emamian
آغاز مذاکرات ایران و عربستان درباره حج سال آینده
رئیس سازمان حج و زیارت در رأس هیأت همراه، برای مذاکرات حج تمتع ۹۹ بامداد امروز ۱۶ آذرماه عازم عربستان شد.
علیرضا رشیدیان رئیس سازمان حج و زیارت پیش از عزیمت به کشور عربستان اظهار داشت: سفر به عربستان برای مذاکرات حج تمتع ۹۹ و بنا به دعوت وزیر حج و عمره عربستان سعودی صورت گرفته است.
وی افزود: امیدواریم در این سفر بتوانیم آنچه که برای برگزاری یک حج کامل و جامع، توام با عزت، کرامت، امنیت و آرامش حجاج ایرانی در کنار سایر حجاج لازم است را با طرف عربستانی به توافق برسیم.
رئیس سازمان حج و زیارت با اشاره به ثبت نام کنندگان حج تمتع در سالهای ۸۵ و ۸۶ گفت: با توجه به خیل عظیم ثبتنام کنندگان در حج تمتع که منتظر تشرف به این سفر هستند، امیدواریم با پیگیریهایی که صورت میگیرد، بتوانیم سهمیه مازادی را برای حجاج اخذ کنیم و اگر این همراهی از سوی کشور میزبان انجام گیرد، تعداد بیشتری از مشتاقان و منتظران حج تمتع به سرزمین وحی اعزام میشوند.
وی درباره راهاندازی عمره نیز خاطر نشان کرد: در موسم حج تمتع گذشته مذاکراتی با طرف عربستانی صورت گرفت؛ شروطی در این خصوص مطرح بود که موضوع امنیت، عزت، آرامش و حفظ کرامت عمره گزاران ایرانی در کنار سایر عمره گزاران از جمله مباحث طرح شده بود.
رئیس سازمان حج و زیارت تصریح کرد: انشاالله اگر شروط مطرح شده محقق شود، امیدوار هستیم تا مقدمات برای حضور عمره گزاران ایرانی فراهم آید.
تحلیلی بر لفاظی نظامی جدید اسرائیل علیه ایران
وزیر خارجه رژیم صهیونیستی در حالی ایران را به استفاده از گزینه نظامی تهدید کرد که این ادعای او بر خلاف راهبرد نظامی این رژیم و وضعیت امنیتی موجود آنها است.
رژیم صهیونیستی همواره در راهبرد امنیتی خود جمهوری اسلامی ایران را به عنوان دشمن متخاصم تعریف کرده است و اقداماتی که در عرصه میدانی اجرایی میکند براساس همین دیدگاه و با توجه به تعریف دشمن از جمهوری اسلامی ایران است. نگاه به جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک تهدید و استفاده از پروژه ایران هراسی ابزارهای همیشگی این رژیم بوده است.
اخیراً «یسرائیل کاتص» وزیر خارجه و وزیر امنیت رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی ایران را به حمله نظامی تهدید کرده است. آنچه در این مقطع درک آن مهم است این است که این تهدیدات با چه انگیزهای اعلام میشود؟ چه اندازه جدی است و آیا صهیونیستها توان حمله به ایران را دارند؟
ایران، جبهه چهارم اولویتهای امنیتی رژیم صهیونیستی
براساس دیدگاه مقامات ارتش و دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی اولویت نظامی امنیتی این رژیم مرزهای شمالی فلسطین اشغالی، یعنی مرزهای لبنان و سوریه است. اولویت دوم آنها نوار غزه است و پس از آن جبهه کرانه باختری جبهه سوم به حساب میآید. برخی مقامات امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی جبهه ایران را به عنوان جبهه چهارم توصیف میکنند. این اولویتبندی جبهههایی که احتمال درگیری در آنها وجود دارد را با تهدید امنیتی صهیونیست ها اشتباه نگیریم. صهیونیستها ایران را به عنوان تهدید امنیتی نخست خود معرفی میکنند که ریشه تمام تهدیدهای آنها به حساب می آید اما در تعریف جبهههایی که امکان جنگ در آنها وجود دارد، ایران را به عنوان جبهه چهارم معرفی میکنند.
تهدیدات داخلی رژیم صهیونیستی مانع درگیری خارجی
از سوی دیگر صهیونیستها با مشکلات داخلی عدیدهای دست و پنجه نرم میکنند. مسئله مهاجرت معکوس، بحران اقتصادی، مسئله مهاجرت آفریقایی تبارها، درگیری داخلی در عرصه سیاسی، عدم وجود دولت مستقر و اداره رژیم با دولت موقت و مشکلاتی که دربخش بهداشت عمومی رژیم صهیونیستی وجود دارد این رژیم را در داخل به شدت گرفتار کرده است. از آنجا که صهیونیس ها پیش از انجام هر اقدام نظامی، آمادگی جبهه داخلی را به عنوان یک پیش شرط در نظر میگیرند، میتوان گفت ادعای وزیر خارجه رژیم صهیونیستی، بلوفی بیش نیست و بدون در نظر گرفتن شرایط جبهه داخلی این رژیم مطرح شده است.
ادعایی برخلاف راهبرد نظامی امنیتی رژیم صهیونیستی
نخستین مسئله این است که بدانیم رژیم صهیونیستی از حیث امنیتی در چه وضعیتی قرار دارد. براساس راهبرد امنیتی رژیم صهیونیستی- که سال 2015 توسط گادی آیزنکوت، نوشته و طی دو مرحله نیز اصلاح شده است- رژیم صهیونیستی ورود به یک جنگ بزرگ را از دستور کار خارج کرده است. به دلیل اینکه هرگونه عملیات نظامی بلندمدت در جنگ های بزرگ میتواند این رژیم را از هستی ساقط کند. صهیونیستها به خوبی میدانند حمله به ایران آنها را در جنگی گرفتار خواهد کرد که شاید آغازگر آن باشند اما زمان پایان آن را نمیتوانند تعیین کنند.
هراس از متحدان ایران و جنگ در چند جبهه
صهیونیست ها به خوبی میدانند که ایران متحدانی در منطقه دارد که حمله به ایران آنها را وارد جنگ علیه رژیم صهیونیستی خواهد کرد و صهیونیستها مجبور خواهند بود در چند جبهه وارد جنگ شوند. مسئلهای که محافل امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی از آن به شدت هراس دارند و اگرچه برای آن برنامهریزی نیز کرده اند اما مقامات سیاسی را از ورود به آن به شدت نهی میکنند. چون میدانند جنگ در چند جبهه می تواند به پایان عمر اشغالگران ختم شود.
این مسئله در دیدگاه های اندیشکدههای رژیم صهیونیستی نیز وجود دارد. اندیشکده امنیتی موسوم به آی ان اس اس رژیم صهیونیستی قریب یک هفته قبل در پاسخ به اظهارات نفتالی بنت، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی که خواستار اقدام نظامی شدید علیه ایران شده بود همین پاسخ را ارائه کرده بود که: حمله مستقیم و شدید علیه ایران در سوریه ممکن است ضرباتی را به ایران وارد کند اما هزینه های آن برای رژیم صهیونیستی غیرقابل تحمل است. لذا چنین اقدامی به هیچ وجه از روی عقل نیست.
انگیزه های تهدید ایران
مفاد فوق نشان میدهند رژیم صهیونیستی نه توان حمله به ایران را دارد، نه توافقی در میان سیاستمداران آن رژیم برای این اقدام وجود ندارد و نه شرایط کنونی اقتضای این اقدام از جانب رژیم صهیونیستی را دارد. حال سؤال این است که با این وجود چرا وزیر خارجه رژیم صهیونیستی چنین اظهاراتی را رسانه ای کرده است؟
پاسخ این سؤال در طرح آمریکا و غرب علیه نظام جمهوری اسلامی نهفته است. برنامه غرب و آمریکا برای ایران براندازی از درون است و اولویت اقدام آنها در مقطع کنونی فشار حداکثری در تمامی عرصه های موجود است. به این معنی که در هر عرصهای که میتوان به ایران فشار اعمال کرد اقدام در راستای اعمال فشار بر ایران صورت گیرد. صهیونیستها در راستای این دیدگاه، به دنبال ایجاد رعب و وحشت در بخشی از حاکمیت و مردم ایران دارد. آنها به خوبی میدانند که ایرانیها از تهدیدات آنها هراس ندارند. اما کماکان امید دارند با اظهاراتی از این دست تأثیری هر چند اندک بر افکار عمومی ایران بگذارند و بخشی از مردم و حاکمیت را بترسانند.
اما تمام اینها نشان داد صهیونیستها هرگز نمیتوانند ملت ایران را بشناسند. هر مقدار که تهدیدات آنها بیشتر شود، مقاومت و خواتکایی و شجاعت ملت ایران بیشتر میشود و این همان رمز پیروزی است که در مقاومت نهفته است.
قطر: فراموش نمیکنیم ایران آسمانش را روی ما گشود
وزیر امور خارجه قطر که از مذاکره کشورش با عربستان برای پایان دادن به بحران میان دو کشور خبر داد، گفت: قطر به روابط حسن همجواری با ایران متعهد است.
«محمد بن عبدالرحمن» وزیر امور خارجه قطر که روز جمعه در سمینار «گفتوگوی مدیترانه»ای در «رم» پایتخت ایتالیا حضور یافت، بر حفظ روابط با ایران بر اساس اصل حُسن همجواری تأکید کرد.
وزیر خارجه قطر برای نخستین بار از مذاکره با عربستان سعودی در خصوص حل بحران میان دو کشور سخن گفت و در ادامه تأکید کرد که کشورش به «روابط حسن همجواری با تهران متعهد است».
این مقام قطری در حالی از حفظ روابط با ایران سخن میگوید که پیشتر در زمان آغاز بحران، عربستان به شکل غیر رسمی، یکی از شروط از سرگیری روابط با دوحه را دوری از ایران ذکر کرده بود.
به گزارش الجزیره وزیر خارجه قطر گفت: «قطر به [داشتن] روابط [بر اساس اصل] حسن همجواری با تهران متعهد است و هرگز فراموش نمیکند که بعد از آغاز محاصره قطر [توسط عربستان، بحرین و امارات] ایران آسمانش را روی دوحه گشود».
بحران روابط چهار کشور عربی عربستان، امارات، مصر و بحرین با قطر اندکی بعد از اولین سفر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به منطقه ایجاد شد زمانیکه چهار کشور عربی در پنجم ژوئن 2017 روابط دیپلماتیک با قطر را قطع و با بستن مرزهای زمینی و هوایی، عملا قطر را محاصره کردند. چهار کشور عربی قطر را به حمایت از تروریسم متهم کردند و برای عادی شدن روابط، خواستار قطع رابطه با ایران و اخراج نظامیان ترکیه از قطر و تعطیلی شبکه الجزیره شدند هر چند که در مناسبات رسمی این شروط را انکار کردند.
اکنون وزیر خارجه قطر در رم تأکید کرده که در مذاکره مستقیم با عربستان سعودی، سخنی از شروط سیزده گانهای که پیشتر در رسانهها منتشر شده بود، حرفی به میان نیامده است.
ترامپ از ایران تشکر کرد
رئیسجمهور آمریکا مبادله زندانیان با ایران را حاصل «یک مذاکره بسیار منصفانه» توصیف کرد و مدعی شد که این امر نشانه آن است که واشنگتن و تهران میتوانند با هم به توافق دست یابند.
ترامپ از ایران تشکر کرد
«دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا شنبه شب (به وقت تهران) از ایران بابت موافقت با مبادله زندانیان میان دو کشور تشکر کرد و مدعی شد که این امر نشانه امکانپذیر بودن توافق میان دو کشور است.
روز شنبه جمهوری اسلامی ایران «ژیو وانگ» تبعه آمریکا را که به جرم جاسوسی و همکاری با آژانس اطلاعاتی آمریکا (سیا) در زندان به سر میبرد، به ازای آزادی دکتر «مسعود سلیمانی» پژوهشگر برجسته ایرانی، آزاد کرد. آمریکا دکتر سلیمانی را به دلیل انتقال داروهای لازم برای درمان بیماران سرطانی، به نقض تحریمهای ایران متهم کرده بود.
این اولین مبادله زندانیان میان ایران و آمریکا از زمان روی کار آمدن ترامپ در آمریکا بود.
ترامپ در واکنش به آزادی وانگ در توییتر نوشت: «او که در دوره دولت اوباما بازداشت شده بود (با وجود هدیه ۱۵۰ میلیارد دلاری)، در دولت ترامپ بازگشت. از ایران بابت یک مذاکره بسیار منصفانه متشکرم. دیدید، میتوانیم با هم معامله کنیم!»
پیش از این هم «مایک پامپئو» وزیر خارجه آمریکا رویکرد ایران در روند گفتوگو برای انجام این مبادله را «سازنده» توصیف کرده بود.
یک مقام آمریکایی هم در گفتوگو با رسانهها مدعی شده است که آزادی وانگ نشان میدهد که ایران حاضر است در موضوعات مختلف وارد مذاکره شود.
سخن امام جواد(ع) درباره ثواب زیارت حضرت معصومه(س)
امام رضا(ع) فرمود: «مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَّةُ؛ کسی که فاطمه معصومه را زیارت کند بهشت برای او خواهد بود». (کاملالزیارات، ص 536، ح 826)
امام صادق (ع) نیز فرمود: کسی که حضرت معصومه (س) را زیارت کند در حالی که آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت میرود. (بحارالأنوار، ج 48، ص 307)
امام جواد(ع) فرمود: «مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتی بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ؛ کسی که قبر عمهام را در قم زیارت کند، بهشت برای او است». "کامل الزیارات، صفحه ۵۳۶"
رئیس قوه قضاییه: اقدام دستگاه قضایی کاخ مفسدان را ویران و خانه مستضعفان را آباد خواهد کرد/
آیتالله رئیسی، رئیس قوه قضاییه در مراسم گرامیداشت روز دانشجو در دانشگاه تهران ضمن تسلیت به مناسبت وفات حضرت فاطمه معصومه(س) و با گرامیداشت روز دانشجو اظهار کرد: ۱۶ آذر نماد ضد استکباری، ضد استبدادی و ضد استعماری دانشگاه و دانشجوست و این نماد نقش دانشجو و دانشگاه را در شناخت نیازها و ایفای نقش برای رفع نیازها نشان میدهد.
وی با بیان اینکه امروز روز احساس خطر دانشگاه و دانشجویان نسبت به نفوذ بیگانگان بوده است، گفت: ۴ ماه بعد از ۲۸ مرداد ماه و همزمان با حادثه آمدن معاون رئیس جمهور وقت آمریکا و احساس مسئولیت دانشجویان به اینکه ایران تحت نفوذ آمریکا قرار میگرفت، دانشجویان فریاد برآوردند و در این راه چند تن به شهادت رسیدند و این بصیرت و هوشیاری را ثبت کردند.
رئیس قوه قضاییه ادامه داد: جریان جنبش دانشجویی و شهدای دانشجو قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برای ضدیت با استبداد داخلی و استعماری خارجی و در زمان پیروزی انقلاب اسلامی در دفاع از انقلاب و ارزشهای اسلامی گواه صدقی بر این مدعا هستند که دانشجویان در دفاع مقدس و در عرصههای مختلف ایستادگی کردند و نقش جنبش دانشجویی را به عنوان موذنان و کسانی که آرمانخواه و عدالتخواه هستند ایفا کردند و آنها مانند برخی از تلاشها و سخنها به دنبال کسب قدرت و نام و نشان نیستند؛ بلکه دنبال تحقق یافتن آرمانهای بلند هستند که این امر امر مبارکی است.
آیتالله رئیسی تاکید کرد: جریان دانشجویی کشور باید به عنوان جریان آگاه، بابصیرت، زمانشناس، دردآشنا و دغدغهمند نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی بماند و نقش دانشجویان در این عرصه بسیار تعیین کننده است.
وی با تاکید بر اینکه مطالبه از مسئولان باید به عنوان یک نعمت و فرصت تلقی شود گفت: هرگز نباید از مطالبات دانشجویی به عنوان یک مشکل یاد شود؛ بلکه بیان دغدغهها و مشکلات و لسان مردم بودن یک نعمت و فرصت است.
دانشجویان صدای افرادی را که به هر شکلی ممکن است مشکل داشته باشند به گوش همه برسانند
رئیس قوه قضاییه تصریح کرد: عنوانی که عزیزان دانشجو به عنوان صدای مستضعفان انتخاب کردند، عنوان درستی است. اینکه دانشجویان خود را مسئول بدانند که صدای افرادی را که به هر شکلی ممکن است مشکل داشته باشند، به گوش همه برسانند، از جلوههای آرمانخواهی، عدالتخواهی و حق خواهی است و این مطالبهگری و نگاه به اصلاح امور همواره باید مورد توجه باشد.
آیتالله رئیسی ادامه داد: بحث از جناح و جریان سیاسی خاص نیست. جریان دانشجویی ما باید جریان دلداده به انقلاب و نظام باشد ، هر ایراد و اشکالی را برنتابد و در این زمینه احساس مسئولیت کند که این امر مبارکی است.
وی با تبریک مجدد روز دانشجو گفت: البته بنده با دانشجویان دانشگاه بیارتباط نیستم و از اطلاعیههای عزیزان که در مواقع مختلف صادر میشود و از طرف دفتر نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها برای بنده ارسال میشود، آگاهی مییابم. البته شاید این اطلاعیهها برای مدیران دیگر نیز ارسال شود؛ بنده این مواضع، دیدگاه و نظرات و دغدغهها را با دقت میخوانم و از بعضی از دغدغهها که ممکن است در رسانهها مطرح نشود، اما دغدغه جوانان و دانشجویان است، خودم را موظف میدانم مطلع شوم؛ چرا که اطلاع ما مسئولان از این موارد ضرورت دارد.
رئیس قوه قضاییه ضمن تشکر از دانشجویان، مدیران و اساتید و دانشجویانی که به دلیل محدودیت مکان در جلسه حاضر نیستند، گفت: نکاتی که بیان کردید برخی به عنوان توصیه به بنده به عنوان مسئول بود؛ لذا در مورد آنچه که جنبه توصیه داشت، لازم به مرور در اینجا نیست.
مجریان عادل میتوانند شیرینی عدالت را به مردم بچشانند
آیتالله رئیسی ادامه داد: اگرچه همه مسئولان در نظام موظف به اجرای عدالت هستند، اما دستگاه قضایی دستگاه بسیار مهمی برای اجرای عدالت است، ما در مورد آنچه که در زمینه پیشانی نظام و دستگاه قضایی مطرح کردیم چند برنامه برای دوره تحول دادیم.
وی گفت: اولین نکته در رابطه با تحول در دستگاه قضایی موضوع اجرای عدالت است. عدالت در مبانی دینی ما بعد از توحید گستردهترین مفهوم است، اما در اینجا بحث ما از عدالت بحث ثبوتی نیست؛ بلکه در اینجا بحث ما عدالت اجرایی است. در مورد عدالت و فرج، عدالت و معاد، عدالت قضایی، عدالت اجتماعی و عدالت سیاسی بحثهای گستردهای وجود دارد؛ اما در رابطه با اجرای عدالت اولین گام در این رابطه قانون عادلانه است. این مجریان عادل هستند که میتوانند شیرینی عدالت را در کام مردم ایجاد کنند و حتما در این رابطه اقدام به موقع و زمانشناسانه بسیار اهمیت دارد.
رئیس قوه قضاییه با تاکید بر اینکه عدالت باید به صورت یک گفتمان غالب و رایج در همه سطوح نظام دربیاید، گفت: باید معلوم شود مهمترین هدف دولت اسلامی در جامعه اجرای عدالت است. برای تفاهم در اجرای عدالت باید روی اجرای قانون توافق کنیم و بگوییم به هر میزان به قانون عمل شود، به عدالت نیز عمل خواهد شد و به هر میزان قانون نقض شود، عدالت نیز نقض میشود و اجرای قانون را همگان محور قرار دهند.
آیتالله رئیسی تصریح کرد: هیچگونه بیقانونی، هیچ دور زدن قانون و تخلف از قانون را هیچ کس در هیچ جایگاهی به خود اجازه ندهد و احساس شود که امروز بیقانونی یک امر ناپسند و ضد ارزش است؛ لذا امروز اجرای عدالت یکی از نکات محوری است و در این رابطه گفتمان غالب در دانشگاهها باید اجرای عدالت باشد.

فساد با شاخصه عدالت گستری نظام سازگار نیست
رئیس قوه قضاییه با تاکید بر اینکه مسئله شفافیت امر بسیار مهمی است، گفت: از مردم بودن و نبود محرمانگی نسبت به مردم امر مهمی است؛ البته در مورد یکسری مسائل امنیتی این موضوع متفاوت است و مورد اختلاف نیست؛ اما نسبت به مسائلی که مردم باید مطلع باشند، این موارد میتواند زمینه اجرای عدالت را فراهم نماید.
رئیس قوه قضاییه گفت: فساد را نباید در هیچ کجای جامعه اسلامی قبول کرد، فساد با شاخصه عدالت گستری نظام سازگار نیست. فساد ظلم به مردم و نظام است و امر مردودی است. جمهوری اسلامی ایران نظامی مبتنی بر احکام دینی و عمل به وظایف است؛ اما خطا و اشتباه، ممکن است. اشتباه یک امر است و فساد امر دیگری است.
وی تاکید کرد: نمی توان از فساد و دست اندازی به حقوق بیت المال، دزدی، ارتشا ، پورسانت و رانت خواری گذشت. باید همه دستگاه ها در کشور با فساد مبارزه کنند. بعضی می گویند دستگاه قضایی فقط بگیرو ببند می کند؛ بله، وظیفه ما برخورد با مفسدین است و برخورد هم خواهیم کرد.
ساختارهای فسادزا باید از بین برود
آیت الله رئیسی اضافه کرد: ساختارهای فسادزا باید از بین برود. بعضی از خصوصی سازی ها به صورت جدی بر فنا دادن اموال مردم و بیت المال است.
آیتالله رئیسی در ادامه اظهارات خود تاکید کرد: حتما جرم سیاسی غیر از جرم امنیتی است. من این موضوع را پیشتر هم اعلام کرده بودم؛ نه اینکه در این جلسه اعلام کنم؛ چون اینجا دانشگاه است. بنده از اولین روزی که آمدم این موضوع را اعلام کردم که باید بین جرم سیاسی و امنیتی تفاوت قائل شد. البته در قانون هم این مقوله همینطور است.
وی با اشاره به جریانات کارگری و دانشجویی در کشور و تحت تاثیر قرار گرفتن آن با جرم سیاسی و امنیتی گفت: ما بین این مسائل فرق میگذاریم. البته مقام معظم رهبری چند سال قبل هم فرمودند من از دانشگاه گله دارم. رهبری عنوان داشتند: چرا برخی میخواهند دانشجو و دانشگاه سیاسی نباشد؟ دانشجو باید سیاسی باشد. سیاسی یعنی عضو فلان گروه و فلان دسته سیاسی باشد؟ خیر؛ سیاسی بودن دانشجو بدین منظور است که جامعه را بشناسد و نیاز جامعه را بداند و متناسب با نیاز جامعه حرف بزند و رفع نیاز کند.
عدالت باید چتری بر سر همه ملت ایران باشد
رئیس دستگاه قضا تصریح کرد: به اعتقاد بنده مهمترین سیاسیون ما شهدای عالیقدر دانشجوی ما هستند. شهدای دانشجوی ما نیاز جامعه را خوب شناختند و حاضر شدند خطر کنند و جانشان را در این امور بگذارند؛ بنابراین، این دانشجوی سیاسی است. دانشجوی سیاسی این نیست که با حرفهای به اصطلاح روشنفکرانه جامعه را به فرهنگ، اخلاق و راه غربی گرایش دهد.
آیتالله رئیسی بیان داشت: دانشجوی سیاسی دانشجویی است که جامعه را بشناسد و بتواند بر اساس نیاز و خواست جامعه حرکت کند.
آیتالله رئیسی با بیان اینکه امروز یکی از مسائل مهم و خواست جامعه اجرای عدالت است، بیان داشت: وقتی میگوییم عدالت، عدالت برای چه کسی است؟ باید دانست این عدالت برای هر کس و برای همه آحاد ملت است و چون چتری بر سر همه ملت قرار گرفته است. این مسئله برای کسی که سُنی باشد و یا شیعه و یا گویشش ترک باشد یا بلوچ فرقی ندارد؛ اجرای عدالت برای هر کسی که دارای هر عقیده و نظر سیاسی باشد، صدق میکند. امروز عدالت باید چتری بر سر همه ملت ایران باشد.
وی با بیان اینکه عدالت به مانند امنیت است، اظهار داشت: شما وقتی میگویید امنیت، یعنی امنیت برای همه؛ بنابراین عدالت هم برای همه و هر کس صدق میکند و این خواست، خواست مهم و قابل توجهی است.
رئیس دستگاه قضا ادامه داد: مسئله آزادیهای مشروع یکی از وظایفی است که باید از آن پاسداری کرد.
آیتالله رئیسی در ادامه با اشاره به توجه به کرامات انسانی بیان داشت: در این زمینه رهبری در حکمی به بنده دادند کرامات انسانی را با تعبیر مردمی بودن عنوان کردند. آقایان و خانمها مردمی بودن بدین معنا نیست که از وجود مردم در میتینگهای سیاسی استفاده کنید و یا از عبارت مردمی بودن در مسائل تشریفاتی بهرهبرداری کنید چرا که امام (ره) فرمودند میزان رای ملت است حقیقتا به مردم هم معتقد بودند و بنده هم به شما میگویند حقیقتا مقام معظم رهبری به ملت و رای مردم اعتقاد دارند و ما هم به عنوان سربازان میگوییم که توجه به نگاه مردم مهم است.
وی با بیان اینکه ما همواره مسئله کرامت انسانی را در دادگستری عنوان کردیم بیان داشت: ما این مسئله را هم در بین همکاران عزیز و در بین همه بخشها عنوان کردیم که باید رعایت شود. کرامات انسانی باید در کرامت به قاضی، کارمند، کارشناس و مراجعهکننده مدنظر قرار گیرد.
رئیس دستگاه قضا با بیان اینکه مدیران باید ابتدا خود را پاسخگو به خدا بدانند بیان داشت: مدیران در گام بعدی باید به تمام مردم پاسخگو باشند و در گام بعد به ارباب رجوع پاسخ دهند و در گام نهایی به سازمانها و سلسله مراتب مدیریتی و نظارتی پاسخ بدهند.
آیتالله رئیسی در ادامه با اشاره به تشکیل شورای هماهنگی قوا بیان داشت: در این زمینه باید گفت که در سال 96 مشکلاتی درباره ارز و مسائل اقتصادی در کشور پیش آمد و زمزمههایی بود. گفته میشد جمعی تشکیل شود که از این طریق به دولت کمک شود. در این بین برخی موضوع دولت در سایه را مطرح کردند و با این حال موارد مختلفی عنوان شد؛ اما مقام معظم رهبری تاکید داشتند که دولت بماند و به وعدههای خود به مردم عمل کند. مقام معظم رهبری عنوان کردند که دولت اختیارات لازم را دارد که اگر در جایی مشکلی داشت، از شورای هماهنگی اقتصادی قوا همکاری بگیرد تا در انجام وظایفش مشکلی وجود نداشته باشد. بنابراین شورای هماهنگی قوا به نحوی اتمام حجتی است برای اینکه کسی نگوید من اختیار نداشتم و یا مشکلی وجود داشت.
وی با اشاره به تصمیمگیری درباره افزایش قیمت بنزین در شورای هماهنگی قوا بیان داشت: این طرح را دولت به شورا آورد. این طرح پیشنهاد دولت بود و در واقع این موضوع ارتباطی به شورای هماهنگی نداشت؛ چرا که قانون دولت را موظف به این امر کرده بود. با این حال آقایان فرمودند که این طرح را برای هماهنگی سه قوه به این شورا آوردهاند.
اقدام ما به عنوان دستگاه قضایی کاخ مفسدان را ویران و خانه مستضعفان را آباد خواهد کرد
وی افزود: وقتی که ما از اصلاح ساختارهای فسادزا سخن می گوییم، یعنی نباید مالیاتها را به نحوی تنظیم کنیم که فرار مالیاتی صورت بگیرد و افرادی با درآمدهای بالا حاضر نباشند حقوق دولت را پرداخت کنند. شما در تلویزیون چقدر دادگاه هایی را دیده اید که به خاطر معوقات بانکی برگزار شده است. آقایی که اخیرا ما او را دستگیر کردیم و از افراد شاخص است، سه هزار میلیارد به بانک بدهکار است و نقل است که سالها دنبال ایشان بودند که بدهی اش را پس بدهد. ما گفتیم ایشان باید بازداشت شود و او بازداشت شد. همانطور که آقای سخنگو هم اعلام کردند هنوز که این پرونده را به دادگاه نداده ایم جمعا دو هزار و 500 میلیارد تومان توسط بانکها دریافت و وصول شده است که این روند بعد از این هم ادامه خواهد داشت. چرا باید معوقه بانکی بوجود بیاید؟ بانک و بانکدار باید مثل پول خودش و حتی بالاتر از آن با پول ملت برخورد کند؛ نه اینکه پول را به دست طرف بدهد؛ بدون آنکه بداند امکانات او چیست و او با این پول میخواهد چکار کند.
رئیس قوه قضاییه افزود: نقدینگی کشور با افزایش فعلی که مشکلات زیادی ایجاد کرده است، اگر به طرف تولید برود جای هیچ دغدغه ای نخواهد داشت؛ اما اگر به طرف دلالی برود و به دست کسی بیفتد که پول را بگیرد و به جای آبادی کارخانه به سراغ دلالی برود، مشکلات مضاعف برای کشور ایجاد می شود. لذا بخش اعطای تسهیلات از جمله ساختارهایی است که حتما باید اصلاح شود.

کرسیهای آزاد اندیشی در دانشگاه ها را باید تقویت کرد
وی با بیان اینکه دفاع از آزادیهای مشروع از جایگاه ویژهای در برنامههای قوه قضاییه برخوردار است، تصریح کرد: آزادی را ما ندادیم؛ بلکه خدا به همه داده است. این آزادی شامل آزادی اندیشه، بیان ، قلم و ... است. البته همچنان که محدودسازی آزادی دچار اشکال است، اگر بسیار بی ضابطه و بدون قانون و به صورت ولنگار به آزادی پرداخته شود، باز هم آزادی دچار آسیب میشود. آزادی همان است که قانون اساسی آنها را برای همه آحاد مردم برشمرده است و ما معتقدیم که این آزادی تضمین کننده همه خواستههای ملت و اجرای عدالت و مبارزه با فساد در کشور است.
رئیس قوه قضاییه با بیان اینکه کرسیهای آزاد اندیشی در دانشگاه ها را باید تقویت کرد، گفت: عزیزان دانشجو باید دیدگاهها و نظرات خود را آزادانه بیان کنند؛ البته در این قضیه "توهین به هیچ کس و انتقاد به همه" را دانشجویان باید رعایت کنند. انتقاد، اصلاح گری، سوال کردن، مطالبه گری و پیشنهاد کردن، همگی امور درستی هستند و باید از آنها دفاع کرد و حتما بدانید که مسئولان باید در همه ردهها این امور را برای خود مغتنم بشمارند.
آیت الله رئیسی با بیان اینکه دفاع از حقوق عامه وظیفه دستگاه قضایی است، گفت: دفاع از آزادی های مشروع وظیفه همه است و باید آزادیهای مشروع برای همه از جمله مردم، دانشجویان، کارگران و ... به رسمیت شناخته شود. ما بین اعتراض کننده و اغتشاشگر فرق می گذاریم و بین جرم سیاسی و جرم امنیتی تفاوت قائل می شویم. ما میان یک رسانه یا یک دانشجو یا یک استاد یا یک فعال مدنی و سیاسی و اجتماعی که سخنی به خطا گفته است، با آدمی که به دنبال براندازی و اخلال در امنیت است، فرق قائل می شویم.
رئیس دستگاه قضا با بیان اینکه بخشی از مسئله تصمیمگیری درباره افزایش قیمت بنزین نیاز به مصوبه شورای هماهنگی قوا داشت، تاکید کرد: آن بخشی که نیاز به مصوبه داشت این بود که درآمدهای حاصل از افزایش قیمت سوخت بر اساس قانون باید سه الی چهار قسمت شود؛ یک بخش به دست مردم برسد، یک بخش در تولید و یک بخش هم در ارتباط با مسائل مربوط به انرژی مد نظر قرار گیرد. پیشنهاد دولت در این زمینه این بود که درآمد حاصل از این قضیه به دلیل مسائل اقتصادی بطور کامل به مردم داده شود که این مسئله احتیاج به مصوبه داشت؛ بنابراین این بخش مربوط به مصارف درآمدهای حاصل از مدیریت قیمت سوخت بود.
طرح مدیریت سوخت برای نخبگان و مردم تبیین نشده بود
وی در ادامه با اشاره به نحوه اجرای طرح مدیریت سوخت در کشور گفت: در اجرای این فرمان پیشینهای همچون هدفمندی یارانهها را داشتیم. باید دانست در رابطه با اجرای این طرح زمینههای لازم باید مد نظر قرار میگرفت، این مسئله هم زمینههای اقتصادی و هم اجتماعی داشت.
رئیس دستگاه قضایی با اشاره به توجه به زیرساختهای اجرای طرح مدیریت سوخت بیان داشت: البته در این زمینه برخی زیرساختها پیشتر آماده بود؛ همچون کارت سوخت که آقایان آن را از دستور کار خارج کردند که البته باید دید دانشگاه در زمانی که این مسئله رخ داد آیا جلسهای، اعلامی و یا اعتراضی کرد و یا خیر. با این حال برای اجرای این طرح لازم بود اقناع عمومی مدنظر قرار گیرد. البته بنده به صورت غیررسمی مطلع شدم که این طرح قرار است انجام شود. بنده وقتی چند روز قبل از اجرای این طرح مطلع شدم، یک نامه رسمی به دفتر رئیس جمهور ارسال کردم که در آن نامه عنوان داشتم: «شنیدم این طرح (افزایش قیمت سوخت) قرار است اجرا شود؛ اما نه افکار عمومی آماده است و نه اقدامات مقدماتی مهیا شده است؛ بنابراین بنده این هشدار را در یک یادداشت رسمی به دولت منعکس کردم و گفتم ممکن است این مسئله عواقبی را در پی داشته باشد. البته بعدها شنیدم که برخی وزرا در دولت، دستگاههای امنیتی و اجرایی هم نظراتی در این زمینه داشتهاند؛ با این حال این طرح اجرا شد و اعتراضات مردم برانگیخته شد.
آیتالله رئیسی با بیان این که طرح مدیریت مصرف سوخت برای نخبگان و مردم تبیین نشده بود، تاکید کرد: این نکته، نکته قابل توجهی است که بنده معتقدم باید اعتراض مردم در این زمینه کاملا شنیده شود. البته در این بین دشمنان هم فکر کردند که میتوانند این مسئله را بهانه قرار داده و بر موج اعتراض مردم سوار شوند.
وی با بیان اینکه دشمنان کشور ناامنیهایی را در طی اجرای طرح افزایش قیمت بنزین در کشور ایجاد کردند، گفت: دشمنان به مال مردم و اموال عمومی صدمه زدند. آنچه که بنده باید در این زمینه مطرح کنم، این است که اعتراض مردم همواره جای خود را دارد.
رئیس دستگاه قضایی با اشاره به فرمان رأفت اسلامی مقام معظم رهبری در این موضوع بیان داشت: با فرمان رأفت اسلامی که مقام معظم رهبری فرمودند، ما هم در همان اوایل نسبت به جمعیتی که بازداشت شده بودند، به سرعت اقدام کردیم و کسانی که تقصیر نداشتند آزاد شدند؛ اما طبیعتا کسانی که به اموال عمومی صدمه زدند، جرم آنها باید در جای خودش مورد رسیدگی قرار گیرد.
زندگی نامه حضرت معصومه(س)/ برکات حرم حضرت معصومه(س) در شهر قم
حضرت فاطمه معصومه(س) که جهت دیدار با برادر بزرگوار خود امام رضا(ع) از مدینه به سمت طوس در حرکت بودند، در شهر قم وفات میکنند و همانجا به خاک سپرده میشوند، که امروزه، حرم مطهر ایشان برکات زیادی برای این شهر به همراه داشته است؛ در ادامه، خلاصه ای از زندگی این بانوی بزرگوار را بخوانید.
ولادت
حضرت فاطمه معصومه(س) در منابع متقدم تاریخ ولادت ایشان نیامده است اما برخی از منابع بیان کردهاند که ایشان روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. پدر بزرگوار او حضرت «موسی بن جعفر(ع)» امام هفتم شيعيان میباشد و مادر گرامی ایشان «نجمه» مادر بزرگوار امام رضا(ع) میباشد. نجمه از بانوان با فضيلت و از اسوههای تقوا و شرافت و از مخدرات كم نظير تاريخ بشريت است.
درباره تعداد فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) و اين كه چند تن از آنها فاطمه نام داشتهاند اختلاف است. شيخ مفيد تعداد آنان را سی و هفت تن ذكر كرده است؛ نوزده پسر و هجده دختر كه دو تن از دختران، فاطمه نام داشتند. فاطمةالكبری و فاطمة الصغری. حضرت فاطمه معصومه(س) بعد از امام رضا(ع) از ديگر فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) فاضلتر و دارای مقامی شامختر میباشد.
علت مشخص نبودن تاریخ ولادت حضرت معصومه(س)
اگرچه تاریخ دقیق ولادت آن بانوی بزرگ دقیق روشن نیست ـ اما تاریخ تقریبی استخراج شده در گذشته این است؛ اول ذیالقعده سال 173 و این تاریخ ولادت قبل از انقلاب اسلامی توسط فضلای فرهنگی و به درخواست تولیت وقت استخراج شده است. این تاریخ ولادت براساس تخمین سن آن بانوی مکرمه که در سن جوانی درشهر قم بر اثر تألمات روحی که در ساوه به ایشان از ناحیه حمله به کاروانش توسط دژخیمان عباسی رسید رحلت کردند، استخراج شد.
یکی از علتها، جو سیاسی و اختناق حاکمان بوده است که اجازه نمیدادند مردم با اهل بیت پیامبر(ص) ارتباط داشته و از اخبار آنان با خبر باشند که این وقایع نیز از جمله رویدادهاست.
زندانی و محصور بودن بیشتر امامان گواهی روشن بر این مسأله است، حاکمان مستبد اجازه نمیدادند در خانه اهل بیت(ع) به روی مردم باز باشد؛ در مقابل بیوت اهل بیت(ع) اقدام به جعل و برساخت شخصیت و برجسته کردن افراد وابسته به خود بودند تا فتاوایی به سود و پشتوانه فکری برای حاکمیت خود ساخته و اهل بیت(ع) و سادات و منسوبین به آنان را گمنام و در حصور فیزیکی، نظامی و فکری قرار دهند تا در جامعه شناخته نشوند؛ اینها توطئههای برخاسته از جو و فضای سیاسی بر تاریخ بوده است.

در باب تاریخنگاری نیز قلم به دستان وابسته به قدرت و سیاست و مزدوران حاکمیت و مستبدان جورپیشه، ضمن اینکه از ضبط وقایع و رویدادهای مربوط به اهل بیت اعم از فضایل و دیگر وقایع را سانسور کردهاند تا اساساً از شناخته شدن آنان برای آیندگان نیز جلوگیری شود، لذا رویدادهای ریز از جمله وقایع مربوط به روز دقیق ولادت، شهادت و رحلت بزرگان از اهل بیت و وابستگان آنان ضبط نشده است، سانسورگرایی درتاریخنگاری اهل بیت(ع) از آسیبهای مهم این عرصه است که باید مورد تأمل واقع شود.
دیگر عامل نیز، درباره وجود اختلاف یا عدم رسیدن خبر از وقایعی همچون ولادت یا شهادت بزرگان دین و فرزندان اهل بیت(ع) دخیل است، این عامل در تاریخنگاری و تاریخشناسی اهل بیت(ع) بسیار مهم است که دایره شمول آن وسیع است، ازبین رفتن آثار مربوط به اهل بیت و نابودی آنها بر اثر تعصبات فرقهای یا بر اثر نبود امنیت و پنهان ماندن این آثار در محیطهای بسته که سبب فراموشی یا از بین رفتن آنها شده است، عواملی دیگری نیز در این باره دخیل است که میتوان به آنها در مجال دیگر پرداخت.
از این رو نبود نگارش دقیق و تاریخ دقیق دلیل بر عدم تولد نیست، در هر صورت برای این بانوی بزرگ روزی برای ولادت بوده است و بر اساس روز وفات که مشخص است و اقامت 16 روزه در قم، سن آن حضرت تقریبی برای دیدار کنندگان مشخص بوده است که حدود 18 سال تخمین زده شده است؛ بر همین اساس استخراج تقریبی ولادت امکان پذیر است؛ مشخص کردن یک روز ولادت برای آن حضرت خلاف واقعیت تاریخی نیست، ضمن اینکه این مسأله فواید بیشماری دارد، از جمله بیان فضایل اهل بیت(ع)؛ ترغیب مردم به زیارت آن حضرت که از چند تن از معصومین درباره زیارت آن بانو روایات معتبر وارد شده است که قابل ملاحظه است، گرفتن سالروز ولادت هیچ لطمهای از نظر فرهنگی نخواهد داشت و بزرگ کردن و دامن زدن بر این قضایا از نظر عرف و فرهنگ پسندیده نیست.
اسما و القاب
از القاب ایشان میتوان به معصومه، طاهره، حمیده، بِرّه، رشیده، تقیه، نقیه، رضیه، مرضیه، سیده، اُخت الرضا اشاره کرد. در زیارتنامهای، از دو لقب صدیقه و سیدة نساء العالمین نیز برای او یاد شده است.
«معصومه»، مشهورترین نام یا لقب این بانو است. این نام، از روایتی منتسب به امام رضا(ع) اخذ شده است که فرمود: «هر کس معصومه را در قم زیارت کند مانند کسی است که مرا زیارت کرده است.» همچنین نقل شده که وی خود را معصومه، خواهر امام رضا(ع) معرفی کرده است.
حضرت معصومه(س) امروزه به کریمه اهل بیت(ع) شهرت دارد. گفته شده است این نامگذاری مستند به خوابی است که سید محمود مرعشی نجفی، پدر آیه الله مرعشی نجفی دیده و در آن یکی از ائمه (ع)، حضرت معصومه را «کریمه اهل بیت» خوانده و مرعشی را به زیارت قبر ایشان سفارش فرموده است.

شخصیت و فضایل حضرت معصومه(س)
حضرت فاطمه معصومه(س) دارای شخصیتی رفیع و والا مقام میباشد به طوری كه ائمه طاهرین(ع) از این بانو، با جلالت و تكریم یاد كردهاند و حتی پیش از ولادت آن حضرت، بلكه پیش از ولادت پدر بزرگوارش، نام او بر لسان بعضی از ائمه(ع) آمده و از مقام والای او سخن گفتهاند.
امام صادق(ع) میفرمایند: «اَلا اِنَّ قم حَرَمی و حرم وَلدی من بعدی...»، بدانید قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، زنی از فرزندان من در این شهر در میگذرد كه او دختر موسی است...»
امام صادق(ع) در حدیثی دیگر پیش از این كه این فرزند گرانقدر متولد شود، از فضیلت زیارت و مدفن او سخن میگوید و شیعیان را به اهمیت آن توجه میدهد و میفرماید: «شهر قم، حرم ما است و در آن زنی از فرزندان من مدفون میشود، به نام فاطمه هر كس او را زیارت كند بهشت برای او ثابت میشود.»
حضرت فاطمه معصومه(س)، كه بعد از حضرت زهرا(س) از جهت گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به شفیعه محشر حضرت معصومه(س) نمیرسد.
همه این بیانات حاكی از شأن و عظمت و فضیلت این بانوی مكرم اسلام میباشد. بیشک، این فضایل و خصوصیات اخلاقی این بانوی بزرگ است كه او را دارای چنین مقام و منزلتی نموده است، چون امام موسی كاظم(ع) دارای 37 فرزند بود كه در میان آنها، این بانوی مكرم است كه مثل ستارهای درخشان میدرخشد و در میان فرزندان امام كاظم(ع) بعد از امام رضا(ع) هیچ كدام هم سنگ او نمیباشد.
بدیهی است كه تأثیر شخصیت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان را نمیتوان انكار كرد؛ این ویژگی در وجود حضرت فاطمه معصومه(س) نیز بروز یافت و از هر دو طرف فضایلی را به ارث برد و میتوان سر برتری آن حضرت بر دیگر فرزندان موسی بن جعفر(ع) را در همین نكته یافت. البته این نمیتواند به معنای تأثیر نداشتن تلاش و كوشش آن حضرت در این راه باشد بلكه علاوه بر همه شایستگیهای فردی كه در وجود خویش به وجود آورده بود از این عوامل نیز به عنوان مكمل و پشتوانه ترقی و تكامل معنوی اخلاقی و علمی سود میبرد.

یكی از عالیترین نمونههای عبادت و بندگی خدا از خاندان ولایت و امامت، كریمه اهل بیت فاطمه معصومه(س) میباشد. او با عبادت و شب زندهداری هفده روزهاش در واپسین روزهای عمر شریفش در مدت اقامتش در منزل موسی بن الخزرج، گوشهای از یك عمر عبودیت و خضوع و خشوع آن زاده عبد صالح خدا در برابر ذات پاك الهی است.
امام صادق(ع) در حدیثی دیگر پیش از این كه این فرزند گرانقدر متولد شود، از فضیلت زیارت و مدفن او سخن میگوید و شیعیان را به اهمیت آن توجه میدهد و میفرماید: «شهر قم، حرم ما است و در آن زنی از فرزندان من مدفون میشود، به نام فاطمه هر كس او را زیارت كند بهشت برای او ثابت میشود».
از ویژگیهای حضرت معصومه(س) این بود كه به علوم اسلام و آل محمد(ص) آگاهی داشت و آن حضرت از جمله روایت كنندگان حدیث بود و چندین حدیث است كه در سند آنها نام حضرت فاطمه معصومه(س) به چشم میخورد كه علامه بزرگوار امینی در كتاب شریف الغدیر به بعضی از آنها استناد میكند، مانند، عن فاطمه بنت علی بن موسی الرضا حدثتنی... «من كنت مولاه فعلی مولاه.» نقل این احادیث حاكی از مقام علمی والای آن بانو میباشد.
اعتقاد به شفاعت انبیاء و اولیاء از ضروریات مذهب شیعه است و هیچ تردیدی در آن نیست. و بالاترین جایگاه شفاعت، از آنِ رسول گرامی اسلام(ص) است كه در قرآن كریم از آن به (مقام محمود) تعبیر شده است. همانا دو تن از بانوان خاندان رسول مكرم(ص) هم شفاعت گستردهای دارند كه بسیار وسیع و جهان شمول است.
یكی از شواهد عظمت استثنایی حضرت معصومه سلام الله علیها زیارتنامهای است كه به خصوص، حضرت رضا علیه السّلام در شأن او صادر فرموده است. زیرا بعد از فاطمه زهرا سلام الله علیها تنها زیارتی كه از امام معصوم برای یك زن نقل شده، زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها است و هیچ یك از بانوان خاندان عصمت و طهارت زیارت مخصوص از امام ندارد.

سفر حضرت معصومه(س) به ایران
صاحب کتاب تاریخ قم مینویسد که در سال ۲۰۰ق مأمون، خلیفه عباسی، از امام رضا(ع) خواست که برای ولیعهدی از مدینه به مرو بیاید. پس خواهر ایشان در سال ۲۰۱ق به قصد دیدار برادر راهی مرو شد. گفته شده فاطمه معصومه(س) پس از دریافت نامه برادرش، خود را آماده سفر کرد. حضرت معصومه(س) با کاروانی از بستگان و خویشان راهی ایران شد. کاروان وقتی به ساوه رسید، دچار جنگ سختی با دشمنان اهل بیت شد و همه برادران و برادرزادگان حضرت معصومه(س) به شهادت رسیدند. فاطمه معصومه(ع) پس از دیدن جنازههای غرقه به خونِ عزیزانش به سختی بیمار شد. وی پس از این جریان، به خادم خود گفت او را به قم ببرد.
قول دیگر آن است که چون خبر بیماری حضرت معصومه(س) به آل سعد رسید، تصمیم گرفتند خدمت او بروند و از وی درخواست کنند به قم بیاید. در این میان موسی بن خزرج اشعری یکی از اشعریان قم، و از یاران امام رضا(ع) در این کار بر دیگران پیشی گرفت و خدمت فاطمه معصومه(س) رسید، مهار شتر او را گرفت و فاطمه معصومه(س) را وارد قم کرد و به خانه خود برد. در بعضی از منابع متأخر آمده است حضرت معصومه(س) در روز ۲۳ ربیعالاول وارد قم شد. فاطمه معصومه(س) ۱۷ روز در خانه موسی بن خزرج ساکن و به عبادت و راز و نیاز مشغول بود. اکنون این خانه و عبادتگاه در شهر قم، به «سِتّیه» یا «بیتالنور» مشهور است.

وفات حضرت معصومه(س)
نظر به اینکه این ماجرا در سال 201 هجری قمری، حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا(ع) رخ داده است، (امام رضا(ع) در سال 203 شهید شد) این نیز از مصائب دیگر حضرت رضا(ع) است، مصیبتی جانسوز، که خواهر مهربانش در نیمه راه وصال، مظلومانه و غریبانه به شهادت رسید، و دیدار و ملاقات، به فراق و جدایی، تبدیل گردید و داغ جانسوز شهادت حضرت معصومه(س) قلب مبارک حضرت رضا(ع) را جریحهدار کرده و آن بانو نیز با دلی پر از سوز فراق و امید دیدار برادر، و با چشمی گریان از دوری برادر شهید شده است.
ثمرات حضور حضرت معصومه(س) در قم
وجود حرم حضرت معصومه در شهر قم، باعث برکات زیادی برای این شهر و مردمانش شده است، که از میان آنها، تأسیس حوزه علمیه قم را میتوان از مهمترین این برکات دانست. در ادامه به برخی از این برکات اشاره مینماییم.
حوزه علميه قم: يکى ديگر از برکات مزار مقدس بانوى دو عالم، حضرت معصومه(ع) در شهر قم، رونق گرفتن حوزه علميه مىباشد. تاريخ اين کانون علم و فقاهت به قرنها قبل بر مىگردد. ابراهيم بن هاشم قمى، سعد بن عبدالله قمى، احمد بن اسحاق قمى، على بن بابويه قمى و دهها محدث و عالم شيعى از اوايل قرن سوم هجرى به بعد، زمينه گسترش علم و ادب و حديث را در اين شهر ايجاد کرده بودند.
پرورش علماى بزرگ در شهر قم: يکى ديگر از برکات فاطمه معصومه(ع)، پرورش عالمان و انديشمندان بزرگ همچون شیخ صدوق، زکریا بن آدم، محمدبن حسن صفار، در اين شهر مىباشد.
گسترش شهر قم: شهر قم به تدريج از شمال شرقى، به جنوب غربى که محل دفن آن حضرت بود کشيده شد به طورى که حرم فاطمه معصومه(س) که در حاشيه شهر قرار داشت، امروزه در مرکز شهر و در آبادترين قسمت آن واقع است.

مورد توجه شدن قم: توجه پادشاهان و حاکمان و طبقات گوناگون مردم به اين شهر و کوچ بسيارى از افراد مشتاق اهل بيت عليهم السلام براى اقامت در آن، به خاطر مدفون بودن حضرت معصومه(س)در اين شهر است.
استحکام مذهبى قم: قم از جنبه مذهبى استحکام ويژهاى يافته و مرکز روحانيت شيعه شد. و عدهاى از بزرگترين علماى شيعه از آنجا برخاسته يا در آن اقامت کردند.
کثرت سادات در شهر قم: بعد از دفن حضرت معصومه(س) عده بسيارى از فرزندزادگان امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و موسى بن جعفر(ع) و على بن موسى الرضا(ع) و از فرزندان محمد حنفيه و زيد بن على بن الحسين(ع) و اسماعيل فرزند امام صادق(ع) از اطراف به قم روى آوردهاند. از آنجا که اين شهر از ابتدا مورد نظر آل على(ع) بوده است و مردم قم نسبت به اولاد پيغمبر(ص) ارادت و علاقه خاصى داشتهاند، به تدريج بعد از ورود حضرت معصومه(ع) از نظر کثرت سادات، موقعيت بى نظير و يا کم نظيرى يافته است.
توجه به امور امامزادگان: مردم قم از اوايل قرن سوم هجرى که فاطمه معصومه(ع) در قم مدفون شد، در بزرگداشت مقابر اولاد پيامبر(ص) همان تلاش را کردند که در زمان حياتشان از آنان به عمل مىآوردند. ساختن بناهاى مجلل و بارگاه و گنبد و وقف اموال در اين راه از جمله اين تلاش هاست. در دوره صفويه و قاجاريه، بعضى از جهانگردانى که به ايران آمده و از قم عبور کردهاند، در سفرنامههاى خود امامزادگان قم را وصف نموده و حتى در پاره اى از آنها در تعداد امامزادگان افراط کردهاند.
خوارج
خوراج
خوارج جمع خارجی به معنای خروج کننده و شورشی است. خارجی به دو معنای عام و خاص به کار می رود. معنای عام آن بر کسی اطلاق می شود که علیه امام بر حق و مورد قبول مسلمانها شورش کند.(12) امام خوارج در معنای خاصر به کسانی گفته می شود که در جنگ صفین در اعتراض به حکمیت، در مقابل امام علی علیه السلام شورش کردند و با او جنگیدند و سپس کار خود را باآرایی مانند کافر بودن گناهکار و وجوب جنگ با کافر، توجیه کردند. وجوه دیگری نیز برای وجه اطلاق خوارجبر گروه مذکور ذکر شده است.(13) به این گروه مارقین نیز گفته می شود که این واژه به معنای خوارج است. ظاهراً دلیل این نامگذاری حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است که در آن، حضرت در مورد شخصی که به نحوه تقسیم غنایم توسط پیامبر اعتراض کرده بود و کار پیامبر را غیر عادلانه دانسته بود، فرمود: از نژاد این مرد گروهی پدید می آید که یمرقون من الدین کما یمرق السهم من الرمیة؛از دین خارج می شوند همان گونه که تیر از کمان خارج می گردد.(14)
خوارجو مارقینالقابی هستند که مخالفان به آنها داده اند. خوارج خود را شراةکه جمع شاری به معنای فروشنده است می خواندند و معتقد بودند که جان خویش را برای خدا و آخرت می فروشند و در این مورد به آیات و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله(بقره:207) و ان الله اشتری من المؤمنین أنفسهم و أموالهم بأن لهم الجنة(توبه: 111) استدلال می کردند. از میان این القاب خوارج تنها لقب مارقینرا نمی پذیرند زیرا آنها خود را خارج از دین نمی دانند بلکه مخالفان خود را چنین می پندارند.(15)
تاریخ پیدایش خوارج پیشتر ذکر گردید. در اینجا ابتدا به عقاید مشترک خوارج و سپس به شاخه های فرعی آن می پردازیم.
عقاید مشترک خوارج
عقاید خوارج را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:
الف) مسائلی که به ایمان و کفر مربوط می شوند. همه خوارج مرتکب کبیره را کافر می دانستند. این مسأله اعتقادی دارای لوازم بسیار مهم کلامی است که معمولاً در زمانهای بعدی تبیین و تفسیر شده اند. این لوازم عبارت اند از:
1 - عمل جزء ایمان و داخل در ایمان است.
2 - میان کفر و ایمان منزلتی قرار ندارد. بنابراین هر انسانی یا مؤمن است یا کافر.
3 - ایمان دارای درجات گوناگون است و درجات ایمان به چگونگی اعمال بستگی دارد. مثلاً ایمان شخصی که همه واجبات و همه مکروهات را ترک می کند بالاتر از ایمان فردی است که تنها به واجبات عمل می کند.
4 - چون عمل جزء ایمان است، پس هر عملی که با ایمان منافات داشته باشد، سبب خروج از دایره ایمان می شود. از نظر خوارج، گناه کبیره عملی است که با ایمان منافات دارد و موجب کفر است.
5 - مرتکب کبیره چون کافر است، عذاب اخروی اش ابدی است و در آتش خالد و جاودان است.
ب) مسائلی که مستقیماً به ایمان و کفر مربوط نمی شوند. مهمترین این آرا عبارت اند از:
1 - امر به معروف و نهی از منکر در همه درجات واجب است، حتی اگر به قتال بیانجامد؛ آنها برای قتل و پیکار با کسانی که آنها را کافر می شمارند هیچ گونه قید و شرطی نمی شناختند.
2 - خروج و جنگ با حاکم جائر واجب است.
3 - تحکیم و پذیرش داوری غیر خدا حرام است.
4 - در صورتی که وجود امام ضروری باشد، او با انتخاب آزادانه همه مسلمین تعیین می شود و امامتش تا زمانی که بر طبق عدل و شروع عمل می کند و دچار خطا نشود ادامه خواهد داشت.
5 - امامت و خلافت از غیر قریش نیز رواست.
6 - آنها امام علی (علیه السلام)، عثمان، طلحه، زبیر، عایشه و همه خلفای بنی امیه و بنی عباس را کافر می دانند و تبری از آنها را واجب می شمارند.
فرقه های خوراج
خوارج به ده ها فرقه منشعب شده اند و درباره تعیین فرقه های اصلی آنها اختلاف نظر وجود دارد.(16) در اینجا پنج فرقه که به نظر می رسد از دیگران مهمتر بوده و بقیه فرقه ها از آنها انشعاب یافته اند مطرح می شوند.
1 - محکمة الأولی:
اینان همان گروهی هستند که در جنگ صفین در مقابل امام علی علیه السلام قرار گرفتند و چون حکمیت را انکار کردند و شعارشان لاحکم الا للهبود به آنها محکمهگویند و چون نخستین گروهی بودند که چنین اعتقادی داشتند، محکمة الأولینامیده می شوند. به این گروه از آن رو که در حروراء، یکی از قرای کوفه، اجتماع کردند، حروریهنیز می گویند.
البته این گروه را نمی توان فرقه ای در عرض دیگر فرق قرار داد بلکه آنان در واقع خوارج اولیه و اصلی هستند که بقیه فرق خوارج از آنها پدید آمدند.
محکمه، تحکیم انسانها را گناه و هرگونه گناه را باعث کفر می دانند. آنان وجود امام و حاکم را واجب نمی دانند و معتقدند که آزاد بودن و قریشی بودن از شرایط امام نیست. نخستین کسی که از سوی این گروه به امامت و رهبری برگزیده شد، عبدالله بن وهب الراسبی بود. محکمه پس از انتخاب عبدالله از حروراء به نهروان رفتند و در این مسیر به قتل و غارت مسلمانها پرداختند. امام علی علیه السلام در حروراء و نیز نهروان با آنها احتجاج کرد و شبهاتشان را پاسخ داد. پس از سخنان صریح امام در نهروان هشت هزار تن توبه کردند و بقیه که چهار هزار تن بودند به رهبری عبدالله بن وهب، آماده جنگ با امام شدند. سپاه امام همه این افراد را به هلاکت رساندند و تنها نه تن از آنها باقی ماندند که به نواحی مختلفی چون یمن و عمان متواری شدند و در آن نواحی به ترویج آرا و عقاید خود پرداختند. در زمان معاویه و دیگر حاکمان بنی امیه گروههایی با تفکرات محکمه نخستین بر حاکمان بنی امیه خروج کردند. این قیامها ادامه داشت تا اینکه نخستین انشعاب در میان خوارج رخ داد و ازارقهپدید آمدند.(17)
2 - ازارقه:
این گروه پیروان ابوراشد نافع بن الازرق (م 65 هجری) هستند. نافع نخستین کسی بود که با ابداع برخی آرای خاص باعث تفرقه و انشعاب در میان خوارج گردید.(18) ازراقه بیش از دیگران در تبدیل شدن خوراج به یک گروه مذهبی و کلامی و نه صرفاً سیاسی، نقش داشتند.(19) در عین حال، ازارقه از لحاظ سیاسی و نظامی و نیز تعداد پیروان و سپاهیان از دیگر فرقه های خوارج قویتر و پرنفوذتر بودند. نافع در زمانی که عبدالله بن زبیر قیام کرده بود و بر مناطقی از جمله بخشهایی از ایران تسلط یافته بود، از بصره به سمت اهواز حرکت کرد و اهواز، فارس، کرمان و نواحی اطراف را به تصرف در آورد. آنها به رهبری نافع مدتها با سپاهیان ابن زبیر و امویین جنگیدند تا اینکه ابن زبیر، یکی از فرماندهان خود را به نام مهلب بن ابی صفره با بیست هزار تن، از بصره به جنگ آنها فرستاد. مهلب نوزده سال با ازارقه جنگید که مدتی از سوی ابن زبیر و مدتی نیز از سوی حجاج و در زمان حکومت عبد الملک بن مروان بود. او در یکی از جنگها نافع را کشت و سپس با ایجاد اختلاف در سپاه ازارقه، آنان را به کلی نابود کرد.(20)
در این گروه به تدریج عقایدی پیدا شد که گاه به سختی و جانب افراط می گرایید.
عمده ترین معتقدات این گروه عبارت است از:
1- ازراقه مخالفان خود را مشرک و کافر می دانستند در حالی که خوارج اولیه آنان را تنها کافر می پنداشتند.
2- قاعدین خوارج، یعنی آن دسته از خوارج که همراه ازراقه جنگ نمی کردند کافر و مشرک هستند.
3- اطفال مشرکان (مخالفان ازراقه) نیز مشرکند.
4- کشتن مشرکان یعنی مخالفان ازراقه و زنان و اطفال آنها مباح است.
5- همه مشرکان از جمله اطفال تا ابد در آتش جهنم خواهند ماند.
6- انجام هر گناهی، اعم از گناه کبیره یا صغیره باعث کفر و شرک می شود.
7- خداوند می تواند کسی را به پیامبری برگزیده که قبل از نبوت کافر بوده و یا پس از نبوت کافر خواهد شد.
8- تقیه در گفتار و کردار جایز نیست.(21)
3 - نجدات یا نجدیه:
این فرقه پیروان نجدة بن عامر حنفی (م 69 هجری) به شمار می روند. در ابتدا نجدة ابن عامر با سپاه خویش در یمامه قصد پیوستن به سپاه خوارج بصره به رهبری نافع بن ازرق را داشت. در این میان، نافع آرای خاص خود را ابراز کرد و قاعدین خوارج را مانند دیگر مسلمانها کافر و مشرک دانست و قتل آنها و زنان و فرزندانشان را مباح شمرد. پس از واقعه، گروهی از یاران نافع از او جدا شدند و به سمت یمامه حرکت کردند. ابن عامر به استقبال آنها شتافت و از آرای جدید نافع آگاه شد و با او مخالفت ورزید. سپس گروه انشعابی ازارقه به همراه خوارج یمامه با نجدة بن عامر بیعت کردند و بدین ترتیب نجدات متولد گشتند. این گروه به عاذریهنیز معروف اند، زیرا ویژگی اعتقادی آنها این است که جاهل به فروع دین را معذور می دانند. این گروه در مجموع عقاید معتدلی داشته اند و از افراط گری خوارج تا حدودی خود را کنار داشته اند. آرای این فرقه:
1 - اگر کسی گناه کوچکی انجام داد و بر آن اصرار ورزید و آن را تکرار کرد مشرک است ولی اگر کسی مرتکب گناهان بزرگی چون زنا، سرقت و شرب خمر گردید و بر آن اصرار نکرد مسلمان است. بنابراین تنها گناهانی که شخص بر آنها اصرار ورزید موجب کفر و شکر است.
2 - مردم و جامعه نیازی به رهبری و امام ندارد و فقط لازم است انصاف را رعایت کنند و اگر این کار به وجود امام توقف پیدا کرد، تعیین امام لازم است.
3 - تقیه در گفتار و کردار جایز است.
4 - قتل اطفال مخالفان جایز نیست
5 - قاعدین خوارج معذورند.
نجدات به زودی به خاطر اختلافات درونی دچار انشعاباتی شدند و رهبر یکی از همین گروههای انشعابی، نجدة بن عامر را از پای در آورد.(22)
4 - صفریه:
به پیروان زیاد بن الاصفر گفته می شود. اشعری معتقد است که فرقه های اصلی خوارج چهار فرقه ازارقه، اباضیه، نجدیه و صفریه هستند و بقیه فرقه ها از صفریه منشعب شده اند. این گروه کشتن اطفال و زنان مخالفان خود را جایز نمی دانند. درباره کافر و مشرک بودن گناهکار سه نظریه در میان این گروه پدید آمد و باعث پیدایش سه فرقه فرعی گردید. برخی از آنها، مانند ازارقه، انجام هر گناهی را باعث کفر و شرک می دانند. برخی دیگر معتقدند اگر کسی مرتکب گناهی چون زنا و سرقت شود که حد شرعی دارد آن شخص زانی یا سارق نامیده می شود نه کافر؛ کافر تنها به کسی گفته می شود که گناهی چون ترک نماز را که حد شرعی ندارد انجام دهد. پاره ای دیگر کسی را که به واسطه گناهش از طرف حاکم شرع محکوم به حد شرعی شده باشد کافر می دانند.(23)
5 -اباضیه:
مؤسس این فرقه عبدالله بن اباض (م. 86 هق)است. برخی برآن اند که عبدالله رهبر سیاسی این گروه بوده است و رهبری علمی و دینی بر عهده جابر بن زیدالعمانی می باشد. عبدالله نخست با نافع بن ازرق (مؤسس فراقه ازارقه) همراهی می کرد اما پس از مطلع شدن از آرای افراطی از او جدا شد. عبدالله در زمان مروان بن محمد خروج کرد و سپاه مروان در محلی به نام تباله با او جنگید. جابر بن زید از سران اباضی مذهب و از همین قبیله اند. از این رو تبلیغ جابر در عمان مؤثر واقع شد و بسیاری از مردم آن دیار، مذهب اباضی را پذیرفتند. ظاهراً هم زمان با انحلال حکومت بنی امیه در سال 132 هجری جلندی بن مسعود موفق شد تا حکومت اباضی را در عمان تأسیس کند. اما به زودی سفاح خلیفه عباسی سپاهی به عمان فرستاد و حکومت جلندی را در سال 134 هجری از میان برداشت. پس از مدتی اباضیه بار دیگر در عمان حاکمیت یافتند و این وضعیت حدود صد سال ادامه داشت تا اینکه در میان اباضیه اختلافاتی رخ داد و پس از آن سپاهی از سوی معتضد عباسی به عمان حمله کرد و بار دیگر حکومت اباضیه را برچید اما عقیده بیشتر مردم همچنان اباضی باقی ماند.(24)
اباضیه معتدل ترین فرقه خوارج و تنها فرقه باقیمانده از آنان هستند که امروزه در کشور عمان و مناطقی از شمال آفریقا حضور دارند. خاندان سلطنتی کنونی عمان نیز اباضی مذهب هستند و از همان قبیله اند.
شهرستانی مهمترین عقاید اباضیه را در خصوص مسأله ایمان و کفر به این شرح می نگارد:
1 - مرتکبین کبیره مؤمن نیستند؛ بلکه کافرند.
2 - کفر مرتکبین کبیره از نوع کفر نعمت است، نه کفر ملت و دین.
3 - مرتکبین کبیره موحدند، نه مشرک زیرا خدای یکتا را قبول دارند.
4 - مناکحه و موارثه با مرتکبین کبیره جایز است و قتل آنها جایز نیست، مگر اینکه جنگی در میان باشد.(25)
إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (33)
امنیت اجتماعی" در قرآن
یکی از مهمترین مؤلفههای اجتماعی که وجود آن در هر جامعهای، از ضروریات و به عبارت دقیقتر از نخستین ضروریات محسوب میشود و بدون آن زندگی سعادتمندانه برای آحاد مردم، امکانپذیر نیست، مقوله مهم و اساسی «امنیت» است؛ امری که فیالواقع منشأ و زیربنای تمامی امور بوده و با عدم آن هیچگونه فعالیت فردی و اجتماعی دیگر چه در عرصه فرهنگی و چه در عرصههای دیگر نظیر صنعت، اقتصاد، هنر، سیاست و... انجامپذیر نخواهد بود. از اینرو تمامی خردمندان جوامع بشری از آن به عنوان نخستین نیاز هر جامعه یاد کرده و حاکمان را به تأمین و ایجاد آن توصیه نمودهاند. کما اینکه در احادیث و روایات منقول از حضرات معصومین(ع) نیز این موضوع یعنی «امنیت» از جایگاه و اهمیت ویژهای برخوردار بوده و آن ذوات مقدس به کرّات نقش آن را مورد تأکید و تکرار قرار دادهاند.
«امنیت» از چنان اهمیتی برخوردار است که حتی موضوعی بسان «عدالت» نیز که خود در ردیف والاترین ارزشهای الهی و انسانی قرار دارد نسبت به آن در درجه دوم قرار دارد، چرا که تا امنیت و آرامش در جامعهای برقرار نباشد، برقراری عدالت نیز امری غیرممکن خواهد بود. اصولاً باید دانست که پایهریزی و ایجاد یک تمدن و زندگی انسانی اصیل که «عدالت» یکی از پایههای آن است بدون تأمین «امنیت» ممکن نیست.
بدون امنیت در هیچ جامعهای امید تعالی و ترقی وجود نخواهد داشت و یکی از اولین وظایف هر سیستم حکومتی باید تلاش در راستای ایجاد فضایی امن و خالی از دغدغههای مادی و معنوی برای شهروندان خود باشد. تا آنان در سایه این امنیت به فعالیت پرداخته و زمینه پیشرفتهای گوناگون در عرصه اجتماع خویش را فراهم آورند.
در نوشتار پیش رو اهمیت و جایگاه امنیت اجتماعی در آیات قرآن و راهکارهای ایجاد آن مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه نخستین بخش از آن از نظر خوانندگان میگذرد.
* اقسام امنیت
موضوع «امنیت» از جمله موضوعاتی است که دارای اقسام گوناگون و متنوعی میباشد و علمای علم جامعهشناسی برای آن انواعی را قائل شدهاند که از آن جمله میتوان به: «امنیت روانی»، «امنیت شغلی»، «امنیت خانوادگی»، «امنیت سیاسی»، «امنیت اقتصادی»، «امنیت فرهنگی» و امثالهم اشاره کرد که هر یک مقولهای جداگانه بوده و در جای خود بهطور کافی و وافی مورد بحث قرار گرفتهاند.
اما در یک تقسیمبندی کلی میتوان امنیت را به دو نوع «امنیت فردی» و «امنیت اجتماعی» تقسیم کرد. یعنی به هنگامی که بحث از امنیت به میان میآید، این موضوع را هم در حوزه فرد و هم در حوزه اجتماع باید مدنظر قرار داد و البته ناگفته پیداست که این دو اگرچه از نظر ظاهر دو حوزه جدا از یکدیگرند ولی در حقیقت ارتباط تنگاتنگی با هم دارند، به گونهای که ایجاد امنیت اجتماعی، بدون پرداختن به علل و عوامل ایجاد امنیت فردی به ثمر نخواهد نشست. از اینرو در نظرگاه علمای جامعهشناسی «امنیت فردی زیربنای امنیت اجتماعی است.»
* اهمیت امنیت اجتماعی در قرآن کریم
از آنجا که قرآن کریم بهعنوان قانون اساسی آئين آسمانی اسلام و نیز بهترین نسخه شفابخش آلام روحی و جسمی انسانها دربر گیرنده تمامی نیازهای دنیوی و اخروی و فردی و اجتماعی انسانهاست، نسبت به مقوله «امنیت» نیز توجه ویژهای داشته و در آیات بسیاری ضمن بیان اهمیت موضوع «امنیت»، مخاطبان خود را نسبت به آن یادآور شده است و ما در این بخش به برخی از آن آیات اشاره میکنیم:
یکی از مشهورترین آیات قرآن کریم که در آن موضوع «امنیت» مورد تذکر واقع شده آیه 126 سوره مبارکه بقره است که مشتمل بر دعای پیامبر بزرگ خداوند حضرت ابراهیم(ع) درباره سرزمین و مردم مکه میباشد:
«و به یادآور هنگامی که ابراهیم عرض کرد: پروردگارا این سرزمین را شهر امنی قرار داده و اهل آن را، آنها که ایمان به خدا و روز بازپسین آوردهاند، از ثمرات (گوناگون) روزی ده...»
همانطور که گفته شد این آیه متضمن دعای ابراهیم(ع) درباره سرزمین مکه و اهل آن است و این دعا در حالی به پیشگاه الهی عرضه شده که «مکه ترجیحا شکل شهری به خود گرفته و قبیله جرهم در آنجا ساکن شده بودند و پیدایش زمزم آنجا را قابل سکونت ساخته بود.»(1) و در نتیجه آن پیامبر عظیمالشأن در دعای خود اصلیترین نیاز این اجتماع نه چندان بزرگ(در آن روزگار) را مد نظر قرار داده و قبل از هر تقاضای دیگری برای آنان درخواست «امنیت» میکند «و این خود اشارهای است به این حقیقت که تا امنیت در شهر یا کشوری حکمفرما نباشد فراهم کردن یک اقتصاد سالم ممکن نیست!»(2) و نه تنها اقتصاد سالم که اصولا برخورداری از یک زندگی انسانی مطلوب بدون وجود امنیت امکانناپذیر است و «اگر جایی امن نباشد قابل سکونت نیست، هرچند تمام نعمتهای دنیا در آن جمع باشد و اصولا شهر و دیار و کشوری که فاقد نعمت امنیت است همه نعمتها را از دست خواهد داد!»(3)
گفتنی است این درخواست ابراهیم(ع) مبنی بر امنیت مکه و اهل آن در آیه 35 از سوره مبارکه ابراهیم نیز تکرار شده که بیانگر اهمیت موضوع است، البته این خواسته بزرگ از جانب پروردگار مورد اجابت واقع شد و خداوند دعایش را مستجاب کرد و «دعای ابراهیم درباره امنیت مکه از دو سو اجابت گردید: هم امنیت تکوینی به آن داد، زیرا شهری شد که در طول تاریخ، حوادث ناامنکننده کمتر به خود دیده و هم امنیت تشریعی، یعنی خدا فرمان داده که همه انسانها و حتی حیوانات در این سرزمین در امن و امان باشند.»(4)
* امنیت، نعمت بزرگ شهر مکه
در سوره مبارکه قصص آيه 57 چنین آمده است: «آنها گفتند: ما اگر هدایت را همراه تو پذیرا شویم ما را از سرزمینمان میربایند! آیا ما حرم امنی در اختیار آنها قرار ندادیم که ثمرات هرچیزی (از هر شهر و دیاری) به سوی آن آورده میشود، ولی اکثر آنها نمیدانند!»
در تفاسیر اسلامی پیرامون این آیه شریفه و شأن نزول آن میخوانیم که: «شخصی به نام حارث بن عثمان بن نوفل بن عبد مناف، خدمت پیامبر گرامی اسلام(ص) رسید و گفت: تنها چیزی که باعث میشود ما از پیوستن به شما و اسلام آوردن خودداری کنیم آن است که ما از عرب و قدرت آنها بیمناکیم که در صورت مسلمان شدن، ما را از سرزمینمان بیرون کرده و مورد آزار قرار میدهند. و اگر نبود این مطلب، ما مسلمان میشدیم. در پاسخ به این بهانه او، خداوند آنها را به این واقعیت متذکر شد که آیا ما شهر مکه را برای شما مکانی امن قرار ندادیم که درآن با آسودگی زندگی میکنید و از ثمرات آن بهرهمند میشوید پس، از چه میترسید؟ همان که این شهر را برای شما به خلعت امنیت آراست، باز هم قادر است تا شما را از شرور و آزار عرب ایمن گرداند.»(5)
با تدبر در این آیه شریفه باز هم به یک نکته مهم و اساسی پی میبریم و آن نکته همانا تاکید بر اهمیت موضوع «امنیت» بهعنوان نخستین نعمت الهی ارزانی شده بر شهر و مردم مکه است. خداوند عزیز در این آیه شریفه قبل از پرداختن به موضوع رزق و روزی و بدون توجه به سایر امتیازات مادی و معنوی سرزمین عربستان و علیالخصوص شهر مکه، موضوع «امنیت» حاکم بر آن را یادآوری میکند تا اولا افراد بیمناک از صولت عرب را اطمینان خاطر بخشد و ثانیا اهمیت ویژه امنیت و نقش ارزشمند آن را در دستیابی به اهداف عالیه مورد یادآوری قرار دهد و بدینگونه به تمامی مخاطبان مصحف شریف خود یادآور شود که آنچه لازمه یک محیط اجتماعی برای رشد و تعالی در زمینههای گوناگون است در درجه نخست «امنیت اجتماعی» است و پس از تامین این مقوله مهم است که باید به امور دیگر پرداخت.
* امنیت، نخستین شاخصه آبادانی
در سوره نحل آیه 112 آمده است: «خداوند (برای آنها که کفران نعمت میکنند) مثلی زده است، منطقهای را که امن و آرام و مطمئن بوده و همواره روزیاش بطور وافر از هر مکان فرا میرسیده است...»
در این آیه شریفه خداوند متعال برای آنان که قدر نعمتهای الهی را نمیدانند و به جای شکرگزاری به درگاه خداوند، کفران نعمت کرده و راه ناسپاسی پیش میگیرند، داستان شهری را در قالب یک مثل ذکر میکند و سرگذشت تلخ و غمانگیز اهل آن را برای ناسپاسان یادآور میشود که چگونه در اثر قدرناشناسی و کفران نعم الهی به عذاب خداوند دچار شده و آن نعم بیکران از آنان سلب شد.
در این آیه سه ویژگی برای یک سرزمین آباد و قابل سکونت و زندگی ذکر گردیده که به ترتیب عبارتند از: امنیت، اعتماد و اطمینان به تداوم حیات در آن و وجود رزق و روزی فراوان. که باز در رأس همه آنها موضوع امنیت مطرح است «و این درسی است برای همه ما و همه کسانی که میخواهند سرزمینی آباد و آزاد و مستقل داشته باشند که باید قبل از هر چیز به مسئله «امنیت» پرداخت، سپس مردم را به آینده خود در آن منطقه امیدوار ساخت و به دنبال آن چرخهای اقتصادی را به حرکت درآورد.»(6)
جالب توجه آنکه در این آیه شریفه محروم شدن از این سه نعمت الهی که «امنیت» نیز یکی از آنها و در حقیقت مهمترینشان است، به عنوان عذاب و نعمت الهی مطرح گردیده و اعلام شده که خداوند در مقابل ناسپاسی اهل آن شهر، لباسی از گرسنگی و ترس را بر اندام آنها پوشانید و با سلب امنیت از آنها و گرفتار کردنشان به قحطی و گرسنگی، کیفر کفران آنان را به سختی عطا فرمود!
* امنیت، ریشه همه نعمتها
یکی از زیباترین قصههای قرآنی که به حق از جانب خداوند از آن به «احسن القصص» تعبیر شده، داستان زندگی پیامبر عظیمالشأن حضرت یوسف(ع) است که بطور مفصل در سوره مبارکه یوسف ذکر شده و در آیه 99 آن میخوانیم: «هنگامی که بر یوسف وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و گفت همگی داخل مصر شوید که انشاءالله در امن و امان خواهید بود.»
از آیه فوق که فیالواقع در برگیرنده فرازهای آخر سرگذشت حضرت یوسف(ع) است، استفاده میشود که هنگامی که یعقوب(ع) پس از سالیان متمادی تحمل رنج هجران و فراق فرزند گرامیاش یوسف(ع)، به همراه سایر فرزندان خود وارد شهر مصر شدند، یوسف(ع) که اینک به رفیعترین مقامات حکومتی سرزمین مصر نائل شده بود به جهت استقبال از پدر و مادر و برادران خود به دروازه شهر آمده و آنان را به زندگی پاک و گوارایی همراه با برخورداری از امنیت کامل در مصر مژده داد و جالب توجه آنکه: «یوسف از میان تمام مواهب و نعمتهای مصر، انگشت روی مسئله امنیت گذاشت و به پدر و مادر خود و برادرانش گفت: وارد مصر شوید که انشاءاله در امنیت خواهید بود و این نشان میدهد که نعمت امنیت ریشه همه نعمتها است و حقا چنین است زیرا هر گاه امنیت از میان برود، سایر مسائل رفاهی و مواهب مادی و معنوی نیز به خطر خواهد افتاد، در یک محیط ناامن، نه اطاعت خدا مقدور است و نه زندگی توأم با سربلندی و آسودگی فکر و نه تلاش و کوشش و جهاد برای پیشبرد هدفهای اجتماعی.»(7)
همچنین از این آیه شریفه میتوان این نکته را نیز استفاده کرد که موضوع «امنیت» باید در رأس برنامههای اجرایی حاکمان دلسوز و متعهد باشد و مسئولان هر جامعه باید قبل از هر چیز، تأمین این نیاز اساسی اجتماع را مد نظر قرار دهند. همچنانکه یوسف(ع)، هنگامی که در سرزمین مصر صاحب قدرت و مکنت حکومتی میشود، در راستای ایجاد امنیت کامل، به عنوان اساسیترین نیاز جامعه قدم برداشته و امنیت کامل را در کشور تحت حکمرانیاش برقرار میکند و این فضای امن و آرام را به عنوان نخستین هدیه حکومت و زمامداری خود به مردم مصر و پدر و مادر و برادرانش عرضه میدارد.
* امنیت در بهشت
در آیه 37 سوره مبارکه سبأ میخوانیم: «اموال و فرزندان شما هرگز شما را نزد ما مقرب نمیسازد، جز کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند که برای آنها پاداش مضاعف در برابر اعمالی است که انجام دادهاند و آنها در غرفههای (بهشتی) در (نهایت) امنیت خواهند بود.»
در این آیه شریفه که بیانگر عاقبت نیک و سعادتمند بهشتیان است، از جمله نعم الهی که در سرای جاوید یعنی بهشت موعود از سوی خداوند به آنان ارزانی میشود را «امنیت» برمیشمرد و همین خود بیانگر ارزش و اهمیت والای این مقوله از نظر قرآن کریم و خداوند است که حتی تأمین بودن در بهشت را در ردیف پاداشهای بهشتیان ذکر میکند. البته تذکر این نعمت بزرگ یعنی امنیت در بهشت، مختص این آیه نیست بلکه در آیات دیگر نیز مورد اشاره واقع شده که از آن جمله باید به آیه 46 از سوره
حجر اشاره کرد؛ آن جا که بهشتیان از سوی فرشتگان الهی مورد خطاب واقع شده و به آنان گفته میشود: «داخل این باغها(ی بهشتی) شوید با سلامت و امنیت» و اما در آیه مورد بحث (آیه 37 سبا) «تعبیر به آمنون (کسانی که در امنیت به سر میبرند) در مورد بهشتیان تعبیر بسیار جامعی است که آرامش روح و جسم آنها را از هرنظر منعکس میکند، چرا که نه ترس فنا و زوال و مرگ دارند و نه ترس هجوم دشمن و نه بیماری و آفت و اندوه و نه حتی ترس از ترس! و نعمتی برتر از این نیست که انسان از هر نظر در امنیت به سر برد، همانگونه که بلایی بدتر از ناامنی در جنبههای مختلف زندگی وجود ندارد.» (8)
نتیجه آنکه «امنیت» از چنان ارزش والایی برخوردار است که بهشت با تمام خوبیها و امتیازاتش بدون آن گوارا نخواهد بود و تمام نعم این دارالسلام با بودن امنیت است که قابل بهرهبرداری و استفاده میشود. به تعبیر دیگر «بهشت ناامن» جز دوزخی سراسر رنج و مشقت نخواهد بود و با «امنیت» است که بهشت، بهشت میشود.
* امنیت در سفر
یکی از مهمترین جنبههای «امنیت اجتماعی» برخورداری از امنیت به هنگام سفر و دور شدن از خانه و کاشانه است. «امنیت» اگر چه در وقت حضر و بودن در وطن از اهمیت به سزایی برخوردار است ولی ناگفته پیداست که این مقوله به هنگامی که آدمی پای در سفر میگذارد و غربت و غریبی را تجربه میکند، اهمیتی مضاعف و دوچندان پیدا میکند.
جالب توجه اینجاست که در آیات قرآن کریم امر «امنیت در سفر» مورد عنایت و توجه واقع شده است.
به عنوان نمونه میتوان به آیه 18 از سوره مبارکه سبا اشاره کرد: «میان آنها و سرزمینهایی که برکت داده بودیم، شهرها و آبادیهای آشکار قرار دادیم و فاصلههای متناسب و نزدیک مقرر داشتیم (و به آنها گفتیم) شبها و روزها در این آبادیها در امنیت کامل مسافرت کنید.»
این آیه شریفه که بیانکننده برخی از نعمتهای الهی است که شامل حال قوم سبا شده بود، ضمن بیان این موضوع که سرزمین این قوم، سرزمین پرخیر و برکت و آباد بوده است و آنها در این سرزمین از همهگونه رزق و روزی گوارا بهرهمند بودهاند، به یکی دیگر از نعم الهی که بدانها ارزانی شده بود یعنی «امنیت در سفر» نیز اشاره میکند و در پایان آیه این نکته را متذکر میشود که مردم و قوم سبا در سرزمین خود چه در سفر و چه در حضر از امنیت کامل برخوردار بودند و همین اشاره به موضوع «امنیت» آنهم به هنگام سفر باز بیانگر ارزشمندبودن این نعمت الهی و اهمیت داشتن آن در دیدگاه قرآن کریم است، چرا که از میان همه نعمتهای معنوی دیگری که قابل اشاره بودهاند نظیر: آزادی، عدالت، اقتدار و... انگشت روی «امنیت» گذارده و این مقوله مهم را یادآور شده است.
* هدف ایجاد امنیت اجتماعی در قرآن کریم
آنچه مسلم است هر نوع فعالیتی که از آدمی سر میزند چه در عرصه فعالیتهای فردی و چه در عرصه فعالیتهای اجتماعی، هدف و یا اهدافی را تعقیب میکند که انگیزه آن فعالیتها است. تلاش در جهت ایجاد «امنیت اجتماعی» نیز یقیناً از این قاعده مستثنی نبوده و مسئولین برقراری امنیت در هر جامعهای بنابر پایگاه و خاستگاه اعتقادی خویش، اهدافی را دنبال میکنند. در این میان قرآن کریم که مسئولیت تربیت انسان را به عنوان جانشین پروردگار در زمین برعهده دارد نیز «برقراری امنیت اجتماعی» را به عنوان وسیلهای بسیار مهم درجهت این امر مدنظر قرار داده و اهدافی را از امنیت دنبال میکند تا در نهایت منجر به دستیابی به این غایت یعنی خلافت پروردگار شود و ما در اینجا به یکی از این اهداف اشاره میکنیم:
* محو فتنه و آثار شرک و بتپرستی
از آنجا که هدف اصلی از خلقت انسان، عبودیت و بندگی بوده (با توجه به آیه 56 سوره مبارکه ذاریات: و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون.) و آدمی هنگامی در مسیر عبودیت حرکت میکند که در جامعه، توحید و یکتاپرستی متجلی باشد، فلذا هرگونه پدیده اجتماعی که مغایر با توحید باشد به نوعی فضای امن را برای عبودیت و بندگی از بین برده و زمینه ناامنی مذهبی و فرهنگی را فراهم میآورد. به همین دلیل در آیات متعددی از قرآن کریم، خداوند متعال مسلمانان را به جهاد با عوامل ناامنی فرا میخواند تا با از بین بردن این عوامل، «امنیت اجتماعی» در سطح جامعه برقرار شده و انسانها در سایه این امنیت، آسودهخاطر به بندگی خداوند پرداخته و جسم و جان خود را با آراستن به فضایل معنوی، آماده لقاء پروردگار نمایند. از جمله این آیات میتوان به آیه 193 از سوره مبارکه بقره اشاره کرد که میفرماید: «و با آنها پیکار کنید! تا فتنه (و بتپرستی و سلب آزادی از مردم) باقی نماند و دین مخصوص خدا گردد، پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آنها نشوید! زیرا) تعدی جز بر ستمکاران روا نیست.»
مفسران اسلامی در توضیح این آیه شریفه که دربردارنده بیان اهداف جهاد اسلامی است میگویند: «جهاد اسلامی نه به خاطر فرمانروایی در زمین و کشورگشایی و نه به منظور به چنگ آوردن غنائم و نه تهیه بازارهای فروش یا تملک منابع حیاتی کشورهای دیگر یابرتری بخشیدن نژادی بر نژاد دیگر است، (بلکه) هدف یکی از سه چیز است: خاموش کردن آتش فتنهها و آشوبها که سلب آزادی و امنیت از مردم میکند، محو آثار شرک و بتپرستی و مقابله با متجاوزان و ظالمان و دفاع در برابر آنان است.» (9)
آری، مهمترین هدف از منظر قرآن کریم در تامین امنیت اجتماعی، فراهم آوردن محیطی سالم و آرام برای پرداختن به امر عبادت و بندگی خداست؛ محیطی که در آن کوچکترین اثری از ناامنی و عوامل ایجاد آن نباشد و مردمان با آسودگی خاطر و به دور از فتنههای رنگارنگ و آشوبهای گوناگون، تنها و تنها در جهت خشنودی پروردگار گام بردارند و به هدف خلقت خویش یعنی عبودیت خالصانه خداوند نزدیک شوند.
* راهکارهای ایجاد امنیت اجتماعی از منظر قرآن کریم
یکی از مهمترین دغدغههای جوامع بشری در جهت تامین «امنیت»، همواره این بوده که چگونه و از چه طریقی «امنیت» را برقرار کرده و به اصطلاح امروزی به «امنیت پایدار» برسند. به عبارت دیگر چگونه میتوان ایجاد امنیت را از مرحله تئوری و نظری به مرحله عمل رساند و آن را در حیطه فعالیتهای فردی و اجتماعی محقق کرد و جامعهای به وجود آورد که در آن، افراد هم از لحاظ زندگی شخصی و خصوصی و هم از لحاظ زندگی اجتماعی و در تعامل با دیگران احساس امنیت کنند.
برای پاسخگویی به این پرسش از دیرباز و از سوی علمای علمالاجتماع و نیز نظریهپردازان امر حکومت و سیاست، اظهارنظرهای فراوانی صورت گرفته است و هر یک به فراخور اندیشه و طرز تفکر و نیز میزان علم و دانش خود، پاسخهایی ارائه دادهاند که البته هر یک از آن پاسخها میتواند درصدی از امنیت را در سطح جوامع تامین کند، ولی آنچه مسلم است چون اغلب این راهکارها نشأت گرفته از معلومات و تجارب بشری بوده و معلومات و تجارب بشری هم از سوی دو عنصر زمان و مکان دچار محدودیت است، نتوانسته است آنگونه که شایسته و بایسته است در جهت تامین امنیت، گامهای موثری بردارد. کما اینکه در جهان کنونی، علیرغم پیشرفتهای صنعتی و تکنولوژی و وفور تئوریهای امنیتی ارائه شده از سوی دانشمندان، بدون اغراق باید اعتراف کنیم که «امنیت» مهمترین گمشده انسان امروزی است که برای یافتن آن چشم امید به هر سوی میدواند و افزایش آمار قتلها و جنایتها، دزدیها و تجاوز به عنف و هزاران نوع جرم و خطای فردی و اجتماعی دیگر بهترین و روشنترین دلیل این مدعاست. فلذا انسان امروزی برای دستیابی به «امنیت پایدار و همهجانبه» چارهای جز این ندارد که دست یاری به سوی مکاتب آسمانی دراز کند و در میان آنها از خالصترین و نابترینشان یعنی اسلام عزیز و نسخه شفابخش آن یعنی قرآن کریم مدد جوید، زیرا قوانین این کتاب آسمانی ریشه در وحی و علم خداوندی دارد. و هیچگونه تردیدی در صحت و اصالت آن راه ندارد.
قرآن کریم در جهت برقراری و تامین امنیت اجتماعی، راه حلها و راهکارهای متعددی ارائه کرده که ذکر تمامی آنها در این مقاله مقدور نیست و ما بهطور اختصار به دو مورد از آنها اشاره میکنیم:
* الف) توجه به عبادت و یاد خدا
انسان امروزی، علیرغم پیشرفتهای صنعتی و تکنولوژی، بیش از گذشته در معرض نا امنی قرار دارد. چرا که گسترش زندگی صنعتی و ماشینی اگرچه توانسته است جسم او را اندکی به راحتی رساند و زحمت جسمی او را کم کند، ولی این حقیقت بر کسی پوشیده نیست که «روح و روان» او را به بند کشیده و در مقابل آن آسایش جسمانی، انواع و اقسام اضطراب، دغدغهها و نگرانیهای روحی را به او هدیه کرده است و این نیز نبوده مگر به خاطر اینکه دلبستگی به ظواهر تمدن امروزی او را از یاد خدا غافل کرده و در نتیجه این فراموشی یاد خدا، هم «امنیت فردی» و هم «امنیت اجتماعی» او به خطر افتاده است و از همینرو قرآن کریم همواره انسانها را متذکر این حقیقت میکند که اگر طالب آسایش و آرامش هستید راهی جز
روی آوردن به یاد خدا فرا روی شما نیست که: «الا بذکرالله تطمئن القلوب: آگاه باشید که با یاد خدا دلها آرام میگیرد.» (رعد، آیه 28) هنگامی که دل و جان انسان در اثر یاد خدا به ساحل آرامش رسید بهطور طبیعی جامعه بشری نیز از امنیت اجتماعی مطلوب برخوردار خواهد شد.
قرآن کریم به منظور ایجاد روحیه به یاد خدا بودن، آدمیان را امر به اقامه نماز فرموده است، چرا که نماز مهمترین و زیباترین جلوه یاد خداست، همانطور که در سوره مبارکه طه آیه 14 به این مطلب اشاره شده که: «اقم الصلوهًْ لذکری: نماز را برای یاد من بپادار.»
* نقش نماز در تأمین «امنیت اجتماعی»
بدون شک امنیت اجتماعی، معمولا از جانب کسانی تهدید شده و مختل گردیده است که شخصیت فردی آنها بنا به علل گوناگون در بستری سالم رشد نکرده و درخود کمبودهایی حس میکنند. و عزت و کرامتی برای خود قائل نیستند، اینگونه افراد ناسالم و آلوده و دارای شخصیت غیرعادی از دستزدن به انواع و اقسام بزهکاریها و جرم و جنایتهای اجتماعی ابایی نداشته و احساس شرمساری نمیکنند و به همین دلیل جامعه از شر آنها ایمن نخواهد بود، همچنان که در سخن حکیمانهای که از پیشوای دهم شیعیان امام هادی(ع) نقل شده میخوانیم: «من طانت علیه نفسه فلا تامن شره: کسی که خود را خفیف و خوار میداند و در باطن، احساس پستی و حقارت میکند از شر او ایمنی نداشته باش.» (10)
و اما نقطه مقابل این مسئله یعنی «ذلت نفس»، «کرامت نفس» و احساس عزت کردن است که آدمی را از هرگونه گناه فردی و اجتماعی مصون میدارد، همانگونه که علی(ع) میفرماید: «من کرمت علیه نفسه لم یهنها با لمعصیهًْ : آن کس که بزرگی و کرامت نفس خود را باور دارد هرگز با پلیدی گناه، پست و موهونش نمیکند.» (11)
با توجه به آنچه آمد، این نتیجه حاصل میشودکه برای برقراری امنیت اجتماعی یکی از راهکارهای اساسی و مهم آن است که عوامل عزتآفرین و کرامتبخش را شناسایی و تقویت کرد تا افراد جامعه با تمسک به آنها از چنان کرامت نفسی برخوردار شوند که ارتکاب گناه حتی در خلوت و پنهانی برای آنها امری دشوار و هراسناک جلوه کند و بدینترتیب انسانی که از چنین تربیت الهی برخوردار شد هرگز نه در عرصه زندگی فردی و نه در عرصه زندگی اجتماعی تهدیدی برای امنیت و آسایش خود و جامعه نخواهد بود و در این راه یعنی مسیر «کرامتبخشی» به نفوس انسانها، بدون شک، یکی از مهمترین عوامل و راهکارهای قابل توجه که در عین حال هیچگونه هزینهای در بر ندارد، امر مقدس و عظیم «نماز» است، چرا که نماز در واقع حلقه اتصال انسان با وجودی عظیمالشأن و بینهایت بهنام خداست که یکی از مهمترین اسامی و صفات او «کریم» است به معنی بزرگوار، و کسی است که به مصداق آیه شریفه «فان العزهًْ لله جمیعا: پس همانا تمامی عزت از آن خداست» دارنده تمامی مراتب عزت خواهد بود. یقینا چنین انسانی رنگ و بوی خدایی به خود میگیرد و «کریم» و عزیز میشود و چون چنین شد هرگز نفس کریم و عزیز خود را با گناه نمیآلاید و جامعه از جانب او در امن و آسایش قرار خواهد گرفت. از سوی دیگر خداوند عزیز، در سوره عنکبوت آیه 45 یکی از مهمترین آثار نماز را دور کردن نمازگزار از فساد و فحشا معرفی میکند، آنجا که میفرماید: «براستی نماز انسان را از زشتی و پلیدی باز میدارد.»
در نتیجه انسان نمازگزار فردی است که گرد گناه نمیگردد، چرا که صبح و شام با خدای خود در راز و نیازی عاشقانه است و حضور او را مستمرا درک میکند و چنانچه صحنه گناه و تجاوز به حقوق دیگران پیش آید پا پس میکشد و مرتکب گناه نمیشود چرا که خداوند را حاضر و ناظر میداند و بالمال جامعه از ناحیه او در امن و امان خواهد بود. نگاهی هرچند گذرا به تاریخچه زندگی بزهکاران اجتماعی و آنان که «امنیت اجتماعی» را به نحوی از انحاء مختل کردهاند، بهخوبی این نکته را به اثبات میرساند که اکثر قریب به اتفاق آنان، کسانی بودهاند که با نماز و مسجد ارتباطی نداشته و به این دو عنصر انسانساز علقهای نشان ندادهاند و بدینترتیب خود را در عرصه حیات یله و آزاد شمرده و دست به گناهان عظیمی همچون قتل، دزدی، تجاوز به عنف و... آلودهاند و جوامع بشری را با ناامنی مواجه کردهاند حال آنکه در میان کسانی که در طول حیات خود بیشترین تعهد و مسئولیت را نسبت به جان، مال، عرض و ناموس دیگران داشتهاند، همواره نام نمازگزاران و مقیدین به نماز از درخشندگی ویژهای برخوردار بوده است، زیرا نمازگزار میداند که «اقامه نماز» با تجاوز به حقوق دیگران سازگاری ندارد و اصولا نمازی که در کنار آن به نوعی «تجاوز» به حقوق انسانها باشد، نماز نخواهد بود. جایی که بودن حتی یک تار نخ غصبی در لباس نمازگزار، موجب بطلان نماز شود، مسلم است که نمازگزار خود را مقید به رعایت حقوق دیگران میکند و از دست یازیدن به گناهی بزرگتر خودداری میکند. مطالعه زندگی نمازگزاران حقیقی در طول تاریخ اثباتکننده این حقیقت مسلم است که برای برقراری «امنیت اجتماعی» هیچ عاملی برتر و بالاتر از نماز نیست، چرا که خاصان درگاه الهی، چنان تقیدی به رعایت حقوق دیگران داشتهاند که گاه تا مرز رسوایی پیش رفتهاند! اگر سلسلهجنبان عرفان و تقوا، مولای متقیان علی(ع) در آن کلام نورانی خود میفرماید که: «والله لو اعطیت الا قالیم السبعهًْ بما تحت افلاکها علی ان اعصی الله فی نملهًْ اسلبها جلب شعیرهًْ ما فعلته: به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمانهاست به من دهند تا خدای را نافرمانی کنم که پوست جوی را از مورچهای ناروا و به ستم بگیرم، چنین نخواهم کرد...» (نهجالبلاغه خطبه 224)
بدون تردید این همه تقید به رعایت حقوق دیگران و حتی حیوانات از سوی آن حضرت(ع) از تاثیرات «نمازهای حقیقی» آن یگانه عالم خلقت است و بدینگونه است که نماز «نفس سرکش» را مودب به آداب الهی و رعایت حقوق فردی و اجتماعی دیگران کرده و در نتیجه «امنیت اجتماعی» را در بالاترین سطح برای جوامع بشری به ارمغان میآورد.
آری، نماز بنا به تصریح آيه شریفه «ان الصلوهًْ تنهی عن الفحشاء و المنکر» انسان را از غیبت، سرقت، قتل نفس، تجاوز به حریم خصوصی دیگران، رباخواری، زنا، چشمچرانی، تهمت، حرامخواری، قمار، شرب خمر و هر عملی که منجر به تجاوز به دیگران و در نتیجه ایجاد اختلال در «امنیت اجتماعی» میشود بر حذر میدارد و مگر فقدان امنیت اجتماعی در جوامع بشری به غیر از این امور و امثالهم، سرچشمهای دیگر دارد؟! و مگر تمام هم و غم متولیان ایجاد «امنیت» و تئوریپردازان اجتماعی، دست یافتن به راهحلی عملی و کارا برای از بین بردن ناامنی و ریشهکن کردن عوامل آن نیست؟ پس چرا باید از سهلترین و در دسترسترین و فیالواقع ارزانترین راهحل این امر یعنی «نماز» غافل باشیم؟ و درست به همینخاطر است که ما معتقدیم برای برقراری امنیت اجتماعی، بهترین و مهمترین راه، اصلاح و بهینهسازی رابطه بین «انسان» و «خداوند» و تلاش در جهت آشنا کردن «انسانها» با «خالق خویش» است و این امر نیز ممکن نخواهد بود الا از طریق «اقامه نماز»، البته با توجه به تمامی شرایط صحت و قبول آن، نظیر اخلاص، حضور قلب و...
* ب) اجرای حدود اسلامی و قرآن
اسلام به منظور فراهم کردن فضای امن و خالی از هرگونه ناامنی و نگرانی،در کنار فاکتورهای تشویقی که برای دور کردن انسانها از عوامل مخل به امنیت اجتماعی در نظر گرفته، برخی قوانین و مقررات تنبیهی نیز معین کرده است. زیرا این به تجربه ثابت شده است که برخی انسانها تنها هنگامیکه با مجازات سخت و کیفری شدید مواجه میشوند، دست از گناه کشیده و خود را آلوده به معصیت نمیکنند و از آنجا که گناهی که از آدمی سر میزند اغلب به حیطه فردی خودش محدود نشده و عواقب و ثمرات آن دامنگیر اجتماع نیز شده و در نتیجه، «امنیت اجتماعی» را به مخاطره میافکند، اجرای این قوانین و مقررات باید از سوی مجریان حکومت اسلامی با جدیت هرچه بیشتر دنبال شود.
به عنوان نمونه دو گناه بزرگ قتل و دزدی، از جمله عوامی هستند که اگر نسبت به آنها هرگونه سهلانگاری و مسامحهای صورت گیرد، بسیار زودتر از آنچه تصور کنیم در جامعه حالت شیوع و گسترش به خود گرفته و در نتیجه «امنیت اجتماعی» را به طور جدی تهدید میکند، از همین رو و درست به همین دلیل است که در آیات بسیاری از قرآن کریم نسبت به این دو گناه هشدارهای لازم داده شده تا مردمان از ارتکاب آنها خودداری کنند و چنانچه کسی پا را از این حدود الهی فراتر نهد و علیرغم تحذیرات الهی مرتکب یکی از این گناهان شود باید مطابق دستورات قرآن کریم و شرع مقدس با مرتکبین آنها برخورد شود. (بقره، آیات 178 و 179 یا مائده آیه 38)
در پایان این نوشتار بسیار ضروری است که به یکی از آيات قرآن کریم که به روشنی، فرمان مبارزه با عوامل ایجاد ناامنی در جامعه را صادر فرموده اشاره کنیم تا هر چه بیشتر به اهتمام قرآن کریم در مبارزه با اخلال در امنیت اجتماعی واقف شویم خداوند متعال در آیه 33 از سوره مبارکه مائده میفرماید: «کیفر آنها که با خدا و پیامبر به جنگ برمیخیزند و در روی زمین دست به فساد میزنند (و با تهدید به اسلحه به جان و مال و ناموس مردم حمله میبرند) این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا (چهار انگشت از)دست راست و پای چپ آنها بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند، این رسوایی آنها در دنیاست و در آخرت مجازات بزرگی دارند.»
با نگاهی به متن آیه شریفه استفاده میشود که برای آنان که امنیت عمومی را برهم زده و موجبات ناامنی جامعه را فراهم میآورند خداوند متعال چهار نوع کیفر معین کرده است که بنا به نوع جرم، حاکم اسلامی یکی از آنها را برای مجازات در نظر میگیرد عبارتند از: کشته شدن، به دار آویخته شدن، بریدن دست و پای آنها به طور مخالف(دست راست با پای چپ) و تبعید از محل زندگی.
مضمون آیه شریفه به خوبی بیانگر اهمیت والای امنیت اجتماعی در آئین اسلام است، چرا که آنان را که به این امر مهم لطمه وارد میکنند را با عنوان «محارب با خدا و رسول» یاد کرده است، یعنی «امنیت اجتماعی» امری است که به طور مستقیم وابسته به خدا و رسول(ص) است و جزو حدود الهی محسوب میشود که هر کس به این حدود تجاوز کند در واقع حد و مرز الهی را مورد سوء قصد قرار داده است.
پینوشتها:
1- تفسیر نمونه، ج 10، ص 365
2- تفسیر نمونه، ج 1، ص 452
3 و 4- تفسیر نمونه، جلد 10، ص 266
5- به مضمون از تفسیر روضهًْالجنان، ابوالفتوح رازی ج 15 ص 154
6- تفسیر نمونه، ج 11، ص 433
7- همان، ج 10، ص 84
8- همان، ج 18، ص 110
9- همان، ج 2، ص 25































