emamian

emamian

چهارشنبه, 13 مهر 1401 20:51

جایگاه امامت و نقش آن در جامعه

امام محمد باقر علیه السلام:

وَ اَللَّهِ مَا تَرَکَ اَللَّهُ أَرْضاً مُنْذُ قَبَضَ آدَمَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ إِلاَّ وَ فِیهَا إِمَامٌ یُهْتَدَی بِهِ إِلَی اَللَّهِ وَ هُوَ حُجَّتُهُ عَلَی عِبَادِهِ وَ لاَ تَبْقَی اَلْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَی عِبَادِهِ .

به خدا سوگند از روزی که آدم علیه السّلام قبض روح شده، خدا زمین را بدون امام وانگذاشته جز اینکه همیشه رهبری دادگستر بوده است که بوسیلۀ آن به سوی خدا رهبری می‌شدند و او حجت خدا بر بندگانش بوده است و زمین بی‌حجت خدا بر بندگانش نمی‌ماند.

 

الکافی، جلد ۱، صفحه ۱۷۸

یکی از کرامات حضرت عسکری علیه السلام که کم تر مطرح شده، سفر آن حضرت به جرجان (گرگان) است. جعفر بن شریف می گوید: سالی قصد تشرف به حج را داشتم. قبل از حج به زیارت حضرت عسکری علیه السلام در سامرّا شتافتم. اموالی از شیعیان همراهم بود که باید به حضرت می رساندم. خواستم از آن حضرت بپرسم ...

خبرگزاری حوزه | یکی از مجموعه گنجینه های بسیار مفید و گرانبها که می تواند در هدایت و ارشاد انسانها بسیار مفید و کارساز باشد، وصیتهای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام است که از رسول اکرم صلی الله علیه و آله وصیتهای متعددی نسبت به امام علی علیه السلام، ابوذر و دیگر اصحاب نقل شده است. امام علی علیه السلام نیز نامه ها و وصیتهای متعددی دارند و همین طور دیگر امامان علیهم السلام. آنچه پیش رو دارید، یکی از وصیتهای مهم امام حسن عسکری علیه السلام به شیعیان و پیروان ایشان است. امید که همگان از آن بهره ببریم.

 

متن وصیت

امام حسن عسکری علیه السلام چند روز قبل از شهادت در مجلسی که چهل تن از دوستان و یاران ایشان، از جمله: محمد بن عثمان، معاویة بن حکم و محمد بن ایوب حضور داشتند، بعد از نشان دادن جمال زیبای حضرت مهدی علیه السلام چنین فرمود: او (اشاره به حضرت مهدی علیه السلام) بعد از من صاحب و خلیفه شماست. او قائمی است که گردنها منتظرانه به سوی او کشیده می شود. هنگامی که زمین از ستم و ناروا پر شد، خروج می کند و زمین را از قسط و عدل سرشار می سازد.

آنگاه حضرت به شیعیان وصیتی فرمود که در آن، مکارم اخلاق، تقوای الهی، مصالح عمومی، روابط حسنه با اهل سنت و راه های خودسازی مطرح گردیده است: «أُوصِیکمْ بِتَقْوَی اللَّهِ وَ الْوَرَعِ فِی دِینِکمْ وَ الِاجْتِهَادِ لِلَّهِ وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَی مَنِ ائْتَمَنَکمْ منْ برٍّ أَوْ فاجِرٍ وَ طُولِ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ فبِهَذَا جاءَ محَمَّدٌ صلی الله علیه و آله؛[۱] شما را به تقوای الهی و ورع و دوری از حرام در دینتان، تلاش برای خدا، راستگویی در سخن گفتن، ادای امانت به کسی که به شما اعتماد کرده است؛ چه خوب باشد و چه بد، طولانی کردن سجده ها[ی نماز] و حُسن همسایه داری سفارش می کنم؛ چراکه حضرت محمد صلی الله علیه و آله این [رسالت] را آورده است.»

 

اساسی ترین پایه های اجتماع

در جملات فوق به اصلی ترین پایه های یک اجتماع خوب و کامل اشاره شده است که عبارتند از:

۱- اجتماع، آرامش و زندگی مناسب نیاز دارد که در درون آن گناه وجود نداشته و «تقوا » بر آن حاکم باشد و از حرام خوری، اختلاس، رشوه خواری، ربا و... به دور بوده، «ورع » شیوة رفتاری مردم باشد؛

۲- تلاش برای خداوند برای اغراض دنیوی و زودگذر، عامل دیگری برای قوام اجتماع مناسب و نمونه است؛

۳- علامت دیگر برای اجتماع نمونه، راستگویی و پرهیز از دروغگویی است. اگر بازاریان، معلمین، شاگردان، مسئولان، کارگران، کارمندان و. . . از دروغ دوری کنند، آرامش روانی خاصی بر جامعه حاکم خواهد شد؛

۴- امانتداری، از دیگر پایه های اجتماع سالم و نمونه است. اگر در امانتهای مالی، اسراری، آبرویی و... خیانت نشود و امانات را به اهلش بسپارند، آن جامعه هم آرامش دارد و هم پیشرفت خواهد کرد؛

۵- در زندگی شهری، خصوصاً زندگی آپارتمانی، می طلبد که قوانین همسایه داری و مراعات حقوق یکدیگر در رأس امور قرار گیرد. حقیقتاً اگر حقوق همسایگان مراعات نشود، زندگی به جهنم تبدیل خواهد شد.

 

رفتار نیکو با اهل سنت

در طول تاریخ تلاش استعمار بر این بوده است که بین شیعه و سنی اختلاف و درگیری ایجاد کند و آنها را به جان هم بیندازد تا حکومت کند. این تلاش در زمان ما با ظهور وهابیت و گروه های تکفیری همچون طالبان، القاعده، داعش، النصره و. . . به اوج خود رسیده است. بر همگان لازم است که با حفظ اصول مذهب و تبیین منطقی پایه های مذهب خویش، وحدت بین مسلمین را که در واقع پای فشردن بر نقاط مشترک است، حفظ نموده و رابطه ای حسنه ای با هم داشته باشند.

حضرت عسکری علیه السلام به شیعیان سفارش فرموده است که: «صلُّوا فِی عَشَائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ؛[۲] بین عشایر آنان [اهل سنت] نماز بخوانید و در تشییع جنازة آنها شرکت کنید و بیماران آنان را عیادت و حقوق آنها را ادا کنید. » هرچند ظاهر عبارات فوق عام به نظر می رسد و شامل همۀ همسایگان و مسلمانان می شود؛ ولی با توجه به روایات دیگر اهل بیت علیهم السلام با همین مضمون در مورد اهل سنت، مراد از جملات فوق، شرکت در مراسمهای اهل سنت می باشد.

حضرت صادق علیه السلام نیز شبیه همین سفارشات را فرموده است که: «صَلُّوا فِی عشَائِرِهِمْ وَ اشهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ...»[۳]

 

شادی اهل بیت علیهم السلام از رفتار شیعیان

اگر شیعیان به دستورهای اجتماعی فوق که از زبان حضرت عسکری علیه السلام بیان شد و مدارایی که نسبت به اهل سنت سفارش شده است، مقید و پایبند باشد، نه تنها ثواب دارد و باعث آرامش و امنیت در جامعه می شود؛ بلکه باعث خوشحالی و شادی اهل بیت نیز می شود. لذا حضرت عسکری علیه السلام می ‎فرمایند: «فإِنَّ الرَّجُلَ منْکمْ إِذَا وَرِع فی دِینِهِ وَ صَدَقَ فِی حدِیثِهِ وَ أَدَّی الْأَمَانَةَ وَ حَسَّنَ خُلُقَهُ مَعَ النَّاسِ قِیلَ هَذَا شِیعِیٌّ فَیسُرُّنِی ذَلِک؛ اگر یک نفر از ما در دین خود پرهیزگار و سخنش راست باشد و به امانت خیانت نکند و اخلاقش با مردم نیکو باشد، (مردم) می گویند که این شخص شیعه است پس این سخن مرا خوشحال می کند.»

حضرت صادق علیه السلام نیز شبیه این جملات را دارد. آنجا که می فرمایند: «قِیلَ هَذَا جَعْفَرِی فیسّر بی ذَلِک وَ یدْخلُ علَیَّ منْهُ السرُورُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ وَ إِذَا کانَ عَلَی غَیرِ ذَلِک دَخَلَ عَلَیَّ بَلَاؤُهُ وَ عَارُهُ وَ قِیلَ هَذَا أَدَبُ جَعْفَرٍ؛[۴] گفته می شود این جعفری است پس من خوشحال و از این رفتار شادمان می شوم. گفته می شود این است اثر تربیت جعفر (حضرت صادق علیه السلام)؛ ولی اگر برخلاف این دستورات رفتار شود، ننگ و عارش بر من وارد شده، گفته می شود: این هم تربیت جعفر علیه السلام.»

 

مایۀ زینت یا ملامت

امام حسن عسکری علیه السلام در ادامه سفارشات خود می فرمایند: «اتَّقُوا اللَّهَ وَ کونُوا زَیناً وَ لَا تَکونُوا شَیناً جُرُّوا إِلَینَا کلَّ مَوَدَّةٍ وَ ادْفَعُوا عَنَّا کلَّ قَبِیحٍ فَإِنَّهُ مَا قِیلَ فِینَا مِنْ حسْنٍ فنَحْنُ أَهْلُهُ وَ مَا قِیلَ فِینَا مِنْ سُوءٍ فَمَا نَحْنُ کذَلِک لَنَا حَقٌّ فِی کتَابِ اللَّهِ وَ قَرَابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ تَطْهِیرٌ مِنَ اللَّهِ لَا یدَّعِیهِ أَحَدٌ غیرُنَا إِلَّا کذَّاب؛[۵] از خدا بترسید و زینت ما (اهل بیت) باشید و دوستی را برای ما بیاورید (و زمینة محبت مسلمانان را نسبت به ما فراهم کنید) و هر زشتی را (با رفتار و گفتار نیک) از ما دور کنید. هر چیز خوبی که دربارۀ ما گفته شود، درست است؛ ولی چیزهای بدی که دربارۀ ما گفته می شود، ما اهل آن نیستیم. در کتاب خداوند حقی برای ما (به گردن مردم) وجود دارد (مانند اطاعت و دوستی ما) و خویشاوند (و فرزندان) رسول خدا صلی الله علیه و آله! و خداوند ما را (در آیه تطهیر) پاک شمرده است و هیچ کسی غیر از ما نمی تواند ادعای چنین مقامی را نماید، مگر کذاب.»

 

در این فقرات نیز چند دستور اخلاقی بسیار مهم به شیعیان داده شده است:

 

۱- اینکه با رفتار و گفتار خویش زینت اهل بیت علیهم السلام باشند و باعث جلب و جذب مسلمانان به ایشان شوند و کاری نکنند که مردم آنها را به عنوان شیعة بد رفتار و بد گفتار سرزنش و ملامت نمایند. شعرانی، از فرزندان شقران، غلام رسول خدا صلی الله علیه و آله می گوید: در زمان منصور به خانة منصور رفته بودم تا به من کمک کند که دیدم جعفر بن محمد( خارج شد. خدمت حضرت نیازم را عرض کردم، حضرت دوباره نزد منصور برگشت و مبلغی کمک از او برایم گرفت و آن را پنهانی داخل آستینم قرار داد، آنگاه فرمود: «إِنَّ الْحَسَنَ مِنْ کلِّ أَحدٍ حَسَنٌ وَ إِنَّهُ مِنْک أَحْسَنُ لِمَکانِک مِنَّا وَ إِنَّ الْقَبِیحَ مِنْ کلِّ أَحَدٍ قَبِیحٌ وَ إِنهُ منْک أَقْبَحُ لِمَکانِک مِنَّا؛[۶] کار نیک از هر کسی خوب است؛ ولی از شما به جهت نسبتی که به ما داری (و شیعة ما هستی) بهتر است. و هر زشتی ای زشت؛ ولی از تو زشت تر؛ چون تو با ما نسبت داری.»

شیخ ابراهیم زکزاکی، یک دانشجوی سنی اهل نیجریه بود که با دیدن امام خمینی رحمه الله عاشق ایشان و شیعه شد، سپس آستین همت را بالا زد تا خوبیهای تشیع را به مردم نشان دهد و محاسن کلام اهل بیت علیهم السلام را به جهانیان معرفی نماید. یکی از کارهای نیک او این بود که در ایام عاشورا به جای قمه زنی، دستور می داد شیعیان برای بیماران خون اهدا کنند و در اختیار بیماران دیگر؛ اعم از مسیحی، اهل سنت و. . . قرار دهند؛ خون شیعیان دو ویژگی داشت: یکی اینکه مجانی بود، دوم اینکه خونهای شیعیان به دور از هرگونه آلودگی و ناپاکی بود و همین امر باعث جذب دیگران به سمت تشیع شد و توانست ظرف حدود سی سال، بیش از ۱۵ میلیون انسان را به تشیع دعوت کند و باعث افتخار اهل بیت علیهم السلام و شیعیان گردد، به گونه ای که وهابیت احساس خطر کرد و برای جلوگیری از گسترش تشیع به حسینیه صاحب الزمان علیه السلام حمله کردند و صدها نفر از شیعیان را به شهادت رساندند.[۷]

 

۲- اهل بیت علیه السلام دارای چند ویژگی هستند که قرآن نیز به آن اشاره فرموده است:

یکی حق اطاعت است که بر همگان واجب گشته از آنان اطاعت نماید، چنان که قرآن کریم می فرماید: «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ»[۸]؛ «ای اهل ایمان! از خدا اطاعت کنید و [نیز] از پیامبر و صاحبان امر خودتان [که امامان از اهل بیت اند و چون پیامبر صلی الله علیه و آله دارای مقام عصمت می باشند نیز] اطاعت کنید.»

دوم، حق دوستی و مودّت است که خداوند واجب فرموده: «قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْموَدَّةَ فی الْقرْبی»[۹]؛ «بگو از شما [در برابر رسالتم] هیچ پاداشی نمی خواهم، جز مودّت و دوستی نزدیکانم را [که بنا بر روایات بسیار، اهل بیت علیهم السلام هستند].»

سوم، عصمت اهل بیت علیهم السلام است که در آیات متعددی، از جمله آیۀ تطهیر[۱۰] به آن اشاره شده است که به روایت شیعه و سنی، حضرت محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام هستند.

 

چند دستور برای خودسازی

امام حسن عسکری علیه السلام در ادامۀ وصیت خویش چند دستور اخلاقی مهم که در سازندگی فردی شیعیان مؤثر است، بیان می فرمایند: «أَکثرُوا ذِکرَ اللَّهِ وَ ذِکرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَإِنَّ الصَّلَاةَ علَی رَسولِ اللَّه عَشْرُ حَسَنَاتٍ احْفَظُوا مَا وَصَّیتُکمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُکمُ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَیکمُ السَّلَامَ؛[۱۱] خدا را بسیار یاد کنید و مرگ را نیز فراوان یاد نمایید و قرآن را بسیار تلاوت کنید و صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله بفرستید؛ زیرا صلوات دو حسنه دارد و آنچه را به شما سفارش کرده، در حفظ آن بکوشید. شما را به خدا می سپارم و بر شما درود می فرستم.»

در فقرات فوق به چند امر دربارة خودسازی سفارش شده است:

 

۱- یاد مرگ

یاد مرگ آثار گرانبهایی در سازندگی انسان دارد که فقط به یک حدیث از حضرت صادق علیه السلام اشاره می شود که می فرمایند: «ذِکرُ الْمَوْتِ یمِیتُ الشَّهَوَاتِ فِی النَّفْسِ وَ یقْلَعُ مَنَابِتَ الْغَفْلَةِ وَ یقَوِّی الْقلْبَ بمَوَاعِدِ اللَّهِ وَ یرِقُّ الطَّبْعَ وَ یکسِرُ أَعْلَامَ الْهَوَی وَ یطْفِئُ نَارَ الْحِرْصِ وَ یحَقِّرُ الدُّنْیا؛[۱۲] یاد مرگ شهوات نفسانی را می میراند و ریشة غفلت و کم توجهی را می خشکاند، و قلب انسان را نسبت به وعده های الهی (خصوصاً قیامت) محکم می کند و باعث رقّت قلب (و روان شدن اشک) می گردد و پرچمهای هواپرستی را در هم می شکند و آتش (شعله ور) حرص و آز را خاموش می کند و دنیا را در دید انسان پست و کم اهمیت جلوه می دهد. » به راستی اگر برای یاد مرگ جز آثار فوق نبود، جا داشت که انسان هرگز آن را در زندگی فراموش نکند.

 

۲- تلاوت قرآن

تلاوت؛ یعنی خواندن، تدبر و عمل به قرآن نیز در سازندگی، پیشرفت و آرامش انسان نقش مهم و تعیین کننده ای دارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: «إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَصْدَأُ کمَا یصْدَأُ الْحَدِیدُ. قِیلَ: یَا رَسولَ اللَّه! فَمَا جِلَاؤُهَا؟ قَالَ: تِلَاوَةُ الْقُرْآن؛[۱۳] به راستی که این دلها، همچون آهن زنگار می گیرند. عرض شد: عامل جلای دلها چیست؟ فرمود: خواندن قرآن.»

و در جای دیگر فرمود: «یا بُنَی لاتَغفُل عَن قِراءَةِ القُرآنِ فاِنَّ القرآنَ یحیی القَلبَ المیت وَ ینهَی عَنِ الفحشاءِ وَ المنکرِ و البَغی؛[۱۴] ای پسرم! از خواندن قرآن غافل مشو؛ زیرا خواندن قرآن دلها را زنده می کند و از بدیها و ستم دور می سازد.»

 

۳- صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله

ذکر دیگری که در سازندگی انسان و افزوده شدن حسنات او اثر شگفت انگیزی دارد، صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله است. امام علی علیه السلام می فرمایند: «کلُّ دُعَاءٍ مَحْجُوبٌ حَتَّی یصَلَّی عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله؛[۱۵] هر دعایی در پرده است (و اجابت نمی شود)، مگر وقتی که صلوات بر نبی صلی الله علیه و آله و آلش علیهم السلام فرستاده شود.»

حضرت صادق علیه السلام می فرمایند: «أَثْقَلُ مَا یوضَعُ فِی الْمِیزَانِ یوْمَ الْقِیامَةِ الصَّلَاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی أَهْلِ بَیتِهِ؛[۱۶] سنگین ترین چیز در ترازوی اعمال انسان در روز قیامت، صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله است.»

و در پایان حضرت تأکید می فرمایند که شیعیان این وصیت نامه را حفظ کنند و بدان عمل نمایند.

 

حسن ختام

یکی از کرامات حضرت عسکری علیه السلام که کم تر مطرح شده، سفر آن حضرت به جرجان (گرگان) است. جعفر بن شریف می گوید: سالی قصد تشرف به حج را داشتم. قبل از حج به زیارت حضرت عسکری علیه السلام در سامرّا شتافتم. اموالی از شیعیان همراهم بود که باید به حضرت می رساندم. خواستم از آن حضرت بپرسم که اموال را به چه کسی بدهم؛ ولی قبل از آنکه من بپرسم، حضرت فرمودند: «به مبارکِ خادم بده!» عرض کردم: همین کار را کرده ام. سپس لحظة خارج شدن عرض کردم: شیعیان شما در جرجان به شما سلام می رسانند. امام علیه السلام فرمود: مگر بعد از مراسم حج به جرجان بر نمی گردی؟ عرض کردم: بر می گردم. فرمود: ۱۷۰ روز دیگر، ابتدای روز جمعه، سوم ربیع الثانی به جرجان وارد می شوی. آن وقت به مردم اعلان کن که من در آخر همان روز به جرجان می آیم. برو به سلامت! خداوند متعال تو و آنچه را با توست، به سلامت به اهل و اولادت خواهد رساند. پسری برای پسرت متولد شده است. نام او را «صلت» بگذار که خداوند به زودی او را به حد کمال می رساند و او از اولیای ما خواهد بود. عرض کردم: یابن رسول الله! ابراهیم بن اسماعیل جرجانی از شیعیان شماست و به دوستان شما هر سال بیش از صد هزار درهم احسان می کند، و در جرجان از اشخاصی است که متنعم به نعمتهای الهی است. امام علیه السلام فرمودند: خداوند به ابواسحاق ابراهیم بن اسماعیل در مقابل احسانی که به شیعیان ما می کند، جزای خیر بدهد و گناهان او را بیامرزد و او را پسری صحیح الاعضاء روزی فرماید که قائل به حق ما [و شیعه] باشد. به ابراهیم بگو: حسن بن علی( می گوید: نام پسر خود را احمد بگذار.

وی می گوید: از خدمت حضرت مرخص شدم و حج رفتم و بازگشتم و در روزی که حضرت معین فرموده بودند، به سلامت وارد جرجان شدم. هنگامی که اصحاب ما برای تهنیت آمدند، به ایشان گفتم: امام علیه السلام مرا وعده دادند که در آخر امروز به اینجا تشریف می آورند. ناگاه امام عسکری علیه السلام در همان ساعتی که فرموده بودند، وارد شدند. هنگام ورود بر ما سلام کردند و ما به استقبال ایشان شتافتیم و دست آن حضرت را بوسیدیم. آنگاه حضرت فرمودند: من به جعفر بن شریف وعده کرده بودم که در آخر این روز نزد شما بیایم. نماز ظهر و عصر را در سامراء به جا آوردم و نزد شما آمدم تا با شما تجدید عهد کنم. اکنون شما حوایج و مسائل خود را مطرح کنید.

اول کسی که ابتدا به سؤال کرد «نضر بن جابر» بود. او عرض کرد: یابن رسول الله! پسر من از هر دو چشم نابیناست، دعا فرمایید تا خداوند دیده هایش را به او برگرداند. حضرت فرمودند: او را حاضر کن. او را حاضر کرد و حضرت دست مبارک بر چشمانش گذارد، روشن شد. پس از او یک یک آمدند و حاجت خود را بیان کردند و حضرت حاجتهای آنان را برآورد «حَتَّی قَضَی حَوَائِجَ الْجَمِیعِ؛ تا اینکه حوایج همه را برآوردند» و مسائل آنها را جواب فرموده، همان روز به سامراء مراجعت نمودند.[۱۷]

 

پی نوشت ها:

[۱] تـحف العـقول، شیخ ابو محمد حرانی‌، ترجمه‌ صادق‌ حسن زاده، قم، انتشارات آل علی(ع)، اول، ۱۳۸۲، ص ۸۹۰.

[۲] تحف، ص ۸۹۰.

[۳] مناهج الاخیار فی شرح‌ الاسـتبصار، احـمد علوی‌ عاملی‌، قم‌، موسسه اسـماعیلیان، اول، ۱۳۹۹ق، ج ۲، ص ۱۲۶.

[۴] مناهج الاخیار، هـمان، ج ۲، ص ۱۲۶.

[۵] تحف العقول، ص ۸۹۰.

[۶] مناقب آل ابی طالب، ابـن شـهر آشـوب، قم، علامه‌، اول‌، ۱۳۷۹ق؛ بحار، ج ۴۷، ص ۳۵۰.

[۷] Ayannews.com‌/fa‌/tag۱‌ – شیخ‌ ابراهیم‌ زکزاکی.

[۸] نساء / ۵۹‌.

[۹] شوری‌ / ۲۳.

[۱۰] احزاب / ۳۳.

[۱۱] تحف العقول، ص ۸۹۰.

[۱۲] بحارالانوار، ج ۶، ص ۱۳۲، ح ۳۲.

[۱۳] کنز العمال، متقی هندی، بیروت، مکتبۀ التراث الاسلامی‌، اول‌، ۱۳۹۷ق، ج ۱، ص ۵۴۵، ح ۲۴۴۱.

[۱۴] همان، ج ۲، ص ۲۰۰، ح ۴۰۳۲.

[۱۵] کنز العمال، ج ۱، ص ۲۵۲، ش ۲۱۵۳.

[۱۶] بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۴۹، ح ۹.

[۱۷] بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۶۲ ـ ۲۶۴، ح ۲۲‌.

 

۱- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی بَیَّنَ حُجَّتَهُ مِنْ سائِرِ خَلْقِهِ بِکُلِّ شَیء، وَ یُعْطِیهِ اللُّغاتِ، وَمَعْرِفَهَ الاْنْسابِ وَالاْجالِ وَالْحَوادِثِ، وَلَوْلا ذلِکَ لَمْ یَکُنْ بَیْنَ الْحُجَّهِ وَالْمَحْجُوحِ فَرْقٌ.

«الکافی، ج ۱، ص ۵۱۹، ح ۱۱»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: همانا خداوند متعال، حجّت و خلیفه خود را برای بندگانش الگو و دلیلی روشن قرار داد، همچنین خداوند حجّت خود را ممتاز گرداند و به تمام لغت ها و اصطلاحات قبائل و اقوام آشنا ساخت و أنساب همه را می شناسد و از نهایت عمر انسان ها و موجودات و نیز جریات و حادثه ها آگاهی کامل دارد و چنانچه این امتیاز وجود نمی داشت، بین حجّت خدا و بین دیگران فرقی نبود.

**********

۲- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : عَلامَهُ الاْیمانِ خَمْسٌ: التَّخَتُّمُ بِالْیَمینِ، وَ صَلاهُ الإحْدی وَ خَمْسینَ، وَالْجَهْرُ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم، وَ تَعْفیرُ الْجَبین، وَ زِیارَهُ الاْرْبَعینَ.

«حدیقه الشّیعه، ج ۲، ص ۱۹۴»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: علامت و نشانه ایمان پنج چیز است: انگشتر به دست راست داشتن، خواندن پنجاه و یک رکعت نماز (واجب و مستحبّ)، خواندن «بسم الله الرّحمن الرّحیم» را (در نماز ظهر و عصر) با صدای بلند، پیشانی را ـ در حال سجده ـ روی خاک نهادن، زیارت اربعین امام حسین – علیه السلام – انجام دادن.

**********

۳- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : لَیْسَتِ الْعِبادَهُ کَثْرَهُ الصّیامِ وَالصَّلاهِ، وَ إنَّمَا الْعِبادَهُ کَثْرَهُ التَّفَکُّرِ فی أمْرِ اللهِ.

«مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۱۸۳، ح ۱۲۶۹۰»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: عبادت در زیاد انجام دادن نماز و روزه نیست، بلکه عبادت با تفکّر و اندیشه در قدرت بی منتهای خداوند در امور مختلف می باشد.

**********

۴- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : خَصْلَتانِ لَیْسَ فَوْقَهُما شَیءٌ: الاْیمانُ بِاللهِ، وَنَفْعُ الاْخْوانِ.

«تحف العقول، ص ۴۸۹»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: دو خصلت و حالتی که والاتر از آن دو چیز نمی باشد عبارتند از: ایمان و اعتقاد به خداوند، نفع رساندن به دوستان و آشنایان.

**********

۵- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً، مُؤْمِنُهُمْ وَ مُخالِفُهُمْ، أمَّا الْمُؤْمِنُونَ فَیَبْسِطُ لَهُمْ وَجْهَهُ، وَ أمَّا الْمُخالِفُونَ فَیُکَلِّمُهُمْ بِالْمُداراهِ لاِجْتِذابِهِمْ إلَی الاْیِمانِ.

«مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۶۱، ح ۱۴۰۶۱»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: با دوست و دشمن خوش گفتار و خوش برخورد باشید، امّا با دوستان مؤمن به عنوان یک وظیفه که باید همیشه نسبت به یکدیگر با چهره ای شاداب برخورد نمایند، امّا نسبت به مخالفین به جهت مدارا و جذب به اسلام و احکام آن.

**********

۶- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : اللِّحاقُ بِمَنْ تَرْجُو خَیْرٌ مِنَ المُقامِ مَعَ مَنْ لا تَأْمَّنُ شَرَّهُ.

«مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۳۵۱، ح ۵»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: تداوم دوستی و معاشرت با کسی که احتمال دارد سودی برایت داشته باشد، بهتر است از کسی که محتمل است شرّ ـ جانی، مالی، دینی و … ـ برایت داشته باشد.

**********

۷- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : إیّاکَ وَ الاْذاعَهَ وَ طَلَبَ الرِّئاسَهِ، فَإنَّهُما یَدْعُوانِ إلَی الْهَلَکَهِ.

«بحارالأنوار، ج ۵۰، ص ۲۹۶»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: مواظب باش از این که بخواهی شایعه و سخن پراکنی نمائی و یا این که بخواهی دنبال مقام و ریاست باشی و تشنه آن گردی، چون هر دوی آن ها انسان را هلاک خواهد نمود.

**********

۸- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : إنَّ مُداراهَ أَعْداءِاللهِ مِنْ أفْضَلِ صَدَقَهِ الْمَرْءِ عَلی نَفْسِهِ و إخْوانِهِ.

«مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۶۱»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: مدارا و سازش با دشمنان خدا ـ و دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) در حال تقیّه ـ بهتر است از هر نوع صدقه ای که انسان برای خود بپردازد.

**********

۹- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : حُسْنُ الصُّورَهِ جَمالٌ ظاهِرٌ، وَ حُسْنُ الْعَقْلِ جَمالٌ باطِنٌ.

«بحارالأنوار، ج ۱، ص ۹۵، ح ۲۷»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: نیکوئی شکل و قیافه، یک نوع زیبائی و جمال در ظاهر انسان پدیدار است و نیکو بودن عقل و درایت، یک نوع زیبائی و جمال درونی انسان می باشد.

**********

۱۰- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : مَنْ وَعَظَ أخاهُ سِرّاً فَقَدْ زانَهُ، وَمَنْ وَعَظَهُ عَلانِیَهً فَقَدْ شانَهُ.

«تحف العقول، ص ۴۸۹»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: هرکس دوست و برادر خود را محرمانه موعظه کند، او را زینت بخشیده; و چنانچه علنی باشد سبب ننگ و تضعیف او گشته است.

**********

۱۱- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : مَنْ لَمْ یَتَّقِ وُجُوهَ النّاسِ لَمْ یَتَّقِ اللهَ.

«بحارالأنوار، ج ۶۸، ص ۳۳۶»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: کسی که در مقابل مردم بی باک باشد و رعایت مسائل اخلاقی و حقوق مردم را نکند، تقوای الهی را نیز رعایت نمی کند.

**********

۱۲- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : ما أقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أنْ تَکُونَ لَهُ رَغْبَهٌ تُذِلُّهُ.

«تحف العقول، ص ۴۹۸»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: قبیح ترین و زشت ترین حالت و خصلت برای مؤمن آن حالتی است که دارای آرزوئی باشد که سبب ذلّت و خواری او گردد.

**********

۱۳- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : خَیْرُ إخْوانِکَ مَنْ نَسَبَ ذَنْبَکَ إلَیْهِ.

«بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۸۸، ح ۱۵»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: بهترین دوست و برادر، آن فردی است که خطاهای تو را به عهده گیرد و خود را مقصّر بداند.

**********

۱۴- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : ما تَرَکَ الْحَقَّ عَزیزٌ إلاّ ذَلَّ، وَلا أخَذَ بِهِ ذَلیلٌ إلاّ عَزَّ.

«تحف العقول، ص ۴۸۹»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: حقّ و حقیقت را هیچ صاحب مقام و عزیزی ترک و رها نکرد مگر آن که ذلیل و خوار گردید، همچنین هیچ شخصی حقّ را به اجراء در نیاورد مگر آن که عزیز و سربلند شده است.

**********

۱۵- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : مِنَ الْفَواقِرِ الّتی تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إنْ رأی حَسَنَهً أطْفَأها وَ إنْ رَأی سَیِّئَهً أفْشاها.

«بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۷۲، ح ۱۱»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: یکی از مصائب و ناراحتی های کمرشکن، همسایه ای است که اگر به او احسان و خدمتی شود آن را پنهان و مخفی دارد و اگر ناراحتی و اذیّتی متوجّه اش گردد آن را علنی و آشکار سازد.

**********

۱۶- قالَ – علیه السلام – لِشیعَتِهِ: أوُصیکُمْ بِتَقْوَی اللهِ وَالْوَرَعِ فی دینِکُمْ وَالاْجْتِهادِ لِلّهِ، وَ صِدْقِ الْحَدیثِ، وَأداءِ الاْمانَهِ إلی مَنِ ائْتَمَنَکِمْ مِنْ بِرٍّ أوْ فاجِر، وِطُولِ السُّجُودِ، وَحُسْنِ الْجَوارِ.

«أعیان الشّیعه، ج ۲، ص ۴۱»

امام حسن عسکری – علیه السلام – به شیعیان و دوستان خود فرمود: تقوای الهی را پیشه کنید و در امور دین ورع داشته باشید، در تقرّب به خداوند کوشا باشید و در صحبت ها صداقت نشان دهید، هرکس امانتی را نزد شما نهاد آن را سالم تحویلش دهید، سجده های خود را در مقابل خداوند طولانی کنید و به همسایگان خوش رفتاری و نیکی نمائید.

**********

۱۷- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : مَنْ تَواضَعَ فِی الدُّنْیا لاِخْوانِهِ فَهُوَ عِنْدَ اللهِ مِنْ الصِدّیقینَ، وَمِنْ شیعَهِ علی بْنِ أبی طالِب – علیه السلام – حَقّاً.

«بحارالأنوار، ج ۴۱، ص ۵۵، ح ۵»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: هرکس در دنیا در مقابل دوستان و هم نوعان خود متواضع و فروتنی نماید، در پیشگاه خداوند در زُمره صِدّیقین و از شیعیان امام علی – علیه السلام – خواهد بود.

**********

۱۸- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : إنَّهُ یُکْتَبُ لِحُمَّی الرُّبْعِ عَلی وَرَقَه، وَ یُعَلِّقُها عَلَی الْمَحْمُومِ:

«یا نارُکُونی بَرْداً»، فَإنَّهُ یَبْرَءُ بِإذْنِ اللهِ.

«طب الائمّه سیّد شبّر، ص ۳۳۱»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: کسی که ناراحتی تب و لرز دارد، این آیه شریفه قرآن در «سوره أنبیاء، آیه ۶۹» را روی کاغذی بنویسید و بر گردن او آویزان نمائید تا با إذن خداوند متعال بهبود یابد.

**********

۱۹- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : أکْثِرُوا ذِکْرَ اللهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ، وَ تَلاوَهَ الْقُرْآنِ، وَالصَّلاهَ عَلی النَّبی (صلی الله علیه وآله وسلم)، فَإنَّ الصَّلاهَ عَلی رَسُولِ اللهِ عَشْرُ حَسَنات.

«بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۷۲»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: ذکر و یاد خداوند متعال، مرگ و حالات آن، تلاوت و تدبّر قرآن; و نیز صلوات و درود فرستاد بر حضرت رسول ـ و اهل بیتش (علیهم السلام) ـ را زیاد و به طور مکرّر انجام دهید، همانا پاداش صلوات بر آن ها، ده حسنه و ثواب می باشد.

**********

۲۰- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : إنَّکُمْ فی آجالِ مَنْقُوصَه وَأیّام مَعْدُودَه، وَالْمَوْتُ یَأتی بَغْتَهً، مَنْ یَزْرَعُ شَرّاً یَحْصَدُ نِدامَهً.

«أعیان الشّیعه، ج ۲، ص ۴۲»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: همانا شما انسان ها در یک مدّت و مهلت کوتاهی به سر می برید که مدّت زمان آن حساب شده و معیّن می باشد و مرگ، ناگهان و بدون اطلاع قبلی وارد می شود و شخص را می رباید، پس متوجّه باشید که هرکس هر مقدار در عبادت و بندگی و انجام کارهای نیک تلاش کند ـ فردای قیامت ـ غبطه می خورد که چرا بیشتر انجام نداده است و کسی که کار خلاف و گناه انجام دهد پشیمان و سرافکنده خواهد بود.

**********

۲۱- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : إنّ الْوُصُولَ إلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لا یُدْرَکُ إلاّ بِامْتِطاءِ اللَّیْلِ.

«أعیان الشّیعه، ج ۲، ص ۴۲»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: همانا رسیدن به خداوند متعال و مقامات عالیه یک نوع سفری است که حاصل نمی شود مگر با شب زنده داری ـ و تلاش در عبادت و جلب رضایت او در امور مختلف ـ.

**********

۲۲- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : الْمَقادیرُ الْغالِبَهِ لا تُدْفَعُ بِالْمُغالَبَهِ، وَ الاْرْزاقُ الْمَکْتُوبَهِ لا تُنالُ بِالشَّرَهِ، وَ لا تُدْفَعُ بِالاْمْساکِ عَنْها.

«أعلام الدّین، ص ۳۱۳»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: مقدّراتی که در انتظار ظهور می باشد با زرنگی و تلاش از بین نمی رود و آنچه مقدّر باشد خواهد رسید، همچنین رزق و روزی هرکس، ثبت و تعیین شده است و با زیاده روی در مصرف به جائی نخواهد رسید; و نیز با نگهداری هم نمی توان آن را دفع کرد.

**********

۲۳- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : قَلْبُ الاْحْمَقِ فی فَمِهِ، وَفَمُ الْحَکیمِ فی قَلْبِهِ.

«تحف العقول، ص ۴۸۹»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: اندیشه أحمق در دهان اوست، ولیکن دهان و سخن عاقل در درون او می باشد. (یعنی; افراد أحمق اوّل حرف می زنند و سپس در جهت سود و زیان آن فکر می کنند، بر خلاف عاقل که بدون فکر سخن نمی گوید).

**********

۲۴- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : الْمُؤْمِنُ بَرَکَهٌ عَلَی الْمؤْمِنِ وَ حُجَّهٌ عَلَی الْکافِرِ.

«تحف العقول، ص ۴۸۹»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: وجود شخص مؤمن برای دیگر مؤمنین برکت و سبب رحمت می باشد و نسبت به کفّار و مخالفین حجّت و دلیل است.

**********

۲۵- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : لا یَشْغَلُکَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَل مَفْرُوض.

«تحف العقول، ص ۴۸۹»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: مواظب باش که طلب روزی ـ که از طرف خداوند متعال تضمین شده ـ تو را از کار و اعمالِ واجب باز ندارد (یعنی; مواظب باش که به جهت تلاش و کار بیش از حدّ نسبت به واجبات سُست و سهل انگار نباشی).

**********

۲۶- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : جُرْأهُ الْوَلَدِ عَلی والِدِهِ فی صِغَرِهِ تَدْعُو إلَی الْعُقُوقِ فی کِبَرِهِ.

«تحف العقول، ص ۴۸۹»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: رو پیدا کردن و جرئ شدن فرزند هنگام طفولیّت در مقابل پدر، سبب می شود که در بزرگی مورد نفرین و غضب پدر قرار گیرد.

**********

۲۷- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : أجْمِعْ بَیْنَ الصَّلاتَیْنِ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ، تَری ما تُحِبُّ.

«الکافی، ج ۳، ص ۲۸۷، ح ۶»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: نماز ظهر و عصر را دنباله هم ـ در اوّل وقت ـ انجام بده، که در نتیجه آن فقر و تنگ دستی از بین می رود و به مقصود خود خواهی رسید.

**********

۲۸- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : أوْرَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْههِ، أعْبَدُ النّاسِ مَنْ أقامَ الْفَرائِضَ، أزْهَدُ النّاس مَنْ تَرَکَ الْحَرامَ، أشَدُّ النّاسِ اجْتِهاداً مَنْ تَرَکَ الذُّنُوبَ.

«أعیان الشّیعه، ج ۲، ص ۴۲»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: پارساترین مردم آن کسی است که از موارد گوناگون شبهه و مشکوک اجتناب و دوری نماید; عابدترین مردم آن شخصی است که قبل از هر چیز، واجبات الهی را انجام دهد; زاهدترین انسان ها آن فردی است که موارد حرام و خلاف را مرتکب نشود; قوی ترین اشخاص آن شخصی است که هر گناه و خطائی را ـ در هر حالتی که باشد ـ ترک نماید.

**********

۲۹- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : لا یَعْرِفُ النِّعْمَهَ إلاَّ الشّاکِرُ، وَلا یَشْکُرُ النِّعْمَهَ إلاَّ الْعارِفُ.

«بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۷۸»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: کسی قدر نعمتی را نمی داند مگر آن که شکرگزار باشد و کسی نمی تواند شکر نعمتی را انجام دهد مگر آن که اهل معرفت باشد.

**********

۳۰- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : مِنَ الذُّنُوبِ الَّتی لا یُغْفَرُ قَوْلُ الرَّجُلِ: لَیْتَنی لا أُؤاخِذُ إلاّ بِهذا.

«بحارالأنوار، ج ۵۰، ص ۲۵۰، ح ۴»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: بعضی از گناهانی که آمرزیده نمی شود: خلافی است که شخصی انجام دهد و بگوید: ای کاش فقط به همین خلاف عِقاب می شدم، یعنی; گناه در نظرش ناچیز و ضعیف باشد.

**********

۳۱- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ یَکُونُ ذا وَجْهَیْنِ وَ ذالِسانَیْنِ، یَطْری أخاهُ شاهِداً وَ یَأکُلُهُ غائِباً، إنْ أُعْطِی حَسَدَهُ، وَ إنْ ابْتُلِی خَذَلَهُ.

«بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۷۳، ح ۱۴»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: بد آدمی است آن که دارای دو چهره و دو زبان می باشد; دوست و برادرش را در حضور، تعریف و تمجید می کند ولی در غیاب و پشت سر، بدگوئی و مذمّت می نماید که همانند خوردن گوشت های بدن او محسوب می شود، چنین شخص دو چهره اگر دوستش در آسایش و رفاه باشد حسادت میورزد و اگر در ناراحتی و سختی باشد زخم زبان می زند.

**********

۳۲- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : مِنَ التَّواضُعِ السَّلامُ عَلی کُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الْمَجْلِسِ.

«بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۷۲، ح ۹»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: یکی از نشانه های تواضع و فروتنی آن است که به هرکس برخورد نمائی سلام کنی و در هنگام ورود به مجلس هر کجا، جا بود بنشینی ـ نه آن که به زور و زحمت برای دیگران جائی را برای خود باز کنی ـ.

**********

۳۳- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : مَنْ رَضِی بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الْمَجْلِسِ لَمْ یَزَلِ اللهُ وَ مَلائِکَتُهُ یُصَلُّونَ عَلَیْهِ حَتّی یَقُومَ، مِنَ التَّواضُعِ السَّلامُ عَلی کُلِّ مَنْ تَمُّرُ بِهِ.

«بحارالأنوار، ج ۷۸، ص ۴۶۶، ح ۱۲»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: کسی که متکبّر نباشد و موقع ورود به مجلس هر کجا جائی بود بنشیند تا زمانی که حرکت نکرده باشد خدا و ملائکه هایش بر او درود و رحمت می فرستند; از علائم و نشانه های تواضع و فروتنی آن است که به هر شخصی برخورد نمودی سلام کنی.

**********

۳۴- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : لا تُمارِ فَیَذْهَبُ بَهاؤُکَ، وَ لا تُمازِحْ فَیُجْتَرَأُ عَلَیْکَ.

«أعیان الشّیعه، ج ۲، ص ۴۱»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: با کسی جدال و نزاع نکن که بهاء و ارزش خود را از دست می دهی، با کسی شوخی و مزاح ـ ناشایسته و بی مورد ـ نکن وگرنه افراد بر تو جریء و چیره خواهند شد.

**********

۳۵- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : مَنْ آثَرَ طاعَهَ أبَوَی دینِهِ مُحَمَّد وَ عَلی عَلَیْهِمَاالسَّلام عَلی طاعَهِ أبَوَی نَسَبِهِ، قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِهُ: لاَُؤَ ثِرَنَّکَ کَما آثَرْتَنی، وَلاَُشَرِّفَنَّکَ بِحَضْرَهِ أبَوَی دینِکَ کَما شَرَّفْتَ نَفسَکَ بِإیثارِ حُبِّهِما عَلی حُبِّ أبَوَیْ نَسَبِکَ.

«تفسیر الإمام العسکری – علیه السلام -، ص ۳۳۳، ح ۲۱۰»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: کسی که مقدّم دارد طاعت و پیروی پیغمبر اسلام حضرت محمّد و امیرالمؤمنین امام علی صلوات الله علیهما را بر پیروی از پدر و مادر جسمانی خود، خداوند متعال به او خطاب می نماید: همان طوری که دستورات مرا بر هر چیزی مقدّم داشتی، تو را در خیرات و برکات مقدّم می دارم و تو را همنشین پدر و مادر دینی یعنی حضرت رسول و امام علی علیهماالسّلام می گردانم، همان طوری که علاقه و محبّت ـ عملی و اعتقادی ـ خود را نسبت به آن ها بر هر چیزی مقدّم داشتی.

**********

۳۶- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : لَیْسَ مِنَ الاْدَبِ إظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزُونِ.

«بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۷۴، ح ۲۸»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: از ادب ـ و اخلاق انسانی و اسلامی ـ نیست که در حضور شخص مصیبت دیده و غمگین، اظهار شادی و سرور کند.

**********

۳۷- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : مَنْ کانَ الْوَرَعُ سَجّیَتَهُ، وَالْکَرَمُ طَبیعَتَهُ، وَالْحِلْمُ خُلَّتَهُ، کَثُرَ صدیقُهُ وَالثَّناءُ عَلَیْهِ.

«أعلام الدّین، ص ۳۱۴»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: هرکس ورع و احتیاط در روش زندگیش، بزرگواری و سخاوت عادت برنامه اش و صبر و بردباری برنامه اش باشد; دوستانش زیاد و تعریف کنندگانش بسیار خواهند بود.

**********

۳۸- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : أعْرَفُ النّاسِ بِحُقُوقِ إخْوانِهِ، وَأشَدُّهُمْ قَضاءً لَها، أعْظَمُهُمْ عِنْدَاللهِ شَأناً.

«احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۵۱۷، ح ۳۴۰»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: هرکس حقوق هم نوعان خود را بشناسد و رعایت کند و مشکلات و نیازمندی های آن ها را برطرف نماید، در پیشگاه خداوند دارای عظمت و موقعیّتی خاصّی خواهد بود.

**********

۳۹- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : اِتَّقُوا اللهُ وَ کُونُوا زَیْناً وَ لا تَکُونُوا شَیْناً، جُرُّوا إلَیْنا کُلَّ مَوَّدَه، وَ اَدْفَعُوا عَنّا کُلُّ قَبیح، فَإنَّهُ ما قیلَ فینا مِنْ حُسْن فَنَحْنُ أهْلُهُ، وَ ما قیلَ فینا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ کَذلِکَ.

«بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۷۲»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: تقوای الهی را ـ در همه امور ـ رعایت کنید، و زینت بخش ما باشید و مایه ننگ ما قرار نگیرید، سعی کنید افراد را به محبّت و علاقه ما جذب کنید و زشتی ها را از ما دور نمائید; درباره ما آنچه از خوبی ها بگویند صحیح است و ما از هر گونه عیب و نقصی مبّرا خواهیم بود.

**********

۴۰- قالَ الإمامُ الْحَسَنِ الْعَسْکَری – علیه السلام – : یَأتی عُلَماءُ شیعَتِنَاالْقَوّامُونَ لِضُعَفاءِ مُحِبّینا وَ أهْلِ وِلایَتِنا یَوْمَ الْقِیامَهِ، وَالاْنْوارُ تَسْطَعُ مِنْ تیجانِهِمْ عَلی رَأسِ کُلِّ واحِد مِنْهُمْ تاجُ بَهاء، قَدِ انْبَثَّتْ تِلْکَ الاْنْوارُ فی عَرَصاتِ الْقِیامَهِ وَ دُورِها مَسیرَهَ ثَلاثِمِائَهِ ألْفِ سَنَه.

«تفسیر الإمام العسکری – علیه السلام -، ص ۳۴۵، ح ۲۲۶»

امام حسن عسکری – علیه السلام – فرمود: آن دسته از علماء و دانشمندان شیعیان ما که در هدایت و رفع مشکلات دوستان و علاقه مندان ما، تلاش کرده اند، روز قیامت در حالتی وارد صحرای محشر می شوند که تاج کرامت بر سر نهاده و نور وی، همه جا را روشنائی می بخشد و تمام أهل محشر از آن نور بهره مند خواهند شد.

اگربخواهیم تحلیل همه جانبه ای از کارنامه درخشان دوره امامت امام حسن عسکری علیه السلام و نیز مواضع دقیق و سنجیده آن حضرت در برابر تحولات سیاسی و توطئه بسیار خطرناک و پیچده دشمنان اهل بیت علیهم السلام داشته باشیم امکان پذیر نیست مگر آن که دو نکته بسیار کلیدی و مهم به درستی تحلیل شود؛

******

نکته اول:
از سال دهم هجرت و تشکیل سقیفه بنی ساعده تا سال ۲۶۰ هجرت در این مدت ۲۵۰ سال برای این که نتوانند هیچ یک ازائمه علیهم السلام تشکیل حکومت دهند و زعامت مسلمین را به دست گیرند دشمنان اهل بیت علیهم السلام در چند فاز وارد عمل شدند و درمقام حذف سیاسی و فیزیکی آنان برآمدند.
 
مرحله اول: حذف سیاسی
از سال دهم تا سال ۳۶ در این مدت بیست و پنج سال آنچه اتفاق افتاد حذف سیاسی اهل بیت علیهم السلام بوده است. یعنی با جابجایی مقام ولایت و امامت به خلافت و تنزل دادن جانشینی پیامبر(ص) را از مقام قدسی درحد مقام اجرایی، در سقیفه بنی ساعده توطئه گران توانستند امام علی علیه السلام را از مقام مشروع انتصابی کنار زده و امت اسلامی را از نظام ولایی محروم نمایند.

مرحله دوم: حذف سیاسی وفیزیکی
از سال ۴۰ تا سال ۱۳۲ از هجرت، یعنی دوره حاکمیت امویان و مروانیان، حاکمیت کثیف و آلوده اموی و مروانی از دو فاز درمقام حذف اهل بیت علیهم السلام برآمدند در فاز اول حذف سیاسی بود که اجازه ندادند هیچ یک از امامان این دوره امام حسن، امام حسین وامام زین العابدین علیهم السلام زمام حکومت و رهبری را به عهده بگیرند و در فاز دوم در مقام حذف فیزیکی امامان بر آمدند که امام حسن وامام حسین و امام زین علیهم السلام را به شهادت رساندند.

مرحله سوم: حذف سیاسی، نژادی وفیزیکی
از سال ۱۳۲ که بنی العباس به حکومت رسیدند و خلفایی چون، سفاح، منصور، هارون، مأمون سرکار آمدند آنان چون شناخت بیشتر و دقیق تر از اهل بیت علیهم السلام داشتند علاوه برحذف سیاسی نه تنها اجازه ندادند هیچ یک از امامان چهارگانه امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام رضا علیهم السلام زعامت و رهبری امت اسلامی را به عهده بگیرند و تشکیل حکومت دهند بلکه هر چهارامام را به شهادت رساندند و فاز جدیدی را گشودند که حذف نژادی اهل بیت علیهم السلام بود، از همین رو اقدام به بازداشت سادات و به شهادت رساندن آنان نمودند تا نسل کشی کامل کرده باشند. چرا که می دیدند با حذف امام علیه السلام امامزادگان قیام کرده اند و راه و رسم اجدادشان را ادامه می دهند و تهدید بالفعل برای حاکمان پلید بنی العباس می باشند.

مرحله چهارم: حذف آخرین حلقه امامت و کانون الهام بخش
از سال ۲۱۸ که دوره دوم حاکمیت بنی العباس و خلفای جوری چون((معتصم،واثق متوکل، مستعین، معتز، مهتدی، معمتد)) و دوره امامت امام جواد، امام هادی و امام حسن عسکری علیهم السلام بوده است، حاکمان ستم پيشه‌ این دوره برای حذف اهل بیت علیهم السلام از چهار فاز برای حذف اهل بیت علیهم السلام وارد شدند:
اول: در حذف فیزیکی امامان علیهم السلام رَویه خلفای پیشین را تغییر دادند و امام این دوره را در جوانی به شهادت رساندند تا فرصت برای کادر سازی و ترویج نشر اندیشه ولایی پیدا نکنند، از همین رو امام‌ جواد علیه السلام را در ۲۵ سالگی، امام هادی علیه السلام در ۴۱ سالگی، امام حسن عسکری در ۲۸ سالگی به شهادت رسیدند.
دوم: برای این که مانع از کادرسازی امامان علیهم السلام شوند و رابطه آنان را با شیعیان قطع نمایند امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السلام را ازمدینه به سامرا آوردند و در پادگان نظامی در حصر خانگی قرار دادند.
سوم: چون آشنا به روایات رسول الله صلی الله علیه السلام بودند و می دانستند آخرین حلقه امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است برای اینکه آخرین حلقه را که هنوز متولد نشده از میان بردارند و پروژه حذف اهل بیت علیهم السلام را تکمیل کنند مادر حضرت را به شدت تحت کنترل قرار دادند و توسط قابله پیوسته آن بانو را تست می کردند که اگر حامله هست مادر و فرزند را حذف فیزیکی نمایند.
چهارم: از آن جایی که تربت و مضجع شریف امام حسین علیه السلام کانون الهام بخش قیام های علویون و شیعیان بود برای خاموش کردن آن متوکل عباسی اقدام به تخریب تربت مطهر آن حضرت نمود.

******

نکته دوم:
در چنین دوره سخت که می رفت، اهل بیت علیهم السلام به آخر خط رسیده و طرح و پروژه سقیفه بنی ساعده در حذف فیزیکی، سیاسی، عقیدتی اهل بیت علیهم السلام به نتیجه برسد، امام حسن عسکری علیه السلام با نقش استثنایی و عملیاتی کردن چهار گام کلیدی و موضع سنجیده و بسیار دقیق و قدسی خود، پروژه سیاسی و امنیتی، فرهنگی بسیار خطرناک امویان و عباسیان را به شکست کامل کشاند و اهل بیت علیهم السلام را غالب و ماندگارهمیشه تاریخ و دشمنان را مغلوب و حذف از صفحه تاریخ نمود.

۱-تولد پنهانی آخرین حلقه امامت
با وجود همه تلاش و کنترل مامورین امنیتی حاکمیت بنی العباس در ردیابی تولد آخرین حلقه امامت، امام حسن عسکری علیه السلام با کرامت و تدبیره ویژه خود زمینه تولد آخرین حلقه امامت را فراهم آورد و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دامن پاک مادرش حضرت نرجس دیده به جهان گشود و متولد شد و امامت اهل بیت خودش را ادامه داد و ثابت شد((يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ(صف، آیه ۸) مى‏ خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا گر چه كافران را ناخوش افتد نور خود را كامل خواهد گردانيد)).

۲- آماده سازی شعیان برای غیبت کبرا
آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف یکی دیگر از نقش های مهم امام‌حسن عسکری علیه السلام است، چرا که پنهان شدن پیشوا و رهبر هر جمعیت، یک حادثه غیر طبیعی و نامانوس است و باور کردن آن و نیز تحمل مشکلات ناشی از آن، برای مردم دشوار است، پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله و سلم و امامان پیشین علیهم السلام، به تدریج مردم را با این موضوع آشنا ساخته، افکار را برای پذیرش آن آماده می‌کردند این تلاش، در عصر امام هادی و عسکری علیهما السلام، به صورت جدی تری به چشم می‌خورد؛ این امر در زمان امام عسکری علیه السلام، جلوۀ بیشتری یافت؛ زیرا با وجود تاکید بر تولد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، او را فقط به شیعیان خاص و بسیار نزدیک نشان می‌داد می فرمود:
((صاحبکم بعدی...‌(الارشاد، ج۲، ص۳۴) ؛ این، بعد از من صاحب شما است...))
((ان ابنی هو القائم من بعدی...(کمال الدین تمام النعمه، ج۳، ص۵۲۴) ؛ همانا فرزندم، قائم بعد از من است....))
((هذا امامکم من بعدی و خلیفتی علیکم...(همان،(۵۲۴)؛این پیشوای شما پس از من و جانشین من بر شما است...))
((ابنی محمد هو الامام الحجة بعدی... (همان۴۰۹)؛ فرزندم محمد امام و حجت پس از من است.))
از سوی دیگر، تماس مستقیم شیعیان با خود آن حضرت نیز روز به روز محدود تر و کمتر می‌شد؛ به گونه‌ای که حتی در شهر سامرا از طریق نامه یا به وسیلۀ نمایندگان خویش، به مردم پاسخ می‌داد. بدین ترتیب، آنان را برای پذیرش اوضاع و شرایط عصر غیبت و ارتباط غیرمستقیم با امام آماده می‌ساخت.

۳- شکیل شبکه وکالتی
برای این که ارتباط امام علیه السلام با شیعیان با وجود حصر خانگی قطع نشود به دلیل این که تشیّع در مناطق مختلف و شهرهای متعدّدی گسترش و در نقاط فراوانی تمرکز یافته بود. شهرها و مناطقی مانند کوفه، بغداد، نیشابور، قم، خراسان، مدائن، یمن، ری، آذربایجان، سامرّاء، جرجان و بصره از پایگاه های شیعیان به شمار می رفتند، امام حسن عسکری شبکه (وکالتی) که پدرشان امام هادی علیه السلام با همین هدف تاسیس کرده بودند گسترش دادند تا پیوند شیعیان را با حوزۀ امامت از یک سو و ارتباط آنان را با همدیگر از سوی دیگر برقرار سازد و از این رو نمایندگانی از میان چهره های درخشان و شخصیّت های برجستۀ شیعیان برگزید و در مناطق متعدّد، منصوب کرد. ایشان با آنان در ارتباط بود و از این طریق پیروان تشیّع را در همۀ مناطق زیرنظر داشت. نمایندگان امام که دارای سلسله مراتبی بودند و حوزۀ فعّالیت هر کدام از آنها مشخّص بود. در این میان، وجوه جمع آوری شده باید در نهایت به دست وکیل اصلی امام برسد و او به امام برساند و امام علیه السلام با این نقش ویژه اش توانست موجودیت اقلیت شیعه را حفظ نماید.

۴- زنده نگه داشتن زیارت تربت سیدالشهدا علیه السلام
خلفای عباسی از همان آغاز حكومت دریافته بودند تربت مطهر سیدالشهداء کانون الهام بخش قیام و نهضت ها است چرا که آنان خود در لوای شعار(لثارات الحسین) در برابر مروانیان قیام کردند و حکومت عباسی را تشکیل دادند ولی پس از تثبیت حکومت نخست منصور دوانیقی، سپس هارون و متوکل تربت و قبه سیدالشهداء را تخریب کردند وآب بستند.

 ولی امام حسن عسکری علیه السلام با کلام نورانی شان که‌: (عَلاماتُ المؤمنِ خَمسٌ: صَلَواتُ إحدي و خَمسينَ، و زيارةُ‌ الأربعينَ، و التَّخَتُّم بِاليَمينِ، و تَعفيرُ الجَبينِِ، و الجَهْرُ بِبسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ.((اقبال، ج۳، ص۱۰۰): نشانه‌هاي مؤمن پنج چيز است:

اوّل: نماز پنجاه و يك ركعت (واجب و نافله در طول شبانه روز).

دوّم: زيارة اربعين حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام.

سوّم: انگشتر در دست راست نمودن.

چهارم: پيشاني بر خاك گذاردن.

پنجم: بلند گفتن بسم‌ الله ‌الرّحمن الرّحيم در نمازهاي جهريّه (صبح، مغرب و عشاء) آنچنان زیارت مضجع و تربت جدشان حسین بن علی علیه السلام را زنده وماندگار نمودند که پس ۱۳۸۳ سال بعد از واقعه کربلا بیست و پنج میلیون نفر عاشقان دل باخته برای زیارت اربعین ازسراسر جهان با پای پیاده ازنجف به کربلا مشرف شوند.

"نهج البلاغه" تقوا را به عنوان یک نیروی معنوی و روحی که بر اثر ممارست و تمرین پدید می آید و به نوبه خود آثار و لوازم و نتایجی دارد و از آن جمله پرهیز از گناه را سهل و آسان می نماید، طرح و عنوان کرده است. «ذمتی بما اقول رهینه، و انا به زعیم. ان من صرحت له العبر عما بین یدیه من المثلات، حجزه التقوا عن التقحم فی الشبهات؛ همانا درستی گفتار خویش را ضمانت می کنم و عهده خود را در گرو گفتار خویش قرار می دهم. اگر عبرت های گذشته برای یک شخص آینه قرار گیرد، تقوا جلوی او را از فرو رفتن در کارهای شبهه ناک می گیرد». تا آن جا که می فرماید: «الا وان الخطایا خیل شمس، حمل علیها اهلها، و خلعت لجمها، فتقحمت بهم فی النار. الا و ان التقوا مطایا ذلل، حمل علیها اهلها، و اعطوا ازمتها، فاوردتهم الجنه؛ همانا خطا ها و گناهان و زمام را در اختیار هوای نفس دادن، مانند اسب های سرکش و چموشی است که لجام از سر آن ها بیرون آورده شده و اختیار از کف سوار بیرون رفته باشد و عاقبت اسب ها سوار های خود را در آتش افکنند. و مثل تقوا مثل مرکب های رهوار و مطیع و رام است که مهارشان در دست سوار است و آن مرکب ها با آرامش سوار های خود را به سوی بهشت می برند» (نهج البلاغه، خطبه 16).
در این خطبه تقوا به عنوان یک حالت روحی و معنوی که اثرش ضبط و مالکیت نفس است ذکر شده است. این خطبه می گوید: لازمه بی تقوائی و مطیع هوای نفس بودن ضعف و زبونی و بی شخصیت بودن در برابر محرکات شهوانی و هوا های نفسانی است. انسان در آن حالت مانند سوار زبونی است که از خود اراده و اختیاری ندارد و این مرکب است که به هر جا که دلخواهش هست می رود، لازمه تقوا قدرت و اراده و شخصیت معنوی داشتن و مالک حوزه وجود خود بودن است، مانند سوار ماهری که بر اسب تربیت شده ای سوار است و با قدرت و تسلط کامل آن اسب را در جهتی که خود انتخاب کرده می راند و اسب در کمال سهولت اطاعت می کند.
«ان تقوی الله حمت اولیاء الله محارمه و الزمت قلوبهم مخافته حتی اسهرت لیالیهم و اظمات هواجرهم؛ تقوای الهی دوستان خدا را از گناهان باز داشته، و ترس از خدا بر دل هاشان نشانده، تا آن جا که شب های آنان را به بیداری کشانده و روز های گرمشان را به روزه داری واداشته» (نهج البلاغه، خطبه 114). در این جا "امام علی (ع)" تصریح می کند که تقوا چیزی است که پرهیز از محرمات الهی و هم چنین ترس از خدا، از لوازم و آثار آن است. پس در این منطق تقوا نه عین پرهیز است و نه عین ترس از خدا بلکه نیروئی است روحی و مقدس که این امور را به دنبال خود دارد. « فان التقوی: فی الیوم الحرز و الجنه و فی غد الطریق الی الجنه؛ زیرا که پرهیزگاری در امروز سپر و پوشش است، و در فردا راه به سوی بهشت و آسایش» (نهج البلاغه، خطبه 191).
در خطبه 157 تقوا را به پناهگاهی بلند و مستحکم تشبیه فرموده که دشمن قادر نیست در آن نفوذ کند «اعلموا، عباد الله، ان التقوی دار حصن عزیز». در همه این ها توجه امام معطوف است به جنبه روانی و معنوی تقوی و آثاری که بر روح می گذارد، به طوری که احساس میل به پاکی و نیکوکاری و احساس تنفر از گناه و پلیدی در فرد بوجود می آورد. نمونه های دیگری هم در این زمینه هست و شاید همین قدر کافی باشد و ذکر آن ها ضرورتی نداشته باشد. بنابر این از نظر "نهج البلاغه"، تقوا نیروئی است روحی، نیروئی مقدس و متعالی که منشاء کشش ها و گریزهائی می گردد، کشش به سوی ارزش های معنوی و فوق حیوانی، و گریز از پستی ها و آلودگی های مادی. از نظر "نهج البلاغه" تقوا حالتی است که به روح انسان شخصیت و قدرت می دهد و آدمی را مسلط بر خویشتن و مالک "خود" می نماید.

رسول الله (ص) فرمودند: «الناس نیام فإذا ماتوا انتبهوا؛ مردمی که در این دنیا زندگی می کنند همه خوابند وقتی بمیرند تازه بیدار میشوند». عالم برزخ عالم بیداری است ولی همین عالم برزخ نسبت به قیامت خواب است؛ زیرا که در قیامت بیداری محض است، در عالم برزخ که بین دنیا و قیامت واقع است و واقعا از آثار و کیفیات و سائر خصوصیات بین دو عالم واقع است، از نظر قدرت حیات و قوت علم و قدرت، عالمی است بین دو عالم و برزخی است بین النشأتین. حیات و علم و قدرت در آن عالم به مراتب از دنیا قوی تر و به مراتب از عالم قیامت ضعیف تر و بنابراین، ادراکات نسبت به دنیا قوی تر است. پس نسبت به دنیا در حکم عالم بیداری است نسبت به عالم خواب، و در حکم عالم خواب است نسبت به قیامت.
اهل دوزخ در روز قیامت به پروردگار میگویند: «قالوا ربنآ أمتنا اثنتین و أحییتنا اثنتین فاعترفنا بذنوبنا فهل إلی خروج من سبیل؛ خداوندا دو مرتبه ما را میراندی و دو مرتبه زنده گردانیدی، پس ما اعتراف کردیم به گناهانمان، آیا در این حال برای ما راهی بسوی خلاصی و خروج هست؟» (غافر/۱۱).
مراد از دو بار میراندن، میراندن از دنیا است بسوی برزخ و میراندن از برزخ بسوی قیامت؛ و مراد از دوبار زنده کردن، زنده کردن در برزخ است به ارتحال از دنیا به برزخ، و زنده کردن در قیامت است به ارتحال از برزخ به قیامت. چون انسان که از دنیا میرود و وارد برزخ میگردد نسبت به نشأة دنیا مرده و نسبت به نشأة برزخ زنده شده است، و در وقت نفخ صور که از برزخ بیرون میرود و وارد قیامت میگردد نسبت به نشأة برزخ مرده و نسبت به نشأة قیامت زنده شده است؛ پس میان مرگ از عالم طبیعت و میان حیات برزخی تلازم است کما آنکه میان مرگ از عالم برزخ و میان حیات نفسی و قیامتی تلازم است.
پس هر موتی مستلزم حیاتی خواهد بود؛ دو موت در پیش داریم و دو حیات. و بطور کلی در سلسله مدارج و معارج کمال، وصول به هر درجه از درجات تکامل ملازم سپری شدن درجه قبل است و تمام مراتب سابق به صورت معدات باید زائل و فانی گردد. و لذا در قرآن مجید این حیات قیامتی را به عنوان قیام نام میبرد یعنی ایستادن و برپا نمودن، چون همه عوالم درنوردیده شده و اینک نوبت قیام و حیات نفسی و قیامتی است؛ «یوم تقوم الساعة؛ روزی که قیامت برپا شود» (روم/۱۲) و لفظ قیام الساعة در روایات بسیاری وارد است.

آنچه شخصیت واقعی انسان را تشکیل می دهد و "من" واقعی او محسوب می شود، بدن و جهازات بدنی و هر چه از توابع بدن به شمار می رود نیست، زیرا بدن و جهازات بدنی و توابع آن ها به جایی تحویل نمی شوند و در همین جهان تدریجا منهدم می گردند. آن چیزی که شخصیت واقعی ما را تشکیل می دهد و "من" واقعی ما محسوب می شود، همان است که در قرآن از آن به "نفس" و احیانا به روح تعبیر شده است...

روح یا نفس انسان که ملاک شخصیت واقعی انسان است و جاودانگی انسان به واسطه جاودانگی اوست از نظر مقام و مرتبه وجودی در افقی مافوق ماده و مادیات قرار گرفته است. روح یا نفس، هر چند محصول تکامل جوهری طبیعت است، اما طبیعت در اثر تکامل جوهری که تبدیل به روح یا نفس می شود، افق وجودی اش و مرتبه و مقام واقعی اش عوض می شود و در سطح بالاتری قرار می گیرد، یعنی از جنس عالمی دیگر می شود که عالم ماورای طبیعت است. با مرگ، روح یا نفس به نشئه ای که از سنخ و نشئه روح است منتقل می شود و به تعبیر دیگر، هنگام مرگ، آن حقیقت مافوق مادی بازستانده و تحویل گرفته می شود.

قرآن کریم در برخی آیات دیگر که درباره خلقت انسان بحث کرده و مربوط به معاد و حیات اخروی نیست، این مطلب را گوشزد کرده که در انسان حقیقتی هست از جنس و سنخ ماورای جنس آب و گل. درباره آدم اول می گوید:
«و نفخت فیه من روحی»؛ «از روح خود در او دمیدم.»(حجر/۲۹)
مسئله روح و نفس و بقای روح پس از مرگ از امهات معارف اسلامی است. نیمی از معارف اصیل غیر قابل انکار اسلامی بر اصالت روح و استقلال آن از بدن و بقاء بعدالموت آن استوار است، همچنان که انسانیت و ارزش های واقعی انسانی بر این حقیقت استوار است و بدون آن، همه آنها موهوم محض است.
تمام آیاتی که صریحا زندگی بلافاصله پس از مرگ را بیان می کنند که نمونه هایی از آن ها در این جا آورده و می آوریم دلیل است که قرآن روح را واقعیتی مستقل از بدن و باقی بعد از فنای بدن می داند.

برخی می پندارند که از نظر قرآن، روح و نفسی در کار نیست، انسان با مردن پایان می پذیرد، یعنی پس از مرگ شعور و ادراک و سرور و رنجی در کار نیست تا آن گاه که قیامت کبری به پا شود و انسان حیات مجدد بیابد. تنها آن وقت است که انسان بار دیگر خود را و جهان را می یابد. ولی آیاتی که صریحا حیات بلافاصله پس از مرگ را بیان می کند دلیل قاطعی است بر رد این نظریه.

این گروه می پندارند دلیل قائلین به روح، آیه کریمه «قل الروح من امر ربی»؛ «بگو روح از (عالم بالا و) فرمان خدای من است.»(سوره اسراء/۸۵) است و می گویند در قرآن مکرر نام روح به میان آمده در حالی که مقصود چیز دیگر است، این آیه نیز همان معنی را طرح کرده که در آن آیات طرح شده است.
این گروه نمی دانند که دلیل قائلین به روح این آیه نیست، در حدود بیست آیه دیگر است. تازه این آیه به کمک آیات دیگری که ذکر روح در آن آیات آمده که برخی به صورت مطلق (روح) و بعضی به صورت های مقید (روحنا، روح القدس، روحی، روحا من امرنا و غیره) آمده است و از آن جمله در مورد انسان با تعبیر «و نفخت فیه من روحی» آمده است، نشان دهنده این است که از نظر قرآن حقیقتی وجود دارد برتر از ملائکه و برتر از انسان به نام روح. ملائکه و انسان ها واقعیت "امری" (دارند) یعنی روح خویش را از فیض او به اذن پروردگار دارند.
یعنی مجموع آیات روح به ضمیمه آیه «و نفخت فیه من روحی» که درباره انسان آمده است نشان می دهد که روح انسان واقعیتی غیر مادی دارد. (رجوع کنید به تفسیر المیزان متن عربی، ج ۱۳ ص ۱۹۵ ذیل آیه کریمه "قل الروح من امر ربی" و ج ۳ ص ۲۷۰ - ۲۷۵ ذیل آیه کریمه «یوم یقوم الروح و الملائکه صفا»؛ «روزی که در آن روح و فرشتگان به صف ایستند.» (نبا/۳۸))

تنها قرآن نیست که اصالت روح را در آیات متعدد خود تأیید کرده است، در حد تواتر در کتب حدیث و دعا و نهج البلاغه از جانب رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار این مطلب تأیید شده است. حقیقت این است که انکار روح یک اندیشه کثیف متعفن غربی است که از حسی گرایی و مادی گرایی غربی سرچشمه می گیرد و متأسفانه دامنگیر برخی پیروان با حسن نیت قرآن هم شده است.

دوشنبه, 11 مهر 1401 20:44

آیه ولایت در متون اهل سنت

اختلاف اساسی بین شیعه و سنی در مسئله امامت است. اهل سنت سعی می کنند که از هر چیزی که بر امامت امام علی(ع) و سایر امامان دلالت داشته باشد خود شان را کنار بکشند و تا توانسته اند بزرگان آنان احادیث و روایاتی را که در باره امامت اهل بیت (ع) از پیامبر خدا صادر شده در کتابهای شان نقل نکنند ولی با وجود این موضع گیری منفی روایات زیادی در کتابهای اهل سنت مبنی بر ولایت و امامت اهل بیت (ع) منعکس شده است.

اما در خصوص آیه «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَاكِعُون‏؛ سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند.»[۱] در صحاح سته چیزی نقل نشده است. ولی در برخی کتابهای دیگر اهل سنت حدیثی از رسول گرامی اسلام در شأن نزول این آیه شریفه که امامت و ولایت امام علی (ع) را به اثبات می رساند نقل شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

در مجمع الزوائد از عمار یاسر نقل شده است که سائلی کنار علی بن ابی طالب (رض) که در حال رکوع بود ایستاد او انگشرش را از انگشت در آورد به او عطا کرد. در این هنگام رسول الله (ص) آمد و سائل او را از این کار آگاه نمود پس ب رسول خدا(ص) این آیه «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَاكِعُون» نازل گردید و رسول رسول خدا آن را قرائت کرد سپس فرمود: من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاداه؛ هر که من م.لای اویم پس علی مولای اوست خدایا دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن دارد.[۲]

در کتاب المعیار و الموازنه بعد از اینکه در باره امام علی (ع) می گوید: أن الإمام أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام كان قد فاق العالمين زهدا وصبرا وعبادة ، وكان أزهدهم في الزخارف الدنيوية وأصبرهم عند الهزاهز والشدائد وأعبدهم في ساحات المناجاة مع الله ومقام العبودية ... ، ودرجته لتعلموا أن علي بن أبي طالب قد برز على الزاهدين بزهده وصبره ، وسبق العابدين بعبادته. فكان ممن يطعم الطعام على حب الله مسكينا و يتيما و أسيرا  و كان من المؤثرين على أنفسهم وإن كانت بهم خصاصة. وكان من الكاظمين الغيظ ، والعافين عن الناس . وكان من الصابرين على البأساء والضراء و... و در باره او آیه «إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون» نازل شد تا سخن رسول خدا (ص) را که فرمود« من كنت مولاه فعلي مولاه» تصدیق کند هنگامی که در این آیه ولایت او را قرین ولایت پیامبرش نموده است.[۳] 

 در تفسیر الدر المنثور به سندهای متعدد شأن نزول این آیه شریفه اشاره شده است. مثلا می گوید که از ابن عباس نقل شده که علی انگشترش را در حال رکوع صدقه داد سپس پیامبر(ص) از ساول پرسید که چه کسی این انگشتر را به تو عطا کرد؟ سائل گفت آن راکع . پس خداوند آیه «إنما وليكم الله ورسوله...» نازل کرد. و از طریق عبدالرزاق ... و ابن مردویه از ابن عباس نقل شده که آیه «إنما وليكم الله ورسوله...» در باره علی بن ابی طالب نازل شده است. و طبرانی نیز در معجم اوسط خود با اسناد به عمار یاسر  نقل کرده که علی در حالی که در رکوع نماز بود سائلی کنار او ایستاد علی انگشترش را در آورد و به او داد سپس پیشپیامبر رفت و آن حضرت را از این کار علی آگاه نمود در این هنگام آیه« إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون» نازل شد و رسول خدا (ص) آن را بر اصحاب قرائت نمود و سپس فرمود: من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه. و از ابن مردویه و او از علی بن ابی طالب نقل نموده که این آیه شریفه در خانع رسول خدا(ص) بر آن حضرت نازل گردید و سپس رسول خدا(ص) از منزل خارج شد و داخل مسجد گردید و مردم در حال نماز خواندن بودند که بعضی در حال قیام و برخی در حال سجده و رکوع بودند و سائلی را دید و از او پرسید کسی به تو چیزی داد؟ سائل گفت نه خیر مگر آن رکوع کننده – علی بن ابی طالب- که انگشترش را به من عطا کرد. و از طریق این عساکر نقل شده که سلمه بن کهیل گفت علی در حال رکوع انگشترش را صدقه داد سپس این آیه نازل گردید. ابن جریر از مجاهد نقل کرده که آیه «إنما وليكم الله ورسوله...» در حق علی بن ابی طالب نازل شده زیرا او انگشترش را در حال رکوع صدقه داده است.[۴]

    ثعلبی نیز در تفسیر خود با سند های مختلف احادیثی را در باره شأن نزول این آیه نقل نموده که همه آنها می گیوین که این آیه در باره علی بن ابی طالب(ع) نازل شده است.[۵] و در برخی از تفاسیر دیگر اهل سنت نیز این حدیث با عبارات و سند های متفاوت نقل شده است.[۶]

 

[۱] . مائده/۵۵.

[۲] . الهيثمي،  مجمع الزوائد، ج ۷ ، ص ۱۶ – ۱۷، ۱۴۰۸ - ۱۹۸۸ م، دار الكتب العلمية - بيروت – لبنان، طبع بإذن خاص من ورثة حسام الدين القدسي مؤسس مكتبة القدسي بالقاهرة

[۳] . المعيار والموازنة - أبو جعفر الإسكافي - ص ۲۲۶ – ۲۲۸، ناشر: الشيخ محمد باقر المحمودي، الأولى، ۱۴۰۲ - ۱۹۸۱ م.

[۴] .رک:  جلال الدین سیوطی،الدر المنثور، ج۳ ص۱۰و ۱۰۵، قم، ۱۴۰۴ق، کتابخانه آیت الله نجفی.

[۵] . رک: أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم الثعلبي النيسابوري، كشف والبيان (تفسير الثعلبي )، ج ۴ص ۸۰-۸۱،دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان - ۱۴۲۲هـ-۲۰۰۲م، الأولى، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور ، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي.

[۶] . رک: تفسیر سمعانی، ج۲ ص۴۷ و تفسیر بغوی،ج۲ص۴۷.

حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا صبح امروز (دوشنبه) در مراسم مشترک دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری نیروهای مسلح در سخنان مهمی با اشاره به حوادث اخیر تأکید کردند: با صراحت می‌گویم این حوادث طراحی آمریکا، رژیم صهیونیستی و دنباله‌روهای آنهاست. مشکل اصلی آنها با ایران قوی و مستقل و پیشرفت کشور است. ملت ایران در این حوادث کاملاً قوی ظاهر شد و در آینده نیز هر جا که لازم باشد، شجاعانه وارد میدان خواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای ورود به میدان با حضور بر مزار شهیدان گمنام و قرائت فاتحه، به دلیران و قهرمانان دفاع از اسلام و ایران درود فرستادند.
فرمانده‌کل قوا سپس از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند.

رهبر انقلاب اسلامی در این مراسم در سخنان مهمی درباره حوادث اخیر کشور گفتند: در این حوادث بیش از همه به سازمان انتظامی کشور و به بسیج و به ملت ایران ظلم شد، البته ملت ایران در این حادثه نیز همچون حوادث دیگر کاملاً قوی ظاهر شد و در آینده هم به همین صورت خواهد بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: در آینده نیز هر جا که دشمنان بخواهند اختلالی ایجاد کنند، آن که بیش از همه سینه سپر خواهد کرد، ملت شجاع و مؤمن ایران است.

ایشان ملت ایران را همچون مولای خود حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) ملتی مظلوم و در عین حال قوی خواندند و افزودند: در این حادثه‌ای که پیش آمد، دختر جوانی درگذشت که دل ما هم سوخت اما واکنشِ به این حادثه که بدون تحقیق و بدون اینکه امر مسلّمی وجود داشته باشد، عده‌ای بیایند خیابانها را ناامن کنند، قرآن آتش بزنند، حجاب از سر زن محجبه بکشند، مسجد و حسینیه و خودروی مردم را به آتش بکشند، یک واکنش عادی و طبیعی نبود.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه این اغتشاش‌ها برنامه‌ریزی‌شده بود، گفتند: اگر قضیه این دختر جوان هم نبود، بهانه دیگری به‌وجود می‌آوردند تا امسال در اول مهر، در کشور ناامنی و اغتشاش ایجاد کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: من به‌صراحت می‌گویم این اغتشاش‌ها و ناامنی‌ها، طراحی آمریکا و رژیم غاصب و جعلی صهیونیستی بود و حقوق‌بگیران آنها و برخی از ایرانی‌های خائن در خارج به آنها کمک کردند.

ایشان افزودند: برخی افراد نسبت به اینکه گفته شود فلان حادثه طراحی و کار دشمن بوده است، حساس هستند و سینه سپر می‌کنند برای دفاع از سازمان جاسوسی آمریکا و صهیونیستها و انواع تحلیل‌ها و لفاظی‌های مغالطه‌آمیز را نیز به‌کار می‌گیرند تا بگویند کار خارجی‌ها نیست.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در دنیا، اغتشاش‌های زیادی به‌وجود می‌آید و در اروپا و به‌خصوص فرانسه و پاریس هر چند وقت یک‌بار اغتشاش مفصلی به‌وجود می‌آید اما آیا تاکنون شده است که؛ رئیس‌جمهور آمریکا، مجلس نمایندگان آمریکا از اغتشاشگران حمایت کنند و بیانیه بدهند؟ آیا سابقه دارد که پیام بدهند و بگویند در کنار شما هستیم؟ آیا سابقه دارد رسانه‌های جمعی وابسته به سرمایه‌داری آمریکا و مزدوران آنها همانند برخی دولت‌های منطقه و از جمله سعودی‌ها از اغتشاشگران در این کشورها حمایت کنند؟ و آیا سابقه دارد آمریکایی‌ها اعلام کنند که ما فلان سخت‌افزار یا نرم‌افزار اینترنتی را در اختیار اغتشاشگران قرار می‌دهیم تا به‌راحتی ارتباط برقرار کنند؟

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: اما چنین حمایت‌هایی در ایران بارها اتفاق افتاده است، پس چگونه است که برخی‌ها دست خارجی را نمی‌بینند و چگونه انسان هوشمند احساس نکند که در پشت این حوادث دستهای دیگری در کار است؟

ایشان با تأکید بر اینکه اظهار تأسف آمریکایی‌ها برای از دنیا رفتن یک دختر دروغ است و آنها برخلاف ظاهر، به‌علت به‌دست آوردن این بهانه برای حادثه‌آفرینی شادمان هستند، گفتند: در کشور، ‌مسئولان سه قوه اظهار تأسف کردند و قوه قضاییه قول داده است که موضوع را تا نهایت دنبال کند تا مشخص شود مقصری وجود دارد یا نه و این‌که مقصر کیست، تحقیق یعنی همین، حال، چگونه می‌شود یک سازمان و یک مجموعه عظیم خدمتگزار برای احتمال اینکه خطایی سر زده باشد، مورد تهمت قرار گیرد؟ هیچ منطقی پشت‌سر این کار نیست و این، کار عاملی جز دستگاههای جاسوسی و سیاست‌گذاران عنود خارجی ندارد.

رهبر انقلاب اسلامی با طرح این سؤال که "انگیزه دولتهای خارجی برای ایجاد اغتشاش و ناامنی در کشور چیست؟" افزودند: آنها احساس می‌کنند کشور در حال پیشرفت به‌سوی قدرت همه‌جانبه است و این موضوع را نمی‌توانند تحمل کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به شتاب گرفتن پیشرفت کشور در همه بخشها و تلاشها برای گشوده شدن برخی گره‌های قدیمی و فعال شدن بخش تولید و دانش‌بنیان‌ها و توانایی کشور برای خنثی کردن تحریم‌ها تأکید کردند: آنها نمی‌خواهند این پیشرفتها در کشور شکل بگیرد و به‌منظور متوقف کردن این حرکت، برای تعطیلی دانشگاهها و ناامنی خیابانها و درگیر شدن مسئولان به مسائل جدید در شمال غرب و جنوب شرق کشور، برنامه‌ریزی کرده‌اند.

ایشان با تأکید بر اینکه دشمن در محاسبات خود درباره شمال غرب و جنوب شرق کشور دچار اشتباه است، گفتند: من در میان قوم بلوچ زندگی کرده‌ام و آنها عمیقاً به جمهوری اسلامی وفادار هستند. قوم کُرد نیز یکی از پیشرفته‌ترین اقوام ایرانی و علاقه‌مند به میهن، اسلام و نظام هستند بنابراین نقشه آنها نخواهد گرفت.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: طراحی و اقدامات دشمنان نشان‌دهنده باطن آنهاست، همان دشمنی که در اظهارات دیپلماسی می‌گوید "ما قصد تهاجم به ایران و تغییر نظام و قصد دشمنی نداریم"، چنین باطنی دارد و به‌دنبال توطئه ایجاد اغتشاش، ‌نابود کردن امنیت کشور و تحریک هیجان کسانی است که ممکن است با برخی هیجان‌ها تحریک شوند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه آمریکا فقط مخالف جمهوری اسلامی نیست و با ایران قوی و مستقل نیز مخالف است، افزودند: آنها به‌دنبال ایران دوران پهلوی هستند که همچون گاو شیرده مطیع اوامر آنها بود.

ایشان گفتند: پشت‌صحنه قضایای اخیر، این زورگویان قرار دارند و دعوا بر سر از دنیا رفتن یک دختر جوان و یا بر سر با حجاب و بدحجاب نیست. خیلی از کسانی که حجاب کامل ندارند، جزو هواداران جدی جمهوری اسلامی هستند و در مراسم مختلف شرکت می‌کنند. دعوا و بحث بر سر استقلال و ایستادگی و تقویت و اقتدار ایران اسلامی است.

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه چند نکته را بیان کردند و افزودند: این کسانی که در خیابانها فساد و تخریب می‌کنند، همه یک حکم ندارند برخی جوانان و نوجوانانی هستند که بر اثر هیجان ناشی از ملاحظه یک برنامه اینترنتی به خیابان می‌آیند، چنین افرادی را می‌توان با یک تنبیه متوجه کرد که اشتباه می‌کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه در مجموع همه کسانی که به خیابان آمده‌اند در مقابل ملت ایران و جوانان مؤمن و غیور، عده بسیار کمی هستند، گفتند: البته برخی از این افرادی که به خیابان می‌آیند، از بازمانده‌های عناصر ضربه‌خورده از جمهوری اسلامی همچون منافقان، تجزیه‌طلبان، سلطنت‌طلبان و خانواده‌های ساواکی‌های منفور هستند که قوه قضاییه باید به‌تناسب مشارکت در تخریبها و ضربه به امنیت خیابانها، مجازات تعیین، و آنها را محاکمه کند.

نکته دیگری که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند، مواضع برخی خواص در ابتدای این ماجرا بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: در اول کار برخی خواص بدون تحقیق و احتمالاً ناشی از دلسوزی، اطلاعیه و بیانیه دادند و اظهار نظر کردند، برخی از آنها اتهام را به‌سمت سازمان انتظامی بردند و برخی هم مجموعه نظام را متهم کردند، اکنون که دیدند قضیه چیست و نتیجه حرف‌های آنان با برنامه‌ریزی دشمن چه اتفاقاتی را در خیابانها رقم زده است، باید کار خود را جبران و صریحاً اعلام کنند با آنچه اتفاق افتاده و با برنامه دشمن خارجی، مخالفند.

ایشان افزودند: وقتی عنصر سیاسی آمریکایی این قضایا را به دیوار برلین تشبیه می‌کند باید بفهمید قضیه چیست و اگر نفهمیدید حالا بفهمید و صریحاً موضع‌گیری کنید.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین به موضع‌گیری‌های برخی چهره‌های ورزشی و هنری اشاره و خاطرنشان کردند: از نظر من این موضع‌گیری‌ها هیچ اهمیتی ندارد و نباید در مورد آنها حساسیت به‌خرج داد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: جامعه هنری و ورزشی ما سالم است و در آن عناصر مؤمن و باشرف کم نیستند و موضع‌گیری چند نفر ارزشی ندارد.
ایشان البته افزودند: تطبیق اینکه موضع‌گیری آنها عناوین مجرمانه دارد یا نه با قوه قضاییه است ولی از لحاظ عمومی، موضع‌گیری این افراد ارزشی ندارد و جامعه هنری و ورزشی با این مواضع دشمن‌شادکن آلوده نخواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان این بحث یاد و خاطره همه شهدای راه حق و شهدای انتظامی و نیروهای مسلح و شهدای مدافع امنیت و به‌ویژه شهدای اخیر را گرامی داشتند.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان، ورود چند هزار جوان بانشاط و پرانگیزه دانشگاهی به مجموعه نیروهای مسلح در هر سال را قدرت و بشارتی بزرگ و حامل پیام نوسازی و استحکام برای کشور خواندند و گفتند: حضور جوانان ایرانی در بخش‌های گوناگون علمی، اقتصادی، سیاسی و نظامی کشور حقیقتاً امیدآفرین است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تبلیغات گمراه‌کننده بدخواهان در نشان دادن تصویری ناامید، بی‌مسئولیت و گسسته از ارزشها از جوانِ ایرانی، خاطرنشان کردند: واقعیت در نقطه مقابل این تبلیغات است و حرکت نسل جوان ما در همه عرصه‌ها یک حرکت درخشنده است.

ایشان در این زمینه به نقش‌آفرینی جوانان در دفاع از میهن و امنیت کشور، کمک به جبهه مقاومت و حرکت مقدس دفاع از حرم، خدمات اجتماعی، پیشرفتهای علمی، تولید و ابتکار، حضور میلیونی در آیین‌های مذهبی مانند راهپیمایی عظیم اربعین و راهپیمایی جاماندگان، مقابله با بیماری همه‌گیر، نهضت کمک‌های مؤمنانه، جهاد فرهنگی و امداد در حوادث طبیعی اشاره کردند و افزودند: این جوانان خستگی‌ناپذیر و فعال در میانه میدان، هرگز ناامید و گسسته از ارزشها نیستند و البته پیشتاز همه این عرصه‌ها و حرکتها نیز جوانان باایمان بوده‌اند.

فرمانده‌کل قوا، نیروهای مسلح را از جمله ستونهای استحکام ملی خواندند و با تأکید بر ضرورت تقویت این عامل استحکام‌بخش، خاطرنشان کردند: تقویت نیروهای مسلح برای ایرانِ ما که با دشمنان قلدر و زورگویی همچون آمریکا مواجه است، اهمیت مضاعف دارد و مسئولان نظامی باید با به‌کارگیری راهکارهای نو و روزآمد، هوشمندسازی همه برنامه‌ها و ابزارها و تجهیزات، تقویت پژوهشهای علمی و طراحی بازی‌های پیچیده جنگ ترکیبی در مقابل جنگ ترکیبی دشمن، قدرت دفاعی کشور را افزایش دهند.

ایشان مسئولیت اصلی نیروهای مسلح را حراست از امنیت ملی به‌مثابه زیرساخت همه ابعاد زندگی اعم از امنیت در مسائل شخصی و امنیت در مسائل عمومی خواندند و افزودند: بدون امنیت پیشرفت در هیچ عرصه‌ای امکان‌پذیر نیست.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای این نکته را هم افزودند: ناامنی در کشورهای بزرگ و از همه بدتر در آمریکا وجود دارد و همواره شاهد حمله به مدرسه، فروشگاه و رستورانهای آن هستیم.

رهبر انقلاب، نیروهای مسلح را تأمین‌کنندگان امنیت کشور خواندند و گفتند: بنابراین تضعیف نیروهای مسلح، تضعیف امنیت کشور است و کسی که به پاسگاه پلیس یا پایگاه بسیج حمله می‌کند یا در سخنان خود به ارتش یا سپاه طعنه می‌زند، به امنیت کشور حمله می‌کند.

ایشان در این زمینه افزودند: پلیس موظف به ایستادن در مقابل مجرم و تأمین امنیت جامعه است، بنابراین تضعیف پلیس به‌معنی تقویت مجرمین است و کسی که به پلیس حمله می‌کند، مردم را در مقابل مجرمین، اراذل و اوباش، سارقان و زورگیران بی‌دفاع می‌گذارد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «امنیتِ درون‌زا» را امتیازی بزرگ برای کشور برشمردند و گفتند: امنیت ما کاملاً درون‌زا و بدون اتکا به دیگران است و این امنیت با امنیتی که دیگران از بیرون ایجاد کنند و به آن کشور نگاه استفاده از گاو شیرده داشته باشند، کاملاً متفاوت است.

ایشان امنیت جمهوری اسلامی ایران را منبعث از اتکاء به قدرت پروردگار و پشتیبانی حضرت ولی‌عصر(عج) و اندیشه و ایستادگی و ملت و نیروهای مسلح خواندند و افزودند: آن که به بیگانه متکی است، در روز مبادا همان نیروی خارجی او را تنها خواهد گذاشت چرا که نه می‌خواهد و نه می‌تواند از آن حراست و حفاظت کند.

در این مراسم سردار سرلشکر باقری رئیس ستادکل نیروهای مسلح با تأکید بر اینکه تحرکات عده‌ای از افراد غافل یا وابسته در ایجاد ناامنی، تردیدی در حرکت پرافتخار ملت سربلند ایران در جبهه حق نخواهد داشت، گفت: نیروهای مسلح در کنار مردم با وحدت و یکپارچگی در اجرای فرمان پیشرو و راهبرد مقاومت فعال نقش‌آفرین خواهند بود.

همچنین در این مراسم امیر دریاداردوم شفقت فرمانده منتخب دانشگاههای ارتش، سردار سرتیپ غلامی فرمانده دانشگاه امام حسین(ع) و سردار سرتیپ‌دوم آهی فرمانده دانشگاه امام حسن(ع) گزارشی از برنامه‌های اقدامات و برنامه‌های تحصیلی این دانشگاهها بیان کردند.

اجرای سرود مشترک دانشجویی بخش دیگری از مراسم امروز بود.

مراسم مشترک دانش‌آموختگی نیروهای مسلح که امسال بر اساس نوبت در دانشگاه افسری و تربیت پلیس امام حسن برگزار شد، به‌صورت مستقیم و از طریق ارتباط تصویری در 9 دانشگاه دیگر نیروهای مسلح نیز دریافت شد و دانشجویان این دانشگاهها سخنان فرمانده‌کل قوا را استماع کردند.

به بهانه ناآرامی های اخیر در ایران، کیت کلانبرگ روزنامه نگار تحقیقی در یادداشتی که در اختیار شبکه پرس تی وی قرار داده است، نوشت؛

 از زمان آغاز ناآرامی‌ها در ایران در هفته گذشته، هکرها بار دیگر به طور گسترده این کشور را همراه با ادعاهایی مبنی بر حملات سایبری موفق هدف قرار داده‌اند.

 تحقیقات نشان می‌دهد بسیاری از حساب‌های کاربری که در این ماجرا نقش داشتند، بعد از تاریخ 16 سپتامبر (25 شهریور) ساخته‌ شده‌اند که موجب برانگیخته شدن تردید‌ها در خصوص اینکه این حساب‌ها بات یا ترول‌های اینترنتی هستند، شده است؛ حساب‌هایی که به دست عاملان ناشناخته و مشکوک هدایت می‌شوند.

 شایان ذکر است که در تاریخ 19 سپتامبر، روزنامه واشنگتن پست فاش ساخت که واحد فرماندهی مرکزی پنتاگون بعد از اینکه برخی از حساب‎های جعلی این واحد لو رفته و توسط فیسبوک مسدود  شدند، در حال تحقیق در مورد فعالیت‌های آنلاین جنگ روانی این فرماندهی است. در بین حساب‌های بسته شده، یک حساب خبری به چشم می‌خورد که خبرهای «صدای آمریکای فارسی» را انتشار می‌داد.

ایران، به دلایل واضحی، هدف اصلی تشکیلات «تغییر رژیم» تحت حمایت آمریکا بوده است. بین سال‌های 2016 تا 2022، آمریکا اسپانسر 51 طرح مجزا به هزینه 5 میلیون دلار در این خصوص بوده است.

 همانطور که رالف مک‌گی، افشاگر سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) گفته است، تحریک نگرانی‌های فریبکارانه در خصوص حقوق بشر راهبرد نهادینه شده و اسب تروژان آمریکا و اولین قدم از عملیات سازمان «موقوفه ملی برای دموکراسی» این کشور برای تغییر رژیم است.

 سازمان «موقوفه ملی برای دموکراسی» آمریکا، یک آژانس دولتی ست که در سال 1983 تشکیل شد و نیروی محرکه اصلی در انقلاب‌های رنگی بوده است.

 این واقعیت که این سازمان از نزدیک تحولات ایران را دنبال می‌کند کاملا آشکار است. در سپتامبر 22، این سازمان از کسانی مشتاق به "پوشش اعتراضات فزاینده " در ایران هستند، خواست که بنیاد عبدالرحمان برومند، از سازمان‌های وابسته به موقوفه ملی برای دموکراسی را دنبال کنند.

  بدون تردید اقدامات بنیاد عبدالرحمان در راستای تلاش‌های موقوفه ملی برای دموکراسی جهت استفاده ابزاری از حقوقدانان در ایران به عنوان سربازان پیاده نظام این موقوفه است.

 در این فرایند، راهبردهای گوناگون نبرد سایبری و جنگ روانی غرب با هم همپوشانی پیدا کرده و یکدیگر را تکمیل می‌کنند و بر همین اساس می‌توان با اطمینان گفت آشوب پیش آمده در ایران منشا خارجی داشته و از همانجا هدایت و تشدید می‌شود و هدف از آن براندازی دولتی دردسرساز (برای غرب) است.

احادیث