emamian

emamian

سفر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، به چین برای شرکت در بیست‌وپنجمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای (SCO) در شهریور 1404، نقطه عطفی در دیپلماسی اقتصادی کشور محسوب می‌شود. ایران که از سال 2023 به عضویت دائم این سازمان درآمده، اکنون تلاش دارد از ظرفیت این بلوک مهم منطقه‌ای برای توسعه روابط تجاری و کاهش اثر تحریم‌ها استفاده کند. شانگهای با حضور قدرت‌های اقتصادی بزرگی مانند چین، روسیه و هند، بستری ارزشمند برای همکاری‌های چندجانبه و شکل‌دهی به نظم اقتصادی چندقطبی است.

ایران در این سفر با امضای بیش از 20 سند همکاری اقتصادی، بار دیگر پیام روشنی به جامعه بین‌المللی مخابره کرد: تهران مصمم است از مسیر همگرایی با شرق و کشورهای عضو شانگهای، راه‌های تازه‌ای برای توسعه اقتصادی و جذب سرمایه‌گذاری بیابد. در این گزارش، ضمن نگاهی به جایگاه سازمان شانگهای، ظرفیت‌های روابط دوجانبه ایران با سه عضو کلیدی این سازمان یعنی چین، روسیه و هند و همچنین پاکستان به‌عنوان همسایه مهم با ظرفیت اقتصادی مشترک بررسی می‌شود.

چین؛ شریک راهبردی در چارچوب توافق 25 ساله

چین به‌عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، نقشی محوری در سازمان همکاری شانگهای دارد. روابط تهران و پکن در سال‌های اخیر بر پایه توافق جامع 25 ساله (امضا شده در 2021) وارد مرحله‌ای تازه شده است. در دیدار اخیر پزشکیان با شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، دو طرف بار دیگر بر اجرای این توافق تأکید کردند.

سرمایه‌گذاری در بخش انرژی، توسعه زیرساخت‌ها، انتقال فناوری و همکاری در حوزه سلامت و دارو از مهم‌ترین محورهای توافقات اخیر بوده است. ایران همچنین پیشنهاد ایجاد کارگروه مشترک دارو و تجهیزات حیاتی و همکاری در فناوری‌های نوین را مطرح کرده که می‌تواند علاوه بر تأمین نیازهای داخلی، بستری برای صادرات محصولات ایرانی به بازارهای شرق آسیا باشد.

از منظر تجاری، چین نخستین شریک وارداتی ایران است و بخش بزرگی از نفت ایران نیز به این کشور صادر می‌شود. رفع موانع بانکی و گمرکی که در مذاکرات اخیر مطرح شد، در صورت تحقق، می‌تواند حجم مبادلات تجاری دو کشور را به سطحی فراتر از وضعیت فعلی برساند و ایران را به یکی از حلقه‌های اصلی زنجیره تأمین شرق آسیا بدل کند.
تاکید مدنی زاده بر توسعه روابط با چین
وزیر اقتصاد که ریاست کمیسیون مشترک اقتصادی ایران و چین را بر عهده دارد، در حاشیه اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای، بر پیگیری موضوعات اقتصادی و افزایش حجم تبادلات تجاری میان دو کشور تأکید کرد.

 وی گفت:‌سعی می‌کنیم ظرف یکی دو ماه آینده موضوعات مطرح شده در سفر را پیگیری کنیم و به نتایج برسیم.

روسیه؛ همگرایی اقتصادی در اوراسیا

روسیه به‌عنوان دیگر قدرت بزرگ عضو شانگهای، در سال‌های اخیر روابط راهبردی خود با ایران را گسترش داده است. دیدار پزشکیان با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، بر اجرای توافقنامه بلندمدت اوراسیا تمرکز داشت؛ توافقی که مجلس شورای اسلامی آن را تصویب کرده و می‌تواند زمینه‌ساز افزایش تعاملات تجاری ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیا شود.

این توافق، فرصتی کم‌نظیر برای دسترسی بیشتر ایران به بازار کشورهای حوزه اوراسیا، از جمله روسیه، قزاقستان، بلاروس و ارمنستان فراهم می‌کند. همکاری در حوزه حمل‌ونقل ریلی و دریایی، تکمیل کریدور شمال ـ جنوب، و افزایش مبادلات کشاورزی و انرژی از جمله محورهای اصلی همکاری دو کشور است.

ایران و روسیه همچنین در سازمان شانگهای می‌توانند با هم‌افزایی ظرفیت‌های سیاسی و اقتصادی، سازوکارهای تازه‌ای برای مقابله با تحریم‌ها و گسترش همکاری‌های بانکی ایجاد کنند. این همگرایی، جایگاه ایران را در مسیر ترانزیتی شرق ـ غرب و شمال ـ جنوب تقویت خواهد کرد.

هند؛ فرصت‌های خاص  انرژی و ترانزیتی

هند، دیگر عضو کلیدی شانگهای، با رشد اقتصادی پایدار و نیاز فزاینده به انرژی، می‌تواند یکی از شرکای راهبردی ایران در آینده باشد. دهلی‌نو در سال‌های گذشته علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری در بندر چابهار و کریدورهای ترانزیتی ایران بوده است.

با توجه به نیاز روزافزون هند به منابع انرژی و نزدیکی جغرافیایی ایران، امکان گسترش صادرات نفت و گاز ایران به این کشور وجود دارد. همچنین همکاری در بخش فناوری اطلاعات و داروسازی از دیگر زمینه‌های قابل توجه برای توسعه روابط است.

ایران می‌تواند با استفاده از ظرفیت شانگهای، چارچوبی پایدار برای همکاری با هند تعریف کند؛ چارچوبی که از فشار تحریم‌های غرب بکاهد و مسیر سرمایه‌گذاری‌های مشترک در پروژه‌های زیرساختی را هموار سازد.

پاکستان؛ همسایه راهبردی با ظرفیت‌های اقتصادی مشترک

پاکستان به‌عنوان همسایه شرقی ایران و عضو فعال سازمان همکاری شانگهای، ظرفیت‌های گسترده‌ای برای همکاری اقتصادی دارد. در سفر اخیر  پزشکیان، ایران و پاکستان بر توسعه مبادلات تجاری، سرمایه‌گذاری مشترک در انرژی و زیرساخت‌های حمل‌ونقل و ایجاد سازوکارهای بانکی برای تسهیل تراکنش‌ها تأکید کردند.

ارتباط نزدیک جغرافیایی، وجود کریدورهای ترانزیتی مشترک و اشتراک منابع طبیعی می‌تواند فرصت‌های اقتصادی تازه‌ای برای ایران فراهم کند. همکاری‌های دوجانبه با پاکستان، علاوه بر تقویت تجارت، می‌تواند راه را برای دسترسی بهتر ایران به بازارهای جنوب آسیا هموار سازد و اثرگذاری سازمان شانگهای را در اقتصاد منطقه افزایش دهد.

سازمان همکاری شانگهای از آغاز تأسیس خود بستری برای مقابله با یکجانبه‌گرایی و فشارهای غرب بوده است. ایران در اجلاس اخیر با ارائه ابتکاراتی همچون ایجاد مرکز مطالعات امنیتی و همکاری در فناوری‌های نوین نشان داد که به دنبال نقش‌آفرینی فعال در این بلوک است.

تقویت روابط دوجانبه با چین، روسیه، هند و پاکستان، همزمان با گسترش همکاری‌های چندجانبه در شانگهای، می‌تواند به ایران کمک کند تا مسیر تازه‌ای برای رشد اقتصادی ترسیم کند؛ مسیری که متکی بر ظرفیت‌های داخلی و همگرایی منطقه‌ای است و توان تاب‌آوری اقتصاد ملی را افزایش می‌دهد.

سفر رئیس‌جمهور ایران به چین و حضور در اجلاس شانگهای با امضای بیش از 20 سند همکاری، نشانه‌ای از عزم تهران برای تعمیق روابط اقتصادی با شرق است. چین، روسیه، هند و پاکستان هر کدام ظرفیت‌های ویژه‌ای برای همکاری با ایران دارند؛ از سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و انرژی تا توسعه کریدورهای ترانزیتی و ایجاد سازوکارهای مالی مستقل.

شانگهای امروز تنها یک سازمان امنیتی ـ منطقه‌ای نیست؛ بلکه به بستری راهبردی برای شکل‌دهی به نظم اقتصادی نوین بدل شده است. ایران اگر بتواند از این ظرفیت‌ها بهره‌برداری کامل کند، راه تازه‌ای برای توسعه اقتصادی، کاهش وابستگی به غرب و افزایش قدرت چانه‌زنی در عرصه بین‌المللی خواهد یافت.

محققان در بررسی‌های علمی، التهاب را عامل اصلی بیشتر بیماری‌های مزمن، از جمله بیماری‌های روده، می‌دانند. سبک زندگی و رژیم غذایی سالم، به‌ویژه مصرف برخی از میوه‌ها، التهاب‌های بدن را برطرف می‌کنند.

میوه‌های زیر از التهاب روده کاسته و با بهبود میکروبیوم‌های روده، سلامت آن را حفظ می‌کنند:

۱. انواع توت‌ها

 انواع توت‌ها، مانند توت فرنگی، تمشک و بلوبری (زغال اخته آبی) سرشار از آنتی‌اکسیدان هستند و می‌توانند از التهاب روده بکاهند و میکروبیوم‌های آن را بهبود بخشند.

۲. مرکبات

پرتقال و گریپ‌فروت حاوی ویتامین C، فیبر حل‌شدنی و ترکیبات آنتی‌اکسیدانی فلاونوئیدها هستند که از التهاب روده کاسته و ایمنی آن را تقویت می‌کنند.

۳. پاپایا و آناناس

آنزیم‌های پاپئینِ میوه پاپایا و بروملینِ میوه آناناس، هضم پروتئین را آسان کرده و از التهاب روده می‌کاهند.

۴. سیب و گلابی

سیب و گلابی، منابعی عالی از فیبر و پلی‌فنول‌ها هستند که موجب سلامتی روده می‌شوند.

 

۵. موز

موز هضم آسانی دارد و از آنجایی‌که حاوی پکتین است، به تعادل میکروبیوم‌های روده کمک می‌کند.

۶. طالبی و خربزه

این دو میوه خوش‌طعم، سرشار از ویتامین C و آبرسان‌های بسیار خوبی هستند. همچنین هضم‌شان راحت است و جلوی ملتهب شدن روده را می‌گیرند.

۷. انبه

این میوه سرشار از آنتی‌اکسیدان و ویتامین C است و در بررسی‌ها نشان داده نشانگرهای التهابی در بیماران روده‌ای را کاهش می‌دهد.  

۸. انار

انار نه‌تنها داری پلی‌فنول‌های ضدالتهابی است، بلکه دیواره‌های آسیب‌دیده روده را هم ترمیم می‌کند.

۹. میوه‌های هسته‌دار

میوه‌های هسته‌دار مانند گیلاس، هلو، زردآلو و آلو، حاوی فیبر فراوان، ویتامین C و مقدار زیادی ترکیبات فنولی که موجب کاهش التهاب در بدن، به‌ویژه روده، می‌شود هستند.

چند نکته مهم:

هنگام التهاب شدید روده یا اسهال، مصرف میوه‌های خام یا پرفیبر، وضعیت بیماری را بدتر می‌کند. در اینگونه مواقع بهتر است، میوه‌ها را پوست‌ کنده، پخته یا به شکل پوره مصرف کنید تا هضم آنها راحت‌تر شود. درضمن در مصرف میوه‌ها حد اعتدال را رعایت کنید. مصرف بیش از حد فروکتوز (قند میوه‌ها) ممکن است علائم گوارشی را تشدید کند.

حضرت امام حسن عسکری علیه‌السلام، یازدهمین ستاره تابناک آسمان ولایت و امامت در ربیع الثانی سال ۲۳۲ق در مدینه دیده به جهان گشود، و در هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ق در سن بیست و هشت سالگی به شهادت رسید و بعد از امام جواد علیه السلام جوان ترین امام شهید از اهلبیت عصمت و طهارت می باشند.

شرایط حاکم بر جامعه اسلامی در دوران امام حسن عسکری علیه السلام شرایط ویژه و خاصی بود؛ بسیاری از احکام دینی تعطیل شده و حکومت توان و اقتدار خود را از دست داده بود و بین خاندان های مختلف دست به دست می شد. بیشتر امور دولت به دست اهل ذمه از یهود و نصاری سپرده شده و مسلمانان از مشاغل دولتی محروم بودند اموال مسلمین به جایی اینکه صرف مسائل مسلمانان شود، صرف عیاشی و خوشگذرانی می شد.آشوب ها و قیام های سهمگین به علت نابسامانی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در حال رخ دادن بود. برخی از افکار و اندیشه های شبه انگیز و خرافات، منجر به پیداشدن تردید در مورد حقانیت اسلام شده بود.

رهبری امت اسلامی در این شرایط بسیار سخت بود. مواضع امام در قبال حاکمیت سیاسی، اجتماع و نیز زمینه سازی برای غیبت فرزندش امام مهدی علیه‌السلام از جمله مسائل بسیار مهم عصر حضرت بود. با توجه به اختناق و خفقان سیاسی حاکم از سوی حاکمیت، امام چگونه با این مشکلات برخورد کرد، نوشتار پیش رو تلاشی در جهت پاسخگویی به مسائل می باشد.

 

مبارزات سیاسی و اجتماعی همراه با مناظرات علمی

امام حسن عسکری علیه‌السلام با وجود همه این فشارها و کنترل ها و مراقبت های بی وقفه حکومت عباسی، رابطه خود را با شیعیان و محبین از طریق امور زیر برقرار می کرد:

۱. گسترش شبکه ارتباطی وکالت: در زمان حضرت تشیع در مناطق مختلف و شهرهای متعددی گسترش و شیعیان در نقاط فراوانی تمرکز یافته بودند. شهرها و مناطقی مانند، کوفه، بغداد، نیشابور، قم، آبه (آوه) مدائن، خراسان، یمن، ری، آذربایجان، سامرا، جرجان و بصره از پایگاه های شیعیان به شمار می رفتند.

گستردگی و پراکندگی مراکز تجمع شیعیان، وجود سازمان ارتباطی منظمی را ایجاب می کرد تا پیوند شیعیان را با حوزه امامت از یک سو و ارتباط آنان را با همدیگر از سوی دیگر برقرار سازد، این نیاز از زمان امام نهم احساس می شد و شبکه ارتباطی وکالت و نصب نمایندگان در مناطق گوناگون، به منظور برقراری چنین سیستمی، از آن زمان به مورد اجرا گذاشته می شد. این برنامه در زمان امام عسکری (علیه‌السلام) نیز تعقیب گردید. به گواهی اسناد و شواهد تاریخی، امام نمایندگانی از میان چهره های درخشان و شخصیت های برجسته شیعیان، برگزیده، در مناطق متعدد منصوب کرده و با آنان در ارتباط بود و از این طریق پیروان تشیع را در همه مناطق زیرنظر داشت.

از جمله این نمایندگان می توان به «ابراهیم بن عبده»، نماینده امام در نیشابور و «احمد بن اسحاق بن عبدالله قمی اشعری» در قم اشاره کرد. در رأس سلسله مراتب وکلای امام «محمد بن عثمان عَمَری» قرار داشت که وکلای دیگر، به وسیله او با حضرت در ارتباط بودند، آنان نوعاً اموال و وجوه جمع آوری شده را به وی تحویل می دادند و او به محضر امام می رساند.

۲. ارتباط از طریق پیک ها و نامه ها: علاوه بر شبکه ارتباطی وکالت، امام از طریق اعزام پیک ها نیز با شیعیان و پیروان خود ارتباط برقرار می ساخت و از این رهگذر مشکلات آنان را برطرف می کرد. در این زمینه به عنوان نمونه می توان از فعالیت های «ابو الادیان»، یکی از نزدیک ترین یاران امام یاد کرد. او نامه ها و پیام های حضرت را به پیروان آن حضرت می رساند و متقابلا نامه ها، سؤال ها، مشکلات، خمس و دیگر وجوه ارسالی شیعیان را دریافت نموده و در سامرا به محضر امام عسکری می رساند.گذشته از پیک ها، امام از طریق مکاتبه نیز با شیعیان ارتباط برقرار می ساخت و از این رهگذر آنان را زیر چتر هدایت خویش قرار می داد. نامه ای که امام حسن عسکری به «ابن بابویه» نوشته ، نمونه ای از این نامه ها است.

۳. ارتباط از طریق فعالیت های سری و مخفی: امام حسن عسکری علیه‌السلام نوع دیگر ارتباط خود را با شیعیان از طریق فعالیت های مخفی نزدیک ترین یاران خود برقرار می کرد. از جمله «عثمان بن سعید عمری» که از نزدیک ترین و صمیمی ترین یاران امام بود، زیر پوشش روغن فروشی فعالیت می کرد. شیعیان و پیروان حضرت اموال و وجوهی را که می خواستند به امام تحویل دهند به او می رساندند و او آنها را در ظرف ها و مشک های روغن قرار داده و به حضور امام می رساند.

مناظرات اهل بیت علیهم السلام معمولاً چهره به چهره انجام می گرفته است اما گاهی به صورت مکاتبه بوده و گاهی سؤالات و مطالب را به کسی می سپردند تا به طرف مناظره برساند. در این نوشته مناظره امام حسن عسکری (ع) با کندی فیلسوف همان عصر از نوع سوم نقل شده است.

 

زندانی شدن امام

تاریخ حداقل سه بار زندانی شدن حضرت را گزارش کرده است. به نظر می‌رسد اولین باری که ایشان توسط خلفای عباسی به زندان افتاده باشند مربوط به سالهای ۲۵۴ یا ۲۵۵ باشد. گزارشی که این واقعه را در اختیار ما قرار داده اشاره به زندان افتادن امام عسکری و برادرش دارد. با توجه به آغاز امامت امام عسکری علیه السّلام در سال ۲۵۴ ق، آمدن دو برادر به زندان باید در همین سالها باشد.در این خبر آمده است که حضرت به زندانیان فرمود: اگر فلان مرد (حضرت اشاره به یکی از زندانیان نمود مدعی بود علوی است) در میان شما نبود، می ‌گفتم پس از چه مدتی از این زندان رها می ‌شوید؛ زیرا او شما را زیر نظر گرفته و حرکاتتان را به خلیفه گزارش می‌ کند. یکی از زندانیان به نام ابو هاشم می ‌گوید: روزی ما این مرد را غافلگیر کرده و کاغذی را که در آن درباره تک تک ما گزارش های بدی برای خلیفه‌ آماده کرده بود از لباسش درآوردیم.[۱]گزارش بعدی از زندانی بودن حضرت مربوط به زمان خلافت «مهتدی عباسی» (۲۵۵- ۲۵۶) است. این خلیفه مدعی بود که عمر بن عبد العزیز عباسیان است. ابو هاشم جعفری که در آن دوران در زندان بوده است، می‌گوید: در دوران مهتدی، هنگامی که در زندان بودم، امام عسکری علیه السّلام را به زندان آوردند. با کشته شدن مهتدی در سال ۲۵۶ خدا جان او را از خطر مرگ رهانید؛ زیرا خلیفه قصد کشتن آن حضرت را داشت.
چنان که نقل شده امام عسکری بار دیگر در خلافت «معتمد عباسی» (۲۵۶- ۲۷۹) زندانی شدند. در روایتی آمده که آن حضرت در سال ۲۵۹ ق در زندان معتمدعباسی بوده و «علی بن جرین» زندانبان او بوده است. او در پاسخ معتمد که درباره امام از وی سؤالاتی نموده، چنین گفته است: همواره روزها روزه‌ دار و شبها مشغول نماز است.
همچنین صیمری در کتاب «الاوصیاء» روایت کرده که گفت: من خود خط ابو محمد عسکری علیه السّلام را هنگام خروج از زندان معتمد دیدم که این آیه را نوشته بود:یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ.به نظر می رسد سومین زندان حضرت نیز متعلق به همین سال یعنی سال ۲۹۵ ق باشد. گزارش زیر را می توان به عنوان تایید ارائه نمود:
به احتمال قریب به یقین این زندان برای امام در سال ۲۵۹ اتفاق افتاده است و شاهدی که در درستی این مطلب وجود دارد روایت ذیل است:
کشّی در کتاب «رجال» خود به نقل از محمد بن ابراهیم سمرقندی آورده است:‌ عازم حج بودم که ... سخن از فضل بن شاذان به میان آمد و گفتند: او به دلیل نفخ معده به شدت بیمار است. در میانه راه ... نزد محمد بن عیسی عبیدی که شیخی فاضل بود ... رفتم. در خانه او عده‌ای را که با حالتی افسرده و مغموم نشسته بودند دیدم، علت را جویا شدم، گفتند: ابو محمد (امام عسکری) علیه السّلام زندانی شده است. من سفر خود را دنبال کرده و در بازگشت باز نیز دوباره به دیدن محمد بن عیسی رفتم. این بار او را با چهره‌ای شاد و سرحال دیدم، چگونگی اوضاع را از وی‌ پرسیدم، جواب داد: امام آزاد شده است...اگر چنانکه مشهور است بپذیریم که فضل بن شاذان در سال ۲۶۰ وفات کرده است، به طور طبیعی باید بگوییم امام در اواخر سال ۲۵۹ قبل از ذی حجه در زندان بوده است.

 

مباحث مهدویت و غیبت امام دوازدهم

مهدویت مسئله ای تازه در جامعه اسلامی نبود چرا که رسول خدا و دیگر ائمه معصومین به صراحت درباره این موضوع سخن گفته بودند و به جز جوامع شیعی، جوامع حدیثی مهم اهل سنت از جمله صحاح سته نیز در این باره روایات و احادیثی زیادی را از پیامبر(ص) نقل کرده بودند.

دشوارترین کاری که امام عسکری به عنوان پدر مهدی موعود عج متحمل آن بود و مسئولیت آن را بر عهده داشت، این بود که مردم را قانع سازد که زمان غیبت فرا رسیده است و تنفیذ آن امر در شخص فرزندش امام مهدی (علیه‌السلام) صورت گرفته است.اقدامات حضرت عبارت بود از:

۱. نهان سازی خود

امام برای مهیا نمودن ذهنیت مردم و خصوصاً شیعه، درباره امر غیبت، شیوه نهان سازی خود را بیش از آنچه در زندگی امام هادی(علیه‌السلام)، مورد توجه بود، به کار گرفت. از این رو، ایشان به جز ایامی که به دستور معتمد، برای دیدار وی از خانه بیرون می رفت و یا به جهت مصالحی که در نظر داشت، به کسی اجازه ملاقات می داد، یا خود، شخصاً به دیدار آنها می رفت، دیدار و ملاقات دیگری با مردم نداشت. به گفته مسعودی، امام حتی برای شیعیان خود ظاهر نمی شد و از پشت پرده، با آنان سخن می گفت.

۲. نهادینه کردن اندیشه غیبت در اذهان و تفکر مردم

نامه های بسیاری از طرف حضرت صادر شده است که بررسی این نامه ها نشان می دهد که امام حسن عسگری علیه‌السلام در راستای نهادینه کردن اندیشه غیبت در اذهان و تفکر مردم تلاش های بسیاری انجام داده است. این نامه ها در ارتباط با موضوع فوق در چند محور صادر شده اند:

الف) درباره‌ی صفات مهدی (علیه‌السلام) پس از ظهور و قیامش در دولت جهانی که تشکیل می‌دهد. چنان که در پاسخ به پرسش یکی از یاران خود راجع به قیام مهدی (علیه‌السلام) چنین فرمود: «وقتی قیام کند، در میان مردم با علم خود داوری خواهد کرد مانند داوری داود که از بینه و دلیل پرسشی نمی‌کرد»

همچنین علی بن همام نیز از محمد بن عثمان عمری و او از پدرش نقل کرده است: من نزد امام عسگری(علیه‌السلام) بودم که از آن حضرت درباره خبری که از پدران بزرگوارش روایت شده است، مبنی بر این که: زمین از حجت الهی تا روز قیامت خالی نمی ماند و کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت در گذشته است، پرسیدند. ایشان فرمود: «این سخنان، حق است؛ همچنان که روز روشن، حقیقت دارد». گفتند: ای فرزند رسول خدا! حجت و امام پس از شما کیست؟ فرمود: «فرزندم محمد؛ او امام و حجت پس از من است هر که بمیرد و او را نشناسد به مرگ جاهلیت درگشته است. آگاه باشید که برای او غیبتی است که نادانان در آن سرگردان شوند، مبطلان در آن هلاک گردند و کسانی که برای آن، وقت، معیّن کنند، دروغ گویند. سپس خروج می کند و گویا به پرچم های سپیدی می نگرم که بر بالای سر او در نجف و کوفه در اهتراز است»

ب) ظهور مهدی و مبارزه با انحرافات؛ وقتی حضرت ظهور کند با انحرافات ایجاد شده در دین مبارزه خواهد کرد؛«وقتی قائم خروج کند به ویران کردن منابر و جایگاه‌های خصوصی در مساجد فرمان خواهد داد. این جایگاه‌ها به منظور امنیت و محافظت خلیفه از تعدی، و برای افزودن هیبت او در دل دیگران بنا شده است»

ج) انتظار برای فرج؛ امام (علیه‌السلام) به ابن بابویه نامه‌ای نوشت و در آن فرمود: «بر تو باد بردباری و انتظار گشایش. پیمبر فرمود: برتر عمل امت من انتظار کشیدن گشایش است و شیعه‌ی ما پیوسته در اندوه است تا فرزندم ظهور کند. پیامبر اکرم مژده داده است که او زمین را از قسط و عدل پر می‌سازد، آن سان که از جور و ستم آکنده شده است. ای شیخ من، شکیبا باش. ای ابوالحسن علی، همه‌ی شیعیان مرا به شکیبائی فرمان ده که زمین از آن خدا است.

بدین ترتیب امام حسن عسگری(علیه‌السلام) برای آن چه که فرزندش، مهدی (علیه‌السلام) در غیبت صغرای خود بایستی، عمل می‌کرد، ایجاد آمادگی می‌نمود حال آن که بایستی از مردم پنهان می‌ماند و به وسیله‌ی تعلیمات خود با آنان رابطه برقرار می‌کرد. اگر این مسأله بدون مقدمه و آمادگی قبلی برقرار می‌ماند، برای مردم امری شگفت‌آور و حیرت بخش و غافلگیر کننده بود. از این جا بود که امام حسن عسکری (علیه‌السلام) این اسلوب را عمل کرد و آن، برنامه‌ای ویژه برای آماده کردن ذهنیات امت و آگاه شدنشان بود تا آن روش را بپذیرند و بدون حیرت و شگفتی نمودن و همراه داشتن عواقب ناخوشایند و نامحمود، آن را حفظ کنند.

این روش، به گونه‌ای ساده در دوره‌ی امام هادی (علیه‌السلام) آغاز شد و در دوره امام عسکری که به واسطه‌ی جور و ظلم حکام، از انظار پنهان شد و از راه توقیعات و نامه‌ها برای پیروان خود پیام می‌فرستاد و با آنان تماس می‌گرفت تا شیعیان، به تدریج به این معنی عادت کنند و این روش با فهم و درک مردم بیشتر سازش داشت. دوستان و طرفداران او عادت کردند که به وسیله‌ی مکاتبه و مراسله با او تماس گیرند و از ایشان پرسش نمایند.

زانو یکی از مفاصلی است که بیش از دیگر نقاط بدن در معرض درد، آسیب و انواع آرتروز قرار دارد. تقریباً همه افراد در طول عمر خود به نوعی با مشکلات زانو مواجه خواهند شد. خبر خوب این که با رعایت سبک زندگی سالم و عادات حرکتی صحیح می‌توان خطر بروز یا شدت گرفتن این مشکلات را کاهش داد.

در ادامه، راهکار‌هایی برای مراقبت از سلامت زانو ارائه می‌شود:

۱. تحرک داشته باشید

مفاصل برای حرکت طراحی شده‌اند. فعالیت بدنی منظم می‌تواند در کاهش درد و خشکی، تقویت عضلات حمایت‌کننده زانو، جلوگیری از افزایش وزن و بهبود تعادل برای کاهش خطر زمین خوردن، مؤثر باشد. برای این منظور انتخاب تمرینات ملایم همچون یوگا، شنا، پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری توصیه می‌شود.

۲. وزن سالم خود را حفظ کنید

اضافه‌وزن فشار مضاعفی بر زانو وارد کرده و موجب فرسایش غضروف می‌شود. تحقیقات نشان داده حتی کاهش اندک وزن در مبتلایان به آرتروز زانو، درد را کاهش می‌دهد و توانایی حرکتی را بهبود می‌بخشد. از سوی دیگر، بافت چربی مواد شیمیایی التهابی ترشح می‌کند که علاوه بر آرتروز، با بیماری‌هایی نظیر آرتریت روماتوئید و نقرس نیز مرتبط است.

۳. از آسیب‌دیدگی زانو پیشگیری کنید

فعالیت‌هایی مانند دویدن طولانی‌مدت، ورزش‌های پر برخورد یا حرکاتی که با چرخش ناگهانی همراه هستند می‌توانند به زانو آسیب بزنند. توصیه می‌شود در هنگام بلند کردن اجسام سنگین، از مفاصل و عضلات بزرگ‌تر بدن کمک بگیرید و تا حد امکان اجسام را به جای بلند کردن، روی سطح بکشید.

۴. آسیب‌ها را سریع درمان کنید

در صورت آسیب‌دیدگی زانو، به اصول RICE (استراحت، یخ‌گذاری، باندکشی و بالا نگه‌داشتن عضو) عمل کنید. در صورت ماندگاری یا تشدید درد، مراجعه به پزشک ضروری است.

۵. به درد‌ها توجه کنید

درد ناگهانی یا تشدیدشده در مفاصل می‌تواند نشانه آسیب یا پیشرفت بیماری باشد. درمان به‌موقع می‌تواند از تخریب بیشتر مفصل جلوگیری کند. استفاده از دارو، مکمل‌های تغذیه‌ای، حرارت‌درمانی، بریس یا روش‌های آرام‌سازی از جمله راهکار‌های کاهش درد هستند.

۶. سیگار را ترک کنید

تحقیقات نزدیک به دو دهه گذشته نشان داده است که سیگار با درد شدیدتر و آسیب بیشتر مفاصل در بیماران مبتلا به آرتروز و آرتریت روماتوئید مرتبط است. حتی جایگزینی سیگار با سیگار الکترونیکی نیز خطر التهاب مفاصل را کاهش نمی‌دهد.

۷. رژیم غذایی سالم داشته باشید

مصرف میوه‌ها، سبزیجات، ماهی، مغز‌ها و حبوبات در کنار کاهش غذا‌های فرآوری‌شده و چربی‌های اشباع، نه‌تنها برای قلب مفید است بلکه می‌تواند التهاب مفاصل را نیز کاهش دهد. پیروی از رژیم مدیترانه‌ای یکی از گزینه‌های توصیه‌شده در این زمینه است.

۸. وضعیت بدنی صحیح را رعایت کنید

وضعیت نادرست بدن در بلندمدت به مفاصل فشار وارد کرده و موجب تخریب غضروف می‌شود. ایستادن و نشستن صحیح، با شانه‌های عقب، سر در راستای بدن و پا‌ها در وضعیت استاندارد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

۹. انتخاب کفش مناسب

کفش نامناسب می‌تواند هم بر مفاصل پا و هم بر وضعیت کلی بدن تأثیر منفی بگذارد. کفش‌های پاشنه‌بلند فشار مضاعفی بر زانو وارد کرده و خطر آرتروز را افزایش می‌دهند. استفاده از کفش‌های انعطاف‌پذیر، با پاشنه کوتاه و کفی مناسب توصیه می‌شود.

۱۰. مراقب استخوان‌ها باشید

سلامت مفاصل بدون سلامت استخوان‌ها امکان‌پذیر نیست. رژیم غذایی غنی از کلسیم و ویتامین D برای تقویت استخوان‌ها ضروری است. ماهی‌هایی مانند سالمون و تُن، زرده تخم‌مرغ و محصولات غنی‌شده از منابع مهم این مواد هستند. همچنین در صورت نیاز، مشورت با پزشک برای دریافت مکمل توصیه می‌شود.

به مناسبت آغاز امامت امام زمان عجل الله تعال فرجه الشریف، آیت الله مکارم شیرازی در یکی از سخنرانی های خود به موضوع «نشانه های ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از زبان امام علی علیه‌السلام» اشاره کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

 

بسم الله الرحمن الرحیم؛ امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در خطبه‌ای فرمودند: «هر چه می‌خواهید بپرسید، تا زمانی که در میان شما هستم؛ زیرا پاسخ همه پرسش‌ها برای شما آماده است».

در این هنگام شخصی از میان جمع برخاست و عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین، متی یخرج الدجال؟ چه زمانی دجال خروج می‌کند و مقدمه ظهور حاصل می‌شود؟»

به بیان دیگر، او می‌خواست زمان ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام را بداند.

امام علی علیه‌السلام در پاسخ جمله‌ای فرمودند که درس عبرتی برای همگان است.

ایشان فرمودند: «من المسؤول بأعلمَ من السائل»؛ یعنی من که مورد پرسش قرار گرفته‌ام، نسبت به تو که این پرسش را می‌کنی، عالم‌تر به زمان قیام مهدی نیستم.

این سخن بدین معناست که هیچ‌کس نمی‌تواند زمان دقیق ظهور را تعیین کند. سپس امام فرمودند: «ولکن له علامات»؛ ظهور نشانه‌هایی دارد، و من نشانه‌های آن را برای تو بازگو می‌کنم.

در این حدیث شریف، امیرالمؤمنین علیه‌السلام حدود پنجاه نشانه برای دوران پیش از ظهور بیان فرمودند. ایشان فرمودند: «ألا وإنّ من أعلام الساعة: إذا ضُیّعت الصلاة».

نخستین نشانه آن است که مردم نسبت به نماز بی‌اعتنایی کنند و اهمیت آن به فراموشی سپرده شود.

«وإذا ضُیّعت الأمانة»؛ نشانه دوم آن است که مردم در امانت‌ها خیانت کنند.

این امانت می‌تواند امانت مالی باشد یا حتی فرزندانی که خداوند به دست والدین سپرده است.

اگر کسی وسیله‌ای مانند ماهواره فراهم کند و برنامه‌هایی آلوده به فساد در خانه به نمایش بگذارد و جوانانش تحت تأثیر آن‌ها قرار گیرند، آیا این خیانت به امانت الهی نیست؟

دین خدا، امانت خداست؛ اگر با عمل ما ضایع شود، مصداق همین حدیث شریف خواهد بود.

«واستُحلّ الکذب»؛ نشانه سوم آن است که مردم دروغ را حلال بشمرند.

برخی وقتی به آن‌ها گفته می‌شود دروغ نگویید، پاسخ می‌دهند: مگر بدون دروغ می‌توان کسب‌وکار کرد؟ این همان نشانه است.

نشانه چهارم آن است که «ظهر الربا»؛ ربا در میان مردم آشکار شود.

عقود شرعی به کنار گذاشته می‌شود و به جای آن معاملات صوری و فاکتورهای قلابی رواج می‌یابد.

نشانه دیگر آن است که «أُخذت الرشوة»؛ رشوه‌خواری میان مردم رایج می‌شود.

«وشُید البنیان»؛ یعنی بناها و ساختمان‌هایشان را محکم می‌سازند، مقاوم در برابر زلزله و زیبا، اما بنای دین و ایمانشان سست و بی‌پایه خواهد بود.

«وبیع الدین بالدنیا»؛ دین خود را به دنیا می‌فروشند و ارزش‌های معنوی را در برابر لذت‌ها و سودهای مادی از دست می‌دهند.

«وتولی السفهاء»؛ افراد سفیه و نادان که عقل و تدبیرشان به جایی نمی‌رسد، در پست‌ها و مناصب حساس قرار می‌گیرند و سرنوشت جامعه را به دست می‌گیرند.

«وقُطعت الأرحام»؛ نشانه دیگر، قطع رحم است.

پدر و مادر کهن‌سال و زمین‌گیر می‌شوند، اما فرزندان می‌گویند: ما توان نگهداری نداریم. آنان را به خانه سالمندان می‌سپارند و به بهانه‌های مختلف از عهده‌داری این مسئولیت شانه خالی می‌کنند.

«واتُبعت الأهواء»؛ نشانه دیگر پیروی از هوا و هوس است.

جلوه آن در مجالس آلوده، عروسی‌های مختلط و گناه‌آلود، فیلم‌های بدآموز، و نیز در اعتیاد به مواد مخدر و دیگر جلوه‌های هواپرستی نمایان می‌شود.

«واستُخفّ بالدماء»؛ خونریزی آسان می‌گردد.

جان انسان‌ها بی‌ارزش می‌شود. به سادگی افراد نادان یا فریب‌خورده را تحریک می‌کنند تا خود را منفجر کنند و جان زنان و کودکان و زائران امام حسین علیه‌السلام را بگیرند.

پنجاه یا صد نفر در یک لحظه قربانی می‌شوند.

گروه‌های متعصب و منحرف وهابی، نمونه آشکار این جنایت‌ها در جهان معاصر هستند. هیچ زمانی در تاریخ، خون انسان تا این اندازه بی‌ارزش نشده بود.

پس از ذکر بخشی از این نشانه‌ها، امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند: «فَذلکَ الوَیحُ الوَیحُ، العَجَلُ العَجَلُ». یعنی: در چنین زمانی که این نشانه‌ها آشکار شود، مردم باید بیش از پیش دست به دعا بردارند و از خداوند، تعجیل در ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام را بخواهند.

سه شنبه, 12 شهریور 1404 22:50

اعتقاد اهل سنت به امام زمان (عج)

به مناسبت آغاز امامت امام زمان عجل الله تعال فرجه الشریف، مرحوم استاد فاطمی نیا در یکی از سخنرانی های خود به موضوع «اعتقاد اهل سنت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف» اشاره کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

 

بسم الله الرحمن الرحیم؛ دلایل بر وجود امام زمان صلوات‌الله‌علیه آن‌قدر فراوان و محکم است که اساساً جای هیچ‌گونه تردید و گفت‌وگوی دیگری باقی نمی‌گذارد.

حتی در میان اهل‌سنت نیز اعتقاد به وجود مهدی علیه‌السلام پذیرفته شده است.

گرچه نمی‌توان گفت همه آنان در این زمینه هم‌نظرند، اما اصل باور به ظهور مهدی موعود، نزد بسیاری از علمای اهل‌سنت وجود دارد و مورد پذیرش آنان است.

به یاد دارم چندی پیش یکی از علمای اهل‌سنت در کشور قطر ـ که منصب قضاوت شرعی و حاکمیت در آن شهر را بر عهده داشت ـ کتابی نوشته بود با عنوان «الیوم بعد خیرالبشر».

وی این کتاب را با هدف ایجاد تردید و آزردن دل شیعیان نگاشت و در آن ادعا کرد که «مهدی‌ای در کار نیست». اما سرانجام چه شد؟

جریان وهابیون در دانشگاه مدینه به او حمله کردند و او را تکفیر نمودند.

آنان در مجلات خود نوشتند: «تو به چه حقی گفته‌ای مهدی وجود ندارد، در حالی که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله صریحاً خبر از آمدن مهدی داده است؟» این واقعه نشان داد که حتی مخالفان، ناچار به پذیرش اصل وجود مهدی موعود هستند.

در میان علمای اهل‌سنت، افراد برجسته‌ای نیز کتاب‌های مستقل درباره حضرت مهدی نوشته‌اند.

از جمله «البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان» و نیز «العَرف الوردی فی أخبار المهدی» که در دو جلد گردآوری شده است.

همچنین کتاب‌های دیگری تحت عنوان «أخبار المنتظر» به رشته تحریر درآمده است.

همه این‌ها نشان می‌دهد که اصل باور به مهدی موعود نزد اهل‌سنت نیز جایگاهی محکم دارد.

نمونه‌ای دیگر: در قاهره، قبری متعلق به عبدالوهاب شعرانی ـ یکی از علمای بزرگ اهل‌سنت ـ زیارتگاه است.

مردم از اهل‌سنت، حتی خاک آن را تبرک می‌دانند. شعرانی در کتاب معروف خود «الطبقات الکبری» مطلبی مهم نقل می‌کند.

او می‌نویسد: «استاد من عهدی با خدا بسته بود که در هر سجده‌ای ـ چه سجده نماز، چه سجده شکر و چه سجده تلاوت ـ دعای زیارت امام زمان را بخواند.»

این استاد بارها چنین عهدی را تکرار می‌کرد. تا آن‌که روزی در بیابانی به سجده افتاد و همان دعا را خواند: «اللهم ارزقنی زیارة المهدی».

در همان حال، ناگهان سر برداشت و دید مردی با هیبتی عظیم در برابرش ایستاده است.

آن مرد دست بر سرش نهاد و فرمود: «یا وَلَدی، أنا المهدی»؛ فرزندم، من مهدی هستم.

شعرانی نقل می‌کند که جرأت نگاه به چهره‌اش را نیافت، اما هفت روز در محضرش بود و پس از آن حضرت از نظر او پنهان شد.

این تنها یک نمونه از ده‌ها گزارش و روایت مشابه در میان علمای اهل‌سنت است که حکایت از دیدار آنان با حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه دارد.

چنین شواهدی نشان می‌دهد که اعتقاد به وجود آن حضرت، نه تنها در میان شیعیان بلکه در میان برادران اهل‌سنت نیز ریشه‌دار و پذیرفته شده است.

به مناسبت آغاز امامت امام زمان عجل الله تعال فرجه الشریف، مرحوم آیت الله ناصری در یکی از دروس اخلاق به موضوع «برکات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای اهل عالَم» اشاره کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

 

بسم الله الرحمن الرحیم؛ حضرت امام صادق(ع) فرمودند: «سبحان الله الذی سَخَّرَ الإمامَ کلَّ شیء».

تصریح می‌کنم، خداوند را پاک و منزه می‌دانم که تمام اشیاء را برای امام مسخر ساخته است.

خداوند متعال نعمت خود را بر امام کامل کرده و اختیار بخشیده تا آنچه را بخواهند، هم برای خود و هم برای دیگران عطا کنند.

امام، نماینده و حجت خداوند در عالم وجود است. سخن از محدوده‌ای جغرافیایی مانند ایران یا سرزمین خاصی نیست، بلکه در سراسر عالم وجود، امام نماینده خداست.

هر کاری که انجام می‌دهد، به فرمان و اراده الهی است؛ و این مقام و جایگاه، چیزی است که ذاتاً به او سپرده شده است.

خداوند متعال در ادامه این مقام والا را چنین توصیف فرموده است: «وَ جَعَلَ لَهُ مَقالیدَ السَّماواتِ و الأرض»؛ یعنی کلیدهای درهای بهشت و کلیدهای درهای آسمان‌ها را به دست امام قرار داده است.

بنابراین، کلید همه این‌ها در اختیار امام است؛ خواه امامی که در گذشته بوده‌اند و خواه امامی که در زمان حاضر عهده‌دار این مسئولیت هستند.

امروز، این جایگاه در اختیار حضرت ولی‌عصر (عج) است. ایشان همان مقامات و همان قدرت را دارا هستند.

حضرت بقیة‌الله (عج) خطاب به شیعیان خود فرمودند: «ما شما را به حال خود رها نکرده‌ایم. هوای شما را داریم و هرگز فراموشتان نکرده‌ایم. شما که از آثار و پیروان ما هستید، در پناه و عنایت ما قرار دارید. اگر ما نبودیم که شما را حفاظت کنیم و مراقب شما باشیم، دشمنان اسلام شما را از میان برده بودند. آنان شما را پایمال می‌کردند و در بلاد مختلف غرق می‌ساختند و به قتل می‌رساندند».

این فرمایش حضرت، بیانگر آن است که سلامت و بقای شیعیان و بلکه همه انسان‌ها در گستره عالم، تحت عنایت و حمایت امام زمان (عج) قرار دارد.

ایشان همچنین فرمودند: «اگر دعاهای شما و توسلات شما به ما نبود، این دشمنان در یک روز همه شما را نابود می‌کردند».

این بیان، نشان‌دهنده رابطه متقابل میان دعا و توسلات شیعیان و عنایت و حمایت حضرت است.

در جای دیگری امام زمان (عج) فرمودند: «مَثَل من در دوران غیبت، همچون خورشید در پس ابر است».

خورشید هنگامی که در پس ابر قرار گیرد، از دیدگان پنهان است، اما نور و گرمایش همچنان به عالم می‌رسد و همه از آن بهره‌مند می‌شوند. گرچه خود خورشید دیده نمی‌شود، اما اثراتش آشکار است.

به همین صورت، امام زمان (عج) در دوران غیبت از دیدگان پنهان است، اما نور وجودی ایشان، برکات، حمایت‌ها و هدایت‌های ایشان همچنان در عالم جاری است.

این تشبیه دقیق نشان می‌دهد که غیبت حضرت، به معنای نبودن یا بی‌تأثیر بودن ایشان نیست، بلکه همانند خورشید پشت ابر است؛ پنهان از دیده‌ها، اما همچنان حاضر در هستی و جاری در زندگی انسان‌ها.

به مناسبت شهادت امام حسن عسکری (ع)، به پنج پرسش مهم درباره زندگی و امامت ایشان می‌پردازیم تا با ابعاد زندگی ایشان بیشتر آشنا شویم

 

پرسش اول: چرا امام عسکری(ع) در سامرا ساکن شدند؟

 

پاسخ: امام حسن عسکری(ع) از همان کودکی همراه پدرشان امام هادی(ع) به اجبار خلفای عباسی به سامرا فراخوانده شدند. سامرا پایتخت نظامی عباسیان بود و آنان می‌خواستند با قرار دادن امامان در این شهر، ارتباطشان با مردم را محدود و تحت نظر شدید قرار دهند. از یک سو، حکومت به‌خاطر اخبار ادیان درباره تولد منجی موعود از نسل امام عسکری(ع)، در صدد کنترل و حتی نابودی این جریان بود؛ و از سوی دیگر، از نفوذ اجتماعی و سیاسی ایشان و خطر جنبش‌های علوی بیم داشت. به همین دلیل، امام عسکری(ع) در پادگان نظامی سامرا محصور شد و امکان فعالیت آزادانه نداشت. با این حال، ایشان با شبکه‌ای پنهانی از یاران، هم شیعیان را هدایت کردند و هم از وجود مقدس امام مهدی(عج) محافظت نمودند، بی‌آنکه نقشه عباسیان برای خاموش کردن امامت به ثمر برسد.

 

پرسش دوم: تعداد فرزندان امام حسن عسکری(ع)؟

پاسخ: برخی منابع نام چند تن را ذکر کرده‌اند؛ اما با این حال، دیدگاه مشهور میان علمای شیعه این است که امام حسن عسکری(ع) تنها یک فرزند داشته‌اند؛ فرزندی که هم‌نام و هم‌کنیه رسول خدا(ص) بود و مادرش بانویی بزرگوار به نام نرجس بوده است.

شیخ مفید در آثار خود تأکید می‌کند که امام عسکری(ع) جز همین فرزند، نه آشکارا و نه پنهانی، فرزند دیگری نداشت. همچنین شیخ کلینی در «کافی»، شیخ طبرسی در «اعلام الوری» و دیگر بزرگان همین نظر را بیان کرده‌اند و علامه مجلسی در «بحارالانوار» نیز روایات مربوط به داشتن فرزندان دیگر را نپذیرفته و آنها را غیر قابل اعتماد دانسته است.

از نظر تاریخی نیز شواهدی وجود دارد که این دیدگاه را تأیید می‌کند. به‌عنوان نمونه، پس از شهادت امام عسکری(ع)، برای آن‌که چنین وانمود شود که ایشان فرزندی نداشته‌اند، دستور داده شد میراثشان میان مادر و برادرشان تقسیم گردد. این اقدام نشان می‌دهد که جز حضرت مهدی (عج)، فرد دیگری در میان نبوده است.

بر پایه همه این شواهد، باور قطعی علمای شیعه آن است که تنها فرزند امام حسن عسکری(ع)، حضرت مهدی(عج) است.

 

پرسش سوم: امام حسن عسکری (ع) در حصر خانگی چطور با شیعیانش در ارتباط بود؟

پاسخ: از برخی روایات فهمیده می شود که در زندگی امام حسن حداقل دورانی وجود داشته که امکان دیدار مستقیم با آن بزرگوار در خانه‌اش نبوده است و شیعیان معمولاً در مسیری که امام به مرکز حکومت رفت و آمد می کرد، توفیق زیارت چهره آن حضرت را داشته اند. در کتاب «الغیبه طوسی» آمده است که در یوم النوبه (روز مراجعه امام به مرکز حکومت) شور و شعفی در میان مردم پدید می آمد و خیابانها مملوّ از جمعیت می شد. آن گاه که امام در خیابان حضور می یافت، هیاهو خاموش می شد و امام از میان مردم عبور می کرد. علی بن جعفر از حلبی نقل می کند: در یکی از روزها که قرار بود امام به دار الخلافه برود، ما در عسکر به انتظار دیدار وی جمع شدیم؛ در این حال از طرف آن حضرت توقیعی بدین مضمون به ما رسید: «ألّا یسلمنّ علیّ أحد و لا یشیر الیّ بیده و لا یؤمئ فإنّکم لا تؤمنون علی أنفسکم». کسی بر من سلام و حتی اشاره هم به طرف من نکند؛ زیرا که در امان نیستید!

بنابراین ارتباط با امام برای شیعیان بسیار دشوار بود؛ پرسش‌ها و نامه‌ها را پنهانی به حضرت می‌رساندند، برخی با بهانه‌های کاری به دیدار می‌آمدند و هر رفت‌وآمدی می‌توانست خطر جانی داشته باشد.

برای سامان‌دهی این ارتباط، امام شبکه‌ای از وکلای مورد اعتماد در شهرهای مختلف ایجاد کرده بودند که رابط میان ایشان و شیعیان بودند. پس از شهادت امام نیز همین شیوه ادامه یافت و در قالب نواب خاص امام زمان(عج) گسترش پیدا کرد.

 

پرسش چهارم: امام حسن عسکری(ع) چگونه با حضرت نرجس خاتون(س) ازدواج کردند و آیا ایشان نوه قیصر روم بودند؟

پاسخ: حضرت نرجس خاتون(س) در منابع معتبر شیعه، دختر «یشوعا» پسر قیصر روم شرقی و از نسل «شمعون» حواری حضرت عیسی(ع) معرفی شده‌اند. ایشان که به نام‌های «ملیکه» و «صیقل» نیز شناخته می‌شوند، به خواست الهی برای همسری امام حسن عسکری(ع) برگزیده شدند.

بر اساس روایات، حضرت نرجس خاتون پس از مشاهده خواب‌های الهام‌بخش و پذیرش ایمان، در یکی از نبردهای مسلمانان و رومیان به اسارت درآمد و به سامرا رسید. امام علی النقی(ع) با تدبیر الهی زمینه پیوستن ایشان را به خاندان اهل‌بیت را فراهم ساخت و به خواهرش حکیمه خاتون سپرد تا تعالیم اسلام را به او بیاموزد. سپس امام حسن عسکری(ع) با وی ازدواج نمود و امام هادی(ع) در معرفی جایگاه ایشان فرمودند: «او همسر فرزندم حسن و مادر قائم آل‌محمد(عج) است.»

زندگی و نسب حضرت نرجس خاتون در منابع معتبری همچون الغیبه شیخ طوسی، کامل‌الدین شیخ صدوق و بحارالانوار علامه مجلسی نقل شده و تاریخ‌نگاران نیز به اصل رومی ایشان و ماجرای ورودشان به سامرا اشاره کرده‌اند.

ماه ربیع الاول با نام پیامبر رحمت، حضرت محمدمصطفی (ص) عجین شده است. حضرت محمد (ص)، نه تنها برای مسلمانان بلکه برای تمام بشریت، الگویی بی‌نظیر و جامع در همه ابعاد زندگی است. زندگی ایشان، سرشار از آموزه‌ها و رفتارهایی است که می‌تواند راهگشای سعادت فردی و اجتماعی باشد. پیامبر اکرم (ص) نمونه‌ی کامل مکارم اخلاق بودند. راستگویی، امانت‌داری، صبر، حلم، تواضع، شجاعت، عدالت و مهربانی تنها گوشه‌ای از فضائل اخلاقی ایشان است. ایشان حتی با دشمنان خود نیز با مدارا و عطوفت رفتار می‌کردند و همواره به دنبال هدایت و ارشاد بودند. اخلاق نیکوی ایشان، بسیاری از مردم را به اسلام جذب کرد و ایشان را به عنوان «اسوه حسنه» معرفی نمود.

در روابط اجتماعی، پیامبر (ص) نمونه‌ای بارز از یک رهبر دلسوز و متواضع بودند. ایشان با فقرا و نیازمندان هم‌نشین می‌شدند، به مشکلات مردم گوش می‌دادند و برای حل آن‌ها تلاش می‌کردند. در جامعه، برابری را میان همگان رعایت می‌کردند و هرگز خود را برتر از دیگران نمی‌دانستند. ایشان به صلح و آشتی اهمیت زیادی می‌دادند و تلاش می‌کردند تا اختلافات را به بهترین شکل حل و فصل کنند. در محیط خانواده، پیامبر (ص) همسری مهربان، پدری دلسوز و رئوف بودند. با همسران خود با احترام و عدالت رفتار می‌کردند و به فرزندان خود عشق می‌ورزیدند. ایشان در امور خانه مشارکت می‌کردند و هرگز خود را از انجام کارهای روزمره معاف نمی‌دانستند. زندگی خانوادگی ایشان، الگویی برای ساختن خانواده‌ای سالم و پویا است.

پیامبر اکرم (ص) علاوه بر رهبری معنوی، رهبری سیاسی جامعه را نیز بر عهده داشتند. ایشان حکومتی بر پایه عدالت، برابری و قانون الهی بنا نهادند. در حکومت‌داری، مشورت با مردم، رعایت حقوق اقلیت‌ها و مبارزه با ظلم و فساد را سرلوحه کار خود قرار دادند. مدیریت مدبرانه ایشان، جامعه‌ای قدرتمند و متحد را شکل داد. در بعد اقتصادی، پیامبر (ص) به اعتدال و پرهیز از اسراف تأکید داشتند. ایشان خود زندگی‌ای ساده داشتند و از تجمل‌گرایی دوری می‌کردند. در عین حال، به کار و تلاش برای کسب روزی حلال تشویق می‌کردند و به عدالت اقتصادی در جامعه اهمیت زیادی می‌دادند. ایشان با ربا و احتکار مبارزه می‌کردند و همواره به دنبال رفع فقر از جامعه بودند.در مجموع، زندگی پیامبر (ص) (ص) یک کتاب راهنمای جامع برای رسیدن به کمال انسانی است. در هر مرحله از زندگی، می‌توانیم با مطالعه سیره ایشان، راه درست را پیدا کنیم و خود را به سوی سعادت رهنمون شویم. ایشان نه تنها چراغ راه مسلمانان، بلکه نوری فروزان برای هدایت تمامی انسان‌ها در طول تاریخ هستند.

راهنمای جامع برای رسیدن به کمال انسانی

محمدقدرتی شاتوری مدرس دانشگاه و پژوهشگر فقه، حقوق و اندیشه امام خمینی (ره) در خصوص عدالت در سیره پیامبر رحمت نوشت: رعایت عدالت و انصاف و رفع تبعیض‌ها جهت تحکیم تعاملات اجتماعی و اعتماد نسبت به مسئولین در سطح جوامع از جایگاه والایی برخوردار است. رعایت اصل عدالت محدود به گروه یا جناح خاصی نیست و ضروری است تمامی افراد در چارچوب عدالت در تعاملات اجتماعی و اقتصادی با یکدیگر رفتار کنند و در این زمینه مسئولین باید خود را در برابر همه افراد مسئول بدانند و در توزیع امکانات و منابع به دور از نگاه تبعیضی اهتمام داشته باشند. مسئولین موظفند با عزمی راسخ و بدون هیچ گونه ملاحظه‌ای، در مسیر اجرای عدالت و رفع تبعیض در تمامی عرصه‌ها گام بردارند و با به کارگیری تمامی ظرفیت‌ها و امکانات، زمینه برخورداری عادلانه تمامی آحاد ملت از مواهب و فرصت‌های کشور را فراهم آورند. لازم است نهادهای آموزشی، نهاد اجرایی، نهاد تقنینی، قضائی و نهادهای دینی و رسانه‌ها اصل عدالت را در تمامی برنامه‌های خود بگنجانند.

با مطالعه در سیره نبوی مشخص می‌شود که عدالت جایگاه مشخص و والایی نزد ایشان دارد. ایشان به منظور برقراری عدالت در همه زمینه‌ها، اهتمام جدی داشتند و در رفتار با مردم توجهی به نژاد، رنگ، سلایق و جنسیت نداشتند و رفع تبعیض‌ها و اهتمام به اجرای عدل سرلوحه برنامه‌های ایشان جهت تکمیل مکارم اخلاقی بوده است‌. ایشان پیامبری برای همه بوده‌اند و خلق حسنه ایشان محدود به قوم یا قبیله و افراد خاصی نبوده است.

پیامبر (ص) فرموده اند: عَدْلُ ساعَةٍ، خَیْرٌ مِنْ عِبادَةِ سَبْعینَ سَنَةً، قِیامِ لَیْلِها وَ صِیامِ نَهارِها؛ (مشکاة الأنوار، ص ۵۴۴): ساعتی عدالت، بهتر از هفتاد سال عبادت است که شب‌هایش به نماز و روزهایش به روزه بگذرد.

از دیدگاه جوادی آملی: قرآن به هر انسانی از هر ملیت و مذهب و با هر فرهنگ و رسومی دستور می‌دهد که قسط و عدل را رعایت کند: کُونُوا قَوّامینَ لِلّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ، زیرا راه رسیدن به زندگی مسالمت آمیز و جامعه سالم همین است. در این آیه و آیات دیگر، راه‌های تحقق این هدف مهم و نیز موانع تحقق آن را بیان می‌کند؛ از جمله طبق آیه مذکور، عداوت و غضب می‌تواند مانع تحقق عدالت در جامعه باشد.(جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج ۲۲: ص ۱۱۹)

خداوند در آیه ۲۵ سوره حدید می‌فرماید: (لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ) آنچه از آیه فوق برداشت می‌شود آن است که پیامبران به سه وسیله مجهز بودند: بینات و دلایل روشن، کتاب آسمانی، و معیار سنجش حق از باطل و خوب از بد یا میزان. هدف از ارسال رسل با این تجهیزات کامل اجرای «قسط و عدل» است.

حضرت محمد (ص) از سوی خداوند متعال مأمور شدند تا عدالت را در جامعه برپا دارد. خداوند در آیه ۱۵ سوره شوری فرموده است: (وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ کِتَابٍ ۖ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ ۖ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّکُمْ ۖ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ) در آیه فوق خداوند به پیامبر دستور می‌دهد که برای حل اختلافات و احیای آئین انبیا بکوشد، و در این راه نهایت استقامت را به خرج دهد. جهت رسیدن به وحدت رفتار با عدالت پیش زمینه احیای این مهم خواهد بود و در ادامه می‌فرماید: بگو: «من مأمورم که در میان همه شما عدالت کنم» (وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ).چه در قضاوت و داوری‌ها، چه در حقوق اجتماعی و مسائل دیگر.

جهت تکمیل مکارم اخلاقی اجرای عدالت سرلوحه برنامه‌های ایشان بوده است. همانگونه که فرموده است: بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّماواتُ وَ الاَْرْضُ؛ آسمان‌ها و زمین، با عدالت، پا برجا می‌مانند.(عوالی اللآلی، ج ۴، ص ۱۰۳) آنچه از سخن فوق برداشت می‌شود آن است که استقرار همه امور به عدل و استواری همه چیز به آن است. عدالت اجتماعی در معنای وسیع، شامل همه حقوق‌های فردی، اجتماعی و جمیع اقسام حقوقی می‌شود.

شهید مطهری در این باره می‌نویسد: «در قرآن، از توحید گرفته تا معاد، و از نبوت گرفته تا امامت و زعامت، و از آرمان‌های فردی گرفته تا هدف‌های اجتماعی، همه بر محور عدل استوار شده است. عدل قرآن، همدوش توحید، رکن معاد، هدف تشریع نبوت، فلسفه زعامت و امامت، معیار کمال فرد و مقیاس سلامت اجتماع است. عدل قرآن، آنجا که به توحید یا معاد مربوط می‌شود به نگرش انسان به هستی و آفرینش شکل خاص می‌دهد و به عبارت دیگر نوعی «جهان بینی» است آنجا که به نبوت و تشریع و قانون مربوط می‌شود، یک «مقیاس» و «معیار» قانون‏شناسی است؛ و به عبارت دیگر جای پایی است برای عقل که در ردیف کتاب و سنت قرار گیرد و جز منابع فقه و استنباط به شمار آید.

آنجا که به امامت و رهبری مربوط می‌شود یک «شایستگی» است، آنجا که پای اخلاق به میان می‌آید «آرمانی انسانی» است، و آنجا که به اجتماع کشیده می‌شود یک «مسئولیت» است.» (مطهری، عدل الهی، ج ۱، ص ۲۷)

امام صادق علیه السلام فرموده است: إنّ رسولَ اللّه ِ صلی الله علیه و آله اُتیَ بامْرأةٍ لَها شَرَفٌ فی قَومِها قَد سَرَقَتْ، فأمَرَ بقَطْعِها، فاجْتَمعَ إلی رسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله ناسٌ مِن قُرَیشٍ وقالوا: یا رسولَ اللّه ِ، تُقْطَعُ امْرأةٌ شَریفةٌ مثلُ فُلانَةَ فی خَطَرٍ یَسیرٍ؟!

قالَ: نَعَم، إنّما هَلکَ مَن کانَ قَبْلَکُم بمِثْلِ هذا، کانوا یُقیمونَ الحُدودَ علی ضُعَفائهِم ویَتْرُکونَ أقْوِیاءهُم وأشْرافَهُم فهَلَکوا (دعائم الإسلام، ج ۲، ۴۴۹) امام صادق علیه السلام به نقل از پدرانش علیهم السلام فرمود: زنی را که در میان قوم و قبیله خود شرافت و حرمتی داشت به جرم دزدی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آوردند، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمان داد دست او را قطع کنند. عده‌ای از قریش نزد پیامبر آمدند و عرض کردند: ای پیامبر خدا! دست زن شریفی مثل او را به خاطر خطای کوچکی قطع می‌کنی؟!

فرمود: آری، پیشینیان شما به سبب چنین کاری به نابودی افتادند. آنها حدود (کیفرها) را درباره ضعیفانشان اعمال می‌کردند و با قدرتمندان و اشراف خود، کاری نداشتند؛ از این رو هلاک گشتند.

این روایت تصویر گویا و تکان‌دهنده‌ای از اصل بنیادین «عدالت قضائی» و نفی کامل «تبعیض» در اسلام را ترسیم می‌کند. پیامبر اکرم (ص) بدون کوچک‌ترین تردید و ملاحظه‌ی شخصیتی، حکم قطع دست را صادر می‌کند. این اقدام قاطعانه، نماد بارز حاکمیت قانون به جای حاکمیت افراد و ثروت و نفوذ است. بنابراین، این حدیث شریف به‌وضوح اعلام می‌کند که عدالت واقعی تنها در سایه اجرای یکسان قانون برای همه، بی‌توجه به هرگونه امتیاز اجتماعی، اقتصادی یا قبیله‌ای محقق می‌شود.

در میان باورها و اعتقادات ریشه‌دار شیعیان، مفهوم «قبله» همواره جایگاهی ویژه داشته است. اگرچه قبله فقهی و عبادی مسلمانان تنها یکی است و آن کعبه معظمه میباشد، اما در نگاه عارفانه و معنوی شیعه، اماکن و شخصیتهایی وجود دارند که کانون توجه قلبی و معنوی مؤمنان قرار گرفته و به نوعی «قبله گاه حاجات» و «قطب نماز عاشقان» محسوب می‌شوند.

این نگاه، پرسشی ژرف را به ذهن متبادر می‌سازد: بر اساس این دیدگاه، چه مکان‌هایی به عنوان قطب‌های توجه معنوی شیعیان شناخته می‌شوند و به ویژه، چرا امام رضا(ع) به عنوان «قبله هفتم» معرفی شده است؟

برای کاوش در این موضوع، این پرسش را با حجت‌الاسلام محمد عباسی در میان نهادیم و اکنون مشروح این مصاحبه را پیشکش حضورتان می‌کنیم.

 

بفرمایید که چرا امام هشتم(ع) را «قبله هفتم» می‌نامند؟

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

ابتدا باید به معنای فقهی «قبله» توجه کنیم. قبله در فقه به جایی گفته می‌شود که انسان در هنگام نماز به سوی آن رو می‌کند و نماز خود را به سمت آن می‌خواند. این قبله تنها یکی است و امروز همه مسلمانان به سمت مسجدالحرام و کعبه نماز می‌خوانند.

مطابق با آیات ۱۴۳ و ۱۴۴ سوره بقره، این مطلب روشن است که تغییر قبله، رویدادی مهم در تاریخ اسلام بوده و یکی از نشانه‌های پیامبر خاتم(ص) این بوده که ایشان به دو قبله نماز خوانده‌اند؛ لذا در ابتدا به سمت بیت‌المقدس و پس از نزول آیه، به سمت مسجدالحرام و کعبه نماز خواندند. از روایات و آیات نیز برمی‌آید که کعبه، قبله‌ای بود که پیامبر اکرم(ص) به آن علاقه ویژه‌ای داشتند، تا جایی که در قرآن فرموده شده: «فلنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا»؛ یعنی همان قبله‌ای که مورد رضایت حضرت بود، کعبه است.

 

اما اگر از معنای اصطلاحی و فقهی قبله بگذریم، «قبله» در مفهوم گسترده‌تر به چیزی گفته می‌شود که انسان به سوی آن رو می‌کند و به آن توجه دارد. در قرآن به قوم بنی‌اسرائیل گفته شده: «وَاجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَةً»؛ یعنی خانه‌های خود را رو به روی هم قرار دهید. در اینجا «قبله» به معنای جهت و سمتی است که انسان به آن توجه می‌کند و رودر وری هم است.

اگر این معنا از قبله را در نظر بگیریم، روشن می‌شود که در جهان اسلام و به‌ویژه در مکتب تشیع، مواضعی وجود دارند که مورد توجه مؤمنان قرار می‌گیرند.

 

چرا امام رضا(ع) را قبله هفتم می‌نامند؟

 

نخستینِ آنها مکه معظمه است که همه مسلمانان به سوی آن نماز می‌خوانند و به کعبه توجه دارند. دومین قبله، مدینه منوره است که قبر پیامبر اکرم(ص) و قبرستان بقیع در آنجا قرار دارد و شیعیان به این مکان نیز توجه ویژه‌ای دارند. پس این نیز یک «قبله» محسوب می‌شود.

موضع سوم، نجف اشرف است، چهارم کربلای معلی، قبله و موضع پنجم کاظمین، ششم سامرا و هفتمین موضعی که مورد توجه و عنایت شیعیان قرار می‌گیرد، مشهد الرضا و بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) است.

بنابراین، اگر این مواضع هفت‌گانه را که شیعیان به آنها توجه و رو می‌کنند در نظر بگیریم، روشن می‌شود که هفتمین موضع مورد توجه شیعیان، مشهد الرضا و مرقد مطهر و بارگاه ملکوتی امام رضا(ع) است.

احادیث