seyed hossein emamian

seyed hossein emamian

حضرت آیت‌الله شهید امام خامنه‌ای(قدس‌الله نفسه الزکیه) در ابتدای جلسات درس خارج فقه خود، به شرح یک حدیث اخلاقی می‌پردازند. «پرهیز از معصیت» موضوع شرح حدیثی اخلاقی از حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام است که در ذیل فیلم و متن آن را منتشر شده است. متن بیانات رهبر شهید که در این فیلم مشاهده می‌کنید به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین

فِی الکافی عَنِ الصَّادِقِ عَلیه‌ِالسَّلام کَتَبَ رَجُلٌ إِلَی أَبِی‌ذَرٍّ (۱)
[حضرت امام صادق علیه‌السلام] می‌فرمایند: یک نفری در نامه‌ای به جناب ابی‌ذر نوشت:

یَا أَبَاذَرٍّ أَطرِفنِی بِشَیءٍ مِّنَ العِلم
از دانش و معرفتی که داری سخن طرفه و تازه‌ای برای ما بیان کن.

فَکَتَبَ إِلَیه: إِنَّ العِلمَ کَثِیرٌ؛ إِن قَدَرتَ لَا تُسِیءَ إِلَی مَن تُحِبُّهُ، فَافعَل
[جناب ابی‌ذر برای او نوشت:] برای تو می‌گویم و آن این است:
اگر بتوانی به کسی که او را دوست می‌داری بدی نکنی، این کار را بکن.
یعنی سعی تو این باشد به کسی که او را دوست می‌داری بدی نکنی.

قَال فَقَالَ لَهُ: وَ هَل رَأَیتَ أَحَداً یُسیءُ إِلَیٰ مَن یُحِبُّه؟
آن شخص به جناب ابی‌ذر گفت -لابد در نامه‌ی بعدی نوشته- که:
جناب ابی‌ذر! این هم شد حرف!؟ که به کسی که دوست داری بدی نکن!
آیا تا حالا دیدی کسی را که کسی را دوست بدارد در عین حال به او بدی بکند!؟ این چه حرفی است!؟

فَقَالَ لَه: نَعَم نَفسُکَ أَحَبُّ الأَنفُسَ إِلَیک فَإِن أَنتَ عَصَیتَ اللهَ تَعَالَیٰ فَقَد أَسَأتَ إِلَیهَا
جناب ابی‌ذر در جواب او فرمود: بله، دیدیم؛ خود تو محبوب‌ترین موجودات و انسان‌های عالم پیش خودت هستی؛ خودت را خیلی دوست می‌داری؛ از همه بیشتر خودت را دوست می‌داری؛
وقتی معصیت می‌کنی، به این محبوب خودت که نفس خودت و شخص خودت است بدی کرده‌ای.

پس ببین که می‌شود انسان چیزی را دوست بدارد و به آن بدی بکند که آن عبارت است از نفس انسان.

۱) الشافی، صفحه‌ی ۸۶۷

کسانی که از دنیا رفته‌اند، بر حسب مقام و جایگاهی که در عالم برزخ دارند، شرایط متفاوتی دارند. برخی از آنان هر روز اجازه دارند که بر خانواده خود و بر دنیا اشراف داشته باشند. برخی دیگر دو روز یکبار و برخی هفته‌ای یکبار این امکان را دارند. هرچه مقام آنان بالاتر باشد، این اختیار برایشان بیشتر می‌شود و نمی‌توان حکم کلی واحدی برای همه صادر کرد.

در روزهای پنجشنبه و جمعه، همه اموات آزادی بیشتری دارند، اما نوع سرکشی و ارتباط آنان با بستگانشان، بستگی به مقام و جایگاهشان در عالم برزخ دارد. هرچه مقام آنان بالاتر باشد، این امکان برایشان بیشتر فراهم است.

یکی از آموزه‌های پرتکرار و اساسی در فرهنگ اسلامی، پرهیز از اسراف و آراستگی به قناعت است. رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، همواره در بیانات خود بر اجتناب از هرگونه اسراف، چه در مصرف شخصی و چه در مدیریت کلان کشور، تأکید کرده‌اند. ایشان اسراف را نه فقط یک رفتار فردی، بلکه آفتی اجتماعی می‌دانند که می‌تواند منابع کشور را تحلیل ببرد و عدالت را با چالش مواجه کند.

با توجه به این سفارشات، بر آن شدیم تا در گفتگویی با حجت‌الاسلام مهدی شریف بهشتی، کارشناس خانواده و تربیت معنای دقیق اسراف و قناعت، تفاوت آن‌ها با مفاهیم مشابه و نقش تعیین‌کننده‌شان در اصلاح الگوی مصرف و تحقق جامعه اسلامی را جویا شویم. آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح این گفتگوست که تقدیم مخاطبان ارجمند می‌گردد.

«إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ»؛ خدا اهل اسراف را دوست ندارد. تعابیر و توصیه‌های مختلفی داریم مبنی بر اینکه از اسراف فاصله بگیرید و از آن طرف اهل قناعت باشید. اما معنای اسراف چیست؟

خیلی از ماها فکر می‌کنیم اسراف یعنی اینکه زیاد مصرف نکنید و این‌طور زیاد مصرف کردن را به عنوان اسراف می‌شناسیم، در حالی که اسراف معنای دیگری دارد که اتفاقاً معنای دقیق و قشنگی هم هست. اسراف یعنی اینکه «جا به جا مصرف نکنی». به‌جا مصرف کردن می‌شود قناعت و جابه‌جا مصرف کردن می‌شود اسراف.

چند مثال قرآنی و غیرقرآنی در باب اینکه چه شکلی می‌شود که با جابه‌جا مصرف کردن دچار اسراف می‌شوید:

۱. مثال قرآنی درباره قتل: خدا در قرآن می‌فرماید:

«لا تُسْرِفُوا فِی الْقَتْلِ»؛ یعنی در قتل اسراف نکنید. منظور این نیست که «کمتر بکُشید»، بلکه می‌گوید: حق ندارید کسی را که مستحق قصاص نیست، به قتل برسانید. یعنی قتل را در جای نادرست به کار نبرید.

این اتفاق، از نشانه‌های اسراف است و متأسفانه گاهی رخ می‌دهد. برای مثال، فرض کنید بحرانی در یک جامعه اتفاق می‌افتد؛ مثلاً هواپیمایی سقوط می‌کند. بعد برای آرام کردن آن جامعه، فردی را مقصر جلوه می‌دهند و می‌گویند: «فلانی مقصر بوده» یا «او کوتاهی کرده است». به این ترتیب، یک نفر را قربانی ماجرا می‌کنند تا آن بحران فروکش کند.

*مثال دیگر در خوردن و آشامیدن

قرآن می‌فرماید: «کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا»؛ یعنی بخورید و بیاشامید، اما اسراف نکنید. این هم به معنای «زیاد نخورید» نیست (چون آن را میدانیم و نیاز به توصیه نیست)، بلکه یعنی جابه‌جا نخورید؛ مثلاً غذای حرام نخورید، در جای نادرست و برای هدف نادرست از نعمت استفاده نکنید.

*معنای اسراف؛ جابه‌جا مصرف کردن، نه زیاد مصرف کردن

اسراف یعنی چیزی را در جای نادرست خود به کار ببرید؛ مثلاً جایی که باید غذا بخورید، آب بنوشید و جایی که باید آب بنوشید، غذا بخورید. این جابه‌جایی دقیقاً همان اسراف است.

برای روشن شدن موضوع به یک مثال علمی و ملموس توجه کنید:

بسیاری از ما بعد از خوردن غذا، بلافاصله آب می‌نوشیم. این کار اسراف است. چرا؟

زیرا معده برای هضم غذا، اسیدی ترشح کرده است. نوشیدن آب بلافاصله پس از غذا، این اسید را رقیق می‌کند. در نتیجه معده مجبور می‌شود دوباره از نو اسید ترشح کند تا هضم غذا انجام شود. این یعنی اتلاف انرژی و کار اضافی برای بدن.

در حالی که اگر همان آب را پیش از غذا می‌نوشیدیم، نه‌تنها اسرافی رخ نمی‌داد، بلکه مفید هم بود. پس نوشیدن آب بعد از غذا، هم اسراف است و هم نتیجه‌اش خراب کردن کار هضم و از بین بردن برکت غذاست.

چگونه اسراف را در زندگی روزمره تشخیص دهیم؟

*اسراف در ازدواج؛ جابه‌جا کردن ملاک‌ها

اسراف در ازدواج یعنی ملاک‌های فرعی را جایگزین ملاک‌های اصلی کنید. متأسفانه امروزه این اتفاق بسیار می‌افتد. ملاک‌های اصلی ازدواج عبارت‌اند از: ایمان، اخلاق، اصالت و شأنیت خانوادگی.

اما اگر به جای این‌ها، زیبایی، پول، ثروت، شهرت یا تحصیلات را ملاک اصلی قرار دهید، مرتکب اسراف شده‌اید. در این صورت عمر خود را تباه می‌کنید، جوانی‌تان را از دست می‌دهید و نسل آینده‌تان را نابود می‌سازید. زیرا ملاک‌ها را جابه‌جا به کار برده‌اید.

اما اگر هر ملاکی سر جای خودش قرار گیرد، آنگاه کار درست، عین قناعت و نشانه حقانیت خواهد بود.

*اسراف در کشاورزی؛ جابه‌جا کردن نوع درخت

یا مثلاً در جایی که می‌توان درخت میوه کاشت، درخت غیرمثمر بکارید. یا در منطقه‌ای که باید درخت کم‌آب کاشت، درخت پرآب بکارید. این نیز اسراف آشکار است.

*اسراف در مدیریت و مسئولیت‌ها: مصداق بارز جابه‌جایی

چرا جابه‌جا عمل کردن اسراف است؟ زیرا اگر به‌جا عمل می‌کردید، آن کار عین قناعت بود. به عنوان مثال، فرض کنید مسئولی را در پستی قرار دهید که نه تخصص آن را دارد و نه تعهدش را. این پست، جایگاه مدیریتی یا کاری او نیست. چنین کاری آشکارا اسراف است. چرا؟ زیرا هم عمر خودِ او، هم عمر دیگران و هم تمام زیرساخت‌های مرتبط با آن پست از بین می‌رود. او برای آن کار ساخته نشده است. این همان اسراف است.

اما قناعت آن است که هر کسی در جایگاه خودش بنشیند. نتیجه این قناعت، آبادانی مملکت و جهان خواهد بود.

*آیا قناعت عبادت است؟

باید نخست معنای عبادت را روشن کنیم.

تعریف عبادت در یک کلمه: شباهت

عبادت، در یک کلمه، یعنی؛ شباهت یافتن مخلوق به خالق. ما عبادت می‌کنیم تا شبیه خدا شویم.

البته روشن است که انسان هرگز مثل خدا نمی‌شود، اما می‌تواند شبیه او گردد. شبیه خدا شدن یعنی اینکه بنگریم خدا چه صفاتی دارد، سپس آن صفات را در وجود خود زنده کنیم. هر چه این صفات بیشتر و والاتر در وجود ما جلوه کند، به خدا نزدیک‌تر می‌شویم. زیرا انسان از راه شباهت به خالق، به او تقرب می‌یابد. شفاعت نیز ریشه در همین شباهت و صفات الهی دارد.

در ذات که نمی‌توانیم ما شباهتی پیدا کنیم، و آن شباهت در صفات است. خدا چه صفتی را دوست دارد؟ مثال می‌زنم: خدا رازق است، خب شما هم رازق باشید. یعنی چی؟ خدا نان‌رسان است، شما هم نان‌رسان باش.

چگونه اسراف را در زندگی روزمره تشخیص دهیم؟

خدا ستار و پرده‌پوش است، تو هم شبیه خدا شو تا به خدا نزدیک بشوی. تو هم پرده‌پوش باش، تو هم عیب دیگران را برملا نکن. خدا غفار است، می‌آمرزد، تو هم ببخش، تو هم از خطای دیگران بگذر. این شباهت سبب تقرب انسان به خداست. خدا هر کاری را در جای خودش، هر چیزی را در جای خودش قرار می‌دهد؛ این یعنی قناعت.

یعنی هر چیزی در جای خود. یعنی جابه‌جا خدا کاری را انجام نمی‌دهد. این یعنی قناعت. به عکسش، جابه‌جا انجام دادن را گفتیم اسراف است. اینکه خدا اهل اسراف نیست و اهل اسراف را دوست ندارد، شما هم اهل اسراف نباش تا به خدا نزدیک بشوی. و این نزدیک شدن به خدا یعنی عبادت. پس قطعاً می‌توان گفت کسانی که اهل اسراف نیستند، یا به تعبیری اهل قناعت و صرفه‌جویی هستند، اینها کسانی هستند که به خدا نزدیک‌ترند و اهل عبادت‌اند و شباهتی به خدا پیدا کردند.

* آیا قناعت جلوی پیشرفت و جلوی رشد اقتصادی جامعه را نمی‌گیرد؟

و از آن طرف آیا این قناعت داشتن می‌تواند سبب این بشود که پیشرفتی در جامعه ما حاصل بشود؟

باید گفت که اتفاقاً قناعت می‌تواند موتور محرکه‌ای برای جامعه باشد. چرا؟ چون آن نعمتی که در دست انسان قرار گرفته، وقتی در جای خودش استفاده بشود، سبب رشد و تعالی است. شما یک دانه را اگر در جای خودش قرار دهی، سبز می‌شود، رشد می‌کند، به شما ثمر می‌دهد. ولی اگر دانه را در جایی که زمینه رشدی در آن نیست قرار دهیم رشدی در او نیست، در نتیجه آن دانه را ضایع کردی و این کفران نعمت است.

قرآن کریم در این باره وعده داده است:

«وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ»؛ یعنی اگر کفران نعمت کنید، همانا عذاب من سخت خواهد بود. چرا که نعمت را در جای خودش استفاده نکردید.

یکی از شبهات رایج درباره عصر ظهور، بسته شدن باب توبه و عدم پذیرش ایمان گناهکاران و کافران در آن دوران است.چرا برخی روایات از برخورد قاطع حضرت مهدی علیه‌السلام بدون فرصت توبه سخن می‌گویند؟ کارشناسان مرکز پاسخگویی به سوالات دینی با تکیه بر قرآن و روایات، با تفکیک میان مرحله «ظهور» و «قیام مسلحانه» به این شبهه پاسخ داده‌اند. آنچه پیش رو دارید، تقدیم به همه مخاطبین مهدوی و جویندگان حقیقت می‌گردد.

پرسش:

آیا پس از ظهور و آشکار شدن وعده خدا بر ،زمین تو به گناهکاران و کافران پذیرفته می شود؟! چرا در برخی از روایات آمده که در آن دوران، امام زمان عج، نه دیگران را به توبه دعوت می‌کنند و نه توبه کسی را می پذیرند و هر کس را به سزای اعمالی که سابقا ،داشت می‌رسانند؟ چرا با ظهور ایشان فرصت توبه بسته می شود در حالی‌که هنوز نمرده اند و در دنیا به سر می برند؟!

پاسخ:

بنا بر روایات، دوران آخرالزمان و قبل از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، دورانی همراه با آشفتگی بشر و انحطاط دینی و اخلاقی بوده و زمین از فساد پر خواهد شد. با در نظر گرفتن این مطلب این سؤال پیش خواهد آمد که شیوه برخورد حضرت با این جمعیت انبوه چگونه خواهد بود؟ آیا حضرت به راهنمایی و ارشاد گناهگاران پرداخته باب تو به باز بوده و نهایتا تو به آنان پذیرفته خواهد شد و یا اینکه فرصت گناهگاران و افراد آلوده به معصیت در دوران غیبت به سر آمده باب تو به مسدود شده و حضرت به پاکسازی و تسویه گناهکاران از مومنان خواهد پرداخت؟

روایات وارد شده در این زمینه مختلف بوده و می‌بایست برای پاسخ به این سؤالات به شکل صحیح، تحلیل گردد. در ادامه به ذکر چند نکته می‌پردازیم

نکته اول توبه و شرایط پذیرش آن

در قرآن کریم، آیات بسیاری وجود دارد که به صراحت، از مفید بودن توبه سخن گفته است.(۱)

در برخی دیگر از آیات، برای پذیرش تو به شروطی ذکر شده؛ مانند اینکه هنوز عذاب الهی آشکار نشده است، (۲)

توبه واقعی باشد و گناه را ادامه ندهد و دیگر اینکه نشانه های مرگ ظاهر نگردد (۳)

اگر توبه با شرایط فوق باشد حتماً پذیرفته خواهد شد و اگر یکی از شرایط حاصل نشود نشانه عدم حقیقی بودن توبه بوده و بیشتر بخاطر فرار از مجازات انجام می‌شود که این تو به فایده ای به حال فرد نخواهد داشت؛ چراکه طبق فرموده ،قرآن اگر به چنین فردی فرصتی دوباره داده شود، به همان اعمال پیشین خود باز می‌گردد. (٤)

روشن است که این دو دسته از آیات یعنی آیاتی که از قبولی هر تو به سخن گفته است و آیاتی که قبولی توبه را مشروط به شروطی میداند سازگارند و منافاتی با هم ندارند و آیات اخیر روشن کننده معنای آیات دسته اول است و نشان می دهد که منظور از قبولی تو به در آن ،آیات توبه ای است که این شرایط را دارد.

نکته دوم: پذیرش توبه در آخرالزمان

اما درباره روایات ناظر به توبه در عصر ظهور گفتنی است:

اولین دسته از ،روایات گویای این مطلب است که امکان توبه در زمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وجود دارد و باب آن بسته نمی‌شود؛ چراکه دعوت فراگیر ،حضرت به منظور بازگشت دیگران است و باید آن را به مثابه فرصتی برای تو به دانست و اگر باب تو به بسته باشد، دعوت و فراخوان نیز لغو و بیهوده خواهد بود.

روایات بسیاری در زمینه دعوت همگان (اعم از ناصبی ها، سفیانی، ادیان و فرق مختلف وارد شده است؛ (۵)

برای نمونه، امام کاظم علیه السلام در حدیثی فرمودند:

چون قائم ظهور کند اسلام را بر یهود، نصارا، ستاره پرستان، ملحدان، مرتدان و کافران شرق و غرب زمین عرضه می‌کند.

پس کسی که با اختیار اسلام آورد او را به نماز و زکات دستور می‌دهد.»(۶)

نیز روایتی وجود دارد که:

هیچ یک از معجزات پیامبران و اوصیا نیست مگر اینکه خداوند برای تمام شدن حجت بر دشمنان مثل آن را بر دستان قائم ما جاری می سازد.» (۷)

با توجه به اینکه معجزه زمانی کاربرد دارد که با هدف دعوت و هدایت، برای کسانی که حق را نپذیرفته و یا در دل تردید دارند استفاده شود؛ حال اگر باب تو به بسته بود نیازی به ارائه معجزه از سوی حضرت نبود.

از این منظر روایات ،یادشده همسو با ضابطه کلی توبه در قرآن هستند و باب توبه، فارغ از زمان و مکان برای گمراهان همیشه باز است؛ مشروط به شروطی که ذکرش گذشت و ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه، یکی از این شروط نیست و در آن عصر نیز توبه پذیرفته می شود.

نکته سوم توبه و علل رد آن در باب عدم قبول توبه توسط حضرت نیز دو دسته روایات وجود دارد:

الف ـ روایاتی که اشاره به عدم درخواست توبه از سوی حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف دارد. در این باب چندین روایت وجود دارد (۸)که دارای اشکالات ذیل می‌باشد:

اگرچه در این روایات تصریح به عدم درخواست تو به شده، اما تصریحی هم بر عدم توبه پذیری از سوی حضرت نشده.

سند این دسته از روایات دارای ضعف بوده و بر این اساس نمی توان بدان تکیه کرد.(۹)

و اشکالات دیگر نظیر تعارض با دیگر روایاتی که برای این موضوع ذکر شده...

ب - روایاتی که اشاره به عدم قبولی تو به گمراهان در زمان ظهور حضرت دارند. این دسته از روایات،(۱۰) حاکی از آن است که با آشکار شدن برخی از نشانه های الهی و همچنین پدید آمدن عذاب برای عده ای از گمراهان، باب توبه بر روی آنها بسته شده و ایمان آنها سودی برایشان نخواهد داشت. همچنین کسانی که قبلاً ایمان داشته اند ولی عمل خیری نداشته اند تو به نفعی به حالشان نخواهد.

قبلاً ایمان داشته اند ولی عمل خیری نداشته اند تو به نفعی به حالشان نخواهد داشت. این مضمون، متناسب با روایاتی است که در تفسیر آیه ۱۵۸ سوره انعام بیان شده است. در این آیه آمده است:

روزی که پاره ای از نشانه های پروردگارت ،آید، کسی که قبلاً ایمان نیاورده یا خیری در ایمان آوردن خود به دست نیاورده، ایمان آوردنش سود نمی بخشد.» (۱۱)

از روایاتی که ذیل این آیه ذکر شده، به این مصادیق برای توبه ناپذیری گمراهان اشاره شده است نزدیک شدن به ،مرگ نزدیک شدن عذاب و نیز داشتن ملکه کفر و انکار که مانعی برای پذیرفتن حق می‌باشد (۱۲) این موارد، با ضابطه کلی در باب پذیرش تو به در قرآن کاملاً همسان و همسو می باشد.

نکته چهارم تفاوت میان مرحله ظهور و مرحله قیام

آنچه که می تواند راه حلی برای تعارض ظاهری روایات باشد و به ، و به ضابطه قرآنی تو به نزدیک باشد این است که روایاتی همانند:

ایمان کسانی که پیش از قیام به شمشیر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ایمان نیاورده اند و یا در ایمانشان خیری کسب نکرده اند، سودی نخواهد بخشید (۱۳)

را چنین توضیح داد که میان مرحله ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مرحله قیام به شمشیر آن حضرت تفاوت وجود دارد و مرحله ظهورکه زمان روشنگری و هدایت است بر مرحله قیام مسلحانه تقدم دارد. بر این اساس، در مرحله روشنگری تمام تلاش حضرت بر دعوت و هدایت متمرکز خواهد شد و پایان این مرحله آغاز صف بندی و جدایی پیروان حق از باطل و رویارویی این دو جبهه است. (۱۴)

حال اگر برای گمراهانی که برق شمشیر حضرت را مشاهده میکنند اظهار ندامت و ،ایمان بوجود آید این توبه و ایمان حقیقی نبوده و به حال ایشان سودی نخواهد داشت و با آمدن نشانه های الهی و مرگ و عذاب باب تو به به روی ایشان بسته خواهد شد.

می‌بینیم که اگر بسته شدن باب تو به در زمان قیام به شمشیر حضرت باشد، این تعارض ظاهری روایات از بین خواهد رفت. البته با دعوتی که حضرت در دوره روشنگری و هدایت انجام میدهد جمعیت زیادی از مردم ایمان آورده و اکثریت جامعه جهانی با داشتن فطرت های ،پاک به دعوت حضرت لبیک می گویند.

در احادیث داریم که «کافری نمی‌ماند مگر اینکه ایمان می آورد و بدکاری نمی ماند مگر اینکه به نیکی ها رو می‌کند.» (۱۵)

این حدیث وضعیت دعوت عمومی و فراگیر را اثبات خواهد کرد.

نتیجه

آنچه که از این بحث فهمیده می‌شود آن است که حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف دعوتی عمومی و فراگیر تا قبل از قیام به شمشیر دارد. کسانی که با این دعوت، ایمان آورده تو به نموده و به حضرت پاسخ مثبت دهند نجات می یابند و کسانی که بر گمراهی و کردار بد خود اصرار ورزیده، با شمشیرحضرت نابود خواهند شد؛ چرا که اگر هم با دیدن قیام حضرت و ترس از مرگ و عذاب ایمان آورند و تو به نمایند ایمانی حقیقی نبوده و از آنان پذیرفته نخواهد شد. ضابطه قرآنی ،نیز این مسئله را تأیید کرده و در نتیجه تعارضی در روایات وجود نخواهد داشت.

۱) سوره مائده آیه ۳۹ سوره انعام آیه ٥٤؛ سوره زمر، آیه ٥٣.

۲) سوره غافر، آیه ٤٤-٤٥ .

۳) سوره نسا، آیه ۱۷ - ۱۸.

٤) سوره انعام، آیه ۲۸.

۵) ۲۲۷، روایت ۲۸۸؛ عیاشی، محمد بن مسعود تفسیر

. کلینی، محمد بن یعقوب، الروضه من الکافی ص العیاشی، ج ۲، ص ٦٠؛ کورانی علی و دیگران معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج 5، ص ١٧٦؛ قمی، علی بن ابراهیم تفسیر قمی، ج ۱، ص ۱٥۸؛ النعمانی محمد بن ابراهیم الغیبه، ص ۳۱۷، باب ۲۱، روایت یکم.

۶) عیاشی، محمد بن مسعود ، تفسیر العیاشی، ج ۱، ص ۱۸۳، روایت ۸۲.

۷) کورانی، علی و دیگران، معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام، ج ۳، ص ۳۸۰.

۸). النعمانی، محمد بن ابراهیم الغیبه، باب ۱۳ . ص ۲۳۵-۲۳۳، روایت چهاردهم و نوزدهم و بیست و دوم.

۹) برای مطالعه بیشتر ر.ک ،آیتی نصرت الله امام مهدی علیه السلام و توبه پذیری»، ص ٢٤.

۱۰) صدوق، محمد بن علی بن بابویه کمال الدین و تمام النعمه چاپ اسلامیه، ج ۲ ص ۳۵۷

۱۱) سوره انعام، آیه ١٥٨.

۱۲) طباطبایی، سید محمد حسین تفسیر المیزان، ج ۷، ص ٣٨٦-٣٨٧.

۱۳) استرآبادی، شرف الدین تأویل الایات الظاهره، ج ۲، ص ٤٤٥ .

۱۴). آیتی، نصرت الله امام مهدی علیه السلام و توبه پذیری»، ص ٣٥.

۱۵). مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج ٤٤ ، ص ٢١.

مدیریت زمان و تقسیم شبانه‌روز، کلید رهایی از پرخوابی و بهره‌گیری از فرصت‌های زندگی است.

سوال: من از پرخوابی در رنجم، هر چقدر بخوابم باز هم دوست دارم بیشتر بخوابم بیدار شدن سر یک ساعت برام خیلی سخته وحتی پس از ماه ها تبدیل به یک ساعت نمی شه لطفا بفرمائید که آیا آیات یا اذکاری هستند که با خوندن اونها بشه بر پر خوابی غلبه کرد؟

پاسخ:
عمده ترین اشکال شما نداشتن مدیریت زمان است روایتی از مولی علی (ع) که راه گشا است: این روایت برای من و شما تعین هدف می نماید که اگر ما برای کارهای مان هدف داشته باشیم از فرصت ها استفاده کرده و به قول امروزی ها خواب از چشمانمان دورمی گردد. به روایت توجه بفرمائید:

حضرت امام علی (ع)، با توجه به موقعیت زمان در برنامه ریزی، از تقسیم وقت ‏به محدوده ‏های مشخص سخن به میان می‏ آورد و می‏ فرماید: «مؤمن باید شبانه روز خود را به سه قسمت تقسیم نماید: زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار، زمانی برای اشتغال و فعالیت و تامین زندگی و زمانی برای استراحت و وا داشتن نفس به لذات حلال و زیبایی ‏های مطلوب و معقول و مشروع‏» . [۱]

امروزه زمان و زمان ‏شناسی را الفبای برنامه ریزی می‏ دانند. اساس مدیریت زمان بر اثربخشی اوقات استوار است. آیا از خود پرسیده ‏اید:

چرا بعضی کارها در بعضی زمان‏ ها بهتر صورت می‏ پذیرد؟

چرا بعضی فعالیت‏ها در زمان‏ های خاص بهینه ‏تر نتیجه می‏ دهد؟

چرا بعضی زمان‏ها برای تلاش‏ها لذت بخش‏ تر است؟

پاسخ از نظر برنامه ریزان بسیار روشن است: انسان در ساعاتی از روز از نظم بیولوژی و آناتومی جسمی، فعال‏تر و تواناتر برخوردار است. اگر در این ساعات برنامه ریزی بهینه داشته باشد، اصطلاحا می‏ گویند «تسلط بر زمان‏» دارد. حتی اعتقاد بر این است که بعضی کلمات، نصیحت‏ ها، ارشادها، پیام‏ ها، مطالعات، نوشتارها، تراوشات ذهنی، هدایت ‏ها و دقت ‏ها در زمان‏هایی خاص مؤثرتر و قوی‏ تر و ماندگارتر است. بدین سبب، برخی از پژوهشگران معتقدند: تسلط بر زمان و مدیریت زمان در برنامه ریزی تنها رمز موفقیت ‏به شمار می‏ آید. [۲]

زمان در گذر است و فرصت‏ها، به استناد سخن امیرالمؤمنین علی (ع)، چون ابر می‏ گذرند: الفرصة تمرکمر السحاب، فانتهزوا فرص الخیر [۳] ; و فرصت‏ ها چون ابر می‏ گذرند. پس فرصت‏های نیک را غنیمت‏ شمارید.

ژان ژاک روسو، در کتاب قرارداد اجتماعی، می‏ نویسد: «انسان آزاد آفریده شده، ولی همه جا در زنجیر به سر می‏ برد .» این زنجیرها تا حدود زیادی توسط خود او بافته شده است. انسان به دلیل واپس گرایی، تنبلی، ترس، بی ‏برنامگی، باقی ماندن در وضع موجود و عدم جست‏جوی وضعیت مطلوب این زنجیر را بر گردن خویش می‏ افکند; تحمل می‏ کند و عمر پربهای خویش را نابود می‏ سازد.

بعضی از ما در کشتن زمان مهارت فوق العاده داریم و شاید هرگز برایمان قابل تصور نیست که می ‏توان از زمان موجود حتی تا ۲ برابر ظرفیت واقعی ‏اش استفاده کرد; یعنی می‏ توان از ۲۴ ساعت ۴۸ ساعت آفرید . [۴]و دیگر اینکه در روایات توصیه شده به پرهیز از پرخوری، ورزش کردن بسیار مفید است، تصمیم و اراده قوی برای انجام کار بعد از برنامه ریزی کردن، دغدغه شما نسبت به کارهایی که قرار است انجام بدهید. و آیه از قرآن که از تصمیم و اراده انجام کار می گوید که خداوند یاور نیکوکاران است (وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ)[۵]

منابع:

[۱] نهج‏ البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص ۷۲۴ و ۷۲۵ .

[۲] مدیریت زمان، علی رضائیان، مجله سخن سمت، شماره ۷، ص ۴۶.

[۳] نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص ۶۲۶ و ۶۲۷.

[۴] پرسمان، آذر ۱۳۸۰، پیش شماره ۴.

[۵] عنکبوت آیه ۶۹.

حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، در پیامی، ارتحال مرجع عالی‌قدر آیت‌الله حاج شیخ اسحاق فیاض را تسلیت گفتند و با تجلیل از خدمات علمی، حوزوی و ارشادی ایشان، این ضایعه را به حوزه علمیه نجف اشرف، مقلدان و ارادتمندان آن مرجع فقید، ملت افغانستان و خاندان ایشان تسلیت عرض کردند.

 متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:

 بسم‌الله الرّحمن الرّحیم
انا لله و انا الیه راجعون

 خبر ارتحال مرجع عالی‌قدر، آیت‌الله حاج شیخ اسحاق فیاض (طاب ثراه)، موجب تأثر و اندوه فراوان گردید و حوزه‌های علمیه بویژه حوزه مقدسه نجف اشرف را در سوگ نشاند.

سال‌ها حضور در حوزه مقدسه نجف اشرف و کسب فیض از محضر بزرگان آن، ‌چون مرحوم آیت‌الله سیدابوالقاسم خویی (ره) و تربیت شاگردان و تألیف کتب و اشراف بر جریان علمی آن حوزه و ارشاد مؤمنین و مقلدان، تنها بخشی از خدمات وجود این فقیه بود که فراموش نخواهد شد و آثار صالحه آن باقی خواهدماند ان‌شاءالله.

اینجانب این ضایعه مؤلمه را به حوزه نجف اشرف و عموم مقلدان و ارادتمندان آن مرجع فقید بویژه به ملت مقاوم و نستوه افغانستان و خاندان معزز ایشان، تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند متعال برای آن فقید سعید، علو درجات و حشر با اولیای الهی، و برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت می‌نمایم.

 سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای
 21 خرداد

غدیر و مباهله هر دو از رخدادهای بنیادین در تاریخ اسلام اند؛ اما کارکرد معرفتی این دو واقعه یکسان نیست غدیر روز اعلام ولایت اکمال دین و تعیین مسیر امت پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است روزی که قرآن درباره آن می فرماید: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لکم دینکم...» (المائة، ۳)؛ امروز دین شما را کامل کردم از این جهت غدیر را میتوان روز هویت یا بی امت دانست؛ روزی که جامعه مؤمنان در می یابد پس از پیامبر رها و بی سرپرست نیست و نسیت آن با ولایت روشن شده است.

اگر غدیر نسبت امیرالمؤمنین علیه السلام را با امت روشن میکند، مباهله نسبت او را با خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نشان میدهد. در غدیر، علی علیه السلام به عنوان مولای مؤمنان معرفی میشود اما در مباهله، قرآن او را در ذیل تعبیر «أَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ قرار می.دهد از این منظر، شدیر روز تثبیت هویت ولایی و عید مبارکی برای امت است و مباهله روز ظهور یکی از مهم ترین فضائل شخصی امیرالمؤمنین علیه السلام وعید و بشارت برای ایشان برای فیم دقیق این فضیلت باید میان فضائل مقایسه ای و فضائل اختصاصی تفاوت گذاشت بسیاری از فضائلی که درباره امیرالمؤمنین علیه السلام نقل و بیان میشود صرفا در مقام مقایسه با دیگران قابل فهم است مانند ایستادگی در میدانهای دشوار سبقت در ایمان فداکاری در لیلة المبیت و پایداری در کنار پیامبر این ها همه فضیلت هایی عظیم اند، اما در آنها عظمت علی علیه السلام در نسبت با رفتار دیگران آشکار می شود.

مباهله از این سنخ نیست در مباهله سخن از این نیست که علی علیه السلام از دیگران شجاع تر ثابت قدم تر یا برتر است؛ بلکه سخن از جایگاه او در نسبت با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله .است این فضیلت، فضیلتی مقایسه ای نیست بلکه فضیلتی هویتی اختصاصی و قرآنی است. آیه مباهله امیر المؤمنین علیه السلام را نه در کنار دیگران بلکه در نزدیک ترین نسبت ممکن با رسول خدا صلی الله علیه و آله معرفی می کند.

آیه مباهله پس از گفت وگوی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله با مسیحیات نجران درباره حقیقت حضرت عیسی علیه السلام نازل شد؛ جایی که پس از اقامه حجت، قرآن دستور داد دو طرف برای داوری الهی عزیزترین و نزدیک ترین افراد خود را حاضر کنند: «فَمَرْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَنَاءَ کُرَ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَ کُرَ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَجَهِلْ فَجَعَلَ لَعَنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ (آل عمران، ۶۱).

در این آیه سه عنوان اصلی دیده می شود: «ابناءنا»، «نساءنا» و «انفسنا». در مقام تحقق خارجی، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله امام حسن و امام حسین علیهما السلام را ذیل «ابناءنا»، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را ذیل نساءنا و امیرالمؤمنین علی علیه السلام را ذیل انفسنا» همراه خود آورد. بنابراین، فعل پیامبر در این جا نقش تبیین عملی آیه را دارد؛ قرآن عنوانها را بیان کرد و پیامبر مصادیق عینی آنها را نشان داد.

در میان این سه عنوان تعبیر «انفسنا» اهمیت ویژه ای دارد. این تعبیر نمی تواند تنها به شخص پیامبر صلی الله علیه و آله اشاره داشته باشد؛ زیرا آیه با فعل تذع» بیان شده است یعنی «فراخوانیم» فراخواندن ناظر به کسی است که دعوت میشود نه خود دعوت کننده از سوی دیگر، «انفسنا» را نمی توان به معنای مطلق خویشان یا مردان قوم گرفت زیرا اگر چنین بود انتظار می رفت افراد دیگری از نزدیکان پیامبر نیز در این میدان حاضر شوند. اما در مقام عمل تنها علی بن ابی طالب علیه السلام ذیل این عنوان قرار گرفت.

جمع بودن تعبیر «انفسنا نیز مانع این برداشت نیست. در زبان قرآن و عربی، گاه لفظ به صورت جمع می آید اما در خارج تنها یک مصداق برجسته و منحصر می یابد. در آیه مباهله نیز تعبیر «انفسنا» ظرفیت و شان را بیان می کند اما مصداق خارجی آن در امت پیامبر تنها امیرالمؤمنین علیه السلام است. از این رو آیه مباهله یکی از مهمترین مبانی قرآنی برای تبیین جایگاه علی علیه السلام است جایگاهی که او را نه صرفاً خویشاوند، داماد، صحابی یا یار پیامبر، بلکه «نفس رسول خدا» معرفی می کند.

برای روشن تر شدن این معنا میتوان مراتب نسبت با پیامبر را از یکدیگر تفکیک کرد پایین ترین مرتبه «صحبت است «صاحب» در زبان قرآن الزاماً به معنای ایمان، تبعیت یا هم سنخی نیست گاه تنها همراهی ظاهری را می رساند. قرآن در داستان دو مردی که یکی دیگری را به سبب کفرش سرزنش میکند، از تعبیر «صاحب» استفاده کرده است: «إِذْ قَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ یُحَاوِرُهُ أَکَفَرْتَ (الکهف، ۳۷) پس صرف ،همراهی نشان دهنده قرب حقیقی نیست.

مرتبه بالاتر، «تبعیت است؛ یعنی انسان نه فقط کنار پیامبر، بلکه پیرو راه او باشد. قرآن می فرماید: «حَسُکَ اللهُ وَمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» (الأنفال، ۶۴)، از تبعیت نیز مرتبه ای عمیق تر وجود دارد که میتوان آن را «معیت» دانست؛ همراهی حقیقی با پیامبر در مسیر ایمان قرآن درباره مؤمنان همراه پیامبر می فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَ... (الفتح ، ۲۹). اما تعبیر آیه مباهله درباره امیرالمؤمنین علیه السلام از این مراتب نیز فراتر است. علی علیه السلام در این آیه نه فقط صاحب نه فقط تابع و نه فقط همراه پیامبر، بلکه مصداق «انفسنا» است.

از همین منظر دو عنوان «نفس الرسول» و «زوج البتول» در شناخت امیر المؤمنین علیه السلام اهمیت ویژه مییابد نخستین عنوان، نسبت علی علیه السلام با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را نشان می دهد و دومی نسبت او را با حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها. اگر نفس الرسول بودن بیانگر جایگاه امیرالمؤمنین در نسبت با حقیقت نبوت است زوج البتول بودن نیز نشان می دهد که همسری حضرت زهرا سلام الله علیها نسبتی عادی و صرفاً خانوادگی نیست بلکه نشانه هم کفوی در مرتبه ای ممتاز ،از ،ایمان، طهارت و قرب الهی است.

در کنار این تحلیل قرآنی نباید از نقش عالمانی که میراث مباهله را حفظ کرده اند غفلت کرد. اصل واقعه یعنی حضور پیامبر با أمیر المؤمنین، فاطمه زهرا وحسنین علیهم السلام در منابع فراوان نقل شده است؛ اما بخش مهمی از تفصیل گزارش ها و اعمال مربوط به روز ،مباهله به همت عالمانی مانند «سید بن طاووس» در کتاب اقبال الاعمال حفظ شده است.

در پایان شاید بتوان مباهله را در نسبت با کربلا بهتر فهمید. در مباهله پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اهل بیت خود را به میدان آورد تا صدق نبوت آشکار شود مسیحیان نجران با مشاهده این حقیقت عقب نشستند؛ اما تاریخ اسلام صحنه ای تلخ تر نیز به خود دید روزی که گروهی با نام اسلام در برابر فرزند همین خاندان ایستادند مباهله نشان داد اهل بیت علیهم السلام نشانه صدق پیامبرند؛ عاشورا نشان داد فاصله گرفتن از این نشانه ها امت را تا مرز سقوط می کشاند.

بنابراین، روز مباهله تنها یادآور یک مناظره تاریخی نیست. مباهله واقعه ای قرآنی در تبیین جایگاه اهل بیت علیهم السلام است روزی که قرآن، اهل بیت را معیار صدق نبوت معرفی کرد و امیرالمؤمنین علیه السلام را در بلندترین نسبت با رسول خدا قرار داد اگر غدیر به امت نشان داد صاحب و امام او کیست مباهله نشان داد این امام در نسبت با پیامبر چه جایگاهی دارد: او نفس رسول خدا و زوج بتول است.

گاهی یک رویداد تاریخی، فراتر از مرزهای زمان حرکت می‌کند و به چراغی برای هدایت نسل‌های بعدی تبدیل می‌شود. «مباهله» از همین جنس است؛ واقعه‌ای که در آن پیامبر اکرم(ص) برای اثبات حقانیت اسلام، نه با لشکر و قدرت ظاهری، بلکه با نزدیک‌ترین و عزیزترین افراد خاندان خود به میدان آمد و حقیقت را در برابر دیدگان تاریخ به نمایش گذاشت.

عید مباهله یادآور روزی است که جایگاه اهل‌بیت(ع) در متن قرآن کریم جلوه‌ای آشکار یافت و یکی از مهم‌ترین اسناد قرآنی درباره منزلت خاندان پیامبر(ص) رقم خورد. این مناسبت بزرگ، افزون بر ابعاد اعتقادی و تاریخی، حامل پیام‌هایی ماندگار درباره گفت‌وگو، عقلانیت، استقامت در مسیر حق و نقش خانواده در تحقق ارزش‌های الهی است.

به مناسبت فرا رسیدن این عید بزرگ اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدباقر ولدان، مدیرکل تبلیغات اسلامی استان فارس درباره اهمیت واقعه مباهله، جایگاه آن در معارف اسلامی و ضرورت بازخوانی پیام‌های آن برای جامعه امروز تأکید کرد.

عید مباهله؛ روز تجلی حقانیت اسلام

مدیرکل تبلیغات اسلامی استان فارس، با اشاره به فرا رسیدن عید سعید مباهله، این مناسبت را یکی از مهم‌ترین و در عین حال کمتر شناخته‌شده‌ترین اعیاد اسلامی دانست و بر ضرورت تبیین ابعاد تاریخی، اعتقادی و فرهنگی این روز برای نسل جوان تأکید کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدباقر ولدان، ادامه داد: واقعه مباهله از جمله رخدادهای سرنوشت‌ساز تاریخ اسلام است که افزون بر ابعاد تاریخی، دارای پیام‌های عمیق اعتقادی، اجتماعی و تمدنی برای مسلمانان در همه اعصار است. این رویداد در سال دهم هجری و پس از گفت‌وگوهای گسترده میان پیامبر اکرم(ص) و هیئتی از مسیحیان نجران رخ داد؛ گفت‌وگوهایی که با هدف روشن شدن حقیقت و دستیابی به فهم مشترک از مسائل اعتقادی صورت گرفت.

مدیرکل تبلیغات اسلامی فارس افزود: پیامبر اسلام(ص) در مواجهه با هیئت نجران، ابتدا از مسیر منطق، استدلال و گفت‌وگو وارد شد و با تبیین آموزه‌های قرآنی درباره حضرت عیسی(ع)، تلاش کرد حقیقت را برای طرف مقابل روشن سازد. هنگامی که با وجود استدلال‌های روشن، اختلاف همچنان باقی ماند، آیه مباهله نازل شد و خداوند متعال راهی برای آشکار شدن حق از باطل پیش روی طرفین قرار داد.

آیه مباهله از مهم‌ترین آیات فضائل اهل‌بیت(ع) است

حجت الاسلام ولدان با بیان اینکه مباهله در حقیقت نمایش اطمینان کامل پیامبر اکرم(ص) به حقانیت رسالت الهی خویش بود، تصریح کرد: کمتر رویدادی در تاریخ ادیان می‌توان یافت که رهبر یک مکتب، عزیزترین و نزدیک‌ترین افراد خانواده خود را برای اثبات حقانیت دعوت خویش به میدان بیاورد. این اقدام پیامبر اسلام(ص) نشان می‌دهد که ایشان هیچ تردیدی نسبت به درستی مسیر الهی خود نداشتند و با یقین کامل در این میدان حاضر شدند.

وی ادامه داد: آنچه به واقعه مباهله اهمیت ویژه‌ای می‌بخشد، حضور چهره‌هایی است که بعدها محور هدایت امت اسلامی شناخته شدند. پیامبر اکرم(ص) در روز مباهله تنها حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را همراه خود آوردند. این انتخاب نه‌تنها بیانگر جایگاه رفیع اهل‌بیت(ع) است، بلکه یکی از روشن‌ترین اسناد قرآنی در اثبات منزلت و عظمت این خاندان به شمار می‌رود.

مدیرکل تبلیغات اسلامی فارس با اشاره به اینکه آیه مباهله از مهم‌ترین آیات فضائل اهل‌بیت(ع) محسوب می‌شود، گفت: مفسران و اندیشمندان اسلامی در طول قرون مختلف بر این باور بوده‌اند که این آیه، جایگاه منحصر به فرد اهل‌بیت(ع) را در میان امت اسلامی تبیین می‌کند. به ویژه تعبیر «انفسنا» در آیه مباهله که در شأن امیرالمؤمنین علی(ع) تفسیر شده است، از برجسته‌ترین فضائل آن حضرت به شمار می‌رود.

حجت الاسلام ولدان خاطرنشان کرد: عید مباهله تنها یادآور یک واقعه تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای بازخوانی جایگاه ولایت، امامت و نقش اهل‌بیت(ع) در تداوم مسیر هدایت الهی است. مسلمانان با تأمل در این واقعه می‌توانند ابعاد مهمی از معارف قرآنی و سیره نبوی را بهتر درک کنند.

وی با اشاره به پیام‌های اجتماعی و فرهنگی این مناسبت اظهار داشت: یکی از مهم‌ترین درس‌های مباهله برای جامعه امروز، ضرورت گفت‌وگوی مبتنی بر عقلانیت است. در جهانی که بسیاری از اختلافات به دلیل نبود گفت‌وگو و فهم متقابل شکل می‌گیرد، سیره پیامبر اکرم(ص) در مواجهه با هیئت نجران می‌تواند الگویی ارزشمند برای تعاملات فرهنگی، اجتماعی و حتی بین‌المللی باشد.

اسلام بر اقناع سازی تاکید دارد

مدیرکل تبلیغات اسلامی فارس افزود: مباهله به ما می‌آموزد که اسلام پیش از هر چیز بر استدلال و اقناع تکیه دارد. پیامبر(ص) تا زمانی که امکان گفت‌وگو و تبیین وجود داشت، از همان مسیر بهره گرفتند و تنها در مرحله پایانی بود که موضوع مباهله مطرح شد. این رویکرد نشان‌دهنده جایگاه والای عقلانیت در فرهنگ اسلامی است.

وی یکی دیگر از پیام‌های مهم این واقعه را اهمیت خانواده در ساخت تمدن اسلامی دانست و گفت: حضور حضرت زهرا(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در کنار پیامبر اکرم(ص) نشان می‌دهد که خانواده در نگاه اسلام صرفاً یک نهاد اجتماعی نیست، بلکه مهم‌ترین بستر انتقال ارزش‌های الهی و تربیت نسل‌های مؤمن و مسئولیت‌پذیر به شمار می‌رود.

حجت الاسلام ولدان با تأکید بر اینکه جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به ارزش‌های اصیل دینی است، اظهار کرد: مباهله به ما درس می‌دهد که در برابر هجمه‌های فکری و فرهنگی، باید با اتکا به ایمان، بصیرت، معرفت و استدلال از هویت دینی خود پاسداری کنیم. همان‌گونه که پیامبر اکرم(ص) با اعتماد کامل به وعده الهی در برابر مخالفان ایستادند، امت اسلامی نیز باید با تکیه بر همین باورها مسیر عزت و پیشرفت را دنبال کند.

وی در ادامه به نقش نهادهای فرهنگی و تبلیغی در ترویج فرهنگ مباهله اشاره کرد و گفت: یکی از رسالت‌های مهم مجموعه‌های فرهنگی و دینی، آشنایی هرچه بیشتر جامعه با مناسبت‌هایی است که در شکل‌گیری هویت اسلامی نقش داشته‌اند. عید مباهله ظرفیت فراوانی برای جهاد تبیین، پاسخگویی به شبهات و معرفی معارف اهل‌بیت(ع) دارد و باید از این فرصت به بهترین شکل استفاده شود.

حجت الاسلام ولدان تأکید کرد: هرچه شناخت ما از وقایع مهم تاریخ اسلام عمیق‌تر شود، مسیر حرکت جامعه به سوی ارزش‌های الهی روشن‌تر خواهد شد و عید مباهله یکی از درخشان‌ترین فرصت‌ها برای بازخوانی این حقیقت بزرگ است که راه سعادت امت اسلامی در تمسک به قرآن کریم و پیروی از سیره نورانی پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) قرار دارد.

مباهله یکی از مهم‌ترین رخدادهای عصر پیامبر(ص) بود که در قرآن بر آن تصریح شده و بیانگر جایگاه ویژه اهل بیت(ع) و مورد استناد ائمه(ع) در مناسبت‌های مختلف بوده است. اهمیت مباهله باید ترویج شود و به عنوان غدیر دوم به جامعه معرفی شود.

مباهله در اصطلاح به درخواست نزول لعن و عذاب بر مخالف پس از بی‌نتیجه ماندن بحث و مناظره اطلاق می‌شود.

این اصطلاح در قرآن به یکی از مشهورترین رخدادهای تاریخ اسلام یعنی مناظرۀ پیامبر(ص) با مسیحیان نجران درباره حضرت عیسی(ع) اشاره می‌کند.

بزرگان مسیحی نجران پس از دریافت نامه پیامبر(ص) برای پذیرش اسلام یا دادن جزیه، و بعد از مشورت فراوان، برای یافتن راه حل مناسب به دیدار پیامبر رفتند. مهم‌ترین محور گفتگوی آنان درباره حضرت عیسی(ع) بود که پیامبر(ص) از او به عنوان بنده و پیامبر خدا یاد کرد و این باعث تعجب همراه با انکار آنان گردید.

حضرت محمد(ص) در پاسخ به پرسش آنها درباره تولد حضرت عیسی بدون آن که پدر داشته باشد، به آفرینش آدم(ع) استدلال کرد و با تلاوت آیه ۵۹ سوره آل‌عمران: «إنّ مثل عیسی عند الله کمثل ءادم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون.» به شباهت عیسی(ع) و آدم(ع) در آفرینش اشاره کرد؛ یعنی همان گونه که آدم از خاک و بدون پدر و مادر آفریده شد، عیسی نیز بدون پدر آفریده شده است. نجرانیان در برابر این استدلال عاجز مانده ولی باز هم سخن پیامبر را نپذیرفتند پیامبر(ص) به دستور خداوند آنان را به مباهله فراخواندند.

آیه ۶۱ سوره آل عمران به این فرمان اشاره دارد:« فَمَن حَاجّک فیه مِنْ بَعد ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُل تَعالَوا نَدعُ أَبناءَنا وَ أَبْناءَکُم وَ نِساءَنا وَ نِساءکُم وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسکُم ثُمَّ نَبْتهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذبینَ؛ به آنان که پس از علم و یقینی که بر تو نازل گشت باز با تو جدال می‌کنند بگو: فرزندان و زنان و جان‌های خویش را حاضر ساخته و به مباهله نشسته و آن گروه را که دروغ می گوید مورد لعنت خداوند قرار دهیم.»

در روز ۲۴ یا ۲۵ ذی حجه همگان برای انجام مباهله گرد آمدند. پیامبر(ص) در حالی که امام علی(ع)، فاطمه(س) و حسنین(ع) را با خود همراه می‌برد بر اساس قرار معین برای مباهله حرکت کردند. مسیحیان با دیدن این وضعیت و حرکت حضرت محمد(ص) و همراهی عزیزترین افراد با ایشان دچار وحشت شده و با اذعان به این که اگر این جمع نفرین کنند همه آنان نابود خواهند شد به دادن جزیه راضی شدند و به دیار خود بازگشتد. برخی منابع از مسلمان شدن عده‌ای از مسیحیان پس از این واقعه خبر داده‌اند. پیامبر(ص) پس از پشیمانی آنها از مباهله، خطاب به آنها فرمود: «به خدا قسم اگر با شما مباهله می‌کردم تمام این بیابان را آتش فراگرفته و در دم هلاک می‌شدید.» و نیز با اشاره به همراهان خود فرمود: «به خدا قسم اگر همراه اینان(علی، فاطمه،حسن و حسین) با هر کس دیگری مباهله کنم در همان لحظه نابود می‌شود.»

منابع مختلف اهل سنت تصریح کرده‌اند که این آیه در شأن علی (ع) و فاطمه(ع) و حسنین(ع) نازل شده است و آن را فضیلتی بزرگ برای اهل بیت(ع) شمرده‌اند.

نکته دیگر آن که بسیاری از مفسران اهل سنت مانند ابن العربی از فقهای نامدار مالکی در اندلس و قرطبی، نیز بر این نکته تصریح کرده‌اند که آیه مذکور دلالت می‌کند بر اینکه حسن(ع) و حسین(ع) فرزندان رسول خدا(ص) هستند.

نکته مهم دیگر آن که برخی از صحابه علیرغم همراهی نکردن با امیرالمؤمنین(ع)، در برابر دشمنان آن حضرت به این جریان اشاره کردند.

سعد بن ابی وقاص در پاسخ معاویه که به دستور او درباره سب امیرالمؤمنین(ع) عمل نکرده بود، به سه نکته از فضایل امام علی(ع) اشاره کرد و گفت هر کدام از اینها بهتر از داشتن صدها شتر سرخ موی است. وی سپس به فضایل امیرالمؤمنین(ع) پرداخته و از حدیث منزلت آغاز کرد و گفت: پیامبر خطاب به علی(ع) که در یکی از جنگ‌ها او را جانشین خود در مدینه کرده بود فرمود: «اَما تَرضی اَن تَکونَ مِنی بِمَنزلَةِ هارونَ مِن مُوسی ؟ اِلا اَنه لا نُبُوة بَعدی» و سپس به فتح خیبر توسط امام علی پرداخته و گفت: پیامبر(ص) در روز خیبر فرمود:« لَأُعطین الرّایةَ رجلاً یحبُ اللهَ وَ رَسُولَهُ و یُحِبُهُ اللهُ و رسولهُ» و فردای آن روز علی را فراخواند و پرچم را به او سپرد و خداوند خیبر را بدست او گشود.

سعد بن ابی وقاص آیه مباهله را هم به عنوان سومین فضیلت امیرالمؤمنین(ع) ذکر کرد و گفت:بعد از نزول این آیه: رسول خدا(ص)، علی و فاطمه و حسن و حسین(ع) را فراخواند و فرمود:«اللهم هؤلاء اهلی؛ خدایا اینان اهل من هستند.»

به نقل از المسیره، دولت برزیل از پذیرش سفیر رژیم صهیونیستی در برازیلیا و همچنین سرکنسول این رژیم در سائوپائولو خودداری کرد.

بر اساس اعلام رسانه صهیونیستی یدیعوت آحارانوت، اختلاف های دیپلماتیک بین رژیم صهیونیستی و برزیل در حالی عمیق تر شده است که لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا رئیس جمهور برزیل از تأیید انتصاب «گالی داگان» (Gali Dagan) به عنوان سفیر این رژیم در برزیل خودداری کرد.

همچنین بر اساس اعلام این رسانه صهیونیستی، مقامات برزیلی اکنون از تأیید انتصاب «ویوین آیزن» (Vivian Eisen) به عنوان سرکنسول تل آویو در سائوپائولو، نامزدی که در ماه فوریه توسط کابینه رژیم اسرائیل تأیید شده بود نیز خودداری می‌کنند.