Super User

Super User

دوشنبه, 23 آذر 1394 08:37

گامبیا، جمهوری اسلامی شد

یحیی جامه رئیس جمهوری گامبیا روز جمعه این کشور آفریقایی را جمهوری اسلامی اعلام کرد ، اقدامی که به گفته وی با هدف دور کردن هرچه بیشتر کشور از گذشته استعماریش صورت گرفته است.

جامه در تلویزیون دولتی گفت : در راستای هویت و ارزش های مذهبی کشور ، من گامبیا را حکومت اسلامی اعلام می کنم . در حالیکه مسلمانان در این کشور در اکثریت قرار دارند ، گامبیا نمی تواند میراث استعماریش را تحمل کند. ' نود و پنج درصد از جمعیت یک میلیون و هشتصد هزار نفری گامبیا مسلمان هستند.  به گفته وی ، پیروان دیگر ادیان می توانند به آیین خود پایبند باشند.

روابط گامبیا با غرب که از مستعمره‌های سابق بریتانیا بوده، اخیرا تیره شده است.

یحیی جامه در ۲۱ سال گذشته رئیس جمهور گامبیا بوده است.

 

 

آیت الله سید حسین بروجردی که پس از رحلت آیت الله اصفهانی به مرجعیت تام رسید از فقهای نامداری بود که علاوه بر «فقه» در علوم دیگر از جمله علم الحدیث و رجال شخصیتی برجسته و بی نظیر بشمار می رفت و در این میدان، تسلط کاملی بر حدیث و فقه اهل سنت هم داشت و این رشته را در «مکتب اصفهان» و سپس «مکتب نجف» در محضر اساتید برجسته آن دوران فرا گرفته بود و بدلیل همین احاطه بر علوم و فقه مذاهب، در مسائل خلافی فقهی، به «فقه مقارن» ارزش ویژه ای قائل بود و در عمل، در حوزه تدریس خود در هر مسئله مهم خلافی، اهتمام خاصی به بررسی ادله مذاهب دیگر داشت و شاید در همین رابطه به تصحیح و تجدید چاپ کتاب «الخلاف» مرحوم شیخ طوسی اقدام نمود و حتی در بعضی از اوقات، این کتاب را همراه خود به حلقۀ درس فقه خود می آورد و با استناد به آن کتاب و نظرات شیخ طوسی، فضلای حوزه درسی خود را با این مکتب آشنا می ساخت و درواقع بدینوسیله موجب می شد که فضلای حوزه، مجتهدان آینده دنیای تشیع، با کتاب ها و آراء فقهی مذاهب اربعه اهل سنت آشناتر شوند چون چنین عقیده داشتند که فقه یک علم مشترک بین مذاهب اسلامی است که با هم اشتراکات و پیوندهای زیادی دارند و باید از جنبه های مثبت آن بویژه در «مسائل مستحدثه» مانند مسئله بانکداری، بیمه، تجدید نسل، پیوند اعضاء، اهداء اعضاء و... در استنباط احکام آنها، استفاده لازم بعمل آید.

البته باید اشاره نمود که اصولاً با توجه به تلمّذ بعضی از ائمه اربعه اهل سنت در محضر ائمۀ هدی علیهم السلام و شرکت و حضور علماء و طلاب شیعه و سنی، در محافل درسی یکدیگر این سنت حسنه رجوع به فتاوی فقهای طرفین از دوران های قدیم ـ بویژه از عصر علمی امام باقر و امام صادق(ع) تا عصر شهید ثانی و پس از آن ـ 910 هـ و به بعد ـ ادامه داشته ولی متأسفانه به علت دخالت بعضی از حاکمیت های سنی یا شیعه، در یکی دو قرن اخیر به کنار گذاشته شده بود و با ابتکار آیت الله بروجردی و روش عملی تدریسی وی در حوزه قم ـ و سپس در دیگر حوزه ها ـ مرسوم گردید.

آیت الله بروجردی برای تأکید و تأیید مطلب، گاهی در ضمن دروس خود، که اینجانب نیز حدود یک سال، در آن حضور داشتم، به این نکته اشاره می نمودند که قدمای فقهاء شیعه مانند شیخ مفید (م 413 هـ . ق) سید مرتضی (م 436 هـ . ق) شیخ طوسی (460 هـ . ق) ـ شیخ الطائفه و صاحب کتاب الخلاف و المبسوط والنهایه - همواره به این روش عمل می کردند و سپس استفاده از این روش را به سود جهان اسلام و وحدت مسلمین و نزدیکی علماء شیعه و سنی ـ با شناختی که از آراء و فتاوی همدیگر پیدا می کنند ـ می دانستند.

و برای تکمیل این روش و گسترش همه جانبۀ آن بین علماء فریقین، بر این باور بودند که باید کتب فقهی شیعه بین علماء اهل سنت توزیع شود تا آنها هم از دامنۀ وسیع فقه شیعی آگاه شوند و درواقع گامی مثبت در راه ایجاد وحدت و تقریب، برداشته شود و برای همین منظور کتاب «المبسوط» شیخ طوسی را توسط علامه محمدتقی قمی به شیخ عبدالمجید سلیم ـ از شیوخ الازهر ـ فرستادند که موجب اعجاب نامبرده گردید و در مراحلی، دارالافتار مصر ـ وابسته به الازهر ـ از مبانی فقهی شیعه در صدور فتوی استفاده کردند.

چاپ کتاب «المختصر النافع» محقق حلّی و خلاصه «شرائع الاسلام» و بعد تفسیر «مجمع البیان» در قاهره با همکاری شیخ احمد حسن الباقوری، وزیر اوقاف مصر که قبلاً از اعضاء مکتب الارشاد اخوان المسلمین بود، گامی دیگر در همین رابطه بود که بی تردید در تغییر روش علماء الازهر و خوش بینی آنان نسبت به شیعه، نقش مؤثری داشته است که تاکنون نیز ادامه دارد.

آیت الله شیخ محمد واعظ زاده خراسانی(حفظه الله)، از شاگردان برجسته آیت الله بروجردی و دبیر سابق مجمع التقریب و رئیس فعلی پژوهشگاه اسلامی مشهد مقدس، در کتاب: «زندگی آیت الله بروجردی» آورده است که در تألیف کتاب: «جامع الاحادیث الفقهیه» که زیر نظر مستقیم آیت الله بروجردی تنظیم می شد و چندین بار تاکنون چاپ شده است، آیت الله بروجردی دستور داده بود که در ذیل هر باب فقهی و نقل هر حدیث از ائمه هدی، روایات اهل سنت نیز نقل شود تا ضمن آشنائی طلاب ما، برادران سنی هم آگاه شوند که چه تعداد حدیث از طریق ائمه ما و آنها نقل شده است و این گامی عملی برای تقریب مذاهب اسلامی است...

مرحوم آیت الله بروجردی، برای جلوگیری از گسترش دامنۀ اختلافات اجازه نمی داد که به مقدسات و ائمه اهل سنت اهانتی روا بشود و حتی آن را حرام می دانست و در موردی، آیت الله واعظ زاده خراسانی نقل می کند: «روزی در جلسه تنظیم کتاب حدیث، آیت الله بروجردی حضور یافت و با تأسف بیان کرد: کسی آمده کتابی نوشته و به خلفاء اهانت کرده و نام مرا هم در آغاز کتاب خود آورده است، وقتی از این امر مطلع شدم دستور دادم که تمام نسخ کتاب را جمع آوری کنند و تا آن سطور حذف نشود، اجازه نشر نیابد. ما در چه زمانی زندگی می-کنیم؟ این حرف ها جز ضرر و ایجاد عداوت چه فایده ای دارد؟، (این مطلب علاوه بر کتاب «زندگی آیت الله بروجردی» در کتاب: بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران صفحه 390، تهران 1381 هم آمده است).

اصولاً آیت الله بروجردی، برخلاف بعضی از معاصرین که مسئله «خلافت» و «امامت» را به نحو خاصی مطرح می کنند که موجب تشدید اختلافات می گردد، معتقد بودند که این مسئله یک امر تاریخی است و روش حضرت علی علیه السلام در مقابل خلفا، نشان میدهد که برای مصلحت اسلام، نباید به این مسئله دامن زد، بلکه باید به فکر مسائل دیگری بود که موجب وحدت مسلمین در مقابل دشمنان گوناون گردد و حتی خطاب به بعضی از علماء حوزه فرموده بود: «مسأله خلافت امروز مورد نیاز مسلمانان نیست که ما با هم دعوا کنیم. هرچه بوده اکنون یک مسئله تاریخی است آنچه که امروز به حال مسلمانان سودمند است اینست که بدانیم احکام را از چه مأخذی باید اخذ کنیم..» (مجله «حوزه» چاپ قم شماره 43 ـ 44 ص 51) و در همین رابطه به دستور ایشان کتاب «حدیث الثقلین» تألیف مرحوم وشنوی در قاهره به چاپ رسید تا انتخاب راه برای عموم روشن گردد.

آیت الله شهید مرتضی مطهری درباره علاقه آیت الله بروجردی به وحدت و تقریب می گوید:

«یکی از مزایای معظم له توجه به علاقه فراوانی بود که به مسأله وحدت اسلامی و حسن تفاهم و تقریب مذاهب اسلامیه داشت، این مرد چون به تاریخ اسلام و مذاهب اسلامی آشنا بود، می دانست که سیاست حکام گذشته در تفرقه و دامن زدن آتش اختلاف چه اندازه تأثیر داشته است و هم توجه داشت که در عصر حاضر نیز سیاست-های استعماری از این تفرقه حداکثر استفاده را می کنند و بلکه آن را دامن می زنند و هم توجه داشت که به عدد دوری شیعه از سایر فرق سبب شده است که آن ها شیعه را نشناسند و درباره آن ها تصوراتی دور از حقیقت بنمایند.

به این جهات بسیار علاقه مند بود که حسن تفاهمی بین شیعه و سنی برقرار شود که از طرفی وحدت اسلامی که منظور بزرگ این دین مقدس است، تأمین گردد و از طرف دیگر شیعه و فقه شیعه و معارف شیعه آن طور که هست به جامعه تسنن که اکثریت مسلمانان را تشکیل می دهند معرفی شود، از حسن تصادف چند سال قبل از زعامت و ریاست معظم له که هنوز ایشان در بروجرد بودند «دارالتقریب بین المذاهب اسلامیه» به همت جمعی از روشنفکران سنی و شیعه تأسیس شده و معظم له در دوره زعامت خود تا حد ممکن با این فکر و با این مؤسسه کمک و همکاری کرد. برای اولین بار بعد از چند صد سال، بین زعیم روحانی شیعه و زعیم روحانی سنی شیخ عبدالمجید سلیم و بعد از فوت او شیخ محمود شلتوت مفتی حاضر و رئیس جامع الازهر، روابط دوستانه برقرار شد و نامه مبادله گردید... معظم له عشق و دلباخته این موضوع بود و مرغ دلش برای این موضوع پر می زد، عجیب این است که از دو منبع موثق شنیدم که در حادثه قلبی اخیر که منجر به فوت ایشان شد، بعد از حمله قلبی اول که عارض شد مدتی بیهوش بوده اند بعد که به هوش آمدند، قبل از آنکه توجهی به حال خود بکنند و در این موضوع حرفی بزنند، موضوع تقریب مذاهب و وحدت مسلمانان را مطرح می کنند و می گویند من آرزوها در این زمینه داشتم.» (مرتضی مطهری، تکامل اجتماع صفحه 204، تهران 1372 ، انتشارات صدرا).

آیت الله بروجردی از تأسیس و توسعه دارالتقریب حمایت کرد، ایشان در درس خارج فقه خود در بعضی مواقع فتاوی علمای عامه را بیان می کرد و می فرمود مسیر تاریخ فقه اسلامی با مطالعه در فتوای علمای عامه روشن تر می شود، به همین منظور حاج شیخ محمدتقی قمی را به عنوان نماینده خود در مصر انتخاب نمودند و خود به عنوان یک عالم شیعی در مرکز علمای اهل سنت ـ مصر ـ با رؤسای الازهر ارتباط داشتند و نامه ها مبادله می کردند. (علی دوانی، خاطرات فلسفی، تهران، ص 188).

 

 


چند سند تاریخی

پس از این مقدمه کوتاه، بسیار مناسب خواهد بود که ترجمه متن بعضی از نامه ها و مکاتبات بین آیت الله بروجردی و شیوخ الازهر هم آورده شود که سرانجام این تبادل نامه ها و پیام ها، به صدور فتوای تاریخی شیخ اسبق الازهر ـ مرحوم شیخ محمود شلتوت گردید که به موجب آن پیروی از مذهب شیعه امامیه، مانند مذاهب اربعه اهل سنت جایز و رسمی اعلام شد.

ترجمه این فتوی را هم پس از درج دو سه نامه نقل می کنیم. «بعضی از این نامه ها در مجله «رساله الاسلام» ارگان رسمی «دار التقریب» چاپ قاهره درج و منتشر شده است.. متن بعضی دیگر را هم مرحوم علامه شیخ محمد تقی قمی نماینده آیت الله بروجردی و دبیر کل دارالتقریب  قاهره به اینجانب داده اند که متن عربی آن ها را در کتاب «قصه التقریب» چاپ قاهره آورده ام. البته این کتاب اخیراً توسط «مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی» ترجمه شده و تحت عنوان: «سرگذشت تقریب» در 560 صفحه، با اسناد و عکس های بسیاری، منتشر شده و در اختیار عموم قرار دارد:

دو نامه از دو شخصیت بزرگوار (1)

استاد معظم حضرت مستطاب ـ شیخ عبدالمجید سلیم ـ شیخ جامع الازهر ـ باخبر شد که حضرت علامه بزرگوار ـ حاج آقا حسین بروجردی از بزرگان علمای شیعه در ایران، دچار بیماری شده و از انجام بسیاری از فعالیت های گرانسنگ خود در خدمت به اسلام و مسلمانان بازمانده اند. اتفاقاً حضرت استاد بزرگ شیخ عبدالمجید سلیم خود نیز در همین دورۀ زمانی، مدتی را در بستر بیماری بودند که بلافاصله پس از شفا یافتن و از سر گیری فعالیت-های خویش، دستور ارسال این نامۀ صمیمانه و برادرانه را به حضرت آیت الله صادر کردند که متن آن از این قرار است:

حضرت مستطاب «آیت الله حاج آقا حسین بروجردی»

سلام الله علیکم و رحمته، امّا بعد:

ما از طریق رادیو مطلع شدیم که سلامتی گرانقدر شما با کسالتی که عارض شده، آسیب دیده است، از این بابت و با توجه به مراتب علم و فضل و اخلاصی که از آن برخوردارید، متأسف شدیم؛ از خداوند متعال شفای عاجل شما را مسئلت کرده امیدواریم هرچه زودتر لباس عافیت بپوشید تا به فعالیت های معهود خود در خدمت به اسلام و مسلمانان ادامه دهید. ارادۀ خداوندی چنین مقدر کرده بود که در این دوره اینجانب نیز در بستر بیماری قرار داشته و گرفتار خود و مشکلات هم کیشان خود باشم و در تنهایی خویش به اندیشه حال امت گرانقدر فرو روم و از وضعی که دارند، دستخوش نگرانی و اندوه فراوان گردم؛ از شما می خواهیم برای سلامتی ما به درگاه خداوند دعا فرمایید، همچنان که من نیز همین دعا را به درگاه احدیت برای شما دارم و مطمئن هستم که خداوند همگی ما را در کنف حمایت و عنایت خویش قرار می دهد.

امت اسلامی امروزه بیش از هر زمان دیگری به مردانی با عزمی صادق، استوار و مجاهد حقیقی راه خدا نیازمند است تا شعله های فتنه را از پیرامونش خاموش سازند و محنت ها و رنج هایش را برطرف کنند؛ چه نیروهای شیطانی دست به دست هم داده و عناصر فساد یکجا گرد آمده اند و مؤمنان در همه کشورهای اسلامی دچار مشکلات بسیاری گشته اند، تو گویی آن زمانه ای فرا رسیده که پیامبر گرامی اسلام (صلوات الله و سلامه علیه و علی آله و صحبه) پیش بینی فرموده بود که در این زمان: «نگاه دارندۀ دین خود، همچون کسی است که پاره ای آتش در دست نگاه دارد.»

مثال مؤمنان صادق اهل علم همچون ستون های استوار و دژهای مستحکمی است که خداوند در میان مردم قرار داده تا زمین را در برابر فتنه ها و جهالت ها، پاس دارند یا همچون ستارگان درخشان در شب دیجوری است که رهروان را راهنمایی می نمایند و گم گشتگان را به سرمنزل مقصود می رسانند.

پس همراه با من به درگاه خداوند دعا کنید تا اینان را حفظ کند و امثال آنان را در میان امت فراوان گرداند و رحمت خود را بر آنها بگستراند و آرامش و اطمینانش را بر ایشان فرود آورد و حق و دین را به وسیلة، آنها تأیید کند و باطلان و ملحدان و مفسدان را به دست آنان به شکست و ورشکستگی کشاند؛ که او بر هرچه بخواهد توانا و به پاسخ به این دعای ما سزاوار است.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

عبدالمجید سلیم
شیخ جامع الازهر 14 شعبان سال 1370 هـ ق


حضرت آیت الله بروجردی تحت تأثیر این نامۀ صمیمانه قرار گرفت که خود بیانگر عواطف پاک و بی شائبه ای است که حضرت استاد بزرگ شیخ جامع الازهر و از برجسته ترین علمای اهل سنت در دل نسبت به ایشان و دیگر برادران مؤمنشان و نیز نسبت به خیزش امت اسلامی و بازیابی مجد و عظمت و عزت گذشتۀ خود دارد، از این روی پاسخی این گونه نگاشتند:

حضرت مستطاب بزرگوار «شیخ عبدالمجید سلیم»، شیخ جامع الازهر دامت افاضاته

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته اما بعد:

نامۀ پرمهر شما متضمن محبت های والای اسلامی و تأسف از دریافت خبر رادیویی بیماری این جانب را که در آن برای شفا و سلامتم دعا فرموده بودید، دریافت کردم. از این بابت سپاسگزارم و از خداوند متعال مسئلت دارم که این همدلی و همنوایی را میان مسلمانان جایگزین گسست و ناآشنایی و جدایی سازد که او بر همه کاری تواناست.

در نامۀ شما همچنین آمده بود که سلامتی گرانقدر شما نیز با عارضۀ بیماری خدشه دار شده و به همین دلیل، چندی بستری گشته و درد خود و همکیشان خود را دارید و در خلوت خویش با نگرانی و تشویش به حال و روز امت اسلامی می اندیشید.

در زمانه ای که مسلمانان را فتنه ها احاطه کرده و رنج ها و بدبختی ها، آنان را در برگرفته است، مردان علم و رجال اسلام باید که چنین باشند، از خداوند عزوجل مسئلت دارم که شما را لباس عافیت بپوشاند و برای خدمت به اسلام و مسلمانان و هرآنچه در چنین دوره-ای از کسانی چون شما بر می آید ـ که خود را وقف خدمت به این امت و دور ساختن دشمنی های مفسدان و ملحدان از آن کرده اند ـ موفق و پیروز گرداند.

مسائل بسیاری وجود دارد که مایل بودم با شما در میان بگذارم، ولی حالم اجازۀ این کار را نمی دهد

درودها و رحمت و برکات خداوند بر شما و بر مؤمنان صادقی که در کنار شما قرار گرفته اند.

حسین بروجردی قم / ایران
17 رمضان سال 1370 هـ ق

نامه ای دیگر به: آیت الله سید حاج آقا حسین بروجردی

دفتر «شیخ الجامع الازهر»
به نام خداوند بخشنده مهربان
حضرت مستطاب برادر بزرگوار امام بروجردی / قم ـ ایران
سلام الله علیکم و رحمته، اما بعد.

ابتدا از سلامتی آن برادر ارجمند و گرامی، آغاز نموده و دعا می کنم تا آن جناب سراسر منبع برکت های فراوان برای مسلمانان و وحدت کلمه آنان باشید و خداوند بر عمر شما بیفزاید و با کارهای نیک بر یاری-هایش افزون کند.

از فرصت پیش آمده سفر برادر ارجمندم علامه بزرگوار استاد قمی (ایده الله تعالی) استفاده کرده و این مکتوب را به حضور شما می-فرستم و کوشش های شما را ارج می نهم و از خداوند متعال مسئلت می نمایم هر آنچه خیر و برکت برای مسلمانان آرزو دارید، تحقق یابد و کوشش های حکیمانه شما را در جمع کلمه مسلمانان و همدلی آنان موفق بدارد.

به آن جناب مژده می دهم گام هایی که می دانم شما با تمام وجود آن-ها را تأیید می کنید و بیشترین توجه و عنایت را به آن ها مبذول می-فرمایید، با یاری خداوند متعال و به برکت دعاهای حضرتعالی، روند موفقی دارند و شماری از برجسته ترین علمای ما در الازهر برادرانی که در امر تقریب به کمال، حق جهاد را به جای می آوردند، با ایمان صادقانه ما را همراهی می کنند و به وظایفی که دین آنها بر دوششان گذارده و برای رسالت انسانی والایی که بدان باور داشته و ایمان آورده اند، عمل می کنند.

امیدوارم برادر ارجمند و گرامی ما جناب استاد قمی هرچه زودتر نزد ما بازگردد تا سعادت آگاهی از اخبار شادی بخش شما نصیبمان شود و ما با دیدگاه ها و نظرات داهیانۀ شما در تحقق آرزوهای مشترکمان آشنا شویم.

من مسائل بسیاری را برای ایشان توضیح دادم و از آن گرامی تقاضا کردم جزئیات آنها را برای شما بازگوید.

خداوند ما را در کاری که رضای اوست با شما همقدم دارد و پیوندهای قلبی ما را در عمل برای او و در راه او مستدام و پیا برجا بدارد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.  محمد شلتوت
ـ شیخ جامع الازهر ـ
24 ذی القعده 1379 هـ ق
19 ماه مه 1960 م.

 

 

پس از نقل این چند نامه، ترجمه متن فتوای شیخ محمود شلتوت دربارة شیعه را که محصول همین تبادل افکار و مکاتبات است، به عنوان یک سند تاریخی می آوریم.

«دفتر شیخ الجامع الازهر»
به نام خداوند بخشنده مهربان
متن فتوای
استاد بزرگ حضرت مستطاب شیخ محمود شلتوت شیخ الجامع الازهر
دربارۀ جواز تعبّد بر مذهب شیعۀ امامی

از معظم له پرسیده شد:

برخی مردم برآنند برای آنکه عبادات و معاملات مسلمانان درست باشد، باید یکی از مذاهب معروف چهارگانه ـ که مذهب شیعه امامی و شیعۀ زیدی در میان آنها نیست ـ تقلید کنند، آیا جنابعالی با این نظر مطلق موافقید و به عنوان مثال پیروی از مذهب شیعه امامی اثنی عشری را جایز نمی دانید؟

معظم له پاسخ فرمود:

1 ـ اسلام بر هیچ یک از پیروان خود، پیروی از مذهب معینی را واجب نمی گرداند. ما می گوییم هر مسلمانی ابتدا حق دارد از هر کدام از مذاهبی که به طور صحیح نقل شده و احکام آن در کتب ویژۀ آن مذهب تدوین شده است تقلید و پیروی کند و کسی که از هر کدام از این مذاهب تقلید نموده می تواند به مذهب دیگری ـ هر مذهبی که باشد ـ متنقل گردد، در این میان حرجی بر وی نیست.

2. مذهب جعفری معروف به مذهب شیعه امامی اثنی عشری، مذهبی است که همچون دیگر مذاهب اهل سنت، تعبد بر آن شرعاً جایز است.

شایسته است مسلمانان این را بدانند و از تعصب های ناروا نسبت به مذاهب معین، رهایی یابند. دین خدا و شریعت او تابع مذهب یا منحصر به مذهب معینی نیست، چه همگان کوشش داشته اند و نزد خداوند متعال پذیرفته اند و هر کس که اهل رأی و اجتهاد نباشد، می تواند از آنها و بر اساس آنچه در فقه خود مقرر می دارند، تقلید و پیروی کند و در این میان تفاوتی میان عبادات و معاملات وجود ندارد.

محمد شلتوت

 

 

حضرت مستطاب علامه بزرگوار استاد محمدتقی قمی
دبیرکل «جماعه التقریب بین المذاهب الاسلامیه»

سلام الله علیکم و رحمته، اما بعد:
با کمال خوشوقتی، نسخه ای از فتوای صادره با امضای خویش را که در خصوص جواز تعبد بر مذهب شیعه امامی صادر کرده ام، برایتان ارسال می دارم، امیدوارم آن را در شمار اسناد «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» که به اتفاق در تأسیس آن مشارکت داشتیم، نگاهداری فرمایید. با آرزوی توفیق الهی در تحقق رسالت این نهاد.

والسلام علیکم و رحمه الله
شیخ الجامع الازهر
محمود شلتوت


لازم به یادآوری است که خوشبختانه، علیرغم تلاش و سمپاشی دشمنان اسلام و وحدت مسلمانان، شیوخ الازهر تا به امروز، همچنان هوادار وحدت بین شیعه و سنی و تقریب بین مذاهب اسلامی هستند و شیخ سابق الازهر مرحوم طنطاوی در مصاحبه ای با روزنامه صوت الازهر – ارگان رسمی الازهر – می گوید: «میان شیعه و سنی فرقی نیست و کسی که بخواهد اختلافی ایجاد کند مزدور است». صوت الازهر، چاپ قاهره، مورخ 11 محرم 1424 هـ ، ص 1)

 

 

  -----------------------------------------------------------------------

 1- متن این نامه در مجله «رساله الاسلام»، چاپ قاهره، سال 3، شمارۀ 3، رمضان سال 1370 هـ ق، صفحات: 230-228. چاپ شده است.

0/5
 

 

چکیده
این مقاله با موضوع «اتحاد ملی و انسجام اسلامی از دیدگاه قرآن کریم»، درتلاش است آیاتی از قرآن کریم را درباره   ضرورت اتحاد میان مسلمانان و دوری از اختلاف و تفرقه، مورد بررسی قرار دهد و برای این منظور از منابع معتبری همچون «صحیفه امام خمینی (ره)»، «یادداشت های استاد مطهری»، «کتاب وحدت»، برخی از تفاسیر شیعه و اهل سنت و ... استفاده شده است.

از بارزترین آیاتی که در مورد وحدت مورد بررسی قرار گرفته، شعار وحدت آفرین «... وَ أعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا...» (1) می باشد که حامل پیام های مهم و سرنوشت سازی برای مسلمانان جوامع مختلف است. در ادامه مقاله، چند نمونه از عوامل زمینه ساز اختلاف و تفرقه در بین مسلمانان ذکر شده، پس از آن برخی از زمینه ای ایجاد وحدت عنوان گشته و قسمت آخر مقاله نیز با بیاناتی ارزنده از امام خمینی (ره) در مورد لوازم ایجاد وحدت میان مسلمانان، مزّین شده است.

امر حق را حجت و دعوی یکی است
خیمه های ما جدا، دلها یکی است
از حجاز و چین و ایرانیم، ما
شبنم یک صبح خندانیم، ما
«اقبال لاهوری»

ایده وحدت اسلامی که منادی آن در دهه های اخیر، حضرت امام خمینی (ره) بود، یک ایده استوار، معقول، شدنی و حیاتی برای حفظ هویت اسلامی است.
آرمان وحدت از آرمانهای فراجناحی، فرامذهبی و آرزوهای بین المللی جامعه بشری است.

تعریف مختصری ازاتحاد ملی و انسجام اسلامی
«اتحاد ملی» یا »وحدت ملی» : به معنای یکی شدن ملت، یگانگی ملت و اجتماع ملت در اهداف مشخص و برادری امت در دفاع از نظام مقدس اسلامی و حفظ کیان، هویت و فرهنگ اسلامی تحت لوای مقام عظمای ولایت و یکپارچه شدن در مقابل تهدیدات منافقین داخلی و دشمنان خارجی. (2)
«انسجام اسلامی» یا «وحدت اسلامی» عبارت است از: همکاری و تعاون پیروان مذاهب اسلامی براساس اصول مسلم و مشترک اسلامی و اتخاذ موضع واحد برای تحقق اهداف و مصالح عالیه امت اسلامی و موضع گیری واحد در برابر دشمنان اسلام. (3)

رویکرد قرآن به مسأله اتحاد ملی و انسجام اسلامی
مسأله اتحاد و نبود تفرقه، اختصاص به امت اسلامی ندارد؛ در قرآن کریم، خداوند متعال همه پیامبران خود را توصیه و سفارش نموده است که مواظب باشند در بین پیروان ادیان الهی تفرقه به وجود نیاید: (4) «... شَرَعَ لَکُم مِنَ الدِّینِ ما وَصِّی بِه نُوحَاً وَ الَّذی أوحَینا إِلَیکَ وَ ما وَصِّینابِهِ إِبراهیمَ وَ موسی وَ عیسی أَن أَقیمُوا الدّینَ وَ لا تَفَرَّقُوا...؛ خداوند، شرع و آئینی که برای شما مسلمانان قرار داد، حقایق و احکامی است که نوح را هم به آن سفارش کرد و بر تو نیز همان را وحی کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی، هم آن را سفارش کردیم که دین خدا را بر پا دارید و هرگز اختلاف و تفرقه در دین نکنید» (5)
از مشهورترین آیات دیگر در زمینه وحدت، آیه وحدت آفرین «... وَ اٌعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اٌذکُرُوا نِعمَعه اللهِ عَلَیکُم إذا کُنتُم اَعداءَ فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُم فَأصبَحتُم بِنِعمَتِهِ إخواناً وَ کُنتُم عَلَی شَفا حُفرهٍ مِنَ النَّارِ فَأنقَذَکُم مِنهَآ کذلِکَ یُبَیِّنُ اللهُ لَکُم آیاتِهِ لَعَلَّکُم تَهتَدوُن؛ و جملگی رشته دین خدا چنگ زده، به راههای متفرق نروید و بیاد آرید این نعمت بزرگ خدا را که شما با هم دشمن بودید، خدا در دلهای شما الفت و مهربانی انداخت و همه به لطف خدا برادر دینی یکدیگر شدید، در صورتی که در پرتگاه آتش بودید، خدا شما را نجات داد، باری بدین مرتبه وضوح و بدین پایه کمال، خداوند آیاتش را برای راهنمایی شما بیان می کند، باشد که به مقام سعادت هدایت شوید.» (6) در این آیه خداوند، مسلمانان را به جوهی عقیده ی اسلام که یگانگی در راه خداست، فرامی خواند و اعتصام به حبل الله را هم وسیله این یگانگی دانسته است. در کلمه «اعتصام» که ریشه آن «عصمت» است، نکته ای پس لطیف وجود دارد، یعنی می خواهد بگوید، اساس این اعتصام، به وسیله ی «حبل الله» که همان شریعت الهی و همان کتاب آسمانی قرآن است، فراهم می گردد. (7)
در تفسیر المنار که از دیگر تفاسیر اهل سنت است، آمده: «وَ اٌعتًصِمُوا بِحَبلِ الله» استعاره تمثیلیه است، زیرا حالت و موقعیت مسلمان در تمسک آنان به کتاب الله یا در متحد بودنشان و هم پشت و همیار بودنشان نسبت به یکدیگر، تشبیه شده به حالت چنگ زدن کسی از مکان بلند به ریسمان محکم که در آن امنیت هست و از سقوط او جلوگیری می کند. (8)
«وَ أَطیعُوا اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفشَلُوا و تَذهَبَ ریحُکُم ... وخدا و رسولش را اطاعت کنید و با یکدیگر نزاع نکنید، (که در صورت نزاع و درگیری)، شکست خواهید خورد و عزت شما از بین خواهد رفت» (9)
مرحوم علامه طباطبایی «فَتَفشَلُوا» را منصوب به «أن مقدره» دانسته و «ریح» را به معنای عزت و دولت دانسته است که به طور استعاره برای غلبه آمده؛ به دلیل آنکه باد به هر چه بوزد آن را به حرکت در می آورد و از جای می کند و غلبه دشمن هم، همین طور است. (10)
سید قطب نیز حول این آیه نوشته است: «وَاطیعُوا» به صیغه ی فعل امری، همه را به اطاعت و فرمانبرداری خدا و رسول دعوت می کند و در وقایع قرآن گفته است اگر اطاعت خدا و رسول باشد، نزاع و اختلاف از میان می رود و از میان رفتن شکوه و عظمت بر باد رفتن، برای مسلمانها نخواهد بود. (11)

ریشه های اختلاف و تفرقه از دیدگاه قرآن
عقل سلیم حکم می کند، هر جا دردی هست باید آن را شناسایی کرد و در پی درمان آن بر آمد. در این روزگار باید این حقیقت تلخ را بپذیریم که در جامعه مسلمین، تفرقه، جدایی، بیداد می کند و آنها را تهدید و نابود می نماید؛ بنابراین باید هر چه زودتر، علل این تفرقه و جدایی ها را ریشه یابی کرد و آنها را کنار زد.

برخی از ریشه های اختلاف عبارتند از:
- فرقه سازی و جناح بازی؛ خدای بزرگ برای آنکه مسلمانان را از خطر تفرّق و تحَزّب، بر حذر دارد و درسوره روم آیه 31 و 32 می فرماید: «... وَ لاتَکُونُوا مِنالمُشرِکین* مَنَ الذینِ فرَّقُوا دینَهم و کانُوا شِیَعاً...؛ و از مشرکین نباشید، از کسانی که در دین خود تفرقه انداختند و گروه گروه شدند.
- تنازع و خود برتربینی هر یک از گروه های مسلمان؛
این عامل سبب می شود که هر یک از احزاب و گروهها، نظرات و عقاید خود را برتر از عقاید دیگران بدانند و یا اینکه خود را از نظر نژادی، قومی و مذهبی و ... برتر بدانند و در نتیجه دیگران را مورد اهانت قرار دهند، همچنانکه قرآن می فرماید: «... کُلَّ حِزبٍ بِمَا لَدَیهِم فَرِحُونَ: هر فرقه و گروهی به آنچه نزدشان است، دلشادند» (12)
طبق فرموده ی خداوند در سوره ی حجرات آیه ی 13، هیچ یک از عوامل ظاهری از قبیل رنگ، زبان، نژاد و ... نباید سبب برتری جویی و اختلاف شود و ملاک برتری انسان ها، فقط میزان تقوای آنهاست.
- از دیگر عوامل تفرقه انگیز می توان به جهالت و بی خبری مسلمانان، دور افتادن از اسلامی اصیل و عقاید محکم آن، نفوذ استعمار خارجی و منافقان داخلی و ... اشاره کرد.

حال به برخی از زمینه های ایجاد وحدت از دیدگاه قرآن می پردازیم:
1- نعمت اسلام: اِنَّما المُؤمِنُونَ اِخوَهٌ فَأصلِحُوا بَینَ اَخَوَیکُم... (13)
به گفت قرآن مؤمنان به برکت اسلام با یکدیگر برادر می شوند، مؤمنان در زندگی هدف نهایی مشترک و ارزشهای یکسان دارند، ایمان، به آنها جهان بینی همانند می بخشد و راه و رسم زندگی آنها را هماهنگ می کند. (14)
2- اصول مشترک: برخی از اصول مشترک عبارتند از: خدای واحد، پیامبر واحد، قبله واحد، کتاب واحد، نماز واحد، روزه واحد، زبان مذهبی واحد (زبان قرآن) و ... لذا خداوند به پیامبر (صلی الله علیه و اله) دستور می دهد که حتی با اهل کتاب (با وجود مشترکات کمی که دارند)، کنار بیابد و صلح و آشتی برقرار کند: «قُل یا اَهلَ الکِتابِ تَعالَوا اِلی کَلِمَهٍ سَواءٍ بَینَنَا وَ بَینَکُم اَلاّ نَعبُدَ اِلاّ اللهِ وَ لانُشرِکَ بِهِ شَیئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعضنا بعضا اربا باً مّن دُونِ اللهِ» (15)
3- وحدت بینش نسبت به آینده: عقاید و آرمان مشترک، زمینه ساز خط مشی ها واعمال مشترکند عقیده به اینکه آینده جهان از آن صالحان و مستضعفان است، اعتقادی است اسلامی که همه فرق مسلمان، حقیقت آن را قبول دارند: «وَ نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اٌستٌضعِفُوا فِی الاَرض وَ نَجعَلَهُم اَئمَه وَنَجعَلَهمُ الوارِثین» (16)
4- تقوای الهی، شرط حفظ وحدت: یا اَیُّهاَ الَّذینَ امَنُوا اتَّقُوا اللهَ حقَّ تُقاتِهِ و لا تَمُوتُنَّ الاَّ وَ انتم مسلِمونَ» (17)
با توجه به اینکه این آیه، قبل از آیه ی «وَ اعتَصِمُوا بِحَبلِ الله...» آمده است و اینکه در قرآن قبل از دعوت به «وحدت» دعوت به «تقوی» ، مطرح شده، می توان فهمید که ریشه ی اصلی تفرقه و اختلاف در جامعه ی اسلامی و علت اصلی بی تفاوتی مردم نسبت به کارهای خوب و بد در جامعه، بی تقوایی افراد است. (18)

از دیگر زمینه های ایجاد وحدت، «مراجعه به قرآن و سنت برای رفع اختلاف ها»، «همیاری اجتماعی و مسئولیت همگانی» ، «اطاعت از رهبری» و ... را می توان نام برد.

برخی از لوازم وحدت از دیدگاه امام خمینی (ره)
1- باور داشت و تعمیم سعه صدر و پذیرش و تحمیل اختلاف سلیقه ها و دفاع از آزادی اندیشه وحمایت از تشکل های سیاسی و فرهنگی ای که در اصول و مبانی مورد اعتقاد امت و جامعه اسلامی، اتفاق نظر دارند. (19)
2- هوشیاری و توجه طرفین وحدت، نسبت به نقش خنّاسان و وسوسه انگیزان داخلی و استعمارگران خارجی. (20)
3- آگاهی بخشیدن به آحاد امت اسلامی برای دریافت تصویری روشن از ابعاد تمدن گذشته جهان اسلام و علل سقوط و انحطاط آن (21)
4- تلاش همه جانبه برای یافتن نقاط مشترک بیشتر وکاستن از اختلافات آراء در مبانی و اصول (22)
5- ترویج و تبلیغ فرهنگ جهاد و شهادت طلبی برای تضمین موفقیت پیشگامان مبارزه با دشمنان وحدت. (23)


نویسنده: اعظم سلطانی

پی نوشت ها :
1- آل عمران/ 103
2- «اتحاد مل و انسجام اسلامی رمز پیروزی«، رضا کریمی، ص 19، چاپ اول
3- «درباره وحدت و تقریب مذاهب اسلامی»، محمد علی تسخیری، ص 148، چاپ دوم
4- «فصلنامه مربیان»، حسن کامرانی، شماره 25، ص 7
5- شوری/ 13
6- آل عمران/ 103
7- «فی ظلال القرآن» محمد سید قطب، ج2، ص25، چاپ پنجم
8- «تفسیر المنار» شیخ محمد عبده، ج4، ص 20
9- انفال/ 46
10- «المیزان فی تفسیر القرآن»، محمد حسین طباطبایی، ترجمه موسوی همدانی، ج9 ، ص 95
11- «فی ضلال القرآن»، سید قطب، ج4، ص 26
12- مومنون/ 52
13- حجرات/10
14- «درسهایی از قرآن»، غلامعلی حداد عادل، ص 20، چاپ سوم
15- آل عمران/ 64
16- قصص/5
17- آل عمران/ 102
18- «درس هایی از قران» غلام علی حداد عادل، ص 238، چاپ سوم
19- «صحیفه نور» امام خمینی (ره) ج 29، ص 86
20- همان، ج 18، ص 42
21- صحیفه نور، امام خمینی (ره)، ج1، ص 87
22- همان، ج 2، ص 250
23- همان، ج 16، ص  19

 

امام رضا(ع) مانند اجداد سادات خود در زهد و تقوا اسوه كاملي براي متقين بودند

مولوي عبد الله موحدي مدرس حوزه علميه احناف خواف، به مناسبت سالروز رحلت حضرت رسول(ص)، شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع)، طي مقاله‌اي اجمالا به موضوع امام رضا(ع) از ديدگاه اهل سنت پرداخته است كه در ادامه آن را مي خوانيم.

بسم الله الرحمن الرحيم

نبذه من مناقب الامام الهمام : سيدنا علي الرضا بن الامام سيدنا موسي الكاظم ابن الامام سيدنا جعفر الصادق ابن الامام سينا محمد الباقر ابن الامام سيدنا علي زين العابدين ابن الامام سيدنا الحسين ابن الامام سيدنا علي بن ابيطالب رضوان الله تعالي عليهم اجمعين .

ولادت با سعادت آن حضرت در مدينه منوره سال 148 هجري و بقولي سال 143 مي باشد . والده ماجده ايشان به نام اروي و ملقب به ام البنين بوده و كنيتشان ابوالحسن و داراي القاب الرضا، الصابر، الزكي و الولي كه مشهورتر آنها الرضا است . صفت ظاهري آنحضرت سياهي معتدل بوده است .

ابو الصلت هروي مي گويد : كه دعبل خزاعي در مرو بر امام علي بن موسي الرضا وارد شد و عرض كرد يا ابن رسول الله (ص) من در باره اهل بيت قصيده اي سرودم و دوست دارم به عرض رسانم . امام (ع) فرمودند : بخوانيد لذا شروع به خواندن كرد كه بعضي از آن قصيده چنين است :

( ائمه عدل يقتدي بفعالهم*و تؤمن منهم زله العثرات)( فيا رب زد قلبي هدي و بصيره *و زد حبهم يا رب في حسناتي)

( لقد أمنت نفسي بهم في حياتها * و اني لارجوا الامن بعد وفاتي  )( و آل رسول الله نحف جسومهم * و آل زياد اغلظ القصرات)

( سابكيهم ما ذر في الافق شارق * و نادي مناد الخير بالصلوات )( و ما طلعت شمس و حان غروبها * و بالليل ابكيهم و بالغدوات)

( ديار رسول الله اصبحن بلقعا * وآل زياد تسكن الحجرات )( وآل زياد في القصور مصونه * و آل رسول الله في الفلوات)

( خروج امام لا محاله خارج * يقوم علي اسم الله بالبركات )( يميز فينا كل حق و باطل * و يجزي عن النعماء و النقمات)

( 1 )

( فيا نفس طيبي ثم يا نفس فاصبري  *** فغير بعيد كل ما هو آت )

ابو الصلت هروي مي گويد : كه دعبل خزاعي گفت : هر گاه اين قصيده را برسيد و مولاي خود حضرت رضا (ع) و به اين شعر رسيدم :

( خروج امام لا محاله خارج * يقوم علي اسم الله بالبركات )( يميز فينا كل حق و باطل * و يجزي عن النعماء و النقمات)

ديدم كه حضرت امام (ع) در حاليكه گريه مي كردند به من فرمودند: اي خزاعي اين دو بيت اخير تو از الهامات روح القدس است كه بر زبان تو جاري گشته ، از بعضي علماء آن زمان روايت شده كه حضرت رضا (ع) داناترين مردم زمان خود بودند . گاهي اوقات مأمون به وسيله سؤالات مشكل آن حضرت را مورد آزمايش قرار مي داد و جوابهاي كافي و شافي مي شنيد . و نيز علماء بيان داشته اند كه آنحضرت (ع) مانند اجداد سادات خود در زهد و تقوا و عبادات شبانه روزي اسوه كاملي براي متقين بودند .

در كتاب تاريخ نيشابور آمده كه امام رضا (ع) وقتيكه وارد نيشابور شدند دو امام (حافظ ابوزرعه و حافظ ابومسلم طوسي) با جمع كثيري از محدثين و اهل علم و اقشار مردم به استقبال آنحضرت (ع) آمده بودند آن دو امام بزرگوار ( حافظ ابوزرعه و حافظ ابو مسلم طوسي) به محضر مبارك سيدنا امام رضا (ع) نزديك شده عرض كردند كه اي سيد جليل القدر از شما تقاضا داريم اينكه حديثي را از آبا و اجداد سادات خود براي ما ايفاد فرماييد : امام (ع) اين تقاضا را پذيرفته و مناديان، مردم را به آرامش و سكوت و استماع دعوت نمودند و آنحضرت حديث مورد درخواست علما را ايراد فرمودند : « فقال الامام علي الرضا : حدثني ابي موسي الكاظم عن ابيه جعفر الصادق عن ابيه محمد الباقر عن ابيه علي زين العابدين عن ابيه الحسين عن ابيه علي المرتضي قال حدثني حبيبي و قرّه عيني رسول الله (ص) قال حدثني جبرئيل عليه السلام قال حدثني رب العزه سبحانه و تعالي قال : كلمه لا اله الا الله حصني فمن قالها دخل حصني و من دخل حصني امن من عذابي » بعد از آن امام فرمودند چنانچه همين اسناد بر مجنوني خوانده شود آن مجنون به هوش خواهد آمد .

اما كرامات آنحضرت عليه السلام زياد است لكن به عنوان نمونه يكي از كرامتهاي آنحضرت به عرض مي رسد.  حاكم ابو عبدالله الحافظ به سند خود از محمدبن عيسي و آن از ابو حبيب روايت نموده كه وي يعني ابوحبيب مي گويد : كه من رسول خدا را در خواب ديدم كه در محلي از مسجد بر روي حصيري نشسته بودند . خدمت آنحضرت (ص) رسيده و سلام كردم آنحضرت (ص) از طبق خرمايي كه نزدشان بود يك مشت به من دادند پس از آنكه شمردم هجده عدد بود و تأويل كردم بر اينكه برابر هر خرما يكسال عمر خواهم كرد بعد از بيست روز از اين ماجرا خبر يافتم كه امام ابوالحسن علي بن موسي الرضا تشريف آورده و وارد مسجد شدند با شتاب به طرف مسجد رفتم ديدم كه امام (ع) در همان محلي نشسته اند كه رسول خدا را در حالت خواب ديده بودم و بر روي حصيري نشسته اند كه رسول خدا نشسته بودند و نزدشان طبق خرما گذاشته بود سلام عرض كردم جواب سلام داده و من را نزد خود فراخواندند و يك مشت خرما به من دادند وقتي كه شمار كردم مانند حالت خوابم هجده عدد بود عرض كردم « زدني » يعني بيشتر بدهيد فرمودند : « لو زادك رسول الله (ص) لزدتك » يعني اگر رسول خدا بيشتر ميدادند من هم بيشتر مي دادم .

اما وفات آنحضرت (ع) : ابوالصلت هروي مي گويد : بر حضرت رضا وارد شدم در حاليكه از نزد مأمون برگشته بودند فرمودند: يا ابا الصلت كردند آنچه را كردند . اين را فرمودند و در روز سوم آن روز در حاليكه به توحيد و تمجيد خداوند متعال مشغول بودند مصادف با آخرين روز ماه صفر وفات نموده و به ملكوت اعلي پيوستند . اين حادثه دلخراش در سال 203 هجري در سن 55 سالگي به وقوع پيوست و قبرشان هميشه زيارت مي شود .

و اما اولادشان شش نفر به نامهاي محمد الجواد ، حسن ، جعفر ، ابراهيم و حسين و يك دختر به نام عايشه رضوان الله عليهم .

اهل سنت زيارت قبور را عموما بويژه قبور علما و فضلا و ائمه دين را مستحب مي دانند .

مناقب ائمه اطهار به خوبي و بطور وضوح نشان مي دهد كه هر يك از ائمه اهل بيت سلام الله عليهم در ايجاد وحدت و اخوت اسلامي نهايت جديت و فعاليت را به مانند جد بزرگوار خود به كار بسته و در اين طريق الگوي وحدت بوده اند و وحدت خواهي آنان مشهور است .

و اما نسبت به اينكه مشهد مقدس پايتخت معنوي ايران مي باشد به نظر اين حقير بهترين شاخص مدفن مقدس حضرت رضا (ع) مي باشد و خراساني‌ها بايد قدر امام رضا(ع) را بدانند. چون ائمه اطهار در زمان حيات خود اگر چه اكثرا به امامت ظاهري نرسيده اند لكن امام معنوي بودند همچنانكه نقل است : كه شخصي نزد امام ابوحنيفه رحمه الله عليه آمد و سؤال نمود من نذر كردم هديه مالي خود را به امام مسلمين بدهم به چه كسي ادا نمايم امام ابوحنيفه فرمودند : به امام جعفر صادق تسليم كن چون ايشان امام معنوي مسلمين مي باشند اگر چه امام ظاهري مردم منصور دوانقي بود .

طالب العلم : عبدالله موحدي

آخوند رهبر گفت :پیامبر گرامی اسلام حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم در حدیثی می فرمایند: حسین منی و انا من حسین .یعنی حسین از من و روح و جان است و به من خیلی نزدیک است و من هم به حسین (ع) خیلی نزدیک هستم .این حدیث نشان دهنده اوج قرابت امام حسین (ع) با رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم است .

حاج آخوند رهبر افزود :رسول الله (ص) همچنین در مورد امام حسین چنین دعا می کنند:اللهم احب من احب الحسین .یعنی خدایا هر کس را که حسین (ع) را دوست داشته باشد ،دوست داشته باش.

بر اساس همین حدیث نبوی می توان گفت که هر کس که امام حسین (ع) را دوست داشته باشد ،خداوند هم او را دوست خواهد داشت .

وی همچنین با اشاره به تداوم ارادت و محبت مسلمانان به امام حسین(ع) گفت :یکی از جنبه هایی که باعث شده است در عصر کنونی بعد از قرنها ارادت و محبت مسلمانها به امام حسین (ع) روز به روز افزایش پیدا کند ، شجاعت و دلاوری آن حضرت است و اینکه مسلمانان می دانند که ایشان برای حفظ دین جد بزرگوارشان قیام کردند .

رهبر تاکید کرد :در قرآن مجید خطاب به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آمده است : قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی.

براساس این آیه مبارکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم که برای تبلیغ و معرفی دین اسلام متحمل رنج های زیادی شده بودند تنها مزد و پاداش مجاهدت های خود را محبت نزدیکان خود قلمداد می کنند .در این جهت باید بدانیم که ایشان در پاسخ به زحماتی که در صدر اسلام متحمل شدند ،از ما هیچ توقعی غیر از محبت اهل بیت شان ندارند .علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم در حدیثی فرموده اند که من در بین شما قرآن و عترتم را به ودیعه گذاشتم .

بنابراین اگر جامعه اسلامی در شرایط کنونی خواهان جلوگیری از حرکت در مسیر انحراف است باید به این دو بنیان مهم متمسک گردد

صد‌ها نفر از مسلمانان شهر واشنگتن پایتخت آمریکا به مدت چند ساعت برای امام حسین(ع) عزاداری و نیز آن را به تجمعی در مخالفت با اقدامات تروریستی تبدیل کردند

‌عزاداران سیاه‌پوش که عمدتا از منطقه واشنگتن دی سی بودند در حالی که پرچم‌هایی در دست داشتند که نام امام حسین(ع) روی آن‌ها نوشته شده بود به طرف کاخ سفید راهپیمایی کردند.

مسلمانان که زنان محجبه و کودکان خردسال نیز در میان آن‌ها دیده می‌شدند، پلاکاردهایی در محکومیت تروریسم و گروه های تروریستی حمل می‌کردند.

از زمان کشتارهای تروریستی اخیر در سن برناردینوی کالیفرنیا، برخی گروههای اسلامی و مسلمانان سر‌شناس آمریکا تلاش‌های علنی مضاعفی برای انتقاد از گروه های تروریستی به عمل می‌آورند.

 امام جمعه اهل سنت نگین شهر در جمع نمازگزاران این شهر با اشاره به فضایل اخلاق و عرفان و آثار و نتایج آن برای نمازگزاران ، گفت : اخلاق و عرفان یعنی انسان خود را از پلیدی ها و آلودگی ها باز دارد، و سپس خود را برای حضور در محضر الهی آماه نماید.

وی با بیان آثار و نتایج پاکی و پلیدی ، تصریح کرد: اعمال و کردار انسان نتیجه و ماحصل باور واعتقاد درونی اوست، اگر قلب انسان بر یک باور دینی و اسلامی استوار بوده و از هر گونه آلودگی بدور باشد، آثار و نتایج آن در اعضا و جوارح نمایان می گردد و این پاکی و پاکیزگی ، باعث نزدیکی انسان به خداوند می شود. ولی اگر قلب محل شرک و کفر بوده و عاری از هر گونه پاکی وپاکیزگی باشد باعث دوری انسان از خداوند می شود و در نتیجه عصیان و کفر و ناسپاسی محصول آن خواهد بود.

ایشان درخاتمه ضمن محکوم کردن پلیدی هایی که توسط گروهک های تروریستی تکفیری در جهان اسلام و اخیرا در جوامع غربی انجام می شود، به نامه ی دوم مقام معظم رهبری به جوانان غرب  اشاره کرد و گفت : تنها راه برون رفت از این فتنه ها، عمل به توصیه های رهبری ، همدلی مسئولان و همگرایی امت اسلامی است.

غفور آخوند يزداني، امام جمعه اهل سنت باغلق(جرگلان) ضمن تسليت به مناسبت رحلت حضرت رسول(ص)، شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) بيان داشت: اين ايام شهادت بهترين عزيزان خداست و ما خراساني‌ها افتخار مي‌كنيم كه حضرت رضا(ع) در اين منطقه مدفون هستند و مايه بركت مي‌باشند.

امام جمعه اهل سنت(باغلق) جرگلان خاطرنشان كرد: ما اهل سنت تركمن ارادت ويژه‌اي به امام رضا(ع) داريم و ان شاء الله بتوانيم اين ارادت را هميشه داشته باشيم و جوانان ما همه بايد اين محبت را در دلشان حفظ كنند و از امام رضا(ع) جدا نشوند.

وي راهکارهاي گسترش وحدت را در مرور کردن زندگي نامه رسول خدا(ص) دانست و افزود: در مدينه  رسول خدا(ص) توانست بين مشرکين و يهوديان و مسلمانان زندگي همراه با تفاهم را ايجاد کند.

آخوند يزداني گفت: انقلاب مقدس جمهوري اسلامي كه برگرفته از سنت و سيره نبوي(ص) است عدالت محور است به همين خاطر کشورهاي اسلامي انقلاب ايران را الگو قرارداده و بايد اين الگو به همه جهان معرفي شود.

وي ثمره تلاش‌هاي ملت را آزادي،‌ عزت، شرافت و خودكفايي خواند و افزود: افزون بر تلاش پياپي، مقاومت و شكيبايي در مقابل سختي‌ها راه مبارزه با دشمن مي‌باشد.

 

حضرت آیت الله سید محمدعلی علوی گرگانی در دیدار مدیران و مؤسسین مرکز فرهنگی ملا علی فاخری چالوس با اشاره به آیه 9 سوره زمر بیان داشت: خداوند برخی مسائل را به گونه ای بیان کرده که نشان دهد این مسائل آشکار هستند و اگر انسان لحظه ای تدبر کند به سرعت آن مطلب را درک می کند.

وی ادامه داد: به عنوان مثال خداوند بیان می کند آیا ظلم و نور برابر است یا این که آیا انسان بینا و نا بینا برابر هستند؛ هدف از این گونه سؤالات این است  که به انسان بفهماند اگر انسان در این موارد توجهی نکند نشان دهنده نقصان علم و کمال اوست؛ گاهی هدف از استفهام رساندن وضوح مطلب است.

حضرت آیت الله علوی گرگانی افزود: خداوند در ذیل آیه 9 سوره زمر «إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ‌أُولُو الْأَلْبَابِ» را بیان کرده است در حالی که در آیات متشابه آن چنین مطلبی را بیان نکرده و این نکته بیان کننده است اگر شخصی نتواند علم، کمال و جهل را تشخیص دهد صاحب عقل نیست.

وی با تصریح بر این که خداوند علم را به هرشخصی نمی بخشد، گفت: خداوند تقوا را در رتبه نخست قرار می دهد بعد علم را و در قرآن کریم نیز بیان می کند«اتقوالله و یعلمکم الله» بنا براین خداوند علم را به افرادی می بخشد که دارای تقوا باشند؛ افرادی دارای تقوی هستند که واجبات الهی را انجام می دهند و محرمات را ترک می کنند و این دو به منزله دو بال برای انسان هستند.

این استاد درس خارج حوزه علمیه در ادامه به روایتی از امام صادق(ع) اشاره کرد و بیان داشت: امام  صادق(ع) می فرمایند «مثل تقوا برای انسان، مثل دو بال برای پرنده است» همان گونه که اگر یک بال پرنده را بچینند آن پرنده دیگر نمی تواند پرواز کند فردی نیز که می خواهد پرواز معنوی داشته باشد باید هردو بال را داشته باشد.

وی علم در قالب تقوا را مورد پذیرش خداوند دانست و خاطرنشان کرد: خداوند به انسان دارای کمال نورانیتی خواهد داد که کلام، سخن و منطق او نورانی خواهد بود و مورد پذیرش همگان قرار می گیرد.

حضرت آیت الله علوی گرگانی با بیان این که دانشمندان زمان حال با دانشمندان گذشته متفاوت هستند، گفت: علما در گذشته به دلیل این که از مادیات محروم بودند تلاش بیشتری می کردند؛ علما در گذشته هنگامی که برای تحصیل به نجف سفرمی کردند دیگر از خانواده خود خبری نداشتند و به همین دلیل تلاش می کردند تا علم را به خوبی فرا گیرند و با دست خالی نزد خانواده باز  نگردند.

وی ادامه داد:  اکنون نیز دانشمندان فراوانی وجود دارد اما ارتباطات فراوان باعث شده است کمالاتی را که انسان نیازمند است به دست نیاورد.

مولوی غلام نبی توکلی صبح شنبه در جمع خبرنگاران در مسجد جامع احناف تایباد اظهاراتی بیان نمودند که به اهم آن اشاره می گردد : امروز فرهنگ دنیای غرب دچار از هم گسیختگی و انحطاط شده و فرهنگ غنی اسلام می تواند نجات بخش جوانان اروپایی از بی هویتی باشد.

وی افزود: امروز نظر غربی ها و به اصطلاح  مدعیان حقوق بشرمنطق زور و تزویر است و با اینکه با اسلحه های آنها روزانه صدها انسان بی گناه کشته می شوند اما باز هم دم از حقوق بشر می زنند.

مولوی توکلی با اشاره به نامه مقام معظم رهبری برای دعوت جوانان اروپایی به درک مفاهیم ناب اسلام  اظهار کرد: مقام معظم رهبری در نامه دوم به جوانان اروپایی و غرب در پیام روح بخش خویش همه آنها را به درک مفاهیم و حقایق ناب اسلامی دعوت کردند که جای بسی تامل فراوان دارد.

امام جمعه اهل سنت تایباد با اشاره به اهداف نوشتن این نامه توسط رهبری به جوانان غرب گفت: هدف از نامه ها این است که جوانان غرب اسلام را بدون واسطه و از منابع اسلامی بشناسند تا گرفتار اسلام قلابی نشوند.

وی گفت: مقام معظم رهبری در نامه دوم خویش توطئه اسلام هراسی که سردمداران کفر و الحاد آن را ترویج می کنند گوشزد فرموده اند و تامل در این موضوع موجب روشنگری و نجات جوانان از فرهنگ بی هویت غرب می شود.

احادیث