Super User
۲۰۰ هزار فلسطینی نخستین نماز جمعه ماه رمضان را در مسجدالاقصی به جا آوردند
به نقل از رسانه های خبری فلسطین ، با وجود استقرار حدود 2 هزار نیروی پلیس رژیم اشغالگر در سراسر قدس اشغالی به خصوص در کوچه ها و محله های قدیمی این شهر، حدود 200 هزار فلسطینی توانستند خود را به مسجد الاقصی رسانده و نخستین نماز جمعه ماه مبارک رمضان را در آنجا به جا آورند.
در همین رابطه سخنگوی پلیس رژیم صهیونیستی در اظهاراتی مطبوعاتی گفت که «گلعاد اردان» وزیر امنیت داخلی، «یوحنان دانینو» رئیس کل پلیس و «موشیه ادری» فرمانده منطقه قدس از این شهر بازدید کردند تا از اوضاع آن مطلع شوند.
بر اساس این گزارش، هزاران فلسطینی از استان های مختلف کرانه باختری عازم مسجد الاقصی شده و با عبور از ایست های نظامی رژیم صهیونیستی خود را به این مسجد رساندند.
روشهای آموزش و تربیت دینی در سیره عملی پیامبر اعظم (صلي الله عليه وآله وسلم)

همه قراین حاکی از آن است که پیامبر اعظم(ص) به امر آموزش به صورت عام و آموزش و تربیت دینی به صورت ویژه اهمیت زیادی می داد. اما آنچه در آموزش و تربیت دینی با توجه به ویژگی خاص آموزه های دینی و مسایل تربیتی اهمیت دارد، استفاده از روشهایی است که بتوان به اهداف تعیین شده نایل آمد. امروزه بسیاری از معلمین و استادان امور دینی و تربیتی نسبت به آموزش و تربیت مخاطبان، توفیق چندانی ندارند. آنچه در مرحلة اول براساس یک تجربه عام از علت این ناکامی می توان سخن به میان آورد، استفاده نکردن از روش های متنوع آموزشی و تربیتی در بعد دینی است. آنچه امروزه بیشتر در امر آموزش و تربیت دینی استفاده می شود، روش خطابه و یک طرفه است؛ گویی یک نفر می خواهد به دیگران بگوید: چه چیزی خوب است و چه چیزی بد و تو باید به خوب عمل کنی و از بد اجتناب نمایی ، در حالی که برای رسیدن به اهداف الهی شیوه های آموزشی و تربیتی متنوعی متصور است. آنچه در این مقاله به آن پرداخته شده است بررسی شیوه های آموزش و تربیت دینی در سیره عملی پیامبر اسلام(ص) است. در این مقاله نشان خواهیم داد که چگونه حضرت رسول اکرم(ص) از شیوه های بسیار جذاب و موفق برای آموزش و تربیت دینی استفاده می کرد و قطعاً این امر یکی از عوامل موفقیت حضرت در امر مذکور بوده است. استفاده از این شیوه ها در این زمان می تواند در موفقیت اهداف آموزش و تربیت دینی تأثیر زیادی داشته باشد.
1-آموزش به شیوة غیرمستقیم
گاه در مواردی آموزش غیر مستقیم اثر بیشتری در متعلم می گذارد یعنی اگر به متعلم مستقیماً گفته شود که فلان امر خوب یا بد است یا آن کار باید انجام بشود یا نه، ممکن است او موضع گیری نماید و خیلی توجه نکند و این امر در مسائل اخلاقی و ارزشی و مذهبی بسیار مهم است که همیشه به صورت مستقیم آموزش داده نشود، گرچه تأثیر آموزش مستقیم در جای خود بسیار زیاد است. ولی در مواردی آموزش غیر مستقیم مؤثرتر است. حضرت رسول(ص) در مواردی به صورت غیر مستقیم، حقایق عالی الهی را تفهیم می کرد. ابومسعود انصاری می گوید: غلامی داشتم که او را کتک می زدم. از پشت سر خود صدایی شنیدم که می فرمود: بدان ابا مسعود! خداوند تو را بر او توانایی داده است. (او را بنده تو ساخته)، برگشتم، دیدم رسول خدا(ص) است. به رسول خدا(ص) گفتم: من او را در راه خدا آزاد کردم!! پیامبر(ص) فرمود: اگر این کار را انجام نمی دادی، آتش تو را فرا می گرفت.[1]
در این داستان، پیامبر اکرم(ص) به صورت مستقیم از ابتدا نفرمود که تو به این بنده ظلم می کنی و جایگاه تو آتش است بلکه مطلب را به صورت غیر مستقیم و کنایی به او فرمود و این آموزش چنان در ابومسعود اثر گذاشت که آن بنده را در راه خدا آزاد کرد. نوع بیان در آموزش های ارزشی و دستورالعملهای رفتاری بسیار مهم است. باید بیان به گونه ای باشد که در قلب مخاطب فرونشیند.
از امام علی(ع) روایت است که فرمود: هرگاه فردی در نزد پیامبر(ص) دروغ می گفت ایشان تبسم می نمود و می فرمود: حرفی است که او می گوید.[2]
طبق این روایت پیامبر اعظم(ص) به صورت غیرمستقیم می فهماند که دروغ بد است و نزد حضرت(ص) جایگاهی ندارد یعنی تعبیر این که حرفی است که او می گوید کنایه است که مورد قبول من نیست و نباید دروغ گفت.
پیامبر اعظم(ص) می خواست بفهماند که مردگان پس از مردن نابود نمی شوند بلکه ارواح آنها دارای ادراک می باشند. پیامبر اکرم(ص) می توانست این امر را مستقیماً بیان کند اما با شیوه ای غیرمستقیم، پس از اینکه مطلب خود را در ذهن مخاطب وارد می کند و سؤالی برای او مطرح می شود نهایتاً حرف آخر را به صورت مستقیم بیان می کند. در حدیث معروفی آمده است که پیامبر(ص) در جنگ بدر دستور داد اجساد کفار را بعد از پایان جنگ در چاهی بیفکنند سپس آنها را صدا زد و فرمود: «آیا شما آنچه را که خدا و رسولش وعده داده بود به حق یافتید من که آنچه را خداوند به من وعده داده بود به حق یافتم». در اینجا عمر اعتراض کرد وگفت ای رسول خدا چگونه با اجسادی سخن می گویی که روح در آن نیست. پیامبر(ص) فرمود: شما سخنان مرا از آنها بهتر نمی شنوید چیزی که هست آنها توانایی پاسخگوئی ندارند.[3] یعنی اینکه پیامبر اسلام(ص) با مردگان سخن می گوید به صورت غیرمستقیم دارد بیان می کند که آنها درک دارند.
2- آموزش به شیوه تکرار
تکرار یکی از روشهای آموزشی و پرورشی پیامبر اسلام(ص) بود که حضرت در شرایط مناسب از آن برای نشان دادن اهمیت موضوع و نهایتاً هضم آن در ذهن مخاطب استفاده می نمود. در زمان حضرت رسول(ص) مردی بود که شغل مناسبی نداشت و از بیکاری در تنگنا زندگی می کرد، روزی همسرش او را راضی کرد که برای گرفتن کمک نزد پیامبر(ص) برود، او نیز راهی خانه پیامبر(ص) شد وقتی در حضور پیامبر(ص) نشست لب به سخن نگشود پیامبر(ص) به وی گفت: هرکس از ما یاری بخواهد او را یاری می کنیم ولی اگر بی نیازی بورزد خدا او را کمک می کند. مرد مأیوس برگشت روز بعد برای بار دوم به نزد پیامبر(ص) رفت باز پیامبر(ص) همان جمله را به وی گفت بارسوم وقتی مرد همان جمله را شنید تازه فهمید که پیامبر(ص) از او چه می خواهد و چه درسی به او داده است. بلافاصله یک تبر برداشت و به صحرا رفت و با هیزم هایی که به دست آورده بود درآمد خوبی پیدا کرد آنگاه خدمت پیامبر(ص) آمد و گزارش داد که چگونه برای سؤال آمد و چه از پیامبر(ص) شنید: پیامبر(ص) فرمود: من که به تو گفتم: هر که از ما سؤال کند به او عطا کنیم و هرکه بی نیازی جوید خدایش بی نیاز کند.[4]
در این داستان، اگر پیامبر(ص) به بار اول اکتفا می کرد مرد متوجه نمی شد اما با تکرار مطلب، شخص متوجه پیام تربیتی و آموزشی حضرت(ص) گردید.
در روایتی از ابی الدرداء آمده است: روزی دربارة مسئله ای دینی در حال جدال و مراء بودیم که پیامبر (ص) بر ما وارد شد و با دیدن این حالت (مراء و جدال) به قدری خشمگین گشت که سابقه نداشت، سپس فرمود: همانا پیش از شما، مردم به خاطر مراء و جدال هلاک شدند، مراء و جدال را کنار بگذارید، چرا که مؤمن، مراء نمی کند، مراء را رها کنید ، چرا که اهل مراء زیانکارند، مراء را رها کنید، چرا که من روز قیامت مراء کننده را شفاعت نمی کنم، مراء را کنار بگذارید، همانا من سه خانه در ابتدا، وسط و بالای بهشت برای کسی که صادقانه مراء را رها کند، ضامن هستم، مراء را رها کنید، زیرا پس از پرستش بتها، اولین چیزی که پروردگارم مرا از آن نهی کرده ، مراء است.[5]
روزی یکی از اصحاب از پیامبر خواست که به وی اندرز بدهد. پیامبر از او سه بار قول گرفت و او را متوجه اهمیت مطلبی که می خواهد بگوید کرد، به او فرمود: قبل از انجام هر کاری در عاقبت آن بیندیش. اگر دیدی نتیجه و عاقبتش صحیح است آن را دنبال کن و اگر عاقبتش گمراهی و تباهی است از تصمیم خود صرف نظر نما.[6]
ابن عباس گفت: هرگاه پیامبر سخنی را می فرمود یا در مورد چیزی از ایشان سؤال می شد، سه مرتبه تکرار می کرد تا هم سخن آن شخص کاملاً روشن شود و هم دیگران بفهمند.[7] نکته قابل توجه این است که تکرار مضامین الهی در گفتار پیامبر اسلام(ص) خلاصه نمی گردد بلکه گاه به علت اهمیت موضوع پیامبر(ص) به تأکید و تکرار عملی بر یک فعل می پرداخت. مانند آن که پیامبر(ص) پس از نزول آیه تطهیر چندین ماه در خانه علی و فاطمه (علیهما السلام) می آمد و همراه با سلام کردن به اهل خانه، آیه تطهیر را تلاوت می نمود.[8]
3- آموزش به شیوه عکس العمل مناسب
گاه حضرت رسول(ص) مطلب خود را با یک عکس العمل و رفتار مناسب به مخاطب می فهماند، یعنی به جای سخن گفتن، با یک موضع گیری مشخص و مناسب پیام خود را می رساند که این شیوه آموزشی و تربیتی در جایگاه مناسب خود بسیار مؤثر است.
حضرت روزی وارد خانة حضرت فاطمه (علیها السلام) شد و دید فاطمه(ع) دستبندی از نقره، به دست دارد و یک پرده الوان هم آویخته است. پیغمبر با آن علاقة مفرطی که به حضرت زهرا(س) داشت، بدون آنکه حرفی بزند برگشت. حضرت زهرا(س) احساس کرد که پدرش این مقدار را هم برای ایشان نمی پسندد چون دورة اهل صفه است. فوراً آن دستبند نقره را از دستش بیرون آورد و پردة الوان را هم پایین کشید و به همراه کسی خدمت رسول اکرم(ص) فرستاد. آن شخص آمد عرض کرد: یا رسول الله! اینها را دخترتان فرستاده و عرض می کند: به هر مصرفی که صلاح می دانید برسانید، آن وقت چهرة پیامبر شکوفا شد و فرمود پدرش بقربانش باد.[9]
آن حضرت مالی را میان اصحاب خود تقسیم کرد، یکی از اعراب گفت: در این قسمت خدا را ملاحظه نکرد. چون این خبر به رسول الله(ص) رسید رخسارش سرخ شد- حضرت با این عکس العمل به دیگران فهماند که آن عرب چه گفتار ناشایستی گفته است- سپس فرمود خدا رحمت کند برادرم موسی را بیش از این اذیت دید و صبر کرد.[10]
4- آموزش به شیوة پرسش و پاسخ
پیامبر اکرم(ص) در روند آموزش و تعلیم خود موارد زیادی سؤال می کرد تا جواب سؤال یا به واسطه خود فراگیران به دست آید یا به جواب سؤال نزدیک شود یا حداقل زمینه بهتر، جهت پاسخ صحیح توسط خود پیامبر(ص) فراهم آید. در این روش پیامبر(ص) ضمن بیرون کشیدن اطلاعات مخاطبین و ارزیابی وسعت دایرة اطلاعات آنها متناسب با آن، جواب می داد. نکته جالب آن است که
پرسش های پیامبر(ص) کاملاً به صورت دقیق و متناسب با موقعیت و در فاصله های زمانی مشخصی بود تا مخاطب خود شخصاً درگیر موضوع شود و فرصت تفکر را بیابد. البته گاهی پیامبر(ص) ابتدا خود پرسش می کرد و گاه زمینه را طوری فراهم می نمود که مخاطب در ذهنش سؤال ایجاد شود. و با توجه به اینکه آن سؤال محصول ذهن مخاطب بود جواب پیامبر(ص) چنان برای او قابل تفهیم بود که بهتر از آن امکان نداشت. در روایتی پیامبر(ص) که به اصحاب خود فرمود: برادر خود را یاری کنید، چه مظلوم باشد چه ظالم. بلافاصله یکی از صحابه سؤال کرد: یا رسول الله، اگر او مظلوم باشد، یاری اش می کنم اما بفرمایید چگونه می توانم یک ظالم را یاری دهم؟ پیامبر(ص) جواب داد : در آن صورت او را از بی عدالتی باز دار! چرا که کمک واقعی، بازداشتن او از ظلم است.[11]
این روایت به خوبی روشن می نماید که یک جمله دقیق چگونه ذهن مخاطب را تحریک می کند و چه سؤال زیبایی برای او مطرح می شود و چه زیباتر حضرتش(ص) پاسخ می دهد.
خدمت رسول خدا (ص) از مردی ستایش کردند تا آنجایی که همة خصال خوب را برایش شمردند، رسول خدا (ص) فرمود: عقل او چگونه است؟ عرض کردند: ای رسول خدا ! ما به شما از کوشش وی در عبادت و کارهای خیر او گزارش می دهیم، شما از عقلش پرسش می نمایید؟! حضرت(ص) فرمود: به راستی احمق به خاطر کم خردیش به مراتب بیشتر از بدکردار، گرفتار فسق و فجور شود. فردای قیامت مردم تنها به عقلی که دارند به درجات بالا و به قرب پروردگار خود می رسند.[12]
در این روایت زیبا حضرت رسول(ص) برای مشخص کردن جایگاه عقل در اسلام چگونه با سؤال و سپس جواب اصحاب، آموزه خویش را بیان می کند.
این شیوه علاوه بر آنکه موجب نشاط مخاطب می گردید زیرا او را درگیر مطلب می نماید، باعث می شد که مطلب در ذهن و قلب مخاطب بهتر فرو نشیند.
5-آموزش به شیوه تمثیل
در امر آموزش، استفاده از مثال های زیبا، در فرایند یادگیری و تنوع و نشاط آن سهم زیادی دارد. پیامبر اسلام(ص) همانند قرآن مجید از مثال های زیادی در مناسبت های گوناگون برای رساندن پیام الهی و یاد دادن حقایق معنوی استفاده نموده است استفاده از تمثیل موجب می شود که مخاطب مطلب را ساده تر بیاموزد. پیامبر اسلام(ص) برای آنکه بفمهاند که دین اسلام، دین منطقی و معتدلی است و نباید انسانها با فشار آوردن و سختگیری بیش از حد، فکر کنند که زودتر به مقصد می رسند بلکه این امر چه بسا موجب شود که اصلاً به مقصد نرسند خطاب به جابر فرمود: ای جابر! دین اسلام دین با متانتی است. با خودت با مدارا رفتار کن. ای جابر! انسانهایی که خیال می کنند با فشار آوردن و سختگیری بر خود زودتر به مقصد می رسند، اشتباه می کنند آنها اصلاً به مقصد نمی رسند. مثل آنها، مثل آدمی است که مرکبی به او داده اند که از شهری به شهر دیگر برود. او خیال می کند که هر چه بیشتر بر مرکب فشار بیاورد، زودتر می رسد. منزل اول و دوم و سوم را ممکن است در ظرف یک روز برود. اما ناگاه متوجه می شود که حیوان بیچاره را زخمی کرده است و حیوان هم از راه مانده است در اینجا به مقصد که نرسیده است هیچ، مرکب خویش را هم ناقص کرده است.[13]
در حدیث گویا و بیدار کننده ای از امام صادق(ع) می خوانیم رسول خدا وارد زمین بی آب و علفی شد به یارانش فرمود هیزم بیاورید عرض کردند ای رسول خدا(ص) اینجا سرزمین خشکی است که هیچ هیزم در آن نیست فرمود: بروید هر کدام هر مقدار می توانید جمع کنید، هریک از آنها مختصر هیزم یا چوب خشکیده ای با خود آورد همه را پیش روی پیغمبر(ص) روی هم ریختند سپس پیامبر(ص) فرمود: «اینگونه گناهان کوچک روی هم متراکم می شوند (و شما به تک تک آنها اهمیتی قائل نیستید)» سپس فرمود: «بترسید از گناهان کوچک که هر چیزی طالبی دارد و طالب آنها آنچه را از پیش فرستادند وآنچه را از آثار باقی گذاشته اند می نویسد و همه چیز را در کتاب مبین ثبت کرده».[14]
این حدیث تکان دهنده ترسیمی است گویا از تراکم گناهان کم اهمیت و آتش عظیمی است که از مجموع آنها زبانه می کشد.[15]
در این سیرة، پیامبر(ص) برای عینی کردن این حقیقت که گناه گرچه کم و کوچک باشد، ولی در اثر تکرار ، زیاد و بزرگ می شود، اصحاب را برای جمع آوری هیزم در بیابان خشک و بی آب و علف مأمور ساخت تا این حقیقت را به صورت عینی و محسوس به آنان نشان دهد.
6- آموزش به شیوه رفتاری نه تنها رهنمود گفتاری
حضرت رسول(ص) در آموزش و تربیت دینی به گفتار تنها بسنده نمی کرد بلکه او قبل از هر سخن تربیتی خود اسوه عملی آن بود. آنچه به آموزش های دینی ویژگی خاص می دهد، اهمیت عمل و رفتار است که شخص معلم باید بدان پایبند باشد تا در هدف خود موفق شود. از نمونه های سیره عملی حضرت رسول(ص) در راستای شرکت در ساخت اولین مسجد امت اسلام است که دوش به دوش اصحاب حضرت (ص) کار می کرد و وقتی اصحاب گفتند اجازه دهید ما خودمان کار کنیم و شما استراحت نمایید، پیامبر(ص) نپذیرفت.[16]
این رفتار، مهمترین اثر آموزشی و تربیتی را به همراه داشت که تمام افراد باید در امور جمعی سهیم باشند و هریک در اهداف جمعی تعیین شده سهمی مثبت داشته باشند.
7- آموزش به شیوه خطابه
پیامبر اسلام (ص) در مناسبت ها و شرایط گوناگون خطابه هایی جذاب و دلنشین ارایه می کرد. در بعضی از شرایط با زبان ملاطفت و نرمش نمی توان، پیام حق را رساند بلکه آنجا جایگاه زبانی برنده و گویا است تا پیام حق رسانده شود آنج باید احساسات افراد را در جهت حق شکوفا کرد، گرچه فن خطابه می تواند در جهت منفی یعنی القای اهداف غیر الهی هم استفاده شود اما آنچه مهم است تأثیر گذاری این فن و این شیوه آموزشی و تربیتی در بین انسانهاست. و پیامبر اسلام(ص) از این شیوه در مناسبت های گوناگون استفاده می کرد.
خطابه های نخستین پیامبر اکرم(ص)، پیرامون اصول و پایه های تربیت دینی بود چنانکه می توان گفت اولین خطابه حضرت رسول(ص) پس از بعثت زمانی بود که بر فراز کوه صفا مردم را به خدا پرستی دعوت کرد و بعد این خطابه ها متناسب با رشد مردم، در راستای نیازمندیهای فردی و اجتماعی مردم، صورت می گرفت.
مرد انصاری خانه جدیدی در یکی از محلات مدینه خرید و به آنجا منتقل شد ، تازه متوجه شد که همسایه ناهمواری نصیب وی شده، به حضور رسول اکرم(ص) آمد و عرض کرد: «در فلان محله، میان فلان قبیله، خانه ای خریده ام و به آنجا منتقل شده ام متأسفانه نزدیکترین همسایگان من شخصی است که نه تنها وجودش برای من خیر و برکت و سعادت نیست، از شرش نیز در امان نیستم، اطمینان ندارم که موجبات زیان و آزار مرا فراهم نسازد. رسول اکرم(ص) چهار نفر؛ علی ، سلمان، ابوذر، و شخصی دیگر را ـ که گفته اند مقداد بوده است ـ مأمور کرد، با صدای بلند در مسجد بر عموم مردم از زن و مرد ابلاغ کنند که؛ « هرکس همسایگانش از آزار او در امان نباشند ایمان ندارد.»
این اعلان در سه نوبت تکرار شد. بعد رسول اکرم(ص) در حالی که با دست خود به چهار طرف اشاره می کرد فرمود: « از هر طرف تا چهل خانه، همسایه محسوب می شوند».[17]
در این روایت، پیامبر اکرم (ص) به جهت اهمیت و درک موضوع چند نفر را امر فرمود تا همگی به صورت خطابی جمله ای که در بردارندة پیام مهم حق همسایه است را از مکانی عمومی اعلام کنند تا مردم به اهمیت آن پی ببرند.
روزی سه نفر از زنها، به حضور رسول اکرم(ص) آمدند و از شوهران خود شکایت کردند. یکی گفت : شوهر من گوشت نمی خورد. دیگری گفت: شوهر من از بوی خوش اجتناب می کند. سومی گفت: شوهر من از زنان دوری می کند. رسول خدا(ص) بی درنگ درحالی که به علامت خشم ردایش را به زمین می کشید، از خانه به مسجد رفت و بر منبر آمد و فریاد کرد: چه می شود گروهی از یاران مرا، که ترک گوشت و بوی خوش و زن کرده اند؟!
همانا من خودم ، هم گوشت می خورم و هم بوی خوش استعمال می کنم و هم از زنان بهره می گیرم، هرکس از روش من اعراض کند از من نیست.[18]
8- استفاده از وسایل کمک آموزشی
پیامبر اسلام(ص) متناسب با امکانات موجود از وسایل کمک آموزشی برای رساندن پیامهای الهی و تربیتی خود استفاده می نمود و این امر علاوه بر کمک به بهتر فهمیدن، از یکنواختی در امر آموزش جلوگیری می کرد و با ایجاد تنوع و جذابیت ، امر آموزش و تربیت را سهل می نمود. جابربن عبدالله می گوید: پیامبر(ص) بر روی زمین جلوی خود، خطی مستقیم کشید و فرمود: این راه خداست سپس خطوطی مورب به آن خط وصل کرد و فرمود: این ها همه راههایی است که بر سر هر یک شیطانی قرار دارد که به آن دعوت می کند، سپس دست خود را روی خط مستقیم گذاشت و این آیه را تلاوت کرد: « این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید و از راههای پراکنده پیروی نکنید که شما را از راه حق دور می سازد این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می کند، شاید پرهیزکاری پیشه کنید.»[19] پیامبر اکرم(ص) با استفاده از ابزار در اختیار به یاران خود فهماند که راه حق همیشه واحد است اما راههای باطل زیاد که برای هر یک آنها شیطانی است که گمراهان را به آن سو می کشاند.[20]
پیامبر(ص) سه چوب را در فواصل مختلف یکی را جلوی خود دومی را کنار آن و سومی را دورتر قرار داد و فرمود: آیا می دانید این چوبها چیستند؟ عرض کردند : خدا و رسولش داناترند. پیامبر (ص) فرمود: این چوب (اولی) انسان است و آن (دومی) اجل و مرگ او و آن دیگری آرزوی اوست که فرزند آدم را گرفتار خود سازد و پیش از رسیدن به آرزو مرگ، او را فراگیرد.[21]
پیامبر اکرم(ص) با استفاده از این ابزار آموزشی ساده به زیبایی این حقیقت را که انسان باید بفهمد که به مرگ چقدر نزدیک است و نباید در تخیل نیل به آرزوهای نامحدود که با مانعی همچون مرگ روبروست فرو رود.
9-استفاده از شیوه عینی و تجربی در امر آموزش
یکی از شیوه های جذاب آموزشی و تربیتی پیامبر اسلام(ص) توجه به امور عینی در امر آموزش بود یعنی: حضرت تنها به گفتارهای صرفاً نظری و عقلانی در حوزه های مختلف بسنده نمی کرد. بلکه در آموزش از امور ملموس و محسوس که قابل احساس برای مخاطبان است استفاده می کرد زیرا برای انسان درک امور محسوس به مراتب از درک امور معقول و نظری آسانتر است و پیامبر(ص) از امور محسوس و قابل تجربه و طبیعی انسانها را به امور غیر محسوس و ماوراء طبیعی هدایت می نمود.
حضرت(ص) برای نشان دادن علاقة بسیار خویش به نماز از تشبیه معقول به محسوس استفاده فرمود و خطاب به ابوذر فرمود: «ای اباذر، خداوند نور چشم مرا در نماز قرار داد و میل به آن را در من به مانند میل گرسنه به غذا و میل تشنه به آب قرارداد. با این تفاوت که گرسنه هرگاه غذا میل کند سیر می شود و تشنه هرگاه آب بیاشامد سیراب می شود، ولی من از نماز ـ هرگز ـ سیر نمی شوم.»[22]
در این روایت زیبا پیامبر (ص) در امر آموزش و تربیت ذهنها را به سمتی سوق می دهد که مردم هر روز با آن ارتباط دارند و آن توجه به امور عینی است که بستر بهتر فهمیدن مخاطب را فراهم می نماید.
10- آموزش به شیوه نمایش خود عمل
پیامبر اکرم(ص) تنها به آموزش نظری اکتفا نمیکرد بلکه از آموزشهای عملی به صورت انجام دادن خود عمل (هدف) نیز استفاده مینمود این شیوه که از بهترین شیوههای آموزشی و تربیتی است بسیار در تحقق اهداف آموزشی و تربیتی مؤثر است یعنی: یکبار گفته میشود که چگونه باید وضو گرفت و یکبار وضو گرفته میشود تا دیگران یاد گیرند. پیامبر(ص) گاهی در بین مردم وضو میگرفت و میپرسید ‹‹ چه کسانی مثل من وضو می گیرند؟»
از ابن مسعود روایت است که حضرت(ص) در هنگام نماز دست خود را بر روی شانه های ما قرار می داد و میفرمود: صاف و منظم بایستید، کج نایستید که بین دلهایتان اختلاف می افتد[23] و در کتاب نهایه علامه آمده است که پیامبر(ص) هرگاه در روز عید فطر و قربان خارج می شد با صدای بلند تکبیر میگفت.
و این آموزش های عملی در سیره حضرت(ص) بسیار است به گونه ای که سیره عملی خود حضرت(ص) جزء سنت مسلمانان قرار گرفته است.
پی نوشت ها
[1]. مجلسی ، بحارالانوار، ج74، ص142، ح12.
[2].طباطبائی ، سنن النبی، ص130.
[3]. مکارم شیرازی، تفسیرنمونه، ج18، ص233.
[4]. کلینی، الکافی، ج2، ص139،ح7، باب القناعه.
[5]. مجلسی، بحارالانوار، ج2، ص138، ح54.
[6]. حرالعاملی، وسایل الشیعه، ج2، ص457، به نقل از مطهری، مجموعه آثار، ج18، ص 365.
[7]. طباطبایی، سنن النبی، ص13.
[8]. العسکری، معالم المدرستین، ج1، ص290.
[9]. مطهری، سیره نبوی، ص 58.
[10]. نراقی، علم اخلاق اسلامی، ص376.
[11]. البخاری، صحیح بخاری، کتاب المظالم و الغصب، ص585، ح2444.
[12]. مجلسی، بحارالانوار، ج77، ص160، ح144.
[13]. مطهری، سیره نبوی، ص121.
[14]. کلینی ، الکافی ، ج3، ص394.
[15]. مکارم شیرازی، تفسیرنمونه،ج18،ص334.
[16]. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج1، ص185.
[17]. کلینی، الکافی، ج2، ص 666، باب حق الجوار، به نقل از مطهری، داستان راستان، ج1، ص225.
[18]. مطهری، مجموعه آثار، ج19، ص104.
[19]. انعام / 153.
[20]. الصالحی الشامی، سبل الهدی و الرشاد، ج9، ص400.
[21]. ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ج 1، ص280.
[22]. طباطبایی، سنن النبی، ص324.
[23]. همان، ص322.
تاکید شیخ صبری بر لزوم حضور گسترده فلسطینیان در ماه رمضان در مسجدالاقصی
رئیس کمیته عالی اسلامی فلسطين خواستار حضور گسترده فلسطینیان در ماه مبارک رمضان در مسجد مبارک الاقصی شد.
شیخ عکرمه صبری اظهار داشت: بر مسلمانان واجب است ماه مبارک رمضان را غنیمت شمرند و همواره در مسجد الاقصی حضور یابند و در این مکان مقدس به عبادت و راز و نیاز با پروردگار جهانیان بپردازند.
وی افزود: اقامه یک رکعت نماز در مسجد الاقصی 500 حسنه است و گوش دادن به سخنرانی ها و موعظه های دینی و شرکت در حلقه های درس و بحث ثواب زیادی دارد.
خطیب مسجد الاقصی بر اهمیت روزه داری در ماه مبارک رمضان و اهتمام ورزیدن به پاکیزگی اماکن عبادی به ویژه معراجگاه نبی مکرم اسلام تاکید کرد.
این چهره دینی فلسطینی از کشورهای عربی و اسلامی خواست تا برای مقابله با تبلیغات دشمنان علیه دین مبین اسلام وحدت و یکپارچگی و هم آوایی خود را بیش از پیش تقویت کنند.
رژیم صهیونیستی در برابر محور مقاومت ناتوان است
"شیخ محمد الموعد" عالم اهل سنت لبنان در سالروز شهادت یکی از رزمندگان کرانه باختری، با اشاره به جایگاه رفیع شهدای فلسطین و مقاومت، گفت مردم لبنان و فلسطین عظمت شهدا را از یاد نخواهند برد.
وی با بیان اینکه دوماه از اعتصاب غذای "شیخ خضر عدنان" از زندانیان فلسطینی می گذرد، خواهان واکنش سازمانهای حقوقی بین المللی و تلاش برای آزادی وی شد.
الموعد اظهار داشت: رژیم صهیونیستی می خواهد تمامی کسانی را که در برابرش ایستادگی می کنند، نابود کند اما تلاشهایش در برابر مقاومت رزمندگان مقاومت، بی نتیجه است
برگزاری جشن 505 سالگی ورود اسلام به بوسنی
مراسم جشن 505 سالگی ورود دین اسلام به کشور بوسنی با حضور شمار زیادی از مردم مسلمان بوسنی و ترکیه برگزار شد.
این جشن که "آیواتویتسا" نام دارد و هر ساله در بوسنی و هرزگوین برگزار میشود، شامل برنامه های مختلفی از جمله یادواره "آیواز دده" است.
آیواز دده درویش مسلمانی بود که به عقیده بسیاری از مردم بوسنی، با ورود وی به این کشور، دین اسلام نیز به بوسنی وارد شده است.
یک هفته قبل از مراسم اصلی، برنامههای مذهبی و فرهنگی در مساجد و مراکز فرهنگی شهرهای مختلف بوسنی و هرزگوین اجرا می شود.
عامل تحکیم بنیان خانواده در اسلام

زندگی مقدمه ی آخرت است و همچنین بنیان تکامل آن، لذا بسیار حساس و سرنوشت ساز بوده، نباید آن را دست کم گرفت.(١) یکی از محیط هایی که انسان اغلب از آغاز تا پایان زندگی رابطه ای تنگاتنگ و سرنوشت ساز با آن دارد کانون خانواده است.حال باید دانست برای موفقیت در زندگی خانوادگی کسب چه مهارت هایی ضرورت دارد.
بدون شک از جمله مهم ترین مهارت های زندگی خانوادگی، آشنایی نسبت به عوامل تحکیم بنیان خانواده و عمل براساس این مبانی است. خوش بختانه دین اسلام با دقت در تمام جوانب نیازهای انسان، در این مسئله هم مثل سایر موارد دیدگاهی کامل و روشن گرانه دارد.
شیوه های دین، آمیزه ای از شیوه های شناختی، عاطفی و رفتاری است. هم به نیازهای مادی توجه دارد و هم به نیازهای معنوی. هم بعد شناخت و عقلانیت را در برمی گیرد، هم بعد عاطفی و هم بعد رفتار را. بنابراین آموزه های دین، هم جامع نگرند و هم واقع نگر.(٢ )
مفهوم حقوقی خانواده:
خانواده یک واحد حقوقی است که لااقل از یک زن و یک مرد که بین آن ها رابطه ی زوجیت به وجود آمده ناشی می شود. ولی وجود زن و مرد اگرچه در ابتدا شرط حدوث آن است، ولی شرط بقای آن نیست. مانند خانواده ای که از یک مادر و یک فرزند تشکیل می شود(و پدر خانواده در قید حیات نیست.( به هر صورت وجود لااقل دو نفر، شرط تحقق یک خانواده است.(٣)
عوامل فراوانی در تحکیم بنیان خانواده و سرزندگی آن مؤثرند که در ذیل، به مهم ترین آن ها پرداخته شده است:
1. ایمان و فضیلت گرایی اعضای خانواده:
در قرآن توصیه های مکرری به تقوا در تشکیل خانواده شده است، چنان که می خوانیم: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَه وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ بَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا (4)؛ ای مردم! از مخالفت پروردگارتان بپرهیزید، همان کسی که همه ی شما را از یک انسان آفرید، و همسر او را از جنس او خلق کرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت و از خدایی بپرهیزید که هنگامی که چیزی از یک دیگر می خواهید نام او را می برید از قطع رابطه با خویشان خود بپرهیزید، زیرا خداوند مراقب شماست.» همچنین خداوند در سوره ی بقره، شرط ازدواج با مشرکان را ایمان آن ها دانسته است: «وَلَا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکَاتِ حَتَّىٰ یُؤْمِنَّ ۚ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْکُمْ ...؛ و با زنان مشرک و بت پرست تا ایمان نیاورده اند، ازدواج نکنید، کنیز باایمان از زن آزاد بت پرست بهتر است، هر چند [مال و زیبایی او] شما را به شگفتی آورد. و زنان خود را به ازدواج مردان بت پرست در نیاورید تا ایمان نیاورده اند، یک غلام باایمان از یک مرد آزاد بت پرست بهتر است هر چند [مال و موقعیت و زیبایی او] شما را به شگفتی آورد... .»(٥) استدلال قرآن در آیه چنین است که گرچه مشرکان به دلیل آزاد و زیبا بودن، برتری ظاهری دارند، اما چون زناشویی با آنان باعث لغزش های اخلاقی و عقیدتی فرد مسلمان می شود، کنیزان و بردگان مسلمان بر آنان ترجیح دارند. این امر برای جوانان که گاه سخت شیفته و شیدای جمال و زیبایی ظاهری یا موقعیت مادی و اجتماعی – طرف مقابل - می شوند و ارزش های دینی و معنوی را فدای آن می سازند، هشدار و ره نمون مناسبی است.
گفتنی است بسیاری از ازدواج هایی که براساس زیبایی های ظاهری شکل گرفته، بعدها از هم فرو پاشیده است.(٦) در واقع این آیه تاکید بر ایمان، عقیده و فرهنگ مشترک است.(٧)
٢. وجود عشق، مهر و محبت میان اعضای خانواده:
انسان تشنه ی دوستی و محبت است. انگیزه-ی بسیاری از تلاش ها و زحمات طاقت فرسای زندگی، محبت است و وجود آن در خانواده، انسان را به فعالیت و کسب معاش وا می دارد. امام صادق(ع) می فرماید: «هر گاه کسی را دوست داشتی او را بدان آگاه ساز، زیرا این کار دوستی را در میان شما استوارتر می سازد.» (٨) حفظ حرمت و شخصیت دیگران، در گرو احترامی است که در برخوردها از انسان ظاهر می گردد. رعایت این مسئله خصوصاً از سوی کسانی که با هم انس و الفتی دارند باعث استحکام دوستی و گرمی روابط خواهد شد که بارزترین مصداق آن خانواده است.در واقع، اخلاق نیک به مثابه روغنی است که از سایش و فرسودگی قطعات انسانی در اثر برخورد و اصطکاک مداوم جلوگیری می کند.
همچنین امام صادق(ع) در سخن دیگری بر کوشش در مهرورزی نسبت به برادران دینی تأکید نموده و چه نیکوست که این امر از خانواده آغاز گردد: «شایسته است مسلمانان در ... و یاری بر مهرورزیدن به هم کوشا باشند که خدای عزوجل فرموده: "رحماء بینهم" (٩) مهر و محبت اعضای خانواده به همدیگر سبب جلب رضایت و رحمت خدا می شود که بدیهی است چنین خانواده ای پایدار و سعادتمند است. در این رابطه پیامبر(ص) می فرماید: «هنگامی که مرد به زن خود با مهر و صفا بنگرد و همسرش همان سان به او نگاه کند، خدای فرزانه به آن دو به دیده ی مهر می نگرد.»(١٠) اما در عین حال، حدود عواطف خانوادگی باید رعایت گردد.
هر گاه عضوی از خانواده به مرحله-ای از فساد و گمراهی برسد که راهی برای نجات او نباشد باید آن را از خانواده جدا و دیگر اعضا را از شر او محفوظ داشت؛ همچون عضوی که در اثر صدمه یا بیماری ناعلاج، از بدن جدا می گردد تا موجب عفونت و تباهی دیگر اعضای بدن نشود.فاتحان این میدان، نوح(ع) و لوط (ع) هستند که همسر و فرزند خود را به سبب فساد دینی ترک گفتند. آنان حدود عواطف خانوادگی را بر رعایت حدود الهی منطبق ساختند. آیات ٤٥، ٤٦ و ٨١ سوره ی هود بیانگر این حقیقت است، تا الگویی برای دیگر انسان ها ارائه شده باشد.
٣. آشنایی کامل اعضای خانواده با حقوق و وظایف خود:
حق و وظیفه از هم جدا نیستند، یعنی هر کس حقی داشته باشد، در مقابل وظیفه ای نیز دارد و بالعکس. این موضوع در مورد تمام افراد بشر ثابت است و تنها خداست که حقوقی دارد اما وظیفه ای بر او نیست.(١١)
بدیهی است که اعضای خانواده نیز نسبت به هم حقوق و وظایفی دارند:
الف) حق والدین بر فرزندان: امام سجاد(ع) در رساله ی حقوق خود، حق پدر و مادر بر فرزندان را این گونه بیان می فرماید: «حق مادرت این است که بدانی او تو را حمل کرده آن گونه که کسی، کس دیگر را حمل نکند؛ و از شیره ی جانش تو را خورانده آن گونه که کسی دیگری را نخوراند؛ و به راستی، او با گوش و چشم و دست و پا و مو پوست و تمام اندامش تو را نگه داری کرده و از این نگه داری، خشنود و شاد و پیوسته کار بوده است؛ و هر ناگواری و رنج و سختی و نگرانی را تحمل کرده تا این که دست قهر[طبیعت] را از تو دور سازد؛ و تو را به دنیا آورده و آن گاه خشنود بوده که تو سیر باشی و او گرسنه باشد، تو پوشیده باشی و او برهنه ماند، تو را بنوشاند و خود تشنه ماند، تو را در سایه دارد و خود در آفتاب باشد، با تنگنایی خویش به تو نعمت بخشد، با شب بیداری تو را شیرینی خواب چشاند؛ و شکمش آوند وجود تو و دامنش پرورش تو و پستانش مشک نوشین تو و وجودش پرستار تو بوده. گرم و سرد دنیا را برای تو و به خاطر تو به جان خریده پس به اندازه ی این همه [تلاش مادر] سپاسش دار و جز به یاری و توفیق خداوند، تو را یارای آن سپاس داری نباشد.
حق پدرت این است که بدانی به راستی او ریشه ی توست و تو شاخه ی اویی و چون او نبود تو نیز نبودی. پس هرگاه در خویش چیزی دیدی که پسندیده آمد پس آگاه باش که این نکویی در تو، ریشه در پدرت دارد پس خدای را ستایش نما و به اندازه ی آن نکویی، سپاسش دار و لا قوۃ الا بالله.»(١٢)
از این جاست که انسان در می یابد چرا خداوند مسئله ی نیکی به پدر و مادر و شکر زحمات آن ها را مقدمه ای بر شکر خود شمرده است: و َوَصَّیْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا ۖ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا ۖ وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا ۚ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَىٰ وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی؛ ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند ... می گوید: پروردگارا مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی به جا آورم و کار شایسته ای انجام دهم که از آن خشنود باشی و فرزندان مرا صالح گردان.(١٣)
ب) حق فرزندان بر والدین: در این مورد نیز امام سجاد(ع) در رساله ی حقوق فرمودند: «حق فرزند تو این است که بدانی او از توست و در پسند و ناپسند دنیای زود گذر، دنباله روی توست؛ و به درستی که تو در تربیت نیکو و راهنمایی به سوی پروردگارش و یاری رسانی او در فرمان پذیری از خداوند نسبت به خویشتن و حق فرزندت پرسیده خواهی شد. پس [اگر وظیفه ات را به انجام رسانی] پاداش گیری و [چون کم کاری کنی] بازخواست شوی. پس کار فرزندت را چونان کسی که کارش را در این سرای زودگذر با نیکو ثمری بیاراید، انجام بده و در روابط تو و فرزندت به سبب نگه داری خوب و ثمر الهی که از او گرفته ای نزد پروردگار، عذرت پذیرفته باشد و لا قوۃ الا بالله».(١٤)
برای فرد بی قرار و بی تاب، هم آسیب ناشی از مصیبت می ماند و هم آسیب های ناشی از بی تابی-ها و لذا اگر بی تابی بر کسی چیره شود روی آسایش را نخواهد دید. پیامبر(ص) در این باره می-فرماید: «من استولی علیه الضجر رحلت عنه الراحه؛ کسی که بی تابی و تنیدگی بر او چیره شود، آسودگی از او رخت بربندد».
ج) وظیفه ی هر یک از زن و مرد نسبت به کل خانواده: خداوند در قرآن کریم می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَیْهَا مَلَائِکَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ؛ (١٥) دستور امر به معروف و نهی از منکر یک دستور عام است که همه ی مسلمین نسبت به یک دیگر دارند ولی از این آیه و نیز روایاتی که درباره ی حقوق فرزند و مانند آن در منابع اسلامی وارد شده، به خوبی استفاده می شود که انسان در مقابل همسر و فرزند خویش مسئولیت سنگین تری دارد و موظف است تا آن جا که می تواند در تعلیم و تربیت آن ها بکوشد، آن ها را از گناه بازدارد و به نیکی ها دعوت نماید، نه این که تنها به تغذیه ی جسم آن ها اکتفا کند.(١٦)
امام علی(ع) در این مورد فرمودند: «اعلموا انفسکم و اهلیکم الخیر و ادّبوهم؛ خود و خانواده ی خویش را نیکی بیاموزید و آن ها را ادب کنید.»
پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز فرمودند: «بدانید همه ی شما نگهبانید و همه در برابر کسانی که مأمور نگهبانی از آن ها هستید، مسئولید ... مرد، نگهبان خانواده ی خویش است و در مقابل آن ها مسئول، زن نیز نگهبان خانواده، شوهر و فرزندان است و در برابر آن ها مسئول است.»(١٧) در آیه ی دیگری از قرآن می خوانیم خطاب خدا به پیامبرش را که: «وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاةِ؛ خانواده ی خود را به نماز فرمان ده.»(١٨)
د) حقوق و وظایف زن و شوهر نسبت به یک دیگر: طبق آیه ی: «وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ ۚ وَلِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَه؛(19) همان طور که مرد بر زن حقوقی دارد، زن نیز بر مرد حقوقی خواهد داشت. یعنی طرفین نباید از حقوق خود سوء استفاده کنند بلکه بایستی حق یک دیگر را به صورت شایسته ادا کنند؛ چنان که در آیه از لفظ «بالمعروف» استفاده شده است.(20)
در ادامه مهم ترین وظایف متقابل همسران اشاره شده است:
مهرورزی: همان طور که گفته شد، اساساً کانون خانواده براساس حس مهرورزی شکل می گیرد؛ مهرورزی با قلب، زبان و عمل. چنان که بنیاد خانواده براساس مهر و عشق ورزی است، بقا و ماندگاری آن نیز مرهون استمرار آن است و زندگی ای که براساس ارزش های روحی و معنوی شکل گرفته باشد ماندگار است چرا که زیبایی های معنوی پایان ناپذیرند.(21)
امام سجاد(ع) در مورد ضرورت مهرورزی به همسران چنین فرمودند: «حق همسرت آن است که بدانی خداوند عزوجل او را مایه ی سکون و همنشینی تو قرار داده است و باید بدانی که او نعمت خداوند بر توست. پس او را گرامی بدار و با او با رفق و مدارا برخورد نما و هر چند حق تو بر او بیشتر است، اما حق او بر تو این است که با او مهربانی کنی.»(22) علاوه بر همدلی و همراهی(23)، تقدس حق شوهر بر زن چنان والاست که هم ردیف شرکت در جهاد فی سبیل الله قرار گرفته، چنان که امیرمؤمنان(ع) می فرماید: «جهاد المراۃ حسن التبعل؛ جهاد زن، نیکو همسرداری کردن است.»(24)
خداوند در یک کلام، حق و وظیفه ی میان زن و شوهر را روشن نموده است: «هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ»(25) که حکایت از پیوند تنگاتنگ مرد و زن - چونان نزدیکی پیراهن و تن - دارد. خداوند بیان می دارد که همسران مایه ی زینت همند؛ عیب های یک دیگر را می پوشانند، یک دیگر را محافظت می کنند و از گناه باز می دارند. لذا این تعبیر نهایت نزدیکی همسران را نشان می دهد و مساوات آن ها را با به کار بردن لفظ و کلمات مشابه رعایت نموده است.(26)
مهر و محبت اعضای خانواده به همدیگر سبب جلب رضایت و رحمت خدا می شود که بدیهی است چنین خانواده ای پایدار و سعادتمند است.
در این رابطه پیامبر(ص) می فرماید: «هنگامی که مرد به زن خود با مهر و صفا بنگرد و همسرش همان سان به او نگاه کند، خدای فرزانه به آن دو به دیده ی مهر می نگرد.»
4. تفاهم و همکاری میان اعضای خانواده:
مهم ترین عاملی که سبب تفاهم و همکاری اعضای خانواده می گردد وجود روحیه ی مشورت در خانواده است که در عین ایجاد خانواده ای مستحکم و صمیمی، بهترین محافظ در برابر مشکلات و موانع زندگی نیز هست. مولی علی(ع) فرمودند: «و لا ظهیر کالمشاورۃ؛ هیچ پشتیبانی چون مشورت نیست.»(27) در طول تاریخ زندگانی بشر نیز بهترین و مستحکم ترین کانون های خانوادگی، آن هایی بوده اند که در آن، زن و شوهر و فرزندان با همفکری و همکاری حرکت نموده اند.نمونه ی بارز و برترین الگوی آن، در زندگی امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) به چشم می خورد. اما خانواده هایی که اعضای آن در امور خیر و معنوی، همکار و همفکر نیستند چنین نیستند که در ذیل به سه نمونه اشاره می گردد:
الف) خانواده ای که مرد، خوب اما زن بد است، مثل لوط(ع) و نوح(ع) و همسران شان.
ب) خانواده ای که زن، خوب اما مرد بد است، مثل آسیه و فرعون.
ج) خانواده ای که در خبائث همفکر و همکارند نه امور خیر، مثل ابو لهب و همسرش.(28)
٥. وجود روحیه ی صبر و پایداری و متانت در فراز و فرودهای زندگی:
فوری ترین و شایع ترین واکنش در برابر حوادث ناگوار و ناخوشایند، بی تابی کردن است. طبع اولیه ی انسان این است که در برابر ناخوشایی های زندگی بی تاب می گردد. قرآن می فرماید: «إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا، إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا؛ همانا انسان حریص و بی تاب آفریده شده است، هرگاه بدی به او برسد بی تاب می-شود.»(29) امام کاظم(ع) فرمودند: «المصیبه للصابر واحدۃ و للجازع اثنتان؛ مصیبت برای شخص بردبار یکی است و برای شخص بی قرار دو تا»(30) و این از آن روست که برای فرد شکیبا تنها آسیب ناشی از مصیبت باقی می ماند که آن هم در اثر صبر، از هم فرو می پاشد. چنان که امام علی(ع) فرمودند: «الصبر یمحص الرزیه؛ شکیبایی مصیبت را از هم می پاشد.»(31) اما برای فرد بی قرار و بی تاب، هم آسیب ناشی از مصیبت می ماند و هم آسیب های ناشی از بی تابی ها و لذا اگر بی تابی بر کسی چیره شود روی آسایش را نخواهد دید. پیامبر(ص) در این باره می فرماید: «من استولی علیه الضجر رحلت عنه الراحه؛ کسی که بی تابی و تنیدگی بر او چیره شود، آسودگی از او رخت بربندد.»(32)
در قرآن نیز به صبر و بالا بردن سطح مقاومت بارها سفارش شده است: «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاه؛ (33) قرآن به صبر و شکیبایی فراخوانده و علاوه بر این، الگوهای صبری چون یعقوب(ع)، ایوب(ع) و پیامبر گرامی اسلام(ص) و ... را نیز معرفی می نماید.(34)
٦. برخورداری از روحیه ی گذشت و بزرگواری و تقویت آن:
گذشت عاملی مؤثر در تقویت و حتی ایجاد دوستی ها است، چنان که خداوند می فرماید: «وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ۚ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ؛ هرگز نیکی و بدی یک سان نیست. بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است.»(35) و لذا اگر در دشمنی ها، گذشت و بزرگواری چنین تأثیری می-گذارد، بدیهی است در خانواده که به طور طبیعی روابط دوستانه وجود دارد عمیقاً کارساز خواهد بود.اما خود این گذشت ها و بزرگواری ها از ایمان و تقوای اعضای خانواده سرچشمه می گیرد چرا که امام سجاد(ع) فرمودند: «لاکرم الا بتقوی؛ بزرگواری جز به پرهیزگاری نباشد.»(36)
٧. حاکمیت صداقت در فضای خانواده
: بی صداقتی ابتدا روح و شخصیت خود فرد را تخریب می-سازد، سپس به خانواده و جامعه ی او زیان وارد می نماید. امام باقر(ع) فرمودند: «ان الکذب هو خراب الایمان؛ دروغ، ویران گر ایمان است.»(37) پس چگونه می توان انتظار داشت گناهی که ایمان را از بین می برد؛ به خانواده ای که باید بر مبنای ایمان شکل بگیرد، صدمه وارد نسازد!
٨. مدیریت و برنامه ریزی صحیح در خانواده:
خانواده به عنوان واحد کوچک اجتماعی نیازمند رهبری واحد است. قرآن روی سرپرستی مرد تأکید دارد و می فرماید: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ؛ مردان سرپرست و نگهبان زنانند.»(38)حضرت علی(ع) فرمودند: «از زنان بد بپرهیزید و مراقب نیکان شان باشید. در خواسته های نیکو همواره فرمان بردارشان نباشید تا در انجام منکرات طمع نورزند.»(39)
٩. رعایت اخلاق نیکو و رعایت ادب و احترام متقابل در خانواده:
دارا بودن اخلاق خوش یکی از اصول بسیار مهم و سرنوشت ساز در حیات انسان ها است.خوش اخلاقی در محیط زندگی، نه تنها انسان را از انواع نگرانی ها و تشنجات عصبی مصون می-دارد، بلکه عامل بسیار مؤثری برای پیروزی بر مشکلات و دشواری هایی است که برای انسان پیش می آید. امام صادق(ع) می فرمایند: «لاعیش اهنا من حسن الخلق؛ حیاتی خوش گوارتر از خوش خلقی نیست.»(40) حفظ حرمت و شخصیت دیگران، در گرو احترامی است که در برخوردها از انسان ظاهر می گردد. رعایت این مسئله خصوصاً از سوی کسانی که با هم انس و الفتی دارند باعث استحکام دوستی و گرمی روابط خواهد شد(41) که بارزترین مصداق آن خانواده است.در واقع، اخلاق نیک به مثابه روغنی است که از سایش و فرسودگی قطعات انسانی در اثر برخورد و اصطکاک مداوم جلوگیری می کند. آمارها نشان می دهد که یکی از مؤثرترین عوامل فروپاشی خانواده ها، سوء خلق همسران است.
برخی از مفسران مقصود از آیه ی: «فِیهِنَّ خَیْرَاتٌ حِسَانٌ»(42) را که در توصیف همسران بهشتی است، زنان خیر، نیک منش، زیبارو و زیباسیرت دانسته اند. بر این اساس مقصود از «حسان» تنها زیبایی چهره و اندام نیست بلکه زیبایی سیرت نیز هست(43) که بالطبع خوش خلقی از برترین مصادیق آن است، چنان که در حدیث است: «البر حسن الخلق؛ نیکویی بر خوی نیکوست.»(44) بی صداقتی ابتدا روح و شخصیت خود فرد را تخریب می سازد، سپس به خانواده و جامعه ی او زیان وارد می نماید.
امام باقر(ع) فرمودند: «ان الکذب هو خراب الایمان؛ دروغ، ویران گر ایمان است.»37 پس چگونه می توان انتظار داشت گناهی که ایمان را از بین می برد؛ به خانواده ای که باید بر مبنای ایمان شکل بگیرد، صدمه وارد نسازد!
الف. احترام فرزندان به پدر و مادر: در قرآن کریم می خوانیم: «وَقَضَىٰ رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا ۚ إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا کَرِیمًا ، وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا»(45) در این آیات، دستور احترام به پدر و مادر پس از مسئله ی توحید بیان گردیده و این نشان دهنده ی اهمیت این حکم است.
در این آیات همچنین سه دستور مهم در مورد نحوه ی رفتار با والدین آمده است:
١. به کار نبردن کمترین تعابیر بی ادبانه (یعنی «اف» چه رسد به فریاد زدن بر آن ها؛)
٢. خضوع در برابر پدر و مادر؛ ٣. دعا در حق ایشان.(46)
ب. احترام زن و مرد نسبت به یک دیگر: پایه و اساس خانواده، احترام و محبت زن و شوهر نسبت به هم و رعایت حقوق یک دیگر است. دین اسلام نیز در این زمینه بسیار سفارش نموده است،(47) چنان که امام باقر(ع) می فرمایند: «هر کس زن گرفت باید او را گرامی بدارد و بر او احترام کند»(48)
10. وجود اعتماد در خانواده و پرهیز از سوء ظن:
اعضای خانواده باید از سوءظن نسبت به هم بپرهیزند و اگر موضوعی ذهن شان را به خود مشغول نمود، با صراحت و صداقت آن را مطرح نمایند تا درستی یا نادرستی آن بررسی گردد.(49)
١١. پرهیز از آفت حسد:
همه ی اعضا بایستی یار هم در مسیر پیش رفت باشند چرا که سعادت خانواده در گرو سعادت فرد فرد آن است و حسد آفتی در روابط خانوادگی محسوب می گردد. چنان که در خانواده ی یعقوب(ع)، حسادت برادران یوسف(ع) بر او، موجب جدایی اعضای خانواده از همدیگر - هم به لحاظ بعد مکانی و هم بعد روحی و روانی - گردید؛ یوسف(ع) از کانون خانواده جدا شد و یعقوب(ع) سال ها از پسرانش دل رنجیده بود.در حدیثی از مولی امیر المؤمنین(ع) آمده: «الحسد ینکه العیش؛ حسد زندگی را تنگ سازد.»(50)
١٢. وفاداری اعضای خانواده نسبت به یک دیگر:
رازداری یکی از مهم ترین شروط وفاداری همسر است که در آیه ی: «وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلَىٰ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ ۖ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هذا ۖ قَالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ»(51) به آن اشاره شده است.این نکته نیز بسیار اهمیت دارد که آتش خیانت، تمام خانواده ها را تهدید می کند چرا که انبیایی چون نوح(ع) و لوط(ع) از سوی همسران خود به آن مبتلا گردیدند: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ ۖ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَیْئًا و َقِیلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ.»(52)
در هر صورت وفاداری اعضای خانواده سبب ایجاد صمیمیت و محبت می گردد و نیز سپری است محکم در برابر مشکلات و سختی ها و پشتیبانی است پای دار جهت استحکام بنیان خانواده.
نتیجه گیری:
انسان همواره به شناخت آن چه در طول زندگی با آن در ارتباط است نیاز دارد. از مهم ترین آن-ها خانواده است که نحوه ی تشکیل و بقای آن نقش مهمی در سعادتمندی افراد، جوامع و ملت ها دارد و لذا باید در تحکیم بنیان های خانوادگی بسیار کوشید.دین اسلام در این عرصه نیز همچون سایر ابعاد و عرصه ها آموزه های متعالی و حیات بخشی را ارائه می نماید و بر عواملی چون وجود ایمان و تقوا، عشق و محبت، وفاداری، اعتماد متقابل، صبر و شکیبایی، مدیریت صحیح، اخلاق نیکو، شناخت حقوق و وظایف و ... در اعضای خانواده تاکید دارد.
پی نوشت ها:
١ – عباس پسندیده، رضایت از زندگی، قم، دار الحدیث، ١٣٨٤، ص٧.
٢ – پیشین، ص٩.
٣ – عبدالکریم بهجت پور، محمدعلی رضایی اصفهانی، ابراهیم کلانتری، علی نصیری، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قم، معارف، ١٣٨٥، ص٢٥٧.
٤ – نساء/١.
٥ – بقره/٢٢١.
٦ – عبد الکریم بهجت پور و دیگران، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قم، معارف، ١٣٨٥، ص٢٤٨.
٧ – عبدالمجید معادی خواه، فروغ بی پایان قرآن کریم، ذیل لغت خانواده.
٨ – عباس اسماعیلی یزدی، فرهنگ تربیت، قم، دلیل ما، ١٣٨٥، ص٢٥٧.
٩ – محمد بن حسن حر عاملی، آداب معاشرت از دیدگاه معصومین(ع) [برگزیده ی وسائل الشیعه]، ترجمه: محمدعلی فارابی و یعسوب عباسی علی کمر، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی، ١٣٨٦، ص١٦٠.
١٠ – علی کرمی فریدنی، نهج الفصاحه، قم، حلم، ١٣٨٥.
١١ – ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، قم، دار الکتب الاسلامیه، ١٣٦٢، ج٢، ص١١٠-١١١.
١٢ – ابو محمد حرانی، تحف العقول، ترجمه: صادق حسن زاده، قم، آل علی، ١٣٨٧، ص٤٦٠-٤٦١؛ محمدباقر مجلسی، توحید مفضل، ص٢٥.
١٣ – احقاف/١٥.
١٤ – ابو محمد حرانی، تحف العقول، ترجمه: صادق حسن زاده، قم، آل علی، ١٣٨٧، ص٤٦١.
١٥ – تحریم/٦.
١٦ – ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، قم، دار الکتب الاسلامیه، ١٣٦٢، ج٢٤، ص٢٩٣.
١٧ – پیشین، ص٢٩٤.
١٨ – طه/١٣٢.
19 – بقره/٢٢٨.
20 - ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، قم، دار الکتب الاسلامیه، ١٣٦٢، ج٢، ص١١٠-١١١.
21- عبد الکریم بهجت پور و دیگران، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قم، معارف، ١٣٨٥، ص٢٦٠.
22– پیشین؛ ابو محمد حرانی، تحف العقول، ترجمه: صادق حسن زاده، قم، آل علی، ١٣٨٧، ص٤٦٠.
23 - عبد الکریم بهجت پور و دیگران، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قم، معارف، ١٣٨٥، ص٢٦١.
24 – نهج البلاغه، حکمت ١٣١.
25 – بقره/١٨٧.
26 –ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، قم، دار الکتب الاسلامیه، ١٣٦٢، ج١، ص٦٥٠.
27 –نهج البلاغه، حکمت٥٤.
28 –محسن قرائتی، چهارصد نکته از تفسیر نور، تدوین: عباس باباییان، تهران: مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، ١٣٨٨ ، ص١٨٠.
29 – معارج/١٩-٢٠.
30 - ابو محمد حرانی، تحف العقول، ترجمه: صادق حسن زاده، قم: آل علی، ١٣٨٧، ص٧٥٤.
31 – عبد الواحد آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ترجمه: محمدعلی انصاری، قم: امام عصر، ١٣٨٥، ص٥٠، ح٦٩٧.
32 – عباس پسندیده، رضایت از زندگی، قم: دار الحدیث، ١٣٨٤، ص٢٢٨، به نقل از شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه ، ج٤، ص٣٥٥، ح٥٧٦٢.
33 – بقره/٤٥.
34 - عبد الکریم بهجت پور و دیگران، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قم: معارف، ١٣٨٥، ص٢٠٣.
35 – فصلت/٣٤.
36 – محمد بن علی بن بابویه [شیخ صدوق] الخصال، ترجمه: صادق حسن زاده، [بی جا]: ارمغان طوبی، ١٣٨٧، ج١، ص٣٦ و ٣٧، ح٦٢.
37 - محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، اصول کافی، ج٢، ص٣٣٩ ، ح٤.
38 - ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، قم: دار الکتب الاسلامیه، ١٣٦٢، ذیل آیه ی ٣٤ سوره ی نساء.
39 – نهج البلاغه، خطبه ی ٨٠.
40 – عباس اسماعیلی یزدی، فرهنگ تربیت، قم: دلیل ما، ١٣٨٥، ص٢٥٩.
41 – پیشین، ص٢٥٨. 42 – الرحمن/٧٠.
43 – عبد الکریم بهجت پور و دیگران، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قم: معارف، ١٣٨٥، ص٢٥١؛ محمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج١٩، ص١٨٧، ترجمه: محمدباقر موسوی همدانی.
44 – قاضی قضاعی، شهاب الاخبار (کلمات قصار پیامبر خاتم)، [بی جا]: علمی، ١٣٦١، ص١٧، ح٤٣.
45 – اسراء/٢٣-٢٤.
46 – ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، قم: دارالکتب الاسلامیه، ١٣٦٢، ج١٢، ص٧٥-٧٦.
47 – مجتبی حسینی، احکام روابط زن و شوهر (پرسش ها و پاسخ های دانش جویی، قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، دفتر نشر معارف، ١٣٨٨، ص٥٥.)
48 – پیشین، به نقل از بحار الانوار، ج١٠٣، ص٢٢٤. 49 – پیشین، ص٥٢.
50 – عبد الواحد آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، ترجمه: محمدعلی انصاری، قم: امام عصر، ١٣٨٥، ح٨٥١.
51 – تحریم/٣. 52 – تحریم/١٠.
ماهنامه پیام زن شماره 241
چه کسانی در روز قیامت به شکل مورچه محشور میشوند؟
به گفته پیامبر اکرم (ص) هستند گروهی از مردم که در قیامت به صورت مورچه محشور شده و زیر دست و پای مردم لگدمال می شوند.
تکبر از مذموم ترین صفات در اسلام است که آثار سوئی را بر شخص مترتب می کند از این رو در آموزه های دینی ما بشدت از آن نهی شده است.
پیامبر خدا (ص) می فرمایند: «منفورترین مردمان، شخص متکبر است.»
همان حضرت (ص) می فرمایند: «روز قیامت دورترین شما از من، پرگویان، یعنى همان مستکبران هستند.»
امیرمومنان علی (ع) می فرمایند: «تکبر نورزد، مگر شخص فرومایه بى نام و نشان.»
و نیز امام صادق (ع) درباره علت تکبر فرموده اند: «هیچ مردى تکبر یا گردن فرازى نکرد، مگر به سبب احساس خوارى و حقارتى که در خود یافت.»
کبر ورزیدن آثار سوئی در پی دارد که روایات معصومین علیهم السلام به آنها اشاره کرده اند.
رسول اکرم (ص) درباره اثار سوء کبر می فرمایند: « گردنکشانِ متکبر در روز قیامت به صورت مورچه محشور مى شوند و مردم آنان را، به خاطر بى اعتنایى شان به خداوند عزّ و جلّ ، لگدمال مى کنند.»
امیرمومنان علی (ع) نیز در این باره می فرمایند: «هر که جامه کبر و زیاده روى (نادانى) بپوشد خلعت برترى و شرف را از تن بَرکَند.»
پیامبر خدا (ص) نیز فرموده اند: «هر که براى خدا فروتنى کند، خداوند او را بالا برد و فرماید: سرفراز باش، خدا تو را سرفراز کناد. پس او در چشم مردم بزرگ باشد و در نظر خودش کوچک ؛ و هر که تکبّر ورزد ، خداوند او را درهم شکند و فرماید : دور شو (پَستت باد). پس ، او در چشم مردم کوچک باشد و در نظر خودش بزرگ.»
امام خمینی (ره) پرچمدار راه اسلام بود
آخوند عبدالجلیل فرهمند روحانی اهل سنت و مدرس حوزه علمیه ضیائیه قپان علیا در همایش بزرگ امام خمینی (ره) همدلی و همزبانی، در گنبد گفت : امام پرچمدار راه اسلام است و راه ایستادگی در مقابل استکبار از نگاه امام خمینی (ره) ، همان راه پیامبر (ص) و امام حسین (ع) است.
عبدالجلیل فرهمند گفت: امام خمینی (ره) با پیروزی انقلاب اسلامی به جهان ثابت کرد که می توان حکومت اسلامی تشکیل داد و تمام معادلات آنها را بر هم زد.
وی افزود: امام خمینی (ره) با معرفی اسلام اصیل و تشکیل نظام اسلامی عظمت اسلام را در قرن 21 به اثبات رساند و با رهبری و قاطعیت امام و بعد از ایشان رهبر معظم انقلاب، این مشعل راه مسلمانان است.
فرهمند، وحدت بین فرق اسلامی را یکی از بهترین کارهای امام خواند و در خصوص وظایف مبلغین اسلامی اذعان کرد: ما مرزبانان فرهنگی نظام جمهوری اسلامی هستیم و مرزهای فرهنگی طبیعتا یکی از مرزهای حساس و از دغدغه های مقام معظم رهبری است.
آخوند فرهمند ادامه داد: امام خمینی با انقلاب اسلامی و با کمک مردم روح جدیدی از بیداری اسلامی را در جهان اسلام دمید و به مسلمانان یادآوری کرد که اصلیت آنان چیست.
وی با اشاره به مواجهه امت اسلامی با یک پدیده شوم دشمن که سعی در ضربه وارد کردن بر بطن اسلام یعنی کلمه وحدت ” لا اله الا الله ” با ایجاد گروههای تکفیری دارد، اظهار کرد: دشمن تلاش دارد مشترکات مسلمانان را مورد هدف قرار دهد و قتل و عام های خود را توجیه کند.
فرهمند افزود: وظیفه ما در مقابل این دشمنان که هر کار خلاف شرعی را به نام اسلام محمدی انجام می دهند ایستادگی با حقیقت اسلام است و ما وظیفه داریم پیام حقیقت بخش اسلام را به جهانیان معرفی کنیم نه اسلام آمریکایی!
این استاد حوزه اضافه کرد: اگر فتنه از وجود ما دفع نشود ، بی تقوایی و بی بندوباری در ما رسوخ می کند و از اسلام ناب محمدی (ص) محروم و به اسلام آمریکایی می رسیم.
آخوند فرهمند دین ، مذهب و امنیت را سه مسئله مهم در اسلام نام برد و افرود: هر یک از این سه اصل بدون دیگری فایده ای نخواهد داشت و ما باید به داشتن چنین رهبران قاطعی که در تاریخ اسلام داریم ببالیم که با بصیرت خود پرچم اسلام را به ما سپردند و وظیفه ماست این پرچم را به آیندگان برسانیم.
وی در ادامه شکستن دیوارهای بین اجتماع مردم را هنر بزرگ امام خواند و گفت: امام خمینی (ره) عصر جدیدی در زمان ما آغاز کردند ، عصر گرایش به ارزشهای اسلامی که حتی دشمنان هم به عظمت ایشان اعتراف کردند.
مولانا عبدالحمید: انسان باید در کورهٔ شریعت اصلاح شود
امامجمعه اهلسنت زاهدان سخنان خود را در جمع نمازگزاران زاهدانی با تلاوت آیهٔ مبارکهٔ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» آغاز کردند و اظهار داشتند: اسلام دینی بینظیر و دارای برنامهای جامع برای پیشرفت بشر است. دین مبین اسلام انسان را به قرب خداوند و جنت الفردوس میرساند.
ایشان در ادامه بر ضرورت اصلاح انسان اشاره کردند و افزودند: انسان موجودیست که خام متولد شده است و استعداد خیر و شر را دارد. مانند آهن و طلا که در کوره ذوب میشود و خالص و ناخالص آن جدا میشوند. وقتی طلا از معدن استخراج میشود طلای خالص نیست؛ باید به کوره برود و بسوزد تا خالص شود. انسان نیز تا وقتی در کورهٔ شریعت نرود و خودش را در اختیار صاحب کوره قرار ندهد تا با نماز و روزه و زکات خالص بگردد، اصلاح نمیشود.
مولانا عبدالحمید ادامه دادند: روزه آسان نیست؛ سحر باید بیدار شود و بعد از خوردن سحری باید تا چندین ساعت از خوردن و آشامیدن پرهیز کند. خداوند میخواهد عیبهای ما را با روزه و نماز و زکات از بین ببرد. شما وقتی نفس را زیر پا میگذارید، به دستورات شریعت جامهٔ عمل میپوشانید و از گناهان دوری میکنید، در واقع خود را در کورهٔ دین و شریعت گذاشتهاید. احکام دین برای شما صیقل هستند.
بین “حیوانیت” و “ملکوتیت” انسان تعادل و توازن لازمیست
ایشان با اشاره به دو بُعد بهیمیت و روحانیت انسانها اظهار داشتند: در وجود هر انسان یک بُعد ملکوتیت و یک بعد حیوانیت وجود دارد؛ اگر بُعد حیوانیت بر انسان غلبه کند قلبش میمیرد و محبت دنیا و گناهان بر او غلبه میکنند. مردهٔ واقعی کسی نیست که جسدش را به قبرستان میبرند، بلکه مُرده کسیست که جسدش زنده اما قلبش مرده است. در همین حال فردی که اعمال نیک انجام میدهد و از گناهان دوری میکند قلبش زنده است. شریعت ما را زنده میکند. باید بین حیوانیت و ملکوتیت تعادل و توازن باشد. انسان هم غذا بخورد و نیازهای جسمی خودش را برطرف کند و هم خدا را بندگی کند و از دستوراتش سرپیچی نکند.
استاد تفسیر و حدیث دارالعلوم زاهدان به نزدیک شدن ماه مبارک رمضان اشاره کردند و تاکید کردند: در ماه مبارک رمضان باید بسیار نماز بخوانیم و صدقه بدهیم. رسولالله صلیاللهعلیهوسلم در ماه مبارک رمضان بسیار نماز میخواندند. شما اگر روزهداری را افطاری بدهید، خداوند بههمان اندازه به شما اجر و پاداش میدهد.
مولانا عبدالحمید افزودند: زکات اموال خود را در ماه مبارک رمضان پرداخت کنید و صدقه بدهید. در این ماه به مدارس دینی، ائمه مساجد، خانوادههای زندانیان و مستمندان رسیدگی کنید. در ماه مبارک رمضان خداوند را زیاد ذکر کنید. ذکر خدا اعمال را باارزش میکند. در ماه مبارک رمضان بیش از سایر ماهها از گناهان اجتناب شود. روزه بهخاطر همین است که شما را از گناهان دور نگه دارد. با انجام گناه روزه باطل میشود؛ فرض اگر ادا شود ثوابی در کار نخواهد بود.
ایشان ادامه دادند: ماه رمضان ماه خیر و برکت است. بسیاری از مردم از آمدن رمضان خوشحال میشوند و به همدیگر تبریک میگویند؛ افراد سعادتمند از فرا رسیدن رمضان خوشحال میشوند. اگر روزه در روزهای گرم و طولانی تابستان باشد ثوابش نیز بیشتر است. حدیثی در مورد حج است که هر قدر مسافتش بیشتر باشد ثوابش نیز بیشتر است. کسی که در راه ارتباط با خدا قدمی بردارد، خداوند نصرتش میکند. هر گاه در جهت پرهیزگاری و خوف خدا قدمی برداریم، خداوند کمک میکند. بسیاری از بیماریها در ماه رمضان از بین میروند. در ماه رمضان باید با نشاط روزه بگیریم.
غروب چهارشنبه ۲۷ خرداد برای هلال رمضان نگاه میکنیم
مدیر دارالعلوم زاهدان در بخشی از سخنانشان به مسئلهٔ رؤیت هلال و نخستین روز احتمالی ماه رمضان اشاره کردند و فرمودند: مسئلهٔ رؤیت هلال را اسلام مشخص و حل کرده است؛ «صوموا لرؤیته و افطروا لرؤیته»، با دیدن هلال روزه بگیرید و با دیدن آن بخورید. این روایت هم در کتب اهلسنت آمده و هم در روایات اهل تشیع موجود است. دفتر مقام معظم رهبری که معمولا نخستین روز رمضان و شوال را اعلام میکند، نیز براساس “رؤیت” تلاش میکند. علمای اهلسنت نیز همین عقیده را دارند که با رؤیت ماه روزه گرفته شود و با رؤیت ماه خورده شود.
از برگزارکنندگان مسابقات حفظ و قراءت بین مددجویان زندانها تشکر میکنم
مولانا عبدالحمید در خطبههای نمازجمعه زاهدان با اشاره به برگزاری مسابقات حفظ و قراءت بین مددجویان زندانهای سیستانوبلوچستان اظهار داشتند: هفتهٔ گذشته اداره کل زندانهای استان با همکاری و مساعدت دادستان محترم زاهدان مسابقهٔ حفظ و قراءت قرآن کریم در سطح استان بین مددجویان زندانهای سیستانوبلوچستان برگزار کرده است و از شرکتکنندگان برتر تقدیر بهعمل آمده است. اینکه بین زندانیان رقابت ایجاد شود که هر کسی بیشتر قرآن یاد بگیرد بیشتر مورد توجه قرار میگیرد و مورد تخفیف مجازات، عفو و مرخصی واقع میشود امر بسیار خوب و پسندیدهای است.
رئیس شورای هماهنگی مدارس دینی اهلسنت سیستانوبلوچستان افزودند: از مسئولین برگزارکننده تقدیر و تشکر میکنیم؛ اداره کل زندانهای استان و دادستان محترم زاهدان بهخاطر این امر خیر مستحق تقدیر و تشویق هستند. اجر آنان ماندگار است. این برنامهها هم به نفع زندانیان هستند و هم به نفع زندانبانان و مسئولینی که در مورد زندانیها تصمیم میگیرند و سرنوشت زندانیان در دست آنهاست.
مولانا عبدالحمید در پایان ابراز داشتند: اگر فردی که به زندان میرود روش نماز و خواندن قرآن و دیگر احکام را یاد میگیرد، این بسیار خوب است. واقعا شایستهٔ جمهوری اسلامی همین است که زندانها دانشگاه بشوند.
گرایش روزافزون جوانان نروژی به دین اسلام
با وجود سیاست های لیبرال کشور نروژ، آمار گرایش به اسلام از سوی جوانان این کشور روند رو به افزایش داشته است.
روزنامه نروژی آفتن پستن در سلسه گزارش های خود به بررسی جامعه مسلمانان این کشور پرداخته است.
یکی از جوانان تازه مسلمان در مصاحبه با این روزنامه گفت که مردم به راهکار زندگی، قوانین و قواعد نیاز دارند. افراد باید به چیزی چیزی اعتقاد داشته باشند.
یکی از مسلمانان نروژی به نام رولاد که سی سال پیش به اسلام روی آورده است، درباره روند رو به افزایش اسلام گرایی در نروژ می گوید: اسلام از تازه مسلمانان شرایط بسیار متفاوتی را نسبت به آنچه قبلا در آن زندگی می کرده اند، طلب می کند. افزایش روز افزون گرایش به اسلام در میان مردم نروژ نشان دهنده جستجوی مردم این کشور برای جایگزین مذهبی مناسبی در روند فعلی زندگی شان است.
وی افزود: در اکثر موارد تازه مسلمانان از افرادی که مسلمان به دنیا آمده اند بسیار معتقدتر هستند. حقیقت این است که محدودیت ها و قوانین اعمال شده از سوی دین برای این افراد بسیار جذاب است.
به گفته پژوهشگران، تعداد افراد با اصلیت نروژی که به اسلام روی آورده اند تا پایان دهه نود میلادی به 500 نفر می رسید اما امروزه این آمار سه هزار نفر است.
با توجه به این که تعداد مسلمانان درصد کمی از جمعیت نروژ را تشکیل می دهند، این تعداد اسلام آوری در میان مردم نروژ چشمگیر است.
به گفته روزنامه آفتن پستن، این تعداد اسلام آوری، نوعی طغیان و سرکشی مدرن جوانان نروژی در برابر جامعه این کشور به شمار می آید.































