emamian
تدابیر طب سنتی برای درمان سینوزیت و خلط پشت حلق
هرساله در فصول سرد، شاهد افزایش بار بیماریهایی مانند سرماخوردگی، آنفلوآنزا، سینوزیت و... هستیم.
طب سنتی ایرانی برای جلوگیری از ابتلا به این بیماریها در زمستان، توصیههایی دارد که رعایت آنها، سیستم ایمنی بدن را در مقابل این بیماریها، مقاوم میکند.
تدابیر کلی طب سنتی برای حفظ سلامتی در فصل زمستان به این شرح است:
- ورزش روزانه حداقل 30 دقیقه
- پرهیز از انجام فصد و حجامت
- پرهیز از خواب روزانه طولانی
- استفاده معتدل از زنجبیل، چوب دارچین و حبههای سیر در غذاها
- پرهیز از مصرف غذا و مایعات خشک و سرد.
توصیههای طب سنتی برای پیشگیری و درمان سینوزیت
توصیههای طب سنتی برای پیشگیری از ابتلا به سینوزیت (التهاب و تورم در حفرههای راههای هوایی بینی) نیز در ادامه آمده است:
- پوشاندن سر از وزش باد
- پوشاندن سر بعد از استحمام
- استفاده از کلاه یا روسری نخی هنگام خواب شب
- قرار دادن کیسه نمک گرم روی پیشانی و گونهها بهمدت 5 دقیقه هر سه ساعت یکبار و سپس شستوشوی بینی
درمان خلط پشت حلق با طب سنتی
طب ایرانی همچنین توصیههای کاربردی و سادهای برای درمان خلط پشت حلق در فصل زمستان دارد از جمله:
- پرهیز از مصرف مایعات 30 دقیقه قبل از خواب شب
- خودداری از مصرف لبنیات و مایعات همراه غذا
- مصرف یک قاشق چایخوری "رب به" بعد از غذا (برای تهیه رب بِه مقداری به را رنده یا چرخ کنید؛ سپس به آن کمی آب و گلاب اضافه کنید و روی حرارت قرار دهید تا زمانی که بِهها پخته و نرم شوند)
- مصرف روزانه دمنوش بابونه بهمدت 2 هفته
چگونه "آفْت دهان" خود را با چند راهکار طب سنتی درمان کنیم؟
"آفْت دهان" زخمهای کوچک و عمیق در دهان است که بعضی اوقات خوردن و آشامیدن را سخت و دردناک میکند.
علت آفت دهان چیست؟
علت اصلی آفتهای دهانی از دید طب نوین نامشخص است؛ بهنظر میرسد استرس یا آسیب دیدن بافت دهان از علل اصلی آفتهای دهانی ساده باشند.
بعضی از موارد آفتهای دهانی پیچیده بهدلیل بیماری و مشکلات اساسی دیگری همچون اختلال در سیستم ایمنی رخ میدهد یا بهدلیل مشکلات تغذیهای همچون کمبود ویتامین B-12، روی و اسید فولیک رخ میدهد؛ بیماریهای دستگاه گوارش از قبیل بیماری سلیاک و بیماری کرون نیز میتوانند علت این بیماری شوند.
علائم آفتهای دهانی چیست؟
آفتها معمولاً در سطوح داخلی لب و لپها، زبان، سقف دهان و پایین لثهها ظاهر میشوند؛ علایم آنها شامل یک یا چند نقطه دردناک و قرمزرنگ است که رفته رفته تبدیل به زخم میشود، مرکز آنها سفید یا زرد و کوچک هستند و زمانی که شروع به بهبود میکنند، طوسیرنگ میشوند.
علایم غیرمعمول شامل تب، ناراحتی عمومی یا ناآرامی (بیحالی)، و تورم غدد لنفاوی است؛ درد معمولاً بعد از 7 تا 10 روز از بین میرود و حدود 3 هفته طول میکشد که آفتها کامل بهبود یابند؛ آفتهای بزرگتر، دیرتر خوب میشوند.
درمان آفت دهانی در طب نوین
در طب نوین راهکاری برای توقف کامل آفت وجود ندارد و گفته میشود در اکثر موارد، آفت دهان بدون درمان خاصی بهبود مییابد؛ توصیه میشود: سعی کنید در طول دوره این مشکل غذاهای تند، ادویهدار و داغ نخورید تا دردتان شدت پیدا نکند؛ برای کاهش درد میتوانید از داروهای مسکن استفاده کنید.
علت و درمان آفت دهانی از منظر طب سنتی
در طب سنتی عامل آفت دهان، "کبد" است و برای درمان آن میتوان از این روشها استفاده کرد:
1. باید کبد ضدعفونی شود و از مواد مضر صفراوی که تغییر حالت داده است، پاکسازی شود.
2. پرهیز از مصرف غذاهای سرخکرده، پرچرب و پرادویه
3. استفاده از دهانشویه موضعی در درمان آفت دهان.
برای درست کردن دهانشویه گیاهی میتوانید نعنا، چای مکه، گل ختمی، سماق و زرشک دارویی بهنسبت مساوی ترکیب و نیمکوب کنید.
طرز تهیه و مصرف: هر روز یک قاشق غذاخوری از این ترکیب گیاهی را در 2 لیوان آب بجوشانید تا یک لیوان بماند، صاف کنید و یک قاشق غذاخوری سرکه انگور خانگی، یک قاشق غذاخوری آبلیموی تازه، یک قاشق غذاخوری آبغوره خانگی و نصف قاشق چایخوری نمک اضافه و روزانه 7-8 بار دهانشویه کنید.
خواص این دهانشویه گیاهی: ضددرد، ضدعفونی و پاککننده مخاط دهان از آلودگیها و ضدحساسیت.
گاهی علت بیماری آفت دهان، بیماریهای اتوایمیون (خودایمنی) است مانند بیماری بهجت؛ در این مورد آفتهای دهان خیلی دوام دارند و به خودی خود خوب نمیشوند.
همچنین برای درمان آفت دهانی از این موارد غافل نشوید:
1. اصلاح مزاج کبد از صفرا و سودای سوخته و پاکسازی ملایم و مداوم تا هضم سوم و چهارم لازم است.
2. تمرهندی، آب انار تازه، ترشاله، هلو، زردآلو، آلوی بخارا، میوهها و سبزیهای سردمزاج مانند خرفه و غازیاغی و گشنیز و کاسنی و اسفرزه و امثال آن خوب است.
3. خونگیری بهخصوص حجامت خوب است.
4. استفاده از آبزن حمام گیاهی خوب است و از مواد شوینده مانند شامپو بهتر است پرهیز شود.
5. از غذاهای کارخانهای و محصولات پاستوریزه و هموژنیزه باید پرهیز شود، از محصولات حاوی روغن پالم پرهیز شود، از شیرینیهای قنادی پرهیز شود، روغن مایع و جامد مصرف نشود، از مواد آرایشی دوری کنید.
6. استفاده از دهانشویه گیاهی موضعی آفت روزی 7 ـ 8 بار.
مهم ترین حاجت امام زمان (عج)
در فرازی از دعای عهد می خوانیم «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ فِی حَوَائِجِهِ وَ الْمُمْتَثِلِینَ لِأَوَامِرِه»؛ خدایا مرا از انصار و اعوان امام عصر عجل الله تعالی فرجه و مدافعان او و نیز از سرعت گیرندگان بر حوائجش و از پیشی گیرندگان بر اوامرش قرار بده.
قبلاً دربارۀ نصرت و یاری امام و نیز دفاع از حریم امام نکاتی مطرح شد، از جمله آنکه یک شیعه باید جزو انصار و اعوان امام عصر خویش باشد، هرچند انصار و یاران امام درجات دارد. همچنین یک شیعه یا محب عترت طبق فراز «الذَّابِّینَ عَنْهُ» باید از مدافعان حریم امام باشد؛ یعنی کسی که مدافع حریم امام است، سعی می کند نگرانی را از ایشان دور کند. مصداق بارزش یاران امام حسین علیهالسلام بودند. در این زمان نیز یک مؤمن می تواند با رفتار مناسب در حریم امام از جمله دستگیری از مستضعفان فکری و معرفتی و نیز رسیدگی به نیازمندان و و ادا کردن حق مسئولیت در قبال مردم و همچنین هر رفتاری که سبب تحکیم حریم می شود، نگرانی را از امام بردارد.
در فراز بعدی می خوانیم «الْمُسَارِعِینَ فِی حَوَائِجِهِ»؛ یعنی خدایا مرا از کسانی قرار بده که در حوائج امام عصر عجل الله تعالی فرجه سرعت بگیرند. اما باید پرسید این حوائج چیست و چگونه باید سرعت گرفت:
نکتۀ اول اینکه این فراز به دنبال فرازهای قبلی آمده است؛ بعد از آنکه می گوییم مرا از انصار و اعوان او و نیز مدافعان حریمش قرار بده، می گوییم مرا از سرعت گیرندگان بر حوائجش قرار بده. یعنی این فرازها در طول هم قرار دارند. کسی که انصار امام نباشد، مدافع حریم او نباشد، سرعت گیرنده بر حوائج امام شدنی نیست.
نکتۀ دوم اینکه باید دانست که مهم ترین حاجت امام چیست؟ مهم ترین حاجت امام، برپایی حکومت حقه در آخرالزمان و برپایی ظهور به اذن الله است. پس شیعیان باید در مسیر این حاجت امام پیشرو باشند. از میان پیشروان زمینه سازی ظهور، حزب الله هستند که به تعبیر قرآن به مرحله ای می رسند که «هُمُ الْغالِبُون» می شوند؛ یعنی پیوسته در نبردها غلبه می یابند.
نکتۀ سوم اینکه اکنون باید برای زمینه سازی ظهور چه کار کرد تا سرعت گیرندگان بر حاجت امام باشد، باید به معارف قرآن و عترت رجوع کرد و از این طریق از خداوند هدایت طلبید.
حکم اولیه دادگاه بینالمللی لاهه؛ گام نخست پیروزی حقوقی فلسطین
اقدام آفریقای جنوبی در دادگاه بین المللی دادگستری، علیه رژیم صهیونیستی، موجی از نگرانی را در میان صهیونیست ها به وجود آورد و در کنار آن، فلسطینیان و حامیان مقاومت را دلگرم کرد. این دادگاه که دو هفته پیش برگزار شد، شاهد ارائه حکم اولیه از سوی قضات دادگاه بود. حکمی که از نگاه بسیاری از ناظران حقوقی پیروزی مقاومت فلسطین و شکست رژیم صهیونیستی را در این عرصه بین المللی نوید می دهد.
نگاهی به اقدام آفریقای جنوبی
اقدامی که آفریقای جنوبی در عرصه بین المللی ترتیب داد، ناظر به یک کنوانسیون بین المللی تحت عنوان «کنوانسیون پیشگیری از نسل کشی» بود. براساس این کنوانسیون، کشورهایی که این کنوانسیون را می پذیرند، متعهد می شوند با تمام مظاهر و مصادیق نسل کشی، طبق تعاریف کنوانسیون، مقابله کنند. آفریقای جنوبی با استناد به این کنوانسیون در دادگاه بین المللی دادگستری، دادخواستی را علیه رژیم صهیونیستی ارائه کرد که بر طبق آن اسرائیل با جنایاتی که در خلال نبرد «طوفان الاقصی» در نوار غزه مرتکب شده، عملا این کنوانسیون را نقض کرده است و حال دادگاه باید با صدور کیفرخواست علیه این رژیم، علاوه بر ممانعت از استمرار این اقدامات، برای این رژیم مجازاتی را تعیین کند.
براساس اقدام آفریقای جنوبی، دو اقدام از دادگاه بین المللی دادگستری (ICJ) انتظار می رفت:
نخست، اقدام کوتاه مدت مبتنی بر درخواست از رژیم صهیونیستی برای پایان دادن به جنگ در غزه؛
دوم، اقدام بلند مدت با اثبات دادخواست آفریقای جنوبی بر وجود مظاهری از نسل کشی مبتنی بر مجازات رژیم صهیونیستی.

حکم دادگاه بین المللی دادگستری (ICJ)
آنچه روز جمعه گذشته توسط دادگاه بین المللی دادگستری (ICJ) صادر و اعلام شد، یک دستور موقت است و حکم نهایی نیست.
در وجه نخست، دادگاه صلاحیت خود در رسیدگی به این پرونده را با استناد به کنوانسیون پیشگیری با نسل کشی اعلام کرد.
در وجه دوم، دادگاه بین المللی دادگستری، درخواست رژیم صهیونیستی برای رد شکایت آفریقای جنوبی را وارد ندانسته، آن را رد کرد. چرا که اقدام آفریقای جنوبی منطبق با کنوانسیون و قوانین بین المللی، و استناد آن قابل پذیرش است.
در وجه سوم، دادگاه، نسبت به آزادی اسیرانی که در اختیار گروه های مقاومت هستند ابراز نگرانی کرده، خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط آنها شد.
در وجه چهارم، دادگاه با 15 رأی موافق در مقابل دو رأی مخالف، دستور انجام دو اقدام موقت را از سوی رژیم صهیونیستی تا زمان صدور حکم و دستور نهایی صادر کرد. این اقدامات عبارتند از:
- جلوگیری از نسل کشی: دولت صهیونیستی باید مطابق تعهدات خود ذیل کنوانسیون پیشگیری و مجازات نسل کشی، تمام اقداماتی را که در حیطه اختیارات رژیم صهیونیستی است اتخاذ کند تا از ارتکاب اعمالی که براساس ماده دوم کنوانسیون در حیطه نسل کشی قرار می گیرند، جلوگیری کند. مصادیق این اقدامات به قرار زیر هستند:
- کشتن؛
- آسیب جدی جسمی یا روانی؛
- تحمیل عمدی شرایط زندگی با هدف حذف فیزیکی آنها، خواه به طور کامل یا جزئی؛
- اعمال تدابیری با هدف جلوگیری از تولد.
- جلوگیری از تخریب شواهد و تضمین حفظ آنها: دولت صهیونیستی باید اقدامات مؤثری را برای جلوگیری از تخریب و تضمین حفظ شواهد مربوط به ادعاهای مربوط به اعمالی که در محدوده مواد دوم و سوم کنوانسیون پیشگیری و مجازات نسل کشی در نوار غزه هستند، اتخاذ کند.
دستاوردها
اگرچه آنچه تاکنون در دادگاه بین المللی دادگستری (ICJ) به دست آمده، یک دستاورد نهایی نیست و باید منتظر نتایج پس از آن بود، اما تا همین جای کار نیز چند دستاورد قابل توجه از این اقدام حقوقی به دست آمده است:
رد شکایت رژیم صهیونیستی و تأیید اولیه نسل کشی
حکم موقت دادگاه بین المللی دادگستری (ICJ)، در نگاه اول، مصادیق اعلام شده از سوی آفریقای جنوبی را منطبق با نسل کشی دانست و این به معنای آن است که در مرحله نخست، اقدام به نسلکشی رژیم صهیونیستی براساس معیارهای بینالمللی اثبات شده است. این به معنای برداشتن گام نخست به سمت محکومیت صهیونیستها و از آن مهمتر اثبات دروغبودن ادعاهای آنها است. ادعاهایی که از سوی غرب و آمریکا نیز تأیید میشود. لذا تا اینجای کار هم صهیونیستها و هم آمریکا، در آستانۀ یک بی آبرویی بین المللی به دلیل حمایت از نسل کشی رژیم صهیونیستی قرار دارند.
صدور دو الزام موقت از رژیم صهیونیستی
با وجود آنکه دو خواسته موقتِ دادگاه بین المللی دادگستری (ICJ) متوجه رژیم صهیونیستی است و در حکم موقت دادگاه، نسبت به وضعیت اسیران رژیم صهیونیستی، ابراز نگرانی شده، خواسته ای از گروه های مقاومت در حکم دادگاه به چشم نمی خورد.
این دو خواسته هر دو در تأیید نسلکشی رژیم صهیونیستی هستند. اول اینکه، با استناد به مصادیق نسلکشی، مندرج در کنوانسیون پیشگیری از نسل کشی، از رژیم صهیونیستی می خواهد تا صدور حکم نهایی دادگاه، از انجام این مصادیق، امتناع کند.
دوم آنکه، از رژیم صهیونیستی می خواهد از تخریب شواهدی که نسلکشی را اثبات میکنند جلوگیری کرده، تضمین دهد که این مصادیق را حفظ خواهد کرد.
مجموع آنچه از حکم موقت دادگاه بین المللی دادگستری (ICJ) به دست می آید یک پیروزی اولیه در عرصه بین المللی برای فلسطین و گام نخست شکست برای رژیم صهیونیستی است. در گام نخست، صهیونیست ها محکوم به نسل کشی شده اند و فلسطینیان- که موضوع نسلکشی اعمال شده از سوی رژیم صهیونیستی اند- در گام نخست و در حکم اولیه دادگاه پیروز میدان هستند.
حکم نهایی این دادگاه، اگر با فشار لابی های صهیونیستی و ایالات متحده و غرب با شواهد موجود صادر شود، می تواند ضربه ای جدی به صهیونیست ها و گامی بلند در راستای تحقق حقوق ملت فلسطین باشد. گامی که با استمرار مقاومت می تواند پیروزی های ثانویه و جدی تر را برای ملت فلسطین و مقاومت رقم بزند.
استعفای نخست وزیر گرجستان
ایراکلی گاریباشویلی در نشست خبری امروز دوشنبه خود اعلام کرد که از سمتش استعفا داده است.
وی با اشاره به اینکه سه سال پیش برای دومین بار پست نخست وزیری را بر عهده گرفته است، گفت: در این دوره اقدامات موثری انجام داده ام.
نخست وزیر سابق گرجستان با بیان اینکه به حزب حاکم "رویای گرجی" و اصول دموکراتیک دولت احترام می گذارد، گفت: بر همین اساس به چرخش قدرت در داخل حزب احترام گذاشته و با استعفا به دیگران نیز فرصت داده شود.
گاریباشویلی با اشاره به حضور 5 ساله خود در قدرت در دو دوره گفت: به کشورم با نیت خوب خدمت کردم. منافع کشور و مردمم را بدون کوتاه آمدن دنبال کردم. در این دوره از نتایجی که به همراه همکارانم به دست آمده احساس غرور می کنم. شورای سیاسی حزب به من پیشنهاد ریاست داد و در اول فوریه در کنگره حزب این پست را به دست خواهم گرفت. همچنین حزب را برای انتخابات پاییز آمده می کنیم.
بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه توانمندیهای تولید داخل
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح و بعد از ظهر امروز به مدت 4 ساعت از نمایشگاه توانمندیهای تولیدات داخل در محل حسینیه امام خمینی(ره) بازدید کردند.
این نمایشگاه با محوریت شرکت های دانش بنیان و زنجیره تامین تولید برپا شده بود.
در این نمایشگاه شرکتهای دانش بنیان در بخشهای «انرژی»، «صنعت نفت و پتروشیمی»، «صنایع خودروسازی»، «معدن و صنایع معدنی و فلزی»، «ارتباطات و فناوری اطلاعات و ساخت ماهواره»، «صنایع غذایی و کشاورزی »، «تجهیزات پزشکی»، «صنایع دستی»، «حمل و نقل هوایی، دریایی، ریلی و زمینی»، «صنایع نساجی» و «مسکن و لوازم خانگی»آخرین دستاوردها و تولیدات خود را به نمایش گذاشته بودند.
بخش معدن، صنایع معدنی و فلزی و ماشین آلات سنگین از جمله بخشهای این نمایشگاه بود که شرکتهای دانشبنیان تولیدات خود را عرضه کرده بودند. بخش زنجیره تولید خودرو از دیگر بخشهای مربوط به صنعت خودروسازی بود. یکی از بخشهای قابل توجه این نمایشگاه، اتاق عمل کاملاً ایرانی بود که تمام تجهیزات آن در داخل تولید شده بود.
بخش صنایع بستهبندی، تولید خوراک آبزیان، مدیریت آبیاری و آبیاری هوشمند، تولید نهال و دانههای زراعی، آبخیزداری، محصولات باغی، گیاهان دارویی، پرورش ماهی و زنجیره تولید مرغ و گوشت از دیگر بخشهای این نمایشگاه بودند. تولیدات صنایع دستی و ظرفیتهای متنوع کشور در این زمینه نیز در نمایشگاه توانمندیهای تولید داخل عرضه شده بود.
شبکه ملی اطلاعات و تجهیزات مربوط به زیرساخت آن و همچنین شرکتهای مرتبط با ساخت ماهواره از جمله بخشهای نمایشگاه بودند. خانه تمام ایرانی با محصولاتی کاملاً ایرانی از بخشهای قابل توجه در نمایشگاه بود. فعالیتهای صنعت هواپیمایی و بخش مسکن و حمل و نقل نیز در نمایشگاه ارائه شده بود.
توانمندیهای شرکتهای دانشبنیان در طراحی و ساخت تجهیزات صنایع حفاری چاههای نفت و صنعت پتروشیمی و کاتالیستها یکی از بخشهای این نمایشگاه بود. شرکتهای دانشبنیانِ فعال در حوزه برق و نیروگاه نیز دستاوردها و توانمندیهای خود را در این نمایشگاه عرضه کرده بودند.
شرکتهای دانشبنیانِ مرتبط با صنعت آب و اقتصاد دریامحور در این نمایشگاه حضور داشتند.
در این نمایشگاه همچنین خودروها و موتورسیکلتهای برقی وشارژرهای آنها و موتورهای بهینهسازی شده خودرو با مصرف پایین ارائه شده بود.
برنامهریزیهای انجام شده برای دانشبنیان شدن شرکتهای بزرگ صنعتی و همچنین فعالیت شرکتهای دانشبنیان نیز در بخشهای مختلف در این نمایشگاه توضیح داده شد.
تصریح رسول الله به امامت امیر مومنان پس از خود
برخی شبهه می نمایند که پیامبر (ص) هرگز به امامت وجانشینی علی (ع) تصریح نکرد و آنچه شیعه می گوید سندیت معتبر ندارد.
دقت در زندگى پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله - از روزى كه مأمور شد شريعت خود را به بستگان نزديك و سپس به كل مردم اعلام كند، تا لحظه رحلت آن حضرت - اين مطلب را قطعى مىسازد كه آن حضرت بر امامت علىعليه السلام بعد از خود كراراً تصريح كرده است. در زمان حیات خود ودر آغاز دعوت وشروع نبوت جانشینی علی را تا آخرین روزهای حیات خود برای مردم بیان نموده اند واین از جانب خداوند بود ویکی از ماموریتهای حضرت در کنار دعوت به اسلام معرفی جانشینی علی (ع) بوده است.
در اين جا به نمونههايى از روايات وارده درباره امامت علىعليه السلام از زبان پيامبرصلى الله عليه وآله اشاره مىكنيم:
1-حديث يوم الدار: پس از گذشت سه سال از آغاز بعثت، خداى متعال پيامبر را مأمور ساخت كه دعوت خود را آشكار سازد. و آيه وَ اَنذِر عَشيرتَكَ الأقرَبينَ (شعراء - 241) در اين مورد نازل شد. پيامبرصلى الله عليه وآله سران بنى هاشم را جمع كرد و فرمود: من خير دنيا و آخرت را براى شما آوردهام. خداوند به من امر كرده است كه شما را به آن دعوت كنم. كدام يك از شما مرا در نشر اين آيين يارى مىكند تا برادر و وصى و جانشين من در ميان شما باشد؟ حضرت سه مرتبه اين سخن را تكرار نمود و در هر سه بار تنها علىعليه السلام آمادگى خود را اعلان كرد. در اين موقع پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: "انَّ هذا أخى وَ وَصيّى وَ خليفتى فيكُم»1
2-حديث منزلت: رسول گرامى اسلام فرمود: «يا على أنت منّى بمنزله هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبىّ بعدى»(2) اى على مقام تو نسبت به من به منزله مقام هارون به موسى است الاّ اين كه بعد از من پيامبرى نيست.
3-رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: «..علىٌّ هو الإمام و الحجّة بعدى» علىعليه السلام امام و حجت بعد از من است. 3
4-حديثى نقل شده كه مردى پيش رسول خداصلى الله عليه وآله آمد و عرض كرد: اى رسول خدا آيا درست است كه على مىگويد: خدا او را به رهبرى خلق امر نموده است؟
حضرت فرمود: على اميرالمؤمنين است ولايت او از جانب خداست... همانا على خليفه خدا و حجت او است، او امام مسلمين است. «اِنَّ عَليّاً خَليفَةُ اللّهِ وَ حُجَّةُ اللّهِ وَ اِنَّهُ اِمَامُ الْمُسْلِمينَ...» 4
5-رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: «يا على أنت اميرالمؤمنين و امام المتّقين، يا على أنت سيّد الوصيّين و وارث علم النبيّين... يا على أنت... خليفة المرسلين، يا على انت مولى المؤمنين، يا على أنت الحجّة على النّاس أجمعين...» 5
اى على جان، تو اميرالمؤمنين امام متقين هستى، اى على تو سيّد وصيين و وارث علم پيامبرانى، اى على تو خليفه انبياء، مولاى مؤمنينى، اى على تو حجّت خدا بر تمام مردمى.
6-حديث غدير: اين حديث از احاديث متواتر است و راويان حديث، از صحابه و تابعين و محدثان اسلامى، آن را، در هر قرنى به صورت متواتر نقل كردهاند. طبق تحقيق محققين، 110 نفر از صحابه، 89 تن از تابعين، و 3500 نفر از علما و محدثان اسلامى حديث غدير را نقل كردهاند، با اين تواتر، در اصالت و اعتبار اين حديث جاى هيچ ترديدى وجود ندارد. علما به طور مستقل درباره حديث غدير كتابهايى نوشتهاند جامعترين آن، كتاب شريف الغدير - تأليف علامه عبدالحسين امينى - مىباشد. 6
فرازهايى از حديث شريف غدير:
رسول خداصلى الله عليه وآله در روز غدير خم فرمود:
الف - نيست خدايى جز او - زيرا خداوند به من اعلام فرموده كه اگر آنچه در حقّ على بر من نازل نموده ابلاغ نكنم رسالت او را نرساندهام، و براى من حفظ از شرّ مردم را ضمانت نموده است و خدا كفايت كننده و كريم است.
خداوند به من چنين وحى كرده است: (بسم اللّه الرحمن الرحيم)اى پيامبر، ابلاغ كن آن چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده - درباره علىّ، يعنى خلافت علىّ بن ابى طالب - و اگر انجام ندهى رسالت او را نرساندهاى، و خداوند تو را از مردم حفظ مىكند. 7
اى مردم! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهى نكردهام و من سبب نزول اين آيه را براى شما بيان مىكنم: جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام پروردگارم - كه او سلام است - مرا مأمور كرد كه در اين محلّ اجتماع بپاخيزم و بر هر سفيد و سياهى اعلام كنم كه: "أَنَّ عَلِىَّ بْنِ أبى طالب أَخى وَ وَصِّيىِّ وَ خَليْفَتى عَلى اُمَّتى وَ الإِمامُ مِن بَعْدِى»«على بن ابى طالب برادرِ من و وصىّ من و جانشين من بر امّتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسى است جز اين كه پيامبرى بعد از من نيست. و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است» و خداوند در اين مورد آيهاى از كتابش بر من نازل كرده است: «صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و كسانى كه ايمان آورده و نماز را بپا مىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند»(8) و علىّ بن ابى طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات و در هر حال خداوند عزوجل را قصد مىكند. 9
ب - اى مردم! از او )علىعليه السلام( بسوى ديگر گمراه نشويد، و از او روى بر مگردانيد و از ولايت او سرباز نزنيد. اوست كه به حق هدايت نموده و به آن عمل مىكند، و باطل را ابطال نموده و از آن نهى مىنمايد، و در راه خدا سرزنش ملامت كنندهاى او را مانع نمىشود.
اى مردم! او را فضيلت دهيد كه خدا او را فضيلت داده است، و او را قبول كنيد كه خداوند او را منصوب نموده است.
«مَعاشِرَ النَّاس! اِنَّهُ اِمامٌ مِنَ اللّهِ، وَ لَنْ يَتُوبَ اللّهُ عَلى أَحَدٍ اَنْكَرَ وِلايَتَهُ وَ لَنْ يَغْفِرَ اللّهُ لَهُ»
اى مردم! او از طرف خداوند امام است و هر كس ولايت او را انكار كند خداوند هرگز توبهاش را نمىپذيرد و او را نمىبخشد. حتمى است بر خداوند كه با كسى كه با او مخالفت نمايد چنين كند و او را به عذابى شديد تا ابديّت و تا آخر روزگار معذّب نمايد. پس بپرهيزيد از اين كه با او مخالفت كنيد و گرفتار آتشى شويد كه آتشگيره آن مردم و سنگها هستند و به براى كافران آماده شده است10
ج - «أَلا إِنَّ جَبْرَئيِلَ خَبَّرَنِى عَنِ اللّهِ تَعالى بِذلِكَ وَ يَقُولُ "مَن عادى عَلِيَّاً وَ لَمْ يَتَوَلَّهُ فَعَلَيْهِ لَعْنَتى»
بدانيد كه جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براى من آورده است و مىگويد: "هر كس با على دشمنى كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضب من بر او باد."
د - «مَعاشِرَ النَّاسِ... مَنْ كُنْتُ مَولاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَولاهُ، وَ هُوَ عَلِىُّ بْنُ اَبي طالِبٍ اَخي وَ وَصِيّى وَ مُوالاتُهُ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ اَنْزَلَها عَلَىَّ»
اى مردم هر كس من صاحب اختيار اويم اين على صاحب اختيار اوست و او على بن ابى طالب برادر و جانشين من است و ولايت او از جانب خداوند )عزوجل( است كه بر من نازل شده است.
ه «أَلا وَ قَد بَلَّغْتُ، أَلا وَ قَد اَسْمَعتُ، أَلا وَ قَدْ اَوْ ضَحْتُ، أَلا وَ اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ وَ اَنَا قُلْتُ عَنِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، أَلا اِنَّهُ لا اَميرَ الْمُؤمِنينَ غَيْرَ اَخي هذا»
بدانيد من پيام خدا را رساندم، و وظيفه خود را ادا كردم، بدانيد كه من شنوانيدم، بدانيد كه من )مسأله ولايت و امامت را( توضيح دادم و روشن نمودم، بدانيد كه خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عزّوجلّ مىگويم، بدانيد كه اميرالمؤمنين جز اين برادرم على نيست،
و «مَعاشِرَ النّاسِ! هذا عَلِىٌّ اَخِى، وَ وَصِيّى وَ واعِى عِلْمِى، وَ خَليِفَتى فِى اُمَّتى....اِنَّهُ خَلِفَةُ رَسُولِ اللّهِ وَ اَميرُالمُؤمِنينَ، وَ الاِمامُ الْهادِى مِنَ اللّهِ...»
اى مردم! اين على برادر من، وصىّ من، جامع علم من و جانشين امّتم است.... او خليفه رسول خدا، اميرالمؤمنين و امام هدايت كننده از طرف خداوند است.
پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله در خطبه غدير خم نه تنها به امامت علىصلى الله عليه وآله تصريح نموده است )چنان كه در فرازهاى بالا ملاحظه نموديد( بلكه امامت و جانشينى يازده امام ديگر از فرزندان امام علىصلى الله عليه وآله را نيز با صراحت كامل بيان نموده و توضيح داده است. در ذيل به نمونههاى آن اشاره مىكنيم:
الف - »اى مردم، على و پاكان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اكبر است، هر يك از اين دو از ديگرى خبر مىدهد و با آن موافق است. آنها از يكديگر جدا نمىشوند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند. بدانيد كه آنان امينهاى خداوند بين مردم و حاكمان او در زمين هستند»11
«اى مردم! خداوند دين شما را با امامت او كامل نمود، پس هر كس اقتدا نكند به او و به كسانى كه جانشين او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قيامت و روز رفتن به پيشگاه خداوند، چنين كسانى اعمالشان در دنيا و آخرت از بين رفته و در آتش دائمى خواهند بود، عذاب از آنان تخفيف نمىيابد و به آنان مهلت داده نمىشود».12
ج - «اى مردم من راه مستقيم خداوند هستم كه شما را به تبعيت از او نموده و سپس على بعد از من، و سپس فرزندانم از نسل او كه امامان ولايتند، به حق هدايت مىكنند، و به يارى حق به عدالت رفتار مىكنند»13
د - «اى مردم! بدانيد كه من پيامبرم و على امام و وصىّ بعد از من است، و امامان بعد از او فرزند او هستند، بدانيد كه من پدر آنانم و آنها از صلب على به وجود مىآيند»14
ه - «بدانيد كه آخرين امامان مهدى قائم از ماست، اوست غالب بر اديان، اوست انتقام گيرنده از ظالمين... اوست وارث هر علمى، و محيط بر هر فهمى... اوست كه به عنوان حجت باقى مىماند و بعد از او حجتى نيست، هيچ حقى نيست مگر همراه او، و هيچ نورى نيست مگر در نزد او، اوست ولى خدا در زمين و حكم كننده بين خلقش و امين او بر نهان و آشكارش»15
اينها فرازهايى از خطبه غدير بود كه پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله در ضمن آن امام علىعليه السلام و يازده نفر از اولاد او را به عنوان امام و خليفه خدا بر زمين معرفى نمود و در پايان مردم را به بيعت دعوت نموده و فرمودند: »اى مردم شما بيش از آن هستيد كه با يك دست و در يك زمان با من دست دهيد، پروردگارم مرا مأمور كرده است كه از زبان شما اقرار بگيرم و درباره آن چه كه منعقد نمودم براى على اميرالمؤمنين و امامانى كه بعد از او مىآيند و از نسل من و اويند چنان كه به شما فهماندم كه از فرزندان من از صلب اويند.
پس همگى چنين بگوييد: ما شنيديم و اطاعت مىكنيم و راضى هستيم و سر تسليم فرود مىآوريم و درباره آن چه از جانب پروردگار ما و خودت بر ما رساندى، درباره امر امامت امامان، و امامت على اميرالمؤمنين و امامانى كه از صلب او به دنيا مىآيند به اين مطلب با قلبهايمان و با جانمان و با زبانمان و با دستمان با تو بيعت مىكنيم و بر اين عقيده زندهايم و با آن مىميريم و با آن محشور مىشويم. تغيير نخواهيم داد و تبديل نمىكنيم و شك نمىكنيم و انكار نمىكنيم و ترديد به دل راه نمىدهيم و از اين قول بر نمىگرديم و پيمان را نمىشكنيم.« اى مردم آن چه به شما گفتم بگوييد و بر على به عنوان اميرالمؤمنين سلام كنيد... » 16
چنان كه ملاحظه مىكنيد پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله در خاتمه خطبه از تمام مردم با جملاتى كه خود بيان فرمودند اقرار و بيعت گرفتند و آن چنان اين جملات صراحت و تأكيد دارد كه از هرگونه توضيح و تفسير بىنياز است.
آيا با اين توضيحات و بيانات باز مىتوان گفت: پيامبرصلى الله عليه وآله با صراحت امام علىعليه السلام و امامان ديگر از فرزندان او را به عنوان امام بعد از خود معرفى نكرد؟!!
آيا اين افتراء و دروغ بستن به پيامبر عظيم الشأن اسلام نيست كه ما با اين همه صراحت بگوييم پيامبرصلى الله عليه وآله صراحتاً امام علىعليه السلام را امام بعد از خود معرفى نكرده است؟!!
پی نوشتها
1- مسند أحمد بن حنبل، ج 1، ص 159. تاريخ طبرى، ج 2، ص 406. تفسير طبرى، ج 19، ص 74 و 75.
2-صحيح بخارى، ج 6، ص 3 در باب غزوه تبوك. صحيح مسلم، ج 7، ص 120 باب فضائل علىعليه السلام. سنن ابن ماجه، ج 1، ص 55، باب فضائل أصحاب النبىعليه السلام. مسند ابن حنبل، ج 1، ص 173. سيره ابن هشام، ج 4، ص 163. غزوه تبوك.
3-عوالم العلوم بحرانى، ج 3/15، ص 219.
4-الامالى شيخ الصدوق، ص 194.
5-بحارالانوار، علامه مجلسىرحمه الله )چاپ ايران، تهران( ج 27، ص 199.
6- منشور عقايد اماميه، ص 160.
7-مائده: 67.
8-) مائده: 55.
9- لا إِله إِلاّ هُوَ - لاَِنَّهُ قَدْ أَعْلَمَنِى أَنِّى إِنْ لَمْ اُبَلِّغْ مَا أَنْزَلَ إِلَىَّ فى حَقِّ عَلِىٍّ فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، فَقَدْ ضَمِنَ لِى )تَبارَكَ وَ تعالى( الْعِصْمَةَ مِنَ النّاسِ وَ هُوَ اللّهُ الْكافِى الكْكَرِيمُ، فَأَوْحى إِلَىَّ
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ يا أَيُّهَا الرَّسُولُ، بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ فِى عَلِىٍّ، "يَعنى فِى الْخِلافَةِ لِعَلٍّ بنِ أَبِى طالبٍ" وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ.
مَعاشِرَ النّاسِ! ما قَصَّرْتُ فِى تَبْلِيْغِ ما اَنْزَلَ اللّهُ تَعالى إِلَىَّ، وَ أَنَا اُبَيِّنُ لَكُمْ سَبَبَ هَذَا الآيَةِ.
إِنَّ جَبْرَئيلَعليه السلام هَبَطَ إِلَىَّ مِرارَاً ثَلاثَاً يَأْمُرُنى عَنِ السَّلامُ رَبِّى وَ هُوَ السَّلامُ أَنْ أَقُومَ فِى هذَ الْمَشهَدِ، فَاُعْلِمَ كُلَّ اَبْيَضٍ وَ أَسْوَدٍ أَنَّ عَلِىَّ بْنِ أَبِى طالِبٍ، أَخِى وَ وَصِّيىِّ وَ خَلْيفَتى عَلى اُمَّتى وَ الإِمامُ مِنْ بَعْدِى، الَّذِى مَحَلُّهُ مِنِّى مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى، إِلاّ أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدِى، وَ هُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ قَدْ أَنْزَلَ اللّهُ تَبارَكَ تَعالى عَلَىَّ بِذلِكَ آيَةً مِنْ كِتابِهِ:
اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكوةَ وَ هُمْ راكِعُونَ )مائده: 55
وَ عَلِىُّ ابْنِ أَبِى طالِبٍ أَلَّذى أَقامَ الصَّلوةَ وَ آتَى الزَّكوةَ وَ هُوَ راكِعٌ يُريدُ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فِى كُلِّ حالٍ.
10- مَعاشِرَ النّاسِ! لا تَضِلُّوا عَنْهُ وَ لا تَنْفِرُوا مِنْهُ، وَ لا تَسْتَنْكِفُوا مِنْ وِلايَتِهِ، فَهُوَ الَّذِي يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَ يَعْمَلُ بِهِ، وَ يُزْهِقُ الْباطِلَ وَ يَنْهى عَنْهُ، وَ لا تَأْخُذُهُ فِي اللّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ.
مَعاشِرَ النَّاسِ فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ اللّهُ، وَاقبَلْوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ اللّهَ.
مَعاشِرَ النّاسِ! إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ اللّهِ، وَ لَنْ يَتُوبَ اللّهُ عَلى أَحَدٍ اَنْكَرَ وِلايَتَهُ وَ لَنْ يَغْفِرَ اللّهُ لَهُ، حَتماً عَلَى اللّهِ أَنْ يَفْعَلَ ذلِك مِمَّن خالفَف أَمْرَهُ فِيهِ، وَ أَنْ يُعَذِّبَهُ عَذاباً نُكْراً، اَبَدَ اَلآبادِ وَ دَهَرَ الدُّهُورِ.
فَاحْذَرُوا أَنْ تُخالِفُوهُ فَتَصْلُوا ناراً وَقودُها النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ اُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ.
11-مَعاشِرَ النَّاسِ! اِنَّ عَلِيَّاً وَ الطَّيِبينَ مِنْ وُلْدي مِنْ صُلْبِهِ هُمُ الثَّقْلُ الْاَصْغَرُ، وَ الْقُرانُ هُوَ الثَّقْلُ الأَكْبَرُ، فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِىءُ عَنْ صاحِبِهِ، وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ. أَلا اِنَّهُمْ أُمَناءُ اللّهِ فِي خَلْقِهِ وَ حُكّامُهُ فِي أَرْضِهِ(، اشاره به حديث "انّى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى" است.
12- مَعاشِرَ النّاس! اِنَّما اَكْمَلَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ دينَكُمْ بِاِمامَتِهِ فَمَنْ لَمْ يَاْتَمَّ بِهِ وَ بِمَنْ يقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ اِلى يَومِْ القِيامَةِ، وَ الْعَرْضِ عَلَى اللّه عَزَّوَجَلَّ، فَاولئكَ الَّذينَ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ، وَ فِى النّارِ هُمْ خالِدُونَ، لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَروُن(، اشاره به امامت ائمه معصومينعليهم السلام از فرزندان امام علىعليه السلام است.
13- مَعاشِرَ النّاسِ اَنَا صِراطُ اللّهِ المُسْتَقيمُ الَّذى اَمَرَكُمْ بِاتَّباعِهِ، ثُمَّ عَلِىٌّ مِنْ بَعدِى، ثُمَّ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ اَئِمَّةُ )الْهُدى( يَهْدُونَ اِلَى الحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ(
14-مَعاشِرَ النّاسِ أَلا وَ إِنِّى رَسُولٌ وَ عَلِىٌّ الإِمامُ وَ الْوَصِىُّ مِنْ بَعْدِى وَ الْاَئِمَةُ مِنْ وُلْدُهُ أَلا وَ اِنِّى والِدُهُمْ وَ هُمْ يَخْرُجُونَ مِنْ صُلْبِهِ(
15- أَلا اِنَّ خاتَمَ الْاَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهدِىَّ )صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِ( اَلا اِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَى الدِّينِ، اَلا اِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمِينَ... اَلا اِنَّهُ وارِثُ كُلِّ عِلْمٍ وَ الُْمحيطُ بِكُلِّ فَهْمٍ... أَلا اِنَّهُ الْباقِى حُجَّةً وَ لا حُجَّةَ بَعْدَهُ، وَ لا حَقَّ اِلاّ مَعَهُ وَ لا نُورَ اِلاّ عِنْدَهُ... أَلا وَ اِنَّهُ وَلِىُّ اللّهِ في اَرْضِهِ، وَ حَكَمُهُ فِى خَلقِهِ وَ اَمينُهُ فِى سَرِّهِ وَ عَلانِيَّتِهِ...(
16-منابع كامل حديث غدير قبلا بيان شد.
امام زمان(عج) ذخیره الهی
یکی از القاب مشهور حضرت مهدی(عج) بقیة الله است. این لقب برگرفته از این آیه کریمه است. «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ وَمَا أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ»؛ آنچه خدا باقی میگذارد، برای شما بهتر است اگر مومن باشید، و من بر شما نگهبان نیستم.[۱] این آیه به تذکر و انذار حضرت شعیب(ع) به گرانفروشان اکتش اشاره میکند و مقصود از بقیة الله در این آیه، درآمد و سودی است که از یک سرمایهی حلال و خداپسندانه برای انسان باقی میماند. این واژه در روایات متعددی بر وجود مبارک حضرت مهدی(عج) تطبیق شده است که ذخیره و باقی نگاه داشتهای خداوند برای هدایت بشریت است.
امام باقر(ع) میفرماید: نخستین سخنی که مهدی پس از قیام خود میگوید، این آیه است. سپس میگوید: منم بقیة الله و حجت و خلیفه او در میان شما، سپس هیچ کس بر او سلام نمیکند؛ مگر این که میگوید:« أَلسَّلاَمُ عَلَیْک یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ».[۲] و از آنجا که مهدی موعود (عج) آخرین پیشوا و بزرگترین رهبر انقلابی پس از قیام پیامبر اسلام(ص) است یکی از روشنترین مصادیق «بقیة اللّه» میباشد و از همه به این لقب شایستهتر است، بخصوص که تنها باقیمانده بعد از پیامبران و امامان است.
پینوشت:
[۱]. سوره هود، آیه ۸۶
[۲]. کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۳۳۱، ح۱۶.
حضرت زینب، بانوی بی مثال حماسه ها
حضرت زینب کبری (س) (۵ یا ۶ق - ۶۲ق)، سومین فرزند امام علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) و همسر عبدالله بن جعفر و از اسرای اهلبیت امام حسین (علیهالسّلام) در حادثه کربلا بود. حضرت زینب (س) در سفری که به همراه همسر گرامی شان عبدالله بن جعفر به شام رفته بود در ۱۵ رجب سال ۶۲ هجری پس از تحمل مصائب کربلا و رنجهای اسارت در ۵۷ سالگی به لقاءالله پیوست و پیکر مطهر آن بانوی بزرگوار در همان جا به خاک سپرده شد.
حضرت زینب (س) نماد مجسم مردانگی یک زن و فتوت و عیاری یک جوانمرد جان شیفته و دست از حیات شستهای میگردد که در گذرگاه عهد و میثاق، علم شهادت بر میافرازد و به عنوان یک سردار به نگهبانی از خیام احرار و نهضت خونین نینوا کمر میبندد و به نماد عقل، درایت، صبر و هجران بدل میشود.
نامش از او زنی نامدار میشناسد و اعمالش به بندبند اشعار مراثی خاندان خامس آل عبا و شهیدان کربلا نقش میبندد و مقام والایش به هنگام سرپرستی اسرای آلطه و حمایت از آنان در دارالحکومه پسر زیاد و دربار زاده معاویه، محرز و تداعیگر آن رادمرد صلابت، شجاعت و فصاحت، امیر کلام میباشد.
خطبههای آتشین و حماسی رشید زن قافله حسین بن علی (علیهما السلام) در کوفه و شام اصالت یک مکتب و حقانیت یک نهضت را روایت میکند و برای همیشه آن را بر فراز منارههای جهاد و منبرهای تبیین ثبت مینماید!
زبانش همچون تیغ برّا و کلامش همانند آذرخش بر دلهای سیاه سپاه ظلمت نواخته می شود!
زنی غیور از زندگی و شوی دست شسته و به همراه قافله سالار آزادگان به دشت پر بلای نینوا عزم رحیل میکند.
رکابدارش علمدار نامی حسین، عباس بن علی است و غزلخوان قافله عشقاش، سکینه شیرین زبان!
اما افسوس چه زود سپاه ظلم این قافله را به تلخکامی کشاند!
معجر از سرش برگرفتند و بر کجاوهای شکسته، بر ناقهای عریان بستهاند و به اسارت از بازار کوفه و شام گذرش دادند و بیمدد رهایش ساختهاند!
باید چشمان گشاده ساخت تا بر گیسوان سپیدش که همین دیروز قبل از دمیدن سپیده دم یوم عاشورا سیهتر از شبق بود، نگریست و میزان غم را دریافت و معیار صبر و استقامت را شناخت.
باید بر تل زینبیه جای خوش کرد و دستان بر پیشیانی چپر ساخت و به میدان چالش نور و ظلمت کربلا نگریست که زینب به امداد از عرشیان دست بر آسمان گشوده و فریادش لرزه بر اندام سپاه جهل انداخته است.
باید گوشها را تیز ساخت و به غمواژه این زن تنها گوش داد که هجران خونینش گزیدهترین فصل کتاب قطور عاشوراست،که آن را به خونابه چشمانش رقم میزند!
باید اذن حضور در قافله احرار کربلا را گرفت تا تازیانه زبان زینب را علیه اشقیا به نظاره نشست.
باید از مأذنه بلند گیتی صدای قدسی و رسای حماسه کربلا را از صلای با صلابت این بانوی بزرگ شنید.
صدای رسای او در مقتل شهیدا ن بر بالین پیکرهای مطهر فرزندان رشید اسلام را از حنجره پاک و جان بیآلایش او شنید! صدایی که همه عالم پیوند شدید روح و اندیشه این قافله با عظمت را به پیامبر بزرگ اسلام به وضوح شنیدند و مظلومیت بیتکرار آن را بر فراز تاریخ ثبت کردند.
دلگویه دختری در اوج ناباوری در برابر اجساد مثله شهدا با رسول خدا، غمنامهای خونین در دشت نینوا سروده است:
صَلّی عَلَیک مَلیک السٍّمآءِ هذا حُسَینٌ بِالْعَرآءِ مَسْلُوبُ الْعِمامَةِ وَالرِّدآءِ مُقَطَّعُ الْاعْضآءِ وَ بَناتُک سَبایا وَ الَی اللهِ الْمُشْتَکی وَ قالَتْ یا مُحَمَّدُ هذا حُسَینٌ تُسْفی عَلَیهِ ریحُ الصَّبا مَجْذُوذُ الرَّأسِ مِنَ الْقَفا قَتیلُ الْاوْلادِ الْبَغایا واحُزْناهُ!
باید شهپر خیال بر پیکر اندیشه نشاند و در مجلس فرزند مرجانه حاضر بود، یا بر دربار فرزندان طلقا استوار ایستاد و خطابه پر مضمون این بانوی بیمثال حماسهها و نهضتها را به گوش جان، گوش سپرد.
باید با گفتگوی آرام و پر طنین او در کنار مقتل شهیدان همراه شد و گوش جان سپرد در آن هنگامهای که امام سجاد در مواجهاش با اجساد قطعه قطعه شده شهیدان به تحیر ایستاده برای تسکین او و همه قلبهای مجروح آن حادثه غم بار، فرمود:
« اینجا کعبه آمال عاشقان حسین خواهد شد».
غمش بیکران، رشادتش بیمثال و هجران و غربتش جانگداز است.
در قلمرو ادبیات عاشورایی استقامت او نمایش تابلویی بینظیر و بیمثالی است که اهل حلم و صبر به پله اول آن هم راه نشاید!
او رشیده خاندان طهارت است، حتی به خردسالی تسلا دهنده کوثر حلم نبوی به هنگام رحلت خیرالبشر است.
هموست که به غایت صبر و شکیبایی و به نهایت ادب، با جانی مجروح هیچگاه نزد برادر از پسران شهیدش کلامی نگفت و هیچکس از او حتی آه و فغانی روایت نکرد!
او اسطوره حلم علوی است!
او زینب علی و فاطمه و محمد است!
متمم فصل اول انقلاب خونین عاشوراست که صفحاتش به نقش و نامش زینت یافته است و
رقم زننده و هادی فصل دوم نهضت عاشوراست، که از قتلگاه آغاز میشود و تا اربعین فصل نوی بر آن رقم میزند، فصل بازبینی دیدار، پیوند با ولی خدا، دیدار و تجدید عهد، عهد ازلی و میثاق جاوید بر سر پیمان با دوست ایستادن، و در برابر اشقیا قد خم نکردن، و در برابر ولی و محبوب خدا با تمام وجود همراه، مطاع، یار، هشیار بودن و ماندن!
او شِکوِه بر هیچ محفل و محضر و درباری نبرد. دلتنگیهایش را در یک هجرت کامل چهل روزه بر مزار محبوبش روایت میکند و ماجرای پرشکوه عزیمت و مراجعت احرار آل طه را در روایت صادقانه ارائه تا فصل پایداری آن نهضت و حماسه بزرگ، در کنار عظمت بیکران فصل نخستین آن در تاریخ ثبت و مانا گردد.
السَّلامُ عَلَیک ایتُهَا الْکریمَةُ النَّبیلَةُ
بیستگانه ضرورت شرکت در انتخابات
ضرورت اول: عمل به تکلیف دینی و سیاسی
در آیه شریفه «و امرهم شوری بینهم» و آیه شریفه «وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» علاوه بر آنکه مشورت و مشارکت دادن مسلمانان در مسائل کلان جامعه، امری عقلائی و تکلیفی دینی برشمرده شده است، که نتیجه آن عزم راسخ مسئولان بویژه منتخبین مردم در اتخاذ تدابیر و انجام تکالیف است که وظایف انان را با درک خواست جمعی، شتاب بیشتری میبخشد. در حقیقت عزم بر انجام امور و تلاش برای آبادانی در بخشهای مختلف کشور، نیازمند حضور موثر مردم در تصمیمها، تشخیصها و اقدامات شایسته میباشد و نشانهای بارز از حیات فکری جامعه در تعالیبخشی کشور میباشد؛ از اینرو انتخابات از مصادیق شور و مشورت و از تعالیم دینی، مردمسالاری دینی و مظهر دخالت مردم در سرنوشت خود و کشورشان میباشد
ضرورت دوم: عمل به تعهدات دو سویه از جانب مردم و منتخبین
انتخابات زمینهساز تکالیف متقابل مردم و منتخبین میباشد؛ آرای مردم به دور از شعارزدگی، دارای پیام و خواسته آنان است که به جریان کلی جامعه جهت میدهد. تجربه نشان داده است که انتخابات هرچه باشکوهتر و جمعیت رأیدهنده بیشتر باشد، تکالیف مسئولان را بیشتر و مطالبات عمومی نیز به همان میزان فزونی مییابد؛ از این رو ساحت انتخابات، ساحتی مرکب از دو تعهد میان مردم و مسئولین است که وفای به عهد از طرف هرکدام منشاء آثار خیر خواهد بود. بدیهی است نقض عهد هرکدام ضربه به اعتماد عمومی و از طرفی سستی در برنامهریزی، ارائه طرحها و انجام برنامهها را درپی خواهد داشت که به نظر کارشناسان محترم بدترین نوع گسست سازمانیِ کلان جامعه، کوتاهی در تعهدات متقابل میباشد.
ضرورت سوم: تبلور عقلانیت و خرد جمعی در انتخابات
در تمام جوامع، رشدیافتگی جامعه در پرتو همگرایی برای رسیدن به اهداف ترسیم شده برای آن جامعه است، عقلانیت امری آشکار در رفتار جامعه است که علاوه بر میزان رشد و پیشرفت جامعه عیار فهم دقیق از تأثیر نطر و رأی خود را به مرحله عمل میرساند؛ به هر حال عقلانیت نه امری وارداتی است و نه امری شعاری بلکه جوششی از درون و معرفت انسان است که سیر جامعه را با دقت رصد میکند و راه را برای برون رفت از مشکلات و از سوی دیگر مسیر را برای تعالی کشور هموار میسازد که این امری اتفاقی نیست بلکه براساس بینش اجتماعی و درک واقعیتها، محقق میشود.
ضرورت چهارم: آیندهنگری در آئینه انتخابات
یقیناً انتخابات در هر دوره، امری معطوف به آینده کشور است، چگونه بودن را نسبت به آینده باید تفسیر کرد که چگونه آیندهای، صلاح جامعه و کشور را رقم میزند، این چگونگی در انتخاباتها رقم میخورد و در واقع کسانی که تحلیلی ذهنی برای آینده دارند باید آن را با انتخاب صحیح و شایستگان ملت، تحقق ببخشند؛ این مهم زمانی سرنوشتسازتر خواهد شد که در شعارها و اهداف کاندیداهای محترم، دقت بیشتری شود، به این معنا که آینده قوی در گروی قرار گرفتن افراد لایق در مناصب، صورت میگیرد که البته عکس آنهم صحیح است؛ انتخابات و منتخبین ضعیف، آیندهای ضعیف را رقم میزند که فیالجمله باید اذعان نمود که در هر دورهای که انتخابات با اقبال بالای مردم همراه بوده، فضای رشد جامعه مهیاتر و به تحقق اهداف اسناد بالادستی و قوانین و دستورالعملها، قویتر انجام شده است.
ضرورت پنجم: عمل به میثاق ملی و قانون اساسی
قانون اساسی هر کشوری، متشکل از سرفصلهایی است که نظام مدیریت کشور را سامان داده است؛ معناشناسی قانون و پایبندی به آن موجب اجرایی شدن قانون و استحکام آن در جامعه میشود؛ شناخت از جایگاه انتخابات در قانون اساسی کشورمان، این امر را به صورت واضحی معین میکند که نقش مردم در تحقق اهداف نظام اسلامی از چه جایگاه رفیعی برخوردار است و چه موهبتی از طریق مشارکت در انتخابات برای کشور به ارمغان میآورد؛ به همین دلیل قاطع است که قانون زمانی حقیقت خود را نشان میدهد که همهی اقشار مصرح در قانون، خود را مکلف به رعایت و عمل به قانون بدانند و الا آنچه که گاهی برخی از سیاستورزان در امور قانونی، تفسیر به رأی مینمایند تا منافع خود یا جناح خود را حفظ نمایند، ضد قانون و فرار از قانون است، لذا بهترین حافظان قانون، توده مردم هستند که با شناخت از تأثیرگذاری خود، قانون را از میان نوشتهها و شعارها تبدیل به میثاق عملی خود در سلامت و صلابت کشور مینمایند.
ضرورت ششم: حق و تکلیف بودن انتخاب از سوی مردم
در اینکه حق انتخاب برای مردم، تکلیفی دینی و قانونی در نظام اسلامی است و از جایگاه خاص و نسبت به دیگر کشورها از مبانی متقن و محکمی برخوردار است، شکی نیست؛ حق و تکلیف بودن یعنی انتظار مردم برای تحقق خواستههای مادی و معنوی به شرط آنکه از این حق استفاده و به این تکلیف عمل شود؛ آنچه مهم میباشد منتخب مردم، وظیفهای عمومی نسبت به مصالح و منافع عموم مردم و نظام اسلامی دارد، اما این سؤال و انتظار معقول نیز در جای خود باقی است که فرد یا گروهی که خود را محروم از این دو امر مهم (حق و تکلیف) کرده است در سرنوشت خود و آیندگان چه نقشی ایقا نموده است؟ آیا در صف بیتفاوتهای به امور کشور و کشورداری قرار نگرفته است؟ و آیا زمینه را برای ایجاد ناهنجاریهای اجتماعی ایجاد نکرده است؟ و آیا بستری مناسب برای خواست و مطالبه عمومی به روشی معقول و مدنی را از دست نداده؟ و بالاخره آیا این بیتفاوتی، او را سهیم در مشکلات احتمالی ننموده است؟ بدیهی است که حقوق و تکالیف انسانها زمانی جنبه اثرگذاری دارد که بدانها عمل شود.
ضرورت هفتم: انتخابات و صیانت از ارزشهای اجتماعی
ارزشهای اجتماعی در این مقال، همان ارزشهای تائید شده به شرع و عقل است که در مجموعه قوانین، مستظهر است؛ ماهیت انتخابات در سطح کشور نشان میدهد که جامعهی متعالی، جامعهای است که از ارزشهای خود شناخت و تعریفی بر مدار حقایق موجود داشته باشد؛ امروز نظام و جامعه اسلامی در افقی بلند، ارزشهای خود را معرفی نموده و درپاسداشت آنها اصرار میورزد، حال سوال این است چه کسانی حافظ این ارزشها که با مجاهدتهای فراوان به دست آمده میباشد؟ پاسخ این سؤال را پای صندوقهای رای میتوان با روشی مترقی، ابراز و اعلام نمود، آنچه واضح است پاسداشت اصول اسلامی و ارزشهای انقلابی، زمانی محقق میشود که مردم مَسند این امور را به اهل خودش بسپارد.
ضرورت هشتم: امید برای ساخت کشوری در تراز تمدن نوین اسلامی
یکی از مظاهر برگزاری انتخابات پرشور و با نشاط، ایجاد امید برای رسیدن کشور به جایگاه واقعی خود در داخل، منطقه و جهان است؛ ترسیم سیاستهای عملی در ارتباطات اجتماعی و روابط خارجی و اتصال زنجیره مدیران و قانونگزاران متخصص و متعهد، امر دیگری است که محل چنین رویکردی پای صندوقهای رای مشخص میشود و این امر در نظام اسلامی به شکلی جامع مشخص گردیده که از بالاترین مقام تا سطوح پائینتر توسط مردم انتخاب میشوند تا بواسطه آرای ملت و عمل منتخبین به وظایفشان، امید در جامعه زندهتر و نمایانتر شود. مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم که با محوریت جوانان عزیز و مستعد کشور نگاشتهاند، امید را شاخصه اصلی پیشرفت کشور بیان میکنند و بلکه روح بیانیه گام دوم انقلاب، امید صادق به آیندهای روشن و افقی روشنتر برای کشور میباشد.
ضرورت نهم: رهآورد انتخابات، ظهور مدیران قوی و استعدادهای جدید
از برکات انتخابات در ایران و سایر کشورها، ظهور چهرههای جدید و مستعد و اکثراً با ایدههای نو میباشد، زمینه ورود نخبگان به عرصه انتخابات و قرار گرفتن در معرض آرای مردم، از اصلیترین معیارهای تربیت و ترقی نیروهای کارآمد است که ثمره آن در پیشرفت کشور است، این امر با توجه به جوانی جمعیت در کشورمان، فضای مناسبی را ایجاد میکند که نیروهای جوان در کنار نیروهای با تجربه، آینده نظام اسلامی از این حیث تأمین شود بعلاوهی آنکه هجمه بدخواهان در اتهام زنی نسبت به کنار گذاشتن جوانان و استعدادهای مؤثر را خنثی کند. مشاهدات و تجربیات میدانی نشان داده است که نوک پیکان حملات دشمنان به سمت امید و اطمینان جوانان نشانه رفته که یکی از آنها، تهمت بیتوجهی نظام به نیروهای کارآمد جوان در سطوح ملی، استانها و شهرستانهاست، هرچند این تهمتی بیش نیست اما بهترین سند برای اثبات حضور جوانان در مدیریت کشور، شرکت آنان در انتخابات است اعم از اینکه نامزد انتخابات یا از رای دهندگان باشند. به هرصورت میتوان انتخابات را یکی از صحنههای جدی شناخت مدیران و استعدادهای جوان و نخبه دانست.
ضرورت دهم: اهمیت عنصر زمان و مکان در انتخابات
اصل انتخابات امری مهم است که کمتر کسی نسبت به آن تردید میکند، اما گاه انتخاباتی به دلائل مختلف از ویژگی و اهمیت بیشتری برخوردار است، از همین جهت تشخیص صحیحتر و تصمیم درستتر زمانی اتفاق میافتد که ملت عزیز و کاندیداهای محترم نسبت به زمان و مکان، عنایت خاصی داشته باشند؛ این توجه در تمام زوایای یک انتخابات بزرگ، میتواند نتیجهای مقبول به همراه داشته باشد؛ به این معنا که هم نامزدها بدانند چگونه عملی و چگونه بیانی شایسته است و هم انتخاب کنندگان با درک شرائط خاص کشور، منطقه و جهان در برههی کنونی، حضوری با معنا که غیرت دینی و عِرق ملی را در منظر و مرئی جهانیان قرار دهند، این خصوصیت با توجه به محوریت مقاومت در منطقه و نیز نگاه و امید بسیاری از ملتها به شور و شعور ایرانیان در صحنه و همایش سیاسی، اهمیتی مضاعف دارد.
ضرورت یازدهم: انتخابات و دفع فتنهها و آشوبها
برگزاری انتخابات و آزادی و سلامت آن، جلوی بسیاری از بهانهها که بسترساز برخی از فتنهانگیزیها و آشوبگریها میشود را میگیرد؛ انتخابات محل اعلام نطر براساس مردمسالاری و اصل حق انتخاب میباشد و این یک منطق پذیرفته شده در میان عقلای جهان است؛ لذا مشارکت بالای مردم در انتخاباتها، این پیام را به همگان میرساند که راه بیان مسائل و برون رفت از مشکلات، راهی منطقی و عقلائی بنام انتخابات است که با انتخاب درست و اصلح، میتوانند نمایندهای را راهی مجلس کنند که سخنگوی آنان در مطالبات بحق و وکیلی برای ارائه طرحها و پیگیر مشکلات مناطق کشور باشند. اگر همهی ما براساس این استاندارد، فکر و اندیشه خود را آماده سازیم و در روز انتخابات، صلاحیتها را ملاک انتخاب قرار دهیم، بدون شک بسیاری از هنجارشکنیها، خنثی خواهند شد، چرا که نمایندهای که زبان گویای آنان باشد را راهی مجلس نمودهاند.
ضرورت دوازدهم: انتخابات مظهر اثبات جمهوریت
مهمترین اثر انتخابات در کشور ما، اثبات جمهوریت به معنای واقعی است که راه را برای ارادهی عمومی ملت باز میکند، توجه به انظار و آرای عموم ملت، علاوه بر آنکه انگیزهها و امیدها را فزونی میبخشد، موجب جلب رضایت مردم و نظارت آنها در مسائل مختلف کشور است؛ این کلام به این معنا است که جایگاه انتخابات دارای چنان شأن و جایگاهی است که میتواند موتور محرک در دیگر مناسبتها و مواقع حضور مردم شود و به تعبیر دیگر جمهوریت زمانی معنای واقعی پیدا میکند که مردم نسبت به وقایع مختلف جامعه، مسئولیتپذیر باشند که به نظر میرسد انتخابات در تراز اسلامی میتواند منشاء حساس بودن جامعه نسبت به برخی از ناملایمتیها باشد. به هر صورت از اقتضاءآت انتخابات ایجاد حس همگرایی و مسئولیت پذیری در امور مربوط به اصول و فروع انقلاب اسلامی میباشد.
ضرورت سیزدهم: معیارهای انتخاب اصلح
در بیان امامین انقلاب، معیارهای انتخاب اصلح به وضوح بیان شده؛ مجموع این معیارها در سه عنوان دیانت، عقلانیت و صلابت منتخبین در گفتار و رفتار خلاصه میشود، از این نکته نتیجه دیگری نیز دریافت میشود که در هر دورهای از انتخابات علاوه بر معیارهای اصلی، برخی معیارهای دیگر مانند برائت و بیزاری از کسانی که در قالب فتنهها، آشوب و شرارتها، هرینههای سنگین و بعضاً غیر قابل جبران ایجاد کردهاند. این مسأله برای کشور ما دارای اهمیت خاص است، چرا که گره خوردن انقلاب با اسلام، تخلفات و تحرکات خلاف شئون نطام اسلامی، نه تنها موجب دلسردی و فاصله گرفتن مردم از اهداف و آ مانهای انقلاب میشود بلکه در مواردی آسیب جدی به اعتقادات دینی مردم وارد میکند، لذا رأی همراه با مطالعه و شناخت، ارزش والایی به مثابه سپردن سرنوشت جامعه به اهل آن میباشد.
ضرورت چهاردهم: دقت نامزدهای انتخابات به صداقت در وعدهها
بدون شک یکی از آسیبهای وارده بر اعتماد مردم، وعدههای نامربوط و بعضاً غیر ممکن برخی از نامزدها در دوران تبلیغات انتخاباتی و پس از آن میباشد، ارائه آمارهای بیمبنا و غلط، سخنان اختلافانگیز، همسویی با بیگانگان و معاندان در نطقهای انتخاباتی، جدالهای بیثمر و اکثراً مضر به حال انتخابات در میان نامزدها، رعایت نکردن اخلاق خصوصا در فضای انتخابات و... از اموری است که باعث بیرغبتی در مشارکت مردم در انتخابات میشود اما چنانچه گفته شد، بدترین نوع تبلیغات، وعدههایی است که گاهی محال مینماید و نشاندهنده عدم تسلط نامزدها بر امکانات کشور و شرح وظایف نمایندگان میباشد. البته این مورد از باب آنچه که سابقاً در میان برخی از نامزدهای انتخاباتی رواج یافته بود، بیان شد تا اشارتی به مهمترین ویژگی در تبلیعاتهای انتخاباتی نامزدها یعنی صداقت در بیان و عمل، باشد
ضرورت پانزدهم: محافظت و پاسداری از مبانی و مفاهیم ارزشی توسط نامزدهای انتخابات
امروزه جریانهای مختلفی با استدلالهای واهی و مغرضانه سعی در القای عدم مشارکت مردم در انتخابات دارند که گاهی وقیحانه مهمترین اصول و ارکان نظام را متهم و ارزشهای دینی را زیر سوال میبرند، در چنین مواقعی بارزترین ویژگی نمایندهی تراز انقلاب اسلامی، مواظبت از اصول و ارزشهایی است که ملت شریف ایران با تمام داشتههای خود، از این اصول حفاظت کرده و در این راه از جان و مال خود دریغ نکردند، این یعنی حرکت در صراط مستقیم انقلاب که در این راه هیچگونه تزلزل و ضعفی نباید داشت و به تعبیر دیگر، انتخاب نماینده شجاع در برابر یاوهگوئیها، یک عمل حسنه بلکه وظیفه ملی و انقلاب محسوب میشود که در میدانهای مختلف فکر و ذهن مردم را آرام میکند که نمایندهای انتخاب کردهایم که در برابر شدت هجمهها و اغواگریها دارای شهامت، شجاعت و منطق مقابله میباشد؛ بدون تردید اشاعه این فرهنگ، موجب رغبت و مشارکت فعال مردم در انتخابات میشود.
ضرورت شانزدهم: تمرکز کاندیداهای محترم به اولویتهای جامعه
در هر کشور موفقی، نامزدهای انتخابات فارغ از جهتهای گمراهکننده در رسانهها و غیر رسانهها، به بررسی میدانی اولویتهای خدمت و طرحهای کارگشا از مشکلات مردم میپردازند، این امر فی نفسه، امری پسندیده است که باعث فزونی همّت و تمرکز کاندیداها بر این امور میشود؛ در کشور ما برخی از مشکلات است که با وضع قوانین و اجرای صحیح توسط دولتها، میتواند تا حدود زیادی این مشکلات را رفع کند اما طبیعی است چنین اقدامی نیاز به سنجش اولویتها و امکانات دارد که توسط کاندیداهای محترم میتواند مورد بررسی قرار بگیرد، نتیجه آنکه وزان سخنان، طرحها و وعدهها موجب وزان انتخابات و اشتیاق بیشتر برای مشارکت در انتخابات میشود که البته در این مورد نیز سخنان سطحی و بسنده کردن به برخی گزارشها، موجب پائین آمدن جایگاه انتخابات، نامزدها و مجلس میشود؛ آنچه که در این مجال باید برآن تاکید فراوان داشت نقش فرهیختگیِ نامزدهای انتخابات در مشارکت حداکثری مردم در پای صندوقهای رای میباشد.
ضرورت هفدهم: جایگاه قانونگذاری در ارتقاء امنیت و سلامت جامعه
امنیت در تمام ابعاد و موضوعات آن امری حیاتی برای کشور است و گستره آن تمام امور جامعه اعم از امنیت ملی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... را در بر میگیرد؛ برای نمونه، امنیت اقتصادی و حفظ سرمایه مردم، امری است که تقریبا دغدغه همگان شده است، رفع بسیاری از این نگرانیها بواسطه وضع قوانین صورت میپذیرد.
آنچه که مهم است سلامت جامعه و حرکت همراه با اقتدار برآمده از قانون، نیازمند بازنگری یا قانونگذاری جدید میباشد؛ تکالیف الزامآور و نظارت واقعی و مؤثر، کلاننگری در قانونگذاری، پرداختن به موضوعات دارای اولویت و... که نشان دهندهی مجلسی زنده و پویا است، امری است که هم نیازمند تبیین توسط نخبگان و سخنرانان دارد و هم در بیان نامزدهای انتخابات باید مشهود باشد، اینها بخشی از موارد مربوط به جایگاه مجلس شورای اسلامی است که شاید با مرور ایام، جایگاه اصلی مجلس به امور دیگری مانند عزل و نصبها کشیده شده است و میتوان با تدبیری ازسوی نمایندگان نسبت به جایگاه اصلی، تنویر افکار عمومی داشت که مجلس شورای اسلامی، مجلس تقنین و نظارت است نه ورود به عزل و نصبها که اکثراً ثمری جز اختلاف و اختلال در نظم مدیریتی منطقه و شهرستان ندارد.
ضرورت هجدهم: ارائه شعارهای انتخاباتی در حمایت از قشر آسیبپذیر جامعه
در نظام اسلامی، اصل حمایت از اقشار آسیبپذیر جامعه در حد امکان و یا در حد قول و عمل، اجرا شده است، اما شتاب تورم از یک سو و رکود اقتصادی از سوی دیگر، گروههای زیادی از جامعه را با سردرگمی روبرو ساخته، امروز خواسته همگانی در کشور، رونق اقتصادی، مهار تورم و نشاط داد و ستد در میان تولید کننده و مصرف کننده است، اما آنچه که تکلیف دینی و قانونی محسوب میشود، همت همگان برای رفع مشکلات دهکهای پائین جامعه است.
توقع مشارکت عمومی و حداکثری زمانی محقق و عملی میشود که این عزم با بیانی صادق و ارائه اجمالی طرحها از سوی کاندیداها اعلام شود تا اطمینانی نسبی به وعدهها در میان مردم بویژه قشر محروم جامعه ایجاد شود که البته باید در نظر داشت این امر دچار شعارزدگی و سخنان فریبنده جهت کسب رای بیشتر نشود.
ضرورت نوزدهم: رقابت صحیح و سالم
انتخابات گود رقابت است که فرهنگ و قواعد آن در جمهوری اسلامی مبتنی بر بسیاری از فضائل اخلاقی میباشد که میتواند جامعه را قانع کند تا در انتخابات حضور موثر پیدا کند و چنانکه گفته شد، رقابت صادقانه و در جهت خدمتگزار بودن مردم و پایبند به اصول اسلامی و اجتماعی، باعث حضور بیشتر مردم در انتخابات میشود و از سوی دیگر بداخلاقیهای انتخاباتی و رقابتهای مبتنی بر خواستههای نفسانی و حب جاه و مقام، عاملی شکننده در امید و اعتماد مردم میباشد.
پرهیز از هرگونه امری که موجب فاصله گرفتن یا قهر مردم با صندوقهای رای شود، بازی کردن در زمین دشمنان و موجبات خرسندی دشمنان را فراهم ساخته، بدون تردید میدان انتخابات میدان بروز ارزشهای دینی و انقلابی است چه نامزدی موفق به کسب آرای بیشتر بشود و یا نشود؛ آنچه مهم است عمل به تکلیف در ابعاد مختلف انتخابات است که اگر مردم این فرهنگ مترقی را در رقابتها مشاهده کردند بدون شک، میدان را میدان رقابت در خدمتگذاری میبینند و با اشتیاق در ابن رقابت سهیم خواهند بود.
ضرورت بیستم: یقین داشتن مردم به حل مشکلات با حضور در انتخابات
مردم مؤمن و بصیر ایران، ملتی آگاه است و عرصههای تأثیرگذار را به خوبی میشناسند و به باور بسیاری از کارشناسان متعهد، انتخابات این دوره علیرغم تلاش دشمنان در دلسرد کردن مردم نسبت به مشارکت در انتخابات، حضوری گسترده خواهند داشت و بر این باور هستند که امروز جمهوری اسلامی از اقتداری بیسابقه در سطح جهان برخوردار است و همین امر باعث شده تا دشمنان نقاط قوّت جمهوری اسلامی را مورد هدف قرار داده، از اینرو آنجا که دشمنان وارد محدودهی ارزشهای آنان شود، پاسخی قاطع به آنان خواهد داد.































