emamian
شرایط و زمینههای ظهور امام مهدی (علیهالسلام)
ظهور امام مهدی علیه السلام شرایط و نشانه هایی دارد که از آنها به عنوان زمینهها (شرایط) ظهور و علائم آن یاد میشود. تفاوت این دو آن است که زمینهها در تحقق ظهور تأثیر واقعی دارند، به گونهای که با فراهم شدن آنها ظهور امام اتفاق میافتد و بدون آنها ظهور نخواهد بود، ولی علائم در وقوع ظهور نقشی ندارند، بلکه تنها نشانه هایی هستند که به وسیله آنها میتوان به اصل ظهور و یا نزدیک شدن آن پی برد.
با توجه به تفاوت یاد شده به خوبی میتوان دریافت که زمینهها و شرایط نسبت به علائم و نشانهها از اهمیت بیشتری برخوردارند؛ بنابراین لازم است که بیش از آنکه به دنبال علائم باشیم به زمینهها توجه کنیم و در حد توان خود در تحقق آنها بکوشیم. به همین جهت ما ابتدا زمینهها و شرایط ظهور را توضیح میدهیم.
زمینههای ظهور
هر پدیدهای در جهان با فراهم آمدن شرایط و زمینههای آن به وجود میآید و بدون تحقق زمینهها، امکان وجود برای هیچ موجودی نخواهد بود. هر زمینی قابلیت پرورش دانه را ندارد و هر آب و هوایی مناسب با رشد هر گیاه و نباتی نیست. وقتی کشاورز میتواند انتظار برداشت خوب از زمین داشته باشد که شرایط لازم برای به دست آمدن محصول را تهیه کرده باشد.
بر این اساس هر انقلاب و رویداد اجتماعی نیز به زمینهها و شرایط آن بستگی دارد. قیام و انقلاب جهانی امام مهدی علیهم السلام که بزرگترین حرکت جهانی است نیز پیرو همین اصل است و بدون تحقق زمینهها و شرایط آن به وقوع نخواهد پیوست.
مقصود از این سخن آن است که تصور نشود امر قیام و حکومت امام مهدی علیه السلام از روابط حاکم بر جهان آفرینش مستثنی است و حرکت اصلاحی آن بزرگوار از راه معجزه و بدون اسباب و عوامل عادی به سرانجام میرسد، بلکه بر اساس تعالیم قرآن و پیشوایان معصوم علیه السلام، سنّت الهی بر این قرار گرفته که امور عالم از مجرای طبیعی و علل و اسباب عادی انجام گیرد.
امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند:
«أَبَی اَللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ اَلْأَشْیَاءَ إِلاَّ بِأَسْبَابٍ.» (کافی، ج ۱، ص ۱۸۳)
خداوند امتناع دارد از اینکه امور را جز از راه اسباب (آن) فراهم آورد.
البته سخن فوق بدین معنی نیست که در قیام بزرگ مهدوی، امدادهای غیبی و آسمانی وجود نخواهد داشت، بلکه مقصود آن است که در کنار امدادهای الهی، زمینهها و عوامل و شرایط عادی نیز باید فراهم شود.
مهمترین زمینههای قیام و انقلاب جهانی امام مهدی علیه السلام چهار چیز است که هر یک را جداگانه مورد بررسی قرار میدهیم:
الف. طرح و برنامه
روشن است که هر قیام و حرکت اصلاحی به دو برنامه نیاز دارد:
۱. برنامهای جامع برای مبارزه با ناهنجاریهای موجود از طریق سازماندهی نیروها.
۲. قانونی کامل و متناسب با همه نیازهای جامعه که ضامن تمام حقوق فردی و اجتماعی در یک نظام عادلانه حکومتی باشد و حرکت رو به رشد اجتماع را برای رسیدن به وضعیت آرمانی، ترسیم کند.
تعالیم قرآن کریم و سنّت معصومین علیهم السلام که همان اسلام ناب است به عنوان بهترین قانون و برنامه در اختیار امام عصر علیهالسلام است و آن حضرت بر اساس این منشور جاوید الهی عمل خواهد کرد. کتابی که آیات آن توسط خداوند بزرگ که آگاه به تمام زوایای حیات آدمی و نیازهای مادی و معنوی اوست نازل گشته است؛ بنابراین انقلاب جهانی او از نظر برنامه و قانون حکومتی، دارای پشتوانهای بی نظیر است و با هیچ حرکت و جنبش اصلاحی دیگری قابل مقایسه نیست. شاهد این ادّعا آن است که جهان امروز پس از تجربه قوانین بشری به ضعف و سستی آنها اقرار و اعتراف کرده است و به تدریج آماده پذیرش قوانین آسمانی میگردد.
ب: رهبری
در همه قیام ها، نیاز به رهبر از ابتدایی ترین ضرورتهای قیام شمرده میشود و هر چه قیام وسیعتر و دارای اهداف بلندتری باشد، نیاز به رهبری توانا و متناسب با آن اهداف، بیشتر احساس میشود.
در مسیر مبارزه جهانی با ظلم و ستم و حاکمیت عدالت و مساوات در کره زمین، وجود رهبری آگاه و توانا و دلسوز که از مدیریتی صحیح و قاطع برخوردار باشد، رکن اصلی و اساسی انقلاب است. حضرت مهدی علیه السلام که عصاره انبیاء و اولیاء است به عنوان رهبرِ قیامِ بزرگ، زنده و حاضر است. او تنها رهبری است که به دلیل ارتباط با عالَم غیب، به همه هستی و روابط موجود در آن آگاهی کامل دارد و داناترین انسانهای زمان خویش است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
«أَلَا إِنَّهُ وَارِثُ کُلِّ عِلْمٍ وَ الْمُحِیطُ بِکُلِّ فَهْمٍ.» (خطبه غدیر)
آگاه باشید! او (مهدی) وارث تمامی دانشهاست و به همه علوم تسلط و احاطه دارد.
ج. یاران
یکی دیگر از زمینهها و شرایط لازم برای تحقق ظهور، وجود یاورانی شایسته و لایق برای پشتیبانی از قیام و انجام کارهای حکومت جهانی است. بدیهی است وقتی انقلابی جهانی به وسیله رهبری آسمانی روی میدهد، یاورانی متناسب با آن میخواهد و اینگونه نیست که هر کس ادّعای یاوری کند بتواند در آن میدان حضور یابد.
د: آمادگی عمومی
در مقاطع مختلف تاریخِ امامان معصوم علیهم السلام، این حقیقت مشاهده میشود که مردم آمادگی لازم برای استفاده بهتر از حضور امام را نداشتند. آنان در زمانهای گوناگون فیض محضر معصوم را قدر ندانستند و از زمزم جاری هدایت های او آنچنان که بایسته بود بهره نبردند. خداوند متعال آخرین حجّت حق را پنهان کرد تا هر زمان که آمادگی عمومی برای پذیرش او فراهم شد ظاهر شود و همگان را از سرچشمه معارف الهی سیراب سازد.
بنابراین وجود آمادگی از شرایط بسیار مهم برای ظهور مصلح موعود است و به وسیله آن حرکت اصلاحی آن حضرت به نتیجه مطلوب خواهد رسید. امر ظهور زمانی رخ خواهد داد که همگی از عمق جان، خواهان عدالتِ اجتماعی، امنیتِ اخلاقی و روانی، و رشد و شکوفایی معنوی باشند.
بدیهی است که شوق درک حضور امام، زمانی به اوج میرسد که بشریت با تجربه کردن دولتها و نظامهای مختلف بشری به این حقیقت برسد که تنها نجات دهنده عالم از فساد و تباهی، خلیفه و جانشین خدا در زمین حضرت مهدی علیه السلام است و یگانه برنامهای که حیات پاک و طیبه را برای انسانها به ارمغان میآورد، قوانین الهی است؛ بنابراین با همه وجود، نیاز به امام را درک میکنند و به دنبال این درک، برای فراهم شدن زمینههای ظهور او تلاش میکنند و موانع را از سر راه او بر میدارند و در این زمان است که فرج و گشایش فرا میرسد.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در روایتی می فرمایند:
«... حَتَّی لاَ یَجِدُ اَلرَّجُلُ مَلْجَأً یَلْجَأُ إِلَیْهِ مِنَ اَلظُّلْمِ، فَیَبْعَثُ اَللَّهُ رَجُلاً مِنْ عِتْرَتِی... .» (اثبات الهدی، ج ۵، ص ۲۴۴)
[زمانی می رسد] که انسان مؤمن هیچ پناهگاهی نمی یابد که از شرّ ظلم به آن پناه برد؛ پس [در آن زمان]، خداوند مردی از خاندان مرا بر می انگیزد.
ایستادگی در مقابل وحشیگریها در غزه، یک وظیفه همگانی است
رهبر معظم انقلاب اسلامی امدادگران را مظهر صفات انسانی و انسان دوستی دانستند و بر لزوم استمرار روحیه از خودگذشتگی و انسان دوستی ملت ایران، از طریق فرهنگسازی تاکید کردند.
بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنگره ملی شهدای امدادگر که دو روز پیش یعنی روز دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ برگزار شد، عصر امروز در محل برگزاری این همایش منتشر شد.
حضرت آیتالله خامنهای در این دیدار امدادگران را مظهر صفات انسانی و انسان دوستی دانستند و با اشاره به لزوم استمرار روحیه از خودگذشتگی و انسان دوستی ملت ایران، از طریق فرهنگسازی تاکید کردند: نقطه مقابل این روحیه، جنایتها و وحشیگریهای رژیم صهیونیستی در غزه و حمایت غرب از آن است که ایستادگی در مقابل این خونخواریها و جبهه باطل وظیفه همگانی است.
ایشان با اشاره به گزارش ستاد کنگره درخصوص ابتکاراتی همچون تولید کتاب، فیلم و بازیهای رایانهای مرتبط با شهدای امدادگر، گفتند: صِرف تولید این آثار خوب و شوقآفرین کافی نیست بلکه باید کاری کنید که این تولیدات حداقل ۲۰ میلیون مخاطب پیدا کند.
رهبر انقلاب ورود جوانان با انگیزه و مبتکر به بخشهای مختلف همچون صنعت، سیاست، سازندگی، ادبیات و هنر را باعث رقم خوردن پیشرفتهای کنونی برشمردند و افزودند: با وجود جوانان با همت و پر انگیزه هیچ کار نشدنی در کشور وجود ندارد.
حضرت آیتالله خامنهای گفتند: امدادگران در زیر باران گلوله، تنها به فکر نجات دیگران بودند نه حفظ خود و روحیه شگفتانگیز ایثار در آنان به حدی بود که گاهی حتی به اسیران مجروح دشمن نیز کمک میکردند که این رفتار، نقطهی مقابل دنیای بیگانه از انسانیت است.
ایشان فعالیت فداکارانه پزشکان و پرستاران در بیمارستانهای صحرایی نزدیک خطوط مقدم در دوران دفاع مقدس را جز با زبان هنر قابل توصیف ندانستند و با انتقاد از کوتاهی در معرفی کارهای بزرگ فرزندان ملت ایران به جهانیان، افزودند: در حالی که برخی کشورهای فاقد تاریخ و قهرمان، قهرمانان ساختگی خود را با تبلیغات فراوان معرفی میکنند، ما باید قهرمانان واقعی خود را معرفی و به فرهنگ عمومی تبدیل کنیم تا معلوم شود امداد و کمک، وظیفهای اسلامی و انسانی است و باید به صورت مستمر، در همه نسلها تداوم یابد.
رهبر انقلاب نقطه مقابل روحیه ایثار و امداد را خوی و رفتار وحشیانه جنایتکاران صهیونیست در حمله به آمبولانسها، بمباران بیمارستانها و کشتار بیماران و کودکان بیدفاع دانستند و گفتند: امروز اداره دنیا به دست این حیوانات انساننما است و جمهوری اسلامی وظیفه خود میداند که در مقابل این وحشیگریها و خونخواریهای آنها ایستادگی کند.
حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه اعتراض به جنایات علیه غیرنظامیان وظیفهای همگانی است، افزودند: این احساس وظیفه است که باعث حرکت و برافروخته ماندن چراغ امید در دلها میشود و البته دشمنانی همچون غربیها را به مقابله با جمهوری اسلامی واداشته است چرا که اگر ما دست از اعتراض به توحش آنها برداریم، آنها با ما دشمنی نخواهند داشت.
چرایی تناقضگویی ترامپ در اعلام مواضع آمریکا درباره ایران
رویکرد دونالد ترامپ در دور دوم ریاستجمهوریاش به ایران و مذاکرات هستهای که از چند هفته پیش آغاز شده پر از تناقض و پیچیدگی است. او از یک سو با تهدیدات تند و تأکید بر نابودی کامل برنامه هستهای ایران پیش میرود و از سوی دیگر نشانههایی از انعطاف و آمادگی برای رسیدن به توافق و پذیرش برنامه هستهای ایران را نشان میدهد.
این دوگانگی که در اظهارات عمومی، مصاحبهها و تحرکات دیپلماتیک او مشهود است میتواند هم از سردرگمیهای همیشگی دونالد ترامپ ناشی شده باشد و هم بخشی از یک استراتژی حسابشده.
تهدید و فشار حداکثری
ترامپ در مصاحبهای با شبکه NBC در مه 2025، خط قرمز خود را «برچیدن کامل» برنامه هستهای ایران اعلام کرد و هشدار داد که هرگونه تخطی با پاسخی سخت مواجه خواهد شد. این موضع با سخنان تند مایک والتز، مشاور امنیت ملی وقت، تکمیل شد که نهتنها نابودی برنامه هستهای، بلکه تخریب موشکهای استراتژیک ایران را خواستار بود.
با این حال ترامپ در سخنرانی شب گذشته خود در اجلاس سرمایهگذاری آمریکا-عربستان در ریاض هم بخش قابلتوجهی از سخنرانی خود را به ایران اختصاص داد. این سخنرانی با لحنی تند و پر از ادعاهای تکراری علیه ایران و در عین حال با پیشنهادی برای مذاکره و موفقیت مذاکرات با ایران همراه بود.
او ایران را «مخربترین نیروی خاورمیانه» خواند و گفت: «دشمنان شما را انگیزه میدهند، اما ایران هرگز سلاح هستهای نخواهد داشت.» این بخش، که حدود 10 دقیقه از سخنرانی را در بر گرفت، شامل انتقاد از سیاستهای منطقهای ایران، پیشنهاد مذاکره برای توافق هستهای جدید و تهدید به فشار حداکثری بود.
نیویورک تایمز در تحلیلی نوشت که سخنان ترامپ درباره ایران، ترکیبی از سیاست فشار حداکثری دوره اول او و تلاش برای مذاکره است.
تهدید به اقدام نظامی نیز بارها تکرار شده؛ ترامپ در اظهاراتی صریح گفته که شکست مذاکرات، ایران را با «خطر بزرگی» روبهرو خواهد کرد؛ هر چند که بسیاری از تحلیلگران در سراسر دنیا اذعان دارند که دولت آمریکا هیچ گزینه نظامی واقعی و معتبر علیه ایران ندارد.
نرمش و پیشنهادهای دیپلماتیک
با این حال، در کنار این تهدیدات، نشانههایی از انعطاف پدیدار است. ترامپ در همان مصاحبه NBC و اظهارات دیگر، به امکان پذیرش برنامه هستهای صلحآمیز ایران اشاره کرد. استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا نیز از احتمال پذیرش غنیسازی محدود در سطح 3.67 درصد سخن گفته که یادآور توافق برجام در سال 2015 است. این انعطاف، هرچند مشروط، با توصیف مذاکرات بهعنوان «مثبت و سازنده» همراه شده و از تمایل به راهحل دیپلماتیک خبر میدهد.
ابهام در مذاکرات
تناقضها به محتوای مذاکرات محدود نمیشود و در شکل آن نیز دیده میشود.
ترامپ در فوریه 2025 اعلام کرد که نامهای به رهبر ایران برای دعوت به مذاکره ارسال کرده و هدفش توافقی ساده برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است. با این حال، مقامات ایرانی این ادعا را تکذیب کردند و نمایندگی ایران در سازمان ملل اعلام کرد هیچ نامهای دریافت نشده است.
کمی بعدتر ترامپ اذعان کرد که این نامه را هنوز ارسال نکرده و قرار است طی روزهای آینده ارسال کند.
اندکی بعدتر، او در فاصله چند روز مانده به دور اول مذاکرات ادعا کرد که قرار است مذاکرات میان نمایندگان ایران و آمریکا به صورت مستقیم برگزار شود، حال آنکه اندکی بعدتر مشخص شد گفتوگوها بر خلاف ادعاهای آمریکا غیرمستقیم بوده است.
دلایل تناقضها
هر چند برای اظهارنظر درباره نیات و انگیزههای ترامپ هنوز خیلی زود است اما به نظر میرسد ترکیبی از چند عامل را بتوان در موضعگیریهای ضد و نقیض دولت او موثر دانست.
یکی از دلایل احتمالی میتواند این باشد که ترکیب فشار حداکثری و انعطاف دیپلماتیک اهرمی دوجانبه برای آمریکا فراهم میکند. تهدیدات، ایران را زیر فشار اقتصادی و سیاسی نگه میدارد، در حالی که پیشنهادهای محدود، راه مذاکره را باز نگه میدارد.
دوم، اختلافات داخلی در دولت ترامپ نقش مهمی دارند. در یک سو، تندروهایی مانند والتز و مارکو روبیو خواستار سختگیری و حتی اقدام نظامیاند و در سوی دیگر، میانهروها توافق محدود با نظارت شدید را ترجیح میدهند.
اما از طرف دیگر، خود این اختلافها و انعکاس آن در رسانهها ممکن است نوعی جنگ زرگری برای اعمال فشار بر ایران جهت توافق با آمریکا باشد. ترامپ بارها در موضوعات مختلف به این اشاره کرده که داشتن چهرههایی تندرو در کاخ سفید جزو راهبردهای او است، زیرا از طریق آنها میتواند درباره تبعات عدم توافق با خودش هشدار بدهد.
این موضعگیریهای دوگانه مصرف داخلی هم دارد. اظهارات سختگیرانه برای جلب حمایت جمهوریخواهان تندرو طراحی شدهاند در حالی که اشاره به دیپلماسی به رایدهندگان میانهرو و قانونگذاران دموکرات که خواستار بازگشت به برجام هستند، اطمینان میدهد.
از سوی دیگر این فراز و فرودها با نگاهی به افکار عمومی داخل ایران و ایجاد هیجان در اجتماع ایران نسبت به نتیجه مذاکرات و پمپاژ انتظارات هیجانی و فراواقعی در اقتصاد و اجتماع ایران، مطرح میشود. از این رو شاهد هستیم که درست پیش از مذاکرات حرفها و انتظارات فراواقعی و خارج از چارچوب از سوی آمریکاییها مطرح میشود و بعد از مذاکرات تلاش آنها برای مثبت نشان دادن روند مذاکراتی است.
با این حال واقعیت این است که روند مذاکرات و نتایج آن تنها بخش کوچکی از اموری است که ایران مشغول رسیدگی به آن است و به اینگونه نیست که مسائل کلان اقتصادی و اجتماعی ایران به نتیجه مذاکرات به آن گونه که ترامپ و همراهانش انتظار دارند، بستگی داشته باشد.
موفقیت این استراتژی تناقض گویی در ابراز مواضع، به توانایی تیم مذاکرهکننده آمریکا، بهویژه استیو ویتکاف، در هماهنگی داخلی و ارائه پیشنهادی واقعبینانه به ایران بستگی دارد. اما خطر این رویکرد نیز قابل چشمپوشی نیست. ابهام بیش از حد میتواند به بدبینی موجود میان ایرانیها نسبت به آمریکا بیفزاید و مذاکرات را به بنبست بکشاند.
جلوگیری از پوکی استخوان با مصرف این میوه
میوهها و سبزیجاتی که سرشار از ترکیبات زیست فعال مانند اسید فنولیک، فلاونوئیدها و کاروتنوئیدها هستند، میتوانند به طور بالقوه به محافظت در برابر پوکی استخوان کمک کنند.
به گفته محققان، استخوانها در طول زندگی به طور مداوم سلولهای استخوانی جدید میسازند و سلولهای قدیمی را از بین میبرند. اما پس از ۴۰ سالگی، این تجزیه سلولهای قدیمی شروع به پیشی گرفتن از تشکیل سلولهای جدید میکند. این فرایند میتواند ناشی از عوامل متعددی از جمله التهاب و فشار اکسایشی باشد، یعنی زمانی که رادیکالهای آزاد و آنتی اکسیدانها در بدن نامتعادل هستند.
با این حال، آلو دارای فواید تغذیهای زیادی مانند مواد معدنی، ویتامین K، ترکیبات فنلی و فیبر رژیمی است که همه آنها میتوانند به مقابله با برخی از این اثرات کمک کنند.
از آب زمزم سیراب شو و از طاعت خدا سرمست
هر قدم که در سرزمین پر رمز و راز وحی میگذاری مبارک است و عبادت، به شرط آنکه به اسرار آن واقف باشی و هر مرحله از اعمال حجات را با طهارت و خلوص و نیتِ «قرب الی الله» پشت سر بگذاری؛ هر مرحله را؛ حتی وقتی تشنهای و میخواهی جرعه آبی بنوشی و خودت را به نزدیکترین آبخوری و چاهِ آب کنار «خانه خدا» میرسانی؛ به چاه زمزم ...
لیوانت را برمیداری و آن را از آب گوارای زمزم پر میکنی و میخواهی که ... اما ننوش! قدری تامل کن!... میشنوی؟!...صدای امامت را میشنوی که در همین مسیر به یار و همراهش چه میگوید؟ ...
امام سجاد (ع) از یار خود؛ شبلی میپرسد: «اشراف بر آب چاه زمزم پیدا کردهای؟ آیا مقداری از آب زمزم را نوشیدهای؟ آیا هنگام اشراف و نوشیدن، هنگامی که بالای این چاه آمدی به این قصد بودی که «خدایا! هرچه طاعت تو است پذیرفتم، هرچه معصیت تو است ترک کردم؟»، که معنای نوشیدن آب زمزم و اشراف بر آن، این است.
و شبلی عرض میکند: نه! امام ( ع) دوباره میفرماید: پس تو اشراف پیدا نکردهای...
زائر بیتالله که به اسرار حج آشناست، وقتی آب زمزم را بر سر و سینه یا در کامش میریزد، اینچنین قصد میکند که: «خدایا آنچه طاعت توست، نوشیدم.»
من جام طاعت نوشیدم و جام معصیت را ترک کردم. و این همان سِّری است که در نوشیدن یک جرعه آب از چاه زمزم نهفته است و آیتالله جوادی آملی در صهبای صفا به آن اشاره کرده است.
راه که میروی، سعی که بین صفا و مروه میکنی، زیارت که میروی، آبی که مینوشی و حتی نفس که میکشی در سرزمین وحی، آدابی دارد و رازی و اسراری که بر هر کدام که آگاه باشی و با علم و بصیرت و طهارت عمل کنی، پلهای از نردبان نور بالاتر رفتهای ...

چشمهای که برای اسماعیل (ع) جوشید
و اما هر مکان و مرحلهای از عبادت باشکوه حج، ظاهری هم دارد و تاریخ و تاریخچهای ...
مثل همین چاه زمزم که در قسمت شرقی مسجدالحرام در مکه قرار دارد و همانند دیگر مشاهد حج، از آثار ابراهیم(ع)، اسماعیل(ع) و هاجر(س) است.
به عقیده مسلمانان این چاهِ آبِ مقدس به صورت معجزهآمیزی هزاران سال پیش در زمان حضرت ابراهیم(ع) برای نوزاد تشنه او اسماعیل (ع) از زمین جوشیده است.
چاه زمزم یکی از آثار مسجدالحرام به شمار میرود که با نامهای چاه اسماعیل، حفیرة عبدالمطلب، شفاء سُقم، عافیه، مَیمونه، طُعم، بَرکة، بَرّة و بِئِر شَبَع نیز شناخته میشود.
این چاه در نزدیکی مقام ابراهیم و در هجده متری کعبه، در زیرزمین واقع شده است و آب آن توسط پمپ از طریق لولهکشی به زائران میرسد.
سالانه میلیونها نفر در زمان حج واجب یا عمره به دیدن چاه زمزم میروند تا از آب آن بنوشند.

آب زمزم؛ هدیهای که پیامبر (ص) دوست میداشت
مستحب است انسان پس از طواف و نماز طواف به کنار چاه زمزم برود، مقداری از آب زمزم بنوشد و مقداری هم بر سر و روی خود بریزد و به او تبرک کند.
وجود مبارک پیامبر (ص) که در مکه بودند، از آب زمزم استفاده میکردند. وقتی مدینه تشریف بردند، استهداء میکردند، یعنی زائرانی که از مکه برمیگشتند برای آن حضرت آب زمزم را هدیه میآوردند و وجود مبارک پیامبر ( ص) آب زمزم را به عنوان هدیه قبول میکردند.
آب زمزم آنقدر پر برکت است که پیغمبر (ص) آن را به عنوان هدیه قبول میکند؛ آبی که به برکت دودمان خلیلِ حق جوشید و هنوز هم پس از هزاران سال میجوشد. با اینکه مکه سرزمین برف و یخ و باران فراوان نیست، جوشیدن این چشمه در طی هزاران سال بسیار شگفتانگیز است. گرچه چاهها و قناتهای دیگری اضافه شد، ولی آب زمزم همچنان در حال جوشش است.

در مقام ابراهیم (ع)، ابراهیمی شو ...
یک حج است و هزار رمز و رازی که در هر بخش از اعمال و مناسک این فریضه نهفته است. از احرام بستن و لبیک گفتنِ زائر گرفته تا دست دراز کردن به سوی حجرالاسود و ایستادن بر مقام ابراهیم و گردیدن دور خانه خدا ...
ایستادن بر مقام ابراهیم بخشی از همین مراحل و مناسک حج است که ظاهری دارد و رمز و راز و باطنی. ظاهرش در دین آمده و باطنش از زبان معصوم (ع) بیان شده است. اگر زائر هستی و میخواهی به مقام حاجی نائل شوی و اوج بگیری و با سفر حج به معراج بروی، باید به راز آن گاه شوی و سپس رو به آن مقام والا بیاوری.
ظاهر مقام ابراهیم (ع) اما اینگونه است که: به محل ایستادن حضرت ابراهیم (ع) مقام ابراهیم میگویند و سنگی است به طول و عرض 40 سانتیمتر و بلندی تقریبی 50 سانتیمتر که جای پای ابراهیم روی آن است و مقابل درِ کعبه قرار دارد. رنگ آن میانِ زرد و قرمزِ متمایل به سفید است. طبق اعتقادات مسلمانان این مکان مربوط به زمانی است که حضرت ابراهیم دیوارهای کعبه را بالا میبرد؛ آن گاه که دیوار بالا رفت، به اندازهای که دست به آن نمیرسید، سنگی آوردند و ابراهیم روی آن ایستاد و سنگها را از دست حضرت اسماعیل گرفت و دیوار کعبه را بالا برد. روی این سنگ، اثر پای حضرت ابراهیم مشخص است اما اثری از انگشتان او نیست. از یک زمان به بعد این سنگ با طلا پوشانده شد و در محفظهای قرار گرفت تا آسیب نبیند. حجگزاران پس از طواف واجب، باید پشت مقام ابراهیم، 2 رکعت نماز طواف به جای آورند. نماز طواف نساء نیز پشت مقام ابراهیم خوانده میشود.

پس تو اصلا طواف نکردهای ...
باطنش و رازی که در خود پنهان دارد اما آن چیزی است که امام سجاد (ع) وقتی همراه با یکی از یارانش به نام شبلی در طواف است، به آن اشاره میکند. آنطور که آیتالله جوادی آملی در کتاب صهبای صفا آوردهاند: امام سجاد با اشاره به مقام ابراهیم به شبلی میفرماید: معنای ایستادن در مقام ابراهیم (ع) و نماز گزاردن در آن مقام را میدانی و آیا این کارها را انجام دادهای؟
شبلی میگوید: ظاهرش را انجام دادم، ولی نیتهایی را که میفرمایید، نکردم.
سپس امام سجاد (ع) میفرماید: پس تو اصلا طواف نکردهای، ارکان را مَس نکردهای، حجرالاسود را دست نزدهای، مقام ابراهیم نرفتهای و نماز طواف نخواندهای، زیرا عملت بیسِّر و بیروح انجام شده است.
در قرآن کریم آمده است که پس از طواف، کنار مقام ابراهیم بروید و آنجا را به عنوان مصلی و جای نماز انتخاب کنید. (واتخذوا من مقام ابراهیم مصلی).
روایات ما سخن از «خلف مقام ابراهیم» دارد، ولی قرآن کریم تعبیرش این است: «واتخذوا من مقام ابراهیم مُصَلَّی». همان محدوده را به عنوان جای نماز انتخاب کنید.
امام سجاد (ع) طبق این نقل فرمودند: این یک سِری دارد؛ یعنی «خدایا! مکانی که ابراهیم ایستاده است، من ایستادهام. این دو حکم دارد: یکی «حکم ظاهری» و دیگری «حکم باطنی». آن باطن، سِر این ظاهر است.»
ظاهر آن است که: انسان به آن مکانی که ابراهیم (ع ) ایستاده، واقف شود و بایستد و دو رکعت نماز بخواند.
جایگاه ابراهیم(ع) را دریاب و ابراهیمی شو
باطن آن است که: آن مکانت ( جایگاه و عزت و منزلت) را دریابد. در آن مکانت مستقر شود و نمازی چون نماز ابراهیم بخواند.
هر دو مطلب آمده است: یکی مربوط به مناسک حج است و دیگری مربوط به اسرار حج.
حضرت سجاد (ع) در این حدیث فرمود: وقتی انسان به مقام ابراهیم میرسد، یعنی: « خدایا من به جایگاه ابراهیم خلیل پا گذاشتهام... در اینجا با هر اطاعتی آشنایی برقرار کرده و از هر معصیتی ابراز انزجار میکنم. همانطور که خلیل تو گفت: وجهتُ وجهیَ للذی فَطَرَ السَّماواتِ و الأرض، من نیز ابراهیمگونه به هر طاعتی روی میآورم و از هر معصیتی روی بر میگردانم.»
امام سجاد (ع) سپس از شبلی پرسید: «و صلّیت صلوة ابراهیم و أَرْغَمْتَ اَنفَ الشیطان/ ابراهیمگونه نماز خواندی؟ و دماغ شیطان را به خاک مالیدی؟» ...
این فرموده امام یعنی: آن کس که در حال نماز حواسش جمع نیست و خلوص و خضوعی ندارد، او به جای ابراهیم نایستاده است.
کسانی که به اسرار حج و زیارت آگاه هستند، وقتی به مکه میروند و اطراف مکه طواف میکنند، لحظه به لحظه، قدم به قدم، آن مراسم و مواقف را گرامی میدارند، زیرا آنجا انبیاء و اولیاء و ائمه پاگذاشتهاند. آنها میگویند من به جایی پاگذاشتهام که انبیا و اولیا و ائمه (ع) پا گذاشتهاند. من به چیزی دست میزنم که انبیا و معصومین (ع) دست زدهاند.
کسانی که به اسرار حج آشنا نیستند، اما معلوم نیست با چه حالی به مکه میروند، با چه قالی در مکه سخن میگویند، اینها اطراف کعبهای میگردند که مشرکین هم اطراف آن زیاد طواف کردهاند، که: «و ما کان صلاتهم عندالبیت الا مکاءً و تصدیة».

فقط دور کعبه گشتن کافی نیست
افراد تبهکار هم دور کعبه زیاد گشتهاند. آن وقت که این کعبه بتکده بود، بتپرستان زیاد دور این کعبه میگشتند. در جاهلیت، دور این کعبه طوافها کردهاند!
اما اگر کسی با اسرار حج و زیارت آشنا باشد، میبیند در جای پای انبیا و ائمه (ع) پا مینهد.
امام سجاد (ع) طبق این حدیث فرمود: کسی که به ابراهیم رسیده است، در مکانت مقام ایستاده و ابراهیمگونه نماز میخواند و دماغ شیطان را به خاک میمالد. اما چه گروهیاند که دماغ شیطان را به خاک میمالند؟ آنها گروه مخلصین هستند. مخلصین کسانی هستند که دماغ شیطان را به خاک میمالند. یعنى وساوس شیطان در آنها اثر نمیکند. خاطرات شیطانى در صحنه نفسشان راه پیدا نمىکند و دسیسههاى بیگانهها هم در مرزهاى فکرى اینها رخنه و نفوذ ندارد؛ اینها هستند که دماغ شیطان را به خاک مالیدند. اما کسی که گرفتار دسائس و وساوس و سیاستبازیها و امثال آن است، او طعمه شیطان است. شیطان دماغ او را به خاک مالیده است.
دقت کنید که حضرت سجاد (ع) به شبلی فرمود: پس تو نماز مقام ابراهیم را انجام ندادهای، حال آنکه شبلی و امثال او از کسانی بودند که به مراسم و مناسک حج آشنا بودند و عمل کردند، ولی زیارت بیروح، مثل ترک زیارت است.
امام رضا(ع) و فلسفه حج: سفری به سوی طهارت و بندگی
سفر حج، زیباترین و عمیقترین مرحله از زندگی انسانی است که طیّ آن، روح از گرفتاریهای دنیا رها شده و به سوی سرچشمه نور و حقیقت حرکت میکند. این سفر، تجلی آگاهی انسان از نیاز به خالق و عزم او برای جبران گذشته و ساختن آیندهای بر پایه رضایت الهی است. در این سفر معنوی، انسان فرصت مییابد تا بار گناه و سنگینی غفلتهای گذشته را به زمزمه دعا و ذکر واگذار کند و با خلوص قلب و نیت، به درگاه پروردگارش تقرب جوید. لحظاتی که او در کنار دیگر بندگان، فارغ از هرگونه تعصب و تفاوت، لباس ساده احرام به تن دارد، درس برابری، تواضع و بندگی را به گونهای پررنگ و عمیق فرا میگیرد.
امام رضا علیهالسلام درباره علت حج میفرماید «وَ عِلَّةُ الْحَجِّ: الْوِفَادَةُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ طَلَبُ الزِّيَادَةِ وَ الْخُرُوجُ مِنْ كُلِّ مَا اقْتَرَفَ وَ لِيَكُونَ تَائِباً مِمَّا مَضَى مُسْتَأْنِفاً لِمَا يَسْتَقْبِلُ.» (عیون اخبار رضا (ع)، ج2، ص90)یعنی علت وجوب حج عبارتند از:
1. سفر به سوی خداوند متعال: «الْوِفَادَةُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى» اشاره به سفری روحانی و معنوی به سوی خداوند دارد. واژه «وِفادَة» از ریشه عربی «وَفد» به معنای ورود باشکوه و محترمانه برای دیدار یک مقام والا یا بزرگ است. در اینجا مقصود از «وفادَه به سوی خداوند»، نوعی بازگشت و حرکت است که نه از جنس جسمانی، بلکه از لحاظ روحانی و معنوی صورت میگیرد. این سفر، تجلی حضور در محضر خداوند است؛ رفتنی که با خضوع، تواضع و فروتنی همراه است. حج، بهترین مصداق این حرکت است، زیرا انسان با ترک لذایذ و تعلقات دنیایی و با قلبی آکنده از امید و اطاعت، به سوی خانه خدا میرود تا با انجام عبادات، طلب رضایت الهی کند.
2. طلب افزایش فیض: «طَلَبُ الزِّيَادَةِ» به معنای طلب افزایش و فزونی است و در این عبارت به میل و تلاش انسان برای کسب فیض و برکت بیشتر از سوی خداوند اشاره دارد. طلب زیادت، به این معناست که انسان نهتنها برای توبه و پاک شدن از گناهان گذشته به سوی خدا میرود، بلکه از او میخواهد درجات بالاتری از رحمت، مغفرت، نورانیت و معرفت را برای خود طلب کند. انسان با حضور در مناسک حج و انجام عباداتی که تجلی بندگی و اخلاص است، از خداوند میخواهد که افزون بر بخشش گناهان، او را در مسیر کمال یاری کرده و قلبش را سرشار از ایمان، امید و محبت الهی کند.
3. خروج از هر آنچه که مرتکب شده است تا توبهکننده از گذشته خود باشد و زندگی تازهای را برای آینده آغاز کند. «الْخُرُوجُ مِنْ كُلِّ مَا اقْتَرَفَ» نشاندهنده جنبهای از حج است که مرتبط با توبه، تزکیه نفس و آغاز دوباره در مسیر بندگی است. در ادامه، تأکید بر توبه واقعی و صادقانهای است که با پشیمانی عمیق همراه است؛ توبهای که فرد را از گذشته تاریک جدا کرده و به سوی آیندهای روشن سوق میدهد.
سعی کن برای خداوند؛ مثل سعی هاجر میان مروه و صفا
حج؛ این عبادت باشکوه؛ هر قدمش سرّی دارد و اگر به آن اسرار واقف شوی، راهی به منزلت و شرف و دریای نور مییابی و دست در دست انبیا و اولیاء به قرب پروردگار میرسی.
در طریق حج باید خودت را از پیش برای انجام صحیح اعمال و مناسک متعددی آماده کنی، اما پیشتر باید به سِرّ هر یک از آن اعمال آگاه شوی، سرّی که باطن عمل است و تنها راه قبولی و قرب.
آنطور که در صهبای صبا اثر ارزشمند آیتالله جوادی آملی آمده است: یکی از آن اسرار در سعی میان صفا و مروه و هروله در آن محدوده خاص و متبرک است. راز سعی میان صفا و مروه در کلام حضرت امام سجاد زینالعابدین(ع) اینگونه هویدا شده است؛ آنجا که هنگام انجام عبادت حج به یارش؛ شبلی فرمود: «آیا بین صفا و مروه سعی کردی؟ شبلی عرض کرد: آری. امام(ع) فرمود: هنگام سعی، فلان مطلب را در ذهن داشتی؟ هنگام صفا فلان مطلب را، هنگام مروه فلان مطلب را، هنگام سعی بین صفا و مروه فلان مطلب را بهعنوان حج و زیارت در ذهن داشتی؟ شبلی عرض کرد: نه. امام(ع) فرمود: پس تو سعی بین صفا و مروه نکردی!
در قرآن کریم و در آیه 158 سوره بقره، مسئله صفا و مروه بهصورت صریح بیان شده و جزو شعائر الهی به شمار آمده است: «إِنَّ الصفا و المروة من شعائر الله فَمَن حَجَّ البیت أو اعتمر فلا جناح علیه أن یَطَّوَّفَ بهما».
سعى بین صفا و مروه بهنوبه خود بهعنوان طواف تعبیر شده و از شعائر الهى به شمار آمده است.
حضرت سجاد(ع) فرمود: معنای سعی اصولاً این است؛ انسان از معصیت به اطاعت فرار میکند و عبارت «فَفِرُّوا إلی الله» در سعی بین صفا و مروه بهصورت بارز جلوه کرده است. این تلاش و کوشش و دویدن یعنی از گناه به اطاعت دویدن، از مخالفت با موافقت دویدن، از غیر حق دوری جستن و مانند آن... .
در اینجا زائران بین صفا و مروه تردد دارند، یعنی میروند و برمیگردند. امام سجاد(ع) خطاب به شبلی فرمود: «میدانی راز این تردد چیست؟ بین این دو کوه حرکت کردن یعنی چه؟ یعنی «خدایا! من بین خوف و رجاء بهسر میبرم.»»
یعنی نه خوف محض دارم، نه رجای صرف، نه آن چنان است که فقط بترسم و هیچ امیدی نداشته باشم، نه آن چنان است که همهاش امید باشد و هیچ ترسی نباشد، این تردد بین صفا و مروه همان تردد بین خوف و رجاء است.
مسلمانِ مؤمن تا زنده است بین خوف و رجاء بهسر میبرد، از کارهای خود خوف دارد و به لطف پروردگار امیدوار است.
در سوره مبارکه زمر، خدای متعال مردان الهی را که عالمِ باعمل هستند، میستاید و میفرماید: «أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّیْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَیَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ ۗ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَایَعْلَمُونَ».
مردان الهی که علمهای آموزنده دارند، اینها از پایان کار خود هراسناک هستند و به لطف حق امیدوار، آنها کسانی هستند که «یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَیَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ»، از خدا نمیترسند چون خدا جمال محض است، جمال محض و ارحم الراحمین که ترسی ندارد، انسان از پایان کار خود میترسد وگرنه خدا محبوب است، نه مهروب.
پس بنده مؤمن بین خوف و رجاء زندگی میکند و این سِرّ در سعی بین صفا و مروه جلوه کرده است.
اگرچه در اصلِ این تردد، هاجر(ع) چند بار از کوه صفا به مروه و از مروه به صفا برای طلب آب آمد، تا اینکه آبی برای نوزادش تهیه کند و این آهِ مادرانه هاجر(ع) آنچنان اثر گذاشت که طبق دعای خلیلِ حق، از زیر پای اسماعیل چشمه زمزم جوشید و هنوز با گذشت چند هزار سال میجوشد، ولی سرّ این کار آن است که انسان به صفا و به مروت و مردانگی برسد، یک انسان جوانمرد، دیگر دست به کار ذلیلانه دراز نمیکند، همان که سالار شهیدان حضرت حسینبن علی(ع) فرمود: نه دست تسلیم و مذلت دارم و نه پای گریز و فرار. من هستم و مردانگی و میدان و مبارزه و شهامت و شجاعت. همان درس را نیز حج به انسان میدهد.
موقعیت جغرافیایی صفا و مروه

صفا و مروه، دو کوه کمارتفاع در جانب شرقی کعبه هستند، فاصله بین این دو کوه «مَسعیٰ» نام دارد که محل انجام یکی از مناسک حج و عمره به نام سعیِ صفا و مروه است. نام این دو کوه بهعنوان یکی از شعائر الهی در قرآن کریم و در سوره بقره ذکر شده است. طبق روایات اسلامی پیشینه تاریخی کوههای صفا و مروه به زمان هبوط حضرت آدم(ع) به زمین، بازمیگردد.
حضرت ختمی مرتبت پیامبر اکرم(ص) فرمود: «از آن (صفا) آغاز کنید که خداوند به آن آغاز کرده است.»، بنابراین، در سعى حج و عمره، آغاز کردن سعى از صفا و ختم کردن آن به مروه واجب شده است.
حضرت امام جعفر صادق(ع) درباره وجه تسمیه این دو کوه مىفرماید: «آدم مصطفى» پس از اخراج از بهشت بر فراز یکى از این دو فرود آمد و نام کوه از (مصطفى) گرفته و صفا نامیده شد و «حوّا» بر کوه دیگرى فرود آمد و اسم آن از «مرأة» که بهمعناى زن است، اتخاذ شد و مروه نام گرفت.
در روایت دیگر امام صادق(ع) مىفرماید: وقتى حضرت ابراهیم، اسماعیل را در سرزمین مکه گذاشت، آن کودک تشنه شد، مادرش (هاجر) بر بالاى کوه صفا رفت و فریاد زد: آیا در این وادى کسى هست؟ سپس بهطرف مروه و بر آن کوه بالا رفت و فریاد زد: آیا در این وادى کسى هست؟ پاسخى نشنید تا هفت بار این کار ادامه یافت، ازاینرو خداوند سعى میان صفا و مروه را هفت بار سنت قرار داد.
برای سعی میان صفا و مروه آداب و احکام متعددی وجود دارد که برای درستی ظاهر این عمل باید حتماً رعایت شود.
در روایات فضیلتهایی برای توقف و سعی در صفا و مروه بیان و امتیازاتی برای این مکان ذکر شده؛ از جمله آمده است: توقف در «صفا» موجب زیاد شدن مال میشود، سعی «صفا» و «مروه» موجب شفاعت ملائکه و پاکی از گناهان میشود و مکان «سعی» محبوبترین مکان نزد خداست.

کوه صفا

کوه مروه
کعبه؛ از نماد آزادی تا محور طهارت و قیام
حجتالاسلام قاسمیان در قسمت چهاردهم پادکست «محفل حج»، به تحلیل ابعاد روحانی مناسک حج پرداخت. از ارتباط عرش و کعبه تا مراتب معنوی طهارت و سفر قلب آدمی به سوی خدا گفت و به محورهای معنوی حج همچون آزادی، قیام، طواف و طهارت اشاره کرد و نقش این مناسک را در بازگشت حاجی به فطرت اولیه انسان بررسی کرد.
روح حاکم بر مناسک حج
قاسمیان، به ضرورت درک «روح حاکم بر حج» اشاره و بیان کرد که اگر این روح حاکم درک شود، حاجی در جریان مناسکی همچون میقات، احرام، لبیک و طواف، سفری معنوی را آغاز خواهد کرد که مقصد آن نه فقط مکه، بلکه درک ماهیت اسرارآمیز و ازلی خانه کعبه است.
وی افزود: «حج نه فقط یک سفر فیزیکی، بلکه بازگشت به عهدهای الهی است که انسان در عالم ذر با پروردگار بسته است.»
کعبه: خانهای فراتر از زمین
او کعبه را بنایی معرفی کرد که فراتر از یک مکعب سنگی، دارای ارتباطی معنوی با عرش الهی و بیتالمعمور است و تاکید دارد که این خانه، آزاد و ازلی است و پیوندی فطری با روح انسان دارد: «کعبه نه تنها یک مکان، بلکه محور
هستی است که بر پایه تسبیحات اربعه (سبحانالله، الحمدلله، لا اله الا الله، اللهاکبر) بنا شده است. این خانه تا اعماق هستی در عرش الهی امتداد دارد و مفهوم آزادی را در ذات خود جای داده است.»
به گفته قاسمیان دلیل فرود آوردن سر انسان هنگام دیدن کعبه، همین ازلی بودن و عظمت معنوی آن است.
کعبه و نقش امامت
در ادامه، قاسمیان با تاکید بر اینکه کعبه به عنوان «خانه امام» نیز شناخته میشود، به آیات قرآنی اشاره داشت که حج و طواف به کعبه را وسیلهای برای تجدید عهد با امامت معرفی میکند و اینطور بیان کرد: حج، لحظهای است که حاجی باید قولهای خود را با امام و ولایت تازه کند و پیمانهای الهی خود را بازگو و بر آنها پایبند بماند. چرا که اگر انسان پیمانهای خویش را نقض کند، مورد خطاب خشم الهی قرار میگیرد.
وی بر اهمیت وفای به عهد تاکید کرد و افزود: خانه کعبه نمادی از وفاداری به ولایت و امامت است.
قاسمیان به اهمیت طهارت جسم و روح در حج اشاره کرد و گفت: طهارت نه فقط یک پاکیزگی سطحی، بلکه شرط ضروری برای طواف صحیح و رسیدن به حقایق قرآن کریم است. طواف حول کعبه همانند نماز است و بدون وضو و طهارت انجام آن ممکن نیست.
وی به نقش طهارت در اتصال انسان به مراتب معنوی و حتی ظاهر و باطن قرآن اشاره کرد و تاکید داشت که تنها انسانهایی با طهارت میتوانند به اسرار قرآن دست یابند و شرک به عنوان یکی از بزرگترین نجاسات معنوی، مانع از این اتصال خواهد شد.
قاسمیان در ادامه به طهارت مالی پرداخت و گفت: طهارت مالی از مهمترین شرایط حج صحیح است. اگر حاجی با اموال غصبی و درآمد نامشروع به حج برود، این سفر بیارزش خواهد بود و باید دوباره حج را انجام دهد. پرداخت حقوق واجب، تصفیه مالی و صدقه، جزو مقدمات ورود به خانه خداست. صدقه و زکات نهتنها باعث پاکیزگی مال میشود بلکه موجب تطهیر روح حاجی نیز خواهد شد.
مراتب طهارت و مقامات حاجیان
قاسمیان در بخشی از سخنان خود به چهار مقام معنوی حاجیان اشاره کرد:
طائفین: کسانی که پروانهوار حول کعبه میچرخند و حرکت میکنند.
عاکفین: اشخاصی که در مقابل عظمت کعبه متوقف و مقیم میشوند.
راکعین: حاجیانی که با نهایت تواضع به رکوع میروند و احترام خود را به خانه خدا نشان میدهند.
ساجدین: این افراد در اوج طهارت معنوی قرار دارند و در سجده با خداوند متحد میشوند.
او تأکید کرد که این مقامات، به میزان طهارت قلب و روح حاجی وابسته است و هر مرحله نشاندهنده عمق ارتباط معنوی انسان با خداوند است.
خانه خدا یا خانه من؟
قاسمیان در بخشی دیگر از سخنان خود به تفاوت معنوی میان «خانه خدا» و «خانه من» اشاره کرد و گفت: وقتی کعبه را به شخص نسبت میدهیم و میگوییم «بیتی»، ترسیم رابطهای عمیقتر میان انسان و خدا رخ میدهد. اینجا تنها مکان نیست، بلکه جایی است که خداوند شخص حاجی را مستقیم تحویل میگیرد و شفیع نهایی خود خداوند است.
وی کعبه را نه فقط محل اجتماع حاجیان، بلکه محلی برای تکامل معنوی و عمیقترین سطح ارتباط انسان با خداوند دانست.
قاسمیان در پایان به حاجیان توصیه کرد که پیش از سفر حج، روح و مال خود را پاک کنند و با درک ابعاد معنوی مناسک حج، به این سفر عظیم قدم بگذارند چرا که تولد دوباره فطری انسان تنها در خانه خدا ممکن است و این سفر، پایان وابستگیها و آغاز آزادی و نزدیکی به پروردگار است.
طول عمر امام زمان علیهالسلام
از مباحث مربوط به زندگی امام مهدی علیه السلام، طول عمر آن بزرگوار است. برای بعضی این سؤال مطرح است که چگونه ممکن است انسانی، عمری چنین طولانی داشته باشد؟!
علت طرح این سؤال این است که آنچه در جهان امروز، معمول و متداول است عمرهای محدود است و بعضی با دیدن و شنیدن اینگونه عمرها، نمیتوانند یک عمر طولانی را باور کنند؛ وگرنه عمر طولانی از نظر عقل و دانش بشری، امری غیر ممکن نیست و دانشمندان با مطالعه اجزاء بدن به این حقیقت رسیدهاند که ممکن است انسان، سالهای بسیار طولانی زنده بماند و حتی گرفتار پیری و فرسودگی هم نشود.
تلاش دانشمندان برای دست یافتن به راههای غلبه بر پیری و رسیدن به عمر طولانی، نشانگر امکان چنین پدیدهای است، چنانکه در این مسیر گامهای موفقیت آمیزی برداشته شده است.
در کتابهای آسمانی و تاریخی، انسانهای زیادی با نام و نشان و شرح حال یاد شدهاند که مدت عمر آنها بسیار درازتر از عمر بشر امروز بوده است.
در قرآن آیهای است که نه تنها از عمر طولانی، بلکه از امکان عمر جاویدان خبر میدهد و آن آیه درباره حضرت یونس علیه السلام است که میفرماید:
«فَلَوْلَا أَنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ، لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلَی یَوْمِ یُبْعَثُونَ.» (سوره صافات،آیات ۱۴۳و ۱۴۴)
و اگر او از تسبیح کنندگان نبود، تا روز قیامت در شکم ماهی می ماند.
بنابراین از نظر قرآن، عمر بسیار طولانی، از عصر حضرت یونس علیه السلام تا روز رستاخیز که در اصطلاح زیست شناسان عمر جاویدان نامیده میشود، برای انسان و ماهی امکانپذیر است.
قرآن کریم در مورد حضرت نوح علیه السلام می فرماید:
«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَیٰ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِینَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ.» (سوره عنکبوت، آیه ۱۴)
و ما نوح را بسوی قومش فرستادیم؛ و او را در میان آنان هزار سال مگر پنجاه سال، درنگ کرد؛ اما سرانجام طوفان و سیلاب آنان را فرا گرفت در حالی که ظالم بودند.
آنچه در آیه شریفه آمده است، مدت پیامبری آن حضرت است و بر اساس برخی روایات، مدت عمر آن بزرگوار ۲۴۵۰ سال بوده است.
جالب اینکه در روایتی از امام سجاد علیه السلام نقل شده است که فرمود:
«فِی اَلْقَائِمِ مِنَّا سُنَنٌ مِنَ اَلْأَنْبِیَاءِ ... فَأَمَّا مِنْ آدَمَ وَ نُوحٍ فَطُولُ اَلْعُمُرِ.» (کمال الدین، ج ۱، ص ۳۲۱)
در قائم ما، سنت هایی از انبیاء وجود دارد، و اما سنت (او) از آدم (ع) و نوح (ع)، طول عمر است.
قرآن کریم همچنین درباره حضرت عیسی علیه السلام می فرماید:
«وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَٰکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ ... بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ.» (سوره نساء، آیات ۱۵۷ و ۱۵۸)
و هرگز او را نکشتند و به دار نیاویختند، بلکه امر به آنها مشتبه شد، بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد.
علاوه بر قرآن در تورات و انجیل نیز سخن از عمرهای طولانی مطرح گردیده است.
در تورات آمده است که:
«پس تمام ایام آدم که زیست نهصد و سی سال بود که مرد. و شیث صد و پنج سال بزیست و اَنوش را آورد. و شیث بعد از آوردن اَنوش هشتصد و هفت سال بزیست و پسران و دختران آورد. و جمله ایام شیث نهصد و دوازده سال بود که مرد... پس تمام ایام لَمک هفتصد و هفتاد و هفت سال بود که مرد. و نوح پانصد ساله بود پس نوح سام و حام و یافث را آورد.» (سفر پیدایش باب پنجم، آیات ۵ – ۳۲)
بنابراین تورات صریحاً به وجود افرادی با داشتن عمرهای طولانی (بیش از نهصد سال) اعتراف میکند.
در انجیل نیز عباراتی موجود است که نشانگر آن است که حضرت عیسی علیه السلام پس از به دار کشیدهشدن زنده گردیده و به آسمان بالا رفته است و در روزگاری فرود خواهد آمد و مسلّم است که عمر آن بزرگوار از دو هزار سال بیشتر است.
با این بیان روشن میشود که پیروان دو آئین یهود و مسیحیت باید به علت اعتقاد به کتاب مقدس، به عمرهای طولانی نیز معتقد باشند.
گذشته از اینکه طول عمر از نظر امکان عِلمی(۱) و عقلی پذیرفتنی است و در گذشته تاریخ، موارد بسیار دارد، در مقیاس قدرت بی نهایت خداوند نیز قابل اثبات است. به اعتقاد همه پیروان ادیان آسمانی تمام ذرات عالم در اختیار خداوند است و تأثیر همه سببها و علّتها به اراده او بستگی دارد و اگر او نخواهد سببها از تأثیر باز میمانند و نیز بدون سبب و علّت طبیعی، ایجاد میکند و میآفریند.
او خدایی است که از دل کوه، شتری بیرون میآورد و آتش سوزنده را بر حضرت ابراهیم علیه السلام سرد و سلامت میسازد و دریا را برای موسی و پیروانش خشک میکند و آنها را از میان دو دیوار آبی عبور میدهد. آیا از اینکه به عصاره انبیاء و اولیاء و آخرین ذخیره الهی و نهایتِ آمال و آرزوی همه نیکان و تحقق بخش وعده بزرگ قرآن، عمری طولانی بدهد، ناتوان خواهد بود؟!
------------------------------------------------
(۱) مقصود از «امکان عِلمی» آن است که ببینیم برخی از امور را که نمی توان با وسایل امروزی عَملی ساخت، از نظر قوانین عِلمی، مانعی برای وقوع و تحقق آن وجود ندارد. دانشمندان مهمّی چون «وایزمن» دانشمند معروف آلمانی، «فلوکر» فیزیکدان معروف، دکتر «کیلور دهاوز» آمریکایی، پروفسور «اتینگر» و «دیمند وبرل» از اساتید دانشگاه جونس هبکنس و... طولانی شدن عمر انسان را حتی برای چندصدسال نیز ممکن دانسته اند.































