Super User
رهبر معظم انقلاب: تعرض به غیر مسلمان ها در جمهوری اسلامی سابقه ندارد/اسلام به انصاف معتقد است
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار نمایندگان اقلیت های دینی در مجلس شورای اسلامی گفتند: در دوران اسلامی و جمهوری اسلامی، تعرض به غیر مسلمان از سوی مسلمان ها هیچ سابقه ای ندارد.
رهبر معظم انقلاب در این دیدار افزودند: همان جوان حزب اللّهی تند و داغ هم هرگز به خودش اجازه نمی دهد که به یک غیر مسلمانی تهاجم و حمله بکند و مانند این ها.
حضرت آیت الله خامنه ای با بیان این که ما از اسلام آموخته ایم که باید با پیروان ادیان دیگر با انصاف و عدالت برخورد کرد، ادامه دادند: این حکم اسلام به ما است. آن چه امروز در دنیا مشاهده می شود، این است که قدرت ها و دولت های مدعی انصاف و عدالت، هیچ انصاف و عدالتی را جز در دایره سیاست های تنگ، محدود و ظالمانه خودشان ملاحظه و مراعات نمی کنند.
ایشان اضافه کردند: شما امروز می بینید در اروپا و آمریکا، علیه مسلمان ها چه تبلیغاتی انجام می شود. بحث این نیست که چرا مسلمان ها آزادی لازم را در بسیاری از این کشورها ندارند؛ بحث بر سرِ این است که چرا امنیت جانی ندارند! یعنی حقیقتا این جوری است.
رهبر معظم انقلاب اظهار داشتند: همین فیلم «تک تیرانداز» که حالا سر و صدایش بلند شده و هالیوود آن را درست کرده، تشویق می کند یک جوان مثلا فرض کنید مسیحی یا غیر مسلمان را که تا آنجایی که می تواند و از دستش برمی آید، مسلمان را اذیت بکند، اصلا تشویق می کند این معنا را؛ آن طور که نقل کردند، ما که این فیلم را ندیدیم. این روش روشِ مورد پسند اسلام نیست. اسلام معتقد است به انصاف.
حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری حادثه تعرض به یک زن غیر مسلمان در دوران حکومت حضرت امیرالمومنین (ع) تاکید کردند: حضرت می فرمایند که اگر مسلمان از این غم بمیرد، مورد ملامت نیست! ملاحظه می کنید، این امیرالمومنین [است ]. اگر مسلمان از غصه این بمیرد که سپاهیان دشمن و غارتگران، وارد خانه یک زن غیر مسلمان شدند و او را مورد آزار و اذیت قرار دادند و دستبند او را و حجـل او را گرفتند، ملامت نباید بشود؛ ملامت نمی شود. نظر اسلام این است.
ایشان با تاکید بر این که ما امیدواریم ان شاءالله بر همین روال حرکت کنیم و پیش برویم و خاطرات خوبی هم داریم، گفتند: من غالبا به منازل شهدای ارامنه و آشوری که رفته ام - که امسال هم خوشبختانه موفق شدم منزل چند شهید ارمنی رفتم – می بینم این ها نسبت به کشورشان احساس تعهد می کنند؛ یعنی واقعا متعهدانه رفتار کردند.
رهبر معظم انقلاب یادآور شدند: زمان جنگ هم من یادم است که عده ای از همین مسیحیان ارمنی آمدند اهواز؛ من در فرودگاه دیدم یک جماعتی نشسته اند، گفتم این ها چه کسانی هستند؟ گفتند این ها ارامنه اند، دارند می آیند جبهه برای کارهای صنعتی - ارامنه در کارهای صنعتی و فنی و ماشین و این چیزها مسلطند و برای کمک و خدمت آمدند؛ مرحوم چمران این ها را به کار گرفت. مبالغی این ها زحمت کشیدند، خدمت کردند، کار کردند و کسانی هم شهید شدند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: یکی از [اعضای ] این خانواده های ارمنی که من همین هفته پیش رفتم منزلشان، پسرش سرباز بوده؛ گفت سربازی اش تمام شد و ناراحت بود که جنگ هنوز هست؛ [میگفت ] من سربازی ام تمام شده و چه کار کنم. بعد گفت اتفاقا اعلام کردند مثلا آن کسانی که سربازی رفتند، چند ماه - سه ماه یا فلان قدر - بیایند مجددا جبهه. گفت این خوشحال شد؛ خوشحال شد که باز دوباره فراخوانی کردند؛ آمد و رفت جبهه و بعد هم شهید شد، جسدش را آوردند؛ یعنی این جور احساساتی را انسان در بین هم میهنان غیر مسلمان ما در کشور مشاهده می کند.
ایشان اضافه کردند: خب تلاش کردند و امیدواریم که نظام اسلامی بتواند به وظایف خودش در این زمینه ها عمل کند؛ آن ها هم حقیقتا نسبت به کشور با تعهد به معنای واقعی کلمه رفتار کنند.
رهبر معظم انقلاب در بخش دیگری از بیاناتشان اظهار داشتند: این رفتارهای جمهوری اسلامی را هم در خارج منعکس کنید؛ یعنی واقعا بدانند، بفهمند در دنیا و دنیای مسیحیت بداند که در کشور اسلامی این قدر رواداری نسبت به غیر مسلمان ها هست؛ این رواداری که آن جاها وجود ندارد.
حضرت آیت الله خامنه ای بیان داشتند: چقدر شما شنیده اید مثلا در آلمان، جوان های نئونازی - که حالا افتخار می کنند که نازی اند؛ اسمشان را گذاشته اند «نئونازی» - حمله می کنند به یک مشت مسلمان، به مسجد مسلمان ها؛ می زنند، می کشند، تعقیب درست و حسابی هم نمی شوند؛ ما هم نشنفته ایم.
ایشان افزودند: یا آن دختر خانم جوان عرب را که مثلا فرض کنید که مقنعه داشته یا پوشیه داشته، به خاطر حجابش می زنند می کشند و هیچ کس اصلا دنبال هم نمی کند؛ حالا گفتند یک مجازاتی [کردند]؛ آدم فکر نمی کند که خیلی جدی این ها تعقیب می شود؛ واقعا تعقیب هم نمی کنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی ادامه دادند: در جاهای دیگر هم همین جور؛ در آمریکا و جاهای دیگر و کشورهای دیگر هم متاسفانه همین جور است؛ که خب، این ها مدعی حقوق بشر هم هستند! این ها را مقایسه کنند با آن چه در ایران می گذرد.
حضرت آیت الله خامنه ای اضافه کردند: این چنین چیزی در ایران سابقه ندارد؛ یعنی در دوران اسلامی و جمهوری اسلامی، تعرض به غیر مسلمان از سوی مسلمان ها هیچ سابقه ای ندارد. همان جوان حزب اللّهی تند و داغ هم هرگز به خودش اجازه نمی دهد که به یک غیر مسلمانی تهاجم و حمله بکند و مانند این ها. امیدواریم ان شاءالله خدای متعال به شماها و به ما توفیق بدهد که بتوانیم وظایفمان را انجام بدهیم.
این دیدار در ششم بهمن ماه جاری انجام شده است.
حب علي(ع) هم بدون تزكيه باعث شفاعت نميشود
آيتالله سيدمحمد ضياءآبادي، مفسر قرآن در جلسه تفسير خود، با اشاره به آيات ۵۸ و ۵۹ سوره كهف، عنوان كرد: خداوند فرموده است مردمي كه از آيات من آگاه شدند در عين حال اعراض كردند و به آن برنامهها اعتنا نكردند را در دنيا كيفر ميدهم و قلبشان را تاريك ميكنم.
وي افزود: بدن ما كه چشم و گوش دارد، قلب ما هم چشم و گوش دارد. ما براي ديدن جمال خدا آمدهايم. در دنيا نيامدهايم كه بخوريم و بخوابيم. هدفي بوده است. خداوند ميفرمايد: اي انسان من تو را آوردهام كه با من ديدار كني. اين دنيا همهاش تمام ميشود. من هستم و تو. نه تو فاني ميشوي نه من. من باقيام تو هم باقي. واويلا كه ما خودمان را اصلاً نشناختيم ميخواهيم خدا را بشناسيم. آن روحي كه الان داريم و ۷۰ سال همراه ما هست را نفهميديم كه چيست.
آيتالله ضياءآبادي اظهار كرد: فكر ميكنيم من يعني بدن. اين نيست، من روح هستم. بدن با همه چيزش ميپوسد. ما واقعاً از خود بيگانهايم خودمان را نشناختهايم، چگونه ميخواهيم خدا را بشناسيم؟ خدا روح عالم است من كه روح خودم را نشناختم چگونه روح عالم را بشناسم.
اين مفسر قرآن با اشاره به حديث «من عرف نفسه فقد عرف ربه»، گفت: آن كسي كه توانست خود را بشناسد خدا را شناخته پوست. عياشي و شهوت را كه حيوانات بهتر از ما دارند. خداوند ميفرمايد اگر ميخواهي من را ملاقات كني راه دارد. «فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا»، (كهف/۱۱۰). خداوند خيلي روشن ميفرمايد آن كسي كه واقعاً ميخواهد من را ملاقات كند برايش برنامه دارم و عمل صالح معين كردهام. من سنتم اين است كه كساني را كه بد عمل هستند را كور ميكنم «جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ»، كسي كه برنامه را فهميده و اعراض ميكند، مهري بر دلشان ميگذارم كه تا آخر نفهمند.
اعمال انسان در او اثر ميگذارد
وي ضمن تصريح اين معنا كه از مسلمات قرآن اين است كه اعمال انسان در او اثر ميگذارد، اظهار كرد: عمل خوب من به جان من نور ميدهد اگر تكرارشان كردم جان نوراني ميشود. اما بدعملي كرديم قلب ظلماني ميشود، نگاه و گفتار و… ظلماني ميشود. خداوند ميفرمايد: عذابي كه داريد را خودتان درست كردهايد. بدعملي نكنيد. در عالم آخرت جهنم است. جهنم را خدا نساخته ما خود ميسازيم. با كار خودمان بهشت و جهنم را ميسازيم. گاهي ميپرسند كه قلبها كه مهر زده شده حالا چه كار كنيم. خدا راه توبه را باز گذاشته است. اما توبه واقعي، واقعاً توبه كنيد و پشيمان شويد.
توبه چه كسي قبول نميشود
آيتالله ضياءآبادي ادامه داد: اگر حق مردم را ضايع كرديد حقش را برسانيد. تا صاحب حق راضي نباشد خدا ازش راضي نميشود. توبه همين است. «لِلَّذِينَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُواْ»، (نحل/۱۱۹)، آنهايي كه گناه ميكنند ولي زود متوجه ميشوند اگر واقعاً توبهكار شوند، خدا قبول ميكند. توبه از كسي كه مدام گناه ميكند و مدام توبه ميكند قبول نميشود.
وي با بيان اينكه خداوند براي دين حد و اندازه معين كرده است، گفت: هر كس از حدود خدا تعدي كرد، «وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ»، كيفر بدعملي او تاريكي قلب است و در دنيا عذاب جهنم است. اما «وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ» خدا غفور، آمرزنده و مهربان است. بعضي شياد هستند. خيليها قرآندان و قرآنخوان هستند اما ميخواهند مردم را گمراه كنند. جوانها خام هستند، نميفهمند و گمراه ميشوند.
خداوند ميفرمايد: گناه كردي اما بنده من هستي، من ميآمرزم
اين مفسر قرآن با اشاره به آيه «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»، (زمر/۵۳) گفت: خداوند ميفرمايد: اي بندگان اسرافكار من، اسراف كردي اما بنده من هستي با محبت ميگويد مال مني هر چي گناه كردي من ميآمرزم نا اميد نباشيد از رحمت خدا، همه را ميآمرزد. شيادان اول آيه را ميگويند اما خدا با رحمت صحبت كرده كه گنهكاران، بندههاي من هستيد، مال من هستيد، مطمئن باشيد همه را ميآمرزم. برگرديد از راهي كه تابحال رفتهايد. تا برنگرديد قبول نميكنم. قبل از اينكه عذاب بيايد برگرديد. اين مردم هستند كه كج هستند، من هم قلبشان را كج ميكنم، كيفرشان در دنيا همين است.
آيتالله ضياءآبادي خطاب به جوانان اظهار كرد: جوانان تزكيه بر ما لازم نيست. اين كه محيط كثيف است را بهانه نكنيد، راه كه بسته نيست. انسان ميتواند حرام را انجام ندهد. تا خودت را پاك كني بدبختي داريم تا وقتي كه بميريم.
تا تزكيه نكنيم هيچ شفاعتي قبول نميشود
وي افزود: خداوند در سوره سوره شمس ۱۱ بار قسم ياد كرده كه كسي ميخواهد رستگار شود بايد خودش را پاك كند. انسان اگر ۴۰ روز مراقب باشد كه گناه نكند كم كم اخلاص در او توليد ميشود. «قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى»، مسلماً آن كسي رستگار است كه تزكيه كرده است. بگوييم كه گناه كرديم خدا خودش رحيم است ميبخشد، نميشود. خدا قسم خورده كه نميشود، تا تزكيه نكنيم هيچ شفاعتي هم قبول نميشود. راهش اين است كه تزكيه كنيم.
آيتالله ضياءآبادي عنوان كرد: بهطور مسلم آن كسي كه خودش را پاك كرد رستگار است و آن كسي كه ناپاك است محروم است. فرضاً حتي اگر حب علي (ع) هم به دامنت باشد خود حضرت فرمود كه بعضي دوستان من اينقدر گناه كردهاند بايد سيصد هزار سال بسوزند تا مستحق شفاعت من شوند. امام حسين (ع) نگفته كه شما آزاديد براي من گريه كنيد، همه را درست ميكنم. اينكه ضد خدا ميشود. خدا گفته دين لازم است. بگوييم يك زيارت امام رضا (ع) برو همهاش درست ميشود نه اين درست نيست.
وي افزود: هيچ جايي خدا اينقدر قسم نخورده اما در اين مورد ۱۱ مورد قسم خورده است. سالها بايد در جهنم بسوزي تا مستحق شفاعت امام حسين (ع) شويم. در آيه اول سوره اعلي خداوند فرموده است: «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى»، بهطور مسلم آن كسي كه خودش را پاك كرده است مفيد خواهد بود. اينكه به ما دستور دادهاند در شبانهروز پنج بار نماز بخوانيد به خاطر اين است كه با خدا تماس برقرار شود. اينقدر نماز و دعا براي اين است كه جان ما با خدا ارتباط پيدا كند.
حسيندوستي نهايت نيست
آيتالله ضياءآبادي با بيان اينكه پيغمبران و اوليا براي لقاء الله مقدمه هستند، گفت: حسيندوستي كه نهايت نيست. انسان در دنيا هيچ كاري ندارد جز همين كه تماس با خدا برقرار كند. اگر اين نبود فايده ندارد، نمازها، روزهها و مكهها بي اثر ميشود. بعد از ۷۰ سال دم مردن ميبينيم هر كاري كرديم براي اين بدن كرديم. اما خودم هيچ چيزي ندارم. به قول مولوي:
در زمين ديگران خانه مكن *** كارخود كن كار بيگانه نكن
كيست بيگانه؟ تن خاكي تو *** كز براي اوست غمناكي تو
تا تو، تن را چرب وشيرين ميدهي *** گوهرجان را نيابي فربهي.
وي در پايان همچنين با تأكيد بر كمك به همنوعان اظهار كرد: دو خصلت براي انسان است كه همرديف هم ذكر شده است؛ يكي ايمان به خدا و يكي كمك به بندگان خدا. كمكرساني به مردم خيلي مهم است. اميدوارم خدا به شما توفيق و طول عمر دهد و خدا در دنيا و آخرت، انفاق شما را جبران ميكند.
سید حسن نصرالله: اقدامات تکفیریها در راستای منافع اسرائیل است
سیدحسن نصرالله، عصر روز 27 بهمنماه، ضمن سخنانی در در مراسم بزرگداشت فرماندهان شهید مقاومت اسلامی در مجتمع سیدالشهداء بیروت، با تجلیل از شهدای مقاومت و فرماندهان شهید گفت: ما نیازمند آن هستیم که همواره یاد شهدا را زنده نگه داریم و هر روز و هر ساعت از آنان درس وفاداری و رشادت بیاموزیم.
وی در ادامه با تمجید از رهبران شهید مقاومت اظهار داشت: هر سال در چنین روزی سالگرد شهادت فرماندهان شهید را گرامی میداریم. اینها نماد و سمبل ثبات و پیروزی ما هستند، امروز را برای خودمان و فرزندانمان و نسل آینده خودمان گرامی میداریم. ما این مناسبت را گرامی میداریم چرا که گذشته نه چندان دور را نمی توانیم فراموش کنیم. این گذشته نه چندان دور است که آینده و حال ما را میسازد. با گرامیداشت این مناسبت هوشیاری را نزد خود و خانوادههایمان زنده نگه میداریم. در طول این مدت جنگهای بیشماری را پشت سر گذاشتیم و مقاومتی که در فلسطین شکل گرفت و مقاومتی که امام موسی صدر آن را راهاندازی کردند و میرسیم به روزهای انقلاب اسلامی ایران که به رهبری امام خمینی(ره) بنیانگذاری شد. تا اینکه به مرحله کنونی میرسیم که مرحله تجاوزهای اسرائیلی است و مرحله مقاومت رزمندگان محور مقاومت است.
سیدحسن نصرالله با محکوم کردن جنایت فجیع داعش در اعدام مسیحیان مصری در لیبی، تاکید کرد که این اقدام زشت در هیچ منطق و آیینی قابل پذیرش نیست. ما این مصیبت را تسلیت میگوییم مصیبیتی که مسلمانان و مسیحیان را در برگرفته است و هر انسانی که دارای وجدان و اخلاق است را به درد آورده است.
وی در ادامه به مسائل امنیتی لبنان اشاره کرد و گفت: ما همگی باید از ارتش و نیروهای امنیتی و دولت برای کنترل اوضاع امنیتی کشور حمایت کنیم.
دبیرکل حزب الله با اشاره به شهادت عماد مغنیه یکی از فرماندهان مقاومت به دست دشمن صهیونیستی تصریح کرد: خون شهید عماد مغنیه باقی خواهند ماند و گریبان دشمن را خواهد گرفت.
سیدحسن نصرالله با بیان اینکه فاسدان و جنایتکارانی در این منطقه وجود دارند و باعث ایجاد رعب و وحشت میشوند، تصریح کرد: ما در حزب الله از مقابله با تروریسم و تدوین یک راهبرد ملی برای مبارزه با تروریسم دفاع میکنیم و باید دولت و پارلمان لبنان پیشنهادهای مختلف را در این زمینه بررسی کنند.
دبیرکل حزب الله لبنان همچنین درباره اوضاع بحرین و مواضع مسالمتآمیز حزب الله در قبال قیام مردمی بحرین و حمایت از آن گفت: کسانی که در سوریه دخالت سیاسی و نظامی میکنند حق ندارند از مواضع مسالمتآمیز حزب الله در بحرین انتقاد کنند.
سیدحسن نصرالله در ادامه با اشاره به اقدام امروز خلیفه خودخوانده داعش در تعیین امیر برای مکه و مدینه گفت: هدف اصلی داعش، مکه و مدینه است، نه بیتالمقدس. پس همه ملتها و حکومتهای منطقه باید در برابر این خطر بزرگ با هم متحد شوند.
وی ادامه داد: رد پای داعش را در موساد اسرائیل و در سی.آی.ای آمریکا و سازمان جاسوسی انگلیس بجویید. همه کشورها خطر داعش را درک کرده اند و اکنون تنها گروهی که داعش را خطری برای خود نمی داند، صهیونیستها در اسرائیل هستند، زیرا هر عملی که داعش انجام داده صد در صد به نفع صهیونیستها بوده است.
به گفته نصرالله، همه مسلمانان باید برای دفاع از دین خود به پا خیزند و مقابله با این جریان تکفیری، در واقع دفاع از اسلام و از دین محمد بن عبدالله (ص) است.
دبیرکل حزب الله تاکید کرد: کشورهای منطقه و جهان باید به برخی از کشورهای منطقه که هنوز از داعش حمایت میکنند، یادآوری کنند که «بازی داعش به نام اسلام به پایان رسیده است».
وی ادامه داد: آمریکا به بهانه مبارزه با داعش، منابع کشورهای منطقه را غارت میکند و آنان که به آمریکا امید بستهاند، به سراب دل خوش کردهاند. چگونه می توان به کسی امید بست که درصدد نابودی و ویرانی ماست؟ کشورهای عربی خلیج فارس باید با روشی متفاوت به پروندههای منطقه نگاه کنند، چون این خطر همه را تهدید میکند و عراقیها که در برابر داعش ایستادند، تروریستها را از رسیدن به کویت و عربستان باز داشتند.
سیدحسن نصرالله همچنین درباره وقایع یمن گفت: در یمن یک انقلاب مردمی و حقیقی در جریان است که نمی توان آن را نادیده گرفت و همین انقلاب است که در برابر القاعده و داعش ایستاده است.
دبیرکل حزبالله لبنان در پایان سخنرانی خود همچنین بر هماهنگی ارتش لبنان و سوریه برای مقابله با تروریسم در منطقه عرسال تاکید کرد.
تفرقه، عامل ذلت مسلمین
رمز غلبه ما وحدت کلمه و اتکال به خدا بود. شما هم اتکال به خدا پیدا کنید و وحدت کلمه؛ شما هم پیروز خواهید شد. همه ملتهای اسلام باید یکی بشوند. اگر ملتهای اسلام و دولتهای اسلامی متفرق نبودند – دولت اسلامی که نمی دانم داریم یا نداریم! و شاید شما بدانید که نداریم، امید است که پیدا کنیم – اگر مسلمین با هم بودند، این طور ذلیل نبودند زیر دست اجانب و عمّال اجانب. مسلمین قریب یک میلیارد جمعیت اند ولی یک میلیارد جمعیت متفرق، جدا از هم. اگر یک حکومت بود مثل صدر اسلام، یک حکومت بود و همه تابع، ما به این روز نمی نشستیم. آنها – اجانب – جدیت کردند تا حکومتها را به نفع خودشان متفرق کردند، تکه تکه کردند.(1)
ما ملتها، ما همه که در تحت پرچم توحید هستیم، تا با هم مجتمع نباشیم، تا در اصل ملیتی که مال همه است با هم مجتمع نباشیم و با هم وحدت نداشته باشیم و در صحنه حاضر نباشیم، نمی توانیم در مقابل این سیل کفر و این سیل فزاینده ای که همه عالم را دارد می برد، نمی توانیم مقاومت کنیم.(2)
(1)صحيفه امام، ج 6، ص 338 و 339
(2)صحيفه امام، ج 17، ص 100
رسول الله (ص) نقطه ایجاد وحدت
وجود مقدس نبی مکرم و رسول عظیم اسلام (ص) مهم ترین نقطه ایجاد وحدت است. قبلاً هم این کار را عزض کردیم که دنیای اسلامی می تواند در این نقطه پیوند بخورد. این جایی است که عواطف همه مسلمانان در آنجا متمرکز می شود، این، کانون عشق و محبت و دنیای اسلام است. حالا شما ببینید پول گرفته های صهیونیست ها، همین کانون را مورد توجه قرار می دهند و به آن اهانت می کنند، برای اینکه اهمیت اهانت به امت اسلامی و تحقیر دنیای اسلام، کم کم از بین برود. این نقطۀ اصلی است. سیاستمداران، نخبگان علمی فرهنگی، نویسنگان، شعرا و هنرمندان ما روی این نقطه تکیه کنند و همه مسلمان ها با این اشعار به هم نزدیک شوند. موارد مورد اختلاف را در نظر نگیرند، یکدیگر را متهم نکنند، یکدیگر را تکفیر نکنند و یکدیگر را از حوزه دین خارج نکنند، دل ها در سراسر امت اسلامی، به یاد پیامبر (ص) و به عشق پیغمبر (ص) طراوت پیدا می کند. همه ما دلباخته و عاشق آن بزرگواریم.(1)
(1) 1385/01/27
آثار حج، رونق اقتصادی

«وَحَجُّ الْبَیْتِ وَاعْتِمَارُهُ، فَإِنَّهُمَا یَنْفِیَانِ الْفَقْرَ...».(خطبه 110)
«حج و عمره خانه خدا، نابود کننده فقر هستند.»
آثار فراوان اقتصادی حج غیر قابل انکار است. رفع فقر و آبادانی بلاد مسلمین و رونق اقتصادی جوامع مسلمان، از دیگر آثار این فریضه الهی است که حضرت بدان اشاره دارند.
آثار حج، شست و شوی گناهان

«وَحَجُّ الْبَیْتِ وَاعْتِمَارُهُ،... وَیَرْحَضَانِ الذَّنْبَ».(خطبه 110)
«حج و عمره بیتاللّه الحرام... شستشو دهنده گناهان هستند.»
آری، از رهآوردهای ارزشمند حج، آمرزش الهی برای حجّاج خانه خداست.
بیانات در دیدار دانشآموزان و دانشجویان 1392/08/12
به مناسبت روز ملّی مبارزه با استکبار جهانی
بسماللهالرّحمنالرّحیم
امروز نَفس گرم شما جوانان عزیز در این حسینیّه یادآور و نشانهی همان حماسه و شوری است که در طول سالهای گوناگون از اوّل انقلاب تا امروز، پشتیبان و حمایتکننده و تضمینکنندهی حرکت انقلابی ملّت ایران بوده است. نعمت بزرگ خدا بر این کشور و بر نظام جمهوری اسلامی، وجود جوانها است؛ با انگیزههای روشن، استوار، متّکی به منطق و با دلهای پاک و نیّتهای صاف و خالص.
جلسهی امروز ما به مناسبت یادبود حوادث سیزدهم آبان است که در طول سالهای گوناگون - پیش از انقلاب و پس از پیروزی انقلاب - در کشور اتّفاق افتاده است. سه حادثه است: حادثهی تبعید امام در سال ۴۳، حادثهی کشتار بیرحمانهی دانشآموزان در تهران در سال ۵۷، و حادثهی حرکت شجاعانهی دانشجویان در تسخیر لانهی جاسوسی در سال ۵۸؛ هر سه حادثه به نحوی مربوط میشود به دولت ایالات متّحدهی آمریکا. در سال ۴۳ امام (رضوان الله تعالی علیه) به خاطر اعتراض علیه کاپیتولاسیون - که به معنای حفظ امنیّت مأموران آمریکایی در ایران و مصونیّت قضایی آنها بود - تبعید شدند؛ پس قضیّه مربوط شد به آمریکا. در سال ۵۷ رژیم وابستهی به آمریکا در خیابانهای تهران دانشآموزان را به قتل رساند و آسفالت خیابانهای تهران به خون نوجوانان ما رنگین شد، برای دفاع از رژیم وابستهی به آمریکا؛ این هم مربوط شد به آمریکا. در سال ۵۸ ضربتِ متقابل بود؛ یعنی جوانان شجاع و مؤمن دانشجوی ما به سفارت آمریکا حمله کردند و حقیقت و هویّت این سفارت را که عبارت بود از لانهی جاسوسی کشف کردند و در مقابل چشم مردم دنیا گذاشتند. آن روز جوانهای ما اسم سفارت آمریکا را گذاشتند لانهی جاسوسی، امروز بعد از گذشت سی و چند سال از آن روز، اسم سفارتخانههای آمریکا در نزدیکترین کشورها به آمریکا - یعنی کشورهای اروپایی - شده است لانهی جاسوسی؛ یعنی جوانهای ما سی سال از تقویم تاریخ دنیا جلو بودند. این قضیّه هم مربوط به آمریکا بود. سه حادثه، هرکدام [هم] بهنحوی مرتبط با دولت ایالات متّحدهی آمریکا و مناسبات آن با ایران. لذا روز سیزدهم آبان را - که مثل فردا است - نامگذاری کردند "روز مبارزهی با استکبار".
استکبار یعنی چه؟ استکبار یک تعبیر قرآنی است؛ در قرآن کلمهی استکبار به کار رفته است؛ آدم مستکبر، دولت مستکبر، گروه مستکبر، یعنی آن کسانی و آن دولتی که قصد دخالت در امور انسانها و ملّتهای دیگر را دارد، در همهی کارهای آنها مداخله میکند برای حفظ منافع خود؛ خود را آزاد میداند، حقّ تحمیل بر ملّتها را برای خود قائل است، حقّ دخالت در امور کشورها را برای خود قائل است، پاسخگو هم به هیچکس نیست؛ این معنای مستکبر است. نقطهی مقابل این جبههی ظالم و ستمگر، گروهی هستند که با استکبار مبارزه میکنند؛ مبارزهی با استکبار یعنی چه؟ یعنی در درجهی اوّل زیر بار این زورگویی نرفتن؛ معنای استکبارستیزی یک چیز پیچوخمدارِ پیچیدهای نیست؛ استکبارستیزی یعنی یک ملّتی زیر بار مداخلهجویی و تحمیل قدرت استکبارگر یا انسان مستکبر یا دولت مستکبر نرود؛ این معنای استکبارستیزی است. من البتّه انشاءالله در آینده در یک فرصتی با شما جوانها، دانشجوها، دانشآموزان دربارهی استکبار و استکبارستیزی یک صحبت مفصّلی باید بکنم که الان مجال آن نیست؛ اجمالاً این معنای استکبار و این معنای استکبارستیزی است.
ملّت ایران که خود را استکبارستیز میداند، بهخاطر این است که زیر بار تحمیل دولت آمریکا نرفته است. دولت آمریکا یک دولت استکباری است، حقّ مداخلهی در کشورها را برای خود قائل است، جنگافروزی میکند، در امور کشورها مداخله میکند؛ امروز مشاهده میکنید [که] این قضیّه دیگر از محدودهی کشورهای آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین فراتر رفته است، به اروپا رسیده؛ در امور آنها هم دخالت میکنند. ملّت ایران در مقابل این استکباری که دولت ایالات متّحده داشت و دخالتی که میکرد و زورگوئیای که میکرد و تسلّطی که بر کشور عزیز ما در طول سالها برای خود درست کرده بود، ایستاد. حکومت طاغوتىِ پادشاهی، یک حکومت وابستهی به آمریکا بود بدون پشتوانهی داخلی؛ با تکیهی به آمریکا در ایران هر کاری میخواستند میکردند؛ به مردم ظلم میکردند، حقوق مردم را غصب میکردند، بین مردم تبعیض قائل میشدند، کشور را از رشد و ترقّی و توسعهای که حقّ طبیعی و تاریخی آن بود باز داشته بودند، برای خاطر اینکه منافع آمریکا را در ایران تأمین کنند. ملّت ایران ایستاد، انقلاب کرد، بعد هم ریشههای مستکبرین را در کشور قطع کرد؛ مثل بعضی از کشورهای دیگر نبود که مقابلهی با استکبار کردند امّا کار را نیمهتمام گذاشتند و چوبش [را] هم خوردند.
بنده در یک کشوری - که اسم نمیآورم - که با انگلیسها مبارزه کرده بودند و سالها ظلم و جور انگلیسها را با مبارزهی خودشان تمام کرده بودند و استقلال پیدا کرده بودند، دیدم که مجسّمهی یک سردار انگلیسی را در یکی از مراکز مهمّ تفریحی خودشان نصب کردند! گفتیم خب این دیگر چیست؟ اسم آن مرکز را هم، به اسم آن مستکبرِ مستعمری که هزاران جنایت در آنجا کرده بود، گذاشته بودند! البتّه از این ملاحظهکاری و مماشاتکاری هم سودی نبردند؛ یعنی فشار بر آن کشور ادامه داشت، هنوز هم [ادامه] دارد؛ مماشات با مستکبر برای هیچ کشوری سود به ارمغان نمیآورد. جمهوری اسلامی ایران و انقلاب عظیم این ملّت با استکبارِ آمریکایی در افتاد و کار را نیمهکاره هم رها نکرد؛ چون ضربِ دستِ آمریکا را در طول سالهای متمادی بر روی پوست و گوشت خود احساس کرده بود؛ میفهمید اینها چه کسانی هستند، چه هستند.
این رویکرد استکباری که آمریکاییها دارند و از دهها سال پیش تا امروز هم ادامه دارد، موجب شده است که در ملّتهای دنیا یک احساس بیاعتمادی و بیزاری نسبت به دولت آمریکا بهوجود بیاید؛ این مخصوص کشور ما نیست؛ هر ملّتی به آمریکا اعتماد کرد، ضربه خورد؛ حتّی آن کسانی که دوست آمریکا بودند. حالا در کشور ما دکتر مصدّق به آمریکاییها اعتماد کرد؛ برای اینکه بتواند خود را از زیر فشار انگلیسها نجات بدهد، به آمریکاییها متوسّل شد؛ آمریکاییها به جای اینکه به دکتر مصدّق که به آنها حسن ظن پیدا کرده بود کمک کنند، با انگلیسها همدست شدند، مأمور خودشان را فرستادند اینجا و کودتای ۲۸ مرداد را راه انداختند. مصدّق اعتماد کرد، کتکش را [هم] خورد؛ حتّی کسانی که با آمریکا میانهشان هم خوب بود و به آمریکا اعتماد کردند، ضربهاش را خوردند. روابط رژیم طاغوتی سابق با آمریکا خیلی صمیمی بود، در عین حال زیادهخواهىِ آمریکا آنها را هم به ستوه آورده بود؛ همین کاپیتولاسیونی را که گفتیم - مصونیّت قضائی مأمورین آمریکا - تحمیل کردند بر آنها؛ آنها هم پشتوانهای جز آمریکا نداشتند، مجبور شدند قبول کردند.
معنای کاپیتولاسیون این است که اگر چنانچه یک گروهبان آمریکایی بزند توی گوش یک افسر ارشد ایرانی، کسی حق ندارد او را تحت تعقیب قرار بدهد. اگر یک مأمور خُردهپای آمریکایی در تهران به یک مرد شریف ایرانی یا به یک زن شریف ایرانی تعدّی بکند، کسی حق ندارد او را تحت تعقیب قرار بدهد؛ آمریکاییها میگویند حق ندارید، خودمان قضیّه را حل میکنیم؛ ذلّت یک ملّت از این بیشتر نمیشود. این را تحمیل کردند، دوستشان هم بود، به دوست خودشان هم رحم نکردند. همین محمّدرضا را بعد از آنکه از ایران فرار کرد و یک مدّت کوتاهی به آمریکا رفت، از آنجا بیرون کردند، او را نگه نداشتند؛ یعنی اینقدر هم به او وفاداری نکردند؛ اینجوری هستند.
ملّتها و حتّی دولتها به آمریکا بیاعتمادند به خاطر همین رفتار و رویکردی که در سیاست آمریکاییها هست. هرکسی اعتماد کرد به آمریکا، ضربهاش را خورد؛ لذا امروز در میان ملّتها شاید بشود گفت منفورترین قدرتهای دنیا آمریکا است. اگر یک نظرسنجی عادلانه و سالمی در دنیا بین ملّتها انجام بگیرد، گمان نمیکنم نمرهی منفی هیچ دولتی به پای نمرهی منفی دولت آمریکا برسد؛ در دنیا امروز وضع اینها اینجوری است؛ میشنوید دیگر حرفهایی که اروپاییها امروز دارند علیه آمریکاییها میزنند. خب، بنابراین مسئلهی ستیزهی با استکبار و روز ملّی استکبارستیزی یک مسئلهی اساسی است، یک مسئلهی برخاستهی از تحلیل درست و حرف درست است. و شما جوانهای عزیز و میلیونها جوانی که در سرتاسر کشور هستند، مثل شما دانشجو و دانشآموزند، باید تحلیل درستی داشته باشید از این قضایا. خب، جوانِ اوّلِ انقلاب احتیاج به تحلیل نداشت و تحلیل نمیخواست، همهچیز برایش روشن بود، چون همهچیز را خودش به چشم خود دیده بود؛ حضور آمریکاییها را، قساوت آمریکاییها را، ساواکِ دستآموزِ آمریکاییها را، امّا امروز شما باید فکر کنید، تحلیل کنید، دقّت کنید؛ صِرف [گفتن با] زبان نباشد؛ معلوم باشد چرا ملّت ایران با استکبار مخالف است؛ چرا با رویکردهای ایالاتمتّحدهی آمریکا مخالف است؛ این بیزاری ناشی از چیست؛ این را جوانِ امروز بایستی بدرستی و با تحقیق بفهمد.
خب، دربارهی مسائل جاری ما با آمریکا - که این روزها محلّ بحث است - چند نکته را من عرض بکنم؛ سئوال است در ذهنها. اوّلاً یک تذکّر مهم و لازمی را بدهم: هیچکس نباید این مجموعهی مذاکرهکنندگان ما را با مجموعهی شامل آمریکا - همان شش دولت، بهاصطلاح پنج بعلاوهی یک - سازشکار بداند؛ این غلط است؛ اینها مأموران دولت جمهوری اسلامی ایران هستند، اینها بچّههای خودمان هستند، بچّههای انقلابند؛ یک مأموریّتی را دارند انجام میدهند. کار سختی هم هست [که] بر عهدهی اینها است؛ دارند با تلاش فراوان آن کاری را که بر عهدهی آنها است انجام میدهند. بنابراین نباید مأموری را که مشغول یک کاری است و مسئول یک فرایندی است مورد تضعیف یا توهین یا بعضی از تعبیراتی که گاهی شنیده میشود - که اینها سازشکارند، و مانند اینها - قرار داد؛ نه، این حرفها نیست. این را هم توجّه داشته باشید، این مذاکرهای که امروز دارد انجام میگیرد با شش کشور - که آمریکا هم جزو این شش کشور است - فقط در مورد مسائل هستهای است و لاغیر. بنده هم اوّلِ امسال در مشهد مقدّس در سخنرانی گفتم [که] مذاکره در موضوعات خاص اشکالی ندارد؛ منتها گفتم من اعتماد ندارم، خوشبین نیستم به مذاکره، لکن میخواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم به اذنالله ضرری نمیکنیم.
یک تجربهای در اختیار ملّت ایران است - که حالا من مختصراً عرض خواهم کرد - این تجربه ظرفیّت فکری ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربهای که در سال ۸۲ و ۸۳ در زمینهی تعلیق غنیسازی انجام گرفت، که آنوقت تعلیق غنیسازی را در مذاکرات با همین اروپاییها، جمهوری اسلامی برای یک مدّتی پذیرفت. خب ما دو سال عقب افتادیم، لکن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم که با تعلیق غنیسازی، امید همکاری از طرف شرکای غربی مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعلیق اختیاری را - که البتّه بهنحوی تحمیل شده بود، لکن ما قبول کردیم، مسئولین ما قبول کردند - آن روز قبول نکرده بودیم، ممکن بود کسانی بگویند خب یک ذرّه شما عقبنشینی میکردید، همهی مشکلات حل میشد، پروندهی هستهای ایران عادی میشد. آن تعلیق غنیسازی این فایده را برای ما داشت که معلوم شد با عقبنشینی، با تعلیق غنیسازی، با عقب افتادن کار، با تعطیل کردن بسیاری از کارها مشکل حل نمیشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب دیگری است؛ این را ما فهمیدیم، لذا بعد از آن شروع کردیم غنیسازی را آغاز کردن. امروز وضعیّت جمهوری اسلامی با سال ۸۲، زمین تا آسمان فرق کرده؛ آن روز ما چانه میزدیم سرِ دو، سه سانتریفیوژ، [ در حالی که] امروز چندین هزار سانتریفیوژ مشغول کارند. جوانهای ما، دانشمندان ما، محقّقین ما، مسئولین ما همّت کردند، کارها را پیش بردند. بنابراین از مذاکراتی هم که امروز در جریان است، ما ضرری نخواهیم کرد. البتّه بنده همچنان که گفتم خوشبین نیستم؛ من فکر نمیکنم [از] این مذاکرات آن نتیجهای را که ملّت ایران انتظار دارد، بهدست بیاید، لکن تجربهای است و پشتوانهی تجربی ملّت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد؛ ایرادی ندارد امّا لازم است ملّت بیدار باشد. ما از مسئولین خودمان که دارند در جبههی دیپلماسی فعّالیّت میکنند، کار میکنند، قرص و محکم حمایت میکنیم، امّا ملّت باید بیدار باشد، بداند چه اتّفاقی دارد میافتد [تا] بعضی از تبلیغاتچیهای مواجببگیر دشمن و بعضی از تبلیغاتچیهای بیمزدومواجب - از روی سادهلوحی - نتوانند افکار عمومی را گمراه کنند.
یکی از ترفندها و خلافگوییها این است که اینجور القا کنند به افکار عمومی مردم که اگر ما در قضیّهی هستهای، تسلیم طرف مقابل شدیم، همهی مشکلات اقتصادی و معیشتی و غیره حل خواهد شد؛ این را دارند تبلیغ میکنند. البتّه تبلیغاتچیهای خارجی با شیوههای کاملاً ماهرانهی تبلیغاتی خط میدهند، در داخل هم بعضی از روی سادهلوحی و بدون اینکه نیّت سوئی داشته باشند، بعضی هم واقعاً از روی غرض همین را دارند تبلیغ میکنند که اگر ما در این قضیّه کوتاه آمدیم و تسلیم شدیم در مقابلِ طرف مقابل، همهی مشکلات اقتصادی و مانند اینها حل خواهد شد؛ این خطا است. چرا خطا است؟ چند علّت دارد. من مایلم شما جوانهای عزیزمان - هم شما که در این جلسه تشریف دارید، هم قشر جوان فرهمند ما، قشر جوان آگاه ما، جوان پرانگیزهی ما، دانشجویان ما، دانشآموزان ما در سرتاسر کشور که من یکوقت گفتم شماها افسران جنگ نرمید - فکر کنید روی این مسائل.
یک مسئله این است که دشمنی آمریکا با ملّت ایران و با جمهوری اسلامی اصلاً حول محور هستهای نیست؛ این خطا است اگر خیال کنیم که دعوای آمریکا با ما سرِ قضیّهی هستهای است؛ نه، قضیّهی هستهای بهانه است؛ قبل از اینکه مسئلهی هستهای مطرح باشد، همین دشمنیها، همین مخالفتها از اوّل انقلاب بود؛ اگر یک روزی هم مسئلهی هستهای حل شد - فرض کنید جمهوری اسلامی عقبنشینی کرد؛ همانکه آنها میخواهند - خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه، ده بهانهی دیگر را بهتدریج پیش میکشند: چرا شما موشک دارید؟ چرا هواپیمای بدون سرنشین دارید؟ چرا با رژیم صهیونیستی بدید؟ چرا رژیم صهیونیستی را به رسمیّت نمیشناسید؟ چرا از مقاومت در منطقهی به قول خودشان خاورمیانه حمایت میکنید؟ و چرا؟ و چرا؟ و چرا؟ مسئله این نیست که اینها سرِ قضیّهی هستهای با جمهوری اسلامی اختلاف پیدا کرده باشند؛ نه، تحریم آمریکا از اوّل انقلاب شروع شد، روزبهروز هم بیشتر شده است، تا امروز که خب به نقطهی بالایی رسیده. دشمنیهای دیگر [هم ]کردند: اینها هواپیمای جمهوری اسلامی ر ا سرنگون کردند، ۲۹۰ انسان مسافر را کشتند؛ اینها اوایل انقلاب هنوز مردم از هیجان انقلاب بیرون نیامده، کودتای پایگاه شهید نوژه را به راه انداختند، علیه انقلاب کودتا کردند؛ اینها از ضدّانقلابها در هر نقطهای از کشور که بودند حمایت کردند؛ به ضدّانقلاب سلاح دادند و مانند اینها؛ همان کاری که بعدها در بعضی کشورهای دیگر کردند، در اینجا[هم] این کارها را کردند. مسئله مسئلهی هستهای نیست؛ باید همه به این توجّه داشته باشند. این نیست که ما خیال کنیم دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران بهخاطر مسئلهی هستهای است؛ نه، مسئله مسئلهی دیگری است؛[ مسئله این است که] ملّت ایران به خواستههای آمریکا نه گفت، ملّت ایران گفت آمریکا علیه ما هیچ غلطی نمیتواند بکند. اینها با موجودیّت جمهوری اسلامی مخالفند، با نفوذ و اقتدار جمهوری اسلامی مخالفند. همین اواخر یکی از سیاستمداران و از عناصر فکری آمریکا گفت - و گفتهی او پخش شد، این مسئلهی پنهانی هم نیست - که ایران چه اتمی باشد، چه اتمی نباشد، خطرناک است. این شخص صریحاً گفت نفوذ و اقتدار ایران - به قول خودشان هژمونی ایران - در منطقه خطرناک است؛ ایرانی که امروز از اعتبار برخوردار است، از احترام برخوردار است، از اقتدار برخوردار است. آنها با این دشمنند، با این مخالفند. آن روزی اینها راضی میشوند که ایران یک ملّت ضعیف، کنارمانده، منزوی، بیاعتبار و بیاحترام باشد؛ مسئله مسئلهی هستهای نیست. این یک مطلب.
مطلب دیگر این است که ما برای مسائل اقتصادی کشور همهی تلاشمان بایستی متمرکز باشد بر روی مسائل داخلی؛ آن پیشرفتی، آن گشایشی ارزش دارد که متّکی باشد به قدرت درونی یک ملّت. یک ملّت اگر به قدرت خود، به تواناییهای خود متّکی بود، دیگر از اخم یک کشور، از تحریم یک کشور متلاطم نمیشود؛ این را باید ما حل کنیم. همهی حرف ما با مسئولین - چه مسئولین گذشته، چه مسئولین امروز - همین است که باید برای گشایش مسائل کشور و مشکلات کشور، از جمله مشکلات اقتصادی، نگاه به درون باشد. ما در کشور ظرفیّتهای زیادی داریم؛ از ظرفیّتهای این ملّت که عبارت است از، هم امکانات انسانی، هم امکانات طبیعی، هم امکانات جغرافیایی و موقعیّت منطقهای باید استفاده کرد. البتّه ما از تحرّک دیپلماسی هم حمایت میکنیم. وقتی میگوییم از درون بایستی کارها اصلاح بشود، معنایش این نیست که چشممان را ببندیم، تحرّک دیپلماسی نداشته باشیم، با دنیا کار نکنیم؛ چرا، تحرّک دیپلماسی، حضور دیپلماسی کار بسیار لازمی است - مسئولینی که این کارها را میکنند، بخشی از کارهایند - لکن تکیه بایست بر روی مسائل داخلی باشد. در عرصهی دیپلماسی هم آن کشوری موفّق است که متّکی باشد به نیروی درونزا؛ آن دولتی میتواند در پشت میز مذاکرهی دیپلماسی حرف خودش را سبز بکند و به مقصود و نتایج مورد نظر خودش دست پیدا بکند که متّکی باشد به یک اقتدار درونی، تواناییهای درونی؛ حساب میبرند از یک چنین دولتی.
یک نکتهی مهمّی که در اینجا باید مورد توجّه قرار بگیرد این است که ما در مواجههی با دشمنانمان در طول این سالها هیچوقت دچار استیصال نشدیم، بعد از این هم نخواهیم شد. ما در دههی اوّل انقلاب، بخصوص در سالهای اوّل، دستمان از اغلب ابزارهای مادّی کوتاه بود؛ پول نداشتیم، سلاح نداشتیم، تجربه نداشتیم، سازماندهی نداشتیم، نیروی مسلّح کارآمد نداشتیم، ابزارهای جنگی نداشتیم؛ و دشمن ما - چه دشمنی که در صحنهی جنگ با ما میجنگید، یعنی رژیم بعثی صدّام؛ و چه دشمنی که پشت سر او قرار داشت، یعنی همین آمریکا و ناتو و شوروىِ آن روز - اینها در اوج قدرت بودند، در اوج توانایی بودند. همین دولت آمریکا آن روز در زمان ریگان یکی از دولتهای محکم و قوی و توانای در عرصههای سیاسی و نظامی در دنیا بود، و ما در تهیدستی و فقر و تنگدستی قرار داشتیم، [ امّا] نتوانستند با ما کاری بکنند.
امروز وضعیّت فرق کرده است؛ امروز جمهوری اسلامی، هم سلاح دارد، هم پول دارد، هم علم دارد، هم فنّاوری دارد، هم قدرت ساخت دارد، هم اعتبار بینالمللی دارد، هم میلیونها جوان آمادهی به کار دارد، میلیونها استعداد دارد؛ امروز وضع ما اینجوری است؛ ما اصلاً قابل مقایسهی با سیسال قبل نیستیم. اتّفاقاً در جبههی مقابل ما وضعیّت بهعکس است؛ آن روز آمریکاییها در اوج قدرت بودند، امروز نیستند؛ خودِ یکی از این دولتمردان کنونی آمریکا، یک شخصیّت معروفی، چندی پیش یک جملهای گفت - اوگفت، ما نمیگوییم؛ این را خودشان گفتند - که آمریکا امروز وضعش به جایی رسیده که دوستانش احترامش نمیکنند، دشمنانش از او نمیترسند. در این برههی اخیر دچار مشکلات سیاسیاند؛ دیدید اختلافات سیاسیون آمریکا را بر سر مسائل مربوط به بودجهی دولتشان که موجب شد شانزده هفده روز دولت آمریکا تعطیل بشود، هشتصد هزار کارمند را به مرخصی اجباری بفرستند؛ اینها ضعف است، اینها ناتوانی است. در مسائل اقتصادی و مالی، امروز دچار بزرگترین مشکلاتند؛ مشکلات ما در مقابل مشکلات آنها صفر است.
من به شما بگویم، در سال ۲۰۰۱ یا ۲۰۰۲ میلادی - یعنی ده سال قبل، یازده سال قبل - مسئولین مالی آمریکا پیشبینی کردند و گفتند ما در سال ۲۰۱۱ یا ۲۰۱۲ چهارده هزار میلیارد دلار اضافهی درآمد خواهیم داشت؛ درست توجّه کنید! سال ۲۰۰۱ پیشبینیشان برای سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ این بود: گفتند ما در سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ چهارده هزار میلیارد دلار اضافه درآمد خواهیم داشت؛ حالا سال ۲۰۱۳ است، نزدیک هفده هزار میلیارد [دلار] کمبود دارند، نه اینکه اضافه درآمد ندارند؛ یعنی در محاسباتشان حدود سی هزار میلیارد دلار اشتباه کردند! این وضع اقتصادی آنها است، این وضع محاسبات آنها است. یک چنین وضعی امروز در جبههی مقابل ما وجود دارد، اختلافات هم که خب زیاد است، ملاحظه میکنید؛ منافع مشترکی آنها را - اروپاییهاو آمریکاییها را - به هم وصل کرده است والّا در اعماق با هم بدند. ملّت فرانسه نسبت به آمریکاییها منزجر و متنفّر است. در قضایای گوناگون، در قضیّهی سوریّه که آمریکاییها میخواستند حمله کنند، نتوانستند نزدیکترین دولت به خودشان را هم شریک خودشان کنند در این قضیّه؛ یعنی انگلیسها هم گفتند ما شرکت نمیکنیم. این درحالی است که وقتی به عراق حمله کردند، حدود چهل دولت با اینها همکاری کردند؛ وقتی به افغانستان حمله کردند، سی و چند دولت با اینها همکاری کردند. [ الان ]آمریکاییها وضعشان اینجوری است، [امّا] ما وضعمان خیلی خوب است. ما پیشرفت کردیم، ما مقتدر شدیم، ملّتمان ملّت آگاهی شده؛ البتّه فشار میآورند. این فشارها را بایستی با تکیهی بر تواناییهای خودمان در داخل تحمّل کنیم و از آن عبور کنیم؛ این کار عاقلانهای است که انجام میگیرد. البتّه عرض کردیم، باز هم تکرار میکنیم: با تلاشی که دولت محترم و مسئولین کشور دارند انجام میدهند، ما موافقیم. یک کاری است، یک تجربهای است، احتمالاً یک اقدام مفیدی است؛ این کار را انجام بدهند، اگر نتیجه گرفتند که چه بهتر، امّا اگر نتیجه نگرفتند، معنایش این باشد که برای حلّ مشکلات کشور بایستی کشور روی پای خودش بایستد. این توصیهی قبلی خودمان را باز هم تکرار میکنیم: به دشمنی که لبخند میزند، اعتماد نکنید؛ این را ما به مسئولینمان، به بچّههای خودمان، فرزندان خودمان - اینهایی که در مسئلهی دیپلماسی مشغول کار هستند، بچّههای مایند، جوانهای خود مایند - [توصیه میکنیم]؛ توصیهی ما به اینها این است: مراقب باشید لبخند فریبگرانه شما را دچار اشتباه نکند، دچار خطا نکند؛ ریزهکاریهای کار دشمن را ببینید.
آمریکاییها امروز بیشترین رودربایستی را از رژیم منحطّ صهیونیستی دارند؛ بیشترین ملاحظه را از محافل صهیونیست دارند؛ ملاحظهی آنها را میکنند؛ ما داریم میبینیم وضعیّت را. پنجهی قدرتمندان مالی و کمپانیهای صهیونیستی بر دولت آمریکا و کنگرهی آمریکا و مسئولین آمریکایی آنچنان مسلّط است که اینها مجبورند ملاحظهی آنها را بکنند، ما که مجبور نیستیم ملاحظهی آنها را بکنیم. ما از روز اوّل گفتیم، امروز هم میگوییم، بعد از این هم خواهیم گفت: ما رژیم صهیونیستی را یک رژیم نامشروع و حرامزاده میدانیم. یک رژیمی است که بر اساس توطئه بهوجود آمده است، بر اساس توطئه و سیاستهای توطئهآمیز هم دارد حفظ میشود و حراست میشود. آنها ملاحظه دارند؛ حالا چرا ملاحظه دارند، این خودش بحث دیگری است؛ پول و قدرت و سرمایهی صهیونیستها کار خودش را میکند، بالاخره این بیچارهها را دچار میکند؛ مجبورند ملاحظه کنند؛ فقط هم آمریکاییها نیستند، خیلی از سیاستمداران دیگر غربی هم همین مشکل را بیچارهها دارند، آنها هم گرفتارند، [دچار] مشکلند. لذا مسئولین ما توجّه داشته باشند، حرفها را ببینند؛ از آن طرف لبخند میزنند، اظهار علاقه میکنند، اظهار میل به مذاکره میکنند، از این طرف بلافاصله میآیند میگویند: همهی گزینهها روی میز است! خب، که مثلاً چه؟ چه حرکتی، چه غلطی ممکن است نسبت به جمهوری اسلامی انجام بدهند؟ اگر جدّی هستند در کار، بایستی خودشان را کنترل کنند، باید جلوی آن کسانی را که زبان به حرفهای یاوهای از این قبیل میگشایند بگیرند. یک سیاستمدار پولدار آمریکایی یک غلطی میکند که بله، ما بایستی در فلان صحرای ایران بمب اتم بزنیم و تهدید کنیم و فلان؛ باید بزنند دهن یک چنین آدمی را خُرد کنند. دولتی که خودش را به توهّم اینکه نسبت به مسائل جهان مسئولیّت دارد، مسئول میداند که با مسئلهی هستهاىِ فلان کشور و فلان کشور برخورد کند، دیگر غلط میکند که یک کشوری را در یک چنین وضعی، در یک چنین دور و زمانهای تهدید هستهای بکند. باید جلوی این یاوهها را بگیرند.
بههرحال ملّت ما بحمدالله ملّت هوشیاری است، مسئولین ما هم مسئولین همین ملّتند، آنها هم هوشیارند، حواسشان جمع است. هر کاری که به مصلحت کشور باشد و مسئولین کشور انجام بدهند، ما از آن کار حمایت میکنیم، کمکشان میکنیم، دعایشان هم میکنیم، لکن توصیه هم میکنیم، هم به آحاد مردم، هم به مسئولین، هم بخصوص به شما جوانهای عزیز که چشموگوشها را باز کنید. هر ملّتی با آگاهی، با هوشیاری، با بیدار ماندن و به خواب نرفتن، میتواند به اهداف والای خود دست پیدا کند.
و امیدواریم انشاءالله دعای حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه)، پشتیبان شما باشد. روح مطهّر امام دعاگوی شما باشد. ارواح طیّبهی شهدا انشاءالله دعاگوی شما باشند. و انشاءالله شما جوانها، کشور را با روحیّهی شاداب خودتان تحویل بگیرید، و با ابتکار خودتان نوبت به شما برسد، انشاءالله به قلّهها برسید.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
فلسفه زيارت أولياء خدا
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً[1]
زيارت در فرهنگ اسلامى جايگاهى والا و سابقه اى ديرينه دارد، فقيهان و عالمان دين زيارتِ خانه خدا را براى مستطيعان واجب و آن را همراه با زيارت مرقد مطهّر نبوى و امامان پاك(عليهم السلام) از مستحبات اكيد دينى شناخته اند.
ابراز محبّت به انبيا و اولياى الهى، اعلام بيعت و اطاعت از رهبران آسمانى، نمايش همفكرى و همراهى زائران با زيارت شوندگان و خفتگان در آستان هاى ملكوتى، بخشى از انگيزه هاى زيارت است.
عشق درونى به اولياى الهى، نياز انسان به دعا و نيايش، علاقه انسان به سير و سفر و گردش علمى، پناه بردن به پايگاه هاى امن و امان در برابر خطرات فردى و اجتماعى و روا شدن حوايج و نيازها، به بركت توسّل و استمداد از ارواح پاك و مقدّس، از امورى است كه در طول تاريخ، بزرگترين انگيزه انسان ها در ايجاد بارگاه ها و سير و سفر براى زيارت اولياى الهى بوده است.
زائران، با حضور در مزار و محضر انبيا و امامان و امامزادگان، خود را در درياى رحمت و محبّت الهى شناور احساس مى كنند و گويا با زيارت، گرد و غبار خستگى و ناپاكى را از روح و روان خويش مى شويند و احساس طهارت و نشاط و صفا و اميدِ بيشتر مى كند.
زيارت در اسلام، به ويژه در فرهنگ غنى تشيّع، از جايگاه والايى برخوردار است. اولياى الهى و امامان معصوم(عليهم السلام) پيروان خود را دعوت به زيارت كرده اند و پاداش فراوان براى «زائر» برشمرده اند.
در زيارت، پيش از برهان و فلسفه چينى، شور و عشق و محبّت نهفته است، وآنچه زائر را به پيمودن راه ها و طى مسافت ها و تحمل رنج سفر و بيم باديه و استقبال از خوف و خطر وا مى دارد، كشش درونى و علاقه قلبى اوست واگر محبّت آمد، ملال از بين مي رود، و اگر عشق آمد، خستگى رخت بر مى بندد .
آنچه در راه طلب خسته نگردد هرگز *** پاى پر آبله و باديه پيماى من است
شوق ديدارِ محبوب، انسان نشسته را حركت مى بخشد و ساكن را به هجرت وا مى دارد و «عافيت طلب» را باديه پيما مى سازد، به خصوص اگر عشق راستين به خدا باشد كه معشوق كامل و محبوب مطلق است و پيوند با او، سوزنده و سازنده است
داغ محبت خدا و رسول و اهل بيت(عليهم السلام) بر سينه داشتن، همراه است با رنج ها و مشقت هايى كه در راه اين محبت است. مگر مى توان از دشت ها به سوى خانه و ديار محبوب گذر كرد و تيغ بيابان را در پاى نديد؟ كه اين در راه هر چه از دوست رسد نيكوست.
در فرهنگ والاى تشيّع، معشوق هاى برين، خدا و رسول اند و ائمه اطهار(عليهم السلام) ، و نيز صديقين، شهيدان و پاكمردانى هستند كه در راهِ احياى مكتب، جان در طبق اخلاص نهادند و لايق محبت شدند و دين هم بر پايه محبت مى چرخد اساساً به تعبير زيباى امام صادق(عليهم السلام) : «هَلِ الدِّينُ إِلاَّ الْحُبُّ»;[2] «آيا دين، چيزى جز محبّت است؟» آرى، «محبّت» پشتوانه «زيارت» است و آنكه عشق و شوق دارد، به زيارت مى رود.
وقتى به پيامبر و امام معصوم و امام زادگان سلام مى دهيم، آنان توجه دارند و جواب سلام ما را مى دهند. در زيارتنامه ها، در موارد متعدّدى چنين تعابيرى وجود دارد كه خطاب به مَزُور گفته مى شود:«أَشْهَدُ أَنَّكَ تَسْمَعُ كَلامِي وَ تَشْهَدُ مَقَامِي». «شهادت مى دهم كه تو سخن و كلام مرا مى شنوى و شاهد اين مقام و موقعيت زيارتِ من هستى.»
در اين خصوص از پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده كه فرمود: «إِنَّ لِلَّهِ مَلائِكَةً سَيَّاحِينَ فِي الاَْرْضِ يُبَلِّغُونِّي عَنْ أُمَّتِيَ السَّلامَ».[3] «خدا را فرشتگانى است كه در زمين مى گردند و سلام ها و درودهاى امّتم را بر من مى رسانند.»
و در روايت ديگر فرموده است: «مَنْ سَلَّمَ عَلَيَّ فِي شَيْء مِنَ الاَْرْضِ أُبْلِغْتُهُ وَ مَنْ سَلَّمَ عَلَيَّ عِنْدَ الْقَبْرِ سَمِعْتُهُ».[4] «هر كه بر من سلام دهد، از هر سرزمينى كه باشد، به من رسانده مى شود و اگر در كنار قبرم سلام بدهد، نيز مى شنوم.»
هنگامى كه زيارت پيامبر(صلى الله عليه وآله) در حالِ مرگ و حيات يكسان است و آن حضرت و ديگر معصومين(عليهم السلام) به سلام ما پاسخ مى دهند، سلام دادن بر آنان; چه از نزديك و چه از دور، چه با صداى بلند و چه آهسته، ارتباطى روحى و معنوى است و مگر مى شود انبيا و معصومين(عليهم السلام) سلام و تحيت ما را بشنوند و هيچ بذل توجهى نداشته باشند؟ و اينجاست كه بايد گفت محبت، يكطرفه نيست.
آرى، «زيارت» نشانه جهت گيرى انسان و الهام بخش و آموزنده است. الهام گرفتن از اسوه هاست. خط دهنده است. تعظيم شعائر است. تقدير از فداكارى ها و تجليل گراميداشتِ فضيلت هاست. زمينه ساز شناخت و تربيت است. بالا برنده است. تعالى بخش است
زيارت، تجديد عهد با امامت
زيارت، تجديد عهد با «خط امامت»، ميثاق با «خون شهيد»، پيمان با «محور توحيد» و بيعت با «رسالت» و «وحى» است. امام هشتم شيعيان جهان، در مورد عهد و پيمانى كه هر امامى بر گردن رهروان خود دارد، فرموده است: «...لِكُلِّ إِمَام عَهْداً فِي عُنُقِ أَوْلِيَائِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ زِيَارَةَ قُبُورِهِمْ، فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَةً فِي زِيَارَتِهِمْ وَ تَصْدِيقاً بِمَا رَغِبُوا فِيهِ كَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»;[5]
«براى هر امامى به گردن شيعيان و هوادارانش پيمانى است; از جمله وفا به اين پيمان، زيارت قبور آنان است. پس هر كس از روى رغبت و پذيرش، آنان را زيارت كند، امامان در قيامت شفيع ايشان خواهند بود.»
بر اساس همين وفاى به عهد است كه شيعه همواره در احياى نام و ياد و زيارت قبور اولياى دين، چه رنج ها كه كشيده و چه شهيدها كه داده است و اكنون نيز اين خط ايثار و شهادت دوام دارد و زيارت ادامه همين خط است و تبرّك و توّسل و استشفا و استشفاع، فيض گيرى از آن معنويات است، كه سيره و روش گذشتگان صالح ما نيز همين بوده است.
با توسّل به ارواح مطهّر پيشوايان معصوم(عليهم السلام) است كه زيارت معنا پيدا مى كند و قبولى اعمال عبادى ما، بدون «استشفاع» و «توسّل» و بدون عرض ارادت و «مودّت» به آستان اقدسشان، بى ثمر و قاصر از وصول به هدف است و اشرف انبيا حضرت محمّد مصطفى(صلى الله عليه وآله) در اين باره چنين فرموده است: «...وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّد بِيَدِهِ لَوْ أَنَّ عَبْداً جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِعَمَلِ سَبْعِينَ نَبِيّاً مَا قَبِلَ اللَّهُ ذَلِكَ مِنْهُ حَتَّى يَلْقَاهُ بِوَلايَتِي وَ وَلايَةِ أَهْلِ بَيْتِي».[6]
«سوگند به آنكه جان محمّد در دست اوست، اگر بنده اى در روز قيامت، عمل هفتاد پيغمبر را بياورد، خدا آن را از وى نمى پذيرد تا اينكه با «ولايت» من و «ولايت» اهل بيت من، خدا را ملاقات نمايد.»
آثار وبرکات زيارت
در مورد آثار زيارت اهل قبور، رسول الله(صلى الله عليه وآله) به ابوذر فرمود: «به تو وصيتى مى كنم، اين وصيت را نگهدار، شايد خدا تو را به دليل رعايت وصيت، بهرهمند گرداند; به زيارت قبور برو تا آخرت را به ياد تو آورد. البته روزها به زيارت قبور برو و نه شب هنگام.»[7]
و در جاى ديگر فرمود:«به زيارت اموات برويد و به آنان سلام كنيد; زيرا كه از اين كار درس عبرتى مى گيريد.[8] و هر كه هر جمعه يك بار كنار قبر پدر و مادر يا يكى از آن دو برود و زيارت كند، خداوند وى را مى بخشد و نام او را در زمره نيكوكاران مى نويسد.»[9]
آرى زيارت قبور سبب رقّت قلب و جارى شدن اشك از چشم مى شود و آخرت را به ياد شما مى آورد.[10] باز فرمود: «به زيارت قبرها برويد تا ياد آخرت در شما زنده شود.»[11]و هر كه به زيارت اهل قبور برود و بگويد: «لا إِلَهَ إِلاّ اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْء قَدِيرٌ»[12] خداوند همه قبرها را روشن فرمايد و گوينده اين كلمات را بيامرزد و براى او هزار هزار حسنه بنويسد و از او هزار هزار گناه بيامرزد و مقام او را دويست هزار درجه بالا برد.
اميرالمؤمنين على(عليه السلام) درباره زيارت اهل قبور اين دعا را فرموده است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، السَّلامُ عَلَى أَهْلِ لا إِلَهَ إِلاّ اللَّهُ، مِنْ أَهْلِ لا إِلَهَ إِلاّ اللَّهُ، يَا أَهْلَ لا إِلَهَ إِلاّ اللَّهُ، بِحَقِّ لا إِلَهَ إِلاّ اللَّهُ، كَيْفَ وَجَدْتُمْ قَوْلَ لا إِلَهَ إِلاّ اللَّهُ، مِنْ لا إِلَهَ إِلاّ اللَّهُ، يَا لا إِلَهَ إِلاّ اللَّهُ، بِحَقِّ لا إِلَهَ إِلاّ اللَّهُ، اغْفِرْ لِمَنْ قَالَ لا إِلَهَ إِلاّ اللَّهُ، وَ احْشُرْنَا فِي زُمْرَةِ مَنْ قَالَ لا إِلَهَ إِلاّ اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ»
سپس فرمودند:هر كس اين زيارت نامه را بخواند، خداوند ثواب پنجاه سال عبادت به او مى دهد و گناهان پنجاه سال را از او و پدر و مادرش بيامرزد.[13]
آثار زيارت قبور پيامبر و ائمه(عليهم السلام)
رسول خدا (ص) به حضرت علي (ع) فرمود: «إنَّاللهَ قَد جَعَلَ قَبَركَ وَ قبرَ وُلدَكَ بِقاعاً مِن بِقاعِ الجَنَّةِ و عَرصَةً مِن عَرَصاتِها وَ آن اللهَ جَعَلَ قُلُوبَ نُجَباءَ مِن خَلقِهِ وَ صَفوَةِ عِبادِهِ تَحِنُّ إلَيكُم وَ تَحتَمِلُ المَذَلَّةَ وَ الأذي فيكُم وَ يُعَمَّرُونَ وَ يَكثُرُونَ زِيارَتَها تَقَرُّباً مِنهُم إلَي اللهِ وَ مَوَدَّتاً مِنهُم لِرَسُولِهِ، اُولِئك يا عَلِيُّ المَخصُوصُونَ بِشَفاعَتي وَ الوارِدوُنَ حَوضي وَ هُم زُوَّاري غَدا فِي الجَنَّةِ....»[14]
امام صادق(عليه السلام) به نقل از پدر و جدّ بزرگوارش مى فرمايد:«رسول الله به حضرت على(عليه السلام) فرمود: اى اباالحسن، خدا قبر تو و قبرهاى فرزندان تو را، بقعه هايى از بقاع بهشت قرار داده و دل هاى پاكان از خلق خود را چنان به سوى شما گرايش داده است كه در راهِ شما و تعمير قبور شما، همه نوع ناملايمات و رنج هايى را تحمل مى كنند و پيوسته به زيارت قبور شما مى روند و بدينوسيله، به خدا تقرب مى جويند و عرض ارادت به رسول خدا مى نمايند.على جان! اين افراد، به شفاعت من نايل مى شوند و وارد حوض من مى گردند; و فردا اينان، زائران و همسايگان من در بهشت خواهند بود.
على جان! هر كه قبور آنان (امامان) را تعمير كرده و در محافظتش بكوشد، مثل آن است كه در ساختن بيت المقدس، به سليمان بن داوود كمك كرده باشد و ثواب زيارت قبور ائمه برابر با ثواب هفتاد حجّ پس از حَجة الاسلام (حج واجب) مى باشد و زائر هنگام بازگشت از زيارت شما، مانند روز ولادت از مادر، از معاصى پاك مى شود. پس اى على جان، خوشحال باش و دوستداران خود را به نعمتى مژده ده كه نه چشمى ديده، نه گوشى شنيده و نه بر قلب انسانى خطور كرده است...»[15].
امام صادق(عليه السلام) در خصوص ثواب زيارت قبور حضرت ختمى مرتبت، شهداى راه حق و سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين(عليه السلام) چنين فرموده است: «زيارت قبر پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) و زيارت قبور شهدا و زيارت قبور منوّر امام حسين(عليه السلام) برابر است با يك حج مقبول كه زائر همراه رسول الله(صلى الله عليه وآله) بجاى آورد.»[16]
در روايتی يگر می خوانيم که به پيشواز زائران رفتن نيز أجر وپاداش وبرکات زيادی دارد: عَن مُعَلّي بنِ خُنَيسٍ قالَ:سَمِعتُ اباعَبدِالله (ع) يَقُولُ: اذَا انصَرَفَ الرّجُلُ مِن اخوانِكَم مِن زِيارَتِنا او زِيارَةِ قُبُورِنا فَاستَقبِلُوهُ وَ سَلَّمُوا عَلَيِه وَهَنّؤُوهُ بِما وَهَبَ اللهُ لَهُ فإنَّ لَكُم مِثلَ ثَوابِهِ مِن رَحمَةِاللهِ وَ إنَّهُ ما مِن رَجُلٍ يَزُورُنا او يَزُورَ قُبُورَنا الّا غَشِيَتهُ الَّرحمَةُ وَ غُفِرت لَهُ ذُنُوبُهُ. [17]
آداب واحکام زيارت
آداب زيارت اهل قبور : 1 . بهتر است بعد از ظهر روز پنج شنبه به زيارت اهل قبور برويد و در روزهاى ديگر اشكال ندارد 2 . بهتر است رو به قبله در مقابل قبر بنشينيد و دست خود را روى قبر بگذاريد و دعا بخوانيد. 3 . با وضو باشيد. 4 . در قبرستان به آرامى حركت كنيد. 5 . مشغول ذكر خدا باشيد و از حرف هاى بيهوده پرهيز كنيد. 6 . راه رفتن روى قبرها و تكيه دادن يا نشستن روى قبور مؤمنين مكروه است. 7 . در قبرستان بايد به فكر مردن، تاريكى و وحشت قبر باشيم. 8 . پرهيز از شوخى در قبرستان. 9 . پاشيدن آب روى قبر. در اين باره از امام صادق(عليه السلام)پرسيدند، حضرت فرمود: تا وقتى كه رطوبت در خاك قبر باقى است، عذاب از ميت كنار مى رود.[18] و درباره شيوه آب پاشيدن روى قبر، چنين دستور دادند: «به سمت قبله باش، ابتدا از طرف سر ميت آب بريز تا پاى ميت، بعد بر قبر دور بزن و مستحب است كنار قبر مؤمن، قرآن تلاوت شود و هر سوره اى از قرآن را كه مى توانى بخوان، ولى بهتر است سوره ياسين و ملك، نور يا حمد و اخلاص خوانده شود.»
و در مورد ثوابِ خواندن آيه اى از قرآن براى اهل قبور، پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود:«كسى كه در مزار مسلمانان يكى از آيات قرآن را براى اموات بخواند، خداوند ثواب عمل هفتاد پيامبر را به او مى دهد.»[19]
آداب زيارت أولياء خدا
تشرّف به ديدار أولياء خدا چه در حال حيات آنان و چه پس از شهادت و هنگام زيارت قبور آنان آدابي دارد كه آن را از ديدارهاي معمولي جدا ميكند، مستحب است زائر نكات زير را كه در كتب مختلف آمده رعايت كند که ما در اينجا برخی از اين آداب را از شهيد ثاني از کتاب دروس وی نقل میکنيم[20].
ـ غسل كردن و با طهارت وارد حرم شدن.
ـ اذن دخول طلبيدن و با خشوع وارد شدن.
ـ رو به ضريح و پشت به قبله ايستادن و خواندن زيارتهاي وارده.[21]
ـ خواندن دو ركعت نماز پس از زيارت.
ـ دعا كردن و طلب حاجت پس از نماز.
ـ خواندن قرآن و هديه كردن ثواب آن به امام.
ـ حضور قلب داشتن و استغفار كردن از گناه.
ـ احسان و احترام به خادمان حرم.
ـ خواندن دعاي وداع در آخرين زيارت.
ـ زود خارج شدن از حرم پس از زيارت.
ـ پشت نكردن به ضريح هنگام خروج.
ـ پس از بازگشت به خانه، دوباره به حرم و زيارت رفتن.
ـ صدقه دادن به نيازمندان و نيز احسان به تنگدستان از سادات آن شهر.
آدابی ديگر براي زيارت[22]
ـ پوشيدن لباس پاك و تميز كه بهتر است سفيد باشد.
ـ عطر زدن و خوشبو بودن.
ـ با آرامش و وقار حركت كردن و گامها را كوتاه برداشتن.
ـ مشغول بودن به ذكر، در حال رفتن به زيارت.
ـ وارد شدن به حرم با پاي راست.
ـ تكبير گفتن پيش از زيارت، هنگام ديدن قبر مطهّر.
ـ پرهيز از امور دنيايي و سخنان لغو و بيهوده.
برخي از احكام زيارت
أحكام زيارت معصوم: انسان بايد ادب را رعايت كند و جلوتر از قبر پيغمبر (ص) و امام (ع) نماز نخواند و چنانچه نماز خواندن بي احترامي به صاحب قبر باشد، حرام است.[23]
ـ بنا بر احتياط واجب، جنب و حائض و نفساء، نبايد در حرم امامان (ع) و مسجد توقف كند، ولي در حرم امامزادگان اشكال ندارد.[24]
جا گرفتن براي زيارت: مسجد و حرم امامان (ع) از اماكن مشترك و عمومي مسلمانان است كه همه آنان در استفاده از آن مساوي هستند. پس اگر شخصي قبل از ديگري، جايي براي نماز يا عبادتي ديگر يا قرائت قرآن يا خواندن دعا در اختيار گرفت، ديگري نميتواند آن جا را از او بگيرد.[25]
ـ گذاشتن رحل[26] براي نشستن در حرم يا مسجد، مانند نشستن است، يعني صاحب رحل حق اولويتي نسبت به آن مكان پيدا ميكند و ديگران نميتوانند جاي او را بگيرند به شرط آنكه رحل، چيزهايي مثل سجاده و عبا باشد كه تمام محل نماز خواندن يا قسمت عمده آن را بگيرد، نه مثل گذاشتن مهر يا تسبيح يا مسواك و شانه و امثال اينها. بنابراين با گذاشتن مهر يا تسبيح و حتي هر دو، حقّي براي او ثابت نيست و ديگران ميتوانند بردارند و در آن مكان نماز بخوانند.[27]
زائر و نذر و وقف: يكي از سنّت هاي پسنديده مسلمانان، نذر اعمال يا اموال است براي معصومين (س) و همچنين وقف ملك يا مالي براي آنان و اين سنّت حسنه همچنان رواج دارد. لذا توجه به برخي از احكام نذر و وقف، براي زائران مفيد خواهد بود، چرا که معمولاً زائرين بيش از ديگران با آن سرو کار دارند.
ـ اگر نذر كند كه به زيارت يكي از امامان (س) برود، چنانچه به زيارت امام ديگر برود، كافي نيست و چنانچه به واسطه عذر نتواند آن امام را زيارت كند، چيزي بر او نيست. بنابر اين اگر نذر كرده باشد به زيارت امام حسين (ع) برود و نتواند به زيارت ايشان برود، چيزي بر او واجب نيست.[28]
ـ اگر براي حرم امامان (س) چيزي نذر كند، بايد آن را به مصارف حرم برساند، از قبيل فرش و پرده و روشنايي. بنابراين ميتواند به مسئولين دفاتر نذورات تحويل دهد تا به مصارف معين برسد.[29]
ـ اگر چيزي را نذر خود امام (ع) كند، چنانچه مصرف معيني را قصد كرده، بايد به همان مصرف برساند و اگر مصرف معيني را قصد نكرده، بايد به فقيران و زائران بدهد يا مسجد و مانند آن بسازد و ثواب آن را به امام هديه كند.[30]
ـ اگرچيزي را بر حرم امامان (س) وقف كرده باشد، منافع آن صرف تعمير نور حرم و خدمتكاران و نگهبانان حرم و ساير امور مربوط به حرم ميشود.[31]
نماز وزيارت نيابتي: زيارت كردن به نيابت از ديگران چه آنان كه از دنيا رفتهاند و چه كساني که زنده اند مستحب است، ودر حديث است كه داود صرمي به امام حسن عسكري (ع) عرض كرد: من پدر شما را زيارت كردم و ثوابش را براي شما نيّت كردم. امام فرمود: «لَكَ مِنَاللهِ أجرٌ وَ ثَوابٌ عَظيمٌ وَ مِنَّا المَحمِدَةُ» ،براي شما از جانب خداوند اجر و ثواب عظيم است و از جانب ما حمد و ثنا[32].
و در روايت ديگري ميخوانيم كه از بعضي از ائمه (س) سؤال كردند: آيا كسي كه دو ركعت نماز ميخواند، يا يك روز روزه ميگيرد، يا حج يا عمرهاي به جا ميآورد، يا رسول گرامي و يا يكي از ائمه (س) را زيارت ميكند و ثواب آن را به پدر و مادر يا برادر ديني خود هديه ميكند، براي خود او نيز ثوابي هست؟ در پاسخ به اين سؤال فرمودند: ثواب آن عمل به «منوب عنه» هم ميرسد بدون آن كه از ثواب خودش چيزي كاسته شود.[33]
وكسي كه بخواهد از سوي همه برادران ايماني و يا گروه خاصي به نيابت زيارت كند، پس آنها را به زبان يا در قلب خود نيّت ميكند، و زيارت را به نيابت از سوي آنها ميخواند. سپس دو ركعت نماز زيارت را به جاي آورده و ميگويد: ألّلهّمَّ إنِّي زُرتُ هذهِ الزِّيارَةَ وَ صَلَّيتُ هاتَينِ الرَّكعَتَينِ وَجَعَلتُ ثَوابَهِما هَدِيَةً منّي إلي مَولايَ (نام اماميرا كه زيارت ميكند بگويد ) عَن جَميعِ إخواني المُؤمِنينَ وَ المُؤمِنات وَ عَن جَميعِ مَن أوصاني بِالزِّيارَةِ وَ الدُّعاءِ لَهُ ـ اللّهُمَّ تَقَبَّل ذلِكَ منّي وَ مِنهُم بِرَحمَتِكَ يا اَرحَمَ الرّاحِمينَ». اگر بعد از مراجعت به هر كدام از برادران ايماني خود بگويد من از سوي تو، امام (ع) را زيارت كردم، دروغ نگفته است.[34]
و در مورد نماز نيابتی مرحوم علّامه مجلسي ميفرمايد: در حديث صحيحي آمده است كه امام صادق (ع) در هر شب، براي فرزند خود، و در هر روز، براي پدر و مادر خود، دو ركعت نماز ميخواندند، در ركعت اول سوره «اناانزلنا» و در ركعت دوم سوره «كوثر». (و به روح آنان هديه ميكردند). ودر حديث ديگري از امام صادق (ع) نقل شده است كه: ثواب اعمال خيري كه براي مردگان انجام ميشود، هم براي مرده نوشته ميشود و هم براي كسي كه آن را انجام داده است.[35]
زيارتنامه ها
از جمله بهترين زيارتنامه های وارده برای زيارت هرکدام از ائمه ی اهل بيت(ع) زيارت جامعه ی کبيره ی منقول از امام هادی(ع) است، که از لحاظ سند معتبر و متقن و از لحاظ محتوی و مفهوم در اوج و کمال معرفی خاندان گرامی پيامبر می باشد، که اکثر کتب ادعيه و زيارت آن را نقل نمودند. [36]
اين زيارتنامه را می توان در هر زمان و مکانی بويژه مشاهد مشرفه ی معصومين خواند، و مداومت برخواندن آن مورد تأکيد علمای سلف صالح بويژه امام خمينی می باشد.
هم چنين باتوجه به اينکه بعد از زيارت هر معصومی مستحب است که دو رکعت نماز خوانده شود اگر به جای آن نماز جعفر طيار خوانده شود بهتر و آثار و برکات بيشتری خواهد داشت.
* * *
ايوب حائری:محقق ونويسنده
پي نوشت:
[1] . طه: 12.
[2] . بحارالأنوار، ج69، ص237.
[3] . وسائل الشيعه، ج14، ص338.
[4] . وسائل الشيعه، ج14، ص338.
[5] . وسائل الشيعه، ج10، ص253، ح5.
[6] . بحارالأنوار، ج15، ص172.
[7] . مستدرك الوسائل، ج2، ص129.
[8] . مجموعه ورام، ج1، ص288.
[9] . كنزالعمال، ج16، ص468.
[10] . همان، ج15، ص646.
[11] . همان، ج15، ص640.
[12] . الكافي، ج5 ، ص370.
[13] . مستدرك، ج2 ، ص369.
[14]. وسائل الشيعة، ج10، ص 298 ح1.
[15] . وافى، ج14، ابواب الزيارات، ص1333،;بحارالأنوار،ج100،ص120،حديث 22.
[16] . وسائل الشيعه، ج1، ص378.
[17] . بحارالانوار، ج102، ص302.
[18] . سفينة البحار، ج2، ص396.
[19] . بحارالأنوار، ج102، ص300.
[20]. كتاب «دروس»،ج2، ص19.
[21]. مانند زيارت جامعه كبيره و زيارت امينالله كه از معصومين (س) رسيده است و زيارت مخصوص هر امام.
[22]. العروةالوثقي، ج2، كتاب الحج، في آداب السفر، ص411؛ مفاتيح الجنان، آداب زيارت.
[23]. توضيحالمسائل، م884.
[24]. توضيح المسائل، م355.
[25]. تحريرالوسيله، ج2، كتاب احياءالموات ، ص 214، م15.
[26]. رحل= اثاث و وسايل مانند سجاده، عبا و ...
[27]. تحريرالوسيله، ج2، ص215، م17.
[28]. توضيح المسائل، م2660.
[29]. توضيحالمسائل، م2662.
[30].توضيح المسائل، م2663.
[31]. تحريرالوسيله، ج2، ص74، كتاب الوقف، م57.
[32]. بحارالانوار، ج99، ص256، ح3.
[33]. بحارالانوار، ج85، ص311و 313.
[34]. مصباح الزائر، سيدبنطاووس، ص516.
[35]. مفاتيح نوين، ص 1196 به نقل از زادالمعاد ص 573 و 574.
[36].مراجعه شود به مفاتيح الجنان شيخ عبَّاس قمِّی، باب الزيارات.
با توافق خوب که دربردارنده عزت، احترام و پیشرفت ملت ایران باشد موافقیم
۱۳۹۳/۱۱/۱۹ - حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش و پدافند هوایی، با تبیین علت و هدف اصلی دشمنی ۳۶ ساله و ادامه دار دولت آمریکا و خطای محاسباتی آنها برای به زانو درآوردن و تحقیر ملت ایران، به رفتار و عملکرد منطقی و مستدل ایران در مذاکرات هسته ای و رفتار غیر منطقی و باج خواهانه طرف مقابل اشاره و تأکید کردند: ملت ایران در روز ۲۲ بهمن نشان خواهد داد که زیر بار حرف زور نمی رود و پاسخ هر تحقیر کننده ای را نیز با ضربه متقابل خواهد داد.
در این دیدار که همزمان با سالروز بیعت تاریخی جمعی از همافران و کارکنان نیروی هوایی ارتش با امام خمینی (ره) در نوزدهم بهمن سال ۱۳۵۷ برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه ای آن حادثه مهم را حاوی یک مضمون پرمغز و ماندگار دانستند و گفتند: اقدام شجاعانه فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی در ۱۹ بهمن ۵۷، نشان دهنده سخن حق و پرجاذبه انقلاب اسلامی است که توانسته بود حتی به اعماق دلهای نیروی هوایی ارتش پادشاهی آن زمان که نور چشمی آمریکا نیز بود، نفوذ کند.
ایشان با تأکید بر لزوم شناخت و حفظ این حقیقت مهم، به برخی واقعیات صحنه از جمله نفوذ فراگیر انقلاب اسلامی اشاره کردند و افزودند: با پیروزی انقلاب اسلامی، ملتها با دیدن شجاعت و دلیری ملت ایران که علناً در مقابل زورگویی های امریکا ایستاد، به هیجان آمدند و جذب پیام انقلاب شدند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در طرف مقابل نیز، قدرتهای زورگو و در رأس آنها امریکا، از همان روز اول انقلاب، از هیچ اقدام و فشاری برای خاموش کردن این حرکت عظیم و رو به گسترش، فروگذار نکردند و این دشمنی تا امروز هم ادامه دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: دشمنی امریکا و قدرتهای استکباری با اشخاص نیست، آنها با اصل حرکت و جهت گیری توأم با ایستادگی و استقلال طلبی و عزت خواهی ملت ایران دشمن هستند.
ایشان با یادآوری سخنان برخی سیاستمداران امریکایی در سالهای اخیر که بغض و کینه خود را با ملت ایران، صراحتاً بیان کردند گفتند: آنها از ایستادگی ملت ایران عصبانی هستند و هدف اصلی امریکا و همراهانش، به زانو در آوردن و تحقیر ملت ایران است که البته دچار خطا و اشتباه در تحلیل هستند.
رهبر انقلاب اسلامی، علت ناکامی های پی در پی امریکاییها در مسائل منطقه و بویژه مسائل ایران را، همین خطای محاسباتی و اشتباهات راهبردی دانستند و افزودند: یک نمونه از این خطاها، اظهارات چند روز پیش یک مقام امریکایی است که گفته بود، ایرانی ها در مذاکرات هسته ای، دست بسته هستند و گیر افتاده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: در روز ۲۲ بهمن شما خواهید دید که ملت ایران چه حضوری خواهد داشت و آن موقع معلوم خواهد شد که آیا ملت ایران دست بسته است؟
ایشان خاطرنشان کردند: دست ملت و مسئولان ایران هیچگاه بسته نبوده و این موضوع را در عمل نشان داده اند و از این پس نیز با ابتکارات و شجاعت خود، آن را نشان خواهند داد.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: آن طرفی که فعلاً گیر افتاده و دچار مشکل است، امریکا است و همه واقعیات این منطقه و خارجِ منطقه، اثبات کننده این حقیقت است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به شکست سیاستهای امریکا در سوریه، عراق، لبنان، فلسطین، غزه، افغانستان و پاکستان و همچنین شکست امریکا در اوکراین، خطاب به امریکاییها تأکید کردند: این، شما هستید که سالهای متمادی، پی در پی شکست خورده اید اما جمهوری اسلامی ایران پیش رفته و به هیچ وجه با سی و چند سال گذشته قابل مقایسه نیست.
ایشان با اشاره به پیشرفتهای گسترده جمهوری اسلامی در علم و فناوری، در مسائل گوناگون اجتماعی، و در مسائل بین المللی و همچنین نفوذ عظیم منطقه ای و رسوخ مبانی انقلاب در دلهای جوانان افزودند: جمهوری اسلامی ایران با این ذخیره ارزشمند از تجربیات، با قدرت، در حال پیشرفت است و امریکاییها که نتوانستند این ریشه را قلع و قمع کنند اکنون مجبور به تحمل نظام جمهوری اسلامی هستند و طراحی های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی آنها مانع از این پیشرفت نخواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی به مذاکرات هسته ای و تلاش بدخواهان و معاندان برای القای درماندگی ایران در این موضوع اشاره کردند و چند نکته مهم را درباره مذاکرات هسته ای متذکر شدند.
اولین نکته ای که حضرت آیت الله خامنه ای به آن اشاره کردند موافقت با اصل توافق بود که گفتند: من با توافقی که بتواند انجام شود موافقم اما با توافق «بد» موافق نیستم.
ایشان با اشاره به اظهارات مکرر امریکاییها که می گویند «توافق نکردن بهتر از توافق بد است» افزودند: ما هم همین عقیده را داریم! و معتقدیم توافق نکردن بهتر از توافقی است که به ضرر منافع ملی و زمینه ساز تحقیر ملت بزرگ ایران شود.
تلاش بی وقفه مسئولین و هیأت مذاکره کننده برای خارج کردن حربه تحریم از دست دشمن، دومین نکته ای بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند و گفتند: اگر این اتفاق رخ دهد و با توافق، حربه تحریم از دست دشمن خارج شود، بسیار خوب است اما اگر این اتفاق نیفتاد، همه بدانند که راهکارهای فراوانی در داخل کشور برای کُند کردن حربه تحریم وجود دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: اگر با همت و تلاش، به داشته های خود، به صورت مناسب توجه کنیم، حتی اگر نتوانیم حربه تحریم را از دست دشمن خارج کنیم، می توانیم آن را کُند کنیم.
نکته سوم رهبر انقلاب اسلامی، در خصوص رفتار منطقی جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته ای و رفتار غیر منطقی و زورگویانه طرف مقابل بود.
حضرت ایت الله خامنه ای با اشاره به سخنان چندی پیش رئیس جمهور مبنی بر اینکه مذاکره به معنای رسیدن دو طرف به نقطه مشترک است، گفتند: بر همین اساس، نباید در مذاکره، یک طرف با رفتار غیر منطقی تلاش داشته باشد که هر آنچه مورد توقع او است، محقق شود.
ایشان خاطرنشان کردند: رفتار امریکاییها و چند کشور اروپایی دنباله رو آنها، در مذاکرات، غیر منطقی است و با پرتوقعی انتظار دارند همه خواسته های آنها تحقق یابد در حالیکه این، روشِ مذاکره نیست.
حضرت آیت الله خامنه ای، ایستادگی مسئولان در مقابل زیاده خواهی طرف مقابل را کاملاً صحیح دانستند و با اشاره به عملکرد مستدل و منطقی جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف از جمله دوران دفاع مقدس و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و همچنین مسائل گوناگون بعد از جنگ ، خاطرنشان کردند: نظام اسلامی در مذاکرات هسته ای نیز براساس منطق عمل می کند اما طرف مقابل هیچ منطقی ندارد و به دنبال بی منطقی، با تکیه بر زور است.
ایشان تأکید کردند: ملت ایران زیر بار زورگویی و زیاده خواهی و رفتارهای غیر منطقی نخواهد رفت.
رهبر انقلاب اسلامی یک بار دیگر افزودند: من با ادامه و پیشرفت مذاکرات و رسیدن به توافق خوب موافقم و قطعاً ملت ایران هم با هر توافقی که در بر دارنده عزت و احترام او باشد، مخالفتی ندارد.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: باید در مذاکرات، تکریم، حرمت و پیشرفت ملت ایران محفوظ بماند زیرا این ملت عادت به پذیرش زورگوییِ طرف مقابل اعم از امریکا و دیگران، ندارد.
ایشان همچنین با اشاره به برخی مباحث مطرح شده درخصوص توافق دو مرحله ای که ابتدا توافق بر اصول کلی و بعد از مدتی توافق بر جزئیات باشد، خاطرنشان کردند: چنین توافقی پسندیده نیست زیرا با تجربه ای که از رفتار طرف مقابل داریم، توافقِ صِرف در کلیات، وسیله ای خواهد شد برای بهانه گیری های پی در پی در جزئیات.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: اگر توافقی انجام شود، باید در یک مرحله و در بردارنده کلیات و جزئیات، با یکدیگر باشد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: مفاد این قرار داد نیز باید روشن، واضح و غیرقابل تفسیر و تأویل باشد و مفاد توافق نباید به گونه ای باشد که طرف مقابل که عادت به چانه زنی دارد، در قضایای مختلف بهانه جویی کند.
رهبر انقلاب تأکید کردند: تحریم ها نیز باید به معنی واقعی کلمه برداشته شوند.
ایشان خاطرنشان کردند: به لطف خداوند ملت ایران در ۲۲ بهمن نشان خواهد داد هرکسی که بخواهد این ملت را تحقیر کند، با ضربه متقابل مواجه خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: همه ملت ایران و همه دلسوزان متفقند که عزت ملی برای یک کشور، بسیار بسیار مهم است زیرا اگر عزت ملی نباشد، امنیت و پیشرفت هم نخواهد بود، بنابراین عزت ملی باید محفوظ بماند و مسئولان هم این موضوع را می دانند.
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان خاطرنشان کردند: به فضل الهی، ملت ایران با حضور مقتدرانه و عزم راسخ خود در ۲۲ بهمن، دشمن را به زانو درخواهد آورد.































