Super User
فَالِقُ الْإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
خداست شکافنده پرده صبحگاهان، و شب را برای آسایش (خلق) مقرّر داشته و خورشید و ماه را به نظمی معین (او به گردش) درآورده، این تقدیر خدای مقتدر داناست. [انعام، 96]

إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ
خداوند شكافنده دانه و هسته است، زنده را از مرده خارج ميسازد و مرده را از زنده، اين است خداي شما پس چگونه از حق منحرف ميشويد؟ [الأنعام, ۹۵]

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شدهاند، مرده مپندار، بلكه زندهاند كه نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند. [آل عمران - 169]
الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ ۚ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ ۗ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّـهُ ۗ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ ۚ وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْ
حجّ (واجب) در ماههایی معیّن است، پس هر که در این ماهها حج میگزارد بایست آنچه میان زن و شوهر رواست ترک کند و کار ناروا (مانند دروغ و بدگویی) را ترک کند و مجادله نکند، و شما هر کار نیک کنید خدا بر آن آگاه است و توشه (تقوا برای راه آخرت) برگیرید که بهترین توشه این راه تقواست و از من پروا کنید ای صاحبان عقل.[بقره 197]
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَ بَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ

ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده برای هدایت بشر و برای راهنمایی و امتیاز حق از باطل [بقره 185]
وَلَوْ يُعَجِّلُ اللَّـهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ ۖ فَنَذَرُ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿١١﴾
و اگر خدا براى مردم به همان شتاب كه آنان در كار خير مىطلبند، در رساندن بلا به آنها شتاب مىنمود، قطعاً اجلشان فرا مىرسيد. پس كسانى را كه به ديدار ما اميد ندارند، در طغيانشان رها مىكنيم تا سرگردان بمانند. (۱۱) (يونس 11 )
جنايات برعليه خود
آمريكا و ناتو به بهانه حفظ منافع ملي آمريكا ! ؛ دفاع از حقوق بشر ! و ... وارد جنگی نابرابر در افغانستان گردیدند . ليكن پس از گذشت حدود یازده سال ؛ بايد ديد كه آمريكا و ناتو چه دستآوردي را بدست آوردند ؟!
آیا آنان پاسخی برای ملت هایشان ؛ جهان و تاریخ دارند ؟!
آيا آنان با قتل عام هزاران نفر بيگناه از كودكان و سالمندان و جوانان افغانستانی اعم از زن و مرد چيزي بدست آوردند ؟
در اين راستا آمريكا و ناتو علاوه بر هزينه هاي نجومي و ميلياردي و بغارت دادن سرمايه هاي ملي شان صدها نفر از اتباع خود را نيز به كام مرگ كشانده و هزاران نفر را نیز در آمریکا و اروپا يتيم و بيوه نمودند که گاهی اوقات درد آنان کمتر از درد ملت مظلوم افغانستان نیست . زيرا افغانستانی ها بخاطر دفاع از ارزش های اسلامی و حفظ کشور اسلامی شان جان خود را از دست دادند و در پیشگاه خداوند متعال و آیندگان سربلند خواهند بود ولی خانواده های داغدیده غربی چگونه باید نابودی فرزندان و سرمایه های ملی شان را آنهم بخاطر ماجراجوئی برخی از سردمداران خود توجیه نمایند ؟!
اکنون دو سئوال از صدها سئوالی که غربی ها باید پاسخ دهند :
1- آيا زمان نگاه به یازده سال گذشته و به عملكرد آمريكا و ناتو حداقل توسط خودشان فرا نرسيده است ؟
2- محاكمه دولتمردان قبلی و فعلی آمریکا بخاطر جناياتي كه بر عليه بشريت و ملت هاي افغانستان و عراق و آمريكا و كشورهاي عضو ناتو نموده اند چه زماني خواهد بود ؟
اینها سئوالاتی هستند که بزودی باید پاسخ آن ها داده شود .
اکنون آمریکائی ها در قبال جنایات جاری در افغانستان براحتی از آن می گذرند ولی سئوال تاریخی این است که آیا ساخت قبرستان های لوکس و تصاویر ذیل را ملت و تاریخ آمریکا بعنوان سند افتخار از آن یاد خواهند نمود و یا اینها سندی است از جنایات بر علیه خود توسط دولتمردان حاکم و قبلی در آمریکا ؟! .













هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُورًا وَ قَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
اوست كسى كه خورشيد را روشنايى بخشيد و ماه را تابان كرد و براى آن منزل هايى معين كرد تا شماره سال ها و حساب را بدانيد. خدا اينها را جز به حق نيافريده است، نشانه هاى خود را براى گروهى كه مىدانند به روشنى بيان مىكند. [يونس 5 ]
بهار و لذتهای روحانی

لذت عاقلانه نه لذت غافلانه
در رابطه با ایام تحویل سال و فرا رسیدن عید نوروز، مي توان گفت آنهایی که عاقلاند و حکیمانه زندگی میکنند، بهره کامل و کافی از زندگی میبرند. یعنی هم لذتهای جسمانی و بدنی میبرند و هم لذتهای روحانی و عقلی. اگر کسی عاقل باشد بهترین لذت را از زندگی مخصوصا در فصل بهار میبرد اما اگر کسی غافل باشد فقط لذت ظاهری میبرد.
توضیح مطلب این است که در روایات آمده: «إذا رأیتم الربیع فاذکروا النشور» وقتی بهار آمد، به یاد معاد باشید. وقتی بهار میآید دوتا کار در عالم طبیعت و عالم ماده انجام میگیرد. اگر کسی نداند چهکاری در طبیعت انجام میگیرد و چهکسی این کارها را انجام میدهد، فقط یک حیات گیاهی دارد یعنی در حد گیاهان لذت میبرد از خوردن و پوشیدن لباس نو. این «حیوان نام» هنوز متخیل و متوهم و... نشده، و فقط یک لذت گیاهی میبرد. مگر گیاه لذت ندارد؟ گیاه هم تغذیه دارد و بالنده است و جامه نو در بر میکند؛ این برگها لباس نویی است برای اینها. جوانی که از همهجا غافل است و فقط به این فکر است که نوروز را خوش باشد، یک لذت گیاهی دارد یعنی خوب غذا میخورد، خوب میگوید، خوب میخندد، خوب جامه در بر میکند، میخرامد و دیگر هیچ. این، بهره غافلان است اما اهلبیت عصمت و طهارت که به حقیقت عالم آگاه هستند و ما را به حقیقت عالم آگاهی میدهند، فرمودند شما عاقلانه زندگی کنید نه غافلانه. بهره مادی ببرید، از هوای لطیف لذت ببرید، از سبزی و از آب و از هوا و محیط سالم لذت ببرید اما از این رسیدن بهار به یاد معاد باشید: «اذا رأیتم الربیع فاذکروا النشور» به یاد معاد باشید.
در قرآن کریم بیش از هر چیزی بعد از مسأله توحید ما را به جریان معاد آشنا میکنند زیرا آنکه سازنده است، مسأله معاد است. اعتقاد به خدا بهعنوان اینکه او واجبالوجود است، بهعنوان اینکه خالق کل است، بهعنوان اینکه مدیرعامل کل جهان و رب الارباب است؛ در مشرکان حجاز هم بود؛ این اعتقادها مشکل را حل نمیکند، این فقط ثمره علمی دارد. آنکه مشکل را حل میکند، ربوبیت جزیی است که رب انسان کیست، نه رب عالم! این ربوبیت جزیی چیست؟ انسان باید تحت تدبیر چهکسی باشد، قانون چهکسی را گوش بدهد؟ این را مشرکین قبول نداشتند. بعد هم مسأله معاد است.
انسان که مرد، میپوسد یا از پوست به درمیآید؟ مشرکان میگفتند انسان که مرد، میپوسد: «إِنْ هِی إِلا حَیاتُنَا الدنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیی» بعد از مرگ خبری نیست. اگر کسی بعد از مرگ را انکار کند و مرگ را پوسیدن بداند، تمام حیات را تا گور خلاصه میبیند بنابراین میگوید هر اندازه ممکن است در اینجا بهره ببریم. قرآن کریم در بسیاری از آیات سخن از معاد را مطرح میکند که مرگ پوسیدن نیست، بلکه از پوست به در آمدن است؛ مرگ نابودی نیست، هجرت است؛ در روایات نورانی اهلبیت آمده است: «إنما تنتقلون من دار الی دار» اگر برای ما روشن شد که مرگ از پوست به در آمدن است نه پوسیدن و هجرت، میلاد جدید و یک مرحله دیگر است، خواهیم دانست که باید چیزی را تهیه کنیم که آنجا کارایی داشته باشد.
در روایات فرمودند وقتی بهار آمد، شما به فکر معاد باشید. در بهار دوتا کار اساسی انجام میگیرد یکی اینکه خوابیدهها بیدار میشوند و یکی اینکه مردهها زنده میشوند و در قرآن کریم از هر دو راه برای مسأله معاد استفاده شده است. در جریان خواب فرمود: «یتَوَفاکمْ بِاللیلِ وَ یعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنهارِ ثُم یبْعَثُکمْ» اینکه هر شب انسان میخوابد، نموداری از مرگ است چون «النوم اخ الموت» در خواب، روح بخش مهم تعلقش از بدن را کم میکند و در حد حیات گیاهی بدن را نگاه میدارد؛ بدن او در بستر است، اما خودش در عالم خودش حرکت میکند.
تعبیر قرآن کریم درباره خواب توفی است یعنی انسان خوابیده، متوفی است چه اینکه انسان مرده هم متوفی است منتها در مرگ تعلق بین نفس و بدن بالکل قطع است اما در خواب فقط قسمت مهم تعلقش قطع است؛ لذا تعبیر وفات درباره موت هم هست: «اللهُ یتَوَفی اْلأَنْفُسَ حینَ مَوْتِها وَ التی لَمْ تَمُتْ فی مَنامِها» او متوفی است و ما در خواب متوفاییم «هُوَ الذی یتَوَفاکمْ بِاللیلِ وَ یعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنهارِ» ما هر شب متوفا میشویم و بعد بیدار میشویم. بعد میفرماید این، نشانه قیامت است؛ کسیکه میمیرد مانند به خواب رفتن است منتها قدری بیشتر، پس خوابیدن و بیدار شدن نموداری از معاد است.

در بهار تمام این درختهایی که خواب رفتهاند، بیدار میشوند. آن گیاهان و آن درختانی که چندین سال قبل از بین رفتهاند و خاک شدند و الآن خاکشان پای این درختهاست؛ اینها مردهاند، بهار خدا اینها را زنده میکند. دوتا کار در بهار میشود یکی اینکه این درختهایی که خوابند بیدار میشوند برای اینکه خشک نشدهاند. وقتی دیگر درختها بیدار شدند و آب خوردند و هوا دیدند و نور دیدند و کود دیدند، تغذیه میکنند. کار تغذیه کردن اینها این است که خاکهای اطراف خودشان را جذب میکنند و این درختی که یک متر بود، دو متر میشود؛ چراکه خاک خورده و هوا خورده. این خاک مرده را خدا از راه تغذیه زنده کرد و همین خاک را بهصورت میوه درآورد، همین خاک را بهصورت برگ درآورد، همین خاک را بهصورت خوشه و شاخه درآورد.
اینچنین نیست که در باغ یک کار بشود که خوابیده بیدار بشود بلکه در باغ دوتا کار میشود؛ یکی اینکه خوابیدهها بیدار میشوند و اینکه مردهها زنده میشوند قرآن کریم فرمود خدای سبحان باران نازل میکند، زمین مرده را زنده میکند: «یحیی اْلأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» نه یحیی النبات بعد نومها. زمین مرده را زنده میکند. خدای سبحان در قرآن کریم فرمود خوابیدهها را بیدار میکند و مردهها را زنده میکند: «کذلِک یحْیی اللهُ الْمَوْتی» اینچنین خدای سبحان این بدنهای پوسیده را دوباره نو میکند. اهلبیت (علیهمالسلام) فرمودند: «اذا رأیتم الربیع فاذکروا النشور» وقتی که بهار آمد به یاد قیامت باشید.
این کسی که حکیمانه به بهار نگاه میکند، هم مطلب جدید میفهمد و هم لذت علمی میبرد، برهان اقامه میکند و جانش تغذیه میشود؛ در نشاط است که مطلبی را فهمیده؛ بدنش هم از هوای تازه، از گلها، بهار، لذائذ و نسیم لذت میبرد. پس آدم عاقل از بهار دو لذت میبرد ولی آدم غافل یک لذت از بهار میبرد؛ اصرار کتاب و سنت این است که شما هرگز به کم قناعت نکنید. آدم وقتی مطلبی را فهمید کاملا لذت میبرد؛ لذتی که انسان از مطلب عمیق میبرد بیش از لذتی است که از خوردن یک غذای لذیذ عاید او میشود؛ لذا فرمودند وقتی بهار شد شما به این فکر باشید که اگر خواب هستید بیدار بشوید و اگر خدای ناکرده آن مرگ دامنگیر شما شد، خودتان را با آیات الهی زنده کنید.
در بیانات نورانی حضرت امیر (سلاماللهعلیه) در نهجالبلاغه آمده است که بعضیها مرده متحرکاند: «فَالصورَه صُورَه إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیوَانٍ وَ ذلِک مَیتُ الْأَحْیاءِ» ایشان فرمود اینها صورتا زندهاند؛ آن جانشان، آن قلبشان، آن فکرشان مرده است: «فَالصورَه صُورَه إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیوَانٍ وَ ذلِک مَیتُ الْأَحْیاءِ» یعنی در میان زندهها راه میروند ولی مردهاند. اگر کسی با این معارف آشنا باشد، خودش را زنده میکند؛ وقتی زنده شد از حیات لذت میبرد. بنابراین خاصیت بهار این است که اگر انسان به یاد معاد بیفتد، هم لذت عاقلانه میبرد و هم لذت حسی کسی که حکیمانه به بهار نگاه میکند، هم مطلب جدید میفهمد و هم لذت علمی میبرد، برهان اقامه میکند و جانش تغذیه میشود؛ در نشاط است که مطلبی را فهمیده؛ بدنش هم از هوای تازه، از گلها، بهار، لذائذ و نسیم لذت میبرد. پس آدم عاقل از بهار دو لذت میبرد ولی آدم غافل یک لذت از بهار میبرد؛ اصرار کتاب و سنت این است که شما هرگز به کم قناعت نکنید.
آيت ا... جوادي آملي
مذهب حنبلي

مذهب حنبلي، يكي از چهار مذهب اهل سنت است كه مؤسس آن امام احمد بن حنبل مي باشد ، نام او ابو عبدالله است ، ايشان در سال 164 ق در بغداد به دنيا آمده و در سال 241 ق نيز در همان شهر از دنيا رفتند . او فقيهي بود كه بسيار سفر مي نموده و در طلب علم و حديث به شام ، حجاز ، يمن ، كوفه و بصره رفت و احاديث بسياري گردآوري و آنها را در مجموعه اي كه « مسند ابن حنبل» خوانده مي شود ، فراهم آورد .
ابن حنبل از تمسك به راي تبري مي جست و تنها به كتاب الله و حديث استدلال مي كرد . ابن حنبل از بزرگترين شاگردان شافعي بود ولي از مذهب وي روي برتافت و مذهب مستقلي به نام مذهب حنبلي ايجاد كرد. [1]
امام احمد بن حنبل مذهب خود را بر اصول ذيل بنياد نهاد :
1- نص قرآن و سنت
2- فتاوي صحابة پيغمبر (ص)
سبب اشتهار احمد بن حنبل ، پافشاري او بر حادث نبودن قرآن است كه در زمان مأمون و دو زمامدار عباسي پس از وي يعني (معتصم و واثق) مورد اختلاف شديد قرار گرفته بود . احمد بن حنبل هر گونه فشاري را در اين باره تحمل كرد و از عقيدة خود دست بر نداشت . اين امر موجب شهرت احمد بن حنبل و رسميت يافتن عقايد وي شد.[2]
وي در ضبط و نقل احاديث و اينكه ايمان به همة آنچه در احاديث دربارة صفات خداوند آمده ، تلاش نمود و با استناد به احاديث ، اصول عقايد اسلامي را تدوين كرد . لذا از او به عنوان امام « اهل حديث» ياد مي شود ، چنانكه گاهي تعبير « حنبليه » معادل اصطلاح اهل الحديث به شمار مي رود.
عقايد احمد ابن حنبل :
1- از ديدگاه احمد ابن حنبل ايمان به قدر و رواياتي كه در اين باره وارد شده ، واجب است و هيچ گونه پرسشي در اين مورد جايز نيست . توصيه مي كند كه در اين مورد از مناظره اجتناب شود و كسي علم جدال را نياموزد .
2- در اثبات صفات براي خداوند ، تا مرز تشبيه به صفات مخلوق پيش مي رود.
3- وي معتقد بود كه قرآن حادث نيست ، بلكه قديم است.[3] يعني مانند ذات الله كه قديم مي باشد . از بزرگان مذهب حنبلي مي توان به ابن تيميه (بنيانگذار عقايد وهابيت) و ابن قيم اشاره كرد.
سير تاريخي مذهب حنبلي:
اين مذهب بعد از احمد حنبل اندكي گسترش يافت و بار ديگر در قرن هشتم هجري توسط احمد بن تيمية حراني دمشقي تبليغ و ترويج گرديد. هرچند مي توان گفت وي در حقيقت روش عثمانيه در عهد معاويه و بني اميه را احيا كرد و عقايد خود را به عنوان مذهب سلفيه كه برگرفته از اهل حديث و حنبلي بود، نام گذاشت و بعدها مذهب حنبليه به سلفيه معروف و مشهور گرديد . بنابراين ، ابن تيميه با عقايد و آرائي كه بوجود آورد زمينة فكري مذهب وهابيت را فراهم ساخت.[4]
وضعيت مذهب حنبلي در حال حاضر:
عقايد و آراء ابن تيميه قرنها به بوتة فراموشي سپرده شد، تا اينكه در قرن دوازدهم هجري عبدالوهاب ظهور كرده و به ترويج عقايد ابن تيميه پرداخت . ولي بيش از هر چيز بر همان آرائي كه ابن تيميه ابداع كرده بود ، پاي فشرد. عقايد و روش نادرست وهابيت در حال حاضر زير پوشش « سلفيت» ترويج مي شود .
ويژگي مهم حنبلي ها ، توجه آنان نسبت به قضيه امر به معروف و نهي از منكر است.
مذهب حنبلي در عربستان مذهب نخست است . در منطقه نجد عربستان اهل تسنن بيشتر حنبلي بوده ودر حجاز با مذهب شافعي و در احساء با مذهب مالكي رقابت مي كند . مسلمانان شام حنبلي هستند . اين مذهب پيروان كمي هم در مصر ، عمان و افغانستان دارد .
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر :
1- شهرستاني، ملل و نحل، تأليف.
2- مشكور، جواد، تاريخ شيعه و فرقه هاي اسلامي.
3- سبحاني، جعفر، عقايد و فرهنگ فرق اسلامي.
4- رباني، عليط، فرق و مذاهب كلامي.
پی نوشت ها:
[1] مشكور، محمد جواد، تاريخ شيعه و فرقه هاي اسلامي، انتشارات اشراقي، چاپ پنجم 1372، ص 101 و 102 و 103 و 104.
[2] رباني، علي، درآمدي بر علم كلام، انتشارات دارالفكر، چاپ اول، 1378، ص 245.
[3] رباني، علي، فرق و مذاهب كلامي، ص 243 و 244، همان.
[4] رباني، علي، فرق و مذاهب كلامي، ص 175، همان.































