emamian
اختلافات مسلمانان در مورد مهدویت
در کنار باورهای مشترک همه مسلمانان در باره امام مهدی(ع)، در جزئیات این موضوع نیز مانند هر موضوع مسلم و مشترک دیگر، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. مهم ترین نقاط اختلاف در این باره به این شرح است:
۱ . نام پدر امام مهدی(ع)
یکی از مهم ترین موضوعات اختلافی در باره مهدی موعود(ع)، نام پدر اوست.
آنچه موجب بروز این اختلاف شده، روایاتی است که بر اساس آنها، پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله منجی موعود را هم نام خود، و پدر او را همنام پدر خود اعلام کرده است.[۱]
بنا بر این بیشتر عالمان اهل سنّت، مهدی موعود را فردی با نام محمّد بن عبد اللَّه می دانند. این در حالی است که همه شیعیان اثناعشری بدون هیچ تردیدی معتقدند که مهدی موعود(ع) فرزند امام حسن بن علی العسکری(ع) است.[۲]دلیل آنها بر این ادعا احادیث فراوان و متواتری است که از پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام در باره امامان دوازده گانه و مشخصات دقیق هر یک از آنان، از امام علی(ع) تا محمّد بن الحسن العسکری(ع)، نقل شده است.[۳]
۲ . از نسل امام حسن یا امام حسین علیهما السلام[۴]
همان گونه که اشاره شد، در این که امام مهدی(ع) از نسل امام علی و حضرت فاطمه زهرا علیهما السلام است تردید و اختلافی وجود ندارد؛ امّا این که این نسب از طریق امام حسن مجتبی (ع) به آن حضرت می رسد یا وی در سلسله فرزندان امام حسین(ع) قرار می گیرد، به موضوعی اختلافی میان شیعه و گروهی از اهل سنّت تبدیل شده است.
مهم ترین عامل بروز این اختلاف، حدیثی است که به صورت منقطع در سنن أبی داوود نقل شده و بر اساس آن، امام علی(ع) فرموده است: مهدی موعود(ع) از نسل فرزندم حسن(ع) خواهد بود.[۵]البته ابو داوود در نقل این حدیث تنهاست و هیچ یک از مصادر دست اول و مهم اهل سنّت در نقل چنین روایتی با او همراهی نکرده اند.
در مقابل، نویسندگان مصادر حدیثی شیعی، احادیث فراوان و متواتری را در مجموعه های حدیثی خود نقل کرده اند که با صراحت و وضوح گویای آن اند که مهدی موعود(ع) از نسل امام حسین(ع) است.[۶]حتّی همان حدیثی که در سنن ابو داوود نقل شد نیز عیناً در منابع شیعی در باره امام حسین(ع) آمده است.[۷]از اهل سنت نیز قندوزی حنفی این حدیث را با لفظ «الحسین» نقل کرده است.[۸]
۳ . ولادت و مدّت عمر او
با توجّه به آنچه گذشت مشخص شد که پیروان اهل بیت علیهم السلام بر اساس دلایل متعدّد و روایات متواتری که در اختیار دارند معتقدند مهدی موعود(ع) کسی جز فرزند امام حسن عسکری(ع) نیست و طبعا در میانه قرن سوم هجری متولد شده است. این بدین معناست که او اکنون دارای عمری طولانی و غیر متعارف است. البته با عنایت به نفوذ مشیت الهی و نیز نمونه های دیگری از افراد مُعمّر که بر اساس دلایل قطعی قرآنی و تاریخی، عمری طولانی و غیر متعارف داشته اند، پذیرش این باور دینی چندان دشوار نخواهد بود؛ امّا دیدگاه مشهور در میان اهل سنّت خلاف این است و چنین باوری را فاقد دلیل و غیر قابل قبول به حساب می آورد.
پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام دلایل و مستندات فراوانی برای اثبات ادعای خود ارائه می کنند. گذشته از دلایل متواتر و مسلمی چون احادیث دوازده خلیفه[۹]و حدیث ثقلین[۱۰]که بدون اعتقاد به ولادت و حیات امام مهدی(ع) پیام اصلی خود، یعنی استمرار امامت دوازده جانشین پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله تا روز قیامت را از دست خواهند داد، مستندات فراوانی وجود دارد که امام حسن عسکری(ع) و دیگر افرادی که موفق به دیدار آن حضرت شده اند، به تولد چنین فرزندی شهادت داده اند.[۱۱]
در مقابل، منکران تولد مهدی موعود(ع) بیش از آن که در پی استدلال بر این ادعای خود باشند، به استبعاد و انکار روی آورده اند. البته برخی تلاش کرده اند اختلافات و نقل های متفاوت در باره جزئیاتی چون نام مادر و زمان و نحوه ولادت ایشان را دلایل استبعاد خود جلوه دهند. امّا حقیقت این است که در باره جزئیات بسیاری دیگر از حوادث مسلم تاریخی نیز اختلاف نظر و نقل هایی متفاوت وجود دارد و این موضوع نه تنها نمی تواند دلیلی بر انکار اصل آن وقایع باشد، بلکه گاهی نشانه ای برای اطمینان بیشتر نسبت به اصل ماجراست.
از سوی دیگر حتی برخی از دانشمندان اهل سنّت نیز تولد امام مهدی(ع) را تأیید کرده اند. بنا بر پژوهش های برخی از محقّقان، شِبلنجی در نور الابصار،[۱۲]کنجی شافعی در کفایة الطالب،[۱۳]شبراوی شافعی در الإتحاف بحب الأشراف، ابن حجر هیثمی در الصواعق المحرقة،[۱۴]ابن خلّکان در وفیات الأعیان،[۱۵]محمّد بن طلحه شامی در مطالب السؤول،[۱۶]سبط ابن جوزی در تذکرة الخواص،[۱۷]سویدی در سبائک الذهب، جهضمی در موالید الائمة، ابن صباغ مصری در الفصول المهمة[۱۸]و عبدالوهاب شعرانی در الیواقیت و الجواهر[۱۹]و موصلی در النعیم المقیم، از جمله عالمان اهل سنّت اند که به تولد فرزندی با نام محمّد و با لقب مهدی برای امام حسن عسکری(ع) تصریح کرده اند. حتّی محیی الدین ابن عربی را نیز باید جزو قائلان به ولادت امام مهدی(ع) به شمار آورد؛ چرا که بر اساس عبارتی از کتاب الفتوحات المکّیة که افرادی همانند شَعرانی در الیواقیت و الجواهر[۲۰]و محمّد الصبان در اسعاف الراغبین[۲۱]و حمزاوی در مشارق الأنوار[۲۲]عیناً از او نقل کرده اند، وی علاوه بر تصریح به حتمی بودن قیام مهدی(ع) و این که وی از نسل امام حسین(ع) است،[۲۳]بر این نکته نیز تأکید کرده که این موعود، فرزند حسن عسکری(ع) است. امّا متأسفانه عبارت مربوط به نام پدر آن حضرت در برخی چاپ های فعلی این کتاب وجود ندارد. با این حال نقل هایی که به آنها اشاره شد و گواهی برخی از بزرگانی که نسخه های قدیمی الفتوحات المکیة را مشاهده کرده اند و نیز نسخه های خطّی و عکسی موجود از این کتاب در ایران نشان می دهد که عبارت یادشده، در این کتاب وجود دارد، اگر چه در برخی چاپ ها برخی که در پی پوشاندن حق بوده اند آن را حذف کرده اند.[۲۴]ابن عربی در آثار دیگری نیز به زنده بودن ام ام مهدی(ع) تصریح کرده[۲۵]و حتّی حکایتی از ملاقات خود با ایشان بیان کرده است[۲۶].[۲۷]
پی نوشت ها:
[۱]مهم ترین مصدری که این حدیث را نقل کرده سنن أبی داوود (ج ۴ ص ۱۰۶) است «لو لم یبق من الدنیا إلا یوم ... لطول اللَّه ذلک الیوم ... حتّی یبعث فیه رجلا منی أو من أهل بیتی، یواطئ اسمه اسمی، و اسم أبیه اسم أبی». ر . ک : همین دانش نامه : ج ۲ ص ۳۵۸ ح ۴۵۱ و ص ۲۸۶ ( نقدی بر گزارشی در باره نام پدر امام مهدی(ع)) .
[۲]البته برخی از محدثان شیعه نیز همچون شیخ طوسی (الغیبة: ص ۱۸۱، الأمالی: ص ۳۵۲)، قاضی نعمان مغربی (شرح الاخبار: ج ۳ ص ۳۸۶)، ابن بطریق (العمدة: ص ۴۳۳ و ۴۳۶)، سیّد بن طاووس (الملاحم و الفتن: ص ۱۵۶ و ۱۵۷ و ۲۷۶ و ۲۹۷ و ۳۱۳ و ۳۱۷ و ۳۱۸ و ۳۲۲)، محمّد بن حسن قمی (العقد النضید و الدر الفرید فی فضائل امیرالمؤمنین و أهل بیت النبی علیهم السلام : ص ۷۷)، علی بن یونس عاملی (الصراط المستقیم: ج ۲ ص ۲۲۲) و علّامه مجلسی (بحار الأنوار: ج ۵۱ ص ۷۵ و ۸۲ و ۸۴ و ۸۶ و ۱۰۲) روایاتی را که دربردارنده عبارت «اسم أبیه اسم أبی» است نقل کرده اند؛ امّا باید توجّه داشت که این اقدام آنها صرفاً از روی امانت داری در نقل احادیثی بوده که از طریق اهل سنّت به دستشان می رسیده است. در واقع همه آنها احادیث بیشتری را بر خلاف این عبارت نقل کرده و بر اعتقادشان نسبت به این که امام مهدی(ع) فرزند امام حسن عسکری(ع) است تصریح نموده اند.ر.ک:ج ۲ ص ۲۸۶(بخش دوم/فصل سوم/نقدی بر گزارشی در باره نام پدر امام مهدی(ع)).
[۳]ر . ک : ج ۲ ص ۱۱۷ (بخش دوم / فصل یکم : تبار امام مهدی(ع) ) .
[۴]ر . ک : ج ۲ ص ۱۶۶ (بخش دوم / فصل یکم : انتساب امام مهدی(ع) از نسل امام حسین بن علی(ع) ) .
[۵]متن این حدیث که از ابواسحاق نقل شده چنین است: «قال علی رضی اللَّه عنه : و نظر الی ابنه الحسن فقال: ان ابنی هذا سید کما سماه النبی صلی اللّه علیه و آله و سیخرج من صلبه رجل یسمی باسم نبیکم یشبهه فی الخلق و لایشبهه فی الخلق؛ ثم ذکر قصة یملأ الارض عدلا» (سنن ابی داوود: ج ۴ ص ۱۰۸ ح ۴۲۹۰).
[۶]ر. ک: منتخب الأثر: ص ۲۵۴.
[۷]شیخ طوسی و نعمانی هر یک در کتاب الغیبة خود با سند متصل چنین نقل می کنند: «نظر أمیرالمؤمنین(ع) الی ابنه الحسین(ع) فقال: ان هذا ابنی سیّد کما سماه رسول اللَّه سیدا و سیخرج اللَّه تعالی من صلبه رجلا باسم نبیکم فیشبهه فی الخلق و الخلق؛ یخرج علی حین غفلة من الناس ...» (الغیبة، الطوسی : ص ۱۹۰ ح ۱۵۲، الغیبة، النعمانی: ص ۲۲۲ ح ۲ .
[۸]ینابیع المودة: ج ۳ ص ۴۸۹.
[۹]حدیثی که بر طبق آن پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله از دوازده جانشین برای خویش خبرداده، در مهم ترین مصادر حدیثی اهل سنّت به صورت مکرر نقل شده است. برای مثال، ر. ک: صحیح البخاری: ج ۶ ص ۲۶۴۰، صحیح مسلم: ج ۳ ص ۱۴۵۲ ح ۵ - ۱۰، سنن ابی داوود: ج ۴ ص ۱۰۶ ح ۴۲۷۹ و ۴۲۸۰ . و همین دانش نامه: ج ۱ ص ۳۳۳ (فصل سوم : احادیث شمار امامان علیهم السلام ) .
[۱۰]بنا بر مهم ترین منابع حدیثی اهل سنّت، پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله کتاب خدا و عترت خود را به منزله دو سند جاودانه برای هدایت امت اسلام معرّفی کرده است. برای نمونه ر.ک: سنن الترمذی: ج ۵ ص ۶۶۲ (مناقب اهل البیت النبی علیهم السلام )، صحیح مسلم: ج ۴، ص ۱۸۷۴ ح ۳۷، مسند ابن حنبل: ج ۴ ص ۳۶ ح ۱۱۱۳۱. و همین دانش نامه: ج ۱ ص ۲۶۳ (فصل دوم / حدیث ثقلین به روایت اهل سنّت).
[۱۱]ر . ک : منتخب الأثر : ص ۳۹۷ و ۴۳۸. نیز، ر . ک : همین دانش نامه : ج ۵ ص ۹ .
[۱۲].ک: ص ۳۴۲
[۱۳]ر.ک: کفایة الطالب (البیان فی اخبار صاحب الزمان): ص ۵۲۱ .
[۱۴]الصواعق المحرقة: ص ۲۰۸.
[۱۵]وفیات الأعیان: ج ۴ ص ۱۷۶.
[۱۶]مطالب السؤول: ص ۴۸۰.
[۱۷]تذکرة الخواص: ص ۳۶۳.
[۱۸]الفصول المهمة: ص ۲۸۱.
[۱۹]الیواقیت و الجواهر: ج ۲ ص ۵۶۲ .
[۲۰]همان جا.
[۲۱]اسعاف الراغبین (چاپ شده در حاشیه نور الأبصار): ص ۱۴۱.
[۲۲]مشارق الأنوار فی فوز أهل الإعتبار: ص ۱۱۲.
[۲۳]در الفتوحات المکیة، ج ۳ ص ۳۲۷ باب ۳۶۶ آمده است: «اعلم أیدنا اللَّه أن للَّه خلیفة یخرج و قد امتلأت الأرض جورا و ظلما فیملؤها قسطا و عدلا لو لم یبق من الدنیا إلا یوم واحد طول اللَّه ذلک الیوم حتّی یلی هذا الخلیفة من عترة رسول اللَّه صلی اللّه علیه و آله من ولد فاطمة یواطئ اسمه اسم رسول اللَّه صلی اللّه علیه و آله جده الحسین بن علی بن أبی طالب...» همچنین ر.ک: همین دانش نامه : ج ۱ ص ۶۶ .
[۲۴]«مهدی(ع) از نگاه اهل سنّت»، مجله رواق اندیشه: ش ۱۸.
[۲۵]یکی از این آثار، رساله ای است با نام «الوعاء المختوم علی السّر المکتوم» که وی آن را در شئون ختم ولایت مطلقه محمّدیه مهدی موعود و نحوه ظهور آن حضرت تألیف کرده است (در این باره ر.ک: تفسیر فاتحة الکتاب، مقدمه جلال الدین آشتیانی) در کتاب دیگرش عنقاء مغرب و شقّ الجیب نیز به مهدی و مرتبه معنوی وی و مدایحی سروده شده در وصف وی و برخی اخبار ظهورش اختصاص دارند .
[۲۶]ر . ک : هزار و یک کلمه : ج ۱ ص ۸۸. نیز ر.ک: شرح فص حکمة عصمتیة فی کلمة فاطمیة : ص ۱۰۳ . ر . ک : همین دانش نامه : ج ۱ ص ۶۷ .
[۲۷]در الفتوحات المکیة: ج ۱ ص ۱۸۵ باب ۲۴ آمده است: «و للولایة المحمدیة المخصوصة بهذا الشرع المنزل علی محمّد صلی اللّه علیه و آله ختم خاص هو فی الرتبة دون عیسی(ع) لکونه رسولا و قد ولد فی زماننا و رأیته أیضا و اجتمعت به و رأیت العلامة الختمیة التی فیه فلا ولی بعده إلا و هو راجع إلیه کما أنه لا نبی بعد محمّد صلی اللَّه علیه و سلم إلا و هو راجع إلیه کعیسی إذا نزل».
شرح آیتالله العظمی مکارم شیرازی بر دعای تحویل سال
بی شک آداب و رسومی که در عید نوروز میان مردم معمول است و به شکل سنت ملی در میان ایرانیان و کشورهای دیگری درآمده، در شمار اموری است که اسلام به صورت کلی، بر آن تأکید نهاده است.[۱]
سنت هایی پسندیده از قبیل نظافت، خانه تکانی، کمک به ارحام و بستگان و افراد نیازمند و آبرومند برای تهیه لباس و وسایل اولیه زندگی که بسیار پرثمر و مفید است، و نیز دید و بازدید و صله رحم و ملاقات دوستان و رفع کدورت ها و بیرون ریختن غم و اندوه ها از دل و آماده شدن برای فعالیت های مختلف ثمربخش در سال نو، و مانند اینها، همه و همه از جمله جنبه های مثبت مراسم نوروزی است.[۲]
لیکن در این میان، بیش از همه باید به سنت زیبای دعای تحویل سال اشاره کرد؛ دعایی سراسر معنوی و شور انگیز، که سبب شده است مردم همواره این دعا را در لحظه تحویل سال در مساجد و اماکن متبرکه به صورت دسته جمعی و انفرادی بخوانند.[۳]
بی شک دعایی که در ایام نوروز زمزمه می شود، و عطر آن تمام مساجد و مراکز عبادی مؤمنان را در سراسر جهان فرامی گیرد،[۴] تفسیری جز عشق مردم به پروردگار، و شوق آنها برای رسیدن به محبوب ندارد.[۵] و نشانه ای دیگر از رحمت و عطوفت اسلامی است. بدین شکل که مسلمانان برای رفع مشکلات خود و همه انسان ها دست نیاز به سوی آن احد بی نیاز دراز می کنند.[۶]
نکتۀ مهم این است که این دعای نورانی نباید تنها از زبان انسان صادر شود بلکه باید از تمام وجود انسان برخیزد و قلب و روح از طریق دعا باید پیوند نزدیک با خدا پیدا کند و همانند قطره ای که به اقیانوس بی پایان می پیوندد اتصال معنوی با آن مبدأ بزرگ قدرت بیابد و زبان در این قسمت، صرفاً نماینده تمام ذرات هستی و اعضا و جوارح باشد، همۀ این امور از ضرورت شرح و بررسی مضامین آن دعای ارزشمند حکایت دارد؛[۷] چرا که تبیین دعای نورانی تحویل سال با تمام جزئیات با توجه به طلب حاجات از خداوند،علاوه بر آنکه نشان می دهد انسان تا چه حد به خداوند متعال محتاج و نیازمند است، عشق و علاقه مردم به خداوند را بیش از پیش آشکار می سازد.[۸]
سند دعای «یا مقلب القلوب و الابصار»
مرحوم علامه مجلسی رحمه الله، دعای تحویل سال را جزء اعمال روز اول فروردین شمرده است.[۹] شیخ عباس قمی نیز آن را در کتاب مفاتیح الجنان نقل کرده است؛ لذا در برخی از کتب آمده است که در وقت تحویل سال، این دعا را که مضمون خوب و سازنده ای دارد، بخوانند:[۱۰] «یا مقلب القلوب و الأبصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول والأحوال، حول حالنا إلی احسن الحال؛[۱۱] ای کسی که تحول دل ها و گردش چشم ها در دست توست. ای تدبیر کننده شب و روز و ای تغییر دهنده سال و حال؛ حال ما را به بهترین حال، تغییر ده!»[۱۲]
مفهوم قلب در بیان قرآن
در فراز ابتدایی دعای تحویل سال می خوانیم: «یا مقلب القلوب و الأبصار ؛[۱۳] ای کسی که تحول دل ها و گردش چشم ها در دست توست.»[۱۴]
« قلب» در قرآن به معانی گوناگونی آمده است:[۱۵]
۱. به معنی عقل و درک چنان که در قرآن می خوانیم:« إن فی ذلک لذکری لمن کان له قلب ؛[۱۶] در این مطالب تذکر و یادآوری است برای آنان که نیروی عقل و درک داشته باشند».[۱۷]
۲. به معنی روح و جان، چنان که در قرآن آمده است:« و إذ زاغت الأبصار و بلغت القلوب الحناجر؛[۱۸] هنگامی که چشم ها از وحشت فرو مانده و جان ها به لب رسیده بود».[۱۹]
۳. به معنی مرکز عواطف:« سألقی فی قلوب الذین کفروا الرعب ؛[۲۰] بزودی در دل کافران ترس ایجاد می کنم». و در جای دیگر از کلام وحی می خوانیم:« فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک ؛[۲۱] ... اگر سنگدل بودی از اطرافت پراکنده می شدند».[۲۲]
قلب مرکز ادراکات یا همان«مغز و دستگاه اعصاب است»، لذا هنگامی که مطلب فکری برای ما پیش می آید احساس می کنیم با مغز خویش آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم. (اگر چه مغز و سلسله اعصاب در واقع وسیله و ابزاری هستند برای روح).[۲۳]
از سوی دیگر قلب، مرکز عواطف است یعنی همان قلب صنوبری که در بخش چپ سینه قرار دارد و مسائل عاطفی در مرحله اول روی همین مرکز اثر می گذارد، اولین جرقه از قلب شروع می شود.[۲۴]
ما بالوجدان هنگامی که با مصیبتی روبرو می شویم فشار آن را روی همین قلب صنوبری احساس می کنیم، و هم چنان وقتی که به مطلب سرورانگیزی بر می خوریم فرح و انبساط را در همین مرکز احساس می کنیم.[۲۵]
البته درست است که مرکز اصلی«ادراکات» و« عواطف» همگی روان و روح آدمی است ولی عکس العمل های جسمی آنها متفاوت است؛ عکس العمل درک و فهم نخستین بار در دستگاه مغز آشکار می شود، ولی عکس العمل مسائل عاطفی از قبیل محبت، عداوت، ترس، آرامش، شادی و غم در قلب انسان ظاهر می گردد، به طوری که به هنگام ایجاد این امور به روشنی اثر آنها را در قلب خود احساس می کنیم.[۲۶]
نتیجه اینکه اگر در قرآن مسائل عاطفی به قلب و مسائل عقلی به قلب (به معنی عقل یا مغز) نسبت داده شده، سخنی به گزاف نرفته است.[۲۷]
از همه اینها گذشته قلب به معنای عضو مخصوص نقش مهمی در حیات و بقای انسان دارد، به طوری که یک لحظه توقف آن با نابودی همراه است، بنابراین چه مانعی دارد که فعالیت های فکری و عاطفی به آن نسبت داده شود.[۲۸]
بصیرت از دیدگاه قرآن
«بصیر» از بصر (بر وزن سفر) به معنای عضو بینائی یعنی چشم است[۲۹]، و گاه به قوه بینائی نیز گفته شده، و به همین مناسبت به معنای قوه ادراک و بینائی درون نیز بصیرت و بصر اطلاق شده است، چنانکه در قرآن کریم[۳۰] می خوانیم: «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید؛ما پرده را از چشم تو کنار زدیم، و امروز چشمت تیزبین است».[۳۱]
لذا گاهی واژه «بصیر» به افراد نابینا، اطلاق می شود، ظاهرا این استعمال به خاطر آن است که افراد نابینا غالبا از نیروی ادراک قوی تری بهره مندند، و فقدان حس بینائی خود را با قوت تفکر و بصیرت، جبران می کنند؛[۳۲] همانگونه که ما در فارسی نیز به افراد نابینا، روشندل می گوئیم.[۳۳]
لذا «بصیرت » به سه معنای «چشم» و «نیروی چشم» و «قوه ادراک و علم» اطلاق شده است[۳۴]،[۳۵] همانگونه که «أبصار» جمع «بصر» به معنای بینایی و چشم است.[۳۶]،[۳۷]
«بصیرت» و «ابصار» که به معنای بینایی است گاه با چشم ظاهر صورت می گیرد و جنبه حسی دارد، و گاه با چشم درون و عقل خرد و به معنای ادراکات عقلی است.[۳۸] همانگونه که از مجموع کلمات اهل لغت و موارد استعمال آن استفاده می شود که این واژه نخست به معنای عضو بینائی، و سپس قوه بینائی است، و بعد به معنای درک باطنی و علم به کار رفته است.[۳۹]
قرآن مجید گاه می گوید: « بل الأنسان علی نفسه بصیرة؛[۴۰] انسان نسبت به خویشتن بصیرت و آگاهی دارد »و گاه به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می گوید: « قل هذه سبیلی أدعوا إلی الله علی بصیرة أنا ومن اتبعنی؛[۴۱] به مردم بگو: این راه من است که من و پیروانم با بصیرت کامل همگان را به سوی خدا دعوت می کنیم» مسلماً در تمام این موارد بصیرت به معنای آگاهی هایی است که از طریق خرد برای انسان پیدا می شود.[۴۲]
دلیل جمع بودن «ابصار» و «قلوب»
در آیات قرآن[۴۳] و حتی دعاهایی هم چون دعای تحویل سال، قلب و بصر غالباً به صورت جمع (قلوب و ابصار) آمده است، اما به راستی نکته آن چیست؟[۴۴]
بعضی از مفسران گفته اند قلب و بصر به معنای اسمی «عضو خاص» استعمال شده، از این جهت به صورت جمع آمده است.[۴۵]
هم چنین در پاسخ به این پرسش می توان از طریق وجه ذوقی و علمی به آن پاسخ گفت و آن اینکه تنوع ادراکات قلبی و مشاهدات با چشم، فوق العاده زیاد است و به خاطر این مسأله، قلوب و ابصار بصورت جمع ذکر شده است.[۴۶] چرا که هر فردی با قلب و فکر خود چیزهای گوناگون را درک می کند و همچنین با چشم، الوان، اشکال و اندازه ها را احساس می کند و چون مدرکات این دو عضو متعدد و فوق العاده متنوعند، از این لحاظ گویا هر فردی از ما دارای قلب ها و چشم هاست.[۴۷]
در فیزیک جدید نیز می خوانیم امواج نورها و رنگ هایی که قابل رؤیت هستند از میلیون ها می گذرد.[۴۸] لذا تنوع چیزهایی که با چشم دیده می شود و همچنین اموری را که انسان با فکر خود درک می کند فوق العاده تنوع دارند.[۴۹]
خدا مقلب القلوب است
شک نیست که منظور از قلب، دگرگونی در روح و عقل است و اما اینکه خدا چگونه میان انسان و روح و عقل او قرار می گیرد از دعای «یا مقلب القلوب و الأبصار ؛[۵۰] ای کسی که گردش دل ها و فکرها به دست تو است.»[۵۱]
بی شک هنگامی که انسان توبه می کند و ایمان به خدا می آورد دگرگونی عمیقی در سراسر وجودش پیدا می شود، و به خاطر همین تحول و انقلاب درونی، سیئات اعمالش در آینده تبدیل به حسنات می شود،و این توفیق الهی را در سایه ایمان و توبه پیدا می کند.زیرا خداوند به لطف و کرمش و فضل و انعامش بعد از توبه کردن؛ سیئات اعمال او را محو می کند، و به جای آن حسنات می نشاند.[۵۲] و اینچنین خدا او را مشمول لطف و هدایتش قرار می دهد و انقلاب روحی تمام عیار، برای انسان حاصل می شود.[۵۳]
آری خداوند در همه جا حاضر و ناظر و به همه موجودات احاطه دارد در عین اینکه با موجودات این جهان یکی نیست از آنها هم جدا و بیگانه نمی باشد، مرگ و حیات، علم و قدرت، آرامش و امنیت، توفیق و سعادت همه در دست او و به قدرت اوست و به همین دلیل نه انسان چیزی را می تواند از او مکتوم دارد و نه کاری را بی توفیق او انجام دهد و نه سزاوار است به غیر او روی آورد و از غیر او تقاضا کند، چرا که او مالک همه چیز است و محیط به تمام وجود انسان! [۵۴]
از بهار طبیعت تا بهار قلب ها
«قلب» به معنای «دگرگون کردن» و حرکت از حالی به حالی دیگر است و به روح و عقل و علم و فهم و شعور اطلاق می گردد، و این به خاطر آن است که هم قلب جسمانی و هم قلب روحانی دائما در دگرگونی و حرکت و تغییر است، چنان که بعضی از ارباب لغت گفته اند:[۵۵]
ماسمی القلب الامن تقلبه والرأی یصرف بالانسان اطوارا![۵۶]
«قلب» را به این خاطر قلب نامیده اند که دائما دگرگون می شود و عقیده و رأی انسان را به اشکال مختلف در می آورد».[۵۷]
حال این انقلاب و دگرگونی در طبیعت نیز رخ می دهد؛ در فصل زمستان نگاهی به چهره طبیعت می کنیم همه جا بوی مرگ می دهد درختان کاملا از برگ و گل و میوه برهنه شده، و چوب خشک بی هیچ حرکتی بر جای باقی مانده، نه گلی می خندد، نه شکوفه ای می شکفد و نه جنبش حیات در کوه ها و صحراها به چشم می خورد.[۵۸]
لیکن وقتی فصل بهار فرا می رسد، هوا ملایم می شود، قطرات باران حیات بخش نازل می گردد، یک مرتبه جنبشی در سراسر طبیعت آشکار می شود: گیاهان می رویند، درختان برگ می آورند، شکوفه ها و گل ها ظاهر می شوند، پرندگان بر شاخه های درختان جای می گیرند، و شور «محشر» بپا می شود![۵۹]
آری در طبیعت بهاری، حقیقت شکافته شدن دانه های گیاهان و جوانه زدن یکی از حساس ترین و در عین حال زیباترین لحظه وجود گیاه را تشکیل می دهد و درست شبیه لحظه تولد انسان از مادر است، این لحظه حساس از عجائب قدرت خدا است، لحظه تقلب و دگرگونی و تغییر شکل و گام نهادن از جهانی به جهانی دیگر، به راستی این چه نیروئی است که به جوانه فوق العاده ظریف این قدرت را می بخشد که دیوار محکم هسته و دانه را بشکافد، سرفراز و سربلند از آن بستر استراحت برخیزد، و از آن ظلمتکده رحم مادر خویش گام بیرون نهد و به جلوه گری پردازد؟![۶۰]
البته این منظره زیبا که در فصل بهار در دامان صحرا و کوهسار می بینیم به همین حال باقی نمی ماند، بلکه فصل خزان فرا می رسد برگها پژمرده می شوند، شاخه ها عریان می شوند، و آوای حیات به خاموشی می گراید.[۶۱]
لذا عید نوروز یک عید طبیعی در جهان آفرینش است؛ و دگرگونی فصل زمستان به سوی طبیعت بهاری، همراه با حیات طبیعت به فرمان خدا شروع می شود، شکوفه ها و برگ ها و گل ها بر شاخسار درختان آشکار می گردد و نشاط و جنبش و حرکت در تمام عالم حیات آغاز می شود، همگام و همراه شدن با این پدیده عالم آفرینش، همگامی با سنت های الهی است.[۶۲]
زندگی پر زرق و برق انسان ها نیز همین گونه است. این نعمت های گوناگون، این پست ها و مقام ها و مانند آن نیز جاودانی نیستند، روزی فرا می رسد که به جز یک قبرستان خشک و خاموش از این جامعه ها چیزی باقی نمی ماند لذا طرح دعای «یا مقلب القلوب و الأبصار ؛[۶۳] ای کسی که تحول دل ها و گردش چشم ها در دست توست.»[۶۴] به شدت معنادار می شود.[۶۵]
چرا که آیینه قلب تا زنگار هوا و هوس دارد، چهره حقیقت در آن منعکس نمی شود و تا انسان در سیاه چال طبیعت زندانی است به آسمان حقیقت پرواز نمی کند و تا گرد و غبار فضای اطراف او را پر کرده، جمال دل آرای یار را هرچند به او نزدیک باشد، نمی بیند و چه زیبا می گوید، حافظ:[۶۶]
تو کز سرای طبیعت نمی روی بیرون کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد
جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد
صفای قلب و بصیرت از کدورات ظلمت طبیعت و پلیدی های معاصی و پاک کردن نفس از رسوم عادات و زشتی های شهوت و بالجمله زدودن زنگارهایی که بر قلب نشسته است، زنگارهایی که قرآن می فرماید: «بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون؛[۶۷] بلکه زنگ نهاده بر دل های آنها (مکذبان) آنچه انجام دادند» در فراز« یا مقلب القلوب و الابصار» به منزله صیقل دادن آینه از زنگارهاو کثافات است.[۶۸]
هم چنین دگرگونی های مرتبط با طبیعت، موید نشانه های آخرت در زندگی همین دنیا است: باز گشت زمین مرده به حیات در فصل بهار، بارور شدن درختانی که در فصل زمستان از کار افتاده بود و مشاهده عظمت قدرت خدا در مجموعه آفرینش، همگی دلیل بر امکان زندگی پس از مرگ است.[۶۹]
اگر زندگی بعد از مرگ مفهوم نداشت ما این صحنه را هر سال در برابر چشم خود نمی دیدیم، اگر زندگی بعد از مرگ امری محال، و سخنی جنون آمیز باشد، به صورت یک امر حسی در برابر چشمانمان تکرار نمی شود. چه فرق می کند حیات زمین بعد از مرگ یا حیات انسان بعد از مردن؟[۷۰]
حال وقتی قلب آدمی همچون آیینه است و وجود هستی پروردگار همچون آفتاب عالمتاب. اگر این آیینه را زنگار هوی و هوس تیره و تار کند نوری در آن منعکس نخواهد شد، اما هنگامی که دعای «یا مقلب القلوب و الأبصار ؛[۷۱] ای کسی که تحول دل ها و گردش چشم ها در دست توست.»[۷۲] در پی آنیم تا قلوب انسان ها، در پرتو تقوا و پرهیزگاری صیقل داده شود و زنگارها از میان برود، نور خیره کننده آن آفتاب پرفروغ در آن منعکس می شود و همه جا را روشن سازد و از این طریق حیات طیبه انسان در دنیا و آخرت محقق گردد.[۷۳]
دل حرم خداست در حرم خدا غیر خدا را منشان!
این حالت که به هنگام ظهور مشکلات به یاد خدا بیفتند و در راحتی او را فراموش کنند، حالت بسیاری از مردم است، در این گونه افراد، طبیعت ثانوی، فراموشکاری است و عدم توجه به واقعیات زندگی.[۷۴]
بنا بر این توجه به خدا و واقعیات زندگی، یک حالت استثنایی برای آنها محسوب می شود که نیاز به عوامل فوق العاده دارد، ما دام که آن حالت فوق العاده [۷۵] موجود است به یاد خدا هستند، اما به محض اینکه بر طرف شد به طبیعت انحرافی خود بازمی گردند، و خدا را به دست فراموشی می سپرند.[۷۶]
خلاصه کمتر کسی را می توان پیدا کرد که در مشکلات سخت و طاقت فرسا به پیشگاه با عظمت خدا سر فرود نیاورد ولی می دانیم این بیداری و« توجه اضطراری»، بی ارزش است.[۷۷]
افراد با ایمان و مسلمانان راستین، آنها هستند که در راحتی و بلا، در سلامت و بیماری، در فراوانی و قحطی، در زندان و بر تخت قدرت، و خلاصه در همه حال به یاد او می باشند، و اصولاً این تغییر حالات به هیچوجه آنها را دگرگون نمیسازد.[۷۸]
حال درخواست از درگاه خدای متعال مبنی بر انقلاب در قلب و بصیرت، نشانه آن است که انسان به سبب نسیان از یاد حق و انس با دنیا و هواهای نفسانی، نیازمند تحول قلبی و روشنایی چشمان دل است؛ به بیان نورانی امام صادق علیه السلام که فرمود:«القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله ؛ قلب حرم خداست، غیر خدا را در حرم خدا ساکن مکن».[۷۹]،[۸۰] و نیز تغییر و تحول در نگرش و بصیرت آدمی« المؤمن ینظر بنور الله؛ «انسان با ایمان با نور خدا نگاه می کند» اشاره به این حقیقت است که دگرگونی واقعی در قلوب و ابصار به دست او است و تنها فضل و عنایت خدای رحمان است که میتواند با دو دست جلال و جمال خویش آیینه دل را از غبار اغیار بزداید و آن را به نور بصیرت مزین کند.[۸۱]
«نوری» که تنها قرآن و تعلیمات پیامبر صلی الله علیه و آله نیست، بلکه علاوه بر این، ایمان به خدا، بینش و درک تازه ای به انسان می بخشد؛ افق دید انسان را از زندگی محدود مادی و چهار دیوار عالم ماده فراتر برده و در عالمی فوق العاده وسیع فرو می برد.[۸۲]
در پرتو این نور و بصیرت قلبی می توان راه زندگی خود را در میان مردم پیدا کرد، و از بسیاری اشتباهات که دیگران به خاطر آز و طمع، و به علت تفکر محدود مادی، و یا غلبه خودخواهی و هوی و هوس، گرفتار آن می شوند مصون و محفوظ ماند.[۸۳]
ثبات قدم و استحکام در دینداری پس از دگرگونی
گفتنی است از جمله شرایط تقلب قلب این است که گام های ما استوار باشد تا از جا کنده نشود و فرار نکنیم، در حقیقت فراز نخست دعا جنبه باطنی و درونی داشت لیکن ثبات قدم از نتائج تحقق کامل دگرگونی است.[۸۴]
اینجا است که باید خود را به خدا سپرد و از او هدایت خواست.حتی در بعضی از روایات آمده است که شخص پیامبر اسلام ص نیز خود را به خدا می سپرد، و بسیار این دعا را تکرار می کرد:«یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک ؛ ای کسی که دل ها را می گردانی قلب من را بر دین خودت ثابت بدار»[۸۵]
ذکری برای رسیدن به آرامش و از بین رفتن اضطراب
جمله کوتاه و پر معنای «یا مقلب القلوب و الأبصار؛[۸۶] ای کسی که تحول دل ها و گردش چشم ها در دست توست»[۸۷] از یک سو، اشاره به اهمیت دگرگونی و تقلب قلب در جهان هستی و مسایل زندگی می کند که سبب بصیرت کامل و معرفة الله می شود و از سوی دیگر، اشاره به تداوم یاد خدا می نماید، که سبب احیای قلوب و آرامش دل هاست[۸۸]
این مسأله از آن جهت است که قلب در اصل به معنی تغییر و تحول و به اصطلاح قلب و انقلاب است، و از آنجا که فکر و عقل انسان دائما در حال دگرگونی است به آن« قلب » گفته شده است، و به همین دلیل در آیات قرآن روی مساله سکینه و آرامش دل، و یا اطمینان قلب تکیه شده است، «هو الذی أنزل السکینة فی قلوب المؤمنین ؛ او کسی است که آرامش را در دل مؤمنین نازل کرد»[۸۹] و یا «ألا بذکر الله تطمئن القلوب ؛ آگاه باشید یاد خدا مایه آرامش دل ها است»[۹۰] آری این موجود ناآرام را تنها یاد خدا آرامش می بخشد.[۹۱]
لذا هم آبادی و دگرگونی دل ها و هم آرامش آن در سایه ذکر خداست نه تنها ذکر لفظی، بلکه ذکر عملی آن گونه که در روایات وارد شده که امام باقر علیه السلام فرمود: «سه چیز است که انجام آن از مشکل ترین کارهاست و سومین آن را «ذکر الله علی کل حال؛ ذکر خدا در هر حال» بیان فرمود سپس در تفسیر ذکر چنین می فرماید: «و هو أن یذکر الله عز و جل عند المعصیة یهم بها فیحول ذکر الله بینه و بین تلک المعصیة و هو قول الله عز و جل؛ «إن الذین اتقوا إذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فإذا هم مبصرون [۹۲]؛ ذکر خدا آن است که چون تصمیمی بر معصیت می گیرد خداوند عز و جل را یاد کند و یاد خدا میان او و آن معصیت حائل شود و این همان چیزی است که خداوند عز و جل در قرآن فرموده است: پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوسه های شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) می افتند؛ و (در پرتو یاد او، راه حق را می بینند و) در این هنگام بینا می شوند».[۹۳]،[۹۴]
به راستی هنگامی که انسان این کلمات پرمعنا را می خواند که چگونه اولیاء الله در پرتو بندگی و عبودیت، به جاهایی می رسند که به جز خدا نبیند، در فکر فرو می رود که این انسان چه لیاقت بزرگی دارد اگر قدر آن را بداند و استعداد خویش را به فعلیت برساند.[۹۵]
رمزگشایی خداشناسی در بهار دلها
انسان سه مرحله را در مسیر معرفة الله می پیماید تا به مقصد رسد، نخست مرتبه«تفکر»، سپس مرحله«یقین» و علم و بعد از آن مرحله«ایمان» و به اصطلاح عقد قلب است، از نظر شرافت، ایمان در مرحله اول، یقین در مرحله دوم، و تفکر در مرحله سوم قرار دارد؛ به تعبیر دیگر آنها که اهل ایمانند از مشاهده آیات الهی به این مرحله عالی صعود می کنند؛ لذا پس از فراز ابتدایی دعای تحویل سال در ایجاد انقلاب و دگرگونی در انسان؛[۹۶] مشاهدات آیات الهی مورد اشاره قرار گرفته تا اینچنین دگرگونی انسان با ایمان پیوند بر قرار نماید؛ لذا می خوانیم:«یا مدبر اللیل و النهار؛ [۹۷] ای کسی که تدبیر کننده شب و روزی ».[۹۸]
در بیان این فراز نورانی باید گفت گرچه کنه ذات خداوند از دسترس عقول بشر خارج است؛ ولی اثبات اصل وجود او از طریق مطالعه در نظام آفرینش و تدبیر بسیار حکیمانه ای که بر آن حاکم است کاملاً ممکن است.[۹۹]
این همان چیزی است که در روایات دیگر اسلامی نیز به آن اشاره شده که درباره کنه ذات خدا نیندیشید، بلکه درباره آثار قدرت و عظمت و علم او در جهان اندیشه کنید و این همان مسأله ای است که قرآن مجید پایه خداشناسی را بر آن قرار داده و صاحبان اندیشه و «اولو الالباب» را به تفکر در آن در همه حال دعوت می کند و می فرماید: «ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولی الالباب* الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا؛ مسلما در آفرینش آسمان ها و زمین و آمد و رفت شب و روز، نشانه های (روشنی) برای خردمندان است-/ همان ها که خدا را در حال ایستاده و نشسته و آن گاه که بر پهلو خوابیده اند یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند (و می گویند:) بارالها! هرگز اینها را بیهوده نیافریده ای!».[۱۰۰]،[۱۰۱]
آری این دگرگونی لیل و نهار، و این آمد و رفت روشنایی و تاریکی با آن نظم خاص و تدریجیش که دائما از یکی کاسته و بر دیگری افزوده می شود، و به کمک آن فصول چهارگانه به وجود می آید، و درختان و گیاهان و موجودات زنده مراحل تکاملی خود را در پرتو این تغییرات تدریجی، گام به گام طی می کنند، اینها نشانه دیگری از ذات و صفات متعالی او هستند.[۱۰۲]
اگر این تغییر تدریجی نبود، و یا این تغییرات توام با هرج و مرج صورت می گرفت و یا اصلا همیشه روز، و یا همیشه شب بود، حیات و زندگی از صفحه کره زمین به کلی برچیده می شد و اگر فرضا وجود داشت دائما دچار آشفتگی و نابسامانی بود[۱۰۳]،[۱۰۴]
در حقیقت اختلاف شب و روز ممکن است به معنی آمد و شد آنها بوده باشد که هر یک«خلف» و جانشین دیگری می شود، و نیز ممکن است به معنی اختلاف و تفاوت تدریجی آنها باشد که فصول چهارگانه سال را به وجود می آورد، و گردش حیات را در جهان گیاهان تحت نظام دقیقی رهبری می کند.در هر حال همه این مسائل می تواند راهنمای طریق معرفت پروردگار باشد.[۱۰۵]
تحویل سال و تحویل حال
«حول» در لغت به معنای حرکت و تحول و به معنی دگرگون شدن چیزی است، و حول به کسی می گویند که می تواند مسائل را زیر و رو کند و از تجارب مختلف در آن بهره گیری نماید.[۱۰۶]
«حول»یعنی «هو تحرک فی دور؛ حرکت دورانی داشتن»، چون دوران دارد، و دوباره به جای اول بازمی گردد و «حواله» را نیز بدین جهت حواله می گوید که یک حرکت دورانی در آن وجود دارد، بدهکار طلبکار را به شخص ثالثی حواله می دهد و او پرداخت می کند و سپس با بدهکار محاسبه می نماید،.[۱۰۷]،[۱۰۸]
جمله معروف:«یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال؛[۱۰۹] ای دگرگون کننده سال و زمان ها و حالات انسان ها! حال ما را به بهترین حالات تغیر ده، و به احسن حالات دگرگون ساز» به همین معنا است. اگر سال را هم عرب «حول» می گوید به همین اعتبار است؛ زیرا تحول و دگرگونی به وجود آمده، و سال گذشته تبدیل به سال جدید شده است.[۱۱۰] و انسان از زمانی به زمان دیگر متحول می شود و حرکت می کند.[۱۱۱]
سخن آخر: (از وقوع احسن التقویم تا حصول احسن الحال)
بی شک خداوند انسان را از هر نظر موزون و شایسته آفرید، هم از نظر جسمی، و هم از نظر روحی و عقلی؛ چرا که هر گونه استعدادی را در وجود او قرار داده، و او را برای پیمودن قوس صعودی بسیار عظیمی آماده ساخته، و با این که انسان «جرم صغیری» است، «عالم کبیر» را در او جا داده و آن قدر شایستگی ها به او بخشیده، که لایق خلعت «لقد کرمنا بنی آدم» شده است.[۱۱۲]
لذا در قرآن کریم می خوانیم:« لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم[۱۱۳] ؛ما انسان را در بهترین صورت آفریدیم!»[۱۱۴]
ولی همین انسان با تمام این امتیازات اگر از مسیر حق منحرف گردد چنان سقوط می کند که به «اسفل سافلین» کشیده می شود؛«ثم رددناه اسفل سافلین[۱۱۵]؛ سپس او را به پایین ترین مرحله باز گرداندیم»[۱۱۶]
چرا چنین نباشد در حالی که موجودی است مملو از استعدادهای سرشار که اگر در طریق صلاح از آن استفاده کند بر بالاترین قله افتخار قرار می گیرد، و اگر این همه هوش و استعداد را در طریق فساد به کار اندازد بزرگترین مفسده را می آفریند و طبیعی است که به «اسفل سافلین» کشیده شود.«مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند که برای آنها پاداشی تمام نشدنی است»[۱۱۷]
لذا انسان متصف به زیور «أحسن تقویم» که آفریده مبارک «أحسن الخالقین» است، بایسته است که خود را در پرتو تحول قلبی و تطهیر آینه دل به نور بصیرت و معرفت بیاراید و در سایهسار تدبیر دنیا و آخرت و پرهیز از افراط و تفریط در بهرهمندی از نعمات ظاهری و باطنی، به «أحسن الحال» نایل گردد لذا در دعای تحویل سال زمزمه می کند: حول حالنا إلی احسن الحال؛[۱۱۸] حال ما را به بهترین حال، تغییر ده!»[۱۱۹]
آری گاهی انسان بر اثر کثرت کار از حال خودش هم غافل می شود؛ و لهذا این دعا انسان را به یاد خودش هم می آورد و به او تذکر می دهد که برای مشکلات روحی و[۱۲۰] جسمی، مادی و معنوی خودت مخصوصاً در زمان های با ارزشی هم چون شروع سال جدید، چاره ای بیندیش و پرده های غفلت را کنار بزن. و از کسی کمک بخواه که بر انجام هر کاری قادر و تواناست. بنابراین، سر دیگر اهمیت فوق العاده این دعا، رهانیدن انسان از غفلت است.[۱۲۱]
همانگونه که در دعای پس از نمازهای روزانۀ ماه مبارک رمضان در پیشگاه خداوند متعال عرضه می داریم؛«اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک; خدایا، بدی حال ما را به خوبی حال خود تغییر ده »[۱۲۲]
در حقیقت کمال ما انسان ها در همین است که سوء حال را به حسن حال و حسن حال را به احسن حال تبدیل کنیم احسن الحال بودن برای ما یعنی رسیدن به تمام آن کمالات به قدر ظرفیت وجودی مان; زیرا ما حالی احسن و برتر از آن نداریم . تحویل حال به احسن الحال همان تغییر سوء حال انسان به حسن حال الهی است; و این تغییر وقتی تحقق می یابد که بدانیم مسائل مهم و سرنوشت ساز زندگی انسان بر محور ایمان و عمل صالح دور می زند، اگر بخواهیم در آسمان سعادت پرواز کنیم، و به اوج قله احسن الحال صعود نماییم، اگر مایل باشیم از صف زیانکاران خارج شویم، اگر از ظلمت و تاریکی متنفر و مشتاق رسیدن به نور و روشنایی هستیم، اگر اشتیاق بهشت و نعمت های آن را داریم، همه اینها در سایه ایمان و عمل صالح ممکن الوصول خواهد بود.[۱۲۳]
پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی makarem.ir
پی نوشت ها:
[۱] کلیات مفاتیح نوین ؛ ص۹۰۷.
[۲] همان.
[۳] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛۲۶/۱۲/۱۳۸۸.
[۴] آیین رحمت ؛ ص۴۰.
[۵] سوگندهای پر بار قرآن ؛ ص۲۵۹.
[۶] آیین رحمت ؛ ص۴۰.
[۷] پیدایش مذاهب ؛ ص۹۶.
[۸] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۵ ؛ ص۶۰۱.
[۹] زاد المعاد؛ ص؛ ۵۳۱.
[۱۰] کلیات مفاتیح نوین ؛ ص۹۰۸.
[۱۱] زاد المعاد؛ ص؛ ۵۳۱.
[۱۲] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹ .
[۱۳] زاد المعاد؛ ص؛ ۵۳۱.
[۱۴] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹.
[۱۵] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۲ ؛ ص۶۴۶.
[۱۶] سوره ق؛ آیۀ۳۷.
[۱۷] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۲ ؛ ص۶۴۶.
[۱۸] سوره احزاب؛ آیه ۱۰.
[۱۹] تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۸۸.
[۲۰] سوره انفال؛ آیۀ۱۲.
[۲۱] سوره آل عمران؛ آیه ۱۵۹.
[۲۲] تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۸۸.
[۲۳] همان.
[۲۴] همان.
[۲۵] همان.
[۲۶] همان؛ص۸۹.
[۲۷] همان.
[۲۸] همان.
[۲۹] ر.ک: مفردات راغب.
[۳۰] سوره ق؛آیۀ۲۲.
[۳۱] پیام قرآن ؛ ج ۴ ؛ ص۱۱۲.
[۳۲] ر.ک: مفردات راغب.
[۳۳] پیام قرآن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۲۶.
[۳۴] ر.ک: مفردات راغب.
[۳۵] پیام قرآن ؛ ج ۱ ؛ ص۱۴۵.
[۳۶] سورۀ یونس؛ آیه ۳۱( تفسیر نمونه؛ج ۸؛ ص ۳۴۳)؛سورۀ قصص؛ آیه ۴۳(تفسیر نمونه؛ ج ۱۶؛ ص ۱۱۰)؛ سورۀ ص؛آیه ۴۵( تفسیر نمونه؛ج ۱۹؛ ۳۲۶).
[۳۷] لغات در تفسیر نمونه ؛ ص۱۹.
[۳۸] پیام قرآن ؛ ج ۱ ؛ ص۱۵۲.
[۳۹] همان ؛ ج ۴ ؛ ص۱۱۲.
[۴۰] سورۀ قیامت؛ آیۀ ۱۴.
[۴۱] سورۀ یوسف؛ آیۀ ۱۰۸.
[۴۲] پیام قرآن ؛ ج ۱ ؛ ص۱۵۲.
[۴۳] «ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوة؛ خدا بر دل ها و گوش های آنان مهر نهاده؛ و بر چشم هایشان پرده ای افکنده شده!»؛( سوره بقره؛آیه ۷).
[۴۴] تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۸۹.
[۴۵] پاسخ به پرسشهای مذهبی ؛ ص۵۱۶.
[۴۶] تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۹۰.
[۴۷] پاسخ به پرسشهای مذهبی ؛ ص۵۱۶.
[۴۸] تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۹۰.
[۴۹] پاسخ به پرسشهای مذهبی ؛ ص۵۱۷.
[۵۰] زاد المعاد؛ ص ۵۳۱.
[۵۱] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹.
[۵۲] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۵ ؛ ص۱۶۰.
[۵۳] همان ؛ ج ۱ ؛ ص۱۹۹.
[۵۴] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۲ ؛ ص۱۴۳.
[۵۵] پیام قرآن ؛ ج ۱ ؛ ص۱۴۲.
[۵۶] همان.
[۵۷] همان.
[۵۸] پنجاه درس اصول عقائد برای جوانان ؛ ص۳۶۴.
[۵۹] همان؛ ص ۳۶۵.
[۶۰] پیام قرآن ؛ ج ۴ ؛ ص۳۲۹.
[۶۱] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۳ ؛ ص۲۶.
[۶۲] کلیات مفاتیح نوین ؛ ص۹۰۷.
[۶۳] زاد المعاد؛ ص ۵۳۱.
[۶۴] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹.
[۶۵] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۳ ؛ ص۲۶.
[۶۶] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۷ ؛ ص۵۴۹.
[۶۷] سوره مطفقین؛ آیه ۱۵.
[۶۸] اخلاق اسلامی در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج ۱ ؛ ص۲۴۳.
[۶۹] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۳ ؛ ص۴۳۳.
[۷۰] پنجاه درس اصول عقائد برای جوانان ؛ ص۳۶۵.
[۷۱] زاد المعاد؛ ص ۵۳۱.
[۷۲] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹.
[۷۳] انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی ؛ ص۵۱۶.
[۷۴] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۲ ؛ ص۱۹۲.
[۷۵] همان.
[۷۶] همان؛ ص ۱۹۳.
[۷۷] همان.
[۷۸] همان.
[۷۹] بحارالانوار؛ ج ۷۰؛ ص ۲۵؛ ح ۲۷.
[۸۰] انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقی ؛ ص۳۳۷.
[۸۱] همان.
[۸۲] تفسیر نمونه ؛ ج ۵ ؛ ص۴۲۶.
[۸۳] همان.
[۸۴] همان ؛ ج ۲ ؛ ص۲۴۵.
[۸۵] تفسیر مراغی؛ ج ۳؛ص ۱۰۲.
[۸۶] زاد المعاد؛ ص؛ ۵۳۱.
[۸۷] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹ .
[۸۸] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۳ ؛ ص۵۴۶.
[۸۹] سورۀ فتح؛آیۀ۴.
[۹۰] سورۀ رعد؛ آیۀ ۲۸.
[۹۱] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۲ ؛ ص۲۸۵.
[۹۲] سورۀ اعراف؛ آیه ۲۰۱.
[۹۳] بحارالانوار؛ ج ۹۰؛ ص ۱۵۱؛ ح ۶.
[۹۴] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۹ ؛ ص۴۷۶.
[۹۵] همان؛ ج ۸؛ ص ۳۶۳.
[۹۶] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۱ ؛ ص۲۳۲.
[۹۷] زاد المعاد؛ ص ۵۳۱.
[۹۸] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹.
[۹۹] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۷ ؛ ص۳۵.
[۱۰۰] سوره آل عمران؛ آیات ۱۹۰ و ۱۹۱.
[۱۰۱] اعتقاد ما ؛ ص۱۴.
[۱۰۲] تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۵۵۹.
[۱۰۳] « اختلاف» ممکن است به معنی« آمد و شد» باشد، زیرا از ماده«خلف و خلاف» به معنی جانشین شدن یکدیگر است، و نیز ممکن است به معنی تفاوت و کم و زیاد شدن مقدار شب و روز باشد، و یا هر دو، و به هر حال این نظم خاص آن که دارای آثار بسیار حساب شده ای است نمی تواند تصادفی و بدون دخالت ذات عالم قادری باشد، لذا در آیات متعددی از قرآن از دلائل ذات پاک خدا شمرده شده است.
[۱۰۴] تفسیر نمونه ؛ ج ۱ ؛ ص۵۵۹.
[۱۰۵] همان ؛ ج ۱۴ ؛ ص۲۹۱.
[۱۰۶] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۲ ؛ ص۴۵۳.
[۱۰۷] ر.ک:مقائیس اللغه.
[۱۰۸] بررسی طرق فرار از ربا ؛ ص۱۲.
[۱۰۹] زاد المعاد؛ ص؛ ۵۳۱.
[۱۱۰] حیله های شرعی و چاره جویی های صحیح ؛ ص۱۲.
[۱۱۱] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج ۱۵، ص: ۲۹۱.
[۱۱۲] سورۀ تین؛ آیه ۴(تفسیر نمونه؛ ج ۲۷؛ ص ۱۶۵).
[۱۱۳] سورۀ تین؛ آیه ۴.
[۱۱۴] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۷ ؛ ص۱۳۸.
[۱۱۵] سورۀ تین؛آیۀ۵.
[۱۱۶] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۷ ؛ ص۱۳۷.
[۱۱۷] «الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غیر ممنون».سورۀ تین؛آیۀ ۶.
[۱۱۸] زاد المعاد؛ ص ۵۳۱.
[۱۱۹] کلیات مفاتیح نوین، ص: ۹۰۹.
[۱۲۰] والاترین بندگان ؛ ص۲۳۳.
[۱۲۱] همان؛ ص ۲۳۴.
[۱۲۲] همان ؛ ص۲۳۳.
[۱۲۳] سوگندهای پر بار قرآن ؛ ص۲۲۶.
"بنیه درونی قوی و مستحکم" یکی از مهمترین نقاط قوت ملت ایران است/ همه موظفند "امیدآفرینی" کنند
رهبر معظم انقلاب اسلامی در اولین روز سال نو، در اجتماع عظیم زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، تحول به معنای «تقویت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف و معیوب» را نیاز اساسی کشور خواندند و با اشاره به اهداف و خواستههای کاملاً ضد تحولی دشمنان گفتند: باید با اراده قاطع، تکیه بر اعتماد به نفس ملی، امیدواری و هوشیاری، کار سنگین و دشوار تحول را آغاز و نقاط ضعف عمدتاً اقتصادی را به نقاط برجسته و درخشان تبدیل کنیم.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به دعای عمومی ملت ایران هنگام تحویل سال نو برای تبدیل و تحول حالشان به احسن احوال گفتند: برای هر تحولی باید ضمن توسل و طلب از پروردگار، سعی و تلاش و استقامت کرد.
رهبر انقلاب آگاهی افکار عمومی از مسائل اساسی کشور را، زمینه ساز فعال شدن جوانانِ صاحب فکر و اصحاب اندیشه و خِرد خواندند و افزودند: طرح مسئله تحول با مردم مثل هر مسئلهی مهم دیگر، ضروری است چرا که اگر افکار عمومی از یک فکر و ایده استقبال نکند، آن فکر به عمل در نمی آید و به تدریج به فراموشی سپرده می شود.
ایشان در مرزبندی مفهوم حقیقی تحول و دگرگونی با آنچه دشمنان از آن بهعنوان تغییر و تحول یاد می کنند، گفتند: دشمنان از طرح موضوع تحول، خواسته های ضد تحولی و کاملاً مخالف اهداف نظام دارند که متأسفانه در داخل هم برخی به تبعیت یا تقلید از آنها و یا با انگیزه های دیگر، همان حرف ها را با تغییراتی تکرار می کنند، که تغییر قانون اساسی یا ساختار نظام از جمله این حرف ها است.
ایشان هدف اصلی دشمنان از طرح مفهوم «تحول ساختاری»، «تغییر»، «انقلاب» یا کلمات مشابه را تغییر هویت جمهوری اسلامی دانستند و افزودند: هدف دشمن، حذف نقاط قوت کشور و نظام، و فراموش شدن مسائلی است که مردم را به یاد انقلاب و اسلام ناب و انقلابی می اندازد که تکرار نام امام، مطرح شدن تعالیم امام، مسئله ولایت فقیه، 22 بهمن و حضور پر شور مردم در انتخابات از جمله این موارد است.
حضرت آیتالله خامنهای تبدیل نظام مردم سالاری اسلامی به حکومتی فردی و مطیع، یا حکومتی به ظاهر دموکراسی اما در عمل گوش به فرمان غربیها را، هدف نهایی سخنان ظاهراً تحولی مستکبران خواندند و گفتند: آنها در هر کاری به دنبال تسلط سیاسی و اقتصادی بر ایران و غارت کشور هستند.
ایشان بعد از این مرزبندی، شناسایی نقاط قوت و ضعف کشور را پیش زمینه ضروری تحول برشمردند و گفتند: پیمودن مسیر دشوار تحول، نیاز به اعتماد به نفس ملی دارد.
رهبر انقلاب ملت ایران را برخوردار از اعتماد به نفس دانستند وبا اشاره به عزت نفس، استقلال خواهی و شجاعت ملت گفتند: دومین عنصر مهم در طی کردن مسیر تحول، هوشیاری است.
حضرت آیتالله خامنهای غفلت و بی توجهی به هوشیاری را موجب ضربه زدن احتمالی به نقاط قوت دانستند و افزودند: برخی دلسوزان و علاقمندان به نظام و انقلاب گاهی برای یک حرکت خوب و اصلاحی، با غفلت و بی دقتی به نقاط قوت نظام ضربه می زنند که باید مراقب این گونه غفلت ها بود.
رهبر انقلاب لازمه مراقبت از نقاط قوت را شناسایی آنها خواندند و با ذکر برخی نقاط قوت ملت ایران، از جوانان خواستند روی این گونه مسائل فکر و اندیشه و هم افزایی کنند.
ایشان «بنیه درونی قوی و مستحکم ملت ایران» را از نقاط قوت بارز کشور دانستند و گفتند: این قوت و استحکام درونی ناشی از ایمان مردم است چرا که حتی افرادی که در ظاهر به برخی احکام اسلامی پایبندی کاملی ندارند، به خدا، قرآن و ائمه هدی ایمان دارند.
ایشان در تبیین نشانه های آشکار استحکام درونی ملت ایران، به «غلبه ملت بر زنجیره خصومت های پی در پی چند ده ساله مستکبران جهان» اشاره کردند و گفتند: کدام کشور و انقلاب توانسته سال های متمادی در مقابل ضربات پی در پی قدرتمندترین کشور های جهان بایستد و به زانو در نیاید؟
حضرت آیتالله خامنهای ، «کودتا، تحریم، فشارهای سیاسی، تهاجم رسانهای بیسابقه، توطئههای امنیتی و تحریمهای بیسابقه اقتصادی» را ابعادی از توطئههای پیوسته دشمنان خواندند و افزودند: در دور اخیرِ این خصومت ها، رؤسای آمریکا و برخی کشور های اروپایی از اغتشاشاتی که سال گذشته درصد بسیار اندکی به راه انداخته بودند، صریحاً پشتیبانی کردند و با انواع حمایت های تسلیحاتی، سیاسی، مالی، امنیتی و رسانه ای تلاش کردند جمهوری اسلامی را لااقل تضعیف کنند اما در میدان، درست بر عکس این هدف، تحقق یافت و جمهوری اسلامی بر این توطئه جهانی پیروز شد و نشان داد قوی و مستحکم است.
رهبر انقلاب اسلامی، 22 بهمن 1401 را به عنوان مظهری از بنیه ی قوی درونی نظام، بسیار پر شور تر و پر جمعیت تر از مراسم مشابه سال های گذشته دانستند و افزودند: پیشرفت های بزرگ ملت در عرصه های گوناگون نشانه های دیگری از این استحکام درونی است.
ایشان پیشرفت در دوران محاصره اقتصادی و شدیدترین فشار های ممکن را، عملکرد درخشان ملت خواندند و گفتند: آمریکایی ها با همهی دروغگوییشان اذعان کردند که فشارهای اقتصادی آنها بر ملت ایران در تاریخ بی سابقه بوده است.
حضرت آیتالله خامنهای، پیشرفت در علم وفناوری و قرار گرفتن در رده کشورهای برتر دنیا در عرصه هایی نظیر نانو و زیست فناوری، پیشرفت در عرصه های سلامت، هوافضا، هستهای، دفاعی، زیر ساخت ها، مراکز درمانی و بهداشتی، پالایشگاه و دیگر عرصه ها را یادآوری کردند و گفتند: در حوزه روابط خارجی هم تلاش دشمنان برای انزوای ایران شکست خورده و جمهوری اسلامی با محکم کردن صد در صدی روابط خود با آسیا، از این پس نیز به گسترش ارتباطات سیاسی، اقتصادی، علمی و فنی با کشور های مهم این منطقه ادامه خواهد داد.
ایشان افزودند: عضویت در برخی پیمانهای مهم منطقه ای و تقویت روابط با آفریقا و آمریکای لاتین از دیگر پیشرفت های حوزه ارتباطات خارجی است، ضمن این که با اروپاییها هم قهر نیستیم و اگر از تبعیت آمریکا دست بردارند حاضریم با آن ها کار کنیم.
حضرت آیتالله خامنهای، ایمان، احساس عزت ملی و تکیه بر توان داخلی را از جمله عوامل و زمینه های پیشرفت ملت ایران برشمردند و گفتند: دیگر نقاط قوت نظام نیز از جمله جمهوریت و اسلامیت، باید تقویت شود.
حضرت آیتالله خامنهای پس از برشمردن نقاط قوت کشور، به تبیین نقاط ضعف و نیازمند تحول پرداختند و گفتند: در رأس همه نقاط ضعف، مسئله اقتصاد و سیاستهای اقتصادی است که بسیاری از آنها میراث گذشتگان از انقلاب و برخی از آنها مربوط به پس از انقلاب است.
ایشان مهمترین مشکل و نقطه ضعف اقتصاد کشور را دولتی بودن اقتصاد و تصدیگری افراطیِ برخاسته از سیاستهای اقتصادی دهه 60 دانستند و افزودند: نتیجه این افراط، کنار ماندن مردم از فعالیتهای بزرگ و ثروتساز اقتصادی و بروز مشکلاتی است که امروز در کشور مشاهده میکنیم.
رهبر انقلاب هدف از ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 را سپردن فعالیتهای اقتصادی به مردم خواندند و گفتند: بخشهای مهم اقتصاد و تولید باید در اختیار مردم باشد و همچنانکه بارها تکرار کردهایم بنگاهها و شرکتهای دولتی و شبه دولتی که بعضاً با تعبیر زشت خصولتی از آنها یاد میشود، نباید با بنگاههای خصوصی رقابت کنند.
ایشان محقق نشدن عدالت اقتصادی را با الگوی دادن کلید اقتصاد به دولت، نشانه خطا بودن این شیوه خواندند و تأکید کردند: دولت باید تصدیگری و دخالت در اقتصاد را کم، و با واگذار کردن کارها به خود مردم، بر امور نظارت و مراقبت کند البته این مسئله را به دولتهای متعدد سفارش کردهایم اما واگذاریها یا انجام نگرفت یا به شکلی غلط انجام شد که نتیحه آن به ضرر مردم بود.
حضرت آیتالله خامنهای عیب دیگر اقتصاد کشور را وابستگی به نفت خام برشمردند و گفتند: بند ناف اقتصاد را باید از صادرات نفت خام جدا کنیم و برای کسب درآمد بیشتر به فعالیتهای غیرنفتی بپردازیم که خوشبختانه بر اساس گزارشها، کارهای خوبی در این زمینه آغاز شده است.
وابستگی اقتصاد کشور به دلار، نقطه ضعف دیگری بود که رهبر انقلاب به آن اشاره کردند و افزودند: برخی کشورهایی که مورد تحریم غرب قرار گرفتند با قطع وابستگی خود به دلار و کار کردن با پولهای محلی، وضع بهتری پیدا کردند که ما نیز باید همین کار را انجام دهیم.
ایشان از رشد اقتصادی ضعیف کشور در دهه 90 به عنوان نقطه ضعفی دیگر یاد و خاطرنشان کردند: در بعضی از سالهای دهه 90 رشد اقتصادی زیر یک بود و در زمان تصدی دولت فعلی نیز میزان رشد اقتصادی، بسیار پایین بود در حالی که برای بهبود اقتصاد کشور، نیازمند رشد اقتصادی سریع و مستمر هستیم که لازمه آن افزایش تولید با کمک و هدایت مردم است.
حضرت آیتالله خامنهای، مسئولان دولتی و نمایندگان مجلس را به ترغیب و هدایت مردم به ایفای نقش مولد در اقتصاد کشور و ایجاد اعتماد برای سرمایهگذاری و کارآفرینی بخش خصوصی فراخواندند و گفتند: اگر از تواناییهای مردم در اقتصاد استفاده شود و تولید افزایش یابد، حتماً وضع معیشت عمومی و تورم بهبود خواهد یافت و شعار سال محقق میشود.
ایشان غفلت از راههای مشارکت مردم در مسائل اقتصادی را نقطه ضعفی دیگر برشمردند و با توصیه به مسئولان و صاحبنظران و علاقهمندان به سرنوشت کشور برای یافتن راههای مشارکت مردم در اقتصاد، خاطرنشان کردند: هر جا مردم وارد شدند پیشرفت کردیم مانند دفاع مقدس و مسائل سیاسی، بنابراین مشخص شدن چگونگی فعال شدن مردم در اقتصاد، در این عرصه نیز پیروز و موفق خواهیم شد.
«افزایش تحرک در تجارت خارجی»، «تقویت شرکتها و فعالیتهای دانشبنیان»، «تحول در قانونگذاری بر اساس سیاستهای تقنینی» و «پرهیز از ایجاد هزینههای قطعی برای درآمدهای غیرقطعی در بودجههای سالیانه» عیوب دیگری بود که رهبر انقلاب اسلامی به آنها اشاره کردند.
حضرت آیتالله خامنهای اطلاعرسانی به مردم در خصوص جنگ ترکیبی و سیاستهای دشمن در این زمینه را لازم دانستند و گفتند: در جنگ ترکیبی، حمله نظامی وجود ندارد بلکه تبلیغاتچیهای خارجی و دنبالهروهای آنها در داخل با وسوسه، به باورهای دینی و سیاسی مردم حمله میکنند تا با دگرگون نشان دادن حقایق، اراده ملت را سست و شعله امید را در دل جوانان خاموش و آنها را از آینده و کار و پیشرفت مأیوس کنند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: دشمنان در جنگ ترکیبی میخواهند اختلافافکنی کنند، دوقطبی در کشور درست کنند، نرمافزار واقعی قدرت ملت را که ایمان و ارزشهای دینی و ملی است، از دست مردم خارج کنند تا در کشور بیثباتی و ناامنی و اگر بتوانند جنگ داخلی ایجاد کنند که البته سرشان به سنگ خورده و باز هم خواهد خورد.
ایشان با اشاره به استفاده از انواع ابزارها و عوامل در جنگ ترکیبی همچون عوامل فرهنگی، امنیتی، اقتصادی، نفوذ برای ایجاد یأس و غفلت از توانایی خود، افزودند: آنها سعی میکنند مردم را به راههای اطلاعرسانی ما بدبین و از آن جدا کنند با این ادعا که به رادیو تلویزیون و به گزارشهای مسئولان گوش ندهید چرا که خلاف واقع است یا اینکه به حرفهای رهبری توجه نکنید زیرا این حرفها تکراری است.
حضرت آیتالله خامنهای در ردّ ادعاهای بدخواهان، خاطرنشان کردند: جبهه دشمن سالها است که با صدای بلند اعلام میکند که میخواهیم جمهوری اسلامی را به زانو درآوریم و در مقابل، رهبری میگوید «غلط میکنید»، این تکرار نیست بلکه استقامت و ایستادن پای سخن حق طبق دستور پروردگار است.
ایشان با تجلیل از حضور مستمر مردم در صحنه، نمونه اخیر بیداری و ایستادگی مردم را مقابله با اغتشاشات اخیر خواندند و تأکید کردند: مردم به همه کسانی که در اغتشاشات تحریک یا از اغتشاشگران حمایت کردند سیلی زدند و به حول و قوه الهی در آینده نیز ملت ایران به دشمنان خود سیلی خواهد زد.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: بنده قاطعاً اعلام میکنم ملت ایران قوی و در حال پیشرفت و قادر به رفع عیوب خود و ایجاد تحول است.
ایشان با تأکید بر ادامه حمایت نظام از جبهه مقاومت، ادعای دروغ مشارکت ایران در جنگ اوکراین را رد کردند و گفتند: ما حضور در جنگ اوکراین را قاطعاً و صریحاً رد میکنیم و ابداً چنین چیزی صحت ندارد. جنگ اوکراین را آمریکا برای گسترش ناتو به شرق راه انداخت و اکنون نیز در حالی که مردم اوکراین گرفتار و دچار مشکلات هستند، بیشترین سود را از جنگ، آمریکا و کارخانجات اسلحهسازی آن میبرند و به همین علت، مانع کارهای لازم برای خاتمه جنگ میشوند.
حضرت آیتالله خامنهای پس از برشمردن عیوب اصلی اقتصاد کشور که باید با برنامههای تحولی برطرف شوند، به چند مورد از نقاط ضعف موجود در میان مردم هم اشاره کردند و گفتند: «اسراف در مصرف آب، برق، گاز، نان و بنزین»، «تجملگرایی افراطی که بعضاً تبدیل به مسابقه تجملگرایی، و موجب افزایش هزینهها از جمله هزینههای ازدواج شده است»، «تعصب نداشتن به تولید داخلی که گاهی با کیفیتتر از تولید خارجی است اما استفاده نکردن از آن موجب بیکاری کارگر ایرانی میشود» و «اغماض و گذشت نکردن در قبال اختلاف نظرهای کوچک از جمله در مسائل سیاسی و تبدیل کردن آنها به دوقطبی در جامعه» از جمله عیوب و اشکالهایی است که باید در رفتارهای عمومی برطرف و اصلاح شود.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین در توصیهای مهم، همه افراد دارای توانایی سخن گفتن با مردم و صاحبان رسانه چه در فضای مجازی و مطبوعات و چه در صداوسیما را به امیدآفرینی فراخواندند و گفتند: سعی دشمن ناامید کردن جوانان است و ما در مقابل باید با مسائل پرشمار امیدزا در کشور امیدآفرینی کنیم. همه این وظیفه را جدی بگیرند.
ایشان امیدآفرینی را به معنای پنهان کردن ضعفها و خودفریبی ندانستند و افزودند: ضعفها هم باید بیان شود اما در کنار آنها، باید نقاط امیدبخش و آینده و افق روشن نیز نشان داده شود و در مقابل چشم همگان قرار بگیرد.
حضرت آیتالله خامنهای در اشاره ای به سردرگمی آمریکایی ها در منطقه گفتند: راه و سیاست نظام در منطقه روشن است و می دانیم چه کار می کنیم اما آمریکایی ها، متحیر و درمانده اند چرا که اگر در منطقه بمانند، مانند افغانستان با نفرت روز افزونِ ملت ها مواجهه و مجبور به ترک منطقه می شوند و اگر بروند هم، مطامع خود را از دست می دهند که این سر در گمی نشانه ضعف آشکار آن ها است.
رهبر انقلاب همچنین با سپاسِ خداوند برای دیدار حضوری مجدد با مردم متدین مشهد و زوار عزیز حرم حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام از همه دانشمندان، محققان، پزشکان، پرستاران، داوطلبان مردمی، مراکز تولید و تزریق واکسن و لوازم بهداشتی و دیگر کسانی که در سال های اخیر در مهار بلیه عمومی کرونا فعال بودند، تشکر و قدردانی کردند.
در ابتدای این مراسم، حجتالاسلام والمسلمین مروی تولیت آستان قدس رضوی در سخنانی، لازمه پایبندی به عهد و پیمان با امام رضا علیهالسلام را حاکم کردن سبک زندگی رضوی و پیاده کردن آموزههای آن حضرت در زندگی فردی و اجتماعی دانست و با بیان گزارشی از فعالیتهای این آستان مقدس گفت: ترویج زیارت با معرفت، توجه به نیازمندان از جمله در بخش حاشیه مشهد، گسترش برنامههای اجتماعی آستان قدس، تسهیل زیارت، تکریم زائران، تخصصگرایی و جوانگرایی از جمله رویکردها و اقدامات آستان قدس رضوی بوده است.
رئیسی: برنامه اصلی دولت در سال جدید کنترل تورم همراه با رشد پایدار اقتصادی است
آیتالله سید ابراهیم رئیسی در پیام نوروزی به ملت ایران، با تبریک فرارسیدن سال 1402 و همزمانی نوروز با ماه مبارک رمضان گفت: سال 1401 سال پر حادثهای بود؛ هم تلخی داشت و هم شیرینی، هم فراز داشت و هم نشیب، اما اگر بخواهم در یک جمله بگویم، سال1401 سال قدرت مردم و قهرمانی ملت ایران و درخشش در میدانهای سرنوشتساز بود.
متن کامل سخنان رئیس جمهور به شرح زیر است؛
بسم الله الرحمن الرحیم
یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر الیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال
آغاز سال جدید را به همه هموطنان عزیز بخصوص خانوادههای معظم شهدا، ایثارگران، مقام معظم رهبری، همه اقشار، اقوام و هموطنان ایرانی خارج از کشور، همه ملتهایی که نوروز را گرامی میدارند و به همه کسانی که دل در گروی ایران عزیز دارند، صمیمانه تبریک میگویم.
همچنین به عزیزانی که در این لحظات در سنگر خدمت به مردم هستند، تبریک ویژه عرض میکنم.
امسال بهار طبیعت مقارن شده با بهار جانها و دلها و بهار قرآن، یعنی ماه مبارک رمضان؛ این تقارن را به فال نیک میگیریم و امید داریم منشاء خیرات و برکات گسترده مادی و معنوی برای مردم مؤمن و شریف ایران باشد.
سال 1401 سال قدرت مردم و قهرمانی ملت ایران و درخشش در میدانهای سرنوشتساز بود
ملت عزیز ایران
سال 1401 سال پر حادثهای بود؛ هم تلخی داشت و هم شیرینی، هم فراز داشت و هم نشیب، اما اگر بخواهم در یک جمله بگویم، سال1401 سال قدرت مردم و قهرمانی ملت ایران و درخشش در میدانهای سرنوشتساز بود.
در این سال هم حوادث تلخ طبیعی داشتیم مثل زلزلههای هرمزگان و خوی و سِیلاب در مناطق مختلف کشور و هم حادثه تلخ متروپل آبادان که هم آبادانیها و هم ملت عزیز ایران را داغدار کرد. در همه این حوادث، تلاش دولت، حضور سریع، مؤثر و اطمینانبخش در صحنهها بود.
به جز حوادث طبیعی که به آنها اشاره کردم، مسائلی مانند اغتشاشات پاییز و حمله تروریستی به حرم مطهر شاهچراغ علیهالسلام نیز کام مردم ایران و مردم مسلمان را تلخ کرد.
اغتشاشات مسئله کوچکی نبود، محصول طراحیهای دشمنان ایران بود که تقریباً در یک سالگی دولت کلید خورد.
از شهریور 1400 تا شهریور 1401 بر خلاف پیشبینیهای بدخواهان، پروژه دولت که احیای امید و اعتماد مردم بود، پیشرفت قابل توجه و قابل قبولی داشت و در واقع پروژه تحریم با برنامهریزیهای دقیق دولت و با پشتوانه اعتماد و همراهی مردم شکست خورد.
مقطع اجرای طرح مردمیسازی یارانهها یکی از نقاط اوج تبلور اعتماد مردم و دولت بود
یکی از نقاط اوجِ تبلور اعتماد مردم و دولت، مقطع مردمیسازی یارانهها در اجرای قانون مجلس یعنی در اردیبهشت ماه 1401 بود. دولت در این موضوع با مردم صادقانه سخن گفت. از چند ماه قبل کاملاً مردم را در جریان قرار داد، ضرورتهای این اقدام را تبیین نمود، در اجرا هم سعی کرد جبرانهایی را در نظر بگیرد و یارانهها را شش تا ده برابر کرد. نتیجه این شد که آن کار بزرگ با همراهی و اعتماد مردم پیش رفت.
در سال اول دولت، چند اتفاق مهم رقم خورد: «1. شکست پروژه تحریم»، «2. بهبود شاخصهای کلان اقتصادی» و «3. افزایش اعتماد عمومی مردم». این موجب شد که بدخواهان ایران، به روی دیگر سکهی تحریم یعنی آشوب روی بیاورند؛ شاخه دیگری از جنگ ترکیبی. تلاش کردند به وسیله آشوبها پیشرفت کشور را مختل کنند، شکاف اجتماعی و سیاسی ایجاد کنند و ایران را در دنیا منزوی نمایند، اما ملت ایران در مقابل این توطئه بزرگ و چند لایه ایستاد و از انقلاب و از ایران دفاع کرد.
کارِ کارستان مردم در 22 بهمن تماشایی امسال نقشههای آنها را نقش بر آب کرد
کارِ کارستان مردم در 22 بهمن تماشایی امسال نقشههای آنها را نقش بر آب کرد. حضور میدانی مردم در مناسبتهایی مانند 22 بهمن، «امنیتساز» و «قدرتآفرین» است، بنابراین، بر خلاف اغتشاش که دشمن را امیدوار کرد و با ایجاد نااطمینانی در اقتصاد موجب ضربه به معیشت مردم شد، حضور مردم در 22 بهمن، دشمن را ناامید کرد و بعد از 22 بهمن و قدرتنمایی مردم، دور جدیدی از توفیقات راهبردی جمهوری اسلامی و جبران خسارتهای ناشی از اغتشاشات در زندگی مردم آغاز شد.
بجاست یک بار دیگر صمیمانه از مردم تشکر کنم و در مقابل عظمت آنها سر به آستان ربوبی بسایم.
همچنین لازم است یاد شهدای امنیت و هموطنانی که جان خود را در این حوادث از دست دادند گرامی بدارم و از خداوند، فضل و رحمتش را برای آنها مسألت کنم.
اما سال 1401 بر خلاف خواست جبهه ایرانستیز، شیرینیهای پُر شماری هم داشت و در واقع سال موفقیتهای بزرگ ملت بود.
در سالی که مزیّن به نام «تولید، دانشبنیان و اشتغالآفرین» بود، تولید رشد خوبی کرد. هم در بخش شرکتهای دانشبنیان رکوردهای جدیدی ثبت شد و هم وعده دولت در زمینه اشتغال محقق شد. در بخش تولید، رشد 9 ماهه به 3.7 درصد رسید و در بخش اشتغال، نرخ بیکاری به عدد 8,2 درصد رسید که کمترین میزان در سالهای اخیر است.
یکی از چالشهای دهه 90 که دهه از دست رفته اقتصاد کشور است، رشد پایین و منفی سرمایهگذاری در بعضی از سالها بود، اما امسال سرمایهگذاری هم مثل بخشهای دیگر رشد خوبی کرد.
فعالسازی بیش از 3 هزار کارخانه و واحد تولیدی راکد یا نیمه راکد در سال 1401
در سال 1401 بیش از 3 هزار کارخانه و واحد تولیدی راکد یا نیمه راکد فعال شد. در بخش دانشبنیان 140 طرح مهم و کلیدی در بخشهای انرژی، کشاورزی، فضایی، حمل و نقل، تجهیزات پزشکی، زیست فناوری آغاز شد و اشتغال در پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد 50 درصد افزایش یافت.
در حوزه سلامت، دولت توانست با تکمیل واکسیناسیون عمومی و با همکاری مردم، در همان ماههای اول سال به وعده خود در مهار کرونا عمل کند. افزایش بیش از 10 هزار تخت بیمارستانی، بیمه رایگان سلامت برای قریب 6 میلیون نفر در سه دهک پایین جامعه و خدمات رایگان بستری در شهرهای زیر 20 هزار نفر از دیگر خدمات دولت در بخش سلامت بود.
در بخشهای دیگر نیز خدمات دولت به مردم، مستمر و بیوقفه بود؛ خرید تضمینی از کشاورزان 60 درصد رشد کرد، بیش از دو هزار و صد مدرسه در یک سال ساخته شد، قریب هزار کیلومتر بزرگراه و راه اصلی در کشور به بهره برداری رسید و شش پرتاب فضایی از جمله پرتاب ماهواره نور 2 با موفقیت انجام شد.
در حوزههای زیرساختی و پروژههای عمرانی، راهبرد مبنایی دولت یعنی تکمیل کارهای نیمهتمام، در سال 1401 هم استمرار یافت.
پروژه راهبردی راهآهنِ زاهدان- خاش، تونل عظیم انتقال آب به دریاچه ارومیه، طرح بزرگ غدیر برای آبرسانی به خوزستان عزیز، طرحهای بزرگ متعدد برای آبرسانی به سنندج و همدان، طرحهای آبرسانی به 1500 روستای کشور، آغاز عملیات انتقال آب خلیج فارس به فلات مرکزی، پروژه بزرگ آبشیرینکُن شهر بوشهر، بیمارستان بزرگ حضرت مهدی (عج) در تهران، فاز 14 پارس جنوبی، توسعه پالایشگاه آبادان و چندین پروژه عظیم دیگر در حوزه نفت و گاز که بحمدالله شاهد بودید به سرانجام رسید.
افتتاح پروژههای متعدد نیروگاهی در کشور نیز موجب افزایش 7 هزار مگاواتی ظرفیت تولید برق در کشور شد که در اثر آن توانستیم از تکرار خاموشیهای گذشته، حتی در دوره اوج مصرف تابستان پیشگیری کنیم.
آشکار شدن ثمرات دیپلماسی متوازن و احیای سیاست همسایگی و منطقهگرایی در سال 1401
در حوزه سیاست خارجی، رویکرد دولت از ابتدا «دیپلماسیِ متوازن» و «احیای سیاست همسایگی و منطقهگرایی» بود. سال 1401 سال ثمر دادن این سیاست بود؛ البته از همان شهریور 1400 برنامهها و رفتوآمدهای ما در همین چارچوب آغاز شد، اما نتایج آن در سال 1401 برای مردم عزیزمان روشن شد.
«دیپلماسی متوازن» یعنی ما کشور را معطل کشورهایی نکردیم که برای همکاری با ایران تردید دارند. تعلل در دنیای جدید و نظم جدید موجب از دست دادن نقش و جایگاه کشور میشود.
موقعیت ایران در منطقه یک موقعیت راهبردی و بیبدیل است. یکی از ویژگیهای مهم نظم جدید جهانی، انتقال قدرت به قاره بزرگ آسیا است. نقش و هِژمونی آمریکا در دنیا رو به افول است.
از جمله برنامههای راهبردی دولت در سال جدید، استفاده از موقعیت بینظیر و راهبردی ایران عزیز و فعال کردن مسیرهای «شمال- جنوب» و «شرق- غرب» برای دستیابی به جایگاه در تراز ملت بزرگ ایران در نظم جدید است.
سیاست همسایگی هم که این روزها نتایج آن بیشتر برای مردم عزیزمان آشکار شده، جزو دستورکارهای اصلی دولت از روز اول بود.
مردم عزیز و بزرگوار
توفیقاتی که به آنها اشاره کردم با پشتیبانی و اعتماد شما حاصل شد. بیان این موفقیتها به معنی نبود مشکل نیست، بلکه به این معناست که همچنان که با همکاری یکدیگر توانستیم بر حجم زیادی از مشکلات انباشته و توطئهها فائق بیاییم، سایر مشکلات هم با همدلی شما و خدمتگزاری دولت حل شدنی است.
کنترل تورم همراه با رشد اقتصادی پایدار برنامه اصلی دولت در سال 1402
من به عنوان خادم شما، روزی نیست که از سختیهای زندگی و معیشت مردم به ویژه قشرهای ضعیف در رنج نباشم. در زمینه کاهش تورم، تورم 59 درصدی شهریور1400 به 43 درصد در بهمن 1401 رسید، اما این عدد از نظر بنده رضایتبخش نیست. برنامه اصلی دولت در سال 1402 کنترل تورم همراه با رشد پایدار اقتصادی است.
زمینهسازی برای مشارکت پر شور مردم و تشکیل مجلس قوی
در حوزه سیاست داخلی، امسال، سال انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان است. برنامه دولت، زمینهسازی برای مشارکت پر شور مردم و تشکیل مجلس قوی است.
دولت به هیچ جناحی وابستگی ندارد. جناح دولت، جناح انقلاب و مردم عزیز است. هر چه انتخابات مردمیتر و پر شورتر برگزار شود، برای کشور عزیز ما مطلوبتر است.
ملت شریف و سربلند ایران
کمک و همدلی و مشارکت شما ارزشمندترین سرمایه برای دولت و برای انجام اقدامات تحولی است.
هیچ کدام از مدیران دولتی چک سفید دریافت نکردند که به صورت مستمر در دولت و در دستگاهها حضور داشته باشند، بلکه به صورت مستمر در معرض ارزیابی هستند. اگر ببینم فردی توان یا صلاحیت خدمت جهادی به مردم را ندارد، طبیعی است که با نیروی با انگیزه و متخصص دیگری جابجا شود.
به مردم عزیزمان اطمینان میدهم، در سال جدید تلاش خادمان شما در دولت برای تحقق وعدهها، از جمله «بهبود معیشت مردم»، «فساد ستیزی»، «مهار تورم»، «تقویت تولید» و «افزایش اشتغال»، به صورت شبانهروزی و بیوقفه خواهد بود.
در پایان وظیفه خود میدانم از حمایتها و فداکاریهای آحاد مردم برای سربلندی ایران عزیز فروتنانه سپاسگزاری کنم، از رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی که راهنماییها و هدایتهای ایشان چراغ راه خادمان ملت است، قدردانی نمایم، از مجلس و دستگاه قضایی و دستگاههای دیگر که همدلانه در کنار دولت، راه خدمت به ملت را هموار میکنند،
تشکر کنم و یاد امام عزیز و شهدای والامقام را گرامی بدارم و نوروز و رمضان با نشاط و دلنشین و به یادماندنی برای مردم و همه خانوادههای ایرانی را آرزو نمایم.
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
پیام نوروزی رهبر انقلاب/ فعالیتهای اقتصادی باید به گشایش در زندگی مردم ختم شود
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی بهمناسبت آغاز سال 1402 هجری شمسی، با تبریک عید نوروز به آحاد ملت ایران و همه ملتهایی که نوروز را گرامی میدارند، مهمترین مسئله کشور در سال گذشته را موضوع اقتصاد و معیشت مردم دانستند و با تاکید بر اینکه امسال نیز اقتصاد، مسئله اصلی کشور است، شعار سال 1402 را «مهار تورم و رشد تولید» اعلام کردند.
رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای پیام نوروزی خود، با اشاره به تقارن بهار طبیعت با بهار معنویت گفتند: نسیم معنویت در ماه مبارک رمضان شامل حال همه است و باید دلهای خود را در معرض این نسیم الهی و معطر قرار دهیم.
حضرت آیتالله خامنهای سپس با مروری کوتاه به سال 1401، این سال را همچون همه سالهای بعد از انقلاب اسلامی، همراه با عوارض گوناگون تلخ و شیرین دانستند و با تاکید بر اینکه اقتصاد مهمترین مسئله کشور در سال گذشته بود، افزودند: در قضیه اقتصاد نیزتلخیها وشیرینیهایی بود، تلخیها عمدتاً مربوط به تورم و گرانی بخصوص گرانی قیمت مواد خوراکی و لوازم اصلی زندگی است که افزایش زیادی پیدا کردهاند وبیشترین فشار آن به دهکهای پایین جامعه وارد میآید.
ایشان خاطرنشان کردند: البته در بخش اقتصاد کارهای خوب و سازندگیهایی انجام گرفته که باید به زندگی و معیشت مردم مرتبط شوند.
رهبر انقلاب اسلامی، حمایت از تولید در سال 1401 با راه اندازی چند هزار کارخانه تعطیل و نیمه تعطیل و همچنین افزایش شرکتهای دانش بنیان وکاهش درصد اندکی از بیکاری را از جمله اقدامات مثبت در بخش اقصاد برشمردند و گفتند: یکی دیگر از نقاط خرسند کننده بخش اقتصاد در سال گذشته، نمایشگاه توانمندیها و دستاوردهای تولیدگران دولتی و غیر دولتی و جلسه با تولیدگران عمده کشور در حسینیه امام خمینی(ره) بود.
حضرت آیتالله خامنهای با تاکید براینکه قضاوت ایشان درباره اقدامات تولیدگران کشور مثبت است، به رشد برخی شاخصهای اقتصادی نیز اشاره کردند و افزودند: در بخش بیمه، شاخصها خوب است و در بخشهای مربوط به آب، گاز، راه، و محیط زیست کارهای خوبی انجام گرفته است.
ایشان گفتند: با تاکید میگویم، کارهای خوبی که در بخش اقتصاد انجام گرفته باید منجر به گشایش در زندگی و سفره مردم بویژه طبقات ضعیف شود واین موضوع هم جز با برنامهریزی دقیق و استمرار این کارها، امکان پذیر نیست.
رهبر انقلاب اسلامی درباره ارزیابی از وضعیت اقتصادی کشور این نکته را متذکر شدند که باید در ارزیابیها، تلخیها و شیرینیها را کنار یکدیگر دید و مجموع آنها را محاسبه کرد.
حضرت آیتالله خامنهای با تاکید براینکه مشکلات اقتصادی فقط مخصوص ایران نیست بلکه تقریبا همه کشورها از جمله کشورهای دارای اقتصاد قوی و پیشرفته نیز گرفتار مشکلات اقتصادی و حتی ورشکستگی بانکها و بدهکاریهای فوقالعاده هستند، گفتند: مسئولان دولتی و همچنین فعالان اقتصادی، سیاسی و فرهنگی باید تمام تلاش خود را بکار گیرند تا با کاسته شدن تلخیها و افزایش موفقیتها، امسال یک سال شیرین برای ملت ایران باشد.
ایشان درخصوص سال 1402 خاطرنشان کردند: مسئله اصلی و محوری کشور در سال جاری نیز، اقتصاد است. البته این به معنای نبود مشکل در بخشهای دیگر نیست. در کشور مشکلات گوناگونی در زمینههای فرهنگی و سیاسی وجود دارد اما اگر دولت و مجلس و فعالان اقتصادی و گروههای مردمی جوان و پرانگیزه تمام تلاش خود را برحل مشکلات مردم قرار دهند، بسیاری از مسایل دیگر نیز حل خواهند شد.
رهبر انقلاب اسلامی، حل مشکلات مردم را در گرو فعالیتهای بنیانی و اساسی اقتصادی همچون تولید و کارهای انسانی همچون مواسات و همیاریهای مردمی و کمک به طبقات ضعیف جامعه دانستند و خاطرنشان کردند: از دیگر کارهای اساسی در کنار تولید، موضوع مهم سرمایهگذاری است که باید مسئولان دولتی و بخش خصوصی توجه ویژهای به آن داشته باشند.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به عقب ماندگی کشور در زمینه سرمایهگذاری در دهه نود تاکید کردند: یکی از خلاءهای جدی موضوع سرمایهگذاری است که باید با برنامهریزی زمینه آن فراهم و انجام شود .
ایشان افزودند: من با در نظر گرفتن همه این جهات بخصوص موضوع تورم بعنوان مشکل اصلی و همچنین تولید بعنوان یکی از کلیدهای نجات کشور از مشکلات اقتصادی، شعار سال 1402 را «مهارتورم و رشدتولید» اعلام میکنم.
حضرت آیتالله خامنهای تاکید کردند: باید مسئولان و فعالان اقتصادی و فعالان مردمی و فرهنگی و همچنین صداوسیما که وظیفه فرهنگسازی را برعهده دارد، همه همت خود را بر این دوموضوع قرار دهند تا در درجه اول تورم مهار شود و کاهش یابد و در درجه بعد زمینه افزایش تولید فراهم گردد.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان پیام نوروزی خود ضمن ابراز ارادت به حضرت بقیهاللهالاعظم(عج)و طلب علو درجات برای روح مطهر امام بزرگوار و شهدا، از خداوند متعال خوشبختی و شادی و نوروزی ملت ایران در سال جدید را مسئلت کردند.
ویژگی های یاران امام مهدی(ع)
یاران امام مهدی(ع) دارای ویژگی هایی هستند که در این مطلب به آن اشاره خواهیم کرد:
بر اساس احادیث، یاران امام مهدی(ع) دارای ویژگی های زیرند:
الف. جوان اند و نه پیر
امام علی(ع) می فرماید:
یاران قائم، جوان اند و پیران، میان آنان نیستند، جز به اندازه سرمه چشم یا نمک در توشه که کمترین اندازه را میان ره توشه دارد.[۱]
ب. قوی دل و نیرومندند
امام باقر(ع) آیه ﴿بندگانی از خود را که سخت جنگاور و نیرومندند، بر شما می گماریم﴾[۲]را تلاوت نمود و سپس فرمود:
قائم و یارانش، همان بندگان سخت جنگاور و نیرومندند.[۳]
ج. عابدان شب و شیران روزند
امام صادق(ع) می فرماید:
گویی قائم و یارانش را در بلندی کوفه (نجف) می بینم که چون کسی که بر سرش پرنده نشسته است [ساکت و خاموش اند]. توشه [و آذوقه]شان تمام شده، لباس هایشان کهنه گشته و اثر سجده بر پیشانی هایشان نقش بسته است. شیران روز و شب زنده داران هستند.[۴]
د. جهادگر در راه خدایند
در تفسیر آیه ۵۴ از سوره مائده آمده است که:
در باره قائم و یارانش است که ﴿در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمی هراسند﴾.[۵]
هـ. فرمان بُردار اویند
امام صادق(ع) می فرماید:
خوشا به حال شیعیان قائم ما که در روزگار غیبتش، منتظر ظهور او و در روزگار ظهورش، فرمان بردار اویند. آنان، اولیای الهی اند که نه بیمی در آنهاست و نه اندوهگین می شوند.[۶]
امام صادق(ع) در حدیثی دیگر، درباره برخی ویژگی های یاران امام مهدی(ع) می فرماید:
او گنجی در طالقان دارد که از طلا و نقره نیست و پرچمی که از زمان در هم پیچیده شدنش، باز نشده است و مردانی که دل هایشان مانند پاره های آهن است. شک در ذات خداوند، با آنان در نمی آمیزد و از سنگ، سخت ترند. اگر بر کوه ها حمله ور شوند، آنها را از میان برمی دارند، با پرچم هایشان آهنگ شهری نمی کنند، جز آن که ویرانش می نمایند، بر اسبانشان مانند عقاب تیزرو هستند و برای تبرّک جویی، دست به زین [اسب ] او می کشند و گرداگرد او را می گیرند تا وی را در جنگ ها با جان خود، حفظ کنند و در آنچه از ایشان می خواهد، کفایتش می کنند.
مردانی [اند] که شب نمی خوابند و در نمازهایشان مانند زنبور، زمزمه [و ناله] می کنند، شب ها بر سر انگشتان پای خود می ایستند و صبح ها بر اسبانشان می نشینند. زنده نگهدارانِ شب و شیران روزند. آنان در اطاعت از او، از کنیز در برابر آقایش فرمان بردارترند،[و] به روشناییِ چراغ اند، گویی که در دل هایشان مشعل افروخته اند. آنان از بیم خدا بیمناک اند، شهادت را در دعایشان می طلبند و آرزو دارند که در راه خدا کشته شوند. شعارشان، «یا لَثارات الحسین» است. هنگامی که حرکت می کنند، هراس از آنها به فاصله یک ماه راه، جلویشان حرکت می کند. به سوی مولایشان با شتاب روان می شوند و خداوند، امام حق را با ایشان یاری می دهد.[۷]،[۸]
پی نوشت ها:
[۱]. الغیبة، نعمانی: ص ۳۱۵ ح ۱۰.
[۲]. اسرا: آیه ۵.
[۳]. تفسیر العیاشی: ج ۲ ص ۲۸۱ ح ۲۱.
[۴]. بحار الأنوار: ج ۵۲ ص ۳۸۶ ح ۲۰۲.
[۵]. تفسیر القمّی: ج ۱ ص ۱۷۰.
[۶]. کمال الدین: ص ۳۵۷ ح ۵۴.
[۷]. بحار الأنوار: ج ۵۲ ص ۳۰۷ ح ۸۲.
[۸]. ر.ک: دانش نامه امام مهدی(ع) بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ: ج ۸ ص ۲۶۹ ـ ۲۸۳.
مصرف این میوه به درمان چند بیماری کمک میکند
براساس نتایج بدست آمده از تحقیقات مختلف، این موضوع اثبات شده است که مصرف کیوی و میوههای تازه، تاثیرات مفید فراوانی بر بهبود عملکرد ریهها خواهد داشت.
سایر خواص بیماری عبارتند از:
به هضم غذا کمک میکند
کیوی سرشار از فیبر است. فیبر موجود در کیوی، به هضم بهتر غذا کمک زیادی میکند. کیوی همچنین حاوی آنزیم اکتینیدین است که یک ماده مناسب برای هضم پروتئینها به شمار میرود. به همین دلیل خواص کیوی برای معده و هضم بهتر غذا را یکی از مهم ترین خواص آن تلقی میکنند. زیرا هضم بهتر غذا، از بروز مشکلات گوارشی مختلف نیز جلوگیری خواهد کرد.
سیستم ایمنی بدن را تقویت میکند
کیوی به دلیل اینکه سرشار از ویتامین C و انواع مواد مغذی مورد نیاز بدن است، سبب تقویت سیستم ایمنی بدن میشود. به همین دلیل مصرف کیوی برای جلوگیری از سرماخوردگی و مبارزه با انواع بیماریها نظیر ویروس کرونا یا آنفولانزا، مفید خواهد بود. این موضوع به ویژه برای افرادی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند مانند برخی از افراد بالای ۶۵ سال، بسیار مهم خواهد بود.
به کنترل فشار خون کمک میکند
مصرف کیوی علاوه بر تقویت سیستم ایمنی و کمک به بدن در مبارزه با بیماریها، برای کنترل فشار خون نیز مفید خواهد بود. محققان بر اساس تحقیقات صورت گرفته، دریافتند که مصرف روزانه ۱ الی ۳ عدد کیوی برای افرادی که به فشار خون بالا مبتلا هستند، میتواند در کنار مصرف داروهای تجویز شده توسط پزشک، بسیار مفید واقع شود. کنترل فشار خون به جلوگیری از ابتلا به بیماریهای قلبی و سکتههای قلبی و مغزی کمک میکند.
احتمال لخته شدن خون را کاهش میدهد
کیوی علاوه بر اینکه باعث کنترل فشار خون میشود، از لخته شدن خون نیز جلوگیری میکند. در حقیقت مصرف کیوی سبب رقیق شدن خون میشود. کیوی همچنین چربی خون را کاهش میدهد. به همین دلیل افرادی که چربی خون یا غلظت خون بالا دارند، میتوانند مصرف کیوی را در رژیم غذایی خود بگنجانند.
بهبود حس بینایی و سلامت چشمهاب
ر اساس تحقیقات انجام شده، کیوی میتواند به جلوگیری از تخریب چشم کمک کند. در حقیقت کیوی به دلیل مواد مغذی که دارد، به محافظت از چشم کمک میکند. بنابراین مصرف کیوی برای سلامت چشمان شما مفید خواهد بود.
بهبود سلامت قلب
کیوی به دلیل سرشار بودن از مواد مغزی و کمک به کنترل فشار خون، برای بهبود سلامت قلب بسیار مفید است. مصرف کیوی همچنین از بروز سکتههای قلبی پیشگیری میکند. کیوی همچنین باعث کاهش سطح کلسترول بد خون (LDL) میشود. و خطر ابتلا به نارسایی قلبی را کاهش میدهد.
علت بالا رفتن کلسترول خون چیست؟
کمبود وقت و شلوغی زیاد روزهای پایانی سال، الگوی غذایی بسیاری از افراد را تغییر میدهد. نداشتن زمان کافی برای پخت غذای خانگی، سهم غذاهای آماده و فست فودها را افزایش می دهد. همین تغییر الگوی غذایی، حتی برای چند هفته هم میتواند عوارض زیادی برای شما به همراه داشته باشد.
در این میان، مهمترین تغییرات غذایی در روزهای پایانی سال که میتوانند عاملی برای افزایش کلسترول خون باشند، شامل موارد زیر هستند:
1. گرایش به مصرف غذاهای سرخشده
معمولا غذاهای سرخکردنی جزو غذاهایی هستند که در مدتزمان کوتاهی آماده میشوند و وقت کمی هم برای پختوپز میگیرند. از اینرو، بسیاری از افراد ترجیح میدهند که در روزهای شلوغ آخر سال، غذاهای سرخکردنی را جایگزین غذاهای آرامپز و سالمتر کنند. مصرف غذاهای سرخشده میتواند میزان دریافت اسیدهای چرب ترانس و اسیدهای چرب اشباع در بدن را افزایش دهد و مستقیما با افزایش کلسترول خون در ارتباط باشد.
2. افزایش مصرف غذاهای رستورانی
بسیاری از آمارها نشان میدهند که تعداد زیادی از افراد جوامع مختلف در روزهای شلوغ کاری، تمایل کمتری به پختوپز دارند و ترجیح میدهند که بیشتر از غذاهای رستورانی استفاده کنند.
متاسفانه، روغن مصرفی در بیشتر غذاهای رستورانی از نوع روغن جامد یا هیدروژنه است که سطح بالایی از اسیدهای چرب مضر ترانس را در خود جای دادهاند. علاوه بر این، بیشتر غذاهای رستورانی حاوی چربیهای اشباع زیادی هستند و به همین دو دلیل میتوانند بهطور ناگهانی و کاملا مستقیم، افزایش کلسترول خون را به همراه داشته باشند.
3. تمایل به مصرف فراوردههای گوشتی
فراوردههای گوشتی از دیگر غذاهایی هستند که سریعا برای خوردن آماده میشوند و وقت زیادی برای پختوپز نمیگیرند. به همین دلیل هم بسیاری از افراد ترجیح میدهند که در روزهای پُرکار آخر سال بیشتر از فراوردههای گوشتی استفاده کنند. اما بهتر است بدانید که تمامی فراوردههای گوشتی، حتی سالمترین انواع آنها نیز علاوه بر سدیم و افزودنیهای مختلف، مقادیر قابل توجهی از اسیدهای چرب اشباع را در خود جای دادهاند.
توجه داشته باشید که هر ورق ژامبون حدود 3 گرم چربی اشباع به بدن شما میرساند و این یعنی افزایش مصرف فراوردههای گوشتی مساوی است با بالا رفتن ناگهانی کلسترول خون. نکته قابل توجه دیگر این است که افزایش کلسترول خون در روزهای پُراسترس پایان سال میتواند برای بعضی افراد با افزایش خطر بیماریها یا سکتههای قلبی همراه باشد.
4. افزایش مصرف شیرینیها
یکی دیگر از عادتهای غذایی بسیار نادرستی که در روزهای شلوغ، پُرکار و پُراسترس آخر سال، گریبانگیر بسیاری از افراد میشود، افزایش تمایل به مصرف انواع شیرینیها، کیکها، کلوچهها، بیسکویتها یا تمامی فراوردههای حاوی قند و شکر است.
معمولا افرادی که در روزهای پایانی سال برای غذا خوردن فرصت کافی ندارند، سعی میکنند که در طول روز خودشان را با مصرف انواع شیرینیها سیر نگه دارند. بهتر است، بدانید که تمامی انواع شیرینیها، علاوه بر داشتن قند و شکر، حاوی اسیدهای چرب اشباع یا در مواردی اسیدهای چرب ترانس هستند. عادت به مصرف شیرینیهای مختلف در یک دوره زمانی میتواند افزایش کلسترول و تریگلیسرید خون را به همراه داشته باشد.
ویتامین B روند پیری را کُند می کند
افزایش سن میتواند به دلیل تغییراتی که در سلولهای مغز اتفاق میافتد، باعث زوال شناختی شود. با این حال، مشخص نیست که چه مقدار از این امر ذاتی یا ناشی از بیماریهایی مانند آلزایمر است.
به منظور بهبود متابولیسم انرژی در مغز، گروهی از دانشمندان به بررسی اثر مکمل ویتامین B۳ بر روی بزرگسالان پرداختند.
محققان دریافتند که مکمل «نیکوتین آمید ریبوزید» به یک مولکول دخیل در متابولیسم انرژی در نورونها تبدیل میشود.
آنها همچنین کاهش کوچک اما قابل توجهی در سطح پروتئین بتا آمیلوئید در نورونها، به دنبال مصرف این مکمل مشاهده کردند.
از آنجایی که انسانها عمر طولانیتری دارند، تعداد افراد مبتلا به زوال عقل در جمعیت نیز در حال افزایش است و سازمان جهانی بهداشت گزارش میدهد که در حال حاضر بیش از ۵۵ میلیون نفر در سراسر جهان با زوال عقل زندگی میکنند و هر سال نزدیک به ۱۰ میلیون مورد جدید مبتلا به زوال عقل تشخیص داده میشود.
با وجود این شیوع بالا، مکانیسمها و عوامل خطرزای زوال عقل به خوبی شناخته نشده است.
درک غالب این است که تصور میشود بیماری آلزایمر با وجود تودههایی از اشکال خاصی از پروتئینی به نام بتا آمیلوئید بین نورونها یا سلولهای عصبی در مغز ریشه میگیرد. تصور میشود که این پروتئین بر توانایی آنها در سیگنالدهی تأثیر میگذارد و باعث کاهش روند شناختی در افراد مبتلا به این بیماری میشود.
یک نظریه این است که کاهش در شناخت مشاهده شده در افراد مبتلا به بیماری آلزایمر به دلیل اختلال در تولید انرژی و متابولیسم معمول در مغز است.
مطالعه اخیر بررسی میکند که آیا ویتامین B میتواند به جبران این اختلال کمک کند یا خیر.
دکتر «کریستوفر مارتنز»، سرپرست تیم تحقیق و مدیر مرکز تحقیقات پیری شناختی آمریکا، میگوید: «اگر سلولهای مغزی نتوانند انرژی لازم را برای عملکرد خود تولید کنند، آنها نمیتوانند سیگنال دهند، و اگر سلولهای عصبی در مغز نتوانند به طور مؤثر سیگنال دهند، شناخت تحت تأثیر قرار میگیرد.»
وی در ادامه میافزاید: «یکی از اصلی ترین چالشهای بیماری آلزایمر، اختلال در متابولیسم انرژی در مغز است که در واقع ممکن است به پیشرفت بیماری منجر شود.»
دکتر مارتنز و تیمش به نقش یک مولکول خاص دخیل در متابولیسم انرژی موسوم به نیکوتین آمید آدنین دینوکلئوتید یا NAD+ پرداختند.
مارتنز میگوید: «NAD+ برای ایجاد انرژی برای سلولها ضروری است و شواهد محکمی از مطالعات حیوانی وجود دارد که نشان میدهد پیری و اختلال در عملکرد متابولیک منجر به کاهش NAD+ در سلولها میشود. از اینرو منطقی است که ذخیره مجدد NAD+ در مغز میتواند تأثیر مثبتی بر عملکرد مغز داشته باشد.»
به منظور انجام این کار، به یک گروه از ۱۰ بزرگسال نوعی ویتامین B۳ به نام ریبوزید نیکوتین آمید به عنوان یک مکمل داده شد، زیرا این مولکول پیشرو برای NAD+ است. این بدان معنی است که بدن آن را به NAD تبدیل میکند.
گروهی از ۱۲ بزرگسال دیگر دارونما دریافت کردند. هیچ یک از گروهها نمیدانستند که آنها مکمل را دریافت میکنند یا دارونما.
به منظور اندازه گیری اینکه آیا مصرف ۵۰۰ میلی گرم مکمل دو بار در روز به مدت شش هفته موجب افزایش NAD+ در نورونها شده است، محققان NAD+ را در وزیکولهای خارج سلولی که در نورونها وجود دارند اندازه گیری کردند.
علاوه بر این یافته، این تیم اکنون دادههایی را منتشر کرده است که نشان میدهد تغییرات در سطح NAD+ و پیش سازهای آن با تغییر در وجود پروتئینها و مولکولهای سیگنال دهنده انسولین در ارتباط با التهاب ارتباط دارد، و همچنین تصور میشود در ابتلاء به آلزایمر و زوال عقل هم نقش دارد.
۱۵ عامل استحکام خانواده
خانواده نخستین و اصلیترین جایگاهی است که زن و مرد با هماندیشی و تفاهم ، مهر و محبت آن را میسازند. در منابع اسلامی اعم از آیات و احادیث ائمهمعصومین (علیهم السلام) خانواده از جایگاه بالا وارزشمندی برخوردار است.
از جمله خسارتهای مهم پیشروی جامعه ناپایداری و سستی در خانواده و نبود آرامش و استحکام است که در صورت فراموشی، آسیبهای جبران نشدنی بر بدنهی جامعهی اسلامی وارد خواهد کرد.
الگوگرفتن از زندگی حضرت علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) میتواند خیلی از مشکلات موجود در خانواده را رفع کند.
این مقاله با روش توصیفیتحلیلی و با استناد به کتب و مقالات معتبر، تدوین شدهاست. هدف از پژوهش، بررسی زوایا و رویکردهای مختلف خانواده و مباحث آن، با توجه به کلام گوهربار حضرت امام علی (علیه السلام) میباشد. حال باید دید چه عوامل و راهکارهایی در تحکیم و آرامش خانواده باتوجه به سخنان حضرت علی (علیه السلام) نقش اساسی و مؤثری دارند؟
آنچه به عنوان رهآوردپژوه از این تحقیق استنباط میشود این است که؛ تقسیم کار، ابراز محبت، عدالت و... از جمله خصلتهای پسندیده تحکیم خانواده در کلام ایشان است. لذا تحقیق پیشرو اهتمام دارد رویکردی جدید همراه با مباحث مهمی چون پوشاندن عیوب، داشتن صبر و تحمل، سازش و... را بیان دارد.
واژگانکلیدی: امیرالمؤمنین حضرت علی (علیهالسلام)، خانواده، عوامل تحکیم خانواده.
مقدمه
این بنیان با تعبیر «میثاقاً غلیظاً» [۲]یعنی پیمان محکم و استوار یاد میکند. خانواده، درحالی که هسته مرکزی جامعه را تشکیل میسازد تأثیر مستقیم بر رویدادهای جامعه دارد. اهمیت معرفی خانواده حضرت علی (علیه السلام) به عنوان الگو، ضرورت تأمل در این خانواده پر از مهربانی را آشکار میسازد و از سویی ضرورت بررسی خانواده این امام عزیز که از لحاظ تاریخی در سختترین زمان دوران سکوت ۲۵ ساله و حکومت ۵ ساله را تجربه کرده و در عین حال نوع سیره هر یک از اعضای این خانواده با مسائل، مشعل فروزانی برای الهام گیری و تمسک جویی بشر است.
شناخت شیوه زندگی حضرت علی وحضرت فاطمه(سلام الله علیها) در تأمین آرامش خانوادگی از آن جهت اهمیت دارد که این خانواده در زمان نزول قرآن، تحتنظر و با هدایت رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) و بر اساس زندگی ساده و سخت مسلمانان صدراسلام در مدینه تشکیل شد و همه ی فراز و نشیب های معمول یک خانواده ی نوپا را تجربه و با تکیه بر روشهای دینی بر مشکلات و سختی ها غلبه کرد. از این رو برای مشتاقان آموزههای دینی سرمشقی عملی و مؤثر است.
این موضوع آنچنان والاست که به خودی خود موضوعیت دارد. کتاب، کارتحقیقی یا مقالهای دقیقا با این عنوان و یا مشابه آن ثبت نشده و فقط ارتباط جزئی با برخی کتب دارد. کتابهایی چون «اخلاق در خانواده از منظر قرآن و نهجالبلاغه» نوشته مرجان باوفا، در سال ۱۳۹۷، «کرامت زن: شرحی برخطبه۸۰ نهج البلاغه»، توسط محمدمهدی کافی در سال ۱۳۹۶ تألیف شدهاست، که تنها به گوشهای از مباحث مربوط به خانواده پرداخته اما به نظر میرسد این اولین کارتحقیقی است که به بررسی جزئیتر خصلتهای خانواده پایدار در حکمتهای مولاعلی(علیهالسلام) میپردازد. مقالهحاضر به دنبال تأیید همهی مؤلفههای سبک زندگی حضرت علی(علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) نیست، بلکه به دنبال بیان رفتارهای حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در ایجاد آرامش در خانواده به عنوان رهروان واقعی قرآن وپیامبراکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) با توجه به سخنان حضرت علی (علیه السلام)است. در این مجال سعی شده با روش توصیفیتحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانهایـ اسنادی، به برخی از این موارد پرداخته شود.
وصف خانواده
خانواده به عنوان یک نظام اجتماعی، شامل گروهی از افراد میباشد که از مسیر ازدواج باهم زندگی میکنند. رابطه افراد خانواده، رابطهی ژرف و چند وجهی است که دارای تاریخچه و اهداف مشترک است. عمدتاً در این سیستم، افراد توسط خواستهها و دلبستگیهای عاطفی نیرومند، متقابل با همپیوند دارند. (تبریزی، دیبائیان، کاردانی، جعفری، اسدی، ۱۳۸۵، ص۱۳) برای خانواده از نظر عملکرد و جهان بینیهای مختلف، تعاریف مختلفی از طرف دانشمندان و متفکران ارائه شده است.
عوامل استحکام خانواده از منظر مولا علی (علیهالسلام)
خانواده جوهره و زیر بنای جامعه انسانی است. علم الهی بنابر سرشت انسانها به شکلی منظم خلق گشته که برای بالندگی و نیل به آرامش و امنیت خاطر نیازمند تشکیل خانواده است. در رابطه با زندگی امام علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) که بهترین اسوه انسانها در همه دوران هستند خانواده جایگاه ویژهای به خود اختصاص داده است. باتوجه به این جایگاه به بیان عوامل استحکام خانواده میپردازیم:
۱- همیاری، همراهی و توزیع کار
در یک خانواده متحد، فعال ومیانهرو هر کدام از افراد در کارها و برطرف کردن مشکلات با یکدیگر همیاری و همراهی دارند. اصلیترین عامل در استقرار هر کانون انسانی، توزیع کار میباشد و در تعیین چگونگی توزیع کار، قبل از هرمطلبی میبایست به تواناییهای تکوینی زن و مرد توجه نمود و چنین دقتی بدون بهره جستن از افق بهتر وحی امکان پذیر نیست.(مصباحیزدی، ۱۳۸۸، صص۱۳۲-۱۳۳) از سوی دیگر حضرت علی(علیه السلام) در خانه با حضرت زهرا(سلام الله علیها) همکاری داشتند. کارمنزل را حضرت زهرا(سلام الله علیها) به اختیار خود انتخاب و حضرت علی (علیه سلام) به وی تکلیف نمیکند. در عین حال علی (علیه السلام) به جهت آنکه فشاری بر همسرش نباشد در کارها او را همراهی مینمود. (مطهری، ۱۳۸۰، ص۲۹۶)
از عوامل سعادت خانواده تقسیم کار و تعیین حدود و وظایف زن و مرد است؛ «تَقَاضَی عَلِی وَ فَاطِمَةُ (ع) إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (ص) فِی الْخِدْمَةِ فَقَضَی عَلَی فَاطِمَةَ بِخِدْمَةِ مَا دُونَ الْبَابِ وَ قَضَی عَلَی عَلِی (ع) بِمَا خَلْفَهُ قَالَ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ (س) فَلَا یعْلَمُ مَا دَاخَلَنِی مِنَ السُّرُورِ إِلَّا اللَّهُ بِإِکفَائِی رَسُولُ اللَّهِ (ص) تَحَمُّلَ رِقَابِ الرِّجَال» (محدثنوری، ۱۴۰۸، ج ۱۳، ص۴۸)، امام صادق (علیه السلام) از پدرش امام باقر (علیه السلام) نقل میکنند که فرمودند: حضرت علی با حضرت زهرا (علیهاسلام) درباره تقسیم کار از پیامبر پیشنهادی خواستند. ایشان فرمودند: کارها تا دم درب خانه به عهده فاطمه و کارهای پشت درب خانه بر عهده علی باشد. حضرت زهرا فرمودند: از این تصمیمی که پیامبرگرفتند و مرا از سر و کار داشتن با مردها بینیاز نمود به حدی شادمان گشتم که جز خداوند کسی نمیداند. (حمیری، ۱۴۱۳ق، ص۵۲)
۲- گستردن محبّت و دوستی
منزلی که فضای آن سرشار از محبت، دوستی، آرامش و احترام باشد، اعضا اعتدالگر و با شخصیت رشد یافتهای، پرورش مییابند. اما منزلی که روح فرزندان را کینه، تغذیه میسازد که اساس آن ترس وخشم است، از افراد منحرف به سوی اجتماع روانه میشوند.(شریفقریشی، ۱۳۷۷، ص۱۲۲) اگر بهتر نظاره کنیم میبینیم آن خانه قدیمی که علی و فاطمه (علیها السلام) در آن زندگی میکردند فرزندانی چون حسنین (علیهم السلام) را تربیت کردند، در سایه الطاف الهی و عطر پاکدامنی بوده که شمیم آن هنوز انسان را دلباخته خود میسازد. پس دوستی همچون آبی است که به گیاهی میرسد، اگر نرسد، خشک و اگر بیش از اندازه باشد گیاه از بین میرود. (صفاییحائری، ۱۳۸۶، ص۶۹ و رهبری، ۱۳۹۴، ص۵۷)
قرآن نسبت به محبت این گونه سفارش میکند: «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا»[۳] «آنان که ایمان آوردهاند و اعمال شایسته انجام دادهاند خدا بخشایشگر برایشان دوستی قرار میدهد.» در آیهی دیگر به محبت میان همسران تاکید کرده «وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَة »[۴] «در میان شما با همسرانتان دوستی قرار داد و مهر افکند». (حسینی، ۱۳۹۷ش، شماره ۴۳۵و۴۳۶ و رهبری، ۱۳۹۴، ص۵۷)
۳- نمایان کردن علاقه در خانواده
صمیمیت زندگی به استحکام عشق وعلاقه بر زندگی است و اگر عشق نباشد، زندگی جهنمی و بی روح خواهد شد. اظهار محبّت در خانواده میان زن و مرد و فرزندانشان خانه را به بهشت تبدیل مینماید. چه جهنمهای سوزانی که کمبود محبت و عاطفه فرزندان از جانب والدین است و در حسرت شنیدن عزیزم، تو را دوست دارم و... است و گرفتار کمبود محبّت میشوند. (محدثی، ۱۳۸۲ش، صص۲۴۴-۲۴۵)
اگر نمایان کردن علاقه در خانواده به هرعلتی ترک شود، باید خود را آماده رشد علفهای هرز در کنار گل زندگیشان کنند. (رهبری، ۱۳۹۴، ص۶۲)
ما در سلوک و عمل خانواده حضرت علی(علیه السلام) باتوجه به آنچه در تاریخ و احادیث داریم حتی یک مورد نیست که رفتار و برخوردها از محبت و علاقه و آنچه مورد رضای الهی است، خارج شده باشد. وجود نازنین حضرت زهرا (سلام الله علیها) به قدری برای حضرت علی (علیه السلام) موجب خرسندی بود که حضرت علی(علیه السلام) در این زمینه فرمودند: «وَ لَقَدْ کُنْتُ أَنْظُرُ إِلَیْهَا فَتَنْکَشِفُ عَنِّی الْهُمُومُ وَ الْأَحْزَان» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۴۳، ص۱۳۴ و حسینی، ۱۳۹۷ش، شماره ۴۳۵و۴۳۶)؛ «من که به چهره زهرا نگاه میکردم، همین نگاه هر گونه اندوه را از من برطرف مینمود.
۴- پایبندی به تعهدات اخلاقی و اعتقادی
برای یک زندگی سالم با آسودگیخاطر، رعایت تناسب از نظر اهمیتهای اخلاقی و اعتقادی امری مبرهن است. اکثر افراد با انتخاب لباس خاص با توجه به این آیه «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُن»[۵] در واقع طرز تفکرخود را بروز میدهند و در صورت عدم سنخیت سختیهای بسیاری را با خود به همراه دارد. مولاعلی(علیه السلام) در همین رابطه میفرمایند: «عَلَیْکُمْ بِالصَّفِیقِ مِنَ الثِّیَابِ فَإِنَّهُ مَنْ رَقَّ ثَوْبُهُ رَقَّ دِینُه» (کمرهای، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۳)، «برشما باد پوشیدن لباسهای ضخیم، زیرا کسی که جامهاش نازک باشد، دینش نازک شود.» از این رو عدم سازگاری بین همسران مانند لباس دائمی است مشکلات روانی و انحرافات اخلاقی و اعتقادی را به دنبال دارد. لذا پیشوایان دینی مبحث کفویت رامطرح نمودهاند.(حسینی،۱۳۹۷ش، شماره ۴۳۵و۴۳۶ و رهبری، ۱۳۹۴، ص۶۳)
۵- عدالت و منصف بودن در خانواده
دین اسلام بر رعایت انصاف و عدالت، تأکید بسیاری کرده و از هرگونه تبعیض و امتیاز نابجا نسبت به فرزندان به شدّت منع کرده است. همینطور از فرق قائل شدن بین دختر و پسر و محبت بیش از حد به پسران که ریشه در جاهلیت دارد، پدر و مادر را آگاهی میدهد. امام علی(علیه السلام) فرمودند: «ان النبی«صلی الله علیه و اله» ابصر رجلا له ولدان فقبّل احدهما و ترک الاخر. فقال رسول الله (ص): فهلّا و اسیت بینهما» (محمدیریشهری، ۱۳۸۵ش، ح ۳۷۳، ص۲۳۶)، «پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) شخصی را دید که دو فرزند داشت. یکی را بوسید و دیگری را رها کرد. پیامبر فرمود: «چرا میان آنان یکسان عمل نکردی؟!» با توجه به این حدیث شریف، عدالت و انصاف حتی در محبت و بوسیدن باید رعایت گردد تا مانع از حسادت و کینه آنها نسبت به همدیگر شود. (حسینی، ۱۳۹۷ش، شماره ۴۳۵و۴۳۶)
۶- مکالمات دوستانه و صمیمی
در خانوادههای موفق، بستر لازم برای صحبتهای شاد فراهم است. نگاه مثبت به مسائل، دادن فرصت اظهارنظر افراد خانواده ومهارت خوب گوش دادن بدون قضاوت و ارزیابی فوری، موجب رشد و احساس هویت وشخصیت خانواده را به دنبال دارد.
متأسفانه با فراگیری فناوری، ارتباط کلامی خانواده به کمترین اندازه نزدیک میگردد. به عبارت بهتر خانواده از حالت صمیمی و دوستانه، تبادل افکار و حل مسائل به گذراندن اوقات در زیر یک سقف تبدیل شده است. بنابراین صحبت نمودن با تبسم باعث میشود تا شمیم دلانگیز دوستی، محیط خانواده را معطرکند. امام متقیان حضرت علی (علیه السلام) میفرمایند: «أَجْمِلُوا فِی الْخِطَابِ تَسْمَعُوا جَمِیلَ الْجَوَاب»؛ «زیبا خطاب کنید، تا جواب زیبا بشنوید.» (تمیمی آمدی، ۱۳۶۶ش، ص۴۳۶ و رهبری، ۱۳۹۴، ص۷۴)
۷- فراگیری و افزودن معلومات در خانواده
امیرالمؤمنین(علیه السلام) در قالب توصیه و فراگیری به امام حسن مجتبی (علیه السلام) در نامه۳۱ نهجالبلاغه که شامل سفارشهای جذاب و نکات اخلاقی- تربیتی است، به بیان و تصویر درستِ رابطه بین پدر با فرزندان که گل خوشبو خانواده هستند، میپردازد. بنابراین به موارد منحصر به فرد که از سوی والدین باید به فرزندان منتقل شود، اجمالاً اشاره میکنیم.
امام (علیه السلام) میفرمایند: «وَ أَنْ أَبْتَدِئَکَ بِتَعْلِیمِ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِیلِهِ وَ شَرَائِعِ الْإِسْلَامِ وَ أَحْکَامِهِ وَ حَلَالِهِ وَ حَرَامِه ...» (همان، ج۱، ص۲۱۹)؛ «ابتدا خواستم تو را به آموزش کتاب خدا و بیان آن و مقررات و احکام اسلام و حلال و حرام آن آغاز کنم». از این جهت هر مربی و یا هر پدر مهربانی که واقعاً دلسوز فرزند خود باشد، در گام اول و قبل از آلوده شدن درون، باید حقایق دین را به فرزندش بیاموزد و اگر این مهم را به تأخیر بیندازد، دل جوان به مسائل انحرافی آلوده میگردد و اصلاح کردن آن، زحمتی دو چندان میخواهد. (مصباحیزدی، ۱۳۷۹، ج۱، صص ۱۵۷-۱۵۸ وحسینی، ۱۳۹۷ش، شماره ۴۳۵و۴۳۶)
الف) نکات مهم آموزش و فراگیری در نامه ۳۱ نهجالبلاغه
اگر مبنای برجسته فرمایشهای امام علی(علیه السلام) را در مورد آموزش و فراگیری فرزند جوان خویش امام مجتبی (علیه السلام) مورد توجه قراردهیم به این نکات کلی میرسیم:
۱- احترام به خویشاندان (وَ أَکْرِمْ عَشِیرَتَک)
۲- بازبودن دربهای توبه (و فتح لک باب المتاب)
۳- علت تأخیر در استجابت دعا (لِیَکُونَ ذَلِکَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ السَّائِل)
۴- موانع و آسیب دوستی (لَا خَیْرَ فِی مُعِینٍ مَهِینٍ وَ لَا فِی صَدِیقٍ ظَنِین)
۵- راههای مواجهه با سختیها (فَاحْتَمَلُوا وَعْثَاءَ الطَّرِیقِ وَ فِرَاقَ الصَّدِیق)
۶- تسویف، آسیب موفقیت و غنیمت شمردن فرصت (بَادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ أَنْ تَکُونَ غُصَّه)
ب) زیادهروی و کوتاهی در آموزش و یادگیری فرزندان
امروزه اکثر خانوادهها در مسأله یادگیری فرزندان خویش با اضطراب و زیادهروی و یا کوتاهی روبه رو هستند. خانوادهها معتقدند هرچه وسایل رفاه فرزندان را بر آورده کنند، فرزندان شایسته و نیکو دارند، اما این تفکر مدّت زیادی دوام ندارد و با چشم خود بیننده سرکشی آنها هستند. لذا با پیروی از فرمایشات نورانی و حکیمانه امام متقیان علی(علیه السلام) عرصه را برای بالندگی ثمره زندگیمان فراهم کنیم.
۸- پرداختن به ظرایف خُلقیات همسر
زن و مرد در محفل گرم خانواده با درک خُلقیات میتوانند مسیر زندگی را با آرامش پشت سر بگذارند و در این راه دقت به روحیات ظریف زن ازجایگاه خاصی برخوردار است. بنابراین هر عبارت، عمل وحرکت، دربردارنده بار عاطفی و روانی به خصوصی است که تاثیر مثبت و منفی ایجاد میکند. از این جهت همسر خانواده دوست دارد در ارتباط با او از محبت و احترام دریغ نشود. شوهر باید به همسرش از این نظر که او امانت الهی است و فردی مستعد کمال، پیشرفت و تحول در زندگی است نگاه کند.حضرت علی(علیه السلام) درشأن حضرت زهرا(سلام الله علیها)و رضایت از او میفرمایند: «فَوَ اللَّهِ مَا أَغْضَبْتُهَا وَ لَا أَکْرَهْتُهَا عَلَی أَمْرٍ حَتَّی قَبَضَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا أَغْضَبَتْنِی وَ لَا عَصَتْ لِی أَمْرا» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۴۳، ص۱۳۴)؛ «به خدا سوگند من زهرا را تا هنگامی که خدا او را به سمت خود برد خشمگین نکردم در هیچ کاری موجب ناخرسندی او نشدم، او نیز مرا خشمگین نکرد و هیچ گاه مرا نافرمانی نکرد. (حسینی، ۱۳۹۷ش، شماره ۴۳۵و۴۳۶ و رهبری، ۱۳۹۴، ص۷۸)
یکی دیگر از ظرایف و خُلقیات همسر و همچنین ایجاد عطوفت و مهربانی و جلب قلوب، هدیه دادن است که حضرت امیر(علیه السلام) از این نکته مهم نیز غافل نبودند؛ «الهَدِیةُ تَجلِبُ المَحَبَّةَ» (تمیمی آمدی، ۱۳۶۶ش، ص۳۱۶) هدیه دادن، دوستی را به دنبال میآورد.
۹- سازش و سازگار بودن
سازش عبارت است از اینکه زوجین با کم و زیاد بسازند و با دوستی و صمیمیت نقصهای همدیگر را برطرف کنند. پس برای یک زندگی به دور از نا آرامی و جدال باید از تدقیق معایب و بهانههای احتمالی یکدیگر و به رو آوردن آنها خودداری نمایند و نادیده گرفتن عیب و سازش را سرمشق زندگی قرار دهند. همچنین زن و مرد باید مصلحت زندگی خود را بر نفع شخصی ترجیح دهند و از آن بالاتر مصلحت زندگی را به خاطر دخالت دیگران خراب نکنند. امام علی(علیه السلام) در مورد سازگاربودن زن و مرد فرمودند: «الزَّوْجَةُ الْمُوَافِقَةُ إِحْدَی الرَّاحَتَیْن» (همان، ۱۳۶۶ش، ص۴۰۵)؛ «زن سازگار یکی از دو آسایش است.» (رهبری، ۱۳۹۴، ص ۸۰)
۱۰- پرهیز ازدرخواستهای ناممکن
در این عصر یکی از مشکلات شایع در خانواده این است که امکانات زندگی خودشان را با امکانات زندگی دیگران مقایسه مینمایند در نتیجه توقعشان بیشتر از توان مالی همسرشان میشود و این مسأله باعث احساس سرافکندگی و لذت نبردن از زندگی میشود. (حسینی، ۱۳۹۷ش، شماره ۴۳۵و۴۳۶) از این سو ریشه خیلی از مشکلات درخانواده نشأت گرفته از چشم هم چشمی هاست. از جمله ضررهای درخواستهای ناممکن در محفل خانواده عدم اعتدال مالی است که منجر به قرض، ربا، اقساط با مبالغ زیاد و ناتوانی در پرداخت آن را به خانواده وادار میسازد. حضرت علی(علیه السلام) در همینباره میفرمایند: «کَثْرَة السُّؤَالِ تُورِثُ الْمَلَال» (همان، ص۲۱۲)؛ «درخواست زیاد، ملال به بار میآورد.
خانوادهها سعی دارند تا راهی برای افزایش درآمد پیدا کنند اما گاهی مسائلی پیش میآید که منجر میشود درآمد خانوار کَم شود. این درحالی است که معمولاً افراد علت آن را نمیدانند. امام علی(علیه السلام) دلیل آن را وجود گناهان معرفی مینمایند؛ «... تُوقُوا الذُّنُوبَ فَمَا مِن بَلیةٍ وَلانَقصِ رِزقٍ إِلّا بِذَنب ... قَالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ وَ مَا أَصَابَکمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کسَبَتْ أَیدِیکمْ وَ یعْفُوا عَنْ کثِیرٍ» (صدوق، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۶۱۶) خود را از گناهان دور کنید زیرا هیچ بلا و هیچ کم شدن رزق و روزی نیست مگر بخاطر گناهان ... خداوند متعال میفرماید: هر مصیبتی به شما میرسد، به خاطرکارهایی است که کردهاید و خدا بسیاری از گناهان را عفو میکند. (نهجالبلاغه، نامه۳۱)
۱۱- دلگرمی و انگیزش
ویژگی دلگرمی و انگیزش در خانواده از اصلیترین رازهای کمال، همافزایی و استحکام آن را در بردارد. بعضی اوقات چنان تحقیر، تنبیه و سرزنش در خانواده حاکم است که جرأت نظر دادن و تلاش را از افراد خانواده میستاند و بعضی اوقات چنان تشویقهای نابجا وجود دارد که موجب توقعات بیش از اندازه میگردد. (رهبری، ۱۳۹۴، ص ۸۴) از این سو مقام تشویق و دلگرمی در خانواده بسیار باارزش است که متاسفانه مورد اهمال قرار میگیرد. امام علی(علیه السلام) در عهدنامهای که به مالک اشتر نخعی نوشتند، او را به تعیین ارزش و بها دادن به خوبان صالح فرمان دادند: «لَا یَکُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِی ءُ عِنْدَکَ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ- فَإِنَّ فِی ذَلِکَ تَزْهِیدٌ لِأَهْلِ الْإِحْسَانِ فِی الْإِحْسَانِ- وَ تَدْرِیبٌ لِأَهْلِ الْإِسَاءَةِ» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۷۴،ص۲۴۷)؛ «هرگز نیکوکار و بدکار نزد تو یکسان و در یک جایگاه نباشند، چرا که در این کار، بیرغبتی نیکوکاران در امر نیکوکاری و ورزیدگی و شوق بدکاران برای بدی است. (حسینی، ۱۳۹۷ش، شماره ۴۳۵و۴۳۶)
۱۲- مهارت گوش سپردن و توجه کردن
برای یک زندگی پیروزمندانه، امر ضروری است که زن و مرد به صحبتهای همدیگر گوشجان بسپارند. در واقع با گوش دادن به حرف یکدیگر، ارزش طرف مقابل در زندگی را میرساند. متأسفانه اکثر افراد دوست دارند متکلم وحده باشند و غافل از این امر هستند که گوش سپردن همراه با سکوت به عنوان یک مهارت است. مولای متقیان حضرت علی(علیه السلام) فرمودند: «عَوِّدْ أُذُنَکَ حُسْنَ الِاسْتِمَاعِ وَ لَا تَصْغِ إِلَی مَا لَا یَزِیدُ فِی صَلَاحِکَ اسْتِمَاعُه» (تمیمیآمدی، ۱۳۶۶ش، ص۲۱۵)؛ « گوش خود را به شنیدن عادت بده و به سخنانی که بر اصلاح و پاکی تو چیزی نمیافزاید گوش فرا مده. (حسینی، ۱۳۹۷ش، شماره ۴۳۵و۴۳۶)
۱۳- جواب مثبت به درخواستهای جنسی همسر
یکی از نکتههای اصلی در استحکام و استقرار کانون خانواده اجابت صحیح درخواستهای جنسی همسران است. شاید دلیل مخفی خیلی از جداییها، خیانتها و اختلافات ریشه در عدم جواب صحیح به این مورد است. امام علی(علیه السلام) میفرمایند: «إِذَا رَأَی أَحَدُکُمُ امْرَأَةً تُعْجِبُهُ فَلْیَأْتِ أَهْلَهُ فَإِنَّ عِنْدَ أَهْلِهِ مِثْلَ مَا رَأَی وَ لَا یَجْعَلَنَّ لِلشَّیْطَانِ إِلَی قَلْبِهِ سَبِیلًا وَ لْیَصْرِفْ بَصَرَهُ عَنْهَا» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۱۰، ص ۱۱۵)؛ «هرگاه فردی از شما زنی را دید که او را به شگفتی وا داشت، به نزد همسر خود برود؛ چرا که همسر او مثل همین خصوصیات را داراست. پس اجازه نفوذ شیطان را به قلب خود ندهد تا چشم خویش را از آن زن برگرداند. (حسینی، ۱۳۹۷ش، شماره ۴۳۵و۴۳۶)
۱۴- نداشتن بدگمانی و غیرت نابجا نسبت به همسر
به طورمعمول هر صفت و عمل صحیح به اندازه و در جای خود استفاده نشود؛ عکس آن عمل میکند. یعنی اصل غیرت که در نهاد مرد از سوی خداوند به امانت گذاشته شده، صفتی اعلی است اما اگر این خصلت دچار نوسان گردد؛ منجر به مخاطره و اختلاف در خانواده میشود. (حسینی، ۱۳۹۷ش، شماره ۴۳۵و۴۳۶) از این رو داشتن بدگمانی نابجا نسبت به همسر در رفت و آمدها و تلاشهای اجتماعی باعث میشود تا محفل گرم خانواده به دریاچه یخ تبدیل شود. لذا آزادیهای مشروع زن پایمال و محبّت از بین رفته و تلخی، جای آن را خواهد گرفت. حضرت میفرمایند: «إِیَّاکَ وَ التَّغَایُرَ فِی غَیْرِ مَوْضِعِ الْغَیْرَةِ- فَإِنَّ ذَلِکَ یَدْعُو الصَّحِیحَةَ مِنْهُنَّ إِلَی السُّقْمِ وَ لَکِنْ أَحْکِمْ أَمْرَهُنَّ» (همان، ۱۴۰۳ق، ج ۷۴، ص ۲۱۶)؛ «بپرهیز که غیرت نابجا، زن سالم را به بیماری میکشاند و پاکدامن را به بدگمانی. درباره آن محکم کارکن.
۱۵- شکیبایی و تحمل یکدیگر
یکی از بسترها و لوازم داشتن زندگی همراه با آرامش و دوستی، به کارگیری شکیبایی و تحمل درطول زندگی است. (رهبری، ۱۳۹۴، ص۱۰۱) از اینرو با فهمیدن این نکته که غیر از حضرات معصومین(علیهم السلام) اکثر ما انسانها دچار اشتباه و خبط میگردیم، عرصه را برای چشمپوشی از اشتباهات احتمالی فراهم میکند. همچنین زن و مرد با هماندیشی و سنجش تمام جوانب مسائل، از هر تکروی و دیکتاتوری باید دوری کنند. زندگی بدون شکیبایی و تحمل، همچون حبابی در هواست و عامل فهمیدگی زن و مرد در اثر رعایت این نکته است. امام در سفارشی زیبا میفرمایند: «الصَّبْرُ أَحْسَنُ خلل [حُلَلِ ] الْإِیمَانِ وَ أَشْرَفُ خَلَائِقِ الْإِنْسَان» (تمیمیآمدی؛ ۱۳۶۶ش، ص۲۸۱) «صبر نیکوترین ویژگی ایمان و گرانبهاترین خوی انسان است.»
نتیجهگیری
۱- از نظر دین مبین اسلام کانون خانواده نه بر مردسالاری نه زن سالاری و نه فرزندسالاری حاکم است. بلکه بر مرکز منطق و عدالت در سایه ایثار و محبّت بنا شده است.
۲- معیار خانواده سالم، مطابق ارزشها است نه مسائل زودگذر مانند: ثروت و تجملات.
۳- آنچه میتواند روشنیبخش زندگی در زمان فعلی باشد، تبعیت از زندگی اهل بیت «علیهم السلام» است.
۴- نمونه بیمانند و پیدانشدنی برای همهی زمانها جهت آرامش زندگی، طیّ سیر معنوی و سادهزیستی همراه با عفّت و عزّت، پیروی از خانواده امام متقیان حضرت علی(علیه السلام) است.
۵- خداوندمتعال به جهت ایجاد آرامش خانواده دوستی را به زوجین هدیه کرده است. اساس روابط و تعاملات افراد خانواده بر مبنای عشق و مهربانی است که منجر به استحکام کانون خانواده خواهد شد.
۶- با تصحیح تفکر و رفتار زوجین نسبت به خانواده و الگوپذیری ازحضرت علی(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) میتوان به محکم کردن اساس خانواده در جامعه و کاهش آمار طلاق امید داشت. روشهایی که علی و فاطمه (علیها السلام) برای ایجاد آرامش در زندگی به کار بردند، کاملاً عملیاتی، دست یافتنی، اجراشدنی و تکرارپذیر است. هرآنها از وجود رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) بهره بردند، ولی هر زن و شوهری میتواند با عمل به دستورات قرآن و پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در راه زندگی حضرت علی وحضرت فاطمه (علیها السلام) قدم بردارد.
۷- بر اساس برداشت از آیات قرآن و سیره زندگانی حضرت علی(علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) زن با توجه به خصلتهای فردی و وظایفی که در استحکام خانواده دارد، سهم بیشتری در فراهم کردن آرامش خانواده نیز دارد. ایجاد و استمرار این امر به همکاری و سعی زن و شوهر نیاز دارد.
۸- تحکیم اساس خانواده و تأمین آرامش آن قبل از آنکه به تأمین لوازم و امکانات زندگی بستگی داشته باشد، به نوع نگاه و تفکر زوجین به زندگی و رفتار آنها بستگی است.
۹- در تأمین آرامش خانواده، توجه به نقش زن ومرد و جابه جا نشدن آن ضروری است. زن باید به وظایف خود به عنوان همسر و مادر و مرد باید به نقش خود به عنوان شوهر و پدر آگاهی داشته باشد. هر نوع جابه جایی این نقش و وظایف به محیط آرام خانواده خلل وارد می کند.
۱۰- سهم زن در ایجاد آرامش خانواده بیشتر است و این بر محوریت زن در تداوم خانواده دلالت دارد. این امر، گذشت و فداکاری بیشتر زن را خواستار است.
۱۱- کلیدیترین وظایف ذاتی و تکوینی زن در محیط خانواده با ایفای نقش همسری و مادری محقق میگردد. سایر وظایف اجتماعی زن اضافه بر آن تلقی میشود، به این معنا که فعالیت و نقش اجتماعی زن زمانی پذیرفته است که به رسالت ذاتی و تکوینی خود لطمهای وارد نسازد.
۱۲- نقش الگویی پدر و مادر بیش از گفتار و آموزش در تربیت و هدایت فرزندانشان مؤثر است.
۱۳- با اینکه مدیریت هدایت خانواده و تأمین آسایش خانواده بر عهدهی مرد است، از نقش وی در ابراز محبت و مهربانی به همسر و فرزندان و تأمین نیازهای روحی و روانی آنها نباید غفلت شود.
پی نوشت ها:
[۱] . کارشناسی ارشد تفسیر و علوم قرآن (تهران: سطح سه مؤسسه آموزش عالی حوزوی حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام) (yazahra۰۳۱۳@yahoo.com)
[۲]. نسا: ۲۱
[۳]. مریم:۹۶
[۴]. روم: ۲۱
[۵]. بقره: ۱۸۷


































