emamian

emamian

یکی از کارهایی که امام صادق(ع) بسیار به آن اهتمام داشت و برای آن تلاش کرد، بحث ایجاد وحدت میان شیعیان و دیگر فرق اسلامی بود که روایت های زیادی از آن حضرت در این مورد آمده است.

 

مذهب تشیع از آنجا که بسیاری از معارف خود را از امام جعفر صادق(ع) به یادگار دارد و آن حضرت نقش بسزایی در تبیین چارچوب های نظری و فقهی شیعه داشته است، به نام شیعه جعفری شهرت یافته است. شرایط سیاسی حاکم بر دوران امام صادق(ع) طوری رقم خورد که آن حضرت فرصت مناسبی برای تدریس علوم اسلامی داشت به طوری که بنا بر نقلی حدود ۴ هزار نفر پای درس آن حضرت در مقاطع مختلف رسیده اند.

 

لذا اولین و اساسی ترین فعالیت امام صادق(ع) در آن عصر مواجهه فکری با دشمنان شیعه و همچنین تربیت شاگردانی برای قوام دین بود که امام از آن شرایط سیاسی ویژه حداکثر بهره مندی را داشت.

 

کار وجود مبارک امام صادق همان کار پیامبر(ص) بود

 

آیت الله جوادی آملی در مورد کارویژه امام صادق(ع) در آن دوران می گوید: «کار وجود مبارک امام صادق(ع) همان کار پیامبر(ص) و وجود مبارک حضرت امیر(ع) بود که همان احیای معارف توحید الهی، نفی جبر و نفی تفویض بود اینها را وجود مبارک امیرالمؤمنین در همان طلیعه امر بررسی کرد و وجود مبارک امام صادق(ع) اینها را احیا کرد و شکوفا کرد.

 

آن حضرت شاگردان مخصوص خودش را هم با علوم فراوان تربیت می‌کرد. بخشی را در مسائل فقهی، بخشی را در مسائل تفسیری، بخشی را در مسائل کلامی که تشیع را نجات داد، ولایت را نجات داد، امامت را نجات داد دیگر آن تحریف‌هایی که راه پیدا کرد همه آن مسائل را به جای اصل‌اش برگرداند و تفرقه‌زدایی کرد.»

 

همایون همتی استاد فلسفه و عرفان نیز در مورد فعالیت های علمی امام صادق می گوید: «امام صادق(ع) در برخی احادیث با برهان نظم، برهان فطرت و ارجاع به فطرت و وجدانیات که انسان در اوج مشکلات و اضطرار به دنبال امداد غیبی می گردد، همچنین با برهان حدوث و حرکت (که همان برهان کازمولوژیک است) خداوند را اثبات می کند. علاوه بر این ها ۲ برهان ابتکاری نیز دارد که مختص اوست. یکی برهان فرجه است که ۲ واجب الوجود بالذات را در نظر می گیرد و ما به الامتیاز و ما به الاشتراک آن ها را بیان می کند. دیگری برهان هلیله است که ابن سینا در نمط ۴ اشارات از آن استفاده می کند. طبق این برهان کافی است شما یه تکه سنگ یا یک حبه قند یا یک قطره را بپذیرید، وجود خدا با همان اثبات می شود.

 

وی می گوید: «امام صادق(ع) حدود ۱۳ مناظره دارد. در مناظرات به قدری ادب بحث را رعایت می کرد که خود افرادی که با ایشان مناظره می کردند از اخلاق ایشان تعریف می کردند. بسیاری از علوم اسلامی را اولین بار ایشان تدوین کرده و بیشترین احادیث در اختیار ما از ایشان است. ایشان همچنین شاگردان برجسته ای تربیت کرده است. مثل محمد بن مسلم، حسن بن محبوب، جمیل بن درّاج، زراره، هشام و ... .۴۰۰۰ و برخی نوشته اند ۶۰۰۰ شاگرد تربیت نمود که بسیری از این ها شیعه نبوده اند. نزدیک به ۲۰۰ دانشجو که من لیست آن ها را دارم شاگرد غیر عرب ایشان بوده اند. یک فردی هندی در کتابش این اسامی را آورده است. زنان بسیاری جزو شاگردان ایشان بوده اند. در حالی که دختران در زمان جاهلیت زنده به گور می شدند.»

 

مبارزه امام صادق(ع) در راه مکتب

قوام مکتب تشیّع با پایه‌ریزی بنیادین و مستحکم صادق آل محمد(ع) و پدر بزرگوارشان شکل گرفت و شیعیان و پیروان ایشان مفتخر به شاگردی این مکتب و آن هم در محضر مفسران وحی الهی‌اند. اما امام صادق (ع) تنها بر تشکیل حوزه علمیه و بیان حکم فقهی بسنده نکردند بلکه ایشان با ملحدان از یک سو و با مشرکان و با امویان و عباسیان از سوی دیگر به مبارزه برخواستند و ضمن معرفی نظام اسلامی با استقامت و پایداری این نظام را حفظ کردند.

 

آیت الله جوادی آملی در این مورد می گوید: «وجود مبارک امام صادق(ع) که رئیس مذهب ماست، مشابه همان کار و برنامه ای را که رسول گرامی (ص) در زمان خود انجام داد، بر عهده داشته است.

 

وجود مبارک رسول گرامی(ص) قیام کرد، هم مشکلات محلّی و ملّی را و هم مشکلات منطقه‌ای را و هم مشکلات جهانی را حل کرد. همان مشکلی که وجود مبارک پیامبر داشت و مشکل‌گشایی که به دست رسالت رسول اکرم انجام شد، همان مشکل در زمان امام صادق(ع) بود و همان مشکل‌گشایی به دست امام صادق(ع) حل شد.

 

مشکلات اعتقادی مردم حجاز، مجاوران حجاز و جهان معاصر در ابتدای بعثت پیامبر اسلام، الحاد، شرک و مشوبیّت اعتقادی و مانند آن بود؛ در عصر امام صادق(ع) هم همین مشکلات محلّی و ملّی از یک سو، منطقه‌ای از سوی دیگر و بین‌المللی از سوی سوم وجود داشت.

 

این نبود که امام صادق (ع) تنها حوزه علمیه داشته باشد و رئیس مذهب باشد و حکم فقهی بیان کند؛ او با ملحدان از یک سو، با مشرکان از سوی دیگر، با کسانی که مشوبیت اعتقادی و اخلاقی داشتند از سوی دیگر، با امویان و عباسیان از سوی دیگر به مبارزه برخواست و ضمن معرفی نظام اسلامی، با استقامت و پایداری این نظام را حفظ کرد.»

 

اگر امام صادق(ع) نبود فاصله شیعه و سنی بسیار بیشتر بود

یکی دیگر از کارهایی که امام صادق(ع) بسیار به آن اهتمام داشت و برای آن تلاش کرد، بحث ایجاد وحدت میان شیعیان و دیگر فرق اسلامی بود. روایت های زیادی از آن حضرت در این مورد آمده است مانند این روایت که حضرت فرمودند شما شیعیان برای کسی که به او روی آورده‏اید زینت باشید و باعث زشتی و آبروریزی ما نشوید. در نماز جماعت آنها شرکت کنید واز مریض‏های آنان عیادت نمایید و در تشییع جنازه‏ هاشان حاضر شوید.

 

حجت الاسلام سید سجاد علم الهدی در این باره می گوید: «اگر امام صادق(ع) نبود فاصله شیعه و سنی بسیار بیشتر بود. ایشان اشکالات اهل سنت را اصلاح کرد و آن ها را بسیار نزدیک به هم کرد. قبل از امام صادق (ع) فقه اسلامی نه فقط تشیع اصلاً سامانی نداشته است. پیامبر اکرم (ص) پایه گذار دین و امام صادق(ع) پایه گذار فقه اسلامی هستند. هیچ جامعه ای باقی نخواهد ماند مگر این که پایه های علمی اش استوار شود. یک جامعه با شعار و هیاهو و احساسات پایدار نمی ماند.»

 

امام صادق(ع) چگونه با مخالفین خود رفتار می نمود

بر همین اساس حجت الاسلام محمدرضا جباری در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه امام صادق(ع) چگونه با مخالفین خود رفتار می نمود، گفت: یک اصل کلی که امام صادق(ع) در برخورد با مخالفان فکری و اعتقادی داشتند، بحث تبیین، روشن گری و ارتباط بود تا با این راه بتوانند حداکثر هدایت و ارشاد را در شخص مقابل داشته باشند. امام صادق(ع) این شیوه را هم در برابر غیر شیعه و هم در برابر غیر مسلمانان و زنادیق داشتند.

 

وی ادامه داد: به عنوان مثال مالک بن انس از شیعیان امام صادق(ع) نبود، اما او که در مدینه ساکن بود، با امام صادق(ع) ارتباط داشت و به خانه ایشان می رفت. خود این رفت و آمد مالک به خانه امام صادق(ع) نشان می دهد که امام به او روی خوش نشان می داد. مالک بن انس می گوید که من به صورت مستمر به محضر امام صادق(ع) می رسیدم و ایشان به من احترام می‌گذاشت و امام صادق(ع) به من می گفت که من، تو را دوست دارم.

 

مدیر گروه تاریخ موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: امام صادق(ع) از این برخورد اسلامی و قرآنی برای جذب اخلاقی مخالف استفاده می کند. مالک بن انس گرچه جزو سران مخالفین بود، اما از لحاظ اخلاقی تحت تاثیر امام صادق(ع) قرار گرفت و مدح ایشان را می کرد. مالک می گوید که من هرگاه من بر امام صادق(ع) وارد می شدم، ایشان با من گرم می گرفت و مرا در جای خوبی می نشاند. مالک همچنین در سفر حجی با امام صادق(ع) بود و حالات عرفانی ایشان را پس از این سفر برای دیگران توضیح داد.

 

رفتار نرم امام صادق(ع) با ابوحنیفه

وی افزود: شبیه این رفتارها را در مناظرات امام صادق(ع) با ابوحنیفه هم شاهد هستیم که امام تا آن جایی که ممکن بود، رفتار نرمی را با ابوحنیفه داشتند. همینطور در رفتار امام صادق(ع) با زنادقه و مخالفان غیرمسلمان هم شاهد چنین برخوردهایی هستیم. البته باید توجه داشته باشیم که رفتار امام صادق(ع) همیشه اینگونه نبود. در مواردی هم امام در عین داشتن رفتار نرم با طرف مقابل، حجت را بر او تمام کرد و پس از آن لازم بود که امام صادق(ع) یک برخورد تند و تشر به طرف مقابل بزند تا او بیدار شود.

 

جباری با اشاره به مناظرات امام صادق(ع) گفت: امام صادق(ع) با ابوحنیفه مناظره کرد، ایشان همچنین با فقهای زمان خود و حتی زندیق ها هم مناظراتی داشته اند. امام صادق(ع) علاوه بر اینکه خودشان مناظره می کردند، فن مناظره را به اصحاب خود همچون مفضل و هشام بن حکم تعلیم دادند، هشام بن حکم یکی از مناظره کننده های قوی در عصر خودش بود. البته امام صادق(ع) برخی از اصحاب خودشان که توانایی مناظره نداشتند را از این کار نهی می کردند.

 

وی ادامه داد: یک اصل در برخورد امام صادق(ع) با مخالفان، تبیین حقیقت مذهب از سوی ایشان بود. امام صادق(ع) در مناظرات از شیوه بیان نرم و استدلالی استفاده می کردند و این مناظرات تاثیرگذار بود و حتی مواردی هم به تشیع مخالفان منجر شد، به عنوان مثال می توان در این خصوص به مناظره امام صادق(ع) با مرد شامی اشاره کرد. شام در آن زمان تحت تاثیر بنی امیه بود، یکی از مردان شهر شام با سفر به مدینه از امام صادق(ع) خواست که با او مناظره کند. امام در نزد اصحاب برجسته خود همچون هشام بن حکم نشسته بود و به آن مرد شامی گفت که بیا با اصحاب من مناظره کن، اگر بر آنها غالب شدی، بر من هم غلبه خواهی کرد. سپس امام صادق(ع) به او گفت که در چه زمینه ای می خواهی مناظره کنی، امام اصحاب خود را در زمینه های مختلف از جمله فقه، متخصص بار آورده بود. در نهایت آن مرد شامی در مناظره با اصحاب امام صادق(ع) مغلوب شد و پس به امام گفت که من را از اصحاب خود قرار بده و امام صادق(ع) هم به اصحاب خودشان گفتند که این مرد شامی را تعلیم بدهید.

 

درس هایی از سیره امام صادق(ع)

این کارشناس دینی در مورد درس های سیره امام صادق(ع) گفت: اصل اول در برخورد با مخالفان که یک اصل قرآنی است و از سیره معصومان گرفته شده، ارتباط بیشتر است. ما باید بین مخالفان فکری و معاندین تفاوت قائل شویم، در برخورد با دشمنان و معاندین مجال بحث، مناظره و گفت گو نیست و باید به صورت عملی با او برخورد کنیم، به عنوان مثال داعش به خون شیعه تشنه است و در برخورد با داعش مناظره مطرح نیست. اما در برخورد با مخالف فکری و اعتقادی باید با او نرم سخن گفت. امام علی(ع) تا زمانی که خوارج دست به سلاح نبردند، با آنها گفتگو می کرد. امام صادق(ع) هم با مخالفان فکری و اعتقادی خود به نرمی سخن می گفتند و با آنها مناظره می کردند و استدلال های امام در وجود این مخالفان تاثیر می گذاشت. بخشی از مناظرات امام صادق(ع) را مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج جمع آوری کرده است.

 

اما در نهایت با همه تلاش هایی که امام صادق در راه دین انجام داد، دشمنان دیدند این نور را نمی‌توانند خاموش کنند، آیت الله جوادی آملی در بیان مصائبی از امام صادق(ع) می گوید: مرحوم کلینی  نقل کرد که دستور دادند شبانه امام صادق(ع) را از منزل آوردند و همین کلینی  نقل می‌کند آن مأموران عباسی که این خانه را مشتعل کردند و سوزاندند خواستند ببینند چطور امام صادق(ع) از داخل این آتش‌ها عبور می‌کند؛ مرحوم کلینی نقل کرد که وجود مبارک امام صادق(ع) از امواج این آتش‌ها عبور می‌کرد فرمود: «أنا ابن ابراهیم خلیلا» من فرزند ابراهیم خلیلم یعنی همان «یا نَارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاَماً» اینجا هم هست.

حضرت محمد (ص) در زمان ولادتشان نشانه های بسیاری داشتند؛ نمادهایی که برگرفته از خصلت ویژه حضرت است و خداوند نبوت را در ایشان کامل کرد. خداوند خصلت های بسیاری از پیامبر اکرم (ص) را در آخرین کتاب خود قرآن آورده است؛ خصوصیاتی که در زیر بیشتر به آنها اشاره می شود:

 

چهار خصوصیّت پیامبر (ص)

«لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ»

هر آینه پیامبری از خود شما، بر شما مبعوث شد؛ هر آنچه شما را رنج می‌دهد بر او گران می‌آید، سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است.» (توبه آیه ۱۲۸)

 

ویژگی پیامبر در این آیه:

«رسول من انفسکم»، فردی از جنس خودتان فرستادیم؛ «عزیز علیه ما عنتم» رنج و ناراحتی مردم بر او سخت ناراحت کننده است؛ «حریص علیکم» علاقه مند به مردم و «بالمؤمنین رئوف رحیم» رئوف و مهربان نسبت به مؤمنان است.

 

«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ»

 

به سبب رحمت خداست که تو با آن‌ها این چنین خوشخو و مهربان هستی. اگر تندخو و سخت دل می‌بودی از گرد تو پراکنده می‌شدند. پس بر آن‌ها ببخشای و برایشان آمرزش بخواه و در کار‌ها با ایشان مشورت کن. چون قصد کاری کنی بر خدای توکل کن که خدا توکل کنندگان را دوست دارد.» (آل عمران، آیه ۱۵۹)

 

ویژگی های پیامبر در این آیه:

مهربانی و نرمش با مردم، پرهیز از خشونت، عفو و بخشش خطاکاران، طلب مغفرت برای خطا کاران، مشاوره و همفکری با مؤمنان، قاطعیت در انجام تصمیمات و توکل بر خدا .

 

در روایات وارد شده که امام حسین (ع) به نقل از پدرش امام علی (ع)، پیامبر (ص) را چنین توصیف می‌کند: او همیشه خندان بود و اخلاق نرمی داشت و تندخو نبود، فحش و ناسزا از او سر نمی‌زد، از کسی عیب نمی‌گرفت، کسی را بی مورد مدح نمی‌کرد و نسبت به چیزی که مورد علاقه‌اش نبود با اغماض برخورد می‌کرد. در سنن النبی به نقل از مکارم الاخلاق طبرسی نقل شده: آن حضرت هرگز از کسی انتقام نگرفت بلکه کسانی که به او بدی کرده بودند، مورد عفو قرار می‌داد. او پیامبر دلسوزی برای مسلمانان بود.

 

پیامبر حقیقت دین اسلام را بیان کردند/ کامل‌ترین دین به خاتم انبیا رسید

در بحث ختم نبوت و انتخاب حضرت محمد (ص) در مقام پیامبری دو دلیل بیان شده است که یکی از آن‌ها وجود شرع مقدس اسلام به عنوان کاملترین دین است. به زبان ساده‌تر می‌توان گفت خداوند از ابتدا بحث شرعیت را در سطوح مختلف و با انبیای پیشین به انسان آموخت تا با وجود آخرین پیامبر خود حقیقت دین را بیان کند.

 

در مورد آیه «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا» آمده است که تمام ادیان گذشته همه برای اتمام دین آمده بودند و ائمه اطهار (ع) واسطه‌ای برای تکمیل کردن آن. خاتم انبیا حضرت محمد (ص) دینی کامل را برای مردم ارائه کرد. پیامبران گذشته در سطوح ابتدایی شعر و شعور پایین مردم بودند تا کامل‌ترین دین به خاتم انبیا رسید.

 

مردم سابق بر این نمی‌توانستند دینشان را حفظ کنند. البته پیامبران و صاحبان دین بودند، ولی کتبشان مانند انجیل، تورات، زبور دارای تحریف است و فقط قرآن کریم است که به پیامبر اکرم (ص) آموزش داده شده و انحرافاتی در آن وجود ندارد.

 

در زمان حضرت محمد (ص) شعر و کتیبه نویسی رواج داشت، تا جایی که قرآن آمد و مردم به سطحی رسیده بودند که قرآن را حفظ کنند.

 

پیامبر اکرم (ع) در ارائه شرعیت دین آمد تا زمینه را برای برپایی شرعیت به اتمام برساند و پس از ایشان ائمه اطهار (ع) به تبیین شرعیت و فراهم کردن عدالت جهانی آمدند تا جهان را برای ظهور حضرت مهدی (عج) آماده کنند.

نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی که طی دو روز قبل با بارش صدها فروند راکت مقاومت بر اراضی اشغالی مواجه بوده، جهاد اسلامی را تهدید کرد که در صورت عدم توقف حملات، صدمات بیشتری می‌بینند.

 

«بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی ضمن استقبال از ترور فرماندهان جنبش جهاد اسلامی در نوار غزه، هشدار داد در صورت تداوم ناآرامی‌ها، حملات به مواضع جهاد ادامه می‌یابد.

 

نتانیاهو امروز (چهارشنبه) در آغاز جلسه هفتگی کابینه گفت: «ما بعد از کشتن فرمانده ارشد جهاد اسلامی در غزه، در حال تداوم حمله به آنها هستیم. او [بها ابوالعطا] مسئول بیشتر حملات تروریستی سال گذشته از نوار غزه بود و برای حملات بیشتری در روزهای آینده برنامه‌ریزی می‌کرد».

 

به نوشته دفتر نخست‌وزیری این رژیم، وی با تقدیر از دستگاه‌های دخیل در ترور ابوالعطا، مدعی شد: «طی بیست‌وچهار ساعت گذشته، اهداف مهمی متعلق به جهاد اسلامی و همچنین گروه‌هایی را که مشغول پرتاب راکت به سمت اسرائیل بودند، از بین بردیم».

 

نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با تاکید بر اینکه تل‌اویو به دنبال تنش‌زایی بیشتر با غزه نیست، افزود: «اما به هر حمله‌ای علیه خود، به شدیدترین شکل واکنش نشان می‌دهیم. جهاد اسلامی این پیام را درک کرده و می‌داند که بی‌رحمانه آنها را هدف قرار خواهیم داد».

 

در حالی که به اذعان ارتش اسرائیل، طی دو روز قبل بیش از 500 فروند راکت بر سر صهیونیست‌ها فرود آمده، اما این نتانیاهو بود که برای جهاد اسلامی خط و نشان کشید: «جهاد فقط یک گزینه دارد، این حملات را متوقف کند یا ضربات بیشتری دریافت کند. البته این وضعیت شاید ادامه پیدا کند».

 

درگیری‌ها در نوار غزه بعد از حمله صبح بامداد روز سه‌شنبه (21 آبان) رژیم صهیونیستی به منزل مسکونی «بها ابوالعطا» از رهبران جنبش جهاد اسلامی و شهادت وی و همسرش آغاز شد. در حمله دیگری، رژیم صهیونیستی به منطقه «المزه» دمشق، «معاذ» فرزند «اکرم العجوری» از اعضای دفتر سیاسی جهاد اسلامی به شهادت رسید.

 

ارتش رژیم صهیونیستی درباره تحولات روز دوم درگیری‌ها با غزه گفت که از ساعت هشت صبح امروز حدود ۲۵۰ راکت به سمت اراضی اشغالی شلیک شده و جهاد اسلامی به‌طور میانگین طی ۲۷ ساعت گذشته، هر هفت و نیم دقیقه یک راکت پرتاب کرده است.

 

«گیلعاد اردان» وزیر امنیت عمومی این رژیم نیز گفت واکنش جهاد اسلامی به ترور یکی از فرماندهان خود، باعث تغییر سیاست تل‌آویو از مقصر دانستن حماس به عنوان عامل اصلی اتفاقات غزه شد.

 

جنبش مقاومت اسلامی «حماس» نیز شامگاه گذشته با صدور بیانیه‌ای تهدید کرد که اگر رژیم صهیونیستی حملات به غزه را افزایش دهد، آنها هم پاسخ خواهد داد.

 

«نفتالی بنت» وزیر جنگ رژیم صهیونیستی نیز با بیان اینکه ترور فرمانده جهاد اسلامی پیامی به دیگر فرماندهان گروه‌های مقاومت فلسطینی است، تهدید کرد: «[آن اقدام] پیام روشنی به تمام دشمنان ما است، هر کسی که قصد صدمه زدن به ما در روشنایی روز را داشته باشد، تاریکی شب را به سلامت طی نمی‌کند».

تعدادی از دانشمندان شافعی مذهب در مورد خصوصیات و ویژگی های امام علیه السلام با شیعه هم عقیده هستند و این واقعیت از لا به لای برخی نوشته های آنان مشهود است.

 

مقدمه

اعتقاد به ظهور مهدی موعود علیه السلام بخشی از اعتقادات اسلامی را تشکیل می دهد و با وجود پاره ای از اختلاف نظرها در برخی از جزئیات مربوط به شخص امام مهدی علیه السلام و نیز در باره چگونگی ظهور و تشکیل حکومت آن حضرت، تمامی مذاهب اسلامی به آمدن چنین شخصیتی در آخر الزمان باور دارند و بر خلاف نظر بعضی از نویسندگان، این عقیده اختصاص به مذهب شیعه نداشته و ندارد و این واقعیت با مراجعه به منابع روایی و دیدگاههای عالمان مذاهب اسلامی به خوبی روشن می شود. عالمان و دانشمندان چهار مذهب اصلی اهل سنت، یعنی: شافعیان، حنبلیان، مالکیان و حنفیان به این واقعیت تصریح دارند و آن را از جمله اعتقادات اسلامی بر شمرده و حتی برخی آن را ضروری دین نیز دانسته اند.

 

با این وصف، برخی از نویسندگان اسلامی و به ویژه در دوره اخیر، از پذیرفتن اصل مهدویت سرباز زده اند و با دلایلی که به نظر می رسد برخی از آنها برگرفته از دیدگاههای مستشرقان باشد، به انکار مهدویت به عنوان عقیده ای اسلامی پرداخته و آن را بر آمده از تفکرات شیعه معرفی کرده اند.

 

بر خلاف این اظهار نظر غیر کارشناسانه، اعتقاد به امام مهدی علیه السلام و تصریح بر اسلامی بودن این باور، از سده های نخستین تاریخ اسلام تاکنون وجود داشته و در آثار و نوشته های دانشمندان اسلامی منعکس شده است و نادیده گرفتن این واقعیت همانند انکار امور بدیهی و واضح است.

 

در این نوشتار، برای اثبات این ادعا گفته ها و نوشته هایی از دانشمندان چهار مذهب اصلی اهل سنت ذکر می شود که به روشنی بیانگر این مهم است؛ البته باید اعتراف کرد که توجه به این موضوع در میان عالمان شافعی مذهب جایگاه ویژه و برتری داشته است و آثار و تألیفات آنان در این زمینه، بیش از آثار و تألیفات دیگر دانشمندان مذاهب اسلامی می باشد.

 

الف. دانشمندان شافعی

 

آنان توجه خاص و ویژه ای به موضوع مهدویت داشته اند و در بسیاری از آثار و نوشته های خود، از زوایای مختلف به طرح این بحث و مباحث پیرامونی آن پرداخته اند؛ گاهی با ذکر روایات و احادیث مربوط، گاهی با بیان ویژگیها و اوصاف حضرت و دیگر گاه با رد اشکالات و شبهاتی که در این حوزه وارد شده است.

 

یادآوری این نکته مفید است که تعدادی از دانشمندان شافعی مذهب در مورد خصوصیات و ویژگی های امام علیه السلام با شیعه هم عقیده هستند و این واقعیت از لا به لای برخی نوشته های آنان مشهود است. اینک برخی از نوشته ها و نظرات تعدادی از نویسندگان شافعی مذهب ذکر می شود:

 

۱. کمال الدین محمد بن طلحة الشافعی (م قرن هفتم ه. ق)

 

وی با نوشتن کتاب «مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول» دیدگاههای خود را در باره امامان معصوم علیهم السلام بیان داشته است و همان گونه که از نام کتاب پیداست، مؤلف، آن را در باره فضایل و زندگی نامه امامان علیهم السلام نگاشته است و به همین سبب، باب آخر کتاب را به امام مهدی علیه السلام اختصاص داده و در آنجا نظرات خود را در باره آن حضرت بیان داشته است.

 

نکته مهم و قابل توجه در اندیشه این نویسنده، این است که در مورد شخص آن حضرت، به مانند شیعه معتقد است که ایشان فرزند امام عسکری علیه السلام می باشد و اکنون نیز در قید حیات است.

 

برای اثبات ظهور امام علیه السلام، احادیث متعددی را از منابع اهل سنت ذکر کرده و در پایان نیز به بررسی و ارزیابی برخی اشکالات در باره امام مهدی علیه السلام پرداخته و به تفصیل آنها را پاسخ داده است. از جمله آن اشکالات اینکه چگونه مهدی موعودی که پیامبر صلی الله علیه و آله وعده آمدن وی را داده است، همان محمد بن الحسن العسکری می باشد؟

 

نویسنده در توجیه حدیث «اسم ابیه اسم ابی» که برخی منابع اهل سنت آن را به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر کرده اند، توضیح مفصل و ارزشمندی را بیان داشته است.

 

۲. کنجی شافعی (م قرن هفتم ه. ق)

 

یکی از کتابهای خوب و منظمی که احادیث و مباحث مربوط به امام مهدی علیه السلام را با ترتیبی خاص و با ابواب و موضوعاتی منسجم ذکر کرده، کتاب «البیان فی اخبار صاحب الزمان» نوشته کنجی شافعی است. وی در مقدمه کتاب می نویسد:

 

«من این کتاب را به نام «البیان فی اخبار صاحب الزمان» نامیدم و از ذکر هر روایتی که از طریق شیعه وارد شده، اجتناب کردم؛ که شیعه هر چند نقلش صحیح باشد، برای آنان کارساز است... و استدلال به احادیث غیر شیعه مسئله را تأکید بیشتری خواهد بخشید. »

 

نکته حائز اهمیت در این نوشته آن است که نویسنده با عنوانی که به آخرین باب داده ـ بر خلاف نظر بیشتر اهل سنت ـ امام مهدی علیه السلام را متولد شده می داند و معتقد است که وی دارای حیات است.

 

وی در ابتدای باب ۲۵ می نویسد:

 

«هیچ امتناعی در بقاء مهدی وجود ندارد؛ به دلیل اینکه عیسی و الیاس و خضر علیهم السلام که از اولیای خداوند می باشند، زنده اند و دجال و ابلیس که از دشمنان خداوند هستند نیز زنده اند و زنده بودن اینها به وسیله قرآن و سنت اثبات شده. آن گاه که بر این موضوع اتفاق کرده اند، زنده بودن مهدی را انکار کرده اند. پس بعد از این به سخن هیچ عاقلی توجه نمی شود، اگر بخواهد باقی بودن مهدی را انکار نماید.

 

نویسنده در ادامه، با ذکر دلایل و مستنداتی، زنده بودن عیسی و خضر علیهماالسلام را اثبات می کند و از این دلایل نتیجه می گیرد که زنده ماندن امام مهدی علیه السلام در مدت طولانی هیچ استبعادی ندارد.

 

۳. اسماعیل بن کثیر(م ۷۷۴ ه. ق)

 

وی در کتاب «النهایة فی الفتن و الملاحم» فصل ویژه ای برای امام مهدی علیه السلام گشوده و ضمن توضیحاتی در باره ایشان، احادیث و روایات زیادی را نقل کرده و در پاره ای از موارد به توضیح آنها نیز پرداخته است. وی عنوان این فصل را چنین ذکر کرده: «فصل فی ذکر المهدی الذی یکون فی آخر الزمان. »

 

در ابتدای این فصل این چنین آغاز می کند:

 

«مهدی علیه السلام یکی از خلفای راشدین و از امامان هدایتگر می باشد که روایات منقول از رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد او نقل شده و گویای این است که حضرت در آخر الزمان خواهد آمد و به گمانم ظهورش پیش از آمدن عیسی علیه السلام باشد. »

 

وی تصریح می کند که مهدی موعود علیه السلام از ذریه رسول خدا صلی الله علیه و آله و از فرزندان فاطمه علیهاالسلام می باشد.

 

نویسنده بعد از ذکر برخی از احادیث، در باره سند آنها به قضاوت نشسته و در چند مورد، اسناد این روایات را صحیح و یا حسن دانسته است.

 

۴. سعد الدین تفتازانی (م ۷۹۳ ه. ق)

 

وی در مبحث امامت کتاب «شرح المقاصد» که آخرین بخش این کتاب است، موضوع ظهور امام مهدی علیه السلام را مورد توجه قرار داده، می نویسد:

 

«روایات صحیحه ای در مورد ظهور پیشوایی از نسل فاطمه علیهاالسلام آمده و چنین دلالت دارد که آن حضرت، دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، پس از پر شدنش از ظلم و ستم ...»

 

وی در ادامه، ظهور امام علیه السلام را از جمله نشانه های قیامت بر شمرده و مجددا بر صحت اخبار مهدویت تأکید ورزیده؛ هر چند آنها را احادیث آحاد دانسته است.

 

البته نگاهی نقادانه به نگرش شیعه به مهدویت دارد و زنده بودن امام مهدی علیه السلام را امری بعید دانسته و ظاهرا مهم ترین دلیل وی در این مطلب، همین استبعاد حیات حضرت می باشد که معلوم است استبعاد تنها، نمی تواند دلیل قانع کننده و درستی باشد؛ چون واضح است که اگر با استبعاد تنها بشود موضوعی را منکر شد، بسیاری از مباحث و مسائل به راحتی قابل انکار خواهد بود و البته این شیوه ای پسندیده نمی باشد.

 

۵. جلال الدین سیوطی (م ۹۱۱ ه. ق)

 

وی که از نویسندگان برجسته اهل سنت در زمینه های گوناگون حدیثی، تفسیری و علوم قرآنی است، تألیف مستقلی در باره امام مهدی علیه السلام دارد با نام «العرف الوری فی اخبار المهدی» و در آن صدها حدیث را از منابع متعدد و مختلف اهل سنت جمع آوری کرده است و این کار، نشان از اهتمام و توجه جدی وی به این موضوع دارد. نویسنده که بیشتر به نقل احادیث اکتفا کرده و به ندرت توضیحاتی در باره آنها ذکر کرده است، در پایان، فصلی را گشوده و در آن چهار نکته مهم را یادآوری کرده که عبارت است از:

 

۱. مهدی علیه السلام یکی از خلفای دوازده گانه ای است که در حدیث جابری سمره ذکر شده؛

 

۲. مهدی علیه السلام نمی تواند از فرزندان عباس بن عبد المطلب باشد؛

 

۳. سند حدیث «لَا مَهْدِی اِلَّا عِیْسَی بْنُ مَرْیَمَ» ضعیف است؛ چون با نقل متواتری که گویای ظهور مهدی علیه السلام است، و اینکه وی از فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله می باشد و عیسی پشت سر او نماز خواهد خواند، متعارض است؛

 

۴. آنچه نقل شده که مهدی علیه السلام از مغرب ظهور خواهد کرد، هیچ پایه و دلیلی ندارد.

 

علاوه بر آنچه که وی در این اثر نقل کرده، در برخی دیگر از آثارش، همانند: «الجامع الصغیر» احادیثی را در باره امام مهدی علیه السلام ذکر کرده است.

 

۶. ابن حجر هیتمی (م ۹۷۴ ه. ق)

 

وی در کتاب «الصواعق المحرقه» در ذیل آیه دوازدهم که در فضایل اهل بیت علیهم السلام نقل کرده، روایات مربوط به امام مهدی علیه السلام را با تفصیل زیادی از منابع متعدد اهل سنت آورده است و در ادامه می نویسد:

 

«قول بهتری است که خروج امام مهدی علیه السلام پیش از ظهور عیسی علیه السلام می باشد؛ ولی برخی نیز گفته اند: بعد از آن می باشد. ابو الحسن آبری می گوید: روایات ظهور مهدی علیه السلام که از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده و متواتر و مستفیض هستند، دلالت دارند که وی از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله است و زمین را پر از داد می کند و به همراه عیسی علیه السلام خروج می نماید و او را در کشتن دجال در درب «لدّ» در سرزمین فلسطین یاری می رساند و او امام این امت خواهد شد و عیسی علیه السلام پشت سر او به نماز می ایستد. »

 

وی در شرح حال ابی القاسم محمد الحجة می گوید:

 

«سن وی هنگام وفات پدر، پنج سال بوده که خداوند در این سن به وی حکمت عطا کرد. »

 

با اینکه سخن وی صراحت در تولد پسر امام عسکری علیه السلام دارد، اما در ادامه و نیز در جایی دیگر، شدیدا بر شیعیان تاخته است که چرا آنان مهدی موعود علیه السلام را همان فرزند امام عسکری علیه السلام دانسته اند.

 

هیتمی در جایی دیگر و در پاسخ به پرسشی در مورد اعتقاد به یک مدعی مهدویت و نیز سؤال در باره حکم منکران امام مهدی علیه السلام چنین نوشته است:

 

«اعتقاد این گروه (معتقدان به مهدی بودن آن شخص) باطل و زشت است و بدعتی فاحش و گمراهی حتمی می باشد و اما انکار مهدی علیه السلام اگر به خاطر انکار سنت باشد، حکم کفر و ارتداد آنان باید صادر شود و کشته شوند و اگر این انکار، نه به خاطر انکار سنت، بلکه صرف دشمنی با بزرگان اسلامی باشد، پس تعزیر آنان لازم است.»

 

وی ضمن یادآوری مطلب یاد شده و تأکید بر آن در کتاب «الفتاوی الحدیثیة» برای استوار کردن رد این افکار و عقاید، احادیث متعدد و مختلفی را در باره امام مهدی علیه السلام ذکر کرده و به استناد آنها، ادعای آنان را غیر قابل قبول معرفی کرده است.

 

ضمنا وی کتابی مستقل در باره امام مهدی علیه السلام به رشته تحریر در آورده با نام «القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر» که این نوشته در سه باب و یک خاتمه خلاصه شده و باب اول به بیان نشانه ها و خصوصیاتی که برای امام مهدی علیه السلام در روایات آمده، اختصاص یافته است و در این قسمت، با استناد به احادیث، ۶۳ عنوان را یادآور شده است. در باب دوم روایات و احادیثی را که از صحابه ذکر شده، نقل کرده و در آن ۳۹ حدیث را آورده است. در باب سوم آنچه که از تابعین در باره امام علیه السلام نقل شده، آورده که جمع آنها ۵۶ حدیث است و در خاتمه کتاب، مباحث مختلفی از قبیل خروج امام علیه السلام پیش از آمدن عیسی علیه السلام، علامات نزول عیسی علیه السلام، خروج یأجوج و مأجوج، و نیز خروج دابة الارض را با تکیه بر احادیث و گفته های علما ذکر کرده است.

 

افزون بر این چند مورد که از میان علمای شافعی مذهب ذکر شد، شمار زیادی از دانشمندان شافعی، در باره امام مهدی علیه السلام با صراحت اظهار نظر کرده اند و برخی حتی تألیف مستقل و ویژه ای در این مورد به سامان رسانده اند که به جهت رعایت اختصار تنها نام چند نفر از آنها برده می شود: ۱. مناوی (م ۱۰۳ ه. ق) در کتاب «فیض القدیر»؛ ۲. محمد رسول برزنجی (م ۱۱۰۳ ه. ق) در کتاب «الاساعة لا شراط الساعة»؛ ۳. محمد الصبان (م ۱۳۰۷ ه. ق) در کتاب «اسعاف الراغبین و ابراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون. »

 

ب. دانشمندان حنبلی

 

۱. امام احمد بن حنبل (م ۲۴۱ ه. ق)

 

وی رئیس فرقه حنبلیهاست و نویسنده یکی از گسترده ترین و کهن ترین جوامع حدیثی اهل سنت نیز به شمار می رود. وی در این مجموعه حدیثی، احادیث مختلف و متعددی را در باره امام مهدی علیه السلام ذکر کرده است. یکی از فضلای محترم حوزه علمیه قم در اقدامی شایسته، احادیث مربوط به امام مهدی علیه السلام را که در این کتاب حدیثی آمده، جمع آوری کرده و با نام «احادیث المهدی علیه السلام من مسند احمد بن حنبل» به چاپ رسانده است.

 

در این کتاب، ۱۳۶ حدیث از مسند احمد استخراج شده و طی چند بخش تنظیم گردیده است که در بردارنده موضوعات متعدد و مختلفی در باره امام مهدی علیه السلام است؛ از نشانه های ظهور آن حضرت تا ظهور و وضعیت عصر ظهور و دیگر موضوعات مرتبط با امام مهدی علیه السلام.

 

ممکن است گفته شود: چون احمد بن حنبل در باره این احادیث قضاوت خاص نداشته است، پس ذکر این احادیث نمی تواند دلیلی برای اثبات دیدگاه و نظر او در این باره باشد؛ ولی در جواب باید گفت: ثبت این تعداد زیاد از احادیث در این جامع حدیثی کهن، حتما نشان از پذیرش و اعتماد نویسنده بر این احادیث دارد و چنین اهتمامی از سوی وی حکایت از مقبولیت محتوای آنها نزد وی دارد. بنابراین، مهم ترین شخصیتِ فرقه حنبلی که در موضوع مهدویت دیدگاهش روشن و مشخص است، امام آنها یعنی احمد بن حنبل است.

 

۲. ابن تیم جوزیه حنبلی (م ۷۵۱ ه. ق)

 

وی که از نویسندگان سرشناس و معروف اهل تسنن است، فصل پنجاهم کتاب «المنار المنیف فی الصحیح و الضعیف» را به مباحث مربوط به امام مهدی علیه السلام اختصاص داده و در ردّ حدیث جعلی «لَا مَهْدِیَّ اِلَّا عِیسَی بْنُ مَرْیَمَ؛ مهدی جز عیسی وجود ندارد. » مطالب و مباحث مختلفی را ذکر کرده و از قول برخی از دانشمندان اهل سنت، از جمله احمد بن الحسین آبری تواتر روایات نبوی را در باره امام مهدی علیه السلام یاد آور می شود و می گوید: «تواتر در این باره وجود دارد که آن حضرت از اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله است و عیسی علیه السلام به هنگام ظهور وی، خواهد آمد و در نماز به او اقتدا خواهد کرد. »

 

وی در ادامه، برای تأکید گفته آبری، روایات متعددی را از منابع اهل سنت ذکر کرده و هنگام تقسیم بندی این احادیث، تصریح دارد که اینها چهار دسته هستند: صحیح، حسن، غریب و موضوع.

 

و به این ترتیب، تعدادی از احادیث امام مهدی علیه السلام را صحیح و حسن دانسته و آنها را دارای حجیت و قابل برای استدلال معرفی کرده است.

 

۳. یحیی بن محمد حنبلی (م قرن دهم ه. ق)

 

وی در پاسخ به پرسشی در مورد معتقدان به یک مدعی مهدویت و نیز در باره منکران اصل مهدویت چنین نوشته است:

 

«الحمد لله اللهم اهدنا لما اختلف فیه الحق باذنک! عقیده مذکور بدون شک، باطل است؛ چون مستلزم مخالفت و ردّ احادیث صحیحی است که از پیامبر صلی الله علیه و آله رسیده و پیامبر صلی الله علیه و آله در این احادیث از ظهور مهدی علیه السلام در آخر الزمان خبر داده و ویژگیهای شخصی مهدی علیه السلام و حوادث زمان ظهور را یاد کرده است. یکی از علائم مهم ظهور مهدی علیه السلام که کسی نمی تواند ادعا کند که واقع شده است، فرود آمدن حضرت عیسی علیه السلام از آسمان و قرار گرفتن او در کنار مهدی علیه السلام و نمازگزاردن او پشت سر آن حضرت و همین طور خروج دجال و کشته شدن او می باشد... و کسی که مهدی موعود علیه السلام را تکذیب کند، رسول خدا صلی الله علیه و آله به کفر او خبر داده است ...»

 

ج. عالمان حنفی و مهدویت

 

تعدادی از عالمان و نویسندگان حنفی مذهب در باره مهدویت و اعتقاد به مهدی آخر الزمان، نوشته ها و آثار خوب و ارزشمندی را از خود بر جای گذاشته اند. در پاره ای از موارد، علاوه بر اصل اعتقاد به ظهور امام مهدی علیه السلام، به مانند شیعه به زنده بودن وی نیز معتقد می باشند و اینک دیدگاه چند نفر از دانشمندان حنفی مذهب در پی می آید:

 

۱. ابن جوزی (م ۶۵۰ ه. ق)

 

وی در کتاب معروفش، «تذکرة خواص الامة فی خصائص الائمة علیهم السلام »، فصلی جداگانه به امام مهدی علیه السلام اختصاص داده و مباحث و موضوعات مختلفی در این باره نگاشته است و در آغاز این فصل می گوید:

 

«فصل فی ذکر الحجة المهدی هو محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی الرضا و کنیته ابو عبد الله و ابو القاسم و هو الخلف الحجة صاحب الزمان. »

 

آن گاه روایاتی از منابع اهل سنت ذکر می کند که در آنها موضوعات مربوط به امام مهدی علیه السلام مطرح شده است. ابن جوزی سپس به دیدگاه امامیه در باره زنده بودن امام مهدی علیه السلام پرداخته و برخی دلایل شیعیان در این باره را یاد آور شده است. از نوشته ابن جوزی چنین بر می آید که وی اعتقاد شیعه را در باره امام مهدی علیه السلام پذیرفته و آن را منطقی و قابل قبول دانسته است.

 

۲. ابن طولون دمشقی (م ۹۳۵ ه. ق)

 

وی که در حدیث، فقه و تاریخ صاحب نظر و در بسیاری از موضوعات دارای آثار و نوشته هایی بوده، کتابی با نام «الائمة الاشاعة» دارد که بخشی را به «الحجة المهدی» اختصاص داده و در آن به بحث در باره امام مهدی علیه السلام پرداخته است. در این اثر، بیشتر عقاید و اندیشه های شیعه در مورد ولادت امام مهدی علیه السلام و زنده بودن آن حضرت را نوشته است و هر چند با صراحت این عقاید را نپذیرفته، ولی از لا به لای نوشته وی چنین بر می آید که تمایل به قبول آنها دارد و البته اظهار نظر صریح را به کتاب دیگرش با نام «الهدی الی ماورد فی المهدی» موکول کرده و ظاهرا از این نوشته هم اثری باقی نمانده است.

 

ابن طولون در کتاب «الائمة اثنا عشر» با احترام و تجلیل فراوان اسامی امامان دوازده گانه شیعه را در اشعاری گنجانده است.

 

۳. عبد الوهاب شعرانی (م ۹۷۳ ه. ق)

 

وی در باب ۵۶ کتاب «الیواقیت و الجواهر» نشانه های قیامت را که در احادیث آمده، ذکر کرده که از جمله آنها، خروج امام مهدی علیه السلام می باشد. نکته قابل توجهی که وجود دارد، این است که وی با وجود حنفی بودن، به مانند شیعه معتقد است امام مهدی علیه السلام فرزند امام عسکری علیه السلام است و اکنون زنده و در قید حیات می باشد و تا زمان ظهور عیسی علیه السلام نیز زنده خواهد ماند. به متن عبارت وی بنگرید:

 

«وی (امام مهدی علیه السلام) از فرزندان امام عسکری علیه السلام است و ولادتش در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ ه. ق اتفاق افتاده و تا زمان آمدن عیسی علیه السلام زنده خواهد ماند. »

 

بدین شکل، وی نه تنها آمدن و ظهور امام مهدی علیه السلام را در آخر الزمان از جمله موارد حتمی بر شمرده است، بلکه تولد آن حضرت و حیات ایشان را تا زمان ظهور قبول دارد و از این جهت، اندیشه و عقیده وی بسیار نزدیک به عقیده شیعه می باشد.

 

۴. ابو السرور حنفی (م قرن دهم ه. ق)

 

وی که مفتی حنفیها در شهر مکه بوده است، در پاسخ به استفتائاتی که جماعتی از مسلمانان هند از علمای آن زمان مکه کرده اند و از آنان خواسته اند که نظرشان را در مورد اعتقاد به یک مدعی مهدویت و نیز منکران مهدویت بنویسند، چنین گفته است:

 

«اعتقاد این طایفه زشت کردار باطل است و پوچ. باید با عقیده باطل و پیروان آن به سختی مبارزه کرد و این فکر یاوه را از مغز آنان در آورد؛ چون این عقیده مخالف است با احادیث صحیح و سنن صریح و متواتری که به وسیله راویان بسیار و اخبار فراوان رسیده است و آن احادیث و سنن همه می گوید که مهدی موعود علیه السلام که در آخر الزمان خروج می کند، همراه عیسی علیه السلام خواهد آمد و با کمک او، دجال را خواهد کشت. برای ظهور او، علامتهایی است، از جمله: خروج سفیانی و گرفته شدن ماه و خورشید در ماه رمضان بر خلاف معمول. »

 

از این گفته به خوبی نگاه مذهب حنفی به موضوع امام مهدی علیه السلام آشکار می شود و معلوم می گردد که نه تنها آنان این فکر را قبول دارند، بلکه آن را مضمون احادیث صحیح و متواتر می دانند و این نکته بسیار مهمی می باشد.

 

۵. سلیمان بن ابراهیم قندروزی (م ۱۲۹۴ ه. ق)

 

وی که متولد شده در بلخ می باشد، بیشتر تحصیلاتش را در همان دیار سپری کرد و ادامه تحصیلات را در بخارا گذراند. بعد از آن به تصوف و عرفان نیز روی آورد و از بزرگان صوفیه شد. بدین شکل، هم در مباحث نقلی و هم طریقی صاحب مقاماتی گردید.

 

او کتاب «ینابیع المودة» را در مناقب و فضایل اهل بیت علیهم السلام نگاشته است و بخش عمده ای از آن را به مباحث مربوط به امام مهدی علیه السلام اختصاص داده و آیات تفسیر و تأویل شده در باره آن حضرت را ذکر کرده و نیز روایاتی که در مورد ایشان نقل شده، از منابع مختلف آورده است. همین طور، احادیث خلفای دوازده گانه و تفسیرهایی که برای آنها شده را ذکر کرده و نقلهایی که در باره ولادت ایشان شده و نیز علمای سنی مذهب را که تصریح بر ولادت آن کرده اند، نام برده است. در بخش دیگر، کرامات و خارق عادتهایی که توسط آن حضرت انجام شده را نقل کرده و ملاقات کنندگان با ایشان را در دوره غیبت یاد آور شده است.

 

از مجموع نوشته های وی چنین بر می آید که نویسنده درباره امام مهدی علیه السلام همانند شیعه می اندیشد و معتقد به ولادت و زنده بودن آن حضرت است.

 

۶. ابو البرکات آلوسی (م ۱۳۷۱ ه. ق)

 

وی در کتاب «غایة المواعظ» در بخش شمارش نشانه های برپایی قیامت ـ به مانند برخی دیگر از دانشمندان اهل سنت ـ ظهور امام مهدی علیه السلام را از جمله این نشانه ها دانسته و گفته است که قول صحیح تر نزد بیشتر عالمان و دانشمندان، ظهور و خروج امام مهدی علیه السلام است.

 

وی از قول ابن حجر هیتمی در «الصواعق المحرقة» نقل می کند که آیه «وَ اِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَة» در مورد امام مهدی علیه السلام نازل شده است. آن گاه در ادامه می گوید که در باره آمدن امام مهدی علیه السلام، احادیث و اخبار متعددی وارد شده و به همین مناسبت، تعدادی از این احادیث را ذکر کرده است. در باره سیر حکومتی که امام خواهد داشت، بحثهایی را مطرح کرده و نظرات عالمان معروف را مورد اشاره قرار داده است.

 

وی در پایان، با اشاره به اعتقاد شیعه در مورد زنده بودن امام علیه السلام، این باور را مردود دانسته و آن را انکار می کند؛ البته دلیل خاصی برای این کار ارائه نکرده است.

 

د. امام مهدی علیه السلام در نگاه مالکیان

 

همانند دیگر عالمان مذاهب اسلامی، علمای فرقه مالکی باور به ظهور و فرج امام مهدی علیه السلام را یکی از اعتقادات خود دانسته و بر آن تأکید ورزیده اند. این واقعیت در نوشته ها و آثار آنان کاملاً مشهود و واضح است. در دوره های مختلف، تصریح بر این عقیده در لا به لای کتابها و نوشته های آنها دیده می شود. اینک از باب نمونه به گزارشی از نوشته ها و گفته های برخی از دانشمندان برجسته این فرقه پرداخته می شود:

 

۱. قرطبی مالکی (م ۶۷۱ ه. ق)

 

او که از جمله عالمان و نویسندگان معروف و شناخته شده اهل سنت است، آثار علمی و مشهوری از خود بر جای گذاشته که مهم ترین آنها تفسیر «الجامع لاحکام القرآن» است. وی در کتاب دیگرش با نام «التذکرة فی احوال الموتی و امور الآخرة» ابواب و فصولی را به بحث در باره امام مهدی علیه السلام اختصاص داده و با بیان احادیث متعددی از منابع اهل سنت، این موضوع را دنبال کرده و در توضیح برخی از این احادیث، مطالبی را در مورد امام مهدی علیه السلام بیان داشته است؛ البته نویسنده در تفسیر آیه ۳۳ سوره توبه، در کتاب تفسیرش، مضمون آن آیه را که وعده خداوند بر غلبه دین اسلام است، بنا بر قولی منطبق بر عصر و زمان امام مهدی علیه السلام دانسته است.

 

۲. ابن صباغ مالکی (م ۸۵۵ ه. ق)

 

وی که از بزرگان فرقه مالکی در عصر و زمان خود بوده است، کتابی با نام «الفصول المهمة فی معرفة احوال با وجود پاره ای از اختلاف نظرها در برخی از جزئیات مربوط به شخص امام مهدی علیه السلام و نیز در باره چگونگی ظهور و تشکیل حکومت آن حضرت، تمامی مذاهب اسلامی به آمدن چنین شخصیتی در آخر الزمان باور دارند

 

الائمة علیهم السلام » نگاشته که انگیزه تألیف آن را بیان شرح حال و مقامات ائمه دوازده گانه علیهم السلام معرفی کرده است و این نوشته را بنا بر درخواست برخی از معاصران خود به سامان رسانده است. وی در فصل دوازدهم این کتاب، شرح حال و خصوصیات امام مهدی علیه السلام را ذکر کرده و در آن، مباحث مختلف و احادیث گوناگونی در باره امام مهدی علیه السلام آورده است. وعده رسول خدا صلی الله علیه و آله به ظهور آن حضرت را مورد اثبات قرار داده و از نسب آن بزرگوار سخن گفته است.

 

نکته قابل توجه در نوشته های این نویسنده آن است که به مانند برخی دیگر از عالمان اهل سنت، معتقد به ولادت امام مهدی علیه السلام است و بر این باور است که آن حضرت اکنون زنده و در قید حیات می باشد.

 

۳. محمد بن محمد بن الخطاب المالکی (م قرن دهم ه. ق)

 

وی در پاسخ به پرسشی در باره معتقدان به میّتی که مدعی مهدویت بوده و نیز راجع به منکران مهدویت گفته است: «عقیده طایفه یاد شده، در باره آن میّت در گذشته که او مهدی موعود است و باید در آخر الزمان ظهور کند، باطل و پوچ است؛ به سبب احادیث صحیحه ای که دلالت دارد بر وجود مهدی علیه السلام و خروج او و نیز حوادثی که در آستانه ظهور او اتفاق خواهد افتاد، همانند: ظهور سفیانی، فرو رفتن وی و لشکرش در زمین منطقه بیداء، کسوف خورشید در نیمه ماه رمضان و خسوف ماه در اول آن... و نیز به سبب احادیثی که دلالت دارند بر اینکه مهدی علیه السلام فرمانروای زمین خواهد شد و دجال، در روزگار وی ظهور خواهد کرد و دیگر علاماتی که هیچ کدام در دوره این شخص مرده ای که بدان اشاره شد، تحقق نیافته است. »

 

۴. شیخ محمد الصبان (م ۱۳۰۷ ه. ق)

 

وی در کتاب «اسعاف الراغبین» فصلی را به بحث درباره امام مهدی علیه السلام، نسب ایشان و محل ظهور و نیز نشانه های خروج حضرت بیان داشته است. علاوه بر روایاتی که در این باره ذکر کرده، مطالب مختلفی در تأیید این موضوع از بزرگانی چون محی الدین عربی و شعرانی نقل می کند.

 

عربی در جمع بین روایاتی که امام مهدی علیه السلام را از نسل امام حسین علیه السلام دانسته و روایاتی که آن حضرت را از نسل امام حسن علیه السلام می داند، مطالب متنوعی را بیان داشته است.

 

۵. محمد بن جعفر بن ادریس الکتانی المالکی (م ۱۳۴۵ ه. ق)

 

در کتاب «نظم المتناثر من الحدیث المتواتر» که در آن احادیث متواتر را جمع آوری کرده، روایات مربوط به امام مهدی علیه السلام را از جمله آنها دانسته و با استناد به سخنان و گفته های دانشمندان معروف و شناخته شده اهل سنت، بر تواتر این احادیث پای می فشارد و معتقد است که آمدن و ظهور امام مهدی علیه السلام بر اساس این احادیث و نیز وعده هایی که در آنها داده شده است، از ضروریات و موارد حتمی می باشد.

نماینده ولی فقیه در سازمان بسیج با اشاره به ضرورت درک سه اصل چیستی، آثار و چگونگی وحدت برای تحقق این آرمان در داخل و درون امت اسلامی، گفت: در این باره بهترین الگو، قرآن و سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) هستند که همواره منادی وحدت بودند. عضو لاینفک زندگی پیامبر اکرم(ص) «رحماء بینهم»، محبت و مهربانی با امت اسلامی است و پیامبر(ص) به مثابه الگوی واقعی «رحماء بینهم» به طور عملی وحدت را در جامعه ایجاد کرد.

 

حجت‌الاسلام و المسلمین محمدرضا تویسرکانی، نماینده ولی فقیه در سازمان بسیج مستضعفین، به مناسبت هفته وحدت درباره سبک مدیریتی و رهبری سیاسی در اسلام با استفاده از الگوی رفتار مدیریتی پیامبر(ص) و برمبنای آیه «رحماء بینهم» و اصل وحدت‌گرایی در جامعه اسلامی گفت: در مورد مقوله وحدت در امت اسلامی مطالب فراوانی وجود دارد. اما نکته مهم در وهله اول فهم چیستی وحدت است که اساساً منظور از وحدت، معیارها و محور وحدت چیست. همگان باید بدانند منظور از وحدت این نیست که دیگران از عقاید و باورهای مذهبی خود دست بردارند، بلکه امت اسلامی با وجود داشتن اختلافات عقیدتی، رفتاری و مذهبی با همدیگر تعامل داشته باشند و این تعامل بر مبنای محبت و اخوت باشد که خداوند فرموده: «انما المومنون اخوه».

 

ضرورت فهم تبعات منفی عدم وحدت‌ در امت اسلامی

 

وی ادامه داد: البته این کار آسانی نیست و مستلزم یک کار بزرگ تربیتی است. به طور معمول از وحدت به راحتی سخن گفته می‌شود اما در عمل مشاهده می‌شود که حتی جریان‌های انقلابی داخل نظام موفق به ایجاد وحدت بین خود نمی‌شوند و حتی سر از تکفیر همدیگر درمی‌آورند و یکدیگر را متهم به القاب و صفات زشت و ناپسند می‌کنند و این به خاطر عدم فهم واقعی وحدت است.

 

تویسرکانی اظهار کرد: نکته دیگر که می‌تواند به تحقق وحدت در جامعه اسلامی کمک کند فهم تبعات منفی عدم وحدت است. در این راستا همه باید متوجه شوند که تنها راه موفقیت و راهبرد نجات امت سلام و رسیدن مسلمانان به آرزوهای دیرینه، وحدت است و هیچ راهی جز وحدت وجود ندارد. امت اسلام باید به این درک برسد که نتیجه تفرقه و اختلاف، رشد و فعال شدن جریانات تکفیری است که نه سنی و نه شیعه را قبول دارند و با اختلاف، تفرقه، دشمنی و کینه‌ورزی سرمایه‌های جهان اسلام به هدر می‌رود و لذا باید بر روی تبیین آثار وحدت کار زیاد و عمیقی انجام شود.

 

رسالت مهم رسانه‌ها برای تبیین چیستی، آثار و چگونگی وحدت

 

نماینده ولی فقیه در سازمان بسیج بیان کرد: مسئله دیگر راهکار و چگونگی تحقق وحدت است. یعنی باید صاحب چه ویژگی‌هایی بود، چگونه تربیت شد و چه تمرین‌هایی انجام داد تا موفق به ایجاد وحدت شد. به نظر می‌رسد در این رابطه بهترین الگو، قرآن و سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) هستند که همواره منادی وحدت بودند. امام علی(ع) می‌فرمایند اگر دیدید کسی در صدد ایجاد اختلاف و تفرقه در میان امت اسلام است باید نابود شود حتی اگر زیر عمامه من باشد. متأسفانه دستاوردهای مناسب و در تراز انقلاب اسلامی در زمینه وحدت در جامعه به دست نیامده و بیشتر شعاری عمل شده است. درست است که در راستای وحدت حوزه و دانشگاه، شیعه و سنی و تقریب ادیان و مذاهب تلاش‌های زیادی شده اما به آن تربیت لازم که افراد با روحیه وحدت‌گرا رشد کنند و به بلوغ برسند کمتر توجه شده است و همه توقع دارند دیگران به نام وحدت تسلیم عقاید و افکار آنها شوند.

 

وی تأکید کرد: به اعتقاد من رسانه‌ها باید به طور مفصل و علمی باید بر روی سه اصل چیستی، آثار و چگونگی وحدت بر مبنای آیات قرآن و سیره اهل بیت(ع) کار کنند. قرآن در این باره آیات متعددی دارد که یکی از آنها همین آیه « اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم» است و باید واقعا به توجه ویژه‌ای به مفهوم «رحماء بینهم» هم در داخل کشور و هم امت اسلامی شود. از آیات مهم دیگر در مقوله وحدت می‌توان به «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا» و «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ» (پس به [برکت‌] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پُرمِهر] شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پیرامون تو پراکنده مى‌شدند. پس، از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه، و در کار[ها] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن) اشاره کرد.

 

وی یادآور شد: قرآن پیامبر(ص) را به مثابه محور وحدت جامعه اسلامی مطرح می‌کند که حقیقت محبت و مهربانی است و این رحمت پیامبر(ص) شامل همه افراد در جامعه اسلامی می‌شود و این مختص همه دوره‌های زندگی رسول اکرم(ص) است؛ چه قبل از بعثت، چه بعد از بعثت و در مکه که حکومت ندارند و در اقلیت هستند و چه در مدینه که حکومت دارند و در اکثریت هستند.

 

تویسرکانی اظهار کرد: در واقع عضو لاینفک زندگی پیامبر اکرم(ص) «رحماء بینهم»، محبت و مهربانی حتی در اجرای حدود است. روایت شده کسی عمل نامشروعی انجام داده بود و باید سنگسار می‌شد. عده‌ای گفتند ماند سگ جان داد، پیامبر(ص) به این رفتار اعتراض کرد و فرمود نباید بی‌ادبی کنید، تحقیر مکنید و کلام‌تان باید مشحون از ادب و دلسوزی نسبت به دیگران حتی کسی که حد خدا بر او جاری می‌شود، باشد. در واقع در عین حال که حد خدا بدون رأفت باید انجام شود اما باید دل ما برای ان فرد که عضوی از جامعه اسلامی است بسوزد و برای او طلب عفو و مغفرت کرد. در واقع پیامبر(ص) به مثابه الگوی واقعی «رحماء بینهم» به طور عملی وحدت را در جامعه ایجاد کرد.

 

سه شیوه قرآنی برای جذب حداکثری و دچار نشدن به دوگانه‌های جعلی

 

تویسرکانی درباره نقش مدیریت و رهبری پیامبر(ص) در گرفتار نشدن جامعه آن روز به دوقطبی‌های کشنده و وحدت‌شکن گفت: البته در زندگی واقعی دوگانه‌ها وجود دارد اما مهم این است که جامعه گرفتار دوگانه‌های جعلی و کاذب نشود. پیامبر اسلام(ص) با محبت، بصیرت‌افزایی و آگاهی‌بخشی اجازه نمی‌دادند جامعه اسیر این‌گونه دوگانه‌ها شود. خداوند متعال به پیامبر اکرم(ص) دستور می‌دهد: «ادعُ إِلىٰ سَبیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ ۖ وَجادِلهُم بِالَّتی هِیَ أَحسَنُ»؛ خداوند از پیامبر(ص) می‌خواهد در تبیین پیام و آرمان الهی از سه شیوه استفاده کند؛ حکمت که مخصوص نخبگان جامعه است، موعظه برای بخشی از جامعه است که بیشتر احساسات و عواطف بر آنها حاکم است و در نهایت با مخالفان و دشمنان از «جدال احسن» استفاده کند. در واقع با خودی از شیوه «موعظه حسن» و با غیر خودی و مخالف از شیوه «جدال احسن» باید بهره برد.

 

نماینده ولی فقیه در سازمان بسیج تأکید کرد: به عبارتی اگر قرار است حجتی بر کسی اقامه شود باید در قالب تکریم و احترام باشد نه در قالب تحقیر، توهین و سرزنش. همین شیوه رفتاری و مدیریتی پیامبر(ص)‌ بود که جذب حداکثری را محقق ساخت که گام مهمی در تحقق عملی وحدت در جامعه اسلامی است.

 

چرا جریان‌های انقلابی به وحدت نمی‌رسند؟

 

تویسرکانی درباره موانع تحقق وحدت حتی در بین جریان‌های انقلابی گفت: شاید نکته‌ای را که بیان می‌کنم خیلی از افراد جرئت نداشته باشند که بیان کنند. اما سوگمندانه باید قبول کرد در برخی جریان‌های انقلابی کشور رگه‌های تکفیر وجود دارد و اینها حتی مخالفان خود از خیمه انقلاب و در میان جبهه مؤمن انقلابی را تکفیر می‌کنند. در حالی که همه آنها اسلام، امام(ره) و مقام معظم رهبری را قبول دارند و تنها اختلاف آنها در شیوه‌ها و روش‌هاست، اما نمی‌توانند با هم کنار بیایند و این نشان می‌دهد تمرین واقعی وحدت انجام نشده است. حتی یکی از بزرگان حرف عجیبی زده بود که «از وحدت نباید بت بسازیم» و من هنوز مفهوم آن را متوجه نمی‌شوم. در حالی که طبق آموزه‌های صریح قرآن ما مأمور به وحدت هستیم و اختلاف و تفرقه برای جامعه اسلامی سم است.

 

وی بیان کرد: در حالی که رهبر معظم انقلاب در موسم انتخابات از همه آحاد ملت حتی مخالفان خودشان برای حضور در انتخابات بر محور ایران‌دوستی دعوت می‌کنند، اما عده‌ای نه ایران، نه اسلام، نه اهل بیت(ع) و نه انقلاب و نه رهبری محورشان نیست بلکه خودشان را محور و معیار وحدت می‌دانند و هر کسی را که مخالف‌شان باشد باطل می‌دانند و معتقدند فهم صحیحی از انقلاب و رهبری ندارند و گزاره‌های این چنینی را بر پیشانی مخالفان خود می‌چسبانند. اینکه عده‌ای به لاابالی‌گری و ضد دین بودن و عده دیگری به تحجر، ضدیت با آزادی و مردم متهم شوند نتیجه این دوگانه‌سازی جعلی در جامعه تحت عنوان چپ و راست است و اگر بیانات امام(ره) را در این باره مطالعه کنید می‌بینید که ایشان با چه سوز و گدازی این جریان‌ها را دعوت به وحدت، گذشت و ایثار می‌کند.

 

تویسرکانی ابراز کرد:‌ مردم عادی هم عدالت، هم آزادی، هم استقلال و هم معنویت را می‌خواهند. به یاد دارم یکی از بزرگان جریان چپ بیان کرده بود باید جریانات سیاسی را قرمز و آبی کنیم. در حالی که ما در یک جامعه انقلابی زندگی می‌کنیم و محور وحدت در این جامعه ولایت است و همه فارغ از سلیقه، جریان و گرایش سیاسی باید به دنبال تحقق گفتمان ولایت باشند در عین حال که ممکن است روش‌های متفاوتی داشته باشیم. لذا جامعه‌ای که ولایت دارد اختلاف و تفرقه در آن معنا و مفهومی ندارد و همانطور که بیان شد اگر ضعفی در وحدت هم وجود دارد ناشی از عدم فهم این مفهوم و گم کردن معیارها و ملاک‌های حقیقی وحدت است.

منظور از وحدت مسلمانان این است که همه مسلمانان با وجود دیدگاه ها و سلیقه های متفاوت، در برابر دشمنان مشترک هماهنگ و منسجم عمل کنند. وحدت به معنای کنار گذاشتن مذاهب و آرای آن و ایجاد مذهب جدید نیست و از دیدگاه قرآن، ضرورت و اهمیت اتحاد، از اساسی ترین مسائل اجتماعی و دینی مسلمانان است.

 

در ماه ربیع الاول به مناسبت میلاد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ولادت امام صادق علیه السلام، در فاصله ۱۲ تا ۱۷ ربیع الاول در بسیاری از کشورهای اسلامی، هفته وحدت برگزار می گردد.

 

آنچه که از لابلای احادیت و متون دینی گزارش شده این است که در تاریخ ولادت پیامبر بین مسلمانان اختلاف نظری وجود دارد.

 

بنا به نظر اکثر اهل سنت ۱۲ ربیع الاول و بنابر نظر شیعه ۱۷ ربیع الاول را روز ولادت رسول گرامی اسلام می دانند. برخی از دانشمندان شیعه مانند کلینی [۱] و یعقوبی [۲] روز ۱۲ ربیع الاول و برخی از مورخان فرقین [۳] هم روز دوم یا دهم ربیع الاول گفته اند. بنابراین، در هیچ یک از دو طرف، روز میلاد، پیامبر قطعی و اتفاقی نیست.

 

به خاطر همین موضوع، هفته وحدت به خاطر انسجام و اتحاد بیشتر امت مسلمان نام گذاری شده تا به همدلی و وحدت بیشتر بیانجامد.

 

هفته وحدت، هفته خرّم گل های زیبای بهاری است. ایام شادی بخشِ مسلمان و عید فرخنده احمد و پیشوای بزرگ جهان تشیّع، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام است.

 

شرایط کنونی مسلمین مانند عصر رسول الله صلی الله علیه و آله است و به همین جهت  نیازمند شناخت سیره پیامبر در برخورد با مردم و امت مسلمان عصر پیامبر صلی الله علیه و آله می باشیم تا با عمل به آن سیره شریف، در مقابل تهدیدهای دشمنان و تکفیری ها ایستادگی و مقاومت نموده و امتِ مسلمانِ متفرق را متحد سازیم. در اینجا با محوریت وحدت به برسی و شناخت آیات، روایات، سیره معصومین علیم السلام و سیره علماء و اندیشمندان معاصر می پردازیم.

 

ضرورت اتحاد و همدلی در قرآن کریم

در قرآن کریم آیاتی را می توان یافت که در آنها به این موضوع اشاره شده است؛ از جمله مفاهیمی، چون «و اعتصموا»[۴]، «تعاونوا»[۵]، «اصلحوا ذات بینکم»[۶]، «اصلاح بین الناس»[۷] «الَّف بینهم»[۸]، «امّةٌ واحدة»[۹]، «امّة وسطا»[۱۰]، «حزب الله»[۱۱] «صبغة الله»[۱۲] و «اخوة».[۱۳] و... که فقط در اینجا اشاره ای گذارا به آیه اعتصام می شود.

 

در اهمیت و ضرورت اتحاد و همدلی در میان مسلمانان از دیدگاه قرآن، هیچ تردیدی وجود ندارد و قاطعانه می توان گفت که یکی از مسائل اجتماعی، که قرآن بیش از هرچیز دیگر بر آن تأکید دارد، وحدت میان پیروان آن است. قرآن این مهم را در قالب آیات متعدد و شکلهای گوناگون، مورد توجه ویژه قرار داده است و نه تنها همسویی و همرنگی مسلمانان را برای نیل به اهداف بلند اسلام دانسته، که آن را یکی از اساسی ترین و اصلی ترین آرمان های خود برشمرده است.

 

محور وحدت در دیدگاه قرآنی «توحید» و در مرتبه دیگر دین اسلام است. قرآن کریم پیامبر را به سوی اهل کتاب می فرستد و از آنان برای پیوستن به شعار توحید و جدایی از غیر او دعوت می کند: «ای پیامبر! به اهل کتاب بگو، بیایید بر اساس کلمه ای که بین ما و شما مشترک است، غیر از خدا را نپرستیم و یک دیگر را در برابر خداوند بعنوان رب و پروردگار نگیریم (وحدت کنیم). پس اگر روی برگرداندند بگویید، شاهد باشید که ما اهل تسلیم در برابر حق هستیم. وحدت واقعی با توجه به این آیات تفسیر می شود: در سوره «آل عمران» آمده است: «و اعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرّقوا»[۱۴]؛ یعنی همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرّق نشوید. این آیه شریفه از مسلمانان می خواهد که با اسلام از دنیا خارج شوند، از این رو اعتصام به ریسمان الهی با توحید منهای نبوّت پیامبر و لوازم آن صادق نیست. قرآن نیز مسلمانان را برادر خوانده [۱۵] و به وحدت سفارش می کند. واژه «حبل»، در اصل به معنای وسیله ای است که انسان توسط آن به مقصد و حاجت خود برسد، مانند ریسمانی که انسان با چنگ زدن به او خود را از تهِ چاهی و مانند آن نجات دهد. [۱۶] شأن نزول آیه شریفه که دو قبیله «اوس» و «خزرج» اند، این خصوصیت را داشته اند که به طور دسته جمعی به «حبل الله» متمسک شده اند و از این قضیه زمانی نگذشت که آثار سعادت و حلاوت نعمت های الهی در زندگی برای آنان پدیدار گشت. [۱۷]البته مفسران شیعه و اهل سنت در ذیل این آیه بحث های مفصلی ذکر کرده اند که در این مجال نمی گنجد.

 

مقصود از وحدت

شاید برخی تصور کنند که مقصود از وحدت و اتحاد مسلمانان این است که پیروان دین اسلام در هیچ موردی نباید دوگانگی و اختلاف داشته باشند و از عقیده گرفته تا عمل و از عبادات تا معاملات، در اصول و فروع و همه امور زندگی، آداب، رسوم، طرز فکر و شیوه های معاشرت و...باید وحدت داشته باشند؛ یا همه مسلمانان زیر لوایی واحد در آیند و به قانون واحد و سیاست یگانه، تن در دهند و از یک سیاست و یک رژیم سیاسی و اقتصادی پیروی نمایند. طبیعی است که این تصور خام، نه جامه عمل خواهد پوشید و نه ممکن و معقول است؛ زیرا وحدتی بدین معنا بر خلاف سنت الهی و فطرت انسانی و طبیعت بشر است. [۱۸]شهید مطهری(ره) با طرح این پرسش که «مقصود از وحدت چیست؟ » می گوید: بدیهی است که منظور علمای روشنفکر اسلامی از وحدت اسلامی، حصر مذاهب در یک مذهب و یا اخذ مشترکات مذاهب و طرد مفترقات آنها که نه معقول و نه منطقی است و نه مطلوب و عملی، نیست؛ منظور دانشمندان، متشکل شدن مسلمانان است در یک صف در برابر دشمنان مشترکشان. [۱۹]

 

اخوت و وحدت، در سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

خط انبیاء الهی در طول تاریخ، خط وحدت بوده و این که اختلاف ناشی از دشمنی و کینه بوده است. آنچه را رسول اکرم صلی الله علیه و آله خواسته است همانا زندگی امت واحده است که با همکاری و تعاون و تضامن در راه کسب رضای خداوند حرکت کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در راه ایجاد وحدت چنان کوشیده است که جای هیچ شکی نیست. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مؤمنین را برادر یکدیگر خوانده است. و در آغاز رسالتش همت به تشکیل جامعه و ایجاد وحدت گماشت، و در راه تالیف قلوب مردم تلاش کرد. هجرت پیامبر به مدینه نیز در راستای ایجاد وحدت و اخوت بین مسلمانان انجام گرفت. عمل به کتاب و سنت از مشترکات مورد اتفاق مسلمین است.

 

وحدت بین مسلمانان بر اساس وحدت عقیدتی و فکری و فرهنگی است و همین وحدت عقیدتی و فکری بود که توانست در برابر عقاید وثنی و خرافی رایج در عصر رسول اکرم، مقاومت کند و بر آنها فایق آید و انسانی نیرومند بسازد. وحدت امت پیامبر صلی الله علیه و آله را چه بهانه بهتر از این که همه به یک خدا، یک رسول و یک کتاب باور داریم. طنین کلام مبارک حضرت رسول اسلام صلی الله علیه و آله را به گوش جان باید شنید؛ کلامی که تاریخ را در می نوردد، قومیت را درهم می شکند و ملیت را در هم می کوبد و به انسانیت انسان، رنگ فطرت می بخشد.

 

وجود نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، بزرگ ترین مایه وحدت در همه ادوار اسلامی بوده است. چون اعتقاد آحاد مسلمانان به آن وجود اقدس بزرگوار، با عاطفه و عشق توأم است. پیامبر عظیم الشان، مرکز و محور عواطف و عقاید همه مسلمانان است. و همین محوریت، یکی از موجبات انس دل های مسلمین و نزدیکی فرق اسلامی با یکدیگر به حساب می آید.

 

ابعاد شخصیت نبی اکرم را هیچ انسانی قادر نیست به نحو کامل بیان کند و تصویر نزدیک به واقعی از شخصیت آن بزرگوار ارایه نماید. آنچه ما از برگزیده پروردگار عالم و سرور پیامبران سراسر تاریخ شناخته و دانسته ایم، سایه و شبحی از وجود معنوی و باطنی و حقیقی آن بزرگوار است؛ اما همین مقدار معرفت هم برای مسلمانان کافی است تا اولا، حرکت آنها را به سمت کمال تضمین کند و قله انسانیت و اوج تکامل بشری را در مقابل چشم آنان قرار بدهد و ثانیا، آنها را به وحدت اسلامی و تجمع حول آن محور تشویق کند. بنابراین، توصیه ی ما به همه مسلمانان عالم این است که روی ابعاد شخصیت پیامبر و زندگی و سیره و اخلاق آن حضرت و تعالیمی که از آن بزرگوار مأثور و منصوص است، کار زیادی بشود. [۲۰] البته لزوم و ضرورت وحدت بدین معنا نیست که از اعتقادات خود دست برداریم و بدون دلیل تابع هر سخن و عقیده مطرح شده باشیم و یا از طرح مبانی اعتقادی خود به طور مستدل و منطقی چشم بپوشیم.

 

بسیار به جاست که مسلمانان، نغمه های تازه ای آغاز کنند و به سمت همگرایی و اتحاد گام بردارند. گرچه همه قبول داریم که نسبت به خاندان پیامبر(ص) ظلم ها روا داشته شده، ولایت که حق آنان بود، از آنها گرفته شده است، [۲۱] ولی این امر موجب نمی شود که با اهل سنت همسویی و همگرایی نداشته باشیم؛ ناگفته پیداست که بسیاری از آنان به حکم آیه «قل لا أسئلکم علیه أجراً إلاّ المودة فی القربی...»[۲۲] خاندان پیامبر را دوست دارند و مودت آنان را واجب می دانند.

 

آن چه از مجموع مفاهیم قرآنی، بیانات و سیره پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام فهمیده می شود، این است که همواره حفظ نظام اسلامی و مصالح عمومی بر منافع شخصی و گروهی مقدم بوده است و اینان از هر اقدامی که تفرقه و شکاف میان جماعت اسلامی را به دنبال داشته باشد، اگرچه نفع شخصی در آن می دیده اند، احتراز می کرده اند. مهم تر از همه آن که مصالح عمومی جهان اسلامبه ویژه در شرایط امروزی، اقتضا می کند که مسلمانان از هر گونه تفرقه و غیرت سازی پرهیز نموده و وحدت داشته باشند.

 

سیره پیشوایان دین در وحدت اسلامی

بزرگان و امامان معصوم علیهم السلام هموراه تاکید و دعوت به وحدت بین امت و اجتماع مسلمانان نموده اند. رمز موفقیت و سعادت جامعه اسلامی را همان وحدت و دوری از تفرقه و اختلاف می دانند. حتی دستور به شرکت در نماز جماعت آنان داده شده است. مانند آنکه سماعه از امام صادق(ع)، از ازدواج و نماز خواندن با اهل سنت پرسش نمود، در پاسخ فرمود. پیامبر خدا با آنان وصلت نمود. [۲۳]

 

یا آنکه یکی از یاران امام صادق(ع) به حضرت می گوید: امام جماعتی داریم که تمام همفکران و یاران ما را دشمن می دارد (آیا به او اقتدا کنم) حضرت می فرماید: دیدگاه او، به تو زیانی نمی رساند. سوگند به خدا، اگر دارای صداقت باشی، از او سزاوارتری که به مسجد بروی، پس اولین فردی باش که داخل مسجد می شود و آخرین کسی باش که از مسجد خارج می شوی. اخلاقت را با مردم نیک گردان و سخن نیک بر زبان جاری کن. [۲۴]

 

علی علیه السلام منادی وحدت

 

در روایات و سیره پیشوایان و بزرگان دین مورد تاکید و سفارش بوده که باید مسلمانان متحد باشند. وحدت و یکپارچگی امت اسلامی نزد آنان از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد؛ چنان که امام علی(ع) در مقابل حق سکوت کرد، ولی از هیچ تلاشی برای اتحاد مسلمانان خودداری نورزید. امام یکی از علل اتحاد خود با خلفا را حفظ اسلام و رعایت مصالح اسلامی دانست: «به خدا سوگند! اگر بیم تفرقه میان مسلمانان و بازگشت کفر و تباهی دین نبود، رفتار ما با آنها طور دیگر بود...».[۲۵] یا حضرت در جای دیگر می فرماید: لَیسَ رَجُلٌ فَاعْلَمْ أَحْرَصَ عَلَی جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص وَ أُلْفَتِهَا مِنِّی بِدان که هیچ کس بر وحدت و همدلی امّت محمّد(ص)، از من حریص تر نیست. [۲۶] ازاین رو در روایات به معاشرت نیکو با اهل سنت تاکید و سفارش شدهاست.

 

امامان معصوم در بایسته های معاشرت با آنان سخنانی بسیاری دارند که در یک پاسخ نمی گنجد و می طلبد که خود به کتب و مقالات مفصل مراجعه نمایید. امروزه نیز یکی از بایسته های مهم مسلمانان همگرایی است، زیرا مصالح و منافع مشترک جهان اسلام اقتضا می کند که آنان در صفوف فشرده و وحدت اسلامی در برابر دشمنان قرار گیرند و از تفرقه و اختلافات غیر اصولی پرهیز نمایند. البته مقصود از وحدت اسلامی آن نیست که شیعیان سنی و سنیان شیعه شوند، بلکه مقصود از وحدت اسلامی، وحدت عملی است، بدین معنا که جهان اسلام در برابر دشمنان مشترک خود متحد شوند.

 

دعوت به وحدت در سیره علماء دین

 

به طور قطع در قرن معاصر افراد زیادی هستند که در این امر خطیر به فعالیت مشغولند که در این مجال امکان انعکاس نام و فعالیت های آنان نیست، و بیان زوایای تفکرات ایشان فرصتی جداگانه و به طور مستقل را می طلبد، که متأسفانه در این مقال، نمی گنجد. علمای بلاد و کشورها و دولت های اسلامی می توانند با اتخاذ سیاست های مشترک در برابر دشمنان خود ایستاده و از اختلافات پرهیز نمایند. بدین سان مقصود از وحدت، وحدت عقیدتی نیست، بلکه وحدت عملی است. این امر هم ضرور است و هم به معنای دست برداشتن از اصول و اعتقادات نیست. البته در این شرایط باید از هر گونه عوامل تنش زا و تفرقه پرهیز شود، زیرا دنیای استکبار در برابر دنیای اسلام ایستاده و در صدد نابودی آن می باشد.

 

وحدت در اندیشه آیت الله بروجردی (ره)

ایشان وحدت میان مذاهب را از وظایف حیاتی هر عالم شیعی می دانست و به همین جهت علاقه مند بود تا حُسن تفاهمی بین شیعه و سنی برقرار شود تا از طرفی وحدت اسلامی که منظورِ بزرگ این دین مقدس است، تأمین گردد و از طرف دیگر، فقه شیعه و معارف شیعه آن طور که هست، به جامعة تسنّن که اکثریتِ مسلمانان را تشکیل می دهند معرفی شود. هر گونه تفرقه، و دامن زدن به آن زمینه نابودی جهان اسلام را فراهم می کند. از این رو مصلحان جهان اسلام مانند آیت الله بروجردی همواره دم از «جهان اسلام» و «وحدت امت اسلامی» می زد و اصطلاحات دیگر مانند «تقریب مذاهب»، «انسجام اسلامی»، «اصلاح امور مسلمین» را به کار نمی برد، اما اندیشه داوری او همه این مفاهیم را در بر می گرفت. [۲۷] هدف ایشان از وحدت اسلامی، هرگز این نبود که یک گروه در گروه دیگر هضم شود و همة آن ها یک گروه و یک فرقه شوند؛ بلکه تأکید داشت با بیان نقاط مشترک همة گروه ها، دوستی، محبت و صمیمیت در میان آن ها به وجود آید و همه در برابر دشمنان اسلام به ید واحده تبدیل گردند. در نظر مرحوم آیت الله بروجردی(ره)، نیل به این هدف مقدس، از راه تمسک به حدیث ثقلین و معرفی امامان معصوم(ع) به عنوان مصداق بارز اهل بیت(ع)، بهترین، آسان ترین، کم هزینه ترین و معقول ترین راه می باشد.

 

شیخ محمود شلتوت

شیخ محمود شلتوت از علمای معروف اهل سنت نیز قایل به وحدت و همگرایی بین مسلمانان بود و از اهل سنت درخواست می نمود که از برخوردهای فیزیکی و عوامل تفرقه پرهیز نموده و با شیعیان اتحاد داشته باشند.

 

بی شک علامه محمود شلتوت از معدود عالمانی بود که به وحدت اسلامی اهتمام ویژه داشت. وی وحدت اسلامی را این­گونه تعریف می ­کند: «برادر دینی بین قلوب مسلمین پیوند برقرار می کند و آنها را همچون خانواده ای واحد می سازد.

 

مسلمان از خوشحالی مسلمانان، خوشحال و از ناراحتی او ناراحت می­ شود. هنگامی که گمراه شد او را هدایت و هنگامی که اغفال شد او را ارشاد و هنگامی که ضعیف شد به او رحم می­ کند؛ و در یک جمله، آن گونه که برای خود می پسندد با او رفتار می ­کند. »[۲۸] شیخ شلتوت کتاب خدا و سنت رسول الله(ص) را وجه اشتراک همه مذاهب می دانست. [۲۹]

 

وحدت در اندیشه حضرت امام خمینی (ره)

اندیشه وحدت امام خمینی (ره) از مهم ترین و نابترین اندیشه های آرمانی محسوب می شود که این اندیشه نقطه عطف تاریخی در وحدت اسلامی محسوب می شود، آرمان وحدت امام از آنجا ناشی می شود که تفرقه در میان امت اسلامی نتایج ذلت باری ببار آورده که جبران آنها شاید هرگز امکان پذیر نباشد، زیرا اجانب بر مسلمین سیطره یافته و جوامع اسلامی تحت سلطه استعمار فروپاشیده اند، مسلمانان شخصیت و شرافت انسانی خود را از دست داده و در همه ابعاد عقب مانده اند بنابراین استقلال و آزادی و عظمت خود را از کف داده و به شرق و غرب وابسته شده اند، با توجه به این شرایط ننگین است که امام ضرورت وحدت را شدیدا لمس و احساس می کند و برای اصلاح جامعه بشری قیام می نماید تا با ایجاد همبستگی اسلامی و بالاتر از آن بین مستضعفین جهان از دخالت ابرقدرتها در مقدرات کشورهای اسلامی جلوگیری نموده و آنان را به سر منزل پیروزی رهنمون گردد. حضرت امام خمینی همواره امت مسلمان را دعوت به اتحاد و وحدت نموده اند. وتلاش کرده اند که مسلمانان متحد با هم متحد شوند. [۳۰] آغاز نهضت اسلامی امام خمینی در سال ۱۳۴۲ و وقوع انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ ایران نقطه عطف تفکر وحدت اسلامی - وحدت شیعه و سنی از یک طرف و وحدت کشورهای اسلامی از طرف دیگر - بود که شخص امام خمینی (ره) منادی این وحدت بود. اندیشه وحدت از دیدگاه امام خمینی وسیله و ابزار اصلی نفی سبیل و سلطه غیر مسلمان بر امت اسلامی بوده و وحدت رمز پیروزی و بقای امت اسلامی است. [۳۱]

 

وحدت در اندیشه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

به حق و به جرات می توان گفت بزرگ ترین منادی وحدت در عصر حاضر و پرچمدار تقریب بین مذاهب، مقام معظم رهبری است که ایشان همیشه و همواره به عنوان رهبر و شخصیت برجسته دینی، دعوت به وحدت و همبستگی بین مسلمانان می نمایند. در اینجا فقط به چند نمونه از بیانات ارشمند ایشان اکتفا می کنیم.

 

ایشان می فرماید: من از قدیم این اعتقاد و تفکر را داشتم و دارم و آن را یک مسئله استراتژیک می دانم؛ یک مسئله تاکتیکی و مصلحتی هم نیست که حالا بگوییم مصلحت ما ایجاد می کند که با مسلمین غیرشیعه ارتباطات داشته باشیم. مسلمانان به تدریج این اختلافات مذهبی و طایفه ای را کم کنند و از بین ببرند؛ چون در خدمت دشمن است. ما با این انگیزه صحیح، مسئله وحدت مسلمین را در جمهوری اسلامی، یک مسئله اساسی قرار داده ایم. [۳۲]

 

در جایی دیگر می فرماید: «...تدوین منشور وحدت اسلامی به همت علمای اسلام، ضروری و مطالبه ای تاریخی است، که اگر امروز به این وظیفه عمل نشود، نسل های بعدی ما را مؤاخذه خواهند کرد. در شرایطی که دنیای استکبار سعی در تخریب چهرة مسلمانان دارد... و بیداری اسلامی را میان شیعه و سنی، برای خود خطر می داند... آیا عاقلانه است که مسلمانان درگیر نزاع قومی و مذهبی شوند و دشمن مشترک خود را فراموش کنند؟ [۳۳] مقام رهبری در جایی دیگر می فرماید: این قدر ما در روایات، در ثواب شرکت در نماز جماعت اهل سنت در زمان ائمه: داریم که روایت دارد که در مسجدالحرام پشت سر این ها نماز بخوانید؛ مثل این که پشت سر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نماز خوانده اید. این معنایش چیست؟ معلوم است امام صادق (علیه السلام) نماز آن امام جماعت را با نماز پیامبر مقایسه نمی کند. مقایسه با نماز یک پیرو خودش هم نمی کند؛ اما می گوید پشت سر او نماز بخوانید؛ این یعنی چه؟ این نمایش وحدت است. عملاً وحدت را نشان بدهید. [۳۴]

 

اگر وحدت و نزدیکی فرق اسلامی چیزی است که در خدمت اسلام می باشد و اگر قبول داریم که اتحاد مسلمین به حال مسلمین مفید است و در جهت عظمت اسلام می باشد، یقینا بایدمعتقد باشیم که از سوی دشمنان اسلام، سخت ترین تلاشها و پیچیده ترین توطئه ها، علیه این وحدت و اتحاد در جریان است. این دو از هم غیرقابل انفکاک است. امروز، هر چیزی که برای اسلام نافعتر است، از نظر دشمنان اسلام مبغوضتر می باشد. امروز، هر چیزی که بیشتر در جهت عظمت اسلام باشد، بیشتر هم مورد تهاجم دشمنان اسلام است. این، یک معادله ی قطعی است. [۳۵]

 

نتیجه گیری

منظور از وحدت مسلمانان این است که همه مسلمانان با وجود دیدگاهها وسلیقه های متفاوت، در برابر دشمنان مشترک یکدست و هماهنگ و منسجم عمل کنند. وحدت به معنای کنار گذاشتن مذاهب و آرای آن و ایجاد مذهب جدید نیست. از دیدگاه قرآن، ضرورت و اهمیت اتحاد، از اساسی ترین مسائل اجتماعی و دینی مسلمانان است. هدف واحد در سایه پرستش خدایی واحد، هشدار قرآن به پیامد اختلاف، چنگ زدن به ریسمان الهی و...، از بارزترین موارد تأکید قرآن بر وحدت است. اختلاف، ضعف و ناتوانی در برابر دشمنان و از دست دادن ابهت و عظمت و... را در پی دارد و سرانجامی دردناک و در نتیجه تسلط دشمنان را به ارمغان می آورد!

 

ایجاد اتحاد و اخوت میان ملت ها و آحاد مسلمانان در سراسر جهان، از اهداف و آرمان های اصیل اسلام است که ریشه در قرآن و سنت و آرای اندیشمندان مذاهب اسلامی دارد. برای عملی شدن این هدف و شکل گیری امت واحده اسلامی که در جهت اعتلا و عزت و عظمت و اقتدار جهان اسلام است، وحدت بر محور اصول دین و مشترکات اعتقادی و دامن نزدن به مسائل اختلافی در این عرصه از ضروریات است. خداوند متعال، وحدت بر محوری رهبری خدا و رسول و جانشینان آن حضرت را عامل حفظ همبستگی و اتحاد مردم معرفی می کند و این محوریت، می تواند برکات و آثار فراوانی را به ارمغان آورد. بنابراین، تنها در جامعه ای که گل همیشه بهارِ «وحدت کلمه» می روید، می توان بوی خوش شکوفایی و نوآوری را به مشام جان شنید و به استوارسازی ارزش های اخلاقی و انسانی و گسترش عدالت و معنویت امیدوار بود و بارش رحمت الهی و وزش نسیم اصلاح و سازندگی حقیقی را نظاره گر شد.

 

باشد که امت مسلمان در این شرایط خاص جهانی و منطقه ای اتحاد و وحدت خویش را بیش از پیش تقویت نمایند.

 

-------------

 

پی نوشت ها:

[۱] اصول کافی، ج ۱، ص ۴۳۹.

[۲] تاریخ یعقوبی، چاپ نجف، جزء ۲، ص ۴ به نقل از جعفربن محمدعلیه السلام.

[۳] کامل التواریخ ج ۱، ص ۴۵۸ و تاریخ یعقوبی ج ۲، ص ۴.

[۴] نساء/ ۱۶۴.

[۵] مائده/ ۲.

[۶] انفال/۱.

[۷] نساء/ ۱۱۴.

[۸] انفال/ ۶۳.

[۹] انبیاء/ ۹۲

[۱۰] بقره/ ۱۴۲.

[۱۱] مجادله/ ۲۲.

[۱۲] بقره/ ۱۲۸.

[۱۳] حجرات/ ۱۰.

[۱۴] آل عمران /۱۰۳.

[۱۵] حجرات / ۱۰.

[۱۶] طبرسی، مجمع البیان، ج۱ـ۲، ص۸۰۳

[۱۷] المیزان، ج۳، ص۵۷۶.

[۱۸] واعظ زاده خراسانی، محمد، کتاب وحدت (مجموعه مقالات)، ص۲۰۴.

[۱۹] همان، ص۳۸۴.

[۲۰] حدیث ولایت، ج ۲، دفتر مقام معظم رهبری

[۲۱] نهج البلاغه، خطبه شقشقیه.

[۲۲] شوری/۲۳.

[۲۳] وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۳۸۳، ح ۱۰.

[۲۴] همان، ص ۳۸۲، ح ۶.

[۲۵] شهید مطهری، سیری در نهج البلاغه، ص ۱۸۰.

[۲۶] نهج البلاغه، نامه ۷۸

[۲۷] مجله حوزه، شماره ۴۳ و ۴۴، ۱۳۷۰ش.

[۲۸] الاسلام عقیده و شریعه، ص ۴۴۵

[۲۹] طلایه‌داران تقریب(۲)، ص ۹۸.

[۳۰] خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۴۳۴

[۳۱] امام خمینی، صحیفه انقلاب، وصیتنامه سیاسی - الهی رهبر کبیر انقلاب اسلامی

[۳۲] بیانات مقام معظم رهبری، در تاریخ ۱۹مهر ۱۳۶۸

[۳۳] بیانات مقام معظم رهبری، در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۸۶

[۳۴] بیانات مقام معظم رهبری، در تاریخ ۴ آبان ۱۳۸۸

[۳۵] حدیث ولایت، ج ۲، دفتر مقام معظم رهبری

رئیس سازمان حج و زیارت با اشاره به مذاکرات راه اندازی عمره مفرده با طرف سعودی گفت: دو شرط نخست ما مورد قبول طرف سعودی قرار گرفت و شرط سوم در حال بررسی است.

 

علی رضا رشیدیان رئیس سازمان حج و زیارت در نشست مدیران مناطق بعثه مقام معظم رهبری ضمن تبریک میلاد نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) و گرامیداشت هفته وحدت به همه مسلمانان جهان، به دشمنی و کینه جویی استکبار جهانی شامل امریکا و رژیم صهیونیستی با دین اسلام و ملت های مسلمان اشاره کرد و گفت: در حال حاضر دشمنی و تقابل اصلی استکبار با اسلام است و در این رودررویی با توجه به تجارب شکست و هزینه‌های سنگین در عملیات‌های نظامی، در جنگ نرم با هدف تخریب مبانی قدرت ما که همان اعتقادات دینی است، را هدف قرار داده‌اند.

 

وی، اعتقادات دینی و ایمان را مبنای حرکت انقلاب اسلامی دانست و تصریح کرد: علیرغم برخی مشکلات اقتصادی و اجتماعی که در کشور وجود دارد اما عشق و شور مردم به اهل بیت عصمت و طهارت و جاذبه شدید سفرهای زیارتی به حج و عتبات عالیات در جامعه وجود دارد و این ارادت به حمد الهی روزبروز در حال گسترش است.

 

رشیدیان در بخش دیگری از سخنان خود گفت: سازمان حج و زیارت و بعثه مقام معظم رهبری به عنوان متولی امور اجرایی و فرهنگی موضوع زیارت محسوب می‌شوند و در این راستا هدف متعالی و اصلی همه ما ارتقا و بهره فرهنگی زیارت است.

 

فعالیت ۲۰ کارگروه آسیب شناسی پس از حج تمتع ۹۸

 

وی با اشاره به شرط محقق شدن اهداف متعالی فرهنگی کار، به ارتقا معارف و شناخت معصوم مورد زیارت در سفرهای زیارتی افزود: همکاری، هماهنگی و هم افزایی میان بخش اجرایی و فرهنگی در حوزه حج و زیارت مهم و ضروری است و این هم افزایی نیز باید در راستای ارتقا ایمان، اخلاق و معنویت باشد.

 

رشیدیان با بیان اینکه با توجه به تحولات در حوزه‌های کار زیارت اعم از شرایط کشورهای هدف زیارت و تحولات حوزه های تخصصی و انتظارات زائرین باید همگی در حوزه حج و زیارت نسبت به تغییرات و تحولات آگاه باشیم، گفت: یکی از مهم‌ترین برنامه‌ها شناسایی نقاط قوت و ضعف عملیات های اجرایی و فرهنگی است که نیازمند بررسی راهکارها و ایده‌های جدید است و مسلماً در ارتقای خدمات رسانی به زائران تاثیرگذار خواهد بود، موضوع آسیب شناسی است که در همین زمینه ۲۰ کارگروه آسیب شناسی پس از پایان حج تمتع ۹۸ کار خود را آغاز کرده‌اند. در حوزه اربعین هم با توجه به حضور گسترده گروه‌های مردمی با کمک این عزیزان به زودی در ۷ منطقه کشوری بررسی و جمع بندی خواهد شد.

 

دو شرط ایران برای برپایی عمره مفرده مورد قبول طرف سعودی قرار گرفت

 

وی همچنین با اشاره به مذاکرات راه اندازی عمره با طرف سعودی و مطرح شدن سه شرط از سوی کشورمان اعم از تضمین عزت و کرامت و امنیت زائران ایرانی و حضور مسئولان کنسولی جمهوری اسلامی ایران در زمان عمره در عربستان و لغو قوانین سختگیرانه برای ورود اتباع عربستانی به ایران گفت: دو شرط نخست ما مورد قبول طرف سعودی قرار گرفت و شرط سوم در حال بررسی است که امیدواریم با توجه به تحولات مثبتی که در روابط کشورهای منطقه در حال وقوع است ، سریعتر این مسئله هم حل شود.

 

رئیس سازمان حج و زیارت درباره برنامه ریزی برای حج تمتع سال آینده گفت: اقدامات لازم همانند اجاره مسکن برای حج تمتع آینده از ۱۴ ذی الحجه حج سال ۹۸ آغاز شده است. فراخوان کارگزاران حج ۹۹ هم انجام گرفته و در روزهای آینده نیز فراخوان مربوط به کارگزاران که شرایط ارتقا را دارا است، انجام می‌گیرد.

 

وی با بیان اینکه پیگیری ها برای رفع مشکلاتی همانند کمبود فضا در منا نیز انجام گرفته است، گفت: طبق مذاکراتی که با وزیر حج عربستان داشتیم راهکارها و پیشنهاداتی را برای استفاده بهتر از فضای موجود در منا مطرح کردیم که کلیات آن مورد موافقت طرف سعودی قرار گرفت که امیدواریم سریعتر کارهای اجرایی آن شروع شود.

زیر دیوار شهری از شهرها لوحی پیدا شد که در آن چنین نوشته بود: تعجب می کنم از کسی که به مرگ یقین دارد، چطور شادمانی می‌کند؟

 

عَنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام قالَ:

وُجِدَ لَوْحٌ تَحْتَ حائِطِ مَدینَةٍ مِنْ الْمَدائِنِ مَکْتُوبٌ فِیهِ: عَجِبْتُ لِمَنْ اَیْقَنَ بِالْمَوْتِ کَیْفَ یَفْرَحُ؟ وَعَجِبْتُ لِمَنْ اَیْقَنَ بِالْقَدَرِ کَیْفَ یَحْزَنُ؟ وَعَجِبْتُ لِمَنِ اخْتَبَرَ الدُّنْیا کَیْفَ یَطْمَئِنُّ اِلَیْها.

 

امام حسین علیه‌السلام:

زیر دیوار شهری از شهرها لوحی پیدا شد که در آن چنین نوشته بود:

تعجب می کنم از کسی که به مرگ یقین دارد، چطور شادمانی می‌کند؟

در شگفتم از کسی که  سرنوشت را قبول دارد، چگونه اندوهگین می‌شود؟

و عجب دارم از کسی که دنیا را آزمایش کرده، باز چگونه به آن اطمینان پیدا می‌کند؟!

 

 

"عیون اخبارالرضا(ع)، جلد2، صفحه ۴۸"

رهبر معظم انقلاب فرمودند: فکر وحدت اسلامی یک فکر زودگذرِ تازه‌پا نیست بلکه از اعماق دل ما می‌جوشد.

 

شاید جالب باشد که بدانیم ایده‌ نامگذاری هفته‌ای به‌نام «وحدت»، مربوط به دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیست. این نامگذاری پیش از انقلاب نیز در سیستان و بلوچستان اجرا شده است؛ زمانی‌که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ایرانشهر روزگار تبعید خود را سپری می‌کردند. روایت این نامگذاری را از سخنان رهبر انقلاب اسلامی بخوانیم:

 

 شکل‌گیری اولین هفته وحدت در دوران تبعید

 

یکی از ابزارهای همیشه مورد استفاده‌ دشمنان ملت‌های مسلمان برای اختلاف، مسئله‌ اختلافات مذهبی، شیعه و سنی و از این قبیل بوده است. دعوا درست کنند، اختلاف ایجاد کنند، برادران را به جان هم بیاندازند، اختلافات را بزرگ کنند، برجسته کنند، موارد اشتراک و اتحاد را ضعیف کنند، کمرنگ کنند، یک چیز کوچک را بزرگ کنند، برجسته کنند؛ این همه نقاط اشتراک را که بین برادران سنی و شیعه هست، کوچک کنند، ضعیف کنند؛ این کاری است که دائم انجام گرفته است، الان هم دارد انجام می‌گیرد.

 

جمهوری اسلامی از اولین روز در مقابل این توطئه ایستاده است؛ علت هم این است که ما ملاحظه‌ی کسی را نمی‌کنیم؛ این عقیده‌ ما است. قبل از اینکه نظام اسلامی تشکیل بشود، برادران ما، بزرگان نهضت، بزرگان مبارزه‌ انقلابی در آن روز - که هنوز خبری از حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی نبود - در جهت وحدت شیعه و سنی تلاش می‌کردند. من خودم در بلوچستان تبعید بودم. از آن زمان تا حالا با علمای سنی حنفی شهرهای بلوچستان - ایرانشهر و چابهار و سراوان و زاهدان - با آنهائی که بحمدالله زنده‌اند، رفیقیم، نزدیکیم، صمیمی‌ایم. من آنجا تبعیدی بودم، دستگاه‌ها نمی‌خواستند بگذارند تلاشی از سوی ما انجام بگیرد؛ اما در عین حال ما گفتیم بیایید کاری کنیم که نشانه‌ای از اتحاد شیعه و سنی را در این شهر نشان بدهیم؛ که این مسئله‌ هفته‌ وحدت - ولادت نبی اکرم در دوازدهم ربیع‌الاول به روایت اهل سنت، و در هفدهم ربیع‌الاول به روایت شیعه - آن روز به ذهن ما رسید و در ایرانشهر آن را عمل کردیم؛ یعنی از دوازدهم تا هفدهم جشن گرفتیم. این فکر عمیقی بوده است، برای امروز و دیروز نیست. 90/07/25

 

فکر وحدت اسلامی یک فکر زودگذر نیست

 

فکر وحدت اسلامی یک فکر زودگذرِ تازه‌پا نیست، بلکه از اعماق دل ما می‌جوشد. سنّی برای خود سنّی است، شیعه هم برای خود شیعه است، هر کدام عقاید و مناسکی دارند و هیچکدام دیگری را مجبور نمی‌کند که مثل من وضو بگیر یا اعمال دیگر را مثل من انجام بده. حقیقت این است که هر دو به خدای واحد، قبله‌ی واحد، پیامبر واحد، اهداف و ارزش‌های واحد و به اسلام واحد معتقدند. چرا اینها را فراموش کنیم؟! من در همان روزهایی که تبعید بودم - آقای مولوی قمرالدّینی اینجا است - پیغام دادم، خودم به مسجد ایشان رفتم و گفتم بیایید این یک هفته میان 17 ربیع - که ما شیعه‌ها هفده ربیع را روز ولادت پیغمبر می‌دانیم و جشن می‌گیریم - و 12 ربیع را - که شما سنّی‌ها روز ولادت پیامبر می‌دانید - جشن بگیریم. ما بگیریم، شما هم بگیرید. ایشان هم قبول کرد. اتّفاقاً در همان روزهای اوّل و دوم در ایرانشهر سیل آمد و بساط همه چیز را به‌هم زد و ما در کار امداد مردم افتادیم و نتوانستیم کاری انجام دهیم. به این چیزها توجّه داشته باشید. خوب؛ طبیعی است که هر کسی برای عقاید خود احترام و ارزش قائل است. اما اگر زید به عقیده‌ی خود احترام می‌گذارد، مگر مستلزم این است که به عقیده‌ی عمرو اهانت کند؟! یا اگر عمرو به عقیده‌ی خود احترام می‌گذارد، مگر مستلزم این است که به زید اهانت کند؟! چرا؟! دشمن همین را می‌خواهد و این آتش عجیبی است اگر مشتعل شود.

 

الان شما ببینید در همین همسایگی این مرز ما، دست‌هایی اختلاف و تفرقه بین شیعه و سنّی را تحریک می‌کنند. سرِ همین اختلافات، همدیگر را کافر و فاسق و فلان می‌دانند و می‌کشند. این است که من تأکید می‌کنم و این نکته‌ اساسی است. بله؛ از دوستان و علمای عزیز خیلی متشکّرم که تلاش کردید؛ اما این تلاش را تعمیق کنید و به دوستی‌ها عمق ببخشید؛ هرکدام هم در مذهب خود پایدار و ثابت قدم بمانید. بحث علمی و فکری و غیره هم به جای خود محفوظ، خیلی خوب است و مانعی هم ندارد. اما مراقب اختلاف باشید؛ مراقب مردم باشید؛ مراقب دست دشمن باشید. 81/12/02

 

علما به ندای وحدت پاسخ مثبت دادند

 

اوّلِ انقلاب هم اوّلین نقطه‌ای که امام، هیأت اعزام کردند، گمان می‌کنم بلوچستان بود. بنده را خواستند، یک حکم هم نوشتند که در رادیو خوانده شد. من با جماعتی راه افتادم و به بلوچستان رفتم. مرحوم مولوی عبدالعزیز ساداتی ملازهی آن موقع حیات داشتند؛ رفتیم ایشان را در سراوان دیدیم.

 

غرض؛ دوستان فراوانی از مجموعه‌ علمای منطقه بودند که به ندای وحدت پاسخ مثبت دادند. بالاتر از این بگویم؛ در دلِ خودشان حقیقتاً این ندا وجود داشت. جامعه‌ی ایرانی و اسلامی از این وحدت سود برد. اوایل انقلاب با ایجاد درگیری و با استفاده از بعضی آدم‌های ناباب توانستند در ایرانشهر و جاهای دیگر کارهایی بکنند؛ لیکن به جایی نرسید و اختلاف مورد نظر آنها بحمداللَّه به وجود نیامد...

من خودم همان سفری که آمدم، در ایرانشهر همه‌ رؤسای طوایف را جمع کردم و در جلسه‌ای با آنها صحبت کردم و گفتم نظامِ جمهوری اسلامی بنا دارد که در سرتاسر کشور عدالت واقعی را اجرا کند؛ لذا ظلم و تعرّض و تبعیض را بین استانها و طوایف کشور هیچ تحمّل نمی‌کند و شما به این امر کمک کنید. به آنها گفتم که این نظام از نظام قبل به مراتب نیرومندتر است؛ چون آن نظام به دستگاه‌های امنیتی و اطّلاعاتی و سلاحِ خودش متّکی بود؛ اما این نظام به عواطف و دلها و علایق مردم متّکی است. 79/08/16

نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور عراق پس از دیدار با آیت الله سیستانی به تشریح نتایج این دیدار پرداخت.

 

به نقل از شبکه السومریه، جینین هنیس پلاسخارت امروز در نجف اشرف با آیت الله سیستانی مرجع عالی دینی عراق دیدار کرد.

 

بر اساس این گزارش، پلاسخارت در یک کنفرانس مطبوعاتی پس از این دیدار گفت مرجعیت از جدی نبودن گروه‌های سیاسی در انجام اصلاحات نگران است.

 

پلاسخارت گفت زمان آن رسیده است تا مقامات عراقی، خواسته‌های تظاهرات کنندگان را اجرا کنند.

 

وی درباره دیدار خود با آیت الله سیستانی گفت افتخار بزرگی بود که امروز اینجا باشم تا با آیت الله سیستانی دیدار کنم، اوضاع و شرایطی که عراق با آن روبرو است، علت این دیدارم است، مرجعیت بر ضرورت عدم به کارگیری خشونت علیه تظاهرات کنندگان تاکید کرد.

 

وی افزود ما بار دیگر خواستار بازخواست مسببان خشونت و توقف بازداشت‌ها و آدم ربایی‌ها و ضرورت تلاش برای انجام اصلاحات واقعی در مدتی منطقی هستیم.

 

پلاسخارت اظهار داشت مرجعیت از جدی نبودن گروه‌های سیاسی در زمینه اصلاحات نگران است.

 

از سوی دیگر شبکه الفرات گزارش داد که پلاسخارت از تظاهرات کنندگان خواست تا زمانی که خواسته‌های مشروعشان محقق نشده به خانه‌هایشان بازنگردند.  پلاسخارت مدعی شد اگر مقامات قادر به این کار نباشند یا نخواهند خواسته‌ها را محقق کنند، باید رفتار دیگری در پیش گرفت.

 

نماینده پارلمان ملل با تاکید بر حاکمیت عراق اظهار داشت این کشور نمی‌تواند صحنه درگیری میان کشورها باشد.

احادیث