emamian
برای سازگاری در زندگی مشترک بر اساس سیره پیامبر(ص) چه باید کرد؟
ربیع الاول مملو از یاد و نام پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم است.الگو طلبی یک نیاز فطری بشر است، ذات بشر این است که انسان میخواهد پا جای پای دیگری بگذارد به طوری که شخصیت انسانها را الگوها تعیین میکنند.خدا هم انسان را آفریده و او را بدون الگو قرار نداد، الگوهایی را در زندگی تعیین کرد که یکی از آنها پیامبر اعظم (ص) است.برخیها الگوی در زندگی شخصی انسان هستند. بعضیها در زندگی سیاسی الگو هستند، برخی در زندگی خانوادگی الگو هستند، برخی در زندگی اجتماعی الگو هستند. گاهی برخی افراد در یک صفت الگو هستند، مثلاً در شجاعت یا بخشندگی الگو هستند، اما پیامبر اعظم اسوه نیکو در تمام زمینهها است.
بنابر روایت مهر، زندگی مشترک، ستون فقرات جامعه انسانی و بستر اصلی تربیت نسلهاست. پایداری، رشد و تعالی این نهاد مقدس، در گرو مؤلفههای متعددی است که «سازگاری» از جمله مهمترین و بنیادینترین آنها به شمار میرود. سازگاری به معنای توانایی انطباق متقابل زوجین با یکدیگر، پذیرش تفاوتها، و حرکت به سوی درک و همدلی عمیقتر است. در آموزههای اسلامی و به ویژه در سیره عملی پیامبر اکرم (ص)، الگوهای بیبدیل و روشهای کارآمدی برای نیل به این مهم ارائه شده است که نه تنها برای مسلمانان، بلکه برای هر انسانی در هر زمان و مکانی، چراغ راهی روشن در مسیر ساختن یک زندگی مشترک موفق و سرشار از آرامش محسوب میشود.
اهمیت سازگاری در کلام و سیره نبوی
محبت و مودتپذیری
سنگ بنای هر زندگی مشترک موفقی، محبت است. قرآن کریم، رابطه زوجین را بر پایه مودت و رحمت بنا نهاده است وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (سوره روم آیه ۲۱). پیامبر اکرم (ص) نیز با رفتار مهربانانه و کلام دلنشین خود، همواره بذر محبت را در دل همسرانشان میکاشتند. ابراز محبت کلامی و عملی، توجه به نیازهای عاطفی همسر، و آگاهی از جایگاه والای محبت در استحکام پیوند زناشویی، از جمله روشهای ایشان بود. ایشان فرمودند: بهترین شما کسی است که برای خانوادهاش بهتر باشد و من بهترین شما برای خانوادهام هستم. این فرمایش، محبت عملی را در گرو بهتر بودن برای خانواده میداند.
احترام متقابل و کرامتبخشی
یکی از مهمترین اصول سازگاری، رعایت احترام و حفظ کرامت انسانی همسر است. پیامبر (ص) همواره با همسران خود با نهایت احترام و تکریم رفتار میکردند. ایشان هیچگاه به تحقیر، تمسخر یا سرزنش علنی همسرانشان نپرداختند و حریم خصوصی و شخصیت مستقل آنان را پاس میداشتند. سیره ایشان نشان میدهد که حتی در صورت بروز اختلاف نظر، کرامت طرف مقابل باید حفظ شود تا زمینه برای گفتگو و حل مسئله فراهم آید.
اختلاف نظر، جزئی جداییناپذیر از هر رابطه انسانی است و زندگی مشترک نیز از این قاعده مستثنی نیست. آنچه اهمیت دارد، نحوه مدیریت این اختلافات است. پیامبر اکرم (ص) در سیره خود، روشهای حکیمانهای برای حل منازعات ارائه دادند: ایشان به همسران خود فرصت میدادند تا دیدگاهها و احساسات خود را بیان کنند و با حوصله و دقت به سخنان آنان گوش میدادند. حضرت در بسیاری از موارد، برای حفظ آرامش خانواده، از مواضع خود کوتاه میآمدند و گذشت میکردند. این گذشت، نه از سر ضعف، بلکه از سر قدرت و حکمت بود.
ایشان تأکید داشتند که مسائل و اختلافات خانوادگی باید در حریم خانواده باقی بماند و از بیان آنها در جمع یا نزد دیگران پرهیز شود.در موارد خاص، پیامبر اکرم (ص) به مشورت با افراد امین و مورد وثوق میپرداختند و همواره سعی در رعایت انصاف در قضاوتها داشتند.
همدلی و ایثار
همدلی یعنی توانایی قرار گرفتن در جایگاه دیگری و درک احساسات و افکار او. پیامبر اکرم (ص) نه تنها به نیازهای مادی همسران خود توجه داشتند، بلکه به نیازهای عاطفی و روانی آنان نیز عمیقاً رسیدگی میکردند. ایشان با درک صحیح از تفاوتهای فردی و جنسیتی، به همسران خود فضای رشد و بالندگی میدادند و آنها را در مسیر علایق و توانمندیهایشان حمایت میکردند. حضور در کنار همسر در شادیها و غمها، شریک شدن در دغدغهها و حمایت عاطفی، از نمودهای بارز همدلی در سیره ایشان بود.
زندگی مشترک، میدان ایثار و از خودگذشتگی است. پیامبر (ص) با فداکاریهای بیدریغ خود در راستای آسایش و رضایت همسرانشان، الگویی بینظیر ارائه دادند. ایشان در کارهای منزل کمک میکردند، در زمان بیماری همسر، از او پرستاری میکردند و در هر شرایطی، آسایش همسرانشان را بر آسایش خود مقدم میداشتند. این ایثار، نه به معنای نادیده گرفتن حقوق فردی، بلکه به معنای اهدا بخشی از توان و وقت برای سعادت دیگری است.
پیامبر (ص) با شوخطبعی و بذلهگوییهای شیرین خود، فضای منزل را شاد و دلنشین میساختند. ایشان میفرمودند: مرد مؤمن باید با همسرش شوخطبع باشد. این امر، به کاهش تنشها و افزایش صمیمیت کمک شایانی میکند.هدیه دادن، حتی کوچک و نمادین، و ابراز کلامی قدردانی از زحمات همسر، از روشهای مؤثر در تقویت بنیان محبت و سازگاری است که در سیره نبوی نیز به آن توجه میشد.
در مواجهه با مشکلات و چالشهای زندگی مشترک، صبر و شکیبایی، کلید عبور از موانع است. پیامبر اکرم (ص) در برابر ناملایمات و دشواریها، با صبر جمیل برخورد میکردند و همسرانشان را نیز به صبر توصیه میفرمودند.تشویق و تأیید موفقیتها و نقاط قوت همسر، موجب افزایش اعتماد به نفس او و تقویت روحیه مثبت در رابطه میشود. پیامبر (ص) در روابط خود با همسرانشان، به شدت رازدار و حریمنگهدار بودند و این اصل را برای پیروان خود نیز توصیه میکردند.توجه به آراستگی ظاهری و نظافت شخصی برای همسر، از نکاتی است که در سیره نبوی مورد تأکید قرار گرفته و به افزایش جذابیت متقابل و صمیمیت کمک میکند.
سیره پیامبر اکرم (ص) در زندگی مشترک، نه تنها مجموعهای از آموزههای نظری، بلکه نقشه راهی عملی و قابل اجرا برای دستیابی به سازگاری، آرامش و سعادت خانوادگی است. اصولی چون محبت، احترام، همدلی، گذشت و ایثار، و روشهای عملی مانند گفتگو، شوخطبعی، هدیه دادن و صبر، همگی از این سرچشمه زلال حکمت نشأت میگیرند. زوجین با الگوبرداری از این سیره درخشان، میتوانند بر چالشها و مشکلات زندگی مشترک فائق آیند و خانهای بنا نهند که نه تنها مأمن آرامش و سکینه برای خودشان باشد، بلکه الگویی الهامبخش برای نسلهای آینده گردد. در دنیای پرهیاوی امروز، بازگشت به این اصول ازلی و ابدی، بیش از هر زمان دیگری حیاتی و ضروری به نظر میرسد تا بنیان خانوادهها مستحکمتر و جامعهای متعالیتر ساخته شود.
سنگینترین عمل در ترازوی قیامت
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله و سلم:
ما مِن شیءٍ أثقَلُ فی المیزانِ مِن حُسنِ الخُلقِ.
در ترازوی اعمال، چیزی سنگینتر از خوشخویی نیست.
عیون أخبار الرضا، ج ۲، ص ۳۷، ح ۹۸
هفته وحدت؛ اعتقاد قلبی نه تاکتیک سیاسی
این یادداشت که بر اساس سخنان رهبر انقلاب اسلامی تدوین شده، تأکید میکند که هفته وحدت نماد یک «اعتقاد و ایمان قلبی» به اتحاد امت اسلام است و مراحل چهارگانه وحدت، از عدم تخاصم تا همکاری برای تمدنسازی اسلامی را ترسیم مینماید.
این روزها که در فضای معنوی «هفته وحدت» نفس میکشیم، برگی دیگر از تقویم همدلی و برادری امت اسلامی ورق خورده است.
هفتهای که به برکت تولد مسعود نبی مکرم اسلام، حضرت محمد مصطفی (ص)، در فاصلهی دو دیدگاه مذهبی (۱۷ و ۱۲ ربیعالاول) نامگذاری شده است تا خود، نمادی عملی از احترام و وحدت در عین کثرت باشد.
همانگونه که مقام معظم رهبری تأکید فرمودهاند، این نامگذاری، «یک حرکت سیاسی و تاکتیکی نیست؛ این یک اعتقاد و ایمان قلبی است». جمهوری اسلامی ایران، باورمند به معنای واقعی کلمه به لزوم اتحاد امت اسلام است و این راه، مسیری است که مراجع عظام و پیشوایان دینی ما، همچون مرحوم آیتالله العظمی بروجردی، پرچمدار آن بودند.
رهبر انقلاب اسلامی با ترسیم مراتب وحدت، مسیری روشن و منطقی را پیش روی امت اسلامی قرار دادهاند. ایشان مراتب وحدت را اینگونه برمیشمرند:
مرتبه نخست: پرهیز از تخاصم و ضربهزدن؛ پایهایترین سطح وحدت، این است که جوامع اسلامی، دست کم، به یکدیگر معارضه نکنند و علیه هم صفآرایی ننمایند. این گام اول و ضروری برای ایجاد فضایی امن برای گفتوگو و همکاری است.
مرتبه دوم: اتحاد در مقابل دشمن مشترک؛ درجهای بالاتر که در آن، کشورهای اسلامی علاوه بر خودداری از ضربهزدن به یکدیگر، در برابر توطئهها و هجمههای دشمنان مشترک اسلام، دستدردست هم داده و از یکدیگر دفاع میکنند.
مرتبه سوم: همافزایی و تعاون؛ در این مرحله، ملتها و کشورهای اسلامی به یاری یکدیگر میشتابند. آنان که در زمینهای پیشرفتهتر هستند، دست برادری به سوی آنانی که نیازمند کمکاند دراز میکنند تا کشتی امت اسلامی با همتی مضاعف به پیش رود.
مرتبه متعالی: وحدت برای تمدنسازی نوین اسلامی؛ غاییترین و بالاترین مرتبه وحدت، همگرایی تمامی دنیای اسلام برای رسیدن به «تمدن نوین اسلامی» است. هدفی عظیم که جمهوری اسلامی آن را آرمان نهایی خود قرار داده است؛ تمدنی شکوهمند، پیشرفته، متناسب با شرایط زمان و در عین حال، ریشهدار در ارزشهای ناب دینی.
هفته وحدت، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای تأمل و عمل. فرصتی برای اینکه بار دیگر عهد ببندیم در سایهی سار قرآن و عترت، اختلافات فرعی و تاریخی را به حاشیه برانیم و بر مشترکات اصیل و بنیادین خود که برادری، عزت و عظمت اسلام است، پای بفشاریم.
باشد که این هفته، طلایهدار فصل جدیدی از همدلی، همکاری و همزبانی مسلمانان سراسر جهان باشد.
سمیرا گلکار
هفته وحدت؛ ابتکار امام خمینی(ره) برای همدلی امت اسلامی
ماه ربیع الاول که به خاطر میلاد با سعادت حضرت ختمی مرتبت رسول الله الاعظم محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم به نام ربیع المولود معروف است ماهی بسیار مبارک و فرخنده است. اهل سنت، سالروز ولادت پیامبر اکرم را ۱۲ ربیع الاول و علمای شیعه، ۱۷ ربیع الاول سال عام الفیل می دانند.
عامُ الفیل (سال فیل)، سالی است که ابرهه، پادشاه یمن، با لشکری معروف به اصحاب فیل برای تخریب کعبه به سوی مکه حرکت کرد. چون لشگر او همراه با فیلهایی بود، این سال به «عام الفیل» شهرت یافت. قرآن کریم در سوره فیل به این واقعه اشاره کرده است. تاریخنگاران این سال را حدود ۵۷۰ میلادی دانستهاند. بنابر قول مشهور، رسول اکرم(ص) در همین سال در مکه به دنیا آمد.
علمای شیعه اعمالی در روز میلاد پیامبر اکرم ذکر و همواره این روز را گرامی می داشتند. در اواخر قرن پنجم هجری خلفای فاطمی مذهب اسماعیلی شیعه، ولادت پیامبر اکرم و امیرالمومنین علی بن ابیطالب و حضرت فاطمه زهرا علیهم السلام را به صورت رسمی جشن میگرفتند. این جشنها به صورت اهدای هدیه و ایراد خطبهها انجام میشد.
اهل سنت نیز در طول تاریخ مراسم میلاد پیامبر اکرم را مبارک شمرده و بسیاری از علمای اهل سنت (مانند ابن اثیر، ابن جوزی، شمسالدین سخاوی و ابن کثیر) کتابهایی ویژه میلاد پیامبر نگاشتهاند و حتی معتقدند مستحب بودن روزهٔ دوشنبهها به خاطر یادبود میلاد پیامبر اکرم است.
خداوند متعال در آیاتی از سوره شعرا میفرماید: «وَ تَوَکَّلْ عَلَی الْعَزیزِ الرَّحیمِ• الَّذی یَراکَ حینَ تَقُومُ• وَ تَقَلُّبَکَ فِی السَّاجِدینَ• اِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیم؛و بر خداوند عزیز و رحیم توکّل کن! • همان کسی که تو را به هنگامی که (برای عبادت) برمیخیزی میبیند • و (نیز) حرکت تو را در میان سجدهکنندگان! • اوست خدای شنوا و دانا.»بر اساس برخی از روایات و تفاسیر، مقصود از «و تقلّبک فی السّاجدین» این است که پیشینیان حضرت رسول اللهرپیدرپی و پشت در پشت، سجدهگزار، نیایشکننده و موحّد بودهاند.چنانکه علامه مجلسی در ذیل این آیه به نقل از شیخ طبرسی مینویسد: مراد از سّاجدین، در آیه موحّدین است.
حضرت امیرالمومنین درباره اجداد پیامبر اکرم میفرماید: «اختاره من شجرة الانبیاء و مشکاة الضّیاء و ذؤابة العـلیاء و سـرّة البطحاء و مصابیح الظّلمة و ینابیع الحکمة؛ خداوند، محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را از دودمان پیامبران و چراغدان نورگستر و خاندان سرآمد و از سرزمین بطحا و از مـیان چراغهای ظلمت و چشمههای حکمت برگزید.»
هفته وحدت و اهمیت آن
به تدبیر امام خمینی ره در سال ۱۳۶۰ این ایام به نام هفته وحدت مزین شد.
امام راحل در سخنرانی خود که در روز ۸ دی ماه ۱۳۶۰ شمسی داشتند ضمن اشاره به پیشنهاد آیتالله منتظری، این اصطلاح را به کار بردند و فرمودند: ما فریاد میزنیم که باید همه باهم باشیم، هفته وحدت داشته باشیم. دین ما یکی است، قرآن ما یکی است، پیغمبر ما یکی است.
در حقیقت نامگذاری این ایام به عنوان هفته وحدت متضمن حکمتها و نکاتی ظریف است که توجه و التفات به آنها برکات مضاعفی را در بهره مندی از میلاد دردانه هستی، نبی الرحمه و رحمه للعالمین، نصیب مسلمانان و جهان اسلام خواهد کرد.
قرآن کریم دراین باره می فرماید: وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَیَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا. همگی به رشته دین خدا چنگ زده، به راههای متفرق نروید و به یاد آرید این نعمت بزرگ خدا را که شما با هم دشمن بودید و خدا در دل های شما الفت و مهربانی انداخت و به لطف خداوند همه، برادر دینی یکدیگر شدید، و در صورتی که در پرتگاه آتش بودید، خدا شما را نجات داد. همان گونه که با اتحاد قطرات آب، جویهای آب، و با به هم پیوستن جویهای کوچک به همدیگر، رودخانه ای عظیم ایجاد میشود، با اتحاد انسانها نیز صف های بزرگی به وجود می آید که پشت هر دشمنی را می لرزاند و او را به وحشت می اندازد.
از نخستین اقدامات پیامبر اکرم (ص) پس از تشکیل حکومت اسلامی در مدینه به منظور تقویت بنیه آن ایجاد روحیه وحدت و یگانگی میان مسلمانان بود و پیامبر (ص) در این برهه از زمان با اجرای برنامه عقد اخوت و برادری میان مسلمانان برای تحقق این مهم اقدام کردند و هر مسلمانی با مسلمان دیگر پیمان برادری بستند و بدین ترتیب، بنیان اتحاد مستحکم شد.
اتحاد را میتوان، نخ تسبیحی دانست که مهرهها را در کنار هم نگه می دارد و ارتباط منظمیبین آنها برقرار می سازد و آنها را از پراکندگی، دورافتادگی و گم شدن حفظ میکند و اگر این نخ پاره شود، انسجام مهرهها گسسته میشود و هر کدام به جانبی خواهد رفت.
سه ویژگی مهم مؤمن
امام رضا (ع):
المُؤمِنُ اِذا غَضِبَ لَمْ یُخْرِجْهُ غَضَبُهُ عَنْ حَقٍّ، وَ اِذا رَضِیَ لَمْ یُدْخِلْهُ رِضاهُ فی باطِلٍ، وَ اِذا قَدَرَ لَمْ یَأْخُذْ اَکْثَرَ مِنْ حَقِّه.
مؤمن، هرگاه خشمگین شود، غضبش او را از حق بیرون نمی برد و هرگاه خرسند شود، خشنودیش او را به باطل نمی کشاند و هرگاه قدرت یابد، بیش از حق خودش بر نمی دارد.
بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۵۵
ولایتی: شانگهای در آینده نقش اول را در تعیین سرنوشت جهان دارد/ ترامپ مثل هیتلر عمل میکند
مشاور امور بینالملل رهبر معظم انقلاب در پاسخ به این سوال که نشست سران شانگهای در چین چه اثراتی در صحنه بینالمللی داشته است، گفت: 25 امین اجلاس سران شانگهای روز 9 و 10 شهریور با حضور بیش از 20 رهبر غیرغربی جهان و نیز دبیرکل سازمان ملل متحد در تیانجین چین برگزار شد. این اجلاس بزرگترین و مهمترین اجلاس در مقایسه با اجلاسهای گذشته است و ارزیابی اولیه صاحب نظران سیاسی بر این است که این اجلاس یکی از مهمترین نشستهای بین المللی تاریخ جهان است.
صدای شکستن استخوان سازمان ملل به گوش جهانیان رسید
مشاور بینالملل مقام معظم رهبری در تشریح سه اثر مهم اجلاس سازمان همکاری شانگهای، گفت: اولا، صدای شکستن استخوانهای سازمان ملل متحد به گوش جهانیان رسید و عملا میتوان به صراحت آغاز مرحله "به تاریخ سپرده شدن این سازمان" همچون "جامعه ملل" را اعلام کرد.
ثانیا، چین نشان داد که قدرت اول جهان به صورت بالقوه است و در آینده نزدیک، بالفعل قدرت اول جهان خواهد شد.
ثالثا، چین نشان داد که با صبر و متانت در حال خاموش کردن صدای پای ترامپ است.
ولایتی افزود: عقیده اهل سیاست بر این است که ترامپ راهی را در پیش رفته بود که رئیس آلمان نازی در گذشته آزمایش کرده و توانسته جهان غرب را با آغاز جنگ جهانی دوم در سپتامبر سال 1939 مرعوب کند. عملا تجربه حرکت قلدرمآبانه هیتلر توسط ترامپ تکرار شد.
وی با بیان اینکه در آن زمان (پیش از آغاز جنگ جهانی دوم) انگلیس در اوج قدرت خود و فرانسه بعد از ناپلئون بناپارت کشورهای قدرتمند بودند و ایتالیا بعد از جوزپه گاریبالدی (فرمانده جنگهای وحدت ایتالیا) قدرتمند شد، ادامه داد: این سه مرعوب هیتلر شدند و اکنون تاریخ تکرار شده است. به تعبیر برخی مورخین تاریخ تکرار وقایع است. آقای ترامپ بدون پند گرفتن از آنچه که در گذشته رخ داده، آن راه را میرود که این، راه مطلوبی برای وی نخواهد بود.
ولایتی تصریح کرد:کاری که ترامپ در این زمان میکند، پیشتر هیتلر انجام داده است.آخرین اقدامی که ترامپ انجام داد پیمان آلاسکا بوده که بدون مشورت با همتایان غربی خود در رابطه با اوکراین معاهده بست و خیلی زود در اجلاس شانگهای معلوم شد که سرش به سنگ خورد.
مشاور مقام معظم رهبری در امور بینالملل خاطرنشان کرد: چهارشنبه 12 شهریور ترامپ در مصاحبهای در خصوص موضع پوتین، رئیس جمهور روسیه برای صلح اوکراین گفت که ما رابطه خوبی باهم داشتیم اما من از پوتین ناامید شدم و سپس نوشتهای به صورت کنایه منتشر کرد. ترامپ در آن نوشته گفت که تبریک میگویم، اجتماع پوتین، شیجین پینگ و کیم جوناون در شانگهای علیه آمریکا موضع گرفتند.
مصادیق تحقیر اروپا از سوی ترامپ
ولایتی با بیان اینکه ترامپ در دوره جدید به دنبال ایجاد جهان دو قطبی همچون بعد از نشست یالتا (1945) است، افزود: ترامپ بدون هماهنگی با متحدان خود در اروپا کارهای خود را پیش برده و هدفهای سابق خود را دنبال کرده است.
وی افزود: ترامپ در سفر به کشورهای حوزه خلیج فارس پول زیادی جمع کرد. خود ترامپ در مناظره با کلینتون در رقابت های دوره اول ریاست جمهوری خطاب به وی گفته بود دموکراتها داعش را به وجود آوردهاند ؛ جولانی در آن زمان به نام ابوبکر البغدادی نفر دوم داعش بود، اما همین فرد اکنون با کمک آمریکا و برخی از طرفهای منطقه ای کشور سوریه را متلاشی کرد و دست در دست ترامپ داد. ترامپ حتی در مواقع مختلف روسای کشورهای اروپایی متحد خود از جمله انگلیس را تحقیر کرده است.
ولایتی در ادامه اظهار داشت: کشورهای اروپایی در این مدتی که ترامپ بر سرکار آمده بارها مورد تحقیر قرار گرفتهاند اما هیچ کدامشان جرات نداشتند در مقابل اقدامات ترامپ ایستادگی کنند. لذا به نوعی شروع به کارهای ایذایی علیه کشورهای مستقل مانند ایران کردند؛ از جمله میتوان به اقدامات آنان در طرح مکانیسم ماشه اشاره کرد. پس درخواست برای فعال شدن مکانیسم ماشه توسط اروپاییها در شورای امنیت سازمان ملل در حقیقت واکنشی به اقدامات ترامپ در یکهتازی در صحنه بینالمللی علیه آنان است.
وی با اشاره به عدم توجه ترامپ به خواست اروپاییها در خصوص اوکراین، بیان کرد: آخرین اقدامی که ترامپ در این باره انجام داد این بود که در مخالفت با اروپاییها اعلام کرد که حق با روسیه است و اوکراین باید از نقاطی که روسیه تصرف کرده از جمله کریمه در سال 2014 و همچنین مناطقی که در طی جنگ اخیر به دست آورده صرف نظر کرده و آنها را به روسیه واگذار کند و اگر اوکراین کمک میخواهد باید هزینه بپردازد. این موضع مشخصاً در مخالفت با منافع اروپاییهاست.
عینا کارهای هیتلر توسط ترامپ صورت میگیرد
مشاور مقام معظم رهبری در امور بین الملل با بیان اینکه کارهایی که هیتلر با کشورهای مختلف انجام داد، عیناً توسط ترامپ نیز تکرار می شود، توضیح داد: هیتلر قبل از شروع جنگ دوم جهانی همه موافقتنامههای خود با بقیه کشورها را زیر پا گذاشت. هیتلر قبل از آغاز جنگ دوم جهانی با کشورهای اروپایی قراردادهای مودت و عدم تجاوز امضا کرد. اولین قرارداد، قرارداد 1938 مونیخ با سه کشور انگلیس، فرانسه و ایتالیا بود و سپس قراردادی با شوروی در تاریخ 23 اوت 1939 مبنی بر عدم تعرض بست. هیلتر با حمله به شمال اروپا از طریق هلند و بلژیک در سال 1940 وارد فرانسه شد. همچنین از طریق 600 هواپیماهای جنگی به لندن حمله کرد و در سال 1941 در عملیات بارباروسا به شوروی حمله کرد.
وی افزود: روز گذشته (پنجشنبه) ماکرون رئیس جمهور فرانسه نشستی با مقامات 33 کشور اروپایی داشت و در نهایت اعلام کرد که 26 کشور آماده اعزام نیرو برای تضمین امنیتی به اوکراین هستند. حاصل و جمع بندی مطالب فوقالذکر نشان میدهد که ترامپ مزه تلخ شکست را به آنان چشانده و کامشان را تلخ کرده است.
ایران، چین و روسیه نقش اساسی در شانگهای دارند
ولایتی در ادامه در پاسخ به این سوال که نشست سران سازمان همکاریهای شانگهای چه نکات مثبتی به همراه داشته است، گفت: آقای شیجینپینگ بعد از سالها حکومت موفق توانست میوه تلاشهای مهم و متنانتی که بر اساس عقل چینی انجام داده بود، در این اجلاس بچیند و حتی رقیب قدیمی خود آقای نارندرا مودی، نخست وزیر هند را وارد پکن کند. در حالی که پیش از آن آقای ترامپ، نخست وزیر هند را در بهمن 1403 و در ملاقاتی در واشنگتن شماتت کرد که چرا وی از روسیه نفت ارزان میخرد.
وی افزود: مودی به عنوان نخست وزیر بزرگترین کشور به لحاظ جمعیتی با تمدن چند هزارساله و دارای شخصیت بزرگی چون گاندی است و مسلمانان همراه هندوها حاضر نیستند که زیر بار تحمیلهای ترامپ بروند. بنابراین زودتر از آنچه که آمریکا و غرب فکر میکردند مجموعه شانگهای به نتایج ارزشمندی رسیده است که بدون تردید عملا در آینده نقش اول را در تعیین سرنوشت جهان دارد.
ولایتی تصریح کرد: همه کشورهای عضو شانگهای و خصوصا چین، روسیه، ایران نقش بسیار اساسی دارند، زیرا این سه کشور به اضافه هند کشورهای به معنای واقعی کلمه مستقل هستند و قدرت حفظ استقلال خود را دارند. بنابراین در رزمایشی که در شمال اقیانوس هند برگزار شد، چین، روسیه و ایران شرکت کردند. ایران نشان داده که ظرفیت یک کشور بزرگ را دارد و توانسته آمریکا را به عنوان قدرت بزرگ جهان در جنگ تحمیلی 12 روزه شکست دهد و نخستین کشوری است که با شهامت به اسرائیل حمله کرد و این طرف اسرائیلی و آمریکایی بودند که تقاضای آتشبس کردند.
مشاور مقام معظم رهبری در امور بین الملل افزود: زمانی در حکومت بایدن، آمریکا، انگلیس، استرالیا و زلاندنو پیمان مشترک دریایی به نام «آکوس» بستند و هدفشان محاصره چین بود ولی ایران، روسیه و چین متقابلا رزمایش نظامی در تقابل با خطرات مجموعه آکوس علیه چین انجام دادند.
وی خاطرنشان کرد: نکته مهمتر اینکه یکی از ارکان جدید جبهه مقاومت یعنی یمن به سرکردگی سید بدرالدین عبدالملک الحوثی که یکی از بازوهای جبهه مقاومت است و بر باب المندب مسلط است، کشتیهای رژیم صهیونیستی و آمریکا را مورد تهاجم قرار داد و ناو بزرگ آمریکایی ترومن را زیر ضرب برد. ترامپ دستش را بالا برد و تقاضای آتشبس با یمن کرد و عملا موضوع تهدید آمریکا علیه چین، توسط ایران و جبهه مقاومت کمرنگ شده است.
آینده شکل و محتوای متفاوتی نسبت به گذشته خواهد داشت
ولایتی در پاسخ به این سوال که شانگهای چه ظرفیتی برای مقابله با نظم یکجانبهگرای آمریکایی دارد، اظهار داشت: مجموعه شانگهای به اضافه بریکس ترکیبی از چین، روسیه، ایران، آفریقای جنوبی، برزیل و هند هستند و جدای از یکدیگر نیستند. دنیای آینده چیز دیگری میخواهد و شکل و محتوای متفاوتی نسبت به گذشته خواهد داشت. خیلی زود ترامپ سرش به سنگ خورد و نشانه بارز آن را میتوان نشست اخیر در پاریس ذکر کرد.
وی ادامه داد: در نشست پاریس 33 کشور از اروپا شرکت داشتند. در نشست پاریس 26 کشور اعلام آمادگی کردند تا نیروی نظامی بینالمللی به عنوان بخشی از تضمینهای امنیتی برای مردم اوکراین پس از توافق صلح اوکراین اعزام کنند. قبل از نشست هم استیو ویتکاف، نماینده ترامپ جلسهای با دیپلماتهای انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا و اوکراین داشته است. در مقابل واکنشهای آمریکا خانم زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه سخنان تندی علیه ترامپ داشت و گفت خوب است که ترامپ به فکر آمریکا باشد و اگر میخواهد کاری انجام دهد، مناسب است که به داد شهرهای در حال خطر آمریکا نظیر دیترویت، فیلادلفیا و لسآنجلس که مردم آنان در حال مرگ هستند، برسد.
مشاور مقام معظم رهبری با بیان اینکه این برخوردهای سریع و خشن بین دو طرف در فاصله کوتاهی پس از اجلاس آلاسکا نشان میدهد که دوراندیشی ترامپ ساده انگارانهتر از هیتلر است، اظهار داشت: پوتین هوشمندانه عمل کرد. به این طریق که بعد از نشست آلاسکا به شانگهای رفت و نقش اساسی در پایه گذاری دنیای آینده بدون حضور هژمونی آمریکا و قدرتهای غربی داشت و صراحتا اظهار نمود که جهان تک قطبی باید از بین برود.
ایران آینده روشنی خواهد داشت
ولایتی در پاسخ به این سوال که ایران چگونه میتواند از این ظرفیتهای موجود استفاده کرده و خود را تقویت کند، بیان کرد: ایران کشوری منسجم و مقتدر با رهبری شجاع و بصیر و جهان شناس است. اینجانب که از ابتدای پیروزی انقلاب خدمت مقام معظم رهبری تلمذ کرده ام به صراحت عرض میکنم در جهان کسی را به هوشمندی در شناخت مسائل جهانی همانند حضرت آیتالله خامنهای نمیشناسم. فلذا گامهای بسیار ارزشمندی توسط ایشان برداشته شده است و آقای دکتر پزشکیان فردی فعال و هماهنگ با رهنمودهای ایشان است و تاکنون پیش رفتهایم، بعدا نیز آینده روشنی خواهیم داشت به شرط آنکه همچنان انجسام ملی و اتحاد مقدس خود و نیروهای دفاعی را حفظ کنیم و افراد سیاسی در رابطه با حفظ عزت و سربلندی کشور بزرگ و الهی ایران ید واحده باشند.
وی افزود: اینجانب در یکی از پیامها در شبکه ایکس به عرض رساندم که قرآن کریم 16 آیه در محاسن ذوالقرنین که فردی صالح و به دنبال عدالت و آسایش مردم جهان بود، دارد. در قرآن کریم از ذوالقرنین به عنوان فردی صلح طلب و سازنده که هر کجا پا میگذاشت به تعبیر قرآن مردم را به صلاح و دوستی دعوت میکرد، یاد شده است.
مشاور مقام معظم رهبری ادامه داد: قرآن کریم در سوره کهف در آیههای 82 تا 99 میفرماید که ما ذوالقرنین را امکانات دادیم و او به سمت مغرب رفت به جایی که خورشید در آب گلآلود غروب کرد. قومی که آنجا بودند به او گفتند آیا تو میخواهی ما را عذاب کنی یا آنکه رفتار خوب داشته باشی. ذوالقرنین گفت اگر ظلم کنید عذاب میکنم و اگر سمت خدا برگردید کمک خواهم کرد و سپس به جایی رفت و قومی را مشاهده کرد که خانه نداشتند و زیر چادر زندگی میکردند و بعد به سمتی رفت که مردم زندگی میکردند و میخواستند سدی درست کنند تا جلوی قوم وحشی را بگیرند. به آنان گفت صفحات آهن بیاورید تا مس را ذوب کنیم و سدی بنا کرد.
وی افزود: در اوایل تاریخ اسلام مورخین اسلامی تحت تاثیر ترجمه کتاب یکی از پیروان و مریدان اسکندر گفتند که تصور میشود ذوالقرنین همان اسکندر است. بعضی دیگر گفتند که ذوالقرنین اهل یمن و از حمیریها بود. تا اینکه مرحوم ابوالکلام آزاد از مفسرین بزرگ هند که وزیر فرهنگ گاندی بود گفت که قرن به معنای شاخ است و نه اسکندر دو قرن زندگی کرده و نه دو شاخ داشت در حالی که در حجاریهای به جا مانده از کوروش وی مانند رستم کلاه خودی بر سر داشت که دو شاخ داشت. در نهایت علامه طباطبایی گفت که بر اساس تحقیقات انجام شده ذوالقرنین به کوروش شبیه است و آیتالله مکارم شیرازی و ده نفر از مفسرین معاصر همه به این سمت گرایش پیدا کردند که ذوالقرنین همان کوروش است. همچنین سید احمد خان، عالم و مفسر هندی و پایه گذار دانشگاه اسلامی علیگر نیز همین نظریه را تایید نموده است.
ولایتی با بیان اینکه تاریخ کوروش همین را حکایت دارد، توضیح داد: وی اول به شهر لیدی که پایتخت آن سارد بود در غرب ترکیه امروزی (دریای اژه) رفت و مطابق فرمایش قرآن کریم آب گلآلود بود (چون عمقش در ساحل کم است). بعد به شرق و آسیای مرکزی رفت و به آنان کمک کرد و سپس به قفقاز رفت و سد را ساخت و اکنون آثار آن سد در منطقه گرجستان و آذربایجان به نام داریان موجود است.
وی افزود: کوروش به بابل حمله کرد که توسط آشوریها اداره میشد. اولین پادشاه آشوری بخت النصر نام داشت و وی به بیت المقدس حمله کرده بود و چند هزار یهودی را به قتل رساند و هزاران یهودی را اسیر کرد و به بابل آورد. کوروش به آنجا رفت و آن شهر را از دست آشوریها آزاد کرد. فلذا در بعضی روایات یهود از کوروش تقدیر شده است. بعضی متاسفانه یهودیان آن زمان را با صهیونیستها مقایسه میکنند. دانیال نبی نیز در خوابی دید شخصی که دو شاخ دارد یهود را نجات خواهد داد.
ولایتی در آخر گفت: یکی از مورخین غربی در رابطه با عظمت تمدن ایرانیان چنین میگوید که ایرانیان توانستند در 2500 سال پیش امپراتوری شکل دهند که در راس آنها اشخاصی مانند کوروش بودند در حالی که یونانیها در آتن و اسپارت نتوانستند متحد شوند و کشور تشکیل دهند.
کمخوابی، تهدیدی جدی برای سلامت چشمها
مرتضی غفاریان بازرس انجمن علمی اپتومتری ایران در آستانه برگزاری بیست وهفتمین کنگره سراسری انجمن علمی اپتومتری ایران با بیان اینکه کمخوابی یکی از مهمترین عوامل آسیب به سلامت چشمها محسوب میشود، اظهار داشت: «کمبود خواب نه تنها موجب برهم خوردن تعادل هورمونی بدن میشود، بلکه با تضعیف غدد اشکی باعث کاهش ترشح اشک و در نتیجه خشکی، قرمزی و سوزش چشم خواهد شد.»
وی افزود: «از دیگر پیامدهای کمخوابی میتوان به پف و تیرگی اطراف چشم اشاره کرد که برخلاف تصور عمومی، با روشهایی مانند دارو یا جراحی به حالت طبیعی بازنمیگردد و در درازمدت میتواند حالت دائمی پیدا کند.»
بازرس انجمن علمی اپتومتری ایران با تاکید بر اینکه خواب کافی نقشی اساسی در حفظ سلامت بینایی دارد، گفت: «استفاده مداوم از تلفن همراه و تبلت پیش از خواب، با برهم زدن ترشح هورمون ملاتونین، چرخه خواب را مختل کرده و عوارض کمخوابی را تشدید میکند.»
غفاریان ادامه داد: «کمبود خواب میتواند باعث حساسیت به نور، تاری دید، پرش عضلات پلک و حتی آسیب به سلولهای بنیادی قرنیه شود. این اختلالات در سنین مختلف بروز میکند، اما در کودکان به دلیل رشد و تکامل سیستم بینایی، میتواند آثار بسیار جدیتری به جا بگذارد.»
وی خاطرنشان کرد: «تحقیقات جدید نشان داده است که بیخوابی مزمن خطر ابتلا به گلوکوم – که یک بیماری پیشرونده و منجر به نابینایی است – را افزایش میدهد. بنابراین، اصلاح سبک زندگی، داشتن خواب کافی و کاهش استفاده از وسایل الکترونیکی پیش از خواب، برای حفظ سلامت چشمها ضروری است.»
حکمت بزرگ غیبت امام زمان (عج)
در فرهنگ شیعی، مسئله غیبت امام مهدی(عج) صرفاً یک رویداد غامض یا یک برهه تاریخی خاص نیست، بلکه یک سنت جاری الهی برای غربالگری و تربیت انسانهای خاص است. غیبت، آغازش با رحلت امام حسن عسکری علیهالسلام و پنهان شدن جانشین الهی او همراه شد، اما حکمتش ریشه در برنامهای عمیق دارد: رساندن جامعه مؤمن به مرحلهای که ایمان و عملش بر پایه بصیرت و یقین باشد، نه بر پایه ظواهر و شرایط عادی.
در این سنت الهی، غیبت همچون آیینهای است که حقیقت درونی انسانها را آشکار میسازد. در این دوران، معیار سنجش ایمان، پیروی آگاهانه و پایدار از حجت الهی است، بیآنکه حضور ظاهری او ضمانتگر این تبعیت باشد. چنین شرایطی، مؤمنان حقیقی را از مدعیان جدا میکند و زمینه رشد درونی، خودسازی و تمرین ولایتپذیری بر مبنای معرفت را فراهم میآورد؛ تا آنگاه که با فراهم شدن شرایط الهی، ظهور تحقق یابد و جامعهای که در این آزمون سخت سربلند شده است، شایستگی یاری و نصرت او را داشته باشد.
امام صادق علیهالسلام خطاب به زراه میفرمایند:
«إِنَّ لِلْقَائِمِ غَیْبَةً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ فَقُلْتُ وَ لِمَ قَالَ یَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى بَطْنِهِ ... هُوَ الْمُنْتَظَرُ غَیْرَ أَنَّ اللَّهَ یُحِبُّ أَنْ یَمْتَحِنَ قُلُوبَ الشِّیعَةِ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَرْتَابُ الْمُبْطِلُونَ؛ یعنی همانا قائم پیش از آنکه قیام کند، غیبتی دارد. گفتم: چرا؟ فرمود: میترسد ـ با دست به شکم خود اشاره کرد ـ سپس گفت: او همان منتظر است، جز اینکه خدا دوست دارد دلهای شیعیان را بیازماید. در آن هنگام باطلگرایان دچار شک و تردید میشوند. (غیبت نُعمانی، ص166)
امتحان در دوران غیبت، نمونهای از سنت عمومی خداست که در قرآن کریم نیز آمده: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُترَکوا أَن یَقولوا آمَنَّا وَهُم لا یُفتَنونَ» (عنکبوت: 2). این یعنی ایمان یک ادعا نیست که با بیان لفظی کامل شود؛ باید در میدان ابتلا ثابت شود. غیبت همان بستر این ابتلاست. غیبت این فرصت را فراهم میکند که صف مؤمنان حقیقی از صف مدعیان ناپایدار جدا شود. آنان که ایمانشان سطحی یا وابسته به موقعیتهای اجتماعی و منافع شخصی است، در نبود امام ظاهر، به سرعت دچار تردید و لغزش میشوند. این همان «ارتاب المبطلون» است؛ کسانی که حقیقت را باطل جلوه میدادند یا به آن تمسک نداشتند، در گرداب شک گرفتار میشوند.
عصر غیبت همچنین نقاب از چهره کسانی برمیدارد که در شرایط عادی، خود را در صف حق جا زدهاند. نبود امام به عنوان مرجع مستقیم، باعث میشود که ادعاهای توخالی، برداشتهای انحرافی و انگیزههای ناسالم آشکار شود. این آشکارسازی برای جامعهای که قرار است مخاطب مستقیم امام در هنگام ظهور باشد، بسیار حیاتی است.
از این رو، غیبت نهتنها دورهای برای صبر و انتظار، بلکه میدان تمرینی برای پالایش فکری و اعتقادی امت است. در این میدان، مؤمنان میآموزند که به جای تکیه بر دیدهها، به برهان و حجت الهی تمسک کنند و در برابر فتنهها و تردیدهای زمانه، با بصیرت و استقامت بایستند. چنین آمادگیِ روحی، سرمایهای است که آنان را در روزگار ظهور، در صف اول یاران صادق و آگاه امام قرار میدهد.
دوران غیبت، نسل و جمعی را میپروراند که وفاداریشان به امام، نه بر اساس جایگاه اجتماعی او، بلکه بر اساس معرفت و ایمان قلبی است. این وفاداری خالص، همان سرمایه انسانی است که در روز ظهور، بار سنگین برپایی عدالت جهانی را بر دوش میکشد.
در دوران ائمه علیهمالسلام، بخش عمدهای از مردم ـ جز گروهی اندک ـ نگاهشان به ائمه بیشتر از زاویه جایگاه اجتماعی، نفوذ سیاسی یا توان حل مشکلات روز بود، نه از منظر امامت الهی و ولایت بر حق. حال آنکه بر اساس نصّ قرآن و سنت نبوی، آنان «اولوالأمر» و جانشینان منصوب خداوند هستند که اطاعتشان بر همگان واجب بوده است. غیبت امام مهدی علیهالسلام این نگاه سطحی را به چالش کشیده و زمینه را فراهم میکند تا جامعهای شکل گیرد که پیروی از امامش را بر مبنای معرفت، ایمان و بصیرت انتخاب کند؛ جامعهای که قدر حجت الهی را نه به سبب قدرت ظاهری، بلکه به سبب مقام معنوی و حقانیتش بشناسد.
یکی از ابعاد مهم غیبت این است که حتی درباره خود ولادت امام نیز شک ایجاد میشود؛ برخی انکار میکنند، برخی تردید دارند، و برخی روایتهای مختلف مطرح میکنند. این فضای ابهام، همان صحنه آزمون است: چه کسی در میان حرفها و فضای غبارآلود، مسیر حق را با چراغ بصیرت پیدا میکند؟ این، همان نکتهای است که امام صادق علیهالسلام در روایت مذکور به آن اشاره کرده، میفرماید: «ای زراره؛ او همان موعودِ منتظَر است؛ همان کسی که در ولادتش تردید میشود. بعضی میگویند پدرش بدون فرزند از دنیا رفته، بعضی میگویند او هنوز در شکم مادر است، بعضی میگویند غایب است، و بعضی میگویند چند سال پیش از وفات پدرش به دنیا آمده است.»
عصر غیبت، دوران غربت حجت الهی و سختی مؤمنان است، اما در حقیقت پلی است اجباری برای رسیدن به ظهور. خداوند با این غربت، دلها را میآزماید، مدعیان را کنار میزند و جامعهای آماده و تصفیهشده برای استقبال از آخرین امام فراهم میکند.
مکانیسم ماشه و بحران هویت و استقلال اروپا
روابط میان کشورهای اروپایی و ایالات متحده از پایان جنگ جهانی دوم به یکی از ستونهای اصلی نظم جهانی تبدیل شده است. این رابطه که در قالب مشارکت استراتژیک تعریف میشود، ریشه در بازسازی اروپا از طریق طرح مارشال و تأسیس ناتو دارد.
با این حال، این مشارکت اغلب نامتقارن بوده و شواهد تاریخی و معاصر نشان میدهند که کشورهای اروپایی در تصمیمگیریهای کلان بینالمللی، بهویژه در موضوعاتی مانند توافق هستهای ایران (برجام) و فعالسازی مکانیسم ماشه در سال 2025، تحت نفوذ یا فشار ایالات متحده عمل کردهاند.
وابستگی اروپا به ایالات متحده ریشه در تحولات پس از جنگ جهانی دوم دارد.طرح مارشال، که بین سالهای 1948 تا 1952 حدود 13.3 میلیارد دلار (معادل 133 میلیارد دلار در سال 2024) به اقتصادهای اروپای غربی تزریق کرد، نهتنها به بازسازی اروپا کمک کرد، بلکه نفوذ ژئوپلیتیکی آمریکا را در این قاره تثبیت کرد. بهعنوان مثال، آمریکا با فشار بر کشورهای اروپایی برای استفاده از نفت بهجای زغالسنگ، از تأمین بودجه برای ساخت پالایشگاههای اروپایی توسط شرکتهای مستقل آمریکایی جلوگیری کرد.
تشکیل ناتو در سال 1949 نیز اروپا را تحت چتر امنیتی آمریکا قرار داد، بهگونهای که کشورهای اروپایی پذیرفتند تحت فرماندهی نظامی آمریکا عمل کنند، زیرا هماهنگی تحت رهبری یک کشور اروپایی یا گروهی از کشورهای اروپایی به دلیل اختلافات داخلی دشوار بود.
این وابستگی ساختاری، اروپا را در برابر فشارهای آمریکا برای همسویی با سیاستهای واشنگتن آسیبپذیر کرده است. برای مثال، در حمله به عراق در سال 2003، بریتانیا، بهرغم مخالفتهای داخلی و برخی کشورهای اروپایی مانند فرانسه و آلمان، در این اقدام مشارکت کرد که نشاندهنده اولویتبندی منافع آمریکا بر استقلال تصمیمگیری اروپا بود.
بهطور مشابه، در بحران اوکراین از سال 2022، کشورهای اروپایی تحت فشار آمریکا تحریمهایی علیه روسیه اعمال کردند که به اقتصاد خودشان، بهویژه در بخش انرژی، آسیب رساند. این الگو را میتوان از منظر نظریه هژمونی تحلیل کرد. بر اساس دیدگاه آنتونیو گرامشی و رابرت کاکس، هژمونی آمریکا از طریق قدرت سخت (نظامی و اقتصادی) و قدرت نرم (نفوذ فرهنگی و سیاسی) اعمال میشود، و اروپا به دلیل وابستگیهای ساختاری، ناچار به همسویی با سیاستهای واشنگتن است.
این وابستگی در موضوع برجام بهوضوح دیده میشود. خروج یکجانبه آمریکا از برجام در مه 2018 تحت دولت دونالد ترامپ نقض قطعنامه 2231 شورای امنیت بود که این توافق را تأیید کرده و از همه طرفها خواستار پایبندی به آن بود.
این اقدام با سیاست فشار حداکثری همراه شد که هدفش تضعیف اقتصاد ایران و وادار کردن تهران به مذاکره برای توافقی جدید بود. کشورهای اروپایی (فرانسه، آلمان و بریتانیا)، بهرغم ابراز پایبندی به برجام، نتوانستند سازوکارهای مؤثری مانند اینستکس را برای جبران اثرات تحریمهای آمریکا عملیاتی کنند.
در اوت 2025، این سه کشور با ارسال نامهای به شورای امنیت، روند فعالسازی مکانیسم ماشه را آغاز کردند، که امکان بازگشت خودکار تحریمهای شورای امنیت علیه ایران را فراهم میکند. این تصمیم تنها دو ماه پس از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران در ژوئن 2025 اتخاذ شد، که نشاندهنده همسویی اروپا با تشدید فشار بر ایران و اقدامات نظامی غیرقانونی آمریکا است.
جالب آنکه مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در بیانیهای در 28 اوت این اقدام اروپا را در راستای سیاست فشار حداکثری دولت دوم ترامپ دانست و اظهار داشت که این تصمیم بر اساس دستورالعمل رئیسجمهور آمریکا (یادداشت امنیت ملی شماره 2، مورخ 4 فوریه 2025) انجام شده است. بنابراین در واقع وزیر خارجه آمریکا هم تأیید میکند که اروپا، بهجای عمل بهعنوان یک بازیگر مستقل، تحت فشار یا هماهنگی با واشنگتن عمل کرده است.
آمریکا پیش از این هم بارها موجودیت مستقل اروپا را نادیده گرفته است. در ماجرای جاسوسی آژانس امنیت ملی آمریکا از رهبران اروپایی، از جمله آنگلا مرکل در سال 2013، اروپا واکنش قاطعی نشان نداد، که نشانهای از ضعف استراتژیک آن بود.
در مذاکرات تجارت آزاد میان اروپا و آمریکا (TTIP)، ایالات متحده شرایطی را تحمیل کرد که به نفع شرکتهای آمریکایی بود و نگرانیهای اروپا درباره استانداردهای زیستمحیطی و کارگری را نادیده گرفت.
در موضوع برجام، تحریمهای ثانویه آمریکا علیه شرکتهای اروپایی که با ایران تجارت میکردند، عملاً اروپا را از استقلال اقتصادی در برابر ایران محروم کرد.
حمایت ضمنی اروپا از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران در ژوئن 2025، که صدراعظم آلمان آن را «کار کثیف» به نیابت از کشورهای غربی توصیف کرد، نمونه دیگری از پذیرش نقش نیابتی در اجرای سیاستهای آمریکا است.
این رفتار آمریکا را میتوان از منظر نظریه «رئالیسم تهاجمی جان میرشایمر» تحلیل کرد که بر اساس آن قدرتهای بزرگ برای حفظ هژمونی خود، متحدانشان را تحت کنترل نگه میدارند و از استقلال آنها جلوگیری میکنند.
عوامل ساختاری متعددی این وابستگی اروپا را تقویت میکنند. ناتو، بهعنوان ستون اصلی امنیت اروپا، تحت رهبری آمریکا عمل میکند و اروپا را در برابر فشارهای واشنگتن آسیبپذیر کرده است. در بحران اوکراین، اروپا تحت فشار آمریکا تحریمهایی اعمال کرد که به افزایش قیمت انرژی و تورم در این قاره منجر شد.
دلار بهعنوان ارز غالب جهانی اهرم قدرتمندی در دست آمریکا برای اعمال تحریمهای ثانویه است، همانطور که در مورد برجام دیده شد، جایی که شرکتهای اروپایی به دلیل ترس از تحریمهای آمریکا از تجارت با ایران خودداری کردند.
واکاوی موضع اردوغان و جولانی؛چرا حملات اسرائیل به سوریه متوقف نمیشود؟
تداوم حملات رژیم صهیونیستی به سوریه، این کشور را با چالشها و مشکلات بزرگی روبرو کرده است. به همین دلیل امنیت و ثبات در سوریه، همچنان شکننده و ناپایدار است و جولانی، نه تنها فضای سیاسی و تنشهای داخلی سوریه را به آرامش نرسانده، بلکه در برابر تهدیدات خارجی نیز، ناتوان است. وقتی پای رژیم صهیونیستی به میان میآید، جولانی و دیگر مقامات دولت موقت دمشق، عملاً حرفی برای گفتن ندارند. این در حالی است که از ژوئیه و آگوست ۲۰۲۵ میلادی، رژیم صهیونیستی، دست کم ۶ عملیات نظامی بزرگ در سوریه انجام داده که شامل حملات هوایی، حملات پهپادی و تهاجمهای زمینی است.
وال استریت ژورنال گزارش داده که اسرائیل از دسامبر ۲۰۲۴ صدها حمله هوایی در سراسر سوریه انجام داده است که به طور متوسط، یک حمله به ازای سه تا چهار روز بوده است. الجزیره نیز در گزارشی مفصل، اشاره کرده که از زمان سقوط دولت بشار اسد به این سو، رژیم صهیونیستی دست کم ۴۰۰ حمله زمینی به سوریه انجام داده و در تازهترین مورد، در روز ۲۷ آگوست یعنی چهار روز پیش، پایگاه دفاع هوایی سابق در نزدیکی الکسوه در جنوب دمشق، مورد حملات گسترده ارتش صهیونیستی قرار گرفت. البته صهیونیستها فقط به حملات هوایی و پهپادی بسنده نکرده و گاردین نیز خبر داده که علاوه بر ۴۷ حمله هوایی و ۹ حمله زمینی، در شلیکهای توپخانهای نیز، انبارهای سلاح، مراکز فرماندهی و ادوات نظامی پایگاههای سوریه مورد حمله قرار گرفتهاند.
اکنون به وضوح میتوان دید که ارتش تحت امر نتانیاهو، با مشاهده انفعال جولانی، عملیات نظامی خود در سوریه را به طور قابل توجهی تشدید کرده و ترکیبی از حملات هوایی، زمینی و توپخانهای را انجام داده است. کمی آن سوتر و در مرزهای شمالی سوریه، شاهد اقدامات دیپلماتیک ترکیه در برابر رژیم صهیونیستی هستیم. ترکیه که عملاً به عنوان مهمترین حامی ساختار و تشکیلاتِ برآمده از هیئت التحریرالشام قلمداد میشود، با صدور بیانیهای در پارلمان آنکارا، اقدامات رژیم صهیونیستی در غزه را مصداق نسل کشی دانست.
با این حال، ترکیه نیز در مورد تداوم حملات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی به خاک سوریه، مواضع نرمی دارد و نهایتِ موضعگیری دولت اردوغان در برابر حملات هوایی و زمینی رژیم صهیونیستی به سوریه، از حد صدور بیانیه وزارت امور خارجه، فراتر نرفته است. حال سوال اصلی اینجاست که چرا نوعی انطباق و شباهت بین مواضع آنکارا و دمشق در برابر حملات رژیم صهیونیستی به سوریه وجود دارد؟ آیا این نشانه نوعی از هماهنگی سیاسی بین ترکیه و رژیم جدید سوریه و لحاظ نمودن برخی منافع کوتاه مدت است یا خیر؟
برای یافتن پاسخ مناسب این سوال، میتوان وقایع ماههای گذشته را به خاطر آورد که در رأس این رویدادها، دیدارهای دیپلماتیک تیم جولانی با مقامات رژیم صهیونیستی، جلب توجه میکند. به ویژه باید این نکته را به خاطر بیاوریم که با وساطت آمریکا و ترکیه، دست کم دو دیدار در رده مقامات بالا، بین رژیم موقت جولانی و رژیم صهیونیستی صورت گرفته است. اما شواهد نشان میدهد که هیچکدام از این دیدارها، ابزارها و تریبونهایی برای بیان اعتراض سوریه به حملات متعدد اسرائیل نبوده و مقامات تیم جولانی، حاضر نشدهاند در برابر حملات ارتش تحت امر نتانیاهو، مواضع قاطعانهای اتخاذ کنند.
بازیگردانِ اصلی کیست؟
مقامات رژیم صهیونیستی، در توجیه اقدامات تجاوزکارانه خود در خاک و حریم هوایی سوریه، همواره بهانههایی واهی مانند تلاش برای مقابله با نفوذ جمهوری اسلامی ایران، ممانعت از انتقال سلاح و مهمات و نیز تدابیر دفاعی را پیش کشیدهاند. به عنوان مثال، تایمز اسرائیل در چند گزارش، به منظور توجیه اقدامات رژیم صهیونیستی، این حملات را به ادعاهایی همچون «حمله به ذخایر سلاحهای استراتژیک، فرودگاههای نظامی و تأسیسات دریایی به منظور جلوگیری از انتقال سلاحهای پیشرفته به نیروهای نیابتی» ربط داده است.
این در حالی است که مدتها قبل از طرح این ادعاها، رویترز و گاردین، از قول یسرائیل کاتس نوشته بودند که هدف اصلی رژیم صهیونیستی، «احداث منطقه دفاعی در جنوب سوریه است تا از تهدید شمال اسرائیل توسط نیروها و سلاحهای متخاصم جلوگیری شود». اما واقعیت این است که هیچکدام از این موضوعات واقعیت عینی ندارند و دو اقدام مهم رژیم صهیونیستی در سوریه، عبارتند از اشغال بخش قابل توجهی از خاک سوریه به بهانه تأمین امنیت مرزی و همچنین، تحریک دروزیهای سویدا و شبه نظامیان کُرد موسوم به «قسد» در شمال و شرق سوریه.
اما در این میان، آمریکا به عنوان مهمترین حامی رژیم صهیونیستی، نوعی از نمایش سیاسی را به راه انداخته و برای سایه انداختن بر اقدامات مداخله جویانه نتانیاهو، وانمود کرده که پای اختلافات مرزی در میان است و حل این اختلافات، به حضور و رایزنی مداوم دیپلماتی به نام تام باراک نیاز دارد.
تام باراک، به طور همزمان، هم سفیر آمریکا در آنکارا و هم فرستاده ویژهی رئیس جمهور آمریکا در پرونده سوریه است. اما باراک صرفاً به این حوزه مسئولیتی خود اکتفا نکرده و در پرونده لبنان و ادعای آمریکا برای خلع سلاح حزب الله لبنان نیز به عنصری مداخله جو تبدیل شده است.
این درحالی است که رژیم صهیونیستی، به بهانه حائلسازی ارضی، کنترل خود را در منطقه حائل ارتفاعات جولان گسترش داده و توافقنامه جدایی ۱۹۷۴ را نقض کرده است. بدون شک، این اقدامات نشاندهنده یک استراتژی برای ایجاد یک محیط امنیتی عمیقتر در داخل خاک سوریه است. به عبارتی روشن، در شرایطی که تام باراک وانمود میکند که برای حل اختلافات مرزی و سیاسی بین سوریه و اسرائیل در حال تلاش و میانجیگری است، حضور اشغالگرایانه در جولان، حملات مداوم به دمشق و اطراف آن، مداخله در سویدا، هلی برن نیرو و اعمال تهدید و نمایش قدرت، رفته رفته عادی سازی شده و تیم جولانی نیز در برابر این اقدمات قلدرمآبانه، کار خاصی انجام نمیدهد. تام باراک بارها اعلام کرده که هدف اصلی او از ایفای نقش در مذاکرات جاری بین سوریه و رژیم صهیونیستی، کاهش تنشها و ایجاد یک چارچوب امنیتی جدید است. با این وجود، خبری از هیچ نوع تحول مثبتی نیست و اوضاع برای سوریه، همچنان بیثبات و شکننده است.
ترس، خویشتنداری یا توافق ضمنی؟
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که ارتش سوریه و ساختار نیروهای امنیتی و دفاعی این کشور، پس از سقوط دولت بشار اسد، هنوز هم قوام و شکل نهایی خود را پیدا نکرده و دارای ظرفیت نظامی محدود و محیط امنیتی شکننده است و از این گذشته، در شرایط کنونی، تلاش برای بازسازی، بر هر موضوع دیگری مقدمتر است. رژیم صهیونیستی با درک نقطه ضعفهای دمشق، دست به اقدامات قلدرمآبانه میزند.
در چند ماه گذشته در آنکارا و دمشق، بارها اسناد همکاری دفاعی و امنیتی بین مقامات سوریه و ترکیه به امضا رسیده و گفته میشود که اصلیترین بخش معماری ارتش و سرویس اطلاعات و امنیت جدید سوریه، برعهده مشاوران ترکیهای است. بنابراین آشکارا میتوان گفت که دلیل اصلی انفعال جولانی در برابر حملات رژیم صهیونیستی، بیش از آنکه با میزان قدرت نظامی مرتبط باشد، پیوند عمیقی با اراده و نوع نگرش سیاسی دارد.
درباره مواضع ترکیه نیز میتوان گفت اردوغان و نمایندگان مجلس ترکیه اغلب به استفاده از ابزارهایی مانند طرحهای پارلمانی، سخنرانیها و محکومیتهای دیپلماتیک و نمادین روی میآورند، زیرا آنکارا میخواهد به عنوان مدافع فلسطینیان ظاهر شود اما در عمل، ترکیه ترجیح میدهد که در برابر رژیم صهیونیستی، از مواضع قاطعانه پرهیز کند و امیدوار به این باشد که در پشت پرده و به کمک آمریکا، بخشی از تهدیدات اسرائیل را مدیریت کند.































