emamian
آیا مبادله زندانیان حاصل مذاکره مستقیم ایران و آمریکا بود؟
روز شنبه «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با انتشار یک توییت از آزادی همزمان دکتر «مسعود سلیمانی» پژوهشگر ایرانی در بند آمریکا و «ژیو وانگ» که به جرم جاسوسی برای آمریکا در ایران در زندان به سر میبرد، خبر داد.
این رخداد که اولین تبادل رسمی زندانیان میان تهران و واشنگتن از زمان روی کار آمدن «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا به شمار میآید، به گمانهزنیهایی در خصوص در جریان بودن مذاکرات پشت پرده بین ایران و آمریکا دامن زده است. اما نشریه «نیویورکر» امروز (دوشنبه) روایتی از پشت صحنه آزادی این دو زندانی منتشر کرده که در صورت صحت، نشان میدهد این تبادل زندانیان بیش از هر چیز حاصل اقدامات گروههای غیردولتی و کانالهای غیررسمی بوده است.
نیویورکر در ابتدای گزارش خود به سابقه بازداشت آمریکاییها در ایران و همچنین دستگیری اتباع ایران در آمریکا اشاره کرده و نوشته است که سلیمانی به اتهام تلاش برای صادرات پروتئینهای لازم برای تحقیقات پزشکی به ایران بازداشت شده بود، آن هم در حالی که صادرات چنین موادی یک «مورد جزئی دور زدن تحریم» به شمار میآید. به نوشته این روزنامه، دولت آمریکا تنها در دو سال گذشته دستکم ۱۳ ایرانی را بازداشت کرده است.
بعد از اعلام آزادی این دو زندانی، ترامپ و مقامهای دولت او تلاش کردند تا اعتبار این توافق را به نام خود ثبت کنند، با این حال، به نوشته نیویورکر افراد دخیل در روند گفتوگوها برای آزادی این دو نفر میگویند کاخ سفید روایت واقعی را تحریف کرده و تلاشهای سه ساله آنها برای تحقق این توافق را نادیده گرفته است.
اظهارات ضدایرانی هوک دو روز پیش از مبادله
این نشریه با اشاره به انتشار تصویر «برایان هوک» مسئول کارگروه ایران در وزارت خارجه آمریکا بعد از تحویل گرفتن وانگ، نوشته است: «اما منابع مطلع میگویند هوک جزو کسانی بود که بیشترین مقاومت را در برابر تعامل با ایران از خود نشان میدادند. منابع به من گفتهاند که او تازه در چند هفته پایانی به این روند پیوست، زمانی که این مبادله تقریبا قطعی شده بود، با یا بدون مشارکت او. فقط دو روز پیش از این مبادله، هوک گفت از همه کشورها میخواهد "در کنار مردم ایران بایستند" و "این رژیم را در انزوای دیپلماتیک قرار دهند."»

نویسنده این گزارش با اشاره به اینکه آزاد کردن اتباع آمریکایی زندانی در خارج از این کشور یکی از دشوارترین چالشهای پیش روی واشنگتن به شمار میآید، نوشته است که معمولا بازیگران متعددی خارجی از دولت در این روند مشارکت دارند و در مبادله اخیر هم وضعیت مشابهی برقرار بود.
بنا بر این گزارش، «جیسون پابلت» وکیل وانگ پس از آنکه از دولت آمریکا ناامید شده، به کانالهای غیررسمی روی آورده و سراغ «جیم اسلتری» نماینده سابق کانزاس در کنگره آمریکا رفته است. اسلتری به واسطه مشارکت در گفتوگوها بین ادیان ابراهیمی از مدتها پیش با ایران در ارتباط است و در چارچوب همین گفتوگوها به ایران هم سفر کرده است. وی با ظریف و همچنین «مجید تخت روانچی» نماینده ایران در سازمان ملل متحد که فارغ التحصیل دانشگاه کانزاس است هم آشنایی دارد.
به گفته پابلت، او و اسلتری به مدت چندین ماه برای تحقق آزادی وانگ تلاش کردهاند و در این مسیر با طرفهای ایرانی و آمریکایی رایزنی داشتهاند.
«بیل ریچاردسون» نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل هم دیگر فردی است که در گزارش نیویورکر از او به عنوان فردی دخیل در روند مبادله زندانیان میان ایران و آمریکا یاد شده است. ریچاردسون که میگوید ۲۰ ماه در این روند مشارکت داشته، در مورد روایت واشنگتن، به نیویورکر گفته است: «من روایت دولت [از تحولات] را نقض میکنم، چراکه ما بودیم که درباره این توافق مذاکره کردیم.»
ریچاردسون در همین چارچوب با مقامهای ارشد دولت آمریکا، دیپلماتهای ایرانی و همچنین وکلای سلیمانی دیدار کرده است. او پیش از این در موارد مشابهی در ارتباط با کره شمالی، سودان، کلمبیا، کوبا، عراق، بولیوی، پرو و بنگلادش هم نقشآفرین بوده است.
دیدار راهگشا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل
نیویورکر سخنان سال گذشته ظریف در مورد اعلام آمادگی ایران برای مبادله زندانیان با آمریکا را یک «نقطه عطف» توصیف کرده و نوشته است در تابستان امسال زمانی که ظریف برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک حضور داشت، ریچاردسون با وی دیدار کرد و طرفین روی جزئیات مبادله کار کردند. اسلتری هم در این کانال گفتوگو، مشارکت داشته است.

این نشریه برکناری «جان بولتون» از سمتش به عنوان مشاور امنیت ملی دولت آمریکا را یک گشایش در مسیر گفتوگوها خوانده و نوشته است که با روی کار آمدن «رابرت اوبریان» که پیشتر نماینده آمریکا در امور اتباع زندانی در خارج از آمریکا بود، علاقه کاخ سفید به مشارکت در روند مبادله زندانیان افزایش یافت. ریچاردسون میگوید او با اوبرایان همکاری نزدیکی داشته است.
به نوشته نیویورکر، بر اساس توافق اولیهای که میان ریچاردسون، اسلتری و پابلت با طرف ایرانی به دست آمده، قرار بوده این مبادله هفته آینده انجام شود. بر اساس این توافق، قرار بوده است که سلیمانی روز ۱۱ دسامبر (۲۰ آذر) در دادگاهی حضور یافته و اتهامات مطروحه را بپذیرد. در مقابل، قاضی هم قرار بوده که دوره بازداشت وی را به عنوان دوران محکومیتش پذیرفته و حکم آزادی او را صادر کند. در مقابل، ایران هم پذیرفته است که بعد از آزادی سلیمانی، وانگ را به سفارت سوئیس در تهران تحویل دهد و طرف سوئیسی هم او را با هواپیما به قطر بفرستد. بنا بر این گزارش، روز چهارم دسامبر (۱۳ آذر) ریچاردسون با نماینده ایران در سازمان ملل دیدار کرده تا جزئیات مبادله را نهایی کند.
با این حال، دولت آمریکا در اقدامی غافلگیرکننده، ناگهان تمام اتهامات مطروحه علیه سلیمانی را لغو کرده و این موضوع به «لنی فرانکو» وکیل سلیمانی اطلاع داده شده است. ریچاردسون، اسلتری و پابلت میگویند از این موضوع خبر نداشتهاند و بعد از اعلام خبر مبادله از تغییر برنامه اطلاع یافتهاند. ریچادسون دلیل این اقدام را روحیه ترامپ و دولت او میداند که همواره تلاش میکنند اعتبار هر اقدامی را به نام خود ثبت کنند.
در مقابل، دولت آمریکا روایت ریچاردسون را به چالش کشیده و مدعی شده است که این تبادل حاصل رایزنیهای دولت کنونی این کشور بوده است. یک مقام ارشد دولت آمریکا در این مورد به نیویورکر گفته است: «هرچند قدردان تلاشهای سفیر ریچاردسون هستیم، اما این آزادی حاصل مذاکره مقامهای کنونی ایالات متحده با کمک سوئیس بوده است.»
یک مقام آمریکایی دیگر هم به خبرنگاران گفته است که نحوه صحیح چنین رایزنیهایی استفاده از کانالهای دیپلماتیک رسمی از جمله از طریق مذاکره مستقیم با آمریکا یا از طریق سوئیس است.
چگونه بفهمیم که خدا نزد ما چهقدر منزلت دارد؟
محبت متعالی
مشکل اصلی ما انسانها این است که در شرایط ابتدایی، درک ما درکی مادی و حسی است و نمیتوانیم به راحتی نسبت به نامحسوسات باور پیدا کنیم و به تبع آن نمیتوانیم حق آن را ادا کنیم.
مثلا همه ما معتقدیم خداوند در همه جا حضور دارد؛ اما چون خدا را با چشم نمیبینیم، آنچنان که باید، به این اعتقاد ترتیب اثر نمیدهیم و بسیاری از وقتها به کلی آن را فراموش میکنیم. این مشکل درباره همه چیزهایی که مربوط به خدای متعال میشود از جمله محبت خدا، مطرح است.
بیشتر محبتهایی که ما با آنها سروکار داریم، مربوط به محسوسات است؛ از محبتهای فطری و طبیعی مادر و فرزند گرفته تا محبتهای اکتسابی و انواع دیگری از محبتهایی که وجود دارد، همه منشأ حسی دارند و در آنها برقرار کردن ارتباط و انس گرفتن با محبوب با ابزارهای حسی حاصل میشود.
این است که در هنگام ترقی و تعالی از حسیات به فوق حسیات، دچار مشکل میشویم. بنابراین برای دستیابی به این معارف باید از کسانیکه خود به این مراتب رسیدهاند بهخصوص انبیا و حضرات معصومین صلواتاللهعلیهماجمعین که خود به قله کمال رسیدهاند، کمک گرفت.
در محسوسات اینگونه نیست. هنگامیکه انسان امر خوشایندی را میبیند، ابتدا به آن تمایل پیدا میکند. وقتی این ارتباط یکی دو مرتبه تکرار شود، کمکم انسی پیدا میکند و از اینکه باز هم با او ارتباط برقرار کند، لذت میبرد. در اینگونه موارد نیاز نیست که انسان زحمت بکشد و وقتی جاذبههای محبت در کسی باشد خود به خود انسان نسبت به آن محبت پیدا میکند و کمکم این محبت به جایی میرسد که اگر انسان بخواهد او را فراموش کند، نمیتواند.
اما نسبت به خداوند با وجود این همه تأکید بر ذکر و یاد خدا، باید خودمان آن قدر زحمت بکشیم و تمرین کنیم که چگونه یاد خدا باشیم. حال اگر محبتی جدی نسبت به خدای متعال پیدا کنیم، برای یاد خدا نیاز به تلاش نداریم. کسانی که لطایفی از محبت را چشیدهاند، آن را امر محرمانهای بین خود و خدایشان میدانند و میکوشند که نزد دیگران زیاد یاد خدا نکنند که آنها متوجه حال آنها نشوند. پس از آنکه به برکت بیانات حضرات معصومین صلواتاللهعلیهماجمعین بهخصوص در دعاها و مناجاتها فهمیدیم که چنین خبرهایی هست، تازه به این فکر میافتیم که چه کنیم برای ما نیز بهرهای از این اقیانوس بیکران پیدا بشود.
غرور سد راه تعالی
مسأله دیگر غروری است که ممکن است پس از پیدا کردن محبت، به آن گرفتار شویم و گاهی خیال کنیم که به اوج کمال رسیدهایم و دیگر از این بالاتر نمیشود.
در این حال انسان پیش خود میگوید مردم دیگر که این چیزها سرشان نمیشود، آنها دنبال لذتهای مادی دنیا هستند و از نمازشان نیز خسته میشوند، ولی ما با خدا انس داریم و از نمازمان لذت میبریم.
باز این مشکل دیگری است که چگونه از چنگال شیطان خودمان را رها کنیم و بفهمیم که اصلا ما کجای کاریم؟ در برخی از روایات تأکید شده است که فریب شیطان را نخورید و وقتی محبتی در خودتان نسبت به خدا و اولیای خدا احساس کردید، خیال نکنید که دیگر اوج گرفتهاید و خیلی ممتاز هستید.
باید بدانیم که اگرچه این محبتهای زودگذر و سطحی، واقعیت دارد و اینگونه نیست که در ادعای آن دروغ بگوییم، اما این دوست داشتن با دوست داشتنی که بندگان شایسته و کامل خدا به آن رسیدهاند بسیار متفاوت است. ولی متأسفانه گاهی ما غفلت میکنیم و فریب شیطان را میخوریم و به همین محبت سطحی اکتفا میکنیم. این است که برخی از روایات به این نکته اهتمام دارد که به به این محبتهای سطحی و کمعمق اکتفا نکنید و ابتدا بفهمید که واقعا چهقدر محبت دارید و سپس بدانید که بالاتر از شما نیز افرادی هستند که مراتب عالیتری دارند تا دچار غرور و نخوت نشوید!
آثار محبت
ما وقتی به کسی علاقه پیدا میکنیم در درجه اول وقتی او را میبینیم، خوشحال میشویم و اگر او را ندیدیم نیز اتفاقی نمیافتد؛ اما وقتی محبت کمی شدت پیدا میکند، اگر یک روز او را نبینیم، احساس کمبود میکنیم. اگر این محبت شدت بیشتری پیدا کند، از ندیدن محبوب خیلی ناراحت میشویم و تا دیدار او از وظایف دیگرمان باز میمانیم.
از آثار محبت این است که انسان میخواهد به محبوب خود خدمت کند و اگر این محبت کمی شدت پیدا کند، میخواهد هر چه دارد به محبوبش ببخشد. حال آیا ما که ادعا میکنیم نسبت به خداوند متعال و اولیای او علاقه داریم اینگونهایم!؟ آیا اگر یک روز آنها را یاد نکنیم، احساس کمبود میکنیم!؟ آیا اگر یک شب زیارت سیدالشهدا را که مثلا هر شب بنا داشتهایم بخوانیم، ترک کردیم، احساس میکنیم کمبودی داریم!؟ انسان درباره دوستان عادی خود این کارها را میکند و وقتی ببیند چیزی او را خوشحال میکند، حتما آن را انجام میدهد؛ اگر پول نداشته باشد، قرض میگیرد تا کاری را که محبوبش خوشحال میشود، انجام بدهد. اصلا همین که انسان احساس کند محبوبش از او راضی است، بزرگترین لذت را برای او دارد. آیا ما نیز نسبت به خدای متعال و اولیای او این چنین هستیم!؟
متأسفانه ما گاهی با اینکه میدانیم کاری امام زمان (عج) را شاد میکند، کوتاهی میکنیم. گاهی میدانیم که ایشان از بعضی کارها ناخرسند و گلهمند میشوند، ولی شیطان فریبمان میدهد و آنها را انجام میدهیم.
حال که خداوند مرتبهای از محبت خود و اولیای خودش را به ما مرحمت کرده است، ابتدا باید ببینیم خودمان در چه حدی هستیم و محبتمان در چه پایهای است. سپس به دنبال این باشیم که که آن را تعالی دهیم و بفهمیم که دوستان واقعی خداوند چگونه بودهاند و به کجاها رسیدهاند.
نشانههای محبت خدا
در روایتی از امیرمؤمنان سلاماللهعلیه نقل شده است که فرمودند: الْقَلْبُ الْمُحِبُ لِلَّهِ یُحِبُّ کَثِیراً النَّصَبَ لِلَّهِ وَالْقَلْبُ اللَّاهِی عَنِ اللَّهِ یُحِبُّ الرَّاحَةَ. [۱] یکی از نشانههای اینکه انسان کسی را دوست دارد، این است که میخواهد به او خدمت کند و برایش زحمت بکشد. همانگونه که مادر از اینکه برای فرزند زحمت و بیخوابی بکشد، لذت میبرد. این روایت به این نکته اشاره میکند و میفرماید: دلی که خداوند را دوست میدارد، میخواهد برای او زحمت بکشد، اما دلی که غافل و از محبت خداوند تهی است، به دنبال راحتی و تنبلی است. اگر کسی خدا را دوست دارد، دائما میخواهد تلاش کند و کاری که خدا دوست دارد، انجام بدهد، اما کسیکه چنین محبتی ندارد، فرد تنبلی است و حداکثر به یک نماز واجبی اکتفا میکند، اما اهل تلاش، کار و زحمت کشیدن نیست و راحتطلب است.
یکی از نشانههای اینکه برخی از ادعاهای دوست داشتن خدا و اهلبیت چندان واقعیتی ندارد، این است که وقتی پای کار به میان میآید، شانه خالی میکنیم و آن را به دوش دیگران میاندازیم.
همین اندازه آنها را دوست میداریم که آنها را ببینیم و کنار آنها باشیم، اما حوصله کار برای آنها را نداریم. برحسب این روایت امیرمؤمنان فرمودند: نشانه دلی که خدا را دوست میدارد، این است که بخواهد برای او تلاش کند تا خسته شود. سپس میفرماید: فَلَا تَظُنَّ یَا ابْنَ آدَمَ أَنَّکَ تُدْرِکُ رِفْعَةَ الْبِرِّ بِغَیْرِ مَشَقَّةٍ؛ ای آدمیزاد! خیال نکن که بیزحمت میتوانی به مقامات عالی برسی. بعضیها زحمت فکر کردن به خودشان میدهند و ازمطالعه خسته نمیشوند، اما اهل کار و تلاش در راه خدا نیستند. حال این را ندارند که شبانه درِ خانه فقیری بروند یا مشکل دوستشان را حل کنند. این افراد اهل این نیستند که قدمی برای هدایت کسی بردارند. فَإِنَّ الْحَقَّ ثَقِیلٌ مُرٌّ؛ حق هم سنگین است و هم تلخ.
اگر میخواهی به مقامات عالی برسی، هم باید آمادگی تحمل بار سنگین را داشته باشی و هم تلخیها را بچشی. خیال نکن که میشود همه زندگی را با شیرینی، خوشی و لبخند گذراند. این طور نیست. اگر میخواهی به جایی برسی باید زحمت بکشی و تلخیها را تحمل کنی!
درجات محبان خدا
در روایت دیگری نقل شده است که یک اعرابی خدمت امیرمؤمنان سلاماللهعلیه عرض کرد که درجات محبین را برای من بیان کنید. (خیلی عجیب است، ما فرهیختهها دنبال این نیستیم که بدانیم درجات محبین خدا چیست، اما یک عرب بیابانی آمده و از امیرمؤمنان میخواهد که این درجات را برای من بیان کنید.) حضرت فرمود:. أَدْنَی دَرَجَاتِهِمْ مَنِ اسْتَصْغَرَ طَاعَتَهُ؛ پایینترین مرتبه محب این است که برای خدمات و اطاعتهای خود ارزشی قائل نیست؛ هر چه میکند، میگوید اینها کم است و قابل او را ندارد. البته منظور از این محب، همان محبی است که محبت در عمق دلش نفوذ کرده است وگرنه محبتهای سطحی بدون اینها هم میشود. کسانی که محبت را تجربه کردهاند، میدانند محبت خالص بهگونهای است که انسان هر چه برای محبوب خود کار کند، باز میگوید حق او ادا نشده است و کارهای بیشتری باید انجام بدهم.
نشانه دوم این است که وَاسْتَعْظَمَ ذَنْبَهُ. اگر انسان کاری کند که محبوبش آن را نمیپسندد، دیگر نمیتواند در چشم او نگاه کند. میترسد که به او بگوید: تو ادعای محبت من را میکنی و اینگونه با من رفتار کردی!؟ به من خیانت کردی! کاری که من از تو خواسته بودم نکنی، انجام دادی! ولی متأسفانه ما ادعای محبت خدا داریم و صبح تا شب نیز سخاوتمندانه گناه میکنیم. این محبت واقعی نیست. محب باید گناه خودش را ـ اگرچه گناه کوچکی باشد ـ آن قدر بزرگ بشمارد، که در پیشگاه الهی نتواند سرش را بلند کند.
نشانه سوم کمی از نشانه دوم نیز مشکلتر است؛ وَهُوَ یَظُنُّ أَنْ لَیْسَ فِی الدَّارَیْنِ مَأْخُوذٌ غَیْرُهُ؛ نه تنها گناه خودش را بزرگ میشمارد، تصورش این است که هیچ کسی در عالم، مثل او مؤاخذه نمیشود. میگوید: من گناهم از همه بیشتر است و گناه همه افراد دیگر، قابل آمرزش است، ولی من آن قدر بد هستم که گناهم قابل آمرزش نیست.
این نهایت ذلتی است که انسان در پیشگاه محبوب پیدا میکند. دلیل این امر آن است که اوج محبت این است که انسان در محبوب خود فانی شود. در این حال محب برای خودش هیچ خودیتی قائل نیست و همه چیزش را فدای محبوب میکند. محبت چنین اقتضایی دارد. کسی که محبت واقعی نسبت به خدای متعال دارد و طبعا لغزشهایی نیز داشته است، باید برای آنها ناراحت باشد و خود را مستحق بالاترین مؤاخذهها بداند.
وقتی کلام امیرمؤمنان علیهالسلام به اینجا رسید، حال این اعرابی منقلب شد و غش کرد. وقتی به هوش آمد، گفت: از این درجه بالاتر نیز هست؟ این خیلی کار عظیمی است که انسان این طور باشد که خودش را از همه گناهکارتر و مستحقتر برای مواخذه بداند، آیا از این بالاتر نیز میشود؟ حضرت فرمود: نَعَمْ سَبْعُونَ دَرَجَةً؛ این مرتبه که به تو گفتم، اولین مرتبه محبت بود. بالاتر از این، هفتاد درجه هست که فاصله هر کدام با درجه قبل، همانند فاصله این محب است با افراد عادی.
بنابراین برای اینکه بتوانیم در مسیر محبت خداوند قدم برداریم و دستکم اولین درجه آن را پیدا کنیم، باید چیزی که خدا دوست نمیدارد، در دلمان جا ندهیم. این همان راهی است که میتواند ما را در این مسیر به پیش ببرد. امام صادق علیهالسلام در اینباره میفرمایند: اذا تَخَلَّی الْمُؤْمِنُ مِنَ الدُّنْیَا سَمَا وَوَجَدَ حَلَاوَةَ حُبِّ اللَّهِ؛ [۲] اگر دل مؤمن از دنیا خالی شد، رفعت و علوّی پیدا میکند که شیرینی محبت خدا را میچشد. اینکه انسان بتواند خود را از دلبستگی به دنیا رها کند فقط در سخن آسان است؛ ما هزاران نوع دلبستگی به لذایذ دنیا داریم، ولی باید بدانیم که اگر بخواهیم شیرینی محبت خدا را بچشیم، باید سعی کنیم که محبت دنیا را از دل خودمان بیرون برانیم. وَکَانَ عِنْدَ أَهْلِ الدُّنْیَا کَأَنَّهُ قَدْ خُولِط؛ وقتی مردم او را میبینند، میگویند عقلش را از دست داده است. شاید دیده یا شنیده باشید، برخی کسانی که حالات غیر عادی در محبت پیدا میکنند، نمیتوانند خودشان را درست کنترل کنند و دیگران درباره آنها میگویند مثل اینکه قاطی کرده و عقلش را از دست داده است. وَإِنَّمَا خَالَطَ الْقَوْمَ حَلَاوَةُ حُبِّ اللَّهِ فَلَمْ یَشْتَغِلُوا بِغَیْرِهِ؛ اما حقیقت این است که محبت خدا، آن چنان در اعماق دل آنها جا گرفته است که جایی برای چیز دیگری باقی نگذاشته است، و اصلا نمیتوانند به چیز دیگری بپردازند و این محبتی که چشیدهاند، نمیگذارد به چیز دیگری توجه پیدا کنند.
میزان محبت
در روایت دیگری از امیرمؤمنان علیهالسلام نقل شده که فرمودند: مَنْ أَحَبَ أَنْ یَعْلَمَ کَیْفَ مَنْزِلَتُهُ عِنْدَ اللَّهِ فَلْیَنْظُرْ کَیْفَ مَنْزِلَةُ اللَّهِ عِنْدَهُ. [۳] مطلوبترین امر برای یک محب، این است که محبوب هم او را دوست بدارد. وقتی انسان کسی را دوست میدارد، میخواهد ببیند حال محبوب نسبت به خودش چگونه است، چهقدر او را دوست میدارد و در دل محبوب نسبت به او چه میگذرد. حال اگر در قلب ما محبت وجود مقدس ولی عصر (عج) باشد طبعا دلمان میخواهد ببینیم نظر آقا نسبت به ما چیست؟ اگر کسی دوست دارد بداند خداوند نسبت به او چه نظری دارد و چهقدر او را دوست میدارد، باید دقت کند که چه جایگاهی در دلش برای خدا وجود دارد. همان طور که یاد ما با یاد خدا متلازم است؛ این دو نیز با هم متلازماند؛ ما هر منزلتی برای خدا و اولیای او قائل باشیم، آنها نیز همان مقام و منزلت را برای ما قائل هستند.
حال جای این پرسش است که چگونه بفهمیم که خدا نزد ما چهقدر منزلت دارد؟ ما در زبان درباره عظمت و منزلت خداوند بسیار میگوییم، در پیشگاه او سجده نیز میکنیم و به خاک نیز میافتیم، اما اینها نشانگر مقدار عظمت و منزلت خداوند نزد ما نیست. اگر در جایی امر بین دو کار دایر شد که یکی اخروی و خواسته خداست و دیگری دنیوی و مورد پسند ماست، کدام را ترجیح میدهیم؟ مثلا فرض کنید در خانه نشستهایم و مشغول تماشای فیلم مورد علاقهمان از تلویزیون هستیم که وقت نماز فرا میرسد. آیا میخواهیم تماشای فیلم را ادامه بدهیم یا منتظریم که الله اکبر را بگویند تا نماز بخوانیم؟ در چنین جایی اگر انسان تلویزیون را کنار گذاشت و به نماز ایستاد، معلوم میشود که خدا برای او خیلی ارزش دارد.
باید بدانیم که سراسر زندگی ما همین امتحانات است. آیا کارها را به این دلیل که دلمان میخواهد، انجام میدهیم یا چون خدا گفته است؟ آیا این درس را چون خودمان خوشمان میآید میخوانیم یا چون امام زمان دوست دارد؟ آیا برای این به تبلیغ میرویم که برایمان مصلحت و منفعتی دارد یا چون قلب آقا شاد میشود؟ اینها نشانه آن است که خدا پیش ما چه جایگاهی دارد. در این صورت جایگاه ما نیز معلوم میشود که خدا برای ما چه منزلتی قائل است. فَإِنَّ کُلَّ مَنْ خُیِّرَ لَهُ أَمْرَانِ: أَمْرُ الدُّنْیَا وَ أَمْرُ الْآخِرَةِ، فَاخْتَارَ أَمْرَ الْآخِرَةِ عَلَی الدُّنْیَا فَذَلِکَ الَّذِی یُحِبُّ اللَّهَ؛ هرکسی که بین دو امر مخیر بشود که یکی دنیوی و دیگری اخروی است، اگر کار اخروی را مقدم داشت، معلوم میشود که خدا را دوست دارد، اما اگر امر دنیوی را مقدم بدارد، معلوم میشود برای خدا جایگاهی قائل نیست و خواست خدا برای او ارزشی ندارد.
این امتحانی است برای اینکه ما ببینیم محبتهای ما چه قدر عمق دارد و بدانیم که خدای متعال برای ما چه ارزشی قائل است.
و صلی الله علی محمد وآلهالطاهرین
------------
پاورقی:
[۱]. مجموعه ورام، ج۲، ص۸۷.
[۲]. الکافی، ج۲، ص۱۳۰.
[۳]. مجموعه ورام، ج۲، ص۲۳۴.
آغاز مذاکرات ایران و عربستان درباره حج سال آینده
رئیس سازمان حج و زیارت در رأس هیأت همراه، برای مذاکرات حج تمتع ۹۹ بامداد امروز ۱۶ آذرماه عازم عربستان شد.
علیرضا رشیدیان رئیس سازمان حج و زیارت پیش از عزیمت به کشور عربستان اظهار داشت: سفر به عربستان برای مذاکرات حج تمتع ۹۹ و بنا به دعوت وزیر حج و عمره عربستان سعودی صورت گرفته است.
وی افزود: امیدواریم در این سفر بتوانیم آنچه که برای برگزاری یک حج کامل و جامع، توام با عزت، کرامت، امنیت و آرامش حجاج ایرانی در کنار سایر حجاج لازم است را با طرف عربستانی به توافق برسیم.
رئیس سازمان حج و زیارت با اشاره به ثبت نام کنندگان حج تمتع در سالهای ۸۵ و ۸۶ گفت: با توجه به خیل عظیم ثبتنام کنندگان در حج تمتع که منتظر تشرف به این سفر هستند، امیدواریم با پیگیریهایی که صورت میگیرد، بتوانیم سهمیه مازادی را برای حجاج اخذ کنیم و اگر این همراهی از سوی کشور میزبان انجام گیرد، تعداد بیشتری از مشتاقان و منتظران حج تمتع به سرزمین وحی اعزام میشوند.
وی درباره راهاندازی عمره نیز خاطر نشان کرد: در موسم حج تمتع گذشته مذاکراتی با طرف عربستانی صورت گرفت؛ شروطی در این خصوص مطرح بود که موضوع امنیت، عزت، آرامش و حفظ کرامت عمره گزاران ایرانی در کنار سایر عمره گزاران از جمله مباحث طرح شده بود.
رئیس سازمان حج و زیارت تصریح کرد: انشاالله اگر شروط مطرح شده محقق شود، امیدوار هستیم تا مقدمات برای حضور عمره گزاران ایرانی فراهم آید.
تحلیلی بر لفاظی نظامی جدید اسرائیل علیه ایران
وزیر خارجه رژیم صهیونیستی در حالی ایران را به استفاده از گزینه نظامی تهدید کرد که این ادعای او بر خلاف راهبرد نظامی این رژیم و وضعیت امنیتی موجود آنها است.
رژیم صهیونیستی همواره در راهبرد امنیتی خود جمهوری اسلامی ایران را به عنوان دشمن متخاصم تعریف کرده است و اقداماتی که در عرصه میدانی اجرایی میکند براساس همین دیدگاه و با توجه به تعریف دشمن از جمهوری اسلامی ایران است. نگاه به جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک تهدید و استفاده از پروژه ایران هراسی ابزارهای همیشگی این رژیم بوده است.
اخیراً «یسرائیل کاتص» وزیر خارجه و وزیر امنیت رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی ایران را به حمله نظامی تهدید کرده است. آنچه در این مقطع درک آن مهم است این است که این تهدیدات با چه انگیزهای اعلام میشود؟ چه اندازه جدی است و آیا صهیونیستها توان حمله به ایران را دارند؟
ایران، جبهه چهارم اولویتهای امنیتی رژیم صهیونیستی
براساس دیدگاه مقامات ارتش و دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی اولویت نظامی امنیتی این رژیم مرزهای شمالی فلسطین اشغالی، یعنی مرزهای لبنان و سوریه است. اولویت دوم آنها نوار غزه است و پس از آن جبهه کرانه باختری جبهه سوم به حساب میآید. برخی مقامات امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی جبهه ایران را به عنوان جبهه چهارم توصیف میکنند. این اولویتبندی جبهههایی که احتمال درگیری در آنها وجود دارد را با تهدید امنیتی صهیونیست ها اشتباه نگیریم. صهیونیستها ایران را به عنوان تهدید امنیتی نخست خود معرفی میکنند که ریشه تمام تهدیدهای آنها به حساب می آید اما در تعریف جبهههایی که امکان جنگ در آنها وجود دارد، ایران را به عنوان جبهه چهارم معرفی میکنند.
تهدیدات داخلی رژیم صهیونیستی مانع درگیری خارجی
از سوی دیگر صهیونیستها با مشکلات داخلی عدیدهای دست و پنجه نرم میکنند. مسئله مهاجرت معکوس، بحران اقتصادی، مسئله مهاجرت آفریقایی تبارها، درگیری داخلی در عرصه سیاسی، عدم وجود دولت مستقر و اداره رژیم با دولت موقت و مشکلاتی که دربخش بهداشت عمومی رژیم صهیونیستی وجود دارد این رژیم را در داخل به شدت گرفتار کرده است. از آنجا که صهیونیس ها پیش از انجام هر اقدام نظامی، آمادگی جبهه داخلی را به عنوان یک پیش شرط در نظر میگیرند، میتوان گفت ادعای وزیر خارجه رژیم صهیونیستی، بلوفی بیش نیست و بدون در نظر گرفتن شرایط جبهه داخلی این رژیم مطرح شده است.
ادعایی برخلاف راهبرد نظامی امنیتی رژیم صهیونیستی
نخستین مسئله این است که بدانیم رژیم صهیونیستی از حیث امنیتی در چه وضعیتی قرار دارد. براساس راهبرد امنیتی رژیم صهیونیستی- که سال 2015 توسط گادی آیزنکوت، نوشته و طی دو مرحله نیز اصلاح شده است- رژیم صهیونیستی ورود به یک جنگ بزرگ را از دستور کار خارج کرده است. به دلیل اینکه هرگونه عملیات نظامی بلندمدت در جنگ های بزرگ میتواند این رژیم را از هستی ساقط کند. صهیونیستها به خوبی میدانند حمله به ایران آنها را در جنگی گرفتار خواهد کرد که شاید آغازگر آن باشند اما زمان پایان آن را نمیتوانند تعیین کنند.
هراس از متحدان ایران و جنگ در چند جبهه
صهیونیست ها به خوبی میدانند که ایران متحدانی در منطقه دارد که حمله به ایران آنها را وارد جنگ علیه رژیم صهیونیستی خواهد کرد و صهیونیستها مجبور خواهند بود در چند جبهه وارد جنگ شوند. مسئلهای که محافل امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی از آن به شدت هراس دارند و اگرچه برای آن برنامهریزی نیز کرده اند اما مقامات سیاسی را از ورود به آن به شدت نهی میکنند. چون میدانند جنگ در چند جبهه می تواند به پایان عمر اشغالگران ختم شود.
این مسئله در دیدگاه های اندیشکدههای رژیم صهیونیستی نیز وجود دارد. اندیشکده امنیتی موسوم به آی ان اس اس رژیم صهیونیستی قریب یک هفته قبل در پاسخ به اظهارات نفتالی بنت، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی که خواستار اقدام نظامی شدید علیه ایران شده بود همین پاسخ را ارائه کرده بود که: حمله مستقیم و شدید علیه ایران در سوریه ممکن است ضرباتی را به ایران وارد کند اما هزینه های آن برای رژیم صهیونیستی غیرقابل تحمل است. لذا چنین اقدامی به هیچ وجه از روی عقل نیست.
انگیزه های تهدید ایران
مفاد فوق نشان میدهند رژیم صهیونیستی نه توان حمله به ایران را دارد، نه توافقی در میان سیاستمداران آن رژیم برای این اقدام وجود ندارد و نه شرایط کنونی اقتضای این اقدام از جانب رژیم صهیونیستی را دارد. حال سؤال این است که با این وجود چرا وزیر خارجه رژیم صهیونیستی چنین اظهاراتی را رسانه ای کرده است؟
پاسخ این سؤال در طرح آمریکا و غرب علیه نظام جمهوری اسلامی نهفته است. برنامه غرب و آمریکا برای ایران براندازی از درون است و اولویت اقدام آنها در مقطع کنونی فشار حداکثری در تمامی عرصه های موجود است. به این معنی که در هر عرصهای که میتوان به ایران فشار اعمال کرد اقدام در راستای اعمال فشار بر ایران صورت گیرد. صهیونیستها در راستای این دیدگاه، به دنبال ایجاد رعب و وحشت در بخشی از حاکمیت و مردم ایران دارد. آنها به خوبی میدانند که ایرانیها از تهدیدات آنها هراس ندارند. اما کماکان امید دارند با اظهاراتی از این دست تأثیری هر چند اندک بر افکار عمومی ایران بگذارند و بخشی از مردم و حاکمیت را بترسانند.
اما تمام اینها نشان داد صهیونیستها هرگز نمیتوانند ملت ایران را بشناسند. هر مقدار که تهدیدات آنها بیشتر شود، مقاومت و خواتکایی و شجاعت ملت ایران بیشتر میشود و این همان رمز پیروزی است که در مقاومت نهفته است.
قطر: فراموش نمیکنیم ایران آسمانش را روی ما گشود
وزیر امور خارجه قطر که از مذاکره کشورش با عربستان برای پایان دادن به بحران میان دو کشور خبر داد، گفت: قطر به روابط حسن همجواری با ایران متعهد است.
«محمد بن عبدالرحمن» وزیر امور خارجه قطر که روز جمعه در سمینار «گفتوگوی مدیترانه»ای در «رم» پایتخت ایتالیا حضور یافت، بر حفظ روابط با ایران بر اساس اصل حُسن همجواری تأکید کرد.
وزیر خارجه قطر برای نخستین بار از مذاکره با عربستان سعودی در خصوص حل بحران میان دو کشور سخن گفت و در ادامه تأکید کرد که کشورش به «روابط حسن همجواری با تهران متعهد است».
این مقام قطری در حالی از حفظ روابط با ایران سخن میگوید که پیشتر در زمان آغاز بحران، عربستان به شکل غیر رسمی، یکی از شروط از سرگیری روابط با دوحه را دوری از ایران ذکر کرده بود.
به گزارش الجزیره وزیر خارجه قطر گفت: «قطر به [داشتن] روابط [بر اساس اصل] حسن همجواری با تهران متعهد است و هرگز فراموش نمیکند که بعد از آغاز محاصره قطر [توسط عربستان، بحرین و امارات] ایران آسمانش را روی دوحه گشود».
بحران روابط چهار کشور عربی عربستان، امارات، مصر و بحرین با قطر اندکی بعد از اولین سفر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به منطقه ایجاد شد زمانیکه چهار کشور عربی در پنجم ژوئن 2017 روابط دیپلماتیک با قطر را قطع و با بستن مرزهای زمینی و هوایی، عملا قطر را محاصره کردند. چهار کشور عربی قطر را به حمایت از تروریسم متهم کردند و برای عادی شدن روابط، خواستار قطع رابطه با ایران و اخراج نظامیان ترکیه از قطر و تعطیلی شبکه الجزیره شدند هر چند که در مناسبات رسمی این شروط را انکار کردند.
اکنون وزیر خارجه قطر در رم تأکید کرده که در مذاکره مستقیم با عربستان سعودی، سخنی از شروط سیزده گانهای که پیشتر در رسانهها منتشر شده بود، حرفی به میان نیامده است.
ترامپ از ایران تشکر کرد
رئیسجمهور آمریکا مبادله زندانیان با ایران را حاصل «یک مذاکره بسیار منصفانه» توصیف کرد و مدعی شد که این امر نشانه آن است که واشنگتن و تهران میتوانند با هم به توافق دست یابند.
ترامپ از ایران تشکر کرد
«دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا شنبه شب (به وقت تهران) از ایران بابت موافقت با مبادله زندانیان میان دو کشور تشکر کرد و مدعی شد که این امر نشانه امکانپذیر بودن توافق میان دو کشور است.
روز شنبه جمهوری اسلامی ایران «ژیو وانگ» تبعه آمریکا را که به جرم جاسوسی و همکاری با آژانس اطلاعاتی آمریکا (سیا) در زندان به سر میبرد، به ازای آزادی دکتر «مسعود سلیمانی» پژوهشگر برجسته ایرانی، آزاد کرد. آمریکا دکتر سلیمانی را به دلیل انتقال داروهای لازم برای درمان بیماران سرطانی، به نقض تحریمهای ایران متهم کرده بود.
این اولین مبادله زندانیان میان ایران و آمریکا از زمان روی کار آمدن ترامپ در آمریکا بود.
ترامپ در واکنش به آزادی وانگ در توییتر نوشت: «او که در دوره دولت اوباما بازداشت شده بود (با وجود هدیه ۱۵۰ میلیارد دلاری)، در دولت ترامپ بازگشت. از ایران بابت یک مذاکره بسیار منصفانه متشکرم. دیدید، میتوانیم با هم معامله کنیم!»
پیش از این هم «مایک پامپئو» وزیر خارجه آمریکا رویکرد ایران در روند گفتوگو برای انجام این مبادله را «سازنده» توصیف کرده بود.
یک مقام آمریکایی هم در گفتوگو با رسانهها مدعی شده است که آزادی وانگ نشان میدهد که ایران حاضر است در موضوعات مختلف وارد مذاکره شود.
سخن امام جواد(ع) درباره ثواب زیارت حضرت معصومه(س)
امام رضا(ع) فرمود: «مَنْ زارَها فَلَهُ الْجَنَّةُ؛ کسی که فاطمه معصومه را زیارت کند بهشت برای او خواهد بود». (کاملالزیارات، ص 536، ح 826)
امام صادق (ع) نیز فرمود: کسی که حضرت معصومه (س) را زیارت کند در حالی که آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت میرود. (بحارالأنوار، ج 48، ص 307)
امام جواد(ع) فرمود: «مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتی بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ؛ کسی که قبر عمهام را در قم زیارت کند، بهشت برای او است». "کامل الزیارات، صفحه ۵۳۶"
رئیس قوه قضاییه: اقدام دستگاه قضایی کاخ مفسدان را ویران و خانه مستضعفان را آباد خواهد کرد/
آیتالله رئیسی، رئیس قوه قضاییه در مراسم گرامیداشت روز دانشجو در دانشگاه تهران ضمن تسلیت به مناسبت وفات حضرت فاطمه معصومه(س) و با گرامیداشت روز دانشجو اظهار کرد: ۱۶ آذر نماد ضد استکباری، ضد استبدادی و ضد استعماری دانشگاه و دانشجوست و این نماد نقش دانشجو و دانشگاه را در شناخت نیازها و ایفای نقش برای رفع نیازها نشان میدهد.
وی با بیان اینکه امروز روز احساس خطر دانشگاه و دانشجویان نسبت به نفوذ بیگانگان بوده است، گفت: ۴ ماه بعد از ۲۸ مرداد ماه و همزمان با حادثه آمدن معاون رئیس جمهور وقت آمریکا و احساس مسئولیت دانشجویان به اینکه ایران تحت نفوذ آمریکا قرار میگرفت، دانشجویان فریاد برآوردند و در این راه چند تن به شهادت رسیدند و این بصیرت و هوشیاری را ثبت کردند.
رئیس قوه قضاییه ادامه داد: جریان جنبش دانشجویی و شهدای دانشجو قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برای ضدیت با استبداد داخلی و استعماری خارجی و در زمان پیروزی انقلاب اسلامی در دفاع از انقلاب و ارزشهای اسلامی گواه صدقی بر این مدعا هستند که دانشجویان در دفاع مقدس و در عرصههای مختلف ایستادگی کردند و نقش جنبش دانشجویی را به عنوان موذنان و کسانی که آرمانخواه و عدالتخواه هستند ایفا کردند و آنها مانند برخی از تلاشها و سخنها به دنبال کسب قدرت و نام و نشان نیستند؛ بلکه دنبال تحقق یافتن آرمانهای بلند هستند که این امر امر مبارکی است.
آیتالله رئیسی تاکید کرد: جریان دانشجویی کشور باید به عنوان جریان آگاه، بابصیرت، زمانشناس، دردآشنا و دغدغهمند نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی بماند و نقش دانشجویان در این عرصه بسیار تعیین کننده است.
وی با تاکید بر اینکه مطالبه از مسئولان باید به عنوان یک نعمت و فرصت تلقی شود گفت: هرگز نباید از مطالبات دانشجویی به عنوان یک مشکل یاد شود؛ بلکه بیان دغدغهها و مشکلات و لسان مردم بودن یک نعمت و فرصت است.
دانشجویان صدای افرادی را که به هر شکلی ممکن است مشکل داشته باشند به گوش همه برسانند
رئیس قوه قضاییه تصریح کرد: عنوانی که عزیزان دانشجو به عنوان صدای مستضعفان انتخاب کردند، عنوان درستی است. اینکه دانشجویان خود را مسئول بدانند که صدای افرادی را که به هر شکلی ممکن است مشکل داشته باشند، به گوش همه برسانند، از جلوههای آرمانخواهی، عدالتخواهی و حق خواهی است و این مطالبهگری و نگاه به اصلاح امور همواره باید مورد توجه باشد.
آیتالله رئیسی ادامه داد: بحث از جناح و جریان سیاسی خاص نیست. جریان دانشجویی ما باید جریان دلداده به انقلاب و نظام باشد ، هر ایراد و اشکالی را برنتابد و در این زمینه احساس مسئولیت کند که این امر مبارکی است.
وی با تبریک مجدد روز دانشجو گفت: البته بنده با دانشجویان دانشگاه بیارتباط نیستم و از اطلاعیههای عزیزان که در مواقع مختلف صادر میشود و از طرف دفتر نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها برای بنده ارسال میشود، آگاهی مییابم. البته شاید این اطلاعیهها برای مدیران دیگر نیز ارسال شود؛ بنده این مواضع، دیدگاه و نظرات و دغدغهها را با دقت میخوانم و از بعضی از دغدغهها که ممکن است در رسانهها مطرح نشود، اما دغدغه جوانان و دانشجویان است، خودم را موظف میدانم مطلع شوم؛ چرا که اطلاع ما مسئولان از این موارد ضرورت دارد.
رئیس قوه قضاییه ضمن تشکر از دانشجویان، مدیران و اساتید و دانشجویانی که به دلیل محدودیت مکان در جلسه حاضر نیستند، گفت: نکاتی که بیان کردید برخی به عنوان توصیه به بنده به عنوان مسئول بود؛ لذا در مورد آنچه که جنبه توصیه داشت، لازم به مرور در اینجا نیست.
مجریان عادل میتوانند شیرینی عدالت را به مردم بچشانند
آیتالله رئیسی ادامه داد: اگرچه همه مسئولان در نظام موظف به اجرای عدالت هستند، اما دستگاه قضایی دستگاه بسیار مهمی برای اجرای عدالت است، ما در مورد آنچه که در زمینه پیشانی نظام و دستگاه قضایی مطرح کردیم چند برنامه برای دوره تحول دادیم.
وی گفت: اولین نکته در رابطه با تحول در دستگاه قضایی موضوع اجرای عدالت است. عدالت در مبانی دینی ما بعد از توحید گستردهترین مفهوم است، اما در اینجا بحث ما از عدالت بحث ثبوتی نیست؛ بلکه در اینجا بحث ما عدالت اجرایی است. در مورد عدالت و فرج، عدالت و معاد، عدالت قضایی، عدالت اجتماعی و عدالت سیاسی بحثهای گستردهای وجود دارد؛ اما در رابطه با اجرای عدالت اولین گام در این رابطه قانون عادلانه است. این مجریان عادل هستند که میتوانند شیرینی عدالت را در کام مردم ایجاد کنند و حتما در این رابطه اقدام به موقع و زمانشناسانه بسیار اهمیت دارد.
رئیس قوه قضاییه با تاکید بر اینکه عدالت باید به صورت یک گفتمان غالب و رایج در همه سطوح نظام دربیاید، گفت: باید معلوم شود مهمترین هدف دولت اسلامی در جامعه اجرای عدالت است. برای تفاهم در اجرای عدالت باید روی اجرای قانون توافق کنیم و بگوییم به هر میزان به قانون عمل شود، به عدالت نیز عمل خواهد شد و به هر میزان قانون نقض شود، عدالت نیز نقض میشود و اجرای قانون را همگان محور قرار دهند.
آیتالله رئیسی تصریح کرد: هیچگونه بیقانونی، هیچ دور زدن قانون و تخلف از قانون را هیچ کس در هیچ جایگاهی به خود اجازه ندهد و احساس شود که امروز بیقانونی یک امر ناپسند و ضد ارزش است؛ لذا امروز اجرای عدالت یکی از نکات محوری است و در این رابطه گفتمان غالب در دانشگاهها باید اجرای عدالت باشد.

فساد با شاخصه عدالت گستری نظام سازگار نیست
رئیس قوه قضاییه با تاکید بر اینکه مسئله شفافیت امر بسیار مهمی است، گفت: از مردم بودن و نبود محرمانگی نسبت به مردم امر مهمی است؛ البته در مورد یکسری مسائل امنیتی این موضوع متفاوت است و مورد اختلاف نیست؛ اما نسبت به مسائلی که مردم باید مطلع باشند، این موارد میتواند زمینه اجرای عدالت را فراهم نماید.
رئیس قوه قضاییه گفت: فساد را نباید در هیچ کجای جامعه اسلامی قبول کرد، فساد با شاخصه عدالت گستری نظام سازگار نیست. فساد ظلم به مردم و نظام است و امر مردودی است. جمهوری اسلامی ایران نظامی مبتنی بر احکام دینی و عمل به وظایف است؛ اما خطا و اشتباه، ممکن است. اشتباه یک امر است و فساد امر دیگری است.
وی تاکید کرد: نمی توان از فساد و دست اندازی به حقوق بیت المال، دزدی، ارتشا ، پورسانت و رانت خواری گذشت. باید همه دستگاه ها در کشور با فساد مبارزه کنند. بعضی می گویند دستگاه قضایی فقط بگیرو ببند می کند؛ بله، وظیفه ما برخورد با مفسدین است و برخورد هم خواهیم کرد.
ساختارهای فسادزا باید از بین برود
آیت الله رئیسی اضافه کرد: ساختارهای فسادزا باید از بین برود. بعضی از خصوصی سازی ها به صورت جدی بر فنا دادن اموال مردم و بیت المال است.
آیتالله رئیسی در ادامه اظهارات خود تاکید کرد: حتما جرم سیاسی غیر از جرم امنیتی است. من این موضوع را پیشتر هم اعلام کرده بودم؛ نه اینکه در این جلسه اعلام کنم؛ چون اینجا دانشگاه است. بنده از اولین روزی که آمدم این موضوع را اعلام کردم که باید بین جرم سیاسی و امنیتی تفاوت قائل شد. البته در قانون هم این مقوله همینطور است.
وی با اشاره به جریانات کارگری و دانشجویی در کشور و تحت تاثیر قرار گرفتن آن با جرم سیاسی و امنیتی گفت: ما بین این مسائل فرق میگذاریم. البته مقام معظم رهبری چند سال قبل هم فرمودند من از دانشگاه گله دارم. رهبری عنوان داشتند: چرا برخی میخواهند دانشجو و دانشگاه سیاسی نباشد؟ دانشجو باید سیاسی باشد. سیاسی یعنی عضو فلان گروه و فلان دسته سیاسی باشد؟ خیر؛ سیاسی بودن دانشجو بدین منظور است که جامعه را بشناسد و نیاز جامعه را بداند و متناسب با نیاز جامعه حرف بزند و رفع نیاز کند.
عدالت باید چتری بر سر همه ملت ایران باشد
رئیس دستگاه قضا تصریح کرد: به اعتقاد بنده مهمترین سیاسیون ما شهدای عالیقدر دانشجوی ما هستند. شهدای دانشجوی ما نیاز جامعه را خوب شناختند و حاضر شدند خطر کنند و جانشان را در این امور بگذارند؛ بنابراین، این دانشجوی سیاسی است. دانشجوی سیاسی این نیست که با حرفهای به اصطلاح روشنفکرانه جامعه را به فرهنگ، اخلاق و راه غربی گرایش دهد.
آیتالله رئیسی بیان داشت: دانشجوی سیاسی دانشجویی است که جامعه را بشناسد و بتواند بر اساس نیاز و خواست جامعه حرکت کند.
آیتالله رئیسی با بیان اینکه امروز یکی از مسائل مهم و خواست جامعه اجرای عدالت است، بیان داشت: وقتی میگوییم عدالت، عدالت برای چه کسی است؟ باید دانست این عدالت برای هر کس و برای همه آحاد ملت است و چون چتری بر سر همه ملت قرار گرفته است. این مسئله برای کسی که سُنی باشد و یا شیعه و یا گویشش ترک باشد یا بلوچ فرقی ندارد؛ اجرای عدالت برای هر کسی که دارای هر عقیده و نظر سیاسی باشد، صدق میکند. امروز عدالت باید چتری بر سر همه ملت ایران باشد.
وی با بیان اینکه عدالت به مانند امنیت است، اظهار داشت: شما وقتی میگویید امنیت، یعنی امنیت برای همه؛ بنابراین عدالت هم برای همه و هر کس صدق میکند و این خواست، خواست مهم و قابل توجهی است.
رئیس دستگاه قضا ادامه داد: مسئله آزادیهای مشروع یکی از وظایفی است که باید از آن پاسداری کرد.
آیتالله رئیسی در ادامه با اشاره به توجه به کرامات انسانی بیان داشت: در این زمینه رهبری در حکمی به بنده دادند کرامات انسانی را با تعبیر مردمی بودن عنوان کردند. آقایان و خانمها مردمی بودن بدین معنا نیست که از وجود مردم در میتینگهای سیاسی استفاده کنید و یا از عبارت مردمی بودن در مسائل تشریفاتی بهرهبرداری کنید چرا که امام (ره) فرمودند میزان رای ملت است حقیقتا به مردم هم معتقد بودند و بنده هم به شما میگویند حقیقتا مقام معظم رهبری به ملت و رای مردم اعتقاد دارند و ما هم به عنوان سربازان میگوییم که توجه به نگاه مردم مهم است.
وی با بیان اینکه ما همواره مسئله کرامت انسانی را در دادگستری عنوان کردیم بیان داشت: ما این مسئله را هم در بین همکاران عزیز و در بین همه بخشها عنوان کردیم که باید رعایت شود. کرامات انسانی باید در کرامت به قاضی، کارمند، کارشناس و مراجعهکننده مدنظر قرار گیرد.
رئیس دستگاه قضا با بیان اینکه مدیران باید ابتدا خود را پاسخگو به خدا بدانند بیان داشت: مدیران در گام بعدی باید به تمام مردم پاسخگو باشند و در گام بعد به ارباب رجوع پاسخ دهند و در گام نهایی به سازمانها و سلسله مراتب مدیریتی و نظارتی پاسخ بدهند.
آیتالله رئیسی در ادامه با اشاره به تشکیل شورای هماهنگی قوا بیان داشت: در این زمینه باید گفت که در سال 96 مشکلاتی درباره ارز و مسائل اقتصادی در کشور پیش آمد و زمزمههایی بود. گفته میشد جمعی تشکیل شود که از این طریق به دولت کمک شود. در این بین برخی موضوع دولت در سایه را مطرح کردند و با این حال موارد مختلفی عنوان شد؛ اما مقام معظم رهبری تاکید داشتند که دولت بماند و به وعدههای خود به مردم عمل کند. مقام معظم رهبری عنوان کردند که دولت اختیارات لازم را دارد که اگر در جایی مشکلی داشت، از شورای هماهنگی اقتصادی قوا همکاری بگیرد تا در انجام وظایفش مشکلی وجود نداشته باشد. بنابراین شورای هماهنگی قوا به نحوی اتمام حجتی است برای اینکه کسی نگوید من اختیار نداشتم و یا مشکلی وجود داشت.
وی با اشاره به تصمیمگیری درباره افزایش قیمت بنزین در شورای هماهنگی قوا بیان داشت: این طرح را دولت به شورا آورد. این طرح پیشنهاد دولت بود و در واقع این موضوع ارتباطی به شورای هماهنگی نداشت؛ چرا که قانون دولت را موظف به این امر کرده بود. با این حال آقایان فرمودند که این طرح را برای هماهنگی سه قوه به این شورا آوردهاند.
اقدام ما به عنوان دستگاه قضایی کاخ مفسدان را ویران و خانه مستضعفان را آباد خواهد کرد
وی افزود: وقتی که ما از اصلاح ساختارهای فسادزا سخن می گوییم، یعنی نباید مالیاتها را به نحوی تنظیم کنیم که فرار مالیاتی صورت بگیرد و افرادی با درآمدهای بالا حاضر نباشند حقوق دولت را پرداخت کنند. شما در تلویزیون چقدر دادگاه هایی را دیده اید که به خاطر معوقات بانکی برگزار شده است. آقایی که اخیرا ما او را دستگیر کردیم و از افراد شاخص است، سه هزار میلیارد به بانک بدهکار است و نقل است که سالها دنبال ایشان بودند که بدهی اش را پس بدهد. ما گفتیم ایشان باید بازداشت شود و او بازداشت شد. همانطور که آقای سخنگو هم اعلام کردند هنوز که این پرونده را به دادگاه نداده ایم جمعا دو هزار و 500 میلیارد تومان توسط بانکها دریافت و وصول شده است که این روند بعد از این هم ادامه خواهد داشت. چرا باید معوقه بانکی بوجود بیاید؟ بانک و بانکدار باید مثل پول خودش و حتی بالاتر از آن با پول ملت برخورد کند؛ نه اینکه پول را به دست طرف بدهد؛ بدون آنکه بداند امکانات او چیست و او با این پول میخواهد چکار کند.
رئیس قوه قضاییه افزود: نقدینگی کشور با افزایش فعلی که مشکلات زیادی ایجاد کرده است، اگر به طرف تولید برود جای هیچ دغدغه ای نخواهد داشت؛ اما اگر به طرف دلالی برود و به دست کسی بیفتد که پول را بگیرد و به جای آبادی کارخانه به سراغ دلالی برود، مشکلات مضاعف برای کشور ایجاد می شود. لذا بخش اعطای تسهیلات از جمله ساختارهایی است که حتما باید اصلاح شود.

کرسیهای آزاد اندیشی در دانشگاه ها را باید تقویت کرد
وی با بیان اینکه دفاع از آزادیهای مشروع از جایگاه ویژهای در برنامههای قوه قضاییه برخوردار است، تصریح کرد: آزادی را ما ندادیم؛ بلکه خدا به همه داده است. این آزادی شامل آزادی اندیشه، بیان ، قلم و ... است. البته همچنان که محدودسازی آزادی دچار اشکال است، اگر بسیار بی ضابطه و بدون قانون و به صورت ولنگار به آزادی پرداخته شود، باز هم آزادی دچار آسیب میشود. آزادی همان است که قانون اساسی آنها را برای همه آحاد مردم برشمرده است و ما معتقدیم که این آزادی تضمین کننده همه خواستههای ملت و اجرای عدالت و مبارزه با فساد در کشور است.
رئیس قوه قضاییه با بیان اینکه کرسیهای آزاد اندیشی در دانشگاه ها را باید تقویت کرد، گفت: عزیزان دانشجو باید دیدگاهها و نظرات خود را آزادانه بیان کنند؛ البته در این قضیه "توهین به هیچ کس و انتقاد به همه" را دانشجویان باید رعایت کنند. انتقاد، اصلاح گری، سوال کردن، مطالبه گری و پیشنهاد کردن، همگی امور درستی هستند و باید از آنها دفاع کرد و حتما بدانید که مسئولان باید در همه ردهها این امور را برای خود مغتنم بشمارند.
آیت الله رئیسی با بیان اینکه دفاع از حقوق عامه وظیفه دستگاه قضایی است، گفت: دفاع از آزادی های مشروع وظیفه همه است و باید آزادیهای مشروع برای همه از جمله مردم، دانشجویان، کارگران و ... به رسمیت شناخته شود. ما بین اعتراض کننده و اغتشاشگر فرق می گذاریم و بین جرم سیاسی و جرم امنیتی تفاوت قائل می شویم. ما میان یک رسانه یا یک دانشجو یا یک استاد یا یک فعال مدنی و سیاسی و اجتماعی که سخنی به خطا گفته است، با آدمی که به دنبال براندازی و اخلال در امنیت است، فرق قائل می شویم.
رئیس دستگاه قضا با بیان اینکه بخشی از مسئله تصمیمگیری درباره افزایش قیمت بنزین نیاز به مصوبه شورای هماهنگی قوا داشت، تاکید کرد: آن بخشی که نیاز به مصوبه داشت این بود که درآمدهای حاصل از افزایش قیمت سوخت بر اساس قانون باید سه الی چهار قسمت شود؛ یک بخش به دست مردم برسد، یک بخش در تولید و یک بخش هم در ارتباط با مسائل مربوط به انرژی مد نظر قرار گیرد. پیشنهاد دولت در این زمینه این بود که درآمد حاصل از این قضیه به دلیل مسائل اقتصادی بطور کامل به مردم داده شود که این مسئله احتیاج به مصوبه داشت؛ بنابراین این بخش مربوط به مصارف درآمدهای حاصل از مدیریت قیمت سوخت بود.
طرح مدیریت سوخت برای نخبگان و مردم تبیین نشده بود
وی در ادامه با اشاره به نحوه اجرای طرح مدیریت سوخت در کشور گفت: در اجرای این فرمان پیشینهای همچون هدفمندی یارانهها را داشتیم. باید دانست در رابطه با اجرای این طرح زمینههای لازم باید مد نظر قرار میگرفت، این مسئله هم زمینههای اقتصادی و هم اجتماعی داشت.
رئیس دستگاه قضایی با اشاره به توجه به زیرساختهای اجرای طرح مدیریت سوخت بیان داشت: البته در این زمینه برخی زیرساختها پیشتر آماده بود؛ همچون کارت سوخت که آقایان آن را از دستور کار خارج کردند که البته باید دید دانشگاه در زمانی که این مسئله رخ داد آیا جلسهای، اعلامی و یا اعتراضی کرد و یا خیر. با این حال برای اجرای این طرح لازم بود اقناع عمومی مدنظر قرار گیرد. البته بنده به صورت غیررسمی مطلع شدم که این طرح قرار است انجام شود. بنده وقتی چند روز قبل از اجرای این طرح مطلع شدم، یک نامه رسمی به دفتر رئیس جمهور ارسال کردم که در آن نامه عنوان داشتم: «شنیدم این طرح (افزایش قیمت سوخت) قرار است اجرا شود؛ اما نه افکار عمومی آماده است و نه اقدامات مقدماتی مهیا شده است؛ بنابراین بنده این هشدار را در یک یادداشت رسمی به دولت منعکس کردم و گفتم ممکن است این مسئله عواقبی را در پی داشته باشد. البته بعدها شنیدم که برخی وزرا در دولت، دستگاههای امنیتی و اجرایی هم نظراتی در این زمینه داشتهاند؛ با این حال این طرح اجرا شد و اعتراضات مردم برانگیخته شد.
آیتالله رئیسی با بیان این که طرح مدیریت مصرف سوخت برای نخبگان و مردم تبیین نشده بود، تاکید کرد: این نکته، نکته قابل توجهی است که بنده معتقدم باید اعتراض مردم در این زمینه کاملا شنیده شود. البته در این بین دشمنان هم فکر کردند که میتوانند این مسئله را بهانه قرار داده و بر موج اعتراض مردم سوار شوند.
وی با بیان اینکه دشمنان کشور ناامنیهایی را در طی اجرای طرح افزایش قیمت بنزین در کشور ایجاد کردند، گفت: دشمنان به مال مردم و اموال عمومی صدمه زدند. آنچه که بنده باید در این زمینه مطرح کنم، این است که اعتراض مردم همواره جای خود را دارد.
رئیس دستگاه قضایی با اشاره به فرمان رأفت اسلامی مقام معظم رهبری در این موضوع بیان داشت: با فرمان رأفت اسلامی که مقام معظم رهبری فرمودند، ما هم در همان اوایل نسبت به جمعیتی که بازداشت شده بودند، به سرعت اقدام کردیم و کسانی که تقصیر نداشتند آزاد شدند؛ اما طبیعتا کسانی که به اموال عمومی صدمه زدند، جرم آنها باید در جای خودش مورد رسیدگی قرار گیرد.
زندگی نامه حضرت معصومه(س)/ برکات حرم حضرت معصومه(س) در شهر قم
حضرت فاطمه معصومه(س) که جهت دیدار با برادر بزرگوار خود امام رضا(ع) از مدینه به سمت طوس در حرکت بودند، در شهر قم وفات میکنند و همانجا به خاک سپرده میشوند، که امروزه، حرم مطهر ایشان برکات زیادی برای این شهر به همراه داشته است؛ در ادامه، خلاصه ای از زندگی این بانوی بزرگوار را بخوانید.
ولادت
حضرت فاطمه معصومه(س) در منابع متقدم تاریخ ولادت ایشان نیامده است اما برخی از منابع بیان کردهاند که ایشان روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. پدر بزرگوار او حضرت «موسی بن جعفر(ع)» امام هفتم شيعيان میباشد و مادر گرامی ایشان «نجمه» مادر بزرگوار امام رضا(ع) میباشد. نجمه از بانوان با فضيلت و از اسوههای تقوا و شرافت و از مخدرات كم نظير تاريخ بشريت است.
درباره تعداد فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) و اين كه چند تن از آنها فاطمه نام داشتهاند اختلاف است. شيخ مفيد تعداد آنان را سی و هفت تن ذكر كرده است؛ نوزده پسر و هجده دختر كه دو تن از دختران، فاطمه نام داشتند. فاطمةالكبری و فاطمة الصغری. حضرت فاطمه معصومه(س) بعد از امام رضا(ع) از ديگر فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) فاضلتر و دارای مقامی شامختر میباشد.
علت مشخص نبودن تاریخ ولادت حضرت معصومه(س)
اگرچه تاریخ دقیق ولادت آن بانوی بزرگ دقیق روشن نیست ـ اما تاریخ تقریبی استخراج شده در گذشته این است؛ اول ذیالقعده سال 173 و این تاریخ ولادت قبل از انقلاب اسلامی توسط فضلای فرهنگی و به درخواست تولیت وقت استخراج شده است. این تاریخ ولادت براساس تخمین سن آن بانوی مکرمه که در سن جوانی درشهر قم بر اثر تألمات روحی که در ساوه به ایشان از ناحیه حمله به کاروانش توسط دژخیمان عباسی رسید رحلت کردند، استخراج شد.
یکی از علتها، جو سیاسی و اختناق حاکمان بوده است که اجازه نمیدادند مردم با اهل بیت پیامبر(ص) ارتباط داشته و از اخبار آنان با خبر باشند که این وقایع نیز از جمله رویدادهاست.
زندانی و محصور بودن بیشتر امامان گواهی روشن بر این مسأله است، حاکمان مستبد اجازه نمیدادند در خانه اهل بیت(ع) به روی مردم باز باشد؛ در مقابل بیوت اهل بیت(ع) اقدام به جعل و برساخت شخصیت و برجسته کردن افراد وابسته به خود بودند تا فتاوایی به سود و پشتوانه فکری برای حاکمیت خود ساخته و اهل بیت(ع) و سادات و منسوبین به آنان را گمنام و در حصور فیزیکی، نظامی و فکری قرار دهند تا در جامعه شناخته نشوند؛ اینها توطئههای برخاسته از جو و فضای سیاسی بر تاریخ بوده است.

در باب تاریخنگاری نیز قلم به دستان وابسته به قدرت و سیاست و مزدوران حاکمیت و مستبدان جورپیشه، ضمن اینکه از ضبط وقایع و رویدادهای مربوط به اهل بیت اعم از فضایل و دیگر وقایع را سانسور کردهاند تا اساساً از شناخته شدن آنان برای آیندگان نیز جلوگیری شود، لذا رویدادهای ریز از جمله وقایع مربوط به روز دقیق ولادت، شهادت و رحلت بزرگان از اهل بیت و وابستگان آنان ضبط نشده است، سانسورگرایی درتاریخنگاری اهل بیت(ع) از آسیبهای مهم این عرصه است که باید مورد تأمل واقع شود.
دیگر عامل نیز، درباره وجود اختلاف یا عدم رسیدن خبر از وقایعی همچون ولادت یا شهادت بزرگان دین و فرزندان اهل بیت(ع) دخیل است، این عامل در تاریخنگاری و تاریخشناسی اهل بیت(ع) بسیار مهم است که دایره شمول آن وسیع است، ازبین رفتن آثار مربوط به اهل بیت و نابودی آنها بر اثر تعصبات فرقهای یا بر اثر نبود امنیت و پنهان ماندن این آثار در محیطهای بسته که سبب فراموشی یا از بین رفتن آنها شده است، عواملی دیگری نیز در این باره دخیل است که میتوان به آنها در مجال دیگر پرداخت.
از این رو نبود نگارش دقیق و تاریخ دقیق دلیل بر عدم تولد نیست، در هر صورت برای این بانوی بزرگ روزی برای ولادت بوده است و بر اساس روز وفات که مشخص است و اقامت 16 روزه در قم، سن آن حضرت تقریبی برای دیدار کنندگان مشخص بوده است که حدود 18 سال تخمین زده شده است؛ بر همین اساس استخراج تقریبی ولادت امکان پذیر است؛ مشخص کردن یک روز ولادت برای آن حضرت خلاف واقعیت تاریخی نیست، ضمن اینکه این مسأله فواید بیشماری دارد، از جمله بیان فضایل اهل بیت(ع)؛ ترغیب مردم به زیارت آن حضرت که از چند تن از معصومین درباره زیارت آن بانو روایات معتبر وارد شده است که قابل ملاحظه است، گرفتن سالروز ولادت هیچ لطمهای از نظر فرهنگی نخواهد داشت و بزرگ کردن و دامن زدن بر این قضایا از نظر عرف و فرهنگ پسندیده نیست.
اسما و القاب
از القاب ایشان میتوان به معصومه، طاهره، حمیده، بِرّه، رشیده، تقیه، نقیه، رضیه، مرضیه، سیده، اُخت الرضا اشاره کرد. در زیارتنامهای، از دو لقب صدیقه و سیدة نساء العالمین نیز برای او یاد شده است.
«معصومه»، مشهورترین نام یا لقب این بانو است. این نام، از روایتی منتسب به امام رضا(ع) اخذ شده است که فرمود: «هر کس معصومه را در قم زیارت کند مانند کسی است که مرا زیارت کرده است.» همچنین نقل شده که وی خود را معصومه، خواهر امام رضا(ع) معرفی کرده است.
حضرت معصومه(س) امروزه به کریمه اهل بیت(ع) شهرت دارد. گفته شده است این نامگذاری مستند به خوابی است که سید محمود مرعشی نجفی، پدر آیه الله مرعشی نجفی دیده و در آن یکی از ائمه (ع)، حضرت معصومه را «کریمه اهل بیت» خوانده و مرعشی را به زیارت قبر ایشان سفارش فرموده است.

شخصیت و فضایل حضرت معصومه(س)
حضرت فاطمه معصومه(س) دارای شخصیتی رفیع و والا مقام میباشد به طوری كه ائمه طاهرین(ع) از این بانو، با جلالت و تكریم یاد كردهاند و حتی پیش از ولادت آن حضرت، بلكه پیش از ولادت پدر بزرگوارش، نام او بر لسان بعضی از ائمه(ع) آمده و از مقام والای او سخن گفتهاند.
امام صادق(ع) میفرمایند: «اَلا اِنَّ قم حَرَمی و حرم وَلدی من بعدی...»، بدانید قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، زنی از فرزندان من در این شهر در میگذرد كه او دختر موسی است...»
امام صادق(ع) در حدیثی دیگر پیش از این كه این فرزند گرانقدر متولد شود، از فضیلت زیارت و مدفن او سخن میگوید و شیعیان را به اهمیت آن توجه میدهد و میفرماید: «شهر قم، حرم ما است و در آن زنی از فرزندان من مدفون میشود، به نام فاطمه هر كس او را زیارت كند بهشت برای او ثابت میشود.»
حضرت فاطمه معصومه(س)، كه بعد از حضرت زهرا(س) از جهت گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به شفیعه محشر حضرت معصومه(س) نمیرسد.
همه این بیانات حاكی از شأن و عظمت و فضیلت این بانوی مكرم اسلام میباشد. بیشک، این فضایل و خصوصیات اخلاقی این بانوی بزرگ است كه او را دارای چنین مقام و منزلتی نموده است، چون امام موسی كاظم(ع) دارای 37 فرزند بود كه در میان آنها، این بانوی مكرم است كه مثل ستارهای درخشان میدرخشد و در میان فرزندان امام كاظم(ع) بعد از امام رضا(ع) هیچ كدام هم سنگ او نمیباشد.
بدیهی است كه تأثیر شخصیت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان را نمیتوان انكار كرد؛ این ویژگی در وجود حضرت فاطمه معصومه(س) نیز بروز یافت و از هر دو طرف فضایلی را به ارث برد و میتوان سر برتری آن حضرت بر دیگر فرزندان موسی بن جعفر(ع) را در همین نكته یافت. البته این نمیتواند به معنای تأثیر نداشتن تلاش و كوشش آن حضرت در این راه باشد بلكه علاوه بر همه شایستگیهای فردی كه در وجود خویش به وجود آورده بود از این عوامل نیز به عنوان مكمل و پشتوانه ترقی و تكامل معنوی اخلاقی و علمی سود میبرد.

یكی از عالیترین نمونههای عبادت و بندگی خدا از خاندان ولایت و امامت، كریمه اهل بیت فاطمه معصومه(س) میباشد. او با عبادت و شب زندهداری هفده روزهاش در واپسین روزهای عمر شریفش در مدت اقامتش در منزل موسی بن الخزرج، گوشهای از یك عمر عبودیت و خضوع و خشوع آن زاده عبد صالح خدا در برابر ذات پاك الهی است.
امام صادق(ع) در حدیثی دیگر پیش از این كه این فرزند گرانقدر متولد شود، از فضیلت زیارت و مدفن او سخن میگوید و شیعیان را به اهمیت آن توجه میدهد و میفرماید: «شهر قم، حرم ما است و در آن زنی از فرزندان من مدفون میشود، به نام فاطمه هر كس او را زیارت كند بهشت برای او ثابت میشود».
از ویژگیهای حضرت معصومه(س) این بود كه به علوم اسلام و آل محمد(ص) آگاهی داشت و آن حضرت از جمله روایت كنندگان حدیث بود و چندین حدیث است كه در سند آنها نام حضرت فاطمه معصومه(س) به چشم میخورد كه علامه بزرگوار امینی در كتاب شریف الغدیر به بعضی از آنها استناد میكند، مانند، عن فاطمه بنت علی بن موسی الرضا حدثتنی... «من كنت مولاه فعلی مولاه.» نقل این احادیث حاكی از مقام علمی والای آن بانو میباشد.
اعتقاد به شفاعت انبیاء و اولیاء از ضروریات مذهب شیعه است و هیچ تردیدی در آن نیست. و بالاترین جایگاه شفاعت، از آنِ رسول گرامی اسلام(ص) است كه در قرآن كریم از آن به (مقام محمود) تعبیر شده است. همانا دو تن از بانوان خاندان رسول مكرم(ص) هم شفاعت گستردهای دارند كه بسیار وسیع و جهان شمول است.
یكی از شواهد عظمت استثنایی حضرت معصومه سلام الله علیها زیارتنامهای است كه به خصوص، حضرت رضا علیه السّلام در شأن او صادر فرموده است. زیرا بعد از فاطمه زهرا سلام الله علیها تنها زیارتی كه از امام معصوم برای یك زن نقل شده، زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها است و هیچ یك از بانوان خاندان عصمت و طهارت زیارت مخصوص از امام ندارد.

سفر حضرت معصومه(س) به ایران
صاحب کتاب تاریخ قم مینویسد که در سال ۲۰۰ق مأمون، خلیفه عباسی، از امام رضا(ع) خواست که برای ولیعهدی از مدینه به مرو بیاید. پس خواهر ایشان در سال ۲۰۱ق به قصد دیدار برادر راهی مرو شد. گفته شده فاطمه معصومه(س) پس از دریافت نامه برادرش، خود را آماده سفر کرد. حضرت معصومه(س) با کاروانی از بستگان و خویشان راهی ایران شد. کاروان وقتی به ساوه رسید، دچار جنگ سختی با دشمنان اهل بیت شد و همه برادران و برادرزادگان حضرت معصومه(س) به شهادت رسیدند. فاطمه معصومه(ع) پس از دیدن جنازههای غرقه به خونِ عزیزانش به سختی بیمار شد. وی پس از این جریان، به خادم خود گفت او را به قم ببرد.
قول دیگر آن است که چون خبر بیماری حضرت معصومه(س) به آل سعد رسید، تصمیم گرفتند خدمت او بروند و از وی درخواست کنند به قم بیاید. در این میان موسی بن خزرج اشعری یکی از اشعریان قم، و از یاران امام رضا(ع) در این کار بر دیگران پیشی گرفت و خدمت فاطمه معصومه(س) رسید، مهار شتر او را گرفت و فاطمه معصومه(س) را وارد قم کرد و به خانه خود برد. در بعضی از منابع متأخر آمده است حضرت معصومه(س) در روز ۲۳ ربیعالاول وارد قم شد. فاطمه معصومه(س) ۱۷ روز در خانه موسی بن خزرج ساکن و به عبادت و راز و نیاز مشغول بود. اکنون این خانه و عبادتگاه در شهر قم، به «سِتّیه» یا «بیتالنور» مشهور است.

وفات حضرت معصومه(س)
نظر به اینکه این ماجرا در سال 201 هجری قمری، حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا(ع) رخ داده است، (امام رضا(ع) در سال 203 شهید شد) این نیز از مصائب دیگر حضرت رضا(ع) است، مصیبتی جانسوز، که خواهر مهربانش در نیمه راه وصال، مظلومانه و غریبانه به شهادت رسید، و دیدار و ملاقات، به فراق و جدایی، تبدیل گردید و داغ جانسوز شهادت حضرت معصومه(س) قلب مبارک حضرت رضا(ع) را جریحهدار کرده و آن بانو نیز با دلی پر از سوز فراق و امید دیدار برادر، و با چشمی گریان از دوری برادر شهید شده است.
ثمرات حضور حضرت معصومه(س) در قم
وجود حرم حضرت معصومه در شهر قم، باعث برکات زیادی برای این شهر و مردمانش شده است، که از میان آنها، تأسیس حوزه علمیه قم را میتوان از مهمترین این برکات دانست. در ادامه به برخی از این برکات اشاره مینماییم.
حوزه علميه قم: يکى ديگر از برکات مزار مقدس بانوى دو عالم، حضرت معصومه(ع) در شهر قم، رونق گرفتن حوزه علميه مىباشد. تاريخ اين کانون علم و فقاهت به قرنها قبل بر مىگردد. ابراهيم بن هاشم قمى، سعد بن عبدالله قمى، احمد بن اسحاق قمى، على بن بابويه قمى و دهها محدث و عالم شيعى از اوايل قرن سوم هجرى به بعد، زمينه گسترش علم و ادب و حديث را در اين شهر ايجاد کرده بودند.
پرورش علماى بزرگ در شهر قم: يکى ديگر از برکات فاطمه معصومه(ع)، پرورش عالمان و انديشمندان بزرگ همچون شیخ صدوق، زکریا بن آدم، محمدبن حسن صفار، در اين شهر مىباشد.
گسترش شهر قم: شهر قم به تدريج از شمال شرقى، به جنوب غربى که محل دفن آن حضرت بود کشيده شد به طورى که حرم فاطمه معصومه(س) که در حاشيه شهر قرار داشت، امروزه در مرکز شهر و در آبادترين قسمت آن واقع است.

مورد توجه شدن قم: توجه پادشاهان و حاکمان و طبقات گوناگون مردم به اين شهر و کوچ بسيارى از افراد مشتاق اهل بيت عليهم السلام براى اقامت در آن، به خاطر مدفون بودن حضرت معصومه(س)در اين شهر است.
استحکام مذهبى قم: قم از جنبه مذهبى استحکام ويژهاى يافته و مرکز روحانيت شيعه شد. و عدهاى از بزرگترين علماى شيعه از آنجا برخاسته يا در آن اقامت کردند.
کثرت سادات در شهر قم: بعد از دفن حضرت معصومه(س) عده بسيارى از فرزندزادگان امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و موسى بن جعفر(ع) و على بن موسى الرضا(ع) و از فرزندان محمد حنفيه و زيد بن على بن الحسين(ع) و اسماعيل فرزند امام صادق(ع) از اطراف به قم روى آوردهاند. از آنجا که اين شهر از ابتدا مورد نظر آل على(ع) بوده است و مردم قم نسبت به اولاد پيغمبر(ص) ارادت و علاقه خاصى داشتهاند، به تدريج بعد از ورود حضرت معصومه(ع) از نظر کثرت سادات، موقعيت بى نظير و يا کم نظيرى يافته است.
توجه به امور امامزادگان: مردم قم از اوايل قرن سوم هجرى که فاطمه معصومه(ع) در قم مدفون شد، در بزرگداشت مقابر اولاد پيامبر(ص) همان تلاش را کردند که در زمان حياتشان از آنان به عمل مىآوردند. ساختن بناهاى مجلل و بارگاه و گنبد و وقف اموال در اين راه از جمله اين تلاش هاست. در دوره صفويه و قاجاريه، بعضى از جهانگردانى که به ايران آمده و از قم عبور کردهاند، در سفرنامههاى خود امامزادگان قم را وصف نموده و حتى در پاره اى از آنها در تعداد امامزادگان افراط کردهاند.
خوارج
خوراج
خوارج جمع خارجی به معنای خروج کننده و شورشی است. خارجی به دو معنای عام و خاص به کار می رود. معنای عام آن بر کسی اطلاق می شود که علیه امام بر حق و مورد قبول مسلمانها شورش کند.(12) امام خوارج در معنای خاصر به کسانی گفته می شود که در جنگ صفین در اعتراض به حکمیت، در مقابل امام علی علیه السلام شورش کردند و با او جنگیدند و سپس کار خود را باآرایی مانند کافر بودن گناهکار و وجوب جنگ با کافر، توجیه کردند. وجوه دیگری نیز برای وجه اطلاق خوارجبر گروه مذکور ذکر شده است.(13) به این گروه مارقین نیز گفته می شود که این واژه به معنای خوارج است. ظاهراً دلیل این نامگذاری حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است که در آن، حضرت در مورد شخصی که به نحوه تقسیم غنایم توسط پیامبر اعتراض کرده بود و کار پیامبر را غیر عادلانه دانسته بود، فرمود: از نژاد این مرد گروهی پدید می آید که یمرقون من الدین کما یمرق السهم من الرمیة؛از دین خارج می شوند همان گونه که تیر از کمان خارج می گردد.(14)
خوارجو مارقینالقابی هستند که مخالفان به آنها داده اند. خوارج خود را شراةکه جمع شاری به معنای فروشنده است می خواندند و معتقد بودند که جان خویش را برای خدا و آخرت می فروشند و در این مورد به آیات و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله(بقره:207) و ان الله اشتری من المؤمنین أنفسهم و أموالهم بأن لهم الجنة(توبه: 111) استدلال می کردند. از میان این القاب خوارج تنها لقب مارقینرا نمی پذیرند زیرا آنها خود را خارج از دین نمی دانند بلکه مخالفان خود را چنین می پندارند.(15)
تاریخ پیدایش خوارج پیشتر ذکر گردید. در اینجا ابتدا به عقاید مشترک خوارج و سپس به شاخه های فرعی آن می پردازیم.
عقاید مشترک خوارج
عقاید خوارج را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:
الف) مسائلی که به ایمان و کفر مربوط می شوند. همه خوارج مرتکب کبیره را کافر می دانستند. این مسأله اعتقادی دارای لوازم بسیار مهم کلامی است که معمولاً در زمانهای بعدی تبیین و تفسیر شده اند. این لوازم عبارت اند از:
1 - عمل جزء ایمان و داخل در ایمان است.
2 - میان کفر و ایمان منزلتی قرار ندارد. بنابراین هر انسانی یا مؤمن است یا کافر.
3 - ایمان دارای درجات گوناگون است و درجات ایمان به چگونگی اعمال بستگی دارد. مثلاً ایمان شخصی که همه واجبات و همه مکروهات را ترک می کند بالاتر از ایمان فردی است که تنها به واجبات عمل می کند.
4 - چون عمل جزء ایمان است، پس هر عملی که با ایمان منافات داشته باشد، سبب خروج از دایره ایمان می شود. از نظر خوارج، گناه کبیره عملی است که با ایمان منافات دارد و موجب کفر است.
5 - مرتکب کبیره چون کافر است، عذاب اخروی اش ابدی است و در آتش خالد و جاودان است.
ب) مسائلی که مستقیماً به ایمان و کفر مربوط نمی شوند. مهمترین این آرا عبارت اند از:
1 - امر به معروف و نهی از منکر در همه درجات واجب است، حتی اگر به قتال بیانجامد؛ آنها برای قتل و پیکار با کسانی که آنها را کافر می شمارند هیچ گونه قید و شرطی نمی شناختند.
2 - خروج و جنگ با حاکم جائر واجب است.
3 - تحکیم و پذیرش داوری غیر خدا حرام است.
4 - در صورتی که وجود امام ضروری باشد، او با انتخاب آزادانه همه مسلمین تعیین می شود و امامتش تا زمانی که بر طبق عدل و شروع عمل می کند و دچار خطا نشود ادامه خواهد داشت.
5 - امامت و خلافت از غیر قریش نیز رواست.
6 - آنها امام علی (علیه السلام)، عثمان، طلحه، زبیر، عایشه و همه خلفای بنی امیه و بنی عباس را کافر می دانند و تبری از آنها را واجب می شمارند.
فرقه های خوراج
خوارج به ده ها فرقه منشعب شده اند و درباره تعیین فرقه های اصلی آنها اختلاف نظر وجود دارد.(16) در اینجا پنج فرقه که به نظر می رسد از دیگران مهمتر بوده و بقیه فرقه ها از آنها انشعاب یافته اند مطرح می شوند.
1 - محکمة الأولی:
اینان همان گروهی هستند که در جنگ صفین در مقابل امام علی علیه السلام قرار گرفتند و چون حکمیت را انکار کردند و شعارشان لاحکم الا للهبود به آنها محکمهگویند و چون نخستین گروهی بودند که چنین اعتقادی داشتند، محکمة الأولینامیده می شوند. به این گروه از آن رو که در حروراء، یکی از قرای کوفه، اجتماع کردند، حروریهنیز می گویند.
البته این گروه را نمی توان فرقه ای در عرض دیگر فرق قرار داد بلکه آنان در واقع خوارج اولیه و اصلی هستند که بقیه فرق خوارج از آنها پدید آمدند.
محکمه، تحکیم انسانها را گناه و هرگونه گناه را باعث کفر می دانند. آنان وجود امام و حاکم را واجب نمی دانند و معتقدند که آزاد بودن و قریشی بودن از شرایط امام نیست. نخستین کسی که از سوی این گروه به امامت و رهبری برگزیده شد، عبدالله بن وهب الراسبی بود. محکمه پس از انتخاب عبدالله از حروراء به نهروان رفتند و در این مسیر به قتل و غارت مسلمانها پرداختند. امام علی علیه السلام در حروراء و نیز نهروان با آنها احتجاج کرد و شبهاتشان را پاسخ داد. پس از سخنان صریح امام در نهروان هشت هزار تن توبه کردند و بقیه که چهار هزار تن بودند به رهبری عبدالله بن وهب، آماده جنگ با امام شدند. سپاه امام همه این افراد را به هلاکت رساندند و تنها نه تن از آنها باقی ماندند که به نواحی مختلفی چون یمن و عمان متواری شدند و در آن نواحی به ترویج آرا و عقاید خود پرداختند. در زمان معاویه و دیگر حاکمان بنی امیه گروههایی با تفکرات محکمه نخستین بر حاکمان بنی امیه خروج کردند. این قیامها ادامه داشت تا اینکه نخستین انشعاب در میان خوارج رخ داد و ازارقهپدید آمدند.(17)
2 - ازارقه:
این گروه پیروان ابوراشد نافع بن الازرق (م 65 هجری) هستند. نافع نخستین کسی بود که با ابداع برخی آرای خاص باعث تفرقه و انشعاب در میان خوارج گردید.(18) ازراقه بیش از دیگران در تبدیل شدن خوراج به یک گروه مذهبی و کلامی و نه صرفاً سیاسی، نقش داشتند.(19) در عین حال، ازارقه از لحاظ سیاسی و نظامی و نیز تعداد پیروان و سپاهیان از دیگر فرقه های خوارج قویتر و پرنفوذتر بودند. نافع در زمانی که عبدالله بن زبیر قیام کرده بود و بر مناطقی از جمله بخشهایی از ایران تسلط یافته بود، از بصره به سمت اهواز حرکت کرد و اهواز، فارس، کرمان و نواحی اطراف را به تصرف در آورد. آنها به رهبری نافع مدتها با سپاهیان ابن زبیر و امویین جنگیدند تا اینکه ابن زبیر، یکی از فرماندهان خود را به نام مهلب بن ابی صفره با بیست هزار تن، از بصره به جنگ آنها فرستاد. مهلب نوزده سال با ازارقه جنگید که مدتی از سوی ابن زبیر و مدتی نیز از سوی حجاج و در زمان حکومت عبد الملک بن مروان بود. او در یکی از جنگها نافع را کشت و سپس با ایجاد اختلاف در سپاه ازارقه، آنان را به کلی نابود کرد.(20)
در این گروه به تدریج عقایدی پیدا شد که گاه به سختی و جانب افراط می گرایید.
عمده ترین معتقدات این گروه عبارت است از:
1- ازراقه مخالفان خود را مشرک و کافر می دانستند در حالی که خوارج اولیه آنان را تنها کافر می پنداشتند.
2- قاعدین خوارج، یعنی آن دسته از خوارج که همراه ازراقه جنگ نمی کردند کافر و مشرک هستند.
3- اطفال مشرکان (مخالفان ازراقه) نیز مشرکند.
4- کشتن مشرکان یعنی مخالفان ازراقه و زنان و اطفال آنها مباح است.
5- همه مشرکان از جمله اطفال تا ابد در آتش جهنم خواهند ماند.
6- انجام هر گناهی، اعم از گناه کبیره یا صغیره باعث کفر و شرک می شود.
7- خداوند می تواند کسی را به پیامبری برگزیده که قبل از نبوت کافر بوده و یا پس از نبوت کافر خواهد شد.
8- تقیه در گفتار و کردار جایز نیست.(21)
3 - نجدات یا نجدیه:
این فرقه پیروان نجدة بن عامر حنفی (م 69 هجری) به شمار می روند. در ابتدا نجدة ابن عامر با سپاه خویش در یمامه قصد پیوستن به سپاه خوارج بصره به رهبری نافع بن ازرق را داشت. در این میان، نافع آرای خاص خود را ابراز کرد و قاعدین خوارج را مانند دیگر مسلمانها کافر و مشرک دانست و قتل آنها و زنان و فرزندانشان را مباح شمرد. پس از واقعه، گروهی از یاران نافع از او جدا شدند و به سمت یمامه حرکت کردند. ابن عامر به استقبال آنها شتافت و از آرای جدید نافع آگاه شد و با او مخالفت ورزید. سپس گروه انشعابی ازارقه به همراه خوارج یمامه با نجدة بن عامر بیعت کردند و بدین ترتیب نجدات متولد گشتند. این گروه به عاذریهنیز معروف اند، زیرا ویژگی اعتقادی آنها این است که جاهل به فروع دین را معذور می دانند. این گروه در مجموع عقاید معتدلی داشته اند و از افراط گری خوارج تا حدودی خود را کنار داشته اند. آرای این فرقه:
1 - اگر کسی گناه کوچکی انجام داد و بر آن اصرار ورزید و آن را تکرار کرد مشرک است ولی اگر کسی مرتکب گناهان بزرگی چون زنا، سرقت و شرب خمر گردید و بر آن اصرار نکرد مسلمان است. بنابراین تنها گناهانی که شخص بر آنها اصرار ورزید موجب کفر و شکر است.
2 - مردم و جامعه نیازی به رهبری و امام ندارد و فقط لازم است انصاف را رعایت کنند و اگر این کار به وجود امام توقف پیدا کرد، تعیین امام لازم است.
3 - تقیه در گفتار و کردار جایز است.
4 - قتل اطفال مخالفان جایز نیست
5 - قاعدین خوارج معذورند.
نجدات به زودی به خاطر اختلافات درونی دچار انشعاباتی شدند و رهبر یکی از همین گروههای انشعابی، نجدة بن عامر را از پای در آورد.(22)
4 - صفریه:
به پیروان زیاد بن الاصفر گفته می شود. اشعری معتقد است که فرقه های اصلی خوارج چهار فرقه ازارقه، اباضیه، نجدیه و صفریه هستند و بقیه فرقه ها از صفریه منشعب شده اند. این گروه کشتن اطفال و زنان مخالفان خود را جایز نمی دانند. درباره کافر و مشرک بودن گناهکار سه نظریه در میان این گروه پدید آمد و باعث پیدایش سه فرقه فرعی گردید. برخی از آنها، مانند ازارقه، انجام هر گناهی را باعث کفر و شرک می دانند. برخی دیگر معتقدند اگر کسی مرتکب گناهی چون زنا و سرقت شود که حد شرعی دارد آن شخص زانی یا سارق نامیده می شود نه کافر؛ کافر تنها به کسی گفته می شود که گناهی چون ترک نماز را که حد شرعی ندارد انجام دهد. پاره ای دیگر کسی را که به واسطه گناهش از طرف حاکم شرع محکوم به حد شرعی شده باشد کافر می دانند.(23)
5 -اباضیه:
مؤسس این فرقه عبدالله بن اباض (م. 86 هق)است. برخی برآن اند که عبدالله رهبر سیاسی این گروه بوده است و رهبری علمی و دینی بر عهده جابر بن زیدالعمانی می باشد. عبدالله نخست با نافع بن ازرق (مؤسس فراقه ازارقه) همراهی می کرد اما پس از مطلع شدن از آرای افراطی از او جدا شد. عبدالله در زمان مروان بن محمد خروج کرد و سپاه مروان در محلی به نام تباله با او جنگید. جابر بن زید از سران اباضی مذهب و از همین قبیله اند. از این رو تبلیغ جابر در عمان مؤثر واقع شد و بسیاری از مردم آن دیار، مذهب اباضی را پذیرفتند. ظاهراً هم زمان با انحلال حکومت بنی امیه در سال 132 هجری جلندی بن مسعود موفق شد تا حکومت اباضی را در عمان تأسیس کند. اما به زودی سفاح خلیفه عباسی سپاهی به عمان فرستاد و حکومت جلندی را در سال 134 هجری از میان برداشت. پس از مدتی اباضیه بار دیگر در عمان حاکمیت یافتند و این وضعیت حدود صد سال ادامه داشت تا اینکه در میان اباضیه اختلافاتی رخ داد و پس از آن سپاهی از سوی معتضد عباسی به عمان حمله کرد و بار دیگر حکومت اباضیه را برچید اما عقیده بیشتر مردم همچنان اباضی باقی ماند.(24)
اباضیه معتدل ترین فرقه خوارج و تنها فرقه باقیمانده از آنان هستند که امروزه در کشور عمان و مناطقی از شمال آفریقا حضور دارند. خاندان سلطنتی کنونی عمان نیز اباضی مذهب هستند و از همان قبیله اند.
شهرستانی مهمترین عقاید اباضیه را در خصوص مسأله ایمان و کفر به این شرح می نگارد:
1 - مرتکبین کبیره مؤمن نیستند؛ بلکه کافرند.
2 - کفر مرتکبین کبیره از نوع کفر نعمت است، نه کفر ملت و دین.
3 - مرتکبین کبیره موحدند، نه مشرک زیرا خدای یکتا را قبول دارند.
4 - مناکحه و موارثه با مرتکبین کبیره جایز است و قتل آنها جایز نیست، مگر اینکه جنگی در میان باشد.(25)































