emamian
گوشه ای از اسرار حج در کلام امام سجاد (ع)
بعضى از روایات که ناظرِ به اسرار حجّ است،(1) گرچه از حیث سند قابل تأمّل و دقت مىباشد و جاى تحقیق بیشترى دارد، لیکن متن آنها بسیار قوى است. کسانى که احادیث را با متون آنها مىشناسند، این گونه از احادیث را هم معتبر مىدانند.
على بن الحسین، امام سجاد سلام الله علیه بعد از سفر حجّ، شبلى را دیدند و فرمودند: چه مىکنى؟
عرض کرد: از حج برمىگردم.
فرمـود: آیا به میقـات رفتى و لبـاس دوختـه را از تـن درآوردى و لباس احـرام را در بر نمـودى و سپس غسـل احـرام را انجـام دادى؟
عرض کرد: آرى.
فرمود: این که لباس دوخته را از بَر گرفتى، آیا هنگام کندن لباس دوخته، قصد کردى که از لباس معصیت بیرون بیایى؟
عرض کرد: نه.
فرمود: وقتى لباس احرام را در بر کردى در این قصد بودى که جامه طاعت در بر مىکنى؟
عرض کرد: نه.
فرمود: وقتى غسل احرام انجام دادى، آیا قصد کردى که خود را از گناهان شستشو مىکنى؟
عرض کرد: نه، من فقط لباس مخیط و دوخته را بیرون آوردم و لباس احرام را در بَر کردم و وقوف نمودم. و نیت کردم همان چیزهایى را که دیگران انجام مىدهند.
فرمود: پس تو احرام نبستهاى! احرام یک دستور ظاهرى دارد که همه آن را انجام مىدهند و یک دستور باطنى و سرّى دارد که تنها اهل سیر و سلوک و کسانى که به اسرار حجّ آگاهند، به آن توجه دارند.
گوشههایى از اسرار و مسائل اخلاقى حج
عدهاى از اصحاب و شاگردان ائمه ـ علیهم السلام ـ به کشف و شهود راه یافتهاند و باطن کسانى را که در سرزمین عرفات و غیر عرفات به سر مىبردند، دیدهاند. زائر بیت الله باید با باطنى روشن این سفر را طىّ کند وگرنه ممکن است خداى ناکرده باطن حیوانى داشته باشد و اهل باطن با چشم ملکوتى واقعیت آنها را ببینند.
امام سجّاد علیه السلام از زهرى پرسید: به نظر تو جمعیت زائر امسال چقدر است؟ زهرى عرض کرد: چهارصد هزار یا پانصد هزار. حضرت با اشارهاى، گوشههایى از ملکوت را بر وى روشن ساخت و او باطن بسیارى از افراد را دید که به صورت حیوان بودند. آنگاه فرمود: حجگزار کم است و سر و صدا و ناله زیاد. این سر و صداها، سر و صداى حاجیان راستین نیست. حاجیان راستین بسیار کم هستند که آنان را به صورت انسان مىبینى کسانى هستند که به قرآن و عترت و وحى و رسالت معتقدند و به تمام چیزهایى که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره اصول و فروع دین، به خصوص امامت و ولایت آوردهاند معتقدند و عمل مىکنند. باطن این گروه همانند ظاهرشان، انسان است. و دین وجودشان را احاطه کرده است. اما کسانى که بسیارى از مسائل را نپذیرفتهاند و مىگویند رسول خدا صلی الله علیه و آله در تعیین رهبرى اجتهاد کرده و این تعیین رهبرى به دستور خداوند متعال نبوده است! اینها قائل به جدایى قرآن و عترتند، در حالى که قرآن و عترت یک نور و از هم جدایى ناپذیرند. اگر کسى به قرآن تمسک کند و عترت را نپذیرد در حقیقت قرآن منهاى قرآن را برگزیده است. نمىشود که انسان، بخشى از حقیقت را بپذیرد و بخشى دیگر را رها سازد؛ «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» نمىشود. کسانى که «یریدون أن یتخذوا بین ذلک سبیلا»(2)؛ خواستهاند راه نزدیکترى انتخاب کنند، بیراهه رفتهاند و در حقیقت باطن اینها، جحود و انکار حقّ است و جحود و انکار حقّ به صورت حیوانیت و درنده خویى ظهور مىکند.
اگر انسانى حیوان شود بد است وگرنه حیوانى که انسان نبوده و خودش در حدّ حیات حیوانى خلق شده است، مذموم و معاقب نیست و او را به جهنّم نمىبرند زیرا مکلّف نبوده است.
اینجا از خدا غیرِ خدا طلبیدن خطاست
وقتى امام سجاد سلام الله علیه به مکّه مشرف شد، به عرض ایشان رساندند: والى مدینه که باغ شما را به ستم گرفت شکایت او را به عبدالملک خلیفه وقت برسانید، چون عبدالملک در این سال به مکّه آمده است. حضرت فرمود: من در کنار کعبه، از صاحب این خانه دنیا نمىخواهم چه رسد که به غیر خدا پناه ببرم و مسائل دنیا را در این جا مطرح کنم! این جا جاى نیایشى است که انسان را با محبوب حقیقى آشنا کند. بدا به حال کسى که در کنار کعبه، از صاحب کعبه غیر از محبوب حقیقى را طلب کند!
امام سجاد علیه السلام در عرفات دید سائلى به تکدّى پرداخته، گریه مىکند. حضرت فرمود:
اگر تمام دنیا دستِ این مرد بود و از دست او گرفته مى شد، حق نداشت امروز در این سرزمین براى آن اشک بریزد! این جا از خدا غیر خدا را طلبیدن، ضرر کردن است.
به تعبیر استاد بزرگوار، حکیم متألّه، مرحوم الهى قمشهاى ـ قدس الله سرّه الشریف ـ :
حجرالأسود خالِ لب لعل است و این خال را ببوس تا به محبوبت برسى. بوسى حَجَر خالِ لب لعلنگاران.(3)
زائر با یمین خدا بیعت مىکند و حجرالأسود را تنزل دست پروردگار مىداند؛ چه این که کعبه را تنزّل بیت معمور و عرش خدا مىداند و طواف خود را تنزّل طواف فرشتگان مىشمارد. و سرانجام خود را فرشتهاى متوسط مىیابد و آثار فرشتگى را در خود مشاهده مىکند.
وقتى به سرزمین عرفات مىرسد، دعاهاى خاصّ عرفه را همانند امام سجّاد و سالار شهیدان، سیدالشهدا علیهماالسلام مىخواند.
امّا زمزم، رسول الله صلّى الله علیه و آله و سلم آن قدر به آب زمزم علاقه داشت که استهداء مىکرد و مىفرمود: شما که از مکه به مدینه مىآیید، براى من آب زمزم سوغات بیاورید.(4) این آب در اثر نیایش آن مادر جوشید. وقتى هاجر به ابراهیم خلیل عرض کرد من و این کودک نوزاد را در این سرزمین لم یزرع به که مىسپارى (اِلى مَن تَدَعُنا) فرمود: به صاحب این سرزمین (اِلى ربّ هذه البنیة)(5) این گفتن همان و آرامش قلب مادر همان.
وقتى کودک تشنه شد، مادر به دنبال آب، هفت بار از سینه صفا به مروه و از بالاى مروه به صفا رفت و آمد. ناگهان دید که زیر پاى کودک نوزاد چشمهاى جوشیده است که همچنان هزاران قرن است مىجوشد! چه با برکت است زمزم!
بدا به حال کسى که با آب زمزم وضو بگیرد، در کنار کعبه طواف کند و از خدا غیر خدا بخواهد و نورانى نشود!
امام صادق علیه السلام فرمود: «نور الحق لا یزال على الحاج ما لم یذنب.»(6)
«حاجى تا زمانى که آلوده به گناه نشود، نور خدا در او هست و زایل نمىشود.»
این عالىترین بهاء به حج و زیارت است. این عمل نور است. خوشا به حال کسى که این نور را در آن جا ببیند و در جان خود پیاده کند.
وقتى انسان از کعبه و از سفر بیت الله باز مىگردد باید طواف وداع انجام دهد و با خدا گفتگو کند.
روایت شده که امام هشتم علیه السلام آنگاه که مىخواست کعبه، این بناى توحید را وداع کند، به خدا عرض مىکرد:
«اِنّی انقلبُ على أن لا اله الاّ أنت»(7) ؛ «خدایا! من از کنار خانه تو با توحید بازمىگردم و بر این اعتقادم که پروردگارى جز تو نیست.»
زائر باید بگوید: خدایا! من موحّد از اینجا مىروم و نه تنها معتقدم که در عالم خدایى هست که این ضعیفترین درجه توحید است بلکه آنچنان موحّدم که تمام کارها را فانى در کار تو و تمام اوصاف را فانى در وصف تو و بالأخره تمام ذوات را فانى در ذات تو مىبینم؛ (انّى انقلب على أن لا اله الاّ أنت.)
حضرت فرمود: «الدّخول فى الکعبة دخول فى رحمة الله والخروج عن الکعبة خروج من الذنوب»(8) ؛ اگر انسانى توفیق پیدا کرد و به درون کعبه راه یافت، جایى که انسان در هر حال و به هر سوى مىتواند نماز بخواند، و به هر سمت رو کند به قبله رو کرده است و بالأخره آنجا که نمودار کامل از «فأینما تُوَلُّوا فثمّ وجه الله»(9) است، چنین شخصى وارد رحمت الهى شده است و هنگامى که از کعبه بیرون مىآید از گناهان خارج مىشود.
حضور امام زمان (عج) در حجّ
وجود مبارک حضرت بقیّة الله، حجة بن الحسن ـ عجّل الله تعالى فرجه الشریف ـ هر سال در مراسم حجّ حضور دارد.(10) در عرفات و منا حاضر است. همچنین بسیارى از شاگردان خاصش مانند ابوبصیرها، سدیر صیرفىها و زهرىها و ... که تربیت شده او هستند در مراسم حضور دارند. حضرت مىتواند به شاگردان خود از راه ملکوت بفهماند که چه کسى انسان است و چه کسى حیوان. ممکن است کسى در سرزمین عرفات و منا به وجود مبارک بقیة الله الاعظم دعا هم بکند و دعاى فرج را هم بخواند امّا قلب او، قلب انسان نباشد. ممکن است کسى مشکلى داشته باشد و مشکلش ناخودآگاه به برکت حضرت حجت ـ سلام الله علیه ـ حل شود امّا چنین نیست که اگر عملى خارق عادت در حج یا در منا و عرفات پیدا شد، مستقیماً توسّط وجود مبارک حضرت حجّت باشد. احتمال دارد خود حضرت باشند و احتمال دارد اولیایى که دست پرورده آن حضرت هستند باشند. ممکن است سالمندى، زن یا مرد، و یا ناواردى راه خیمه و چادر را گم کند یا در بین راه بدون زاد و راحله بماند و ولیّى از اولیاى الهى که تربیت شده مکتب ولایت امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ است او را راهنمایى کند. گرچه این شخص مع الواسطه خدمت حضرت حجّت رسیده است اما بلاواسطه نبوده است. چنین نیست که هر اثر غیبى در مراسم حجّ مستقیماً مربوط به وجود مقدس حضرت ولى عصر ـ ارواحنا فداه ـ باشد. خیلى توفیق مىخواهد و چنین تشرّفى براى اَوحَدى از موحّدان پیش مىآید که وجود مبارک حضرت ـ سلام الله علیه ـ شخصاً به بالین او بیاید. البته عنایت ایشان شامل اولیا و شاگردان و صالحین و صدیقین و شهدایى را که تربیت کرده است، مىشود. آنها مأموران ایشان هستند و به دستور ایشان مشکلات دیگران را حلّ مىکنند و خلاصه این که وجود مقدّس حضرت و دست پروردگان ایشان، باطن ما را مىبینند.
تفاوت حج با دیگر عبادات
زائران بیت الله الحرام هر عبادتى را که انجام مىدهند راز و رمز بسیارى از آنها برایشان روشن است. نماز کارهایى دارد. روزه دستوراتى دارد. زکات و جهاد دستوراتى دارد که پى بردن به منافع و فواید این دستورات دشوار نیست. نماز ذکرهایى دارد که معناى آن روشن است؛ رکوع و سجودى دارد که تعظیم را تفهیم مىکند و تشهدى دارد که اعتراف را به همراه دارد و ...
روزهداراى پرهیز از مشتهیات است. همدلى و همدردى و همآهنگى با مستمندان و یادآور فشار گرسنگى و تشنگى بعد از مرگ است. روزه گرفتن منافع فراوان دارد که هم منافع طبّى و دنیایىاش معلوم است و هم منافع تهذیب روح و معنوى آن.
زکات، انفاق و تعدیل ثروت و رسیدگى به حال مستمندان و ضعیفان است که منفعت و مصلحت آن هم مشخّص است.
جهاد و مرزدارى و دفاع مقدّس علیه تهاجم بیگانگان نیز منافع فراوانى دارد که پى بردن به آنها دشوار نیست.
لیکن حج، یک سلسله دستورات و مراسم و مناسک دارد که پى بردن به راز و رمز آن بسیار سخت و دشوار است. فهمیدن معناى بیتوته در مشعرالحرام، سر تراشیدن، بین صفا و مروه هفت بار رفتن و بازگشتن و در بخشى از این مسافت هروله کردن و ... دشوار است، چرا که این راز و رمزى دارد پیچیده. لذا جریان تعبّد در حجّ بیش از سایر دستورات دینى است.
از رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلم نقل شده است که آن حضرت به هنگام لبیک گفتن، به خدا عرض کرد:
«لبّیکَ بِحَجَّة حَقّاً تَعَبُّداً و َرِقّاً»(11)؛ «خدایا! من با رقّیت و عبودیّت محض لبیک مىگویم و مناسک حجّ را انجام مىدهم.»
از آنجا که روح تعبّد در حج بیشتر است، سرّ بسیارى از مناسک با عقل عادى قابل تبیین نیست. لذا به هنگام گفتن لبیک، عرض کرد: «تعبّداً و رقّاً» نظیر ذکرى که در سجده تلاوت گفته مىشود.
پس حج یک سلسله دستوراتى دارد که با بندگى محض و رقّیت صرف و عبودیّت تامّ هماهنگتر است، براى این که آن اسرار و منافع مرموز را تبیین کنند، در روایات به صورت منافع آوردهاند و گاهى هم به صورت داستان در سخنان اهل معرفت و دل آمده است. از یک سو به عنوان بیان اسرار است و از سوى دیگر به عنوان داستان مىخواهند بخشهاى اساسى حج را خوب تفهیم و تبیین کنند.
پینوشتها: 1 ـ مستدرک الوسائل، ج10، ص166، روایت شبلى. در احیاءالعلوم غزالى آمده است: کسى شبلى را در خواب دید و از او پرسید: پروردگار با تو چه کرد؟ شبلى پاسخ داد: آن سان مرا به حساب گرفت که سخت نومید شدم و آن هنگام مرا در بخشایش غرقه ساخت.
2 ـ نساء / 150.
3 ـ دیوان الهى قمشهاى.
4 ـ من لا یحضره الفقیه، ج2، ص135.
5 ـ فروع کافى، ج4، ص201 .
6 ـ فروع کافى، ج4، ص253/ ثواب الاعمال صدوق، ص74.
7 ـ وافى، باب دخول الکعبه .
8 ـ وسائل الشیعه، ج13، ص272.
9 ـ بقره/ 115.
10 ـ بحار، ج52، ص151 و ص152/ من لایحضره الفقیه، ج2، ص307.
11 ـ مجمع الزوائد، ج3، ص223/ و محجة البیضاى فیض کاشانى.
مسجد «بیت الفتوح» لندن
مسجد «بیت الفتوح» که در «موردن» لندن واقع شده است یکی از بزرگ ترین مساجد اروپای غربی است و ظرفیت پذیرایی از 13 هزار نمازگزار را دارد.
این مسجد در سال 2003 میلادی با هزینه 15 میلیون پوندی که جامعه مسلمانان احمدیه آن را بر عهده گرفت ساخته شد.

مسجد اصلی دارای ارتفاع 23 متر از سطح زمین است و برای به حداکثر رساندن ظرفیت ساختمان یک فضای زیرزمینی هم برای آن در نظر گرفته شده است.

نام مسجد «بیت الفتوح» به خاطر تلاش های متولیان آن برای اطعام افراد بی خانمان و انسجام جامعه محلی برای دفعات زیادی در روزنامه های انگلیسی آورده شده است.
طراحی این مسجد هم تلفیقی از طرح سنتی اسلامی با معماری مدرن انگلیس است.
«بیت الفتوح» دارای تاریخی از رویدادهای قابل توجه است. در مستند تلویزیونی سال 2015 میلادی از آن به عنوان «بزرگ ترین مسجد بریتانیا» یاد شد.

«میرزا طاهر احمد»،رئیس وقت جامعه مسلمانان احمدیه در فوریه سال 1995 میلادی درخواست بودجه برای ساخت مسجد «بیت الفتوح» را ارائه داد و زمینی که مسجد در آن قرار دارد در 29 مارس سال 1996 میلادی خریداری شد.
طراحی این مسجد را استودیوی معماری آکسفورد به نام «ساتون گریفین» ارائه داد.
سنگ بنای مسجد بیت الفتوح به دست میرزا طاهر احمد در 19 اکتبر 1999 در مراسمی با حضور 2000 مهمان گذاشته شد و در نهایت این مسجد در روز سوم اکتبر 2003 افتتاح شد.

در مراسم افتتاح این مسجد بیش از 600 مهمان از جمله اعضای پارلمان اروپایی،اعضای پارلمان بریتانیا،شهردارهای حومه های لندن،اعضای شورای شهر و سخنران های دانشگاهی حضور داشتند.
مسجد بیت الفتوح در سال 2010 میلادی به عنوان «50 ساختمان برتر جهان» در نشریه «Spectator» معرفی شد.

این مسجد همچنین در مرکز کمپین وفاداری ، آزادی و صلح در سراسر انگلیس برای از بین بردن تصورات غلط درباره اسلام و ایجاد پل ارتباطی میان مسلمانان و غیر مسلمانان قرار داشت.
نکاتی درباره عالم پس از مرگ
- سؤال
منازل و مراحل آخرت و چگونگی عالم پس از مرگ را توضیح دهید؟
- پاسخ
انسان در سفر آخرت منازل و مراحل متعددی را طی می کند که در این جا به اختصار درباره آن منازل توضیحاتی ارائه می شود:
۱. نخستین منزل، جریان سکرات مرگ و سختی جان دادن است، امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ در تبیین سکرات مرگ می فرماید: «مرگ را ورطه ها و دشواری هایی است سخت تر از آن که بتوان وصفش کرد، یا عقل های مردم بتواند آن را بفهمد.»[۱]
طبق این کلام حضرت، سکرات مرگ بگونه ای سخت است که اساساً هرگز قابل وصف نیست، و اگر بتوان آن را وصف کرد، کسانی که در دنیا هستند توان درک و فهم آن را ندارند.
۲. منزل دیگر، قبر است، امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ درباره این منزل می فرماید: «فیا لَهُ مِن بیتِ وحدهٍٍ، و منزل وحشهٍ و مفرد غربَهٍٍ» [۲] یعنی وای براو از خانه تنهایی، و سرای وحشت، و جایگاه بی کسی و غربت.
در روایتی آمده روزی رسول خدا _ صل الله علیه و آله و سلم _ بر سر میتی که او را دفن می کردند حاضر شد، و در حالی که اشک از چشمان حضرت به شدّت سرازیر بود به مردم فرمود: «اخوانی لمثل هذا فاعدّوا» یعنی ای برادرانِ من، از برای همچو منزلی خود را آماده سازید. [۳]
۳. گر چه از یک نظر قبر همان عالم برزخ است، [۴] از لحاظ دیگر برزخ را می توان یکی از منازل قیامت تلقی کرد، برزخ واسطه میان دنیا و آخرت است، انسان پس از مرگ از جهت اعتقاداتی که داشته و اعمال نیک و بدی که در این دنیا انجام داده مورد بازپرسی خصوصی قرار می گیرد و پس از محاسبه اجمالی طبق نتیجه ای که گرفته شده به یک زندگی شیرین و گوارا یا تلخ و ناگوار محکوم گردیده و با همان زندگی در انتظار روز رستاخیز عمومی بسر می برد. روح انسان در برزخ در یک قالب مثالی که اوصاف ماده (رنگ و شکل و اندازه) را دارد ولی مادی نیست. به سر می برد اگر از نیکان است از سعادت و نعمت و جوار پاکان و مقربان درگاه خدا برخوردار می شود و اگر از بدان است در نقمت و عذاب و مصاحبت شیاطین و پیشوایان ضلال می گذراند. [۵]
درباره انسان در عالم برزخ سخن بسیار است، از جمله اینکه بر اساس آموزه های دینی انسان میت در آن عالم سخت نیازمند کارهای نیک از قبیل دعا و صدقه دادن به نیت او از طرف بستگان است، در روایتی آمده هر کسی که صدقه به فقیری به نیت میتی بدهد، فرشته ای آن را در ظرفی از نور که بسیار درخشنده است می گذارد و در عالم برزخ آن را به میت مورد نظر هدیه کننده می رساند و می گوید این هدیه را فلان کس برای شما فرستاده است، میت آن هدیه را می گیرد و از آن بهره مند می شود. [۶]
۴. منزل دیگر مرحله ای است که از آن در آموزه های دینی به «نفخ صور= فریاد مرگ و حیات» یاد شده است، و در آیات فراوانی از قرآن مجید اشاراتی به مسأله نفخ صور شده است، از مجموع آن آیات به خوبی استفاده می شود که دو بار در صور دمیده می شود، یک بار در پایان جهان که همه خلایق می میرند و این نفخه مرگ است، و بار دیگر در آستانه رستاخیز که همه مردگان زنده می شوند و این نفخه حیات است، در حقیقت توقف و از کار افتادن این جهان و آغاز حرکت جهان دیگر تشبیه به توقف و حرکت لشکرها و قافله ها شده است که با صدای شیپور مخصوص یا صدای بلند دیگری همگی با هم از راه رفتن باز می ایستند و متوقف می شوند و با صدای دیگر به پا می خیزند و حرکت می کنند. [۷] در قرآن کریم درباره این مرحله و منزل انسان در مسیر سفر آخرت چنین آمده: «وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْری فَإِذا هُمْ قِیامٌ یَنْظُرُونَ» [۸] یعنی و در صور دمیده می شود و تمام کسانی که در آسمان ها و زمین هستند می میرند مگر کسانی که خدا بخواهد، سپس بار دیگر در صور دمیده می شود ناگهان همگی به پا می خیزند و در انتظار هستند.
از این آیه به دست می آید که نفخ صور در حقیقت یک صاعقه و صیحه عقلی است که تمام آسمان و زمین را پر می کند و سبب مرگ ناگهانی همه موجودات زنده می شود و یا همه را به حرکت و جنبش در می آورد و سبب حیات و زنده شدن آنها می شود. [۹]
۵. منزل دیگر که جزء مواقف هولناک مسیر آخرت است، منزل سنجش اعمال انسان است.
در قرآن کریم بحث های گسترده ای درباره این مرحله از سفر آخرت مطرح شده و با تعبیرات گوناگون از آن موقف و مرحله یاد شده است که در اینجا به نمونه هایی از آن آیات اشاره می شود تا چیستی و چگونگی این منزل تا اندازه ای معلوم شود:[۱۰]
فرمود: «وَ تَری کُلَّ أُمَّةٍ جاثِیَةً کُلُّ أُمَّةٍ تُدْعی إِلی کِتابِهَا الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» [۱۱] یعنی هر امتی را به زانو در آمده می بینی، هر امتی به سوی کارنامه خود فرا خوانده می شود و بدیشان می گویند: آنچه را می کردید امروز پاداش می یابید. و در آیه دیگر فرمود: «اما کسی که نامه اعمالش به دست راست او داده می شود از خوشحالی فریاد می زند که اهل محشر نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید و اما کسی که نامه اعمالش بدست چپ او داده شده می گوید: ای کاش هرگز نامه اعمال به من داده نمی شد.»[۱۲]
اما در این باره که ماهیت نامه اعمال چیست، مفسران مطالب فراوانی را مطرح کرده از جمله گفته اند: ممکن است گفته شود اعمال انسان همان گونه که در درون جان او اثر می گذارد در عالم بیرون، در فضا و هوای اطراف، در زمینی که بر آن زندگی می کند و در همه چیز اثر دارد، گوئی بر آنها نقش می بندد، نقوش طبیعی و غیر قابل انکار، نقوشی که به وسیله قوا و نیروهای عالم هستی و فرشتگان در دل این موجودات ثبت می شود، در قیامت پرده از آن برداشته می شود، و آشکار می گردد، و به دست هر کس داده می شود و با یک نگاه در آن حال هر کس معلوم است، مسلماً این آثار در دنیا برای ما محسوس و قابل درک نیست، اما بی شک آنها وجود دارند، و روزی که در آن دید تازه ای پیدا می کنیم همه اینها را می بینیم و می خوانیم و تصدیق می کنیم. [۱۳]
۶. یکی دیگر از منازل آخرت که بسیار حساس است، مرحله عبور از صراط است، در وصف آن گفته شده: صراط پُلی است که بر روی جهنم کشیده شده و تا کسی از آن نگذرد داخل بهشت نمی شود. و در روایات آمده است که از مو باریک تر و از شمشیر برنده تر و از آتش گرم تر است، و مؤمنان خالص در کمال آرامش، و به سرعت و بدون ترس از آن عبور می کنند. اما برخی با دشواری و همراه ترس و نگرانی بالاخره از آن می گذرند و عده ای از روی آن پل به جهنم می اُفتند.
نمونه آن صراط در دنیا نیز وجود دارد که در واقع گذر از این صراط پی آمدش عبور آسان از صراط یاده شده در آخرت است و آن عبارت است از دین حق و راه ولایت و متابعت از امیرمؤمنان و سایر امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ، هر کسی که در دنیا از این صراط یعنی راه ولایت عدول کند و به انحراف کشیده شود و مسیر غیر ولایت را برگزیند و با گفتار یا کردار خود در جهت خلاف آن حرکت نماید، در آخرت از پل نمی تواند عبور کند و بالاخره در هنگام عبور از آن پایش می لرزد و در جهنم سقوط می کند. [۱۴]
برخی از بزرگان معاصر ضمن بحث مبسوطی درباره صراط به این روایت استناد کرده که رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «ای علی در روز قیامت من و تو و جبرئیل به صراط می نشینیم و کسی از صراط نمی گذرد مگر این که نامه ای داشته باشد که در آن اعتقاد وی به ولایت شما نگاشته شده باشد... د. اساساً در اسلام ناب همه معارف به هم پیوسته است لذا صراط که همان راه و روش شناخت خدا است، دو گونه است، صراط دنیا و آخرت، راهی که در دنیاست، همان امام واجب الاطاعه است، کسی که در دنیا او را شناخت و به راهنمایی های او اقتدا کرد از صراط آخرت که پل دوزخ است گذشته است و هر کس امام را در دنیا نشناخت گامش بر صراط آخرت می لرزد و در آتش دوزخ سقوط می کند. [۱۵]
آنچه بازگو شد نمودار و نمونههایی از منازل و مراحل سفر آخرت است، و ممکن است در هر کدام از مراحل و منازل یاد شده به خصوص بعد از آن که انسان سر از خاک بر میدارد و زنده میشود مراحل و مواقف متعدد وجود داشته باشد مثلاً در روایات آمده که در قیامت پنجاه موقف و ایستگاه وجود دارد که هر موقف آن هزار سال طول میکشد.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «انّ فی القیامه خمسین موقفاً لکل موقفٍ الف سنة» [۱۶] یعنی در قیامت پنجاه موقف وجود دارد که هر موقف آن هزار سال است.
علما گفتهاند: در مسیر محشر برای هر یکی از واجبات الهی یک ایستگاه گذاشته میشود و انسانها در آن ایستگاهها نگاه داشته میشوند و درباره نحوه عملکرد انسان نسبت به آن کار و فریضه الهی حساب رسی میشود، اگر عمل کرده بود و رحمت الهی شامل او شد به عقبه بعدی منتقل میشود تا به این ترتیب از همه عقبهها عبور کند و اگر خدای نخواسته عمل نکرده بود و رحمت الهی نیز شامل او نشد از همان عقبه پای او میلرزد و وارد جهنم میشود. زیرا همه این موقفها به عبور از پل صراط بر می گردد، اسم یکی از آنها عقبهی ولایت است که انسان در آنجا مورد بازجویی قرار میگیرد و دربارهی ولایت امام علی و سایر ائمه ـ علیهم السّلام ـ سؤال میشود.
عقبه دیگر، عقبه نماز است، عقبه دیگر عقبه امانت است و برای هر وظیفه شرعی یک عقبه و موقف تعیین شده است. [۱۷]
طبق این بیان معلوم میشود که گذشته از آنچه علما در بحث منازل آخرت و به عنوان مراحل کلی مسیر آخرت مطرح کردهاند، مواقف و عقبههایی نیز در مسیر راه وجود دارد. مثلاً بر پل صراط که خود یکی از منازل آخرت است، چند موقف و عقبه وجود دارد. و بدین ترتیب اگر در ترتیببندی منازل آخرت منزل حسابرسی قبل از منزل «پل صراط» عنوان شده در واقع یک ترتیببندی به حسب طرح بحث منازل آخرت است و گرنه بر اساس بیان یاد شده و بعضی روایات در سر پل صراط در مواقف و عقبههای خاصی از هر کدام از اعمال واجب بازجویی میشود و این خود یک نوع حسابرسی است پس این مسأله که آیا پل صراط قبل از منزل حسابرسی است یا بعد از آن، گفتهها بر اساس روایات متعدد متفاوت خواهد بود.
نتیجه:
مواقف مذکور، بخش هایی از مراحل و منازل مسیر انسان در سفر ابدی اوست که این سفر بدون استثنا برای همگان است و کسی چه بخواهد چه نخواهد این سفر را باید برود و آن منازل را باید طی کند، تا بالاخره به نتیجه آنچه عمل کرده است برسد. اگر خوب عمل کرده و در مسیر معارف وحی آسمانی حرکت کرده است فَطُوبی له و حُسنُ مَآب، بهشت جاودان گوارای او باد. اگر خدای نخواسته بد عمل کرده و در جهت خلاف راهنمایان الهی (پیامبران و ائمه ـ علیهم السّلام ـ) گام برداشته است، بدا به حال او که جهنم آتشین جایگاه او خواهد بود.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱. معاد، آیت الله دستغیب.
۲. معاد شناسی سید محمد حسین تهرانی.
۳. معاد در قرآن، آیت الله مظاهری.
پی نوشت ها:
[۱] . نهج البلاغه، خطبه ۲۲۱.
[۲] . همان، خطبه ۱۵۸.
[۳] . قمی، شیخ عباس، منارل الآخره، نشر مؤسسه در راه حق، قم، ۱۳۶۵ ش، ص ۲۰.
[۴] . موسوی خمینی، سید روح الله، معاد از دیدگاه امام خمینی، نشر مؤسسه نشر آثار امام (ره)، ۱۳۷۸ ش، تبیان دفتر ۳۰، ص ۱۷۱.
[۵] . طباطبایی، سید محمد حسین، شیعه در اسلام، تهران، نشر دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۴۸ ش، ص ۱۰۰.
[۶] . قمی، شیخ عباس، منارل الآخره، نشر پیشین، ص ۴۳.
[۷] . مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، تهران، نشر دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۷ ش، ج ۶، ص ۴۶.
[۸] . زمر/ ۶۸.
[۹] . مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، نشر پیشین، ج ۶، ص ۶۷.
[۱۰] . همان، ص ۷۵.
[۱۱] . جاثیه/ ۲۸.
[۱۲] . الحاقه/ ۱۹، ۲۵، ۲۶.
[۱۳] . مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، نشر پیشین، ج ۶، ص ۱۰۵.
[۱۴] . قمی، شیخ عباس، منازل الآخره، نشر پیشین، ص ۱۱۸؛ و موسوی خمینی، سید روح الله، چهل حدیث، نشر مؤسسه آثار امام (ره) , ۱۳۷۸ ش، ص ۹۸، مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، نشر دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۹ ش، ج ۱۳، ص ۱۱۹.
[۱۵] . جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن، (معاد در قرآن)، قم، نشر مرکز اسراء، ۱۳۸۱ ش، ج ۵، ص ۲۱۴، مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، نشر داراحیاء التراث العربیّه، ۱۴۰۳ ق، ج ۸، ص ۶۷، نور الثقلین، قم، نشر المطبعة العلمیة، بی تا، ج ۴، ص ۴۰۲.
[۱۶] . بحارالانوار، بیروت، نشر دار الاحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق، ج۷، ص۱۲۷، باب ۶، ح ۵.
[۱۷] . همان، ص۱۲۹.
نكاتي پیرامون شهید و شهادت از قرآن کریم
- آیه
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ
- ترجمه
و هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شده اند، مردگانند؛ بلکه آنها زندگانی هستند که نزد پروردگارشان روزی داده می شوند.
- نکته ها
ما بر مبنای قرآن که شهیدان را زنده می داند، به شهدای راه اسلام و خصوصاً شهدای کربلا سلام کرده، با آنان حرف می زنیم و توسل می جوییم.
ابوسفیان در پایان جنگ اُحد با صدای بلند فریاد می زد: این هفتاد کشته مسلمانان در احد، به عوض هفتاد کشته ما در جنگ بدر. ولی رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: کشته های ما در بهشت جای دارند، ولی کشتگان شما در دوزخند. [۱۷۸]
نکاتی پیرامون شهید و شهادت
۱- در روایات آمده است که شهید، هفت ویژگی اعطایی از جانب خداوند دارد: اوّلین قطره ی خونش، موجب آمرزش گناهانش می گردد. سر در دامن حورالعین می نهد. به لباس های بهشتی آراسته می گردد. معطّر به خوش بوترین عطرها می شود. جایگاه خود را در بهشت مشاهده می کند. اجازه ی سیر و گردش در تمام بهشت به او داده می شود. پرده ها کنار رفته و به وجه خدا نظاره می کند. [۱۷۹]
۲- پیامبر صلی الله علیه وآله از شخصی شنید که در دعا می گوید: «اسئلک خیر ما تسئل» خدایا! بهترین چیزی که از تو درخواست می شود به من عطا کن، فرمود: اگر این دعا مستجاب شود، در راه خدا شهید می شود. [۱۸۰]
۳- در روایت آمده است: بالاتر از هر نیکی، نیکوتری هست، مگر شهادت که هرگاه شخصی شهید شود، بالاتر از آن خیری متصوّر نیست. [۱۸۱]
۴- در روز قیامت، شهید مقام شفاعت دارد. [۱۸۲]
۵ - از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: در قیامت لغزش های شهید به خودش نیز نشان داده نمی شود. [۱۸۳]
۶- شهدای صف اوّلِ حمله و خط شکن، مقامشان برتر است. [۱۸۴]
۷- مجاهدان از درب مخصوص وارد بهشت می شوند [۱۸۵] و قبل از همه به بهشت می روند [۱۸۶] و در بهشت جایگاه مخصوصی دارند. [۱۸۷]
۸ - تنها شهید است که آرزو می کند به دنیا بیاید و دوباره شهید شود. [۱۸۸]
۹- بهترین و برترین مرگ ها، شهادت است. [۱۸۹]
۱۰- هیچ قطره ای محبوب تر از قطره ی خونی که در راه خدا ریخته شود، در نزد خداوند نیست. [۱۹۰]
۱۱- در قیامت، شهید سلاح به دست، با لباس رزم و بوی خوش به صحنه می آید و فرشتگان به او درود می فرستند. [۱۹۱]
۱۲- امامان ما شهید شدند. بسیاری از انبیا و رهروان و پیروان آنان نیز شهید شدند. «وکایّن من نبیّ قاتل معه ربّیّون کثیرا» [۱۹۲]، «یقتلون النبیین بغیر حق» [۱۹۳]
۱۳- حضرت علی علیه السلام با داشتن ده ها فضیلت اختصاصی، تنها وقتی که در آستانه ی شهادت قرار گرفت فرمود: «فزت و ربّ الکعبة» او اوّل کسی بود که ایمان آورد، جای پیامبر صلی الله علیه وآله خوابید، برادر پیامبر شد، تنها خانه ی او به مسجد پیامبر درب داشت، پدر امامان و همسر زهراعلیها السلام بود. بت شکن بود، ضربت روز خندق او، از عبادت ثقلین افضل شد. امّا در هیچ یک از موارد مذکور نفرمود: «فُزت»
۱۴- علی علیه السلام می فرمود: قسم به خدایی که جان فرزند ابوطالب در دست اوست، تحمّل هزار ضربه شمشیر در راه خدا، آسان تر از مرگ در رختخواب است. [۱۹۴]
۱۵- علی علیه السلام در جنگ احد ناراحت بود که چرا به شهادت نرسیده است تا اینکه مژده شهادت در آینده را از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله دریافت نمود.
۱۶- شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی می نویسد: سخاوتمند، هنرمند و عالم، مال، هنر و علم خود را که بخشی از وجود اوست جاودانه می کند، امّا شهید، خودش را جاودانه می کند. [۱۹۵]
۱۷- در عالم حیوانات نیز گوسفندِ مرده بی ارزش است، گوسفندی که به سوی قبله و با نام خدا ذبح شود، ارزش دارد.
۱۸- همان گونه که کور، مفهوم بینایی را درک نمی کند، زندگان دنیا حیات شهدا را درک نمی کنند.
۱۹- وقتی انفاق مال در راه خدا، قابلیّت رشد تا هفتصد برابر و بیشتر را دارد، دادن خون و جان، در راه خدا چگونه است؟
- پیام ها
۱- شهادت، پایان زندگی نیست، آغاز حیات است. بسیاری از زندگان مرده اند، ولی کشتگان راه خدا زنده اند. «بل أحیاءٌ»
۲- شهادت، باختن و از دست دادن نیست؛ بلکه یافتن و به دست آوردن است. «بل أحیاء ... یرزقون»
۳- کشته شدن، آنگاه ارزشمند است که در راه خدا باشد. «قتلوا فی سبیل اللَّه»
۴- تصوّر هلاکت و یا خسارت برای شهید، تفکّری انحرافی است که باید اصلاح شود. «لا تحسبنّ»
پی نوشت ها:
۱۷۸) تفسیر مجمع البیان.
۱۷۹) وسائل، ج ۱۱، ص ۱۰.
۱۸۰) مستدرک، ج ۲، ص ۲۴۳.
۱۸۱) بحار، ج ۷۴، ص ۶۱.
۱۸۲) بحار، ج ۲، ص ۱۵.
۱۸۳) وسائل، ج ۱۱، ص ۹.
۱۸۴) میزان الحکمة.
۱۸۵) بحار، ج ۹۷، ص ۸.
۱۸۶) بحار، ج ۹۷، ص ۱۱.
۱۸۷) تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۲۴۱.
۱۸۸) کنزالعمّال، ج ۴، ص ۲۹۰.
۱۸۹) بحار، ج ۱۰۰، ص ۸.
۱۹۰) وسائل، ج ۱۱، ص ۶.
۱۹۱) بحار، ج ۹۷، ص ۱۳.
۱۹۲) آل عمران، ۱۴۶.
۱۹۳) بقره، ۶۱.
۱۹۴) نهج البلاغه.
۱۹۵) حماسه حسینی، ج ۳، ص ۴۰.
رهبر انقلاب: اهانت نشریه فرانسوی به پیامبر(ص) دشمنی غرب با اسلام را آشکار کرد
حضرت آیتاللهخامنهای در پیامی، اهانت اخیر یک نشریه فرانسوی به ساحت پیامبر اعظم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم را محکوم کردند.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
بسمهتعالی
گناه بزرگ و نابخشودنی یک نشریّهی فرانسوی در اهانت به چهرهی نورانی و قدسی حضرت رسول اعظم (صلّی الله علیه و آله) بار دیگر عناد و کینهی شرارتبار دستگاههای سیاسی و فرهنگی دنیای غرب با اسلام و جامعهی مسلمانان را آشکار ساخت. بهانهی آزادی بیان برای محکوم نکردن این جرم بزرگ که از سوی برخی سیاستمداران فرانسوی گفته شده کاملاً مردود و غلط و عوامفریبانه است.
سیاستهای عمیقاً ضدّ اسلامی صهیونیستها و دولتهای استکباری عامل اینگونه حرکتهای دشمنانه است که هر چند یکبار بُروز مییابد. این حرکت در این برههی زمانی میتواند، نیز به انگیزهی منصرف کردن ذهن ملّتها و دولتهای غرب آسیا از نقشههای شومی باشد که آمریکا و رژیم صهیونیستی برای این منطقه در سر دارند.
ملّتهای مسلمان بویژه کشورهای غرب آسیا، ضمن حفظ هوشیاری در مسائل این منطقهی حسّاس، باید هرگز دشمنیهای سیاستمداران و سردمداران غربی نسبت به اسلام و مسلمین را فراموش نکنند.
والله غالب علی امره
سیّدعلی خامنهای
۹۹/۶/۱۸
روحانی خطاب به وزیر خارجه سوییس: مردم ایران در برابر گردن کشی تسلیم نخواهد شد
حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور روز دوشنبه در دیدار وزیر امور خارجه سوئیس با وی، با اشاره به اینکه معیار در روابط کشورها باید مقررات بین المللی و قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل باشد، اظهار داشت: آمریکا سالهاست که بدنبال حذف نظام جمهوری اسلامی و مداخله در امور داخلی ایران است و آقای ترامپ در یک محاسبه غلط فکر می کرد که با فشار به ایران و جنگ اقتصادی می تواند نظام جمهوری اسلامی را ظرف سه ماه از پای درآورد.
روحانی با تاکید بر اینکه ما به مقررات بین المللی و توافقات چند جانبه پایبند بوده و خواهیم بود، گفت: هر روزی که آمریکا تصمیم بگیرد از اشتباهات خود دست بردارد، اقدامات غیر قانونی خود را جبران کرده و به قطعنامه 2231 و برجام برگردد، راه برای او باز است.
رئیس جمهور تاکید کرد: امروز برای آمریکایی ها کاملا روشن شده که اشتباه کرده اند و با فشار و تحریم به هدف خود نخواهند رسید.
وی تحریم و جنگ اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ، ترور یک مقام عالیرتبه نظامی ایران در یک کشور دیگر و همچنین تعرض به حریم هوایی ایران را نمونه های بارز تروریسم اقتصادی، عملیات تروریستی و تروریسم هوایی از سوی این کشور عنوان کرد و افزود: انتظار ما از همه کشورهای دوست و آزاد جهان این است که در برابر تروریسم و اقدامات غیرقانونی که آمریکا در طی این سالها مرتکب آن شده، سکوت نکنند.
روحانی با بیان اینکه انتظار ما این بود که در شرایط شیوع ویروس کرونا، کشورهای اروپایی در برابر تروریسم اقتصادی آمریکا که حتی مانع از ورود دارو به ایران شده است، اقدام عملی قاطع و صریحی انجام دهند، خواستار فعال تر شدن کانال مالی سوئیس و ایفای نقش موثر تر و مفید تر آن شد.
رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود از سوئیس به عنوان یک کشور مهم در قاره اروپا نام برد و با اشاره به روابط خوب و دوستانه دو کشور طی سال های گذشته، بر توسعه روابط تهران – برن در زمینه های مختلف علمی، بهداشتی، کشاورزی، محیط زیستی و .. تاکید کرد.
روحانی همچنین با اشاره به شیوع ویروس عالمگیر کرونا در بسیاری از کشورهای جهان، ابراز امیدواری کرد دو کشور با به اشتراک گذاشتن تجربیات خود در زمینه مقابله با بیماری کووید 19، همکاری های خود در این زمینه را توسعه دهند.
«ایگناتسیو کاسیس» وزیر امور خارجه سوئیس نیز در این دیدار، با اشاره به یکصدمین سالگرد تاسیس روابط سیاسی و دیپلماتیک دو کشور، روابط ایران و سوئیس را بسیار خوب و صمیمانه خواند و بر توسعه و تعمیق این روابط درهمه زمینه ها تاکید کرد.
وزیر خارجه سوئیس با اشاره به اهمیت رعایت قوانین و مقررات بین المللی از سوی همه کشورها، گفت: همه کشورهای جهان باید بدانند یک نظام حقوقی قوی در دنیا برقرار است تا بتوانند با امنیت خاطر زندگی کنند به همین خاطر مهم است که بویژه کشورهای قدرتمند به مقررات و قوانین بین المللی به طور کامل پایبند باشند.
ایگناتسیو کاسیس، با بیان اینکه از مشکلات ناشی از اعمال تحریم های آمریکا برای مردم ایران آگاه هستیم، گفت: کانال مالی سوئیس برای رفع این مشکلات طراحی و راه اندازی شده و برای ایفای نقش مفید این کانال تلاش خواهیم کرد.
وزیر امورخارجه سوئیس با بیان اینکه برای رفع مشکلات همچنان در کنار ایران هستیم و برای ایفای نقش خود تلاش خواهیم کرد، گفت: در این سفر دیدارهای بسیار خوبی با مقام های جمهوری اسلامی داشتم که این ملاقات ها می تواند مبنای توسعه و تقویت روابط دو کشور در زمینه های مختلف باشد.
خدا با دعای حسین(ع) گره از کارها بگشاید و اندوه را برطرف میکند
امام جواد علیهالسلام از پدرش امام حسین علیهالسلام نقل میکند که آن حضرت گفت: ابیبنکعب پیش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود که من وارد شدم، رسول خدا صلی الله علیه و آله به من گفت: آفرین بر تو یا اباعبدالله! ای زینت آسمانها و زمین!
ابی بن کعب به او گفت: یا رسول الله! چگونه جز تو، زینت آسمانها و زمین، تواند بود؟
پیامبر صلی الله علیه و آله گفت:ای ابی! سوگند به آن که مرا به حق پیامبری برانگیخته، به راستی که حسین بن علی، در آسمان بزرگتر از آن است که در زمین شناخته میشود.
هر آینه بر سمت راست عرش خدای عزوجل نوشته شده است: حسین، چراغ هدایت و کشتی نجات، پیشوای نیکی و برکت و عزت و افتخار، و دریای دانش و گنجی است که برای آینده اندوخته شده است.
چرا چنین نباشد که خدای عزیز و جلیل، در پشت او، نسل پاک و پاکیزه و با برکتی را قرار داده است که پیش از آن که آفریدهای در رحمهای زنان و پشت مردان بوده باشد، یا شب و روزی آفریده شده باشد؛ این نسل آفریده شده بود.
به او (امام حسین علیهالسلام)، دعاهایی الهام شده است که هرگز آفریدهای، خدا را با آنها نخواند، مگر این که خدای عزوجل وی را با او(حسین علیه السلام) محشور سازد و در سرای دیگر حسین شفیعش باشد. و به واسطه آن دعاها خدا گره از کارش بگشاید و اندوهش برطرف سازد، قرضش را ادا نماید، مشکلش را آسان گرداند، راهش را هویدا سازد، او را بر خصمش، نیرو دهد و پردهاش را ندرد....
متن حدیث:
عن محمد بن علی بن موسی، عن أبیه علی بن موسی، عن أبیه موسی بن جعفر، عن أبیه جعفربن محمد، عن أبیه محمد بن علی، عن أبیه علی بن الحسین، عن أبیه الحسین بن علی بن أبیطالب علیه السلام قال: دخلت علی رسول الله صلی الله علیه و آله و عنده ابی بن کعب. فقال لی رسول الله صلی الله علیه و آله: مرحبا بک یا ابا عبدالله، یا زین السماوات و الأرض. قال له أبی: و کیف یکون یا رسول الله صلی الله علیه و آله زین السماوات و الأرض أحد [ صفحه 70] غیرک؟ قال: یا ابی، والذی بعثنی بالحق نبیا، أن الحسین بن علی فی السماء اکبر منه فی الأرض، و إنه لمکتوب عن یمین عرض الله عزوجل: مصباح هدی، و سفینة نجاة، و إمام خیر، و یمن [1] ، و عز، و فخر، و بحر علم، و ذخر ]فلم لا یکون کذلک؟[ [2] و أن الله عزوجل رکب فی صلبه نطفة طیبة مبارکة زکیة ]خلقت من قبل أن یکون مخلوق فی الأرحام أو یجری ماء فی الأصلاب أو یکون لیل و نهار.[ [3] و لقد لقن دعوات ما یدعوا بهن مخلوق إلا حشره الله عزوجل معه و کان شفیعه فی آخرته، و فرج الله عنه کربه، و قضی بها دینه، و یسر أمره، و أوضع سبیله، و قواه علی عدوه، و لم یهتک ستره...
"عیون أخبارالرضا علیهالسلام، ج 1، ص 59"
امید از دست رفته در خاورمیانه و آمریکایی که باید تغییر رویه دهد
مجله فارن پالسی در تحلیلی به بررسی بحرانهای خاورمیانه که منجر به ناامیدی میشوند، پرداخت و نوشت: تابستان معمولا در خاورمیانه سخت است چراکه در این فصل جنگ ۱۹۶۷، حمله به لبنان ۱۹۸۲، ربایش هواپیمای "ترنس وورلد ایرلاینز" پرواز ۸۴۷ سال ۱۹۸۵، حمله صدام به کویت در سال ۱۹۹۰ و تسلط داعش بر مناطقی از عراق در سال ۲۰۱۴ روی دادند و در سال ۲۰۲۰ نیز باید به این لیست اتفاقاتی جدید را افزود و جهان نظارهگر رویدادی دیگر در این منطقه از جنگ، خونریزی، ناامیدی، گرسنگی و سرکوب است و این یعنی فصل جدیدی از بحران در منطقه آغاز خواهد شد.
در این تحلیل میخوانیم: "منطقه همواره تحت تسلط قدرتهای دیکتاتور اداره شده اما دوام آورده است. از سال ۲۰۱۱ وضعیت به سمت بیثباتی کشیده شد و همه انتظارات و آمالی که درباره وقوع تغییر، تحقق دموکراسی، پیشرفت سیاسی و اقتصادی وجود داشتند، از بین رفتند. منطقه همیشه عرصه مداخلات بیگانه، سرکوب و اختلاف نظرها درخصوص رشد و نمو اقتصادی، افراطگرایی و نزاع داخلی بود که پاندمی کرونا هم امسال به این آشفته بازار منطقه افزوده شد و تمام اینها منجر به بحرانی بیسابقه در منطقه شدند که تاکنون در تاریخ نظیرش روی نداده است. منطقه به وضعیت اسفناکی رسید که با خشونت، شورش، دیکتاتوری، نابسامانی اقتصادی و نزاع منطقهای بدون هیچ برون رفتی دست و پنجه نرم میکند. هر چند در برخی مواقع رویدادهای منطقه خوشبینی کوتاه مدتی را به وجود میآورند اما بحران دیگری میآید و آن را از بین میبرد و آن زمان است که امیدها ناامید میشوند و دیگر انسان احساس امیدواری در خاورمیانه نمیکند.
برخی مواقع شکست حالتی مزمنی در این منطقه است نظیر مصر که عبدالفتاح سیسی آن را هدایت میکند از زمانی که در سال ۲۰۱۳ به قدرت رسید کمپینی علیه جامعه و سرکوب خونبار را آغاز کرد که در تاریخ معاصر مصر نظیر آن مشاهده نشده است. لیست وحشت از یمن شروع میشود فقیرترین کشور عربی که در وضعیت جنگ داخلی است و سیستم بهداشت آن نابود شده و شاهد بزرگترین اپیدمی وبا در تاریخ است. این کشور اکنون با پاندمی کووید- ۱۹ روبهرو است که کمیته بینالمللی صلیب سرخ میگوید: کنترل کرونا در یمن مشکل است. آن طرفتر عراق است که با فروپاشی دائمی بدون هیچ امیدی برای توقف این وضعیت زندگی میکند زیرا موسسات سیاسی آن با فساد درگیر هستند.
فلسطینیها نیز با وضعیت عجیب و وحشتناک سر میکنند آنها در غزه در محاصره به سر میبرند و در کرانه باختری با مالیات دولت و ویترینی از وزارتخانهها، پروتکلها و بروکراسی دست و پنجه نرم میکنند. اما تنها این دولتها نیستند که چنین وضعیتی دارند لیبی، سوریه و لبنان هم هستند. بیروت که قبلا به "پاریس خاورمیانه" معروف بود از حوادثی یکی پس از دیگری رنج میبرد. پاییز گذشته دولت تلاش کرد تعرفهای روی مکالمات واتساپ در نظر بگیرد که منجر به خشم مردمی شد و کاشف به عمل آمد که دولت بعد از خالی شدن خزانه به منابع مالی نیاز دارد و سیستم بانکی و ارز آن فروپاشیده است. ویروس کرونا نیز به بحران مالی لبنان گره خورد و با وجود موارد پایین ابتلا نسبت به بقیه کشورها اما دولت محدودیتهایی کرونایی اعمال کرد و این به مشکلات مالی افزود و نرخ لیره ۸۰ درصد در برابر دلار افت کرد و بانک جهانی میزان فقر در لبنان را ۵۰ درصد تخمین زد.
لبنانیها مثل آوارگان سوری و فلسطینی با کمبود غذا روبهرو هستند. حتی صندوق جهانی پول که منابع کافی کمک را در اختیار دارد نمیتواند به این کشور کمک کند چون مشخص نیست چه کسی قدرت را در این کشور دراختیار دارد تا این کمکها را دریافت کند و همچنین دولت قدرت اجرای اصلاحات را ندارد. این کشور به همراه نخبگان سیاسی و اعتبارش از جمله حزبالله لبنان فروپاشیده، نظام تقسیم بندی طایفهای در مرکز مشکلات این کشور است و تظاهرکنندگان خواستار نابودی آن هستند بدون اینکه جایگزینی برای آن داشته باشند. از این رو عمومی سازیها هرگز منجر به تنگ شدن عرصه رقابت در لبنان نمیشود زیرا در آن گروههایی دارای سلاح هستند و طرفهای خارجی در این کشور منافعی دارند. برخی ناظران میگویند: امکان بازگشت به جنگ داخلی ۱۹۷۵-۱۹۹۰ وجود دارد هر چند برخی تصور میکنند آن جزو خاطرات گذشته بوده و بسیاری برای بازسازی کشور تلاش کردهاند و رهبران جنگ تبدیل به گذشته شدهاند اما لبنان مثل یک قوطی کبریت قابل اشتعال است. سپس انفجار بندر بیروت رخ داد که بر مشکلات این کشور افزود و منجر به برکناری حسان دیاب شد.
در جریان انفجار بندر مردم با هم همبستگی نشان دادند که کورسوی امیدی بود اما با گذشت زمان رنجهای مردم بیشتر شد و امکان تلاش برخی برای استفاده از بحران جهت اعمال فشار بر رقبایشان افزایش یافت. اما جدای از این مباحث دستکم لبنانیها رنجی مثل همسایگان سوریشان را تجربه نکردهاند چراکه سوریها با مرگ و آوارگی دست و پنجه نرم میکنند. در این کشور تندروها جایگزین مخالفان مسالمتجو شدهاند. در نزاع داخلی سوریه حدود ۵۸۵ هزار تن کشته شدهاند که دهها هزار تن آنها کودک هستند. ۱۲ میلیون سوری گریختهاند این در حالی است که ۵۷ درصد ساکنان سوریه قبل از جنگ به خارج رفته بودند همچنین حدود ۵.۶ میلیون آواره در شرایطی زندگی میکنند که به ذهن هیچ کس خطور نمیکند آنهم با اندک فرصت بازگشت به کشورشان. جنگ به رغم اینکه برخی میگویند بشار اسد پیروز شده تمام نشده است. بحران سوریه متاثر از بحران مالی لبنان و نیز تحریمهای آمریکاست که طبقه نزدیکان بشار اسد و شرکتهای دولتی و بینالملی که با آن تعامل کنند، هدف قرار دادهاند. حتی اگر جهان از رفتن بشار اسد استقبال کند اما با رفتن اسد جنگ در سوریه پایان نخواهد یافت. بلکه فصل جدیدی از جنگ آغاز خواهد شد به این ترتیب سوریهای داخل در بین گروههایی که خوی وحشیگری دارند گرفتار میشوند و پایانی برای خشونت وجود نخواهد داشت. همچنین در سوریه تلاشهای ترکیه براساس منطقه نفوذ به منظور بازداشتن از ایجاد یک موجودیت کرد در نزدیکی مرزهای این کشور در جریان هستند. ارتش ترکیه هرگز این منطقه را ترک نخواهد کرد.
لیبی مثل سوریه از توجه جهانی برخوردار نیست بعد از سقوط نظام معمر قذافی در سال ۲۰۱۱ ناظران انتظار داشتند این کشور نمونه دموکراسی شود اما این اتفاق نیفتاد. این کشور تکه تکه و طبق طرح و نقشههای جغرافیایی و قبیلهای بین تعداد زیادی شبه نظامی و دو دولت تقسیم شد. لیبی زمانی که ژنرال خلیفه حفتر، فرمانده نیروهای شرق لیبی برای براندازی دولت مورد قبول جهانی و مستقر در طرابلس در غرب وارد عمل شد، درگیر جنگ داخلی شد. امارات، فرانسه و روسیه براساس منافعشان با حفتر همراه شدند و ترکیه به حمایت از دولت طرابلس پرداخت البته مداخله ترکیه نیز در نتیجه منافع داخلی، ژئواستراتژیک و خصومت با مصر و امارات است.
سوالی در این تابستان در آمریکا و پایتختهای غربی درباره احتمال وقوع جنگ بین مصر و ترکیه مطرح بود. پیروزیهای دولت وفاق ملی در طرابلس مصر را عصبانی کرد. از سال ۲۰۱۳ ترکیه تلاشهای بینالمللی برای سلب مشروعیت از نظام سیسی را هدایت کرده و اخوان المسلمین بعد از کودتا علیه محمد مرسی از این تلاشها استقبال کردهاند. مصر اکنون در بین دو طرف درگیری در منطقه از جمله غزه و سوریه و لیبی است. احتمالا سیف الاسلام قذافی پسر دیکتاتور مخلوع لیبی زمانی که در فوریه ۲۰۱۱ هشدار داد لیبیاییها ۴۰ سال با همدیگر جنگ خواهند داشت، حق داشت احتمالا به کمکی که از خارج به لیبیاییها خواهد شد، توجه نکرد.
این گزارش نسبت به هرگونه نزاع بین مصر و ترکیه و تاثیر آن بر آینده لیبی هشدار داده که منجر به تجزیه بیشتر این کشور شده و زمینه را برای بازگشت القاعده باز خواهد کرد و در این صورت جنگ داخلی پایانی نخواهد داشت. زمانی که دولت طرابلس از توافق آتشبس با عقیله صالح رئیس پارلمان طبرق در شرق سخن گفت حفتر آن را رد کرد خب در این شرایط حتی اگر او سلاحش را زمین بگذارد دیدن اینکه چطور گروهها بعد از یک دهه جنگ به توافق خواهند رسید، دشوار خواهد بود.
همچنان ناظران از تجزیه عراق صحبت میکنند، در واقع وضعیت درهم نظام سیاسی مانع از ایجاد نظامی باثبات خواهد شد. در مورد کشورهای دیگر نیز وضعیت مبهم است و تغییر سریعی رخ نخواهد داد زیرا دولتها خود را با سیستمهای نظارتی مسلح کردهاند که اجازه هیچ قدرت مخالف خود را نمیدهند.
از این رو توجه به وضعیت فعالان در زندانهای عربستان نظرها را جلب میکند اگر رقابت بر سر توزیع منابع باشد، افرادی که محمد بن سلمان ولیعهد سعودی در هتل ریتز کارلتون از شاهزادگان و مقامات سابق بازداشت کرد، بزرگترین تهدیدات علیه برنامهها و طرحهای او بودند. محمد بن سلمان تلاش کرد بر برنامههای اجتماعی متمرکز شود لذا به ایجاد پایگاهی از حامیانش از بین طرفداران فیلم، موسیقی و غیره پرداخت تا در صورت حمله جدی در فرایند دستیابی به قدرت روی آنها حساب باز کند. این بدان معنا نیست که عربستان باثبات است یا بیثبات زیرا پیشبینی آن سخت است اما تغییری از بن سلمان یا غیر او انتظار نمیرود. ولیعهد در این راستا در مقایسه با سیسی دست بالاتر را دارد که تصور میکند در داخل نظام با گروههای رقیب درگیر است.
دیدگاه خیالی درباره براندازی دو رهبر مصر در عرض ۱۸ ماه وجود دارد اما کسی که آنها را ساقط کرد مردم معترض در خیابانها نبودند بلکه ژنرالها بودند. تحقیر و کوچک شمردنهای مردم که بعدها حکام جدید در پیش گرفتند یعنی آنها به باتوم و گاز اشک آور و گلولههای واقعی برای حکومت بر مردم متوسل خواهند شد. چه بسا مصریها به خروش بیایند و کودتایی رخ دهد اما پیشبینی اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد دشوار خواهد بود. در حال حاضر سیسی تلاش میکند توازن قوا در داخل نظام را با اعمال سیستم خفقان آور بر مردم حفظ کند. دموکراسیهای لیبرال معتقدند حقوق بشر و اشاعه دموکراسی مسائلی نیستند که شایسته دفاع در منطقه باشند.
قبل از کشتن و مثله کردن جمال خاشقجی، روزنامهنگار منتقد سعودی هیچ کس به یمن توجه نداشت. سیاستمداران به سوریه توجه داشتند زیرا بحران آوارگان ناشی از بحران سوریه بر سیاست اروپا تاثیر میگذارد. بعد از اینکه آنها دریافتند ایجاد دموکراسی در خاورمیانه کاری عبث است دیگر هیچکس به عراق فکر نکرد، فکر لیبی را کنار گذاشتند. تمام اینها به این معنا نیست که سرنوشت خاورمیانه این است که دائما در این شرایط بماند. واشنگتن میتواند مانع از نزاع بین ترکیه و مصر شود اما نمیتواند جنگ داخلی لیبی را حل کند. از این رو آمریکا باید رویکرد خود را در منطقه مشخص کند و مشکلاتشان را به خودشان واگذار کند.
فکر کردن به مشکلات منطقه وظیفه ماست. یادآور میشویم اوضاع احتمالا بدتر شود تعامل با نقاط باثباتسازی آن به عنوان مسالهای اشتباه است. تنشها ممکن هستند هیچ تضمینی برای تعیین حد و حدودها نیست و اینکه حکام به دنبال راههای جدید سرکوب و ظلم نیفتند، وجود ندارد. زمانی که مساله به قدرتهای خارجی و غیرعربی مربوط میشود کشورهایی نظیر روسیه و ترکیه به دنبال جای پایی در لیبی و سوریه هستند بالطبع آمریکا هم پایگاههایش را در منطقه مستقر میکند.
تمام این مساله نشان میدهد سیاستگذاران آمریکایی بدون اینکه در تلاش برای درک واقعیت اتفاقات برآیند تنها پاسخ میدهند اما در این وضعیت بهترین سناریوی آمریکا عدم پاسخگویی است. مشکل در سختی یافتن راه حل در خاورمیانه نیست بلکه در بازنگری آمریکاست. اگر سیاستمداران آمریکایی نمیدانند از منطقه چه میخواهند پس غرق در نزاعات منطقه میشوند".
دیدگاه اهل سنت در باره حادثه عاشورا
در موضع گیری اهل سنت در برابر حادثه عاشورا اهل سنت به دو دسته تقسیم می شود. یک دسته که اکثریت اهل سنت را تشکیل می دهد اهل سنت معتدل و محب اهل بیت(ع) می باشد. دسته دوم اهل سنت، پیرو بنی امیه و یزید بن معاویه است که نسبت به اهل بیت و امام حسین (ع) دید مثبتی ندارد بلکه می توان گفت دشمن اهل بیت می باشد. این دسته امروز در قالب سلفیه و وهابیت در جهان اسلام معروف است.
اما در باره اهل سنت معتدل باید گفت که آنان از این حادثهی ناگوار، غمگین و ناراضی هستند و عوامل آن را مورد نکوهش و گاهی مورد لعن قرار میدهند. موضع گیری این دسته از اهل سنت را می توان از مطالبی که در زیر به آنها اشاره می شود به دست آورد:
علمای اهل سنت از پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ رواياتي را مبني بر شهادت امام حسين ـ عليه السلام ـ نقل نموده که از آن جمله اين روايت است: «... روزي حسين ـ عليه السلام ـ در کودکي بر پشت و گردن پيامبر (ص) بازي ميکرد که جبرئيل به پيامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ گفت آيا او را دوست داري فرمود بلي. جبرئيل گفت امت تو او را خواهد کشت. و سپس محل شهادت او را به پيامبر ـ عليه السلام ـ نشان داده و مشتي خاک سرخ رنگ را از آن محل برداشته و به ام سلمه مي دهد...».[17] و نيز رواياتي را در مورد حوادث روز عاشورا و بعد از آن نقل نموده که در يکي از اين روايات چنين آمده است: «هنگامي که حسين بن علي کشته شد آفاق آسمان تا چندين ماه رنگ سرخ را به خود گرفته بود و اين سرخي آسمان حکايت از گريه آن داشته است.»[18]
بیشتر مفسرین اهل سنت این روایت را در ذیل آیه« فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ » (الدخان/29) این سخن را آورده اند.[19]
در تفسیر ابن ابی حاتم آمده است که آسمان از زمانی که دنیا بوده است بر هیچ کسی نه گریسته است مگر بر دو نفر یکی یحیی بن ذکریا و دیگری حسین بن علی می باشد. و از زید بن زیاد نقل شده که چونکه حسین کشته شد آفاق آسمان چهار ماه رنگ سرخ را به خود گرفته بود و از عطاء نقل شده که گریستن آسمان سرخ شدن اطراف آن می باشد.[20]
طبرانی نقل می کند که محمد بن حمید جهمی از اولاد ابی جهم در قتل حسین این شعر را که به زینب دختر عقیل بن ابی طالب منسوب است انشاد کرد:
مَاذَا تَقُولُونَ إن قال الرَّسُولُ لَكُمْ مَاذَا فَعَلْتُمْ وَ أَنْتُمْ آخِرُ الأُمَمِ
بِأَهْلِ بَيْتِي وَ أَنْصَارِي وَذُرِّيَّتِي منهم أُسَارَى وقَتْلَى ضُرِّجُوا بِدَمِ
ماكان ذَاكَ جَزَائِي إِذْ نَصَحْتُ لَكُمْ أَنْ تَخْلُفُونِي بِسُوءٍ في ذَوِي رَحِمِ
یعنی چه می گویید اگر رسول خدا به شما بگوید که به عنوان آخرین امت با اهل بیت و یاران و ذریه من چه کردید؟ برخی از آنها را اسیر و برخی را کشته و با خون آغشته نمودید. جزای من هنگامی که شما را نصیحت کردم این نیست که با خویشان من اینگونه رفتار بد انجام دهید! [21]
بنا بر دیدگاه اهل سنت، برخورد امت اسلامی با اهل بیت پیامبر آزمون و آزمایشی برای آنان است چراکه خالد بن عرفطه می گوید: رسول خدا فرموده بودند شما بعد از من در باره اهل بیتم مورد آزمایش قرار خواهید گرفت.[22] و این امتحان و ابتلاء تا پایان تاریخ همچنان ادامه دارد و لذا همانگونه که در روز عاشورا بسیاری از مسلمانان در معرض امتحان قرار گرفتند و فقط تعداد معدودی از این امتحان سربلند بیرون آمدند، امروز نیز مسلمانان با موضع گیری در قبال این واقعه همچنان امتحان می شوند و هرکه به دلیل محبتی که نسبت به امام حسین (ع) و خاندان رسول خدا(ص) دارد از آن غمگین شود و کسانی را که باعث این حادثه شده و ظلم هایی را بر این خاندان پاک روا داشتند از خود طرد کنند سربلند خواهند بود اما آنانی که در قبال این واقعه دردناک بی تفاوت هستند و یا از یزید و یاران او حمایت می کنند قطعاً در این امتحانی که رسول خدا آن را برای امت خود قرار داده است مردود و در روز جزا در برابر رسول الله(ص) شرمسار و سرافکنده خواهند بود.
اینست که تفتازاني از متکلمين بنام اهل سنت مي گويد: ظلمي که بر اهل بيت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ انجام گرفته نمي توان آن را پنهان نمود. زيرا بر اين ظلم که در نهايت شقاوت بوده جمادات و حيوانات بي زبان شهادت مي دهند و نزديک بود که زمين و آسمان بر آن گريه کنند و کوه ها از جا کنده شوند و صخره ها تکه تکه گردند. پس لعنت خدا بر کسي که اين کار را انجام داد يا به آن راضي شد و يا در اين جهت کوشيد و عذاب آخرت شديد تر و ماندگار تر مي باشد.[23]
بنابراين مي توان گفت علمای آگاه اهل سنت نيز به خاطر واقعه عاشورا محزون و ماتم زده هستند. هر چند عوام آنان اطلاعات چنداني از مسئله عاشورا و کربلا ندارند. و لذا در برخي از مناطق اهل سنت ديده شده که در روز عاشورا براي امام حسين ـ عليه السلام ـ مجلس عزا تشکيل مي دهند منتهي مجالس در ميان اهل سنت به علت هاي مختلفي فراگير نمي باشد.
اما فرقه وهابيت هماهنگ با سياست بني اميه و به ویژه يزيد بن معاويه مراسم عزا و ماتم و سخنراني را در روز عاشورا حرام و بدعت مي دانند بلکه از اين حد فراتر رفته اين روز را مبارک شمرده و براي جشن و شادماني و شيريني خوري و خريدن لوازم جديد منزل و سرمه کشيدن و نظافت و امثال اين ها مناسب مي دانند و اين فرهنگي است که حجاج بن يوسف ثقفي در زمان خلافت عبدالملک مروان براي شکنجه و عذاب شيعيان پايه گذاري کرد.[24] و سني هايي که با مراسم عزاداري روز عاشورا مخالفت مي کنند متأثر از همين فرهنگ مي باشند.
موضع و دیدگاه منفی وهابیها و سلفی های متجدد درباره حادثه عاشورا بر حمایت یزید بن معاویه و تبرئه او از این جنایت مبتنی است و برای اینکه حقایق و وقایع حادثه عاشورا برملا نشود و یزید و اطرافیان و پیروان او از طرف مسلمانان زیر سوال نرود از برگزاری مراسم عزاداری جلوگیری می کنند.
وهابی ها از این حد هم تجاوز کرده و بر بدعت عزاداری در روز عاشورا بسنده نکرده بلکه روز عاشورا را روز عيد و زينت و سرور و شادماني مي دانند، و به قصد تبرک و شکرانه کشتن امام حسين ـ عليه السلام ـ نور چشم رسول خدا و سيد جوانان اهل بهشت، این روز را روزه مي گيرند. روايت عمرو بن ابي يوسف مي گويد: من شنيدم که معاويه روي منبر گفت روز عاشورا روز عيد است، هر کس دوست دارد روزه بگيرد و هر کس نمي خواهد روزه نگيرد حرجي بر او نيست.[25]
مقريزي مي گويد: در دوران حکومت فاطميون در مصر، در روز عاشورا به خاطر شهادت حسين ـ عليه السلام ـ ماتم و سوگواري بر پا مي شد، ولي هنگامي که بني ايوب به حکومت رسيدند، آن ها در روز عاشورا سرور و شادماني بر پا نموده و با ريخت و پاش غذا پخش مي کردند، هم چنين به حمام رفته و تنظيف نموده و به چشم سرمه مي کشيدند آنان اين اعمال را در پيروي از روش و عادت اهل شام که حجاج بن يوسف ثقفي در زمان عبد الملک بن مروان، در مخالفت با شـيـعيان علي بن ابي طالب ـ عليه السلام ـ که روز عاشورا را روز اندوه و ماتم مي دانند پيريزي کرده بود، انـجـام مـيدادند[26]. سقاف مي گويد: اين اخبار زياد و کثير العدد را براي دفن قضيه کربلا آوردند، ليکن قضيه کربلا به عظمت خود باقي ماند و آن ها بيچاره و فشل شدند.[27]
پاورقي ها:
[17]. احمد بن حنبل، مسند احمد، 3/ 242، بيروت، دار صادر، و هيثمي، مجمع الزوائد، 9/187، بيروت دار الکتب العلميه، 1408 ق.
[18]. سيوطي، جلال الدين، الدر المنثور، بيروت، دار الفکر، 1993 م و ابن کثير، اسماعيل بن عمر، تفسير ابن کثير 4/143، بيروت، دار ا لفکر، 1401 ق و طبري، محمد بن جرير، تفسير طبري، 25/124، بيروت، دار الفکر، 1405 ق.
[19] . رک: المحرز الوجیزفی تفسیر الکتاب العزیز، ج5ص73؛ تفسیر بغوی، ج4ص152، تفسیر طبری، ج25ص124، تفسیر قرطبی، ج16ص141، تفسیر ثعلبی، ج8ص353، تفسیرالعز بن عبدالسلام، ج3ص170
[20] . تفسیر ابن ابی حاتم، ج10ص3289.
[21] . سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني، المعجم الكبير، ج3 ص124مكتبة الزهراء، الموصل - 1404 - 1983، الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي.
[22] المعجم الکبیر، ج4ص192.
[23]. تفتازاني، سعد الدين مسعود بن عمر، شرح مقاصد في علم الکلام، 2/307، پاکستان، دار النعمانيه، اول، 1401 ق.
[24]. الورداني، صالح، الشيعه في مصر من الامام علي ـ ص 34، قاهره، مطبعه مدبولي صغير، اول، 1414 ق.
[25]. صنعاني، عبد الرزاق، مصنف عبدالرزاق، ج 4، ص 29، ح 7850، منشورات المجلس العلمي.
[26]. طبسي، نجم الدين، صوم يوم عاشورا، بين السنه النبويه و البدعه الامويه، ص 137، منشورات عهد به نقل از سير اعلام النبلاء ج 4، ص 343.
[27]. نجم الدين طبسي، صوم عاشورا بين السنه النبويه و البدعه الامويه، ص 139، منشورات عهد.
گوهر های ناب در خطبه های عاشورایی
از جمله بهترین و با ارزش ترین منشورهای تربیتی، معرفتی و آموزشی در منابع تاریخی و اسلامی سخنان و خطبه های گوهر بار امام حسین(علیه السلام) است که درخلال جریان تلخ واقعه سال 61 هجری به یادگار مانده است. سخنان ارزشمندی که برای هر مخاطب و شنونده ای درس های مهم عاقبت به خیری و رستگاری را به دنبال دارد به شرط آنکه گوش شنونده این گوهر های ناب را در زندگی به کار بسته و مورد توجه همگان در مراتب مختلف زندگی قرار داشته باشد.
گوهر های ناب در خطبه های عاشورایی
1-جلوه ای از پناهگاه امن الهی در صحرای کربلا
در جریان واقعه عاشورا جلوه های فراوانی از فضیلت و اخلاق حسینی(علیه السلام) را می توان مشاهده کرد، در تلخ ترین واقعه عالم در سال 61 هجری هر چند عده کثیری از انسان های حیوان سیرت کمر به قتل امام خود بسته بودند و بدترین و سخت ترین شرارات و مصیبت ها را بر امام و اهل بیت گرامیشان وارد کردند، ولی با این حال شاهد جلوه های ناب و بی همتای اخلاقی امام حسین(علیه السلام) در مقابل حیوان سیرتان تاریخ هستیم؛ چرا که امام با تمام وقار و سکنت غیر قابل توصیف بال های عطوفت و مهربانی و خیر خواهی خود را به سوی شقی ترین انسان های روی زمین باز می فرماید و آنها را با زیباترین گوهر های ناب گفتار به سوی درهای رحمت و مغفرت الهی دعوت می نماید.
این رفتار مهرورزانه سخنان ارزشمند امام رضا(علیه السلام) در توصیف امام برای انسان یاد آور می شود که می فرماید: «الإمام الرضا علیه السلام ـ فی صِفَةِ الإِمامِ ـ : الإِمامُ الأَنیسُ الرَّفیقُ ، وَالوالِدُ الشَّفیقُ ، وَالأَخُ الشَّقیقُ ، وَالاُمُّ البَرَّةُ بِالوَلَدِ الصَّغیرِ؛[1]امام رضا علیه السلام ـ در تعریف «امام» ـ : امام ، همدم و رفیق است و پدر مهربان ؛ و برادرِ همسان است و مادر نیکوکار به فرزند کوچکش». امام در روز عاشورا به کسانی که به دنبال غارت خیام و قتل اهل بیتش به صحرای کربلا آمده بودند، رو کرد و فرمود: «ای مردم سخنان من را بشنوید و در جنگ و خون ریزی عجله نکنید تا من وظیفه خود را که پند به شما است انجام دهم تا سبب آمدنم را توضیح دهم اگر به سخنم گوش دادید و عذر مرا پذیرفتید و با من از در انصاف و عدل وارد شدید معلوم می شود راه سعادت و خوشبختی را دریافته اید...» [2] در واقع امام حسین(علیه السلام) برای بیدار کردن فطرت های به خواب رفته و فرو پاشیده تلاش داشت تا آخرین دقایق حیات مادی و دنیوی خود کاری کند که آنها از مسیر گمراهی برگردند و در مسیر حق قرار گیرند.
در فرهنگ و اندیشه قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) تقوا از جمله مهمترین و کارآمد ترین ابزار و وسایل دینی و مذهبی است که می تواند انسان را از بردگی و اسارت هوای نفس و شیطان و انسان های ستمگر آزاد سازد.
2-نشان دادن عظمت الهی و تحقیر سپاه کوفیان
در فراز های ابتدایی خطبه روز عاشورا امام حسین(علیه السلام) با نشان دادن صدق خود مبنی بر انسان دوستی و دست گیری از شقی ترین انسان های غافل روی زمین با صلابت و اقتدار سخنانی را بیان می فرماید که گویا اشاره تلویحی به آیه 71 سوره مبارکه یونس است، آیه ای که در واقع احتجاج حضرت نوح(علیه السلام) با قومش بود،[3] آری امام در نهایت شجاعت و شهامت و با نفرات کم و تجهیزات محدود در مقابل دشمنان سر سخت، ایستادگی کرد زیرا معتقد بود که در نظام هستی، حق پیروز و باطل محکوم به شکست است بر خلاف امویان که معتقد بودند هر کسی قدرت مادی داشته باشد پیروز می شود، حضرت با ایستادگی و رشادت تمام این چنین تفکر سکولاری را به تمسخر می گیرد و بی اعتنایی خویش را به قدرت پوشالیشان نشان می دهد، و بدین وسیله ضربه محکم روانی به افکارشان وارد می کند، سپس حضرت می فرماید: «وَإنْ لَمْ تُعْطُونِی النِّصْفَ مِنْ أَنْفُسِکمْ فَأَجْمِعُوا رَأْیکمْ وَشُرَکآءَکمْ ثُمَّ لَا یکنْ أَمْرُکمْ عَلَیکمْ غُمَّه ثُمَّ اقْضُوا إِلَی وَلَا تُنظِرُونِ! إِنَّ وَلِی اللَهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکتَبَ وَهُوَ یتَوَلَّی الصَّلِحِینَ؛[4]و اگر عذر مرا نپذیرید و حجّت مرا کافی ندانید، پس در آن هنگام رأی خود و شریکان خود را روی هم گرد آورده، تا اینکه کار شما و امر شما بر شما پوشیده نماند؛ و سپس بدون هیچ مهلتی به من بپردازید و کار خود را یکسره کنید!».
3-پرده برداشتن از سرای فریب و غرور
شیطان چنان زیبایی های فریبنده دنیا را برای کوفیان و سپاه شامیان آذین بسته بود که برای دست یابی به آن به مبارزه با خدا وارد میدان کربلا شده بودند، و گوش های کوفیان را از شنیدن سخنان حق منع کرده بود که گویی صدای عرشی حسین(علیه السلام) را نمی شنیدند، آن چنان سراب فریبنده دنیا در نگاه آنها زیبا جلوه گر شده بود که گویی اصلاً آیات الهی را در مورد بی ارزشی و سستی حیات مادی نشنیده بودند، ولی با این وجود امام حسین(علیه السلام) بار دیگر با تکیه بر معارف قرآنی پرده از حقیقت و ماهیت دنیا بر می دارد شاید فطرت های مبتلا شده به مرگ جاهلیت از خواب گران بیدار شوند حضرت این چنین به حقیقت و ماهیت دنیا اشاره فرمودند: تاریخ دمشق عن بشر بن طانحة عن رجل من همدان خَطَبَنَا الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ علیه السلام ...«عِبادَ اللّهِ، اتَّقُوا اللّهَ و کونوا مِنَ الدُّنیا عَلى حَذَرٍ، فَإِنَّ الدُّنیا لَو بَقِیَت لأَحَدٍ و بَقِیَ عَلَیها أحَدٌ، کانَتِ الأَنبِیاءُ أحَقَّ بِالبَقاء؛[5] تاریخ دمشق به نقل از بشر بن طانحه، از مردى از قبیله هَمْدان: امام حسین (علیه السلام) صبح روز شهادتش براى ما سخنرانى کرد و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «بندگان خدا! از خدا پروا کنید و از دنیا برحذر باشید که اگر قرار بود دنیا براى کسى بمانَد و کسى در آن بمانَد، پیامبران به ماندن، سزاوارتر...».
.jpg)
«خداوند متعال، دنیا را براى آزمودن آفرید و اهلش را براى نابودن شدن؛ تازه اش کهنه شدنى و نعمتش در معرض نابودى و شادى اش رو به تیرگى است و منزلى براى رفتن است، نه خانه اى براى ماندن».[6]
4-یاد آوری برترین توشه و کلید رستگاری
از جمله نکات درس آموز و نجات دهنده در خطبه روز عاشورای امام حسین(علیه السلام) اشاره کردن به بهترین توشه و ذخیره در حیات مادی است، بر خلاف تصور و تفکر کسانی که بهترین توشه و ذخیری مادی و دنیوی را حکومت و گندم ری تصور کرده بودند، امام حسین(علیه السلام) آب پاکی را روی دست همگان ریخته و با توجه دادن آنها به ناپایداری حیات مادی با اشاره ای قرآنی بهترین توشه حیات دنیوی و زندگی مادی را تقوا و پرهیز کاری معرفی می فرمایند: «وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوى[7] وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُم تُفلِحونَ؛[8] «و توشه برگیرید که بهترین توشه، پرهیزگارى است» و از خدا پروا کنید، شاید که رستگار شوید».
در فرهنگ و اندیشه قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) تقوا از جمله مهمترین و کارآمد ترین ابزار و وسایل دینی و مذهبی است که می تواند انسان را از بردگی و اسارت هوای نفس و شیطان و انسان های ستمگر آزاد سازد، از آنجا که عمده مسیر هلاکت انسان در حیات مادی به خاطر پیروی از شهوات حیوانی و گوش کردن به زمزمه های شیطانی است، تقوای الهی می تواند همچون سپری کارآمد مانع شقاوت انسان در مصاف با دشمنان بیرونی و درونی باشد. اسلحه و ابزار کارآمدی که سپاه شیطانی امویان از آن تهی بودند و بهره ای از آن نداشتند. در یک کلام راز خوشبختی انسان در خطبه عاشورایی امام حسین(علیه السلام) در روز آن پارسایی و بهره مندی از تقوا بود که جای خالی آن در زندگی کوفیان مشهود بود: امام علی(علیه السلام) پیش تر در خصوص این راز خوشبختی این چنین بیان فرموده بود به نقل از منابع روایی: « فَإِنَّ تَقْوَى اللّهِ مِفْتَاحُ سَدَاد، وَ ذَخِیرَةُ مَعَاد، وَ عِتْقٌ مِنْ کُلِّ مَلَکَة، وَ نَجَاةٌ مِنْ کُلِّ هَلَکَة. بِهَا یَنْجَحُ الطَّالِبُ، وَ یَنْجُو الْهَارِبُ، وَ تُنَالُ الرَّغائِبُ؛[9] تقواى خدا کلید پاکى و درستى و اندوخته اى براى بازگشتگاه و باعث آزادى از هر بندگى و رهایى از هر نابودى است. به وسیله تقواست که جوینده به مطلوبش مى رسد و گریزانِ [از عذاب و کیفر الهى ]رهایى مى یابد و به خواست ها رسیده مى شود».
در واقع این عنصر تقوا و پرهیزکاری است که موجب تشخیص جبهه حق از باطل می شود، و مانع تأثیر پذیری انسان از مکر و کید شیطان می شود، و رسیدن به رستگاری را برای انسان میسر می نماید. و از امتحان های سنگین روزگار انسان را یاری می رساند. «ثُمَّ نُنَجِّی الَّذینَ اتَّقَوْا»[10]
پی نوشت ها:
[1]. الکافی (ط - الإسلامیة)، ج1، ص200.
[2]. إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - القدیمة)، ص240 «أَیهَا النَّاسُ! اسْمَعُوا قَوْلِی، وَلَا تَعْجَلُوا حَتَّی أَعِظَکمْ بِمَا یحِقُّ عَلَی لَکمْ...»
[3]. ر.ک: سوره مبارکه یونس آیات 71و 72.
[4]. إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - القدیمة)، ص240.
[5]. تاریخ دمشق: ج 14 ص 218، کفایة الطالب: ص 429.
[6]. همان.
[7]. سوره مبارکه بقره آیه 197.
[8]. سوره مبارکه آل عمران آیه 130.
[9]. نهج البلاغة : الخطبة 230.
[10].سوره مبارکه مریم، آیه 72.































