Super User

Super User

به گزارش ایرنا از پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای در حکمی حجت الاسلام «سیدعبدالفتاح نواب» را به نمایندگی ولی‌فقیه در امور حج و زیارت و سرپرستی حجاج ایرانی منصوب کردند.

در حکم رهبر انقلاب اسلامی آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب حجة الاسلام آقای سیّد عبدالفتاح نواب دامت توفیقاته

اکنون که جناب حجةالاسلام آقای قاضی عسکر پس از یک دوره تلاش موفق در سرپرستی حجاج از این مسئولیت کناره‌گیری کرده‌اند با تشکر فراوان از خدمات گسترده‌ ایشان، جنابعالی را که برخوردار از صلاحیت‌های وافر و تجربه‌های ارزشمند در امر خطیر حج و اتقان و کارآمدی در سابقه‌ فعالیتهای خود می‌باشید به نمایندگی خود و سرپرستی حجاج محترم ایرانی منصوب می‌کنم.

فریضه‌ حج موهبت بزرگ خداوند بر مؤمنان و فرصت بی‌نظیر فردی و اجتماعی و بین المللی برای آنان است. مهم آن است که ما قدر این نعمت را شناخته و ظرفیت بهره‌مندی از آن را در مقیاس فرد و جامعه افزایش دهیم. چگونگی هدایت و مدیریت این رویداد عظیم، می‌تواند نقش‌آفرین در این شناخت و بهره‎‌مندی باشد، و امید است جنابعالی در این عرصه‌ حساس مشمول توفیق و کمک خداوند بوده و آزمون شایسته‌ئی را بگذرانید.

والسلام علیکم و رحمة الله

سیّد علی خامنه‌ای

نماینده ولی فقیه در سیستان و بلوچستان گفت: باید تلاش شود قانون بدون مدنظرقراردادن قومیت و مذهب با تدبیر اجرا شود .

به گزارش ایسنا- منطقه سیستان و بلوچستان، حجت السلام والمسلمین مصطفی محامی در شورای اداری استان افزود: سیستان و بلوچستان با مشکلاتی نظیر پرونده های امنیتی و اختلافات طایفه ای روبه روست که برای رفع آنها باید تلاش شود .

وی بر استفاده بهینه از ظرفیت های سیستان و بلوچستان تاکید کرد و گفت: حل مشکل سوخت در این استان نیازمند توجه ویژه است .

امام جمعه زاهدان بر مساعدت بانکها با واحدهای تولیدی در پرداخت تسهیلات و رفع مشکل فقهی اهل سنت تاکید کرد.

وی بیان کرد: سیستان و بلوچستان از ظرفیت های بی نظیری مانند دسترسی به آبهای آزاد و مرزهای طولانی برخوردار است که می تواند تامین کننده بخشی از نیازهای داخل کشور باشد .

نماینده ولی فقیه در سیستان و بلوچستان گفت: عدالت با قاطعیت برای همه افراد به طور یکسان اجرا شود .

محامی بیان کرد: همه علمای منطقه در این استان متحد و منسجم و همراه و همگام با نظام اسلامی هستند، باید با قوت سرعت و قاطعیت پرونده های معطل مانده رسیدگی شود و همه شاهد قاطعیت دستگاه قضایی باشند.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در آستانه روز معلم در دیدار هزاران نفر از معلمان و فرهنگیان سراسر کشور با تجلیل از معلمان، به بیان تذکرات و توصیه های مهمی درباره مسائل مختلف آموزش و پرورش از جمله تکریم و معیشت معلمان پرداختند و با تأکید بر لزوم اجرای سند بسیار مهم تحول در آموزش و پرورش، گفتند: معلمان پرورش‌دهنده مهمترین سرمایه یک ملت یعنی سرمایه انسانی، پایه‌ریزان تمدن نوین، جهادگران میدان کارزار مبارزه با جهل و بی سوادی و سازندگان هویت و فرهنگ یک ملت هستند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار با تبریک روز معلم به همه معلمان کشور، یاد آیت الله شهید مطهری را گرامی داشتند و گفتند: شهید مطهریِ عزیز به معنای واقعی، یک معلم دلسوز بود که با فکر و بیان قوی، رسوخ اندیشه‌های عمیق اسلامی را در ذهن جوانان دنبال می‌کرد و شهادت او در این راه، به منزله امضای قطعی خداوند متعال بر کارنامه آن بزرگوار بود.

رهبر انقلاب اسلامی، نقش معلم و آموزش‌وپرورش را یک نقش اساسی برشمردند و خاطرنشان کردند: مهمترین سرمایه برای یک ملت، سرمایه انسانی است، زیرا کشوربدون سرمایه انسانی مانند برخی از کشورهای پولداری است که ثروت آنها به صورت سفاهت‌آمیز در اختیار دستهای خائن به بشریت قرار می‌گیرد، همچنان‌که در دوران طاغوت نیز ایران بر روی دریای نفت بود اما بیگانگان بر این منابع مسلط شدند و با آن، تمدن و کارخانه‌های خود را ساختند و از نفت ما برای پیروزی در جنگهای خود استفاده کردند.

ایشان احساس احترام خود به قشر شریف و محترم معلم را یک باور حقیقی و برخاسته از نقش تمدن‌ساز معلمان خواندند و افزودند: معلمان، پایه‌ریزان تمدن نوین، و جهادگرانِ در میدان کارزار با جهل و بی‌سوادی هستند که برای جامعه و نسلِ جوان آن، هویت‌سازی فرهنگی می‌کنند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای، هویت قوی، فرهنگ غنی و فکر و اندیشه صحیح را پایه‌های اصلیِ ساخت تمدن دانستند و از همین زاویه در خصوص سند ۲۰۳۰ و علت اصرارهای آشکار و پنهان بیگانگان برای تحکیم آن بر مناسبات کشورها از جمله کشورهای اسلامی و ایران، نکات مهمی خطاب به مسئولان گوشزد کردند.

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: جان کلام در سند ۲۰۳۰ که فصل مهمی از آن به آموزش‌وپرورش اختصاص دارد، این است که نظام آموزشی باید جوری تنظیم شود که فلسفه، سبک زندگی و مفهوم حیات بر اساس مبانی غربی به کودکان و نوجوانان آموزش داده شود.

ایشان در تبیین این واقعیت افزودند: غربی‌ها انتظار دارند معلمانِ متدین ما که علاقه‌مند به آینده کشور هستند، در کلاس درس خود برای آنها سرباز تربیت کنند، تا دانش‌آموز ما سرباز و رعیت همان وحشی‌های کروات‌زده‌ی ظاهرسازی شود که به راحتی آدم می‌کشند و به آدمکش‌ها کمک می‌کنند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای در ادامه، خدمات معلمان در طول سالهای پس از انقلاب را خدماتی بزرگ و ثمربخش برشمردند و با انتقاد از کسانی که غیرمنصفانه و با اغراض سیاسی، درصدد بی‌قدر و قیمت کردن آموزش‌وپرورش هستند، گفتند: البته آموزش‌وپرورش با نقطه مطلوب فاصله دارد که باید با کار و تلاش، نواقص و معایب را برطرف کرد اما وضعیت امروزآموزش‌وپرورش با وضع اسف‌بار آن در قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست.

رهبر انقلاب اسلامی با بیان نمونه‌هایی از کارهای بزرگ آموزش‌وپرورش در سالهای پس از انقلاب، خاطرنشان کردند: «دانشمندانی که کشور را در شاخه‌های مختلف علمی همچون فناوری نانو جزو رتبه‌های برتر دنیا قرار داده‌اند»، «هزاران دانش‌آموز و معلم شهید، و نسل سوم و چهارم انقلاب که با وجود زمینه‌های گوناگون برای مفاسد اخلاقی در دنیای امروز، با انگیزه مجاهدت، محکم و استوار در مقابل دشمن می‌ایستد و برای اعزام به دفاع از حرم اصرار می‌کند»، «جوانان فعال در اردوهای جهادی و دلدادگان به معنویات و اهل دعا، توسل و پیاده‌روی اربعین» در همین آموزش‌وپروش تربیت شده‌اند، بنابراین نباید آموزش‌وپرورش دوره انقلاب را دست‌کم گرفت.

رهبر انقلاب در تبیین وضع مطلوب آموزش و پرورش تأکید کردند: آموزش و پرورش باید انسان هایی «دانا، توانا، خردمند، پرهیزکار، پاکدامن، کارآمد، شجاع، هوشیار و اهل اقدام» تربیت کند که اگر چنین شود، همان آرزویی که بارها بیان کرده ام محقق می شود و ایران عزیز به جایگاهی می رسد که تا پنج دهه بعد، هر کسی در هر جای جهان بخواهد از مرزهای جدید علم آگاه شود باید زبان فارسی یاد بگیرد.

ایشان رسیدن آموزش و پرورش به وضع مطلوب و تربیت جوانانی با ویژگی های یاد شده را پایه اصلی «ایران سربلند فردا» و «اساس ایجاد تمدن نوین اسلامی» خواندند.

حضرت آیت الله خامنه ای در بیان چند تذکر، «سند تحول آموزش و پرورش» را سندی بسیار خوب برشمردند و گفتند: این سند نوعی ریل گذاری است و می تواند این بخش مهم از کشور را به سرمنزل مقصود برساند.

رهبر انقلاب ابلاغ این سند را لازم اما ناکافی دانستند و با اشاره به ضرورت آشنایی و آگاهی بدنه آموزش و پرورش با این سند تأکید کردند: باید با جدیت، تحقق سند تحول را پیگیری کرد که این امر، روحیه انقلابی می خواهد.

حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد شدید از کسانی که با قلم یا بیان یا اَشکال دیگر درصدد تضعیف روحیه انقلابی در میان مردم و جوانان هستند، افزودند: روحیه انقلابی به منزله جان و روح این ملت است و خداوند از کسانی که در این مسئله تشکیک و آن را تضعیف کنند، نخواهد گذشت.

ایشان با یادآوری نجات ایران از زیرپای حکومت دست نشانده بیگانگان تأکید کردند: مؤسس رژیم پهلوی را انگلیسی ها آوردند و وقتی او را نخواستند، به او دستور ترک کشور را دادند و رضاخان هم در اوج بی غیرتی و ذلت و خفت، این دستور را پذیرفت. آیا برای یک ملت، ننگ و سرافکندگی بیشتر از این امکان پذیر است که رئیس کشورش را بیگانگان بیاورند و هر وقت نخواستند با تحقیر او را بردارند؟

ایشان افزودند: محمدرضا پهلوی را هم انگلیسی ها و امریکایی ها روی کار آوردند و او هم در مقابل، کشور را به خدمت آنها درآورد اما انقلاب، ایران عزیز را از زیر پای این انسانهای حقیر و پست و ظالم بیرون کشید. حالا اگر کسی این روحیه انقلابی را تضعیف کند، آیا خدا او را می‌بخشد؟

حضرت آیت الله خامنه ای تحول در آموزش و پرورش را در گرو روحیه انقلابی خواندند و افزودند: باید بدون ترس و محافظه کاری، به تشخیص و تصمیم رسید و اقدام لازم را نه نمایشی و تشریفاتی، بلکه واقعی و حقیقی انجام داد.

ایشان در همین زمینه افزودند: البته تصمیم و اقدام انقلابی به معنای بی توجهی به نقد عالمانه نیست چرا که استقبال از نقد عالمانه، جزو روحیه انقلابی است.

رهبر انقلاب در ادامه تذکرات در زمینه آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی را بسیار مهم و قلب این وزارتخانه دانستند و افزودند: متون آموزشی که این سازمان تولید می کند، باید منطبق با سند تحول باشد.

ایشان با انتقاد از در نظر گرفته شدن مهلتی ۱۲ ساله برای تطبیق متون درسی با سند تحول گفتند: باید با سرعت و جدیت و در زمانی کوتاه این کار را انجام داد، چرا که امروزه هر «ساعت» در پیشرفت جامعه مهم است.

حضرت آیت الله خامنه ای «گنجانده شدن مناسب و صحیح و ظریف پیامها و معارف انقلاب در همه متون آموزشی و پرورشی» را ضروری خواندند و خاطرنشان کردند: سازمان پژوهشی و برنامه ریزی باید از لحاظ انسانهای دانا، آگاه، خوشفکر، متدین و انقلابی غنی شود.

تذکر دیگر حضرت آیت الله خامنه ای به مسئولان آموزش و پرورش «افزایش بیشتر دانشجویان و ارتقای کیفیت دانشگاههای فرهنگیان و شهید رجایی» بود.

ایشان خاطرنشان کردند: در این مراکز باید معلمانی تربیت شوند که به معنای حقیقی کلمه، معلم و تعلیم دهنده دین و تقوا و انقلاب باشند.

رهبر انقلاب، «مدارس استعدادهای درخشان» و «نخبه پروری در کشور» را بسیار مهم برشمردند و با تأکید بر تقویت هرچه بیشتر این مدارس گفتند: جایگاه ایران در المپیادهای جهانی باید حفظ شود و تنزل رتبه های کشور در برخی المپیادها از جمله ریاضی، فیزیک، شیمی و رایانه جبران شود و کشور و ملت به المپیادی های جوانی که رتبه های جهانی کسب می کنند، افتخار کند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به توصیه مکررشان درباره «نشاط و سرزندگی» در محیطهای دانش آموزی گفتند: البته برخی از این موضوع برداشت ناصحیح و سطحی می کنند، نشاط و سرزندگی یعنی برنامه های ورزشی یا فوق برنامه های جذاب به‌گونه ای باشد که جوان، با انگیزه، پرانرژی و پرامید به درس و کار مشغول باشد.

ایشان با انتقاد از برخی برنامه ها در بعضی مدارس به بهانه نشاط و سرزندگی افزودند: گاهی اوقات فشارهای درسی در مدارس و در آموزشگاههایی که به دنبال قبولی بیشتر در کنکور یا به دست آوردن رتبه های بالا هستند، جوان را پژمرده و افسرده می کند که باید برای حل این مسائل فکر و تدبیر و اقدام کرد.

توصیه دیگر رهبر انقلاب به مسئولان آموزش و پرورش، فکر و تصمیم دقیق کارشناسی درباره کنکور بود.

ایشان گفتند: دانشگاهها می گویند در سالهای اخیر صندلی خالی هم داشته اند، لازم است کارشناسان با بررسی عمیق درباره «بودن یا نبودن کنکور، ادامه آن به شکل فعلی یا تغییر آن»، تصمیم گیری کنند و مسئولان مربوط این تصمیمات را اجرا کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای «معاونت پرورشی» را از بخش های بسیار مهم آموزش و پرورش برشمردند و با ابراز خرسندی از اقداماتی که در این زمینه انجام شده است، افزودند: البته در ساختار، نیروی انسانی پرانگیزه و منابع مالی نقص هایی وجود دارد که وزیر محترم باید دنبال کند تا معاونت پرورشی به معنای حقیقی آن محقق شود.

حضرت آیت الله خامنه ای سپس به دو نکته مهم درباره معیشت معلمان و وضع دانش آموزان سیل زده پرداختند.

ایشان تأکید کردند: معلمان محترم، شریف و آبرودار هستند و عزت نفس آنان در مسئله معیشت باید محفوظ بماند.

رهبر انقلاب با اشاره به سوءاستفاده برخی عناصر سیاسی یا بیگانگان از مسائل معیشتی معلمان گفتند: آنها می خواهند از این نقطه ضعف برای مقاصد خود بهره برداری کنند اما قطع نظر از این سوءاستفاده، باید درباره درآمد معلمان به‌گونه‌ای عمل کرد که عزت نفس آنان حفظ شود.

ایشان درباره دانش آموزان مناطق سیل زده نیز گفتند: این دانش آموزان حتی تا هنگامی که مدارس آنها با همت دولت و مردم و کمکهای قابل تقدیر خیرین مدرسه ساز تعمیر و ساخته شود نباید از درس و تحصیل عقب بمانند.

حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه سخنانشان، باطل کردن معارضه دروغین «علم و دین» را از افتخارات دستگاههای علمی، آموزشی و پژوهشی کشور برشمردند و افزودند: قدرتمندان مادی دنیا چندین قرن برای القای تعارض دین با علم تلاش کردند اما در جمهوری اسلامی پرچم دین از همه جای دنیا برافراشته تر است و کشور از لحاظ علمی نیز جزو کشورهای پیشرفته محسوب می شود.

رهبر انقلاب فعالیت هزاران محقق، متفکر و دانشمند عمدتاً جوان و غالباً متدین در کشور را یادآوری کردند و افزودند: این نخبگان عزیز با هویت «ایرانیِ سربلند» و هویت دینی و اسلامی مشغول تحقیق و نوآوری و ابتکار و پیشرفت علمی هستند که این حرکت نشاط انگیز باید همچنان با قدرت ادامه داشته باشد.

حضرت آیت الله خامنه ای برخورداری نوجوانان و جوانان ایرانی از مهارت تبدیل علم به عمل را بسیار مهم و پربرکت خواندند و گفتند: مهارت آموزی باید از مدارس و دبیرستان ها شروع و پیگیری شود.

رهبر انقلاب در آخرین بخش سخنانشان به آرایش جنگی دشمن و تهاجم آنان در زمینه های اقتصادی، سیاسی، نفوذ اطلاعاتی و ضربه زدن بوسیله فضای مجازی اشاره کردند و افزودند: امریکا و صهیونیزم در همه ابعاد در حال برنامه ریزی و اقدام هستند البته این مختص دولت فعلی امریکا نیست، قبلی ها هم همین کارها را با دستکش مخملین انجام می دادند اما کمکی که رئیس جمهور فعلی امریکا به ما کرده این است که این دستکش را درآورده و همه آن چدن پنهان در زیر دستکش امریکایی ها را می بینند.

ایشان تأکید کردند: در مقابل آرایش جنگی دشمن علیه ملت ایران، ملت هم باید آرایش جنگی بگیرد و همه مسئولان، آحاد ملت و افراد توانا و نخبه در هر زمینه ای مشغول کارند با احساس مسئولیت و آمادگی وارد میدان شوند.

ایشان افزودند: دشمن علی الظاهر در زمینه نظامی آرایش جنگی ندارد که البته نظامیان ما حواسشان جمع است.

حضرت آیت الله خامنه ای، حفظ وحدت را به ویژه در شرایط فعلی، بسیار لازم خواندند و تأکید کردند: همه مراقب باشند بخاطر اختلاف سلیقه های کوچک مقابل هم قرار نگیرند چرا که اقتدار ملت در گرو اتحاد آحاد مردم، گروههای اجتماعی، اقوام مختلف و وحدت متقابل مسئولان و مردم است.

ایشان افزودند: به فضل الهی توطئه ها و تدابیر دشمن با وجود همه تبلیغات وسیع برای مشغول کردن ذهن ها و مخلوط کردن صحنه، به ضرر خود او تمام می شود.

رهبر انقلاب تأکید کردند: بدون تردید جوانان عزیز ایران سرافراز، شکست امریکا و به زانو درآمدن صهیونیزم و عزت و عظمت نهایی ملت ایران را مشاهده خواهند کرد.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آقای بطحایی وزیر آموزش‌وپرورش گزارشی از اقدامات و برنامه‌های این وزارتخانه در خصوص عملیاتی کردن سند تحول، تعمیق و معرفی سند تحول در بدنه آموزش‌وپرورش، توسعه عدالت آموزشی، اولویت دادن به افزایش کیفیت مدارس دولتی و جلوگیری از طبقاتی شدن آموزش‌وپرورش، و تلاش برای توسعه کمّی و کیفی دانشگاههای تربیت معلم بیان کرد.

شنبه, 14 ارديبهشت 1398 09:51

حج در نهج البلاغه (1)

فهرست موضوعيِ بيانات گهربار حضرت امير مؤمنان عليه‏السلام در نهج البلاغه پيرامون کعبه و فريضه حج

 

مقدمه

حمد و سپاس خداوند منّان را و درود و صلوات بر محمّد و آلش.

کعبه به عنوان مرکز توحيد، قبله جهانيان، و حج به عنوان بى نظيرترين تجلّى عبادت و بندگى و با شکوهترين تجمّع الهى، و امام على عليه ‏السلام به عنوان برترين الگوى انسانى کامل و نهج‏البلاغه به‏منزله بالاترين کلام‏انسانى، همواره به‏هم پيوندى قرين وناگسستنى دارند.

على، نه تنها مولود کعبه، که موعود کعبه است. اداى حقّ بيت‏اللّه‏ فريضه است و معرفت على عليه‏السلام اين حق است.

و حجّ خانه توحيد جز با اتصال به امامت و شناخت ولايت به اتمام نمى رسد. سرتاسر مناسک و اعمال حج، رمز و رازى ديگر دارد که آثار و ره‏آورد اين عبادت در اسرار شگفت آن نهفته است.

وعلى عليه‏السلام اين برترين انسان، در بالاترى کلام، از کعبه، با فضيلت‏ترين نقطه جهان و از حج، پرشکوهترين عبادت، سخن مى راند و در نهج البلاغه شريفش که نازله روح اوست، گوشه‏اى از زلال اين فرمان الهى را براى تشنگان چشمه معرفت جارى مى سازد.

اين مجموعه، فهرستى از کلام بليغ آن حضرت در باره خانه توحيد در نهج‏البلاغه است.

اين تلاش ناچيزى است در شناسايى مطالب آن کتاب نورانى، درباره کعبه و حج و فهرست‏بندى موضوعى آن.

گفتنى است، با توجه به تنوّع موضوعات، چه بسا يک فرمان و بيان بليغ حضرت، تبيين کننده چند مطلب و ناگزير به چندين تکرار باشد.

 

آثار حج ، رحمت الهى

«... جَعَلَهُ اللَّهُ سَبَباً لِرَحْمَتِهِ»(خطبه 192)

«خداوند سبحان... حج را سببى براى رحمت خويش قرار داد.»

خطبه‏ها و نامه‏ها و حکمت‏هاى نهج البلاغه، اشارات بليغى به آثار معنوى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى حج دارند. به فرمايش آن حضرت، در سايه برگزارى اين مراسم معنوى، اثرات زيبايى از رحمت الهى، نصيب افراد و جوامع مسلمان مى گردد.

 

آثار حج ، وصال بهشت

«جَعَلَهُ اللّهُ... وَوُصْلَةً إِلَى جَنَّتِهِ»(خطبه 192)

«...خداوند حج را وسيله‏اى براى رسيدن مردم به بهشت قرار داد.»

حج گزاران و کارگزاران حج، با لبّيک به اين فرمان الهى، درهاى بهشت خدا را به روى خويش مى گشايند.

 

آثار حج ، همبستگى دينى

«فَرَضَ اللّهُ... وَالْحَجَّ تَقْربَةً لِلدِّين».(حکمت 252)

«خداوند حج را براى همبستگى مسلمانان واجب گردانيد.»

و نيز حضرت امام هشتم عليه‏السلام فرمودند: خداوند خانه‏اش را نقطه گردهمايى از شرق و غرب جهان قرار داد تا مسلمانان همديگر را بشناسند.(1)

تأليف قلوب مسلمين و انس و وحدت ميان آنان و نزديکى و شناخت حال همديگر، از آثار پرشکوه اين فريضه الهى است که حضرت امير عليه‏السلام بدان اشاره فرموده‏اند.

 

آثار حج، شست و شوى گناهان

«وَحَجُّ الْبَيْتِ وَاعْتِمَارُهُ،... وَيَرْحَضَانِ الذَّنْبَ».(خطبه 110)

«حج و عمره بيت‏اللّه‏ الحرام... شستشو دهنده گناهان هستند.»

آرى، از ره‏آوردهاى ارزشمند حج، آمرزش الهى براى حجّاج خانه خداست.

 

آثار حج، رونق اقتصادى

«وَحَجُّ الْبَيْتِ وَاعْتِمَارُهُ، فَإِنَّهُمَا يَنْفِيَانِ الْفَقْرَ...».(خطبه 110)

«حج و عمره خانه خدا، نابود کننده فقر هستند.»

آثار فراوان اقتصادى حج غير قابل انکار است. رفع فقر و آبادانى بلاد مسلمين و رونق اقتصادى جوامع مسلمان، از ديگر آثار اين فريضه الهى است که حضرت بدان اشاره دارند.

 

آثار حج، آمرزش الهى

«... وَيَتَبَادَرُونَ عِنْدَهُ مَوْعِدَ مَغْفِرَتِهِ».(خطبه 1)

«دعوت شوندگان حج بيت اللّه‏ الحرام... به سوى وعدگاه آمرزش الهى مى شتابند.»

آمرزش و غفران الهى، مهمترين آثار و ره‏آوردى است که هر مسافر خانه خدا مى تواند براى خود به ارمغان آورد. ارمغان از جايى که حاجى ميهمان است و پذيرايى ميهمان با غفران الهى صورت مى گيرد. و ميهمانِ عارف در اين خوان ضيافت، آمرزش الهى را مى خواهد و در طلبش شتاب فراوان دارد.

سعدى در گلستان گويد:

درويشى را ديدم سر بر آستان کعبه همى ماليد و مى گفت: يا غفور يا رحيم، تو دانى که از ظلوم جهول چه آيد:

عذر تقصير خدمت آوردم

که ندارم به طاعت استظهار

عاصيان از گناه توبه کنند

عارفان از عبادت استغفار

عابدان جزاى طاعت خواهند و بازرگانان بهاى بضاعت. منِ بنده اميد آورده‏ام نه طاعت و به دريوزه آمده‏ام نه به تجارت، «اِصنَعْ بى ما أنْتَ أهْلُهُ».

بر در کعبه سائلى ديدم

که همى گفت و مى گرستى خوش

مى نگويم که طاعتم بپذير

قلم عفو بر گناهم کش

باب دوّم گلستان

 

آثار حج، پاکسازى و خلوص

«... وَتَمْحِيصاً بَلِيغاً...»(خطبه 192)

«و خداوند سبحان حج را.. براى پاکسازى و خالص شدن قرار داد.»

حج صحنه آزمايش است که به خودسازى مسلمان و پاکسازى درونى و خالص شدن اعمال و نيّات او مى انجامد.

کعبه را گر هر دمى عزّى فزود

آن ز اخلاصات ابراهيم بود

(مولوى)

 

آثار حج، سود معنوى

«... يُحْرِزُونَ الاْءَرْبَاحَ فِى مَتْجَرِ عِبَادَتِهِ».(خطبه 1)

دعوت شوندگان حج بيت الحرام... سودهاى فراوان در اين تجارتگاه عبادت الهى به دست مى آورند.

بندگى خداوند سود سرشار دارد. هر که به خداوند نزديکتر شد، بى نيازتر شد. انسان حجگزار به خداوند تقرّب بيشترى مى جويد و در سايه اين عبادت خالص به همه چيز مى رسد.

 

آثار بى توجهى و ترک حج

«وَاللّهَ اللّهَ فِى بَيْتِ رَبِّکُمْ، لاَ تُخَلُّوهُ مَا بَقِيتُمْ، فَإنَّهُ إنْ تُرِکَ لَمْ تُنَاظَرُوا».(نامه 47)

«خدا را، خدا را، درباره خانه پرودرگارتان، تا هستيد آن را خالى مگذاريد؛ زيرا اگر کعبه خلوت شود، مهلت داده نمى شويد.»

نامه 47 نهج البلاغه وصيّت نامه بسيار مهمّ حضرت است که ايشان پس از ضربت خوردن از شقى ترين مردم، در ماه رمضان سال 40ه . در بستر شهادت به امام حسن و امام حسين عليهماالسلام بيان فرمودند. در جمله فوق که قسمتى از وصيت‏نامه و سفارش به خانه خدا و حج مى باشد، امام عليه‏السلام از آثار مهمّ ترک حج و تضعيف اين مراسم را، از ميان رفتن پشتيبان و غلبه دشمن درونى و بيرونى مى داند.

 

آثار عمره

«وَحَجُّ الْبَيْتِ وَاعْتِمَارُهُ، فَإِنَّهُمَا يَنْفِيَانِ الْفَقْرَ وَيَرْحَضَانِ الذَّنْبَ».(خطبه 110)

«حج و عمره بيت‏اللّه‏ الحرام، نابود کننده فقر و شستشو دهنده گناهان هستند.»

در اين بيان، حضرت، عمره را هم مانند حج، داراى تأثير بسزا در رونق اقتصادى مسلمين و نابودى فقر و تأمين حوائج مادّى و دنيوى اجتماعات اسلامى مى داند در حالى که بلافاصله تأثير عميق معنوى و اخروى آن نيز مدّنظر آن امام بزرگوار قرار مى گيرد که آمرزش گناهان معتمرين و عمره‏گزاران اين بيت شريف است.

 

آموزش حج

«... فَأَقِمْ لِلنَّاسِ الْحَجَّ،... فَأَفْتِ الْمُسْتَفْتِيَ، وَعَلِّمِ الْجَاهِلَ، وَذَاکِرِ الْعَالِمَ».(نامه 67)

«پس براى مردم حج را بپا دار و سپس فتاواى دينى را به طالبان آن ابلاغ نما و نا آگاهان را آموزش ده و با دانشمندان به گفتگو بپرداز.»

براستى حاجيانى که پا به اين عرصه عظيم عبادى مى گذارند. نيازمند آموزش منسجم از مناسک و احکام حج، اسرار حج، اخلاق حج، و تعاليم ديگر مؤثر در بهره‏گيرى هرچه بهتر از اين موقعيّت استثنايى هستند و حضرت در اين نامه لزوم توجّه به اين امر مهمّ را به فرماندار مکّه به عنوان سرپرست حجّاج و امير الحاجّ منصوب امام، سفارش مى کنند.

 

آمرزش گناهان در حج

امام صادق عليه‏السلام فرمود :

«الحُجّاج يَصدُرُون عَلى ثَلثَةِ أَصنافٍ: ...صِنْفٌ يَخْرُجُ مِنْ ذُنُوبِهِ کَهَيئَةِ يَوْمٍ وَلَدَتْهُ اُمّهُ».

«حجاج در سه گروه باز مى گردند... و گروهى از آنان در حالى که گناهان آنان بخشيده شده، مانند روزى که از مادر زاده شده‏اند.»(2)

 

اجاره و حکم آن در حرم

«... وَمُرْ أَهْلَ مَکَّةَ أَلاَّ يَأْخُذُوا مِنْ سَاکِنٍ أَجْراً».(نامه 67)

«وبه‏مردم مکّه فرمان‏ده تااز هيچ زائرى درايّام حج، اجرت ومزد مسکن نگيرند.»

از موارد احکام فقهى مربوط به حرم اين است که بعضى اجاره دادن خانه‏هاى حرم به زائران را ممنوع مى دانند و بعضى ديگر آن را مکروه مى شمارند. و سرّ آن اين است که در قرآن مى فرمايد:

...سَوَاءً الْعَاکِفُ فِيهِ وَالْبَادِ...؛ «مقيم و مسافر در آنجا يکسانند».

دستور اصلى نيز همين بود که ساکنان مکّه درِ خانه‏هاى خود را باز بگذارند تا زائران با سکونت در آنها، مناسک حج خود را با رفاه و آرامش بيشترى انجام دهند و برگردند.

 

احرام

«قَدْ نَبَذُوا السّرَابِيلَ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ».(خطبه 192)

«(عاشقان بيت اللّه‏) لباس‏هاى خود را که نشانه شخصيت هر فرد است، (جهت احرام) در آورند و پشت سر اندازند.»

احرام مرحله‏اى از اعمال حج و عمره است که فرد با کندن لباس هاى ظاهرى و نداى لبّيک، به فرمانِ دعوت الهى، پاسخ مى گويد و در جمع ديگر حجاج، به خدا مى پيوندد و محرمّات احرام را برخود مى پذيرد و وارد اعمال حج مى شود.

چون همى خواستى گرفتى احرام

چه نيّت کردى اندر آن تحريم

جمله بر خود حرام کرده بدى

هر چه مادون کردگار قديم

ناصر خسرو

 

احکام، وجوب حج

«... وَفَرَضَ عَليْکُمْ حَجَّ بَيْتِهِ الحَرَامِ».(خطبه 1)

«و خداوند حجّ خانه محترم خود را بر شما واجب گردانيد.»

و قرآن مى فرمايد: ... وَللّه‏ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللّه‏َ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ؛ «بر مردمانى که توانايى دارند، حجّ خانه براى خدا واجب گشت و هر کس کفر ورزد، بداند که خداوند از عالميان بى نياز است.»(3)

 

احکام حج، وقت کوچ از عرفات

«... وَصَلُّوا بِهِمُ الْمَغْربَ حِينَ... وَيَدْفَعُ الَحاجُّ اِلَى مِنًى»(نامه 52)

«و نماز مغرب را با مردم زمانى بخوان که ... حاجى از عرفات به منا کوچ مى کند.»

در اين نامه که حضرت‏به فرمانداران‏شهرها مى نويسند،فرامينى دارند در نحوه نمازشان با مردم‏که در آن، وقت نمازها و نماز مغرب را تعليم مى دهندو در وقت نماز مغرب،اشاره‏اى دارندبه‏زمان‏کوچ حجاج‏ازعرفات‏به‏مشعر ومنا که‏هنگام نمازمغرب است.

 

احکام قربانى

«وَمِنْ تَمَامِ الاْءُضْحِيَةِ اسْتِشْرَافُ أُذُنِهَا، وَسَلاَمَةُ عَيْنِهَا».(خطبه 53)

«وکمال قربانى در اين است که گوش و چشم آن سالم باشد.»

حيوانى که در حج براى قربانى انتخاب مى گردد، احکام و شرايطى دارد که حضرت در اين خطبه کوتاه، بيان مختصرى در مورد سالم بودن آن آورده‏اند.

 

اداى حقّ کعبه

« وَفَرَضَ عَليْکُمْ حَجَّ بَيْتِهِ الحَرَامِ ... فَرَضَ حَقَّهُ».(خطبه 1)

«خداوند سبحان حجّ خانه‏اش را بر شما فرض نمود و اداى حقّ کعبه را واجب گردانيد.»

 

ارزش کعبه

«... بأَحْجَارٍ لاَ تَضُرُّ وَلاَ تَنْفَعُ ، وَلاَ تُبْصِرُ وَلاَ تَسْمَعُ ، فَجَعَلَهَا بَيْتَهُ الْحَرَامَ....»(خطبه 192)

«سنگ هايى است که نه زيان مى رسانند و نه نفعى دارند، نه مى بينند و نه مى شنوند. پس خداوند آنها را خانه محترم خويش قرار داد.»

در اين خطبه حضرت ارزش خانه کعبه را به سنگ هاى آن نمى دانند. سنگ هاى معمولى به‏تنهايى بى اثرند. بلکه به‏فرمايش آن بزرگوار، ارزش کعبه به آن است که خداوند اين سنگ ها را خانه مورد احترام خود و وسيله‏اى براى امتحان بندگان خويش قرار داد.

فضل آن مسجد ز خاک و سنگ نيست

ليک در بناش حرص و جنگ نيست

(محمّد طبسى)

 

اشتياق حج و ديدار کعبه

«... حَجَّ بَيْتِهِ الحَرَامِ ، ... يَرِدُونَهُ وُرُودَ الاْءَنْعَامِ».(خطبه 1)

«خانه محترم خداوند... که مردم چونان تشنگان به سوى آن روى مى آورند.»

حضرت شيفتگان حرم الهى و مشتاقان خانه خدا را به تشنگانى توصيف کرده‏اند که مانند چهار پايان، بى تکلّف به سوى آب هجوم مى آورند.

 

اعتکاف رسول اللّه‏ در غارِ حِرا

«وَلَقَدْ کَانَ [رَسُولُ اللّه‏] يُجَاوِرُ فِى کُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ،وَلاَيَرَاهُ‏غَيْرِى».(خطبه 192)

«همانا پيامبر صلى الله‏عليه‏و‏آله چند ماه از سال را در غار حِرا مى گذراند، تنها من او را مشاهده مى کردم و کسى جز من او را نمى ديد.»

پيامبر صلى الله‏عليه‏و‏آله در سالهاى قبل از بعثت، خلوتگاهى در کوه حِرا جهت عبادت برگزيدند. آيات نخست قرآن در اين مکان بر پيامبر صلى الله‏عليه‏و‏آله نازل گشت.

 

اقامه حج

«... فَأَقِمْ لِلنَّاسِ الْحَجَّ»(نامه 67)

«سپس براى مردم حج را بپاى دار.»

قرآن مى فرمايد: جَعَلَ اللّهُ الْکَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَاما لِلنَّاسِ...؛ خداوند کعبه را مايه قيام مردم قرار داد.»(4)

در اين نامه نيز که حضرت در فرمانى به قُثَم بن عباس، فرماندار مکّه مى نويسند، لزوم اقامه و برپايى آن را براى مردم تأکيد مى کنند.

 

امتحان و آزمايش الهى در حج

«أَنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ اخْتَبَرَ الأوَّلِينَ مِنْ لَدُنْ آدَمَ صَلَوَاتُ اللّهِ عَلَيْهِ إِلَى الآخِرِينَ مِنْ هَذَا الْعَالَم ؛ بِأَحْجَارٍ ... فَجَعَلَهَا بَيْتَهُ الْحَرَامَ».(خطبه 192)

«همانا خداوند سبحان، انسان‏هاى پيشين، از آدم عليه‏السلام تا آيندگان اين جهان را به وسيله سنگ هايى، که آن را خانه محترم خود قرار داد، آزمايش نمود.»

خداوند ادعاى ايمان بندگان را مى آزمايد و در مسير همين آزمايش، کعبه را وسيله‏اى براى امتحان مردم جهان قرار داد، امتحانى از اولين تا آخرين انسان.

 

امنيّت حرم

«بَيْتِهِ الحَرَامِ... وَيَأْلَهُونَ إِلَيْهِ وَلَهَ ا لْحَمَامِ».(خطبه 1)

«خانه محترم خداوند... که مردم همانند کبوتران به آن پناه مى آورند.»

در حرم، کشتن حيوانات وحشى و شکار آنها حرام است. در حرم جنگ و خونريزى حرام است. کندن درختان و گياهان حرم جايز نيست. حمل سلاح در آن ممنوع است. دست زدن به اشياى گم شده در حرم منع شده است. مجرمان پناهنده به حرم، نبايد در آنجا مجازات شوند.

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنا .

«و هنگامى که ابراهيم عليه‏السلام دعا کرد که پروردگارا ! اين سرزمين را شهر امن قرار ده.»(5)

کعبه امن و امانى لا جرم در مرتبت

بارگاه و مجلس تو کعبه و بطحا شدند

(اديب صابر)

 

امنيت حرم

«جَعَلَهُ (سبحانه و تعالى)... وَلِلْعَائِذِينَ حَرَماً».(خطبه 1)

«خداوند سبحان... کعبه را... خانه امن و امان براى پناهندگان قرار داد.»

حق گفت ايمن است هر آن کو به حج رسيد

اى چرخ حق‏گزار ز آفات ايمنى

(مولوى)

 

اموال کعبه

«... وکَانَ حَلْيُ الْکَعْبَةِ فِيها يَوْمِئِذٍ، فَتَرکَهُ اللّه عَلَى حالِهِ، ... فَأقِرَّهُ حَيْثُ أَقَرَّهُ اللّه وَرَسُولُهُ».(حکمت 270)

«و امّا زيور آلات کعبه از اموالى بودند که خداوند آن را به حال خود گذاشت... تو نيز آن را به حال خود واگذار (و مصرف ديگر مکن) همانگونه که خداوند و پيامبر صلى الله‏عليه‏و‏آله آن را به حال خود واگذاشتند.»

حکم حضرت در آن هنگام که خليفه دوم قصد استفاده از زيورهاى کعبه را براى مصارف ديگر داشت، عدم جواز اين کار بود. و استناد حضرت به عدم حکم خدا و عدم اقدام پيامبر صلى الله‏عليه‏و‏آله قرار گرفت.

و او نيز گفت:

«لَوْلاکَ لاَفْتَضَحْنا. (وترک الحلى بحاله)».

«يا على اگر تو نبودى، رسوا مى شديم (و متعرض زيور آلات کعبه نشد)».

 

وظايف امير الحاجّ.

حضرت در نامه 67، به قثم بن عباس فرماندار مکّه که منصوب خود در آن شهر مقدّس بود، فرمان برپايى حج را صادر نمود و وظايف امير الحاج را به وى تذکر داد.

 

انبياى الهى در حج

«وَاخْتَارَ ... ، وَوَقَفُوا مَوَاقِفَ أَنْبِيَائِهِ».(خطبه 1)

«دعوت شوندگان به خانه محترم خداوند کسانى هستند که... پاى خود را بر جايگاه انبياى الهى مى گذارند.»

اشاره حضرت در اين خطبه به آن است که انبياى الهى در خانه کعبه حضور يافته و حجّ بيت اللّه‏ الحرام را انجام داده‏اند. در ضمن روايات بسيارى در تأييد انجام حج توسّط حضرت آدم عليه‏السلام تا حضرت خاتم صلى الله‏عليه‏و‏آله نقل شده است.

 

اهمّيت کعبه

«جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى لِلاْءِسْلاَمِ عَلَماً».(خطبه 1)

«خداوند سبحان کعبه را براى اسلام نشانه گويا قرار داد.»

کعبه بسان پرچم و درفشى با شکوه بر فراز بناى رفيع اسلام همواره مى بايست برافراشته باشد.

 

اهميت کعبه وحج

«وَاللّهَ اللّهَ فِى بَيْتِ رَبِّکُمْ، لاَ تُخَلُّوهُ مَا بَقِيتُم...».(نامه 47)

«خدا را، خدا را، شما را وصيت مى کنم درباره خانه خدا که تا هستيد آن را خالى مگذاريد.»

در بيان اهميّت بسيار بالاى حج در اسلام، همين بس که حضرت اين وصيت را در بستر شهادت به امام حسن و امام حسين عليهماالسلام مى کنند و در سفارش آن با دو بار ذکر جلاله «اللّه‏»، تأکيد مى نمايند.

 

اهل و عيال مسافر

«اللَّهُمّ... وَأَنْتَ الْخَلِيفَةُ فِى الأْهْلِ».(خطبه 46)

«خداوندا ! تو در وطن نسبت به باز ماندگان (و اهل و عيال) ما (مسافران) سرپرست و نگهبانى.»

جمله فوق قسمتى از دعاى سفر است که آن حضرت بيان فرموده‏اند و نيز از امام صادق عليه‏السلام نقل شده است که فرمودند: «الحاجّ... محفوظ فى أهله وماله»؛ «اهل و عيال و مال و منال مسافر خانه خدا محفوظ و در امان است.»(6)

 

ايام اللّه‏ در حج

«فَأَقِمْ لِلنَّاسِ الْحَجَّ، وَذَکِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ».(نامه 67)

«پس مناسک حج را براى مردم بپادار و متذکر ايّام اللّه‏ براى آنها باش.»

حضرت پس از لزوم بر پايى حج که در دستورشان به فرماندار مکه به عنوان اميرالحاج مى نويسند، لزوم ياد ايام اللّه‏ را نيز در ادامه به وى متذکر مى شوند.

 

بازار حج

«يُحْرِزُونَ الاْءَرْبَاحَ فِى مَتْجَرِ عِبَادَتِهِ».(خطبه 1)

«دعوت شوندگان حجّ بيت اللّه‏ الحرام... سودهاى فراوان در تجارت‏گاه و بازار عبادت الهى به دست مى آورند.»

 

بناى کعبه از زمان آدم عليه‏السلام

«أَنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ اخْتَبَرَ الأوَّلِينَ مِنْ لَدُنْ آدَمَ صَلَوَاتُ اللّهِ عَلَيْهِ... بِأَحْجَارٍ... فَجَعَلَهَا بَيْتَهُ الْحَرَامَ...»(خطبه 192)

«همانا خداوند سبحان آزمايش کرد انسان‏ها را از آدم عليه‏السلام تا... با سنگ هايى... که آن را خانه محترم خود قرار داد.»

از اين بيان حضرت چنين نتيجه‏اى نيز به دست مى آيد که بناى کعبه در زمان آدم عليه‏السلام نيز برپا بوده‏است و اقدام حضرت ابراهيم عليه‏السلام صرفا تجديد بناى اين خانه الهى بوده است.

 

بناى کعبه از زمان آدم عليه‏السلام

«ثُمَّ أَمَرَ آدَمَ عَلَيْهِ السَّلاَم وَوَلَدَهُ أَنْ يَثْنُوا أَعْطَافَهُمْ نَحْوَهُ»(خطبه 192)

«پس آدم و فرزندانش را فرمان داد که به سوى کعبه بازگردند.»

 

بناى ساده کعبه

«وَلَوْ کَانَ الاْءَسَاسُ الْمَحْمُولُ عَلَيْها ، وَالاْءَحْجَارُ المَرْفُوعُ بِها ؛ مِنْ زُمُرُّدَةٍ خَضْرَاءَ... لَخَفَّفَ ذَلِکَ مُصَارَعَةَ الشَّکِّ فِى الصُّدُورِ».(خطبه 192)

«و اگر پايه‏ها و بنيان کعبه و سنگ هايى که در ساختمان آن به کار رفته، از زمرّد سبز و ياقوت سرخ و داراى نور و روشنايى بود، دل ها ديرتر به شک و ترديد مى رسيدند.»

حضرت در اين بيان فرموده است: خداوند بناى کعبه را ساده قرار داد تا انسانها را با آن بهتر بيازمايد و امکان ايجاد زمينه‏هاى شک و ترديد در اين آزمايش الهى براى مشکل‏تر شدن اين آزمون است؛ چرا که وسيله امتحان مى بايست با توجّه به ارزش و اهمّيت نتيجه آن، صورتى مشکل‏تر داشته باشد.

 

بهشت پاداش حج

«جَعَلَهُ اللّهُ... وُصْلَةً إِلَى جَنَّتِهِ».(خطبه 192)

«خداوند حج را وسيله‏اى براى... رسيدن بندگان به بهشت خويش قرار داد.»

بهشت پاداشى است که خداوند براى آنان که از آزمون بزرگ حج نيز، امتياز قبولى را به دست آورند، مقرر فرموده است.

 

بهترين وسيله تقرّب به خداوند

«إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللّهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى... حَجُّ الْبَيْتِ وَاعْتِمَارُهُ».(خطبه 110)

«همانا بهترين چيزى که انسان‏ها مى توانند به وسيله آن به خداوند سبحان نزديک شوند و متوسل گردند... حجّ خانه خدا و عمره آن است.»

وسايل تقرّب و نزديکى به خداوند، بسيار است، امّا آنچه را حضرت در اين خطبه به عنوان بهترين اين وسايل بر مى شمارند، ده چيز است، ايمان،

جهاد، اخلاص، نماز، زکات، روزه، حج، صله رحم، صدقه، کارهاى پسنديده و يکى از اين امور همان حج و عمره بيت اللّه‏ الحرام است.

 

بى توجّهى به زيبايى هاى دنيوى در حج

«...وَيَرْمُلُونَ عَلَى أَقْدَامِهِمْ ، شُعْثاً غُبْراً لَهُ».(خطبه 192)

«عاشقان بيت اللّه‏... طواف خانه مى کنند... در حالى که موهايشان آشفته است و بدنهاى غبار آلود دارند.»

توصيف حضرت از حجاج شيفته بيت اللّه‏ در اين است که آنان چنان عاشق زيارت خانه دوست هستند که بى توجه به وضيعت ظاهرى، به محض رسيدن از راه دشوار سفر، با همان وضع آشفته، امّا درونى زيبا، به ديدار کعبه که نشان از محبوب دارد، مى شتابند.

 

توطئه بيگانگان در مراسم حج. (نامه 33)

در حالى که بيگانگان و دشمنان اسلام، تأثيرات عميق حج را در ارتقاى دين و دنياى مسلمين مى بينند و تأثير شگرف آن را در وحدت و انسجام بلاد اسلامى مشاهده مى کنند، در مقابل اين مراسم وحدت آفرين، بى تفاوت نمى نشينند و از توطئه در تضعيف آن مضايقه نمى کنند.

 

پاداش حج

«وَلَوْ أَرَادَ سُبْحَانَهُ... لَکَانَ قَدْ صَغُرَ قَدْرُ الْجَزَاءِ ، عَلَى حَسَبِ ضَعْفِ البَلاَءِ».(خطبه 192)

«اگر خداوند سبحان خانه‏اش را در سرزمينى قرار مى داد که... همانا پاداش آن به تبع ضعيف شدن آزمايش کمتر مى شد.»

در اين بيان، حضرت به حجّاج رنجيده‏اى که براى رسيدن به خانه محبوب، سختى هاى فراوانى را متحمّل مى گردند، نويد مى دهد که رنج‏هاى اين سفر الهى هر چه بيشتر باشد، پاداش آن نيز به مراتب افزون‏تر خواهد بود.

 

پاداش حج، وصال بهشت

«جَعَلَهُ اللّهُ... وُصْلَةً إِلَى جَنَّتِهِ».(خطبه 192)

«خداوند حج را سببى براى... رسيدن بندگانش به بهشت قرار داد.»

و پيامبر صلى الله‏عليه‏و‏آله فرمود: يک حجّ مبرور (نيکو)، از دنيا و هر چه در دنياست بهتر است و چنين حجّى پاداشى جز بهشت ندارد.(7)

 

پاداش حج، غفران الهى

«... وَيَتَبَادَرُونَ عِنْدَهُ مَوْعِدَ مَغْفِرَتِهِ».(خطبه 1)

«دعوت شوندگان بيت الحرام... به سوى وعدگاه آمرزش الهى مى شتابند.»

آمرزش الهى نيز پاداشى است که خداوند به مسافران کوى خويش وعده داده است و وعدگاه اين گذشت و اين عفو، خانه خداست.

 

پناه بى پناهان

«جَعَلَهُ... وَلِلْعَائِذِينَ حَرَماً».(خطبه 1)

«خداوند سبحان... کعبه را... خانه امن و امان براى پناهندگان قرار داد.»

کعبه زو تشريف بيت اللّه‏ يافت

گشت ايمن هر که در وى راه يافت

(عطار)

 

پناهگاه انسان‏ها

«بَيْتِهِ الحَرَامِ... يَأْلَهُونَ إِلَيْهِ وَلَهَ ا لْحَمَامِ».(خطبه 1)

«خانه محترم خدا... که انسان‏ها همانند کبوتران به آن پناه مى برند.»

حضرت تعبير از «پناه کبوتران»، اوج نياز پناهنده شدن به ملجأ مطمئن براى انسان و آرام‏بخش بودن اين پناه‏گاه ويژه را براى او نشان مى دهد.

اى چو کعبه، وحوش را همه امن

خلق را مقصر و درگهت مأمن

(مسعود سعد سلمان)

 

پى نوشت:

1 . ميزان الحکمه، ج2، ص266

2 . وافى، ج2، کتاب الحجّ.

3 . آل عمران: 97

4 . مائده: 96

5 . ابراهيم: 36

6 . کافى، ج4، ص252

7 . احياء العلوم، ج1، ص240

منبع: فصلنامه ميقات حج؛رضا کريمى واقف

شنبه, 14 ارديبهشت 1398 09:49

سه ويژگى برجسته مؤمن

قَالَ الرِّضَا ع : لا يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَكُونَ فيهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِيِّهِ. 3ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِيِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَكِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِيِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِيِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.

کافی، ج 2، ص 241؛ امالی صدوق، ج1، ص 339؛ عیون اخبارالاخبار، ج1، ص 256

 

امام رضا عليه السلام مي فرمايد: مؤمن، مؤمن واقعى نيست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پيامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پيغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستى و پريشان حالى است.

شنبه, 14 ارديبهشت 1398 09:45

مسائل کلي در مورد سوره ي حمد

مشهور در ميان مفسيرين اين است که سوره حمد در مکه نازل گرديده است، ولي از بعضي ديگر نقل شده است که اين سوره در مدينه نازل شده است. نظريه اول صحيح تر به نظر مي رسد و دو دليل ذيل اين نظريه را تأييد مي کند:

 

محل نزول

مشهور در ميان مفسيرين اين است که سوره حمد در مکه نازل گرديده است، ولي از بعضي ديگر نقل شده است که اين سوره در مدينه نازل شده است. نظريه اول صحيح تر به نظر مي رسد و دو دليل ذيل اين نظريه را تأييد مي کند:

1- سوره حمد همان «سَبع مثاني» است (1) که در سوره ي «حجر» اسمي از آن به ميان آمده است، آن جا که مي گويد:

(وَ لَقَدْ آتَيْنَاکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثَانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ‌. ) (2)

سوره «حجر» که اين آيه در آن سوره آمده و نزول سوره حمد و سبع مثاني را بازگو مي کند، از سوره هايي است که حتماً در مکه نازل گرديده است. بنابراين بايد نزول سوره حمد نيز در مکه باشد.

2- دليل دوم بر مکي بودن سوره ي حمد اين است که دستور نماز در مکه آمده است و اين مطلب نيز در ميان تمام مسلمانان قطعي و روشن است که در اسلام، نمازي که بدون سوره ي حمد خوانده شود، سابقه ندارد و پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در اين باره مي فرمايد: «لا صَلاةَ اِلاّ بِفاتِحَةِ الکِتابِ» نمازي بدون سوره ي حمد وجود ندارد و اين حديث به طريق شيعه و سني نقل گرديده است، بنابراين مسلماً اين سوره در مکه نازل گرديده است و مسلمانان از آغاز اسلام، نمازشان را با اين سوره مي خوانده اند.

بعضي از مفسرين نظريه سومي را اختيار نموده اند و آن اين است که سوره ي حمد به جهت عظمت و اهميتي که دارد، دو بار نازل شده است: يک بار در مکه و يک بار ديگر در مدينه.

اين نظريه هم در حد خود خالي از اعتبار و احتمال نيست، تنها اين که دليلي در دست نيست که آن را ثابت و تأييد کند و شايد به علت همان دو بار نازل شدن، اين سوره «سبع مثاني» ناميده شده است و شايد هم اين نامگذاري علت ديگري دارد و آن اين که، اين سوره در هر نماز دو بار خوانده مي شود: يک بار در رکعت اول، بار ديگر در رکعت دوم؛ اين است که سبع مثاني نام يافته است.

 

فضليت سوره ي حمد

در فضليت اين سوره مبارکه همين بس که اولاً خداوند متعال آن را در سوره ي حجر برابر تمام قرآن مجيد معرفي کرده است و ثانياً بايد تمام نمازها با اين سوره خوانده شود و هيچ يک از سوره هاي قرآن نمي تواند در نماز جاي اين سوره را بگيرد، در صورتي که نماز اساس و استوانه دين است و مسلمان از غيرمسلمان با همان نماز شناخته مي شود. امتياز ديگر سوره حمد اين است که اين سوره داراي تعاليم و معارف زياد و نکات علمي فراوان است که به ياري خدا در بخش هاي آينده آن را به طور اجمال بيان خواهيم نمود.

فضليت سوره حمد به حدي است که در روايات فراواني از آن سخن به ميان آمده است، چنان که شيخ صدوق با اسناد خود از امام حسن عسکري (عليه السّلام) از پدران ارجمندش از امير مؤمنان (عليه السّلام) نقل مي کند که فرمود: (بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم) آيه اي است از سوره ي حمد و اين سوره با آيه بسم الله مجموعاً داراي هفت آيه است. آن گاه اميرمؤمنان اضافه نمود: از رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) شنيدم که مي فرمود: خداوند متعال به من فرمود: يا محمد! «وَ لَقَد اتيَناکَ سَبعاً مِنَ المَثاني وَ القُرآنَ العَظيم»، پس خدا مرا به وسيله ي سوره ي حمد مورد منت قرار داده و آن را با تمام قرآن برابر شمرده است. آري، سوره ي حمد از عزيزترين و پربهاترين کنوز و خزائن عرش الهي است. (3)

بخاري از ابي سعيد بن معلي نقل نموده است که مي گويد: من مشغول نماز بودم و رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) مرا صدا کرد، جواب او را ندادم پس از تمام شدن نماز عرضه داشتم: يا رسول الله! مشغول نماز بودم که جواب تو را ندادم. رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: مگر خداوند نفرموده است:

(اِستجَيبُوا لِلهِ وَ لِلرَّسُولِ اذا دَعاکُم.) (4)

دعوت خداوند و پيامبر را اجابت کنيد، آن گاه که شما را مي خواند!

رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) سپس فرمود: آيا مي خواهي پيش از آن که از مسجد خارج شوي، بزرگ ترين سوره ي قرآن را به تو ياد دهم؟ آن گاه دست مرا گرفت و خواستيم از مسجد خارج شويم، عرضه داشتم: يا رسول الله! فرموديد که مي خواهيد بزرگ ترين سوره قرآن را به من ياد دهيد. رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) سوره ي حمد را براي من خواند و فرمود: اين سوره همان سبع مثاني و قرآن عظيم است که به من داده شده است. (5)

 

تعداد آيات سوره حمد

مشهور در ميان مسلمانان اين است که سوره حمد داري هفت آيه است، بلکه مي توان گفت در اين نظريه اختلافي نيست، فقط از حسين جعفي نقل شده است که سوره ي حمد داراي شش آيه و از عمروبن عبيد نقل گرديده است که اين سوره داراي هشت آيه مي باشد ولي اين نظريه بسيار شاد و نادر است و با نظريه مشهور نيز مخالف است زيرا:

اولاً: اکثر علماي اسلامي سوره حمد را هفت آيه مي دانند.

ثانياً: روايات زيادي که از طريق شيعه و سني آمده است، همين نظريه مشهور را تأييد مي کنند.

ثالثاً: در سطور گذشته گفتيم که منظور از «سبع مثاني» در قرآن، همان سوره ي حمد مي باشد و خود اين نامگذاري، هفت آيه بودن سوره ي مذکور را نشان مي دهد.

بنابراين نظريه، کساني که «بسم الله» را يک آيه مستقل حساب مي کنند و جزء سوره ي حمد مي دانند، «صِراطَ الذَّينَ» را تا آخر سوره، يک آيه حساب مي کنند ولي کساني که «بسم الله» را آيه مستقلي از سوره حمد نمي دانند، «غَيرِ المَغضُوبِ...» را آيه مستقل مي شمارند و بدين گونه بنا به هر دو نظريه هفت آيه بودن سوره ي حمد، محفوظ و قطعي است.

 

هدف سوره ي حمد

هدف اين سوره اين است که دو مسئله بسيار مهمي را به انسان يادآوري کند. يکي مسئله توحيد، مخصوصاً توحيد در عبادت و اين که عبادت و پرستش انسان ها بايد منحصراً براي خدا و به خاطر او انجام گيرد و جز او کسي و يا چيز ديگري قابل ستايش و پرستش نمي باشد. دوم مسئله معاد و ايمان به روز حساب و پاداش که انسان را از گناه و آلودگي باز مي دارد.

اين دو مسئله (مبدأ- معاد)، هدف اصلي و نهايي اسلام و علت غايي قرآن است و تمام آئين تعاليم اسلام بر اساس اين دو اصل بنيان شده است، زيرا دين اسلام تمام افراد بشر را به سوي ايمان به خدا و يگانه پرستي دعوت مي کند و با صداي بلند و رسا اعلام مي دارد که:

(قُلْ يَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَ بَيْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لاَ نُشْرِکَ بِهِ شَيْئاً وَ لاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللَّهِ.) (6)

بگو اي اهل کتاب! بياييد به سوي سخني که ميان ما و شما يکسان است که به جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزي را به او شريک قرار ندهيم و بعضي از ما بعض ديگر را به جز پروردگار يگانه به خدايي نپذيرد!

آري هدف از ارسال پيابر و نزول قرآن اين است که به مردم جهان اعلام و تفهيم کند که جز پروردگار کسي و يا چيزي سزاوار ستايش و پرستش نيست، پس واجب است خضوع و توجه افراد بشر و هر موجودي که از عقل و شعور برخوردار است، به خداوند اختصاص داشته باشد و در اين سوره ي مبارکه که اين مطلب با دليل و برهان بيان شده است.

 

توضيح اين که:

يک انسان عاقل که در برابر يک انسان ديگر، خضوع و پرستش مي کند و حوايج و خواسته هاي خويش را به نزد او مي برد يا به جهت امتياز و کمالي است که در آن شخص مورد خضوع و توجه احساس مي کند؛ چه آن که هر ناقصي، قهراً و فطرتاً در برابر کامل تر از خويش، خاضع است و يا به جهت احسان و انعامي است که نسبت به شخص خاضع از سوي وي رسيده است و به جهت احتياجي است که در شخص ناقص وجود دارد و مي خواهد به وسيله ي آن خضوع و اظهار کوچکي، منفعتي را به سوي خود جلب و يا ضرري را از خود برطرف سازد و يا اين که شخص مورد ستايش و توجه، تسلط و تفوق خاصي بر ستايش کننده دارد که وي در اثر اين تسلط و برتري خود را در برابر او مجبور و موظف به خضوع و تواضع مي بيند و از سرکشي و عصيان او مي ترسد.

اين ها علل و اسباب عبادت و خضوع در برابر ديگري است و يک انسان خردمند اگر در هر يک از اين علل و عوامل دقت کند، به قطع و يقين متوجه خواهد شد که همه آن ها در ذات خداوند جمع است و بلکه همه آن ها به ذات اقدس الهي، انحصار و اختصاص دارد، پس تنها اوست که شايسته و سزاوار حمد و ستايش است زيرا تنها اوست که تمام صفات جمال و کمال را به طور کمال دارا و از تمام عيوب و نواقص عاري و به دور است و کوچک ترين عجز و نقص به ساحت قدس او راه ندارد و هم اوست نعمت بخش تمام عوالم و هستي بخش همه ي موجودات جهان هستي که به وجود آمده اند و يا بعداً لباس هستي بر تن خواهند کرد و همان خدا است که اين عوالم را از راه تکوين و تشريع پرورش مي دهد و به سوي کمالشان رهبري مي کند. او است که داراي رحمت بي پايان و زوال ناپذير و مالک مطلق و سلطان حقيقي بر کل جهان هستي است.

آري هم اوست معبود به حق و آن که سزاوار پرستش اوست و جز او کسي سزاوار عبادت و پرستش نيست زيرا کمال مطلق و بي پايان، منعم حقيقي و بي مانند هم اوست و رحمت وسيع و سلطنت مطلق براي اوست.

آيا با اين حال شخص عاقل جز او به کس ديگر روي مي آورد و به جز وي کسي را عبادت و پرستش مي کند و از کسي استعانت و ياري مي جويد و به جز او بر ديگري تکيه و توکل تواند کرد؟!

در صورتي که همه چيز و همه کس به جز خداوند، «ممکن الوجود» است و ممکن الوجود هم قهراً و ذاتاً محتاج و سرتا پا نياز است، در حالتي که بايد تنها از ذات خداوند، استعانت و ياري جست زيرا تنها اوست که بي نياز است و غير او همه يکسره محتاج و نيازمند!!

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ) (7)

اي مردم شما [همگي] نيازمند به خداييد. تنها خداوند است که بي نياز و شايسته ي هرگونه حمد و ستايش است.

پس از آن که خداوند در اين سوره، حمد و ثنا را به خود اختصاص مي دهد، به بندگان خود چنين ياد مي دهد که با زبانشان از اعماق جان و دلشان بگويند، (اِياک نَعبُدُو اِيّاکَ نَستَعينُ) يعني بار الها! تنها تو را مي ستاييم و از تو استعانت مي طلبيم!

سپس خداوند متعال به وضعيت کلّي انسان ها اشاره مي فرمايد که: آنان پس از فرستاده شدن پيامبران و فرود آمدن کتاب هاي آسماني به سه گروه عمده تقسيم گرديده اند:

 

گروه اول:

کساني هستند که مشمول توجهات و عنايات الهي و نعمت هاي شيرين و لذتبخش خداوند گرديده و به راه راست و مستقيم هدايت و رهنمون شده اند، به راهي که آنان را به مقصد و مطلوب نهايي و هدف غايي انساني رسانيده است و اعوجاجي در آن راه ندارد.

 

گروه دوم:

کساني هستند که راه راست و مستقيم را که انسان را به سوي سعادت ابدي مي برد، گم کرده و به چپ يا راست منحرف گرديده و راه حق را گم کرده اند ولي در برابر حق، عناد و لجاجت نورزيده اند گرچه در پيدا کردن راه حق تقصير و کوتاهي کرده اند و از روي لغزش و اشتباه، راه خلاف و انحراف مي پيمايند که اگر به اشتباه شان پي ببرند و راه حق را بيابند، در برابر حق تمرد و سرکشي نمي کنند و از آن سرباز نمي زنند و راه خلاف و انحراف را ادامه نمي دهند.

 

گروه سوم:

کساني هستند که حب ثروت و مقام آنان را به سوي عناد کشانده است و در برابر حق، لجاجت به خرج مي دهند و با آن خصومت و دشمني مي ورزند، بعضي از آن ها از اول، حق را نشناخته اند و بعضي دگر نخست با حق آشنا بودند، بعداً به مقام انکار حق برآمده اند و اين افراد در واقع بنده و برده هواي نفس خود بوده و از اميال و هوس هايشان پرستش و پيروي مي کنند.

خداوند در سوره ي ديگر قرآن مجيد به اين گروه اشاره مي فرمايد، آن جا که مي فرمايد:

(أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ. ) (8)

آيا ديدي کسي را که هواي نفس خويش را، خدا و معبود خود قرار داده است؟

البته اين طايفه در کفر و ضلالت شديدترند و در اثر عناد و لجاجتي که در برابر حق دارند، به عذاب بيش تري سزاوارند و بيش تر از طايفه ي دوم مورد غضب پروردگار قرار مي گيرند و چون بشر طبعاً از غريزه ي حب ثروت و مقام خالي نيست، تا هدايت رباني شامل حالش نشود، از سقوط در ضلات و گمراهي و غلبه ي هوي و هوس در امان نيست، چنان که در قرآن مجيد به اين حقيقت اشاره شده، آن جا که آمده است:

(لَوْ لاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ مَا زَکَا مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لکِنَّ اللَّهَ يُزَکِّي مَنْ يَشَاءُ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.‌) (9)

و اگر فضل و رحمت الهي بر شما متوجه نبود، هرگز احدي از شما پاک نمي شد ولي خداوند هر که را بخواهد تزکيه و پاکيزه مي کند و خداوند شنوا و داناست.

چون انسان بدون عنايت پروردگار اسير اميال دروني خود مي باشد و هر آن که احتمال مي رود که مغلوب هوي و هوس خويش واقع شود، اين است که خداوند به بندگانش تعليم مي کند که هميشه از پيشگاه او طلب هدايت و راهنمايي کنند و بگويند: (اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقيمَ): «خدايا! تو ما را به راه راست هدايت فرما، راه کساني را که براي آنان احسان و انعام نموده اي نه راه کساني که مورد غضب تو واقع شده اند و نه راه کساني که گمراه گرديده اند.»

نمازگزاران با اين جملات، هدايت دائم و انحراف ناپذيري را که به مؤمنان و نيکان اختصاص دارد، از خداوند درخواست مي کنند و از او مي خواهند که آنان را در صف بندگاني که اِنعام شان نموده اَنعام شان داده است، قرار دهد و از رهروان همان راه راست و مستقيم شان بگرداند.

در آيه ديگر صاحبان و رهروان آن راه مستقيم را چنين معرفي مي کند که:

(أُولئِکَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَ مِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْرَائِيلَ وَ مِمَّنْ هَدَيْنَا وَ اجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِيّاً.) (10)

آنان کساني هستند که خداوند مشمول لطف و نعمتش قرار داده است و آن ها عبارتند از پيامبراني از نسل آدم و از کساني که با نوح بر کشتي سوارشان کرديم و از دودمان ابراهيم و يعقوب و از کساني که آن ها را برگزيديم و هدايت شان کرديم و آن ها کساني بودند که وقتي آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده مي شد، به خاک مي افتادند، سجده کنان و گريان.

و باز خداوند به بندگانش تعليم مي کند که از انحراف و عدم شناخت راه مستقيم به او پناه ببرند و از درگاهش بخواهند که آنان را از سرنوشت شوم اين دو گروه «مغضوبين» و «گمراهان» محفوظ و مصونشان بدارد.

 

خلاصه

خلاصه ي مفهوم سوره ي حمد، اين است که خداوند نخست خودش را با اوصاف کمال و جمالش تمجيد و توصيف مي کند و با افعال و اوصاف متعالي اش خود را معرفي مي نمايد: تربيت عمومي، رحمت عامّه و سلطنت روز جزا را که از آنِ او است، به بشر يادآوري مي کند، آن گاه نتيجه گيري مي کند که عبادت، پرستش و استعانت اختصاص به خدا دارد و جز او کسي سزاوار ستايش و پرستش نيست، اين است که بايد تنها خدا را پرستش نمود و از او ياري و مدد خواست.

سپس راه دعا و نيايش را به انسان ها تعليم مي کند و تذکرشان مي دهد که از خداوند درخواست کنند تا آنان را به صراط مستقيم و راه راست و به سوي سعادت جاوداني هدايت شان کند، به يک حيات جاودانه و زندگي ابدي و به نعمت هاي غير قابل زوال و پايان ناپذيرشان برساند و در نور و روشنايي که تاريکي و ظلمتي بعد از آن وجود ندارد، قرارشان دهد.

و در آخرين مرحله اين نکته را بيان مي کند که راه مستقيم و هدايت به کساني اختصاص دارد که خداوند با رحمت و فضل خويش آن ها را مشمول رحمت بي پايان و نعمت هاي فراوان خويش ساخته و الطاف خاصي مبذولشان داشته است و اين راه با راه کساني که مورد خشم و غضب خدا قرار گرفته اند و با راه کساني که از راه صحيح منصرف گرديده اند، متمايز و جداست.

بنابراين، سوره ي حمد از چهار بخش تشکيل يافته و هر بخش هدفي در بردارد و مجموعاً چهار هدف عالي و مهم را تعقيب مي کند:

1- خدا را با صفات عالي و کمالي اش براي انسان ها توصيف و معرفي مي کند.

2- عبادت، پرستش و استعانت مخصوص به خداست و جز او کسي سزاوار آن نيست.

3- هدايت به راه راست و شناخت راه راست و راه نيکان را بايد از پيشگاه الهي خواست و در راهيابي از او مدد و ياري جست.

4- راه نيکان از راه خشم زدگان (مغضوبين) و از راه گمراهان

(ضالّين) متمايز و جداست.

 

نويسنده: حضرت آيت الله حاج سيد ابوالقاسم خوئي ( ره )

مترجم: محمد صادق نجمي- هاشم هاشم زاده هريسي

 

پي نوشت ها :

  1. در روايات زيادي به اين مطلب تصريح شده است و از جمله آن ها رواياتي است که از صدوق و بخاري آورده اند که ما بعداً آن را نقل خواهيم نمود.
  2. حجر/ 87.
  3. تفسير برهان، 1/ 26.
  4. انفال/ 24.
  5. صحيح بخاري، 6/ 103.
  6. آل عمران/ 64.
  7. فاطر/ 15.
  8. جاثيه/ 23.
  9. نور/ 21.
  10. مريم/ 58.

نویسنده: داود حسینی، مدیر گروه اخلاق پژوهشکده حج و زیارت

چکیده

حج،  از جهات مختلف در سرنوشت مسلمانان تأثیر‌گذار است و از بُعد اخلاقی و عرفانی، راز و رمزهایی دارد که در کمتر عبادتی می­توان یافت. اسرار و معارف حج می‌تواند زائر سرزمین وحی را در مسیر سیر و سلوک و عرفان ناب قرار دهد.  بُعد اقتصادی حج نیز این ظرفیت را دارد که  بازار بین­الملل اسلامی را رونق بخشد و اقتصاد کشورهای اسلامی را به سمت شکوفایی رهنمون سازد. و از نظر سیاسی، اجتماع میلیونی مسلمانان از سراسر جهان با زبان‌ها و ملیت‌های مختلف در ایام حج و در مکانی خاص؛ یعنی سرزمین وحی، فرصت تصمیم‌گیری‌های مهم را برای نمایندگان بیش از یک میلیارد مسلمان فراهم می‌کند. آری، حج فرصتی است بی‌بدیل برای جوامع اسلامی و اینجا است که  حضرت امام خمینی(ره)

و مقام معظم رهبری ـ دام ظله­العالی ـ  بر فرصت‌آفرینی حج تأکید فراوان داشته و دارند.

دراین نوشته، با بررسی فرصت‌آفرینی حج از منظر امام خمینی(ره)  و مقام معظم رهبری در دو  بُعد اخلاقی و سیاسی، کوشیده­ایم با بهره‌گیری از پیام‌های ایشان به کنگرة جهانی حج و بیاناتشان در جمع کارگزاران حج، این موضوع را در دو بعد اخلاقی و سیاسی بررسی و واکاوی کنیم.

 

کلیدواژه‌ها

فرصت؛ حج؛ اندیشه؛ حج‌گزار

 

مقدمه

حج در فرهنگ اسلامی، صحنة آموزش و فراگیری آموزه‌ها و معارف ناب مکتب نبوی و علوی است و غیر از مناسک و اعمال ظاهری معروف و معین، یک سلسله درس‌ها و آموزه‌های دیگری دارد که تنها با انجام دادن مناسک نمی‌توان به آنها رسید. بلکه باید با تفکر و تأمل در راز و رمزهای این مناسک به آنها دست یافت؛ درس‌هایی که مناسک حج، صورت‌هایی از آن سیرت‌هاست.

حج، زمینة فرصت‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، عبادی و حتی اقتصادی را برای جهان اسلام فراهم می‌سازد؛ اجتماعی ایجاد می‌کند که ملل مختلف غیر مرتبط با یکدیگر را که نه یک نژاد دارند و نه یک زبان و نه یک حکومت و نه یک ملیت، در یک سرزمین جمع می‌کند؛ اجتماعی که از نظر کمّی و کیفی یقیناً بی‌نظیر است؛ زیرا انسان‌هایی از سراسر جهان با انگیزه‌های الهی و بدون احساس فشار بیرونی، از مال، فرزند و اشتغالات اجتماعی صرف نظر می‌کنند تا خود را به این مرکز توحید برسانند و از فضای معنوی سرزمین وحی و موقعیت زمانی حج بهره‌برداری کنند.

یکی از ابعاد مهم و اساسی حج، بُعد عرفانی و اخلاقی آن است. اسرار و راز و رمزهایی که در حج و اعمال آن نهفته است، می‌تواند در زائری که با شناخت و معرفت به این سفر اعزام می‌شود، ایجاد کند. به فرموده مقام معظم رهبری :

«از اینکه خداوند در طول عمر انسان فقط یک‌بار این عمل را بر بندگان خود واجب کرده است، معلوم می‌شود انسان بیش از یک‌بار به این سفر و انجام دادن مناسک آن نیاز ندارد و اگر با دقت و تأمل انجام دهد، همین یک‌بار او را به سر منزل مقصود می‌رساند (خامنه‌ای، 1387 ج2، صص150ـ 149).

شرط اساسی ایجاد یک تحول عظیم که تا پایان عمر توشة زائر باشد، آشنایی با اسرار و راز و رمزهای حج است؛ همان‌طور که گفته شده، امام سجاد، علی بن حسین8 به شبلی فرمودند:

«در ورای هر یک از اعمال و مناسک، به دنبال حقایق آن باش و آنها را جست‌وجو کن؛ در غیر این صورت نه احرام بسته‌ای و نه لبیک گفته‌ای و نه به طواف رفته‌ای.» (نوری، 1408ق، ج10، صص167ـ166).

با وجود نقش سازنده‌ای که حج در ابعاد مختلف زندگی مسلمانان، به ویژه اخلاق فردی و اجتماعی، مواسات، آشنایی با دردها و مشکلات مسلمانان می‌‌تواند داشته باشد، قرن‌ها این فریضه به یک عمل فردی کم تأثیر و حتی بی‌تأثیر در سرنوشت فردی و اجتماعی مسلمانان تبدیل شد.

هر سال جمع کثیری از مسلمانان با تلاش‌های فراوان در این سرزمین جمع می‌شدند، ولی غافل از آنچه در سایه‌سار این عبادت سیاسی، اجتماعی و عرفانی باید به‌دست آورند، به کشورهای خود باز می‌‌گشتند. در قرن اخیر، مردی از شاگردان مکتب اهل‌بیت: ، اسلام را از غربت‌ بیرون آورد و آن را در زوایای مختلف زندگی مردم مسلمان ایران جاری ساخت و مسلمانان را با فلسفة بسیاری از احکام اسلام آشنا کرد؛ احکامی که یا تعطیل شده بود یا اگر انجام می‌گرفت، بی‌روح و بی‌حقیقت بود. یکی از احکام اسلام که به‌وسیلة امام خمینی(ره) احیا گردید و به سوی جایگاه حقیقی خود هدایت شد، «حج» و مناسک آن بود. ایشان با انتخاب امیرالحاج و توصیه‌های مشفقانه به مسئولان و دست‌اندرکاران حج و زیارت و زائران عازم سرزمین وحی و یادآوری بعضی نکات اخلاقی، عرفانی و سیاسی قبل از سفر و صدور پیام‌های غنی و پرمحتوا از معارف اسلام برای کنگرة جهانی حج، تحولی عظیم در ابعاد فردی و اجتماعی در حج ایجاد کرد. اما استکبار جهانی و مزدوران مرتجعش تحمل چنین حجی را نیاوردند و مردم ایران را از حج و پیام‌های آن پیر طریقت که به مناسبت حج صادر می‌کرد و زائران را با راز و رمزهای آن آشنا می‌ساخت، محروم کردند.

بعد از رحلت امام، زمینة بهره‌گیری از حج به‌وسیلة جانشین فرزانة او؛ مقام معظم رهبری فراهم شد و آن سنت حسنه به¬وسیلة شاگرد او، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ـ مدظله العالی ـ ادامه یافت. ایشان هر ساله با فرا رسیدن ایام حج در ملاقات‌های عمومی و خصوصی که قبل و بعد از سفر با مسئولان و کارگزاران حج دارند و همچنین پیام‌هایی که به مناسبت کنگرة جهانی حج صادر می‌کند، ابعاد مختلف این عبادت جمعی و نقشی را که این اجتماع عظیم در سرنوشت فردی و اجتماعی و سیاسی مسلمانان دارد، تبیین می‌کند و مسلمانان را با وظیفة سنگینشان آشنا می‌سازد و آنان را به بهره‌برداری از فرصت‌گرانبهایی که حج برای مسلمانان فراهم می‌آورد، تشویق می‌کند، تا در جهت خودسازی فردی و رفع مشکلات جهان اسلام بکوشند.

یکی از ابعاد مهم پیام‌ها و سخنان رهبرکبیر انقلاب و مقام معظم رهبری دربارة حج، بعد فرصت‌سازی‌های  حج است. در این مقاله به فرصت‌سازی حج در ابعاد اخلاقی و سیاسی و اجتماعی از دیدگاه ایشان پرداخته می‌‌شود و با بهره‌گیری از آیات و روایات، دیدگاه آنان در این زمینه تحلیل و تبیین می‌شود.

درک فرصت‌ها

اگر انسان قدری در مورد سرمایه‌های ارزشمندی که بی‌هیچ هزینه‌ای به‌دست آورده، بیندیشد و اندکی ذهنش را از تعلقات دنیوی دور کند و در این سرمایه‌ای که هیچ بهایی برایش وجود ندارد، بیندیشد و از سوی دیگر، هدف اصلی آفرینش خود را دریابد که باید برای رسیدن به معراج و قرب الهی تلاش کرد، روش بهره‌گیری از فرصت‌ها را خواهد آموخت.

هر فرد در زندگی خود با موقعیت‌های ویژه‌ای مواجه می‌شود که لازم است آنها را غنیمت بشمارد. پیامبرخدا(ص) می‌فرماید:

«ای مردم، بدون شک در زندگی شما لحظاتی فرا می‌رسد، پس در کمین آن لحظات طلایی باشید و به آنها پشت نکنید که نسیم حیات‌بخش رحمانی از آنها می‌وزد.» (کلینی، 1407ق، ج7، ص650).

از فرصت‌هایی که برای بعضی از افراد جامعه به وجود می‌آید، حضور در سرزمین وحی است. این فرصت برای افراد اندکی از مردم و آنهم برای بسیاری، یک‌بار در عمر حاصل می‌شود.

از سوی دیگر خود حج ویژگی‌هایی دارد که در سایر عبادات به صورت جمعی یافت نمی‌شود. از این‌ رو، باید این فرصت به ‌خوبی درک شود.

نگاه به حج باید نگاه به یک نعمت و فرصت بزرگ الهی باشد... این پدیدة عجیبی است که ما به آن عادت کرده‌ایم و اهمیت و عظمت آن را درست متوجه نمی‌شویم. همة مسلمانان جمع شوند، متوجه به یک مرکز، به یک نقطه، خاشع در مقابل این نقطه. با این چشم به حج نگاه کنیم (خامنه‌ای، بیانات در دیدار کارگزاران حج، 4/8/1388).[1]

علی7 می‌فرماید:

«الفُرصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَحابِ فَانتَهِزُوا فُرَصَ الخیرِ» (حر عاملی، 1409ق، ج16، ص84).

«فرصت‌ها مانند ابر بهاری درگذرند. پس بکوشید از فرصت‌های خیر بهره بگیرید.»

بهره‌گیری از موقعیت‌های به‌دست آمده به شناخت افراد از آن موقعیت بستگی دارد. اگر آن را فرصت بدانند، تلاش می‌کنند آن را از دست ندهند و به نحو احسن از آن بهره‌برداری کنند. اما اگر آن را فرصت ندانند، به راحتی آن را از دست می‌‌دهند. رهبر کبیر انقلاب حتی قبل از انقلاب نیز فرصت بودن حج را به مردم ایران گوشزد می‌کردند:

بر شما ملت عزیز اسلام که برای ادای مناسک حج در این سرزمین وحی اجتماع کرده‌اید، لازم است از فرصت استفاده کرده، به فکر چاره باشید. (خمینی، 1378ش، ج1، ص11).

مقام معظم رهبری نیز برای ایجاد شناخت صحیح از حج می‌فرماید:

«با این چشم به حج نگاه کنیم؛ به عنوان یک فرصت. اگر به چشم فرصت نگاه کردیم، آن وقت دید ما باز خواهد شد، وظایف خودمان را بیشتر توجه خواهیم کرد. شما این فرصت را پیدا می¬کنید که در خانة خدا در کنار بقیة مسلمانان اظهار عبودیت کنید. این اولین نقطة این فرصت است. اگر به چشم فرصت نگاه شود، آن وقت لازمه‌اش این است که انسان این را به هیچ قیمتی از دست ندهد.» (خامنه‌ای، بیانات در دیدار کارگزاران و دست‌اندرکاران حج، 4/8/1388).

فرصت‌شناسی در منابع اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد. تا شناخت حاصل نشود، بهره‌‌گیری از موقعیت محقق نمی‌شود. امیر مؤمنان، علی7 می‌فرماید: «ِفَاغْتَنِمُوا الفُرَصَ وَکُونُوا أَبناءَ اَلْوَقْتِ» (ابن ابی‌الحدید، 1404ق، ج19، ص255)؛ «فرصت‌ها را غنیمت بشمارید و فرزندان زمان خود باشید.»

براساس دیدگاه رهبر کبیر انقلاب، یکی از وظایف بزرگ مسلمانان پی بردن به این واقعیت است که چرا باید همواره بخشی از امکانات مادی و معنوی خود را برای برپایی حج صرف کنند (خمینی، 1387ش، ج1، ص250).

مقام معظم رهبری درباره مغتنم شمردن فضای معنوی حج می‌فرماید:

حیف است که انسان در مکة مکرمه یا مدینة منوره، در مجاورت مرقد پیامبر اعظم(ص) و مراقد ائمة هدی: و مرقد بزرگان صحابه و شهدای احد و بقیة بزرگان که در تاریخ مثل خورشید می‌‌درخشند، باشد و به جای توجه و تذکر، به فکر دنیا باشد... در آن قطعة زمانی اکسیری که هر دقیقه‌‌اش، هر ساعتش آن‌قدر ارزش دارد و آن‌قدر فرصت است (خامنه‌ای، بیانات در دیدار کارگزاران حج، 4/8/1388).

در این بخش  به بعضی فرصت‌های سیاسی ـ اجتماعی حج می‌پردازیم که در سخنان و پیام‌های رهبر کبیر انقلاب و مقام معظم رهبری مورد توجه قرار گرفته است:

  1. فرصت‌سازی‌های سیاسی حج

حج و اجتماع میلیونی مسلمانان در سرزمین وحی، هم فرصت است و هم فرصت‌آفرین. اکنون فرصت‌های سیاسی را که در حج برای حج‌گزاران فراهم می‌شود، بررسی می‌کنیم:

الف) معرفی انقلاب و جمهوری اسلامی

حج این فرصت را برای سایر مسلمانان حاضر در سرزمین وحی فراهم می‌کند که با چهرة واقعی انقلاب اسلامی بیشتر آشنا شوند. همچنین برای زائران ایران این فرصت را ایجاد می‌کند که تجارب خود از انقلاب را به سایر مسلمانان انتقال دهند. در حج، افراد بسیاری از کشورهای گوناگون با فرهنگ¬ها و آداب و سنن مختلف حضور دارند. این افراد کم و بیش از رسانه‌های کشورهایشان در مورد ایران، انقلاب اسلامی و مسائل مرتبط با ایران شنیده‌اند. بدیهی است این افراد موسم حج را بهترین زمان برای سنجش شنیده‌هایشان بدانند و زائران ایرانی، به خصوص نخبگان، روحانیون و کارگزاران حج می‌توانند از این فرصت بهترین بهره را ببرند.

از نگاه امام و رهبری، حج یکی از فرصت‌های با برکت برای معرفی انقلاب اسلامی است و انقلاب هدیه¬ای است الهی برای جهان اسلام؛ انقلابی که معرفی درست آن، زنده کردن اسلام و نقش احیاگر آن در اذهان فسرده و خمودة مسلمانان است.

امام خمینی(ره) در یکی از پیام‌های خود به کنگرة حج، خطاب به فرهیختگان حج‌گزار می‌گوید:

«بر روحانیون محترم و نویسندگان و گویندگان متعهد لازم است که در فرصتهاى مناسب و در محضر مسلمانان، به جبران تبلیغات مسمومى که از وسائل ارتباط جمعى وابسته به امریکا و اسرائیل، به شایعه افکنى و دروغ‏پردازى بر ضد اسلام و جمهورى اسلامى ایران اشتغال دارند، از اسلام و انقلاب اسلامى ایران دفاع نمایند، و چهره واقعى آن را به جهانیان معرفى نمایند.» (خمینی، 1387ش، ج1، ص108).

از منظر مقام معظم رهبری، معرفی صحیح انقلاب اسلامی معرفی حقیقت اسلام است؛ زیرا این انقلاب از معارف بلند اسلام برخاسته است:

«آنچه مهم است، این است که ما در حج باید چیزی را منعکس کنیم که لُب و مغز انقلاب و لُب و مغز هویت ماست. آن چیست؟ آن تصمیم قاطع بر تحقق اسلام است.» (خامنه‌ای، 1387ش، ج‏2، ص267).

ایشان یکی از مسؤلیت‌های مهم کارگزاران حج و مردم مسلمان ایران را، معرفیِ پیام‌های بزرگ انقلاب اسلامی می‌داند که همان ایستادگی در مقابل استکبار است و از کارگزاران حج‌ و زائران خانة خدا می‌خواهد که با اعمال خود معرّف و سفیر انقلاب باشند:

«در درجة اول، کارگزاران حج، در درجة بعد، آحاد حجگزار، همه با رفتار، با گفتار و با عملشان نشان دهند که زُبر الحدیدی در اینجا وجود دارد که عازم است حرکت خودش را ادامه بدهد. این، امید می‌بخشد. این بزرگ‌ترین پیام اسلام و انقلاب است که باید در همة نوشته‌ها، در همة گفته‌‌ها، در نشریة زائر... در همه چیز منعکس شود. بر این باید اصرار باشد.»  (خامنه‌ای، 1387ش، ج2، ص 268).

امام و رهبری، انقلاب اسلامی را عامل عزت مسلمانان می‌دانند  و مسلمانان را تشنة آشنایی بیشتر با انقلاب اسلامی می‌شمارند. امام در این زمینه می‌فرماید:

«شما نمایندگانِ مردمی هستید که انقلاب اسلامی‌شان... توانسته است ندای اسلام را، هر چند ضعیف، به گوش جهانیان رسانده و نظر آنان را به خود جلب کند. شما حجاج محترم بیت الله الحرام، حامل پیام این ملت و نمایندگان این کشور هستید.» (خمینی، 1387ش، ج1، ص139).

مقام معظم رهبری هم در موقعیت‌های مختلف، حج‌گزاران را به برافراشته نگه‌داشتن پرچم انقلاب اسلامی در حج سفارش کرده است. ایشان می‌فرماید:

«امروز شما به دنیای اسلام عزت داده‌اید. ملت ایران با برافراشتن پرچم اسلام به یکایک مسلمانان در دنیا عزت داده است. لذا مسلمانان کشورهای دیگر هم می‌خواهند دنبال این الگو حرکت کنند... در حج، نگذارید این پرچم از دست شما بیفتد. در مذاکرات خصوصی و در اجتماعات عمومی نشان بدهید که ملت ایران به برکت اسلام، عزیز و سرافراز شده است و این عزت را تا آخرین نفس از دست نخواهد داد.» (خامنه‌ای، بیانات در دیدار مسؤلان و کارگزاران حج، 15/8/1387).

ایشان استفاده از فرصتِ حج، برای تبیین ماهیت واقعی جمهوری اسلامی را، تکلیف کارگزاران حج می‌داند و به آنان سفارش می‌کند، در ارتباط با سایر مسلمانان، اهداف بلند انقلاب اسلامی را تبیین کنید و دل‌های مسلمانان را که در سراسر جهان برای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی می‌تپد، شاد سازید.

شما که کارگزار حج‌اید، شما که دلتان لبالب از اعتقاد و ایمان به نظام جمهوری اسلامی است، در حج در کنار این برادر مسلمانی که در معرض این تبلیغات قرار گرفته است، تکلیف اولتان چیست؟ تبیین. معارف اسلامی و معارف نظام اسلامی را تبیین کنید. جمهوری اسلامی، جمهوری «اسلامی» است.» (خامنه‌ای، بیانات در دیدار مسؤلان و کارگزاران حج، 15/8/1387).

از نظر ایشان، تبیین واقعیات و افشای دروغ‌ها و تهمت‌هایی که به جمهوری اسلامی زده می‌شود در حج ممکن است. ایشان حج را از فرصت‌های بابرکتی می‌دانند که برای جمهوری اسلامی و کارگزاران حج فراهم می‌شود:

«در کشورهای اسلامی، چه در آفریقا، چه در آسیا، در همة مناطق دنیا، حتی در قلب آن کشور که بیشترین دشمنی را با ما کرده است ـ یعنی ایالات متحدة آمریکا ـ  مسلمانانی هستند که شیعه نیستند، اما دلشان لبریز از محبت جمهوری اسلامی و محبت امام و محبت این ملت بزرگ با عزم و اراده است؛ چون جمهوری، جمهوری اسلامی بود. اینها این را تحریف می‌کنند، تبدیل می‌کنند و می‌خواهند به دروغ مارک دشمنی با فِرق اسلامی را به سینة جمهوری اسلامی بزنند. بروید اینها را تبیین کنید.»  (خامنه‌ای، بیانات در دیدار مسؤلان و کارگزاران حج، 15/8/1387).

حضرت امام= با توجه دادن حجاج به مسئولیت بزرگ آنان در معرفی انقلاب اسلامی و خاموش کردن بوق‌های استکبار جهانی می‌گویند:

«شما حجاج محترم بیت اللَّه الحرام حامل پیام این ملت و نمایندگان این کشور هستید. در این صورت موقعیت شما بسیار حساس و وظیفة شما سنگین است. ان‏شاءاللَّه، چنانچه انتظار می‏رود، با رفتار شایسته و اخلاق اسلامى و انقلابى خود، نظر همگان را جلب کرده و چهرة انقلاب اسلامى را آن‏گونه که هست به نمایش ملت‌هاى جهان مى‏گذارید و توجه آنان را با برخوردهاى برادرانه و محبت‏آمیز، به انقلاب بزرگ ایران جلب مى‏نمایید و عملاً تبلیغات فاسد مغرضانه بوق‌هاى تبلیغاتى را خنثا مى‏نمایید.» (خمینی، 1387، ج1، صص140ـ 139).

ب) آگاهی از وضعیت مسلمانان

حج مظهر نیروی متراکم جهان اسلام است که می‌تواند با اجتماع عظیم مسلمانان در مکه و مدینه، بزرگ‌ترین مشکلات را از سر راه مسلمین بردارد. اجتماع مسلمانان در سرزمین وحی می‌تواند افکار آنان را به سوی مشکلات متوجه‌ سازد و راه حل‌هایی که از این اجتماع می‌تواند برای مسلمانان حاصل شود، در هیچ اجتماعی به‌دست نخواهد آمد. امام خمینی با اشاره به این موضوع می‌فرماید:

«باید در این اجتماع عظیم الهى که هیچ قدرتى جز قدرت لایزال خداوند نمى‏تواند آن را فراهم کند. مسلمانان به بررسى مشکلات عمومى مسلمین پرداخته و در راه رفع آنها با مشورت همگانى کوشش کنند.» (خمینی، 1387ش، ج1، ص74).

ایام حج، فرصت مناسبی است که مسلمانان در کنار هم به عوامل عقب‌ماندگی خود بپردازند و راه‌های پیشرفت علمی، فرهنگی و اقتصادی خود را بشناسند. تاریخ حج،‌ ‌گویای آن است که در صدر اسلام و در سده‌های میانی، مکه بهترین جایگاه برای تبادل اندیشه و نظر دربارة آموزه‌های اسلام بوده و بسیاری از مناظره‌ها و پژوهش‌های علمی دربارة مباحث علمی و فرهنگی در مکه انجام گرفته است.

«تاریخ باید سرمشق ما باشد و ما وقتى که تاریخ را نگاه مى‏کنیم، تحولاتى که پیدا شده است در اسلام و در مسلمین، هر جا که قوّت ایمان در کار بوده است و مردم و مسلمین به قوّت ایمان حرکت مى‏کردند، نصر با آنها همراه بوده است.» (خمینی، 1387ش، ج‏1، صص21 ـ 20).

توجه به مشکلات جهان اسلام و مسلمانان در حج، از مهم‌ترین دغدغه‌های امام و رهبری بوده و هست که مکرر در بیانات و پیامهای خود بدان اشاره کرده¬اند و کمتر پیامی از این دو احیاگر حج ابراهیمی وجود دارد که به این موضوع اشاره نشده باشد.  امام خمینی(ره) در اولین پیام به حج‌گزاران بعد از انقلاب می‌گوید:

«برادران و خواهران مسلمان من! آگاهید که تمام منافع مادى و معنوى همگى ما را ابرقدرت‌هاى شرق و غرب مى‏برند و ما را در فقر و وابستگى سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى قرار داده‏اند. به خود آیید و شخصیت اسلامى خود را بیابید.» (خمینى، 1387ش، ج1، ص26).

مقام معظم رهبری با توجه به همین مشکل در پیام خود به زائران بیت¬الله الحرام می‌فرماید:

«کشورهای اسلامی، در یک قرن اخیر، ضایعات جبران‌ناپذیری را تحمل کرده‌اند. موج استعمار و کشورگشایی غربیان، بیشترین آسیب را به ملت‌های مسلمان زد که ثروت‌ها و منابع مادی‌شان، آنان را آماج تهاجم‌های همه جانبة دول استعمارگر ساخته بود. حاصل این دست‌اندازی‌ها برای مسلمانان... عقب افتادگی علمی و مادی بود.»  (خامنه‌ای، 1387ش، ج2، ص300).

ایشان به دردهای مزمنی که جهان اسلام را از هر سو مورد هجوم قرار داده است، اشاره کرده، می‌گوید:

«امروز جهان اسلام دچار دردهاى مزمنى است. شاید مهمترین آنها این دردهاى دهگانه است : منازعات سیاسى و مذهبى، سست شدن رشته‌هاى اخلاق و ایمان، عقب‌ماندگى علمى و صنعتى، وابستگى سیاسى و اقتصادى، اسراف و اشرافیگرى و غرور درکنار فقر وگرسنگى و ذلّت، ضعیف شدن اعتماد به نفس وامید به آینده در سران، منزوى کردن دین و گسستن آن از سیاست و زندگى، بى‌ابتکارىدر آفرینش مفاهیم نو که قرآن منبع بی¬زوال آن است، تسلیم در برابر تهاجم فرهنگ تحمیلى غرب، و بالاخره، پایمال شدن عزّت ملتهاى مسلمان با ذلّت‌پذیرى و طمعکارى برخى سران سیاسى...» (خامنه‌ای، 1387ش، ج‏2، ص 259).

ایشان برای درمان این معضلات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اسلام، یک راهکار مهم پیشنهاد می‌کنند و آن بهره‌برداری از فرصت حج است.

«اگر مسلمانان قدر حج را بشناسند و از این نقطة التقا و مرکز اجتماع همه ساله به درستی بهره ببرند، بخش مهمی از این حصار نومیدی وتلقین ضعف که برگرد ملت‌ها کشیده شده است، ویران خواهد شد.» (خامنه‌ای، 1387ش، ج‏2، ص260).

از نظر امام خمینی و مقام معظم رهبری، کمکی که حج می‌تواند در رفع مشکلات مسلمانان کند، این‌گونه است:

«حجاج محترم بیت‏اللَّه الحرام... در مواقف ومشاعر محترمه، دسته‌جمعى براى پیروزى اسلام بر کفر جهانى دعا کنند و براى بیدارى مسلمانان و حکومت‌هاى آنان فریاد کنند و دعاى بلیغ نمایند. شاید به برکت دعا در محیط وحى و محل کسرِ اصنامِ (شکستن بت‌ها) جاهلیت، خداوند تبارک و تعالى بر مسلمین تفضل کند و مجد و عظمت صدر اسلام را به¬آنان برگرداند.» (خمینی، 1387ش، ج1، ص122).

«موسم حج، می¬تواند عظمت و تنوع و اقتدار معنوی و انسانیِ دنیای اسلام را هرساله به¬طور محسوس در برابر چشم مردمی از همة کشورهای مسلمان بگذارد و ارتباط و شناسایی و تبادل نظر را در میان برگزیدگان هر ملت برقرار سازد.

در حج، همة ملتها می¬توانند خبرهای حقیقی از حال برادران را به دست آورند و حجاب تبلیغات خصمانة دشمنان جهان اسلامی را درنوردند، و با بهره¬گیری از فضای معنوی بیت‌اللَّه‌الحرام، خود را برای حرکتی هماهنگ و مخلصانه در راهِ بازگشت به حاکمیت اسلام و کسب عزّت و استقلال و تلاش برای تحوّلی اساسی در کشورهای خود آماده سازند...» (خامنه‌ای، 1387ش، ج‏2، ص260).

ج) کمک به مظلومان

سیرة پیشوایان دینی، دفاع از ستمدیدگان و بی‌پناهان است. آنان از پیروان خود می‌خواستند که یاور ستمدیدگان و دشمن ستمکاران باشند. یکی از مهم‌ترین وظایف انسان‌ها، جلوگیری از ستم است. بسیاری از مظلومان توانایی به‌دست آوردن حق مشروع خود را ندارند و تنها با کمک و هم‌یاری دیگران می‌توانند به این مهم دست یابند. کسانی که قدرت دارند، نباید در این کار کوتاهی کنند. اگر کسی بتواند در راه احقاق حق ستمدیدگان گامی بردارد ولی در آن کوتاهی کند، در پیشگاه خدا و وجدانش پاسخی نخواهد داشت. حضرت علی7 می‌فرماید:

«کُونا لِلظّالِمِ خَصمَاً وَلِلمظلُومِ عَوناً»  (ابن ابی‌الحدید، 1404ق، ج17، ص5).

معمار کبیر انقلاب، پایه‌گذار این تفکر ناب علوی به عنوان یکی از سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران بود و خلف صالحش آن را ادامه داده و کمک به مظلومان عالم را از اصول خدشه‌ناپذیر نظام معرفی کرده است. ایشان همة مسلمانان را به این امر مهم دعوت می‌کند و حج را بهترین جایگاه برای این کار می‌داند:

«آنان که به صدق و درستی فرمودة حضرت رسول9  که فرمود: «مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِم‏» (کلینی، 1407ق، ج2، ص63) باور و عقیده دارند، آیا برای بروز دادن این اهتمام، جایی بهتر از حج بیت الله و زمانی مناسب‌تر از ایام معلومات سراغ دارند؟... آری، حج، فریضه‌ای است که مهم‌ترین گرفتاری‌های سیاسی امت اسلامی در آن و با آن قابل حلّ است.» (خامنه‌ای، 1387ش، ج2، ص145).

رهبر کبیر انقلاب و مقام معظم رهبری در همة پیام‌هایی که برای حج ‌فرستاده‌اند، بدون استثنا به ظلم‌ستیزی و کمک به مظلومان، به خصوص مسلمانان بی‌پناه فلسطین، افغانستان، لبنان، عراق و کشمیر اشاره کرده‌اند:

امروز قبلة اول مسلمین (مسجدالاقصى) به دست اسرائیل، این غدة سرطانى خاورمیانه افتاده است. امروز برادران فلسطینى و لبنانى عزیز ما را با تمام قدرت مى‏کوبد و به خاک و خون‏ مى‏کشد.... امروز کشورهاى آفریقایى مسلمان ما زیر یوغ آمریکا و سایر اجانب و سرسپردگان آنان دست و پا مى‏زنند. امروز آفریقاى مسلمان صداى فریاد مظلومانة خود را هر چه بیشتر بلند مى‏کند. فلسفة حج باید جوابگوى این فریادهاى مظلومانه باشد. گردش به دور خانة خدا نشان‌دهندة این است که به غیر از خدا گِرد دیگرى نگردید.» (خمینی، 1387ش، ج1، ص26).

رهبری دربارة استفاده از زمان حج برای کمک به ستم‌دیدگان و آگاه کردن مسلمانان از ظلمی که به جهان اسلام می‌رود، فرموده¬اند:

«امروز هرکس وضع دشوار ملتهای مسلمان و تسلط دولت جبار ایالات متحده بر آنان را بداند، هرکس از جنایات صهیونیستها و توطئه‌‌های پنهان آنان علیه کشورهای مسلمان آگاه باشد، هرکس از پیشرفت این غدة بدخیم سرطانی در ارکان اقتصادی و سیاسی دولتهای منطقه احساس خطر کند، هر کس وضع تیرة ملت فلسطین را ببیند... هرکس از وضع جنوب لبنان و مناطق دائماً در معرض تهاجم آن با خبر باشد... هرکس از افغانستان وکشمیر... مطلع باشد، آری هرکس که این حقایق را دانسته و از غیرت اسلامی و احساس وظیفة دینی برخوردار باشد، تردید نخواهد کرد که از دست دادن ذخیرة عظیم حج و ضایع کردن این پشتوانة مستحکم الهی برای اسلام و مسلمین خسارتی بی‌جبران و گناهی بی‌غفران است (خامنه‌ای، 1387ش، ج‏2، ص191).

د) دشمن‌شناسی در حج

دشمنان انسان از ترفندهای گوناگونی بهره می‌گیرند. گاهی با نقاب دوستی و دل‌سوزی، مکارانه، احساس هم‌دردی می‌‌کنند و انسان خوش‌باور ممکن است تحت تأثیر این برخوردِ به ظاهر دوستانه قرار گیرد و به او اعتماد کند. علی7 در سخنی حکیمانه و هشداردهنده می‌فرماید:

«لا تَامَنْ عَدُواً وَاِنْ شَکَرَ» (آمدی، 1410ق، ج6، ص268).

«به دشمن خود هرگز اعتماد نکن؛ اگر چه تشکر کند».

چنین دشمنانی بسیار خطرناک‌اند؛ زیرا با مکر و حیله رفتار می‌کنند و خود را دوست ما نشان می‌دهند. بنا بر نقل اهل‌سنت از امیرالمؤمنین7 حضرت فرمود:

«اَکبَرُ الاَ عدَاءِ اَخفَاهُمْ مَکِیدةً» (جاحظ، 1396، ص23، کلمه 44).

«بزرگ‌ترین دشمن آن است که مکر و حیله‌اش مخفی‌تر باشد.»

امروز جهان اسلام گرفتار دشمنانی است که از در حیله و مکر به غارت منابع مسلمانان مشغولند و در مقابل، فرهنگ مبتذل خود را به مسلمانان تحمیل می‌کنند و آنان را از فرهنگ ناب محمدی دور می‌سازند. آنان با الفاظ فریبنده‌ای؛ مانند دموکراسی، حقوق بشر و آزادی، مسلمانان را با معارف اسلام بیگانه می‌سازند. مسلمانان باید نقشه‌های پلید دشمنان خود را بشناسند و برای دفع آنها برنامه‌ریزی کنند. سرزمین وحی و مناسک حج، بهترین عرصه برای شناخت دشمن و انتقال تجارب دشمن‌شناسی و مبارزه با دست‌های پنهان و آشکار آنان است.

رهبر کبیر انقلاب با اشاره به جایگاه حج در شناخت دشمنان می‌فرماید:

«از آنجا که حج و انجام این فریضة بزرگ الهى از مسائل مهم اسلامى و اجتماعات بزرگ سیاسى ـ  مذهبى جامعة مسلمانان مى‏باشد و باید در انجام هر چه با شکوه‌تر و بهره‏بردارى هر چه بیشتر از این اجتماع عظیم دینى سعى کافى مبذول شود... این حقیقت را به همگان گوشزد کنند که دشمنان اسلام با تمام قوا سعى در ایجاد تفرقه و اختلاف میان جوامع اسلامى دارند و به هر نام و هر وسیله که شده، مى‏کوشند تا با ]ایجاد[ درگیرى میان مسلمانان، زمینه را براى تسلط کامل و مجدد خود بر همة کشورهاى اسلامى و چپاول و غارتگرى خود مساعد سازند.» (خمینی، 1387ش ، ج‏1، ص71).

مقام معظم رهبری نیز در این باره می‌فرماید:

«تشریع فریضة حج و ترتیب مناسک آن، هم نشانه عظمت است و هم آیت رحمت. با این شناخت است که دل‌ها به مشاهدة کعبة شریف در مسجدالحرام منقلب می‌شود و بیراهه‌ها به صراط مستقیم می‌پیوندد و انسان‌ها دگرگونه می‌شوند [و] شناخت دشمن، محصول همة آن شناخت‌ها و متمم و مکمل آنهاست و بدون آن، دل و ذهن مسلمان، مخزنی بی‌حصار است که از دست‌‌برد راهزن و خائن غارتگر، مصون نیست. در خود اعمال حج، رمی جمرات، نماد دشمن‌شناسی

و دشمن‌ستیزی است.» (خامنه‌ای، 1387ش، ج2، ص223).

ایشان یکی از سیاست‌های دشمنان اسلام را ایجاد روحیة یأس و ناامیدی در مسلمانان معرفی می‌کند و شناخت دست‌های دشمن را در حج ممکن می‌شمارد:

«شناخت دشمن در حج، به معنای شناخت ]این[ روش‌ها و انگیزه‌های آن، و برائت در حج، به معنای افشای توطئة دشمن و اعلام بیزاری از آن است (خامنه‌ای، 1387، ج2، ص225).

هـ) برائت از مشرکین

یکی از واقعیت‌های حج که در اعصار مختلف مغفول مانده، برائت از مشرکان است. این بُعد حج از تصریحات قرآن کریم است:

(بَراءَةٌ مِنَ اللِه وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذِینَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْـرِکِینَ... وَ أَذانٌ مِنَ اللِه وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللِهَ بَرِی‏ءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَ رَسُولُه‏) (توبه : 1و 3).

امام خمینی(ره) دربارة اهمیت برائت از مشرکین می‌فرماید:

«در این مقطع زمانى، تکلیف الهى حجاج است... برائت از کفار و سردمداران آنان را از وظایف خود در مواقف کریمه بدانند؛ تا حج آنها حج ابراهیمى ابو الأنبیا ـ صلوات اللَّه علیه ـ  باشد و حج محمدى ـ  صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ـ و الاّ «ما أکْثَرَ الضَّجِیجَ وَ أَقَلَّ الحجِیجَ»[2] دربارة آنها صادق است. (خمینی، 1387ش، ج1، ص142).

رهبرمعظم انقلاب هم در بارة جایگاه برائت از مشرکین در مجموعة حج  می‌فرماید:

«برائت، حقیقتاً از ارکان حج است؛ بالاتر از ارکان حج است؛ روح حج است؛ معنا و هدف و جهت حج است.» (خامنه‌ای، 1387ش، ج2، ص92).

ایشان در تبیین حقیقت برائت از مشرکین فرموده‌اند:

«برائت، البته یک امر واجب در حج است. منظور ما آن نیست که برائت از واجباتی است که اگر کسی عمداً ترک کرد، حجش باطل شود؛ نه! اهل معرفت می‌فهمند که مراد از وجوب آن چیست؛ قطعاً واجب است؛ به این بیانی که عرض می‌کنیم، اما نه مثل بقیه واجبات حج؛ مانند وقوف در عرفات یا در مشعر و یا طواف؛ نه، نوعی دیگر از وجوب است که آن نوع دیگر، گاهی اوقات اهمیتش بیشتر از واجبات این سبکی غیرسیاسی می‌شود. (همان، 1387ش، ج 2، ص92).

این سخنان امام و رهبری از حقیقتی پرده برمی‌دارد که قرآن کریم در آیات مختلف به آن اشاره کرده است، ولی سال‌ها در حج فراموش شده بود. اما انقلاب اسلامی ایران این واجب حج را زنده کرد.

از آنجا که هیچ کمالی بالاتر از نیل به توحید ناب نیست و وصل به آن بدون نزاهت از هرگونه شرک میسر نخواهد بود، ازاین‌رو خداوند، کعبه را که خانة توحید و مرکز گردهمایی مسلمانان عالم است، محور تبری از هر تباهی دانست و مقدمات مناسب آن را چنین فراهم فرمود:

«اولاً؛ بعد از اتمام بنای بیت طاهر و عتیق و مساوات و مواسات و بعد از تأمین حرم و تشریع امنیت برای مهمانان و زائران و راکعان و ساجدان و عاکفان، به پیامبر خویش دستور داد: (وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلى کُلِّ ضامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ) ( حج، 27). و هدف از این اعلان عمومی ابراهیم، فراخوانی کسانی بود که توان حضور را به طور متعارف دارند.»

ثانیاً؛ وقتی همگان از باختر و خاور، از شمال و جنوب و از دور و نزدیک آمدند و در گردهمایی سراسری شرکت کردند تا شاهد منافع معنوی و مادی خود باشند، آن‌گاه نوبت به اذان و اعلان محمدی9 فرامی‌رسد. ازاین‌رو، فرمود:

(وَ أَذانٌ مِنَ الله وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الأْکْبَرِ أَنَّ اللهَ بَرِی‏ءٌ مِنَ الْمُشْـرِکِینَ وَ رَسُولُه) (توبه : 3) (جوادی آملی، 1388ش، ص126).

«در واقع هدف غایی ساختن بیت‌الله به دست منادی توحید، رسیدن به توحید ناب است. رسیدن به این هدف بزرگ بدون برائت از هرگونه شرک و مشرکان میسور نیست. ازاین‌رو، پیامبرگرامی(ص) موظف می‌شود تا به وسیلة جان خود، علی بن ابی‌طالب7 ، در روز «حج اکبر»؛ یعنی زمانی¬که همة زائران در سرزمین وحی حضور دارند، اعلان برائت کند تا این سنت برای همیشه جزو مهم‌ترین وظایف حج باقی بماند (خمینی، 1387، ج1، ص142).

ولیّ امر مسلمین، برائت را برخاسته از متن آیات قرآن و احکام دین می‌داند و راه و سیرة امام را در همین مسیر تحلیل و تبیین می‌کند:

«مسئله، برائت و اقامة حج اسلامی و اقامة حج نبوی و اقامة حجی بر اساس «قِیاماً لِلنَّاسِ» و «مَنافِعَ لَهُمْ»... است. امام، برای این تلاش می‌کردند؛ والاّ ایشان آدمی نبودند که بخواهند مسئله و موضوعی را که از دین نیست، به دین اضافه کنند... صریح می‌گفتند که برائت جزو حج است؛ برائت واجب حج است؛ حج بی‌برائت حج نیست.» (خامنه‌ای، 1387ش، ج2، ص143).

  1. فرصت‌سازی‌های اخلاقی ـ عرفانی حج

یکی دیگر از فرصت‌هایی که حج برای حج‌گزاران فراهم می‌کند، فرصت خودسازی و تزکیه نفس و پالایش درون از رذائل، و آماده شدن نفس برای دریافت جلوه‌های رحمت پروردگار است. در این بخش مقاله به بررسی فرصت‌های اخلاقی ـ عرفانی حج می‌پردازیم.

الف) خودشناسی

خودشناسی مقدمة خداشناسی است؛ «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ‏» (جعفربن محمد الصادق، 1400ق، ص13). از جمله ویژگی‌های حج، فراهم ساختن زمینه برای خودشناسی است. انسان در زندگی خود معمولاً اسیر روزمرگی می‌شود و به آنچه در اطراف او می‌گذرد عادت می‌کند؛ از همین¬رو از حقایق و واقعیات دیگر حیات خود غافل می‌شود. جداشدن انسان از وضعیت عادی و روزمرة زندگی، این موقعیت را برای انسان فراهم می‌سازد که به خود و پیرامون خود توجه کند.

مناسک حج، از احرام تا تقصیر و از عرفات تا جمرات، مرحله به مرحله از تعلقات و خود‌خواهی‌ها رها شدن، به خود واقعی اندیشیدن و خود را یافتن است. آنگاه که حجگزار لباس دوخته از تن بیرون می‌آورد و لباس بندگی و طاعت را بر تن می‌‌کند، هویت جدیدی می‌یابد و این پس از آن است که علایق مادی و دنیوی را قطع می‌کند و در کسوت احرام قرار می‌گیرد.

مقام معظم رهبری شناخت خود را جوهر همة عبادات و مناجات‌ها معرفی می‌کند و رسیدن به این شناخت را در سایه‌سار حج امکان‌پذیر می‌داند:

«این شناخت اساسی¬که جوهر همة عبادات و مضمون همة مناجات‌ها و راز و نیازهای اولیای خداست، آدمی را صیقل و صفا می‌بخشد و او را برای دیگر شناخت‌ها مستعد، و بر پیمودن همة راه‌های کمال، توانا می‌سازد. در زندگی عادی، گرفتاری‌های دنیوی، دل را غافل و مشغول می‌سازد و او را از این معرفت روشن باز داشته و حج علاج قاطع این گرفتاری است.» (خامنه‌ای، 1387ش، ج2، ص220).

تفکر در آفاق و انفس، بهترین راه برای رسیدن به خودشناسی است و عرصة حج و سرزمین وحی، این فرصت را فراهم می‌کند؛ عظمت کعبه و سرزمین وحی، حضور هزاران انسان موحد با رنگ‌ها و زبان‌های متفاوت، هر انسانی را به تفکر وامی‌دارد. همچنین جدا شدن از تعلقات مادی و شخصیتی و احرام بستن در لباسی مانند لباس آخرت، راه رسیدن به معرفت به ویژه معرفت‌النفس را فراهم می‌سازد.

مقام معظم رهبری با توجه به این حقیقت، خودشناسی را یکی از هدیه‌های حج می‌شمارد و به حجگزاران و عمره‌گزاران سفارش می‌کند که از این فرصت فراهم‌شده، بالاترین بهره را برگیرند که مجموعة شناخت‌هایی که در حج حاصل می‌شود، در هیچ موقعیت و عبادت دیگری یک‌جا به دست نمی‌آید:

«نخستین هدیة حج به کسی که مایل است چشم خود را به حقایق بگشاید و از نیروی خدادادة «فهم پدیده‌ها» بهره بگیرد، همان معرفت و شناخت منحصر به فردی است که عادتاً جز در حج در اختیار خیل عظیم مسلمانان قرار نمی‌گیرد

و هیچ پدیدة دیگری نمی‌تواند مجموعة شناخت‌هایی را که در مراسم حج قابل وصول است، یک‌جا در اختیار ملت اسلامی قرار دهد. این معرفت، شناخت خود [است].» (همان، 1387ش، ج2،  ص 219).

ب) غفلت زدایی

به‌طور طبیعی اولین شرط برای اینکه انسان حرکت تکاملی خودش را در جهت قرب الی الله آغاز کند، این است که به این مسئله توجه پیدا کند و از «غفلت» و بی‌خبری در مورد آن بیرون بیاید. تا زمانی که انسان پرده غفلت را کنار نزده باشد، نه تنها تزکیه‌ای رخ نخواهد داد، بلکه اساساً انسان جایگاه خود را در جغرافیای هستی در نخواهد یافت. به همین دلیل است که برخی از آیات، علت محرومیت انسان از سعادت و گرفتار شدنش به شقاوت را «غفلت» معرفی کرده‌اند:

(وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ) (اعراف : 179).

«به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم. آنها دل‌هایی (عقل‌هایی) دارند که با آن ]اندیشه نمی‌کنند و[ نمی‌فهمند و چشمانی که با آن نمی‌بینند و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند. آنها همچون چهارپایان‌اند؛ بلکه گمراه‌تر! اینان همان غافلانند ]چرا که با داشتن همه‌گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند[.

صحنة حج فضای بسیار خوبی است که انسان‌ها از غفلت بیرون آیند از روزمرگی و عادت که آنها را از حقایق و واقعیات دیگر حیات غافل کرده جدا شوند.

حج، دل کندن از وابستگی‌های معمول و وارد شدن به فضایی است که ابزارهای شناخت را به‌کارگیرد؛ با چشم آثار و نشانه‌های عظمت پروردگار را در سرزمین وحی مشاهده کند، با گوش خود پیام پروردگار را در سرزمین توحید بشنود و قلب خود را برای ادراک آنها به‌کار اندازد و با عریان شدن از همة تشخّص‌های اعتباری با احرام، و از هروله کردن در صفا و مروه و رفت و آمد با خوف و رجا برای راه یافتن به بارگاه ملکوتی پروردگار، به هوشیاری برسد و از غفلت آزاد شود.

مقام معظم رهبری غفلت را عامل سقوط و انحرافات اخلاقی و انهدام تمدن‌ها معرفی کرده و حج را یکی از بهترین روش‌های غفلت‌زدایی فردی و اجتماعی دانسته و در این زمینه فرموده است:

«حج یکی از برترین تدابیر اسلام در غفلت‌زدایی است. بین‌المللی بودن این مراسم، گویا این پیام را می‌رساند که امت اسلامی در هویت جمعی خود نیز، جدا از وظیفة فردی مسلمان، موظف به غفلت‌زدایی از خویشتن است.» (خامنه‌ای، 1387ش، ج2، پیام به حجاج بیت الله الحرام، 19/10/1384).

ایشان مناسک حج را نوعی مبارزه با عوامل غفلت‌زا شمرده و فرموده است:

«عبادات و مناسک حج، فرصت می‌دهد که ما اسارت و وابستگی غفلت‌بار خود به لذت‌طلبی و هوس و تن‌آسایی را موقتاً ترک کنیم. احرام و طواف و نماز

و سعی و وقوف، ما را از یاد خدا سرشار، و به حریم الهی نزدیک می‌کند و لذت انس با خدا را در کام‌ها می‌نشاند.» (خامنه‌ای، 1387ش، ج2، پیام به حجاج بیت الله الحرام، 19/10/1384).

ج) خودسازی

خودسازی و تزکیه و تهذیب نفس گامی اساسی برای دوری از گناهان و پیراستن درون از رذایل اخلاقی است و سفر روحانی حج دستیابی به خود‌سازی و تزکیه نفس را آسان‌تر می‌کند. حج‌گزاران در این سفر برای کسب اخلاق پسندیده و آماده‌سازی درون برای از خود گذشتگی، عطوفت و مهرورزی، ادب و احترام به دیگران، صداقت و درستی، احسان و انفاق و... به تمرین می‌پردازند و خود را به فضایل اخلاقی می‌آرایند.

قرآن کریم در مورد محرمات حج می‌فرماید:

 (فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِّ) ( بقره : 197)

 «در حج، آمیزش جنسی با زنان، و گناه و جدال نیست.»

این آیه به سه مورد از محرمات حج اشاره دارد که هر یک در تطهیر و پاکسازی درون نقش دارد؛ «فَلا رَفَثَ»، یعنی پاک‌کردن قوّه شهوی؛ «وَ لا فُسُوقَ»، یعنی تطهیر قوة غضب؛ «لا جِدالَ»، یعنی تهذیب قوای فکری.

امام رضا7  می‌فرماید:

«عِلَّةُ الْحَجِّ الْوِفَادَةُ إِلَى اللهِ... وَالخُروجُ مِنْ کُلِّ مَا اقْتَرفَ... وَ حَظْرِهَا عَنِ الشَّهَوَات‏ وَ اللَّذاتِ» (شیخ صدوق، 1385ش، ص404).

«علت وجوب حج، مهمانی به سوی خداست... و خارج شدن از هرچه گناه است و بازداشتن نفس از خواسته‌های شهوی و لذت‌های مادی.»

آن حضرت در بخش دیگری از کلام خود می‌فرماید:

« وَ مِنْهُ تَرْکُ قَسَاوَةِ الْقَلْبِ وَ خَسَاسَةِ الْأَنْفُس‏... ِ وَ حَظْرُ الْأَنْفُسِ عَنِ الْفَسَادِ وَ...» (همانجا).

«و از آثار حج، ترک قساوت قلب و پستی نفس و دوری نفس از فساد است.»

از این بیانات استفاده می‌شود که حجگزار با قرارگرفتن در فضای معنوی حج و ارتباط با صالحان، انگیزة خودسازی می‌یابد و تزکیه درون برای او آسان‌تر و جدی‌تر می‌شود. این موضوع در پیام‌های امام و رهبری به حج‌گزاران، جایگاه ویژه‌ای دارد. مقام معظم رهبری در یکی از پیام‌های خود به حجگزاران، ضرورت خودسازی و تزکیه نفس را در عرصه حج یادآوری می‌کند و می‌گوید:

«برای فراهم شدن زندگی سعادتمندانه و مطلوب انسان، تزکیة اخلاقی فرد که گوهر او را از زشتی‌ها و آلودگی‌ها برهاند... ضروری و حتمی است.» (خامنه‌ای، 1387ش، ج2، ص240).

ایشان در فرازی دیگر از پیام خود می‌گوید:

«حج در آیینی پر راز و رمز، و در آمیزة شگفت‌آوری از شکوه و خاکساری و اقتدار و فروتنی، و حرکت و تلاش درونی و برونی، نمادی از مبارزه و جهاد نفسانی... در راه تحقق حیات طیبة انسانی را در برابر چشم‌ آدمی می‌گذارد و حج‌گزار را به تمرین عملی وظایف بزرگ خود وادار می‌سازد.» (همانجا).

مقام معظم رهبری با توجه به فرصت مناسب حج، به زائران توصیه می‌کند از این فرصت طلایی برای تزکیه نفس بهره‌گیری کنند. ایشان می‌فرماید:

«به حجاج محترم ایرانی توصیه می‌کنم که از این فرصت ارزشمند برای تزکیه نفس ... و تحصیل رستگاری روحی، حداکثر استفاده را بکنند و از دعا و تضرع و تفکر و تصفیة روح، لحظه‌ای غفلت نکنند.» (همان، 1387ش، ج2، ص104).

ایشان شرط توفیق در دیگرسازی و جهان‌سازی را خودسازی معرفی می‌کند و می‌فرماید:

«خودسازی مقدمه و شرط اساسی برای دیگرسازی و جهان‌سازی و ایجاد تحول و پیمودن راه‌های دشوار است.»  (همان، 1387ش، ج2، ص88).

این سخن رهبری به حدیث شریف علوی اشاره دارد که فرمود:

«مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَعَلَیْهِ أَنْ یَبْدَأَ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ»   (مجلسی، 1403ق، ج2، ص56).

«کسی¬که خودش را امام برای دیگران قرار می‌دهد، باید ابتدا به تربیت خود بپردازد، قبل از پرداختن به تربیت دیگری و باید تربیتش به عمل، قبل از تربیت به زبان باشد.»

هنگامی که زائر خانة خدا به شهر خود بر می‌گردد، خانواده، دوستان، همکاران و اهل محل نگاه دیگری به او دارند. او دیگر حاجی است. انتظاراتی از او می‌رود که شاید قبلاً چنین انتظاری از او نمی‌رفت. ازاین‌رو، باید خود را به اخلاقی زیبا و پسندیده بیاراید.

د) انس با قرآن‌

قرآن، کتاب هدایت و برنامه انسان‌سازی است و هر کس باید بر اساس توانایی خود، از قرائت، درک مفاهیم، تفسیر و عمل به آیات آن در زندگی فردی و اجتماعی خود بهره ‌گیرد. قرآن کریم سفارش می‌کند که مسلمانان در هر حال و به هر اندازه که می‌توانند باید در تلاوت قرآن بکوشند:

(فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّـرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضى وَ آخَرُونَ یَضْـرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللهِ وَ آخَرُونَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ فَاقْرَؤُا مَا تَیَسّـَرَ مِنْهُ) (مزمل : 20).

«آنچه برای شما میسر است قرآن بخوانید. او می‌داند به زودی گروهی از شما بیمار می‌شوند و گروهی دیگر برای به دست آوردن فضل الهی ]و کسب روزی[ به سفر می‌روند و گروهی دیگر در راه خدا جهاد می‌کنند ]و از تلاوت قرآن باز می‌مانند[. پس به اندازه‌ای که برای شما ممکن است، از آن تلاوت کنید.»

تلاوت قرآن در بعضی فضاها و مکان‌ها اهمیت بیشتری می‌یابد؛ مثلاً تلاوت یک آیه از قرآن در ماه مبارک رمضان، برابر است با یک ختم قرآن در سایر ماه‌ها (خویی، 1400 ق، ج7، ص428).

همچنین تلاوت قرآن در سرزمین وحی اهمیت ویژه‌ای دارد. امام باقر7 فرمود:

«مَنْ خَتَمَ القُرآنَ بِمَکّةَ لَم یَمُتْ حَتّى یَرى رَسُولَ اللهِ9 وَیَرى مَنزِلَهُ مِنَ الجَنَّةِ» (شیخ صدوق، 1413ق، ج2، ص227).

«کسی¬که قرآن را در مکه ختم کند، نمی‌میرد تا اینکه پیامبرخدا(ص) را می‌بیند و جایگاه خود را در بهشت مشاهده می‌کند.»

امام خمینی و مقام معظم رهبری با بهره‌گیری از این معارف بلند اسلامی، به زائران سفارش می‌کنند که در سفر معنوی حج، انس با قرآن و بهره‌گیری از این کتاب الهی را مورد توجه قرار دهند:

«به زائران محترم تذکر مى‏دهم که در این مواقف معظمه و در طول سفر به مکه مکرمه و مدینه منوره، از انس با قرآن کریم، این صحیفه الهى و کتاب هدایت، غفلت نورزند که مسلمانان هر چه دارند و خواهند داشت در طول تاریخ گذشته و آینده از برکات سرشار این کتاب مقدس است. و از همین فرصت از تمامی علمای اعلام و فرزندان قرآن و دانشمندان ارجمند تقاضا دارم که از کتاب مقدسی که تِبْیان کُلِّ شَیْ‏ء [3] است و صادر از مقام جمع الهى به قلب نور اول و ظهور جمع‏الجمع تابیده است، غفلت‏ نفرمایند.» (خمینی، 1387ش، ج1، ص187).

مقام معظم رهبری نیز با اشاره به اهمیت مکانی و زمانی حج، به زائران خانة خدا سفارش می‌کند که از این فرصت، بهترین بهره‌‌ را بگیرند و با قرآن بیشتر انس پیدا کنند:

«هرچه می‌توانید، در ایّام حج از این ذخیره استفاده کنید. این اوقات، هم روزها و زمان، متبرک است و هم مکان، متبرک است. هم از لحاظ زمان، در اوج حرمت ماههای حرام قرار دارد؛ هم از لحاظ مکان، در نقطة اعلای مناطق متبرک ـ که خانة خدا و مرکز توحید و توجه نفوس همة مسلمانان در همة شبانه‌روزهاست ـ  قرار دارد. حاجی در آن‌جا باید رابطة خود را با خدا قوی و مستحکم کند؛ با قرآن انس پیدا کند.» ( خامنه‌ای، دیدار با دست‌اندرکاران مراسم حج، 25/12/1382).

ایشان دربارة اهمیت تلاوت قرآن در این سفر و ایجاد عادت همیشگی در زندگی خود می‌فرماید:

«چقدر خوب است حجاج ما خود را موظف بدانند که وقتی مشرّف می‌شوند، در مکه و همچنین در مدینه ـ آنجایی که منزل وحی و محل آغاز رحمت عظیم بی‌منتهای الهی؛ یعنی قرآن است ـ یک ختم قرآن به جا آورند و از آن بهره بگیرند، این بشود یک عادت و یک سنّت... باید به خواندن قرآن و توجه به مفاهیم آن نیز اهمیت دهیم.» (همانجا).

هـ) توجه به دعا و مناجات

بی‌شک کسی که به عظمت خداوند واقف است و مقام رحمانیت و نعمت‌های پروردگار را می‌شناسد، لذت مناجات و گفت‌وگوی خصوصی با خدا را درک می‌کند و همواره در پی آن است که موقعیتی مناسب و فضایی معنوی فراهم شود، تا با خدای خود رازهای نگفته را نجوا کند و از این‌گذر، پیوند عاشقانه را با معبود خویش استوارتر سازد.

مؤمنان راستین، از لذت مناجات با خدا آگاهند و می‌دانند کسی که با دعوت پروردگار در فضای  عرفانی مدینةالنبى و مسجدالحرام و صحرای عرفات حاضر شده و توفیق خلوت با معبود و گفت‌وگوی خصوصی و عاشقانه برای او فراهم آمده، به چه مقام و منزلتی نایل شده است. ازاین‌روست که سفارش به بهره‌برداری از موقعیت‌های زمانی و مکانی و دعا و تضرّع و انابه به درگاه پروردگار، در اکثر پیام‌های مقام ولایت اولین توصیه به زائران خانة خدا، بهره‌گیری از فضای تضرع و ارتباط با پروردگار است. ایشان در ستایش کسانی که از این فرصت بهره می‌برند، می‌فرماید:

«سلام بر زائران خانة خدا، میهمانان سرای دوست، و لبیک‌گویان دعوت او. و درود ویژه بر دلهایی که از یاد خدا طراوت یافته و بر فیض و رحمت بی‌دریغ او در گشوده‌اند. در این روزها و شب‌ها و ساعت‌های اِکسیرگون، چه بسیارند آن‌ها که قدرشناسانه، خود را به جذبة معنویت سپردند و با انابه و توبه، دل و جان را نورانیت بخشیدند، زنگار گناه و شرک را از خود ستردند. سلام خدا بر این دل‌ها و بر این صاحبدلان و پاکان.»  (خامنه‌ای، پیام به مناسبت کنگره عظیم حج، 29/9/91).

توصیة ایشان به زائران این است که از فرصت حج استفاده کنند و با دعا، رابطة خود را با پروردگار قوی نمایند و با ارادة مصمم باز گردند:

«همة برادران و خواهران شایسته است به چنین دستاوردی بیندیشند و این فرصت بزرگ را مغتنم شمارند. نگذارند در اینجا نیز دل‌مشغولی‌های زندگی مادی، که گرفتاری همیشگی ماست، دل‌ها را به خود سرگرم کند. با یاد خدا، با انابه و تضرّع... با کمک خواستن از خداوند، دل مشتاق خود را در فضای توحید و معنویت ناب به پرواز در آورند و برای پایداری در راه خدا و صراط مستقیم، توشه بگیرند.» (همانجا).

ایشان برگزاری دعاهای مأثور و دسته‌جمعی؛ مانند دعای کمیل را از بسیاری از کارهایی که تحت عنوان فرهنگی صورت می‌گیرد، مؤثرتر دانسته اند:

«مقدس‌ترین کارها برگزاری مراسم دعای کمیل است... . اثر همه جانبة دعای کمیل شاید از بسیاری از کارهایی که آنجا می‌‌کنیم و دلمان به آنها خوش است، بیشتر است.» (خامنه‌ای، بیانات در دیدار دست‌اندرکاران مراسم حج، 5/12/82).

و) شیطان‌ستیزی

میدان جهاد با شیطان و ابزار اغوای او بسیار وسیع است و غنیمت یا غرامتی که در این جنگ نصیب یا دامنگیر انسان می‌شود، بسیار مهم است. هر جنگی در جهان طبیعت رخ دهد، هم غنیمت‌هایش محدود است و هم غرامت‌هایش. ولی غنیمت‌های جهاد با شیطان و نفس اماره نامحدود و غرامت‌هایش نیز جبران‌ناپذیر است؛ زیرا انسان در نبرد با شیطان، یا شرف و شرع را حفظ می‌کند، یا آنها را از دست می‌دهد. از این جهت این جنگ، جهاد اکبر است و برای انسانی که ورزیده نیست، جنگ با دشمن درون، گرچه ضعیف باشد، دشوار است؛ وگرنه به لحاظ دشمن اگر سنجیده شود، جنگ بزرگی نیست. انسانی که عقل دارد و به وحی تکیه کرده و به رکن وثیق عنایت الهی وابسته شده، شکست نمی‌خورد؛ بلکه بر شیطان فائق می‌آید. امیر مؤمنان، علی7 می‌فرماید:

 «صَافُّوا الشَّیْطَانَ بِالْمُجَاهَدَةِ وَ اغْلِبُوهُ بِالْمُخَالَفَةِ» ( آمدی، 1410، ج4، ص217).

«با شیطان به وسیلة جهاد با نفس مصاف کنید و با مخالفت با خواسته‌هایش بر او غالب شوید.»

به فرمودة امام علی7 ، ساده‌ترین راه شکست شیطان، جهاد با نفس و مخالفت با خواسته‌های اوست. در این صورت است که کید شیطان مؤثر واقع نخواهد شد:

(إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطانِ کانَ ضَعِیفاً) (نساء، 76).

جوهره و ذات بعضی عبادات به‌گونه‌ای تنظیم شده که به تمامی جهاد با شیطان و هوای نفس است. یکی از این عبادات حج است. به فرمودة مقام معظم رهبری:

«حج در جوهر و ذات خود دارای دو عنصر اصلی است؛ تقرّب به¬خدا در اندیشه وعمل، و اجتناب از طاغوت و شیطان با جسم و جان. همة اعمال و تروک حج، برای این دو و در جهت آن و تأمین ابزارها و مقدمات آن است، و این در حقیقت خلاصه‌ای از اسلام و همة دعوتهای الهی نیز هست...» (خامنه‌ای، 1387ش، ج 2، ص164).

رهبر کبیر انقلاب نیز همة مناسک حج را برای ستیز با شیاطین انس و جن دانسته و در بخش‌های مختلف پیام خود به کنگرة جهانی حج این نکته را به حاجیان یادآوری می‌کرده و فرموده است:

«در فریضة حج که لبیک به حق است و هجرت به سوى حق تعالى به برکت ابراهیم و محمد است، مقام «نه» بر همة بتها و طاغوتهاست و شیطانها و شیطان زاده‏هاست‏... و در لمس «حَجَر الأسود» بیعت با خدا بندید، که با دشمنان او و رسولانش و صالحان‏ و آزادگان دشمن باشید و به اطاعت و بندگى آنان، هرکه باشد و هر جا باشد، سر ننهید و خوف و زبونى را از دل بزدایید که دشمنان خدا و در رأس آنان شیطان بزرگ زبونند...» (خمینى، 1387ش، ج1، ص184).

و در سعى بین صفا و مروه، با صدق و صفا سعى در یافتن محبوب کنید که با یافتن او همه یافتهاى دنیاوى گسسته شود و همه شکها و تردیدها فرو ریزد و همه خوف و رجاهاى حیوانى زایل شود و همه دلبستگیهاى مادى گسسته شود و آزادگیها شکفته گردد و قید و بند شیطان و طاغوت که بندگان خدا را به اسارت و اطاعت کشند، در هم ریزد. و با حال شعور و عرفان به مشعر الحرام و عرفات روید و در هر موقف به اطمینان قلب بر وعده‏هاى حق و حکومت مستضعفان بیفزایید و با سکوت و سکون تفکر در آیات حق کنید و به فکر نجات محرومان و مستضعفان از چنگال استکبار جهانى باشید و راههاى نجات را از حق، در آن مواقف کریمه طلب کنید.

پس به منا روید و آرزوهاى حقانى را در آنجا دریابید که آن قربانى نمودن محبوبترین چیز خویش در راه محبوب مطلق است. و بدانید تا از این محبوبها که بالاترینش حب نفس است و حب دنیا تابع آن است، نگذرید به محبوب مطلق نرسید و در این حال است که شیطان را رجم‏ کنید و شیطان از شما بگریزد. (خمینى، 1387ش، ج1، ص185ـ 184).

مقام معظم رهبری نبرد با شیطان را در حرکت دسته‌جمعی و همراهی و همدلی و در سایة رعایت محرمات حج برای حاجی میسر می‌شمارد و می‌فرماید:

«اجتناب از شیطان و طاغوت، دل کندن از شهوات و هوسهای خوار کننده

وکمک گرفتن از نیروی صبر و ارادة خود و نیز نیروی عظیم امت اسلامی را لازم دارد که همانا در حرکت دست¬جمعی و همراهی و همدلی و همگامی و هم‌زبانی همگان در طواف وسعی، و وقوف در عرفات و مشعر و منا، و هدف گرفتن دست¬جمعی جمرات شیطان و رمی از همه جا و همه سو به آن و ابراز برائت عمومی از آن، حاصل می‌شود.» (خامنه‌ای، 1387ش، ج2، ص164).

ولی امر مسلمین، دوری از شیطان و شکست اهداف فریبندة او را یکی از ثمرات اساسی حج می‌داند و به حج‌گزاران همچنین سفارش می‌‌کند:

«من به همة برادران و خواهران مسلمان که در محشر عظیم حج گرد آمده‌‌اند، متواضعانه توصیه می‌کنم که در حج تدبر کنند و آن دو نکتة اصلی را ـ یعنی دل سپردن به خدا از یک سو و اجتناب و برحذر بودن از شیطان‌ها ـ  برای خود تأمین کنند و با روحی مجهز به تقوا و دلی سرشار از اعتماد به خدا و روحی لبریز از امید به آینده... به دیار خود باز گردند.» (خامنه‌ای، پیام به حجاج بیت الله الحرام، 14/4/1374)

نتیجه گیری

  1. از سخنان و پیام‌های امام (ره) و رهبر معظم انقلاب روشن می‌شود که حج، نعمت و فرصتی بی بدیل و ویژه برای مسلمانان است که بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای خداوند برای آنان فراهم کرده است و بنا بر روایات معصومین: باید از فرصت‌ها به خوبی استفاده کرد وگرنه فرصت‌ها از دست می‌روند و نتیجه آن افسوس و ندامت است.
  2. یکی از فرصت‌هایی که حج برای مسلمانان فراهم می‌سازد، ایجاد زمینه فعالیت‌های سیاسی است. این فریضه به حج‌گزاران ایرانی فرصت می‌دهد که انقلاب اسلامی را معرفی کنند و به سایر مسلمانان فرصت می‌دهد که بدون واسطه بوق‌های تبلیغاتی استکباری سخن انقلاب اسلامی را که همان سخن اسلام است بشنوند، با مشکلات مسلمانان آشنا شوند و برای رفع مشکلات جهان اسلام چاره‌اندیشی کنند؛ دست‌های دشمنان مستکبر را در عقب نگهداشتن مسلمانان، به یکدیگر بشناسانند و از آنان اعلان برائت کنند.
  3. یکی دیگر از فرصت‌های بی‌مانندی که حج برای حج‌گزاران فراهم می‌کند، ایجاد فرصتی برای پرداختن به خود و تهذیب نفس است. راز و رمزهای حج زمینه‌ساز خودشناسی و غفلت‌زدایی را فراهم می‌سازد و فضای معنوی مکه و مدینه و مشاهد مشرفه سرزمین وحی، انس با قرآن و ادعیه را آسان می‌کند و موجب می‌شود زائر با شیطان درون به جهاد اکبر بپردازد.

 

 

________________________________________

[1]. از آنجا که پیام‌های رهبری برای کنگره جهانی حج تا سال 1381 در کتاب مستقلی به نام صحیفه حج  جمع آوری شده، در آدرس‌دهی به آن کتاب ارجاع داده شده است. اما در مورد بقیه سال‌ها به تاریخ سخنرانی و پیام  آدرس داده شده است.

[2]. چه بسیارند ناله و فریادکنندگان، و چه اندک‌اند حج‌گزاران.

[3]. اشاره است به آیة 89 سورة نحل.

 

مراجع

*  قرآن کریم

 *  نهج البلاغه

  1. آمدی، عبدالواحد بن محمد (1410ق)، غرر الحکم و درر الکلم، دار الکتاب الاسلامی، قم.
  2. ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبة الله (بی تا)، شرح نهج البلاغه، تصحیح محمد ابوالفضل ابراهیم، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم.
  3. جاحظ، عمرو بن بحر (1396 ش)، مطلوب کل طالب من کلام امام امیر المومنین علی بن ابی طالب، ترجمه رشیدالدین وطواط، تصحیح: میرجلال‌الدین حسینی ارموی محدث، تهران.
  4. جعفر بن محمد الصادق (1400ق)، مصباح الشریعه، اعلمی، بیروت.
  5. جوادی آملی، عبدالله (1388ش)، صهبای حج، نشر اسراء، قم.
  6. حرّ عاملی، محمد بن حسن (1409ق)، وسائل الشیعه، مؤسسة آل البیت، قم.
  7. خامنه‌ای، سیدعلی (1388ش)، صحیفه حج (مجموعه سخنان و پیام‌های مقام معظم رهبری)، مشعر، تهران.
  8. خمینی، سیدروح‌الله (1382ش)، صحیفه حج (مجموعه سخنان و پیام‌های امام و رهبر انقلاب)، مشعر، تهران.
  9. شیخ صدوق، محمدبن علی (1413ق)، من لا یحضره الفقیه، تصحیح علی‌اکبر غفاری، جامعة مدرسین، قم.
  10. شیخ صدوق، محمد بن علی (1385ش)، علل الشرائع، کتابفروشی داوری، قم.
  11. شیرازی، صدرالدین (1383ش)، شرح اصول کافی، تصحیح محمد خواجوی، مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران.
  12. کلینی، محمد بن یعقوب (1407ق)، الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
  13. مجلسی، محمدباقر (1403ق)، بحار الانوار لدرر اخبار الائمه الاطهار، دار احیاء التراث العربی، بیروت.
  14. محمدی ری‌شهری، محمد (1376ش)، الحج و العمرة فی الکتاب والسنة، دارالحدیث، قم.
  15. نوری، حسین (1408ق)، مستدرک الوسائل، مؤسسة آل البیت: ، قم.
  16. هاشمی خوئی، میرزاحبیب‌الله و همکاران (1400ق)، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، مکتبة الاسلامیة، تهران

هشتمین اجلاس کمیسیون مشترک حمل و نقل ایران و ترکیه امروز با حضور وزرای دو کشور و هیأت همراه در تهران ساختمان وزارت راه و شهرسازی برگزار شد.

در این مراسم وزیر راه و شهرسازی اظهار داشت: این اجلاس را که پس از 7 سال در این برهه از زمان برگزار کردیم، با گذشت 4 ماه از برگزاری اجلاس عالی شورای همکاری اقتصادی دو کشور در آنکارا برگزاری این اجلاس حامل پیام مشخصی است که نشانگر اراده رهبران دو کشور برای گسترش همکاری‌های طرفین است.

محمد اسلامی ادامه داد: تحقق هدف تبادلات تجاری 30 میلیارد دلاری ایران و  ترکیه با این ترتیبات هماهنگی و زمینه‌های توسعه تبادلات دست‌یافتنی است.

وزیر راه و شهرسازی افزود: ما به عنوان وزرای مسئول حمل و نقل دو کشور باید نقشه‌محوری ایجاد کنیم تا روابط توسعه همکاری‌ها بین طرفین تسریع شود.

وی ادامه داد:‌ در این اجلاس در هر 4 بخش حمل و نقل تفاهمات ارزشمندی داشتیم؛ در حوزه جاده‌ای رفع توقف و شبانه‌روزی کردن مرزهای دو کشور در بازرگان و گوربلاغ و سایر موارد در حوزه حمل و نقل  جاده‌ای توافق شد.

اسلامی ادامه داد:‌ برقراری خط مسافری ریلی بین تهران و آنکارا و فعال کردن کریدور سه‌‌جانبه اسلام‌آباد ـ‌ تهران ـ‌ استانبول از دیگر موارد توافقات امروز بود.

وی ایجاد خطوط ریلی جدید برای گسترش وضعیت ترانزیت بین دو کشور و تصمیم راهبردی برا ی تعاملات گسترده‌تر طرفین به عنوان پل ارتباطی آسیا و اروپا را از دیگر محورهای مذاکرات عنوان کرد.

وزیر راه و شهرسازی گفت:‌ احیاء ظرفیت و گسترش خطوط ریلی جدید با تشکیل کمیته همکاری راه‌آهن‌های دو کشور در آینده نزدیک رشد بیشتری می‌یابد.

اسلامی ادامه داد: توسعه همکاری‌های دریایی و بندری و افزایش تبادلات در این حوزه همچنین در حوزه‌های هوایی و هوانوردی از مواردی است که در آنها تعاملات زیادی صورت گرفته است.

وی اضافه کرد: حمل و نقل به عنوان شریان حیاتی نقش مؤثری برای رسیدن به تحقق هدف تجارت 30 میلیارد دلاری طرفین دارد.

اسلامی همچنین از ابراز همدردی کشور ترکیه و مساعدت‌های این کشور در سیلاب اخیر با ایران قدردانی کرد.

وزیر راه و شهرسازی تأکید کرد‌:‌همچنین از مواضع اصولی سیاسی کشور ترکیه درباره سیاست‌های یک جانبه‌گرایی آمریکا قدردانی می‌کنم.

اسلامی در پاسخ به سوال خبرنگار فارس مبنی بر تفاهم طرفین برای رونق ترانزیت حمل و نقل در منطقه گفت:‌ کمیته‌های تخصصی مشترک در حوزه‌های ریلی،‌جاده‌ای و دریایی در فاصله زمانی کم تشکیل می‌دهیم و برای رفع موانع تسهیلات لازم اتخاذ می‌شود که تسهیلات از جنس شتاب‌دهنده است از جمله در این باره می‌توان به افزایش ساعات کاری پایانه‌ها و همچنین مباحث مربوط به موارد گمرکی دو طرف اشاره کرد.

وزیر راه و شهرسازی ادامه داد: ایجاد خطوط جدید ریلی به صورت کلی مورد تفاهم طرفین قرار گرفت تا فضا برای تبادل ترانزیت فراهم شود.

به رغم انتقادات به برگزاری لویه جرگه مشورتی صلح و تحریم از سوی برخی افراد مطرح افغان، این نشست امروز دوشنبه با حضور سه هزار و 200 نماینده منتخب و بیش از 200 مهمان از سراسر افغانستان در شهر کابل پایتخت افغانستان آغاز شد.

به گفته «محمد عمر داوودزی» رئیس دبیرخانه شورای عالی صلح افغانستان، مقامات قوه قضاییه و قوه اجراییه نیز به عنوان مهمان در این نشست شرکت کردند. این نشست به مدت چهار روز ادامه خواهد داشت؛ 30 درصد از شرکت کنندگان در این جرگه را زنان تشکیل می دهند.

لویه جرگه در حالی آغاز شد که بسیاری از چهره های سیاسی از جمله «عبدالله عبدالله» رئیس اجرایی حکومت وحدت ملی با تحریم جرگه مشورتی اعلام کردند که در این نشست شرکت نخواهند کرد.

به گفته این مقامات این‌ جرگه 'بی موقع، غیرضروری و باعث اتلاف منابع دولتی' است و این جرگه فاقد جایگاه حقوقی است.

پیشتر نیز چند طالبان نیز با انتشار بیانیه ای لویه جرگه مشورتی صلح افغانستان را یک 'دسیسه و غیرقابل قبول' خواند.

کابل از روز شنبه به مدت یک هفته به دلیل برگزاری این نشست تعطیل شده است و تدابیر شدید امنیتی در این شهر حکم فرماست.

تمامی راههای منتهی به محل برگزاری لویه جرگه از سوی نیروهای امنیتی مسدود شده است و از فاصله چند کیلومتری کمربندهای امنیتی برای تلاشی ایجاد شده است و فقط به افراد و وسایط نقلیه اجازه داده می شود که کارت اشتراک در جرگه مشورتی صلح را داشته باشند.

طالبان و داعش پیش از برگزاری این جرگه اعلام کردند که جرگه مشورتی صلح را در شهر کابل مورد حمله قرار خواهند داد.

به گزارش رسانه های افغان، تدابیر شدید امنیتی امروز شهر کابل باعث جان باختن یک نوزاد شد؛ پدر این نوزاد می گوید هنگامی ‌که می‌خواست نوزاد بیمارش را به بیمارستان ببرد، نیروهای امنیتی در شهر کابل به امبولانس اجازه این کار را ندادند و سپس این نوزاد در آغوش مادرش جان داد.

لویَه جَرگه یا جرگهٔ بزرگ یا جرگهٔ ملی، به معنی «گردهمایی بزرگ سران قبایل افغانستان» است. لویه جرگه بزرگ‌ترین مجمع بزرگان و شخصیت‌های قومی و اجتماعی کشور افغانستان است و در موارد بحرانی در افغانستان تشکیل می‌شود. در بیشتر موارد از سوی پادشاه یا رئیس جمهور فراخوانده شده اعضای آن می‌توانند هم انتخابی و هم انتصابی باشند. نخستین جرگه در سال ۱۱۶۰ هجری (۱۷۴۷ میلادی) برگزار شد. این جرگه سرنوشت و آینده کشور تازه‌ای به نام افغانستان را رقم زد، پس از ۹ روز مباحثه میان سران اقوام غلزایی، پوپلزایی، نورزایی، سدوزایی و دیگران، احمدشاه ابدالی از قوم سدوزایی به عنوان پادشاه برگزیده شد.

لویه جرگه واژه‌ای پشتو است که در زبان فارسی دری به معنی جرگه بزرگ است. جرگه واژه‌ای فارسی و به معنی گروه و صف آمده‌است. جرگه در کاربردهای سیاسی-اجتماعی آن به معنی گرد همایی و نشست است. به عبارت دیگر هر مجلس، جلسه و اجلاسی که برای تصمیم گیری، نظر خواهی و مشورت دربارهٔ یک امر محلی، ملی و قومی برگزار شود، جرگه‌است. آنچه جرگه را از نشست‌ها و گردهمایی‌های دیگر جدا می‌سازد محتوأ، شیوه کار و منظور آن است. محتوای جرگه مردمی است و برای سنجش آرای عمومی. از این رو برخی آن را نوعی رفراندم یا همه‌پرسی خوانده‌اند.

حضرت آیت الله خامنه ای صبح دوشنبه با حضور در سی‌و‌دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران از غرفه های مختلف آن بازدید کردند.

ایشان همچنین در این بازدید در فضایی صمیمانه با ناشران گفت و گو کردند.

سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و محسن جوادی معاون فرهنگی و رییس نمایشگاه کتاب تهران، حضرت آیت الله خامنه­ای را همراهی می کنند.

سی و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران با شعار «خواندن توانستن است» چهارم اردیبهشت 98 کار خود را در مصلی امام خمینی (ره ) آغاز کرد و تا 14 اردیبهشت ماه دایر است.

در سی ‌و دومین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران سه هزار و 200 ناشر با حدود 437 هزار کتاب شامل دو هزار و 400 ناشر داخلی با 300 هزار عنوان کتاب و حدود 800 ناشر خارجی از 30 کشور جهان با 137 هزار عنوان کتاب حضور دارند.

چین به عنوان میهمان ویژه این دوره نمایشگاه کتاب، 94 ناشر را با چهار هزار عنوان و 15هزار جلد کتاب به نمایشگاه آورده است. همچنین 20 نویسنده، پژوهشگر، تصویرگر و 50 مدیر فروش حق تالیف کتاب، امسال در غرفه میهمان ویژه (چین) حضوری فعال دارند.

در بخش ناشران عمومی حدود 14 هزار متر مربع فضا برای حضور 988 ناشر تدارک دیده شده است که 141هزار و 861 عنوان کتاب را عرضه خواهند کرد.

در بخش کودک و نوجوان نیز 251 ناشر در فضایی به وسعت حدود 6 هزار متر مربع، 24هزار و 13 عنوان کتاب را عرضه می کنند. در بخش دانشگاهی نیز 428 ناشر در فضایی بیش از 6 هزار و 235 متر مربع، 60 هزار و13عنوان کتاب را در سالن های کاملا مسقف زیر چادر به نمایش و فروش گذاشته اند.

همچنین در سالن‌های آموزشی 97 ناشر در فضای حدود سه هزار و 231 متر مربع به ارائه 17 هزار و 445 عنوان کتاب پرداخته اند.

احادیث