مهم تر بوده بیش تر بر آن تأکید گردیده و واضح تر بیان شده است؛ زیرا خدا خود میخواهد که بندگان را به قرب خویش برساند. بنابراین نباید آنها را کم اهمیت تلقی کنیم و به دنبال دستورها و مسایلی عجیب و غریب باشیم.
محاسبه نفس
یکی از موضوعاتی که در روایات بسیار تأکید گردیده و علمای اخلاق درباره آن بسیار بحث کرده اند، مسأله «محاسبه نفس» است. در این روایت نیز بر این مسأله تأکید شده که هر کس باید از خود حساب بکشد و دست کم، در هر شبانه روز، یک بار خود را محاسبه کند.
بهترین موقع برای این کار شبها است که پیش از خواب، دست کم، چند دقیقه در رفتارمان تأمل کنیم و ببینیم آیا کارهایی که انجام داده ایم درست بوده است یا نه. اگر خطایی انجام داده ایم، به آن معترف باشیم و در صدد جبران آن برآییم.
امام صادق(علیه السلام) در این روایت به ابن جندب میفرمایند: یا ابنَ جندب، حَقٌّ علی کُلِّ مُسْلِم یَعْرِفُنا أنْ یَعرِضَ عَمَلَهُ فی کلِّ یوم و لَیْلَة علی نَفْسِهِ فَیَکُونُ محاسِبَ نَفْسِهِ، فَاِنْ رَأی حَسَنةً إِسْتَزادَ مِنْها و إنْ رَأی سَیِّئَةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ یُخُزی یَومَ القیمةِ؛ ای پسر جندب، بر هر مسلمانی که ما را میشناسد، لازم است که در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه بدارد و از نفس خود حساب بکشد؛ اگر کار خوبی در آنها یافت، بر آن بیفزاید و اگر کار زشتی یافت، طلب بخشایش نماید تا در قیامت دچار رسوایی نگردد.
عامل وادار سازنده انسان به محاسبه
امام صادق(علیه السلام) در این روایت، بر این نکته تأکید دارند که هر مسلمانی که ما را میشناسد و خود را به ما منتسب میکند و میخواهد برنامه زندگیش را از ما بگیرد، باید کارهای خود را وارسی کند.
از جمله ویژگیهایی که خدای متعال به روح انسان عطا کرده این است که میتواند بر اعمال خود نظارت و مراقبت داشته باشد. این یکی از مسایلی است که بسیاری از فیلسوفان جهان در آن متحیر مانده اند. هر کس معمولاً میتواند به دیگران و کارها و رفتارهای آنان نظر داشته باشد، اما این که بتواند به خودش هم نظر داشته باشد از ویژگیهای مهم روح آدمی است.
کسانی که درباره معرفت نفس مطالعاتی دارند، به خوبی به این واقعیت پی بردهاند که انسان موجودی است که میتواند خود را تشویق کند، تنبیه نماید، توبیخ کند و... . این که این چه خصوصیتی است نیاز به بحثی مفصل دارد، اما گذشته از آن، یکی از الطاف خداوند است که به انسان مرحمت کرده است. بنابراین مورد تأکید است که انسان در هر شبانه روز، دست کم، یک بار اعمال خود را بررسی کند؛ ببیند آیا کار خوبی انجام داده است یا نه.
طبق این روایت، انسان باید حساب رس اعمال خود باشد، اگر کار خوبی در اعمالش مشاهده کرد، توجه داشته باشد که لطفی از جانب خدا است، از او توفیق بخواهد که آن کار را بیش تر انجام دهد.
در روایات دیگری آمده است که در چنین حالتی، ابتدا خدا را شکر گزارد، سپس از او بخواهد که توفیق عنایت کند تا فردا کارهای بهتر و بیش تری انجام دهد. اگر هم لغزشی در اعمال خود مشاهده کرد، تدارک کند و پیش از همه، توبه نماید. البته گاهی توبه لوازمی دارد؛ مثلاً، اگر عملی از او فوت شده، قضا نماید یا اگر حقی از کسی ضایع ساخته، ادا کند و یا چنان چه کار زشت دیگری انجام داده، آن را جبران نماید تا کارهای بد در روح او رسوخ نکند و در نهایت، در قیامت نیز رسوا نشود.
امام صادق(علیه السلام) در کلمات خود، ضمن اشاره به محاسبه، این نکته را هم متذکر میشوند که: لِئَلاّ یُخْزی یَوْمَ القیمةِ؛ تا در قیامت، رسوا نگردد. این هشدار ایجاب میکند تا ما کاملا مراقب باشیم و کاری نکنیم که در قیامت رسوا شویم؛ چرا که در آن روز، دیگر راهی برای جبران وجود نخواهد داشت و به حسرت مبتلا خواهیم شد.
از نظر روحی، چنین هشدارهایی مهم و مؤثر است؛ زیرا تا وقتی انسان سود یا ضرر کاری را درک نکند نسبت به انجام یا ترک آن رغبتی نشان نمیدهد.
عاملی که انسان را وادار به انجام کاری میکند، نفع و مصلحتی است که از کار عاید او میشود. نیز آنچه او را از انجام آن باز میدارد، ترس از گرفتاری است. اگر بخواهیم برنامه صحیحی اجرا کنیم، باید فواید آن را در نظرمان مجسّم نماییم تا انگیزهای برای انجام آن داشته باشیم و آن را بهتر انجام دهیم.
عدم توجه به این مسایل و در نتیجه، کار بدون انگیزه، موجب میشود انسان تنبل بار بیاید و مسایل را جدی نگیرد. بنابراین برای جلوگیری از پشیمانی ـ که از هر عذابی دردناک تر است ـ انسان باید از همین حالا به حساب خود رسیدگی کند.
یکی از نامهای قیامت، «یوم الحسرة» است. این نشانه اهمیت عذاب روحی ناشی از مسأله پشیمانی است. یکی دیگر از نامهای آن «یوم الحساب» است.
اگر انسان توجه نداشته باشد که روزی به کارهایش رسیدگی میشود و از او حساب میکشند، احساس مسؤولیت نمیکند و به فکر نمیافتد که به کارهایش سرو سامانی بدهد، کاری را ترک کند یا به کاری همت گمارد؛ اما اگر بداند که مسأله جدی است، به جزئیات کارهایش هم رسیدگی میکند.
در قرآن نیز به این حقیقت اشاره شده است که عذاب قیامت به دلیل فراموشی روز حساب است؛ همان فراموشی که موجب میشود انسان مرتکب کارهایی شود که در نهایت، عذاب ابدی را به دنبال داشته باشد: إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ. (۴) این عذاب برای کسانی است که روز حساب را از یاد برده اند، هر چند ممکن است به آن اعتقاد نیز داشته باشند، اما اعتقاد کم رنگ است، زنده نیست و در اعمالشان تأثیر نمیگذارد.
قرآن کریم داستان دو برادر را نقل میکند که یکی از آنها بی بند و بار بود و در اموالش حساب و کتابی نداشت. برادر دیگر هر قدر به او سفارش میکرد که مراقب اعمال و کردار خود باشد، میگفت: ما أَظُنُّ السّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلی رَبِّی لاََجِدَنَّ خَیْراً مِنْها مُنْقَلَباً (۵) تصور نمیکنم قیامتی برپا شود و اگر به فرض هم خدا و قیامتی باشد و من به سوی خدای خود باز گردم، در آن جهان نیز منزلی بهتر از این دنیا خواهم یافت. مقصود قرآن از نقل این داستان این است که بگوید، چنین اعتقادی به معاد فایدهای ندارد؛ زیرا رکن اساسی اعتقاد به معاد، اعتقاد به حساب است. آنچه مهم است این اعتقاد است که در آن جهان زنده میشویم تا نتیجه اعمالمان را ببینیم، وگرنه صرف اعتقاد به زنده شدن کارآیی ندارد. لازمه چنین اعتقادی توجه به عاقبت کار در همین دنیا است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) درروایتی میفرمایند: حَاسِبُوا اَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحاسَبوا؛(۶) پیش از آن که به حساب شما برسند، خود را مورد محاسبه قرار دهید.
اگر چنین باوری در انسان وجود داشته باشد که روزی به همه اعمالش رسیدگی میگردد و مطابق آنها دقیقاً پاداش یا کیفر داده میشود، به فکر محاسبه نفس خود میافتد و از خود حساب میکشد.
مراحل محاسبه
مسأله محاسبه نفس به قدری مهم است که برخی از علما در خصوص این موضوع کتابهایی نوشته اند. در این باره آیات و روایات بسیاری داریم و بحثهای فراوانی پیرامون آن انجام گرفته است. در کتابهای اخلاقی، دستورالعملهایی به افراد داده شده تا بتوانند بهتر به این مهم بپردازند.
برای محاسبه نفس سه یا چهار مرحله شمرده شده است:
اول مشارطه است؛ یعنی از اول صبح انسان با خودش شرط کند که آن روز وظایفش را به خوبی انجام دهد و از گناهان نیز بپرهیزد.
دوم مراقبه است؛ یعنی در طول روز مراقب خود و اعمالش باشد تا از آنچه با خود عهد کرده تخطّی نکند.
سوم محاسبه است، که در آخر شب، به حساب کارهای خود برسد؛ بررسی کند که چه مقدار به وظایف خویش عمل کرده و چه مقدار کوتاهی داشته است.
مرحله چهارم که برخی از علمای اخلاق آن را ذکر کردهاند معاتبه است؛ یعنی اگر انسان در محاسبه متوجه لغزشها و اشتباهاتی در رفتارش شد، به جبران آنها خود را تنبیه کند؛ مثلاً خود را ملزم کند که روز بعد را روزه بگیرد یا مبلغی انفاق کند یا قدری قرآن تلاوت نماید یا کار خیر دیگری انجام دهد تا جبران مافات شود.
در مسأله محاسبه آنچه بیش از همه اهمیت دارد نفس حساب کشیدن از خویش است، تا اگر کار خوبی انجام داده بودیم، خدا را شکر کنیم و توفیق ادامه آن را بخواهیم و اگر قصور ورزیده بودیم، به فکر تدارک آن بیفتیم.
نکاتی در باب محاسبه
درباره محاسبه نفس، نکات مهم دیگری نیز وجود دارد که در این جا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
الف) اجتناب از گناه
انسان باید درباره گناه، بیشتر بیندیشد که اصلا گناه یعنی چه؟ اعتقاد ما این است که خداوند ما را آفریده و ضمن معرفی راه خوب و بد به ما، انتخاب هریک از آنها را در اختیار خود ما قرار داده است.
هم چنین معتقدیم عالم دیگری غیر از این دنیا نیز وجود دارد که در آن به کارهایمان و انتخابهایی که در این دنیا کرده ایم رسیدگی میشود و کیفر و پاداش میبینیم.
مقتضای چنین اعتقادی این است که از سرمایه عمری که در اختیار داریم به بهترین شکل استفاده کنیم. ما به این دنیا پا گذاشته ایم تا امتحان شویم، طی مراحلی خودسازی کنیم و به کمال برسیم تا در زندگی ابدی از نتایج آن بهره مند گردیم. بنابراین باید توجه داشته باشیم که زندگانی این دنیا موقتی و در مقایسه با آخرت، نظیر زندگی جنینی نسبت به زندگی دنیوی است.
همانگونه که جنین فقط چند ماهی را در شکم مادر میگذراند، آن هم برای این که آماده زندگی این جهانی شود، ما هم در این برهه کوتاه زندگی دنیایی، برای زندگی ابدی آماده میشویم، با این تفاوت که رشد جنینی قهری بود، ولی رشد این جهانی اختیاری است.
علاوه بر آن، زندگی جنینی با زندگی دنیوی از حیث مدت قابل مقایسه است، ولی جهان آخرت به دلیل ابدی بودنش، به هیچ وجه، با زندگی محدود این جهانی قابل مقایسه نیست.
به هر صورت، آن گونه که دین معرفی میکند، این دنیا محل ابتلا و خودسازی است. باید خود را برای عالم دیگر مهیّا کنیم.
اگر با این نگرش نگاه کنیم، میبینیم در مقابل سرمایهای که از کف میدهیم، چیزی به دست میآوریم که برای زندگی ابدیمان بسیار سودمند است و باید خدا را شکر کنیم؛ إنْ رَأی حَسَنَةً اسْتَزادَ مِنْها. اما اگر نگرشی غیر از این داشته باشیم یا دچار غفلت شویم، در مقابل صَرف سرمایه گران مایه، بدبختی اخروی برای خویش مهیّا ساخته ایم. پس باید به فکر جبران آن برآییم؛ إنْ رأی سَیِّئَةً استَغْفَرَ منها لِئَلاّ یُخْزی یَوْمَ القیمةِ.
چقدر فرق است بین این که کسی معاملهای بکند، و مشکلش فقط این باشد که از آن سودی نبرد، اما در هر صورت سرمایه اش بر جای باقی بماند، و این که کسی در معامله سود که نمیبرد، ضرر هم میکند و اصل سرمایه را از کف میدهد.
گناه کردن از همین سنخ معامله دوم است؛ یعنی از دست دادن سرمایه و خریدن زیان؛ از کف دادن عمر و سعادت اخروی و دچار عذاب ابدی گردیدن.
ب) توجه به کمّیت گناهان انجام شده
نکته دوم در مورد محاسبه نفس این است که وقتی فهمیدیم گناه بسیار زشت است، باید ببینیم چقدر گناه کرده ایم و در صدد جبران آن برآییم.
انسان باید به گناهان خود نزد خداوند اعتراف داشته باشد، نه آن که آنها را انکار کند یا به فراموشی بسپارد. البته انسان نمیتواند مشخص کند که دقیقاً هر روز از اول صبح تا شب، چند گناه کرده است (مثلاً چند غیبت کرده، چند دروغ گفته، چند تهمت زده و...) اما به هرحال باید دقت کنیم، ببینیم چقدر وقت ما صرف گناه شده است.
این مسأله مهمی است که بتوانیم به کمّیت گناهانمان بیندیشیم. این چنین است که محاسبه در تکامل انسان اثر میگذارد و موجب میگردد هر روز زندگی او نسبت به گذشته بهتر شود.
ج) توجه به کیفیت گناهان انجام شده
نکته سوم توجه به کیفیت گناهان است. بعضی از گناهان به قدر هفتاد سال ارتکاب نوع دیگری از گناه عظمت و اهمیت دارند، با آن که ممکن است انجام آنها یک لحظه بیش تر طول نکشد.
توجه به صغیره یا کبیره بودن گناه مهم است؛ مثلاً، درباره غیبت و اهمیت آن روایات متعددی وارد شده که قبح بسیار آن را میرساند.
در این باره، به این نکته مهم نیز باید توجه داشت که درست است برخی از گناهان صغیرهاند و اهمیتشان از کبایر کم تر است، اما باید دانست که کوچک شمردن گناهان صغیره، خود گناه کبیره به حساب میآید و این از جمله دامهای شیطان است که انسان را به غفلت میافکند.
د) انجام همه واجبات
نکته چهارم آن که، باید مراقب باشیم همه واجباتمان را به جا آوریم. شاید ابتدا تصورمان این باشد که ما نماز، روزه و وظایفی مانند آن را ترک نمیکنیم، پس کدام واجب را ترک کرده ایم؟ این همان دام شیطان است؛ زیرا بسیاری از تکالیف موردغفلت ما است. حتی آنان که به طور دایم، با فقه، آیات قرآن و سخنان اهل بیت(علیهم السلام) سر و کار دارند نیز از بسیاری واجبات غفلت میکنند.
نیکی به والدین، صله رحم، قضای حاجت مؤمنی که اظهار حاجت کرده و بسیاری دیگر، همه از جمله واجبات است که ممکن است گاهی تا سال ها، ما به فکر انجام بسیاری از آنها نباشیم. اگر واجبات اجتماعی وسیاسی را هم به آنها اضافه کنیم، میبینیم تعدادشان بسیار بیش ترمیشود.
امروز به برکت انقلاب، مردم ما به مسایل سیاسی و اجتماعی خود تا حد بسیاری توجه پیدا کرده اند، ولی زمانی بود که از بسیاری از این وظایف غفلت داشتند؛ اگر چه هنوز هم عدهای هستند که از این وظایف غافلند و آنها را جزو تکالیف خود به شمار نمیآورند. امر به معروف، نهی از منکر، ارشاد جاهل، مبارزه با ظلم، مبارزه با انحرافات عقیدتی، فکری و دینی و... از اهم واجبات است که کوتاهی در آنها گناه کبیره به حساب میآید.
وقتی میتوانیم به خوبی به همه این وظایف عمل کنیم که از قبل، برای فردایمان برنامه ریزی کرده، جدولی از تکالیف فراهم آورده باشیم تا بتوانیم بهتر به آنها عمل کنیم.
هـ) توجه به شروط صحت اعمال
نکته پنجم این است که گاهی ما دل خوش میکنیم که تکالیفمان را انجام داده ایم، غافل از آن که کارمان از ارزش واقعی بی بهره است و در حین یا پس از انجام عمل، آن را فاسد کرده ایم؛ مثلاً، وظیفه ما این است که نماز بخوانیم. خوشحال هم هستیم از این که نماز میخوانیم، درجماعت هم شرکت میکنیم تا ثواب بیش تری ببریم؛ اما توجه نمیکنیم که آیا نمازمان درست و مورد قبول خداوند هست یانه؛ آیا ریایی مرتکب نمیشویم؟ آیا شرایط حسن عمل را رعایت میکنیم؟ پس از انجام کار، با عجب و غرور، نتیجه آن را از بین نمیبریم؟ یا اگر مثلاً انفاق میکنیم آیا با منّت گذاردن، اجر کارمان را تباه نمیسازیم؟... بنابراین باید به شرایط صحت و قبولی اعمال نیز توجه کنیم.
پی نوشت ها:
(۴) - ص (۳۸)، ۲۶.
(۵) - کهف (۱۸)، ۳۶.
(۶) - بحارالانوار، ج ۷۰، باب ۴۵، روایت ۲۶.
توصیه های خانوادگی آیه اول سوره نساء
آغاز سوره ی خانواده، با سفارش به تقوا شروع شده است، یعنی بنیان خانواده، بر تقواست و مراعات آن بر همه لازم است.
استاد محسن قرائتی در تفسیر نور به ارائه «نکات ناب» و «پیام های زیبای آیات قرآن کریم» پرداخته که در این نوشتار، آیه ۱ سوره مبارکه نساء را در قالب مجموعه «قطره ای از دریا» ارائه می گردد.
- آیه
یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثیراً وَ نِساءً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقیباً
- ترجمه
ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، آن کس که شما را از یک نفس آفرید و همسرش را نیز از (جنس) او آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیاری را (در روی زمین) پراکنده ساخت و از خدایی که (با سوگند) به او از یکدیگر درخواست می کنید، پروا کنید. و (نسبت) به ارحام نیز تقوا پیشه کنید (و قطع رحم نکنید) که خداوند همواره مراقب شماست.
- نکته ها
امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: صلهی رحم کنید، گرچه با سلام دادن باشد، خداوند فرمود: «و اتّقوا اللّه... و الارحام...»[۱]
- پیام ها
۱- آغاز سورهی خانواده، با سفارش به تقوا شروع شده است، یعنی بنیان خانواده، بر تقواست و مراعات آن بر همه لازم است. «یا ایّها الناس اتّقوا»
۲- خلقت و تربیت انسان، هر دو به دست خداست، پس پروا و اطاعت هم باید از او باشد. «اتّقوا ربکم الّذی خلقکم»
۳- همه ی انسان ها از یک نوعند، پس هر نوع تبعیض نژادی، زبانی، اقلیمی و... ممنوع است. «خلقکم من نفس واحدة»
۴- زن و مرد در آفرینش وحدت دارند و هیچکدام از نظر جنسیّت بر دیگری برتری ندارند. «خلق منها زوجها»
۵ - همه ی انسان ها در طول تاریخ، از یک پدر ومادرند. «بثّ منهما رجالاً...»
روایات درباره ی ازدواج فرزندان آدم دو نوع است، آنچه با قرآن هماهنگ است، روایاتی است که می گوید فرزندان آدم با یکدیگر ازدواج کردند.[۲]
۶- در مسائل تربیتی، تکرار یک اصل است. «اتّقوا ربّکم... اتّقوا اللّه»
۷- رعایت حقوق خانواده و خویشاوندان، لازمه ی تقواست. «اتّقوا اللّه... والارحام» امام باقرعلیه السلام فرمود: قرابت دلبستگان پیامبر صلی الله علیه وآله را باید با موّدت مراعات کرد.[۳]
- توضیحات
سیمای سوره نساء
این سوره یکصد و هفتاد و شش آیه دارد و در مدینه نازل شده است. محتوای آن، دعوت به ایمان و عدالت، عبرت از اُمّت های پیشین، قطع رابطه ی دوستانه با دشمنان خدا، حمایت از یتیمان، احکام ازدواج و ارث، لزوم اطاعت از رهبر الهی، هجرت، جهاد در راه خدا و... است و از آنجا که سی و پنج آیه ی اوّل این سوره، پیرامون مسائل خانوادگی است، به سوره ی نساء (زنان) نام گذاری شده است.
پی نوشت ها:
۱) کافی، ج ۲، ص ۱۵۰.
۲) تفسیر المیزان.
۳) بحار، ج ۲۳، ص ۲۵۷.
سه توصیه از حضرت امیر (علیه السلام)
امام علی علیه السلام:
ضَعْ فَخرَکَ واحطُطْ کِبرَکَ واذکُرْ قَبرَکَ
فخرفروشی را کنار بگذار و تکبر را فرو نِه و به یاد قبرت باش.
نهج البلاغه، حکمت ۳۹۸
ثمره مهم دانش اندوزی
امام علی (علیه السلام):
اِکتَسِبوا العِلمَ یُکسِبْکُمُ الحَیاةَ.
دانش به دست آورید تا به شما زندگی بخشد.
غررالحکم، ح ۲۴۸۶
رژیم موقت|۱۱- رسوایی صهیونیستها در نبرد شمشیر قدس و چالش بزرگ اسرائیل مقابل حزبالله
کتاب «رژیم موقت مفهوم و پژوهشهای تخصصی» که توسط مرکز مطالعات و پژوهشهای الاتحاد تألیف و منتشر شده، در مباحثی تخصصی به بررسی پدیده فروپاشی رژیم موقت صهیونیستی پرداخته است. این کتاب در فصل اول مفهوم رژیم موقت و اذعان شخصیتهای مختلف بینالمللی و صهیونیستی را به این موضوع مورد اشاره قرار داده و در فصلهای بعدی به بررسی ساختارهای امنیتی و تشکیلاتی سرویسهای جاسوسی و نظامی رژیم صهیونیستی پرداخته و در ادامه بحرانهای فراروی اسرائیل را که منجر به این فروپاشی میشود برشمرده است.
بخش دوازدهم
نقشه استراتژیک منطقه و پیامدهای آن برای رژیم صهیونیستی
چالشهای امنیت داخلی رژیم صهیونیستی در دوره اخیر بهشکل قابلتوجهی افزایش یافته و همزمان با آن دشمنان این رژیم به تقویت قدرت خود پرداختهاند و همین مسئله اسرائیلیها را مجبور کرده است از ترس هزینه گزافی که باید بپردازند و بهدلیل چالشهای فزاینده داخلی از ورود به درگیری نظامی اجتناب کنند، این در حالی است که تهدیدات استراتژیک علیه امنیت رژیم صهیونیستی در برابر قدرتهای بزرگ منطقه افزایش یافته است.
هرچند سال گذشته نیروهای سرویس امنیتی رژیم صهیونیستی توانستند اسرای جنبش جهاد اسلامی را که از زندان امنیتی جلبوع فرار کرده بود دوباره بازداشت کنند اما فرار این اسرا آرامش امنیتی صهیونیستها را از بین برده اوضاع را در معرض انفجار قرار داد.
کرانه باختری
در کرانه باختری، رژیم صهیونیستی تلاش میکند واقعیت این منطقه را بر اساس آرامش امنیتی بهبود ببخشد؛ بهطوری که مانع از انجام عملیاتهای مقاومتی گسترده فلسطینیان ضد اسرائیل شود، در مقابل جنبش حماس تلاش دارد این معادله صهیونیستها را به چالش بکشد و همزمان با تنزل جایگاه ابومازن (محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین) موقعیت خود را در جامعه فلسطینی بهبود ببخشد و حماس همچنان در تلاش برای بازیابی قدرت خود در کرانه باختری است. در نوار غزه اسرائیل تلاش دارد با میانجیگری مصر اوضاع را آرام نگه دارد و در شرایط فعلی بهنفع هیچ یک از طرفها در این منطقه نیست که وارد جنگ جدیدی شوند، البته همزمان با این شرایط حماس همچنان در تلاش است مبارزه با اسرائیلیها را در سطح بالایی حفظ کند و شاید این وضعیت در زمانی نزدیک منجر به وقوع یک جنگ دیگر شود.
چالشهای اسرائیل در سطح امنیتی
در سطح چالشهای خارجی، ایران به تقویت و تثبیت قدرت و نفوذ خود در منطقه ادامه میدهد که این مسئله تهدید بزرگی برای اسرائیل به وجود آورده است، بعد از آن عراق و یمن نیز تبدیل به عرصههای چالشبرانگیز جدید برای رژیم صهیونیستی شدهاند و در این میان ایران قدرت محور مقاومت را همچنان بیشتر میکند، حزبالله لبنان نیز بهعنوان یکی از بزرگترین متحدان ایران، از تهدیدات راهبردی علیه اسرائیل محسوب میگردد.
عقبنشینی آمریکا از افغانستان
بازتاب خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان بهشکل قابلتوجهی روی دوستان ایالات متحده بهویژه همپیمانان منطقهای آن منعکس شد و سؤالاتی را درباره ادامه حضور نظامی آمریکا در عراق و سوریه و تلاش واشنگتن برای احیای توافق هستهای با ایران و تشدید تحریمهای تحمیلشده علیه سوریه به وجود آورد، این درحالی است که آمریکا هیچ استراتژی مشخصی در قبال این پروندهها ترسیم نکرده است و این وضعیت منجر به بروز تحرکات منطقهای در اردوگاهِ مقابل واشنگتن شد.
سوریه
آمریکا سال گذشته به مصر و اردن اجازه داد گاز و برق خود را از طریق خط لولههای سوریه به لبنان ارسال کنند؛ اما واشنگتن در عین حال آماده کاهش تحریمهای خود علیه نظام بشار اسد نیست و استراتژی تازهای در قبال سوریه طراحی نکرده است، در این مرحله پیشبینی نمیشود که نیروهای آمریکایی از شرق سوریه عقبنشینی کنند. عقبنشینی واشنگتن از افغانستان که فرماندهی ستاد مشترک ارتش آمریکا آن را یک شکست راهبردی توصیف کرد مانعی در برابر خروج نیروهای آمریکایی از سوریه و عراق دستکم در مرحله فعلی به وجود آورده است، این درحالی است که اردن و مصر و کشورهای حوزه خلیج فارس در تلاش برای احیای روابط خود با نظام بشار اسد در سوریه هستند و به این منظور از ابزارهای اقتصادی و سیاسی استفاده میکنند، بهعنوان مثال پادشاه اردن در 3 اکتبر 2021 با بشار اسد گفتگو و تأکید کرد که اردن از ثبات و حاکمیت سوریه حمایت میکند، این مسئله گام مهمی در نزدیک کردن دو کشور و در عین حال اعتراف به مشروعیت نظام بشار اسد بود.
لبنان
تلاشهای بینالمللی برای تحقق ثبات نظام سیاسی لبنان درحالی ادامه دارد که کشورهایی چون آمریکا و فرانسه نمیتوانند ادامه حضور قدرتمند حزبالله در دولت جدید لبنان را انکار کنند. حزبالله همچنان به تثبیت قدرت سیاسی و نظامی خود در لبنان بدون هیچ مشکلی ادامه میدهد و دولت نجیب میقاتی، نخستوزیر لبنان نیز نه تمایل و نه قدرت محدود کردن گامهای حزبالله را دارد، همزمان با آن قدرت نظامی حزبالله و تسلیح آن به موشکهای دقیق و دیگر سلاحهای پیشرفته همچنان ادامه دارد.
پیامدهای تحولات داخلی و خارجی بر امنیت صهیونیستها
همانطور که گفته شد کشورهای عربی بهتدریج درحال بازیابی روابط خود با نظام بشار اسد هستند و واشنگتن نیز نمیتواند با این موضوع مخالفت کند، از طرف دیگر عدم وجود یک استراتژی روشن و منطقی از جانب ایالات متحده در قبال دمشق موجب شده است تحریمهای آمریکا علیه سوریه حالت فرسایشی به خود بگیرد و وضعیت نظام سوریه را در سطح منطقهای و بینالمللی بهبود ببخشد، در این شرایط اسرائیل احساس میکند که باید راهبرد جدیدی در قبال پرونده سوریه پیش بگیرد و از آمریکا بخواهد تا فرصت از دست نرفته، وضعیت سوریه را بهگونهای تغییر دهد که مطابق با منافع امنیت داخلی اسرائیل باشد.
افزایش قدرت حزبالله در لبنان
افزایش قدرت حزبالله تحت حمایت دولت لبنان یک تهدید راهبردی درجه اول برای اسرائیل محسوب میشود و این رژیم نتوانسته است مانع از انتقال سلاح از سوریه به لبنان شود، در این شرایط صهیونیستها باید یک تصمیم راهبردی اتخاذ و بررسی کنند که؛ آیا توان وارد کردن یک ضربه پیشگیرانه و پذیرفتن خطر ورود به جنگ را دارند یا اینکه در برابر قدرت حزبالله تسلیم میشوند؟
از سوی دیگر استراتژی جنگ بین جنگها که رژیم صهیونیستی از دهههای گذشته دنبال میکند متمرکز بر استفاده از قدرت این رژیم بوده اما قدرت طرفهای مقابل را نادیده گرفته است و اسرائیلیها نمیتوانند از این روش علیه قدرت دشمنهای خود استفاده کنند و از ورود به یک جنگ فراگیر هراس دارند، این وضعیت یک معضل بزرگ برای اسرائیل به وجود آورده و نیاز آن را به تقویت استراتژیهای خود بیشتر کرده است.
رژیم موقت|۱۰- ابزارهای کثیف موساد در جذب عوامل جاسوسی
کتاب «رژیم موقت مفهوم و پژوهشهای تخصصی» که توسط مرکز مطالعات و پژوهشهای الاتحاد تألیف و منتشر شده، در مباحثی تخصصی به بررسی پدیده فروپاشی رژیم موقت صهیونیستی پرداخته است. این کتاب در فصل اول مفهوم رژیم موقت و اذعان شخصیتهای مختلف بینالمللی و صهیونیستی به این موضوع را مورد اشاره قرار داده و در فصلهای بعدی به بررسی ساختارهای امنیتی و تشکیلاتی سرویسهای جاسوسی و نظامی رژیم صهیونیستی پرداخته و در ادامه بحرانهای فراروی اسرائیل که منجر به این فروپاشی میشود را برشمرده است.
بخش دهم
نقش سرویسهای جاسوسی در تصمیمسازیهای تلآویو
ـ نقش سرویس اطلاعات نظامی امان
سرویس اطلاعات نظامی امان بزرگترین سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی است که بزرگترین بخش بودجه کابینه را به خوداختصاص داده است. این سرویس اطلاعاتی اسرائیل که همانند سایر مراکز و موسسات وابسته به کابینه و ارتش رژیم صهیونیستی یک سرویس جاسوسی محسوب میگردد ارزیابیها واطلاعات راهبردی در اختیار کابینههای مختلف این رژیم قرار میدهد و نقش اساسی در تصمیمگیریهای اسرائیل دارد. اطلاعاتی که توسط امان ارائه میشود نقش اساسی در انجام عملیاتهای جاسوسی دارند و این اطلاعات محرمانه هستند. اما بخشی از آنها به شکل خام توسط کارشناسان اسرائیلی فاش میگردد. اطلاعات مذکور در اختیار وزیر جنگ و نخستوزیر رژیم صهیونیستی و دیگر تصمیمگیرندگان این رژیم قرار میگیرد و گزارش ارزیابی اطلاعاتی سالانه اسرائیل نیز توسط امان صادر میشود.
ـ نقش سرویس اطلاعات و امنیت عمومی (شاباک)
با وجود اینکه شاباک کوچکترین سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی محسوب میگردد اما در عین حال امنیتیترین سرویس این رژیم بوده و تاثیر زیادی بر عملیات تصمیمگیری در نهادهای سیاسی و نظامی اسرائیل دارد و نمی توان نقش آن را با سایر سرویسهای امنیتی این رژیم مقایسه کرد.
همه منابع و رسانههای صهیونیستی اتفاق نظر دارند که اگر توصیههای سایر سرویسهای امنیتی اسرائیل با اطلاعات شاباک مغایرت داشته باشد، کابینه اسرائیل توصیههای مذکور را رد میکند.در جریان انتفاضه الاقصی فلسطینیان در سال 2000 شاباک مسئول ترسیم سیاستهای سرکوبگرانه علیه فلسطینیان بود و این سیاستهای رژیم نژادپرست صهونیستی را تشدید میکرد. این نفوذ گسترده شاباک در محافل تصمیمگیری تلآویو به اندازهای است که «ناحوم برنیگ» کارشناس امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی در روزنامه یدیعوت آحارانوت میگوید رئیس شاباک حاکم واقعی اسرائیل است.
ـ نقش سرویس امنیت خارجی (سرویس جاسوسی موساد)
موساد نقش مهمی در ترسیم سیاستهای خارجی رژیم صهیونیستی دارد و این سرویس جاسوسی از طریق «یوسی کوهن» رئیس سابق خود روابط با کشورهای عربی را سازماندهی میکرد و در راس پروژه عادیسازی و توسعه مناسبات با اعراب بود تا از این طریق کشورهای عربی را وادار کند که با اسرائیل به عنوان یک «کشور» رسمی تعامل داشته باشند.
ـ نقش مرکز مطالعات سیاسی (مماد)
مرکز مطالعاتی مماد وابسته به وزارت خارجه رژیم صهیونیستی است که در زمینه ارزیابی مواضع سیاسی در سایه اطلاعات رسیده به آن کار میکند. این اطلاعات شامل اطلاعات امنیتی و سیاسی از دفاتر و کنسولگریهای تابع مماد در کشورهای مختلف است. این مرکز صهیونیستی نسبت به مراکز وابسته به امان و موساد نقش کمتری در تصمیمگیریهای تلآویو دارد و از مطالعات آن در زمینه فعالیتهای سیاسی وزارت خارجه اسرائیل استفاده میشود. کارشناسان و پژوهشگران مماد گاهی در نشستهای کابینه رژیم صهیونیستی برای ارزیابی مواضع امنیتی حاضر شده و توصیهها و پیشنهادات خود را در عرصههای مختلف ارائه میدهند.
این مرکز از مهمترین مراجع ایجاد شبکه روابط گسترده با مسئولان سیاسی و نظامی و امنیتی و دیپلماتیک با کشورهای عربی و دیگر کشورهای جهان است. مماد نقش مهمی در توسعه مناسبات بین رژیم صهیونیستی و کشورهای اروپایی و آسیایی و به طور خاص کشورهای آفریقایی دارد. این مرکز همچنین نقش مهمی در برگزاری مباحثات میان سیاستمداران اسرائیلی و عرب طی دهههای گذشته داشته است.
بارزترین ابزارهای جمعآوری اطلاعات در سرویسهای جاسوسی اسرائیل
سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی در سراسر جهان برای کسب اطلاعات جهت انجام عملیاتهای خود از ابزارهای متعددی بهره میگیرند که در این میان روشهایی که صهیونیستها به این منظور پیش گرفتهاند متفاوت تر از دیگر سرویسهای اطلاعاتی و جاسوسی دنیاست:
ـ عنصر انسانی: جذب جاسوسان و استفاده از آنها
با وجود اینکه ابزارهای متعددی برای جمعآوری اطلاعات از اهداف جاسوسی وجود دارد مانند: دستگاهها و تسلیحات مدرن در عرصه هوایی و زمینی و دریایی، ابزارهای پیشرفته اطلاعاتی و رسانهای، سرویسهای ماهوارههای پهپادهای جاسوسی، شبکههای اینترنتی و... که در اختیار سرویسهای جاسوسی اسرائیل قرار دارد اما هنوز هم عنصر انسانی مهمترین ابزار عملیاتهای جاسوسی این رژیم محسوب میگردد؛ چرا که عنصر انسانی قدرت تجزیه وتحلیل و برقراری ارتباط میان اطلاعات را دارد و همچنین با بهرهگیری از امکانات عقلی و فکری میتواند اطلاعات مفیدی ارائه دهد و همچنین اطلاعات عنصر انسانی قابل اعتمادتر است. بنابراین سرویسهای جاسوسی رژیم صهیونیستی فعالیتهای خود را با هدف جذب جاسوس روز به روز افزایش میدهند و روشهای متعددی به این منظور به کار میگیرند. از جمله بارزترین روشهای سرویسهای جاسوسی اسرائیل برای جذب مزدور میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
ـ سوءاستفاده از مسائل جنسی: سرویسهای جاسوسی رژیم صهیونیستی از تمایلات جنسی افراد به ویژه جوانان در سراسر جهان برای جذب آنها استفاده میکنند. در این روش قصه از آنجا شروع میشود که یک زن جوان با طعمههای سرویسهای جاسوسی اسرائیل تماس تلفنی برقرار میکند یا در شبکههای اجتماعی با آنها ارتباط میگیرد. این ارتباط چندین ماه به شکل عادی ادامه پیدا میکند و سپس روابط نامشروع آغاز میگردد و افرادی که طعمه سرویسهای جاسوسی رژیم صهیونیستی شدهاند احساس میکنند همه چیز عادی است و به مرور در این روابط غرق میشوند و در مرحله پایانی، زن جوانی که مامور به دام انداختن افراد مذکور است آنها را برای همکاری تحت فشار و باجخواهی قرار میدهد.
ـ سوءاستفاده از نیازهای انسانی مانند درمان و تحصیل و کار: سرویسهای جاسوسی رژیم اشغالگر از این روش بیشتر علیه ملت فلسطین به ویژه در نوار غزه که تحت محاصره شدید قرار دارد استفاده میکند. این سرویسها از این راه کثیف فلسطینیان را تحت باجخواهی و فشار قرار داده و از نیازهای انسانی آنها سوءاستفاده میکنند؛ به این صورت که از خلال ارتباط مستقیم یا تماس تلفنی، افرادی را که نیاز شدیدی به خدمات انسانی همچون درمان خود و خانوادههایشان در خارج دارند مورد هدف قرار میدهند و به آنها وعده میدهند که در صورت همکاری با این سرویسها امکانات لازم برای پایان دادن به درد و رنج آنها را فراهم میسازند. این روش از جمله کثیفترین ابزارهای رژیم اشغالگر برای جذب مزدور است. نهادهای جاسوسی این رژیم همچنین افرادی را که نیاز به تحصیل در خارج از کشور دارند طعمه قرار میدهند و آنها در همه جا و حتی در خارج از فلسطین از طریق دفاتر جاسوسی موساد تحت نظر هستند.
ـ سوءاستفاده از وضعیت اقتصادی: در این روش موسسات جاسوسی رژیم صهیونیستی افرادی را که نیاز مالی شدید دارد مورد هدف قرار داد و با تحریک و فریب آنها سعی در جذبشان دارند. سرویسهای جاسوسی اسرائیل به این منظور طعمههای خود را تحت فشار قرار داده و مدام به آنها اصرار میکنند و یک زندگی رویایی به آنها وعده و قول میدهند که همه مشکلات مالیشان را حل کنند. از این روش اغلب در خارج از فلسطین و کشورهای مورد هدف استفاده میشود و افرادی که طعمه شدهاند بعد از مدتی متوجه میشود دست به یک جنایت بزرگ زده و به کشور خودشان خیانت کردهاند.
ـ جذب جاسوس در شبکههای اینترنتی: افسران نهادهای جاسوسی اسرائیل سعی در هماهنگی شبکههای اینترنتی برای به دام انداختن جوانان دارند و فریبکاری آنها در این عرصه شامل موارد زیر میشود:
-فریب الکترونیکی
-فریب عاطفی
-فریب جنسی
-فریب اطلاعاتی
ـ مهندسی اجتماعی: در این روش طعمه مورد نظر بدون اینکه بداند به طرق مختلف همانند ارتباط مستقیم یا تلفنی یا در فضای مجازی اطلاعاتی را در اختیار افرادی قرار میدهد که در ظاهر برای امور سازگار با ماهیت طبیعی انسان همچون درخواست کمک و... به او نزدیک شدهاند و اعتماد وی را جلب میکنند.به عنوان مثال افسران نهادهای جاسوسی اسرائیل در این روش از طریق شبکههای اجتماعی با علایق افراد مختلف آشنا شده و شروع به برقراری روابط با آنها میکنند. در برخی موارد این افسران خود را نماینده شرکتها و موسسات دولتی معرفی کرده و بعد از ارتباط با طعمههای خود از آنها دعوت به همکاری در شرکتها و موسسات خاص یا انجمنهای بشردوستانه میکنند.































