seyed hossein emamian
گوترش: آتشبس در منطقه بیشتر شبیه یک آتش خفیف است
نقل از شبکه تلویزیونی سی ان ان، آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد بدون محکوم کردن تجاوز غیرقانونی آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران بر خلاف تمامی قوانین بین المللی اعلام کرد که آتشبس در غرب آسیا (میان ایران و آمریکا) «بیشتر شبیه یک آتش خفیف» است.
دبیرکل سازمان ملل متحد در این باره در صفحه شخصی خود در ایکس نوشت: این هفته شاهد حملات گسترده تر و وخامت بیشتر اوضاع در جایی که آتش بس بیشتر شبیه یک آتش خفیف است، بودیم.
آنتونیو گوترش سپس اضافه کرد: ما نباید خطرهای آتش خفیف را دست کم بگیریم.
وی سپس در واکنشی لفظی و منفعلانه از همه طرف ها خواست تا «برای رسیدن به یک توافق دیپلماتیک تلاش کنند» و افزود: دیگر هیچ بهانهای نباید وجود داشته باشد.
اسلام آباد: میانجیگری پاکستان و قطر میان ایران و آمریکا ادامه دارد
به نقل از الجزیره، وزارت امور خارجه پاکستان امروز پنجشنبه با صدور بیانه ای اعلام کرد: پاکستان و قطر همچنان در تلاش های میانجیگرانه (میان ایران و آمریکا) مشارکت دارند و ما از نقش دوحه در این زمینه قدردانی میکنیم.
در بیانیه صادره از سوی وزارت امور خارجه پاکستان در این خصوص آمده است: کانال های ارتباطی دیپلماتیک بین آمریکا و ایران از طریق پاکستان باز بوده و همچنان نیز باز است.
از سوی دیگر به گزارش یورو نیوز، طاهر اندرابی سخنگوی وزارت خارجه پاکستان به خبرنگاران گفت: اسلام آباد عمیقا نگران وضعیت منطقه است که با تشدید اخیر تنشها همراه بوده است... ما بر این باوریم که دیپلماسی و گفتگو باید راهنمای اصلی عمل برای دستیابی به توافقی از طریق مذاکره در همه مسائل مورد مناقشه باشد.
این در حالیست که آمریکا ساعاتی پیش برای دومین روز متوالی ایران را مورد تجاوز قرار داد؛ اقدامی که با پاسخ کوبنده نیروهای دفاعی کشور به پایگاه های نظامی واشنگتن در منطقه همراه بود.
۷ دلیل شکست مذاکرات مستقیم لبنان و رژیم صهیونیستی کدامند؟
دولت لبنان طی ماه های اخیر مذاکرات مستقیم با رژیم صهیونیستی را در حالی در دستور کار خود قرار داده که صهیونیست ها با نقض توافق آتش بس با این کشور، بخش های مهمی از لبنان را اشغال کرده و به حملات روزانه علیه آن ادامه می دهند و اخیرا جنایات وحشتناکی را با به شهادت رساندن صدها نفر در لبنان مرتکب شده اند.
وب سایت شبکه خبری المیادین در این رابطه می نویسد که بررسی مبانی علمی و نظری مذاکره نشان میدهد که طرف لبنانی فاقد مولفه های برای موفقیت در فرآیند مذاکرات است. این در حالی است که بررسی تجربیات مذاکرات قبلی رژیم صهیونیستی نیز ثابت می کند که این رژیم هرگز به تعهدات خود در مذاکرت پایبند نبوده و به این ترتیب لبنان به سمت نسخهای مشابه تجربه جنبش فتح در اسلو پیش میرود.
این مذاکرات در حالی دنبال می شود که به نظر می رسد دولت لبنان بنا به دلایل مختلف فاقد اعتبار و مشروعیت و حرفه ای گری لازم برای مذاکره با رژیم صهیونیستی است. دلایل این موضوع را می توان در موارد زیر برشمرد:
اول: فقدان تفویض ملی جامع
رؤسای جمهور و دولت، گزینه مذاکره را در غیاب یک تفویض ملی جامع و یکپارچه، و در سایه ضعف آشکار در وحدت تصمیمگیری سیاسی، و فقدان حداقل اجماع لبنانی، پذیرفتند. در کشوری مانند لبنان، توافق داخلی شرط اساسی برای موفقیت هر گزینه سیاسی است. لذا چگونه ممکن است موضوعی با این اهمیت در حالی انجام شود که بخش وسیعی از لبنانیها آن را مسیری مبتنی بر امتیاز دهی تحقیرآمیز میدانند که به تاریخ و فداکاریهای گذشته و حال آنها احترام نمیگذارد.
مسئولان لبنانی تمایل جدی به ایجاد حداقل توافق ملی در این رابطه نشان ندادند و در غیاب هرگونه تمایل یا قدرت برای تدوین یک روایت سیاسی قانعکننده، مواضع تحریکآمیزی را در پیش گرفتند.
دوم: محدودیت تجربه مذاکراتی
تجربه مذاکراتی دولت لبنان در مقایسه با تیمهای اسرائیلی و آمریکایی که باتجربهتر و سازمانیافتهتر هستند، محدود به نظر میرسد. این نقص در ضعف تدوین دقیق مبانی حقوقی و پذیرش بندها و عبارات مبهم که قابلیت تفسیرهای متعدد دارند، منعکس شده است.
برخی از اعضای تیم لبنانی، به ویژه نادا حماده، سفیر لبنان در واشنگتن، فاقد حداقل ویژگیهای لازم برای چنین ماموریت حساسی هستند و صرفا از خارج از کادر دیپلماتیک در این سمت منصوب شده اند.
افشاگریهای مربوط به جلسات مذاکره نشان داد که تیم لبنانی بدون حداقل ابزارهای حرفهای لازم پشت میز مذاکره قرار گرفته است. آنها هیچ مطالعه تخصصی و تحقیقات عمیقی را در این زمینه انجام نداده اند و بدون بررسی سناریوهای احتمالی یا تبیین مکانیسمهای تعامل با خواستههای احتمالی رژیم صهیونیستی پا به اتاق مذاکره گذاشته اند.
سوم: رها کردن عناصر قدرت لبنان
مذاکرهکننده ها و تصمیم گیرندگان سیاسی لبنان، ابزارهای فشار میدانی و سیاسی را که میتوانست در بهبود شرایط مذاکراتی در این فرآیند پیچیده و دشوار نقش داشته باشد، کنار گذاشتند.
دولت لبنان به جای استفاده از عنصر مقاومت به عنوان یک برگ برنده در فرآیند مذاکره، روند محاصره سیاسی و جرم انگاری آن را در پیش گرفت، گویا تلاش دارد در اوج مذاکرات، خودزنی کند.
رد ارتباط و هماهنگی با جمهوری اسلامی ایران یکی دیگر از مبانی خودزنی دولت لبنان است. این در حالی است که ایران همواره بر لزوم گنجاندن لبنان در هر تفاهم یا توافق احتمالی با واشنگتن تاکید دارد. مقامات لبنانی با این اقدام نقاط ضعف سیاسی بیشتری برای خود ایجاد کردند.
چهارم: انکار موازنه قوا و تحولات منطقه ای
حامیان گزینه مذاکره مستقیم بر نادیده گرفتن موازنه واقعی قدرت، در داخل لبنان و منطقه، اصرار دارند. آنها طوری رفتار می کنند که گویی مقاومت از پاسخ به تجاوزهای رژیم صهیونیستی ناتوان است و آن را نشانه ضعف و حتی شکست حزب الله، تفسیر می کنند.
واقعیت های موجود نشان می دهد که مقاومت فعال و قادر به ابتکار عمل است، اما حامیان پروژه آمریکایی در لبنان هنوز این حقایق و بازتاب های سیاسی آن را انکار می کنند.
همین امر در مورد تحولات منطقه ای پس از جنگ آمریکا علیه ایران نیز صدق می کند. دولت لبنان گویا تصور می کند که واشنگتن به طور کامل به اهداف خود، از جمله سرنگونی حاکمیت ایران، دست یافته است. آنها این واقعیت بزرگ را نادیده می گیرند که شکست اهداف بزرگ آمریکا تأثیرات عمیقی بر توازن منطقه و مسیرهای سیاسی آن خواهد گذاشت.
پنجم: ارزیابی غلط از نقش آمریکا
اظهارات و مواضع رسمی دولت لبنان نشان می دهد که آنها به آمریکا به عنوان میانجی بی طرف نگاه می کنند، این در حالی است که ماهیت نقش آمریکا بسیار فراتر از مدیریت بی طرف مذاکرات بین دو گروه است.
آمریکا روند مذاکره را به نحوی مدیریت می کند که از منافع رژیم اسرائیل و الزامات امنیتی آن فراتر نرود. واشنگتن حتی این حقیقت را پنهان نمی کند و در راستای جانبداری تاریخی و ساختاری از رژیم صهیونیستی به وضوح اعلام می کند که اولویت سیاست آن در منطقه تضمین امنیت اسرائیل است.
این حمایت نامحدود آمریکا از تل آویو در غیاب هرگونه الزام واضح تل آویو به عقب نشینی از سرزمین های اشغالی لبنان، یا توقف تجاوزات، یا ارائه حداقل تضمین ها در مورد اجرای بندهای مطرح شده در میز مذاکره، آشکار می شود.
ششم: پذیرش مذاکره زیر آتش
لبنان در حال پذیرش یا تسلیم در برابر وضعیت موجود است که رژیم صهیونیستی در طول روند مذاکره به عرصه میدانی تحمیل کرده است. این موضوع از طریق ادامه اشغالگری یا تحمیل واقعیت های جغرافیایی و امنیتی جدید دنبال می شود. شرایط کنونی نتیجه مستقیم پذیرش اصل مذاکره زیر آتش است.
هفتم: مذاکره در سایه عدم وجود گزینه ها
جوزف عون و نواف سلام رئیس جمهور و نخست وزیر لبنان این مذاکرات را در شرایطی دنبال میکنند که لبنان فاقد جایگزین مناسب است و رژیم صهیونیستی از برتری قاطعی برخوردار است که مذاکره را تنها گزینه موجود می سازد.
در نهایت، به نظر می رسد که مقامات لبنانی در حال تکرار تجربه اسلو هستند که نتایج فاجعه باری برای مسئله فلسطین داشت. بنیان مذاکرات بر پایه توهمات سیاسی استوار است که مدعی است مذاکراتی که در سایه این اختلالات ساختاری انجام می شود، می تواند صلح واقعی را به ارمغان بیاورد، یا منجر به بازگرداندن حاکمیت کامل لبنان و دستیابی به استقلال ملی آن شود.
انهدام پایگاه ها و جنگندههای آمریکایی
مردم مومن و قهرمان ایران که با بیش از صد روز ایستادگی در میدان حماسه آفرینی و نصاب جدیدی از بصیرت و مقاومت را به نمایش گذاشتیند.
فضیلت تسبیحات حضرت زهرا(س)
امام جعفر صادق علیهالسلام:
«تَسْبِیحُ فَاطِمَةَ عَلَیْهَا السَّلَامُ فِی کُلِّ یَوْمٍ فِی دُبُرِ کُلِّ صَلَاةٍ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ صَلَاةِ أَلْفِ رَکْعَةٍ فِی کُلِّ یَوْمٍ.»
تسبیحات فاطمه زهرا سلاماللهعلیها در هر روز پس از هر نماز، نزد من محبوبتر است از خواندن هزار رکعت نماز در هر روز.
وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۴۴۴
مباهله؛ روز آشکار شدن مرز حق و باطل
به مناسبت فرا رسیدن سالروز واقعهی مباهله، فرازی از بیانات حضرت آیتالله شهید خامنهای(رضوان الله تعالی علیه) که به تبیین اهمیت این موضوع پرداختهاند، منتشر شد. این سخنان در تاریخ ۲۲ آذرماه ۱۳۸۸ بیان شده است:
روز مباهله، روزی است که پیامبر مکرم اسلام، عزیزترین عناصر انسانی خود را به صحنه می آورد.
نکتهی مهم در باب مباهله این است: «و انفسنا و انفسکم» در آن هست؛ «و نسانا و نساکم»در آن هست؛ عزیزترین انسانها را پیغمبر اکرم انتخاب میکند و به صحنه می آورد برای محاجهای که در آن باید تمایز بین حق و باطل و شاخص روشنگر در معرض دید همه قرار بگیرد.
هیچ سابقه نداشته است که در راه تبلیغ دین و بیان حقیقت، پیغمبر دست عزیزان خود، فرزندان خود و دختر خود و امیرالمومنین را - که برادر و جانشین خود هست - بگیرد و بیاورد وسط میدان؛ استثنائی بودن روز مباهله به این شکل است.
یعنی نشان دهندهی این است که بیان حقیقت، ابلاغ حقیقت، چقدر مهم است؛ می آورد به میدان با این داعیه که می گوید بیائیم مباهله کنیم؛ هر کدام بر حق بودیم، بماند، هر کدام بر خلاف حق بودیم، ریشهکن بشود با عذاب الهی.
«سخن نیکو» در آموزههای دینی، عامل افزایش رزق و محبوبیت است
حضرت آیتالله شهید امام خامنهای(قدسالله نفسه الزکیه) در ابتدای جلسات درس خارج فقه خود، به شرح یک حدیث اخلاقی پرداخته بودند. «آثار سخن نیکو» موضوع شرح حدیثی اخلاقی از پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم است که فیلم و متن آن در ذیل منتشر شده است. متن بیانات رهبرِ شهید که در این فیلم مشاهده میکنید به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین
حَدَّثَنا أَبُوحَمزَة الثُّمالِی عَن عَلِیِّ بنِ الحسین علیهالسلام: القولُ الحَسَنُ یُثرِی المالَ
[ابوحمزهی ثمالی از حضرت امام سجاد علیهالسلام روایت میکند که] حضرت فرمود: سخن نیکو مال دنیا را برای انسان زیاد میکند.
و یُنَمِّی الرّزقَ
رزق انسان را زیاد میکند و نماء میدهد.
و ُینسِئُ فی الأجل
اجل انسان را به تأخیر میاندازد.
و یُحَبِّبُ إلی الأهل
انسان را در میان اهل خود و خانوادهی خود محبوب میکند.
اینها همه آثار دنیایی سخن نیکو و قول حسن است؛ یعنی سخنی که هم با موازین شرع منطبق است [مانند] اسم خدا و پیغمبر و قیامت و دنیا و حدیث و زندگی دینی و سعادتمندانه و ضمناً با روی خوش [بیان شود]؛ قول حسن طبعاً لازمهاش این است که با روی خوش و با زبان خوش ادا بشود. آثار دنیویاش اینها است.
و ُیدخِلُ الجَنّة
این هم اثر اخرویاش است که انسان را به بهشت میکشاند.
۱) الامالی شیخ صدوق، صفحهی ۵۰
چرا «آیه مباهله» یکی از مهمترین اسناد حقانیت پیامبر(ص) و فضیلت اهلبیت(ع) شمرده میشود؟
«آیه مباهله» از چه جهت دارای اهمیت می باشد؟
* پاسخ اجمالی:
اول اینکه مسأله مباهله نشانه حقانیت پیامبر(ص) در رسالت است؛ زیرا کسی که ایمان قطعی به راه خود ندارد مباهله نمی کند. دیگر اینکه این آیه سندی روشن بر عظمت مقام اهل بیت(ع) نزد خداوند است؛ چرا که پیامبر(ص) در این عرصه فقط آنان را به همراه خود برد و این نشانه افضلیت آنها را بر تمام امت می باشد.
* پاسخ تفصیلی:
نخستین چیزی که در آیه «مباهله» یعنی آیه ۶۱ سوره آل عمران جلب توجه می کند این است که مسأله مباهله را می توان به عنوان نشانه روشنی بر حقانیت پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) در مسأله رسالت مطرح کرد؛ زیرا ممکن نیست کسی که به ارتباط خود با پروردگار ایمان قطعی نداشته باشد وارد چنین میدانی گردد. یعنی از مخالفان خود دعوت کند که بیائید و با هم به درگاه خدا برویم و از خدا بخواهیم دروغگو را رسوا سازد و من قول می دهم که نفرین من در حق مخالفان عملی خواهد شد و نتیجه آن را خواهید دید!
به طور مسلم ورود در چنین میدانی بسیار خطرناک است؛ زیرا اگر نفرین به اجابت نرسد و اثری از مجازات مخالفان ظاهر نشود؛ نتیجه ای جز رسوایی دعوت کننده نخواهد داشت و هیچ انسان عاقلی بدون اطمینان به نتیجه، قدم در این میدان نمی گذارد.
به همین دلیل در روایات اسلامی می خوانیم: هنگامی که پای مباهله به میان آمد، مسیحیان نجران از پیامبر(صلی الله علیه وآله) مهلت خواستند تا در این باره بیندیشند و هنگامی که دیدند پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) تنها کسانی را با خود برای مباهله آورده که دعای آنها می تواند مستجاب باشد و خالی از هر گونه جار و جنجال و تشریفات به صحنه مباهله وارد شده، آن را دلیل دیگری بر صدق دعوت او دانستند و از مباهله سر باز زدند، مبادا گرفتار عذاب الهی شوند. آنها هنگامی که دیدند پیامبر(صلی الله علیه وآله) با افراد محدودی از خاصّان نزدیک خود و فرزندان خردسال و دخترش فاطمه زهرا(علیهم السلام) به میعادگاه آمده است، سخت به وحشت افتادند و حاضر به مصالحه شدند.
از سوی دیگر، این آیه سند روشنی برای مقام والای اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه وآله) یعنی امام علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه(علیها السلام) و امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) است؛ زیرا در آیه سه کلمه وجود دارد: «اَنْفُسَنا»، «نسائَنا» و «اَبْنائَنا»، بدون شک منظور از «ابنائَنا»، امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) بوده است و در این هیچ اختلافی نیست و «نِسائنا» بر کسی جز فاطمه زهرا(س) تطبیق نمی شود و امّا «اَنفسنا»، به یقین اشاره به شخص پیامبر(ص) نیست؛ زیرا آیه می گوید: «نَدْعُ ... وَ انْفُسَنا»؛ (دعوت کنیم از نفوس خویش)، اگر منظور، پیامبر(ص) باشد، دعوت کردن انسان از خویشتن مفهومی ندارد. بنابراین راهی باقی نمی ماند جز اینکه بگوئیم منظور تنها علی(ع) است. قابل توجه اینکه فخر رازی در ذیل این آیه، سخنی از محمود بن الحسن الحمصی [که از علمای شیعه بوده] نقل می کند که او با استفاده از این آیه، اثبات می کرد که علی(ع) بعد از پیامبر اسلام(ص) از همه انبیاء و همه صحابه افضل است. او می گفت: «ممکن نیست انسان از خودش دعوت کند و خویشتن را برای کاری فرا خواند. بنابراین منظور از «انفسنا» غیر پیامبر(ص) بوده است و علماء اتفاق دارند بر اینکه کسی غیر از علی(ع) با او نبود. بنابراین آیه می گوید: «علی(ع) به منزله نفس و شخص محمد(ص) است»، به یقین عین او نیست ولی در تمام جهات بجز مقام نبوت و افضلیت پیامبر(ص) بر همه کس، در جهات دیگر همانند او است.
از سوی دیگر می دانیم پیامبر(صلی الله علیه وآله) از همه انبیاء افضل بود پس علی(علیه السلام) نیز می باید افضل باشد. سپس به این حدیث که دوست و دشمن آن را پذیرفته اند استناد می جوید که پیامبر(ص) فرمود: «مَنْ اَرادَ اَنْ یَرَی آدَمَ فی عِلْمِهِ وَ نُوحاً فی طاعَتِهِ وَ اِبْراهیمَ فی خُلَّتِهِ وَ مُوسی فی هَیْبَتِهِ وَ عَیسی فی صَفْوَتِهِ، فَلْیَنْظُر اِلی عَلِیِّ بْنِ اَبیطالِب(علیه السلام)»؛ (هر کس می خواهد آدم را در مقام علمش و نوح را در طاعتش[نسبت به پروردگار] و ابراهیم را در دوستی و مقام خلیل اللهی اش و موسی را در هیبتش و عیسی را در صفوتش ببیند، نگاه به علی بن ابیطالب کند! [این حدیث می گوید: آنچه خوبان به طور جداگانه داشته اند او تنها و یکجا دارد]).
فخر رازی بعد از نقل این کلام می افزاید: سایر شیعه نیز در گذشته و حال، به این آیه استدلال می کنند که علی(علیه السلام) همچون نفس محمد(صلی الله علیه وآله) است مگر در ویژگی هائی که دلیل برای پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) ثابت کرده و مسلم است که پیامبر(ص) از همه صحابه خویش افضل بوده، پس علی(ع) نیز باید افضل باشد.(۱)
فخر رازی بعد از ذکر این دلیل به سادگی از کنار آن می گذرد و تنها به این جواب قناعت می کند که همان گونه که اجماع مسلمین دلیل است که محمد(صلی الله علیه وآله) افضل از علی بن ابیطالب(علیه السلام) است؛ اجماع مسلمین بر این است که هر پیامبری افضل از کسانی است که پیامبر نیستند و به یقین علی(علیه السلام) پیامبر نبوده نتیجه این می شود که سایر انبیای الهی از علی(ع) افضل بوده اند.(۲)
در سخنان فخر رازی به خوبی دقت کنید می بینید او در واقع جوابی برای آن استدلال قوی و محکم ندارد گویا می خواسته به اصطلاح برای خالی نبودن عریضه سخنی بگوید و الا این سخن که هر پیامبری از پیامبران الهی از هر غیر پیامبر افضل است، کاملا قابل مناقشه است؛ زیرا برتری همه پیامبران بر غیر آنها تنها در مورد وحی مسلم است. ولی در غیر مورد وحی ممکن است بزرگانی باشند که از همه انبیاء جز پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) برتر باشند. از این که بگذریم سخن در افضلیت علی(علیه السلام) بر همه امت است و این مطلب نیازی به اثبات برتری او بر سایر انبیاء ندارد.(دقّت کنید)
به هرحال فضیلتی که از این آیه شریفه و احادیث متواتری که در ذیل آن آمده استفاده می شود می تواند مسأله خلافت و جانشینی پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) را روشنتر سازد؛ چرا که هرگز خداوند متعال راضی نمی شود که فرد افضل و برتر، مأموم باشد و غیر افضل امام. کسی که همچون جان پیامبر(ص) است پیرو باشد و دیگران که در درجات بعد قرار دارند پیشوا!
در این مسأله تفاوت نمی کند که ما امامت را منوط به نصب الهی بدانیم [آن گونه که ما اعتقاد داریم] یا از طریق انتخاب مردم [آن گونه که اهل سنت معتقدند]؛ چرا که در صورت اول هرگز خداوند مفضول را بر افضل مقدم نخواهد داشت و در صورت دوّم نیز مردم نباید کاری بر خلاف حکمت انجام دهند که اگر کنند پسندیده و مقبول نخواهد بود.(۳)
پی نوشت:
(۱). مفاتیح الغیب، فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۲۰ ق، ج ۸، ص ۲۴۸،(سوره آل عمران، آیه ۶۱).
(۲). همان
(۳). گردآوری از کتاب: پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از فضلا و دانشمندان، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ش، چاپ ششم، ج ۹، ص ۲۴۹.
یدیعوت آحارانوت: اسرائیل در جهان هر روز منفورتر میشود
دانیل ادیلسون، خبرنگار روزنامه یدیعوت آحارانوت در نیویورک، در مقالهای اذعان کرد که جنگ ایران جایگاه اسرائیل را به قهقرا برده و موج نفرت از آن را به شکلی نگرانکننده افزایش داده است.
او در ابتدای این مقاله پرسید: «آیا وقتی ترامپ به نخستوزیر اسرائیل گفت که همه از تو بدشان میآید، واقعیت را به او گوشزد میکرد؟»
وی در ادامه، با استناد به نتایج یک تحقیق علمی، به خوانندگان صهیونیست نشان داد که جایگاه رژیم صهیونیستی در جهان هر روز بدتر میشود و در حال حاضر بیش از 67 درصد مردم جهان احساسات منفی نسبت به اسرائیل دارند و تنها 25 درصد نظر مثبتی درباره آن ابراز کردهاند. این در حالی است که 59 درصد آمریکاییها نیز اعلام کردهاند به بنیامین نتانیاهو اعتماد ندارند.
دادههای این نظرسنجی که شامل 44 هزار و 657 شرکتکننده در 36 کشور بود و جامعترین نظرسنجی از زمان آغاز جنگ با ایران محسوب میشود، تصویری نگرانکننده از موقعیت اسرائیل در جهان ارائه میدهد.
67 درصد از بزرگسالان در سراسر جهان دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که تنها 25 درصد آن را مطلوب ارزیابی کردهاند.
در مقایسه با دادههای سال 2025، دیدگاههای منفی نسبت به اسرائیل در 13 کشور از 24 کشوری که این مؤسسه بهطور مستمر رصد میکند، افزایش یافته است.
برای مثال، در کره جنوبی دیدگاههای منفی نسبت به اسرائیل 10 درصد افزایش یافته است، در حالی که این افزایش در آلمان، آرژانتین و نیجریه 9 درصد بوده است. در استرالیا، ایتالیا، لهستان و بریتانیا نیز درصد افرادی که دیدگاهی بسیار منفی نسبت به اسرائیل دارند، بیش از 10 درصد افزایش یافته است.
در واقع، نظرسنجیها نشان میدهد که بخش عمده اروپا دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل دارد، اما سه کشور ایتالیا، هلند و اسپانیا بهطور خاص در این زمینه برجستهتر هستند و بیش از نیمی از جمعیت بزرگسال آنها دیدگاهی بسیار منفی نسبت به اسرائیل دارند.
به اعتراف این رسانه عبریزبان، حتی در کشورهایی که از نزدیکترین متحدان اسرائیل به شمار میروند نیز این رویکرد به شکلی نگرانکننده در حال گسترش است. در ایالات متحده، درصد پاسخدهندگانی که دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند 7 درصد افزایش یافته و در بریتانیا نیز این شاخص 8 درصد رشد کرده است.
در مجارستان، اگرچه تا چند ماه پیش ویکتور اوربان، نخستوزیر این کشور، یکی از نزدیکترین متحدان نتانیاهو در اروپا محسوب میشد، اما افکار عمومی به هیچ وجه حامی اسرائیل نیست؛ بهگونهای که 54 درصد مردم این کشور دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند و تنها 32 درصد دیدگاهی مثبت ابراز کردهاند.
آحارانوت به نکته قابل توجه دیگری نیز اشاره کرده و از وجود شکاف نسلی در این آمار خبر داده است؛ به نحوی که 72 درصد جوانان مجارستانی 18 تا 34 ساله دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که این نسبت در میان افراد بالای 50 سال 45 درصد است.
اعتماد به نتانیاهو نیز کاهش یافته است؛ به طوری که 65 درصد پاسخدهندگان گفتهاند به او اعتماد ندارند یا اعتماد کمی دارند که نسبت به سال گذشته (پیش از جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران) 8 درصد افزایش نشان میدهد.
کشورهایی مانند لهستان، اندونزی، آفریقای جنوبی، استرالیا و کانادا نیز شاهد افزایش 5 تا 8 درصدی در شاخص بیاعتمادی به نتانیاهو بودهاند. در ترکیه، دیدگاه منفی نسبت به او که پیشتر نیز بسیار بالا بود (93 درصد)، به رکورد 97 درصد رسیده است.
مطالعه مرکز تحقیقات پیو نشان میدهد که نگرش نسبت به اسرائیل به موضوعی بسیار بحثبرانگیز، بهویژه در کشورهای غربی، تبدیل شده است. شکاف ایدئولوژیک در ایالات متحده نیز قابل توجه است؛ بهطوری که 83 درصد پاسخدهندگانی که خود را لیبرال میدانند، دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که این رقم در میان محافظهکاران 37 درصد است.
در همین راستا، در میان افراد 18 تا 34 ساله در ایالات متحده، 74 درصد دیدگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند، در حالی که این رقم در میان افراد بالای 50 سال 49 درصد اعلام شده است.
این روند در اروپا و اقیانوسیه نیز تشدید شده است. در استرالیا، یونان، ایتالیا، هلند، اسپانیا و سوئد، تقریباً 9 نفر از هر 10 پاسخدهندهای که خود را چپگرا میدانند، دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل ابراز کردهاند. شکاف میان راست و چپ در این کشورها دستکم 23 درصد است.
در ایتالیا، هلند و اسپانیا، تقریباً نیمی یا بیش از نیمی از بزرگسالان اعلام کردهاند که دیدگاهی «بسیار منفی» نسبت به اسرائیل دارند.
علاوه بر این، بحران عمیق تصویر اسرائیل در میان نسل جوان نیز به چشم میخورد. در بسیاری از کشورها، بهویژه در آمریکای شمالی و اروپا، جوانان نسبت به نسلهای مسنتر نگرشهای خصمانهتری نسبت به اسرائیل دارند.
اما اگر تصویر اسرائیل در این نظرسنجی تا این اندازه ضعیف است، جایگاه شخصی نخستوزیر آن در صحنه بینالمللی حتی پیچیدهتر نیز شده است.
هنگامی که از شرکتکنندگان پرسیده شد آیا به نتانیاهو «برای تصمیمگیری درست در امور جهانی» اعتماد دارند، اکثریت پاسخ دادند که به او اعتماد ندارند.
در ایالات متحده، 59 درصد پاسخدهندگان اعلام کردند که به نخستوزیر اسرائیل اعتماد ندارند، در حالی که تنها 27 درصد به او ابراز اعتماد کردهاند.
شکاف مشابهی میان نگاه به اسرائیل و نگاه به نتانیاهو در میان یهودیان آمریکایی نیز مشاهده میشود؛ بهگونهای که در حالی که 64 درصد دیدگاهی مثبت نسبت به اسرائیل دارند، 56 درصد گفتهاند که به نخستوزیر اسرائیل اعتماد کمی دارند یا اصلاً به او اعتماد ندارند.
به اعتراف این رسانه، در اروپا وضعیت برای نتانیاهو حتی نامطلوبتر است؛ بهطوری که بیش از نیمی از بزرگسالان در کشورهایی مانند فرانسه، آلمان، بریتانیا، سوئد، اسپانیا و هلند گفتهاند که «اصلاً به نتانیاهو اعتماد ندارند».
ایتالیا در بیاعتمادی به نتانیاهو در اروپا پیشتاز است و 88 درصد پاسخدهندگان عدم اعتماد خود را به او ابراز کردهاند.
کره جنوبی نیز بیشترین افت در نگاه مثبت به نتانیاهو را تجربه کرده است؛ بهطوری که میزان بیاعتمادی به او از 64 درصد در سال گذشته به 76 درصد رسیده است.
آیتالله العظمی فیاض در ۹۶ سالگی درگذشت
آیتالله العظمی شیخ محمداسحاق فیاض، از مراجع برجسته شیعه، صبح امروز در سن ۹۶ سالگی در یکی از بیمارستانهای بغداد درگذشت.
مرحوم فیاض سال ۱۹۳۰ میلادی (۱۳۰۹ خورشیدی) در افغانستان به دنیا آمد و در جوانی برای تحصیل علوم دینی راهی نجف اشرف شد. نجف که همواره مرکز علوم اسلامی بوده است، شاهد رشد علمی او بود تا جایی که خود به یکی از استوانههای اصلی حوزه علمیه تبدیل شد.
آیتالله فیاض از برجستهترین شاگردان آیتالله العظمی سید ابوالقاسم خویی به شمار میرفت و سالها به عنوان یکی از اساتید بزرگ حوزه و مراجع فقهی، پاسخگوی مسائل شرعی میلیونها مسلمان در سراسر جهان بود.
دفتر آن عالم فرزانه در بیانیهای با اعلام ضایعه درگذشت ایشان، آورده است: «با کمال تأسف و اندوه، خبر درگذشت مرجع بزرگ، آیتالله العظمی فیاض (قدس سره الشریف) را دریافت کردیم. آن مرحوم تمام عمر با برکت خود را در راه خدمت به دین مبین اسلام، تدریس علوم دینی، تربیت شاگردان و ترویج معارف اهل بیت (علیهم السلام) و احکام شریعت سپری کرد.»
گفتنی است آیتالله فیاض چند روز پیش به دلیل عارضه جسمانی در بیمارستان بستری شده بود و تحت مراقبتهای ویژه قرار داشت که بامداد امروز جان به جان آفرین تسلیم کرد.































