emamian

emamian

بیست و هشتم ماه صفر سالروز رحلت بنیانگذار حکومت اسلامی است، پیامبری که آزادی، عزت، شرافت و بهترین‌ها را برای بشریت به ارمغان آورد و مکتبی را بنا نهاد که هر روز در سراسر جهان بر پیروان آن افزوده می‌شود و معنای واقعی دین اسلام و مفاهیمی که در آن وجود دارد امروز بعد از ۱۴۰۰ سال برای آزادگان جهان روشن‌تر می‌شود.

 

روزهای پایانی ماه صفر در تقویم اسلامی روزهای بسیار غمبار و یادآور رحلت و شهادت بهترین انسان‌ها و مخلوقات الهی است. رحلت جانسوز رسول مکرم اسلام (ص) و شهادت جانگداز نوه بزرگوارش امام حسن مجتبی(ع) و امام علی بن موسی الرضا(ع) است. در این ایام تمام دنیای اسلام غرق در ماتم و عزاست و در سوگ رسول خدا(ص) و فرزندانش مجلس عزا به پا کرده‌اند.

 

آخرین پیغمبر الهی، اشرف مخلوقات عالمین حضرت محمد بن عبدالله(ص) پس از ۲۳ سال دعوت و مجاهدت و ابلاغ پیام الهی و پس از فراز و نشیب‌های فراوان در راه انجام رسالت بزرگ خویش، سرانجام در سال یازدهم هجری در روز بیست و هشتم ماه صفر بنا به روایت بیشتر علمای شیعه و دوازدهم ربیع‌الاول بنا به قول اکثر علمای اهل سنّت، در سن ۶۳ سالگی پس از ۱۴ روز بیماری و کسالت، رحلت فرمودند.

 

در رابطه با رحلت پیامبر مهر و رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) در برخی از کتب آمده است که دلیل رحلت ایشان در مدینه بر اثر زهری بود که زنی یهودی به نام زینب در جریان نبرد خیبر به آن حضرت خورانیده بود. معروف است که پیامبر اسلام(ص) در بیماری وفاتش می‏‌فرمود: این بیماری از آثار غذای مسمومی است که آن زن یهودی پس از فتح خیبر برای من آورده بود. حضرت در هجرۀ مسکونی خویش در جوار مسجدی که تاسیس کرده بودند، به خاک سپرده شدند. هم اکنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبی قرار دارد.

 

نگاهی گذرا به ولادت و القاب حضرت:

پیامبر رافت و مهربانی بنیان‏گذار حکومت اسلامی و نخستین معصوم در دین مبین اسلام، در روز جمعه، هفدهم ربیع‌الاول سال "عام‌الفیل" برابر با سال ۵۷۰ میلادی (به روایت شیعه) متولد شدند و بیشتر علمای اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانسته‌‏اند.

 

مکه معظمه، در سرزمین حجاز (عربستان کنونی) محل تولد حضرت است. پدرش عبدالله بن عبدالمطلب و مادر گرامی حضرت، آمنه، دختر وهب بن عبد مناف است؛ این بانوی جلیل القدر، در طهارت و تقوا در میان بانوان قریشی، کم‏‌نظیر و سرآمد همگان بود.

 

نام حضرت محمد بن عبدالله، کنیه ایشان ابوالقاسم و ابوابراهیم، القاب حضرت رسول‌اللّه، نبی‌اللّه، مصطفی، محمود، امین، امّی، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، کریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذکّر، یس، طه‏ و... است. 

 

نخستین زنی که افتخار همسری حضرت محمد (ص) را یافت، خدیجه بنت خویلد بود. حضرت محمّد(ص) پیش از رسیدن به مقام رسالت، در سن ۲۵ سالگی با این بانوی بزرگوار ازدواج کرد.

 

حضرت محمد (ص) از ۲۷ رجب سال چهلم عام‌الفیل (۶۱۰ میلادی)، که در سن ۴۰ سالگی به رسالت مبعوث شده بودند، تا ۲۸ صفر سال یازدهم هجری که رحلت فرمودند، به مدت ۲۳ سال عهده‏‌دار امر رسالت و نبوت بودند.

 

در آخرین روزهای وفات پیامبر(ص) چه گذشت؟

درباره زندگانی، سیره زندگانی و اخلاقی و اتفاقاتی که در زمان حیات آن‌ حضرت اتفاق افتاد، زیاد سخن گفته شده است. اما یکی از مباحث و اتفاقاتی که شاید کمتر به آن پرداخته می‌شود اتفاقات روزهای آخر عمر شریف و مبارک رسول مکرم اسلام (ص) است که شاید بی‌توجهی به این اتفاقات مسیر تاریخ اسلام را عوض کرد و پس از آن شاهد رخدادهای ناگوار در تاریخ اسلام بعد از رحلت آن حضرت هستیم. در این فرصت بخشی از این وقایع به ویژه وصیت ارزشمند و بسیار مهم ایشان را مرور می‌کنیم.

 

پیامبر (ص) شبِ پیش از بیماری شدیدش در حالی که دست علی(ع) را گرفته بود، همراه جماعتی برای طلب آمرزش به قبرستان بقیع رفت و برای اهل قبور درود فرستاد و برای آنان طلب استغفار طولانی کرد. آنگاه به علی(ع) فرمود: «جبرئیل هر سال یک مرتبه قرآن را بر من عرضه می‌کرد؛ ولی امسال دو مرتبه این امر صورت گرفته است و این دلیلی ندارد مگر این‌که اجل من نزدیک باشد.» پس به علی(ع) گفت: «اگر من از دنیا رفتم، تو مرا غسل بده.» در روایت دیگر آمده است که «فرمودند: به هر کسی وعده‌ای دادم، باید آن را بگیرد و به هر کسی دِینی دارم، باخبرم سازد.

 

پیامبر(ص) که گویا از حرکات زننده برخی از زوجات و صحابه خود و تخلف برخی از یاران ناراحت شده بود، برای پیش‌گیری از بدعت‌ها فرمود: «ای مردم، آتش فتنه شعله‌ور شده و فتنه‌ها مانند پاره‌های شب تاریک، رو آورده و شما هیچ دستاویزی علیه من ندارید؛ زیرا من حلال نکردم مگر آن‌چه قرآن حلال دانسته و حرام نکردم مگر آن‌چه قرآن حرام داشته است.» پیامبر(ص) پس از این هشدار به منزل "ام‌سلمه" رفت و دو روز در آن‌جا ماند و گفتند خدایا تو شاهد باش که من حقایق را ابلاغ کردم. سپس پیامبر(ص) به منزل رفت و جماعتی به حضور طلبید و گفت: «مگر به شما امر نکردم که با جیش «اسامه» بروید؟ چرا نرفتید؟ » ابوبکر گفت: رفتم؛ ولی دوباره برگشتم تا تجدید عهد کنم. عمر گفت: نرفتم؛ چون نمی‌توانستم منتظر باشم تا حال شما را از کاروانیان بپرسم.

 

رسول خدا (ص) از تخلف آنان سخت ناراحت شد و با همان حال کسالت به مسجد رفت و خطاب به اعتراض‌کنندگان فرمود: این چه سخنی است که درباره فرماندهی «اسامه» می‌شنوم شما پیش از این به فرماندهی پدرش هم طعنه می‌زدید به خدا سوگند او برای فرماندهی لشکر سزاوار بود و فرزندش اسامه نیز برای این کار شایسته است. رسول خدا (ص) در بستر بیماری  به عیادت کنندگان خود به طور مرتب می‌فرمود، سپاه اسامه را حرکت دهید.

 

سپس پیامبر(ص) بیهوش شد و تمام زنان و کودکان می‌گریستند. لحظاتی بعد پیامبر(ص) به هوش آمد و دستور داد که برایش قلم و دواتی بیاورند تا برایشان چیزی بنویسند که پس از آن هرگز گمراه نشوید در این میان برخی به دنبال آوردن صحیفه و دوات رفتند که عمر گفت: بیماری بر پیامبر(ص) چیره گشته است، «ارجع فانه یهجر» برگرد؛ زیرا او هذیان می‌گوید. قرآن نزد شماست، کتاب خدا برای شما کافی است. حاضران بعضی با نظر عمر مخالفت کردند و بعضی دیگر جانب او را گرفتند رسول خدا(ص) از اختلاف و سخنان جسارت‌آمیز آنان سخت ناراحت شد و فرمود: «برخیزید و از من دور شوید».

 

وداع پیامبر (ص) با مردم:

پیامبر اکرم (ص) در یکی از آخرین روزهای حیات مبارک‌شان، در حالی ‏که حضرت علی(ع) دست راست و فضل بن عباس دست چپ او را گرفته بودند به مسجد آمدند و برای مردم خطابه‏‌ای را با این عبارت خواندند: «ای مردم طولی نخواهد کشید که من از میان شما به عالم بقا منتقل شوم. بنابراین به هرکس وعده‏‌ای دادم یا به هرکس مدیونم، آن را از من طلب کند تا به جای آورم. در این حال هیچ‌کس پاسخی نداد تا سه‌بار پیامبر(ص) تکرار کرد تا اینکه غلامی بنام "عکاشه" برخاست و حقی را از ایشان مطالبه کرد، به قصد انتقام از پیامبر(ص) شلاقی آماده کردند؛ ولی همین که خواست قصاص کند، بر بدن حضرت افتاد و شروع به گریه کرد و ایشان را عفو نمود و پیامبر(ص) فرمود او رفیق من در بهشت خواهد بود.

 

سپس پیامبر (ص) فرمودند: ای بندگان خدا، جز از طریق اطاعت خدا کسی به خیری دست نیافته، از شرّ و بدی‏‌ها دور نمی‏‌شود. کسی ادعا نکند که بدون عمل رستگار شده است. هیچ آرزومندی بدون تبعیت از احکام الهی رضای خدا را به‏ دست نمی‏‌آورد. سوگند به خدایی که مرا به پیامبری مبعوث کرد، انسان از عذاب الهی جز از طریق رحمت خدا و عمل صالح نجات پیدا نخواهد کرد. منِ پیامبر هم اگر به گناه و معصیت آلوده شوم، هلاک خواهم شد.»

 

لحظه وداع پیامبر با حضرت زهرا(س)

 

لحظات غم‌باری است. حال رسول خدا (ص) رو به وخامت است. نزدیکان در کنار بستر ایستاده‌اند. حضرت زهرا (ع) هم آنجاست. او با چشمانی اشکبار لحظات واپسین حیات پدر را نظاره می‌کند سپس با صدایی که به سختی از سینه بیرون می‌آید، می‌فرماید: "دخترم؛ فاطمه‌ام! هم‌اکنون این آیه از قرآن را بخوان: «محمد فقط فرستاده خداست و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمی‏‌گردید؟ ...»"

 

سپس فرمود: "دخترم نزدیک بیا و آنقدر نزدیک بیا که جز تو کسی صدای مرا نشنود. " سپس زمزمه‌ای در گوش فاطمه (ع) فرمود که او گریان شد. مجددا در گوش او زمزمه‌ای دیگر فرمود که در این لحظه فاطمه(ع) شادان شد؛ آنچنان که خنده بر لبان مبارکش نقش بست. ایشان بر پاسخ سوال دیگران فرمودند که لحظه اول پیامبر(ص) فرمودند: «در همین درد می‌میرم» و در باب شادی و تبسم‌اش فرمودند: تو اولین کس از اهل بیت(ع) من هستی که به من ملحق می‌شود» و این بود که من تبسم کردم و در لحظات واپسین عمر پیامبر(ص) سرش در دامان امیرالمومنین علی (ع) قرار داشت.

 

سخنان حضرت امیر (ع) در مورد رسول الله (ص)

نقل کرده‌‏اند وقتی حضرت‌ علی (ع) طبق وصیت پیامبر (ص) پس از رحلت آن‏ حضرت مشغول غسل و کفن رسول خدا(ص) شدند، در حالی که اشک از دیدگانشان جاری بود با این جمله‏‌ها درد فراق پیامبر را تسکین می‏‌بخشیدند: «پدر و مادرم فدای تو ای رسول خدا! با مرگ تو رشته‌ای بریده شد که جز در مرگ تو چنان گسستنی دیده نشده است. با مرگ تو رشته پیامبری و فرود آمدن پیام‏های آسمانی از هم گسست. مصیبت رحلت تو دیگر مصیبت‏ دیدگان را به شکیبایی واداشت و همگان را در مصیبت تو یکسان عزادار کرد. اگر تو خود ما را به شکیبایی امر نمی‏‌کردی، آن‏قدر اشک می‏‌ریختیم که اشک دیدگان با گریستن بر تو پایان پذیرد، با این همه، دردِ جان‏کاهِ فراق تو همیشه با ما خواهد بود و این اندوه هرگز از ما جدا نخواهد شد و صد البته که این در مقابل عظمت مصیبت فقدان تو امر ناچیزی است. اما چه می‏‌شود کرد؟ نه امکان بازگرداندن دوباره زندگی میسر است و نه می‏توان مانع وقوع مرگ شد.

 

منابع:

الشهرستانی، عبدالکریم؛ ملل و نحل، ترجمه و تصحیح سید محمد رضا جلالی نائینی، چاپ سوم، ۱۳۶۰

ابن واضح، تاریخ یعقوبی، نجف، المکتبه الحدریته، ۱۳۸۴ ه.ق.

ابن هشام، السیرة النبویة، ج ۲ و ابن سعد، الطبقات الکبری، پیشین، ج ۲.

طبری، محمدبن‌جریر، پیشین، ج ۲.

تاریخ‌الأمم ‌و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ اول، ۱۳۵۲، ج ۳.

شیخ مفید، الارشاد، بیروت، موسسه اعلمی، ۱۳۹۹ه.ق. الطبقات‌الکبری، محمد بن صامل السلمی، الطائف، مکتبة‌الصدیق، ۱۴۱۴، الأولی، ج۲.

ابن حنبل، احمد؛ مسند احمد، دارصار، بیروت، ج۱.

ابن سعد، الطبقات الکبری ، ج ۲، ص ۳۳۴، صحیح مسلم، ج ۲.

امام رضا (ع) در حدیثی به مردی اشاره می‌فرمایند که چه‌بسا سه سال از عمرش بیشتر نمانده، اما با به‌جا آورد عملی، خدا عمرش را تا ۳۰ سال افزایش دهد.

 

یکی از برترین آموزه‌‌هایی که در فرهنگ قرآن و عترت بسیار مورد تأکید قرار گرفته، اهتمام ویژه به "صله رحم" است. در نگاه روایات به تأثیرات معنوی دید و بازدید اشاره شده است؛ افزایش طول عمر، دفع بلا، افزایش روزی، آسانی حساب قیامت و ... از جمله این موارد است.

 

امام رضا (ع) در روایتی با اشاره به اثر صله رحم در افزایش طول عمر فرمود: «چه‌بسا مردی که سه سال از عمرش بیشتر نمانده، اما صله رحم به‌جا آورد و خدا به‌خاطر این کار، عمرش را به 30 سال افزایش دهد و خدا آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد؛ یَکونُ الرّجل یَصِلُ رَحِمَهُ فیکونُ قَد بَقِیَ من عمرِهِ ثلاثُ سنین فَیُصَیِّرُها اللهُ ثَلاثینَ سَنَه...» (الکافی، ج 2، ص 150)

 

آن حضرت در روایتی دیگر فرمود: «پیوند خویشاوندى را برقرار کنید گرچه با جرعه آبى باشد و بهترین پیوند خویشاوندى، خوددارى از آزار خویشاوندان است؛ صِلْ رَحِمَکَ وَ لَوْ بِشَرْبَة مِنْ ماء وَ أَفْضَلُ ما تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ کَفُّ الأَذى عَنْه

 

بی‌تردید عمل به توصیه‌های اهل‌بیت (ع) در موضوعات مختلف اخلاقی، اعتقادی و ... بهترین و آسان‌ترین راهکارها برای شبیه کردن خود به آن بزرگواران است. آنان به‌‌عنوان برترین هادیان بشریت، قطعاً مصلحت محبان و شیعیانشان را در دنیا و آخرت بیش از هر کس دیگری می‌دانند. رفتاری ساده اما اثرگذار و ارزشی که خوب است به آن اهتمام بورزیم، حرف‌شنوی از ائمه اطهار (ع) حتی در جزئی‌ترین مسائل است.

امام رضا علیه‌السلام: آگاه باشید هر کس مرا با غربت و دوری سرایم زیارت کند، من و پدرانم روز قیامت شفیعان او خواهیم بود.

 

علی بن الحسن الفضال عن ابیه، قال: سمعت اباالحسن، علی بن موسی الرضا - علیه السلام - یقول:

انا مقتول و مسموم و مدفون بأرض غربة. أعلم ذلک بعهد عهده الی أبی، عن آبائه، عن علی بن ابی طالب، عن رسول الله - صلی الله علیه و آله - ألا فمن زارنی فی غربتی کنت أنا و آبابی شفعائه یوم القیامة، و من کنا شفعائه نجی و لو کان علیه مثل وزرالثقلین.

 

 حسن بن فضال از امام رضا علیه‌السلام این گونه نقل کرده که فرمودند:

من مسموم و کشته و در غربت دفن خواهم شد و این مطلب را از طریق پدرم، به نقل از پدرش و اجدادش، از امیرمؤمنان، علی‎بن‎ابی‎طالب از رسول خدا - صلی الله علیه و آله - می‌دانم.  آگاه باشید هر کس مرا با غربت و دوری سرایم زیارت کند، من و پدرانم روز قیامت شفیعان او خواهیم بود و کسی که ما شفیع او باشیم، اگر چه به اندازه جن و انس گناه داشته باشد، گناهان او بخشیده خواهد شد.

 

 

 

"عیون اخبارالرضا، ج‏2، ص‏263- امالی صدوق، ص‏611- بحار، ج‏101، ص‏35"

پیامبر اکرم(ص) در حدیثی فرمود: «من 12 فرزند دارم که همگی آنان امامند و تفاوتشان با من در این است که آنان نبی نیستند، اما تمام آنچه درباره من گفته شده، درباره تمام فرزندانم نیز صادق است.»، با تمام اینها برخی شیعه‎نمایان (مدعیان تشیع) بین امامان تفکیک قائل می‎‌شدند که این به‌معنای تحریف کلام نبی و تخطی از سیرۀ رسول الله(ص) است، طوری که در طول تاریخ به افرادی برمی‎‌خوریم که به مدعیان شیعۀ سه‌امامی، چهارامامی، هفت‌امامی و... شهرت یافتند.

 

میان مدعیان تشیع، عده‎‎ای هستند که می‎‎درخشند و به دستورات رسول‎ الله(ص) پایبند ماندند؛ آنها همان شیعیان 12امامی‌اند که به آنان «اثنی‌عشری» گفته می‌شود. این افراد که در تاریخ خوش درخشیدند، معتقدند هر کسی هر یک از ائمه(ع) را نپذیرد، به‌معنای عدم پذیرش نبوت رسول‌ الله(ص) است.

 

«پیروی از هوای نفس» را یکی از عوامل انحراف مدعیان تشیع در طول تاریخ دانست و گفت: این عامل مهم موجب عدم همراهی و هماهنگی آنان با امام(ع) شد. در زمان امام رضا(ع) آخرین نمونۀ انحراف مدعیان تشیع از سوی «واقفیه» صورت گرفت، طوری که آنان تولد دیرهنگام امام جواد(ع) را واسطه‎ای برای مطامع نفسانی خود قرار دادند و گوش شنوایی نسبت به کلام امام رضا(ع) نداشتند.

 

از زمان امام رضا(ع) دیگر چنین انحرافی وجود نداشت، کسی که امام رضا(ع) را قبول کرد، تا امام دوازدهم را پذیرفته است و این‌چنین شیعیان هشت‌امامی، شیعیان 12امامی شدند. این امر در پرتو نور امام رضا(ع) رخ داد که برخی شمس‌الشموس بودن امام(ع) را حاکی از این موضوع می‎‌دانند.

 

اگر وجود مقدس تمام حضرات معصومین(ع) را شمس بدانیم، شمس‌الشموس، خورشیدی است که نور آن، ولایت و جایگاه معصومین(ع) را تبیین می‌‌کند و روشنایی می‌‎بخشد و خورشیدهای دیگر با این خورشید تجلی پیدا می‌‎کنند، به‌عبارت دیگر، امام رضا(ع) به‌عنوان شمس‌الشموس حضرات معصومین(ع) نورافشانی‎ کردند و از زمان ایشان به بعد، شیعیان میزانی از درک، فهم و معرفت نسبت به امام زمان خود را به‌دست آوردند و حداقلش این بود که امام خود را پذیرفتند و همین صرف پذیرش به‌عنوان قدم نخست بسیار حائز اهمیت است، چراکه شیعه از معضل عدم پذیرش امام در زمان امام‌ رضا(ع) نجات یافت.

هر یک از ائمه بر اساس وظیفه الهی در عصری که زندگی می‌کردند با توجه به شرایط زمانی وظایف امام و پیشوای دینی را به خوبی انجام می‌دادند. امام رضا (ع) در مدت امامتشان که از سال ۱۸۳ پس از شهادت امام کاظم (ع) آغاز شد و تا سال شهادتش ۲۱۰ امامت را عهده‌دار بود، این دوره از تاریخ اسلام به لحاظ بروز برخی از مسائل علمی، اجتماعی و سیاسی یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخی محسوب می‌شود. امام رضا (ع) تا سال ۲۰۱ در مدینه زندگی می‌کرد و به فعالیت های علمی و تربیت شاگردان مشغول بود. خلفای معاصر امام رضا (ع)؛  هارون و مأمون بودند که بیش‌تر دوران امامت آن حضرت (ع)، معاصر با مأمون خلیفه عباسی بود.

 

شیوه علمی امام رضا (ع) برای حفظ اسلام/ از مناظره با دانشمندان خارجی تا تبیین جایگاه امامت

نقش امام رضا (ع) در گسترش نهضت علمی اسلام چگونه بوده است؟ با توجه به اینکه در آن عصر شاهد رسوخ اندیشه‌های ترجمه‌ای بوده‌ایم.

با توجه به ویژگی خاص دوره امامت آن حضرت، نهضت علمی که سراسر جهان اسلام را فرا گرفته بود، نشاط خاصی بر جامعه علمی حاکم شده بود، عواملی که در نشاط جامعه علمی مؤثر بود عبارت بود از:

 

۱ـ نهضت ترجمه و ورود افکار و اندیشه‌ها و ملل مختلف به اسلام که با سؤالات و شبهات فکری مختلف به جهان اسلام وارد شده و تمام این سؤالات را از فرهنگ اسلام پاسخ می‌خواستند.

 

۲ـ وسعت قلمرو اسلامی و آزادی مسافرت در قلمرو جهان اسلام برای کسب علوم و فنون مختلف.

 

۳ـ رواج عقل‌گرایی در جهان اسلام و ظهور مکاتب فکری در مقابل مکاتب اخباری و ظاهری که مخالف عقل‌گرایی بودند.

 

۴ـ رقابت مکاتب و فرقه‌های اسلامی و انبوه دانشجویان در جهان اسلام.

 

۵ـ حمایت برخی از حاکمان عباسی از نهضت‌های علمی مثل تأسیس بیت‌الحکمه و حمایت مادی هارون و مأمون از این مرکز علمی.

 

امام رضا (ع) در این برهه فعالیت علمی خود را در موارد زیر متمرکز کرده بود:

 

۱ـ پاسخگویی به شبهات علمی، عقیدتی و حراست از عقاید مردم، خصوصاً صیانت از شیعه.

 

۲ـ شرکت در جلسات علمی و مناظرات کلامی که با حضور رهبران فرقه‌های اسلامی و ملل دیگر تشکیل می‌شد.

 

۳ـ تبیین جایگاه امامت در مقابل همه مسلمانان و فرقه‌هایی چون واقفیه که بر امامت امام کاظم (ع) باقی بوده و امامت امام رضا (ع) را قبول نمی‌کردند.

 

۴ـ تربیت شاگردان متخصص در علوم مختلف.

 

۵ـ بیان احکام اسلام.

 

۶ـ بیان صدها روایت در موضوعات مختلف کلامی، فقهی، بهداشتی، اجتماعی، اخلاقی و... .

 

نتایج این تلاش‌های علمی برای شیعه و معتقدان به امامت بسیار مغتنم بود و برای جهان اسلام افتخاراتی بزرگ داشت و در تعالی فرهنگی تأثیر مهم از آن جهت که هیچ یک از رهبران فرقه های اسلامی قادر به پاسخگویی شبهات عقلی حاصل از ورود افکار فلسفی یونان نبودند. اما در این دوره امام رضا (ع) در فرصت‌های مختلف تمام شبهات را پاسخ داد. هیچ یک از رهبران فرق اسلامی قادر به مناظره با رهبران ادیان دیگر نبودند، ولی امام رضا (ع) با تمام آن‌ها مناظره و بر آنان چیره می‌شد. این دستاوردهای بزرگ خود سبب ثبات، گسترش اسلام و مایه اقتدار مسلمانان بود.

 

ثمرات مهاجرت امام رضا (ع) به ایران/ چرا امام هشتم (ع) ولیعهد شد؟

یکی از مسائلی که درباره زندگی امام رضا (ع) مطرح می‌شود، بحث ولایتعهدی ایشان است. چرا حضرت (ع) درخواست مأمون عباسی را قبول کردند؟

 

امام رضا (ع) در کنار فعالیت‌های علمی در قبال مأمون و سایر رجال سیاسی زمان خود نیز مواضعی اتخاذ کرد که در راستای حفظ میراث امامت مهم بود. مأمون با طرح قضیه ولایتعهدی و احضار امام  (ع) از مدینه به مرو اهدافی را دنبال می‌کرد و در فکر از بین بردن و وجاهت امامت و امام رضا (ع) بود و اهداف سیاسی دیگری را نیز در این اندیشه دنبال می‌کرد. اما مواضع سیاسی امام رضا (ع) نه تنها جایگاه امامت را بسیار مهم نشان داد و حراست کرد، بلکه مأمون را نیز در دنبال‌گیری اهداف خود مأیوس کرد. امام پس از قبول ولایت‌عهدی با اصرار مأمون و با شرایط خاص، مأمون را در تنگنا قرار داد و مجبور شد شرایط امام را بپذیرد. آن حضرت (ع) به مأمون فرمود: تو اگر استحقاق خلافت را داری نمی‌توانی آن را به دیگران بدهی و اگر استحقاق نداری در منصبی که ماذون نیستی غاصبانه بر آن تکیه زدی.

 

امام رضا (ع) با این حرکت دقیق نه تنها مشروعیت حکومت مأمون و عباسیان دیگر را به زیر سؤال برد، بلکه مشروعیت حکومت خلفای پیشین را نیز که غاصبانه بر مسندی نشسته بودند که استحقاق آن را نداشتند، با سؤال و شبهه مواجه کرد و در برابر دیدگان تیزبین آیندگان تاریخ قرار داد تا در این باره به درستی به قضاوت بنشینند. مأمون قصد داشت با حضور امام در دستگاه خود، برای حکومت خود مشروعیت و مقبولیت در بین شیعه درست کند. از طرفی بسیاری از شورشیان علوی را به انقیاد حکومت خود وادار کند و از جهتی وجاهت ائمه از بین ببرد! او در این باره به صراحت اظهار داشت: این مرد (امام رضا) کارهای خود را از ما پنهان کرده و مردم را به امامت خود می‌خواند، ما او را بدین جهت ولیعهد قرار دادیم که مردم را به خدمت ما خوانده و به سلطنت و خلافت ما اعتراف کند و در ضمن فریفتگانش بدانند که او آن چنان که ادعا می‌کند نیست و این امر (خلافت) شایسته ما است نه او... !

 

مقاصد مأمون دقیقاً در این بیانات روشن شده و امام از این اهداف آگاهی داشت. لذا مواضعی در برابر او اتخاذ کرد که هیچ نتیجه‌ای برای او نداشته باشد، اظهار عدم مشروعیت خلافت مأمون، مساوی بود با عدم مشروعیت تمام مدعیان خلافت پس از پیامبر، این برای شیعه دستاورد تاریخی بزرگ بود. مأمون پس از اینکه از راهش نتیجه نگرفت با خشم و کینه از امام، تصمیم به قتل امام گرفت تا شکست تلخ خود را به این وسیله جبران کند.

 

مهاجرت امام به ایران نیز دستاورد مهمی برای آینده اسلام داشت، رونق شیعه و آشنایی تمام فرقه‌های اسلامی با امامت و وقوف از جایگاه آن‌ها در اسلام با توجه به بیانات امام در حدیث سلسله الذهب و حصن توحید و شرایط آنکه هزاران و صدها راوی و نویسنده حدیث این حدیث را ضبط کردند. علاوه بر آن حضور امام در شرق ایران این منطقه را سال‌ها مرکز علمی جهان اسلام قرار داد. مرکزیت علمی که سال‌ها و تا حدود قرن ۸ استمرار داشت و بعداً نیز پس از فترت موقت در عصر مغول این رویکرد علمی دوباره زنده شد از برکات حضور امام هشتم در خراسان بود.

 

شرط اصلی تحقق توحید و ماندگاری راه رسالت از منظر امام رضا (ع)

با توجه به اینکه در زمان امام رضا (ع) بحث‌های کلامی و عقیدتی به اوج کمال و پختگی‌اش رسیده بود، امام چگونه توانست امامت را در جهان اسلام نهادینه کنند؟

 

تا روزگار امام رضا (ع) امامت در این محدوده که حضرت (ع) تبیین فرمود نشده بود، چون زمینه مناسب فراهم نبود. در میان فرقه‌های اهل سنت این نظریه رواج داشت که خلیفه توسط اجماع امت یا شوری و... از میان قریش یا... انتخاب می‌شود و فرقه‌هایی از شیعه نیز قائل به امامت مفضول با وجود فاضل بودند. شیعه از دیرباز با استناد به قرآن کریم و آیه «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ ... اَلْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً...» معتقد است که پیامبر (ص) در واقعه غدیر این دستور خدا را به اجرا گذاشت.

 

از جمله مسائلی که امام رضا (ع) درباره آن مباحثی مطرح فرمود، تأکید بر واقعه غدیر، امامت و فضایل امیرمؤمنان (ع) است که درباره علوم آن حضرت که در این دوره نیاز به مطرح کردن و تأکید بود. از آن جهت فرصت مناسبی برای امام رضا (ع) در میان مردم فضای مناسبی به وجود آمد تا این مسائل مطرح شود. بنابراین حضرت در این زمینه مباحثی فراوان مطرح می‌کرد و به اثبات حقانیت خلافت علی (ع) در مقابل نظریه تقدم مفضول بر فاضل می‌پرداخت. چنان که نقل شده مأمون نیز این بحث را با علمای اهل سنت مطرح و آن‌ها را در این زمینه با اقامه ادله محکم ساکت و نظر آن‌ها را باطل کرد و برتری و امامت امیرمؤمنان (ع) را بر آنان ثابت کرد.

 

امام رضا (ع) در مقابل ناصبین، واقفیه، زیدیه و فرقه‌های منحرف از شیعه و فرقه‌های کلامی اهل سنت مثل اهل حدیث و معتزله اکثر روایاتی را که از پیامبر (ص) درباره دوستی، ولایت، امامت، برتری و وجوب اطاعت امیرمؤمنان (ع) بود، مطرح و تشریح می‌کردند و بیشتر این مباحث فرصت استثنایی در مرو به وجود آمد که حضرت (ع) توانست اصل امامت را مطرح و امامت خود و حجت بودن خود بر اهل زمان را به صراحت بیان کرد. چنان که در حدیث سلسلة الذهب پس از بیان توحید مسأله امامت خویش را مطرح و خود را از شرایط ورود به حصن الهی دانست که مردم گمان می‌کردند پس از توحید نبوت و بعد از آن خلافت راه درستی است که انتخاب کرده‌اند. امام این گمان را باطل کرد و امامت را شرط اصلی تحقق توحید و ماندگاری راه رسالت بیان کرد.

 

از امام رضا (ع) در زمینه اثبات اساس امامت که از علی آغاز می‌شود ۷۳ روایت نقل شده که علاوه بر آن در مناظرات و پاسخ به سؤال‌ها این مسأله را مطرح و در هر فرصت این اصل را بیان می‌فرمود. امام (ع) در احادیث خود به ترتیب از امامت عامه و اصل امامت شروع و به امامت خاص و ویژگی‌های امیرمؤمنان و سایر ائمه از خود می‌پرداخت و آشکارا خود را امام معرفی می‌کرد، در حالی که زمینه در دوره‌های قبل به این صراحت روشن نشده بود و لقب رضا به آن حضرت به این مناسبت از طرف پیامبر اکرم (ص) داده شده است، چون همه امت راضی شدند و ولایتش حتی مخالف بزرگی چون مأمون به فضلش اعتراف کرد.

 

تلاش‌های رضوی برای استمرار امامت/ شاعری که اشک امام هشتم را درآورد

درباره امام موسی بن جعفر(ع) که عده‌ای گمان می‌کردند آن حضرت زنده است، امام رضا (ع) برای اینکه شبهه آن‌ها را پاسخ دهد فرمود: رسول خدا (ص) از دنیا رحلت فرمود، پدرم نیز رحلت فرموده است. واقفیه به همین بهانه از قبول امامت امام کاظم طفره می‌رفتند تا امامت امام رضا (ع) را انکار و بدین وسیله به آرزوی مادی خود نائل شوند. لذا امام در مقابل آن‌ها جبهه‌گیری کرد و به صراحت فرمود که امام بعد از او من هستم، چنان که امام پیش از او وفات کرد و خود او نیز وفات کرد. عده‌­ای از واقفیه به امامت امام قائل شدند و به عقیده خود برگشتند.

 

روایات مهم آن حضرت درباره غیبت امام دوازدهم نیز از جمله روایات کلامی نقل شده در منابع مهم شیعه است. این مساله نیز که از طرف حضرت برجسته شد. به نظر می‌رسد به خاطر رفع این شبهه بود که عده‌ای از شیعه قائل به غیبت و زنده بودن امام کاظم (ع) شدند. امام رضا (ع) جهت دفع این شبهه و پاسخگویی به سؤالاتی که در این زمینه بود، اقدام می‌فرمود تا بدین وسیله هم غیبت امام زمان(عج) را یادآوری و آن را مهم نشان دهد و هم مدعیان دروغین مهدویت و پیروی امام مهدی (عج) را رسوا کند.

 

در سروده­، دعبل خزاعی شاعر اهل بیت نیز این مساله مطرح شد که حضرت (ع) به شدت گریست و فرمود: ای دعبل این بیت شعر را روح القدس به تو الهام کرده است. «خروج امام لامحاله خارج ـ یقوم علی اسم الله و البرکات،» پس از آن امام شروع کرد، نام ائمه بعد از خودش را تا حضرت مهدی (عج) ذکر کرده و به حدیث پیامبر اکرم (ص) در این مورد اشاره و مشخص کردن وقت توقیت (تعیین وقت ظهور) آن را نیز بر اساس حدیث نبوی نهی کرد.

 

روایتی دیگر در پایان ذکر شده که کسی از امام سؤال کرد تو صاحب این امر هستی، حضرت فرمود: من صاحب این امرم، ولی کسی که جهان را پر از عدل و داد کند، فردی است که دارای خصوصیات برجسته از جمله خصوصیات ظاهری که امام به برخی اشاره فرمود: در سن پیران با سیمای جوانان ظهور کند، دارای هیکلی قوی و قدرتمند است... عصای موسی و انگشتر سلیمان با اوست. چهارمین نسل از فرزندان من است. غیبت او را خداوند تا هر وقت که اراده فرماید طولانی خواهد کرد.

 

روایاتی که درباره امام زمان (عج) از امام رضا (ع) وارد شده ناظر به موضوعاتی نظیر پنهانی ولادت آن حضرت، نسب او روشن و پدر و مادرش کاملاً معلوم، حضرت فرمود به اسم خود معروف نباشد و اسم او برای اکثر مردم مخفی است، اشاره به وضع اجتماعی و فرهنگی عصر غیبت و آشوب‌های عراق و تقیه شیعه تا عصر ظهور و نامعلوم بودن وقت ظهور است. این دستاورد مهم در زمان ائمه بعدی استمرار یافت، تکمیل شد و زمینه‌سازی دوره غیبت فراهم شد.

امام رضا علیه السلام در کلامی گران‌بها پنج نشانه فروتنی و تواضع را بیان فرموده‌اند.

 

امام رضا علیه السلام :

اَلتَّواضُعُ دَرَجاتٌ: مِنْها أَنْ یَعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَیُنْزِلَها مَنْزِلَتَهابِقَلْبٍ سَلیمٍ، لایُحِبُّ أَنْ یَأْتیَ إِلی أَحَدٍ إِلاّ مِثْلَ مایُؤْتی إِلَیْهِ، إِنْ رَأی سَیِّئَةً دَرَأَهابِالْحَسَنَةِ، کاظِمُ الْغَیْظِ عافٍ عَنِ النّاسِ، وَاللّه ُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ؛

مشرق- امام رضا علیه السلام:

 

تواضع درجاتی دارد: یکی از آنها این است که انسان اندازه خود را بشناسد و با طیب خاطر خود را در آن جایگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان گونه رفتار کند که انتظار دارد با او رفتار کنند، اگر بدی دید آن را با خوبی جواب دهد، خشم خود را فروخورد و از مردم درگذرد. و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

 

"اصول کافی، جلد2، صفحه 124"

چرا در آيه ولایت، در قسمت اول، «أُوْلِي الأَمْرِ» آمده و بيان می‌دارد از خدا و رسول و صاحبان امر (که شيعه آنان را امامان معصوم می‌داند) اطاعت کنيد، ولی در قسمت دوم و بعد از «فَإِن تَنَازَعْتُمْ»، می‌گوید در صورت اختلاف در امر دينی آن را به خدا و رسولش عرضه بداريد و دیگر به "أُوْلِي الأَمْرِ" اشاره نشده است؟

 

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اهلّه وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ‏ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اهلّه وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلا»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌اید! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولوالأمر [اوصياى پيامبر] را! و هرگاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آن‌ها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ایمان‌دارید! اين (كار) براى شما بهتر و عاقبت و پايانش نيكوتر است‏. (1)

 

 

 

این مسئله، در قالب پرسش و پاسخ در تفسير «نمونه» چنين آمده است:

 

«اگر منظور از "اولوالأمر الامر" امامان و رهبران معصوم است، پس چرا در ذيل آيه كه مسئله تنازع و اختلاف مسلمانان را بيان می‌کند می‌گوید: «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اهلّه وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا»؛ اگر در چيزى اختلاف كرديد آن را به خدا و پيامبر ارجاع دهيد اگر ايمان به پروردگار و روز بازپسين داريد، اين براى شما بهتر و پايان و عاقبتش نيكوتر است.

 

همان‌طور كه می‌بینیم در اینجا سخنى از "اولوالأمر" به ميان نيامده و مرجع حل اختلاف تنها خدا (كتاب اهلّه، قرآن) و پيامبر (سنت) معرفی‌شده است.

 

در پاسخ اين ايراد بايد گفت:

اولاً اين ايراد مخصوص تفسير دانشمندان شيعه نيست بلكه به ساير تفسيرها نيز باکمی دقت متوجه می‌شود و ثانیاً شكى نيست كه منظور از اختلاف و تنازع در جمله فوق، اختلاف و تنازع در احكام است نه در مسائل مربوط به جزئيات حكومت و رهبرى مسلمين، زيرا در اين مسائل مسلماً بايد از "اولوالأمر " اطاعت كرد (همان‌طور كه در جمله اول آيه تصریح‌شده).

 

بنابراین؛ منظور از آن، اختلاف در احكام و قوانين كلى اسلام است كه تشريع آن باخدا و پيامبر (صلی‌الله علیه و آله) است، زيرا می‌دانیم امام فقط مجرى احكام است، نه قانونى وضع می‌کند و نه نسخ می‌کند، بلكه همواره در مسير اجراى احكام خدا و سنت پيامبر (صلی‌الله علیه و آله) است و لذا در احاديث اهل‌بیت (علیهم‌السلام) می‌خوانیم كه اگر از ما سخنى برخلاف كتاب اهلّه و سخن پيامبر (صلی‌الله علیه و آله) نقل كردند هرگز نپذيريد، محال است ما چيزى برخلاف كتاب اهلّه و سنت پيامبر (صلی‌الله علیه و آله) بگویيم.

 

بنابراین؛ نخستين مرجع حل اختلاف مردم در احكام و قوانين اسلامى خدا و پيامبر (صلی‌الله علیه و آله) است كه بر او وحى می‌شود و اگر امامان معصوم بيان حكم می‌کنند، آن نيز از خودشان نيست بلكه از كتاب اهلّه و يا علم و دانشى است كه از پيامبر (صلی‌الله علیه و آله) به آن‌ها رسيده است؛ و به‌این‌ترتیب علت عدم ذكر "اولوالأمر " در رديف مراجع حل اختلاف در احكام روشن می‌گردد.»(2)

 

 پی‌نوشت‌ها:

  1. نساء: 4/ 59.

2. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج ‏3، ص 442-441.

امام جعفر صادق علیه السلام برای زائر پیاده حرم اباعبدالله علیه السلام توصیه فرموده‌اند که وقتی به فرات وارد شدی ابتداء غسل کن و کفش‌هایت را آویزان نما و پای برهنه راه برو و مانند بنده ذلیل راه برو.

 

امام صادق علیه السلام:

مَنْ أَتَی قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَةٍ فَإِذَا أَتَیْتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیْکَ وَ امْشِ حَافِیاً وَ امْشِ مَشْیَ الْعَبْدِ الذَّلِیلِ فَإِذَا أَتَیْتَ بَابَ الْحَائِرِ فَکَبِّرْ أَرْبَعاً ثُمَّ امْشِ قَلِیلًا ثُمَّ کَبِّرْ أَرْبَعاً ثُمَّ ائْتِ رَأْسَهُ فَقِفْ عَلَیْهِ فَکَبِّرْ أَرْبَعاً [فَکَبِّرْ وَ صَلِّ عِنْدَهُ وَ اسْأَلْ ]وَ صَلِّ أَرْبَعاً وَ اسْأَلِ اللَّهَ حَاجَتَکَ.

 

امام صادق علیه السلام فرمودند:

کسی که پیاده به زیارت قبر حضرت امام حسین (ع) رود، خداوند متعال به هر قدمی که بر می‎‌دارد هزار حسنه برایش ثبت و هزار گناه از وی محو می‌فرماید و هزار درجه مرتبه‌اش را بالا می‌برد سپس فرمودند: «وقتی به فرات وارد شدی ابتداء غسل کن و کفش‌هایت را آویزان نما و پای برهنه راه برو و مانند بنده ذلیل راه برو، و وقتی به درب حائر رسیدی چهار مرتبه تکبیر بگو؛ سپس اندکی حرکت کن باز چهار بار تکبیر گفته, بعد به طرف بالای سر حضرت برو و در آنجا بایست و سپس چهار مرتبه تکبیر بگو و نزد قبر نماز بخوان و از خداوند متعال حاجت خود را بخوا».

 

 

"کامل الزیارات، باب چهل و نهم"

عادل عبدالمهدی چهارشنبه در اظهاراتی پس از شرکت در مراسم تشییع شهید علی اللامی فرمانده لشکر چهارم پلیس فدرال در مقر فرماندهی پلیس فدرال(اللامی در حمله تروریست‌های داعشی جان خود را از دست داده بود) به تمجید از این فرمانده پلیس که جانش را در راه دفاع از مردم عراق و در نبرد با تروریسم تکفیری از دست داد، پرداخت و گفت ما امروز اینجا آمده‌ایم تا از یکی از شهدای قهرمان خود که جانش را در نبرد با داعش و تروریسم تقدیم کرد، تجلیل کنیم.

 

نخست وزیر عراق افزود ما همچنان به نبرد با داعش و این چالش با وجود تمام دشواری‌ها و مشکلات ادامه خواهیم داد.

عبدالمهدی به حوادثی که عراق شاهد بوده از جمله تظاهرات اخیر اشاره کرد و گفت ما خواسته‌های مردم را گوش می‌کنیم و برای برآورده کردن آن تلاش می‌کنیم. وی خاطر نشان کرد داعش همچنان به اقدامات تروریستی خود می‌پردازد و تلاش م‌کند از ماموریت نیروهای ما سوء‌استفاده کرده و فعالیت‌هایش را تشدید کند. وی افزود تحولات منطقه‌ای و تحولات کشور برادر، سوریه، نیروهای امنیتی ما را در برابر چالش‌ها و تهدیدهای مختلف قرار داده است.

 

نخست وزیر عراق گفت نتایج کمیته تحقیقات و گزارش آن حرفه‌ای است، ما اشتباهات را برطرف خواهیم کرد، همچنانکه با قدرت و قاطعیت در کنار نیروهای ارتش، پلیس و پیشمرگه ایستاده‌ایم.

 

عبدالمهدی از گروه‌های سیاسی خواست با همکاری یکدیگر برای حل مشکلات تلاش کرده و به فعالیت سران قوای سه گانه و نهادهای دولتی برای تحقق اهداف کمک کنند.

 

شبکه السومریه هم گزارش داد که عادل عبدالمهدی فردا پنجشنبه در سخنانی خطاب به ملت عراق به اقدامات اصلاحی فوری خواهد پرداخت.

 

الفرات هم مهمترین محورهای سخنرانی عبدالمهدی در روز پنجشنبه را منتشر کرده است. بر  اساس این گزارش، عبدالمهدی در سخنرانی فردا تاکید خواهد کرد که ما به نظامیان آمریکایی اجازه نداده‌ایم که از سوریه عقب نشینی کنند و در عراق باقی بمانند.

 

عبدالمهدی همچنین خواهد گفت که صندوق بیمه اجتماعی از محل پول‌های کاهش حقوق برای مهار فقر تشکیل خواهد شد.

 

به گزارش الفرات، عبدالمهدی در سخنرانی فردا از کاهش میزان حقوق مسئولان سخن خواهد گفت.

 

تاکید وزارت دفاع عراق بر اهمیت حمایت از شهروندانی که به صورت مسالمت آمیز تظاهرات می‌کنند

 

خبر دیگر از عراق اینکه وزارت دفاع این کشور امروز چهارشنبه بر اهمیت حمایت از شهروندانی که به صورت مسالمت آمیز و متمدانه تظاهرات می‌کنند، تاکید کرد . وزارت دفاع عراق خطاب به تظاهرکنندگان اعلام کرد وظیفه ما حمایت از شماست.

 

سرتیپ یحیی رسول مدیر روابط و اطلاع رسانی وزارت دفاع عراق به السومریه گفت نیروهای امنیتی بر حمایت از شهروندانی که به صورت مسالمت آمیز و متمدانه تظاهرات می‌کنند، پافشاری می‌کنند.

 

تعیین زمان خروج نظامیان آمریکایی

نجاح الشمری وزیر دفاع عراق تاکید کرد نظامیان آمریکایی که از شمال شرقی سوریه به سمت عراق عقب نشینی کردند، طی چهار هفته آینده خاک عراق را ترک خواهند کرد. وی در پی نشست خود با مارک اسپر وزیر دفاع آمریکا به این موضوع اشاره کرد.

 

بر اساس گزارش الفرات، الشمری افزود اسپر بنا به دعوت پیشین به عراق سفر کرد و دو طرف در مذاکرات روز چهارشنبه توافق کردند تا نظامیان آمریکایی که از سوریه وارد خاک عراق شدند، در فاصله زمانی که فراتر از چهار هفته نباشد، عراق را ترک خواهند کرد. وی افزود هواپیماهایی که نظامیان آمریکایی را به خارج از عراق منتقل خواهند کرد، عملا وارد شده اند.

 

تکذیب استعفای عادل عبدالمهدی

خبر دیگر اینکه «بنکین ریکانی» وزیر بازسازی و مسکن عراق تاکید کرد : عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق هرگز استعفا نخواهد کرد،چرا که استعفا را فرار از مسئولیت قلمداد می‌کند آن هم در سایه شرایط دشواری که کشور به سر می‌برد.

 

ریکانی افزود دولت به تمام وعده‌هایش که داده بود، عمل کرده و وعده‌های باقی مانده را هم به زودی اجرایی خواهد کرد.

مقام معظم رهبری:

امروز در دنیای اسلام یکی از دردهای بزرگ، درد تفرقه و جدایی است؛ شیعه و سنّی نباید بگذارند دشمن از اختلافاتشان سوء استفاده کند؛ هر ملتی که متحد باشد، هر ملتی که میان خود تنازع و جدالِ ویرانگر نداشته باشد، مقابل همه ی دشمنی ها شکست ناپذیر خواهد شد.

احادیث