emamian

emamian

- سؤال

آیا انحصار یاران حضرت مهدی علیه‌السلام در ۳۱۳ نفر، یک نوع تبعیض نیست؟ اگر بر فرض، تعداد بیشتری از انسان‌ها آمادگی یاری آن حضرت را داشته باشند، چرا فقط ۳۱۳ نفر از آنها انتخاب خواهند شد؟

 

- جواب

باید توجه داشت که یاران حضرت مهدی علیه‌السلام، منحصر در ۳۱۳ نفر نیست؛ چرا که یاران حضرت، به سه ‌گروه تقسیم می‌شوند: گروه اول ۳۱۳ نفرند؛ آنها فرماندهان و بزرگان لشکر حضرت مهدی علیه‌السلام خواهند بود.

طبیعی است که هر سپاهی، تعداد محدودی فرمانده داشته باشد و باقی افراد، تحت نظر آنها، حاکم را یاری کنند؛ لذا این نوع انحصار، تبعیض نیست.

گروه دوم را لشکر ده هزار نفری و گروه سوم را عموم مؤمنان تشکیل می‌‎دهند.

در اینکه چرا یاران گروه اول، ۳۱۳ نفر هستند، دلیل خاصی نیامده است؛ شاید بتوان گفت: اینکه تعداد یاران حضرت مهدی علیه‌السلام همچون یاران پیامبر اکرم در جنگ بدر، ۳۱۳ نفر می‌باشد، برای آن است که یاد و خاطره جنگ بدر زنده شود؛ جنگی که مسلمانان، نه تعداد و نه تجهیزات کافی داشتند، ولی با تکیه بر خدا و ایمان به او، وارد معرکه جنگ شدند؛ هدفْ، حفظ اسلام و دین بود و امدادهای خاص و ویژه الهی نازل شد، چنانچه در ابتدای سوره انفال (آیات ۱۴ـ۷) به آن اشاره شده است؛ جنگی که همه گروه‌های مسلمانِ آن زمان، در آن حضور داشتند؛ افراد سپاه، از همه اقشار و سنین مختلف تشکیل شده بود و پیروزی قاطع مسلمانان در آن رقم خورد و بسیاری از سران مشرک و کافر سپاه مکه کشته شدند؛ پیروزی در این جنگ، سرآغاز بسیار زیبایی برای شروع حرکت اسلام بود.

«هارش وارزان شرینگلا»، سفیر هند در آمریکا سه‌شنبه گفته تصمیم آمریکا در امتناع از صدور معافیت‌های تحریمی برای خریداران نفت ایران به منافع هند ضربه است و دهلی‌نو امیدوار است که واشنگتن در این خصوص انعطاف‌پذیری نشان دهد.

 

شرینگلا در مصاحبه‌ای با خبرگزاری اسپوتنیک، در خصوص تصمیم آمریکا گفت: «این، اولویت مهمی برای آمریکا بود و ما با آن کنار آمدیم؛ اما ما هم انتظار داریم وقتی که اولویت‌های ما مطرح است ایالات متحده هم انعطاف‌پذیری مشابهی نشان دهد.»

 

دیپلمات هندی تأکید کرد: «یافتن منابع جایگزین نفت، با همان قیمت و کیفیت برای ما به چالش تبدیل شده و روی سود و زیان‌های ما در هند اثرگذاشته است.»

 

او با بیان اینکه تصمیم هند برای حمایت از تحریم‌های آمریکا بر اهمیت روابط دو کشور مبتنی بوده است خاطرنشان کرد: «هر دو طرف باید این را درک کنند.»

 

 دولت آمریکا بعد از خروج از توافق هسته‌ای برجام اعمال همه تحریم‌هایی که ذیل این توافق علیه ایران رفع شده بود، از جمله تحریم‌های بخش نفت را مجدداً از سر گرفت.

 

واشنگتن در نخستین گام‌ بعد از اجرای تحریم‌های نفتی علیه ایران برای هشت مشتری عمده نفت ایران، شامل کشورهای چین، یونان، هند، ایتالیا، ژاپن، کره جنوبی، تایوان و ترکیه معافیت از تحریم صادر کرد تا این کشورها اجازه خرید محدود نفت از ایران را داشته باشند.

 

دولت آمریکا گفت که این کشورها موافقت کرده‌اند واردات نفت خود از ایران را به نحو محسوس کاهش دهند و به دنبال منابعی دیگر برای جایگزین کردن نفت ایران باشند.

 

مقام‌های دولت «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا ماه آوریل اعلام کردند قصد ندارند این معافیت‌ها را بعد از اتمام آنها در روز ۲ مه برای مشتری‌های نفت ایران تمدید کنند. 

تقوا پیشه کنید و در راهی که برگزیده اید از پارسایی و تلاش در اطاعت فرامین الهی کمک بجویید، چنین فردی وقتی به سر حدّ آخرت برسد می بیند که نعمت و کرامت از طرف خداوند به وی رو نموده است.

 

امام باقر علیه السلام:

اِتَّقُوا اللّه َ وَ اسْتَعینوا عَلی ما اَنْتُمْ عَلَیْهِ بِالْوَرَعِ وَ الاِْجْتِهادِ فی طاعَةِ اللّه ِفَاِنَّ اَشَدَّ ما یَکونُ اَحَدُکُمْ اغْتباطا ما هُوَ عَلَیْهِ لَوْ قَدْ صارَ فی حَدِّ الآْخِرَةِ وَ انْقَطَعَتِالدُّنْیا عَنْهُ فَاِذا کانَ فی ذلِکَ الحَدِّ عَرَفَ اَنَّهُ قَدِ اسْتَقْبَلَ النَّعیمَ وَ الْکَرامَةَ مِنَ اللّه ِ وَالْبُشْری بِالْجَنَّةِ وَ اَمِنَ مِمَّنْ کانَ یَخافُ وَ اَیْقَنَ اَنَّ الَّذی کانَ عَلَیْهِ هُوَ الْحَقُّ وَ اَنَّ مَنْخالَفَ دینَهُ عَلی باطِلٍ هالِکٍ.

 

امام محمد باقر علیه‌السلام:

تقوای الهی پیشه کنید و در راهی که برگزیده اید از پارسایی و تلاش در اطاعت فرامین الهی کمک بجویید، که اگر چنین کردید بیشترین غبطه به حال یکی از شما آنگاه خواهد بود که به سر حدّ آخرت برسد و ارتباط وی از دنیا قطع شده باشد، پس آنگاه که به چنین منزلگاهی رسید می فهمد (می بیند) که نعمت و کرامت از طرف خداوند به وی رو نموده و بشارت بهشت به وی داده می شود و ایمن می شود از آنچه می ترسید.

 

و یقین می‌کند که راهش بر حق بوده و هر کس بر خلاف راه او بوده بر باطلی هلاک کننده بوده است.

 

"محاسن، جلد ۱، صفحه ۱۷۷"

رهبر معظم انقلاب ضمن اشاره به بخش‌هایی از سبک زندگی امیرالمؤمنین(ع) با حضرت زهرا(ع) درباره سادگی ازدواج و مهریه می‌گوید.

 

کمترین گزاره‌ای که یک شیعه باید نسبت به آن تقید داشته باشد، پیروی از سبک زندگی ائمه و پیشوایان(ع) خود است، چرا که شیعه در یک معنا یعنی مشایعت‌کننده. فرد یا خانواده‌ای که با توجیهات و بهانه‌های مختلف از سبک و سیره این بزرگواران پیروی نمی‌کند، به همان میزان خود و اطرافیان خویش را در بهره از این انوار مقدس الهی بی‌بهره می‌کند، اما در مقابل، فردی که حداکثر سعی خویش را در جامه عمل پوشاندن به سبک و روش زندگی اهل‌بیت(ع) به‌کار می‌گیرد، به زندگی خویش صفا و نورانیت می‌بخشد.

 

پدران و مادران نسبت به مقدمات غیرلازمِ ازدواج سخت‌گیری نکنند

ازدواج‌ها در دوران انقلاب و به‌برکت آن آسان شد؛ چون تشریفات و سخت‌گیری‌ها کم شد. نگذارید دوباره به خانه‌ی اول برگردیم. پدران و مادران، نسبت به مقدمات غیرلازمِ ازدواج سخت‌گیری نکنند؛ جوانان که سخت‌گیری‌ای ندارند. بگذارند ازدواج اسلامی انجام بگیرد. بگذارند ازدواج برای دختر مسلمان و زن جوانی که در محیط اسلامی است، مثل ازدواج فاطمه‌ی زهرا(ع) باشد؛ ازدواجی با پیوند عشقی معنوی و الهی و جوششی بی‌نظیر میان زن و مرد مؤمن و مسلمان و همکاری و همسری به‌معنای واقعی بین دو عنصر الهی و شریف، اما بیگانه از همه‌ی تشریفات و زر و زیور‌های پوچ و بی‌محتوای ظاهری، این است ازدواج درست زن مسلمان و تربیت فرزند و اداره‌ی محیط خانه و البته اندیشیدن و پرداختن به همه چیز جامعه و دین و دانش و فعالیت اجتماعی و سیاسی. اسلام، این است. (بیانات در دیدار با جمع کثیری از بانوان 26 دی 1368)

 

سادگی ازدواج و مهریه فاطمه زهرا(ع)

در دوران پس از هجرت، در آغاز سنین تکلیف، وقتی فاطمه‌ی زهرا سلام اللّه علیها با علی‌بن ابی‌طالب علیه الصّلاة و السّلام، ازدواج می‌کند، آن مهریه و آن جهیزیه‌ی اوست که همه شاید می‌دانید که با چه‌سادگی و وضع فقیرانه‌ای، دختر اول شخص دنیای اسلام، ازدواج خود را برگزار می‌کند. زندگی فاطمه‌ی زهرا سلام اللّه علیها از همه‌ی ابعاد، زندگی‌ای همراه با کار و تلاش و تکامل و تعالی روحی یک انسان است. (بیانات در دیدار جمعی از زنان 25 آذر 1371)

 

ما باید شایستگی خود را ثابت کنیم. مگر نمی‌گوییم که جهیزیه‌ی آن بزرگوار چیز‌هایی بود که انسان با شنیدن آن‌ها اشکش جاری می‌شود؟ مگر نمی‌گوییم که این زن والامقام، برای دنیا و زیور دنیا هیچ ارزشی قائل نبود؟ مگر می‌شود که روزبه‌روز تشریفات و تجمل‌گرایی و زر و زیور و چیز‌های پوچ زندگی را بیشتر کنیم و مهریه‌ی دخترانمان را زیادتر کنیم؟! (بیانات در دیدار جمعی از مداحان 5 دی 1370)

 

تعامل زیبای علی(ع) با زهرا(ع) در زندگی

مگر هر کسی می‌تواند همسر امیرالمؤمنین باشد؟ عظمت علی آن‌گونه است که کوه‌های عظیم را در مقابل خود آب می‌کند. نَفْسِ همسری امیرالمؤمنین، یک نشانه‌ی بزرگ عظمت است؛ لیکن شما ببینید تعامل این زن و شوهر چگونه است و دو بزرگِ خارج از ابعاد ذهن انسان، چگونه با هم حرف می‌زنند؛ چگونه زندگی می‌کنند؛ چگونه این زندگیِ الگو و نمونه‌ی تاریخ را اداره می‌کنند و چگونه هرکدام نقشی به‌عهده می‌گیرند. (بیانات در دیدار جمعی از مداحان 19 مهر 1377)

 

جهاد آن بزرگوار در میدان‌های مختلف، یک جهاد نمونه است؛ در دفاع از اسلام؛ در دفاع از امامت و ولایت؛ در حمایت از پیغمبر؛ در نگهداری بزرگ‌ترین سردار اسلام، یعنی امیرالمؤمنین که شوهر او بود. امیرالمؤمنین درباره‌ی فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها فرمود: «ما أغضَبَنی و لاخَرَجَ مِن أمری.»؛ یک‌بار این زن در طول دوران زناشویی، مرا به‌خشم نیاورد و یک‌بار از دستور من سرپیچی نکرد. فاطمه‌ی زهرا سلام اللّه علیها با آن عظمت و جلالت، در محیط خانه، یک همسر و یک زن است؛ آن‌گونه که اسلام می‌گوید. (بیانات در دیدار جمعی از زنان 25 آذر 1371)

امام صادق (ع) در حدیثی به نتیجه عدم ازدواج به دلیل ترس از فقر اشاره کرده است.

 

«وَأَنكِحُوا الْأَیَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن یَكُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ مردان و زنان بی‌همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌‌کند؛ خداوند گشایش‌دهنده و آگاه است». خداوند متعال چقدر زیبا در آیه 32 سوره نور «امید» را در دل کسانی که از ترس فقر و نداری برای ازدواج پیش‌قدم نمی‌شوند، زنده کرده و آنان را به سوی این امر مقدس ترغیب کرده است.

 

این یک وعده‌‌ الهى است؛ ما باید به این وعده، مثل بقیه‌‌ وعده‌‌هاى الهى که به آن وعده‌‌ها اطمینان می‌کنیم، اطمینان کنیم «إِنَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ الْمیعادَ». ما باید این باور را در خودمان تقویت کنیم که ازدواج و تشکیل خانواده، نه تنها موجب تنگی و سختی وضع معیشتی نمی‌شود، بلکه خداوند با این کار گشایش‌های بسیاری را بر بندگانش جاری می‌کند.

 

از طرف دیگر باید بدانیم اینگونه تفکرات که ازدواج تنگی و سختی معیشت می‌آورد یا از ترس فقر و نداری نباید برای ازدواج پیش‌‌قدم شد و ...، القائاتی از سوی ابلیس است. در حدیث داریم: هیچ جوانی نیست که در دوره جوانی خود ازدواج کند، مگر آن که شیطان فریاد برآورد که: «وای بر او! وای بر او! دو سوم دینش را از (گزند) من حفظ کرد» بنابراین، انسان باید برای حفظ یک سوم دیگر، تقوای خدا در پیش گیرد.

 

امام صادق (ع) می‌فرماید: «من ترک التزویج مخافة الفقر فقد اساء الظن بالله عزوجل؛ ان الله عزوجل یقول: «إن یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله؛ هرکس از ترس فقر ازدواج نکند، نسبت‌ به لطف خداوند بدگمان شده است؛ چراکه خداوند می‌فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بی نیازشان می‌کند». (من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251)

چهارشنبه, 16 مرداد 1398 12:46

اهمیت کوچک نشمردن کار خیر

بر اساس فرمایش امیرالمؤمنین (ع)‌ هیچ کار خیرى را هر چند کم و کوچک باشد نباید نادیده گرفت. همان گونه که شر کوچک را نباید کوچک شمرد.

امیرالمؤمنین (ع)  در روایتی در تشویق به انجام کار خیر فرمود: «کار نیک را به جاى بیاورید و آن خرد نشمارید، زیرا کار نیک هر چند در نظر کوچک آید، بزرگ باشد و هر چند اندک نماید، بسیار باشد. نباید یکى از شما بگوید که فلان در انجام دادن کارهاى نیک سزاوارتر از من است. به خدا سوگند، بسا که چنین شود. زیرا گروهى اهل خیرند و گروهى اهل شر؛ هرگاه کار خیر یا کار شر را شما رها کنید، اهل آن به جاى شما به آن پردازند؛ إفْعَلُوا الْخَیْرَ وَ لَا تَحْقِرُوا مِنْهُ شَیْئاً، فَإِنَّ صَغِیرَهُ کَبِیرٌ وَ قَلِیلَهُ کَثِیرٌ. وَ لَا یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ إِنَّ أَحَداً أَوْلَى بِفِعْلِ الْخَیْرِ مِنِّی، فَیَکُونَ وَ اللَّهِ کَذَلِکَ؛ إِنَّ لِلْخَیْرِ وَ الشَّرِّ أَهْلًا، فَمَهْمَا تَرَکْتُمُوهُ مِنْهُمَا، کَفَاکُمُوهُ أَهْلُهُ.»‌ (حکمت422 نهج‌البلاغه)

امام علیه‌السلام در ابتدای این گفتار حکیمانه مى‌فرماید: «کار نیک انجام دهید و هیچ مقدار از آن را کم نشمارید زیرا کوچک آن بزرگ و کمش بسیار است». بسیارند اشخاصى که وقتى به کارهاى نیک کوچک برخورد مى‌کنند، بى‌اعتنا از کنار آن مى‌گذرند در حالى که گاهى همین کارهاى کوچک، سرنوشت‌ساز است; ممکن است جرعه آبى تشنه‌اى را از مرگ نجات دهد یا مقدار کمى دوا مایه نجات انسانى از مرگ شود.

اضافه بر این اگر تمام مردم حتى به کارهاى نیک کوچک اهمیت دهند، قطره قطره جمع مى‌شود و تبدیل به دریایى از خیر و خیرات مى‌شود. از این گذشته هرگاه کار خیر به نیت اطاعت فرمان خدا انجام گیرد، بزرگ خواهد بود همان گونه که گناه، هرقدر کوچک باشد به دلیل جایگاه عظیم پروردگار، بزرگ خواهد بود.

همچنین رفتن به سوى کارهاى خیر کوچک انسان را به تدریج آماده براى خیرات بزرگ مى‌کند و این خود نکته مهمى است. در حکمت 95 نیز به این نکته اشاره شده است: «لاَ یقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى وَکَیفَ یقِلُّ مَا یتَقَبَّلُ; هیچ عملى اگر با تقوا (و قصد قربت) همراه باشد کم نیست و چگونه کم خواهد بود عملى که مقبول درگاه خداوند است».

با توجه به این چهار نکته هیچ کار خیرى را هر چند کم و کوچک باشد نباید نادیده گرفت. همان گونه که شر کوچک را نباید کوچک شمرد که گاه از کار شر کوچکى آتشى بى پایان برمى‌خیزد; مى‌توان با یک کبریت شهر بزرگى را آتش زد و در تاریخ نیز خوانده‌ایم که حادثه قتل یک شاهزاده در اروپا جرقه جنگ جهانى را زد و به دنبال آن تمام اروپا در آتش سوخت. (پیام امام امیر المؤمنین ( شرح آیت‌الله مکارم شیرازی بر نهج‌البلاغه)

نکته‌ حائز اهمیت در این نکته است که خداوند در آیه‌ای از قرآن برای هرگونه کار خیر با هر کیفیت و کمیت، ارزش فراوانی قائل شده است. در آیه110 سوره بقره می‌خوانیم: «وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ و ما تُقَدِّمُوا لِاَنفُسِکُم مِن خَیرٍ تَجِدُوهُ عندَاللّه إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصیر؛ آنچه از کار نیک براى خود پیش فرستید آن را نزد خدا خواهید یافت. مسلماً خدا به آنچه انجام مى‌‏دهید بیناست‏». در این آیه عبارت «مِن خیرٍ» به صورت نکره عام و به معنای هر کار خیری آمده است. به این ترتیب حتی ثواب کوچک‌ترین کار خیر نزد خدا محفوظ است. 

آن گاه نهى کرده است از این که کسى بگوید که دیگرى از وى به کار نیک سزاوارتر است و این کنایه از آن است که شخصى کار را به این حساب که دیگرى بر آن سزاوارتر از اوست ترک کند.  (شرح ابن میثم بحرانی ( ترجمه محمدی مقدم )

آيا می‌شود به زن­ها همانند خطبه 80 نهج‌البلاغه گفت: ناقص‌العقل، ناقص الايمان، ناقص المال؟ يا به اهل کتاب گفت: شما همانند خرهايی (الاغ) می‌مانید که کتاب حمل می‌کنند؟ اصلاً چرا در قرآن کريم و روايات، این‌گونه آمده است؟

 

ابتدا به اين نکته در فهم روايات بايد دقت شود که معانی آن‌ها درست و صحيح ترجمه شود و برای فهم درست حديث نيز لازم است که مجموعه احاديث آن موضوع نيز مطالعه شود که به اين عمل در اصطلاح علوم حديث، تشکيل خانواده حديث گفته می‌شود. هم‌چنین مراجعه به شروح حديث نيز در کشف مراد معصومان (علیهم‌السلام) بسيار مهم است که نبايد از شروح علمای بزرگ غافل شد. البته بر اساس سفارش اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، نقل حديث نيز آدابی دارد، مثلاً برخی احاديث بايد با توجه به مخاطب بيان شود و هر حديثی در هرجایی نقل نشود، هم چنان‌که ائمه نيز نسبت به آموزش شاگردان خود اين ويژگی را در نظر می‌گرفتند و با توجه به فهم مخاطب سخن می‌گفتند. (1)

 

در فهم و تفسير آيات قرآن نيز بايد نکاتی را در نظر داشته باشيم و برداشت سطحی از آيات صورت نگيرد. خداوند در آيه 5 سوره جمعه می‌فرماید:

«مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمين‏»؛ كسانى كه مكلف به تورات شدند ولى حق آن را ادا نكردند، مانند درازگوشى هستند كه کتاب‌هایی حمل می‌کند، (آن را بر دوش می‌کشد اما چيزى از آن نمی‌فهمد)! گروهى كه آيات خدا را انكار كردند مثال بدى دارند و خداوند قوم ستمگر را هدايت نمی‌کند.

 علامه طباطبایی (ره) در تفسير اين آيه می‌گوید: منظور از این‌که فرمود: «مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُواْ التَّوْراةَ» (مثل آن‌هايى كه تورات بر آنان تحميل شد)، به شهادت سياق اين است كه تورات به آنان تعليم داده شد؛ و مراد از این‌که فرمود: «ثمُ‏ لَمْ يحَمِلُوهَا» (ولى آن را حمل نكردند)، اين است كه به آن عمل نكردند.

به‌عبارت‌دیگر و منظور از «كسانى كه تورات تحميلشان شد ولى آن را حمل نكردند» يهوديانى است كه خدا تورات را بر پيامبر آنان موسى (علیه‌السلام) نازل كرد و او معارف و شرايع آن را تعليمشان داد، ولى رهايش كردند و به دستورات آن عمل ننمودند. لذا خداى تعالى برایشان مثلى زد و آن‌ها را به الاغى تشبيه كرد كه کتاب‌هایی بر آن بارشده و خود آن حيوان هيچ آگاهى از معارف و حقائق آن کتاب‌ها ندارد و درنتیجه از حمل آن کتاب‌ها چيزى به‌جز خستگى برايش نمی‌ماند.

بنابراين، خداوند در اين آيه به عالمان اهل کتاب توهين نکرده است، بلکه تشبيه کرده است (توهين با تشبيه متفاوت است) که عالمانی که سخن خدا و حضرت موسی را شنيدند، ولی به آن هیچ عملی نکردند، مانند چهارپایانی هستند که بر روی دوش خود کتاب دارند ولی از محتوای آن بی‌خبر هستند. هم چنان‌که متعدد در روايات نيز وجود دارد که عالم بی‌عمل را مذمت می‌کند و فرقی هم ندارد که مسلمان باشند يا غیرمسلمان. (2)

 

آیت‌الله مکارم نيز ذيل اين آيه می‌گوید:

اين گوياترين مثالى است كه براى عالم بی‌عمل می‌توان بيان كرد كه سنگينى مسئوليت علم را بر دوش دارد بی‌آنکه از بركات آن بهره گيرد و افرادى كه با الفاظ قرآن سروکار دارند ولى از محتوا و برنامه عملى آن بی‌خبرند (و چه بسيارند اين افراد در بين صفوف مسلمين) مشمول همين آیه‌اند. (3)

 

برخی از مفسران نيز گفته‌اند: منظور از اين آيه، توبيخ يهود است، ولى غرض و مقدمه براى گروهى از مسلمانان است كه در هنگام سخنرانى و خطبه رسول (صلی‌الله علیه و آله) در نماز جمعه براى به دست آوردن سود و تجارت، از مجلس حضور رسول (صلی‌الله علیه و آله) پراكنده شدند و حرمت رسول (صلی‌الله علیه و آله) را رعايت ننمودند، آنان خود را دانشجوى مكتب قرآن و پيرو برنامه، معرفى می‌نمایند، درحالی‌که آن‌چنان نيستند و بايد در حذر باشند از این‌که مورد غضب و خشم پروردگار قرار بگيرند. (4)

پس با تلاوت ظاهر آيه نيز متوجه می‌شوید که مقصود هر عالم يهودی نيست، بلکه کسانی است با در دست گرفتن کتاب، خود را عالم دينی معرفی می‌کنند و مردم را (برای اغوا و سلطه خود) به يهوديت دعوت می‌کنند، درحالی‌که خودشان هيچ اعتقادی به آن نداشته و به فرمان‌هایش عمل نمی‌کنند. این‌ها آيات الهی را دروغ پنداشته‌اند.

 

اما درباره ناقص‌العقل بودن زن­ها نيز بايد در ترجمه، دقت لازم شود:

اولاً شارحان نهج‌البلاغه توضيحات متعددی ذيل اين حديث بيان کرده‌اند، مثلاً آیت‌الله جوادی آملی شأن صدور روايت را در مورد خاصی می‌دانند و قائل‌اند كه گاهی‌ حادثه‌ و يا موضوعی، در اثر يك‌ سلسله‌ عوامل‌ تاريخی، زمان، مكان، افراد، شرايط‌ و علل‌ و اسباب‌ آن، ستايش‌ يا نكوهش‌ می‌شود. معنای‌ ستايش‌ يا نكوهش‌ بعضی‌ حوادث‌ يا امور جنبی‌ حادثه، اين‌ نيست‌ كه‌ اصل‌ طبيعت‌ آن‌ شیء، ستايش‌ و يا نكوهش‌ شده، بلكه‌ احتمال‌ دارد زمينه خاصی‌ سبب‌ اين‌ ستايش‌ يا نكوهش‌ شده‌ است‌ و اين‌ نكوهش‌ نهج‌البلاغه‌ راجع‌ به‌ زن، ظاهراً‌ به‌ جريان‌ جنگ‌ جمل‌ برمی‌گردد.

همان‌گونه‌ كه‌ از بصره‌ و كوفه‌ نيز در اين‌ زمينه‌ نكوهش‌ شده‌ است‌ با این‌که‌ بصره، رجال‌ علمی‌ فراوانی‌ تربیت‌کرده‌ و كوفه‌ نيز مردان‌ مبارز و کم‌نظیری‌ را تقديم‌ اسلام‌ نموده‌ و بسياری‌ از كسانی‌ كه‌ به‌ خونخواهی‌ سالار شهيدان‌ برخاستند از كوفه، نشأت‌ گرفتند و هم‌اکنون‌ نيز كوفه‌ جايی‌ است‌ كه‌ به‌ انتظار ظهور حضرت‌ مهدی (عجل الله تعالی فرجه) در آنجا نماز می‌خوانند، مسجدی‌ دارد كه‌ مقامات‌ بسياری‌ از صالحين‌ و صديقين‌ در آن‌ واقع‌شده‌ و نمی‌توان‌ گفت‌ كه‌ چون‌ مثلاً‌ از كوفه‌ يا بصره‌ نكوهش‌ شده، آن‌ دو شهر برای‌ هميشه‌ و ذاتاً‌ سزاوار نكوهش‌ می‌باشند.

قضايای‌ تاريخی‌ در يك‌ مقطع‌ خاص‌ و حساس، زمينه‌ ستايش‌ يا نكوهش‌ فراهم‌ كرده‌ و سپس‌ باگذشت‌ آن‌ مقطع، مدح‌ و ذم‌ نيز منتفی‌ می‌شود. (5)

ثانیاً در روايات، نقص عقل صفت ويژه انحصاری برای زنان نيست، بلکه همين وصف به مردان و نوع انسانی هم نسبت داده‌شده است. مثلاً امام علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «إِعْجَابُ‏ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ‏ دَلِيلٌ‏ عَلَى‏ ضَعْفِ عَقْلِهِ»؛ يعنی خودبينی شخص، نشانه ضعف (کمی و نقصان) خرد اوست. (6)

 بنابراين به‌صورت کلی نمی‌توان گفت که تمام زنان ناقص‌العقل هستند و نمی‌شود با آن‌ها مشورت کرد؛ بلکه بعضی مواقع، حالتی به انسان دست می‌دهد که سبب زایل شدن عقلش می‌شود، مثلاً زنان به دليل این‌که خداوند يک ويژگی خاصی به آن‌ها داده است و احساسات بيشتری دارند در برخی مواقع نمی‌توانند از روی عقل تصميم بگيرند، همان‌طور که برای مردان نيز چنين است، مثلاً امام علی (علیه‌السلام) فرمودند: «مَنِ‏ اسْتَمْتَعَ‏ بِالنِّسَاءِ فَسَدَ عَقْلُهُ»؛ يعنی مردی که در طلب کام‌جویی از زنان است، دچار فساد عقل می‌شود. (7)

 

در پايان به اين نکته نيز اشاره می‌کنیم که در روايات ائمه، تمجيدهای ویژه‌ای نيز از زنان به‌عمل‌آمده است، مثلاً امام باقر (علیه‌السلام) در جريان ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) فرمودند: «يُنَادِی بِاسْمِ الْقَائِمِ وَ اسْمِ أَبِيهِ حَتَّى تَسْمَعَهُ الْعَذْرَاءُ فِی خِدْرِهَا فَتُحَرِّضُ أَبَاهَا وَ أَخَاهَا عَلَى الْخُرُوج‏»؛ يعنی ندايی ملکوتی به گوش می‌رسد که به اسم قائم [آل محمد (ص)] و نام پدرش ندا سر می‌دهد، به‌گونه‌ای که دختران در پرده نشسته نيز شنيده و پدر و برادران خويش را بر خروج و همراهی وی تشويق می‌نمایند. (8)

 بر اساس اين روايت زنان در زمان ظهور امام زمان، مردان را به رفتن در رکاب حضرت تشويق می‌کنند؛ حال‌آنکه اگر زنان در تمام امر ناقص‌العقل بودند و مشورت کردن با آن‌ها جايز نبود، پس فهم زنان از حقانيت ظهور حضرت و توصيه مردها به حضور در رکاب حضرت، موردتمجید امام باقر (علیه‌السلام) قرار می‌گرفت؟!

همچنين امام رضا (علیه‌السلام) به نقل از پيامبر اکرم (صلی‌الله عليه و آله) و سلم می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْإِنَاثِ أَرْأَفُ مِنْهُ عَلَى الذُّكُورِ وَ مَا مِنْ رَجُلٍ يُدْخِلُ فَرْحَةً عَلَى امْرَأَةٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهَا حُرْمَةٌ إِلَّا فَرَّحَهُ اللَّهُ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ»؛ خداوند تبارك و تعالى به زنان مهربان‌تر از مردان است. هيچ مردى نيست كه زنى از محارم خود را خوشحال سازد، مگر این‌که خداوند متعال در روز قيامت او را شادمان گرداند. (9)

 

پی‌نوشت‌ها:

  1. برای مطالعه بيشتر در اين زمينه مراجعه کنيد به کتاب «منطق فهم حديث»، نويسنده عبدالهادی مسعودی.
  2. ترجمه الميزان، ج ‏19، ص 44.
  3. تفسير نمونه، ج ‏24، ص 115.
  4. انوار درخشان، ج ‏16، ص 349.
  5. زن در آيينه جلال و جمال، عبد الله جوادی آملی، صص ۳۳۰-۳۳۲.
  6. کلینی، الكافی (ط - الإسلامية)، ج ‏1، ص 27.
  7. غررالحکم و درر الكلم، ص 591.
  8. الغيبة (للنعمانی)، ص 254.
  9. الکافی، ج 5، ص 515.

چرا در آيه ولایت، در قسمت اول، «أُوْلِي الأَمْرِ» آمده و بيان می‌دارد از خدا و رسول و صاحبان امر (که شيعه آنان را امامان معصوم می‌داند) اطاعت کنيد، ولی در قسمت دوم و بعد از «فَإِن تَنَازَعْتُمْ»، می‌گوید در صورت اختلاف در امر دينی آن را به خدا و رسولش عرضه بداريد و دیگر به "أُوْلِي الأَمْرِ" اشاره نشده است؟

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اهلّه وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ‏ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اهلّه وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلا»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌اید! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولوالأمر [اوصياى پيامبر] را! و هرگاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آن‌ها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ایمان‌دارید! اين (كار) براى شما بهتر و عاقبت و پايانش نيكوتر است‏. (1)

 

جواب این سؤال در تفسير «نمونه» چنين آمده است:

«اگر منظور از "اولوالأمر الامر" امامان و رهبران معصوم است، پس چرا در ذيل آيه كه مسئله تنازع و اختلاف مسلمانان را بيان می‌کند می‌گوید: «فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اهلّه وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا»؛ اگر در چيزى اختلاف كرديد آن را به خدا و پيامبر ارجاع دهيد اگر ايمان به پروردگار و روز بازپسين داريد، اين براى شما بهتر و پايان و عاقبتش نيكوتر است.

همان‌طور كه می‌بینیم در اینجا سخنى از "اولوالأمر" به ميان نيامده و مرجع حل اختلاف تنها خدا (كتاب اهلّه، قرآن) و پيامبر (سنت) معرفی‌شده است.

 

در پاسخ اين ايراد بايد گفت:

اولاً اين ايراد مخصوص تفسير دانشمندان شيعه نيست بلكه به ساير تفسيرها نيز باکمی دقت متوجه می‌شود و ثانیاً شكى نيست كه منظور از اختلاف و تنازع در جمله فوق، اختلاف و تنازع در احكام است نه در مسائل مربوط به جزئيات حكومت و رهبرى مسلمين، زيرا در اين مسائل مسلماً بايد از "اولوالأمر " اطاعت كرد (همان‌طور كه در جمله اول آيه تصریح‌شده).

بنابراین؛ منظور از آن، اختلاف در احكام و قوانين كلى اسلام است كه تشريع آن باخدا و پيامبر (صلی‌الله علیه و آله) است، زيرا می‌دانیم امام فقط مجرى احكام است، نه قانونى وضع می‌کند و نه نسخ می‌کند، بلكه همواره در مسير اجراى احكام خدا و سنت پيامبر (صلی‌الله علیه و آله) است و لذا در احاديث اهل‌بیت (علیهم‌السلام) می‌خوانیم كه اگر از ما سخنى برخلاف كتاب اهلّه و سخن پيامبر (صلی‌الله علیه و آله) نقل كردند هرگز نپذيريد، محال است ما چيزى برخلاف كتاب اهلّه و سنت پيامبر (صلی‌الله علیه و آله) بگویيم.

بنابراین؛ نخستين مرجع حل اختلاف مردم در احكام و قوانين اسلامى خدا و پيامبر (صلی‌الله علیه و آله) است كه بر او وحى می‌شود و اگر امامان معصوم بيان حكم می‌کنند، آن نيز از خودشان نيست بلكه از كتاب اهلّه و يا علم و دانشى است كه از پيامبر (صلی‌الله علیه و آله) به آن‌ها رسيده است؛ و به‌این‌ترتیب علت عدم ذكر "اولوالأمر " در رديف مراجع حل اختلاف در احكام روشن می‌گردد.»(2)

 

پی‌نوشت‌ها:

  1. نساء: 4/ 59.
  2. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج ‏3، ص 442-441.

سزاوار است مؤمن هشت خصلت داشته باشد؛ در سختی ها با وقار، در گرفتاری صبور، در آسایش شاکر و به روزی خداوند قانع باشد.

 

امام جعفر صادق علیه‌السلام:

یَنْبَغی لِلْمُؤْمِنِ اَنْ یَکونَ فیهِ ثَمانی خِصالٍ: وَقورا عِنْدَ الهَزاهِزِ ،صَبورا عِندَ البَلاءِ، شَکُورا عِنْدَ الرَّخاءِ، قانِعا بِما رَزَقَهُ اللّه، لایَظْلِمُ الاَعْداءِ، وَ لایَتَحامَلُ لِلاَْصْدِقاءِ، بَدَنُهُ مِنْهُ فی تَعَبٍ وَ النّاسُ مِنْهُ فی راحَةٍ.

 

سزاوار است مؤمن هشت خصلت داشته باشد؛ در سختی ها با وقار، در گرفتاری صبور، در آسایش شاکر و به روزی خداوند قانع باشد، به دشمنان ستم نکند، از دوستان کینه و دشمنی به دل نگیرد، بدنش از او در رنج و مردم از او در آسایش باشند.

 

 

"اصول کافی، جلد2، صفحه 47"

انسجام صفوف مسلمانان در مقابل دشمنان اسلام، و وحدت مذاهب اسلامی آرزوی دیرینه شخصیت های دلسوز جهان اسلام و یکی از بزرگترین هدف های نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است.

البته عده ای نابخردانه گمان کرده اند که هدف از وحدت مذاهب اسلامی، ترویج اباحه گری اعتقادی ، علمی و چشم پوشی از حقایق تاریخی است در حالی که هدف اصلی دعوت تقریب، ایجاد اتحاد بین جوامع و فرق اسلامی است.

این هدف مقدس، متکی به ریشه های استوار در کتاب و سنت است و با ممانعت از ایجاد تفرقه در صفوف مسلمانان، مانع کنار رفتن عنایت الهی وسست شدن ایمان ها و ذلت و شکست مسلمانان و تسلط اجانب بر کشورهای اسلامی می شود.

و در نتیجه سبب پیدایش زبان مشترک و ایجاد ارتباطات درونی و گسترش امت اسلامی می شود و فرهنگ گفت وگو جایگزین سوءتفاهم و عواقب آن می شود.

در همین خصوص رئیس فقید تشخیص مصلحت نظام مرحوم آیت الله هاشمی شاهرودی فرمودند: هر عمل یا گفتاری که موجب فتنه و اختلاف بین مسلمانان شیعه و سنی شود، جایز نیست.

یاداوری گفتار شخصیت های مهم علمی جهان تشیع و تسنن بعنوان رهبران معنوی این گروه عظیم درباره اهمیت مساله  وحدت اسلامی برای تنویر ضرورت انسجام و اتحاد برای مسلمین موضوعی حیاتی است.

احادیث