emamian

emamian

یکی از شبهاتی که پیرامون دین مبین اسلام وجود دارد، این پرسش است که «چه دلیلی برای حقانیت دین اسلام وجود دارد؟ از کجا معلوم این دین را خدا فرستاده؟» که در این مطلب به انتشار پاسخ آن خواهیم پرداخت:

 

* دلیل حقانیت دین اسلام

 

پاسخ را می توان از دو زاویه تبیین نمود: یکی از منظر درون دینی و با نگاه به معارف اسلامی، دیگری از منظر برون دینی و بدون نگاه به معارف اسلامی.

 

الف) منظر درون دینی:

یک مسلمان با توجه به آموزه های دینی، حکم می کند اسلام بر دیگر ادیان برتری دارد، با این توضیح که در اندیشه برون دینی، ایمان به تمامی پیامبران الهی پیشین جزء ضروری دین است. (۱) لیکن شریعت یا دین برتر، اسلام است. در این خصوص قرآن می گوید: « هر که دینی جز اسلام اختیار کند، از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود». (۲)

از منظر درون دینی، اسلام، دین تکامل یافته حضرت آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی (ع) است، که با تکمیل رهنمودهای وحیانی، این دین مورد رضای خداوندی است.

دینی که خداوند آن را دین کامل و مورد رضای خداوندی معرفی کرده است.(الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً ؛ (۳) امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم‏» و نیز فرمود: «و تمّت کلمة ربک صدقاً و عدلاً؛ (۴) (با این قرآن)پیام راستین خدا کامل گشت».

به همین جهت پیام آور این شریعت را خاتم انبیا معرفی کرده است. (۵)

خاتم مایه زینت و گُل سرسبد پیامبران است. آیات بر شمرده شده، بر برتری پیامبر اسلام و شریعتش بر پیامبران پیشین و شرایعشان دلالت دارد.

در منظر درون دینی، پیامبران جملگی در یک مسیر در حرکتند و آخرین آنان، بهترین و پیامش بهترین پیامها است، که از آن به دین حق، در برابر ادیان باطل، یا دین برتر در برابر شرایع پیشین آسمانی، یاد می شود.

ادیان الهی هر کدام برای تکامل بشر آمده اند، بنابراین ادیان بعدی باید کاملتر از ادیان قبلی باشند. چون دین حق در هر زمانی، یکی بیش نیست، در این زمان، دین اسلام که آخرین و کاملترین دین است، باید پیروی شود.

استاد شهید مرتضی مطهری با استناد به آیه «و من یبتغ غیرالاسلام دیناً فلن یقبل منه» میفرماید : دین تسلیم است، ولی حقیقت تسلیم در هر زمان، شکلی دارد و در این زمان، شکل آن، دین گران مایه ای است که به دست حضرت خاتم الانبیا ظهور یافته است. لازمه تسلیم خدا بودن، پذیرفتن دستورهای اوست.

روشن است که همواره به آخرین دستور خدا باید عمل کرد و آخرین دستور همان است که آخرین رسول آورده است. (۶)

 

ب) منظر برون دینی:

در این منظر نمی توان برای برتری دین اسلام به آیات قرآنی و روایات اسلامی تمسک نمود، چون که غیر مسلمان اینها را قبول ندارد، بلکه باید نخست حقانیت اسلام را ثابت نمود.

اگر در پی اثبات حقانیت دین اسلام بر آییم، بحث به درازا می کشد که در این فرصت اندک نمی توان به طور مبسوط و کافی آن را بیان نمود. از این رو به صورت مختصر به آن پرداخته می‌شود.

برای پی بردن به حقانیت اسلام و برتری آن بر سایر ادیان، راههایی وجود دارد که یکی از آنها بررسی ویژگیهای اسلام در بُعد شناخت شناسی، جهان بینی، انسان شناسی، عقیده و مسائل اخلاقی و ارزشی با معیار عقل و خِرَد است. به عنوان نمونه شهید مطهری دربارة ویژگیهای اسلام مینویسد: دیدگاه اسلام از نظر شناخت شناسی چنین است:

 

۱ـ بشر می تواند جهان و حقایق آن را بشناسد و خود مشوق آن است....

 

۲ـ شناخت حقایق جهان از این راهها ممکن است: طبیعت یا آیات آفاقی، انسان یا آیات انفسی، تاریخ یا سرگذشت اجتماعی اقوام و ملل و عقل ... .

 

۳ـ ابزار شناخت عبارتند از: حواس، قوه تفکر و استدلال، تزکیه و تصفیه نفس و مطالعه آثار علمی دیگران.

 

۴ـ موضوعات شناخت عبارتند از: خدا، جهان طبیعت، انسان با جامعه و زمان.

 

از نظر جهان بینی و انسان شناسی عبارت است از:

۱ـ جهان واقعیتش از خدا است. یعنی تمام واقعیتش انتساب به حق است.

۲ـ واقعیتش و نسبتش به حق یکی است.

۳ـ واقعیت¬های این جهان درجه تنزل یافته و مرتبه نازله واقعیات جهانی دیگر است که جهان غیب نامیده می شود.

۴ـ این جهان ماهیت «به سوی اویی» دارد؛ یعنی همان طور که از اوست به سوی او هم هست....

۵ـ جهان دارای نظام متقن علّی و معلولی و سببی و مسببی است. فیض الهی و قضا و قدر او به هر موجودی تنها از مسیر علل و اسباب خاص خود او جریان می‌یابد....

۶ـ بعد از این جهان جهانی دیگر است....

۷ـ روح انسان حقیقتی جاودانه است.

۸ـ انسانها به حسب خلقت مساوی آفریده شده‌اند، تنها ملاک فضیلت، علم، جهاد و تقوا است.

۹ـ به حکم این که هر فردی بالفطره انسان متولد میشود. در هر انسانی استعداد توبه و بازگشت و پند پذیری هست....

۱۰ـ انسانها همواره در عمق جانشان یک تضاد درونی(تضاد بین عقل و هوای نفس) دارند و مختار و آزادند، از این رو مسئولیت دارند.

 

از نظر ایدئولوژی:

ایدئولوژی اسلام همه جانبه، جامع و فراگیر است، در آن اجتهاد راه دارد، از سماحت و سهولت برخوردار است. زندگی گرا است(نه زندگی گریز)، اجتماعی است و مقررات اجتماعی دارد. در عین اجتماعی بودن، حقوق و آزادی فردی را محترم می شمارد... .(۷)

با نگاه به ویژگی هایی که از اسلام بیان شد، می گوییم: این معارف را می توان با معارف دیگر مکاتب و مذاهب مقایسه کرد؛ زیرا مقایسه یکی از مهم ترین معیارهای ارزیابی است. تبلور اسلام در قرآن، و سایر ادیان نیز در کتب مقدس خود متبلور هستند مسیحیت در انجیل و یهود در تورات و.زرتشت در گاتهاو .. با تأمّل در این کتب به راحتی حقانیت و برتری قرآن بر سایر کتب دیگر را می توان دریافت نمود.

کوتاه سخن این که: با نگاه مقایسه ای بین اسلام و سایر ادیان و مکاتب می گوییم: دین اسلام برتری دارد، به دلیل:

 

اوّل: دین های امروز، توحیدشان و تصویری که از خدا ارائه می کنند، قابل خدشه است، بر خلاف اسلام.

 

دوم: حقوق فردی انسانها در دین های دیگر به صورتی که در اسلام شمولیت دارد، لحاظ نشده و گاه نادیده گرفته شده است.

 

سوم: در دیگر ادیان تعادل میان زندگی دنیوی و اخروی رعایت نشده است، بر خلاف اسلام.

 

چهارم: رهنمودهای دین های دیگر به جهاتی ایدئالیستی اند، مثلاً عدم خشونت بوداییها و مسیحیان، در حالی که دنیا پُر است از خیر و شر و نیک و بد. از این رو جا به جا باید خشن یا نرم بود. این دستور اسلام است. هم قانون دارد و هم اخلاق؛ یعنی رهنمودش با واقعیتها همخوان است.

 

پنجم: اکثر دینها عهده دار زندگی اجتماعی انسانها نیستند، یا اگر هستند، تعادلی در آنها دیده نمی شود و قوانین اجتماعی آنان سبب پایمال شدن حقوق انسانها می شود. این وضع در اسلام بهتر است.

 

ششم: اکثر مذاهب با پیروان دیگر ادیان با خشونت برخورد می کنند. در اسلام این امر تعدیل شده است. تاریخ هم نشان داد که در همزیستی مسالمت آمیز، مسلمانان گوی سبقت را از همه ربوده اند.

 

هفتم: تحریف در ادیان آسمانی تعالیم آنان را دچار خدشه کرده است، ولی در اسلام(قرآن) تحریفی وجود ندارد.

 

هشتم: دین اسلام دینی جامع نگر است و برای تمام ابعاد زندگی انسان اعم از فردی و اجتماعی اخلاقی و سیاسی و حتی ریزترین مسائل زنگی برنامه دارد در حالی که در سایر ادیان چنین جامعیتی نیست .

 

اما در مورد بخش دوم سوال شما باید گفت:

برای این که بفهمیم که چه دینی الهی است و چه دینی غیر الهی و ساختگی باید دید که پیامبر آن دین چه کسی بوده و در حقیقت باید به نوعی رسالت و پیامبری وی برای ما به اثبات برسد.

بنابراین باید گفت: به طور کلی در مباحث نبوت برای شناخت و تشخیص انبیای راستین الهی از پیامبران دروغین سه راه اصلی مطرح شده است: ۱ـ اعجاز ۲ـ گواهی و تصریح پیامبران پیشین ۳ـ گواهی قطعی مجموعه ای از قراین و شواهد.

متکلمان اسلامی بر این باورند که می توان نبوت پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ را از هر سه راه یاد شده (که هم جنبه عقلی و برهانی دارد و هم نقلی و تاریخی) ثابت کرد.

 

راه اول: معجزات پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـیکی از امتیازات و فضایل پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ تعدد و تنوع معجزاتی است که به اذن خداوند برای تأیید او اظهار شده است. این معجزات را می توان در دو دسته جای داد: الف) معجزة جاویدان پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ که همان قرآن است. ب) معجزات غیر جاویدان که در مقطع خاصی از حیات پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پس از بعثت ارائه شده است.

 

الف) قرآن کریم ، معجزه جاویدان محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ

قرآن کریم معجزه خالدة پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ بزرگترین و آخرین کتاب آسمانی است که محتوای آن در طول ۲۳ سال بر پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به صورت وحی نازل شد. این معجزة جاوید، خارق العاده بودنش به گونه ای است که اولاً در همة ابعاد و جنبه ها می باشد و به اصطلاح وُجوه اعجازش متعدد است که مهمترین آنها عبارتند از: ۱ـ اعجاز ادبی، که شامل فصاحت و بلاغت بی نظیر و سبک و اسلوب و نظم جدید می شود. ۲ـ اعجاز علمی. ۳ـ اخبار غیبی از حوادث گذشته، حال و آینده. ۴ـ معانی و معارف عقلی بلند آن. ۵ـ عدم اختلاف و تناقض در آیات و سوره های آن. ۶ـ اعجاز تشریعی. ۷ـ اُمی بودن آورنده آن.(۸)

 

ب) دیگر معجزات پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ

بی تردید قرآن مجید تنها معجزه او نیست؛ بلکه در دوران رسالت خویش ، معجزات فراوانی را بر مردم عرضه داشت. قرآن به برخی از این معجزات اشاره کرده است، از جمله انشقاق ( دو نیم شدن ) ماه(۹) و داستان معراج پیامبر(۱۰) ـ صلّی الله علیه و آله ـ . علاوه بر آن در تاریخ و احادیث به معجزات دیگری اشاره شده است، مانند پیروی جمادات و حیوانات از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و گفت و گوی حضرت با آنان . مانند: سلام کردن سنگها و درختان به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، سخن گفتن با کوه، سجود درخت، شهادت دادن سنگریزه ها به رسالت او، سخن گفتن حیوانات همچون شتر، گرگ و (۱۱) ... .

 

راه دوم: بشارت پیامبران پیشین به نبوت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ

از آنجا که پیامبران الهی، معصوم هستند و هرگز در گفتار خویش، مرتکب دروغ و کذب نمی گردند، اگر آمدن پیامبر آسمانی دیگری را همزمان با خویش و یا پس از خود بشارت دهند. دلیلی روشن و سندی یقین آور بر صدق رسالت نبی بعدی محسوب خواهد شد و این مهم خود مستلزم این است که خصوصیات و مشخصات پیامبر بعدی آنچنان برای مردم توضیح داده شود که پس از آمدن او ، برای هیچ یک از طالبان حقیقت و اهل انصاف ، شک و تردیدی وجود نداشته باشد. به اعتقاد ما ، پیامبرانی همچون موسی ـ علیه السلام ـ و عیسی ـ علیه السلام ـ در عصر خویش، مردم را به ظهور پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ بشارت داده اند. برای اثبات این مدعا ، دستِ کم دو شیوه وجود دارد:

 

۱ـ شیوه اول آن است که با مراجعه به متون مقدس یهودیان و مسیحیان، بشارتهایی را بر نبوت پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ بیابیم، هر چند به اعتقاد مسلمانان مضمون وحیانی تورات و انجیل ، دچار تحریف شده است. اما بخشهایی از آن متون اصالت خود را حفظ کرده اند. یکی از صریح ترین بشارتها، بشارت به ظهور « فارقلیط » است که به معنای «شخص ستوده شده» ( محمود یا احمد ) می باشد. با توجه به قراین موجود در عبارتهایی که این لفظ در آنها بکار رفته است می توان آن را تعبیری از نام پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ دانست.(۱۲)

 

۲- شیوه دوم، توجه به این واقعیت تاریخی است که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ برای اثبات رسالت خویش، در مقابل یهودیان و مسیحیان احتجاج می کرد که در متون مقدس اهل کتاب، به نبوت او بشارت داده شده است و علمای یهود و نصارا، در مقابل این ادعا، سکوت می کردند، اگر احتجاج پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بی اساس بود، قطعاً علمای آنها ساکت نمی نشستند و او را تکذیب می کردند. قرآن در این زمینه می فرماید: «کسانی که کتاب آسمانی به ایشان داده ایم، او (= محمد) را همانند پسران خود می شناسند. ولی گروهی از ایشان حقیقت را آگاهانه کتمان می کنند.»(۱۳)

 

راه سوم : گواهی قرائن و شواهد

وجود مجموعه ای از قراین در کنار هم، گواهی قطعی به حقانیت یک پیامبر الهی است. در اینجا قرائن تاریخی فراوان از زندگانی و ابعاد شخصیتی پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ قابل طرح و بررسی است که از گنجایش بحث ما خارج است. آنچه در اینجا می توان به طور فشرده و خلاصه مطرح کرد عبارتند از:

۱ـ شخصیت اخلاقی و سجایای والای پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ چه پیش از رسالت و چه پس از آن به گونه ای که مشهور به محمد امین بوده است.

۲ ـ محیطی که از آنجا برخاسته بود، جامعه ای متعصب و جاهل و گمراه و غیر متمدن بود. در چنین جامعه ای شخصی اُمی و درس نخوانده وقتی عالی ترین معارف اعتقادی ، اخلاقی و حقوقی و ... را عرضه کند معلوم است که این برنامه ها از خودش نیست و فرستاده الهی است.

۳ـ وضع پیروان محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ: وضع روحی و فکری و اخلاقی افرادی که دور مدعی نبوت را می گیرند روشنگر وضع پیشوای ایشان است، به گواهی تاریخ، شخصیتهای برجسته ای به او ایمان آوردند، مانند: علی بن ابی طالب ، سلمان فارسی ، ابوذر غفاری ، و... که اینها، با مدارج والای علمی و عملی که داشتند از نوادر روزگار بودند و از هیچ گونه تلاش و خدمتی دریغ نورزیدند ، اما هیچ گونه چشم داشتِ مادی به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نداشتند.

۴ـ وسائل و روش هایی که از آن برای پیشرفت آئین خود استفاده کرد بر خلاف روش معمول در میان سیاستمداران دنیا طلب ، هیچ گاه از مسیر حق بیرون نشد و همواره بر عدالت، انصاف، عقل و منطق استوار بود و هرگز با خدعه و نیرنگ همراه نبود.

۵ـ محتویات آیین و تعالیم او از نظر معارف و احکام در همه جنبه ها و شئون زندگی فردی و اجتماعی انسان، همگی از الهی بودن رسالت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ خبر می دهند.(۱۴)

 

پی نوشت ها:

۱. بقره (۲) آیه ۴۵.

۲. آل عمران (۳) آیه۳۵.

۳.مائده (۵) آیه ۳.

۴. انعام (۶) آیه ۲۰.

۵. احزاب (۳۳)، آیه ۴۰.

۶. مرتضی مطهری، عدل الهی، صدرا، تهران، ۱۳۸۸ه.ش، ص ۳۲۹ تا۳۳۴.

۷. مرتضی مطهری، مجموعةآثار، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۷۸ش، ج ۲، ص ۲۲۹ تا۲۵۰.

۸. ر.ک: معرفت، محمد هادی، علوم قرآنی، انتشارات التمهید. و جوادی آملی، عبدالله، وحی و نبوت در قرآن، نشر اسراء.

۹. قمر، آیه ۱و۲.

۱۰. اسراء، آیه ۱.

۱۱. ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، موسسة الوفاءِ، بیهقی، ج۱۷، ص ۲۲۵-۴۲۱ و ج ۱۸، ص ۱- ۱۴۸. و دلائل النبوه، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۵، ج۶. و حر عاملی، اثبات الهداه، ج ۱ و ۲.

۱۲. سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ص ۱۱۶و۱۱۷.

۱۳. بقره، آیه ۱۴۶.

۱۴. ر.ک: سبحانی، جعفر، الهیات و معارف اسلامی، ص ۲۱۶ و ۲۱۷. و سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ص ۱۱۹.

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه‌شنبه) در دیدار رئیس قوه قضاییه و جمعی از مسئولان و کارکنان دستگاه قضایی به تبیین «سنت هایِ غیرقابل تغییر الهی در جوامع» پرداختند و گفتند: علت سربلندی و پیروزی حیرت‌آور ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی در برابر حوادث بزرگ و تلخ سال 1360، ایستادگی و تلاش و نهراسیدن از دشمنان بود و این سنت الهی در همه دورانها قابل تکرار است و باید بدانیم خداوند سال 1401 همان خداوند سال 1360 است.

ایشان همچنین قوه قضائیه را رُکنی مهم و تأثیرگذار در مسائل کشور خواندند و توصیه‌هایی هشت‌گانه همچون اجرای جدی سند تحول در همه سطوح، مبارزه جدی با فساد، جلوگیری از تضییع حقوق عامّه، مراقبت از امنیت روانی مردم، تنظیم رابطه دستگاه قضایی با ضابطان و به سرانجام رساندن پرونده‌های باز شده در افکار عمومی، خطاب به مسئولان این قوه بیان کردند.

رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار، با گرامی‌داشت یاد و خاطره شهید آیت‌الله بهشتی و دیگر شهدای هفتم تیر، شهید بهشتی را شخصیتی واقعاً برجسته خواندند و با اشاره به شرایط پیچیده و خاص ماههای منتهی به هفتم تیر سال 1360 و بعد از آن، گفتند: بررسی شرایط آن دوران برای امروز ما معرفت‌آموز و راهگشا است.

حضرت آیت الله خامنه‌ای با مرور شرایط سال 1360، و ماههای قبل از هفتم تیر، به وضعیت سخت جنگ تحمیلی و پیشروی نیروهای صدام تا نزدیکی چند شهر بزرگ در غرب و جنوب اشاره کردند و افزودند: در کنار شرایط بسیار نامساعد جنگ، در تهران نیز منافقین عملاً جنگ داخلی به راه انداخته بودند و از نظر سیاسی هم چند روز قبل از هفتم تیر، مجلس به عدم کفایت سیاسی رئیس‌جمهور رأی داده بود و کشور رئیس‌جمهور نداشت. در چنین شرایطی، استوانه‌ای همچون شهید بهشتی از انقلاب و نظام گرفته شد.

ایشان همچنین به شهادت رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر کشور، دو ماه بعد از حادثه هفتم تیر و پس از آن، شهادت تعدادی از فرماندهان ارشد جنگ در سانحه هوایی اشاره کردند و گفتند: جوانان و نسل جدید از این حوادث مطلع نیستند و باید این مسائل را مطالعه و با دقت در مورد آنها فکر کنند. کدام دولت و کشور را سراغ دارید که در مقابل چنین حوادث تلخ و وحشتناکی از پا نیفتد؟

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در مقابل همه این حوادث، در رأس همه امام همچون کوه دماوند سربلند ایستاد و مسئولان دلسوز و مردم و جوانان انقلابی نیز ایستادند و توانستند شرایط کشور را صد و هشتاد درجه تغییر دهند، به طوری که ناکامی‌های پی در پی به پیروزیهای پی در پی تبدیل شد، منافقین از سطح خیابانها جمع شدند، ارتش و سپاه قوی تر شدند و کشور به روال عادی بازگشت.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ذوق‌زدگی دشمن در برخی مقاطع به دلیل برخی ضعفها و و کمبودهای داخلی افزودند: هم در سال 1360 و هم بعد از آن در چهار دهه گذشته، دشمن در مواردی ذوق‌زده و امیدوار شده و تصور کرده است بساط انقلاب و نظام در حال جمع شدن است اما این امیدواری تبدیل به نا امیدی شده و مشکل آنها این است که راز این ناامیدی را متوجه نمی‌شوند.

ایشان تأکید کردند: دشمن نمی‌تواند بفهمد که در این عالم به غیر از محاسبات سیاسی، محاسبات دیگری هم وجود دارد که همان سنت‌های الهی هستند.

رهبر انقلاب به نمونه‌هایی از سنت‌ها و قوانین الهی در قرآن درباره نتیجه یاری دین خدا و یا نتیجه کفران نعمت‌های خداوند اشاره کردند و افزودند: قرآن کریم مملو از مضامینِ مربوط به سنت‌های الهی است و جمع بندی آنها این است که اگر جوامع در مقابل دشمنان ایستادند و با توکل بر خداوند به وظایف خود عمل کردند، نتیجه آن پیروزی و پیشرفت است اما اگر دچار اختلاف، عافیت‌طلبی و سستی شوند، نتیجه آن شکست خواهد بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم بررسی علمی سنت‌های الهی با نگاه جامعه‌شناسی، سخنان خود در این بخش اینگونه جمع‌بندی کردند: ملت ایران در سال 1360 با قرار گرفتن در مدار یکی از سنت های الهی یعنی جهاد و ایستادگی توانست دشمن را ناامید کند. امروز نیز همان قاعده و قانون جاری است و خداوند سال 1401 همان خداوند سال 1360 است و باید تلاش کنیم خود را مصداق سنت‌های الهی قرار دهیم تا نتیجه آن پیشرفت و پیروزی باشد.

رهبر انقلاب در ادامه قوه قضائیه را رُکنی مهم و تأثیرگذار در کل کشور خواندند و گفتند: بر اساس آیات قرآن کریم، وظیفه حکومت اسلامی، اقامه نماز یعنی گسترش روح تعبّد در جمهوری اسلامی، ایتاء زکات یعنی عدالت توزیعی در جامعه اسلامی و امر به‌معروف و نهی از منکر یعنی امر به ارزشهایی همچون عدالت، ‌انصاف، برادری و نهی از ظلم، فساد و تبعیض است که به این اصل در قانون اساسی نیز تأکید شده و جزو وظایف قوه قضائیه هم قرار دارد.

ایشان افزودند: اگر به این وظایف با استفاده از امکانات گوناگون همچون امکانات قضا و دادگستری عمل نشود، مصداق تضییع نعمت‌های الهی است و از این ناحیه ضربه خواهیم خورد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس قوه قضائیه را فردی مؤمن، انقلابی، پُر کار، مردمی، به‌دور از تشریفات، آشنا با زوایای گوناگون قوه و برخوردار از گوش شنوا در قبال منتقدان خواندند و توصیه‌هایی هشت‌گانه به مسئولان و کارکنان این قوه بیان کردند.

ایشان در توصیه اول، سند تحول تهیه‌شده در دوره مدیریت قبل را از مترقی‌ترین اسناد تحول دانستند و افزودند: به این سند باید عمل و بر اساس آن شخصیت‌سازی و کادرسازی شود.

رهبر انقلاب، عمل به سند تحول را باعث جلوگیری از انفعال در مقابل مخالفتها خواندند و افزودند: رئیس قوه، مقیّد به عمل به سند است اما در سطوح دیگر یعنی همه قضات،‌ کارکنان و مدیران نیز باید این کار با قوت دنبال شود البته بر اساس برخی گزارشها، در این زمینه آنگونه که باید، عمل نشده است.

«مبارزه جدی با فساد» توصیه بعدی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به مسئولان قضایی بود.

ایشان با تأیید سخنان رئیس قوه قضائیه مبنی بر «در اولویت بودن مبارزه با فسادِ درون قوه»، خاطرنشان کردند: اکثریت قضات، افرادی شریف، پاکدست، نجیب، مؤمن و زحمتکش هستند اما با معدود افراد فاسد که به کار و آبروی دیگران آسیب می‌زنند، باید برخورد شود البته در مقوله مبارزه با فساد، کار اصلی، مقابله با ساختارهای فسادزا و در هم‌شکستن آنها است.

رهبر انقلاب با تأکید بر تقویت دانش قضایی و جلوگیری از صدور احکام ضعیف یا مخدوش، در توصیه بعدی به تشویق قضات و کارکنان شریف و زحمتکش سفارش کردند.
«معطل نماندن هیچ‌یک از اختیارات و مأموریت‌های قانونی قوه» توصیه دیگر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به مسئولان قضایی بود که در این زمینه گفتند: مثلاً‌ دادستان کل در حوزه حقوق عمومی وظایفی دارد که باید با رصد کامل و البته بدور از احساسات و شعارزدگی، از تضییع حقوق عامه جلوگیری کند.

ایشان پیشگیری از جرم را از دیگر مصادیق مأموریتهای مهم قوه قضائیه برشمردند و گفتند: به‌عنوان نمونه باید با عمل به تکلیف قانونی در زمینه تعیین مالکیت زمین‌ها در شهرها و روستاها، از جرائمی مانند زمین‌خواری و کوه‌خواری پیشگیری شود.

رهبر انقلاب در توصیه ششم، «تنظیم ارتباطات قوه قضائیه و ضابطان قضایی» را مورد تأکید قرار دادند و گفتند: بر رفتار ضابطین باید مراقبت و نظارت شود که در حق متهم زیاده‌روی یا تندروی نشود. دستگاه قضایی نیز نباید تحت تأثیر ضابط باشد بلکه باید به صورت مستقل به مسائل رسیدگی کند. البته نظرات کارشناسی ضابطان نیز نادیده گرفته نشود.

ایشان در این زمینه افزودند: یکی از گلایه‌های ضابطان از دستگاه قضایی رها کردن برخی پرونده‌ها به‌علت کمبودهای قانونی است در حالیکه باید با تکمیل قوانین این خلأ را برطرف کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در توصیه بعدی به مسئولیت قوه قضائیه در قبال امنیت روانی مردم اشاره کردند و گفتند: امنیت روانی از جمله حقوق عمومی است و دستگاه قضایی باید از نگران کردن و تخریب ذهن مردم به‌وسیله شایعات و اظهارات دروغ و هراس‌افکنِ افراد مشخص یا نامشخص در رسانه‌ها و فضای مجازی جلوگیری کند.

رهبر انقلاب در توصیه هشتم و پایانی با اشاره به باز شدن پرونده‌های مهم و گوناگون در افکار عمومی همچون مسائل کارخانجات یا تصرفات غیرقانونی، تأکید کردند: سر زخم پرونده‌هایی که در افکار عمومی باز می‌شود نباید باز بماند. هر پرونده را تا آخر ادامه دهید و نهایی کنید.

ایشان در پایان سخنانشان، کار قضایی را از جمله کارهای بسیار دشوار برشمردند و گفتند: البته اگر این کار را برای خدا و با هدایت الهی انجام دهید، اجر آن نیز سنگین خواهد بود.

در ابتدای این دیدار، حجت‌الاسلام والمسلمین محسنی اژه‌ای رئیس قوه قضائیه، گزارشی از اقدامات این دستگاه در دوره اخیر، با تأکید بر ارتباط بیش از پیش با اقشار مختلف مردم، تقویت تعامل با قوای دیگر، تلاش برای تحقق سند تحول قضایی، جهش در استفاده از فناوری‌های نوین و هوشمندسازی خدمات قضایی، حمایت از تولید و رفع موانع آن، رایگان کردن برخی خدمات قضایی در مناطق محروم، مبارزه جدی با فساد به ویژه در داخل قوه، اولویت دادن به پرونده‌های کثیرالشاکی و دارای اهمیت در افکار عمومی، تشدید نظارت‌ها بر حُسن اجرای قوانین و مصوبات لازم‌الاجرا و همچنین پیگیری‌های مستمر و جاری برای بهبود وضع معیشتی کارکنان و تقویت پایه بودجه قوه قضائیه بیان کرد.

فصل تابستان از راه رسیده و گرمای هوا روزهای طاقت فرسایی را به دنبال خواهد داشت؛ روزهایی که میل به وسائل خنک کننده و مواد غذایی سرد، بسیار زیاد شده و مردم در هر کوی و برزن و محلی سعی دارند تن گرما زده و حرارت دیده خود را با ماده غذایی خنکی آرام کنند.

باید بدانیم گرمای هوا شدت تعریق بدن را افزایش داده و سطح آب بدن کاهش پیدا می‌کند. نتیجه این کاهش بیحالی، ضعف و در موارد شدید و حادتر به کما رفتن فرد است. برای جلوگیری از بروز گرمازدگی رعایت نکاتی ساده اما کاربردی می‌تواند از بروز گرمازدگی و تبعات منفی آن جلوگیری کند. 

برای خنک شدن در روزهای گرم تابستان با محبوب‌ترین نوشیدنی‌های اصیل ایرانی و طرز تهیه و خواص آنها آشنا شوید:

1) شربت سکنجبین

شربت سکنجبین یکی از قدیمی‌ترین و لذیذترین نوشیدنی‌های تابستانی است که از ترکیب آب، سرکه، شکر یا عسل و عصاره نعناع درست می‌شود. احتمالا با شنیدن اسم سکنجبین یاد کاهو سکنجبین خوردن در روزهای تابستان و حیاط خانه‌های قدیمی افتادید. شربت سکنجبین را هم می‌شود به صورت شربت و نوشیدنی استفاده کرد هم می‌توان با کاهو خورد که اتفاقا این ترکیب محبوبیت زیادی هم دارد.

شربت سکنجبین طبع گرم دارد و برای رفع تشنگی، تعدیل حرارت بدن، پاکسازی کبد و پاکسازی صفرا بسیار مفید است.

 

2) شربت تخم شربتی

یکی از پرخاصیت‌ترین نوشیدنی‌های اصیل ایرانی تخم شربتی، ناجی روزهای گرم تابستانی است. علاوه بر پراستفاده بودن این شربت در پذیرایی‌ها و مهمانی‌های تابستان، خیلی از افراد در سفره افطار هم حتما تخم شربتی را می‌گذارند؛ چرا که هم پرخاصیت است و هم تشنگی را رفع می‌کند.

البته که خواص این شربت فراتر از رفع عطش و تشنگی است. این دانه‌های سیاه سرشار از فیبر، پروتئین، کربوهیدرات و چربی‌های ضروری هستند و برای بهره‌مندی از خواص آن توصیه می‌شود که به صورت خام مصرف نشوند و دانه‌ها در آب خیسانده شوند. از جمله خواص تخم شربتی می‌توان به کمک به کاهش وزن، کاهش حرارت بدن، کنترل سطح قند خون، رفع یبوست، درمان سوزش سر دل، تسکین سرفه و کمک به سلامت پوست و مو اشاره کرد.

 

3) شربت بهار نارنج

شربت بهار نارنج را می‌توان به جرات بهترین نوشیدنی سنتی ایرانی دانست. در میان نوشیدنی های اصیل ایرانی عطر خوش شربت بهار نارنج مثل و مانند ندارد و خاصیت آرامش‌بخشی آن هم مثال‌زدنی است. این شربت را هم با عرق بهار نارنج و هم با شکوفه‌های درخت نارنج می‌توان درست کرد.

بهار نارنج با تاثیر بر سیستم عصبی باعث کاهش استرس می‌شود و در درمان بی‌خوابی هم موثر است. همچنین برای رفع میگرن و سردرد از آن استفاده می‌شود. برای تقویت معده، تقویت سیستم ایمنی بدن، سلامت قلب و داشتن پوستی روشن و درخشان نیز نوشیدن این شربت لذیذ پیشنهاد می‌شود.

 

4) شربت گلاب

استفاده از گلاب در طب سنتی بسیار توصیه شده و از زمان‌های قدیم تا امروز یکی از پرمصرف‌ترین و محبوب‌ترین نوشیدنی‌های اصیل ایرانی شربت گلاب است. شربت گلاب را هم می‌توانید به تنهایی میل کنید و هم می‌توان آن را با عرقیجات دیگر به صورت ترکیبی نوش جان کرد.

گلاب حاوی آنتی‌اکسیدان‌های قوی است و می‌توان از آن برای آرامش سیستم اعصاب مرکزی استفاده کرد. همچنین گلاب با وجود خواص ضدالتهابی برای پوست هم بسیار مفید است و به عنوان محصول ضدپیری شناخته می‌شود. سرعت بخشیدن به بهبود زخم‌ها، بهبود عملکرد مغز و درمان سردرد و درمان یبوست از دیگر خواص گلاب است.

 

5) شربت زعفران

 این شربت خوش‌طعم و عطر یکی از نوشیدنی‌های اصیل ایرانی و در نشاط‌آوری زبانزد است. زعفران سرشار از انواع مواد معدنی، ویتامین‌های A، C، E و ویتامین‌های گروه B است و خواص درمانی زیادی دارد. مصرف شربت زعفران به کسانی که مدام دچار استرس و اضطراب می‌شوند توصیه می‌شود؛ چرا که خواص ضدافسردگی دارد.

شربت زعفران همچنین برای تقویت سیستم ایمنی، حفظ سلامت قلب، کاهش خطر ابتلا به دیابت، جلوگیری از کم‌خونی، تقویت استخوان‌ها و کاهش نفخ شکم و درمان یبوست بسیار مفید است.

 

6) شربت آبلیمو

 شربت آبلیمو که یکی از نوشیدنی‌های اصیل ایرانی است؛ البته از آن‌جایی که سرشار از ویتامین C است و ویتامین C هم دشمن کروناست؛ این روزها نیز از نوشیدن شربت آبلیمو غافل نشوید.

شربت آبلیمو آنتی‌اکسیدانی بسیار قوی است و سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند. لیمو حاوی مقادیر فراوانی ویتامین C، پتاسیم، کلسیم، آهن، منیزیم و فیبر است و فرآیند هضم را بهبود می‌بخشد. جوانسازی پوست و کاهش چین و چروک، کمک به کاهش وزن، کاهش التهاب و کاهش عفونت‌های ویروسی از دیگر فواید شربت آبلیموست.

 

7) شربت بیدمشک

از گیاه بیدمشک، عرق بیدمشک به دست می‌آید که ضمن خوش‌عطر بودن بسیار پرخاصیت است و می‌توان با آن یکی از لذیذترین نوشیدنی های اصیل ایرانی را درست کرد. شربت بیدمشک به عنوان یکی از نوشیدنی‌های سنتی و محبوب شیراز هم معرفی می‌شود.

بیدمشک دستگاه گوارش را تقویت کرده و اشتها را زیاد می‌کند. همچنین طب سنتی بیدمشک را درمانی برای اسهال می‌داند. مصرف عرق این گیاه به افرادی که دارای قند خون بالا هستند نیز توصیه می‌شود؛ البته  بدون شکر و هر گونه ماده شیرین‌کننده. از دیگر خواص شربت بیدمشک می‌توان به تقویت قلب، آرامش‌بخش اعصاب، تسکین سردرد و پاکسازی کیسه صفرا اشاره کرد.

 

8) شربت خاکشیر

شربت خاکشیر یکی از معروف ترین شربت‌های خانگی است که به راحتی و با مواد مختلف می‌توانیم تهیه کنیم و همراه با وعده‌های غذایی به جای انواع نوشیدنی‌های مضر سرو کنید و از خوردن آن لذت ببرید. شربت خاکشیر یکی از شربت‌هایی که است از گرمازدگی فصل تابستان جلوگیری می‌کند.

برای تهیه شربت خاکشیر بعد از اینکه خاکشیر را تمیز کردید، داخل پارچی بریزید و روی آن آب بریزید و بعد شکر را به آن اضافه کنید؛ اجازه بدهید شکر مدتی بماند و بعد آن را هم بزنید. تا شکر حل شود، زمانی که حل شد گلاب و در صورت تمایل مقداری آب لیمو ترش به آن اضافه کنید و تعدادی یخ داخل آن بریزید. شیرینی و ترشی شربت خاکشیر به ذائقه شما بستگی دارد.

سیب ترش در میان میوه‌ها بسیار خوشمزه و پرطرفدار است. ترکیب سیب ترش و چای سبز در دمنوش، آن را به یک نوشیدنی خوش عطر و طعم تبدیل کرده که بسیار پرخاصیت است.

سیب ترش سرشار از ویتامین است و به برای درمان سرماخوردگی، گلو درد، تب و حالت تهوع بسیار مفید است.

دمنوش سیب ترش خود به تنهایی آرام بخش است و اگر با چای سبز همراه شود، به یک معجون فوق العاده برای تسکین اعصاب تبدیل می‌شود.

چای سبز و سیب ترش دارای خواص مشابه زیادی هستند و ترکیب این دو خاصیت دمنوش را دوچندان می‌کند.

دمنوش چای سبز و سیب ترش نیوشا حاوی مقدار زیادی ویتامین C و آنتی اکسیدان است که برای پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری‌ها مفید است. علاوه بر آن این دمنوش به تناسب اندام و لاغری شکم و پهلو کمک زیادی می‌کند.

سیب ترش یک میوه کم کالری و یک داری ضد چاقی است که دارای فیبر بالا و پلی فنول است. فیبر موجود در سیب ترش باعث تولید یک نوع باکتری مفید در روده شده که به کاهش سرعت هضم عذا منجر می‌شود. وقتی که سرعت هضم غذا در بدن کم می‌شود، ما مدت زمان بیشتری احساس سیری می‌کنیم و این موضوع در روند لاغری و کاهش وزن تأثیر زیادی دارد. تحقیقات نشان داده است که ترکیبات شیمیایی و مواد مغذی در سیب ترش موجب عملکرد بهتر باکتری‌های روده شده و سوخت وساز بدن را افزایش می‌دهد. باکتری‌های خوب در بدن می‌توانید به التهاب مزمن را کاهش دهند که این امر از افزایش وزن جلوگیری می‌کند.

دمنوش چای سبز نیز به دلیل داشتن خاصیت چربی سوزی به کاهش وزن کمک زیادی می‌کند. به همین علت است که دمنوش چای سبز و سیب ترش را بیشتر به عنوان یک دمنوش لاغری می‌شناسند. همچنین مصرف این دمنوش موجب کاهش فشار خون و کاهش سطح کلسترول خون شده که کنترل آن‌ها در داشتن یک رژیم غذایی سالم اهمیت بسیاری دارد.

سه شنبه, 07 تیر 1401 12:53

عرفان در حج

در مسیر تکامل، انسان از نفحات رحمانی، برکات ربانی و توفیقات عرفانی مستفیض می‌شود. زمان و مکان، دو فعل مربوط و مؤثر در ارتقاء سطح معرفت شناختی انسان است. ذی حجه، ایام الله است و برای اقامه حج در این ماه حسنات بسیاری برشمرده‌اند. مکه، سرزمین وحی و نزول قرآن است و حضور در این مکان مقدس، در ماه ذیحجه و برای انجام حج ابراهیمی، از الطاف الهی است.

 

پیامبر (ص) می‌فرماید:

 

در ایام روزگارتان، نفحه‌ها و وزش‌هایی از نسیم لطف الهی است. آگاه باشید و خود را در معرض آنها قرار دهید.

 

ان فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها...

 

در عرفان، هدف هدایت انسان به سوی خداست، از اوییم و به سوی او می‌رویم. پیامبران خدا، انسان را به عشق و عرفان اندرز می‌دهند و مقام ذکر را بهترین راه رسیدن به خدا می‌دانند. زمان ذیحجه مکان، مکه و ترجمان آن حج ابراهیمی و...

 

از دریای تا بی‌نهایت وسیع عرفان در حج، باید جرعه‌ای نوشید و لبی تر کرد.

 

آب دریا را اگر نتوان کشید

 

هم به قدر تشنگی باید چشید

 

عرفان، انسان را از ایستایی به حرکت در می‌آورد. از کرانه غدیر فیض عارفان، می‌توان چگونه زیستن و چگونه مردن را آموخت.

 

در بحث عرفان و معرفت‌شناختی، علم فلسفه و علوم کلام جای خود را به عقل عاشقی و مقام عرفانی می‌دهد.

 

پیوند با خدا چه از راه عشق معنوی و چه از راه عشق مجازی، آدمی را به مراد می‌رساند، زیرا مراد از معشوق مطلق خدا است و عشق به خدا سوزنده و سازنده است.

 

حب الله نارا لاتمر علی شیئی الا احتراق و نورالله لایطلع علی شیئی الا رضاء.

 

محبت خدا آتشی است سوزان و نور خدا فروغی است روشنگر. (امام علی، میزان الحکمه، ج 2 ص 226)

 

عرفان راهنمای انسان برای بالا رفتن از نردبان عشق و رسیدن به معشوق است.

 

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست

 

عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

 

عرفان در حج تجلی می‌یابد و حج عرفان مجسم است و زائر بیت‌الله الحرام، از منظر معرفت الله در حج و در خانه خدا، در پی خدا است.

 

برای عارفان مناجات با خدا احساس شوق و ترجمان تعلق و وابستگی است. عارف در پرتو عرفان خانه خدا را طواف و در و دیوار دیار یار را زیارت می‌کند. حجرالاسود را می‌بوسد، دست نیاز به سوی بی‌نیاز می‌برد و حوایج خود را از خدا می‌طلبد. عارف‌، در سفر حج خاک ره دوست را سرمه چشم می‌کند، چه می‌داند زیارت موجب محبت، و شناخت می‌شود. شناخت، باب دوستی را می‌گشاید و محبت به دیدار می‌انجامد. موسم حج وقت ملاقات با خدا است. در سفر به خانه خدا، می‌توان محبت صاحبخانه را نسبت به صاحبان معرفت دید. چه بسا پیوند خلق با خالق که در سفر حج منعقد می‌شود، دیدار یار را مقرر گرداند.

 

عرفان در حج منتهی به اتصال عابد به معبود می‌شود و شاید الطاف خفیه الهی که لزوماً جزء مشاهد معلومه نیستند، مشاهده شوند. البته این همه به لطف حق، توفیق زیارت و چشم بصیرت ممکن می‌نماید.

 

در مدار عشق و عرفان و در حیطه و قلمرو محبت پروردگار و اولیاء الهی اصلی‌ترین امتیاز، ساختن انسان ممتاز است. در عالم عرفان و حج عارفان محبت دو طرفه است.

 

خداوند به بندگان خود چنین وعده داده است:

 

فاذکرونی اذکرکم، مرا یاد کنید تا من هم به یاد شما باشم.

 

کسی که از سر معرفت دینی به خداوند روی می‌آورد، خداوند هم به او عنایت دارد. کسی که خدا را یاد می‌کند، خدا نیز او را فراموش نخواهد کرد.

 

یاد خدا دل را آرام، قلب را مطمئن و ضمیر را امیدوار می‌سازد و زیارت خانه خدا و عشق به اولیاءالله زمینه‌ساز چنین ارتقاء روحانی است.

 

طواف خانه خدا و زیارت مرقد محمد رسول خدا و قبور ائمه بقیع، هم بهای عشق و هم بهانه عاشقی است. همچنین عرفان در حج نشانه جهت‌گیری انسان عارف است انسانی که از سر معرفت و تجربت اندیشی، مفتخر به مقام عرفان و روح الهی می‌شود.

 

خداوند به داود پیامبر خود می‌فرماید:

 

ای داود! به اهل زمین برسان که من دوست کسی هستم که مرا دوست بدارد. همنشین کسی هستم که همنشین من باشد. مونس کسی هستم که با یاد من انس گیرد. هر که مرا برگزیند، من او را برمی‌گزینم. هر که مطیع من باشد، من هم مطیع او می‌شوم. هر که را صاحب محبتی از صمیم قلب بیابم، من او را برای خودم می‌پذیرم و چنان دوستش می‌دارم که پیش از آن، کسی از بندگانم آنگونه دوستش نداشته باشد. هر که به حق مرا بطلبد، مرا می‌یابد... پس ای زمینیان غرورها را رها کرده و به کرامت و مصاحبت و انس با من روی آورید تا من هم با شما انس گرفته و به محبت شما بشتابم... (میزان الحکمه، ج 2 ص 222)

 

کیمیای محبت، آدمی را به سوی کوی دوست رهنمون می‌سازد. خداوند، مقام دوستی را در عالی‌ترین سطح ممکن مطرح کرده است و به تبع این مقام، مقامات عالی‌تر به بندگان می‌دهد. بنده خدا، عجاب را به نیت مستجاب می‌خواند و هم حاجات خود را از او می‌خواهد. در سفر حج و خانه خدا محبت خدا را از خدا خواستن، عین عرفان و عشق است. محبت خدا نزد محبین، باید محبوبترین حوایج باشد.

 

پیامبر در تبیین محبت و در مقام نیایش عارفانه می‌فرماید: خدایا من محبت تو را می‌خواهم و نیز محبت کسی که تو را دوست دارد و هر کاری که مرا به محبت برساند.

 

خدایا! عشق خودت را در نظرم از جان و اهلم و از آب گوارای سرد، محبوبتر گردان...

 

عرفان، سیر و سلوک روحی و معنوی در حج است. حج، سفری است نیک فرجام و زائر، مسافر صراط عرفان در مهد قرآن و مهبط وحی است. حج کوششی است برای کسب و پرورش دو مقوله مهم، یکی عشق و دیگری عرفان. در حج و در جد و جهد حج و حج‌گزار، عشق و عرفان مطرح می‌شود. عشق طریق عبادت و تعبد است که با ریاضت و شب‌زنده‌داری و دعا و نیایش حاصل می‌شود و عرفان از معنویت، روحانیت، معنا و معرفت‌شناختی سخن می‌گوید. اگر کسی جمع عبادات و معارف را توامان به دست آورد، بی‌گمان در عرصه ایمان قلل مرتفعی را فتح می‌کند.

 

در اسلام و معرفت دینی، هدف ارتقاء مقام انسان، به سوی کمال است. انسان کامل، از هر فرصتی برای بر کشیدن و بالا رفتن سود می‌جوید. عرفانی که به دنبالش طاعت و عبادت و عبودیت باشد، برای عاشق شایق، نه تنها حکمت است، بلکه عین عقلانیت و رهبانیت است.

 

یا تو گو آنچه که عقلت یافته است

 

یا بگویم آنچه بر من تافته است

 

جوهر جود و جواهر وجود، در پرتو نفحات الهی و عرفان حج موجب می‌شود که انسان دل خود را خانه حب پروردگار قرار دهد و در اعمال حج، از جمله حوایج حج‌گزار معتکف و متکدی رضایت خداوند است.

 

عارفی را پرسیدند، بدین درآمده‌ای چه آورده‌ای؟ گفت: گدایی که بر در خانه سلطان آمد، از او نمی‌پرسند چه آورده‌ای، بلکه می‌گویند: ای بی‌نوا چه می‌خواهی؟

 

فقیرم از تو خواهم هر چه خواهم

 

دل کوهی خراش از برگ کاهم

 

مرا درس حکیمان درد سر داد

 

که من پرورده فیض نگاهم

سه شنبه, 07 تیر 1401 12:52

استلام حجرالاسود

بوسیدن حجرالاسود و استلام آن واجب نیست و مستحب است و هرگاه استلام حجر ممکن نباشد، اشاره با دست کفایت می‌کند، چنان که در روایت آمده که معاویه بن عمار از حضرت صادق(علیه‌السلام) پرسید: مردمی به حج می‌آیند و استلام حجر نمی‌کنند؟ امام فرمود: «اگر نتوانند، خداوند عذرشان را می‌پذیرد.» «فان لم بقدر علیه فالله اولی بالعذر» و نیز محمد بن عبید خدمت حضرت رضا(علیه‌السلام) عرضه می‌دارد: مردم ازدحام می‌کنند و برای استلام حجر با یکدیگر می‌جنگند! امام می‌فرماید: «هرگاه چنین وضعی بود، با دست خود اشاره کن.» (اذا کان کذلک فأوم بیدک).


از این روایات چنین استفاده می‌شود که بوسیدن و استلام حجر مستحب مؤکد است اما در زمانی که ازدحام اجازه نمی‌دهد،‌ نباید به بوسیدن و استلام اصرار ورزید و به اشاره می‌توان اکتفا کرد. در زمان ائمه که ازدحام به مراتب کمتر از امروز بود، چنین توصیه می‌فرمودند اما امروز که اجتماع میلیونی زائران به حج می‌روندو شیوع ویروس کرونا جهان را نگران کرده است اگر بخواهند همه استلام حجر کنند، تصور کنید چه مشکلی پیش خواهد آمد! بنابراین توصیه می‌شود که زائران، بویژه زنان و ضعفا از نزدیک شدن به حجرالاسود خودداری کنند و همان گونه که پیشوایان دستور داده‌اند، به جای استلام حجر، به اشاره با دست اکتفا شود.

 

 

حجت الاسلام و المسلمین « سید حسین رکن الدینی » در این بازدید ضمن گفت و گو با زائران اهل سنت این کاروان 120 نفره مسائل و مشکلات آنها را جویا شد.

 

« نور محمد عطاری » روحانی اهل سنت این کاروان با اشاره به اینکه اهل البیت ( ع )، آل حضرت محمد (ص) و از احترام ویژه ای در نزد اهل سنت برخوردارند، گفت: بعثه مقام معظم رهبری ارائه خدمات به زائران اهل سنت را با تمام توان انجام می دهد.

 

وی با بیان اینکه زائران ایرانی اهل سنت در مدینه از نظر رفاهی مشکلی ندارند، افزود: یکی از دغدغه های ما فراهم نشدن امکان حضور در روضه رضوان است.

 

حجت الاسلام و المسلمین رکن الدینی در این خصوص به محدودیت های اعمال شده از سوی عربستان اشاره کرد و توضیح داد: برای رفع این مشکل بعثه مقام معظم رهبری در روزهای گذشته پیگیری هایی را انجام داده است.

 

در ادامه این بازدید یکی از بانوان زائر در خصوص اعزام نشدن همسرش بدلیل پزشکی سوالی را مطرح کرد که حجت الاسلام و المسلمین رکن الدینی در عین حال که توضیحاتی ارائه کرد دستور به پیگیری موضوع داد.

 

در جریان این بازدید « محمد هادی طیبی» معاون و مسئول فرهنگی هتل گزارشی از اقدامات فرهنگی انجام شده برای زائران مستقر در هتل « انوار الزهرا » ارائه داد.

 

پس از ارائه این گزارش، حجت الاسلام و المسلمین رکن الدینی از دست اندرکاران ایرانی هتل خواست از یاوران حجاج برای ارائه خدمات فرهنگی بهتر به زائران استفاده کنند.

 

وی اظهارداشت: در صورتی که مدیران مجموعه ها و هتل ها نتوانند به همه امور زائران رسیدگی کنند می توانند از یاوران حجاج برای ارائه خدمات بهتر به حجاج استفاده کنند.

 

خاطرنشان می شود در هتل انوار الزهرا مدینه افزون بر زائران اهل سنت 2 کاروان دیگر از استان های خراسان رضوی که شیعه هستند، اسکان دارند.

 

 

آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی بعدازظهر یکشنبه در بخشی از کنفرانس مطبوعاتی مشترک با «مصطفی الکاظمی» نخست وزیر عراق، ضمن ابراز خرسندی از سفر وی به ایران، با اشاره به اشتیاق مردم ایران برای زیارت مرقد مطهر امام حسین(ع) و عتبات عالیات تصریح کرد: تسهیل سفر از ناحیه دولت عراق و جناب آقای الکاظمی و اینکه زائران ایرانی از طرق زمینی و هوایی بتوانند با لغو روادید به سهولت به زیارت عتبات و بویژه مرقد مطهر امام حسین(ع) بروند، اقدامی قابل ستایش و قدردانی است‌.
رئیس جمهوری اسلامی ایران ادامه داد: قرار شد که برای زیارت زائرین در اربعین حسینی تسهیلات بیشتری از طرف دولت عراق ایجاد شود و زائرین اربعین با توجه به بهبود وضعیت کرونایی، بتوانند با سهولت و آسان از مرزهای هوایی و زمینی به عراق سفر کنند و مشکلات سنوات گذشته برطرف شود.

 

مصطفی الکاظمی نخست وزیر عراق نیز در این کنفرانس مطبوعاتی با اشاره به روابط تاریخی، فرهنگی و دینی ایران و عراق گفت: در جریان گفت وگوهای انجام شده، راهکارهای ارتقای سطح روابط دوجانبه را مورد بحث قرار دادیم.
نخست وزیر عراق روابط کشورش با جمهوری اسلامی ایران را بسیار مهم توصیف کرد و افزود: امروز توافق کردیم در چارچوب مصالح و منافع مشترک دو ملت و کشور روابط تجاری فیمابین را تقویت کنیم.

 

الکاظمی با اشاره به اینکه دو کشور همچنین توافق کردند تا یک چارچوب زمانی برای تسهیل زیارت زائران ایرانی که قصد دارند در ایام اربعین به زیارت حرم امام حسین (ع) مشرف شوند، تنظیم کنند، اظهار کرد: تا پیش از این زوار ایرانی فقط می‌توانستند در فرودگاه‌های عراق ویزا دریافت کنند، اما در چند هفته اخیر این زمینه را فراهم کردیم که زوار ایرانی بتوانند در گذرگاه‌های مرزی با سقف مشخصی از نظر تعداد زوار، البته در مقطع فعلی، ویزای ورود به عراق دریافت کنند.
وی تاکید کرد که در ایام زیارت اربعین با تمام توان در خدمت زوار خواهیم بود و از آنها استقبال خواهیم کرد.

مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی سفرنامه ای به حج دارند که در شماره های گوناگون به انتشار آن خواهیم پرداخت.

 

 

* شهر نور

لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ[۱]

اِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبی یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلیماً[۲]

نزدیک به ساعت نیم بعد از بیست و چهار به وقت محلی هواپیما در مطار (فرودگاه) مدینه منوره فرود آمد، و با ابتهاج و شادمانی بی اندازه و خوشحالی زاید الوصف قدم در زمین مبارک مدینه منوره نهادیم و قلم با این تعبیر دور از ادب شکسته باد، نه قدم بر آن زمین مقدس گذاردیم که با هزاران عذر جسارت و گستاخی سر بر خاک آستان رسالت گذارده و زمین ادب را بوسیدیم، و خاکش را سرمه دیدگان نمودیم.

اگر امکان داشت که خود را از این بدن عنصری خارج کنیم و در اینجا با روح مجرد به زیارت ارواح پیامبران خدا و اولیا و قدسیان ملکوت اعلی و معتکفان حریم حرم با احترام نبوی نایل شویم هرگز به خود اجازه نمی‎دادیم پا بر این زمینی که مهبط ملائکه و مقدم شخص اول عالم امکان خواجه دو سرا محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم و امیرالمؤمنین و سیّدة النساء و دو آقای جوانان اهل بهشت و سایر ائمه علیهم‌السلام است بگذاریم و حداقل (سعیاً علی الرأس لا مشیاً علی القدم) را برمی‎گزیدیم.

سرزمینی که هر نقطه ‎اش داستانی افتخارآمیز و تاریخی بهجت انگیز دارد اگر چه دشمنان بیدادگر از اسائه ادب به این زمین کوتاهی نکردند و در آن و حتی در مسجد رسول خدا صلی ‎الله علیه وآله وسلم جنایاتی مرتکب شدند که تاریخ انسانیت را سیاه نمود.

در طول تاریخ اسلام حکومت‌هایی که بر این سرزمین مسلّط شدند جز یک سلسله عملیات ظاهرسازی و عوام فریبانه که در مسیر سیاست‎های خاص آنها بود نه فقط کاری انجام ندادند بلکه کوشش کردند مدینه منوره را از مرکزیت بیندازند چنانکه انداختند.

عبدالملک مروان یکی از حاکمان و طاغوتیان بنی امیه، کوشش می‎ کرد حیثیت علمی و معنوی مدینه را از میان ببرد، زیرا به واسطه استقرار خاندان رسالت که در رأس آنها حضرت امام زین العابدین علیه السلام قرار داشت، و همچنین گروهی از تابعین و رجال علم مثل قاسم ‎بن محمدبن ابی‎ بکر موقعیت مرکزی خاصی داشت و مردم به مرکز حکومت که شام بود اعتنائی نداشتند، لذا عبدالملک گروهی از اراذل و اوباش را در مدینه ساکن گردانید تا کسانی که به مدینه می‎آیند از این شهر مقدس و مردم آن متنفر شوند، و کار تظاهر به فساد در مدینة الرسول به جائی رسد که از شعبی نقل شده است که گفت:

در حکومت عبدالملک وقتی به مدینه رفتم چنین و چنان دیدم که من کلام او را بازگو نکنم بهتر است، سپس هم همین بنی امیه جامع اموی را در دمشق بنا کردند، برای اینکه مردم از مدینه منوره و مکه مکرمه منصرف نموده و به آنجا متوجه نمایند و بلکه به جای کعبه معظمه به حج آن وادار سازند.

هر چه بود در این دوران‌ها مدینه را که باید مرکزیتش استمرار پیدا کند از مرکزیت انداختند. نخست بنی امیه دمشق را مرکز قرار داد و سپس بنی عباس بغداد را و پس از آن هم عثمانی‎ها اسلامبول را و در برابر آنها نیز خلفای فاطمی در مصر، قاهره و حکام اموی اسپانیا و اندلس را مرکز قرار دادند، و مدینه تقریباً در حد یک شهر متعارف در جهان اسلام تأثیر بیشتری نداشت.

و در بعض مواقع مثل عصر متوکل از آن هم به ظاهر پایین‎تر و مورد خشم حکومت بود، شقی‎ ترین و ستمکارترین افراد را بر اهل مدینه حکومت می‎دادند.

اگر چه دمشق و بغداد و اسلامبول نیز اعتبار معنوی کسب نکردند و عقیده مردم را جلب ننمودند، اما از جنبه سیاسی و توابع آن اهمیّت یافتند و طاغوت مآبی‌های مدائن و روم را به دمشق و بغداد و اسلامبول و دیگر شهرهای بزرگ منتقل کردند.

هر کس بخواهد بداند شهر مدینه منوره و مکه مکرمه در آن اعصار چگونه فراموش شده بود شهرهایی مثل بغداد و دمشق و وسایلی را که برای رفاه مردم و وسعت جهات اقتصادی آنها فراهم بود، و کاخ‌ها و بیمارستان‌ها و مدرسه‎‌هایی که در آنجا تأسیس می‎شد با وضع مدینه و مکه و مردم فقیر و گرسنه شبه جزیره مقایسه نماید.

در حالی که در بغداد و اسلامبول و شهرهای مشابه آنها و در اندلس کتابخانه ‎ها و مدارس بزرگ تأسیس می‎شد و کاخ‌های مجلل و پرخرج‎ترین میهمانی‎‌ها و عروسی‌ها و عیاشی‌ها انجام می‎شد. برای مردم مدینه امکانات فراگرفتن و خواندن و نوشتن نبود.

و خلاصه این است که شهر مدینه که باید در طول چهارده قرن گذشته و بعد از این و در اعصار آینده مرکز و عالی‎ترین مظهر فکر اسلام و نظام اسلام، و منبع نشر معارف اسلام درآید به وضعی درآمد که در اقصی نقاط عالم اسلام شهرهای بسیار در بینش و علم از آن پیشی گرفتند و مدینه را تحت الشعاع قرار دادند.

از این شهرها می‎توان بغداد و دمشق و اسلامبول و قاهره و نیشابور و خوارزم و بلخ و مرو و قرطبه و غرناطه را نام برد که همه هم در جهت علمی و فکری شهرت داشتند و هم در جهت اسراف در تجمل و خوشگذرانی و قصرها و کنیزان مغنیه و رقاصه در حالی که مردم مدینه در فقر بسر می‎بردند و در انتظار این بودند که پس از سال‌ها مثلا خلیفه یا اطرافیان او به آنجا بروند به رسم احسان و صدقه به مستمندان از بیت المال مسلمین چیزی به آنها با هزار منّت تصدق نمایند.

آری از مثل مالک‎ بن انس در حدیث و فقه اسم برده می‎شد، و به او امام اهل مدینه لقب داده بودند اما این نیز به منظورهای سیاسی بود و منصور دوانیقی برای معارضه با امام جعفر صادق علیه السلام و اهل بیت از مالک ترویج می‎کرد.

البته در عصر امام محمد باقر و بالخصوص حضرت امام جعفر صادق علیهماالسلام موقعیت علمی مدینه تجدید شد و رجال بزرگ از مدرسه این دو امام بیرون آمدند که عده ‎ای از آنها شهرت جهانی یافتند، اما این رونق بازار علوم و معارف هم دیری نپائید به واسطه شهادت حضرت صادق علیه السلام و بازداشت و زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر علیه السلام که سال‌ها ادامه یافت دوباره آن وضع سابق را تعقیب کردند.

و خلاصه در اثر این دسایس سیاسی مدینه تقریباً پس از رحلت پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم در تمام این مدت چهارده قرن تا امروز وضعی را که مناسب شأن و شرافت و موقعیّت مهبط وحی و مرکز رسالت اسلام و مدفن رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و مقرّ اهل بیت علیهم‌السلام باشد نیافت. فقط مسأله ای که در آن، مورد نظر و اهتمام بوده و هست معارضه با نفوذ اهل بیت علیهم‌السلام و اندیشه های اسلام راستین می‎باشد که به شدیدترین صورت پیروان اهل بیت و شیعه محق سرکوب می‎شدند و از حقوق اسلامی حتی قبول شهادت محروم می‎گردیدند و این سیاستی بود که در تمام عالم اسلام اجرا می‎شد.

و حتی نقل فضایل آنها موجب بود که بزرگترین محدثین و راویان احادیث را منزوی کند و نقل حدیث از او را ممنوع سازد و بقول ناصر خسرو:

در بلخ ایمنند ز هر شری * می خوار و دزد و لوطی و زن باره

ور دوستدار آل رسولی تو * از خانمان کنندت آواره

آزاد و بنده و پسر و دختر * پیر و جوان و طفل به گهواره

بر دوستی عترت پیغمبر * کردندمان نشانه بیغاره

 

مدینه منوره در طول تاریخ به واسطه جهات بسیار از جمله بدرفتاری و سوء سلوک زمامداران همواره در معرض گرایش به اهل بیت و پیروی از هدایت آنها قرار می‎گرفت که آن گرایش با خشونت شدید و کشتار که گاهی به صورت قتل عام بود سرکوب می‎شد.

اما مرور زمان و تسلط حکام جائر حقانیت اهل بیت و حقیقت و صحت برنامه‎ای را که پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم در امر رهبری امت داده بود روزبروز روشنتر ساخت، و مردم فهمیدند که عدول از این برنامه و رجوع نکردن به اهل بیت رسالت علیهم‌السلام منشأ همه مفاسد و معایب و تسلط زورگویان و ستم پیشگان می‎باشد.

مسلمانان می‎دیدند نظاماتی که اسلام با آنها درگیری داشته و محکوم کرده و برانداخته است از نو تجدید شده، و رسوم مداین و روم و پایتخت‎های دیگر جباران در دمشق و بغداد و غرناطه و اسلامبول و... معمول و متداول گشته و خلافت با شاهنشاهی، و امپراطوری و ملوکیت و استبداد و فرعونیت مترادف گردیده است.

بر اثر این اوضاع دانستند که خبرهای رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و برنامه ای که خدا در امر خلافت مقرر فرموده همه برخیر و مصلحت است و برای استمرار دعوت اسلام و نجات مستضعفان بوده است.

دانستند که هیچیک از این رژیم‌های غیر شرعی پاسخگوی خواسته های وجدان بشری و محقق اهداف اسلام نیست.

گسترش این بینش ارکان حکومت‌های غاصب را که به اسم اسلام مردم را استعباد می‎کردند همیشه می‎لرزانید، و همه از اینکه مدینه مرکز این بینش شود در هراس بودند.

لذا حتی ابن حجر که یکی از علمای معروف اهل سنّت و مروج سیاست‌های اسلام برانداز، و جیره خوار دستگاه همین حکومت‌ها است در ابتدای کتاب (الصواعق المحرقه) به شدت از اینکه فکر شیعی یعنی اندیشه اسلام راستین، و معارضه با سلطه‎‌های استعلا و استعبادی در مدینه روند بگیرد و فراگیر شود اظهار نگرانی می‎نماید، و به گمان خودش صواعق را برای جلوگیری از گسترش این بینش تألیف می‎کند.

آری مسأله مدینه منوره برای تمام سیاست‌های حکام غاصب همین بود، لذا اسلام را از حرکت سریع اصیلش بازداشتند و سیاست‌های آن را در مسیر اهداف خود رهبری کردند، و اینهمه عقب‌ماندگی‌ها را برای مسلمانان بوجود آوردند.

وضع کنونی مدینه منوره از این جهات و نواحی اصیل اسلامی و انسانی در حکومت سعودی از وضع گذشته آن بهتر نشده بلکه از جهاتی بدتر و خطرناکتر است، و اگرچه ظواهر خانه ها و کاخ‌ها و راه‌ها چنانکه در همه جای دنیا به مناسبت عوض شدن اوضاع صنعتی و وارد شدن دنیا به دوره برق و ماشین تغییر کرده است اما هر کس می‎فهمد که این تغییرات اصولی و جوهری نیست و آنچه به ظاهر از عمران و آبادانی در جده و مدینه طیبه و مکه مکرمه و طایف و ریاض و غیرها دیده می‎شود ترقی و پیشرفت محسوب نمی‎شود این آبادی‌ها بر سه اساس است:

 

۱‎. بر اساس برآوردن نیازهای جاه طلبانه وهابی‌ها که بر تمام ذخایر این کشور مسلطند، و در عربستان و خارج از آن برای خود همه گونه اسباب خوشگذرانی و عیاشی و هرزگی را در نهایت اسراف فراهم نموده اند در حالی که مردم فقیر و گرسنه عربستان از زندگی متوسط انسانی محروم می‎ باشند.

 

۲‎. بر اساس رفع نیازمندی‌های استعمار که در این رابطه نیز پول‌های کلان مصرف شده، و ثروت مردم فقیر این کشور جیب سرمایه داران آمریکائی یا فرانسوی یا انگلیسی یا ایتالیائی و دیگران را پر می‎ سازد.

 

۳‎. بر اساس به مصرف رساندن محصولات صنعتی بیگانگان که ملاحظه می‎شود تقریباً تمام عواید ساختمان این بناهای مدرن حتی مسجد پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم و مسجد الحرام را مؤسسات کنتراتچی و کمپانی‌های بیگانه می برند.

 

بدیهی است تا حدودی هم وسایل آسایش حجاج و توسعه و عمران حرمین فراهم شده است، اما در متن نقشه آسایش حجاج و اینگونه هدف‌ها هدف اصلی نیست و تبعی و فرعی است، زیرا حکومتی که می‎خواهد با جمعیت کم به مناسبت وجود حرمین شریفین در کشورش در بین حکومت‌های دیگر اعتبار داشته باشد و به عبارت دیگر حکومتی که اعتبارش در بین مسلمانان و در تمام جهان فقط به این دو حرم مقدس است که یک میلیارد بشر به آن به نظر احترام می‎نگرند و همه ساله نزدیک به یک میلیون برای ادای مراسم حج از اطراف و اکناف، و اصقاع دور و نزدیک عازم آن می‎شوند باید در حدی که مورد اعتراض این همه زائر قرار نگیرد و دنیای اسلام به او معترض نشود آن را تجلیل نماید، و برای پذیرائی این جماعت بشری خود را آماده نماید، و این مراسم را که خواه و ناخواه انجام می‎شود در اختیار خود نگاه دارد تا برای مقاصد خود از آن سوء استفاده نماید.

و به هر حال این ظواهر و مظاهر اگر چه در اصل مقصود حکومت سعودی نیست بلکه مقصود همه مسلیمن است، و همه می‎خواهند مراسم حج هر چه باشکوهتر و منظم‎تر برگزار شود، و مسجدین و حرمین شریفین در حدود تعالیم شرعی از جنبه توسعه و عظمت ظاهری همه نمونه باشد، و در این دو شهر فقط خدای بزرگ به بزرگی یاد شود، و صاحبان مقامات حکومتی هیچگونه تکبّر و علوّ و برتری نداشته باشند و مظهر مساوات اسلامی باشند و برادری اسلامی در آن آشکار باشد، و از طاغوت پرستی و استضعاف در آن خبری نباشد که متأسفانه تشریفات ظاهری و تجملات در حد وفور نسبت به شاه و خاندانش وجود دارد، فقط چیزی که نبود یا اگر بود ما ندیدیم مجسمه و عکس و صورت بود که نه تنها در مسجدین در مساجد دیگر هم حتی یک عکس و صورت دیده نمی‎شود.

باری، مدینه کنونی مدینه‌ای بهتر از مدینه عصر عبدالملک و ولید نیست با این تفاوت که در آن عصر با همه مفاسدی که در آن ساخته و پرداخته بودند شخصیتی الهی، مثل امام زین العابدین علیه السلام وجود داشت که عبادت و زهد و گذشتن از دنیا و زندگی بسیار ساده و بی‌تجملش تمام دستگاه ظلم و اسراف و تجبر و تکبر و پر تشریفات و خدم و حشم خلیفه وقت را تحت الشعاع قرار می‎داد و مثل فرزدق با آن قصیده جاودان او را مدح و توصیف به حق می‎نمود ولی مدینه امروز از وجود شخصیتی که بتواند این مظاهر استکباری حکومت را با اخلاق و رفتار پارسایانه و بی‎تکلف و بی‎پیرایه بکوبد و نمونه قدس اخلاق اسلام باشد خالی است.[۳]

 

پی نوشت ها:

[۱]. سوره توبه، آیه ۱۲۸.

[۲]. سوره احزاب، آیه ۵۶.

[۳]. در این اشارات نظر به مردمی است که شهر را نشان می‎دهند و صورت جامعه را در نظر بیننده مصور می‎سازند، و الاّ هستند افرادی که کم و بیش ملتزم به رهنمودهای اسلام می‎باشند، نظام سیاسی و اقتصادی اسلام را تا حدودی شناخته اند اما این افراد که اکثرشان شیعیان اهل بیت علیهم السلام‎ می‎باشند هر چند در حدود یک ثلث و بیشتر جمعیّت عربستان سعودی می‎باشند و دارای اخلاقی عالی هستند در استضعاف قرار گرفته و رژیم به آنها مجال عرض وجود و فکر و نظر نمی‎دهد.

سه شنبه, 07 تیر 1401 12:43

حج در آیین اسلام و یهود

سایت islamicity در مقاله‌ای به موضوع حج در اسلام و دین یهود می‌پردازد.
 
در این مقاله آمده است که فقط تعداد اندکی از یهودیان می‌دانند که بیش از هزار سال است که کعبه عبادتگاه اول و بیت المقدس دومین عبادتگاه به شمار می‌رود. کلمه حج نیز در لغت به معنای رهسپار شدن به سوی یک مکان است.
 
حج مسلمانان پنج روز طول می‌کشد و پس از آن عید قربان در سه روز برگزار می‌شود.اما حج در آیین یهود در سه زمان متفاوت برگزار می‌شود:
1.  عید فِصح، که در فصل بهار واقع شده و مدت آن هفت روز است و از روز پانزدهم نیسان به تقویم یهودی آغاز می‌شود.
2. «عید حصاد» یا «اسابیع»، (شبوعوت) که مدت آن یک روز است مصادف با ششم ماه سیوان به تقویم یهودی که در اوایل تابستان (یونیه) قرار گرفته است.
3. «عید ظُلل»، (سرکوت) که مدت آن هشت روز است و در پاییز قرار دارد و از روز پانزدهم ماه «تشرین» یهودی آغاز می گردد. 
 
تورات می‌گوید: «عید خیمه‌ها را بعد از جمع کردن حاصل از خرمن و چرخُشت خود هفت روز نگاهدار. و در عید خود شادی نما تو و پسرت و دخترت و غلامت و کنیزت و لاوی و غریب و یتیم و بیوه‌زنی که درون دروازه‌هایت باشند. هفت روز در مکانی که یَهُوَه برگزیند برای یَهُوَه خدایت عید نگاهدار زیرا که یَهُوَه خدایت تو را در همة محصولت و در تمامی اعمال دستت برکت خواهد داد و بسیار شادمان خواهی بود. سه مرتبه در سال جمیع ذکورانت به حضور یَهُوَه خدایت در مکانی که او برگزیند حاضر شوند یعنی در عید فطیر و عید هفته‌ها و عید خیمه‌ها و به حضور یَهُوَه تهی‌دست حاضر نشوند. (تورات تثنیه 16:13-16)
 
سرکوت توسط حضرت سلیمان در بیت المقدس انجام شد. این حج در زمان حضرت سلیمان به قدری مهم بود که اغلب آن را صرفا «حج» می‌نامیدند.

براساس آیین اسلامی کعبه برای اولین بار پیش از تاریخ حضرت آدم مکانی مقدس و به عنوان عبادتگاه شمرده شد اما بیت‌المقدس 40 سال بعد تقدیس شد.
 
ابوذر (ره) روایت می‌کند: «عرض کردم: یا رسول الله (ص)! کدام مسجد برای اولین بار در زمین قرار داده شد؟ حضرت فرمودند: مسجد الحرام (در مکه). سپس پرسیدم: دومین مسجد پس از آن کدام است؟ پاسخ دادند: مسجد الاقصی (در بیت المقدس). پرسیدم: بین این دو چه فاصله زمانی بود؟ فرمودند: چهل سال.»
 
زیارت یک مکان مقدس مشترک، عامل مهمی در انسجام اجتماعی است و انسجام اجتماعی عامل مهمی برای مقابله با چالش‌های بقا است. هم اسلام و هم یهودیت متونی دارند که قدمت اجداد ما به آدم خاستگاه بشر برمی‌گردد. اما یهودیان با انحرافاتی مواجه شدند و از سنت پیامبرشان یعنی حضرت موسی (ع) پیروی نکردند.
 
انحراف یهود در حج
یهودیان، سنت پیامبرشان، حضرت موسى را ـ که در حج به خانه خدا توجه داشت ـ پیروى نکردند و بیشتر تعالیم شریعت موسى و از جمله حج را تحریف کردند.

گفتنى است که در حال حاضر حج از دیدگاه یهودیان واجب نیست و از ارکان عبادات آنها به شیوه‌اى که در اسلام دیده مى‌شود، به شمار نمى‌آید و حداکثر به عمره مسلمانان شباهت دارد. پس از حضرت موسی، یهود به فرقه‌هاى مختلف درآمدند و هر فرقه‌اى شیوه‌اى را براى حج برگزید و مکانى را براى آداب و مراسم حج انتخاب کرد؛ به عنوان مثال:
1. گروهى از آن‌ها به سوی بیت المقدس و هیکل سلیمان رفتند.
2. گروهى به کوه طور سینا رفتند.
3. برخى «بئر حىّ» واقع در نزدیکى شهر الخلیل را برگزیدند.
4. برخى دیگر به اماکن متبرکه به تعبیر آنها، که مهم ترین آنها کوه هاى برافراشته و تپه ها و چاه هاى آب و اماکن دیگر طبیعى است، رفتند.
 
بیت المقدس
در ادامه مقاله داستانی روایت شده که گفته شده قرن‌ها به صورت شفاهی به دو زبان عربی و عبری نقل و سرانجام در قرن نوزدهم در چندین نسخه مختلف نوشته شده است.
 
دو برادر که مزرعه‌ای را از پدرشان به ارث برده بودند، آن را به دو نیم تقسیم کردند تا هر یک بتواند در زمین خود کشاورزی کند. با گذشت زمان، برادر بزرگتر ازدواج کرد و صاحب چهار فرزند شد، در حالی که برادر کوچکتر هنوز ازدواج نکرده بود.
 
یک سالی که باران بسیار کم بارید، محصولاتشان بسیار ناچیز بود. برادر کوچکتر یک شب فکر کرد: «برادرم زن و چهار فرزند دارد و من فرزندی ندارم. او بیشتر از من به غلات نیاز دارد، به خصوص الان که غلات کمیاب است.» آن شب برادر کوچکتر به انبار خود رفت و گونی بزرگی از گندم خود را در انبار برادرش گذاشت و به خانه برگشت.
 
اوایل همان شب، برادر بزرگتر نیز فکر کرد: «من و همسرم، فرزندان بزرگ و نوره‌های خود را داریم تا از ما مراقبت کنند. برادرم فرزندی ندارد و باید غله مزارعش را بیشتر بفروشد تا بتواند در دوران پیری زندگی خود را تامین کند.» پس در آن شب برادر بزرگتر نیز گونی بزرگی از گندم را در انبار برادرش گذاشت و به خانه بازگشت.
 
صبح روز بعد، برادر کوچکتر، وقتی دید که مقدار غلات در انبارش تغییری نکرده، متعجب شد، گفت: «من آنقدر که فکر می‌کردم گندم کافی برای برادرم نبردم. امشب بیشتر می‌برم.» برادرش نیز همین فکر را در سر داشت.
 
شب بعد هر دو برادر مقدار بیشتری گندم از انبار خود برداشتند و در تاریکی شب مخفیانه به انبار برادر خود رساندند. صبح روز بعد، برادران دوباره متحیر شدند.
 
شب سوم، مصمم تر از همیشه، هر برادر دو کیسه بزرگ گندم از انبار خود برداشتند تا به انبار دیگری ببرند که در میانه راه متوجه یکدیگر شدند. وقتی هر دو فهمیدند که چه اتفاقی افتاده، بدون هیچ حرفی گاری‌هایشان را که گندم در آن بود رها کردند، به طرف هم دویدند و یکدیگر را در آغوش گرفتند. خداوند عشق و علاقه برادران به یکدیگر را شایسته بازسازی خانه مقدس در این وادی کرده است.
 
حضرت ابراهیم نیز از خداوند درخواست می‌کند که «پروردگارا اين (سرزمين) را شهرى امن گردان و مردمش را هر كس از آنان كه به خدا و روز بازپسين ايمان بياورد از فرآورده ‏ها روزى بخش فرمود» (سوره بقره، آیه 126)
 
نویسنده این مقاله می نویسد: «مسیحیان و یهودیان معتقدند این تپه بیت المقدس و مسلمانان معتقدند این دره مکه است. من معتقدم که ممکن است هر دو درست بگویند.»
 
قرآن می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در راه خدا ثابت قدم باشید و به عدالت شهادت دهید. مبادا دشمنی با دیگران شما را از عدالت دور کند. عادلانه برخورد کنید؛ این به خداترس بودن نزدیکتر است.» (سوره مائده، آیه 8)

احادیث