emamian
توصیههای پیامبر برای بهره از ماه مبارک رمضان
ماه مبارک رمضان پربرکتترین ماه سال و ماهی سرشار از رحمت و مغفرت الهی است. افراد وقتی در فضای این ماه شریف قرار میگیرند، ناخودآگاه بهسوی ارزشها آن هم از جنس برترین ارزشهای دینی تمایل مییابند و این فضا جز با عنایت الهی حاصل نمیشود.
در واقع خداوند متعال است که فضای این ماه را سرشار از معنویت میکند تا انسانِ درگیر با تمنیات دنیا و غرق در خواهشهای نفسانی را بهسوی آسمان نزدیکتر کند تا اندیشه و روح او را تحت تأثیر عالیترین ارزشهای انسانی و اخلاقی و ایمانی سوق دهد.
از این رو پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام جهت بهره هرچه بیشتر از ماه مبارک رمضان نسخهها و توصیههایی را در قالب روایات به شیعیان خویش ارائه فرمودهاند؛ از جمله آنکه امام رضا علیه السلام بهنقل از پدرانش از امیرالمؤمنین میفرماید:
«روزى، پیامبر خدا براى ما خطبه خواند و فرمود:
اى مردم، همانا ماه خدا، همراه با برکت و رحمت و آمرزش، به شما روى آورده است؛ ماهى که نزد خدا برترینِ ماههاست و روزهایش برترینِ روزها، شبهایش برترینِ شبها و ساعاتش برترینِ ساعات است.
ماهى است که در آن به میهمانى خدا دعوت شدهاید و از شایستگانِ کرامت الهى قرار داده شدهاید.
نَفَسهایتان در آن، تسبیح است، خوابتان در آن، عبادت، عملتان در آن، پذیرفته و دعایتان در آن، مورد اجابت است.
پس با نیّتهاى راست و دلهاى پاک، از پروردگارتان بخواهید براى روزهدارىِ آن و تلاوت کتاب خویش، توفیقتان دهد؛ چرا که بدبخت، کسى است که در این ماه بزرگ، از آمرزش الهى محروم بماند.
با گرسنگى و تشنگى خود در این ماه، گرسنگى و تشنگىِ روز قیامت را یاد کنید؛ به نیازمندان و بینوایانتان صدقه بدهید.
به بزرگان خود احترام و بر کوچکهایتان ترحّم و به بستگانتان نیکى کنید. زبانتان را نگه دارید؛ چشمهایتان را از آنچه نگاه به آن حلال نیست، بپوشانید.
گوشهایتان را از آنچه شنیدنش حلال نیست، فرو بندید؛ به یتیمان مردم محبّت کنید تا بر یتیمان شما محبت ورزند؛ از گناهانتان به پیشگاه خداوند توبه کنید؛ بههنگام نمازها، دستانتان را بر آستان او به دعا بلند کنید، که آن هنگام (وقت نماز)، برترینِ ساعتهاست و خداوند با نظر رحمت به بندگانش مىنگرد و هرگاه با او مناجات کنند، پاسخشان مىدهد و چون او را صدا بزنند، جوابشان مىگوید و چون او را بخوانند، اجابتشان مىکند.
اى مردم؛ جانهاى شما در گروی اعمال شماست، پس با آمرزشخواهى خود، آنها را آزاد سازید؛ و پشتهاى شما از بار گناهانتان سنگین است، پس با طول دادن سجدههاى خود، آنها را سبک کنید و بدانید که خداوند ــ که یادش والاست ــ به عزّت خود سوگند خورده است که نمازگزاران و سجدهکنندگان را عذاب نمىکند و در روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان [براى حساب] مىایستند، آنان را با آتش، هراسان نمىکند.»
«أیُّهَا النّاسُ ، إنَّهُ قَد أقبَلَ إلَیکُم شَهرُ اللّه ِ بِالبَرَکَةِ وَالرَّحمَةِ وَالمَغفِرَةِ شَهرٌ هُوَ عِندَ اللّه ِ أفضَلُ الشُّهورِ، وَأیّامُهُ أفضَلُ الأَیّامِ، ولَیالیهِ أفضَلُ اللَّیالی، وساعاتُهُ أفضَلُ السّاعاتِ. هُوَ شَهرٌ دُعیتُم فیهِ إلى ضِیافَةِ اللّه ِوجُعِلتُم فیهِ مِن أهلِ کَرامَةِ اللّهِ، أنفاسُکُم فیهِ تَسبیحٌ، ونَومُکُم فیهِ عِبادَةٌ، وعَمَلُکُم فیهِ مَقبولٌ، و دُعاؤُکُم فیهِ مُستَجابٌ. فَاسأَلُوا اللّه َ رَبَّکُم بِنِیّاتٍ صادِقَةٍ وقُلوبٍ طاهِرَةٍ أن یُوَفِّقَکُم لِصِیامِهِ وتِلاوَةِ کِتابِهِ؛ فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَن حُرِمَ غُفرانَ اللّهِ فی هذَا الشَّهرِ العَظیمِ. وَاذکُروا بِجوعِکُم وعَطَشِکُم فیهِ جوعَ یَومِ القِیامَةِ وعَطَشَهُ، وتَصَدَّقوا عَلى فُقَرائِکُم ومَساکینِکُم، ووَقِّروا کِبارَکُم، وَارحَموا صِغارَکُم، وصِلوا أرحامَکُم، وَاحفَظوا ألسِنَتَکُم، وغُضّوا عَمّا لایَحِلُّ النَّظَرُ إلَیهِ أبصارَکُم، وعَمّا لایَحِلُّ الاِستِماعُ إلَیهِ أسماعَکُم، وتَحَنَّنوا عَلى أیتامِ النّاسِ یُتَحَنَّن عَلى أیتامِکُم، وتوبوا إلَى اللّهِ مِن ذُنوبِکُم، وَارفَعوا إلَیهِ أیدِیَکُم بِالدُّعاءِ فی أوقاتِ صَلَواتِکُم؛ فَإِنَّها أفضَلُ السّاعاتِ، یَنظُرُ اللّه ُ عز و جل فیها بِالرَّحمَةِ إلى عِبادِهِ ،
یُجیبُهُم إذا ناجَوهُ، ویُلَبّیهِم إذا نادَوهُ ویَستَجیبُ لَهُم إذا دَعَوهُ.
یا أیُّهَا النّاسُ، إنَّ أنفُسَکُم مَرهونَةٌ بِأَعمالِکُم فَفُکّوها بِاستِغفارِکُم، وظُهورَکُم ثَقیلَةٌ مِن أوزارِکُم فَخَفِّفوا عَنها بِطولِ سُجودِکُم؛ وَاعلَموا أنَّ اللّهَ ــ تَعالى ذِکرُهُ ــ أقسَمَ بِعِزَّتِهِ ألاّیُعَذِّبَ المُصَلّینَ وَالسّاجِدینَ، ولایُرَوِّعَهُم بِالنّارِ یَومَ یَقومُ النّاسُ لِرَبِّ العالَمینَ. (عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج1، ص295)
فشار امنیتی صهیونیستها شکست خورده است/ تاکید بر عدم هراس فلسطینیان از تهدیدات صهیونیستی
شیخ عکرمه صبری خطیب مسجد الاقصی تاکید کرد که اقدامات اشغالگران صهیونیست در خصوص بازداشت فلسطینی ها نمیتواند در میان آنها ترس و وحشت ایجاد کنند.
وی در ادامه افزود، صهیونیستها با استفاده از سیاست بازداشت و احضار تلاش دارند فشار امنیتی را افزایش دهند اما این فشار امنیتی در طول تاریخ علیه ملت هایی که خواهان حقوق خود بوده اند شکست خورده است.
صبری تاکید کرد، اشغالگران از تاریخ درس نگرفته و به اقدامات نژادپرستانه و کینه توزانه خود ادامه میدهند.
وی تاکید کرد، نظامیان رژیم صهیونیستی اقدام به بازداشت بیماران و افراد مسن به صورت غیرقانونی می کنند و هدف آنها ایجاد ترس و وحشت در شهر قدس است، این در حالی است که شاهد گسترش ویروس کرونا در این منطقه هستیم.
مروری بر نقش رژیم صهیونیستی در اقدام دولت آلمان علیه حزب الله
دولت آلمان در اقدامی وقیح و نه چندان دور از انتظار هفته گذشته با قرار دادن نام حزب الله لبنان در فهرست سازمان های تروریستی، فعالیت این گروه مردمی لبنان را در کشور آلمان ممنوع اعلام کرد. این اقدام آلمان شامل تمام صفوف نظامی، سیاسی و اجتماعی حزب الله میشود. به این معنا که تمام کسانی که هر نوع ارتباطی با منتسبان به حزب الله داشته باشند در آلمان تحت تعقیب قرار خواهند گرفت.
حدود یک سال پیش از این نیز، اتحادیه اروپا در اقدامی مشابه، حزب الله را در فهرست سازمان های تروریستی قرار داده بود. این در حالی بود که اتحادیه اروپا تا قبل از سال 2019 فقط شاخه نظامی حزب الله را به عنوان سازمان تروریستی معرفی کرده بود و سایر شاخه ها و بخش های حزب الله در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا قرار نمی گرفتند. آنچه مسلم است این است که در این بین رژیم صهیونیستی برای تحت تعقیب قرار گرفتن حزب الله در اروپا نقش اول را ایفا می کند.
نگاهی به جایگاه حزب الله در راهبرد نظامی- امنیتی رژیم صهیونیستی
حزب الله لبنان از زمان تأسیس تا کنون همواره به عنوان یکی از چالش های امنیتی رژیم صهیونیستی در محافل رژیم صهیونیستی مطرح بوده است. اما طی دو سال گذشته حزب الله به دو دلیل به عنوان اولویت مقابله ای، در راهبرد نظامی امنیتی رژیم صهیونیستی مطرح است.
موشک های نقطه زن
دلیل اول موشک های نقطه زن حزب الله است. رژیم صهیونیستی طی دو سال گذشته همواره با بیان این موضوع که حزب الله با دست یافتن به موشک های نقطه زن می تواند هر نقطه ای را در داخل فلسطین اشغالی هدف قرار دهد یک خطر امنیتی بالفعل است که باید این توانمندی را از آن گرفت. صهیونیست ها با همین بهانه همواره نقاط مختلفی از لبنان و سوریه را هدف قرار داده اند.
جبهه شمالی
دلیل دوم صهیونیست ها برای تعیین حزب الله به عنوان اولویت مقابله، اصطلاح با عنوان جبهه شمالی است. صهیونیست تمام مرزهای شمالی فلسطین اشغالی را از سال 2015 تحت عنوان یک جبهه با عنوان جبهه شمالی تعریف کرده اند که شامل جبهه جولان و مرزهای جنوب لبنان است. آنچه در جبهه شمالی به عنوان خطر و چالش امنیتی در منظومه امنیتی رژیم صهیونیستی چالش تعریف شده حزب الله لبنان است چرا که هم جبهه جولان و هم مرزهای جنوب لبنان در اختیار حزب الله لبنان است و این حزب الله لبنان است که در آنجا طرح های مقاومت را اجرا می کند. عملیات سپر شمالی که اواخر سال 2018 در امتداد مرزهای فلسطین اشغالی و لبنان اجرا شد با همین نگاه اجرا شد. عملیاتی که بیشتر یک اقدام مهندسی بود تا عملیات نظامی و در زمانی اجرا شد که رژیم صهیونیستی چند روز قبل از آن در غزه با گروه های مقاومت درگیر شده بود اما به ناگاه غزه را رها کرده، به سراغ مرزهای شمالی فلسطین رفتند. این حکایت از جایگاه حزب الله برای صهیونیست ها دارد.
تلاش رژیم صهیونیستی برای تضعیف اقتصادی- سیاسی لبنان
صهیونیست از زمانی که مسئله جبهه شمالی را تعریف کرده اند به اقدامات نظامی و امنیتی اکتفا نکردند و در عرصه سیاسی و اقتصادی نیز تلاش کردند حزب الله را تحت فشار قرار دهند. اقدام اولیه آنها زمانی بود که تلاش کردند ذخایر گازی کشف شده در دریایی مدیترانه که مالک آن لبنان بود به نام خود ثبت کنند. چرا که این میادین می توانند لبنان را به عنوان یکی از ثروتمندترین کشورهای منطقه مطرح کنند وقطعا برکات آن به حزب الله خواهد رسید و آنها را نیز تقویت خواهد کرد.
اقدام دوم صهیونیست ها زمانی بود که تلاش کردند با همکاری عربستان سعد حریری را به عنوان یک مخالف میدانی علیه حزب الله به میدان بکشند. این تلاش صهیونیست ها با اقدام جاهلانه محمدبن سلمان که طی آن سعد حریری را در ریاض زندانی کرد به فرجام نرسید و پس از چند ماه نتیجه عکس داد. صهیونیست ها با کمک عربستان تلاش کردند فضای اجتماعی لبنان را پس از ناکامی در مسئله سعد حریری متلاطم کنند. سعودی ها طی کمتر از یکسال چند مرتبه افرادی را از شمال لبنان و منطقه طرابلس اجیر کردند تا به بیروت بیایند و با اعتراضات مدنی خشن فضای اجتماعی لبنان را متلاطم نشان دهند. اینها همه نشان از این دارد که صهیونیست ها می خواهند به هر قیمتی شده لبنان را تضعیف کنند. مسئله ای که در طرح های اندیشکده های صهیونیستی به عنوان راه های مقابله با حزب الله از دو سال قبل در حال تحریر هستند.
دوستی نزدیک دستگاه اطلاعاتی آلمان و موساد
برونو کاهل رئیس دستگاه امنیتی آلمان (BND) از دوستان نزدیک موساد است. شبکه 12 رژیم صهیونیستی در گزارشی به نقل از یک مقام امنیتی و نظامی ضمن دادن نسبت های دروغ به حزب الله، از قبیل پولشویی، قاچاق مواد مخدر و ساخت مواد منفجره- که در قالب جنگ روانی برای توجیه اقدام آلمان صورت گرفت- به این مسئله اذعان کرد. این شبکه در گزارش خود به نقل از یک مقام سیاسی اعلام کرد اقدامی که آلمان علیه حزب الله لبنان انجام داد نتیجه گزارش ها و اطلاعاتی است که موساد طی چند ماه اخیر به دستگاه امنیتی آلمان داده است.
همکاری آمریکا و صهیونیست ها برای تضعیف منظومه مقاومت
طبق اخبار منتشر شده در رسانه های منطقه ای آمریکا فرستاده ای را به فرانسه اعزام کرده و از فرانسوی ها خواسته است تا آنها نیز حزب الله را همچون آلمان در لیست تروریستی قرار دهند. این اقدام آمریکایی ها همراستا با صهیونیست ها اما با اهداف متفاوت صورت می گیرد. آمریکایی ها عملاً از سوریه و عراق اخراج شده اند و اقدامات مقاومت روزهای پایانی آنها را در این دو کشور رقم می زند.
آمریکایی ها به دنبال ثروت ها و نفت سوریه و عراق هستند و طبق اعلام ترامپ این نفت را حق خود می دانند. اما نوک پیکان مقاومت در منطقه حزب الله است. نیرویی که در سوریه و عراق و لبنان با اجرا کردند طرح های استراتژیک آمریکایی ها را فلج کرده است. حالا آمریکایی ها پس از انجام اقدامات تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران، حامی اصلی مقاومت را به خیال خودشان در تنگنا قرار داده اند به سراغ حزب الله آمده اند تا همین طرح را علیه حزب الله نیز انجام دهند. لذا آنها نیز با صهیونیست ها در عمل کاملاً در یک راستا عمل می کنند.
جمع بندی
اقدامی که دولت آلمان علیه حزب الله لبنان انجام داد نتیجه احساس خطری است که صهیونیست ها از توانمندی های حزب الله درک کرده اند. بنابراین همراه با آمریکایی ها در تلاش اند این عضو اصلی مقاومت را با اعمال فشارهای مختلف تحت فشار قرار داده، تضعیف کنند. به نظر می رسد با این نگاه باید منتظر اقداماتی شبیه به این در کشورهای دیگر هم باشیم. اقدامی که به قول سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان قابل پیش بینی بود و از آلمان انتظاری جز این نمی توان داشت.
راهبردهای وحدت و تقریب مذاهب اسلامی(4)
بدون تردید اصلی ترین عامل ایجاد و ترویج اختلاف در بین مسلمانان توطئه های خباثت آمیز دشمنان است؛ زیرا مذاهب و فرقه های اسلامی دهها بلکه صدها سال است که در کشورهای اسلامی با یکدیگر زندگی و همزیستی مسالمت آمیز و همراه با صفا و صمیمیت داشته اند، اما ظهور و جلوه نمایی جاذبه و اقتدار مادی و معنوی اسلام پس از انقلاب اسلامی ایران و نفوذ آن در دلهای انسانهای پاک که بیداری اسلامی در آسیا و آفریقا را پدید آورد، موجب گردید تا دشمنان احساس خطر نموده و با تدبیر و برنامه ریزی دقیق به مقابله با آن بپردازند و هر روز برای جدایی و تفرقه مسلمانان طرحی نو در اندازند، از این رو شناساندن دشمن و نقشه های آن برای مسلمانان به ویژه برای خواص جوامع اسلامی، یکی از تدابیر مهم مقام معظم رهبری در چند سال اخیر بوده است تا مسلمانان با روشن بینی و بصیرت به مقابله با ترفندهای آنان برخیزند.
الف) ضرورت شناخت نقشه دشمن
«نقشه دشمن را بشناسیم. اگر نقشه دشمن را، امکان تدبیر در مقابل این نقشه به وجود مىآید؛ اما اگر نقشه دشمن را نشناختیم، امکان تدبیر وجود نخواهد داشت؛ در پیدا کردن راه خودمان اشتباه میکنیم، در عملکرد خودمان اشتباه میکنیم. نقشه دشمن این است: ملتهاى مسلمان را به یکدیگر مشغول کنند، بین اینها اختلاف به راه بیاندازند» (17/03/1392).
«به علماى محترم شیعه و سنى گفتم شما دم از وحدت مىزنید و این خیلى خوب است و من هم از شما ممنونم؛ اما از کید دشمن غافل نباشید. دشمن از راههایى وارد مىشود که ممکن است شما از آن غفلت کنید و به آن توجه نداشته باشید. هوشیار باشید و دشمن را در هر لباسى بشناسید: «وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ»؛ «از سخنانشان هم مىتوان آنها را شناخت». بدانید کسانى که شما را به واگرایى از دین، ملت و کشور سوق مىدهند، دشمنند و دوست نیستند. کسانى که شما را به اختلافات داخلى سوق مىدهند، دشمنند. کسانى که سعى مىکنند دلها را نسبت به هم چرکین کنند، دشمنند. کسانى که سعى مىکنند آرمانهاى انقلاب اسلامى را دستنیافتنى و نظام اسلامى را ناتوان از رسیدن به آنها جلوه دهند، دشمناند» (1/12/1381).
ب) اهداف و نقشه های دشمنان
1. ایجاد اختلاف مذهبی: «یکى از راهبردهاى اساسى دشمنان اسلام و به خصوص دشمنان نظام اسلامى در منطقه، راهبرد ایجاد اختلاف فرقهاى و مذهبى و مسئله شیعه و سنى است؛ این را توجه داشته باشید» (14/6/1392).
«مىبینید دشمنىِ دشمنان را! مىبینید تلاش آنها را براى نابود کردن هویت اسلامى و ایجاد اختلاف بین امت اسلامى! بنشینید علاج کنید؛ اصول را بر فروع ترجیح بدهید. در فروع ممکن است افراد یک مذهب هم با همدیگر اتحاد نظر نداشته باشند؛ مانعى ندارد. ... برادران عزیز! ما امروز بیش از همه چیز، به هوشیارى و وحدت کلمه احتیاج داریم. دشمن پیچیده است و در مواجهه با انقلاب و ملت ایران، مرموزانه عمل مىکند. غالباً لباس دشمنى نمىپوشد؛ بلکه با چهره نفاق، دورویى، فریب، تبلیغات، شایعهپراکنى، ایجاد دلسردى و زنده کردن انگیزههاى گوناگون قومى و تاریخى و فرقهاى، جلو مىآید. به همین خاطر، با دشمن باید هوشیارانه برخورد کرد» (17/1/1386 و 19/3/1368).
«امروز فریاد تفرقه از سوى دشمنان اسلام بلند می شود. مسئله شیعه و سنى را امروز آمریکاییها و انگلیسیها مطرح می کنند؛ این براى ما ننگ است. تحلیلگران آمریکایى و انگلیسى و غربى، جزء مسائلى که مطرح می کنند، روى آن مطالعه می کنند، روى آن تأکید می کنند، این است که بیاییم اسلام سنى را از اسلام شیعى جدا کنیم و بین اینها درگیرى به وجود بیاوریم. دشمن می خواهد این کار را بکند؛ همیشه همین جور بوده است. این را باید ما متوجه باشیم، بیدار باشیم. میخواهند ما را به همدیگر مشغول کنند تا از آن نقطه اصلى که ما باید متوجه به آن باشیم، منصرف کنند. میخواهند اقوام مسلمان، ملتهاى مسلمان، مذاهب مسلمان، از شیعه و سنى و غیر اینها را متوجه به هم کنند تا مسئله اسرائیل فراموش شود (13/12/1388).
2. بهرهبردارى از جهالت، عصبیت و سطحىنگریها: «نگاه هوشمندانه به صحنه درگیریهاى داخلى، دست دشمن را در پس این فاجعهها به روشنى نشان می دهد. این دست غدّار، بىشک از جهلها و عصبیتها و سطحىنگریها در میان جوامع ما بهرهبردارى می کند و بر روى آتش، بنزین می ریزد ... اکنون لیبى به گونهاى، مصر و تونس به گونهاى، سوریه به گونهاى، پاکستان به گونهاى، و عراق و لبنان به گونهاى درگیر یا در معرض این شعلههاى خطرناکند» (9/2/1392).
3. استفاده از همه امکانات برای مقابله با امت اسلامی: «شبکه سرطانى صهیونیسم و دولت مردان شرور و جنگ افروز آمریکا که امروز خطرناک ترین و اصلى ترین مرکز استکبارند، از راههاى گوناگون به معارضه با امت اسلام برخاسته اند. از جنگ روانى و تبلیغاتى تا مقابله اقتصادى تا اقدامات عنودانه سیاسى و تا خشونت و ترور و تقابل نظامی» (پیام به حجاج، 1382).
4. به شکست کشاندن بیداری اسلامی: «چند راه براى شکست وارد آوردنِ به بیدارى اسلام ـ که منشأ آن هم، برافراشته شدن پرچمِ جمهورى اسلامى در ایران است ـ در مقابل آنها باقى مانده است. یک راه عمده آنها همین مسئله شیعه و سنى است که بگویند جمهورى اسلامى ایران، جمهورى شیعه است و آن را در مقابل جامعه بزرگ اهل تسنن قرار دهند؛ تعصبات و احساسات مذهبى را وارد میدان کنند. این، چیز بسیار خطرناک و مهمى است و دارند این کار را مى کنند. دستهاى سیاست بیکار نیستند. ما همه همتمان باید این باشد که این خواست استکبارى را خنثى کنیم» (18/10/1385).
«امروز یکى از خطرناکترین چیزهایى که نهضت بیدارى اسلامى را تهدید میکند، اختلافافکنى و تبدیل این نهضتها به معارضههاى خونین فرقهاى و مذهبى و قومى و ملى است. این توطئه هماکنون از سوى سرویسهاى جاسوسى غرب و صهیونیسم، با کمک دلارهاى نفتى و سیاست مداران خودفروخته، از شرق آسیا تا شمال آفریقا و به ویژه در منطقه عربى، با جد و اهتمام دنبال می شود و پولى که میتوانست در خدمت بهروزى خلق خدا باشد، خرج تهدید و تکفیر و ترور و بمبگذارى و ریختن خون مسلمانان و برافروختن آتش کینههاى درازمدت می گردد» (9/2/1392).
5. تقویت ناسیونالیستى افراطى: «ملتهاى اسلامى مایل به اتحادند. اما دشمن تلاش ویژهاى براى اخلال در این امر انجام مى دهد؛ یعنى از طرق مختلف سرمایهگذارى مادى و معنوى مخصوصى براى ایجاد تفرقه مى کند که بخشى از این سرمایهگذارى، مربوط به سابق است و مثل تقویت ناسیونالیستهاى افراطى، از قبل از انقلاب است. در ایران ناسیونالیسم افراطى ایرانى مآبى، در کشورهاى عربى، ناسیونالیسیم افراطى عربى و در کشورهاى ترک زبان، ناسیونالیسم افراطى ترکى را تقویت مىکردند. در داخل این کشورها، هر جا اقلیتى وجود داشت، به تقویت ناسیونالیسم افراطى قومى آن اقلیت مىپرداختند. فرض بفرمایید در داخل ایران، نسبت به بعضى از اقوام ایرانى، القائات و تلقینهایى مىشد، تا جنبه قومگرایى آنها، به شکل افراطى بروز کند. در کشورهاى شمال آفریقا ـ در مصر و جاهاى دیگر ـ بین بعضى از اقوام عرب که از زمانهاى گذشته در آن مناطق بوده اند، به تقویت شعارها و احساسات قومى خاص آنها مى پرداختند و وادارشان مىکردند که حول آن محورها بگردند. هر جا اقلیت مذهبى بود، آن را تقویت مى کردند؛ و هلّم جرّا» (21/11/1375).
6. ترویج افراطگرىِ انحرافى به نام اسلام و به نام دین و شریعت: «وجود این جریانهاى تکفیرى که در دنیاى اسلام به وجود آمدند، براى استکبار، براى دشمنان جهان اسلام یک مژده است. اینها هستند که به جاى توجه به واقعیت خبیث رژیم صهیونیستى، توجهها را به جاى دیگرى معطوف می کنند. درست نقطه مقابل آنچه اسلام خواسته است اسلام از مسلمانان خواسته است که ... دست در دست یکدیگر بگذارند، اعتصام به حبلالله بکنند؛ این دستور اسلام است. آن وقت یک جریانى به وجود بیاید که مسلمانها را تقسیم کند به مسلم و کافر! عدهاى را به عنوان کافر هدف قرار بدهد، مسلمانها را به جان هم بیندازند! چه کسى میتواند شک کند که وجود این جریانها و پشتیبانى این جریانها و تَمویل این جریانها و دادن سلاح به اینها کار استکبار است و کار دستگاههاى امنیتى خبیث دولتهاى استکبارى است؟ مىنشینند و براى همین کار برنامهریزى میکنند» (29/10/1392).
«این حرکت از سوى استکبار در این سه چهار سال اخیر که موج بیدارى اسلامى در تعدادى از کشورهاى اسلامى و عربى به وجود آمد، تشدید شده است؛ براى اینکه بیدارى اسلامى را تحت الشعاع قرار بدهند. هم مسلمانها را به جان هم مىاندازند، هم با بزرگنمایى دستگاههاى تبلیغاتى دشمن، اسلام را در چشم افکار عمومى دنیا زشت جلوه میدهند؛ وقتى تلویزیونها یک آدمى را نشان می دهند که به نام اسلام، جگر یک انسانى را دارد می جود و می خورد، درباره اسلام چه فکر می کنند؟ دشمنان اسلام برنامهریزى کردند؛ اینها چیزهایى نیست که دفعتاً به وجود بیاید، اینها چیزهاى خلق الساعه نیست؛ پشت سر اینها سیاست هست» (29/10/1392).
«جنگهای داخلی، عصبیتهای کور دینی و مذهبی؛ بیثباتیهای سیاسی؛ رواج تروریسم قساوتآمیز؛ ظهور گروهها و جریانهای افراط گر که به شیوه اقوام وحشی تاریخ، سینه انسانها را میشکافند و قلب آنان را با دندان میدرند؛ مسلحینی که کودکان و زنان را میکشند و مردان را سر میبرند و به نوامیس تجاوز میکنند و حتی در مواردی این جنایات شرم آور و مشمئزکننده را به نام و زیر پرچم دین مرتکب میشوند، همه و همه محصول نقشه شیطانی و استکباری سرویسهای امنیتی بیگانگان و عوامل حکومتی همدست آنان در منطقه است که در زمینههای مستعد داخلی کشورها امکان وقوع مییابد و روز ملتها را سیاه و کام آنان را تلخ میکنند» (2/8/1392).
بازی محکوم به شکست ترامپ در اتهام زنی به چین
دامن زدن به تنشها در "جنگ سرد" میان آمریکا و چین این روزها به ویژه از سوی طرف آمریکایی ادامه دارد، مایک پامپئو، وزیر خارجه آمریکا اعلام کرده است که شواهد موثقی دارد که نشان میدهد ویروس کرونا از آزمایشگاهی در شهر ووهان آمده است، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا نیز چین را به گمراه سازی جهان و سازمان بهداشت جهانی و مخفی کردن اطلاعاتی از انتشار این ویروس متهم کرده است.
به گزارش ایسنا، به نقل از رای الیوم، از هفتهها قبل، هجمههای آمریکا علیه چین شدت گرفته است، گاهی چین را به "ساخت" این ویروس و انتشار آن در جهان متهم میکنند، گاهی، تهدید به إعمال تحریمهای اقتصادی علیه چین و کشاندن آن در مقابل دادگاهها برای دریافت غرامتهای میلیارد دلاری میکنند.
اگر پامئپو و رئیس جمهور آمریکا میگویند که آژانسهای اطلاعاتی این کشور شواهد مهمی را دارند که نشان میدهد ویروس کرونا از آزمایشگاهی در ووهان چین آمده است و این اطلاعات موثق است، پس چرا آن را به مراکز و پژوهشگاهها و دانشمندان متخصص به منظور بررسی کردن این اطلاعات ارائه نمیدهند؟
مساله مشکوک این است که دولت آمریکا به دستگاههای اطلاعاتی برای حقیقت یابی درخصوص کروناویروس تعهد داده است، نه به دانشمندان و مراکز پژوهشی؛ مسالهای که ممکن است به نحوی بر محتوای پاسخ مسئولان چینی صحه بگذارد.
مسئولان چینی میگویند که دولت آمریکا میخواهد توجهها را از شکست خود در رویارویی با کرونا به مطرح ساختن اتهامهایی علیه چین معطوف کند، در حالی که این دستگاهها به ویژه آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در هفته گذشته در بیانیهای اعلام کردند که کرونا ویروس ساخته دست انسان نیست.
آمارها دروغ نمیگوید، زمانی که آمارها اعلام میکند که تعداد مبتلایان در آمریکا از یک میلیون شخص گذشته است و تعداد فوتیها تا کنون به ۶۵ هزار تن رسیده است، این مساله نشانگر شکست سخت دونالد ترامپ و دار و دستهاش است. او بود که مردم آمریکا را گمراه کرد و خطر این ویروس را کم اهمیت جلوه داد و دولت او بیش از یک ماه تا اتخاذ تدابیر لازم برای رویارویی زودهنگام با این ویروس تردید نشان داد، در حالی که اگر تدابیر لازم اتخاذ میشد، جان هزاران قربانی حفظ میشد.
چه بسا اتهامهای ترامپ علیه سازمان بهداشت جهانی مبنی بر تبانی با چین نشانگر حجم دروغهای وی است، اگر آمریکا در گذشته ۴۵۰ میلیون دلار به صورت سالانه به عنوان کمک به این سازمان میداد، در حالی که چین ۳۸ میلیون دلار میدهد، پس چرا این سازمان باید جانبدار چین باشد و نیم میلیارد دلار کمک آمریکا را از دست بدهد؟!
روزنامه رای الیوم مدافع چین نیست بلکه نسبت به ادعاهای آمریکا تردید داریم که شدت تنشها را بیشتر کرده و به بی ثباتی در تمام جهان دامن میزند، در حالی که باید همگان با یکدیگر همبستگی کرده و در مقابله با این خطری که تمامی بشریت را تهدید میکند، یک دست بایستند.
ترامپ یک دروغگوی حرفهای است، روزنامههای آمریکایی بیش از ۳۲۰ دروغ او را از زمان به قدرت رسیدنش مستندسازی کردهاند، دیگر چه برسد به مواضع او که دارای رویکرد "احمقانهای" مثل درخواست او از شهروندانش برای نوشیدن یا تزریق موادضدعفونیکننده برای از بین بردن کرونا در یک دقیقه است.
این مرد، جهان را به جنگ بزرگ ویرانگری چه با چین یا با روسیه یا با هر دو سوق میدهد، به همین دلیل، باید هرچه سریعتر او را از این کار منع کرد و به جسارتهای او پایان داد، این مسئولیت پیش از آنکه مسئولیت جهانیان باشد، مسئولیتی برعهده مردم آمریکا است.
آمریکا جنگ روابط عمومی را به نفع چین باخته است، چراکه چین با هوشمندی بالا و با روشهای عملیاتی از طریق ارائه کمکهای پزشکی از جمله تجهیزات به بیش از ۹۰ کشور از جمله کشورهای اروپایی همچون ایتالیا و اسپانیا، این اوضاع را مدیریت کرد، اما آمریکا جز قلدری و طرح اتهامات دروغین کاری نکرد.
چین به صعود خود برای رسیدن به جایگاه نخست به عنوان ابرقدرت اقتصادی و نظامی و کنار زدن آمریکا از این جایگاه ادامه میدهد؛ جایگاهی که آمریکا از سال ۱۹۴۵ یعنی پایان جنگ جهانی دوم، در آن قرار دارد. این صعود چین همه چیز را تبیین میکند، به ویژه وضعیت جنون آمیزی که ترامپ و تیمش در حال حاضر دارند.
حج تجلیگاه کلیت و دوام اسلام است
اسلام دارای مبانی و ارکانی است که بر آنها بنا شده و به آنها قوام گرفته و بدون وجود آنها فرو می ریزد و از آن جزء اسمی بی مسما برجای نمی ماند. یکی از این ارکان حج است، همان سان که امام باقر علیهالسلام فرمود: اسلام بر پنج پایه بنیان نهاده شده است؛ نماز روزه زکات حج و ولایت.
بنابراین آنکس که عامدا حج نگذارد رکنی از ارکان دین الهی خویش را نابود کرده و در نتیجه اسلام کامل را از بین برده است از همین رو خداوند درباره ترک عمدی فرمود:«ومن کفر فان الله غنی عن العالمین» در این آیه از ترک عمدی حج به کفر تعبیر شده است پس کسی که عمدا به حج نرود عملا کافر است گرچه در ایمان و اعتقاد کافر نباشد.
از آنجا که حج جزو مبانی اسلام قلمداد شده است ناگزیر باید آنچه درباره اسلام وارد شده در حج متبلور گشته و حج نمایشگر این احکام و تجلی گاه ظهور آنها گردد.
حج تجلیگاه کلیت و دوام اسلام
از آن جهت که اسلام دین جهان شمول و برنامه آموزنده جهانی است و همواره دو اصل زوال ناپذیر همگانی و همیشگی بودن یعنی کلیت و دوام را گوشزد میکند، باید برنامههای آن هم جهانی بوده و نمودار زنده ای از کلیت و دوام باشد بر همین اساس میتوان حج را به عنوان یکی از شاخص ترین برنامه های جهانی اسلام یادآور شد و همگانی و همیشگی بودن آنرا سند گویای کلیت و دوام دین الهی دانست، زیرا حج وظیفه ای دینی است که در بسیاری از مبادی و اصول استوار است و تحقق حج بدون تحقق آن مبادی ممکن نیست و اگر حج همگانی و همیشگی بود همه آن اصول اعتقادی و مبادی فکری، دارای کلیت و دوام است، هر دستوری جدای از آن اصول اعتقادی نیست و بدون آنها مقبول نخواهد بود.
جهان شمولی حج از منظر قرآن کریم
برای آنکه جهانی بودن حج به وضوح تبیین شود ابعاد گوناگون آن را بررسی میکنیم تا روشن شود که متن این عبادت دینی گسترش و دوام را به همراه دارد.
اولین مرکز جهانی برای عبادت
حج همان آهنگ زیارت کعبه و انجام مناسک است که در طی قرون و اعصار به شکل های گوناگون ظهور می کند و کعبه اولین خانه ای است که برای عبادت توده مردم بنا نهاده شده و اولین مرکزی است که عبادت کنندگان را به سوی خود جذب کرده است همچنانکه خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِینَ* فیه آیت بینت مقام ابرهیم و من دخله کان آمنا و لله على الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا و من کفر فان اللّه غنى عن العالمین».
تعبیر از پایگاه کعبه به «بکّه» که به معنای ازدحام و تراکم جمعیت است نشان میدهد که کعبه محوری جهانی بوده که از هر سوی عالم در گستره زمان به آن رجوع کرده اند و بر اثر انبوه جمعیت جایگاه آن به بکه نامگذاری گشته است.
هنگامی که کعبه قبله رسمی مسلمانان شد پیروان کیش موسی کلیم علیه السلام اعتراض کردند که چگونه عنوان قبله از بیت المقدس به کعبه انتقال یافت؟ وحی نازل شد که سابقه کعبه بیش از دیگر بناهای مذهبی عمومی است و کعبه اولین خانه ای است که برای عبادت بندگان خدا و هدایت همگان تأسیس شده است چنانکه بابرکت های فراوان و گوناگون همراه است و هدایت آن برای همه جوامع بشری بوده مخصوص به عصر خاص یا نژاد معنی نیست به همین جهت از دیرباز همه اقوام و ملتی که به پرستش خدا معتقد بودند به کعبه احترام می گذاشتند و به علل گوناگونی را لازم می دانستند.
خلاصه اینکه با استدلال به تقدم کعبه بر بیت المقدس و قدمت تاریخی و سابقه کهن آن به اعتراض پیروان برخی از ادیان آسمانی پاسخ داده شد و شاید از همین بُعد قدمت تاریخی کعبه است که قرآن کریم آن را «بیت العتیق» میداند یعنی خانه کهن و دیرپای و سابقه دار، زیرا هر چیز سابقه داری را که از اهمیت و ارزش برخوردار است عتیق، که معادل غیرعربی آن «آنتیک» است، می نامند.
محور هدایت جهانیان
قرآن کریم همانطور که کعبه را از اولین و با سابقه ترین خانه عبودیت و پرستش می داند آن را برای همه جهانیان نیز می شناسد و می فرماید: «اولین خانه ای که برای همه مردم بنا نهاده شده است و هدایت جهانیان را تامین میکند کعبه است» و هیچ اختصاصی به گروه و نژاد خاصی ندارد و مردم اقلیم معینی از افراد اقلیم و دیگر آن سزاوارتر نیستند و مرزهای جغرافیایی نیز در این امر همگانی نقش ندارد.
از این رو ملل گوناگون جهان اعم از هندی و فارسی کلدانی و یهودی عرب آن را گرامی می داشتند خدای سبحان در این باره می فرماید: یادآور هنگامی که مکان کعبه را برای ابراهیم خلیل معین کردیم تا مرجع عبادت پرستندگان را فراهم کند و به او گفتیم که خانه مرا برای طواف کنندگان و نمازگزاران و راکعان و ساجدان پاکیزه نگه دار و در بین مردم دعوت حج را اعلام کنید تا از هر سو و به هر وضع و با هر وسیله ممکن از پیاده و سواره و از دور و نزدیک به ندای پاسخ دهند و به منظور انجام حج و زیارت کعبه گرد آیند.
شاهد دیگر بر مطلب مزبور این که فرمود: هنگامی که ما کعبه را مرجع همه مردم و جایگاه امان و آرامش قرار دادیم. این تعبیر گرچه به حسب دلالت صریح، مردم اعصار پیشین را شامل نمی شود ولی با توجه به ذیل آیه که فرمود:«واتخذو من مقام ابراهیم مصلا...» روشن می شود که نه تنها مردم جهان بعد از نزول قرآن به زیارت کعبه فراخوانده شده اند، بلکه همه افراد قرون گذشته نیز باید آهنگ کعبه می کردند و به زیارت آن می شتافتند زیرا پیمان الهی نسبت به دو پیامبر بزرگوار یعنی ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام این بود که کعبه را برای زائران، طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده گزاران پاک و پاکیزه نگه دارند.
قیام جهان شمول در پرتو توجه به کعبه
شاهد قرآنی دیگر این که فرمود: خداوند کعبه را از حرمت خاصی برخوردار ساخت و عامل قیام همه همگانی و مردمی قرار داد. مهمترین عامل قیام همه مردم جهان خانه ای است که همگان به سوی آن نماز میگزارند و برگرد آن طواف میکنند و در کنار آن به نیایش می پردازند و در حریم آن به تفکر در آیات الهی می نشیند.
دقت کافی در محتوای آیه و انسجام صدر و ذیل آن نشان می دهد که کعبه به عنوان مطاف عمومی عامل قیام همگانی قرار داده شده است، یعنی اگر هدف همه انبیای الهی این است که مردم با یافتن کتاب و میزان و آشنایی با محتوای رهاورد پیامبران به قسط و عدل قیام کنند عامل مهمی که می تواند به این هدف والا تحقق بخشد و زمینه قیام همه مردم را به قسط و عدل فراهم کند و خصوصیت های نژادی و جغرافیایی را کنار زده اختلافهای مکانی را درنوردد و پراکندگی های زمانی و زبانی را به یک سو نهد و بیگانگان را آشنا کند کعبه است.
از این رو امام صادق علیه السلام فرمود همواره دین پروردگار قائم و زنده است مادامی که کعبه پابرجاست. پس قیام دین به قیام متدینان خواهد بود همچنان کعبه به قیام زائران آن است و همانطور که دین خداوند یکی است و برای همگان است کعبه نیز مطاف عمومی و زیارت گاه جهانی بوده و قیام جهان شمول مردم با توجه مستمر به آن تأمین می گردد.
تساوی زائران کعبه
در فرهنگ و و زبان قرآن امتثال دستورهای الهی به ویژه زیارت کعبه اختصاص به مردم سرزمین معینی ندارد و افراد هیچ منطقه به انجام مناسک حج از افراد منطقه دیگر سزاوارتر نیستند و بُعد منزل در این سفر روحانی همچون قرب منزل است، همچنان که خداوند می فرماید:«ان الذین کفروا و یصدون عن سبیل الله و المسجدالحرام الذی جعلناه للناس سواء العاکف فیه و الباد» بر اساس این آیه کریمه مسجدی که در حریم کعبه بنا نهاده شده و محل نماز و نیایش و طواف است برای همه مردم به طور مساوی قرار داده شده و هیچ فرقی در این جهت بین ساکنان مکه و مسافرانی که از نقاط دیگر جهان به آن سو سفر میکنند نیست.
شهرت جهانی حج
بررسی ابعاد گوناگونی حج، جهانی بودن آن را به خوبی نشان می دهد همانگونه که اسلام رفتن به سوی کعبه را هجرت همگان به سوی خدا می شمارد و این هجرت را در پهنه عالم ضروری میداند ادیان الهی دیگر نیز حج را دستوری رسمی میدانند. گواه بر شهرت جهانی حج این که تاریخ، ارقام سال ها را با میزان حد تعیین می کردند چنان که در ماجرای موسی و شعیب علیه السلام از مدت ۸ سال به هشت حج تعبیر شده است زیرا در هر سال یک بار حج بجا آورده میشود بنابراین هشت حج معادل هشت سال است.
پس حج به عنوان یکی از مهمترین مظاهر اسلام برای تحقق دو اصل کلیت و دوام شایسته است و از همین رو آنچه برای ابراهیم خلیل و پیش از او برای آدم اتفاق افتاد برای خاتم پیغمبران نیز روی داد از این رو حج منسکی ویژه برای یک ملت یا یک اثر خاص نیست بلکه هدف کلی و دائم است و از همین روست که در میان امم و اقوام گذشته و در طول قرون از تطاول سال ها و روزها در امان مانده است.
بر اساس آنچه بیان شد حج باید تبلور بخش دو اصل مذکور باشد و گرنه برای جهانیان هدایت نخواهد بود بلکه شیوهای خواهد شد برای قومی خاص و این خلاف مبانی تشریع حج و همیشگی و همگانی بودن آن است، چنانکه امیر المومنین علیه السلام فرمود: آیا نمیبینید که خدای سبحان پیشینیان از آدم علیه السلام تا پسینیان از این عالم را به سنگ هایی آزمود که نه زیان می رساند و نه سود می بخشند و نمی بینند و نمی شنوند،پس خدا آن را خانه خود ساخت و آن را موجب پایداری وپابرجایی مردم گردانید.
130 نماینده پارلمان انگلیس خواستار تحریم رژیم صهیونیستی شدند
۱۳۰ نفر از اعضای پارلمان انگلیس از جمله وزرای سابق کابینه محافظهکار، با ارسال نامهای از «بوریس جانسون» نخستوزیر بریتانیا درخواست کردند تا در صورتیکه کابینه ائتلافی جدید «بنیامین نتانیاهو» طرح الحاق بخشهای بزرگی از کرانه باختری رود اردن به سرزمین اشغالی را پیش ببرد، تحریمهایی را علیه رژیم صهیونیستی وضع کند.
بنا به گزارش روزنامه انگلیسی «گاردین»، این نامه که به امضای «لرد پاتن» رئیس سابق حزب محافظهکار و «اندرو میچل» وزیر سابق توسعه بینالمللی انگلیس درآمده است، تأکید دارد که طبق قوانین بینالمللی، الحاق کرانه باختری به سرزمین اشغالی کاملاً غیرقانونی است.
امضاکنندگان این نامه که شامل دیپلماتها و اعضای سرشناس کمپینهای مخالف با ضدیهودیت در حزب کارگر از جمله «مارگارت هاج» نیز میشدند، تأکید کردند که انگلیس در تحریم روسیه بعد از الحاق کریمه به مسکو هیچ تردیدی به خود راه نداده است و بنابراین هرگونه اقدام مشابه در الحاق کرانه باختری به فلسطین اشغالی، پاسخ مشابهی دریافت خواهد کرد.
نامه نمایندگان پارلمان انگلیس به جانسون در شرایطی تدوین شده است که روز یکشنبه ( هفتم اردیبهشت ماه)، «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی روز تأکید کرد که واشنگتن طی دو ماه آینده به تل آویو برای پیشبرد طرح الحاق بخشهایی از کرانه باختری اشغالی چراغ سبز خواهد داد.
مسئله الحاق بخشهایی از کرانه باختری به سرزمینهای اشغالی پس از انتخابات مارس و توافق نتانیاهو و بنی گانتز برای تشکیل کابینه ائتلافی جدیتر شده است.
نخستوزیر رژیم صهیونیستی و «بنی گانتز» رئیس ائتلاف آبی و سفید اخیرا بر سر تشکیل کابینه فراگیر توافق کردند و از جمله موارد مورد توافق آنها آغاز الحاق دره اردن (غور اردن) و شهرکهای صهیونیستی در کرانه باختری از ماه ژوئیه است.
از طرف دیگر، مرکز مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی نیز روز دوشنبه هفته گذشته (هشتم اردیبهشت ماه) با انتشار گزارشی تأکید کرد که باید دولتمردان این رژیم از فرصت شیوع کرونا، برای اجرای طرح الحاق کرانه باختری بهترین بهرهبرداری را داشته باشند.
علیرغم مخالفت جامعه بینالمللی با این تصمیم رژیم صهیونیستی، وزارت امور خارجه آمریکا دو روز بعد از اعلام این خبر از سوی نتانیاهو و در تاریخ ۹ اردیبهشت ماه اعلام کرد آماده است تا حاکمیت رژیم صهیونیستی بر شهرکهای صهیونیستنشین در کرانه باختری را به رسمیت بشناسد.
پیش از این روز پنجشنبه هفته گذشته (۱۱ اردیبهشت ماه)، سفرای ۱۰ کشورهای اروپایی به رهبری انگلیس اوایل امروز درباره تصمیم رژیم صهیونیستی در الحاق کرانه باختری اعتراض رسمی خود را به وزارت خارجه اسرائیل ارسال و تاکید کردند که الحاق بخش هایی از کرانه باختری منطقه را بی ثبات میکند.
یک گزارش تخصصی منتشر شده توسط سازمان آزادیبخش فلسطین نیز تایید میکند که تصمیم رهبران کابینه ائتلافی پیش روی رژیم صهیونیستی برای الحاق شهرکهای کرانه باختری و منطقه الاغوار به سرزمینهای اشغالی، فی البداهه و بدون برنامه ریزی قبلی نبوده است بلکه این قضیه در یک تیم کاری مشترک آمریکا و اسرائیل که برای اجرای معامله قرن تشکیل شده مورد توافق قرار گرفته بود.
بنا به گزارش روزنامه گاردین، سال گذشته میلادی انگلیس در بیانیهای مشترک با فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا هشدار داد که هرگونه الحاق یکجانبه هر بخشی از کرانه باختری «نقض جدی قوانین بینالمللی است».
روزنامه گاردین با سفارت رژیم صهیونیستی در انگلیس برای اظهارنظر درباره این گزارش تماس برقرار کرده است که هنوز پاسخی دریافت نکرده است.
«الکاظمی»: سوگند یاد میکنیم که خون شهدای الحشد الشعبی به هدر نخواهد رفت
«مصطفی الکاظمی» مأمور تشکیل کابینه عراق، امروز (شنبه)، در حساب کاربری خود در شبکه توئیتر به شهادت تعدادی از نیروهای الحشد الشعبی به دست عناصر سازمان تروریستی داعش واکنش نشان داد.
در همین ارتباط، در پی حمله صبح امروز داعش از چند محور به استان صلاحالدین در عراق دستکم ۹ نیروی الحشد الشعبی به شهادت رسیدند و ۱۰ نفر زخمی شدند که حال برخی از آنها وخیم گزارش شده است.
مصطفی الکاظمی در این ارتباط نوشت: «همه ما از جانفشانیهای قهرمانان الحشد الشعبی متشکریم؛ سازمان تروریستی داعش در حملهای حیلهگرانه به این قهرمانان هجوم آورد. به ملتمان و خانوادههای شهداء تسلیت عرض میکنیم و انتقام خون آنها را خواهیم گرفت و قسم میخوریم که خون آنها به هدر نخواهد رفت».
مأمور تشکیل کابینه عراق ادامه داد: «دستگاههای امنیتی ما با تمام شاخههایشان تعقیبوگریز تروریستها را ادامه خواهند داد تا در نهایت سرزمینمان را از پلیدی آنها پاک کنیم».
در همین ارتباط، «تحسین الخفاجی» سخنگوی فرماندهی علمیات مشترک عراق، امروز (شنبه)، اعلام کرد که در عملیات تعقیب و گریز داعش در منطقه «مکشیفه» (استان صلاح الدین-شمال بغداد) به «اطلاعات مهمی» در خصوص داعش دست پیدا کرده است
همزمان با شایعات اخیر؛ رهبر کره شمالی پیام جدیدی صادر کرد
«کیم جونگ اون» رهبر کره شمالی که روزهای اخیر شایعاتی پیرامون وضع سلامتیاش منتشر شده است، به مناسبت روز جهانی کارگر پیام جدیدی صادر کرد.
به نوشته پایگاه اینترنتی شبکه «جیسیتیاِن»، کیم روز جمعه در پیامی، از زحمات کارگران حوزهها و صنایع مختلف در کشورش قدردانی کرد.
رهبر کره شمالی در این پیام، کارگران کره شمالی را «انقلابیون اصیلی که وفاداری بی حد و مرزی به اهداف و تفکرات حزب دارند» خطاب کرد که با خودکفایی و میهنپرستی به کشورشان خدمت میکنند.
پیش از این روز دوشنبه نیز رسانه رسمی کره شمالی نامه جدیدی از رهبر این کشور به رئیسجمهور آفریقای جنوبی در بحبوحه شایعات درباره سلامتی او منتشر کرد.
شایعات درباره بیماری رهبر کره شمالی بعد از انتشار گزارشی توسط شبکه خبری «سیانان» قوت گرفت که در آن گزارش ادعا شده بود کیم جونگ اون در چند مراسم رسمی حضور پیدا نکرده و احتمالاً بیمار است.
در پی انتشار این اخبار، خبرگزاری رویترز گزارش داد چین تیمی از کارشناسان که در میان آنها متخصصان پزشکی هم حضور دارد را برای ارائه پارهای مشورتها درباره وضعیت کیم روانه این کشور کرده است.
«جئونگ کیونگ دوو» وزیر دفاع کره جنوبی در واکنش به شایعات مربوط به وضعیت سلامتی کیم جونگ اون گفته است که هیچ تحرک غیرمعمولی در کره شمالی شناسایی نشده است. وی در عین حال تاکید کرد که غیبت کیم از انظار عمومی چیز جدیدی نیست.
روز چهارشنبه تصاویری ماهوارهای از تردد قایقهایی که اغلب توسط کیم و همراهان وی مورد استفاده قرار میگیرد منتشر شد که نشان میداد وی در منطقه تفریحی ونسان مستقر است.
نگاهی به آموزه های تربیتی در زندگی حضرت خدیجه (س)
حضرت خدیجه همسر گرامی رسول اکرم صلی الله علیه و آله، در شهر مکه به دنیا آمد . پدر وی خویلد بن اسد و مادرش فاطمه دختر زائدة بن اصم میباشد .
او با حضرت محمد صلی الله علیه و آله که ۲۵ سال از عمر شریفش را سپری کرده بود ازدواج نمود . بنابر قول مشهور ثمره ازدواج خدیجه شش فرزند به نامهای قاسم، عبدالله، رقیه، زینب، امکلثوم و فاطمه علیها السلام بود . قبل از اسلام وی به خاطر دارا بودن صفات پسندیده و فضائل اخلاقی و پاکدامنی، «طاهره» لقب گرفت . ثروت خدیجه در میان اهل مکه بینظیر بود و اهالی مکه با اموال وی به صورت مضاربهای تجارت میکردند . خدیجه پس از ازدواج با پیامبر همه آن ثروت را در اختیار حضرت رسول نهاد و بدین ترتیب از جنبه اقتصادی دین اسلام را تقویت نموده و در گسترش آن نهایت تلاش خود را به جای آورد .
مقام او در نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حدی بود که در مدت ۲۵ سال زندگی مشترک با این بانوی با عظمت، آن حضرت به خاطر تکریم وی با هیچ زنی ازدواج نکرد و بهترین دوران جوانی خویش را به وی بخشید . بعد از رحلتحضرت خدیجه، رسول گرامی اسلام همیشه به یاد محبتها و تلاشهای او بود . بنابر برخی اقوال خدیجه قبل از ازدواج با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با دو نفر دیگر بنامهای «ابو هالة بن زراره تمیمی» و «عتیق بن عائذ مخزومی» نیز ازدواج کرده بود . این یاور با وفای رسالتبعد از ۲۵ سال زندگی در کنار حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله در دهمین سال بعثت در ۶۵ سالگی و در دهم ماه رمضان چشم از جهان فرو بست و قلب رسول خدا صلی الله علیه و آله و مسلمانان را داغدار نمود .
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیکر پاک او را در حجون با دستهای خویش به قبر گذاشت و از شدت حزن و اندوه سال وفات او را که با فاصله اندکی از رحلت ابوطالب علیه السلام رخ داده بود، عام الحزن (سال اندوه) نامید . امیرالمؤمنین علی علیه السلام به پاس خدمات آن دو بزرگوار به جهان اسلام اشعاری جانسوز سروده و در بخشی از آن حزن و ماتم قلبی خویش را بیان داشته است:
اعینی جودا بارک الله فیکما علی هالکین لا تری لهما مثلا
علی سید البطحاء وابن رئیسها وسیدة النسوان اول من صلی
مهذبة قد طیب الله خیمها مبارکة والله ساق لها الفضلا
فبت اقاسی منهما الهم والثکلا مصابهما ادجی الی الجو والهواء (۱)
ای چشمان من! احسنتبر شما، [اشک بریزید] در فراق آن دو بزرگواری که نظیر ندارند . بر سرور سرزمین بطحاء و فرزند رئیس آن و بر بانوی بانوان که نخستین نمازگزار بود [ . آن بانوی] پاکدامنی که خداوند خصلتهای او را پاکیزه کرده است [ . بانوی ] مبارکی که خداوند برتری را به سوی او رانده است .
مصیبت این دو عزیز فضا را بر من تیره و تار ساخته و [از این پس] شبها را در اندوه و حزن این دو سر میکنم .»
در این نوشتار بر آن شدیم که نقش این بانوی خجسته را در گسترش آموزههای مکتب تربیتی اسلام مورد توجه قرار داده و مواردی قابل توجه از آن را به خوانندگان گرامی تقدیم داریم . به امید اینکه بتوانیم از این شخصیتبرجسته و بانوی نمونه در جهان اسلام درسها آموخته و با شناخت فضائل و مناقب آن بزرگوار، از او به عنوان اسوه و الگوی تربیتی پیروی کنیم .
۱- فضائل اخلاقی و علمی
مطالعه تاریخ زندگی حضرت خدیجه علیها السلام نشان میدهد که او هم در دوران جاهلیت و هم بعد از بعثتخاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله دارای فضائل اخلاقی و کمالات معنوی بوده است . او در جامعه خود به عنوان یک الگوی زن برتر، تاثیر بسزایی در گسترش صفات نیک انسانی داشته است . سخاوت، کرامت، ایثار و فداکاری، عفت و پاکدامنی، دوراندیشی و درایت و توجه به مستمندان، عطوفت و مهربانی و صبر و استقامت، از جمله فضیلتهای پسندیده ایست که صفحات تاریخ این زن نمونه را نشان میدهد .
به همین جهت آن بانوی یگانه در میان زنان رسول خدا صلی الله علیه و آله شرایط هم کفو بودن را احراز نمود و یک همتای واقعی برای حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود . عدم ازدواج مجدد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در زمان حیات خدیجه کبری علیها السلام نشانگر جاذبههای معنوی و فضائل اخلاقی بیشمار در وجود آن حضرت است، که بدون تردید برخورداری از آن صفات نقش مهم و اساسی در زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله داشته است . به همین جهت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این بانوی تربیتیافته را از برترین زنان بهشتی شمرده و میفرماید: «افضل نساء اهل الجنة خدیجة بنتخویلد وفاطمة بنت محمد ومریم بنت عمران وآثیة بنت مزاحم امراة فرعون (۲) ; بهترین زنان اهل بهشت عبارتند از: خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم [یعنی] زن فرعون .»
وفاداری این بانوی آسمانی در راه رسیدن به اهداف والای همسر خویش، مورد توجه سیرهنویسان و محققان قرار گرفته است . او از اولین لحظات بعثت، به رسولخدا صلی الله علیه و آله ایمان آورد و تا آخرین لحظات برایمان خود پای فشرد و لحظهای شک و تردید به دل راه نداد .
گذشته از فضائل اخلاقی، او از کمالات علمی نیز برخوردار بود . تاریخ گواهی میدهد که خدیجه در مورد دانش عصر خود اطلاعات فراوانی داشت و از کتابهای آسمانی آگاه و از نظر عقل و درایت و زیرکی بر تمام زنان حتی بسیاری از مردان معاصر برتری داشت . بنابراین او دارای تمام کمالات و امتیازهایی بود که یک زن میتواند داشته باشد .
با توجه به نکات یاد شده، خدیجه به عنوان اولین بانوی مسلمان در ترویج فرهنگ اسلامی و الگوهای یک زن مسلمان و با کمال نقش والای خود را ایفا کرده است و بانوان بسیاری از تربیت عملی وی درسها آموختهاند . اهمیت فضائل اخلاقی و کمالات انسانی در وجود این بانوی با فضیلت آنگاه به اوج خود میرسد که نگاهی به وضع زن در ایام جاهلیت و قبل از بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بیندازیم .
زن در آن روز نه تنها از حقوق خود محروم بود و با رقت آورترین وضع زندگی میکرد، بلکه به عنوان مایه ننگ و عار و موجودی شوم زنده به گور میشد . خدیجه در چنین عصری اثبات نمود که یک زن نه تنها حق حیات دارد و باید حقوق مسلم خود را استیفا نماید، بلکه میتواند با اعمال شایسته و تلاش و کوشش، به مرحلهای برسد که خداوند متعال به او سلام برساند; همچنان که امام باقر علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل میکند: شبی که در معراج بودم، به هنگام بازگشت از سفر معراج به جبرئیل گفتم: ای جبرئیل! آیا خواستهای از من داری؟ گفت: خواهش من این است که از طرف خداوند و من، به خدیجه سلام برسانی . (۳)
۲- پرورش فرزندان صالح
بدون تردید، مادر به عنوان مؤثرترین عامل محیطی و وراثتی در پرورش و رشد شخصیت کودک نقش به سزایی دارد . حضرت خدیجه علاوه بر این که به نص قرآن مادر روحانی همه مؤمنین است، به عنوان مادری شایسته و با ایمان در دامن خویش فرزندان نیک و صالحی برای رسولالله صلی الله علیه و آله تربیت نمود . وی شش فرزند برای پیامبر به دنیا آورد و در دامن پر مهر خویش پرورش داد که در میان آنها حضرت فاطمه علیها السلام از رتبه خاصی برخوردار است . دختری که رهبری اسلام بعد از پیامبر اکرم و علی علیه السلام از نسل او پدید آمد و ادامه یافت .
این دختر با مادرش آنچنان ارتباط تنگاتنگ داشت که هنگام رحلتحضرت خدیجه، فاطمه علیها السلام که در حدود پنجسال داشت شدیدا بیتابی میکرد و به دور پدر بزرگوارش میچرخید و میگفت: «یا ابه این امی; پدر جان! مادرم کجاست؟» حضرت جبرئیل نازل شد و فرمود: یا رسولالله! خداوند میفرماید: سلام ما را به فاطمه برسان و به او اطلاع بده که مادرش خدیجه در خانههای بهشتی با آسیه و مریم زندگی میکند . (۴)
این دختر پاکیزه، هنگام رحلت مادر وقتی احساس کرد که حضرت خدیجه شدیدا در فراق او و پدر ارجمندش ناراحت است و نگران تنهایی و بییاوری حضرت محمد صلی الله علیه و آله میباشد، به مادرش دلداری داده و گفت: «یا اماه! لاتحزنی ولاترهبی فان الله مع ابی (۵) ; مادر جان! اندوهگین و مضطرب نباش، زیرا خداوند یار و یاور پدرم میباشد .»
امامان معصوم علیهم السلام نیز همیشه به وجود چنین مادری افتخار میکردند; همچنانکه حضرت مجتبی علیه السلام هنگامی که با معاویه مناظره میکرد، در مورد یکی از علل انحراف معاویه از محور حق و انحطاط اخلاقی وی و سعادت و خوشبختی خود به نقش مادر در تربیت افراد اشاره کرده و فرمود: معاویه! چون مادر تو «هند» و مادربزرگت «نثیله» میباشد [و در دامن چنین زن پست و فرومایهای پرورش یافتهای] این گونه اعمال زشت از تو سر میزند و سعادت ما خانواده در اثر تربیت در دامن مادرانی پاک و پارسا همچون خدیجه علیها السلام و فاطمه علیها السلام میباشد . (۶)
امام حسین علیه السلام در روز عاشورا برای معرفی خویش و آگاه کردن دلهای بیدار، به مادرش فاطمه علیها السلام و مادربزرگ شایسته و فداکارش حضرت خدیجه اشاره نموده و فرمود: «انشدکم الله هل تعلمون ان امی فاطمة الزهراء بنت محمد؟ ! قالوا: اللهم نعم . . . انشدکم الله هل تعلمون ان جدتی خدیجة بنتخویلد اول نساء هذه الامة اسلاما؟ ! قالوا: اللهم نعم (۷) ; شما را به خدا قسم میدهم! آیا میدانید که مادر من «فاطمه زهرا» دختر محمد [مصطفی صلی الله علیه و آله ] است؟ ! گفتند: آری [ . . . فرمود: ] شما را به خدا قسم میدهم! آیا میدانید که مادربزرگ من خدیجه دختر خویلد، نخستین زنی است که اسلام را پذیرفت؟ ! گفتند: آری .»
حضرت خدیجه علاوه بر اینکه در دامان پر مهر و عطوفتخویش فرزندان پیامبر را پرورش داد، فرزندان شایستهای را نیز قبل از ازدواج با پیامبر تربیت کرده بود که از جمله آنها هند بن ابی هاله میباشد . او (هند) در مدت سه شبانه روزی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در هنگام هجرت در غار ثور مخفی شده بود، به همراه علی علیه السلام دور از چشم مشرکان مکه محرمانه به پیامبر صلی الله علیه و آله آذوقه میبرد و برمیگشت . وی مردی بزرگوار، شریف، فصیح و محدث بود و از شوهر دیگر خدیجه بنام ابی هالة بن زرارة تمیمی متولد شده بود . (۸)
هند پسر خدیجه همان کسی است که امام حسن علیه السلام به عنوان دایی خود از وی نام میبرد . وی اوصاف و شمایل رسول خدا صلی الله علیه و آله را برای امام مجتبی علیه السلام توصیف میکرد و بسیار مورد علاقه رسولالله صلی الله علیه و آله بود . او بتهای مشرکان را میشکست (۹) و در جنگ جمل در رکاب حضرت علی علیه السلام به شهادت رسید . (۱۰) و (۱۱)
۳- توجه به نیازهای عاطفی و خواسته های فرزندان
مهرورزی و محبتبه کودکان و رفع نیازهای معنوی و عاطفی فرزندان، یکی دیگر از اصول تربیتی اسلام میباشد . حضرت خدیجه به عنوان یک مادر دلسوز و مربی آگاه در این مورد حساسیت ویژهای داشت . ماجرای زیر بیانگر این ویژگی حضرت خدیجه میباشد .
در ایام بیماری خدیجه که به مرگ وی انجامید، روزی اسماء بنت عمیس به عیادتش آمد، او خدیجه را گریان و ناراحت مشاهده کرد و به او دلداری داده و گفت: تو از بهترین زنان عالم محسوب میشوی، تو تمام اموالت را در راه خداوند بخشیدی، تو همسر رسول گرامی اسلام هستی و بارها تو را به بهشتبشارت داده است . با این همه چرا گریان و نگران هستی؟
خدیجه علیها السلام فرمود: اسماء! من در فکر این هستم که دختر هنگام زفاف نیاز به مادر دارد تا نگرانیها و اسرارش را به مادر بگوید و خواستههایش را به عنوان محرم اسرار مطرح نماید، فاطمه علیها السلام کوچک است، میترسم کسی نباشد که متکفل کارهای وی در هنگام عروسی شود و برایش مادری کند
اسماء بنت عمیس گفت: ای بانوی من! نگران نباش من با تو عهد میکنم که اگر تا آن موقع زنده ماندم به جای تو برای فاطمه مادری کنم و نیازهای روحی و عاطفی وی را برطرف نمایم .
بعد از وفات خدیجه علیها السلام هنگامی که شب زفاف حضرت فاطمه علیها السلام فرا رسید، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: همه زنها از اتاق عروس خارج شوند و کسی در آنجا باقی نماند . همه رفتند، اما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله متوجه شد که هنوز اسماء بنت عمیس در اتاق باقی مانده است . فرمود: آیا نگفتم همه زنان بیرون روند؟ اسماء گفت: چرا یا رسولالله من شنیدم و قصد مخالفتبا فرمایش شما را نداشتم، ولی عهد من با خدیجه مرا بر آن داشت که در اینجا بمانم; چون با خدیجه پیمان بستهام که در چنین شبی برای فاطمه مادری کنم . (۱۲)
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله با شنیدن این سخن به گریه در آمد و فرمود: تو را به خدا سوگند برای این کار ایستادهای؟ اسماء عرض کرد: آری . پیامبر صلی الله علیه و آله دستبه دعا برداشته و برای اسماء بنت عمیس دعا کرد . (۱۳)
همچنین حضرت خدیجه در مورد آینده دختر خردسال خویش خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دغدغههایی را به این ترتیب بیان نمود: یا رسول الله! این دختر من - با اشاره به حضرت فاطمه علیها السلام - بعد از من غریب و تنها خواهد شد . مبادا کسی از زنان قریش او را آزار برساند، مبادا کسی به صورتش سیلی بزند، مبادا کسی صدای خود را بر روی او بلند کند، مبادا کسی با او رفتاری تند و خشن داشته باشد . (۱۴)
۴- رعایت آیین شوهرداری
یکی از برنامههای تربیتی اسلام، آموزش آیین شوهرداری به بانوان میباشد . اگر به آمار اختلافات خانوادگی و طلاق و ناهنجاریهای خانوادهها توجه شود، بخش قابل توجهی از این مشکلات به رفتارهای بانوان و زنان و دختران جوان بر میگردد و این همه، به خاطر ناآگاهی و عدم توجه به حقوق شوهران، رعایت نکردن آداب معاشرت، عدم آگاهی از اصول شوهرداری در اسلام است . حضرت خدیجه علیها السلام در ترویج آیین شوهرداری اسلامی و رعایتحقوق همسر، نهایت تلاش را به عمل میآورد .
حضرت خدیجه علیها السلام با شیوههای مختلفی فضای خانواده را آرام نگاه داشته و امنیت روحی و روانی را برای شوهر و فرزندان برقرار و زمینه را برای رشد فضائل اخلاقی فراهم میآورد . در اینجا به برخی از روشهای تکریم شوهر و همسرداری حضرت خدیجه اشاره میکنیم:
الف) ابراز محبت:
حضرت خدیجه در فرصتهای مناسب به همسر گرامی خویش ابراز علاقه و محبت میکرد . او در قالب اشعاری زیبا درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، مکنونات قلبی خویش را چنین ابراز میدارد:
فلو اننی امشیت فی کل نعمة ودامت لی الدنیا وملک الاکاسرة
فما سویت عندی جناح بعوضة اذا لم یکن عینی لعینک ناظرة (۱۵)
«اگر تمام نعمتهای دنیا و سلطنت های پادشاهان را داشته باشم و ملک آنها همیشه از آن من باشد، به نظر من به اندازه بال پشهای ارزش ندارد زمانی که چشم من به چشم تو نیفتد .»
ب) طرح غیرمستقیم خواسته ها
بدون شک هر زنی از شوهر خویش انتظارات و توقعاتی دارد . این در خواستهای معقول زن، اگر در محیطی محبت آمیز و همراه با حفظ حریمهای اخلاقی باشد، امری پسندیده تر و جذاب خواهد بود . اگر این خواسته ها به صورت غیرمستقیم انجام گیرد، در تحکیم روابط خانوادگی و افزایش محبت تاثیری فوق العاده خواهد داشت . حضرت خدیجه علیها السلام خدمات زیادی را در خانه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله انجام داده و صدمات فراوانی متحمل شده بود، از این رو به صورت طبیعی میتوانست انتظارات و توقعاتی را نیز از آن حضرت داشته باشد، اما او هیچگاه خواستههای شخصی خویش را به صورت مستقیم بیان نمیکرد بلکه سعی میکرد آنها را به عنوان یک پیشنهاد و یا خواهش غیر مهم و در کمال ادب و احترام مطرح نماید .
حضرت خدیجه در آستانه وفات خویش هنگامی که وصیتهای خود را بیان میکرد، آنها را در قالب یک گفت و گوی صمیمانه و محبتآمیز مطرح نمود . وی خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: «یا رسول الله! چند وصیت دارم، البته من در حق تو کوتاهی کردم، مرا عفو کن .
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هرگز از تو تقصیری مشاهده نکردم . تو نهایت درجه تلاش خود را به کار گرفتی و در خانه من زحمات و مشکلات زیادی را متحمل شدی و تمام دارایی خود را در راه خدا مصرف کردی . حضرت خدیجه علیها السلام عرض کرد: یا رسول الله! میخواهم خواستهای را توسط دخترم فاطمه به شما برسانم و شرم دارم آن را مستقیما بازگو نمایم .
پیامبر از منزل خدیجه بیرون رفت . آنگاه خدیجه دخترش فاطمه را صدا کرد و به او گفت: عزیزم! به پدر بزرگوارت بگو که مادرم میگوید: من از قبر هراسناکم، دوست دارم مرا در لباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی کفن کرده و در قبر بگذاری . فاطمه علیها السلام به نزد پدر آمده و پیام مادرش را رساند . پیامبر صلی الله علیه و آله آن لباس را برای خدیجه فرستاد . هنگامی که فاطمه علیها السلام آن را آورد، نشاط زایدالوصفی وجود خدیجه را فرا گرفت . آنگاه حضرت خدیجه با دلی آرام چشم از جهان فرو بست . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مشغول تجهیز و غسل و حنوط وی شد، هنگامی که خواستخدیجه را کفن کند، حضرت جبرئیل امین نازل شد و گفت: یا رسولالله! خداوند سلام میرساند و میفرماید: کفن خدیجه به عهده ماست و آن یک کفن بهشتی خواهد بود . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اول با پیراهن خود و از روی آن با کفن بهشتی خدیجه را کفن کرد .
ج) دلجویی و دلداری همسر
خانواده کانون آرامش و راحتی بخش هر انسانی است . مردی که در بیرون خانه با هزاران مشکل و گرفتاری رو به روست و گاهی در راه رسیدن به هدف و کسب روزی حلال سخنان ناروا شنیده و لطمات روحی و جسمی زیادی را متحمل میشود، انتظار دارد که کسی از وی دلجویی کرده و حرف دلش را شنیده و با کلمات شفابخش و برخوردهای آسایش آفرین مرهم گذار دردهای انباشته در دل او باشد .
حضرت خدیجه چنین همسری برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود . مشرکان با سخنان توهین آمیز و اعمال وقیحانه ای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را ناراحت میکردند و از این ناحیه مشکلات فراوانی پیش روی پیامبر اکرم بود، اما همه این گرفتاریها به وسیله خدیجه علیها السلام جبران میشد . او شخص پیامبر و مشکلات آن حضرت را آگاهانه درک میکرد و بدین جهت در پیشرفت اهداف آن حضرت تلاش مینمود و سخنانش را تصدیق میکرد و او را از تمام غمها و غصه ها میرهانید .
علامه سید شرف الدین در این مورد مینویسد: «او مدت ۲۵ سال با پیامبر صلی الله علیه و آله زندگی کرد بدون آنکه زن دیگری در زندگی او شریک شود و اگر در حیات باقی میماند، پیامبر باز هم شریک دیگری انتخاب نمیکرد . او در تمام طول زندگی زناشویی شریک درد و رنج پیامبر صلی الله علیه و آله بود، زیرا با مال خود به او نیرو میبخشید و با گفتار و کردار از او دفاع مینمود و به او در مقابل عذاب و درد کافران که در راه رسالت و ادای آن نصیبش میکردند تسلی میداد . او به همراه علی علیه السلام هنگام نزول نخستین وحی آسمانی به پیامبر صلی الله علیه و آله، در غار حرا بود . (۱۶) »
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد همسر گرامی خویش میفرماید: «خدیجه زنی بود که چون همه از من روی میگردانیدند او به من روی میکرد و چون همه از من میگریختند، به من محبت و مهربانی میکرد و چون همه دعوت مرا تکذیب میکردند به من ایمان میآورد و مرا تصدیق میکرد .
در مشکلات زندگی مرا یاری میداد و با مال خود کمک میکرد و غم از دلم میزدود . (۱۷) »
خدیجه آنچنان در روح و جان همسر بزرگوارش تاثیر گذاشته بود که مدتها بعد از رحلتحضرت خدیجه علیها السلام، هرگاه حضرت رسول صلی الله علیه و آله گوسفندی را ذبح میکرد، میفرمود سهمی هم به دوستان خدیجه بفرستید، زیرا من خدیجه را هم دوست میدارم .
۵- برترین معیارهای انتخاب همسر
هر جوانی در زندگی خویش نیاز به ازدواج دارد و ازدواج در اسلام، یک امر مقدس و عبادت محسوب میشود . دختر و پسری که میخواهند به سوی امر مقدس ازدواج قدم بردارند، اولین گام را از خود دوستی به سوی غیردوستی بر میدارند، آنان با امضای پیمان مقدس زناشویی از دایره خودخواهی بیرون رفته و با وارد شدنبه مرحله جدیدی از زندگی، بخشی از کمبودهای خود را جبران میکنند که از جمله آنها میتوان به بقای نسل، رسیدن به آرامش و سکون، تکمیل و تکامل، تامین نیاز جنسی، سلامت و امنیت اجتماعی و تامین نیازهای روحی و روانی اشاره کرد . اما در این میان مهمترین دغدغههای هر دختر و پسر جوان که در آستانه ازدواج قرار میگیرد، برترین معیارها و ملاکهای ازدواج در انتخاب همسر آیندهاش میباشد .
حضرت خدیجه علیها السلام به عنوان الگوی دختران و زنان مسلمان در مورد انتخاب حضرت محمد صلی الله علیه و آله به عنوان همسر آینده خویش ملاکها و اصولی را مطرح میکند که از گفت و گوی وی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معلوم میشود .
خدیجه هنگام پیشنهاد ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه و آله به وی گفت: به خاطر خویشاوندیت با من، بزرگواریت، امانتداری تو در میان مردم، اخلاق نیک و راست گوئیت، مایلم با تو ازدواج کنم . (۱۸)
ارزش این انتخاب خدیجه آنگاه نمایان میشود که بدانیم او در آن هنگام، موقعیتی عالی و ممتاز در جامعه خود داشت و تمام امکانات و زمینهها برای ازدواج وی با هر یک از جوانان نامدار و ثروتمند قریش فراهم بود .
-------------------
پی نوشت ها:
۱) بحار الانوار، ج۳۵، ص۱۴۳; دیوان امام علی علیه السلام، ص۳۵۹ و مستدرک سفینة البحار، ج۴، ص۷۳ .
۲) مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام، ج۲، ص۱۸۶ .
۳) بحارالانوار، ج۱۸، ص۳۸۵ .
۴) امالی شیخ طوسی، ص۱۷۵ .
۵) فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام، ص۱۶۴ .
۶) الاحتجاج، طبرسی، ج۱، ص۲۸۲ .
۷) الامالی شیخ طوسی، ص۴۶۳ .
۸) همان .
۹) اکمال الکمال، ج۱، ص۱۱۹ .
۱۰) مکارم الاخلاق، ص۱۱ .
۱۱) برخی از متفکران اسلامی معتقدند که حضرت خدیجه قبل از حضرت رسول صلی الله علیه و آله ازدواج نکرده بود و فرزندانی همچون هند خواهرزادگان وی بودند که حضرت خدیجه آنان را در دامان خود پرورش داد .
۱۲) اعیان الشیعه، ج۱، ص۳۸۰ .
۱۳) شجره طوبی، ج۲، ص۳۳۴ .
۱۴) همان .
۱۵) مستدرک سفینة البحار، ج۵، ص۴۴ .
۱۶) خدیجه، علی محمد علی دخیل، ص۳۱ .
۱۷) بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۳۱ .
۱۸) کشف الغمه، ج۲، ص۱۳۲ .
منبع: پایگاه تخصصی حضرت خدیجه (سلام الله علیها)































