emamian
نیویورکتایمز| طرح «معامله قرن» رو به زوال است
روزنامه نیویورکتایمز در مقالهای نوشت، با توجه به بیثباتی سیاسی حاکم بر رژیم صهیونیستی و حمایت وزیر امور خارجه آمریکا از شهرکسازیها، احتمال اجرای طرح معامله قرن به کمترین حد رسیده است.
روزنامه «نیویورک تایمز» روز شنبه نوشت طرح سازش دولت «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا موسوم به «معامله قرن» بهخاطر بحرانهای سیاسی در رژیم صهیونیستی و امتناع فلسطینیان از قبول آن، در ماههای اخیر در حال تیره و تار شدن است. با این حال اتفاقات هفته اخیر، این طرح را بیش از پیش با چالش روبرو کرده است.
این روزنامه نوشت، «مایک پامپئو» وزیر امور خارجه آمریکا روز دوشنبه گفت اعلام کرد، از این پس دولت آمریکا شهرکسازیهای صیونیستها در اراضی اشغالی کرانه باختری را غیرقانونی نمیداند. این اظهارات در کنار ناتوانی سیاستمداران رژیم صهیونیستی در تشکیل دولت، بر تردیدها درخصوص توانایی ترامپ در حل بحران ۷۰ ساله در سرزمینهای اشغالی افزوده است.
با اینکه پامپئو مدعی شده موضع دولت آمریکا در قبال شهرکسازیها دستیابی به صلح را آسانتر کرده است، فلسطینیها و بسیاری از کشورها و حتی برخی سیاستمداران رژیم صهیونیستی عکس این اعتقاد را دارند.
«ایلان گلدنبرگ» دستیار ارشد رئیس مذاکرهکنندگان خاورمیانه رئیسجمهور سابق آمریکا که اخیراً از سفر یک هفتهای از فلسطین اشغالی بازگشته است، در این باره گفت: «هیچکس باور ندارد این طرح به وقوع میپیوندد». او با اشاره به گفتوگوهایش با مقامات رژیم صهیونیستی گفت: «هیچ صبحتی در این باره پیش نیامد».
به دلیل ناتوانی رژیم صهیونیستی در تشکیل کابینه، اجرای طرح صلح خاورمیانه که تحت نظارت «جرد کوشنر» داماد و مشاور ترامپ قرار دارد، به حالت تعلیق درآمده است. جزئیات طرح موسوم به معامله قرن همچنان محرمانه است اما باور بر این است که در بسیاری از مسائل مربوط به مناقشات سرزمینی و مسائل سیاسی، به نفع رژیم صهیونیستی تمام خواهد شد. با این حال در آن تلاش شده نارضایتی فلسطینیها با سرمایهگذاری کشورهای عرب منطقه با وساطت کوشنر، مرتفع شود.
با این حال فلسطینیها تمایلی به چنین معاملهای نشان ندادهاند و از ارتباط با کوشنر و سایر مقامات دولت ترامپ امتناع کردهاند. رهبران فلسطینی معتقدند دولت ترامپ با اقداماتی نظیر شناختن «بیتالمقدس» بهعنوان پایتخت رژیم صهیونیستی، قطع حمایت آمریکا از کرانه باختری و غزه و بستن کنسولگری تشکیلات خودگردان فلسطین در آمریکا و اظهارات روز دوشنبه پامپئو، رویکردی تنبیهی در قبال منافع فلسطین اتخاذ کرده است.
«دیوید ماکوفسکی» مذاکرهکننده دولت رئیسجمهور سابق آمریکا در امور خاورمیانه میگوید: «آنها بیشتر (دولت ترامپ) آن (معامله قرن) یک چشمانداز میدانند تا یک طرح. دولت ترامپ امیدوار است یک خط مبنای تاریخی ایجاد کند تا اگر دوباره انتخاب شدند، بتوانند از آن بهعنوان پایهای در مذاکرات آینده استفاده کنند».
طرحی که نسبت به موارد ذکر شده در دولت پیشین آمریکا، سازش کمتری را از سوی صهیونیستها درخواست کند، مورد استقبال جمهوریخواهان محافظه کار، رأیدهندگان یهودی ساکن فلوریدا و مسیحیان اوانجلیست خواهد بود که حامی گسترش حداکثری اراضی اشغالی هستند.
به گفته «آرون دیوید میلر» مذاکرهکننده صلح خاورمیانه در دوران رهبری آمریکا توسط هردو حزب، هرگونه طرح پیشنهادی از سوی ترامپ، به احتمال زیاد «چارچوبهای سیاست آمریکا را طوری تغییر میدهد که راهحل دو کشوری را غیرممکن میکند».
همچنین «مارتین اس ایندیک» که در دروه ریاستجمهوری «باراک اوباما» رئیسجمهور سابق آمریکا، سالها نماینده صلح خاورمیانه بود گفت: «با توجه به اینکه رد این طرح توسط فلسطینیها جمعبندی غالب محسوب میشود و دولتی در اسرائیل نیز قادر به قبول آن نخواهد بود، اجرای آن پیش از انتخابات اسرائیل با عقل جور در نمیآید. مگر آنکه این طرحی در راستای جهتگیری نتانیاهو باشد و انتشار آن برای کمک به او طراحی شده باشد. اما در این صورت این دیگر طرح صلح نخواهد بود؛ طرحی برای کمک به انتخاب مجدد بیبی خواهد بود».
ارائه طرحی برای صلح، حتی اگر فقط یک سند سیاسی باشد، ترامپ را با خطراتی مواجه خواهد کرد. برخی محافظهکاران مذهبی برجسته هشدار دادهاند که نبود امتیاز قابل ملاحظه برای صهیونیستها، بهخصوص در قالب یک معامله سنتی «زمین در ازای صلح»، نوعی خیانت تلقی خواهد شد.
«مایک اوانس» از اعضای تیم مشاوره اونجلیستی ترامپ، در مصاحبه روز سهشنبه هفته گذشته خود گفت انتظار چنین خروجی را ندارد. او گفت: «باور ندارد ترامپ بهدنبال طرح زمین در ازای صلح باشد. فکر نمیکنم او زمینها را مورد معامله قرار دهد یا آنها را مجبور به تسلیم زمینهایشان به کسانی کنند که قصد جان آنها را دارند».
«جیسون گرینبلات» نماینده پیشین طرح معامله قرن در مصاحبه با روزنامه سعودی «الشرق الاوسط» گفته بود: «این طرح را در زمانی مناسب منتشر میکنیم و زمانی که فکر کنیم بهترین شانس موفقیت را داشته باشد».
ترامپ تلاش میکند از بحران سیاسی ناشی از انتخابات ۱۷ سپتامبر (۲۶ شهریور) رژیم صهیونیستی فاصله بگیرد. هنگامی که از او درباره سرنوشت نتانیاهو سوالی پرسیده شد گفت: «روابط ما با اسرائیل است».
در دو ماهی که از این انتخابات گذشته است، نتانیاهو نخست وزیر باقی مانده است اما از قدرت کافی برای اتخاذ تصمیمات سنگین برخوردار نیست.
ترامپ ۱۲ نوامبر (۲۱ آبان) در جمع حامیان یهودی تندرو خود گفت: «این چه سیستمی است که در آنجا (سرزمینهای اشغالی) دارند، درست است، بیبی و... آنها همینطور دارند میجنگند و میجنگند. ما هم دعواهای مختلفی داریم ولی حداقل میدانیم چه کسی رئیس است. آنها همچنان انتخابات برگزار میکنند و هیچکس انتخاب نمیشود».
گرچه رابطه میان رهبران آمریکا و رژیم صهیونیستی خوب است اما برخی تحلیلگران معتقدند با وجود محبوبیت ترامپ در سرزمینهای اشغالی، نتانیاهو انتظار حمایت بیشتری از ترامپ دارد. با این حال ترامپ، نتانیاهو را «یکی از نزدیکترین متحدانم» خطاب کرده است و پس از اظهارات روز دوشنبه پامئپو، ایندو تماسی تلفنی داشتند. نتانیاهو درباره این تماس تلفنی گفت: «تلفنی با رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ صحبت کردم و گفتم که او یک بی عدالتی تاریخی را تصحیح کرده است».
در حال حاضر صدها هزار صهیونیست در شهرکهای یهودینشینی که این رژیم بعد از جنگ ۱۹۶۷ و اشغال سرزمینهای فلسطینی در کرانه باختری و شرق بیتالمقدس ساخته است سکونت دارند.
تشکیلات خودگردان فلسطین به دنبال تشکیل کشوری مستقل در کرانه باختری و نوار غزه هستند که پایتخت آن بیتالمقدس باشد. آنها همچنین خواستار خروج اسرائیل از سرزمینهای اشغال شده در سال ۱۹۶۷ است، اما اسرائیل از بازگشت به مرزهای پیش از جنگ شش روزه امتناع میکند. تاکنون کشورها و نهادهای زیادی از جمله اتحادیه اروپا، این شهرکسازیها را محکوم کردهاند اما دولت آمریکا از آن استقبال کرده است.
اهمیت و جایگاه تقوا در اسلام
معنای تقوا
تقوا در لغت، از مادۀ «وقایه» به معنای حفظ کردن چیزی در برابر آفات است. تقوا به معنای محفوظ داشتن روح و نفس است، از آن چه که بیم آن می رود و به آن زیان می رساند؛ سپس به خوف و ترس نیز تقوا گفته شده است و در لسان شرع، آن را به خویشتن داری در برابر گناه و محرّمات اطلاق می کنند و کمال آن به ترک بعضی از مباحاتِ مشکوک است.[1]
اهمیت و جایگاه تقوا در اسلام
در اسلام به تقوا بسیار اهميت داده شده، به نحوى كه امام جمعه، در هر نماز جمعه لازم است در مورد تقوا، صحبت كند. یکی از علت هایی که باعث شده اسلام روزه گرفتن را بر ما واجب کند این است که ما در سایۀ روزهداری به تقوا برسیم همانطور که خداوند در قرآن می فرماید: (یا اَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِیامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی الَذِینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ):[2] ای کسانی که ایمان آورده اید، روزه برشما واجب شد همانطور که بر پیشینیانتان واجب بوده، تا با تقوا شوید. تقوا هدف بعثت و هدف انبياء الهی است، قرآن مى فرمايد: (جاءَكُمْ رَجُلٍ لِيُنْذِرَكُمْ وَ لِتَتَّقُوا):[3] براى شما پيغمبر آمد تا به شما روحيۀ تقوا بدهد. بهترين زاد و توشه برای روز قیامت نیز تقوا است، (وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوى وَ اتَّقُونِ يا أُولِى الْأَلْبابِ):[4] و توشه برگیرید، همانا بهترین توشه تقواست و ای صاحبان خرد از من بترسید.
اميرمؤمنان علیه السّلام مى فرمايد: «التَقوى عِتق؛[5] تقوا آزادي است» انسان وقتى به خدا متصل شد، ديگر اسير هركس و ناكسى نمي شود؛ اما دستش را كه از دست خدا بیرون كشيد، هركسى مى تواند با پول یا زور، او را بخرد؛ در حالی که انسان متقی را به هيچ قيمتى نمى توان خريد. آدمی که تقوا ندارد، هر لحظه اى اسير آن جاذبه اى است كه او را می کشد، اما كسى كه بندۀ خدا شد، آزاد است يعنى دیگر اسیر دام ها نمی شود. اگر مى خواهيم اعمالمان قبول باشد، بايد تقوا داشته باشيم؛ همانطور که اگر در آبى آلودگی باشد کسی قبول نمى كند آن را بیاشامد، عملى هم كه تقوا در آن نيست يا آلودۀ به گناه است مثل آبي است كه درآن آلودگی باشد. قرآن کریم می فرماید: (إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ):[6] خدا فقط اعمال افراد با تقوا را قبول می کند.
تقوا رمز بقاى رفاقت است. قرآن مى فرمايد: همۀ کسانی كه در کاری با هم شريك مى شوند، روز قيامت با یکدیگر نزاع خواهند کرد و هر کدام دیگری را مقصر جلوه می دهد: (الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقينَ):[7] تمام رفاقت ها تبديل به كينه مى شود، تنها دوستي هايى مى ماند که با افراد با تقوا صورت گرفته.
حقیقت تقوا
تقوا حالتى است درونى، كه از معرفتِ به حق، شناخت انبياء و ائمه، انجام واجبات و ترك محرمات، دنبال كردن حسنات اخلاقى و گريز از آلوده گى هاى نفسانى به دست مى آيد. وقتی اين حالت به دست آمد و در سرزمين وجود آدمى مستقر شد و ريشه گرفت، از وجود انسان منبعى از خير و بركت به وجود مى آيد و تمام درهاى سعادت دنيا و آخرت به روى او باز مى شود.
در نتيجه بايد گفت: تقوا محصول حق است و حق عبارت است از وجود مقدس پروردگار و تربيت شدگان مستقيم او يعنى انبياء و ائمه: و قرآن مجيد، كه انعكاس علم و اراده و مشيّت و حكمت حضرت حق، در جامعۀ بشرى است؛ چرا که تقوا پرتویى از رابطۀ با خدا و انبياء و ائمه: و قرآن مجيد و زندگى كردن بر اساس خواسته هاى آن بزرگواران است، از اين جهت معصومین: تقوا را به عنوان «حق» و عدم آن را «باطل» معرفى نموده اند.
از آيات قرآن به خوبى استفاده مى شود كه تقوا، همان احساس مسؤوليت و تعهدى است كه به دنبال رسوخ ايمان در قلب، بر وجود انسان حاكم مى شود و او را از فجور و گناه باز مى دارد، به نيكى و پاكى و عدالت دعوت مى كند و اعمال آدمى را خالص و فكر و نيت او را از آلودگي ها مى شويد.[8]
انواع تقوا
۱. تقواى روح و قلبی: انسان باید روح و قلب خود را به اندازهای تقویت نماید، که تقوا در آن به صورت یک ملکه در آید و آن را از آلودگى ها حفظ کند و چنان روحِ قوى و قلب پاکى داشته باشد که بتواند به وسیلۀ آن به خداوند نزدیک شده و راه تکامل را طى نماید. خداوند متعال، از تقواى قلبى به «شعائر الله» یعنى علامتهاى خداوند، یاد کرده است و مى فرماید: (و مَن یُعَظِم شَعائِرَ الله فاِنها مِن تَقوَى القُلوب):[9] کسى که بزرگ بشمارد و بشناسد علامت هاى خدا را، پس به درستى که تقوا در قلب او برقرار است .
۲. تقواى فکرى: و آن تقوایى است که انسان را از هر گونه مخاطرۀ فکری دور نموده و نمى گذارد مغزِ او به افکار نامتناسب، آلوده گردد. کسى که داراى تقواى مغزى است ، نه تنها با اعضاء و جوارحش گناه نمى کند، بلکه فکر انجام گناه را هم به مغز خود راه نمى دهد. بدیهی است که رسیدن به تقوای مغزی کمی دشوار است و باید برای رسیدن به آن تلاش بیشتری نمود.
۳. تقواى اعضاء: به این معنا است که تمام قواى بدن و جوارح ، در اختیار و کنترل خود انسان باشد. مثلا چشم نتواند بدون اجازه، به هر جا که مى خواهد نگاه کند. گوش براى شنیدن هر نغمه اى آزاد نباشد. زبان که مهمترین عضو بدن در شقاوت و سعادت انسان است، نباید برای گفتن هر حرفی آزاد باشد، و همچنین باقی اعضاء. پس باید با نیروى باطنىِ تقوا، همۀ اعضاى بدن را نگهدارى و در تحت مراقبت و کنترل قرار داد.
۴. تقواى علمى: به معنای حفظ و نگهدارى مَشاعر، از کج اندیشى و اعتقاد باطل است. بزرگان ما فرموده اند: اشرفیت علم، موقوف است به اهمیتِ موضوع آن علم؛ بنابراین هر کسى که طالب علم است، باید آن علمى را طلب کند که با تقوا، سنجیده شده و انسان را به راه حق بکشاند و از علومی که موجب گمراهی می شود دوری کند.
۵. تقواى سیاسى: تقوایى است که باید همه آن را در نظر داشته باشند، چون هیچ جامعهاى بدون سیاست پیش نمى رود. هرگاه در جامعه اى سیاست واقعى پیاده نشود، آن جامعه رو به انحطاط مى رود و مستعمره جوامع دیگر مىشود؛ بنابراین بر همۀ افراد با تقواى جامعه لازم است که آگاه باشند و نگذارند ابَرقدرت هاى عالَم بر آنها تسلط پیدا کنند.
تفاوت ورع با تقوا
ورع آن است که انسان برای این که خود را از آلودگی های معاصی حفظ کند، از موجبات آنها فرار کند و خود را همیشه از محیط گناه دور نگه دارد. شبیه کسی که برای حفظ سلامتی خود کوشش می کند خود را از محیط مرض و میکروب و از موجبات انتقال بیماری دور نگه دارد. در واقع ورع از مراتب عالی تقوا است و در انسان حالت و قوتی به وجود می آورد که به او مصونیت روحی و اخلاقی می دهد، به گونه ای که اگر فرضا در محیطی قرار بگیرد که وسایل و موجبات گناه و معصیت هم فراهم باشد، آن حالت و ملکۀ روحی، او را حفظ می کند و مانع می شود از این که آلودگی پیدا کند، مانند کسی که به طریقی در بدن خود مصونیت طبی ایجاد می کند که دیگر، میکروبِ فلان مرض، نتواند در بدن او اثر کند. انسانی که ورع دارد از خوف اینکه مبادا گناهی مرتکب شود، حتی از شبهات و مکروهات نیز اجتناب می کند و چه بسا گاهی بعضی از مباحات را نیز بدین منظور ترک کند ولی تقوا به معنای ترک محرمات و انجام واجبات است.
مراتب تقوا
علمای اخلاق و عرفان، با توجه به میزان مراقبت و پرهیز متقین، برای تقوا مراتبی را بدین شرح ذکر کرده اند:
۱. تقواى باللّه فى اللّه: يعنى در راه خدا براى خدا؛ و به عبارت ديگر از غير گذشتن و به محبوب پيوستن است، كه در اين مرتبه حلال را اهل تقوا جز به اندازۀ ضرورت استفاده نمى كنند چه رسد به شبهه، و اين مرتبۀ اعلاى تقواست و آنرا تقواى خاصّ الخاص گويند و زمينه اش در ميان مردم بسيار كم است. اين مرحله از تقوا كار انبياء و ائمۀ بزرگوار: و اولياى خاصّ خداست.
۲. تقواى من اللّه: و اين گذشتن از شبهه است، به واسطۀ خوف از حرام؛ یعنی در این مرتبۀ از تقوا شخص نه تنها حرامی را مرتکب نمی شود بلکه به واسطۀ تقوایی که پیدا کرده، حتی از کارهای شبهناک هم دوری می کند تا مبادا مرتکب فعل حرامی شود و اين تقواى خاص است که اکثر مردم عادی به این مرتبه نمی رسند.
۳. تقوایی که به خاطر خوف از عذاب جهنم محقق شده: كه باعث ترك حرام است، چه حرام مالى و چه حرام عملى و اين تقواى عام است که اکثر مردم تقوایشان در این مرتبه می باشد.[10]
راه های رسیدن به تقوا از منظر قرآن
از آنجا که قرآن کتابی برای هدایت و سعات بشر است، همواره مانند ماهِ تابان مسیر هدایت را در این دنیای ظلمانی برای جویندگان راه حق روشن نموده و یکی از مهمترینِ این راه ها را تقوا معرفی می کند، تا جایی که واژۀ تقوا هفده بار و مشتقات آن حدود دویست بار در قرآن تکرار شده است و برای رسیدن به آن راه هایی را معرفی فرموده که عبارتند از:
- عبادت
عبادت يعنى گردن نهادن به همۀ خواسته هاى حق؛ چه در زمينه هاى مادى و چه در زمينه هاى معنوى. عبادت يعنى ياد خدا در هرحال، انصاف دادن به مردم، مواسات با برادران دينى، يارى رساندن به مظلوم و ناتوان. كسى كه مي خواهد به عبادت و بندگى برخيزد، براى اينكه عبادتش از ارزش لازم برخوردار گردد، و به قبولى حضرت حق برسد، لازم است شرايط ظاهرى و باطنى عبادات را از جمله لقمۀ حلال و پاك، طهارت ظاهر و باطن، و اخلاص رعايت نمايد و در همۀ مواردِ عبادت، خداوند متعال را حاضر و ناظر بر اعمال خود ببيند، و در تمام زمان عبادت لحظه ای از خداوند غافل نماند. آنان كه به دنبال شناخت و معرفت به حق و آراسته بودن به توحيد، اهل عبادت و بندگي اند و عبادات خود را در هرحال خالصانه انجام مي دهند، در دنيا از امنيت و آرامش باطن، سلامت روح و روان، نظمى استوار در زندگى و محبوبيت نزد مردم به ويژه پاكان برخوردارند، و درآخرت نیز از رضوان الهى و بهشت جاویدان بهره مندند.
خداوند متعال یکی از راههای رسیدن به تقوا را عبادت معرفی می کند؛ آنجا که قرآن کریم می فرماید: (يا أَيُّهَا النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ):[11] اى مردم، پروردگارتان را كه شما و كسانى را كه پيش از شما بودند آفريده پرستش كنيد، شايد تقوا پيشه كنيد.
یکی از مهمترین و مؤثرترین عبادات در راه رسیدن به تقوا، روزه داری است. بيشتر گناهان، از دو ريشۀ غضب و شهوت سرچشمه مى گيرند، و روزه، جلوى تندى هاى اين دو غريزه را مى گيرد؛ لذا سبب كاهش فساد و افزايش تقواست. روزه، ارادۀ انسان را تقويت مى كند؛ زیرا كسى كه يك ماه، نان و آب و همسر خود را كنار گذاشت، مىتواند نسبت به مال وناموس ديگران خود را كنترل كند. همچنین روزه، باعث تقويت عاطفه است؛ چرا که وقتی انسان يك ماه، مزۀ گرسنگى را چشيد، دردآشنا مى شود ورنجِ گرسنگان را احساس و درك مى كند.
تقوا و خداترسى، در ظاهر و باطن، مهمترين اثر روزه است؛ چرا که روزه، يگانه عبادت مخفى است، زیرا عباداتی مانند: نماز، حج، جهاد، زكات و خمس را مردم مى بينند، امّا روزه ديدنى نيست و کسی متوجه آن نمی شود؛ لذا خداوند در قرآن یکی از راه های رسیدن به تقوا را روزه گرفتن معرفی می کند: (كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَي الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ):[12] اى كسانى كه ايمان آورده ايد روزه بر شما واجب شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود، شايد با تقوا شويد.
بنابراين عبادت ها و نيايش هاى ما چيزى بر جاه و جلال خدا نمى افزايد، همان گونه كه ترك آنها چيزى از عظمت مقام او نمى كاهد، اين عبادتها كلاس هاى تربيت براى آموزش تقوا است، تقوا همان احساس مسئوليت و خودجوشىِ درونى است كه معيار ارزش انسان و ميزان سنجش شخصيت او است.
- عدالت
از جمله مسائل محورى در قرآن مجيد و روايات مسألۀ عدالت است. عدل، از اوصاف حق و از خصايص انبيا و اولياى الهى است. انسان عادل محبوب خدا، و اهل نجات است.
از دیگر راه های کسب تقوا که قرآن به آن اشاره نموده، رعایت عدالت است. در اسلام کمتر مسأله ای را می توان یافت که به اهميت عدالت باشد، زيرا مسألۀ عدل، همانند مسألۀ توحيد، در تمام اصول و فروع اسلام ريشه دوانده، همانطور كه هيچ يك از مسائل عقيدتى و عملى، فردى و اجتماعى، اخلاقى و حقوقى، از حقيقت توحيد و يگانگى خداوند جدا نيست، هيچ يك از آنها را خالى از روح عدل نخواهيم يافت [13].لذا پروردگار متعال می فرماید:( اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوي):[14] عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است.
حکایت: موسى بن عمران علیه السّلام، روزى از محلّى مي گذشت. بر سر چشمه اى در كنار كوه رسيد، با آب آن چشمه وضو گرفت تا بالاى كوه رفته به نماز ايستد. در اين هنگام اسب سوارى به آنجا رسيد. براى نوشيدن آب از مركب پياده شد. هنگام رفتن كيسۀ پول خود را فراموش كرده و در كنار چشمه به جاى گذاشت. پس از او چوپانى رسيد و با مشاهدۀ كيسۀ پول آن را برداشت و از آنجا دور شد. پس از چوپان پيرمردى بر سر چشمۀ آب آمد كه آثار تنگدستى و ندارى از ظاهرش پيدا بود و پشته هيزمى بر سر داشت که آن را به جانبى نهاد و براى استراحت كنار چشمه آرميد. زمانى نگذشت كه اسب سوار به آنجا بازگشت و اطراف چشمه را براى يافتن كيسۀ پولش جستجو كرد، ولى كيسه را نيافت. به پيرمرد مراجعه نمود، او هم اظهار بىاطلاعى كرد. بين آن دو سخنانى رد و بدل شد كه به زد و خورد انجاميد و نهايتاً اسب سوار پيرمرد را کشت. موسى علیه السّلام عرضه داشت پروردگارا اين چه حادثهاى بود كه پيش آمد و مسألۀ عدالت و دادگرى در اين داستان چگونه است؟! پول را چوپان برداشت، ولی پيرمرد مورد ظلم و ستم قرار گرفت. خطاب رسيد ای موسى، پيرمرد پدر آن اسب سوار را كشته بود، ميان اين دو قصاص انجام گرفت و انتقام خون به ناحق ريخته، گرفته شد، در ضمن پدر اسب سوار به پدر چوپان، به اندازۀ پول آن كيسه بدهكار بود، از اين جهت به حق خود رسيد. من براساس آگاهيام به اسرار از روى عدل و دادگرى حكومت مي كنم.[15]
- عفو
یکی از صفات حسنه که در اسلام به آن اهمیت زیادی داده شده است، مسألۀ عفو و بخشش و گذشت است. یکی از آثار ارزندۀ عفو و بخشش نزدیک شدن به تقواست؛ زیرا كسى كه از حقوق خويش مى گذرد و آن را ناديده مى گيرد، بى ترديد بهتر مى تواند از پايمال ساختن حقوق ديگران پرهيز كند، و حرمت مال و حقوق مردم را بيشتر پاس دارد، و اين به تقوا نزديكتر است همانطور که خداوند در قرآن می فرماید:( وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوي):[16] گذشت شما به تقوا نزدیکتر است.
ما در زندگی دنیایی و مهمتر از آن در حیات بی پایان آخرتی، احتیاج مبرمی به انواع رحمتها و مهربانی های خداوند داریم. بدون رحمت خدا، هزاران مشکل مادی و معنوی، دنیایی و آخرتی سراغ ما خواهد آمد و ما را هلاک خواهد کرد. بسط و نشر رحمت الهی هم قوانین و قواعد خاص به خود را دارد و بدون دلیل نیست. یکی از راه های جلب رحمت الهی، بخشش و گذشت دیگران است. او بنده های خود را دوست دارد و هر گونه لطف به بندگانش را، لطف به خود می داند و درصدد جبران بر می آید. از این رو هر گاه ببیند انسانی از خطا و لغزش بندۀ او می گذرد، درصدد تشکر و جبران بر می آید و رحمت خاص خود را شامل حال او می کند.
- هدايت
از دیگر راه های کسب تقوا هدایت پذیری است. پذیرش هدایت از طرف انسان، زمینه ساز فزونیِ هدایت از طرف خداوند است. هدایت پذیری، ظرفیّت روحی انسان را توسعه می دهد و هدایت واقعی آن است که انسان را به تقوا برساند؛ لذا تقوا، هدیه و پاداش الهی برای هدایت پذیران است؛ چنانکه خداوند می فرماید: (وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدي وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ):[17] و كـسـانـى را كـه راه يـافـتـه انـد هـدايـتـشـان را بـيـشـتـر مـى كـنـد و از مراحل تقوى آنچه را كه اهليت آن را دارند به ايشان مى دهد.
مراد از «اهـتداء» در آیۀ شریفه، معنايى است، مقابل ضلالتى كه در قلب ايجاد مى شود. پس اهتداء عبارت است از تـسـليـم شـدن و پـيـروى كردن هر حقى كه فطرت سالم به سوى آن هدايت مى كند، و زيـادى هـدايـت در جملۀ «زادَهُم هُدَی» عبارت است از اينكه خداى سبحان درجۀ ايـمـان او را بـالا بـبرد.[18]
- صراط مستقيمِ وحدت
تقوا همان گام نهادن در راه اطاعت و فرمان الهى است. در روايات مى خوانيم كه مصداق عينى راه مستقيم، رسول خدا صل الله علیه و آله و امامان معصوم: از اهل بيت او هستند. پيمودن راه خدا و تقواى دينى وقتى حاصل مى شود كه در درجۀ اول محرمات الهى شناخته شود و در درجۀ دوم به كمك تعقل و تذكر، از آن محرمات اجتناب به عمل آيد. انسان تا زمانی می تواند در راه تقوا باشد كه طريق تعقل و تذكر را از دست ندهد، و از فطرت انسانيت منحرف نگردد، كه اگر منحرف شد و راه اهواء و غرور به زندگى دنيا را پيش گرفت، اين هوا و هوس ها او را به بىبند و بارى می کشاند.
تقوا امرى است كه هيچگاه با تفرقه و اختلاف نمى سازد و معقول نيست كسى داراى تقواى دينى باشد و در عين حال به هر سازى برقصد و هر راهى را پيش بگيرد، چون معناى تقواى دينى، التزام به صراط مستقيمى است كه اختلاف و تخلف در آن راه ندارد؛ لذا قرآن کریم می فرماید: (وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ):[19] و (توصيه كرد به) اينكه اين (دستورات) راه راست من است، پس از آن پيروى كنيد و از راه هاى ديگر پيروى نكنيد كه شما را از راه او پراكنده سازد. اينهاست كه خدا شما را بدان سفارش نمود، شايد بپرهیزید.
نشانه های اهل تقوا
هر امری در این عالم دارای نشانه و علامتی است که به وسیلۀ آن شناسایی می شود. مثلاً خیلی از اوقات لباسهایی که انسانها می پوشند، نشانۀ شغل و شخصیت آنها است. انسانهای متقی نیز دارای نشانه هایی هستند و از طریق آن شناخته می شوند؛ برخی از آنها عبارتند از:
- تعظيم شعائرالهی
شعائر یعنی علامات و نشانه هایی که خداوند آنها را برای اطاعت خود نصب نموده، مثل صفا و مروه که خداوند آنها را از شعائر الهی تعریف کرده. به هر جهت قضیه از این قرار است که هر کس که احترام شعائر الهی را حفظ کند و آنها را بزرگ بدارد این عملِ او از تقوای قلبش نشأت می گیرد. چون حقیقت تقوا و از مصادیق تقوا آن است که انسان از ناخشنودی و سخط الهی احتراز کند و از محرمات او اجتناب نماید که این عمل، امری معنوی و قائم به دل انسان است. خداى متعال در قرآن مجيد مى فرمايد: (ذَ لِكَ وَ مَن يُعَظّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ):[20] كسى كه به شعائر خدا احترام گذارد و تجليل كند، از تقواى قلبى برخوردار است. يعنى دل با ارزش و پاكى دارد كه وقتى مى خواهد يكى از شعائر الهى را ياد كرده يا عمل كند، با احترام ياد مى كند و در عمل كردن آن هم، تمام شرايط و آداب آن را رعايت مى كند.
در مورد «شعائر خدا» دیدگاه ها یکسان نیست:
الف) عده ای می گویند: منظور از شعائر خدا، همان مناسک حج است.
ب) عدهای دیگر می گویند: منظور، قربانى حج است که باید براى این کار حیوانى سالم و چاق برگزید.
ج) از دیدگاه برخى «شعائر خدا» به مفهوم دین و آیین اوست و بزرگداشت آن هم عبارت از دیندارى واقعى و عمل به مقررات و دورى از گناهان است. با این بیان، منظور آیه این است که هر کس دین خدا و مقررات او را گرامى و بزرگ دارد، این نشانگر تقواى قلبى اوست؛ چرا که اصل تقوا و احساس مسئولیت در برابر خدا حقیقتى است که از اعماق دل و کانون جان برمى خیزد، و انسان را در گذر زندگى به گونه اى جهت مى دهد که اعضاء و اندامها و حرکات و سکنات و نفى و اثبات و گفتار و عملکرد و نوشتار خود را خداپسندانه سازد و مقررات خدا را گرامى دارد.
د) از دیدگاه برخى دیگر منظور پاکى نیت و خلوص در کار است، که انسان خالصانه و بدون هیچ شرک و ریایى حج و دیگر کارهاى عبادى را براى خدا انجام دهد، و این کار، کارى بزرگ و از نشانه هاى روشن تقواى قلبى است.[21]
- یادگیری علوم دینی
علم دین به هر دانشی گفته میشود که سبب شناخت بهتر و دقیقتر ما از دین میشود. حضرت رسول صل الله علیه و آله در روایتی میفرماید: «کسی که به دنبال یادگیری علوم الهی و مسائل دینیاش اقدام کند، مانند کسی است که روزها را روزه و شبها را به شب زندهداریِ تا صبح پرداخته و آموختن یک مسألۀ شرعی برای شخص بهتر از این است که به اندازۀ کوه ابوقبیس در راه خدا طلا انفاق نماید».[22]
انسانهایی که اهل تقوا هستند به دنبال علم میروند و مسائل مورد نیازشان را یاد میگیرند؛ چرا که بر هر مکلفی واجب است، احکامی که مبتلا به است و در زندگی روزانه بارها با آن سروکار دارد را فرا بگیرد؛ مانند احکام وضو و نماز. متقین به اندازهاى كه مكلّف براى اعمال و اخلاق و معاملات و روابطش با خانواده و جامعه، نياز دارد، به کسب علوم شرعی میپردازند. در مقابل افرادی هستند به بهانۀ اینکه میترسند به احکامی که یاد گرفتهاند عمل نکنند، اصلاً به دنبال یادگیری آن نمیروند، در حالی که ترک تحصیل علم، از ترس کوتاهی در عمل، فریب و وسوسۀ شیطان است، تا انسان را گمراه سازد. بر هر مسلمانی واجب است که به دنبال علمِ سودمند رفته و بر طبق آن عمل نماید.
پیامبر اکرم صل الله علیه و آله در این باره میفرماید: «وقتی خداوند در مورد کسی ارادۀ خیر فرماید، وی را در امر دین فقیه و دانا میکند و به دنیا و علائق مادی کم اعتنایش میکند و او را به عیوبات اخلاقیش بینا و آگاه میسازد».[23]
- اخلاق حسنه
منظور از داشتن اخلاق حسنۀ اسلامی آن است که هر فرد باید از خود، اخلاق و رفتاری نشان دهد که در اسلام پسندیده است. برای مثال، در اسلام وفاداری، رازداری، یاری به نیازمندان، دست گیری از افراد مستمند و... جزو ویژگیهای اخلاقی پسندیده است. با مراجعه به روش زندگی حضرت پیامبرصل الله علیه وآله و امامان معصوم علیه السّلام مشاهده میشود، آنان انسانهایی بودند که مردم را به ویژگیهایی که اشاره شد ترغیب میکردند. حفظ عفت نفس، راستگوئى در كلام، آراسته بودن به حسنات اخلاقى، پيراسته بودن از رذائل، پاك بودن از ريا و دوروئى، بيزارى از مال و منال اضافى دنيا در زندگى، مبرّا بودن از مكر و عذر و خيانت، اقدام به گراميداشت اهل فضل و دانش و روى آوردن به وظائف شرعيه، اعمّ از واجبات و نوافل، از دیگر نشانههای متقین است.
دربارۀ اخلاق حسنه روایات فراوانی از حضرات معصومین: وارد شده است؛ منجمله این روایت که امام باقرعلیه السّلام از قول پيامبرصل الله علیه وآله مىفرماید:
«إنَّ خِيارَكُمْ اولُوا النُّهى، قيلَ: يا رَسُولَ اللّهِ وَمَنْ اولُوا النُّهى؟ قالَ: هُمْ اولُوا الْأخلاقِ الْحَسَنَةِ، وَالْأحْلامِ الرَّزينَةِ، وَصِلَةِ الْأرْحامِ، وَالْبَرَرَةُ بِالْامَّهاتِ وَالْآباءِ، وَالْمُتَعاهِدينَ لِلْفُقَراءِ وَالْجيرانِ وَالْيَتامى، وَيُطْعِمُونَ الطَّعامَ، وَيُفْشُونَ السَّلامَ فِى الْعالَمِ، وَيُصَلُّونَ وَالنَّاسُ نيامٌ غافِلُونَ»؛[24] بهترين شما آنان هستند كه داراى عقل و خرد هستند، عرضه داشتند: دارندگان عقل و خرد كيانند؟ فرمود: صاحبان اخلاق حسنه، دارندگان حلمى كه آنان را از انتقام باز مىدارد، آنان كه به ارحام خود مىرسند، و به پدران و مادران نيكى مىكنند، به فقرا و همسايگان و ايتام رسيدگى مىكنند، اطعام طعام مىنمايند، افشاى سلام مىكنند و به وقتى كه مردم در خواب و بىخبرىاند به نماز شب برمىخيزند.
- کم کردن آرزوهای طولانی
یکی از چیزهایی که در روایات از آن نهی شده است، داشتن آرزوهای طولانی است که انسان را از هر خیری باز میدارد و او را به انواع بلاها مبتلا میسازد. علمای علم اخلاق داشتن آرزوهای طولانی را به فراموشی یاد مرگ تفسیر نمودهاند. در روایات اسلامی برای اهل تقوا نشانههای متعددی ذکر شده است. به عنوان نمونه و از باب تبرک، به روایتی از امیرمؤمنان علیه السّلام اشاره میکنیم که آن حضرت فرمود: «لِلمتّقى ثَلاثُ عَلاماتٍ: اخلاصُ الْعَمَلِ، وَقِصَرُ الأمَلِ، وَاغتِنامُ المَهْلِ؛[25] پرهيزكار سه ويژگى دارد: اخلاص در عمل، كوتاهى آرزو و بهره گرفتن از فرصتها».
این صفت رذیله دارای عواقب خطرناکی است که به چهار مورد آن اشاره میکنیم: اول: اینکه موجب ترک طاعت و کاهلی در عمل میشود. دوم: موجب ترک توبه و تسویف آن میشود. سوم: باعث میشود که شخص غم روزیاش را بخورد. چهارم: موجب قساوت قلب نیز میشود.
- خضوع و فروتنى
خضوع، يعنى شكل دادن به بدن، كه بيننده با ديدن شكل بدن شخصی، راه رفتن، نشستن و حرف زدنش، احساس نكند كه تكبر مىكند. اين صفت نيكو كه عامل سعادت دنيا و آخرت است، در وجود هر كس باشد باعث جلب خشنودى حق و استكمال نفس و رشد انسان در همۀ امورش مىشود.
تواضع و فروتنى يك حالت عالى و روحى و روانى است كه از بركت معرفت انسان به حقّ و به خود و به خلق و به دنيا، به دست مىآيد. انسانهای متقی در انجام دستورات دین، خضوع دارند و از غرور و خود برتربينى دوری مینمایند. تواضع و فروتنى كه ميوه شيرين معرفت نسبت به حقايق هستى، و احكام الهى، و حسنات اخلاقى، و موقعيت خويش و مردم است ممدوح حضرت حق در قرآن، و از اخلاق انبيا و امامان و روش و سيره اولياى الهى است.
به فرمایش امیرمؤمنان علی علیه السّلام انسانى كه ابتدايش نطفه، و انتهايش جيفه، و بين نطفه و جيفۀ ضعيف و درمانده و در تمام شؤون ظاهرى و باطنى بدون استقلال است چرا آلوده به تكبّر باشد.
- انفاق کردن
انفاق كردن و قرض دادن به افراد محتاج، از سفارشهاى بسيار مهم و مورد تأكيد دين اسلام است. قرآن مجيد و روايات به طور مكرر از انسان خواستهاند كه بخشى از مال خود را براى حلّ مشكل تهيدستان و كارهاى خير و امور عام المنفعه هزينه كنند، گرچه خود هنگام انفاق در مضيقۀ مالى و فشار مادى قرار داشته باشند! اسلام انفاق تنگدست را به اندازۀ شأن مادى او از وى خواسته است. یکی از نشانههای اهل تقوا این است که، از هر چه خداوند به آنان روزى كرده است، انفاق میکنند.
به اين حقيقت بسيار مهم بايد توجه داشت كه فرمان انفاق در امور مالى از سوى حضرت حق فقط و فقط متوجه مال حلال و ثروت مشروع و امكانات سالم و صحيح است، پروردگارى كه مردم را از غصب و دزدى و رشوه و ربا و احتكار و اختلاس و حيله و تقلب در كسب و كم فروشى و قمار به شدت منع مىكند، و به دست آوردن مال و ثروت را از هر يك از اين راهها حرام و معصيت مىداند، و حرام خواران را به سختى مورد نكوهش و مذمت قرار مىدهد، و هر عمل به ظاهر زيبائى و هر كار به ظاهر خوبى را كه از حرام به وجود آمده باشد همراه با صاحبش هيزم دوزخ مىداند، معنا ندارد كه فرمان انفاقش متوجه و شامل هر مال و ثروتى به ويژه مال حرام شود.
در سیرۀ معصومین: نمونههای فراوانی از سخاوت و انفاق یافت میشود. مواردی که علی رغم نیاز خود، دیگران را مقدم داشتهاند و مواردی که حتی ثلث یا نیمی از اموال خود را در راه خدا انفاق کردهاند. بزرگوارانی مانند امیرمؤمنان علی علیه السّلام که روایت شده است روزی چهار درهم نصيب ایشان شد، يك درهمش را شب و يك درهمش را روز و يك درهم را در پنهانى و درهم ديگر را آشكار به راه خداوند صدقه داد. به دنبال این واقعه كه همراه با نّيتى صادقانه و الهى بود، اين آيه نازل گشت: (الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ):[26] كسانى كه اموالشان را در شب و روز و پنهان و آشكار انفاق مىكنند، براى آنان نزد پروردگارشان پاداشى شايسته و مناسب است، و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهگين مىشوند.[27]
- صبر و بردبارى
صبر، خوددارى از جزع به هنگام رنج و درد و حادثه و بلاست. دارندۀ اين فضیلت از امنيّت باطن برخوردار است و هیچگاه از خداوند متعال شکایتی ندارد و اعضاى او مانند چشم و زبان و دست و پا از حركات غيرعادى مصون است. صبر و شكيبايى در آنچه كه قرآن و روايات به آن دستور دادهاند، مسألهاى اخلاقى و انسانى است، و صاحب آن سزاوار رحمت الهی است. صبر، عامل حفظ دين و نگاهبان انسان از بىميل شدن به حق و حقيقت، و عامل تقويت روح و روان، و حافظ انسان از افتادن در دام شياطين جنى و انسى است که این امر خود نشانۀ تقوای شخص است.
انسان اگر در پيشامدها و حوادث تلخ و شيرين كه غارتگر دين و ايمان است، و به هنگام طاعت و عبادت، و به وقت گناه و معصيت صبر كند، به اين معنا كه حوادث را هماهنگ با قواعد الهى تحمل كند، و براى نجات خود به دشمنان حق پناه نبرد، و به وقت طاعت و عبادت خود را عبد محض خداوند قرار دهد، و زمان آماده شدن زمينۀ معصيت و گناه، بر اساس تقوا، تلخى گذشت از لذتها را به دوش جان بردارد، به فرمودۀ قرآن مجيد مستحق صلوات و رحمت خداوند مىشود.
قرآن کریم همواره مردم مؤمن را امر به صبر در برابر حوادث مىكند و پيروزىهاى مردم مؤمن و امم خداپرست گذشته را معلول صبر مىداند و براى صابران در راه خدا و در برابر طاعت، معصيت و مصيبت، اجرهای فراوانی قائل است كه انسان از درك آن عاجز است. صبر و ايستادگى نخستين نيرويى است كه خداوند مهربان در برابر آن وعدۀ پيروزى داده است. صبر يا بردبارى يك نيروى مثبت است كه به وسيلۀ آن با عوامل ضعف و اضطراب مبارزه مىشود و مؤمن به واسطۀ همين نيروست كه راه خود را با كمال متانت و بردبارى در برابر مشكلات باز مىنمايد و هرگز به معناى تن دادن به ناملايمات و سوختن و ساختن نيست. صبر در برابر مشكلات و صبر بر ترک معصیت، از نشانههای متقین است.
موانع رسیدن به تقوا
از آنجا که تقوا در سعادت و شقاوت انسان نقش اساسی دارد، باید پیوسته برای تحصیل آن کوشش نمود. یکی از تلاشهای لازم برای کسب این ملکۀ نفسانی آن است که موانع رسیدن به تقوا را اولاً بشناسیم و ثانیاً در صدد رفع آنها بر آییم. بهترین منبع برای این منظور سخنان اهل بیت: میباشد؛ لذا در روایات و توصیههای دینی، موانعی برای تقوا شمرده است که در ادامه به برخی از آنان اشاره میکنیم:
- غفلت
راغب اصفهانى مىنويسد: «غفلت، سهو و لغزشى است كه به خاطر كمى مراقبت و كمى هوشيارى و بيدارى دامنگير انسان مىشود»[28] وقتى انسان بر اثر غرق شدن در مادّيات و لذّات جسمى و خوشىهاى زودگذر و دچار شدن به ثروت اندوزى و نشست و برخاست با بازيگران و بىخبران و دورى از مدرسه و مسجد و ترك رابطه با عالم ربانى، دچار غفلت از واقعيتها و حقايق و عبادات و حسنات و ياد آخرت شود، البته از فيوضات الهيه محروم و ممنوع و به تدريج درهاى سعادت دنيا و آخرت بر او بسته مىگردد.
غفلت به معناى جهل به واقعيتها و نادانى نيست، بلكه غافل كسى است كه كثرت امور مادى و شهوانى و دوستان ناباب و معاشران ناجنس و طمعكارى و حرص، بين او و بين آنچه به آن توجه داشته، جدایى انداخته است. مهمترین مانع تقوا را میتوان غفلت و دوری از یاد خدا دانست که سرچشمۀ تمام گناهان است و هر کس بخواهد تقوا پیشه کند باید همیشه، همه جا و در همه حال به یاد خدا باشد.
حکایت: روزی بهلول را دیدند که روی قبری نشسته با مردگان از گذشته صحبت میکند. گفتند: تو زندهای، چرا با مردگان معاشر و هم صحبت شدهای؟ جواب داد: با کسانی مجالست مینمایم که تا با ایشانم، مرا از غفلت و غرور باز میدارند و چون از ایشان دورم، مطمئنم که غیبتم نمینمایند.
- دنيا پرستى
براى تربيت و آمادگى بشر براى زندگى اجتماعى، بايد كارى كرد كه افراد هدف و ايده آل معنوى داشته باشند و به ماديات حرص نورزند. آتش حرص و طمع هر اندازه تيزتر بشود، موجب عمران و آبادى اجتماع كه نمى شود هیچ، بلکه موجب خرابى و ويرانى اجتماع هم مى گردد. قرآن مجيد دنياپرستی را، زينت قلب كافران، غرور معاندان، لهو و لعب بازيگران، علّت سقوط تبهكاران و مايۀ بدبختى فاسقان مى داند: (زُيِّنَ لِلَّذينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا وَ يَسْخَرُونَ مِنَ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ اللّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِساب):[29] زندگى [زودگذرِ] دنيا براى كافران آراسته شده، و [به اين سبب] مؤمنان را مسخره مى كنند، در حالى كه پروا پيشگان در روز قيامت [از هر جهت] برتر از آنان هستند، و خدا هر كه را بخواهد، بىحساب روزى مى دهد.
حضرت علی علیه السّلام نیز مى فرمايد: «حرام على قلبِ مُتولد بالدنيا اَن يسکنه التقوي؛[30] جا گرفتن تقوى، در دل کسى که فرزند دنيا می باشد حرام است». نكته ای كه اشاره به آن در اينجا لازم به نظر می رسد، اين است كه آنچه دربارۀ نكوهش از دنيا در اين آیه و روایت و مانند آن آمده، ناظر به دنياپرستى است؛ يعنى روش كسانى كه همۀ ارزشها را فداى منافع مادّى مى كنند، «دل و دين» بر سر دنيا مى نهند. وگرنه زندگى آبرومندانه و بهرهگيرى معقول از مواهب الهى، هرگز در اسلام ممنوع و نكوهيده نيست.
حکایت: عاقبت دنیاپرستی
امام صادق علیه السّلام فرمود: «روزی عـیـسـى بـن مـریـم علیه السّلام از روستایی گـذشـت کـه اهـل آن و پـرنـده هـا و جـاندارانش یکجا مرده بودند. فرمود: همانا اینها به خشم و عذاب خدا هـلاک شـده انـد، و اگـر به مرگ خود به تدریج مرده بودند، قطعاً یکدیگر را به خاک می سپردند. حـواریون عرض کردند: ای روح الله، از خدا بخواه اینان را براى ما زنده کند تا به ما بگویند کردارشان چه بوده که به این عذاب گرفتار شده اند تا ما از آن دورى کنیم. عـیـسى علیه السّلام از پروردگار خود خواست، پس از جانب آسمان به او ندا شد: که آنان را صدا بزن، پس عیسى علیه السّلام شب هنگام بر تپهای از زمین بر آمد، و فرمود: اى مردم این ده، یـک تـن از مـیـان آنها پاسخ داد، بله اى روح خدا و کلمه اش، فرمود: واى بر شما! کردار شـمـا چـه بـود؟
در پاسخ عرض کرد: پرستش طاغوت، و دوستى دنیا به همراه ترس اندک از خـدا و آرزوى دور و دراز، و غـفلت در سرگرمى و بازى. عیسى علیه السّلام فرمود: دوستى شما به دنیا چگونه بود؟ عرض کرد: مانند دوستى کودک به مادرش، هرگاه بما رو مـی آورد، شـاد و خـرسـنـد مـی شدیم، و چون از ما رو می گرداند، گریان و غمناک می شدیم. فرمود: پرستش شما از طاغوت چگونه بود؟ عرض کرد: گنهکاران را فرمانبرى داشتیم. فرمود: سـرانـجام کار شما به کجا کشید؟ عرض کرد: شبى را به خوشى به سر بردیم و بامدادان در هـاویه افتادیم. فرمود هاویه چیست؟ عرض کرد: سجین است. فرمود: سجین چیست؟ عرض کـرد: کـوه هایى از آتش گداخته است که تا در روز قیامت بر ما فروزان است.
فرمود: چه گفتید و به شما چه گفتند؟ عرض کرد: گفتیم ما را به دنیا برگردانید تا در آن زهد ورزیم، بـه مـا گـفـتـه شـد: دروغ مـی گوئید: فرمود: واى بر تو! چه شد که جز تو دیگرى از این جـمـاعـت با من سخن نگفت؟ عرض کرد: ای روح الله، همۀ آنها به دهنه و لگام آتشین مهار شدهاند، و به دست فرشتگان سخت و خشن گرفتارند، و من در میان آنها به سر میبردم ولى از آنها نـبـودم، تا آن هنگام که عذاب خدا آمد مرا هم با ایشان در برگرفت، پس من به تار مویى بـر لبـۀ دوزخ آویزانم و نمی دانم که آیا در آن به صورت درافتم و یا از آن رهایى یابم. پس عـیـسـى علیه السّلام بـه سـوى حواریون رو کرده فرمود: اى دوستان خدا! خوردن نانى خشک با نمکى زبـر و خـوابـیـدن بـر مزبله ها خیر بسیاری است در صورتى که در دنیا و آخرت در عافیت باشد».[31]
- خصومت
یکی از موانع رسیدن به تقوا، دشمنی و خصومت با دیگران است. علت اصلی خصومت و دشمنی جهل و نادانی است. دشمنی و عداوت از صفات و خصوصیات جهنمیان است. قرآن در وصف جهنمیان می فرماید: (كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّهٌ لَعَنَتْ أُخْتَها):[32] هر زمان گروهى به جهنم وارد مى شود ديگران را لعنت مى كند. در همین باره اميرمؤمنان علیه السّلام فرمود:«لا يَستطيعُ اَن يَتَقِى الله مَن خاصه؛[33] کسى که با ديگران دشمنى دارد قدرت پرهيزکارى ندارد».
- گفتار ناحساب و هرزه گويى
حفظ نکردن زبان، مانع این است که انسان به تقوا برسد. از نعمت هاى بزرگى كه حضرت حق به انسان عطا كرده زبان است؛ آن زبانى كه مى تواند به وسيلۀ آن، سخن بگويد و آنچه را در ضمير دارد آشكار كند و اهداف و مقاصدش را به ديگران اعلام نمايد. زبان، به همان صورت كه نيكى ها و حسناتش عظيم است، زشتى ها و بدى هايش بزرگ و سنگين است تا جايى كه حكما درباره اين عضو گفته اند: «اللِسانُ جِرمُه صَغير وَجُرمُه عَظيم» زبان، حجمش اندك و گناهش بزرگ است.
زبان مهمترين كليد دانش و فرهنگ و عقيده و اخلاق است؛ و اصلاح آن سرچشمۀ همۀ اصلاحات اخلاقى، و انحراف آن سبب انواع انحرافات است؛ لذا علماى اخلاق اهمّيّت خاصّى براى اصلاح زبان قائل بوده و هستند، و اصلاح آن را گام مهمّى براى تقويت فضائل اخلاق، و تكامل روح مى شمرند. امام على علیه السّلام در همین رابطه فرمودند:«والله ما اَرى عبدا يَتَقى تقوى تَنفَعُه حتى يخترن لسانه؛[34] به خدا سوگند! بندهاى را نديدم که تقواى الهى را پيشۀ خود سازد و از آن سودى عائد وى شود، مگر آنکه زبان خود را حفظ کند و از هرزه گويى بپرهيزد».
- شهوت پرستى
از قوى ترين عوامل هلاك كنندۀ بنى آدم شهوتِ شكم و ميل او به انواع غذاها و سفره هاى رنگين است. بدون ترديد شكم، چشمۀ شهوات و منشأ بيمارىها و آفات است، زيرا شهوت جنسى و شدت علاقه و اشتياق به عمل غريزى در زن و مرد از آثار و تبعات شهوت شكم و خوردن غذاهاى رنگارنگ و متنوع است. سپس شهوت خوردن و شدت ميل به ارضاء غريزۀ جنسى مايۀ عشق شديد به ثروت و شهرت و مقام است كه اين امور اقتضاى گسترش انواع سفره ها و مايۀ شهوات جنسى را در پى دارد. آنگاه زياد كردن ثروت و اضافه نمودن به جاه و مقام، افتادن در امور بى نتيجه و كارهاى دور از عقل و احمقانه و انواع فخر فروشى ها و حسد و چشم و هم چشمى را به دنبال مى آورد و بى ترديد از اين مسائل و امور، غوغاى تفاخر و تكاثر و خود بزرگ بينى به وجود مى آيد و همين حالات شيطانى است كه انسان را به حسد و كينه و دشمنى و خشم مى كشد و او را به چاه تجاوز به حقوق ديگران و هر منكر و فحشائى مى اندازد.
همۀ اينها ميوۀ بسيار تلخ آزاد گذاردن شكم و طغيان گرسنگىِ شكم پرست و سيرى او در جهت اسراف و افراط است. از دیگر آفات شهوت پرستی این است که تقوا را از بین می برد؛ لذا اميرمؤمنان علی علیه السّلام فرمود: «لا تفسد التقوى الا غلبة الشهوه؛[35] چيزى جز غلبۀ شهوت بر انسان تقوى را نابود نمى سازد».
آثار تقوا
- روشن بينى و بصيرت
در قرآن کریم، مشتقات «بصر» ۱۴۸ بار و خود واژۀ «بصیرت» دو بار تکرار شده است. مانند این آیۀ شریفه: (قُل هذِهِ سَبیلِی أدعُو إلَی اللّهِ عَلی بَصیرة أنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی):[36] بگو این است راه من که من و هر کس پیروىام کرد با بینایى به سوى خدا دعوت مى کنیم.
بصيرتى كه در قرآن كريم مطرح است به معناى ديد صحيح و درست به تمام حقايق عالم و به معناى دريافت صحيح از پروردگار مهربان و تمام جرياناتى است كه در عالم هستى وجود دارد. به عبارت دقيقتر، به معناى ديدن حقيقتِ تمام واقعيات است. همچنین تقوا وسيلۀ دريافت علم از جانب خداوند است. قرآن مى فرمايد: (وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ )[37] تقوا داشته باشيد، خداوند به شما علم و حکت می آموزد.
اگر انسان ديوارى را آيينه كارى كند، هرچه مقابل آن باشد در او پيداست. اگر هم كسى قلبش صاف باشد، الهاماتى را دريافت مى كند و چيزهايى را مى فهمد كه در كتابها و امثال آن یافت نمی شود. اين دانشى است كه ويژۀ انبياى الهی و ائمۀ طاهرين است. البته، اين دانش در هر پيغمبرى به تناسب ظرفيت وجودىاش تجلى يافته و به طور كامل و به صورت جامع، تنها در وجود مبارك رسول خدا صل الله علیه و آله جلوه داشته است. پس از ايشان، مجموعۀ اين دانش كامل و جامع، به اذن پروردگار، به وجود مبارك اميرمؤمنان علیه السّلام انتقال پيدا كرده است. اگر انسان بصیرت نداشته باشد، دچار گمراهی می شود و حق را از باطل تشخیص نمی دهد.
سؤال: چه کنیم تا بصیرت پیدا کنیم؟ قرآن به ما پاسخ می دهد و می فرماید: راه بصیرت پیدا کردن، تقواست. قرآن می فرماید اگر گناه نکنید راه تشخیص حق و باطل را به شما نشان می دهیم: (انْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً)[38] اگر تقواى الهى داشته باشيد خداوند براى شما مايۀ تميیز و تشخيص قرار مى دهد.
- حل شدن مشكلات
یکی دیگر از آثار تقوا این است که در مشکلات به یاری انسان می شتابد و باعث آسان شدن كارها و بيرون آمدن از تنگناها و مضايق، می شود. خداوند در این زمینه مى فرمايد: (وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً..)[39] هركس كه تقواى الهى داشته باشد خداوند براى او راه بيرون شدن از شدايد قرار مى دهد.
حکایت: یکی از علما در شرح حال خود می گوید: در اوائل طلبگی به کربلا مشرف شدم. روزی در حرم مطهر حضرت ابوالفضل علیه السّلام متوجه شدم که غوغایی به پا شده و سروصدای زیادی در فضا موجود است. پرسیدم چه خبر است؟ گفتند: بچه ای برای گرفتن کبوتر به بالای منارهها رفته بود که ناگهان پایش لغزید و از مناره به طرف پایین پرتاب شد. پدر این بچه که نظارهگر این واقعه بود، خطاب به فرزندش که در بین آسمان و زمین بود، گفت بایست. ناگهان بچه وسط آسمان و زمین ایستاد و رفتند او را گرفتند. مردم به پدر او گفتند: شما چه کسی هستی که توانستی جلوی جاذبۀ زمین را بگیری. گفت من باربر هستم و شغلم حمل و نقل بار است. از او پرسیدیم چطور این کار را کردی؟ گفت: من از ابتدای تکلیف، گناه نکرده ام و هرچه خداوند فرمان داده اطاعت کردم و هرچه خداوند گفته گوش دادم. اکنون من یک کلمه به خدا گفتم و او گوش داد. من به حرف های او گوش کردم او هم به حرف من. ( أَوْفُوا بِعَهْدى أُوفِ بِعَهْدِكُم)[40] به عهد من وفا کنید، تا به عهد شما وفا کنم.
- پاک کردن گناهان
اثر تقوا در آخرت اين است كه گناهان گذشته را پاك مى كند و كفارۀ اعمال گذشتۀ انسان است، چنان که قرآن کریم می فرماید: (وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ)[41] مقصود اين است كه اثر گناهان گذشته را جبران مى كند؛ چرا که تقواى واقعى، همراه با توبه است. شخصی كه آلودگيهايى در گذشته داشته، هنگامى با تقوا خواهد بود كه از آن آلودگي ها توبه كند؛ لذا در اثر آن، گناهان گذشته پاك مىشود و مجازات اخروى هم از انسان سلب مى شود، يعنى خدا ديگر بندۀ با تقوايش را به خاطر گناهان گذشته اش مجازات نمى كند: (وَ اللَّهُ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ)[42] خدا صاحب فضل و بزرگ است.
- تقوا بركات آسمان را نازل مىكند
از دیگر آثار ارزندۀ تقوا این است که باعث نزول برکات آسمانی میشود؛ لذا خداوند در قرآن می فرماید: (وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ)[43] و اگر اهل شهرها و آباديها ايمان مى آوردند و تقوا پيشه مى كردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها می گشوديم، ولى آنها حق را تكذيب كردند، ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.
در اینکه منظور از برکات آسمان و زمین چیست، میان مفسران گفتگوهای زیادی شده؛ بعضى آن را به نزول باران و روييدن گياهان تفسير كرده اند، و بعضى به اجابت دعا و حلّ مشكلات زندگى تفسیر کرده اند.
[1] . مفردات راغب: ص530.
[2] . سوره بقره: آیه21.
[3] . سوره اعراف: آیه63.
[4] . سوره بقره: آیه197.
[5] . نهج البلاغه: خطبۀ230.
[6] . سوره مائده: آیه27.
[7] . سوره زخرف: آیه67.
[8] . برگزیدۀ تفسیر نمونه: ج4، ص510.
[9] . سوره حج: آیه32.
[10] . عرفان اسلامی، حسین انصاریان: ج12، ص128.
[11] . سوره بقره: آیه21.
[12] . سوره بقره: آیه183.
[13] . تفسیرنمونه: ذیل آیه8 سوره مائده.
[14] . سوره مائده: آیه8.
[15] . سفینه البحار: چاپ قدیم، ج2، ص433.
[16] . سوره بقره: آیه237.
[17] . سوره محمد: آیه17.
[18] . تفسیر المیزان: ذیل آیه شریفه.
[19] . سورۀ انعام: آیه153.
[20] . سورۀ حج: آیه32.
[21] . تفسیر مجمع البیان: ذیل آیۀ شریفه.
[22] . بحارالانوار: ج1، ص184.
[23] . نهج الفصاحه: ص26.
[24] . بحارالانوار: ج66، ص305، باب37، ح27.
[25] . میزان الحکمة: واژۀ تقوا.
[26] . سوره بقره: آیه274.
[27] . عرفان اسلامی: ج11، ص291.
[28] . المفردات: کلمۀ«غفلت».
[29] . سوره بقره: آیه212.
[30] . میزان الحکمه: ج14، ح22453.
[31] . اصول کافی: ج4، ص7.
[32] . سوره اعراف: آیه38.
[33] . میزان الحکمه: ج14، ح22456.
[34] . نهج البلاغه: خطبه 176.
[35] . بحارالانوار: ج110، ص38.
[36] . سوره یوسف: آیه108.
[37] . سوره بقره: آیه282.
[38] . سوره انفال: آیه29.
[39] . سوره طلاق: آیه2.
[40] . سوره بقره: آیه40.
[41] . سوره انفال: آیه29.
[42] . همان.
[43] . سوره اعراف: آیه96.
انتظار افضل عبادت هاست/ منتظران ظهور از مردم تمام زمانها بهترند
امام سجاد(ع) در مورد امام زمان(عج) می فرمایند: مردم زمان او که منتظر ظهور او هستند، از مردم تمام زمانها بهترند؛ زیرا خداوند عقل و فهمی به آنها داده که غیبت در نزد آن ها حکم مشاهده را دارد.
در مباحث دینی ما داریم که انتظار فرج واجب است. امام جواد می فرماید «إِنَّ اَلْقَائِمَ مِنَّا هُوَ اَلْمَهْدِیُّ اَلَّذِی یَجِبُ أَنْ یُنْتَظَرَ فِی غَیْبَتِهِ وَ یُطَاعَ فِی ظُهُورِهِ» یعنی براستی قائم ما که او است مهدی آنست که واجب است در حال غیبتش انتظار او را بکشند و در ظهورش فرمان او را برند.
معنای اصطلاحی انتظار به معنای چشم به راه بودن برای ظهور واپسین ذخیره الهی و آماده شدن برای یاری او در برپایی حکومت عدل و قسط در سراسر گیتی است. برای اینکه این امر در ما تحقق پیدا کند باید مولفه ها و شرایطی محقق شود.
مأیوس شدن از رحمت خدا به معنی مأیوس شدن از دستگیری خداست.
یکی از مولفه ها این است که ما برای رسیدن به یک وضع مطلوب و ایده آل امیدواریم. انتظار به بهبودی ضد یأس است که در فرهنگ قرآن مذمت شده است. آیه ۸۷ یوسف می فرماید «وَلَا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ» یعنی از رحمت خدا نومید مباشید که هرگز جز کافران هیچ کس از رحمت خدا نومید نیست.
امام کاظم(ع) یأس را دومین گناه بزرگ عالم می دانند. «أَکْبَرُ الْکَبَائِرِ الشِّرْکُ بِاللَّهِ وَ بَعْدَهُ الْیَأْسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ» بزرگترین گناهان کبیره شرک است و بعد از آن مأیوس شدن از رحمت خداست.
امیرالمومنین فرمودند «انْتَظِرُوا الْفَرَجَ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ انْتِظَارُ الْفَرَجِ»؛ یعنی منتظر فرج (آل محمد) باشید و از رحمت خداوند نومید نشوید؛ زیرا که محبوب ترین اعمال در پیشگاه خداوند، انتظار فرج است.
انتظار فرج محبوب ترین عمل از ناحیه مومن نزد خداوند است.
امام کاظم فرمود: «من احب ان یلقی الله عز و جل و قد کمل ایمانه و حسن اسلامه فلیتول الحجه بن الحسن المنتظر» یعنی کسی که می خواهد در حالی خدا را ملاقات کند که ایمان او کامل و اسلام او نیکو باشد پس به ولایت حجه بن الحسن علیه السلام که همه در انتظار اویند معتقد شود.
محمد ابن مسلم می گوید از حضرت صادق(ع) شنیدم «إن بلغکم عن صاحبکم غیبة فلا تنکروها» او را انکار نکنید.
پیامبر فرمود «مَن اَنکَرَ القائِمَ مِن وُلدی أَثناءَ غَیبَتِهِ ماتَ میتَةً جاهِلیَّةً» کسی که قائم(مهدی) را که از فرزندان من است در دوران غیبتش مُنکِر شود، بر حالت جاهلیت قبل از اسلام از دنیا خواهد رفت.
در حدیث دیگر از پیامبر داریم «مَنْ أَنْکَرَ اَلْقَائِمَ مِنْ وُلْدِی فَقَدْ أَنْکَرَنِی» یعنی کسی که قائم را انکار کند، رسالت مرا انکار کرده است.
انتظار مقوله ای است از اعتقاد به خدا و اعتقاد به رسالت و امامت. به همین دلیل است که انتظار افضل عبادت هاست.
وقتی مسئله انتظار در گشایش اینقدر در اسلام ارزش و اهمیت دارد و اگر کسی می خواهد ایمان کامل داشته باشد او را انکار نکند، آنگاه این حدیث مطرح می شود.
امام صادق(ع) در مورد کسی که در حالت انتظار از دنیا رفته باشد می فرماید «مَنْ ماتَ مِنْکُمْ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ لِهذَا الْأَمْرِ کَمَنْ هُوَ مَعَ الْقائِمِ فی فُسْطاطِهِ قالَ: ثُمَّ مَکَثَ هُنیئَةً، ثُمَّ قالَ: لابَلْ کَمَنْ قارَعَ مَعَهُ بِسَیْفِه، ثُمَّ قالَ: لاوَاللّه ِ اِلاّ کَمَنِ اسْتَشْهَدَ مَعَ رَسُولِ اللّه ِصلی الله علیه و آله»
یعنی اگر کسی از شما بمیرد در حالی که منتظر حکومت امام زمان (عج) بوده، همانند کسی است که با امام قائم علیه السلامدر خیمه اش بوده است، سپس اندکی درنگ کرد و فرمود: نه، بلکه همانند کسی است که در کنار حضرت زد و خورد کند، سپس فرمود: نه، به خدا قسم، بلکه مانند کسی است که در کنار رسول خدا به شهادت برسد.
بنابراین انتظار یک امر عادی نیست. البته برای همه اتفاق نمی افتد.
اباخالد کابلی از امام زین العابدین روایت می کند «یَا أَبَا خَالِدٍ إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلُونَ بِإِمَامَتِهِ الْمُنْتَظِرُونَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی ذِکْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَةِ وَ جَعَلَهُمْ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِینَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ ص بِالسَّیْفِ أُولَئِکَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِیعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاةُ إِلَی دِینِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْراً وَ قَالَ (علیه السلام) انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنْ أَعْظَمِ الْفَرَج»
یعنی ای ابو خالد مردم زمان او که معتقد به امامت وی هستند و منتظر ظهور او هستند، از مردم تمام زمانها بهترند؛ زیرا خداوند عقل و فهمی به آنها داده که غیبت در نزد آن ها حکم مشاهده را دارد! خداوند آن ها را در آن زمان مثل کسانی میداند که با شمشیر در پیش روی پیغمبر (علیه دشمنان دین) پیکار کردهاند، آن ها مخلصان حقیقی و شیعیان راستگوی ما هستند که مردم را به طور آشکار و نهان به دین خدا میخوانند. و هم فرمود: انتظار فرج بزرگترین فرج است.
یقین به ظهور داشتن
انتظاری که از ما توقع دارند یک حالت انفعالی و تئوری نیست بلکه عملیاتی است و باید اتفاق بیفتد.
امام صادق(ع) فرمودند: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ اَلْقَائِمِ فَلْیَنْتَظِرْ وَ لْیَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ اَلْأَخْلاَقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ فَإِنْ مَاتَ وَ قَامَ اَلْقَائِمُ بَعْدَهُ کَانَ لَهُ مِنَ اَلْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَکَهُ فَجِدُّوا وَ اِنْتَظِرُوا هَنِیئاً لَکُمْ أَیَّتُهَا اَلْعِصَابَةُ اَلْمَرْحُومَةُ »؛ یعنی هر کس که از بودناش در شمار یاران امام قائم شادمان است باید بانتظار باشد و با همین حال انتظار به پرهیز و اخلاق نیکو رفتار کند پس اگر اجلش فرا رسید و امام قائم پس از مرگ او قیام کرد پاداش او همانند پاداش کسی است که امام قائم را درک کرده باشد پس کوشا باشید و بانتظار بنشینید گوارا باد بر شما ای گروهی که مشمول رحمت خدائید.
دشمن را در همه عرصهها عقب زدیم؛ در جنگ اقتصادی نیز عقب خواهیم زد
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امشب (سهشنبه) در دیدار دو هزار و پانصد نفر از تولیدکنندگان، کارآفرینان و فعالان اقتصادی، با اشاره به اهمیت ثروت ملی و گسترش رفاه عمومی در نظام اسلامی و ضرورت امید نبستن به خارج از کشور تأکید کردند: کار و راهبرد اساسی «مصون سازی اقتصاد از آسیب تحریم ها از طریق تقویت و رونق تولید داخلی» است و بنده پشت این قضیه ایستاده ام و از مسیر پیشرفت حقیقی کشور کاملاً دفاع می کنم.
حضرت آیت الله خامنه ای هدف اصلی از جلسه با تولید کنندگان، کارآفرینان و فعالان اقتصادی را تکریم این عناصر اساسی در افکار عمومی خواندند و سخنان تولیدکنندگان در این دیدار را بسیار مهم، سنجیده و قابل توجه دانستند.
رهبر انقلاب با بیان این نکته که ایکاش تعداد بیشتری از مسئولان بخشهای دولتی و نمایندگان مجلس در این جلسه مهم حضور داشتند، گفتند: کسانی که در مورد رونق تولید جور دیگری فکر می کنند و برای حل مشکلات چشم به جای دیگری دارند، باید حرفهای امشب این تولیدکنندگان را می شنیدند و درک می کردند که تنها دریچه «انتقالِ حیات، روشنایی و نیرو به داخل کشور» همین دریچه ای است که فعالان بخش تولید بر روی کشور میگشایند.
حضرت آیت الله خامنه ای نقش اقتصاد را در نظام اسلامی بسیار مهم برشمردند و افزودند: ثروتمند کردن جامعه، افزایش ثروت ملی، گسترش رفاه عمومی و توزیع عادلانه منابع عمومی در اسلام، یک ارزش است که با تحقق این نگاه در عین وجود تفاوت در جامعه، شکاف طبقاتی بهوجود نخواهد آمد.
رهبر انقلاب تولیدکنندگان را فرماندهان، پیشروان، خط شکنان و صفوف مقدم عرصه حیاتی «تولید داخلی، رونق اقتصادی و گسترش رفاه عمومی» خواندند و خاطرنشان کردند: این میدان خطیر، میدان یک جنگ واقعی است.
ایشان با اشاره به جنگ همیشگی اقتصادی میان کشورها و قدرتها افزودند: البته در دوره ریاست جمهوری فعلی امریکا، این جنگ با چین، کره، اروپا و دیگر مناطق، بروز و گسترش یافته و در قبال ایران از طریق اعمال تحریم ها، شکل وحشیانه، کینه ورزانه و جنایت آلود گرفته است.
رهبر انقلاب تصور پایان تحریم ها در یکی دو سال آینده را خیال باطل خواندند و افزودند: با شناختی که از مسائل جبهه استکبار داریم، تحریم ها حالا حالاها وجود دارد، بنابراین برای نجات اقتصاد کشور نباید منتظر پایان تحریم ها و بودن یا نبودن فلان شخص یا اقدام فلان کشور بود.
ایشان افزودند: البته دور زدن تحریم ها به عنوان یک تاکتیک خیلی خوب است، اما کار و راهبرد اساسی را باید بر مصون سازی کشور از آسیب تحریم ها متمرکز کرد.
ایشان وابستگی به درآمدهای نفتی حتی در بودجه جاری را موجب آسیب پذیری کشور خواندند و افزودند: این اتکا با توجه به تحریم ها اندکی کاهش یافته اما از دهه ۷۰ در زمان دولت برادر و رفیق عزیزمان مرحوم هاشمی رفسنجانی(ره) تأکید کرده ام باید وابستگی بر نفت را بهتدریج کم کنیم.
حضرت آیت الله خامنه ای هدف از تشکیل صندوق توسعه ملی را خارج کردن هر ساله بخشی از درآمد نفتی از اختیار دستگاههای دولتی برشمردند و گفتند: از گذشته تا حال همه دولت ها وقتی دچار مشکل می شوند، با اصرار و التماس از بنده مجوز برداشت از صندوق درخواست می کنند و بر اثر این روند، صندوق توسعه متأسفانه کم اثر شده است.
ایشان مسلح کردن انقلاب به سلاح و اراده تولید داخلی را علاج مشکلات برشمردند و افزودند: تنها راه حل مسائل موجود، این است که مسیر تقویت و رونق تولید داخلی را با جدیت ادامه دهیم و با تصمیمات صحیح و اقدامات لازم، موانع را برطرف کنیم که آثار مثبت حرکت در این مسیر نسبت به قبل مشهود است.
رهبر انقلاب توجه به تولید داخل را موجب دور شدن کشور از حالت شرطی شدن دانستند و گفتند: گره زدن روند حل مشکلات به تصمیمات دیگران موجب بروز بدترین مشکلات برای کشور می شود.
حضرت آیت الله خامنه ای با ابراز تأسف از بروز این حالت در چند سال اخیر افزودند: در این سالها بیان مسائلی از قبیل اینکه «ببینیم شش ماه دیگر چه می شود» و یا «برجام چه می شود» و حالا نیز «به امید ابتکار رئیس جمهور فرانسه ماندن»، هیچ مشکلی را حل نکرده و نخواهد کرد و این نگاه باید کنار گذاشته شود.
ایشان تأکید کردند: البته ایراد ندارد که کاری که عبور از خط قرمز نیست، انجام دهند اما نباید حل مسائل اقتصادی را به این کارها گره زد و افکار عمومی را شرطی کرد.
رهبر انقلاب ظرفیتهای داخلی را بی پایان خواندند و یادآوری کردند: وقتی یک فعال اقتصادی، مانند امشب، گله می کند و دغدغه مند است، در واقع این حقیقت را اعلام می کند که ظرفیت پیشرفت در کشور وجود دارد و باید موانع آن را رفع کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه افزودند: انشاءالله با استفاده از ظرفیتهای بی نظیری که تنها بخشی از آنها مورد استفاده قرار گرفته و به برکت فعالیت فعالان اقتصادی، تحریم ها را از تهدید به فرصت تبدیل خواهیم کرد.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه این نکته را یادآور شدند که اگر ملت ایران و فعالان اقتصادی و اندیشمندان کشور بتوانند با تکیه بر توان داخلی تحریم ها را بی اثر کنند، عامل تحریم کننده نیز از ادامه تحریم ها دست برخواهد داشت زیرا متضرر خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه اگر طرف مقابل از سیاست تحریم دست برداشت ما نباید سیاست تکیه بر توان داخلی را تغییر دهیم، افزودند: برخی منتظرند تا اگر راه آن طرف باز شود، جهت گیری اقتصادی کشور را به سمت نگاه به خارج ببرند در حالیکه چنین نگاهی، غلط است.
ایشان خاطرنشان کردند: سیاستهای تکیه بر توان داخلی باید آنچنان محکم و استوار باشد که اگر تحریم ها هم برداشته شد، به این سیاستها آسیبی وارد نشود.
رهبر انقلاب اسلامی، نیروی جوان یا به تعبیر کارشناسان «پنجره جمعیتی» را یکی از مزیتهای مهم کشور برشمردند و گفتند: ما امروز در دل این فرصت قرار داریم، البته فقط تا ۲۰ سال آینده، امکان استفاده از این مزیت مهم وجود دارد و اگر در این ۲۰ سال غفلت شود، کشور وارد عرصه سالمندی خواهد شد و دیگر نمی توان کاری را پیش برد.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر لزوم افزایش موالید و همچنین ایجاد ثروت پایدار، افزودند: اینکه بارها بر موضوع فرزندآوری تأکید می شود به همین دلیل است زیرا در صورت غفلت از این موضوع که متأسفانه در برهه ای طولانی هم به آن بی توجهی شد، کشور بعد از ۲۰ سال وارد مسیری خواهد شد که امکان تغییر آن نیست.
ایشان در ادامه سخنان خود توصیه های مهمی خطاب به فعالان اقتصادی، عموم مردم، نخبگان دانشگاهی، نهادهای عمومی غیردولتی، رسانه ها و دستگاههای دولتی بیان کردند.
رهبر انقلاب اسلامی ابتدا به فعالان اقتصادی گفتند: مخاطب سیاستهای اصل ۴۴ که چارچوب آن نیز تبیین شده است، شما هستید و این سیاستها برای شما هم حق ایجاد می کند و هم تکلیف.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تأیید سیاستهای اصل ۴۴ از جانب صاحبنظران اقتصادی در زمان ابلاغ آن، افزودند: البته در اجرای این سیاستها درست عمل نشد زیرا واگذاری برخی کارخانه ها به افراد سوءاستفاده چی، نه تنها موجب تقویت بخش خصوصی نشد بلکه عملکرد نادرست این افراد اندک، فضا را برای فعالان پر شمار و سالم بخش خصوصی نامساعد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: فعالان بخش خصوصی باید با استفاده از ظرفیت های سیاستهای اصل ۴۴، با یک برنامه عملیاتی و نقشه راه، زنجیره ای تخصصی از «تولید علم و طراحی و مهندسی» تا «تولید محصول و بازاریابی» را تشکیل دهند.
رهبر انقلاب با اشاره به اینکه معنای سیاستهای اصل ۴۴ جایگزین شدن بخش خصوصی بجای بخش دولتی نیست، افزودند: این دو بخش باید به هم کمک کنند و مزاحم هم نباشند، مثلاً اگر بخش خصوصی می تواند کاری را انجام دهد، بخش دولتی و نهادهای عمومی غیردولتی خود را رقیب بخش خصوصی ندانند و به آن کار ورود نکنند و اگر هم فعالیت دارند کنار بکشند.
ایشان در عین حال افزودند: البته بخش دولتی نباید به کلی از فعالیت های اقتصادی دست بردارد زیرا کارهایی وجود دارد که جز بخش دولتی یا بخش های عمومی غیردولتی کس دیگری نمی تواند آنها را انجام بدهد.
ایشان در همین چارچوب، بخش تعاونی در اقتصاد کشور را پدیده مطلوبی دانستند و افزودند: در تعاونی ها، با سرمایه های اندک می توان اشتغال فراوانی ایجاد کرد که اگر این اشتغال های ایجاد شده به صورت شبکه ای به یکدیگر متصل شوند، برکات زیادی برای اقتصاد کشور به وجود خواهد آمد و وزیر محترم تعاون باید موضوع تعاونی ها را با جدیت دنبال کند.
«استفاده از کالاهای داخلی»، «شرکت در سرمایه گذاری های مولد همچون تعاونی ها و بورس» و «ترویج فرهنگ کار جهادی و تعاون» توصیه های رهبر انقلاب اسلامی به عموم مردم بود.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به روحیه تعاون و همکاری در میان مردم بهویژه در حوادث طبیعی همچون سیل و زلزله، بر لزوم استفاده از این روحیه در همه کارها تأکید کردند و افزودند: مردم باید تولیدات داخلی را تکریم کنند و اگر رفتار غلطی هم در این زمینه وجود دارد آن را زشت بدارند ولی به همه تولیدات داخلی تعمیم ندهند.
ایشان به عنوان نمونه یکی از رفتارهای نادرست در عرصه تولید داخلی را استفاده از نشان خارجی برشمردند و گفتند: این شیوه باید اصلاح شود.
رهبر انقلاب اسلامی وظیفه و مسئولیت و نخبگان علمی و دانشگاهی را کمک به حل مسائل اقتصادی و همکاری با بخش های تولیدی در جهت تبادل دانش و تجربه دانستند و افزودند: از وظایف مهم نخبگان، تربیت نیروی انسانی خلاق، مبتکر و متناسب با نیازهای روز و همچنین کار علمی برای حل مشکلات موجود در مسائل بانکی و نظام بودجه ریزی کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه دستگاههای دولتی باید از ظرفیت علمی دانشگاهها استفاده کنند، گفتند: در ابتدای سال چهار ماه فرصت داده شد تا نظام بودجه ریزی کشور اصلاح شود اما متأسفانه این کار انجام نشد و دلیل آن هم گره های علمی است که این گره ها با کمک دانشگاهیان و نخبگان علمی برطرف خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه توصیه هایی هم خطاب به دستگاههای دولتی بیان کردند و گفتند: دستگاههای حکومتی باید با جدیت، به دنبال بهبود محیط کسب و کار و برطرف کردن قوانین مزاحم و اصلاح عملکردهای غلط باشند تا محیط مساعد تولید در کشور بهوجود آید.
ایشان تأکید کردند: باید قوانین مربوط به مسائل مالی، پولی، بانکی، گمرکی، بودجه و تأمین اجتماعی به نفع تولید تغییر پیدا کنند و عرصه برای واردات و سفته بازی بسیار تنگ شود.
رهبر انقلاب تغییر قوانین و دستورالعملها را وظیفه مجلس شورای اسلامی دانستند و گفتند: البته برخی از این قوانین تغییر کرده و در مجلس تصویب شده اما هنوز اجرایی نشده اند.
حضر آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه عمده مشکلات بخش تولید مربوط به مسائل بانکی و گمرکی است، مجلس و دولت را به اقدامات جدی برای برطرف کردن این مشکلات توصیه کردند.
ایشان به احتمال بروز برخی خطا از جانب تولید کنندگان اشاره کردند و گفتند: همه خطاها در یک سطح نیستند و نباید برای هر خطایی دستگاههای نظارتی بر سر تولید کننده بریزند، البته حساب خیانت از اینگونه خطاها، جدا است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به گزارش رئیس قوه قضاییه مبنی بر جلوگیری از تعطیلی تعداد زیادی از واحدهای تولیدی که در آستانه تعطیلی بودند، آن را اقدامی بسیار خوب خواندند.
توصیه دیگر حضرت آیت الله خامنه ای به دستگاههای دولتی، لزوم ثبات سیاستهای مالی و پولی بود.
ایشان همچنین با اشاره به تجربه مبادلات تجاری و اقتصادی با کشورهای خارجی گفتند: این تجربه به ما نشان می دهد که کشورهای خارجی هیچگاه حاضر به انتقال فناوری های اساسی بهویژه در بخش نفت، پتروشیمی و خودرو به ایران نیستند بنابراین دستگاههای دولتی باید به دنبال استفاده از توانایی های داخلی برای رسیدن به این فناوریها باشند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: همان فکر و اندیشه دقیقی که می تواند بدون هیچ کمکی به فناوری پیچیده و نادر سلولهای بنیادی و یا فناوری غنی سازی اورانیوم از ۳.۵ درصد به ۲۰ درصد دست پیدا کند، آیا نمی تواند به فناوری استحصال بهتر و بیشتر از چاههای نفت دست یابد؟ قطعاً می تواند؛ بنابراین باید از این ظرفیت بی بدیل داخلی استفاده کرد.
ایشان به خروج سریع شرکت های خارجی نفت و خودرو از ایران بعد از اعلام تحریم ها اشاره کردند و گفتند: در آن زمان برخی از این موضوع غصه خوردند اما باید غصه نخورد و خوشحال بود.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به شرکتهای داخلی که در زمینه قطعه سازی برای خودرو، صنایع نفت، لوازم خانگی و ماشین آلات فعالیت می کنند، افزودند: باید از این توانایی استفاده کرد و با تشکیل یک نمایشگاه دائمی میان این شرکتها هم افزایی بهوجود آورد.
ایشان انتقال توانایی های بسیار بالای مهندسی و فناوریِ دستگاههای نظامی به دستگاههای غیرنظامی را ضروری خواندند و خاطرنشان کردند: سالها قبل یک ژنرال اسرائیلی گفته بود از ایرانی ها بدم می آید اما در مقابل پیشرفت نظامی آنها تعظیم می کنم البته ما از آن موقع تاکنون دستاوردهای فراوانِ مهمتر و جالب تری داریم که موشک بالستیک با برد دو هزار کیلومتر و خطای حداکثر چند متر، تنها یکی از آنهاست.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: توان مهندسی و فناوری دستگاههای نظامی که به چنین افتخاراتی منجر می شود، باید در عرصه خودرو، نفت، مسائل فضایی و دیگر بخشها بهکار گرفته شود.
حضرت آیت الله خامنه ای حمایت از صادرات و حضور فعالان اقتصادی در کشورهای دیگر را هم مهم دانستند و افزودند: می توانیم با استفاده از ظرفیت دیپلماسی، با همسایه ها و دیگر کشورها، ارتباطات اقتصادی خوبی برقرار کنیم.
ایشان مسئولان را به استفاده از تولیدات داخلی در مجامع بین المللی توصیه کردند و افزودند: مسئولان باید نشان ها، حرفها و مفاهیم ایرانی را ترویج کنند اما برخی بر عکس عمل می کنند.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: یکی از گله های ما از برخی مسئولان سالهای گذشته این بود که چرا وقتی در جمع اروپایی ها صحبت می کنند حرف صد سال پیش یک متفکر اروپایی را بیان می کنند، این حرف که برای اروپایی ها جدید نیست و ارزشی ندارد اما حرفهای ما نو و نشنیده است و باید آنها را بیان کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه سخنانشان حضور همه جانبه بخش خصوصی و تعاونی را در بخش نفت و گاز ضروری دانستند و افزودند: برخی قوانین مجلس نظیر قانونی که اخیراً در زمینه صنایع پایین دستی نفت و گاز مصوب شد، معطل آیین نامه ها می ماند، در حالیکه این کارها باید سریعاً انجام شود تا فعالیتهای تولیدی سرعت گیرد.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه سخنانشان رسانه ها را به انعکاس وسیع و مناسب موفقیت های تولیدگران فراخواندند و افزودند: رسانه البته از سر دلسوزی برخی اشکالات را منعکس میکند که عیبی هم ندارد تا مسئولان اگر تلویزیون می بینند، بفهمند مشکلات کجاست، اما در کنار آن باید موفقیت های عرصه های مختلف تولیدی را برای مردم بهویژه جوانان بازگو کرد و با معرفی ظرفیت ها به مشتاقانِ فعالیت تولیدی، مطالبات منطقی فعالان اقتصادی را نیز پیگیری کرد تا مسئولان به آنها توجه کنند.
ایشان همچنین تفاوت تعرفه تبلیغات کالاهای داخلی با خارجی را ضروری خواندند و افزودند: باید در این زمینه به گونه ای عمل کرد که فعالان اقتصادی بتوانند نشان خود را تبلیغ و ترویج کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان خطاب به ملت ایران و دوستان و دشمنان انقلاب تأکید کردند: ملت ایران در عرصه جنگ نظامی و سیاسی و امنیتی (مانند کارهایی که در این چند روز بود و کارهای مردمی نبود) دشمن را عقب زده است و به فضل الهی در جنگ اقتصادی هم دشمن را بهطور قاطع عقب خواهد زد و با ادامه حرکت کنونی در مسیر رونق تولید و پیشرفت اقتصادی، افق روشن آینده خود را محقق خواهد کرد.
در ابتدای این دیدار که در سال رونق تولید برگزار شد، جمعی از کارآفرینان و فعالان عرصه اقتصاد و تولید ملی به بیان دیدگاهها و دغدغه های خود پرداختند.
آقایان:
- بهمن عبداللهی – رئیس اتاق تعاون ایران
- سیروس تالاری – تولید کننده تجهیزات صنعت نفت
- سعید زکایی – تولید کننده انواع ترکیبات پلیمری
- بابک ثقفی – تولید کننده صنعت ماشین های اداری ایران
- محمد عرب – تولید کننده کفش و انواع چرم مصنوعی
- حسین یوسفی – پرورش دهنده ماهی در قفس
- امیر فرشچی – تولید کننده داروهای زیستی
- علیرضا حسین احدی – فعال صنعت طلا و جواهر
- سید محمد حسین دانا – عضو هیأت مدیره اکتشاف و تولید تأسیسات دریایی
- و خانم شهین شهرکی – تولید کننده و صادر کننده صنعت سوزن دوزی بلوچ
بر این محورها تأکید کردند:
- ضرورت باور فرهنگ تعاون به عنوان رکنی برای اجرای سیاست های اقتصادی
- ساماندهی شبکه های تعاونی توزیعی برای تأمین مایحتاج عمومی
- ضرورت تلاش برای دست یابی به ظرفیت ۲۵ درصدی تعاون در اقتصاد ملی
- پیشرفت خیره کننده سازندگان تجهیزات صنعت نفت از وابستگی مطلق در دوران قبل از انقلاب به توانایی ساخت و طراحی بیش از ۸۵ درصد تجهیزات
- ضرورت مشارکت دادن بخش خصوصی در تصمیم سازی های کلان اقتصادی
- لزوم اصلاح قوانین و بخشنامه های متعدد که تولید و صادرات را کُند می کند
- ضرورت بازخواست از افرادی که با بی عملی، فعالیتهای صادراتی را کم سرعت و متوقف می کنند
- تأکید بر برنامه ریزی و تدوین استراتژی صنعتی کشور و توسعه نشان های ملی در کشورهای هدف صادرات
- ضرورت سرمایه گذاری ویژه در صنعت الکترونیک به عنوان صنعت پایه با هدف جلوگیری از خروج نخبگان
- دور کردن بیشتر کشور از آسیبهای تحریم و زمینه سازی برای گسترش صنایع دیگر
- پیشنهاد تأمین ارز رقابتی برای تولید کنندگان لوازم خانگی برای مدت ۳ سال
- لزوم حمایت سازمان بورس از ورود صنایع لوازم خانگی و تسهیل استفاده از ابزارهای مالی
- ظرفیت صنعت کفش برای تبدیل کردن کشور به سکوی صادرات کفش در غرب آسیا
- نگاه فرصت محور به پنج هزار کیلومتر سواحل کشور برای توسعه و رونق صنعت آبزیان
- لزوم استفاده بیشتر از جایگاه ممتاز ایران در بیوتکنولوژی دارویی
- هدفگذاری صنعت طلا و جواهر برای دستیابی به رتبه دوم صادرات مصنوعات در منطقه
- درخواست حمایت ارکان کشور از پروژه بزرگ شرکتهای ایرانی اکتشاف و تولید نفت
- ایجاد اشتغال پایدار از طریق گسترش صنایع دستی در تمام نقاط کشور با بکارگیری نیروهای بومی
بیانات در دیدار جمعی از تولیدکنندگان، کارآفرینان و فعالان اقتصادی
بسم الله الرّحمن الرّحیم (۱)
خیلی خوشآمدید؛ جلسه، بسیار جلسهی مهم و سنگینی است. از اینکه فرصت نشد که تعدادی از دوستان بیانات خودشان را اینجا بیان کنند، بنده هم مثل خود آنها متأسّفم؛ راهش این است که آن چیزی را که یادداشت کردهاید، نوشتهاید که اینجا بخوانید یا بگویید، به ما بدهید. بعضی از برادران هم از وسط [جمعیّت] دست بلند کردند که صحبت کنند، چون اختیار این جلسه به دست مجری(۲) محترم است، بنده دیگر اظهار نظری نسبت به آنها نکردم و نمیکنم.
این دیدارِ امشب در درجهی اوّل برای تکریم تولیدکنندگان است؛ اساس این جلسه برای این است. ما خواستیم در افکار عمومی کشور این حرف جا بیفتد که نظام جمهوری اسلامی به معنای واقعی کلمه به تولیدکنندگان و ترویجکنندگان صنعت داخل، کشاورزی داخل، تولید داخل، خدمات داخل اهمّیّت میدهد و آنها را تکریم میکند؛ و این بحمدالله حاصل شد. حالا بنده اگر مطلبی هم بگویم یا نگویم، آن چیزی که مورد نظر ما بود تا این ساعت تحقّق پیدا کرد. حرفهایی هم که دوستان اینجا بیان کردند که من با دقّت گوش کردم، بسیار حرفهای مهم و قابل توجّهی بود. البتّه برای اینکه انسان روی پیشنهادها تصمیم بگیرد، احتیاج است به اینکه تأمّل بشود، فکر بشود، با کارشناسها مشورت بشود؛ لکن آنچه شما باید مطمئن باشید و بدانید این است که من از بُن دندان معتقد به این حرکتم. بنده معتقدم که علاج مشکلات کشور، کلید حلّ معضلات کشور عبارت است از ترویج تولید داخلی در بخشهای مختلف. خب خوشبختانه امشب این تعدادی که صحبت کردند -ده نفر امشب صحبت کردند، یعنی ما در ده بخش مهمّ تولیدی کشور حرف برای گفتن داریم- حرفهایی که آقایان زدند، حرفهای بسیار مهم و بسیار درستی است. بنده هم در شنیدن، آدم خبرهای هستم؛ اینجا زیاد میآیند و حرف میزنند، بنده اینجا مینشینم و میشنوم حرفها را؛ حرفها سنجیده بود، حرفهای خوبی بود، حرفهای مهمّی بود. در این جلسه یک تعدادی از مسئولین محترم حضور دارند، لکن این کافی نیست؛ ایکاش در این جلسه تعداد بیشتری از مسئولین دولتی -بخشهای مختلف دولت- و همچنین تعدادی از [نمایندگان] مجلس شورای اسلامی بودند و این حرفها را میشنفتند؛ یا آن کسانی که در مورد تولید یا رونق اقتصاد کشور جور دیگری فکر میکنند، جای دیگری چشم میدوزند، اینها میآمدند میدیدند راه این است، دریچهی منتقلکنندهی حیات و روشنایی و نیرو به داخل کشور همین دریچهی بازشدهی به وسیلهی عناصر متصدّی و متکفّل تولید است؛ راه غیر از این نیست.
من این را عرض بکنم: اینکه ما اهمّیّت میدهیم به مسائل اقتصاد، چون در نظام اسلامی، اقتصاد نقش بسیار مهمّی دارد. اینکه بعضی تصوّر کنند که در نظام اسلامی به مقولهی تولید ثروت و گسترش رفاه عمومی و تولید بنگاههای مهمّ ثروتساز بیاعتنائی شده، خطای بزرگی است؛ چنین چیزی نیست. یکی از ارکان مهمّ نظام اسلامی ثروتمند کردن جامعه و کشور است؛ ثروت ملّی. البتّه نوع نگاه نظام اسلامی به ثروت با نوع نگاه حکومتهای مادّی و سیستمهای مادّی -چه با آنچه در دنیا، سرمایهداری و تحت عنوان لیبرالیستی شناخته میشود؛ چه با آنچه تحت عنوان مارکسیستی و نظام سوسیالیستی و مانند اینها شناخته میشود- تفاوت دارد. در نظام اسلامی، تولید ثروت ملّی یک ارزش است، توزیع ثروت ملّی به نحو عادلانه هم یک ارزش است. آن مساواتی که در نظام سوسیالیستی ادّعای آن میشد و البتّه هرگز تحقّق پیدا نکرد، آن مساوات را اسلام قبول ندارد. در اسلام، مساوات به آن معنای سوسیالیستیاش اصلاً معنی ندارد، امّا برخورداری عمومی چرا؛ عموم باید برخوردار باشند. آنهایی هم که شعار مساوات میدادند، عملاً، با اطّلاع روشن و کاملی که ما داریم از حکومتهای کمونیستی -چه حکومتهای اصلی و مادر کمونیستی مثل شوروی و بقیّه، و چه حکومتهای تبعهی کمونیستی، حکومتهای آمریکای لاتین و حکومتهای آفریقایی و بعضی از حکومتهای آسیایی- [در آنها] مطلقاً آن مساوات وجود نداشت و اصلاً قابل تحقّق هم نبود. اسلام اینها را قائل نیست؛ اسلام معتقد است به تولید ثروت ملّی و بالا رفتن سطح رفاه عمومی جامعه. البتّه در جامعه، یک عدّهای بیشتر دارند، یک عدّهای کمتر دارند؛ این اشکالی ندارد؛ منتها منابع عمومی بایستی عادلانه توزیع بشود؛ این نگاه اسلام به ثروت است. طبعاً در نظام اسلامی، شکاف طبقاتی پیش نمیآید؛ آن شکاف و آن درّههای طبقاتی دیگر تحقّق پیدا نمیکند؛ تفاوت هست، امّا آن شکاف طبقاتی دیگر نیست.
آنچه من میخواهم به شما بگویم در درجهی اوّل، این است که این عرصهی تولید و رونق اقتصادی و اوج گرفتن ثروت ملّی و رفاه عمومی در کشور، مثل همهی عرصههای دیگر احتیاج دارد به پیشروانی، فرماندهانی، صفوف مقدّمی؛ آن پیشروان و فرماندهان و صفوف مقدّم، شماها هستید؛ شما تولیدکنندگان. بنده صرفاً جمع حاضر در این جلسه را نمیخواهم بگویم؛ این نوع، این حرکت، همین آقایانی که صحبت کردند، فعّالیّتهای خودشان را گفتند، اینها صفوف مقدّم و خطشکنهای این عرصه و این میداناند؛ این میدان هم میدان مهمّی است، میدان خطیری است، میدان جنگ است.
جنگ اقتصادی در دنیا به شکلهای مختلفی وجود دارد. آن کسانی که دستشان در کار مسائل اقتصاد بینالمللی است، بروشنی میبینند که کشورها و قدرتها، و همهی دنیا با هم سرِ مسئلهی اقتصادی جنگ دارند؛ حالا مثلاً در این دورهی ریاست جمهوریِ آمریکا این جنگ و دعوا ظهور و بُروز پیدا کرده؛ با چین یک جور، با کرهی جنوبی یک جور، با اروپا یک جور، با دیگران یک جور، امّا این جور نبوده که در زمان غیر او این نباشد؛ چرا، به انواع مختلف؛ منتها این جنگ یک جاهایی جنبهی وحشیانه و کینهورزانه میگیرد؛ مثل جنگی که با ما در زمینهی اقتصاد دارد میشود، که این تحریمها دیگر جنبهی کینهورزانه و جنایتآلود به خودش گرفته؛ البتّه تحریم از اوّل انقلاب بود، [امّا] در این ده سال اخیر طبعاً شدّت بیشتری پیدا کرده؛ و این تحریم فعلاً خواهد بود؛ اینکه کسی امید ببندد به اینکه حالا یک سال دیگر، دو سال دیگر این تحریم تمام میشود، خیال باطل است، این را من به شما عرض بکنم. با آشناییای که با مسائل این جبهه ما داریم، آنچه بنده میفهمم، این تحریم حالاحالاها هست، باید باشد و خواهد بود. ما برای نجات اقتصاد کشور، چشممان را، امیدمان را نبندیم به اینکه حالا کِی بشود این تحریم برداشته بشود یا این شخص نباشد یا آن جمع نباشد یا این کشور چنین بکند، نه؛ اینها تأثیری ندارد، این تحریم هست. حالا البتّه یک زرنگیهایی بعضی میکنند، تحریم را دُور میزنند، خیلی هم خوب است، عیبی ندارد، دستشان درد نکند امّا کار اساسی مصونسازی اقتصاد کشور از آسیب دیدن از تحریم است؛ کار اساسی این است. دُور زدن تحریم یک تاکتیک است، مصونسازی کشور در مقابل تحریم، یک راهبرد است، باید این کار را کرد، باید کاری کرد که ما در مقابل تحریم آسیبپذیر نباشیم. الان این جور نیست، الان اقتصاد ما متّکی به نفت است؛ حالا خوشبختانه با تحریم نفت، یک خرده کمتر شده، ترکیب تراز بازرگانی فرق کرده امّا علیالاصول اقتصاد ما متّکی به نفت است. خب نفت یک چیز آسیبپذیر است؛ وقتی که ما برای بودجهی دولت -نه فقط بودجههای عمرانی و سازندگی کشور، حتّی برای بودجهی جاریمان- میخواهیم از پول نفت استفاده کنیم، همین وضع پیش میآید، ما آسیبپذیر میشویم، ما این را باید علاج کنیم.
این حرفی که بنده [میزنم]، حرف امروز من هم نیست، من از دههی ۷۰ از دولت مرحوم آقای هاشمی (رحمة الله علیه) -برادر عزیز و رفیق عزیزمان- به خود او و به وزرائش میگفتم باید کاری کنیم که ما وابستگیمان را به نفت بتدریج کم کنیم؛ این صندوق توسعهی ملّی که شما ملاحظه میکنید، اصلاً برای این به وجود آمد. معنای صندوق توسعهی ملّی این است که هر سالی چند درصد از درآمد نفت را ما از اختیار دستگاههای مصرفکننده خارج کنیم، بگذاریم در یک صندوقی؛ البتّه آن صندوق هم دست دولت است، منتها مصرف آن صندوق، دیگر مصرف در امور جاری نیست؛ [قرار بود] همین طور دائم، بتدریج زیاد بشود که امسال اگر قرار بود به همان ترتیب قانونی پیش برود، بایستی حدود ۳۵ درصد از درآمد نفت میرفت داخل صندوق توسعه، منتها دولتیها در همهی دورهها -نه فقط دولت کنونی- سرِ قضایای مختلف میآیند اصرار میکنند که [برداشت کنند]؛ قانونی هم نیست؛ چون قانونی نیست، به بنده مراجعه میکنند؛ اگر قانونی بود که برمیداشتند؛ چون قانونی نیست برای اینکه یک جوری درست بشود، به بنده مراجعه میکنند و اصرار، التماس که این مشکل است و شما اجازه بدهید ما مثلاً فلان مقدار از صندوق توسعه برداریم. متأسّفانه صندوق توسعه کماثر شده، کمخاصیّت شده. بنده هم گفتهام وقتی شخص رئیسجمهور به من بنویسد که این ضرورت است، اضطراری است، من قبول میکنم، من موافقت میکنم که این کار انجام بگیرد. البتّه صندوق دست خود دولت است؛ رئیسش را هم دولتیها میگذارند؛ ادارهاش هم دست آنها است، دست ما نیست، منتها اجازهی برداشت در این شکلِ غیر قانونی را حقیر بایستی متحمّل بشوم و اجازهاش را بنده باید بدهم؛ بنابراین مشکل فقط این است. ما بایستی یک مسیری را که این مسیر، مسیر جدیدی است، مسیر نویی است، انتخاب کنیم و در این مسیر با جدّیّت حرکت بکنیم؛ مسیر تولید داخلی.
اینکه یکی از دوستان عزیز ما اینجا گفتند که [از نظر برخی] «بیخطرترین کار، تصمیم نگرفتن است»، این جزو خطرناکترین افکار است؛ یکی از خطرناکترین فکرها همین فکر است که آدم بگوید «چون من اگر تصمیم بگیرم فلان دستگاه نظارتی این جوری میگوید، فلان مانعتراش این جوری میگوید، پس راحتتر این است که تصمیم نگیرم»؛ این بسیار خطرناک است؛ نه، باید تصمیم بگیرید، باید اقدام کنید، باید با سختیها بسازید؛ موانع را بایستی برطرف کنید؛ تا الان هم خیلی از موانع برطرف شده؛ خب ملاحظه میکنید دیگر. خیلی از این مجموعههایی که امشب صحبت کردند، در بخشهای مختلف کارهای موفّقی دارند؛ ده سال پیش این جوری نبود، پانزده سال پیش این جوری نبود، [بلکه] بتدریج امکانات فراهم شده؛ بنده هم پشت قضیّه ایستادهام؛ این را شما بدانید که من دفاع میکنم، کمک میکنم؛ تولید بایستی در کشور پیشرفت پیدا کند؛علاج کار این است. خب، پس راهبرد اساسی ما مصونسازی اقتصاد از تحریم است؛ آسیبناپذیرکردن و در واقع مسلّحکردن انقلاب به سلاح تولید داخلی و ارادهی داخلی و مانند اینها.
یکی از برکاتی که بر این معنا مترتّب میشود، یعنی اینکه ما به سمت تحرّک داخلی برویم، این است که اقتصاد کشور از شرطیشدن خارج میشود؛ یکی از بدترین مشکلات در کشور همین است که ما اقتصاد را شرطی کنیم. متأسّفانه اقتصاد ما در این چند سال اخیر شرطی است؛ «ببینیم چه میشود؛ شش ماه دیگر چه میشود؛ برجام چه میشود» و مانند اینها. حالا هم بعضی سعی میکنند باز دوباره اقتصاد را شرطی کنند؛ «ببینیم ابتکار رئیسجمهور فرانسه چه میشود؛ فلان ابتکار چه میشود»؛ اینها را باید بگذارند کنار. کاری میخواهند بکنند، بکنند؛ کاری را که ممنوع نیست و عبور از خطوط قرمز نیست، انجام بدهند، امّا اقتصاد را متوقّف به آن نکنند، افکار عمومی را به او متوجّه نکنند. افکار عمومی بداند:
کهن جامهی خویش پیراستن
به از جامهی عاریت خواستن (۳)
خودمان بایستی به کار خودمان برسیم.
و در داخل، ظرفیّتها خیلی بالا است، خیلی بالا است. شما بهتر از من میدانید، من هم البتّه بیاطّلاع نیستم امّا شماها خودتان که در بخشهای مختلف تولیدی دارید کار میکنید، خوب میدانید که ظرفیّتهای کشور چقدر بالا است. همین آقایان و این خانمی که اینجا صحبت کردند، در واقع تبیین کردند بخشی از ظرفیّتهای کشور را در آن رشتهای که خودشان در آن رشته دارند کار میکنند. گلهها و دغدغهها که گفته شد، معنایش این است که در این بخش، ظرفیّتهای استفادهنشدهای وجود دارد که با این موانع نمیتوانیم از آنها استفاده کنیم، موانع را برداریم تا بشود استفاده کرد. پس ببینید، همهی حرف در این جلسهی امشبِ ما این است که ظرفیّتهای کشور بینهایت است، فراوان است، از بخشی از آنها استفاده شده و بحمدالله اثربخشی داشته، از بسیاری هم استفاده نشده؛ اگر بتوانیم از آن ظرفیّتها استفاده کنیم [اقتصاد مصون میشود]؛ که انشاءالله به برکت این تحریم، استفاده خواهیم کرد؛ این تحریم از این جهت میتواند -یکی از دوستان هم اینجا گفتند؛ حرف درستی است- به جای تهدید برای ما، تبدیل بشود به فرصت.
ضمناً به این هم توجّه کنیم، ما ملّت ایران، ما فعّالان اقتصادی، ما اندیشمندان مجموعهی کارهای کشور، اگر توانستیم با تکیهی بر توان داخلی، تحریم را بیاثر بکنیم، آن عامل تحریمکننده هم از تحریم دست برمیدارد؛ یعنی او هم وقتی فهمید تحریم فایدهای ندارد، از تحریم دست برمیدارد، چون آنها هم دارند متضرّر میشوند. الان اروپاییها و دیگران، از تحریم ما متضرّرند ولی خب روابط پیچیده و در هم تنیدهی اقتصادیِ بینالمللی به آنها اجازه نمیدهد کارهایی را بکنند؛ وقتی او دید تحریم بیاثر است، او هم از تحریم دست برمیدارد. البتّه وقتی او از تحریم دست برداشت، ما نباید سیاست تکیه به داخل را باز عوض کنیم. بعضی منتظرند که راه، آن طرف باز بشود، باز سرِ ماشین را کج کنند به آن سمت؛ این غلط است. ما باید اطرافِ سیاستهای تکیه به داخل را آن چنان محکم و استوار نگه داریم که ولو حالا به فرض که تحریمها هم برداشته شد -خیلی خب، امکانات بیشتری در اختیار ما قرار خواهد گرفت؛ از مسئلهی صادرات و امکانات گوناگون و مانند اینها استفاده کنیم- امّا به آن حرکتِ تکیهی به داخل، ضربه زده نشود.
یکی از مزیّتهای بزرگ کشور عبارت است از فرصت جمعیّت جوان کشور -چقدر من لذّت بردم که این برادرمان گفت: من چهار هزار جوان را در این بخش مشغول به کار کردم؛ واقعاً انسان لذّت میبرد- به تعبیر این جمعیّتشناسها «پنجرهی جمعیّتی». ما امروز در دلِ این فرصت قرار داریم. [طبق] آنچه به من گزارش دادند، آدمهایی که تخصّصی در این کار دارند و کارشناس این کارند میگویند این فرصت تا بیست سال دیگر ادامه خواهد داشت؛ ما بیست سال این فرصت را داریم؛ اگر در این بیست سال توانستیم پایههای کار خودمان را محکم کنیم که بُرد کردیم؛ اگر غفلت کردیم و این بیست سال فرصت از دستمان رفت و کشور وارد عرصهی سالمندی و فرسودگی شد، دیگر کاری نمیشود کرد.
خب در این بیست سال از این فرصت چه استفاده کنیم؟ دو مطلب اساسی هست: یکی مسئلهی جمعیّت که نگذاریم جمعیّت کاهش پیدا کند، نگذاریم جمعیّت جوان کاهش پیدا کند، موالید را افزایش بدهیم؛ دوّم ایجاد ثروت پایدار برای کشور؛ این دو کار باید انجام بگیرد. اینکه بنده نسبت به موالید و مسئلهی فرزندآوری و مانند اینها این همه اصرار میکنم، معنایش این است؛ یعنی اگر چنانچه به این مسئله بیتوجّهی بشود -که متأسفانه در بُرههی طولانیای بیتوجّهی شده- اگر این بیتوجّهی ادامه پیدا کند و همه به فکر فرزندآوری نیفتند و این حرکت عظیمی که در کشور لازم است انجام بگیرد، انجام نگیرد، بیست سال آینده -که مثل برق خواهد آمد؛ بیست سال زمان زیادی نیست- وارد یک مسیری خواهیم شد که دیگر کار برایمان بسیار مشکل خواهد شد. یکی هم مسئلهی ثروتآفرینی [است].
مزیّتهای کشور زیاد است، ظرفیّتهای کشور زیاد است؛ همه هم تکلیف دارند. من اینجا، هم برای فعّالان اقتصادی، هم برای عموم مردم، هم برای نخبگان دانشگاهی، هم برای نهادهای عمومی غیر دولتی، هم برای دستگاههای رسانهای -که یک گلهای هم یکی از آقایان کردند- هم برای دستگاههای دولتی، توصیههایی یادداشت کردهام که بخواهم همهی اینها را بگویم قطعاً وقت کفاف نمیدهد، مجبورم کوتاه کنم.
در مورد فعّالان اقتصادی که شماها باشید، یک کلمه فقط عرض میکنم که مخاطب سیاستهای اصل ۴۴ شما هستید؛ اصلاً مخاطب این مسئلهی اصل ۴۴ و آن چهارچوب کذائی آن که ما این را آمدیم با نگاه قانونی، با نگاه حکمتآمیز باز کردیم و سیاستهای اصل ۴۴ را بیان کردیم برای مردم، تبیین کردیم برای مردم، شما هستید. البتّه آن روزی که این سیاستها ابلاغ شد، همه تأیید کردند؛ یعنی من آن روز یادم نمیآید که حتّی یک نفر از کسانی که جزو منتقدین اقتصادیاند، صاحبنظران اقتصادیاند، اعتراض کرده باشند؛ همه تأیید کردند، همه گفتند کار درستی است و همین هم هست، درست بود، مسئولین دولتی هم همین جور. البتّه درست عمل نشده؛ اینکه به بهانهی اصل ۴۴، فلان کارخانه را بدهند به یک آدم سوءاستفادهچی که کارخانه را برچیند و برج بسازد، تقویت بخش خصوصی نیست؛ و همین هم چقدر فضا را خراب کرد. در بین فعّالان اقتصادی و آن کسانی که شرکتهای دولتی به اینها داده شده، شاید یک درصد هم آن جور کاری نکردند، بقیّه سالم عمل کردند، امّا همان یک درصد وقتی گفته شد، تکرار شد، دنبال شد، موجب این شد که یک بدبینیای به وجود بیاید که «چرا این جوری است». من به شما عرض بکنم مخاطب شما هستید؛ سیاستهای اصل ۴۴ برای شما که فعّال اقتصادی هستید، هم حق ایجاد میکند، هم تکلیف ایجاد میکند؛ مسئولیّت دارید؛ بروید قضیّه را دنبال کنید.
اینجا من یادداشت کردهام: زنجیرههای تخصّصی را با برنامهی عملیّاتی و نقشهی راه تشکیل بدهید، دنبال کنید؛ یعنی از تولید علم، فنّاوری، طرّاحی و مهندسی تا ساخت تجهیزات، تا ماشینآلات، تا تأمین موادّ اوّلیّه، تا تولید محصول، بازاریابی، توزیع، اینها همه کارهایی است که بر عهدهی شما است که باید انشاءالله انجام بدهید.
البتّه این را هم بگویم: بنده اعتقاد زیادی به تعاونیها دارم. اینکه رئیس محترم تعاونی بیان کردند، کاملاً مورد قبول و تصدیق من است. تعاونیها بسیار پدیدهی مطلوبی هستند برای اقتصاد ما؛ سرمایههای خُرد را جمع میکنند، تکتکِ افراد را توانمند میکنند، اشتغالِ فراوان ایجاد میکنند؛ بعد اگر بشود این تعاونیها را شبکهسازی کرد، در یک شبکهای جمع کرد، یک مجموعههای عظیمی به وجود میآید. خیلی برکات دارد؛ این تعاونیها را باید دنبال کنند. وزیر محترم هم اینجا است؛(۴) حتماً با جدّیّت مسئلهی تعاونیها را دنبال کنید و این مشکلاتی را که ذکر کردند در مورد تعاونیها، برطرف کنید.
در مورد عموم مردم، توصیهی من به مردم مکرّراً گفته شده. عرض من این است به مردم عزیزمان که از کالای ساخت داخل حتماً استفاده کنند و آن کسانی که میتوانند، در سرمایهگذاریهای مولّد حتماً شرکت کنند، از جمله در همین تعاونیها یا یک جاهایی در بورس.
فرهنگ کار جهادی و همکاری و تعاون را مردم بین خودشان، کسانی که میتوانند، حوزهی نفوذی در بین مردم دارند، ترویج بکنند. خوشبختانه مردم ما آمادهاند. شما ملاحظه کنید یک سیل میآید، یک زلزله میآید، مردم خودشان بدون اینکه کسی به آنها بگوید، وارد میدان میشوند. این تجربهی ما است، مال امروز هم نیست؛ از قبل از انقلاب هم همین جور بود. من خودم چند تجربهی موفّقِ عینیِ شخصی دارم در قضیّهی کمکهای مردمی و تعاونهای مردمی برای این جور حوادث. در همین قضیّهی سه روز پیش که در خیابانهای تهران یخ و بارندگی بود، تلویزیون نشان داد، من دیدم که چند نفر آدم، چند نفر مسلمان، آمدند شن و نمک آوردند! [اینها] نه عضو شهرداریاند، نه عضو خدمات شهرداریاند، نه عضو نیروی انتظامیاند، [بلکه] مردم معمولیاند، این خیابان هم خیابانِ متعلّق به آنها معلوم نیست باشد، آن ماشینهایی هم که دارند میروند ماشینهای آنها نیستند، امّا ماشین گیر کرده، روی یخ نمیتواند حرکت کند، آمده شن میپاشد! یعنی مردم ما این جوری هستند؛ آمادهاند. از این روحیه استفاده بشود برای ترویج کار جهادی. کار تولیدی را مردم تکریم کنند، احترام کنند به تولیدکننده و فعّالِ سالمِ اقتصادی. رفتارهای غلط را مردم زشت بدارند، منتها تعمیم ندهند. آنچه ما تأکید میکنیم این است که یک کار غلط را، یک کار زشت را که در یک جایی میبینند، تعمیم ندهند به همه؛ خب در هر جمعی ممکن است یک آدم نابابی وجود داشته باشد، که وجود هم دارد.
یک چیزی هم در مصنوعات آحاد مردم، در همین کارها و تولیدهای کوچک، انسان مشاهده میکند که گاهی یک چیزی را تولید میکنند، تولید خیلی خوبی [هم] هست، نشان فرنگی به آن میزنند؛ من تعجّب میکنم؛ نشان فرنگی. یک مقدار جنس برای یک منطقهی محرومی سفارش شده بود، تهیّه شده بود، یک نمونهاش را آوردند پیش من، من دیدم این یک نشان خارجی [دارد]؛ گفتم مگر نگفتید این تولید داخل است، بنا بود در داخل [تولید شود]؛ گفتند نه، این داخلی است، خیّاطش هم فلانی است، امّا این [نشان] را زده؛ گفتم بکَنید این را؛ این یکی از کارهای بد است که تولید داخلی را با نشان خارجی بیاورند به [مردم] بدهند.
در مورد نخبگان علمی و دانشگاهی هم بارها من گفتهام: [اوّل] پرداختن به حلّ مسائل اصلی اقتصاد [لازم است]. ما در کشور مسائل فراوانی در زمینهی اقتصاد داریم؛ دانشگاهها میتوانند روی اینها کار کنند و [آنها را] حل کنند.
دوّم، میتوانند با دستگاههای تولیدی همکاری کنند، همافزایی کنند؛ هم آنها به دستگاه تولیدی کمک میکنند، هم دستگاه تولیدی پاداش این کار را میدهد و مزد این کار را میدهد و به پیشرفت تحقیقات دانشگاهی کمک میکند. یک کار بسیار بابرکت و لازمی است این کار؛ البتّه سالهایی است که شروع شده؛ باید این ادامه پیدا کند.
تربیت نیروی انسانی خلّاق و مبتکر و متناسب با نیازهای امروز. و کار علمی در مورد همین نظام بانکی و مسئلهی بودجهریزی؛ اینها مشکلات ما است. ما الان در زمینهی بودجهریزی واقعاً مشکل داریم. بنده هم، سفارش کردهام، تأکید هم کردهام، چهار ماه هم از اوّل سال فرصت دادیم که در این چهار ماه، نظام بودجه را اصلاح کنید؛ خب نشده دیگر. گره علمی وجود دارد؛ این را باید دانشگاهها حل کنند؛ در نظام بانکی ما هم همین جور است. ماه رمضانها که من با دانشجو و استاد جلسه دارم، میآیند اینجا ساعتها صحبت میکنند، نظرات بسیار خوبی را ابراز میکنند؛ نه فقط اساتید، حتّی دانشجویان؛ دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشجوی دکتری میآیند اینجا صحبت میکنند، حرفهایی میزنند که انسان استفاده میکند از این حرفها؛ بنده واقعاً استفاده میکنم؛ صاحبنظرند، میتوانند حل کنند؛ دستگاههای دولتی از اینها استفاده کنند، از اینها بخواهند و اینها هم اقدام کنند.
توصیهی مؤکّد بنده به نهادهای عمومی غیر دولتی این است که در کارهای اقتصادی مطلقاً رقیب بخشِ خصوصی نشوند. این، آن حرفی است که ما به همهی نهادهای عمومی غیر دولتی گفتیم و میگوییم. در جاهایی که بخش خصوصی، یا توان لازم و امکانات را ندارد، یا رغبتی ندارد، وارد بشوند؛ اگر چنانچه بعد از مدّتی بخش خصوصی وارد آنجا شد، اینها از آنجا هم به یک نقطهی دوردستتر و سختتری مهاجرت کنند و بروند آنجا کار کنند، سرمایهگذاری کنند؛ و جداً از رقابت با بخش خصوصی پرهیز کنند.
[در مورد] دستگاههای حکومتی، عمدهی توصیههای ما اینها است: اوّلین مطلبی که من اصرار دارم که دستگاههای حکومتی بجد دنبالش باشند، مسئلهی بهبود فضای کسب و کار است؛ همهی این چیزهایی که این آقایان گفتند ناشی از عدم بهبود فضای کسب و کار است؛ قوانین مزاحم، مقرّرات مزاحم، عملکرد احیاناً غلط، نه از روی غرضورزی که یک جاهایی هم ممکن است از روی غرضورزی باشد. باید محیط مساعد تولید را در کشور به وجود بیاورند؛ یعنی محیط مساعدی به نفع حرکت تولیدی و جهتگیری تولید، در مقابل جهتگیری واردات و تکیهی به خارج. ما متأسّفانه یک میراث بسیار تلخ و شومی از رژیم طاغوت داریم؛ آنجا اساس اقتصاد، اساس تحرکات اقتصادی و تجاری و مانند اینها مبتنی بود بر تکیهی به واردات؛ این منتفی نشده، انقلاب خیلی از بنیانهای غلط را عوض کرد، [امّا] این را نتوانسته متأسّفانه بدرستی عوض کند؛ باید جدّیّت بشود در این قضیّه. فضای کشور را، فضای اقتصادی کشور را، فضای مالی و پولی کشور را، بانک را، گمرک را، بودجه را، تأمین اجتماعی را، مقرّراتِ اینها را در جهتی سوق بدهند که به نفع تولید باشد؛ واردات و واسطهگری و سفتهبازی و مانند اینها در انزوا قرار بگیرد؛ این مهمترین مسئله است.
تعامل تکریمآمیز با فعّالان سالم و معتبر؛ خوشبختانه جمع کثیری از فعّالان اقتصادی ما مردمان سالم و معتبر و ریشهدار هستند، دارند واقعاً کار میکنند، بعضی برای خدا هم کار میکنند. البتّه بخش خصوصی به دنبال سود شخصی است و اشکالی هم ندارد امّا بعضی در کنار این [برای خدا کار میکنند]؛ من دیدم کسی را که پولدار بود، از آشناهای مشهدِ ما بود، گفت که من میتوانستم این پول را بگذارم در بانک و یک سود کلانی از آن بگیرم بدون هیچ دردسری، بدون مالیات، بدون مشکل، بدون بررسی و غیره، [امّا] دلم نیامد -در کار پرورش مرغ و مانند آن بود- رفتم گذاشتم آنجا؛ کارِ پُردردسر، تولیدی امّا محض رضای خدا؛ گفت دیدم برای انقلاب، این لازم است. ببینید، سود هم میبرد امّا خدا هم به او ثواب میدهد. یکی این مسئله.
قوانین و دستورالعملهای مزاحم -که این مربوط به مجلس است- باید نسخ بشود، با مقرّرات تسهیلکننده جایگزین بشود. در برخی از قوانین، این اتّفاق افتاده؛ یعنی قوانین را تغییر دادهاند به نفع تولید، لکن اجرائی نشده، قوانین خوبی گذاشته شده، بعضیهایش قانونگذاری شده، [لکن] اجرائی نشده، باید اجرائی بشود. مشکلات عمدهی ما در همین زمینهی بانک و گمرک و مانند این چیزها است؛ اینها بایستی برطرف بشود که مجلس و دولت باید در این زمینه بِجد فعّالیت کنند.
بعضی از خطاها در زمینهی تولیدکنندگان به وجود میآید، این خطاها همه در یک سطح نیست؛ این جور نیست که هر خطائی موجب این بشود که دستگاههای نظارتی بیایند بریزند سر آن واحد تولیدی و مشکلات برایش درست کنند؛ این توصیهی ما است به [این] دستگاهها. البتّه بعضیها خیانت میکنند؛ آن حسابش جدا است امّا برخی از خطاها و اشتباهات هست که باید با تذکّر و فرصت دادن برطرف بشود. خوشبختانه رئیس محترم قوّهی قضائیّه چندی پیش، شاید هفتهی پیش به من گفت که ما فلان تعداد -یک رقم خیلی بالایی- واحد تولیدی را که در شرف تعطیل بود، رفتیم و نگذاشتیم تعطیل بشود. خب خیلی خوب است، باید دستگاههای نظارتی به این مطلب توجّه داشته باشند.
یک مطلب هم در توصیههای لازم به دولت، عبارت است از ثبات در سیاستهای پولی و مالی؛ ثبات در سیاستها. سیاستهایی که هر چند ماه یک بار یا یک سال یک بار تغییر پیدا کند، ضربههای سختی به تولید کشور میزند.
یک نکتهی دیگری که وجود دارد -که این هم باز ناشی از همین تجربهی مبادلات با خارجیها و مانند اینها است- [این است]: تجربه نشان داده که شرکتهای خارجی حاضر به انتقال فنّاوریهای پایه و اساسی به کشور نیستند؛ حالا اینجا دوست ما گفتند که ما به فلان کشورها فنّاوری را صادر کردیم؛ گفتیم خوشا به کرمتان که فنّاوری را صادر میکنید! دیگران محصول را صادر میکنند، فنّاوری را صادر نمیکنند به ما؛ نمیگویم شما هم این کار را بکنید؛ نه، یک وقت هم شما لازم است فنّاوری را صادر کنید، خیلی هم خوب است، اعتبار هم هست برای کشور امّا دیگران این کار را نمیکنند؛ بخصوص در زمینههای اساسی؛ نفت، خودرو، پتروشیمی، در این مسائل. دستگاههای داخلی باید بجد کشور را و دستگاههای دولتی را بینیاز کنند. همین طرحی که سال گذشته -یک سال یا دو سال پیش- وزارت نفت داشت که خارجیها بیایند چاههای نفت را مثلاً این جوری استخراج کنند و غیره، خب بله، ما یک عقبماندگیهایی داریم در این زمینه، [امّا] من میگویم آن فکری، آن اندیشهی دقیقی که میتواند بدون هیچ کمکی سلّولهای بنیادی را در کشور تولید کند -آن روزی که ما تولید کردیم، دست یافتیم، یک صنعت بسیار پیچیده و نادری در دنیا بود- یا میتواند غنیسازی اورانیوم را از سه درصد و سهونیم درصد به بیست درصد برساند در حالی که هیچ دستگاه بینالمللی و دارندگان این صنعت حاضر نیستند اندکی کمک بکنند، نمیتواند در زمینهی استحصال بهتر و بیشتر چاههای نفت به دولت کمک کند؟ قطعاً میتواند؛ یکی از کارهای اساسی همین است. باید برنامهریزی کرد برای فنّاوریهای اساسی و از این فرصت تاریخی هم استفاده بشود.
ببینید، شرکتهای مربوط به نفت و شرکتهای مربوط به خودرو، زودتر از همه از کشور خارج شدند؛ بعضیها غصّه خوردند؛ میتوان غصّه نخورد، خوشحال شد از این حادثه؛ خیلی خب، آنها رفتند، ما این همه امکانات در قطعات خودروسازی داریم؛ که الان گفتند، اینجا یکی از دوستان بیان کردند؛ قطعات مورد نیاز در صنعت نفت، در خودرو، در [صنایع] مهم، در ماشینسازی؛ میتوانیم از اینها استفاده کنیم. البتّه دولتیها میتوانند نقش بسیار مؤثّری در این زمینه داشته باشند. قطعهسازی در حوزههای مختلف -نفت، خودرو، لوازم خانگی، حمل و نقل، ماشینآلات- تجمیع بشود، اینها را با همدیگر تبادل کنند، همافزایی کنند، نمایشگاه دائمی برای نشان دادن اینها تشکیل بشود. من قبلاً هم گفتم؛(۵) چند ماه قبل از این بنده گفتم که نیازهای صنایع مختلف در بخشهایی که گیر و گور دارند در صنایعشان، احصاء بشود، داده بشود به دستگاههای دانشبنیان یا به دانشگاهها، اینها کاری را که در این زمینه کردند، نمایش بدهند؛ این اتّفاق افتاد، خوشبختانه یک قدم برداشته شد منتها کافی نیست. نمایشگاه دائمی قطعهسازی در بخشهای مختلف تشکیل بشود، به وجود بیاید و این کار انجام بگیرد.
یک کار دیگر هم [این است]: تواناییهای مهندسی و فنّاوری بسیار بالای دستگاههای نظامی منتقل بشود به دستگاههای غیرنظامی؛ سطح فعّالیّت مهندسی ما در بخش نظامی خوشبختانه خیلی بالا است. این کارهایی که الان دارد انجام میگیرد، خیلی مهم است و فقط هم مال امروز نیست؛ الان شاید ده دوازده سال است که کارهای مهمی در زمینهی صنایع نظامی دارد انجام میگیرد. من شاید این را در صحبتهای عمومی یک بار، دو بار گفتهام که یک مقالهای من خواندم از یک ژنرال اسرائیلی در چند سال قبل از این که یک موشکی را بچّههای ما آزمایش کرده بودند؛ او مقاله نوشته بود در یک جایی -که برای من ترجمه کردند آوردند- که من با ایران بد هستم، با ایرانیها بد هستم امّا در مقابل این حرکت تعظیم میکنم: [کشور] ایرانی که در این محاصرهی شدید قرار دارد، در حال محاصره بتواند یک چنین کاری بکند! البتّه بعد از آن کار، کارهای خیلی فراوانِ بهتر و مهمتر و جالبتری انجام گرفته؛ اینکه شما میبینید موشک بالستیک با برد دو هزار کیلومتر، حدّاکثر با اختلاف یک متر، دو متر، پنج متر به هدف میخورد، چیز خیلی بزرگی است، خیلی چیز مهمّی است. خب این توان مهندسی، این توان فنّاوری میتواند در مورد خودرو، در مورد نفت، در مورد بخشهای گوناگون، در مورد مسائل فضایی، در مسائل غیرنظامی به کار گرفته بشود؛ میشود این کار را کرد. البتّه خود دستگاههای نظامی هم خوشبختانه با دانشگاهها ارتباطاتشان خوب است، از دانشگاهها حدّاکثر استفاده را میکنند، این را هم دانسته باشید.
یک مسئله هم مسئلهی حمایت از صادرات و حضور فعّالان اقتصادی در عرصهی خارجی است که این را هم بعضی از دوستان گفتند، کاملاً درست است؛ ما از ظرفیّت دیپلماسیمان میتوانیم استفاده کنیم. اطراف خود ما، سیصد چهارصد میلیون جمعیّت چسبیدهی به ما، [یعنی] همسایههای ما هستند که با بعضیشان هم روابط، عادی و خوب است؛ میتوانیم ما با اینها ارتباطات خوبی داشته باشیم. مسئولین دیپلماسی کشور، نشانهای ایرانی را در بیرون برجسته کنند؛ فرض کنید که وقتی شما در فلان جلسهی بینالمللی شرکت میکنید، کت و شلواری که پوشیدهاید نشان خیّاط ایرانی دارد -[مثلاً] یک خیّاطی در سمنان این را دوخته، خیلی هم قشنگ دوخته- وقتی این برود، این نشان ترویج میشود؛ [باید] نشانهای ایرانی را ترویج کنند. حرفها و مفاهیم ایرانی را هم ترویج کنند؛ بعضیها عکس این عمل میکنند. یکی از گلههای ما از بعضی مسئولین کشور در سالهای گذشته این بود که میروند خارج و در جمع اروپاییها صحبت میکنند، حرفی که میزنند یک حرف اروپایی است، یک حرفی است که یک متفکّر اروپایی مثلاً صد سال پیش گفته و حالا رسیده به دست ما، ایشان میرود آنجا تحویل آنها میدهد؛ خب اینکه در نظر او ارزشی ندارد، ما خودمان حرفهای نو داریم، حرفهای جدید داریم، حرفهای نشنیده داریم؛ اینها را بگوییم. عین همین قضیّه در این نشانهای ایرانی وجود دارد که بایست استفاده بشود. از روش تهاتر در بعضی از اجناس باید استفاده بشود.
مسئلهی سیاستهای اصل ۴۴ را هم که عرض کردیم، مجدّداً تأکید میکنیم که سیاستهای اصل ۴۴ مسئلهی جایگزینیِ بخشِ خصوصی به جای بخش دولتی نبود؛ بخش خصوصی شأنی دارد، بخش دولتی هم شأنی دارد؛ اینها باید به هم کمک کنند، مزاحم هم نباید باشند. ما گفتیم «بخش دولتی مزاحم بخش خصوصی نباشد»؛ یعنی چه؟ یعنی آن کاری را که سرمایهی بخش خصوصی میتواند انجام بدهد، بخش دولتی وارد آن نشود؛ اگر هم هست، بکشد کنار، بگذارد در اختیار بخش خصوصی؛ اینها بشوند مکمّل هم. امّا معنایش این نیست که بخش دولتی بکلّی از فعّالیّتهای اقتصادی کنار میرود؛ نه، یک کارهایی هست که جز بخش دولتی یا بخشهای عمومیِ غیر دولتی، کس دیگری نمیتواند انجام بدهد؛ باید وارد بشوند آنها را انجام بدهند، همان طور که عرض کردیم.
بخش خصوصی و تعاونی باید حتماً توسعه پیدا کند. در بخش نفت و گاز، بخش خصوصی و تعاونی میتوانند حضور همهجانبه داشته باشند. یک قانونی اخیراً در این زمینه تصویب شده -در زمینهی صنایعِ پاییندستیِ نفت و گاز- این قانون باید اجرائی بشود. بعضی از قوانین تصویب میشود در مجلس، اجرائی نمیشود؛ یعنی آئیننامههای لازم تهیّه نمیشود، همین طور میماند. باید سریعاً این کار انجام بگیرد؛ باید دنبال بکنند که این کار انجام بگیرد.
و افزایش ظرفیّت تولید نفت و گاز، ایجاد ذخایر استراتژیک نفت و گاز، اینها چیزهایی است که لازم است و در سیاستهای اقتصاد مقاومتی هم اینها را گفتهایم.
در مورد رسانهها، من به رسانهها توصیه میکنم این موفّقیّتها را منعکس کنند. رسانهها روی بعضی از دلسوزیها بعضی از اشکالات را منعکس میکنند؛ خیلی خب، عیبی ندارد، اشکالات را هم منعکس کنند که مسئولین اگر تلویزیون تماشا میکنند، بفهمند که اشکالات کجا است؛ لکن در کنار آن، موفّقیّتها را [بگویند]. همین حرفهایی که شما زدید، این کارهایی که در زمینهی نفت شده، در زمینهی آبزیان شده، در زمینهی کارهای شیمیایی شده، اینها را منعکس کنند، بگویند به مردم، جوانها بفهمند، بعد هم ظرفیّتهای گوناگونِ فراوانی را که در سطح کشور وجود دارد معرّفی کنند که کسانی که استعداد دارند، آمادگی دارند، بروند دنبال اینها. البتّه مطالباتِ منطقیِ فعّالان اقتصادی را هم دنبال کنند که دولتیها توجّه کنند. امشب یک نکتهی دیگر را هم ما در مورد رسانهها از این برادران استفاده کردیم و آن، این است که خارجیها میآیند پولهای کلان میآورند، سی میلیون دلار میآورند داخل و جنس خودشان را تبلیغ میکنند به وسیلهی مثلاً صدا و سیمای جمهوری اسلامی -پول میدهند دیگر- وقتی که این عرضه مشتری پیدا کرد، قیمت میرود بالا؛ قیمت که رفت بالا آن وقت این تولیدکنندهی داخلی هم که میخواهد برود صدا و سیما، باید همان پول را بدهد، و نمیتواند بدهد. توصیهی بنده این است: من نمیگویم آن سی میلیون دلار را نگیرند؛ آن را بگیرید، هر چه میتوانید بیشتر هم بگیرید؛(۶) امّا فرق بگذارید، تعرفهها را با حساب و کتاب قرار بدهید؛ برای تولیدکنندهی خارجی یک تعرفه قرار بدهید، برای تولیدکنندهی داخلی یک تعرفهی دیگر قرار بدهید؛ یعنی کاری نکنید که تولیدکنندهی داخلی نتواند نشان خودش را در کشور ترویج کند.
خب، حرف ما تمام شد. همه بدانند؛ هم دوستان ما، هم دشمنان ما. ما در عرصهی جنگ نظامی دشمن را عقب زدیم، در عرصهی جنگ سیاسی دشمن را عقب زدیم، در عرصهی جنگ امنیّتی دشمن را عقب زدیم -همین کارهای این چند روز، کارهای امنیّتی بود؛ اینها کارهای مردمی نبود، کار امنیّتی بود؛ عقبزده شدند- در عرصههای مختلف دشمن را عقب زدهایم؛ به توفیق الهی، در عرصهی جنگ اقتصادی هم دشمن را به طور قاطع عقب خواهیم زد.
امیدواریم که انشاءالله خدای متعال توفیقات شماها را زیاد کند. و آن طوری که از مسائل مربوط به تولید و آنچه امسال پیش آمده برای من گزارش شده، بنده آیندهی روشنی را انشاءالله میبینم در زمینهی مسائل اقتصادی، که عرض کردیم کلید آن هم همین تولید است و رونق تولید است و انشاءالله روزبهروز این راه روشنتر خواهد شد و دوستان انشاءالله توفیقات بیشتری را به دست خواهند آورد. و بحمدالله اوضاع را، افق را، بنده روشن میبینم؛ یعنی [با توجّه به] آنچه در مقابل چشم بنده است، بر اساس تجربهها و بر اساس اطّلاعاتی که بنده دارم، افق را کاملاً من روشن میبینم.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
۱) در ابتدای این دیدار، ده نفر ازتولیدکنندگان، کارآفرینان و فعّالان اقتصادی مطالبی بیان کردند.
۲) آقای مهدی خسروی
۳) سعدی
۴) آقای دکتر محمّد شریعتمداری (وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی) در جلسه حضور داشت.
۵) بیانات در دیدار مسئولان نظام (۱۳۹۸/۲/۲۴)
۶) خندهی حضّار
۱۳۹۸ بیانات رهبر انقلاب درباره مسائل پیشآمده پس از اجرای طرح مدیریت مصرف سوخت
بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
قبل از اینکه بحث را شروع بکنیم، من عرض بکنم که در این یکی دو روز خب یک حوادثی به دنبال مصوّبهی سران کشور، سران قوا اتفاق افتاد؛ دیروز، دیشب، پریشب، در برخی از شهرهای کشور، و متأسفانه مشکلاتی هم درست شد، تعدادی جان باختند و مراکزی تخریب شد، از این کارها هم شد در این یکی دو روزه. چند نکته را باید توجه داشت؛ اولاً وقتی یک چیزی مصوبهی سران کشور هست، آدم باید با چشم خوشبینی به او نگاه کند، بنده در این قضیه سررشته ندارم یعنی تخصص این کار را ندارم، گفتم هم به آقایان؛ گفتم من چون نظرات کارشناسها هم در این قضیهی بنزین مختلف است، بعضیها آن را لازم و واجب میدانند بعضیها مضر میدانند، بنابراین من هم که صاحبنظر نیستم در این قضایا؛ گفتم من صاحبنظر نیستم لکن اگر سران سه قوه تصمیم بگیرند من حمایت میکنم. من این را گفتم، حمایت هم میکنم. سران قوایند، نشستند با پشتوانهی کارشناسی یک تصمیمی برای کشور گرفتند، باید عمل بشود به آن تصمیم؛ این یک نکته.
نکتهی دوم اینکه خب بله، یقیناً بعضی از مردم از این تصمیم یا نگران میشوند یا ناراحت میشوند یا به ضررشان است یا خیال میکنند به ضررشان است به هر تقدیر ناراضی میشوند، لکن آتش زدن به فلان بانک این کار مردم نیست، این کار اشرار است؛ کار اشرار است، این را باید توجه داشت. در یک چنین حوادثی معمولاً اشرار، کینهورزان، انسانهای ناباب وارد میدان میشوند، گاهی بعضی از جوانها هم از روی هیجان با اینها همراهی میکنند و اینجور مفاسد را به بار میآوردند. این مفاسد هیچ مشکلی را درست نمیکند جز اینکه علاوهی بر هر مشکلی که هست، ناامنی را هم اضافه میکند. ناامنی بزرگترین مصیبت برای هر کشوری است، برای هر جامعهای است، اینها قصدشان این است. شما ملاحظه کنید در این دو روز تقریباً یعنی دو شب و یک روزی که از این قضایا گذشته همهی مراکز شرارت دنیا علیه ما این کارها را تشویق کردند، از خانوادهی منحوس خبیث خاندان پهلوی تا مجموعهی خبیث و جنایتکار منافقین، اینها دارند مرتباً در فضای مجازی و در جاهای دیگر دارند تشویق میکنند ترغیب میکنند که این شرارتها انجام بگیرد. من عرضم این است هیچ کس به این اشرار کمک نکند، هیچ انسان عاقل و شایستهای که به کشور خودش علاقه مند است، به زندگی راحت خودش علاقه مند است، به اینها نباید کمک بکند؛ اینها اشرارند، این کارها کار مردم معمولی نیست.
مسئولین هم البته دقّت کنند، مواظبت کنند، هرچه ممکن است از مشکلات این کار کم کنند. حالا من دیروز دیدم در تلویزیون که بعضی از مسئولین محترم آمدند گفتند که ما مراقبیم که این افزایش قیمت موجب افزایش قیمت اجناس و کالاها نشود؛ خب بله این مهم است، چون الان گرانی هست، بنا باشد باز اضافه بشود گرانی خب این برای مردم خیلی مشکلات درست میکند، باید مراقبت کنند. این مراقبتها را اینها بکنند، مسئولین حفظ امنیت کشور هم به وظایفشان عمل کنند، مردم عزیز ما هم که خوشبختانه در قضایای گوناگون این کشور بصیرت خودشان را، آگاهی خودشان را نشان دادند بدانند که این حوادث تلخ از ناحیهی کیست و چگونه است، این آتش زدن و خراب کردن و ویران کردن و دعوا کردن و ناامنی ایجاد کردن مال چه کسی است، این را بفهمند توجه کنند که میفهمند هم مردم ملتفتند، و از اینها فاصله بگیرند. این آن توصیهی ما است، مسئولین کشور هم به وظایفشان به طور جدی عمل کنند.
بالاخره وقتی یک تصمیمی گرفته شد از ناحیهی سران سه قوّه، بحث دولت نیست، بحث یک وزارتخانه نیست، سران سه قوّهی کشور نشستند یک تصمیمی گرفتند؛ به یک پشتوانهی کارشناسی هم متّکی است. گفتم من صاحبنظر نیستم در این قضیّه لکن به عنوان یک آدمی که میبیند مسئولین کشور تصمیم گرفتند. زمان امام (رضواناللّهعلیه) هم همین جور بود؛ یک کارهایی را مسئولین، سران سه قوّه تصمیم میگرفتند و اجرا میشد، حالا هم همین جور است. امیدواریم انشاءاللّه به کمک مردم، به همفکری و همافزایی مسئولین و دلسوزی و پیگیری آنها و لطف الهی انشاءاللّه این کار به بهترین وجهی پیش برود.
بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
تبریک عرض میکنم روز میلاد باعظمت نبیّ مکرّم اسلام (صلّی الله علیه و آله) و حضرت امام جعفر صادق (سلام الله علیه) را. عظمت این روز به قدر عظمت ولادت پیغمبر اسلام است؛ باید قدر دانست این روز و روزهای بزرگی از این قبیل را. پیغمبر بزرگوار اسلام اوّلشخص و برترین انسانِ مخلوقِ پروردگار است؛ از همهی انبیا، از همهِی اولیا، از همهی خلق عالم در طول تاریخ، نبیّ مکرّم اسلام برتر و بالاتر و باعظمتتر است.
فاق النّبیّین فی خَلق و فی خُلُق
و لم یدانوه فی علم و لا کرم
و کلّهم من رسول الله ملتمس
غرفاً من البحر او رشفاً من الدّیم(۱)
به معنای واقعی کلمه، وجود مقدّس پیغمبر قلّهی عالم وجود و برترین نقطهی عالم امکان است. قرآن، خود را «نور» توصیف کرده است؛ در قرآن یکی از تعبیراتی که دربارهی خود قرآن شده است «نور» است: قَد جٰاءَکُم مِنَ اللهِ نورٌ وَکِتٰبٌ مُبین؛(۲) قرآن نور است. از همسر مکرّم پیغمبر اسلام نقل شده است که دربارهی پیغمبر سؤال کردند، ایشان در جواب گفت «کان خُلقه القرآن»؛(۳) یعنی قرآن مجسّم؛ پس پیغمبر هم نور است. نور وسیلهی روشنایی و وسیلهی حیات انسان است، پیغمبر وسیلهی روشنایی و حیات جوامع انسانی است. اینها چیزهایی است که بشر بتدریج به اینها خواهد رسید. به معنای واقعی کلمه، وجود مقدّس پیغمبر نور است که آن شاعر عرب هم میگوید «ولد الهدیٰ فالکائنات ضیاء»؛ به معنای واقعی کلمه همین جور است. «و فم الزّمان تبسّم و ثناء»؛(۴) خدا کند که دنیای اسلام این جور باشد؛ در روز ولادت پیغمبر بر لبان دنیای اسلام تبسّم باشد، غم و اندوه ننشیند؛ این آرزوی ما است.
دو سه مطلب را من یادداشت کردهام که عرض بکنم. یکی دربارهی هفتهی وحدت است. ما در جمهوری اسلامی این هفته را، یعنی از دوازدهم تا هفدهم [ربیعالاوّل] را، به عنوان هفتهی وحدت نامگذاری کردهایم. این یک نامگذاری محض نیست، یک حرکت سیاسی و تاکتیکی هم نیست؛ این یک اعتقاد و ایمان قلبی است. جمهوری اسلامی به معنای واقعی کلمه معتقد به لزوم اتّحاد امّت اسلامی است. این [کار] سابقه هم دارد؛ یعنی مخصوص زمان ما و دوران جمهوری اسلامی نیست. مرجع بزرگی مثل مرحوم آیتالله بروجردی که مرجع کلّ دنیای شیعه در زمان جوانی ما بود، طرفدار جدّی وحدت اسلامی بودند، طرفدار جدّی تقریب مذاهب اسلامی بودند؛ با بزرگان علمای دنیای اسلام و اهل سنّت مراوده داشتند، گفتگو داشتند؛ این یک اعتقاد است، یک اعتقاد قلبی و عمیق است. بعضیها تصوّر میکنند یا وانمود میکنند که این یک تاکتیک سیاسی است؛ نه، این جور نیست؛ این یک ایمان قلبی است؛ معتقدیم به این و معتقدیم که خدای متعال این را از ما خواسته است.
البتّه وحدت مراتبی دارد؛ اتّحاد دنیای اسلام مراتبی دارد؛ پایینترین مرتبهاش این است که جوامع اسلامی، کشورهای اسلامی، دولتهای اسلامی، اقوام اسلامی، مذاهب اسلامی، علیه هم دست به تعرّض نزنند، با هم معارضه نکنند، به یکدیگر ضربه نزنند؛ این قدم اوّل است. البتّه بالاتر از این، این است که دنیای اسلام علاوه بر اینکه به یکدیگر ضربه نمیزنند، در مقابل دشمن مشترک هم دست به دست هم بدهند، اتّحاد واقعی و کافی داشته باشند، از یکدیگر دفاع کنند. این هم یک قدم بالاتر است؛ از این بالاتر هم این است که کشورهای اسلامی، ملّتهای اسلامی همافزایی کنند. کشورهای اسلامی از لحاظ علمی، از لحاظ ثروت، از لحاظ امنیّت، از لحاظ قدرت سیاسی در یک سطح نیستند، میتوانند به یکدیگر کمک کنند، همافزایی کنند، آنهایی که بالاترند در هر بخشی، دست آن کسانی را که پایینتر هستند بگیرند؛ این هم یک مرحلهای از وحدت است. مرحلهی بالاتر هم این است که همهی دنیای اسلام متّحد بشوند در جهت رسیدن به تمدّن نوین اسلامی. این چیزی است که جمهوری اسلامی هدف غایی قرار داده: رسیدن به تمدّن اسلامی، منتها تمدّن متناسب با این زمان، تمدّن نوین اسلام. اینها مراتب وحدت است.
خب حالا شما ملاحظه کنید پایینترین این مراتب چه بود؟ این بود که کشورهای اسلامی به یکدیگر تعرّض نکنند و در مقابل دشمن مشترک در کنار هم قرار بگیرند؛ اگر همین را امروز ما رعایت میکردیم، این همه مصیبت در دنیای اسلام وجود نداشت. اگر چنانچه در قضیّهی فلسطین که بزرگترین مصیبت دنیای اسلام مسئلهی فلسطین است -چون یک ملّت را از خانهی خودش، از وطن خودش بیرون کردند، کسانی را آوردند در آنجا ساکن کردند، حاکم کردند و صاحبخانهها را زیر این فشار قرار میدهند؛ ملاحظه میکنید این وضع غزّه است و جنایات صهیونیستها، این وضع این طرف [دیگر] کشور فلسطین و ساحل غربی است- دنیای اسلام به همین پایینترین مراحل وحدت خود را ملتزم میکردند، پایبند میکردند، این اتّفاقات نمیافتاد، دشمن جرئت نمیکرد این کار را بکند. شما ملاحظه کنید در دنیای اسلام چه حوادثی، جنگهای خونینی [اتّفاق افتاده]؛ قضیّهی یمن، قضایای گوناگون منطقهی غربی، شمال آفریقا؛ اینها همه بر اثر این است که ما بین خودمان کمترین حدّ وحدت را که اسلام از ما خواسته است مورد توجّه قرار ندادیم؛ این وظیفهی بسیار سنگینی است. این را ما عرض میکنیم برای صاحبان افکار روشن، برجسته. بحمدالله دنیای اسلام از انسانهای برجستهای برخوردار است، صاحبان فکری هستند، به طور جدّ دنبال باشند. جوانها، ملّتهای مسلمان علاقهمندند امّا دستهای تفرقهافکن وجود دارد دیگر، که باید در مقابل اینها ایستاد. در دنیای اسلام امروز از شمال آفریقا تا شرق آسیا تا میانمار مسلمانها زیر فشارند؛ در شرق و غرب دنیای اسلام مسلمانها زیر فشارند.
در زمینهی فلسطین هم این جمله را من عرض بکنم؛ موضع ما در قضیّهی فلسطین یک موضع اصولی است؛ یک موضع قطعی و اصولی است. از پیش از پیروزی انقلاب، از اوایل نهضت، امام بزرگوار ما به خطر نفوذ صهیونیسم و دخالت صهیونیسم و ظلم صهیونیسم تصریح کرد؛ از اوّل انقلاب هم ما در این موضع قرار گرفتیم. اوّلین کاری که جمهوری اسلامی کرد، این بود که مرکز صهیونیستها در تهران را که مال رژیم قبل بود، از آنها گرفت، بیرونشان کرد، داد به فلسطینیها؛ این یک کار واقعی و نیز یک کار نمادین بود و تا امروز ما در موضع خودمان قرار داریم. ما از فلسطین حمایت کردیم، به فلسطینیها کمک کردیم، باز هم کمک میکنیم، هیچ گونه ملاحظه و رودربایستی هم در این قضیّه نداریم. باید همهی دنیای اسلام به فلسطین کمک کنند.
مکرّر در بیانات امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) و بیانات مسئولین جمهوری اسلامی، محو دولت اسرائیل مطرح شده است؛ دشمنان این را بد معنا میکنند؛ محو دولت اسرائیل به معنای محو مردم یهودی نیست -ما با آنها هیچ کاری نداریم- [منظور] محو آن حکومت است، محو آن رژیم تحمیلی است. «محو اسرائیل» یعنی مردم فلسطین که صاحبان واقعی آن سرزمینند -چه مسلمانشان، چه مسیحیشان، چه یهودیشان- خود صاحبان اصلی دولت خودشان را انتخاب بکنند؛ بیگانهها و اراذل و اوباشی مثل نتانیاهو و مانند اینها را که واقعاً اراذلند، از بین خودشان ازاله کنند، بیرون کنند، کشور را خودشان اداره کنند؛ محو اسراییل یعنی این، و این اتّفاق خواهد افتاد. بعضی استبعاد(۵) میکنند که چطور مثلاً بعد از گذشت هفتاد سال [فلسطین مستقل میشود]؛ کشورهای بالکان و بعضی از کشورهای دیگر هم بعد از شصت سال، هفتاد سال که در تصرّف دیگران بودند مستقل شدند، برگشتند به ملّتهای خودشان؛ هیچ بُعدی ندارد. وَ ما ذٰلِکَ عَلَی اللهِ بِعَزیز؛(۶) این اتّفاق خواهد افتاد. ما طرفدار مردم فلسطین هستیم، ما طرفدار استقلال فلسطین هستیم، ما طرفدار نجات فلسطین هستیم، ما یهودستیز نیستیم؛ در کشور خود ما عدّهای یهودی وجود دارند که با کمال امنیّت دارند زندگی میکنند. پس این هم یک نکته.
نکتهی بعدی اینکه ما که طالب وحدتیم و برای وحدت دل میسوزانیم. باید بدانیم این فکر، این خواسته و مطلوب، دشمنان جرّاری(۷) هم دارد؛ در رأس این دشمنان هم فعلاً در این دوران، رژیم ایالات متحدهی آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی است؛ اینها دشمنان وحدت اسلامند. آمریکا فقط دشمن جمهوری اسلامی نیست؛ بعضیها خیال میکنند دعوا فقط بین جمهوری اسلامی و آمریکا است؛ بله جمهوری اسلامی چون فعّال است دشمنیِ بیشتری با او میشود امّا با دنیای اسلام با کشورهای اسلامی دشمنند؛ با فلسطین دشمنند، با ملّتهای غرب آسیا دشمنند، با ملّتهای شمال آفریقا دشمنند، با مجموعهی مسلمانها دشمنند؛ علّت هم در ماهیّت اسلام است؛ چون اسلام نفی ظلم است، نفی سلطه است، نفی استکبار است. نظام سلطه -که فعلاً در رأس آن آمریکا است؛ یک روز در رأسش انگلیس بود یا دیگران بودند، امروز در رأس نظام سلطه آمریکا است- با منطق اسلام، با هویّت اسلام، با معنای اسلام مخالف است. البتّه با جمهوری اسلامی بیشتر مخالفند؛ اینها با سعودی هم مخالفند؛ بعضی خیال میکنند که آمریکاییها با جمهوری اسلامی دشمنند، با سعودیها [دوستند]؛ نه، با آنها هم دشمنند، اینکه [آمریکا] صریحاً بگوید سعودیها غیر از پول چیزی ندارند، دشمنی نیست؟ معنای این حرف چیست؟ معنایش این است که پول دارند باید برویم پولشان را بچاپیم! دشمنی به یک کشور، به یک ملّت از این بالاتر؟ خُب بفهمند! طرفهایشان بفهمند دشمنی را؛ بفهمند در مقابل این دشمنی وظیفهی یک انسان باشرف چیست و شرف اسلامی، غیرت اسلامی، غیرت عربی در مقابل یک چنین اهانتی چه اقتضا میکند؟ وظیفهی خودشان را بفهمند؛ نمیفهمند. [اینها] با همه دشمنند.
حضور آمریکا در این منطقهی ما جز شر و فساد هیچ اثری نداشته؛ پا در این منطقه گذاشتند، با خودشان شر و فساد آوردند. هر جایی که قدم میگذارند یا ناامنی است یا جنگ داخلی است یا کارهایی از قبیل ایجاد داعش است؛ ما میخواهیم چهرهی واقعی آمریکا دیده بشود، ملّتهای مسلمان بفهمند چهرهی واقعی آمریکا چیست و کیست و پشت این ظواهر طرفداری از دموکراسی و حقوق بشر و این حرفهای دروغ و نفاقآلودی که میزنند چیست؛ مردم باید این را بفهمند.
به نظر ما سلاح اصلی آمریکا هم در این منطقه که ما در جمهوری اسلامی مراقب این معانی هستیم، نفوذ است -نفوذ در مراکز حسّاس و تصمیمگیر- ایجاد تفرقه است، ایجاد تزلزل در عزم ملّی ملّتها است، ایجاد بیاعتمادی میان ملّتها، میان ملّتها و دولتها، دستکاری در محاسبات تصمیمگیران و وانمود کردن اینکه حلّال مشکلات این است که زیر پرچم آمریکا بروید و تسلیم آمریکا بشوید و حرف آمریکا را قبول بکنید، هر چه او گفت عمل کنید و گوش کنید، این حلّال مشکلات است؛ این را در ذهنیّت تصمیمگیران ملّتهای اسلامی و کشورهای اسلامی میخواهند وارد کنند؛ سلاحهای آنها اینها است که از سلاحهای سخت و سلاحهای نظامی خطرناکتر است. حقیقتاً آنچه انسان مشاهده میکند در کار اینها، همان نفاقی است که در قرآن کریم [فرموده:] کَیفَ وَ اِن یَظهَروا عَلَیکُم لا یَرقُبوا فیکُم اِلًّا وَ لاذِمَّةً یُرضونَکُم بِاَفواهِهِم وَتَأبی قُلوبُهُم؛(۸) این جوری هستند؛ خداوند متعال توصیف کرده اینها را.
نکتهی بعدی این است که علاج این دشمنی هم یک چیز بیشتر نیست و آن «فَاستَقِم کـَما اُمِرتَ»؛ ایستادگی [است]. خداوند متعال به پیغمبرش در مقابل این مشکلات فرمود: فَاستَقِم کـَما اُمِرتَ وَ مَن تابَ مَعَک؛(۹) استقامت، ایستادن. البتّه ایستادگی سختیهایی هم دارد، نه اینکه کار آسانی است؛ لکن تسلیم شدن، سختیهای بیشتری دارد؛ فرقش هم این است که شما در راه استقامت و مقاومت هر سختیای که متحمّل بشوید، خدای متعال به شما اجر خواهد داد: ذٰلِکَ بِاَنَّهُم لا یُصیبُهُم ظَمَاٌ وَ لا نَصَبٌ وَلا مَخمَصَةٌ فی سَبیلِ اللهِ وَلایَطَئونَ مَوطِئًا یَغیظُ الکُفّارَ وَ لا یَنالونَ مِن عَدُوٍّ نَیلًا اِلّا کُتِبَ لَهُم بِه! عَمَلٌ صٰلِح.(۱۰) هر سختیای که شما تحمّل بکنید، یک عمل صالح است؛ در حالی که اگر تسلیم دشمن بشوید، سختیهایتان هیچ اجری هم پیش خدای متعال ندارد، بلکه تن به ظلم دادن مجازات هم دارد. قرآن این جوری دستور میدهد: نه ظلم کنید، نه زیر بار ظلم بروید.
مطلب آخر راجع به عمل صالح: کُتِبَ لَهُم بِه! عَمَلٌ صٰلِح.(۱۱) من عرض میکنم که امروز در دنیای کنونی، هر حرکتی، هر اقدامی، هر حرفی که در جهت استقلال سیاسی کشورها و ملّتها [باشد]، در جهت استقلال فرهنگی کشورها و ملّتها باشد، در جهت استقلال و رشد اقتصادی کشورها و ملّتها باشد، در جهت وحدت باشد، در جهت اقتدار امّت اسلامی باشد، در جهت ترویج علم در دنیای اسلام باشد، در جهت رشد دادن جوانهای دنیای اسلام باشد، هر حرکتی در این جهت عمل صالح است، حسنه است. اگر شما در زمینهی علم کار میکنید، در زمینهی تحقیقات کار میکند، در زمینهی انرژی هستهای کار میکنید [عمل صالح است]. انرژی هستهای نیاز ملّتها است؛ فردای این عالَم، همهی ملّتها احتیاج به انرژی صلحآمیز هستهای دارند؛ انحصارطلبان غربی میخواهند این را در اختیار خودشان نگه دارند و قطرهقطره به ملّتها بدهند در مقابل شرف ملّتها، در مقابل استقلال ملّتها. اینکه با حرکت هستهای جمهوری اسلامی مقابله میکنند، به خاطر این است؛ وَالّا خودشان هم میدانند که ما از جهت مبنایی، دینی، اعتقادی، دنبال سلاح هستهای نیستیم و [با آن] مخالفیم. میخواهند این دانش، این صنعت، این توانایی، وجود نداشته باشد؛ نسبت به ما هم همین جور است، نسبت به دیگران هم همین جور است؛ میگویند از ما بخرید، خودتان غنیسازی نکنید. هر حرکتی در راه به دست آوردن این قدرت انجام بگیرد عمل صالح است؛ هر فعّالیّت مهمّ اقتصادی انجام بگیرد عمل صالح است؛ هر حرکتی در جهت کمک به مردم، کمک به مستضعفین، کمک به فقرا انجام بگیرد عمل صالح است؛ هر حرکتی در جهت تبلیغ حقایق و مقابلهی با موهومات انجام بگیرد عمل صالح است.
شما روشنفکران دنیای اسلام و علمای دینی جهان اسلام که بحمدالله عدّهای اینجا هستید -میهمانان هفتهی وحدت- و از دنیای اسلام کسان زیادی اینجا حضور دارید، روشنفکر هم در میان شما هست، علمای دینی هم در میان شما هستند، ببینید امروز چه عرصهی وسیعی در مقابلتان هست برای عمل صالح! چقدر شما عمل صالح میتوانید انجام بدهید! بنویسید، قلم بزنید، از حق دفاع کنید، سینه سپر کنید و از دشمن نترسید: اَّلَّذینَ یُبَلِّغونَ رِسالٰتِ اللهِ وَ یَخشَونَه وَ لا یَخشَونَ اَحَدًا اِلَّا اللهَ وَ کَفیٰ بِاللهِ حَسیبًا.(۱۲) محاسبهاش هم با خدا است؛ خدا محاسبه خواهد کرد، به شما اجر خواهد داد. بنده به شما عرض میکنم دنیای اسلام به فضل الهی یک روزی که آن روز خیلی هم دور نیست، تحقّق این آرزوها را تماماً خواهد دید بحول الله و قوّته.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
۱) شرفالدّین بوصیری. قصیدهی بُرده
۲) سورهی مائده، بخشی از آیهی ۱۵؛ «... قطعاً برای شما از جانب خدا روشنایی و کتابی روشنگر آمده است.»
۳) شرح نهجالبلاغه (ابن ابیالحدید)، ج ۶، ص ۳۴۰
۴) احمدشوقی. دیوان اشعار (الشّوقیّات)
۵) بعید شمردن
۶) سورهی ابراهیم، آیهی ۲۰ و سورهی فاطر آیهی ۱۷؛ «و این [کار] بر خدا دشوار نیست.»
۷) بسیار کُشنده، جنایتکار
۸) سورهی توبه، بخشی از آیهِی ۸؛ « چگونه [برای آنان عهدی است] با اینکه اگر بر شما دست یابند، دربارهی شما، نه خویشاوندی را مراعات میکنند و نه تعهّدی را؛ شما را با زبانشان راضی میکنند و حال آنکه دلهایشان امتناع میورزد ...»
۹) سورهی هود، بخشی از آیهی ۱۱۲؛ « پس، همانگونه که دستور یافتهای ایستادگی کن و هر که با تو توبه کرده [نیز چنین کند] و طغیان مکنید ...»
۱۱) سورهی توبه، بخشی از آیهی ۱۲۰؛ «... چرا که هیچ تشنگی و رنج و گرسنگیای در راه خدا به آنان نمیرسد و در هیچ مکانی که کافران را به خشم میآورد قدم نمیگذارند و از دشمنی غنیمتی به دست نمیآورند مگر اینکه به سبب آن، عمل صالحی برای آنان [در کارنامهشان] نوشته میشود ...»
۱۲) همان
۱۳) سورهی احزاب، آیهی ۳۹؛ «همان کسانی که پیامهای خدا را ابلاغ میکنند و از او میترسند و از هیچ کس جز خدا بیم ندارند. و خدا برای حسابرسی کفایت میکند.»
معترضان لبنانی پرچمهای آمریکا و اسرائیل را آتش زدند + عکس
خبرگزاری دولتی لبنان از شهر صیدا در جنوب این کشور گزارش داد: معترضان پرچم های اسرائیل و آمریکا را در میدان ایلیا شهر صیدا به آتش کشیدند.
معترضان همچنین شعارهایی در مخالفت با "دخالت آمریکا" در امور داخلی کشورشان سر دادند.
آنها در اشاره به مواضع دخالت آمیز اخیر جفری ویتلمن سفیر سابق آمریکا در بیروت خطاب به او شعار دادند: "ویلتمن برو بیرون. خاک کشورم آزاد باقی خواهد ماند".
در همین راستا، شیخ نعیم قاسم معاون دبیرکل حزب الله لبنان در مصاحبه با خبرگزاری رویترز تاکید کرد که آمریکا در روند تشکیل دولت جدید لبنان دخالت می کند و این دخالت علت اصلی تاخیر در تشکیل دولت است.

وی گفت: اولین مانع در تشکیل دولت لبنان، آمریکا است زیرا خواهان دولتی براساس خواست و تمایل خودش است اما ما خواهان دولتی براساس خواست و تمایل ملت لبنان و نیازهای آنها هستیم.
شیخ نعیم قاسم با اشاره به سخنان جفری ویلتمن سفیر اسبق آمریکا در لبنان در یکی از کمیته های کنگره آمریکا درباره لبنان گفت: ویلتمن آشکارا می گوید که آمریکا چه می خواهد. آمریکا خواهان دولتی است که با غرب کار کند و به طور مستقیم منافع آمریکا را برآورده کند. این محتوای سخن ویلتمن است. ما باید براساس در نظر گرفتن منافع لبنان و همسو با گزینه های ملت این کشور تلاش کنیم.
تبیین مفهوم قرآنی "عمل صالح" در بیانات رهبر انقلاب
ارزش همه اعمال صالح، یکسان نیست. بلکه برخی اعمال صالح بر برخی دیگر برتری دارند، بنابراین در میان عملهای صالح، آنچه از همه بالاتر است، آن عملِ صالحی است که در آن مجاهدت وجود دارد.
حضرت آیتالله خامنهای در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى (98/8/24) از کلیدواژه «عمل صالح» استفاده کردند و توصیههایی را متناسب با این مفهوم قرآنی بیان کردند. از دیدگاه رهبر انقلاب عمل صالح مفهومی تمدنی دارد تا آنجا که تشکیل نظام اسلامی توسط امام خمینی را بالاترین مصداق عمل صالح دانستهاند. به همین مناسبت بخش فقه و معارف پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR در این یادداشت گستره عمل صالح و نقش تمدنی آن را بررسی کرده است.
توصیه اصلی ایشان این بود که روشنفکران، علما، بزرگان و مسئولان جهان اسلام، در وضعیت موجود هر کاری که برای پیشبرد اهداف جهان اسلام لازم است انجام دهند و تمام آن کارها، «عمل صالح» است. با توجه به این توصیه، دو سؤال مهم به وجود میآید. سؤال اول این است که با توجه به تعبیر «هر کاری»، عمل صالح به چه معناست که شامل همه کارهای انسان میتواند بشود؟ و سؤال دوم اینکه، چگونه هر کاری را تبدیل به عمل صالح کنیم؟ و به عبارت بهتر، کاری که مصداق عمل صالح است، چه شرایطی باید داشته باشد؟ در این یادداشت علاوه بر اینکه به این دو سؤال پاسخ میدهیم، اهمیت و برخی از آثار عمل صالح را براساس آیات قرآن با تفسیر حضرت آیتالله خامنهای بیان میکنیم.
الف) گستره مصادیق عمل صالح
حضرت آیتالله خامنهای معتقد است «ایمان و عمل صالح فقط اعتقاد به خدا و خواندن نماز و گرفتن روزه نیست.»(1) لذا مصادیق عمل صالح را بسیار گسترده میدانند. مثلاً اعمالی مانند شرکت در انتخابات(2)، تبلیغ(3)، کار و کارگری(4)، فعالیت اقتصادی(5)، تدریس و درسآموزی(6)، حضور در راهپیمایی 9 دی(7) را از مصادیق عمل صالح میدانند. همچنین در جای دیگر، «تربیت جسم و جان خود، یعنی درس خواندن، کار کردن و بیکار نگشتن، یعنی رفتار خود را با انسانها - با خانواده و با بیگانه - رفتار شایسته قرار دادن، یعنی گذشت، کمک و تواضع.» (8) را از مصادیق عمل صالح دانستهاند. شمولیت و گستره مفهوم عمل صالح نسبت به مصادیق بسیار را میتوان به وضوح در بیانات ایشان دید. استفاده از کلماتی مانند «هر کاری» و «هر کسی» نشانگر این مطلب است. به عنوان مثال، موضوع حماسه اقتصادی، عرصهای است که «هرکسی که در این زمینه اقدام و عمل بکند، قطعاً مصداق «وَ عَمِلوا الصالِحات» (9) خواهد بود. (10)
در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی نیز از عباراتی مانند «هر حرکتی، هر اقدامی، هر حرفی» استفاده کردند و فرمودند: «امروز در دنیای کنونی، هر حرکتی، هر اقدامی، هر حرفی که در جهت استقلال سیاسی کشورها و ملّتها (باشد)، در جهت استقلال فرهنگی کشورها و ملّتها باشد، در جهت استقلال و رشد اقتصادی کشورها و ملّتها باشد، در جهت وحدت باشد، در جهت اقتدار امّت اسلامی باشد، در جهت ترویج علم در دنیای اسلام باشد، در جهت رشد دادن جوانهای دنیای اسلام باشد، هر حرکتی در این جهت عمل صالح است، حسنه است.»(11) نکته مهم اینکه با وجود این شمولیت، ارزش همه اعمال صالح، یکسان نیست. بلکه برخی اعمال صالح بر برخی دیگر برتری دارد لذا «در میان عملهای صالح، آنچه از همه بالاتر است، آن عملِ صالحی است که در آن مجاهدت وجود دارد.»(12)
ب) مؤلفهها و شرایط صالح بودن عمل
سؤال اساسی این است که عملهای انسان باید دارای چه مؤلفههایی باشد و چه شرایطی داشته باشد تا بتواند مصداق عمل صالح قرار بگیرد؟ انسانها در این دنیا، عملهای مختلفی دارند اما نمیتوان همه آنها را عمل صالح شمرد. زیرا عمل صالح ویژگیها و شرایطی دارد تا صالح شمرده شود و از دیگر عملها متمایز شود. حضرت آیتالله خامنهای برای تحقق عمل صالح چند مؤلفه را شرط میدانند که در ادامه به برخی از آنها میپردازیم.
- تناسب با ایمان و نشأت گرفته از آن
از منظر حضرت آیتالله خامنهای، مهمترین مؤلفه و شرط اساسی در عمل صالح، تناسب آن با ایمان است. «عمل صالح یعنی تعهد متناسب با آن ایمان. ایمان انسان بر دوش انسان تعهدی میگذارد، انجام آن تعهد، بر دوش گرفتن آن تعهد، عمل صالح است.»(13) و به تعبیر واضحتر «عمل صالح یعنی تعهد متناسب با ایمان.»(14) از منظر ایشان، در حقیقت «ایمان، پایهی عمل و حرکت انسان است. تا انسان به چیزی دلسپرده و گرویده نباشد، در راه آن حرکت نمیکند.»(15) به همین دلیل حضرت امیر (علیهالسّلام) در بیان مهمی میفرمایند: «فَبِالْإِیمَانِ یُسْتَدَلُّ عَلَى اَلصَّالِحَاتِ»(16)؛ یعنی «از راه ایمان، انسان به اعمال صالح میرسد. ایمان است که انسان را میکشاند و به عمل صالح دلالت میکند.»(17)
توجه به این نکته ضروری است که هرچند ایمان، شرط اصلی عمل صالح است اما از طرف دیگر، عمل صالح نیز بر ایمان تأثیر متقابل دارد. لذا حضرت امیر در ادامه فراز قبلی میفرمایند: «وَ بِالصَّالِحَاتِ یُسْتَدَلُّ عَلَى اَلْإِیمَانِ»؛ یعنی «عمل صالح هم انسان را به ایمان دلالت میکند. یعنی یک تأثیر و تأثر متقابل وجود دارد. بهنظر من این نکته خیلی مهمی است. ما باید ایمان خود را با عمل صالح تقویت کنیم؛ کما اینکه عمل صالح را باید از راه ایمان بشناسیم.»(18) بر این اساس، عملی صالح است که مبتنی بر ایمان باشد و عمل او در افزایش ایمان او مؤثر باشد.
- تناسب با زمان و پر کردن خلأهای جامعه
عمل صالح علاوه بر اینکه باید متناسب با ایمان باشد، باید متناسب با زمان نیز باشد. لذا «ممکن است چیزی برای امروز صالح باشد، برای یک روز دیگر نباشد.»(19) با این قید، انسان برای انجام عمل صالح، همیشه باید به خلأهای زمان خود توجه کند و ببیند چه چیزی در این زمان، مورد نیاز است و به همان عمل کند. به تعبیر بهتر، عمل صالح عملی است که با انجام آن، «خلأ لحظهها را پُر کنیم.»(20) به عنوان نمونه «شرکت در انتخابات، یک عمل صالح است؛ این عمل صالح را باید با شوق و بوقت انجام داد. بسیاری از کارها هست که زمان آن در یک برههی خاص است... اگر منِ ایرانی امروز این عمل صالح را انجام ندهم، اینطور نیست که فردا یا پنج روز دیگر یا ده روز دیگر بشود این را انجام داد.»(21)
بنابراین «عمل صالح در هر جا و هر میدانی یک معنا پیدا میکند. وقتی یک ملت مورد تهدید قرار میگیرد، عمل صالح این است که انسانهایی در مقابل تهدید دشمنانِ متجاوز سینه سپر کنند؛ امکانات خودشان را متمرکز کنند؛ از همهی نیرو و استعدادِ خودشان بهره بگیرند؛ علم و عمل و ابتکار و شجاعت را با هم بیامیزند و در مقابل دشمن زورگو و متجاوز بایستند و مقاومت کنند.» (22) بر اساس نگاه ایشان، شرط صالح بودن یک عمل این است که انسان، نیازها و خلأهای زمان خود را بشناسد، سپس بر مبتنی بر ایمان به خدا، «هر کاری» که آن نیازها را تأمین میکند و خلأها را پر میکند، انجام دهد. در این صورت تمام اعمال او میشود صالح. با این نگاه، انسانها میتوانند سراسر زندگی خود را یک «عمل صالح» قرار دهند و جزء کسانی باشند که دچار خسران در این دنیا نیستند و مصداق کامل «اِلاَّ الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلوا الصّالِحات»(23) باشند.
- قصد قربت و خالص کردن عمل برای خدا
شرط دیگری که یک عمل صالح باید داشته باشد، انجام دادن کار برای خدا و نیت پاک الهی است. حضرت آیتالله خامنهای خطاب به جوانان نیروهای مسلح میفرمایند: «اگر شما جوانها -که دلهای پاکی دارید، دلهای روشنی دارید- از همین حالا با این عمل قصد قربت بکنید، دارید عبادت میکنید. یعنی همین تمرین شما، سر کلاس رفتن شما، مأموریّتهایی که اجرا میکنید، کارهای بزرگی که انجام میدهید، همه اینها عبادت محسوب میشود؛ وقتی کار، مقدّس شد، انسان قصد قربت کرد، میشود عبادت؛ بنابراین تفاوت اساسی، این است.»(24) بنابراین عمل صالح، عملی است که قصد عامل آن، رضای الهی و تقرب به خدا و عبادت پروردگار باشد. این نیت، باعث میشود که عملهای انسان، دچار فساد نشوند و هر عمل درست یا غلطی را برای رسیدن به مقصود استفاده نکند.
- دینی بودن عملها
یکی از اشکالات مهم در عملهای غیر صالح این است که دچار نسبیگرایی میشوند و از حالت «صالح بودن» خارج میشوند. اشکال اینگونه عملها این است که مبتنی بر یک شاخص نیست. در مقابل، عمل صالح، عملی است که مبتنی بر شاخص دین باشد و رفتارها، رفتارهای دینی باشد. لذا حضرت آیتالله خامنهای میفرمایند: «عمل صالحی که در اسلام از یک مسؤول نظام سیاسی خواسته شده است، رفتار دینی است. رفتار دینی یعنی گسترش عدالت در جامعه و خدمت به آحاد مردم. در اسلام خدمت به انسانها، حتّی انسانهای غیرمؤمن هم موردنظر است؛ افق دید اسلام خیلی وسیع است.»(25)
- قصد خدمت به نظام اسلامی
از آنجا که نظام اسلامی مبتنی بر احکام و دستورات اسلامی بنا نهاده شده است و هدف آن ترویج و تحقق احکام اسلامی و شریعت الهی است، عمل صالح، باید به این نظام خدمت کند و در راستای تقویت و تحکیم آن باشد. این شرط، آنگاه بهتر درک میشود که حضرت امام فرمودند: « حفظ جمهورى اسلامى از حفظ یک نفر- و لو امام عصر باشد- اهمیتش بیشتر است؛ براى اینکه امام عصر هم خودش را فدا مىکند براى اسلام... و حفظ اسلام بر همه کس واجب عینى است.» (26) دلیل اینکه عمل صالح باید در راستای خدمت به نظام اسلامی باشد، این است که اصولاً این مفهوم در اندیشه حضرت آیتالله خامنهای، یک مفهوم تمدنساز است، لذا ایشان، تشکیل نظام اسلامی را نیز یک عمل صالح میدانند و معتقدند «جمهوری اسلامی آمد تا حرفهای خوب را به عملهای خوب تبدیل کند... این اعمال خوب چیست؟ همان عمل صالح است.»(27) و تشکیل نظام اسلامی توسط حضرت امام (رحمةالله) را بزرگترین عمل صالح امام میدانند. «عمل صالح او، عملی بود که بعد از صدر اسلام تا امروز، کسی آن را انجام نداده است... عملِ صالح امام، پایهریزی حکومت اسلام و نظام اسلامی بود.» (28) همچنین ایشان جوهر اصلی هر جامعهی اسلامی را، تعبّد و عمل صالح میدانند(29)
با این توضیح، دلیل توصیه ایشان به عمل صالح در جمع بزرگان امت اسلامی را نیز میتوان فهمید؛ زیرا مرحله «امت اسلامی» آخرین مرحله از ایجاد «تمدن نوین اسلامی» است. لذا ایشان خطاب به روشنفکران، علمای دینی و بزرگان جهان اسلام میفرمایند: «ببینید امروز چه عرصهی وسیعی در مقابلتان هست برای عمل صالح! چقدر شما عمل صالح میتوانید انجام بدهید! بنویسید، قلم بزنید، از حق دفاع کنید، سینه سپر کنید و از دشمن نترسید.»(30) همچنین موضوعات مطرح شده و توصیه شده در این دیدار، همگی از عملهایی است که در راستای خدمت به نظام اسلامی، جامعه اسلامی و امت اسلامی و تقویت آنها است. این موضوعات عبارتند از: استقلال سیاسی کشورها و ملّتها، استقلال و رشد اقتصادی کشورها و ملّتها، وحدت اسلامی، اقتدار امّت اسلامی، ترویج علم در دنیای اسلام، رشد دادن جوانهای دنیای اسلام، به دست آوردن قدرت انرژی هستهای، فعالیت مهم اقتصادی، کمک به مردم، مستضعفین و فقرا، تبلیغ حقایق و مقابلهی با موهومات.(31)
ج) برکات و آثار تمدنساز عمل صالح
عمل صالحی که دارای شرایط و مؤلفههای عمل صالح، به ویژه «تناسب با ایمان و زمان» باشد، آثار و برکات تمدنساز مهمی بر جای میگذارد. لذا آنچه از آثار عمل صالح در آیات و روایت بیان شده است، زمانی محقق میشود و به نتیجه میرسد که این شرایط، به ویژه «ایمان» در آن باشد وگرنه ایمان بدون عمل صالح و عمل صالح بدون ایمان معنا ندارد و به نتیجه نمیرسد و به تعبیر بهتر «ایمان خشک و خالی و ایمان بیعمل، نتیجهای ندارد؛ اما اگر ایمان با عمل همراه باشد، حتماً محقّق خواهد شد.»(32)
- برتری قدرت در جهان
یکی از آثار مهم عمل صالح این است که «وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنوا مِنکُم وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی الْأَرضِ کَمَا استَخلَفَ الَّذِینَ مِن قَبلِهِم»(33) خداوند در این آیه وعده قطعی داده است که «هر قومی، هر ملتی و هر جمعیتی که ایمان و عمل صالح داشته باشد، خلیفه خدا در زمین خواهد شد؛ یعنی قدرت را در زمین در دست خواهد گرفت. بروبرگرد ندارد. آنهایی که ایمان داشتند، اگر عمل صالح را با آن همراه کردند، همین اتّفاق افتاد؛ کما اینکه در ایران اسلامی اتّفاق افتاد.»(34)
- تقویت ایمان و باورهای دینی
یکی از آثار عمل صالح این است که ایمان را تقویت میکند و آن را در دل انسان ثابت نگه میدارد. حضرت امیر(علیهالسّلام) ایمانی را که با عمل صالح همراه نباشد را ایمان عاریهای مینامند: «وَ مِنْهُ مَا یَکُونُ عَوَارِیَ بَیْنَ اَلْقُلُوبِ وَ اَلصُّدُورِ إِلَى أَجَلٍ مَعْلُومٍ».(35) ایمان عاریهای یعنی ایمانی که «با احساسات پیدا شده، با منطق پیدا نشده؛ انسان پای آن، عمل صالح نگذاشته؛ همینطور شعارِ ایمانی داده و گاهی هم خیلی تند شعار داده اما... این ایمان با عمل صالح آبیاری نشده؛ این میشود ایمان عاریهای.»(36) اینگونه ایمان، تا زمان مشخصی استوار است و بعد از مدتی، به ویژه در لحظات حساس و دوراهیهای زندگی، از بین میرود.
بنابراین «ایمان، در عمل تقویت پیدا میکند. انسان، خدا را در میدان مجاهدت برای خدا، بهتر میبیند.»(37)
- بهرهمندی از نصرت و هدایت الهی
اثر دیگر عمل صالح این است که «آن کسانی که ایمان بیاورند... بعد هم بر طبق تعهداتش عمل نمایند، پروردگارشان به سبب ایمانشان آنها را هدایت خواهد کرد. خودِ ایمان موجب میشود که آنها راه را پیدا کنند. به چه راه پیدا کنند؟ هم به هدف هم به راهها و هم به وسیلهها... وقتی انسان ایمانِ به هدف و راه آورد و دنبال این ایمان حرکت کرد، راه خودبهخود، خود را نشان میدهد.»(38) باید دانست که «دست حمایت الهی، بیدلیل بر سر ملتی کشیده نمیشود. علت اینکه خدای متعال لطف خود را شامل حال این ملت کرده و آنها را هدایت میکند، ایمان و عمل صالح مردم است. وقتی این دو عنصر در شخص یا ملتی به وجود آمد، خدا هم او را کمک خواهد کرد.»(39) «اگر یک ملت حول محور ایمان به خدا و عمل صالح جمع شوند، معجزاتِ نشدنی یکی پس از دیگری قابل شدن خواهد شد. این در زندگی ما اتّفاق افتاد.»(40)
- برخورداری از زندگی سعادتمند و گوارا
مهمترین اثر عمل صالح در این دنیا، برخورداری از زندگی گوارا و سعادتمند است. قرآن کریم در این باره میفرماید: «مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَکَرٍ أو أنثى وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً.»(41) این یک وعده حتمی الهی و یک قاعده قرآنی است که «هر جامعهیی، هر فردی، هر مرد و زنی که عمل صالح انجام دهد و مؤمن باشد، ما حیات طیبه به او خواهیم داد. این حیات طیبه، امروز در جامعهی ما محسوس است.»(42)
- غلبه بر مصائب و مشکلات آخرت
عمل صالح، علاوه بر آثار دنیوی، آثار اخروی نیز دارد. حضرت امیر (علیهالسّلام) میفرمایند: «إعدَادِ العَمَلِ الصَالِحِ لِجَلِیلِ مَا یُشفِی بِهِ عَلَیکُمُ المَوتُ»(43) یعنی «تا آنجا که میتوانید، برای مقابله با آن مشکلات و مصائب عظیمی که مرگ، آنها را مُشرف بر شما قرار خواهد داد... عمل صالح فراهم و آماده کنید... برای مقابله با آن مشکلات و مصائب، یک راه وجود دارد و آن، عمل صالح و کار در راه خداست. تنها چیزی که آنجا به داد انسان میرسد، عمل صالح است.»(44)
پانوشت:
1) بیانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی 1383/01/02
2) مصاحبه با خبرنگار صدا و سیما پس از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری 1384/03/27
3) بیانات در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون 1388/09/22
4) بیانات در دیدار کارگران و کارآفرینان 1387/02/04
5) بیانات در جلسه تبیین سیاستهای اقتصاد مقاومتی 1392/12/20
6) بیانات در دیدار جمعی از کارگران و معلمان 1374/02/13
7) بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت 9 دی 1390/09/21
8) بیانات در دیدار مردم ایذه 1378/01/09
9) سوره عصر، آیه 2
10) بیانات در جلسه تبیین سیاستهای اقتصاد مقاومتی 1392/12/20
11) بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى 1398/08/24
12) بیانات در دیدار مردم ایذه 1378/01/09
13) طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، جلسهی ششم، نویدها (1)، ص145.
14) بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت 9 دی 1390/09/21
15) بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیأت دولت 1383/08/20
16) نهجالبلاغه، خطبه156.
17) بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیأت دولت 1383/08/20
18) همان
19) بیانات در دیدار مسئولان مجلهی حوزه 1370/11/28
20) همان
21) مصاحبه با خبرنگار صدا و سیما پس از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری 1384/03/27
22) بیانات در مراسم مشترک دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش 1383/07/22
23) سوره عصر، آیه 3
24) بیانات در مراسم دانشآموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش 1398/08/08
25) بیانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی 1383/01/02
26) صحیفه امام، ج15، ص365.
27) بیانات در دیدار رئیس جمهوری و اعضای هیأت دولت 1380/06/05
28) بیانات در مراسم پنجمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله) 1373/03/14
29) بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی 1394/03/06
30) بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى 1398/8/24
31) همان
32) خطبههای نماز جمعه تهران 1377/10/4
33) سوره نور، آیه 55.
34) خطبههای نماز جمعه تهران 1377/10/4
35) نهجالبلاغه، خطبه 189.
36) بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیأت دولت 1383/08/20
37) بیانات در دیدار جمعی از دانشآموزان و دانشجویان 1373/08/11
38) طرح کلی اندیشهی اسلامی در قرآن، جلسهی ششم، نویدها (1)
39) بیانات در مراسم بیعت اقشار مختلف مردم 1368/04/10
40) بیانات در دیدار جمعی از مدیران و فعالان فرهنگی دفاع مقدس 1379/07/06
41) سوره نحل، آیه 97.
42) بیانات در دیدار زائرین و مجاوین حرم مطهر رضوی 1370/01/29
43) مصباح المتهجد، ج1، ص380.
44) بیانات در خطبههای نماز جمعه 1377/08/08
۵ ویژگی اولین رزمایش نیروی پدافند هوایی ارتش/ از جدیدترین شلیکها تا رونمایی از پهپادهای «انتحاری»
رزمایش مشترک پدافند هوایی مدافعان آسمان ولایت 98 بهمدت دو روز (در فاز عملیاتی) یعنی روزهای پنجشنبه و جمعه (30 آبان و اول آذر) در گسترهای بهوسعت 416 هزار کیلومترمربع یعنی حدود یکچهارم مساحت کل کشور در منطقه عمومی سمنان که یک منطقه کویری است برگزار شد.
این اولین رزمایش پدافندی پس از تشکیل نیروی مستقل پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود.

پدافند هوایی در دهم شهریور سال 1387 با جداسازی از نیروی هوایی ارتش بهعنوان یک قرارگاه مستقل با نام خاتم الانبیا(ص)، در ساختاری جدید و متفاوت سازماندهی و تقویت شد و مأموریت یافت تا نسبت به دفاع از هوا و فضای کشور بهشکل فعالانه و مستقل عمل کند.
این قرارگاه تا زمان جدایی نیروی پدافند، سه فرمانده داشت که شامل امیر خلبان احمد میقانی (فرمانده اسبق نیروی هوایی ارتش) امیر فرزاد اسماعیلی و امیر علیرضا صباحی فرد بود.
در هفتم خرداد ماه سال جاری با حکم فرمانده معظم کل قوا، نیروی پدافند هوایی بهعنوان یک نیروی مستقل کنار نیروهای دریایی، زمینی و هوایی ارتش تشکیل شد و امیر صباحی فرد نیز بهعنوان فرمانده این نیروی جدید منصوب شد.
با این تغییر ساختار، امیر سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی فرماندهکل ارتش جمهوری اسلامی ایران با حفظ سمت به فرماندهی قرارگاه پدافند هوایی خاتم نیز منصوب شد که وظیفه آن مانند گذشته، هدایت و فرماندهی سیستم یکپارچه پدافندی کشور شامل همه یگانهای پدافندی چه در ارتش و چه در سپاه است.
در واقع هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (نیروی هوافضا) و هم ارتش جمهوری اسلامی ایران (نیروی پدافند هوایی) همچنان یگانهای عملیاتی خود در حوزه پدافند را در اختیار دارند ولی همه این یگانها در سیستم یکپارچه پدافندی تحت فرماندهی واحد این قرارگاه عمل میکنند.
پدافند هوایی کشور در طول این سالها در مقاطع مختلف و طبق سناریوهای عملیاتی، چندین رزمایش را در بسیاری از نقاط کشور اجرا کرده که معمولاً در سال یک رزمایش بزرگ و عمومی نیز در دستور کار قرار میگیرد.
رزمایش اخیر نیز طبق برنامه روتین نیروهای مسلح از مدتها قبل در دستور کار قرار گرفته و تفاوت اول آن با بقیه رزمایشها این است که این رزمایش توسط نیروی جدیدالتأسیس پدافند هوایی ارتش برگزار شد که البته همچون دفعات قبل، تحت فرماندهی و نظارت قرارگاه پدافند قرار داشت.
عبارت «مشترک» در عنوان این رزمایش نیز به این دلیل است که بخشی از نیروی هوایی ارتش هم در قالب نیروی متخاصم یا نیروی نارنجی در این رزمایش حضور داشت.
رزمایش امسال پدافند هوایی را باید یکی از متنوعترین رزمایشها از حیث بهکارگیری سامانههای مختلف راداری، موشکی، توپخانهای، پهپادی و... دانست.
البته طبیعی است که در رزمایشها، همه اقدامات بهشکل ریز و با جزئیات اطلاعرسانی نمیشود اما طبق آنچه رسماً اجازه انتشار یافت، میتوان به حضور و بهکارگیری سامانههایی نظیر 15 خرداد، مرصاد، تلاش، سراج، پهپاد کرار، انواع رادارها در بردهای مختلف و... اشاره کرد.
** اولین حضور 15 خرداد
یکی از ویژگیهای رزمایش اخیر، حضور سامانه موشکی برد بلند 15 خرداد بود که برای اولین بار بهشکل رسمی در یک رزمایش عملیاتی حاضر میشد.

این سامانه بومی در 19 خرداد سال جاری رونمایی و بهفاصله اندکی پس از تشکیل نیروی پدافند هوایی ارتش به این نیرو تحویل داده شد.
این سامانه که از موشکهای صیاد2 و 3 بهره میبرد، میتواند اهدافی نظیر جنگنده و پهپادهای مهاجم را در برد 150 کیلومتر شناسایی و در برد 120کیلومتری ردگیری کند و توانایی شناسایی اهداف پنهانکار در برد 85 کیلومتر و درگیری و انهدام آنها در برد 45کیلومتری را داراست.
سامانه موشکی 15 خرداد میتواند 6 هدف را بهطور همزمان شناسایی و ردگیری و علیه هر 6 هدف اقدام کند.
زمان آمادهسازی 5دقیقهای این سامانه بهلحاظ تحرکپذیری و مصون ماندن از تهاجم دشمن یکی از امتیازات آن محسوب میشود.
نهایتاً برد موشک این سامانه برای مقابله با اهداف معمولی با موشک صیاد3، درحدود 120 کیلومتر و با موشک صیاد2، در حدود 75 کیلومتر و ارتفاع درگیری آن نیز 27 کیلومتر است.
از دیگر خصوصیات سامانه موشکی 15 خرداد در قیاس با سامانه مشابه خود یعنی تلاش، اضافه شدن پرتابگرهای آن است که در سامانه تلاش تعداد 2 فروند و در 15 خرداد 4 فروند است.
این سامانه در رزمایش اخیر برای اولین بار بهشکل رسمی حضور داشت و با شلیک موشک صیاد3 علیه یک هدف هوایی بهکارگیری شد.
** شلیک صیاد3 از سامانه تلاش
کنار سامانه موشکی 15 خرداد، امسال برای اولین بار سامانه پدافندی تلاش نیز اقدام به شلیک یک تیر موشک صیاد3 کرد، که تا پیش از این ــ لااقل بهشکل رسمی ــ نشان داده نشده بود.

سامانه موشکی تلاش در سال گذشته نیز در رزمایش پدافند هوایی حاضر بود و اهداف خود را با موشک صیاد2 مورد اصابت قرار داد.
** مرصاد با تغییرات جدید
از دیگر نکات مهم در رزمایش مدافعان آسمان ولایت 98، میتوان به حضور نمونه جدید و متفاوت سامانه موشکی مرصاد اشاره کرد.
این سامانه متحرک برای اولین بار در رزمایش سال گذشته رونمایی شد که شامل یک دستگاه با پرتابگرهای دوفروندی بود ولی در رزمایش اخیر چند دستگاه از این سامانه با پرتابگرهای 3فروندی حضور داشتند.

(خبرگزاری تسنیم امروز گزارش مبسوطی از این سامانه و نمونه جدید آن منتشر خواهد کرد)
سامانه مرصاد در این رزمایش علیه اهداف مختلفی نظیر هواپیماهای بدون سرنشین و موشکهای کروز بهکارگیری شد.
** کرارهای انتحاری «رهگیر» شدند
از دیگر خصوصیات رزمایش اخیر پدافند هوایی باید به عملیات رهگیری هوایی سریع یا اسکرمبل توسط هواپیماهای بدون سرنشین اشاره کرد که برای اولین بار در این رزمایش اعلام عمومی شد.

عملیات اسکرمبل در واقع تا امروز تنها توسط هواپیماهای جنگی شکاری با سرنشین صورت میگرفت که در مواقع نیاز، در کمترین زمان آماده عملیات مقابله با تهدید هوایی (مثلاً مقابله با هواپیماهای مهاجم) میشدند.
در این رزمایش بهشکل عملی اعلام شد که بهجای استفاده از هواپیماهای باسرنشین در برخی مواقع میتوان از پهپاد نیز برای این کار استفاده کرد.
برای این کار از پهپادهای جت کرار استفاده میشود که علاوه بر انجام عملیات تقابل با تجهیزات رزمی، از قابلیت انتحاری نیز برای از بین بردن تهدید هوایی برخوردار هستند.
پهپاد کرار نخستین پهپاد جت ایرانی است که در سال 1389 رونمایی شد. این پهپاد از یک موتور توربوجت برخوردار است و توانایی حمل محموله بهوزن 500 کیلوگرم را دارد. برد پهپاد کرار 1000کیلومتر بوده و میتواند با سرعت 900 کیلومتر بر ساعت حرکت کند.
سامانه خلبان خودکار، توانایی برنامهریزی مجدد در حین پرواز و تغییر مأموریت، بسته شدن امکان ارتباط برای جلوگیری از نفوذ دشمن در سامانه هدایت و کنترل، برخورداری از سامانههای پیشرفته ناوبری از دیگر توانمندیهای این پهپاد جت است.

پهپاد انتحاری جت کرار
تاکنون انواع مختلفی از پهپاد کرار با مأموریتهای مختلف مانند هدف برای سامانههای پدافندی، پهپاد تهاجمی و پهپاد رهگیر هوایی طراحی و تولید شده است و بسته به نوع مأموریتش قادر به پرواز در ارتفاع 25 تا 40 هزار پا است.
این پهپاد تاکنون به انواع تسلیحات رزمی نظیر موشک کروز ضدکشتی کوثر با برد 25 کیلومتر و بمبهای هدایت ماهوارهای بالابان مجهز شده است.
** شبیهسازی نبرد در خلیج فارس
ویژگی پنجم رزمایش مدافعان آسمان ولایت 98 را بهدور از سامانههای بهکارگرفتهشده، باید در سناریو و طرحریزی عملیاتی آن جستوجو کرد.
این رزمایش اگرچه در منطقه کویر مرکزی ایران انجام شد ولی در واقع شبیهسازیشده دفاع هوایی در منطقه عمومی خلیج فارس و بهخصوص تنگه هرمز بود که یکی از مهمترین و استراتژیکترین مناطق کشور محسوب میشود.
در این رزمایش براساس اخبار اعلامشده، از بسیاری از تجهیزاتی که برای دفاع هوایی از منطقه خلیج فارس بهکار میرود استفاده و برخی از تاکتیکهای مقابه با تهدیدات در این منطقه نیز تمرین شد.

شاید بتوان دو دلیل را برای شبیهسازی منطقه فوق در کویر سمنان ذکر کرد؛ اول آنکه منطقه خلیج فارس یکی از پرترددترین مسیرهای هوایی کشور است که روزانه تعداد بسیار زیادی از هواپیماهای داخلی و خارجی از آنجا عبور میکنند و بالطبع انجام چنین رزمایش گسترده و پرآتشی (بهلحاظ تعداد بالای شلیکها) در آنجا چندان راحت نیست.
از طرف دیگر انجام چنین رزمایشی در عمق کشور، میتواند سیستمها و سامانهها و در واقع لایههای ارتباطی پنهان پدافند هوایی را از دید دشمن دور نگه دارد.
یادمان باشد که دشمنان متخاصم کشورمان بهشکل گسترده در آبهای جنوبی کشور (طبیعتاً در آبهایی غیر از آبهای سرزمینی ایران) حضور دارند که یکی از وظایف اصلی آنها شنود و جمعآوری اطلاعات از داخل ایران است.
یک نمونه اخیر آن پهپاد پیشرفته MQ-4 آمریکا بود که در خرداد ماه سال جاری در فضای کشورمان مورد اصابت موشک یکی از همین سامانههای پدافندی (سامانه موشکی سوم خرداد) قرار گرفت و منهدم شد.
این هواپیما که ذاتاً یک پرنده جاسوسی و جمعآوری اطلاعات است، با پرواز در ارتفاع بالا میتوانست تا عمقی از خاک کشور را رصد کند که البته با برخورد محکم پدافند هوایی، این چشم آمریکاییها کور شد.
بنابراین برگزاری چنین رزمایشی در عمق خاک کشور از یک ضریب امنیت بالا برخوردار است.































