emamian

emamian

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

أَخبَرَنَا ابنُ مَخلَدٍ قَالَ: أَخبَرَنَا الخَلَدِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الحَسَنُ بنُ عَلِیٍّ القَطَّانُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبَّادُ بنُ مُوسَى الخُتَّلِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو إِسمَاعِیلَ إِبرَاهِیمُ بنُ سُلَیمَانَ المُؤَدِّبُ عَن عَبدِ اللَّهِ بنِ مُسلِمٍ عَن سَعِیدِ بنِ جُبَیرٍ عَنِ ابنِ عَبَّاسٍ قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِه) یَجلِسُ عَلَى الأرضِ وَ یَأْکُلُ عَلَى الأرضِ وَ یَعتَقِلُ الشَّاةَ وَ یُجِیبُ دَعوَةَ المَملُوکِ عَلَى خُبزِ الشَّعِیرِ.(۱)
 
عَن ابن عبّاس قال: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِه) یَجلِسُ عَلَى الأرض
[پیامبر] دنبال این نبود که یک فرشی، چیزی داشته باشد؛ در مسجد، در ملاقات با یک نفری که در بین راه با ایشان برخورد میکرد، و میخواست دو کلمه حرف بزند، روی زمین می‌نشست.

وَ یَأْکُلُ عَلَى الأرض
گاهی غذایش را هم همین طور که روی زمین نشسته بود، میخورد. سفره‌ای بیندازند و آدابی و تشکیلاتی و حالا یک بشقابی، کاسه‌ای، چیزی مثلاً؛ نه، همین طور روی زمین می‌نشستند و غذای ساده‌ای میل میکردند.

وَ یَعتَقِلُ الشَّاة
گوسفندی فرضاً داشتند، ریسمان گوسفند را دستشان میگرفتند. «یَعتَقِل» از «عِقال کردن» است دیگر، یعنی آن را نگه داشتن، گوسفند را نگه میداشتند. خب، این خلاف شأن است دیگر؛ ماها اگر باشیم، حالا یک گوسفندی هم داشته باشیم، دستمان نمیگیریم توی خیابان و کوچه. این بزرگوار میکردند این کار را.

وَ یُجِیبُ دَعوَةَ المَملُوکِ عَلَى خُبزِ الشَّعِیر
گاهی یک غلامی مثلاً نشسته بود یک جایی روی زمین و داشت نان جوی میخورد؛ حضرت عبور میکردند، تعارف میکرد، آقا! بفرمایید؛ می‌نشستند حضرت پهلوی او. نمیگفتند شأن ما نیست، نمیشود، مناسب نیست.

اینکه ما این قدر میگوییم و میشنویم که باید مردمی باشیم، یعنی این. مردمی بودن به ادّعاکردن نیست. با مردم، با زندگیِ مردم کنار بیاییم، مثل مردم زندگی کنیم، با طبقات مختلف مردم انس بگیریم. این، معنای مردمی بودن است. بعضی از ماها که حالا معمّم هستیم، اگر مثلاً یک آدم ذی‌شأنی، آدم محترمی باشد، خب، سلام علیک میکنیم، گرم میگیریم، اگر کاری با ما داشته باشد گوش میکنیم، آقا! یک استخاره‌ای بکنید، قرآن را درمی‌آوریم و یک استخاره‌ای برایش [میگیریم]. اگر یک آدم فرودستی باشد، یک آدم مثلاً [سطح] پائینی باشد؛ نه، اعتنا و اهتمامی نمیکنیم! این، خلاف سیره‌ی رسول اللّه است. سیره‌ی پیغمبر این است که با فقرا و با ضعفا و مانند اینها کنار می‌آمد. به شئون ظاهری و آن چیزهایی که به حسب ظاهر موجب جلال و شوکت و این چیزها است، اهمّیّتی نمیداد. وضع زندگی پیغمبر این طور بود؛ این برای ما واقعاً درس است. حالا ما البتّه نه توقّع داریم، نه میشود توقّع داشت که مثل آن بزرگوار یا مثل امیرالمؤمنین رفتار کنیم؛ نه، خب، وضع آنها وضع دیگری است، جایگاهشان جایگاه دیگری است امّا آن را بایستی ملاک قرار بدهیم. آن را مثل یک نشانه‌ای [قرار دهیم]؛ شما فرض کنید از یک دامنه‌ی کوهی دارید میروید بالا، آن قلّه مورد نظرتان است، به قلّه نمیرسید امّا به طرف قلّه میروید، حرکت به آن سمت میکنید؛ باید اینجوری باشد.

۱) امالی طوسی، مجلس چهاردهم، ص ۳۹۳؛ «ابن عبّاس گوید: پیامبر خدا (صلّی اللّه علیه و آله) بر زمین مى‌نشست، و بر زمین غذا مىخورد، و گوسفند به دستشان مىگرفت، و دعوت برده‌اى را به نان جوین مىپذیرفت‌.»

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

اَخبَرَنا اَبُو الحَسَنِ مُحَمَّدُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ مُحَمَّدِ بنِ مَخلَدٍ قالَ: حَدَّثَنا اَبو جَعفَرٍ مُحَمَّدُ بنُ عَمرِو بنِ البَختَریِّ الرَّزّازُ اِملاءً فِی السَّنَةِ المُقَدَّمِ ذِکرُها قالَ: حَدَّثَنا سَعدانُ بنُ نَصرٍ قالَ: حَدَّثَنا مُحَمَّدُ بنُ مُصعَبٍ القِرقِسانیُّ قالَ: حَدَّثَنا الاَوزاعیُّ، عَن اَسیدِ بنِ خالِدِ بنِ دُرَیکٍ، عَن عَبدِ اللهِ بنِ مُحَیریزٍ قالَ: قُلتُ‌ لِرَجُلٍ‌ مَن‌ اَصحابُ‌ النَّبیّ‌ (صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) -قَالَ الاَوزاعیُّ: حَسِبتُ اَنا اَنَّهُ یُکَنّى اَبا جُمُعَةٍ- حَدِّثنا حَدیثاً سَمِعتَهُ مِن رَسولِ اللهِ (صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) قالَ: لَاُحَدِّثَنَّکَ حَدیثاً جَیِّداً: تَغَدَّینا یَوماً مَعَ رَسولِ اللهِ (صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) وَ مَعَنا اَبو عُبَیدَةَ بنُ الجَرّاحِ فَقُلنا: یا رَسولَ اللهِ هَل اَحَدٌ خَیرٌ مِنّا، اَسلَمنا مَعَکَ وَ جاهَدنا مَعَکَ قالَ: بَلى قَومٌ مِن اُمَّتی یَأتونَ مِن بَعدِکُم فَیُؤمِنونَ بی.(۱)
                                                                                                                                                                               
عن عبدالله بن مُحَیریز قُلتُ‌ لِرَجُلٍ‌ مَن‌ اَصحابُ‌ النَّبیّ‌ (صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) -قَالَ الاَوزاعیُّ: حَسِبتُ اَنا اَنَّهُ یُکَنّى اَبا جُمُعَةٍ- حَدِّثنا حَدیثاً سَمِعتَهُ مِن رَسولِ اللهِ (صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه)
 شخص [عبدالله بن‌محیریز] فرصت پیدا کرده، دستش به یکی از اصحاب پیغمبر -که اوزاعی میگوید گمان میکنم این شخصی که از او نقل میکند، کنیه‌اش اباجمعه بود- رسیده و میخواهد استفاده کند؛ میگوید: یک حدیثی که از پیغمبر شنیدی را برای ما نقل کن.

قالَ: لَاُحَدِّثَنَّکَ حَدیثاً جَیِّداً: تَغَدَّینا یَوماً مَعَ رَسولِ اللهِ (صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه) وَ مَعَنا اَبو عُبَیدَةَ بنُ الجَرّاحِ فَقُلنا: یا رَسولَ اللهِ هَل اَحَدٌ خَیرٌ مِنّا، اَسلَمنا مَعَکَ وَ جاهَدنا مَعَکَ
آن صحابی گفت که یک حدیث خوبی برایتان نقل میکنم؛ یک روز مثلاً صبحانه یا ناهار در خدمت حضرت بودیم و غذا خوردیم؛ ابوعبیده که جزو رجال معروفِ دوروبرِ پیغمبر بود [حضور داشت و گفتیم:] شما کسی بهتر از ما هم می‌شناسید؟ اوّل که به تو ایمان آوردیم، اسلام را اختیار کردیم؛ بعد هم که با تو آمدیم و جنگ کردیم؛ بهتر از این چه میشود؟ شما کسی بهتر از ما را سراغ دارید؟

قالَ: بَلى قَومٌ مِن اُمَّتی یَأتونَ مِن بَعدِکُم فَیُؤمِنونَ بی
پیغمبر (صلّی الله علیه و آله) فرمودآن کسانی که به من ایمان می‌آورند، در حالی که من را ندیده‌اند، از شما افضلند. در دعای سمات میخوانید که «وَ آمَنّا بِهِ وَ لَم ‌نَرَهُ صِدقاً وَ عَدلاً»؛(۲) یعنی به پیغمبر ایمان آوردیم -«صِدقاً وَ عَدلاً» قید «آمَنّا» است- در حالی که پیغمبر را ندیده‌ایم. آن کسانی که آن وجود نورانی را ندیده‌اند، آن معجزات را ندیده‌اند، آن تأثیرِ نَفَس را ندیده‌اند، آن کسانی آن تجسّم توحید، تجسّم اخلاق، تجسّم فضیلت، تجسّم همه‌ی آرزوهایی را که ممکن است به ذهنِ برترینِ انسانها برسد -که رسول اکرم (صلّی ‌الله ‌علیه ‌و آله) بود- ندیده‌اند، در عین حال به او ایمان آورده‌اند و وظایف شرعی‌شان را انجام داده‌اند و جهاد در راه خدا هم کرده‌اند، معلوم است که از شما افضلند؛ درست است؛ مقتضای عقل و قاعده هم همین است.

امام (رضوان ‌الله ‌علیه) فرمودند این کسانی که امروز هستند، از اصحاب پیغمبر، یا بالاترند یا کمتر نیستند؛(۳) واقعش همین است. آن جوانِ مؤمنِ مخلصی که از همه‌ی لذّات زندگی، از همه‌ی آرزوهای جوانی، از همه‌ی شهوات، خواسته‌ها، از زندگیِ راحت، از پدر و مادر، از همسر، از فرزند چشم میپوشد، میرود در راه خدا جهاد [میکند] -حالا یا در جبهه‌های دفاع مقدّس، مثل آن دورانها، یا در جبهه‌ی دفاع از حرم، مثل زمان ما، یا دفاع از امنیّت، فرق نمیکند- از آنها بالاترند. قدر این حالت را باید دانست؛ و قدردانی‌اش هم به این است که واقعاً و حقیقتاً آن جوری که از ما توقّع هست عمل کنیم؛ بخصوص ما عمّامه‌ای‌ها که خب مرجعِ دینِ مردم محسوب میشویم و دینشان را از ما میخواهند سؤال کنند، تقیّد به دین داشته باشیم. و اگر ماها از جهت تقوا و پرهیزکاری و ورع از محارم و بی‌رغبتی به جلوه‌های مادّیِ دنیا و زیبایی‌های دنیا و مانند اینها، تقیّد را به خودمان تحمیل کنیم و وادار کنیم خودمان را به این معنا، مسلّماً بهتر از آنها هستیم.

 
۱) امالی طوسی، مجلس چهاردهم، ص ۳۹۱؛ «عبداﷲبن‌محیریز گفته است: به مردی از اصحاب پیامبر -که اوزاعی [از راویان این حدیث] گفته گمان میکنم که کنیه‌اش ابوجمعه بود- گفتم حدیثی از رسول خدا که خودت آن را شنیده باشی برایمان بگو. او گفت حدیثی خوب برایتان خواهم گفت: روزی با رسول خدا صبحانه میخوردیم و ابوعبیدة‌بن‌جرّاح هم با ما بود که گفتیم: آیا مردمانی بهتر از ما هستند، حال آنکه به تو اسلام آوردیم و به همراهت جنگیدیم؟ ایشان فرمود: آری! گروهی از امّتم پس از شما می‌آیند که [ندیده] به من ایمان می‌آورند.»
۲) مصباح المتهجّد، ج ۱، ص ۴۱۹
۳) صحیفه‌ی امام، ج ۲۱، ص ۴۱۰ (با اندکی تفاوت)

سوره های چهار قل یا چارقل، که به« سُوَر قل» و« ذات القلاقل» هم مشهورند حاوی چهار سوره کوتاه از قرآن مجید است که هر یک از آن ها بعد از بسم الله الرحمن الرحیم با کلمه« قل» شروع مى شوند.
متن و ترجمه سوره های چهار قل:
سوره کافرون:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ (١) لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ (٢) وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (٣) وَلا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ (۴)وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (۵) لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ (۶)
بگو اى کافران (۱) آنچه مى ‏پرستید نمى ‏پرستم (۲) و آنچه مى ‏پرستم شما نمى ‏پرستید (۳) و نه آنچه پرستیدید من مى ‏پرستم (۴) و نه آنچه مى ‏پرستم شما مى ‏پرستید (۵) دین شما براى خودتان و دین من براى خودم (۶)
سوره اخلاص:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (١) اللَّهُ الصَّمَدُ (٢) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (٣) وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ (۴)
بگو خداوند یکتاست (١) خدا بی نیاز است(٢) نه زاییده و نه زاییده شده ( فرزند ندارد و فرزند کسی نیست)(٣) هیچ کس همتای او نیست(۴)
 سوره فلق:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (١)مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ (٢) وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ (٣) وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ (۴)وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ (۵)
بگو: «پناه مى‌برم به پروردگار سپیده دم(۱) از شرّ آنچه آفریده،(۲) و از شرّ تاریکى چون فراگیرد(۳) و از شرّ دمندگان افسون در گره‌ها(۴) و از شرّ [هر] حسود، آنگاه که حسد ورزد.»(۵) 
سوره ناس:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ (١) مَلِکِ النَّاسِ (٢)إِلَهِ النَّاسِ (٣) مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ (۴) الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ (۵) مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ (۶)
بگو: به پروردگار مردم پناه می‌برم(١) فرمانروای مردم(٢) خدای مردم(٣) از شر وسوسه وسوسه گر نهانی (۴)  آن که در دل‌های مردم وسوسه می‌کند(۵) خواه از جنیان باشد یا از آدمیان(۶)

خواص خواندن چهارقل:
چهارقل این سوره ها خواص ضد چشم زخم و سحر دارند، مانند آیة الکرسی این سوره هـای قرآنی برای برطرف سحر و جادو، چشم زخم و در امان ماندن از بخل و زیان خواص هـای تائید شده بسیاری دارند.
خواندن چهار قل برای تعویذ و در امان ماندن خود و فرزند و مال از اسیب، سفارش شده است. چهارقل، در زمان های گوناگون، از عناصر فرهنگ عامه ایرانیان بوده و برای در امان ماندن از خطرات خوانده می شده است؛ چنان که سنایی غزنوی، شاعر
فارسی زبان قرن پنجم هجری، در یکی از شعرهای خود چارقل را حرز خوانده است. همین‌ طور در یکی از داستان های جلال آل احمد، داستان نویس معاصر آمده است: « صبح ها که دکانش را باز میکرد ، چهارقل می خواند».
سوره کافرون:
سوره کافرون صد و نهمین سوره از سوره های نورانی قرآن کریم است که درمکه نازل شد. از امام جعفر صادق (ع) گفته شده است:هر کس این سوره را در شب جمعه صد دفعه قرائت نماید رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم را در خواب خواهد مشاهده کرد.
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:هر کس سوره کافرون را تلاوت نماید شیاطین از وی دور شده و از سختی های بزرگ روز رستاخیز در عافیت میباشد و همچنین در جایی دیگر فرمودند: هر کس موقع طلوع خورشید ده مرتبه این سوره را بخواند وآنگاه دعا کند دعایش اجابت میشود.
سوره اخلاص:
سوره اخلاص یا توحید صد و دوازدهمین سوره و از سوره های مکی قرآن که در جزء سی ام قرار دارد. این سوره را بدین دلیل توحید یا اخلاص نامیده اند که در مورد یگانگی خدا سخن میگوید و انسان را از شرک، خلاصی میدهد. محتوای سوره اخلاص، توحید و یگانگی خداوند و بی‌نیازی وی از غیر خود و نیازمندی مخلوقات به اوست.
سوره فلق:
سوره فلق صد و سیزدهمین سوره و از سوره های مکی قرآن که در جز سی ام جای گرفته است. هر کسی( سوره فلق) را قرائت نماید، برای وی مایه شفا و امنیت از سحر و باعث رحمتی برای ثابت ماندن بر عافیت است.
امام صادق( (ع) ) در روایتی فرمود: هر کس در خواب ببیند که سوره فلق را قرائت میکند ، از حیله و نیرنگ زنان و سحر ساحران در امان است و روزی اش زیادمی شود.
سوره ناس:
سوره ناس، صد و چهاردهمین ( آخرین) سوره و از سوره های مکی قرآن که در جز سی ام آورده شده است. سوره ناس جزء چهارقل به حساب می آید و خداوند در این سوره به پیغمبر( ص) فرمان میدهد در در برابر وسوسه گرانِ پنهان به خدا پناه ببرد. در بعضی از تفسیرهای اهل سنت آمده است این سوره زمانی نازل شد که مردی یهودی، پیامبر( ص) را سِحر کرد و پیامبر به دلیل آن بیمار شد.

قبرستان مَعْلاة

قبرستان مَعلاة ـ محله بالا ـ يا حُجون که در ميان ايرانيان به قبرستان ابوطالب شهرت يافته قبرستاني کهن است که به دليل درآغوش گرفتن بسياري از چهره هاي برجسته و ممتاز از اجداد و اصحاب رسول خداصلي الله عليه وآله و علما و تابعين، پس از قبرستان بقيع، قبرستاني مورد توجه و اعتناي مسلمانان بوده و از زيارتگاه هاي عمومي زائرانِ خانه خدا به شمار مي آيد.

اين مکان را در قرون اخير به نام مقبره بني هاشم نيز مي شناسند. سنگي که در مدخل ورودي قبرستان نصب شده نشان مي دهد که قبرستان ياد شده در سال 1383 ق. تجديد بنا شده است.

در حال حاضر، با کندن کوه حجون تلاش مي شود تا محدوده قبرستان در آن سمت نيز گسترش يابد. در گذشته ورود به قبرستان ممنوع بود، اما در حال حاضر امکان ورود به قبرستان براي مردان وجود دارد.

دفن شدگان در قبرستان معلاة

عبدالمطّلب گفته مي شود يکي از چهره هاي مهم بني هاشم که در قبرستان حجون دفن شده، عبدالمطّلب، جدّ پيامبرصلي الله عليه وآلهاست. او از افراد بسيار با شخصيت شهر مکه بود که ميان عرب ها نفوذي فراوان داشت. عبدالمطّلب دو سال سرپرستي رسول خداصلي الله عليه وآله را عهده دار بود. برخي از اعمال او که به احتمال قريب به يقين، برگرفته از سنّت ابراهيمي و از مکتب حُنَفا بود، همچون سنّتي در ميان عرب ها مورد پيروي قرار گرفت و حتي اسلام نيز شماري از آنها را تأييد کرد. عبدالمطّلب را بايد يکي از احياگران آيين ابراهيمي دانست.

ابوطالب چهره شاخص ديگر، ابوطالب فرزند عبدالمطّلب و عموي پيامبرصلي الله عليه وآلهاست. وي در پرده تقيّه توانست حمايتي قابل ستايش از رسول خداصلي الله عليه وآله در برابر فشار مشرکان به عمل آورد. او در برابر تهديدهاي قريش، حاضر نشد رسول خداصلي الله عليه وآله را به آنان تسليم کند و حمايت آشکار خود را از آن حضرت در همه مراحل اعلام کرد.

اشعار زيادي از ابوطالب بر جاي مانده که، علاوه بر ايمان عميق او، نشان دهنده چهره ادبي اين بزرگمرد هاشمي است. اين اشعار، ضمن ديوان وي که در قرن سوم فراهم آمده، موجود و به چاپ رسيده است. بر اساس اسناد دقيق تاريخي، وي بزرگترين حامي پيامبرصلي الله عليه وآله در سال هاي خفقان در مکه بود. ابوطالب در همان آغاز بعثت، فرزندانش علي و جعفر را به خدمت رسول خداصلي الله عليه وآله فرستاد و خود نيز تا سال دهم بعثت که زنده بود، هرگز در دفاع از آن حضرت کوتاهي نکرد.

خديجه عليها السلام ـ چهره ديگر مدفون در قبرستان ابوطالب، حضرت خديجه است. او زني فداکار و ايثارگر و نخستين زن مؤمن به رسول خداصلي الله عليه وآله بود.

وي تمامي اموال خود را وقف پيشبرد اسلام کرد و در برابر فشاري که قريش بر رسول خداصلي الله عليه وآله وارد مي کردند، بهترين يار صميمي او در خانه محسوب مي شد. رسول خداصلي الله عليه وآله هميشه از او به نيکي ياد مي کرد تا جايي که حسادت برخي از همسران وي برانگيخته مي شد، اما آن حضرت از تحسين خديجهعليها السلام خودداري نمي کرد.

گفتني است که روي قبر حضرت خديجه بقعه اي بوده که آن را خراب کرده اند. همين طور بقعه هاي ديگري روي برخي از مزارهاي ديگر وجود داشته که تخريب شده است.

اين که بقعه ها دقيقا روي محل دفن اجداد پيامبرصلي الله عليه وآله ساخته شده باشد، ترديدهايي وجود دارد، زيرا تا پيش از قرن دهم، مورخان مکه از محل قبر اين بزرگواران در قبرستان ياد شده، سخن نگفته اند. اما بر اساس آنچه در منابع تاريخي آمده، شکي نيست که اين افراد در قبرستان ياد شده دفن شده اند. و اين مطلب در منابع تاريخي آمده است.

عالمان شيعه بسياري از عالمان شيعه نيز که در مکه درگذشته يا به شهادت رسيده اند در اين قبرستان مدفونند. يکي از آنها سيد زين العابدين کاشاني است که از بانيان تجديد بناي کعبه در سال 1039 هجري است. در آن سال کعبه در سيل خراب شد و اين روحاني سيد، با کمک شماري ديگر آن را بازسازي کرد.2

مشاهير شيعه و سنّي محيي لاري در قصيده بلند خود با نام فُتُوح الحَرَمَيْن ، از برخي از چهره هاي زاهد و صوفي ياد کرده که در اين قبرستان دفن شده اند. از آن جمله شيخ علي کرماني، خواجه فُضَيل عياض و شيخ اسماعيل شيرواني است. لاري به قبر عبدالله بن زبير هم اشاره کرده است. عبدالله بن زبير در سال 73 در کنار همين قبرستان توسط حَجّاج بدار آويخته شد. قبر عبدالله بن عمر نيز به گفته لاري در همين حوالي بوده است. به نقل فاکهي، مورخ شهير مکه، فرزند عمر در باغ خرمانيه ـ جايي که اکنون شهرداري مکه است ـ دفن شده که در حال حاضر، محل قبر وي بر کسي دانسته نيست. منصور عباسي هم که در مکه درگذشت، در همين قبرستان مدفون شده است.

گاهي به غلط ـ و البته تنها ميان ايرانيان ـ از اين قبرستان به عنوان شِعْب ابي طالب نام برده مي شود. همان گونه که گفته شد، محل واقعي شعب ابي طالب جايي است که اکنون با نام شعب علي شناخته مي شود و از فضاي باز خارج مسعي تا انتهاي سوق الليل ـ خانه هاي روبروي مسعي در بلنداي کوه ـ امتداد مي يابد; به عبارت ديگر، حدّ فاصل ميان کوه ابوقبيس، تونل کنار آن، کوهي که در کنار تونل واقع شده تا مکتبة المکّة المکرمه ، تا بناي دورات مياه که مرکز آن محل ايستگاه اتوبوس است، شعب ابي طالب نام دارد. در کنار آن سوق الغزّه و شعب عامر است که در کنار کوه خندمه واقع شده است.

چهارشنبه, 04 دی 1398 15:44

اسرار صحرای عرفات

اسرارِ اعمال مختلف حج را به شبلى آموخته‌اند؛ از جمله اسرار، اسرار روز عرفه است. به طور معمول شخص حج‌گزار در روز ترویه (روز هشتم ذیحجّه) احرام مى‌بندد که شب نهم را در سرزمین عرفات بماند تا آن وقوف لازم را که روز نهم است ، درک کند. روز نهم را، از زوال خورشید (ظهر)، باید در سرزمین عرفات بماند و در شب دهم از عرفات به مشعر کوچ نموده و در آنجا بیتوته کند و روز دهم بعد از طلوع آفتاب، از مشعر به طرف منا حرکت و کوچ کند. آنگاه که وارد سرزمین منا شد، قربانى، حلق و رمى جمرات مى‌کند. سرّ حج در این نیست که انسان، اعمال ظاهرى را ـ چه واجب و  چه مستحب ـ انجام دهد.
امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمودند: مى‌دانید وقتى زائر و انسان حج‌گزار احرام بست، چرا باید به عرفات رود و بعد بیاید کعبه را طواف کند؟ براى آن که عرفات خارج از مرز حرم است و اگر کسى میهمان خدا است، ابتدا باید به بیرون دروازه رود و آنقدر دعا و ناله کند تا لایق ورود به حرم شود بعد در عرفات، هم شب و هم روز، به خصوص روز عرفه، دعاى مخصوصى است. و دعا جزء فضائل برجسته و وظائف مهم روز عرفه در سرزمین عرفات است؛ چرا که اگر کسى روز نهم ذیحجّه در عرفات نباشد نیز از فضائل برجسته آن روز، خواندن دعاى عرفه سالار شهیدان حسین بن على (علیهماالسلام) مى‌باشد.(1)
.
زائر ابتدا باید در خارج از محدوده حرم، آنقدر دعا کند و خود را تزکیه و تطهیر نماید تا لایق ورود به مرز حرم شود؛ از این جهت گفته‌اند که قبل از طواف، باید به بیرون دروازه؛ یعنى عرفات رود؛ مثل این که اگر میهمانى بخواهد بر بزرگى وارد شود، اول باید در قسمت ورودى در؛ اجازه ورود بگیرد آنگاه به محضر وارد شود. حاجیان در روز نهم، به سرزمین عرفات مى‌روند، در آنجا تضرّع مى‌کنند، دعا مى‌خوانند و اجازه ورود به حرم را از خدا مسألت مى‌کنند آنگاه که لیاقت یافتند، وارد محدوده حرم مى‌شوند.
 
عرفات پنج سرّ دارد که در حدیث شبلى آمده است:
1ـ وقوف در عرفات به این معنا است که انسان به معارف الهى واقف، عارف و آگاه شود. بداند که خداوند به همه نیازهاى او واقف است و براى رفع همه نیازمندی‌هاى او توانا است. خود را به خدا بسپارد و احساس کند که بنده او و محتاج به او است تا تنها او را اطاعت کند. اگر بنده‌اى مطیع و پیرو خدا شد، از همه چیز و همه کس بى نیاز است؛ چرا که سرمایه وسیله هر بى نیازى است (و طاعتهُ غِنًى.)(2) پس کسى که در عرفات ایستاده، باید از معرفت طرفى ببندد.
2ـ باید عارف بشود که ذات اقدس الهى به صحیفه قلب او و به درون او و رمز و راز او آگاه است، زائر باید در سرزمین عرفات آیه شریفه: «و ان تجهر بالقول فانّه یعلم السرّ و أخفى»(3) را درک کند.
خداوند متعال مى‌فرماید: پروردگار شما، از هر کارى که انجام مى‌دهید، از هر چرخى که مى‌زنید و از هر سرّى که در درون خود دارید، آگاه و مستحضر است. حرف آشکار و راز نهانى شما را مى‌داند و آنچه را که پوشیده است و حتّى احیاناً براى خود شما روشن نیست و بطور ناخودآگاه در زوایا و شیار مغز و قلب و روح شما عبور مى‌کند مى‌داند.
خلاصه آن که انسان باید عارف شود که خداوند متعال بر صحیفه قلب او احاطه کامل دارد. اگر آدمى بداند که قلب او در محضر و در مشهد حق است، همانطورى که گناه با زبان، دست و پا مرتکب نمى‌شود، گناه خیالى و فکرى هم نخواهد داشت و آرزوهاى باطل به خود راه نخواهد داد. همانگونه که حرف باطل بر لب ندارد و به کسى بد نمى‌گوید، بدىِ کسى را در دل نیز نمى‌طلبد. و بالاخره همانگونه که بدن خود را تطهیر مى‌کند، قلبش را نیز از خاطرات آلوده پاک مى‌سازد.

3ـ شایسته است کسى که در سرزمین عرفات بسر مى‌برد، از جبل الرّحمه بالا رفته و دعاى خاص آن را بخواند. سالار شهیدان حسین بن على (علیهماالسلام) در قسمت چپ آن کوه رو به کعبه ایستاد و آن دعاى معروف را خواند. راز و سرّ بالا رفتن از جبل الرّحمه، این است که بداند خداوند متعال بر هر زن و مرد مؤمن رؤوف و رحیم است. ولىّ هر مرد و  زن مسلمان است. گرچه ولایت خداوند متعال تکوینى است و او ولىّ کلّ است؛ «هنا لک الولایة لله الحق»(4) و اگر چه رحمت خداوند متعال فراگیر است؛ «رحمتى وسعت کلّ شىء»، اما آن، ولایت و رحمت عامّ است و در کنار این ولایت و رحمت عامه، رحمت خاصّ و ویژه نیز دارد که براى همه نیست؛ «رحمتى وسعت کلّ شىء، فسأکتبها للّذین یتّقون»(5) در بخش اول آیه مشخص فرمود که رحمتش فراگیر است؛ (رحمتى وسعت کلّ شىء) و در بخش دوّم بیان که رحمتش به سود متّقین است (فَسَأکتبها لِلذینَ یَتَّقوُن) فرمود: بر خود لازم کرده‌ام که رحمت خاص را شامل متّقین سازم؛ چرا که «کتَبَ ربّکم على نفسه الرحمة»(6)؛ خداوند متعال رحمت را بر خود لازم کرده است. از مجموع دو آیه، استفاده مى‌شود که خداوند متعال بر خود لازم کرده است رحمت خاص را به پرهیزکاران دهد.
بالاى جبل الرحمه رفتن آدمى را به این سرّ و راز و رمز، آشنا و عارف مى‌کند(7) که خداوند متعال رحمت و ولایت خاصّى دارد بر مرد و زن با ایمان و مسلمان. طبیعى است که وقتى به این سرّ مزیّن شد، نسبت به زن و مرد مؤمن رحمت خاص دارد و به آنان ولایت مخصوص پیدا مى‌کند و  در رفتار، گفتار و نوشتار خود، این سرّ را پیاده مى‌کند.
4ـ در سرزمین عرفات، منطقه‌اى است به نام «نَمِره» که با علامت‌هایى مشخص شده است. فرزند رسول خدا بر تخته سنگى از این کوه ایستاده و خطبه معروف عرفات را خواندند. در این کوه قبّه‌اى بنام قبه حضرت آدم قرار دارد که نماز گزاردن در آنجا مکروه است و حسین بن على (علیهماالسلام) در دامنه این کوه دعاى عالیه مضامین روز عرفه را با چشمى اشکبار خواندند. (فاکهى، اخبار مکه). به فرموده امام سجاد (علیه السلام) وقتى به این منطقه از عرفات رسیدید، راز و رمزش این است که بگویید:
«خدایا! به چیزى(8) امر نمى‌کنم مگر آن که قبلا خودم به آن عمل کنم و مؤتمر باشم و  از چیزى نهى نمى‌کنم مگر آن که قبلا خودم از آن منزجر باشم.»
هر انسان مسلمانى وظیفه دارد امر به معروف و نهى از منکر کند. امر به معروف و نهى از منکر، یک حکم فقهى دارد و یک سرّ. حکم فقهى آن، این است که عالم به حکم شرعى، اگر دید کسى از روى علم و آگاهى و از روى قصد و عمد حکمى را رعایت نمى‌کند، باید او را راهنمایى کند. بدیهى است امر به معروف و نهى از منکر غیر از تعلیم، موعظه و ارشاد است.(9)
امر به معروف و نهى از منکر جنبه ولایت و امریّت دارد، گرچه ممکن است در بعضى از موارد، مصداق تعلیم، ارشاد و یا موعظه قرار گیرد ولیکن حقیقت امر به معروف و نهى از منکر از عناوین یاد شده جدا است.
در امر به معروف و نهى از منکر لازم نیست خود انسان درون پاک داشته باشد و یا متّصف به عدالت گردد. عدالت شرط امر به معروف و نهى از منکر نیست بلکه علم، آگاهى و احتمال تأثیر، از شرایط آن مى‌باشد. اما با این همه، در سرزمین عرفات راز و رمز امر به معروف و نهى از منکر، به عدالت برمى‌گردد؛ یعنى انسانى که آمر است باید قبلا مؤتمِر باشد. انسانى که ناهى و زاجر است قبلا باید منتهى و منزجر باشد و بگوید: خدایا! آنچنان توفیقى بر من عنایت کن که هر چه را به دیگران، به عنوان «امر به معروف» امر مى‌کنم، ابتدا خود بدان عمل کرده باشم و از امر و نهى مى‌گویند گناه انجام نشود اما در موعظه اهتمام بر این است که انجام دهنده گناه و تارک فریضه هدایت شود.
بنابراین امر به معروف و نهى از منکر متوجه «قبح فعلى» است و ارشاد و موعظه متوجه «قبح فاعلى» است.
5ـ منطقه وسیعى است در عرفات که با علامت‌هاى خاصّى به عنوان «نَمِرات» مشخص شده است. حضرت سجاد(علیه السلام) فرمود: روز نهم که وارد سرزمین عرفات شدى و به این منطقه وسیع رسیدى، سرّش آن است که آگاه باشى این سرزمین، سرزمینِ شهادت، معرفت و عرفان است و مى‌داند که چه کسانى بر روى آن گام مى‌نهند و با چه انگیزه‌اى آمده‌اند و با چه انگیزه‌اى برمى‌گردند! گذشته از آن که خدا و فرشتگان هم شاهدند. خداوند ـ تعالى ـ این منطقه و این سرزمین را شاهد اعمال شما قرار داد؛ بطورى که خوب مى‌داند شما چه مى‌کنید. زمین‌هایى که زیر پاى زائران بیت خداوندى است، کاملا مشخص است که زائر، حاجى و معتمر به چه نیّت آمده و با چه نیّت باز مى‌گردد.
 
پی‌نوشت‌ها:
1ـ کافى، ج4، ص224/ وسائل الشیعه، طبع جدید، ج11، ص225/ شعب الایمان، ج3، ص468 .
2ـ دعاى کمیل .
3ـ طه: 7 .
4ـ کهف: 44 .
5 ـ اعراف: 156.
6ـ انعام: 54 .
7ـ جبل الرّحمه، تقریباً در انتهاى عرفات قرار دارد به طول تقریبى 300 متر و مستقل و از کوه‌هاى اطراف مى‌باشد. بر بالاى این کوه نمازگاه ابراهیم (علیه السلام) و پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوده است.
8 ـ اصول کافى، ج4، ص245.
9ـ فرق بین «امر به معروف و نهى از منکر» و «موعظه و ارشاد» آن است که حوزه مأموریت امر به معروف و نهى از منکر «عمل» است و حوزه مأموریت موعظه و ارشاد «انجام دهنده عمل».

مراسم معارفه حجت‌الاسلام و المسلمین حمید شهریاری دبیرکل جدید مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و تکریم و تجلیل از تلاش‌های مجدانه آیت‌الله محسن اراکی صبح امروز(۴دی‌ماه) با حضور جمعی از مسئولان و شخصیت‌های علمی و فرهنگی در سالن همایش بصیرت مجتمع فرهگی بسیج دانشجویی (۱۳ آبان) آغاز شد.

در این مراسم حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری، آیت‌الله محمدعلی تسخیری مشاور عالی رهبر انقلاب در امور جهان اسلام و رئیس شورای عالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، حجج ‌اسلام منتظری دادستان کل کشور، یونسی مشاور رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی و سید محمدحسن ابوترابی‌فرد امام جمعه موقت تهران برگزار شد آیت‌الله تسخیری درسخنانی تصریح کرد: تأسیس مجمع جهانی تقریب مذاهب از خواسته‌های اجلاس بزرگ مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) و از درخواست‌های شیعیان از رهبر معظم انقلاب بود که این امر نشان‌دهنده وحدت مسیر مجمعین است چرا که هر دو مجمع برای ایجاد این هدف قرآنی بزرگ تشکیل شده است.

وی افزود: البته مشخص شد که وجود هر دو مجمع نیاز و ضرورت جهان اسلام بود و با توجه به درخواست ارائه شده در اجلاس بزرگ مجمع اهل بیت(ع) با حضور ۸۰ کشور برای تأسیس مجمع تقریب، باید این کار انجام می‌گرفت.

وی با بیان اینکه این مجمع و فعالیت‌های آن بابرکت بوده، اظهار کرد: اولین دبیرکل مجمع مرحوم واعظ‌زاده بود که دوره ایشان دوره خوبی بود. بعد از ایشان مدیریت مجمع به بنده واگذار شد و مهم‌ترین شاخصه این دوره توسعه ارتباطات مجمع بود. پس از این دوره، آیت‌الله اراکی مدیریت مجمع را برعهده گرفت و موفق به تأسیس و تشکیل اتحادیه‌ها و مراکز متعدد شدند.

آیت‌الله تسخیری درادامه برای حجت‌الاسلام والمسلمین شهریاری دبیرکل جدید مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در این جایگاه آرزوی توفیق کرد.

در ادامه مراسم، مولوی نذیر احمد سلامی نماینده مردم سیستان و بلوچستان در مجلس خبرگان رهبری در سخنانی تصریح کرد: اداره کردن چنین ارگانی که امت را به وحدت دعوت می‌کند در این روزگار عمل بسیار سختی است. رؤسای قبلی مجمع در انجام وظایف خود موفق شدند و دعای ما این است که حجت‌الاسلام شهریاری هم موفق باشند و ما این وعده را می‌دهیم که اهل سنت همچنان که با نظام بوده و هستند و با سه دبیرکل قبلی همکاری داشتند در کنار شما نیز هستند و همراهی خواهند کرد.

در ادامه حجت‌الاسلام والمسلمین محمد محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری، ضمن ابلاغ سلام ایشان، متن حکم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برای انتصاب حجت‌الاسلام والمسلمین شهریاری به عنوان دبیرکل جدید مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی را قرائت کرد.

وی در سخنانی با بیان اینکه مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی با ابتکار رهبر معظم انقلاب در ۱۳۶۹ تشکیل شد، اظهار کرد: رؤسای قبلی مجمع منشأ خدمات بزرگی به مجمع بودند. من مطمئن هستم در زمان تصدی حجت‌الاسلام شهریاری هم این مجمع بهتر از گذشته خواهد بود و با نیروی جوانی و سوابق درخشان که از ایشان سراغ داریم مجمع کوشا و پویا به مسیر خود ادامه خواهد داد.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی اضافه کرد: از زمان صدر اسلام تا امروز همواره وحدت مورد هجمه دشمنان از جمله سلاطین بوده است؛ امام علی(ع) مورد هجمه قرار گرفت و خلفای اموی لعن و سب ایشان را ترویج کردند. دراین دوران حدوداً هزار ساله، تنها نادرشاه به مسئله وحدت ورود کرد که ناکام ماند و شکست خورد. او از علما تقاضا کرد شیعه را به عنوان یکی از مذاهب اسلامی بشناسند و نامه‌ای به سلطان عثمانی نوشت و او را ترغیب به توجه به مسئله وحدت کرد که نتیجه‌ای نگرفت. در اثر همین اختلاف و تفرقه دردوران سلاطین صفوی و افشار هزاران انسان مسلمان شیعه و سنی در جنگ‌های خانمان برانداز بین این دو مذهب کشته شدند.

رئیس دفتر مقام معظم رهبری یادآور شد: درآن دوران انگلیس نمایندگانی را به ایران و عثمانی فرستاد که هدف آن‌ها به جان هم انداختن این دو گروه بود، زیرا دولت عثمانی آن زمان تا قلب اروپا پیش رفته بود و کشوری وسیع و قدرتمند بود و انگلیسی‌ها از آن‌ها احساس خطر می‌کردند. آن‌ها دیدند تنها راه این است که بین شیعه و سنی اختلاف بیندازند و این کار را هم کردند، لذا در جنگ جهانی اول حکومت پابرجای عثمانی منهدم شد و کشورهای کوچک فراوانی از آن درست کردند.

وی با بیان اینکه سید‌ جمال‌الدین اسدابادی کوشش‌های فراوانی برای ایجاد وحدت کرد و شخصاً به عثمانی و بعد به مصر رفت و در مجله عروة‌الوثقی مقالات زیادی درباره وحدت اسلامی منتشر کرد، اظهار کرد: مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی نیز کوشش فراوانی در راستای وحدت اسلامی انجام داد و ارتباطاتی با الازهر مصر و مفتی بزرگ آن مرحوم شیخ محمود شلتوت برقرار کرد و با استدلال او را قانع کرد که شیعه هم یکی از مذاهب اسلامی است که منجر به فتوای معروف شیخ شلتوت شد.

وی افزود: این سند تاریخی باقی ماند و این از خدمات برجسته مرحوم آیت‌‌الله العظمی بروجردی است. ایشان یکی از برجسته‌ترین شاگردان آخوند خراسانی بود و زمانی که به قم آمدند با تحولی که در حوزه علمیه قم ایجاد کردند آن را احیا نمودند. مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی با دید وسیع و بلندی که داشتند اولین نماینده خود را به اروپا و کشور آلمان اعزام کردند و مسجد هامبورگ از آثار برجسته اقدامات ایشان است.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی اظهار کرد: ضربه‌ای که امروز امت اسلامی از تفرقه خورده در طول تاریخ بی‌سابقه است. ما منادی وحدت هستیم و در چشم ما هرکسی که شهادتین بگوید مسلمان است و خون و مالش محترم است و این خط مشی و اصل اساسی شیعه است. من به طور صریح عرض می‌کنم هر کس از شیعه و سنی از حلقومش ندای تفرقه بلند شود و سخنرانی و نوشته‌اش موجب اختلاف شود آن حلقوم قطعاً حلقوم شیطان است؛ امروز نیاز شدید به وحدت داریم و مشی جمهوری اسلامی ایران هم همین است.

وی بیان کرد: آیا قاطبه ملت فلسین شیعه هستند یا سنی؟ همان احترامی که خون یک فلسطینی دارد همان احترام را نیز خون شیعه دارد. شب و روزی نیست که بر امت فلسطین بگذرد و شهیدی ندهند و خانه ای ویران نشود اما صدایی از مدعیان حقوق بشر در نمی‌آید. در حالی که نسبت به اتفاقات اخیر کشور کلی سر و صدا کردند. اگر مسلمانان متحد شوند دیر راهی برای استکبار جهانی، امریکا و انگلیس وجود نخواهد داشت.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی ابراز کرد: الان بیشترین ضربه از سمت حکام برخی کشورهای اسلامی به امت اسلامی وارد می‌شود. چرا پول مردم حجاز باید صرف فتنه شود. اینها فتنه‌گرانی هستند که اسم خادم‌الحرمین را بر خود گذاشته‌اند اما در دنیای اسلام خونریزی و جنایت می‌کنند و اموال مسلمانان را غارت و صرف عیش و نوش خود می‌کنند.

رئیس دفتر مقام معظم رهبری تصریح کرد: اگر می‌خواهیم به عزت از دست رفته خود برگردیم راهی جز اتحاد و برادری نداریم. امروز الحمدلله از رهبری‌های داهیانه مقام معظم رهبری بهره‌مندهستیم که حقاً و انصافاً بعد از رحلت امام(ره) این پرچم را در این سال‌ها به نحو احسن بلند کرده و اهداف اسلام و نظام را به پیش برده‌اند و با وجود همه مشکلات ایشان در کمال سلامتی، استوار و محکم ایستاده است و چشمان بیدار امت اسلامی هستند و حوادث را از قبل به صورت صحیح پیش‌بینی می‌کنند.

وی در پایان یادآور شد: ما روحانیون باید هرچه می‌توانیم در تقویت وحدت تلاش کنیم و اجازه ندهیم افراد تفرقه‌افکن میدان فعالیت پیدا کنند.

در بخش دیگر این مراسم، حکم انتصاب حجت‌الاسلام والمسلمین شهریاری از سوی رئیس دفتر مقام معظم رهبری به وی تقدیم شد.

آیت‌الله محسن اراکی دبیرکل سابق مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، سخنران بعدی این مراسم بود که در ابتدا با تشکر از رهبر معظم انقلاب برای اعتماد و شایسته دانستن وی برای تصدی مسئولیت دبیرکلی مجمع جهانی تقریب و قدردانی از شورای عالی مجمع در این مدت گفت: در این دوره تمام دنیای استکبار با بسیج همه امکانات مادی، معنوی، لجستیکی و فکری برای ایجاد جنگ و تفرقه بین طوایف و فرق اسلامی وارد کار شدند و در این میان آن کس که پرچمدار و فرمانده جبهه وحدت و نبرد علیه جبهه تفرقه‌گرا بود مقام معظم رهبری بود.

آیت الله اراکی بیان کرد: نهادهای جمهوری اسلامی از جمله مجمع جهانی تقریب نیز در رکاب ایشان در این جبهه به جنگ بسیار سخت علیه تفرقه‌گرایان پرداخت و امروز که به پشت سر خود نگاه می‌کنیم شاهدیم که جبهه وحدت‌گرا به رهبری مقام معظم رهبری توانست پیروز از این نبرد بیرون بیاید.

وی تأکید کرد: یکی از مهم‌ترین دستاوردهای نظام و موفقیت‌های رهبر معظم انقلاب در جریان رهبری جهان اسلام عملکرد موفقی است که در طول دوران سخت گذشته از خود نشان دادند و نظام اسلای توانست جریان تفرقه‌گرا را شکست دهد و همانطور که در حکم رهبر معظم انقلاب آمده نشانه‌های شکست این جریان بر همگان آشکار شده است.

آیت‌الله اراکی در پایان با آرزوی تداوم رهبری آیت‌الله خامنه‌ای و شکرگزاری بر این نعمت برای حجت‌الاسلام و المسلمین شهریاری در این مسئولیت آرزوی توفیق کرد.

به انباشته شدن غير عادي چربي در بدن چاقي مي‌گويند. زماني كه كالري دريافتي بيشتر از كالري مصرفي باشد، به چربي تبديل شده و در بدن ذخيره مي‌شود.

اضافه وزن و چاقي با ذخيره بيش از حد انرژي به صورت چربي در بدن ظاهر مي‌شود. در ايران اضافه وزن و چاقي در افراد بزرگسال (25 تا 60 سال) بسيار شايع است و در كودكان و نوجوانان نيز روند رو به افزايشي را طي مي‌كند.

هر فرد با توجه به سن، جنس و قدي كه دارد بايد از وزن ايده آل خاص خود برخوردار ‌باشد. اگر وزن فرد مناسب سن و قدش نباشد و در واقع بيشتر از استانداردها باشد اين فرد مبتلا به اضافه وزن يا چاقي است.

 

چه عواملي در بروز چاقي نقش دارند؟

عوامل بسيار زيادي در بروز چاقي موثر هستند. علت‌هاي شناخته شده به طور عمده عبارتند از:

- عوامل ژنتيكي: عامل ارث در بروز چاقي موثر است. مواردي مانند سوخت و ساز پايين، عدم سوخت و ساز كامل چربي و تمايل زياد بدن براي استفاده از كربوهيدرات‌ها (مواد قندي) از علل ژنتيكي چاقي است.

 

- عوامل محيطي: ماشيني شدن زندگي و كاهش تحرك بدني از دلايل عمده اضافه وزن و چاقي در دنياي امروز است. استفاده از اتومبيل، آسانسور، پله برقي، ماشين‌هاي لباسشويي و ظرفشويي، دستگاه‌هاي كنترل از راه دور و هزاران مورد ديگر همگي انسان را از تحرك واداشته و از طرف ديگر مصرف غذاهاي آماده (فست فودها)، ‌غذاهاي چرب و سرخ شده،‌ انواع سس‌هاي چرب مايونز، مواد قندي، شيريني، شكلات و نوشابه‌هاي گازدار از عوامل موثر در بروز اضافه وزن و چاقي هستند.

 

- بيماري‌ها: بسياري از بيماري‌ها با توجه به مكانيسم آن‌ها باعث چاقي مي‌شوند. كم كاري غده تيروئيد سبب كاهش هورمون‌هاي تيروئيدي مي‌شود. اين هورمون‌ها نقش بسيار مهمي در سوخت و ساز مواد غذايي در بدن دارند و كم شدن آن‌ها باعث ذخيره سازي چربي و در نتيجه چاقي مي‌شود. بيماري‌هاي ديگر مانند اختلال‌هاي عصبي - عضلاني، بيماري‌هاي استخوان و مفاصل به صورت غير مستقيم و از طريق كاهش فعاليت بدني باعث چاقي مي‌شوند. اختلال در هورمون‌هاي جنسي چه در زنان و چه در مردان ممكن است تعادل متابوليكي بدن را بر هم زده و خود را با چاقي نشان دهند.

 

- داروها: بسياري از داروها در افزايش وزن نقش دارند. اين اثرات ممكن است مستقيم باشد مانند داروهاي ضد بارداري يا كورتون‌ها و يا در اثر پيامدهاي ناشي از دارو مانند داروهاي ضد افسردگي و ضد اضطراب باشد كه با ايجاد خواب آلودگي و بي تحركي سبب كاهش مصرف انرژي و در نتيجه اضافه وزن و چاقي مي‌شوند.

 

- اختلالات عصبي و مشكلات رواني: در اين نوع اختلالات به دليل ماهيت بيماري يا اثرات داروهاي مختلف معمولا افراد غير فعال و كم تحرك شده و به دنبال آن دچار اضافه وزن و چاقي مي‌شود.

 

زيان‌هاي چاقي چيست؟

- شانس بيشتر براي ابتلا به بيماري‌هاي قلبي - عروقي، سكته‌ها، بيماري قند و انواع سرطان.

- رسوب چربي در جدار سرخرگ‌ها، گرفتگي‌ رگ‌ها در نهايت سكته.

- درد و سفتي در مفاصل، تخريب غضروف مفصلي و سايش مفصل‌ها.

- توقف تنفس در خواب.

- بيماري كبد و نهايتا نارسايي كبدي (سيروز).

- سنگ كيسه صفرا.

 

معيار تشخيص چاقي چيست؟

با محاسبه نمايه توده بدني و مقايسه آن با مقادير استاندارد مي‌توان به اضافه وزن و چاقي پي برد. براي اين كار وزن و قد اندازه گيري شده و سپس با استفاده از فرمول: وزن تقسيم بر مجذور قد نمايه توده بدني محاسبه مي‌شود.

توزيع چربي بدن نقش بسيار مهمي در خطرات چاقي دارد. چاقي مركزي در مقايسه با چاقي محيطي به مراتب خطرناك‌تر است. به همين دليل شاخص دور كمر شاخص بسيار مهمي براي مشخص كردن خطرات بيماري‌هاي قلبي - عروقي، پرفشاري خون و ديابت است.

 

توصيه‌ها و راهنمايي‌هاي مفيد براي پيشگيري از اضافه وزن و چاقي

- به كودكان و دانش آموزان توصيه كنيد از ميان وعده‌هاي سالم و با ارزش غذايي مانند ميوه، سبزي، شير، لقمه‌هاي خانگي مانند نان و پنير و گردو،‌ نان و تخم مرغ و ...، انواع ميوه‌ها مانند سيب، پرتقال، نارنگي، هلو ...، سبزي‌ها مانند هويچ، كاهو، خيار و ... و شير و لبنيات كم چرب استفاده كنند. همچنين از خوردن شيريني و شكلات بيش از حد، چيپس و ميان وعده‌هاي چرب خودداري كنند.

- مصرف غذاهاي چرب، سرخ شده، شيرين و شور را محدود كنيد.

- سرعت غذا خوردن خود را كاهش دهيد. هر لقمه غذا را براي مدت طولاني‌تر بجويد.

- غذا را در ظرف كوچكتري بكشيد. در رستوران غذاي نيم پرس سفارش دهيد.

- غذا خوردن را همزمان با ساير فعاليت‌ها مانند تماشاي تلويزيون يا خواندن كتاب انجام ندهيد.

- همه غذاي تهيه شده را سر ميز نگذاريد. بهتر است به همان اندازه كه مي‌خواهيد مصرف كنيد، در ظرف خود غذا بكشيد و دوباره سراغ غذا نرويد.

- مواد غذايي نامناسب مانند نوشابه، چيپس، سس مايونز، شيريني و ... را نخريد.

- مصرف فست فودها مانند: سوسيس، كالباس، پيتزا، سيب زميني سرخ شده و انواع ساندويچ‌ها كه در بيرون از خانه و با مواد چرب و نامرغوب تهيه مي‌شود را محدود كنيد.

- براي ميان وعده از ميوه‌ها و سبزي‌هاي تازه استفاده كنيد.

- از شير و لبنيات كم چرب (كمتر از 5/1 درصد) و يا بدون چربي استفاه كنيد. در مورد كودكان مصرف شير و لبنيات بدون چربي توصيه نمي‌شود.

- مراقب باشيد بي جهت غذا نخوريد. مثلا وقتي به بچه‌ها غذا مي‌دهيد باقي مانده را خودتان مصرف نكنيد.

- فعاليت بدني خود را افزايش دهيد.

- بچه‌هايي كه ساعت‌هاي زيادي را به تماشاي تلويزيون مي‌پردازند چاق‌تر هستند چون هم تحركشان كم مي‌شود و هم در هنگام تماشاي تلويزيون اغلب تنقلات كم ارزش و چاق كننده مي‌خورند. به كودكان توصيه كنيد در روز بيش از دو ساعت از وقتشان را به تماشاي تلويزيون نگذارنند.

- سه روز در هفته، 30 دقيقه پياده‌روي تند انجام دهيد.

وی بد دهان یا halitosis حدود 50 درصد از بزرگسالان را در طول عمرشان درگیر می‌‌کند. بوی بد دهان می‌‌تواند ناشی از رعایت نکردن بهداشت دهان و دندان و یا بیماری‌‌های مزمن باشد.

رعایت‌نکردن بهداشت دهان و دندان

باکتری‌‌ها، ذرات مواد غذایی باقی‌مانده بین دندان‌‌ها را تجزیه می‌‌کنند. تجزیه باکتریایی و باقی ماندن مواد غذایی بین دندان‌‌ها باعث ایجاد بوی بد در دهان می‌‌شود. رعایت بهداشت دهان، استفاده از دهان‌شویه، نخ دندان و مسواک می‌‌تواند این مشکل را به‌راحتی حل کند.

چه غذاهایی باعث بوی بد دهان می‌‌شوند؟

معده شما، هنگامی که سیر، پیاز و یا مواد غذایی با بوهای تند می‌‌خورید، مواد موجود در این غذاها را هضم و جذب می‌‌کند؛ این مواد وارد جریان خون شده و از طریق خون به ریه‌‌ها می‌‌رسند و باعث ایجاد بوی بد هنگام تنفس می‌‌شوند. این بوی بد عموماً تا 72 ساعت ادامه دارد و پس از آن، از بین می‌‌رود. نوشیدن برخی نوشیدنی‌‌ها با بوی قوی، مانند قهوه نیز می‌‌تواند در ایجاد بوی بد دهان مؤثر باشد.

سیگارکشیدن

مصرف دخانیاتی مانند سیگار و قلیان می‌‌تواند سبب خشکی مخاط دهان و ایجاد بوی بد به‌هنگام تنفس شود.

با دهان باز نخوابید

خشکی دهان می‌‌تواند از علل ایجاد بوی بد در تنفس باشد. وجود مشکل در غدد بزاقی دهان، خوابیدن با دهان باز و یا مصرف برخی داروها مانند داروهای مربوط به فشار خون و یا مشکلات ادراری می‌‌تواند از طریق ایجاد خشکی در دهان باعث بوی بد آن شود. مصرف آب، مایعات و مواد غذایی ترش، می‌‌تواند باعث افزایش ترشح بزاق شود.

چه بیماری‌‌هایی باعث ایجاد بوی بد در دهان می‌‌شوند؟

عفونت سینوس‌‌ها، برونشیت مزمن، عفونت مجاری تنفسی فوقانی و سنگ‌‌های لوزه می‌‌توانند عوامل ایجاد بوی بد در دهان باشند؛ بوی غیرعادی نفس می‌‌تواند نشانه برخی بیماری‌‌ها از جمله بیماری کلیوی، دیابت و رفلکس معده (GERD) باشد. رفلکس معده (بازگشت محتویات معده به مری) یکی از شایع‌‌ترین علل بوی بد دهان است

اگر دچار نارسایی کلیوی باشید ممکن است تنفس شما بویی شبیه بوی ماهی بدهد؛ همچنین در افراد دیابتی، به‌دلیل اینکه بدن نمی‌‌تواند از گلوکز برای سوخت‌وساز خود استفاده کند، چربی‌‌ها تجزیه می‌‌شوند و در نتیجه تجزیه آنها، ماده‌‌ای به‌نام کتون آزاد می‌‌شود که این ماده بوی شبیه به بوی اَستون دارد. داشتن حداقل نیم ساعت فعالیت بدنی منظم در روز و مصرف روزانه 3 تا 4 واحد میوه و 3 تا 5 واحد سبزی، مصرف جوانه‌‌ دانه‌‌ها و غلات کامل، و همچنین پرهیز از مصرف شیرینی، شکلات، نان و برنج زیاد، مواد غذایی فرآوری‌شده و فست‌‌فودها می‌‌تواند از بالارفتن قند خون و ابتلا به دیابت جلوگیری کند.

آخوند عبدالجلیل فرهمند درباره توهین شبکه های وهابی به علمای اهل سنت به دلیل حضور در عزای اباعبدالله(علیه السلام) گفت: حضور روحانیون در این مراسمات به عنوان یک میهمان و یک سخنران کار پسندیده ای است. من این سخنرانی ها را گوش دادم؛ وقتی توصیف امام حسین یا اهل بیت (علیهم السلام) و یا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می شود، این هیچ ایرادی ندارد. کسانی از این کارها می ترسند که دین و مذهب و آن باور اعتقادی را ندارند.

 

این عالم اهل سنت در ادامه بیان کرد: شبکه های مثل کلمه یا وصال دلیل های مزخرفی برای خودشان آوردن و وقتی می بینند یک روحانی با آن ادله صحبت می کند، در واقع حرف آنها به آب رفته است  و این را دوست ندارند. عده ای هستند نمی خواهند واژه اهل سنت واضح و شفاف شود؛ وقتی من دارم در منبر خودم صحبت می کنم از شفاعت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) یا توسل به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) یا شفاعت به اهل بیت پیامبر اکرم (علیهم السلام)؛ در واقع من اینها را از خودم نیاورده ام. این را خود رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در حیات خودشان فرموده اند؛ و وقتی که من اهل بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را قبول ندارم، در واقع خود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را قبول ندارم.

 

آخوند فرهمند تاکید کرد: من همیشه در سخنرانی ها در کلاس های درس گفتم  وقتی کسی می خواهد خودش را به کسی برساند و حبش را به دست بیاورد اولین چیز این است که باید با آن رفیق باشد؛ و شرط رفیق شدن، موافقت با آن شخصیت است و شرط موافق بودن هم باید همجنس بودن و هم صحبت بودن و گفتار او را گوش دادن است. اگر ما می‌خواهیم با رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) رفیق یا همنشین باشیم، باید سنت ایشان را ادا کنیم؛ خود حضرت فرموده اند "کسی که اهل بیت من را دوست داشته است من را دوست داشته است" و کسانی که می آیند در منبر صحبت می کنند حرفشان و دلیلشان این است.

 

وی افزود: من چندین بار در رسانه ها دیدم بعضی از روحانیون را رد کرده اند و وقتی توسل را رد بکنند یعنی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) را رد کرده اند و این چه معنایی دارد؟ وقتی که اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله می گویید و این کلمه را بر زبان می آورید و بعدا توسل را رد می کنید، این یک نوع تضاد است و معنی ندارد؛ یعنی من خدا را قبول دارم ولی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را قبول ندارم، پس شما دین را قبول ندارید و این واژه های که بیان می کنند که هر کسی از اهل سنت در این مراسمات حضور دارند، از اهل سنت نیستند و اینها از این طیف اند و از آن طیف اند اینها به نظر من جای برای علم ندارند و اینها عالم نیستند. اینها هیچی از علم نمی دانند. اینها یک عده افرادی هستند در یک جلسه ای جمع شدند و به اینها مفاهیم ضد شفاعت و ضد توسل یاد داده اند و اینها اصلا توسل را بلد نیستند و بهره ای از علم نبرده اند. اینها کسانی هستند که پشت تریبون ها و رسانه های اروپایی خودشان یک مطالبی را یاد گرفتن که باید مثل طوطی بگویند.

 

این عالم اهل سنت گلستان تاکید کرد: به نظر بنده این رسانه ها هیچ وقت به قصد خودشان نمی رسند چون که ما ریشه داریم و درختی که ریشه دارد کسی نمی تواند این درخت را بکند و کسانی که ریشه ندارند یک بادی می آید و اینها را بر می دارد. اهل سنت واقعی ریشه دارند و ریشه اصلی آنها قرآن و سنت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) است و سنت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) درختی تنومند است و این درخت تنومند شاخه دارد و شاخه های آن اهل بیت (علیهم السلام) هستند. اگر ما بخواهیم از ثمره آن استفاده کنیم باید این درخت شاخه داشته باشد و اگر شاخه هایش را ببریم دیگر میوه نمی‌دهد؛ این سنت، اهل بیت دارد و اهل بیت میوه و ثمره این اخلاق حسنه است که تقلید را می آورد؛ کلمه تقلید را باید بفهمیم.

 

فرهمند در پایان گفت: وقتی با یک مذهب دیگری می نشینیم، این درایت ما را نشان می دهد و وقتی که من از فقه دیگران بترسم و خود را پنهان کنم و در جلسات حضور پیدا نکنم، این یعنی مذهب من قدرت ندارد که من بتوانم با مذهب های دیگر بنشینم. وقتی که من در مراسمات مذهب شیعه بنشینم، به این معنا نیست که من باید شیعه بشوم بلکه من عقیده و باور دارم. من مذهب دارم ولی به اعتقاد دیگر مذاهب احترام دارم. وظیفه اصلی ما احترام گذاشتن به دیگر مذاهب است.

«دیو تروت» نماینده جمهوری‌خواه سابق ایالت میشیگان، «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا را شایسته ریاست جمهوری ندانست و گفت با توجه به رفتار رئیس‌جمهور وی اگر در کنگره حضور داشت، در جبهه دموکرات‌ها قرار می‌گرفت.

به گزارش پایگاه خبری هیل،‌ وی در یادداشتی نوشت: «ناتوانی یا عدم تمایل ترامپ در پیگیری پروتوکل‌های تصمیم سازی عادی، باعث ایجاد هرج و مرج در سیاست خارجی آمریکا شده و کشور را در خطر قرار داده است.»

این نماینده سابق کنگره هشدار داد که از نظر روانشناختی ، اخلاقی ، فکری و روحی،‌ترامپ برای ریاست جمهوری شایسته نیست.

وی اضافه کرد: «ما تنها این امیدواری را داریم که کنگره با استیضاح ترامپ، وی را برکنار کرده و انتخاب میان دو نفر دیگر را در سال 2020 داشته باشیم.»

چهارشنبه هفته گذشته، مجلس نمایندگان آمریکا پس از ساعت ها بحث و بررسی، دو ماده طرح استیضاح دونالد ترامپ، رئیس جمهوری این کشور را تصویب کرد.

«سوءاستفاده از قدرت» و «کارشکنی در کار کنگره» دو ماده طرح استیضاح دونالد ترامپ است. این طرح اکنون برای رسیدگی نهایی به مجلس سنا ارجاع می شود.

کمیته قضایی مجلس نمایندگان روز جمعه گذشته دو ماده طرح استیضاح چهل و پنجمین رئیس جمهوری آمریکا را تصویب کرده بود.

دونالد ترامپ اکنون به سومین رئیس جمهوری تاریخ آمریکا تبدیل شده که طرح استیضاحش در مجلس نمایندگان به تصویب رسیده است

احادیث