Super User

Super User

خداست شکافنده پرده صبحگاهان، و شب را برای آسایش (خلق) مقرّر داشته و خورشید و ماه را به نظمی معین (او به گردش) درآورده، این تقدیر خدای مقتدر داناست. [انعام، 96]

خداوند شكافنده دانه و هسته است، زنده را از مرده خارج ميسازد و مرده را از زنده، اين است خداي شما پس چگونه از حق منحرف ميشويد؟ [الأنعام, ۹۵]

هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‌اند، مرده مپندار، بلكه زنده‌اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند. [آل عمران - 169]

حجّ (واجب) در ماههایی معیّن است، پس هر که در این ماهها حج می‌گزارد بایست آنچه میان زن و شوهر رواست ترک کند و کار ناروا (مانند دروغ و بدگویی) را ترک کند و مجادله نکند، و شما هر کار نیک کنید خدا بر آن آگاه است و توشه (تقوا برای راه آخرت) برگیرید که بهترین توشه این راه تقواست و از من پروا کنید ای صاحبان عقل.[بقره 197]

ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده برای هدایت بشر و برای راهنمایی و امتیاز حق از باطل [بقره 185]

و اگر خدا براى مردم به همان شتاب كه آنان در كار خير مى‌طلبند، در رساندن بلا به آنها شتاب مى‌نمود، قطعاً اجلشان فرا مى‌رسيد. پس كسانى را كه به ديدار ما اميد ندارند، در طغيانشان رها مى‌كنيم تا سرگردان بمانند. (۱۱) (يونس 11 )

شنبه, 19 فروردين 1391 13:39

جنايات برعليه خود

آمريكا و ناتو به بهانه حفظ منافع ملي آمريكا ! ؛ دفاع از حقوق بشر ! و ... وارد جنگی نابرابر در افغانستان گردیدند . ليكن پس از گذشت حدود یازده سال ؛ بايد ديد كه آمريكا و ناتو چه دستآوردي را بدست آوردند ؟!

آیا آنان پاسخی برای ملت هایشان ؛ جهان و تاریخ دارند ؟!

آيا آنان با قتل عام هزاران نفر بيگناه از كودكان و سالمندان و جوانان افغانستانی اعم از زن و مرد چيزي بدست آوردند ؟

در اين راستا آمريكا و ناتو علاوه بر هزينه هاي نجومي و ميلياردي و بغارت دادن سرمايه هاي ملي شان صدها نفر از اتباع خود را نيز به كام مرگ كشانده و هزاران نفر را نیز در آمریکا و اروپا يتيم و بيوه نمودند که گاهی اوقات درد آنان کمتر از درد ملت مظلوم افغانستان نیست . زيرا افغانستانی ها بخاطر دفاع از ارزش های اسلامی و حفظ کشور اسلامی شان جان خود را از دست دادند و در پیشگاه خداوند متعال و آیندگان سربلند خواهند بود ولی خانواده های داغدیده غربی چگونه باید نابودی فرزندان و سرمایه های ملی شان را آنهم بخاطر ماجراجوئی برخی از سردمداران خود توجیه نمایند ؟!

اکنون دو سئوال از صدها سئوالی که غربی ها باید پاسخ دهند :

1- آيا زمان نگاه به یازده سال گذشته و به عملكرد آمريكا و ناتو حداقل توسط خودشان فرا نرسيده است ؟

2- محاكمه دولتمردان قبلی و فعلی آمریکا بخاطر جناياتي كه بر عليه بشريت و ملت هاي افغانستان و عراق و آمريكا و كشورهاي عضو ناتو نموده اند چه زماني خواهد بود ؟

اینها سئوالاتی هستند که بزودی باید پاسخ آن ها داده شود .

اکنون آمریکائی ها در قبال جنایات جاری در افغانستان براحتی از آن می گذرند ولی سئوال تاریخی این است که آیا ساخت قبرستان های لوکس و تصاویر ذیل را ملت و تاریخ آمریکا بعنوان سند افتخار از آن یاد خواهند نمود و یا اینها سندی است از جنایات بر علیه خود توسط دولتمردان حاکم و قبلی در آمریکا ؟! .

اوست كسى كه خورشيد را روشنايى بخشيد و ماه را تابان كرد و براى آن منزل هايى معين كرد تا شماره سال ها و حساب را بدانيد. خدا اينها را جز به حق نيافريده است، نشانه ‏هاى خود را براى گروهى كه مى‏دانند به روشنى بيان مى‏كند. [يونس 5 ]

سه شنبه, 08 فروردين 1391 10:48

بهار و لذت‎های روحانی

لذت عاقلانه نه لذت غافلانه

در رابطه با ایام تحویل سال و فرا رسیدن عید نوروز، مي توان گفت آن‎هایی که عاقل‎اند و حکیمانه زندگی می‎کنند، بهره کامل و کافی از زندگی می‎برند. یعنی هم لذت‎های جسمانی و بدنی می‎برند و هم لذت‎های روحانی و عقلی. اگر کسی عاقل باشد بهترین لذت را از زندگی مخصوصا در فصل بهار می‎برد اما اگر کسی غافل باشد فقط لذت ظاهری می‎برد.

توضیح مطلب این است که در روایات آمده: «إذا رأیتم الربیع فاذکروا النشور» وقتی بهار آمد، به یاد معاد باشید. وقتی بهار می‎آید دوتا کار در عالم طبیعت و عالم ماده انجام می‎گیرد. اگر کسی نداند چه‎کاری در طبیعت انجام می‎گیرد و چه‎کسی این کار‎ها را انجام می‎دهد، فقط یک حیات گیاهی دارد یعنی در حد گیاهان لذت می‎برد از خوردن و پوشیدن لباس نو. این «حیوان نام» هنوز متخیل و متوهم و... نشده، و فقط یک لذت گیاهی می‎برد. مگر گیاه لذت ندارد؟ گیاه هم تغذیه دارد و بالنده است و جامه نو در بر می‎کند؛ این برگ‎ها لباس نویی است برای این‎ها. جوانی که از همه‎جا غافل است و فقط به این فکر است که نوروز را خوش باشد، یک لذت گیاهی دارد یعنی خوب غذا می‎خورد، خوب می‎گوید، خوب می‎خندد، خوب جامه در بر می‎کند، می‎خرامد و دیگر هیچ. این، بهره غافلان است اما اهل‎بیت عصمت و طهارت که به حقیقت عالم آگاه هستند و ما را به حقیقت عالم آگاهی می‎دهند، فرمودند شما عاقلانه زندگی کنید نه غافلانه. بهره مادی ببرید، از هوای لطیف لذت ببرید، از سبزی و از آب و از هوا و محیط سالم لذت ببرید اما از این رسیدن بهار به یاد معاد باشید: «اذا رأیتم الربیع فاذکروا النشور» به یاد معاد باشید.

در قرآن کریم بیش از هر چیزی بعد از مسأله توحید ما را به جریان معاد آشنا می‎کنند زیرا آن‎که سازنده است، مسأله معاد است. اعتقاد به خدا به‎عنوان این‎که او واجب‎الوجود است، به‎عنوان این‎که خالق کل است، به‎عنوان این‎که مدیرعامل کل جهان و رب الارباب است؛ در مشرکان حجاز هم بود؛ این اعتقادها مشکل را حل نمی‎کند، این فقط ثمره علمی دارد. آن‎که مشکل را حل می‎کند، ربوبیت جزیی است که رب انسان کیست، نه رب عالم! این ربوبیت جزیی چیست؟ انسان باید تحت تدبیر چه‎کسی باشد، قانون چه‎کسی را گوش بدهد؟ این را مشرکین قبول نداشتند. بعد هم مسأله معاد است.

انسان که مرد، می‎پوسد یا از پوست به درمی‎آید؟ مشرکان می‎گفتند انسان که مرد، می‎پوسد: «إِنْ هِی إِلا حَیاتُنَا الدنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیی» بعد از مرگ خبری نیست. اگر کسی بعد از مرگ را انکار کند و مرگ را پوسیدن بداند، تمام حیات را تا گور خلاصه می‎بیند بنابراین می‎گوید هر اندازه ممکن است در این‎جا بهره ببریم. قرآن کریم در بسیاری از آیات سخن از معاد را مطرح می‎کند که مرگ پوسیدن نیست، بلکه از پوست به در آمدن است؛ مرگ نابودی نیست، هجرت است؛ در روایات نورانی اهل‎بیت آمده است: «إنما تنتقلون من دار الی دار» اگر برای ما روشن شد که مرگ از پوست به در آمدن است نه پوسیدن و هجرت، میلاد جدید و یک مرحله دیگر است، خواهیم دانست که باید چیزی را تهیه کنیم که آن‎جا کارایی داشته باشد.

در روایات فرمودند وقتی بهار آمد، شما به فکر معاد باشید. در بهار دوتا کار اساسی انجام می‎گیرد یکی این‎که خوابیده‎‎ها بیدار می‎شوند و یکی این‎که مرده‎‎ها زنده می‎شوند و در قرآن کریم از هر دو راه برای مسأله معاد استفاده شده است. در جریان خواب فرمود: «یتَوَفاکمْ بِاللیلِ وَ یعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنهارِ ثُم یبْعَثُکمْ» این‎که هر شب انسان می‎خوابد، نموداری از مرگ است چون «النوم اخ الموت» در خواب، روح بخش مهم تعلقش از بدن را کم می‎کند و در حد حیات گیاهی بدن را نگاه می‎دارد؛ بدن او در بستر است، اما خودش در عالم خودش حرکت می‎کند.

تعبیر قرآن کریم درباره خواب توفی است یعنی انسان خوابیده، متوفی است چه این‎که انسان مرده هم متوفی است منتها در مرگ تعلق بین نفس و بدن بالکل قطع است اما در خواب فقط قسمت مهم تعلقش قطع است؛ لذا تعبیر وفات درباره موت هم هست: «اللهُ یتَوَفی اْلأَنْفُسَ حینَ مَوْتِها وَ التی لَمْ تَمُتْ فی مَنامِها» او متوفی است و ما در خواب متوفاییم «هُوَ الذی یتَوَفاکمْ بِاللیلِ وَ یعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنهارِ» ما هر شب متوفا می‎شویم و بعد بیدار می‎شویم. بعد می‎فرماید این، نشانه قیامت است؛ کسی‎که می‎میرد مانند به خواب رفتن است منتها قدری بیشتر، پس خوابیدن و بیدار شدن نموداری از معاد است.

در بهار تمام این درخت‎هایی که خواب رفته‎اند، بیدار می‎شوند. آن گیاهان و آن درختانی که چندین سال قبل از بین رفته‎اند و خاک شدند و الآن خاک‎شان پای این درخت‎هاست؛ این‎ها مرده‎اند، بهار خدا این‎ها را زنده می‎کند. دوتا کار در بهار می‎شود یکی این‎که این درخت‎هایی که خوابند بیدار می‎شوند برای این‎که خشک نشده‎اند. وقتی دیگر درخت‎ها بیدار شدند و آب خوردند و هوا دیدند و نور دیدند و کود دیدند، تغذیه می‎کنند. کار تغذیه کردن این‎ها این است که خاک‎های اطراف خودشان را جذب می‎کنند و این درختی که یک متر بود، دو متر می‎شود؛ چراکه خاک خورده و هوا خورده. این خاک مرده را خدا از راه تغذیه زنده کرد و همین خاک را به‎صورت میوه درآورد، همین خاک را به‎صورت برگ درآورد، همین خاک را به‎صورت خوشه و شاخه درآورد.

این‎چنین نیست که در باغ یک کار بشود که خوابیده بیدار بشود بلکه در باغ دوتا کار می‎شود؛ یکی اینکه خوابیدهها بیدار میشوند و اینکه مردهها زنده میشوند قرآن کریم فرمود خدای سبحان باران نازل می‎کند، زمین مرده را زنده می‎کند: «یحیی اْلأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» نه یحیی النبات بعد نومها. زمین مرده را زنده می‎کند. خدای سبحان در قرآن کریم فرمود خوابیده‎‎ها را بیدار می‎کند و مرده‎‎ها را زنده می‎کند: «کذلِک یحْیی اللهُ الْمَوْتی» این‎چنین خدای سبحان این بدن‎های پوسیده را دوباره نو می‎کند. اهل‎بیت (علیهم‎السلام) فرمودند: «اذا رأیتم الربیع فاذکروا النشور» وقتی که بهار آمد به یاد قیامت باشید.

این کسی که حکیمانه به بهار نگاه می‎کند، هم مطلب جدید می‎فهمد و هم لذت علمی می‎برد، برهان اقامه می‎کند و جانش تغذیه می‎شود؛ در نشاط است که مطلبی را فهمیده؛ بدنش هم از هوای تازه، از گل‎ها، بهار، لذائذ و نسیم لذت می‎برد. پس آدم عاقل از بهار دو لذت می‎برد ولی آدم غافل یک لذت از بهار می‎برد؛ اصرار کتاب و سنت این است که شما هرگز به کم قناعت نکنید. آدم وقتی مطلبی را فهمید کاملا لذت می‎برد؛ لذتی که انسان از مطلب عمیق می‎برد بیش از لذتی است که از خوردن یک غذای لذیذ عاید او می‎شود؛ لذا فرمودند وقتی بهار شد شما به این فکر باشید که اگر خواب هستید بیدار بشوید و اگر خدای ناکرده آن مرگ دامن‎گیر شما شد، خودتان را با آیات الهی زنده کنید.

در بیانات نورانی حضرت امیر (سلام‎الله‎علیه) در نهج‎البلاغه آمده است که بعضی‎ها مرده متحرک‎اند: «فَالصورَه صُورَه إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیوَانٍ وَ ذلِک مَیتُ الْأَحْیاءِ» ایشان فرمود این‎ها صورتا زنده‎اند؛ آن جان‎شان، آن قلب‎شان، آن فکرشان مرده است: «فَالصورَه صُورَه إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیوَانٍ وَ ذلِک مَیتُ الْأَحْیاءِ» یعنی در میان زنده‎‎ها راه می‎روند ولی مرده‎اند. اگر کسی با این معارف آشنا باشد، خودش را زنده می‎کند؛ وقتی زنده شد از حیات لذت می‎برد. بنابراین خاصیت بهار این است که اگر انسان به یاد معاد بیفتد، هم لذت عاقلانه می‎برد و هم لذت حسی کسی که حکیمانه به بهار نگاه می‎کند، هم مطلب جدید می‎فهمد و هم لذت علمی می‎برد، برهان اقامه می‎کند و جانش تغذیه می‎شود؛ در نشاط است که مطلبی را فهمیده؛ بدنش هم از هوای تازه، از گل‎ها، بهار، لذائذ و نسیم لذت می‎برد. پس آدم عاقل از بهار دو لذت می‎برد ولی آدم غافل یک لذت از بهار می‎برد؛ اصرار کتاب و سنت این است که شما هرگز به کم قناعت نکنید.

آيت ا... جوادي آملي

چهارشنبه, 25 اسفند 1395 08:49

مذهب حنبلي

مذهب حنبلي، يكي از چهار مذهب اهل سنت است كه مؤسس آن امام احمد بن حنبل مي باشد ، نام او ابو عبدالله است ، ايشان در سال 164 ق در بغداد به دنيا آمده و در سال 241 ق نيز در همان شهر از دنيا رفتند . او فقيهي بود كه بسيار سفر مي نموده و در طلب علم و حديث به شام ، حجاز ، يمن ، كوفه و بصره رفت و احاديث بسياري گردآوري و آنها را در مجموعه اي كه « مسند ابن حنبل» خوانده مي شود ، فراهم آورد .

ابن حنبل از تمسك به راي تبري مي جست و تنها به كتاب الله و حديث استدلال مي كرد . ابن حنبل از بزرگترين شاگردان شافعي بود ولي از مذهب وي روي برتافت و مذهب مستقلي به نام مذهب حنبلي ايجاد كرد. [1]

امام احمد بن حنبل مذهب خود را بر اصول ذيل بنياد نهاد :

1- نص قرآن و سنت

2- فتاوي صحابة پيغمبر (ص)

سبب اشتهار احمد بن حنبل ، پافشاري او بر حادث نبودن قرآن است كه در زمان مأمون و دو زمامدار عباسي پس از وي يعني (معتصم و واثق) مورد اختلاف شديد قرار گرفته بود . احمد بن حنبل هر گونه فشاري را در اين باره تحمل كرد و از عقيدة خود دست بر نداشت . اين امر موجب شهرت احمد بن حنبل و رسميت يافتن عقايد وي شد.[2]

وي در ضبط و نقل احاديث و اينكه ايمان به همة آنچه در احاديث دربارة صفات خداوند آمده ، تلاش نمود و با استناد به احاديث ، اصول عقايد اسلامي را تدوين كرد . لذا از او به عنوان امام « اهل حديث» ياد مي شود ، چنانكه گاهي تعبير « حنبليه » معادل اصطلاح اهل الحديث به شمار مي رود.

عقايد احمد ابن حنبل :

1- از ديدگاه احمد ابن حنبل ايمان به قدر و رواياتي كه در اين باره وارد شده ، واجب است و هيچ گونه پرسشي در اين مورد جايز نيست . توصيه مي كند كه در اين مورد از مناظره اجتناب شود و كسي علم جدال را نياموزد .

2- در اثبات صفات براي خداوند ، تا مرز تشبيه به صفات مخلوق پيش مي رود.

3- وي معتقد بود كه قرآن حادث نيست ، بلكه قديم است.[3] يعني مانند ذات الله كه قديم مي باشد . از بزرگان مذهب حنبلي مي توان به ابن تيميه (بنيانگذار عقايد وهابيت) و ابن قيم اشاره كرد.

سير تاريخي مذهب حنبلي:

اين مذهب بعد از احمد حنبل اندكي گسترش يافت و بار ديگر در قرن هشتم هجري توسط احمد بن تيمية حراني دمشقي تبليغ و ترويج گرديد. هرچند مي توان گفت وي در حقيقت روش عثمانيه در عهد معاويه و بني اميه را احيا كرد و عقايد خود را به عنوان مذهب سلفيه كه برگرفته از اهل حديث و حنبلي بود، نام گذاشت و بعدها مذهب حنبليه به سلفيه معروف و مشهور گرديد . بنابراين ، ابن تيميه با عقايد و آرائي كه بوجود آورد زمينة فكري مذهب وهابيت را فراهم ساخت.[4]

وضعيت مذهب حنبلي در حال حاضر:

عقايد و آراء ابن تيميه قرنها به بوتة فراموشي سپرده شد، تا اينكه در قرن دوازدهم هجري عبدالوهاب ظهور كرده و به ترويج عقايد ابن تيميه پرداخت . ولي بيش از هر چيز بر همان آرائي كه ابن تيميه ابداع كرده بود ، پاي فشرد. عقايد و روش نادرست وهابيت در حال حاضر زير پوشش « سلفيت» ترويج مي شود .

ويژگي مهم حنبلي ها ، توجه آنان نسبت به قضيه امر به معروف و نهي از منكر است.

مذهب حنبلي در عربستان مذهب نخست است . در منطقه نجد عربستان اهل تسنن بيشتر حنبلي بوده ودر حجاز با مذهب شافعي و در احساء با مذهب مالكي رقابت مي كند . مسلمانان شام حنبلي هستند . اين مذهب پيروان كمي هم در مصر ، عمان و افغانستان دارد .

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر :

1- شهرستاني، ملل و نحل، تأليف.

2- مشكور، جواد، تاريخ شيعه و فرقه هاي اسلامي.

3- سبحاني، جعفر، عقايد و فرهنگ فرق اسلامي.

4- رباني، عليط، فرق و مذاهب كلامي.


پی نوشت ها:

[1] مشكور، محمد جواد، تاريخ شيعه و فرقه هاي اسلامي، انتشارات اشراقي، چاپ پنجم 1372، ص 101 و 102 و 103 و 104.

[2] رباني، علي، درآمدي بر علم كلام، انتشارات دارالفكر، چاپ اول، 1378، ص 245.

[3] رباني، علي، فرق و مذاهب كلامي، ص 243 و 244، همان.

[4] رباني، علي، فرق و مذاهب كلامي، ص 175، همان.

احادیث