emamian

emamian

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار صدها تن از معلمان و فرهنگیان، آموزش‌وپرورش را تربیت‌کننده نسلی تمدن‌ساز خواندند و با تجلیل از تلاش‌های معلمان به‌ویژه در دوران کرونا و تأکید بر بهبود مسائل معیشتی آنان گفتند: نسل نوجوان و جوان، باید دارای هویت ملی و اسلامی- ایرانی، معتمد به نفس، مقاوم، آگاه از اندیشه‌های امام و آرمانها، دانشمند و کارآمد پرورش یابد.
 
 ایشان معلمان را مفتخرین به هدایت نسل‌های آینده خواندند و افزودند: هدف از دیدار با معلمان برجسته شدن نقش آنان و تثبیت و ماندگار شدن ارزش معلمی در افکار عمومی است تا هم معلم و خانواده‌اش به شغل او افتخار کنند، هم جامعه به معلم به چشم یک فرد مفتخر نگاه کند.
رهبر انقلاب با تشکر از نکات خوب سخنان وزیر آموزش‌وپرورش افزودند: کشور از لحاظ قانون، سند و تصمیمات خوب، هیچ چیز کم ندارد، مهم این است که این تصمیمات و قوانین با کار جدی و مجاهدانه پیگیری و اجرا شوند.
ایشان در تبیین دو کاربرد مفهوم معلمی گفتند: معلم به معنای تعلیم‌دهندگی، ارزش بسیار بزرگی است زیرا خداوند به استناد آیات قرآن، تعلیم‌دهنده است و پیامبر و همه حکما، علما، دانشمندان و شخصیتهای برجسته نظیر استاد شهید مطهری نیز دارای این ارزش بسیار والای معلمی هستند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای افزودند: در کاربرد دوم که منطبق با کار آموزش‌وپرورش است، علاوه تعلیم‌دهندگی، ارزش بالاتری نیز وجود دارد زیرا مخاطب این تعلیم در بهترین سنین تأثیرپذیری و تربیت‌پذیری هستند و تعلیم آنها، تأثیرگذاری بسیار بیشتری از تعلیم دیگر قشرها دارد.
ایشان با اشاره به هدف بلند مدتِ ایجاد تمدن نوین و شکوفای اسلامی گفتند: منابع انسانی، زیرساخت هر تمدنی به شمار می‌رود و برپاکنندگان تمدن نوین اسلامی نسلی هستند که اکنون در اختیار معلمان قرار دارند، بنابراین اهمیت و ارزش کار معلمی را باید از این زاویه درک کرد.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: این نسل با این هدف بسیار بزرگ باید دارای هویت ایرانی- اسلامی، اعتقادات محکم و عمیق، دارای اعتماد به نفس، خودساخته، هوشیار در برابر تمدن‌های منسوخ شده شرق و غرب، دانشمند و کارآمد باشد تا بتواند آن تمدن عظیم را شکل دهد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به تربیت عناصر برجسته در آموزش‌وپرورشِ بعد از انقلاب افزودند: به برکت تلاش معلمان در چهار دهه اخیر، عناصری کارآمد در عرصه‌های مختلف رشد یافته‌اند اما کافی نیست و برای آن تمدن شکوفا، باید این‌گونه پرورش‌ها فراگیر شود.
ایشان فرصت دوازده ساله آموزش‌وپرورش را برای تربیت چنین نسلی، بی‌نظیر برشمردند و گفتند: سازمانِ گسترده‌ی آموزش‌وپرورش در همه شهرها و روستاها، زمینه مناسبی دارد تا در پرتو تلاش و مجاهدت معلمان، ارزشها و آرمانهای انقلاب را به‌درستی به دلها و گوشهای آماده‌ی فرزندان ملت منتقل، و هویت اسلامی- ایرانی را در آنها نهادینه کند.
رهبر انقلاب، وزارت آموزش‌وپرورش را دستگاهی بسیار پر عظمت و آینده‌ساز خواندند و افزودند: از امروزِ آموزش‌وپرورش می‌توانیم فردای کشور را حدس بزنیم.
ایشان با تأکید بر تمجید واقعی از زحمات معلمان افزودند: البته برای رسیدن به وضع مطلوب، مشکلات موجود باید با تدبیر، دانایی، همت، مجاهدت و شکیبایی حل شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تشریح مسائل لازم برای حل مشکلات، به تدوین متن‌های مناسب آموزشی و تأمین کمّی معلمِ مورد نیاز آموزش‌وپرورش اشاره کردند و افزودند: کیفیت معلم و تدیّن، اخلاق و مهارت‌های او بسیار مهم است و نباید به‌گونه‌ای باشد که رتبه‌های پایین کنکور سراغ معلمی بروند، البته امروز هم مثل برهه‌های مختلف معلمان متعهد و دلسوز کم نداریم.
رهبر انقلاب در بیان چند نکته درباره آموزش‌وپرورش گفتند: دانش‌آموز باید دارای هویت ملی باشد و در کنار اهتزار پرچم علم، با اعتماد به نفس، پرچم «هویت ملی و پر افتخار اسلامی ایرانی» را هم به اهتزار در آورد.
ایشان با انتقاد از ناآشنایی دانش‌آموزان با افتخارات کشور از جمله عناصر پر تلاش بعد از انقلاب، بی‌اطلاعی آنان از افکار راهگشای امام خمینی(ره) و آرمانهای سرنوشت‌ساز انقلاب و ناآگاهی آنان از حوادث انقلاب گفتند: معلمان علاوه بر آگاه کردن نسل نوجوان و جوان، باید اینگونه مسائل را با دل و جان آنان آمیخته سازند.
ایشان درک ارزش ایستادگی و مقاوم بودن را از دیگر نیازهای دانش‌آموزان دانستند و افزودند: در جهانی که هر کس، چه شرق چه غرب، زور می‌گوید نسل آینده باید ارزش و اهمیت ایستادگی را از هم‌اکنون بیاموزد تا در پرتو این آموزه‌ها تمدن‌ساز شود و ملت و کشور را عزتمند سازد.
رهبر انقلاب، وزارت آموزش‌وپرورش را به تفکیک «علم نافع» از «علم غیرنافع» در برنامه درسی دانش‌آموزان توصیه کردند و گفتند: علم نافع علمی است که استعدادهای نوجوان و جوان را شکوفا می‌کند و با سرمایه‌سازی برای آینده او، موجب پیشرفت و تعالی کشور می‌شود.
ایشان در این زمینه افزودند: بعضی مطالب در برنامه درسی کنونی، صرفاً محفوظاتی است که بدون هیچ سودی برای حال یا آینده دانش‌آموزان به ذهن آنها سرازیر می‌شود که باید این موارد شناسایی و از آموزشها حذف شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اختصاص ساعاتی به آموزش‌های مهارتی بجای مطالب غیرنافع گفتند: مسائلی همچون سبک زندگی اسلامی، تعاون و همکاری اجتماعی، مطالعه و تحقیق، فعالیتهای جهادی، مبارزه با آسیبهای اجتماعی و نظم و قانون‌گرایی از جمله مهارت‌هایی است که باید در مدرسه آموزش داده، و از دوران کودکی و نوجوانی در افراد نهادینه شود.
ایشان میزان تحقق سند تحول آموزش‌وپرورش را خرسند کننده ندانستند و گفتند: با گذشت بیش از ۱۰ سال از تنظیم سند و رفت‌وآمد وزیران متعدد که البته این تعدد مدیریتها نیز نوعی آسیب و آفت است، به این سند به‌عنوان یک مجموعه کامل و بهم پیوسته عمل نشده است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اگر سند نیاز به اصلاح و تکمیل دارد، مسئولان این کار را انجام دهند، ضمن اینکه برای سنجش پیشرفت سند نیز باید شاخص‌های کمّی معیّن شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سپس در بیان چند نکته درباره مسائل معلمان، سنگینی بار اجرای مسائل مهم نظام تعلیم و تربیت را بیش از همه بر دوش معلمان دانستند و گفتند: معلمان عزیز که در مقاطع مختلف همچون دوران انقلاب، دفاع مقدس و حوادث گوناگون سیاسی با نقش‌آفرینی درست خود، نوجوانان و جوانان را هدایت می‌کردند امروز نیز باید بیش از همیشه متوجه نقش مهم و مسئولیت بزرگشان باشند و مسائلی همچون مشکلات معیشتی نباید موجب خسته و ملول شدن یا تحقیر و کوچک‌انگاشتن کار بزرگ آنها شود.
ایشان، نوجوانان و جوانان را دُردانه‌های کشور و امانت‌هایی بزرگ در دست معلمان خواندند و افزودند: این امانت‌های گران‌سنگ باید در اثر تربیت معلمانِ دین‌باور و دین‌مدار، به افرادی با ارزش‌افزوده‌ی بالاترِ علمی، اخلاقی و رفتاری تبدیل شوند.
رهبر انقلاب دانشگاه فرهنگیان و همه مراکز تربیت معلم را دارای وظایف سنگین و نیازمند تقویت همه‌جانبه دانستند و گفتند: این مراکز باید از لحاظ امکانات سخت‌افزاری، مدیریت، اساتید، متون آموزشی و فعالیت‌های تربیتی به‌گونه‌ای تقویت شوند که بتوانند «معلم مطلوب» تربیت کنند.
ایشان با توصیه به هماهنگیِ رشته تحصیلی معلمان با تدریس آنها تا حدّ امکان، به دشواری‌های آموزش در دوره کرونا و زحمات معلمان نیز اشاره و خاطرنشان کردند: در این دوره، زحمات معلمان مضاعف شد که در این خصوص باید صمیمانه از همه معلمان تشکر کنیم.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر سفارش همیشگی خود به بهبود معیشت معلمان، افزودند: با وجود مشکلاتِ امکانات دولتی، اما به مسائل معیشتی، بیمه، بازنشستگی و درمان معلمان توجه ویژه شود.
ایشان در پایان سخنانشان، به معلمان توصیه کردند با وجود انتظارات زیادی که از وزارت آموزش‌وپرورش برای عمل به وظایفش وجود دارد، منتظر تحقق آن توقعات نمانند و با ابتکارهای شخصی و روحیه خیرخواهی و دلسوزی خود، برنامه‌های تربیتی دانش‌آموزان و کارهای بزرگ را پیش ببرند.
در ابتدای این دیدار، آقای نوری وزیر آموزش‌وپرورش گزارشی از اقدامات و برنامه‌های این وزارتخانه در خصوص اجرای سند تحول، استفاده از ظرفیت فضای مجازی و فناوری‌های نوین در عرصه تعلیم و تربیت، توسعه عدالت آموزشی، مهارت‌آموزی، پرورش استعدادهای درخشان، رتبه‌بندی و معیشت معلمان و تحول در منابع درسی بیان کرد.

در این مراسم اعلام شد که سی‌وسومین دوره نمایشگاه کتاب تهران، با حضور ۲۸۰۰ ناشر برگزار می‌شود؛ ۱۷۰۰ ناشر در محیط مصلی امام خمینی(ره) در غرفه‌ها از فردا میزبان خواهند بود؛ علاوه‌ بر این ۱۱۰۰ ناشر کتاب‌های خود را در فضای مجازی در معرض دید و انتخاب مردم از سراسر کشور قرار می‌دهند.

 

یاسر احمدوند، رئیس نمایشگاه و معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در سخنرانی خود ضمن خیرمقدم به اهالی فرهنگ، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزیر فرهنگ لبنان افزود: بیش از ۳۰ کشور و ۱۷۰ ناشر خارجی در این نمایشگاه حاضر هستند. ۵۰ میهمان نیز از این رویداد بزرگ فرهنگی بازدید خواهند کرد.

 

رئیس سی‌وسومین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران افزود: برای تحقق شعار عدالت فرهنگی، برای نخستین بار بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی، در دو قالب فیزیکی و مجازی برگزار می‌شود.

 

احمدوند با اشاره به همکاری شرکت ملی پست و بانک صادرات گفت: با همکاری  شرکت ملی پست، کتاب‌ها رایگان به دست مخاطبان می‌رسد. برای کتاب‌های بیش از ۷۵ هزار تومان، ناشران مبلغی را پرداخت نمی‌کنند و تا این مبلغ هزینه ارسال برای ناشران رایگان است. با پشتیبانی بانک صادرات، یارانه این دوره از نمایشگاه به دست مخاطبان می‌رسد و یارانه دانشجویان، طلاب و اعضای هیات علمی در مقایسه با دوره سی‌ودوم، افزایش قابل توجهی پیدا کرده است.

 

وی ادامه داد: امیدواریم مخاطبان بازدید خوشایند و مطلوبی را داشته باشند. ناشران در سال گذشته با انتشار ۱۱۲ هزار عنوان کتاب چراغ فرهنگ را روشن نگه‌ داشتند. امیدواریم با انتشار کتاب‌های جدید و فراهم آوردن امکان خرید برای مردم در این راه ما را همراهی کنند. با تدابیر دولت، حمایت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و اجرای برنامه همکارانمان، توسعه و رونق صنعت نشر فراهم می‌شود.

 

معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پایان گفت: صنعت نشر مشکلات متعددی دارد که امیدواریم این مشکلات را با همکاری اهالی فرهنگ مرتفع کنیم. ضمن تشکر از حضور کشور قطر به‌عنوان میهمان ویژه، روزهای آینده میزبان وزیر خارجه این کشور هستیم.

 

علاقه مندان می‌توانند از فردا برای بازدید حضوری و خرید کتاب از سی و سومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران به مصلای تهران مراجعه کنند. ساعت بازدید نمایشگاه از ساعت ۱۰ صبح تا ۲۰ است.

 

خریداران کتاب نمایشگاه هیچ هزینه‌ای بابت مرسولات پستی پرداخت نمی‌کنند از سوی دیگر مرسوله ناشران هم تا مبلغ ۷۵ هزار تومان رایگان ارسال می‌شود.

مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی امام جمعه اهل سُنّت زاهدان، ماموستا ملاقادر قادری امام جمعه اهل سُنّت پاوه، حجت‌الاسلام والمسلمین کاظم لطیفیان مسوول دبیرخانه شورای برنامه‌ریزی اهل‌ سُنّت، مولوی نذیر احمد سلامی عضو مجلس خبرگان رهبری، مولوی ابراهیم فاضل حسینی امام جمعه و عضو مجمع تقریب مذاهب اسلامی، آخوند عبدالرزاق رهبر امام جمعه اهل سُنّت آق قلا و مولوی شرف‌الدین جامی احمدی امام ‌جمعه تربت جام‌ از جمله حاضران در این نشست بودند.

ماموستا فایق رستمی امام جمعه سنندج و نماینده مجلس خبرگان، ماموستا عبدالسلام امامی امام جمعه اهل ‌سُنّت مهاباد و مشاور استاندار آذربایجان‌ غربی، ماموستا مامد کلشی‌نژاد امام جمعه اهل‌ سُنّت ارومیه، آخوند ابوبکر خوجملی امام جمعه اهل‌ سُنّت نگین‌شهر و مشاور استاندار گلستان، ماموستا عزیز بابایی از علمای اهل‌ سُنّت تهران، ماموستا ملا عبدالرحمن مرادی امام جمعه اهل‌ سُنّت کرمانشاه، شیخ محمد جمالی امام جمعه اهل‌ سُنّت کنگان، شیخ حسین خانی‌پور امام جمعه اهل‌ سُنّت تالش، شیخ اسماعیل بازدار امام جمعه اهل‌ سُنّت بوشهر و مشاور اهل سُنّتِ استاندار، مولوی سید احمد عبداللهی امام جمعه اهل‌ سُنّت شهرستان درمیان، آخوند گلدی کمالی از علمای برجسته استان و مدیر حوزه علمیه راز و جرگلان از دیگر شرکت‌ کنندگان این نشست بودند.

در این دیدار یک ساعت و نیمه، علمای اهل سُنّت با تقدیر از رویکرد و اقدامات دولت سیزدهم در حوزه عدالت، دغدغه‌ها و دیدگاه‌هایشان‌ را درباره مهم ترین مسائل مربوط به اهل تسنُّن را مطرح کردند.

استفاده از نخبگان اهل سُنّت در عرصه مدیریت، تأمین نیازهای اساسی و زیرساخت‌ها در استان‌های مرزی و توجه به معیشت‌ و رفع بیکاری جوانان در این استان‌ها از جمله مطلب مطرح شده در این نشست بود.

مشاور رئیس جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی درباره این دیدار گفت: رئیس جمهور در این نشست صمیمانه، با تقدیر از نگاه دغدغه‌مند علمای اهل سُنّت و  تأیید نظرات آنها تأکید کرد دولت سیزدهم با همه توان برای حل مشکلات اهل تسنُّن و ساکنان مناطق مرزی تلاش خواهد کرد.

ماموستا عبدالسلام کریمی وحدت اقوام و مذاهب را امری راهبردی دانست‌ و گفت: استراتژی و موضع دولت نسبت به اقوام و مذاهب، همان موضع نظام و مقام معظم رهبری است که فرمودند همه با هم برابر و برادرند.

وی توسعه عدالت از شعارها و مأموریت‌های اصلی دولت سیزدهم برشمرد و متذکر شد همه امور در سایه همدلی به نتیجه می‌رسد و رئیس جمهور در نشست امروز اطمینان داد حل مشکلات اهل سُنّت را پیگیری می‌کند و از علما و نخبگان اهل تسنّن خواست که دولت را در پیشبرد شعارها و برنامه‌هایش یاری دهند.

نظامیان رژیم صهیونیستی امروز (چهارشنبه) به صورت گسترده به جنین در کرانه باختری یورش بردند که در این میان «شیرین ابوعاقله» خبرنگار شبکه الجزیره که در حال پوشش این جریان بود و جلیقه خبرنگاری به تن داشت از ناحیه سر هدف تیراندازی نظامیان صهیونیست قرار گرفت و کشته شد.

این واقعه واکنش‌های متعددی را از سوی مقامات و گروه‌های فلسطینی و غیر فلسطینی به همراه داشت.

شبکه الجزیرة
شبکه «الجزیره» با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد، در یک جنایت فجیع که نقض قوانین و عرف بین‌الملل است، نظامیان رژیم اشغالگر صهیونیستی با خونسردی خبرنگار الجزیره را ترور کردند.

الجزیره در ادامه این جنایت فجیع را که هدف آن جلوگیری از ادای رسالت رسانه‌هاست، محکوم کرد و افزود: دولت اسرائیل و نظامیان اشغالگر را مسؤول قتل شیرین ابوعاقله می‌دانیم.

این شبکه ضمن اعلام اینکه عاملان این جنایت را تحت پیگرد قرار می‌دهد، از جامعه بین‌الملل خواست، این اقدام رژیم صهیونیستی را محکوم کنند.

وزارت خارجه قطر
«لؤلؤه خاطر» معاون وزیر خارجه قطر با انتشار مطلبی در توئیتر، ضمن محکوم کردن شهادت شیرین ابوعاقله اظهار داشت: ابوعاقله در حالی که جلیقه خبرنگاری به تن داشت و در حال پوشش خبری حمله رژیم صهیونیستی به اردوگاه پناهندگان در جنین بود، به شهادت رسید.

وی این اقدام را جنایتی فجیع خواند که به سوابق زشت اشغالگران صهیونیست افزوده شد و خواستار توقف حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل شد.

وزارت امور خارجه فلسطین
وزارت امور خارجه فلسطین با صدور بیانیه‌ای جنایت تکان‌دهنده و وحشیانه‌ای که نظامیان رژیم اسرائیل به صورت عمدی مرتکب آن شدند و به شهادت «شیرین ابوعاقله» خبرنگار شبکه الجزیرة و مجروح شدن «علی السمودی» خبرنگار فلسطینی انجامید را به شدت محکوم کرد.

این وزارت همچنین ضمن محکوم کردن حملات وحشیانه صبح امروز چهارشنبه نظامیان رژیم صهیونیستی به شهر و اردوگاه جنین، تاکیدکرد: این جنایت در امتداد اعدام‌های میدانی شهروندان فلسطینی و روزنامه نگاران و با هدف ساکت کردن صدای حقیقت و ممانعت از پوشش خبری جنایات اسرائیلی‌ها و شهرک نشینان انجام شده است.

در ادامه آمده است: این جنایت ترجمه آموزه‌های سیاسی رژیم اشغالگر است که سربازان آن به ابزار متحرکی برای کشتن فلسطینیان و  مباح دانستن جان، مال، زمین و مقدسات آنها تبدیل شده‌اند.

وزارت امور خارجه فلسطین، «نفتالی بنت» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی را مسئول مستقیم این جنایت وحشیانه توصیف کرده و اظهار داشت: ابوعاقله قربانی مستقیم تروریسم سازماندهی شده رژیم صهیونیستی و موضع‌گیری دوگانه غرب و سکوت مرگبار دادگاه جنایی بین‌المللی است.

جنبش جهاد اسلامی
«طارق عزالدین» سخنگوی جهاد اسلامی در کرانه باختری نیز ضمن عرض تسلیت به ملت فلسطین، خانواده «شیرین ابوعاقله» و همکاران وی در شبکه الجزیرة تصریح کرد:  شهادت بارزترین خبرنگار فلسطینی، جنایتی است که باید همه وجدان‌های زنده را نسبت به جنایات رژیم اشغالگر و لزوم محاکمه آن بیدار کند و خشم فلسطینیان در رویارویی با اشغالگران را شعله‌ور سازد. 

حماس
جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) نیز شهادت «شیرین ابوعاقله» روزنامه‌نگار فلسطینی را به شدت محکوم کرده و خاطرنشان کرد: ما این جنایت را ترور و قتل عمد خبرنگارانی می‌دانیم که واقعیت تروریستی رژیم اشغالگر را نقل می‌کنند. 

حماس تاکیدکرد: این جنایت شنیع علیه مطبوعات و آزادی بیان، محکوم کردن این جنایت و محاکمه سران رژیم اشغالگر که همه ارزش‌ها و قوانین بین‌المللی را زیر پا گذاشته‌اند را بر همه جهانیان و نهادهای بین‌المللی لازم می‌گرداند.

اتحادیه روزنامه‌نگاران فلسطینی
اتحادیه روزنامه‌نگاران فلسطینی نیز رژیم صهیونیستی را مسئول شهادت ابوعاقله خواند و تاکیدکرد: این جنایت، نیازمند اقدامی روشن برای حمایت از  خبرنگاران و روزنامه‌نگاران در برابر جنایات رژیم صهیونیستی است.

قاضی القضاة فلسطین
«شیخ محمود الهباش» قاضی القضاة فلسطین نیز شهادت «شیرین ابوعاقله» را جنایت جنگی و یک ترور تمام عیار خواند که باید مرتکبان آن و حامیان آنها در رژیم اسرائیل به دست عدالت سپرده شوند.

اسقف فلسطین
«عطاالله حنا» اسقف اعظم روم ارتدوکس در فلسطین، ابوعاقله را صدای مدافع آرمان فلسطین خواند و بر ضرورت محکوم کردن این جنایت برای جلوگیری از تکرار آن تأکید کرد.

انصارالله یمن
«محمد عبدالسلام» سخنگوی انصارالله با انتشار مطلبی در توئیتر نیز جنایت رژیم صهیونیستی در حق شیرین ابوعاقله را محکوم کرد.

وی اظهار داشت: قتل این خبرنگار در چارچوب جنایات دشمن علیه ملت فلسطین از اشغال تا کشتار و شهرک‌سازی انجام شده است.

وزارت خارجه چین
سخنگوی وزارت خارجه چین نیز در واکنش به شهادت «شیرین ابوعاقله» تصریح کرد: ما با هرگونه خشونت علیه خبرنگاران که در حال انجام وظیفه خود هستند، به شدت مخالفیم.

وی ابراز امیدواری کرد که با این‌گونه حوادث، براساس قانون و عدالت برخورد شود.

روز گذشته سید «حسن نصرالله» دبیرکل حزب الله لبنان در مراسمی که چند روز مانده به زمان  انتخابات پارلمانی این کشور، برای رای دهندگان در بیروت و منطقه جبل برگزار شده بود طی سخنانی تاریخ درگیری لبنان با دشمن صهیونیستی و اهمیت سلاح مقاومت در محافظت از لبنان و همچنین مقابله با بحران‌های اقتصادی و معیشتی را تشریح کرد.

تبدیل تهدید به فرصت

سید حسن نصرالله مانند همیشه تهدید مخالفان حزب‌الله  را به فرصتی برای بازگرداندن توجهات به آرمان مقاومت در لبنان تبدیل کرد؛ مقاومتی که بخش جدایی ناپذیر از لبنان بوده و این کشور در همه سطوح به آن نیازمند است.  یکی از نکاتی که در سخنان سید حسن نصرالله مشخص شد این بود که او علیرغم ابراز  نارضایتی از مواضع بسیاری از احزاب داخلی لبنان که منافع شخصی را به منافع ملی ترجیح می‌دهند همچنان بر پایبندی به گفتگوی ملی در مورد  استراتژی دفاعی لبنان در برابر  توطئه‌های خارجی تاکید دارد و بر موضع خود در عدم وقوع هرگونه تنش داخلی در لبنان متعهد است.

از طرف دیگر در اظهارات دبیرکل حزب الله روشن بود که کمپین انتخاباتی مخالفان مقاومت که توسط سفارتخانه‌های آمریکا و عربستان اداره می‌شود تاثیری در برنامه‌های کاری حزب الله  برای پارلمان آینده ندارد.

در این بین نکته قابل توجه در سخنان سید حسن نصرالله این است که هر چند سخنرانی وی در مراسمی مربوط به انتخابات پارلمانی لبنان انجام شد و انتظار می‌رفت که سخنان وی بیشتر مربوط به این مسئله باشد، اما دبیرکل حزب‌الله محور سخنان خود را سلاح مقاومت قرار داد و به نظر می‌رسد که او قصد دارد در سخنرانی‌های بعدی خود در روزهای باقی‌مانده تا برگزاری انتخابات، به وضعیت داخلی و چالش‌های سیاسی و اقتصادی و معیشتی لبنان بپردازد.

ابعاد اهمیت سخنان سید حسن نصرالله درباره سلاح مقاومت

سید حسن نصرالله از حامیان مقاومت خواست بر این اساس عمل کنند که مخالفان مقاومت و دشمنان آن در داخل و خارج می‌خواهند انتخابات لبنان را به جنگی مشابه جنگ جولای 2006 تبدیل کنند؛ با این تفاوت که این جنگ ماهیت سیاسی دارد.  با توجه به اینکه مخالفان حزب الله در انتخابات لبنان بدون ارائه هیچ برنامه خاصی  برای آینده این کشور همه توان و تمرکز خود را معطوف به مخدوش کردن چهره حزب الله و فراخوان برای خلع سلاح آن کرده‌اند، این سخنان  سید حسن نصرالله در ابعاد مختلف حائز اهمیت است.

دبیرکل حزب الله گفت که بر اساس نظر سنجی‌های انجام گرفته اکثریت مردم شرایط معیشتی را دغدغه فوری خود اعلام کرده و به هیچ وجه به سلاح مقاومت به عنوان دغدغه یا مشکل مبتلابه و فوری که باید مجلس لبنان آن را در دستور کار قرار دهد، اشاره نکرده‌اند. برخی از کسانی که خواهان خلع سلاح مقاومت هستند، نمی‌دانند یا نمی‌خواهند به یاد آورند که جنوب لبنان چه مصیبت‌‌هایی از زمان شکل گیری رژیم موقت غاصب صهیونیست در سال 1948 کشیده است.

از طرف دیگر این سخنان در زمانی بیان شد که ارتش رژیم صهیونیستی بزرگترین مانور نظامی تاریخ این رژیم جعلی را آغاز کرده بود.  بنابراین دبیرکل حزب الله با اشاره به تقویت روز افزون توانایی نظامی مقاومت و نقش سلاح آن در دفاع از لبنان تاکید کرد که همه نیروهای مقاومت برای مقابله با هرگونه اقدام متجاوزانه رژیم صهیونیستی در آمادگی کامل قرار دارند.

این مسئله هشداری برای صهیونیست‌ها بود مبنی بر اینکه تحولات سیاسی و انتخابات پارلمانی لبنان  نمی‌تواند توجه حزب‌الله را به مسائل امنیتی و مرزهای جنوبی کم کند.

خط قرمزهایی که دبیرکل حزب‌الله درباره ثروت‌های لبنان مشخص کرد

اما مسئله مهم دیگری که دبیرکل حزب الله در سخنان خود به آن اشاره کرد پرونده ترسیم مرزهای دریایی میان لبنان و فلسطین اشغالی بود؛ پرونده‌ای که از مدت‌ها قبل به دلیل زیاده خواهی‌های رژیم صهیونیستی و حمایت آمریکا از آن همچنان معلق مانده است.  سید حسن نصرالله در این زمینه اعلام کرد که هیچ اعتمادی به میانجی آمریکایی وجود ندارد و از آن گذشته  یک اراده سیاسی داخلی نیز برای آغاز عملیات اکتشاف در منطقه آبی لبنان که می‌تواند کمک زیادی به حل مشکلات مالی این کشور کند، دیده نمی‌شود.

دبیرکل حزب الله در این زمینه صراحتا صهیونیست‌ها را تهدید و تاکید کرد، در صورتی که امکان اکتشاف و حفاری لبنان در منطقه آبی خود وجود نداشته باشد مقاومت اسلامی این کشور هرگز اجازه نخواهد داد دشمن صهیونیستی به هرگونه عملیات اکتشاف و حفاری در منطقه مورد مناقشه دست بزند.  وی همچنین به همه شرکت‌های جهانی که در پرونده اکتشاف و حفاری در منطقه مورد مناقشه لبنان و فلسطین اشغالی، به رژیم صهیونیستی کمک می‌کنند نیز هشدار داد.

معادله جدید سید حسن نصرالله در آستانه انتخابات پارلمانی لبنان

با بازخوانی دقیق سخنان سید حسن نصرالله می‌توان متوجه معادله جدیدی شد که او با پیوند دادن انتخابات پارلمانی لبنان و پرونده نفتی و گازی این کشور در آب‌های سرزمینی ترسیم کرد؛ جایی که یک مناقشه بزرگ میان لبنان و رژیم صهیونیستی وجود دارد و در این میان آمریکایی‌ها در راستای امتیازگیری برای رژیم صهیونیستی تلاش می‌کنند.

اظهارات سید حسن نصرالله نشان می‌دهد که علت واقعی کمپینی که مخالفان حزب الله در انتخابات علیه مقاومت به راه انداخته‌اند این است که مقاومت، کارت قدرت لبنان در پرونده ترسیم مرزها محسوب می‌شود و دلیل آن که آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها تا این لحظه نتوانسته‌اند خواسته‌های خود را در این پرونده به لبنان تحمیل کنند مواضع قاطع حزب الله در دفاع از حاکمیت و منابع این کشور بوده است.

همچنین نکته قابل توجه در این سخنان سید حسن نصرالله آنجاست که ثروت‌های نفتی و گازی لبنان در مرحله کنونی و شرایط جدید بین المللی در سایه بحران اوکراین و روسیه و نیاز شدید اروپا به منابع انرژی جایگزین اهمیت زیادی دارد و  رژیم اشغالگر نیز کاملاً از این مسئله آگاه است. بنابراین در صورتی که لبنانی‌ها تسلیم خواسته‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی در این پرونده شوند یک  امتیاز بزرگ را که می‌تواند نجات بخش لبنان از بحران مالی و اقتصادی باشد از دست می‌دهند.  به همین دلیل است که سید حسن نصرالله بر محافظت از این منابع تاکید کرد.

راهکار دبیرکل حزب‌الله برای خروج لبنان از بحران مالی و اقتصادی

بنابراین دبیرکل حزب الله به توضیح معادله جدید خود در این زمینه پرداخت و اظهارات وی نشان می‌دهد که که منابع نفتی و گازی اکنون بزرگترین شانس لبنان برای برون رفت از بحران مالی و اقتصادی است. بنابراین کسانی که شعار تلاش برای خروج از بحران اقتصادی و اجتماعی و مالی در لبنان را سر می‌دهند و در عین حال به دنبال امتیاز دهی به آمریکا و رژیم صهیونیستی در پرونده ترسیم مرزها هستند، صرفا  می‌خواهند خودشان و مردم را فریب دهند.

با توجه به سخنان سید حسن نصرالله و هشداری که به شرکت‌های بین المللی در مورد اکتشاف در میدان گازی «کاریش» واقع در منطقه مورد مناقشه با فلسطین اشغالی داد، حزب‌الله  تصمیم گرفته تا با استفاده از موضع  سیاسی خود در پارلمان آینده مانع اجرای توطئه‌ و سوءاستفاده آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها در پرونده ترسیم مرزها شود و متعاقب آن دولت لبنان نیز باید چنین شجاعتی برای موضع‌گیری در برابر واشنگتن و تل‌آویو را داشته باشد.

بنابراین انتخابات پارلمانی لبنان طبق معادله سید حسن نصرالله  ایستگاه جدیدی حد فاصل دو گزینه برای لبنانی‌هاست.  گزینه اول این است که لبنانی‌ها در برابر خواسته‌های آمریکا تسلیم شده و محاسبات خود را در راستای منافع واشنگتن تدوین کنند. به این ترتیب فرصت سرمایه‌گذاری لبنانی‌ها روی ثروت‌های خود را از دست داده و این کشور همچنان مسیر تاریکی را طی می‌کند که  برنامه‌های آمریکا و صندوق بین‌المللی پول و سایر موسسات وابسته به غرب و واشنگتن، آن  را تاریک‌تر نیز خواهد کرد.

اما گزینه دوم آن است که لبنانی‌ها با توسل به موضع شجاعانه مقاومت برای محافظت از حقوق و ثروت نفتی و گازی خود و سرمایه گذاری سریع روی آن،  در مسیر چشم‌اندازی روشن برای آینده اقتصادی و مالی کشورشان گام بردارند. در این میان دولت لبنان و نهادهای وابسته به آن اگر واقعا به وعده‌های خود برای حل بحران مالی و اقتصادی لبنان پایبند هستند،  بیشتر از هر طرف دیگری وظیفه دارند از این موضع مقاومت حمایت کنند.

سه شنبه, 20 ارديبهشت 1401 17:48

با مردم چگونه برخورد کنیم؟

پیامبر خدا (صلی‌الله علیه و آله):

 

إنَّکُم لَن تَسَعُوا النّاسَ بأموالِکُم، فالْقُوهُم بِطَلاقةِ الوَجهِ و حُسْنِ البِشرِ.

 

شما نمی‌توانید با مالتان همه مردم را بهره ‏مند سازید، پس با آنان با روی خوش و گشاده رویی برخورد کنید.

 

الکافی، ج ۲، ص ۱۰۳، ح

سه شنبه, 20 ارديبهشت 1401 17:47

اهمیت و جایگاه حج در اسلام

حج علاوه بر اینکه ارکان دین اسلام به شمار می رود،جایگاه ویژه ای هم در اسلام به خود اختصاص داده است از این رو به نقل این روایت در مقدمه بسنده می کنم:

قُلتُ لاَبي عَبدِالله ( عليه السلام ) جَعَلَني اللهُ فِداكَ اَسئَلُكَ مِنَ الحَجِّ مُنذُ اَربعينَ عاماً فَتَفتيني فَقالَ: يا زُرارَة، بَيتٌ يُحَجُّ قَبلَ آدمَ ( عليه السلام ) بِاَلفَي عامٍ، تُريدُ اَن تَفْنَي مَسائلُهُ في اَربعينَ عاماً.[1]

به امام صادق ( عليه السلام ) عرض كردم فدايت شوم حدود چهل سال است كه مسايل حج را از شما مي‌پرسم و شما فتوا مي‌دهيد... (و تمام نمي‌شود) حضرت فرمود: اي زراره، خانه‌اي که فرشتگان آن را دو هزار سال پيش از آدم ( عليه السلام ) زيارت كرده و بدان حج گزارده‌اند، تو انتظار داري که مسايل آن طي چهل سال پايان پذيرد.

با توجه به این مقدمه به بررسی مختصر اهمیت حج درآیات و روایات می پردازم:

1. فلسفه حج در قرآن

خداوند متعال در قرآن به فلسفه حج اشاره كرده، مي‌فرمايد:

(وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَعَلي كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللهِ...) (حج: 28ـ27)

اي ابراهيم، مردم را به حج «انجام اعمال حج» دعوت كن تا پياده به سوي تو آيند و سوار بر مركب‌هاي لاغر، از راه دور و دره‌هاي عميق، تا شاهد منافع گوناگون خويش باشند و نام خدا را ياد كنند...

در اين آيه شريفه، خداوند متعال به دو فلسفه مهم و حياتي حج اشاره كرده است:

الف) كسب منافع دنيوي و اخروي

بدون شك، مراسم با شكوه حج، براي امّت اسلام، منافع دنيوي و اخروي را در پي دارد. زيرا وقتي، اقوام و ملّيّت‌هاي مختلف از اطراف و اكناف جهان، در آنجا جمع مي‌شوند با همه تفاوت‌هايي كه در نژادها، رنگ‌ها، آداب و سنن دارند، همگي با برقراري ارتباط و شناخت همديگر، هماهنگ و متّحد، در انجام عملي واحد، بسيج مي‌شوند. در واقع مراسم حج، عمل واحد، كلمه واحد، معبود واحد و كعبه واحد است.

ب) ياد خدا

فلسفه دوم حج، ياد خداست (وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ) (حج: 28) حج‌گزار، در ايّام حج، ياد خدا و عبادت او را به جاي آورد. زيرا ياد و عبادت خداوند، در كعبه ـ قديمي‌ترين مركز عبادت ـ از اهميت خاصي برخوردار است و بر اساس روايات، ثواب و پاداش فراوان الهي را در پي دارد.

2. جايگاه حج از منظر روايات

الف) برتري حج، بر اعمال ديگر

يک ـ برتري حج، بر صدقه

عبد الرحمن بن ابي عبدالله روايت کرده است:

قُلتُ لاَبي عَبدالله ( عليه السلام ) انَّ ناساً مِن هؤُلاءِ القَصّاص يَقُولُون: اِذا حَجَّ رَجُلٌ حَجَّةً ثُمَّ تَصَدَّقَ وَوَصَلَ کانَ خَيراً لَه، فَقالَ: کَذَبُوا لَو فَعَلَ هذَا النّاسُ لعََطَّلَ هذَا البيت (جَعَلَ اللهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ).[2]

به امام صادق ( عليه السلام ) عرض کردم: برخي از قصه‌پردازان مي‌گويند: هر گاه کسي يک بار حج رود، سپس «به جاي دوبار حج کردن» صدقه بدهد و صله رحم انجام دهد، برايش بهتر است. حضرت فرمود: دروغ گفته‌اند؛ اگر مردم، چنين کنند، حج تعطيل مي‌‌شود. خداي تعالي اين خانه را مايه قوام، برپايي و استواري براي مردم قرار داده است.

دوم ـ آن حضرت در حديثي ديگر فرمود:

حَجَّةٌ خَيرٌ مِن بَيتٍ مَملُوءٍ ذَهَباً يُتَصَدَّقُ بِهِ حَتّي يَفني.[3]

يک نوبت حج «کردن» بهتر است از خانه‌اي پر از طلا «زر» که آن را به طور کامل صدقه بدهد.

دو ـ برتري حج بر نماز و روزه

رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) در اين باره فرموده است:

لَحَجَّةٌ مَقْبُولَةٌ خَيرٌ مِن عِشرينَ صَلاةً نافِلَةً وَمَن طافَ بِهَذا البَيتِ طَوافاً اَحصي فيهِ اُسبُوعَهُ وَاَحسَنَ رَکعَتَيهِ غَفَرَ اللهُ لَه.[4]

يک حج پذيرفته، بهتر از بيست نماز مستحب است و هر کس اين خانه را طواف کند و هفت بار آن را بشمارد و دو رکعت آن را نيکو به جا آورد خداوند او را مي‌آمرزد.

سه ـ برتري حج بر آزاد کردن بنده

در روايات، برتري حج بر آزاد کردن بنده با تعبيرهاي گوناگون ياد شده است، زيرا در بعضي روايات، از آزاد کردن ده بنده و در برخي ديگر از آزاد کردن هفتاد بنده، برتر شمرده شده است.

عبدالله بن سنان از امام صادق ( عليه السلام ) روايت کرده که حضرت فرمود: «... الحَجَّةُ اَفضَلُ مِن عِتقِ رَقَبَةٍ وَرَقَبَةٍ وَرَقَبَةٍ حَتّي عَدَّ عَشراً...».[5]

و نيز آن حضرت مي‌فرمايد:

اَلحَجُّ اَفضَلُ مِن عِتقِ عَشرِ رَقَباتٍ حَتّي عَدَّ سَبعينَ رَقَبَةً وَالطَّواف وَرَکعتانِ اَفضَلُ مِن عِتقِ رَقَبَة.[6]

در حديثي ديگر هم فرمود: «حَجَّةٌ اَفضَل مِن سَبعينَ رَقَبة لي...»  «به‌جا آوردن يک حج، نزد من برتر از آزاد کردن هفتاد بنده است».

چهار ـ حج، برترين اعمال پس از جهاد

در ميان عبادات اسلامي، حج از جايگاه ويژه و فوق العاده‌اي برخوردار است و از اين رو، در روايات پس از جهاد در راه خدا، برترين اعمال معرفي شده است. چنان‌که در روايتي آمده است:

سُئِلَ النَّبي ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) اَيُّ الاَعمالِ اَفضَلُ؟ قالَ: ايمانٌ بِاللهِ وَرَسُولِهِ، قيلَ: ثُمَّ ماذا؟ قالَ: جِهادٌ في سَبيلِ اللهِ. قيلَ: ثُمَّ ماذا؟ قالَ: حَجٌّ مَبروُر.[7]

از رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) پرسيدند: کدام يک از کارها بافضيلت‌تر (برتر) است؟ حضرت فرمود: ايمان به خدا و پيامبرش. پرسيدند: پس از آنچه؟ فرمود: جهاد در راه خدا. گفتند: پس از آنچه؟ فرمود: حج پذيرفته شده.

ب) حج، جهاد مستضعفان

در روايات فراواني، حج (زيارت خانه خدا) به عنوان جهاد، معرفي شده است. در اينجا به ذکر برخي از آن روايات اکتفا مي‌نماييم:

رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) فرمود: «الحَجُّ، جِهادُ الضَّعيف»[8]

  حج، جهاد هر ناتوان است».

ج) ثبوت کفر براي تارک حج

در اهمّيت و جايگاه حج (و زيارت خانه خدا) در روايات همين بس که تارک آن، در صورتي که عذر شرعي نداشته باشد، کافر معرفي شده است. چنان‌که رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله وسلّم ) در وصيتش به امام علي ( عليه السلام ) فرمود:

يا عَليّ! کَفَرَ بِاللهِ العَظيم مِن هذهِ الاُمّة عَشرَة ... وَمَن وُجِدَ سَعَةً فَماتَ وَلَم يَحُجَّ يا عَليّ تارِکُ الحَجّ وَهُوَ مُستَطيعٌ کافِر يَقُولُ اللهُ تَعالي: (وَ لِلَّهِ عَلَي النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ) يا عَليّ! مَن سَوَّفَ الحَجَّ حَتّي يَموتَ بَعَثَهُ اللهُ يَومَ القيامَةِ يهوديّاً او نَصرانيّاًً.[9]

اي علي! از اين امّت ده گروه به خداوند کافر شده‌اند... «يکي هم» کساني که توانگرند و بي آن که به حج بروند از دنيا مي‌روند. اي علي! ترک‌کننده حج در حال استطاعت کافر است. خداي متعال، مي‌فرمايد: براي خداست بر عهده مردم، حج خانه خدا براي کسي که راهي «استطاعت و توانايي» داشته باشد و هر کس کفر ورزد، خداوند از جهانيان بي‌نياز است. اي علي! هر کس حج را آن قدر تأخير اندازد تا مرگش فرا رسد، خداوند در روز قيامت او را يهودي يا نصراني برمي‌انگيزد «محشور مي‌کند».

 

پی نوشت:

1- من لا يحضره الفقيه، ج2، ص306

2- علل الشرايع، ج2، ص452

3- من لا يحضره الفقيه، ج2، ص143؛ وسايل الشيعه، ج8، ص79.

4- اصول کافي، ج3، باب دعائم الاسلام، ص30، ج5

5-علل الشرايع، ج 2، ص84.

6-وسايل الشيعه، ج 8، ص85؛ ثواب الاعمال، ص122.

7- صحيح البخاري، ج2، ص638.

8-وسايل الشيعه، ج8، ص69.

9-وسايل الشيعه، ج8، ص20

سه شنبه, 20 ارديبهشت 1401 17:44

مناسک حج تجلی شوکت مسلمین

حج جلوه‌ای باشکوه از وحدت جامعه اسلامی است. هر مسلمانی می‌بایست با رها شدن از همه قید و بندهای دنیوی و پیوندهای زندگی مادی با پرهیز از همه روزمرگی‌ها در این مراسم عظیم (ولو یکبار هم شده) شرکت کند. قرآن این معجزه جاودان الهی، که از علم بی انتهای الهی به همه اسرار و رموز سرچشمه می‌گیرد. در آیات بسیاری از گنجینه های نهفته در مراسم باشکوه حج سخن می‌گوید که هرچه بررسی و تحقیق در اطراف آن بیشتر شود، معارف و اسرار آن آشکارتر می‌گردد.
اعمال و مناسک باشکوه «حج» داراى ابعاد مختلفى است که یکى از ابعاد آن، بعد سیاسى و ارتباط مسلمانان از نقاط دور دست جهان با هم، آشنایى با یکدیگر و در نتیجه برقرارى وحدت و همدلى آنان است و در حقیقت مراسم حج و خانه خدا و قبله مشترک تمام مسلمانان پیوند دهنده مسلمانان به یکدیگر و بهترین وسیله وحدت بین آنان است. روح عبادت، توجه به خدا، روح سیاست، توجه به خلق خدا، یک رنگى و یکسان بودن پوشش، حرکت منظم و دسته جمعى و انجام اعمال و عبادات به سوى یک قبله و خانه خدا و… آن چنان به هم آمیخته که گویا مسلمانان اعضاى یک پیکرند و در این میان دل هاى مسلمانان بیشتر از هر زمانى به یکدیگر نزدیکتر بوده و حج عامل بسیار مؤثرى براى وحدت دل هاى مسلمانان از نژادها و طبقات مختلف است.
مناسک حج تعصب هاى ملى، قومى و نژادپرستى را شکسته و محدودیت مرزهاى جغرافیایى را طى کرده و هر ساله مسلمانان در کنار هم در یک محل و با اعمالى مشترک گرد هم مى آیند. که مسلمانان با بزرگداشت شعائر الهی و انجام مراسم عبادى و سیاسى به ریسمان الهى چنگ مى‌زنند و از اجتماع عظیم حج بهره هاى فراوانى مى برند، خداوند متعال نیز مى‌فرماید: «وَ أَذِّن فِى النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجَالاً وَ عَلَى کُلِّ ضَامِر یَأْتِینَ مِن کُلِّ فَجّ عَمِیق لِّیَشْهَدُواْ مَنَـفِعَ لَهُم…[حج/ ۲۷و۲۸] و مردم را دعوت عمومى به حج کن تا پیاده و سواره بر مرکب هاى لاغر از هر راه دور به سوى خانه خدا بیایند، تا شاهد منافع گوناگون خویش باشند».
خداوند متعال، کعبه و خانه خود را نه فقط برای عبادت قرار داده، بلکه اولین خانه برای برکت و هدایت مردم است «ان اول بیت وضع للناس»[آل عمران ۹۶] که محوریت و مرکزیت اجتماع مسلمین و امنیت آنان  بوده و محل قیام مسلمین است.
حق خدا بر مردم است که هرکس می تواند حج آن را به جا آورد [آل عمران ۹۶]، مردم از هر سو قصد و آهنگ آن کنند تا شاهد منافع خود باشند و بر آنچه خدا روزیشان کرده نام خدا را یاد کنند و به درماندگان مستمند بخورانند و آلودگی ها را از خود دور کنند و طواف خانه ی عتیق را به جای آورند. به هر حال هر کس مقررات خدا را ارج نهد برای او نزد پروردگارش بهتر است [حج/۲۷ تا ۳۰]
مهمترین تأثیرات حج از دیدگاه قرآن:
1- تقرب الهی انگیزه گزاردن حج و عمره «وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ [ بقره ، ۱۹۶] حج و عمره را برای رضای خدا به انجام برسانید»
2- فعالیت هاى اقتصادى در موسم حج: «لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّکُمْ [بقره ، ۱۹۸] بر شما گناهى نیست که در سفر حج فضل پروردگارتان روزى خویش را بجویید»
3- مساوات و عدم تبعیض: «سَوَآءً الْعَـکِفُ فِیهِ وَ الْبَادِ [حج ، ۲۵]مسجدالحرام را براى مردم اعم از مقیم در آن جا و بادیه نشین ، یکسان قرار دادیم»
4- کنترل شهوات و جدال و گناه در ایام حج : «الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَـتٌ فَمَن فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ» [بقره ، ۱۹۷]
5- فواید مادى و معنوى حج: «لِّیَشْهَدُواْ مَنَـفِعَ لَهُمْ» [حج ، ۲۸]
مناسک حج هم منافع معنوى را شامل مى شود و هم منافع مادّى را قرآن نیز تاکید می فرماید:«و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا و من کفر فان الله غنی عن العالمین»[ آل عمران، ۹۷] این آیه از آیاتی است که دلالت بر وجوب حج دارد اما نحوه بیان وجوب حج در این آیه کریمه بگونه‌ای است که در هیچ یک از واجبات دیگر به چشم نمی‌خورد، بیان وجوب حج در این آیه مانند بیان وجوب نماز و زکات نیست بلکه به منزله میثاق و عهد الهی است که بر گرده همه انسانها گذاشته شده است.
بعضی از مفسرین در توضیح آیه «و لله علی الناس حج البیت» گفته‌اند اینکه لله علی الناس حج البیت بکار برده شده، بخاطر عمومیت است. وقتی این آیه مبارکه نازل شد پیامبر مکرم اسلام سران کسانی که معتقد به مبدأ بودند (یهود – نصاری- مجوس – صائبی – مشرکین و مسلمین) را جمع نمود و این آیه را بر آنها تلاوت کرد و فرمود خداوند حج را بر شما واجب نموده است.
خداوند متعال در قرآن در باب عمومیت حج، اصل بناء کعبه را برای مردم قرار داده است.«ان اول بیت وضع للناس» [آل عمران ۹۶] و برای تأکید بیشتر فرمود: «جعلناه، للناس سواء العاکف فیه« [حج ۲۵ ] ذکر آیات درباب حج اهمیت و جایگاه آن در قرآن بسیار است که فراتر از این نوشتار است.

سه شنبه, 20 ارديبهشت 1401 17:39

آیا ساخت بنا بر روی قبور اشکالی دارد؟

مرام و مسلک همه مسلمانان، با ساخت بنا بر روی قبور سازگار بوده و هیچ گروهی از مسلمانان، آن را زشت نشمرده اند. بلکه به آن اقدام کرده اند، مثل:

‏ ۱ - بناى حجره شریف نبوى.
‏ ۲ - قبور ائمه بقیع که در سال ۱۳۴۵ ه' ق به دست وهابیان تخریب گردید.
‏ ۳ - قبر ابراهیم، فرزند رسول ‏اللّه (ص) در خانه محمدبن زیدبن على بود و به دست وهابیان تخریب گردید.
‏ ۴ - بناى مسجد، روى قبر حمزه( ع ). در اوایل قرن دوم هجرى که به دست وهابیان تخریب گردید.
‏ ۵ - بناى قبر سعد بن معاذ - این قبر در منزل ابن افلح بود و در زمان عمربن عبدالعزیز بر روى آن گنبد ساختند.[۱]
‏ ۶ - بنا بر روى قبر باهلى (سال ۲۷۵ ه' .) در بصره.[۲]
‏ ۷ - بنا بر روى قبر امیر مؤمنان حضرت على‏ بن ابى طالب ( ع ) در قرن دوم.[۳]
‏ ۸ - بنا بر روى قبر سلمان فارسى.[۴]
‏ ۹ - بنا بر روى قبر ابوعوانه (سال ۳۱۶ ه).[۵]
خلاصه، سیره مسلمین؛ چه شیعه و چه سنى بر این بوده است که بر قبور بزرگان دین حرم و بارگاه بسازند و این سیره در تمام بلاد اسلامى همچنان ادامه دارد. قبور ائمه اطهار(ع) در نجف و کربلا و کاظمین و سامرا و مشهد و قبور بزرگان اهل سنت؛ ابو حنیفه و عبدالقادر در بغداد و بخارى در سمرقند و . . . شاهد بر مدّعى است، تنها وهابیان هستند که در حجاز با این سیره مسلمین به مخالفت برخاسته‌‏اند.
حتی در ادیان گذشته نیز این رسم جاری بوده است. آیت الله سبحانی در پیامی به مناسبت سالروز تخریب قبرستان بقیع می فرمایند:  «رسم خردمندان جهان، حتی رسم پیروان شرایع پیشین این بود که قبور بزرگان و پیامبران را تکریم نموده و با ساختن بنا بر قبور آنان، ادای احترام می‌کردند و هم اکنون قبر خلیل الرحمن در فلسطین اشغالی، و قبور دیگر پیامبران و اوصیای آنان در کشورهای اردن و سوریه و مصر و عراق گواه این مطلب است.»[۶]

اما حزب سیاسی وهابیت، سعی در نابودی آثار مذهبی و بیوت ذکر دارد «فی‏ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْكَرَ فیهَا اسْمُهُ [نور/۳۶] آن نور در خانه‏ هایى است كه خدا رخصت داد ارجمندش دارند و نامش در آنجا یاد شود» و برای این اقدام خبیثانه خود دلایلی نیز می تراشد، در حالی که ساخت بنا برای مقبره مردگان، به طور واضح در قرآن آمده است. آنجا که سخن از اصحاب کهف است و در نهایت برای آنها بنایی می سازند:
«فَقالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذینَ غَلَبُوا عَلى‏ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِداً[کهف/۲۱] (اما مؤمنان یعنى) كسانى كه بر كار آنها غالب بودند گفتند: ما بر اجساد آنان مسجدى بنا خواهیم كرد (تا یادگار جاویدان آنها باشد)»

حزب سیاسی ای که با کمک تسلیحاتی انگلیس بر روی کار آمد، علاوه بر کشتار مسلمانان و تکفیر آنها، و حمله به حرم امن الهی، بناهای مزار بزرگان را نیز تخریب کرده و جنایات خود را به نهایت رسانده؛ در هشتم شوال سال ۱۳۴۴ هجری قمری پس از اشغال مکه، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیزبن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال نموده، و به تخریب قبور ائمه بقیع و دیگر قبور هم چنین قبر ابراهیم فرزند پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت، قبر ام البنین مادر حضرت اباالفضل العباس – علیه السلام – و قبر عبدالله پدر پیامبر و اسماعیل فرزند امام صادق – علیه السلام –  و بسیاری قبور دیگر پرداختند. در حالی که این کار هیچ توجیه مقبولی ندارد.

در پایان حدیثی از پیامبر (ص) خطاب به حضرت علی (ع) درباره زیارت و عمارت قبور ایشان تقدیم می کنم:
« پیامبر (ص) به على بن ابى طالب علیه السّلام فرمود: بخدا سوگند كشته می‌شوید در زمین عراق و در آنجا دفن مى‌‏شوید عرض كردم یا رسول اللَّه پاداش زیارت قبرهاى ما چیست هر كس آنها را آباد كند جزایش چیست؟
سپس بمن فرمود: اى ابا الحسن همانا خداى تعالى قبر تو و قبرهاى فرزندانت را بقعه‌‏اى از بقعه‏‌ها و میدان‏هاى بهشت قرار داده و خدا دل‏هائى را از آفریدگان و برگزیدگانش قرار داده كه به سوى شما میل میكنند و در باره شما اذیت و آزارها را تحمل میكنند سپس قبرهاى شما را آباد می‌كنند بواسطه نزدیكى آنان بخداوند جل و علا و دوستى براى رسول خدا یا على اینان ویژگان و مخصوصین بشفاعت منند و اینان فردا در بهشت مرا زیارت می‌كنند.
اى على هر كس شما را زیارت كند ثوابش برابر است با ثواب هفتاد حج بعد از حجة الاسلام هنگامى كه از زیارت بر می‌گردد از گناهانش بیرون آید مانند روزى كه از مادر متولد شده پس اینان را مژده بده و مژده ده كه ایشان از دوستان تواند در بهشتى كه نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه بدل بشرى خطور كرده و گروهى از مردم زائران قبرهاى شما را سرزنش می‌كنند آنچنان كه زن زناكار را بزنایش سرزنش می‌نمایند اینان بدترین امت منند شفاعت من باینان نمی‌رسد و بر حوض من وارد نمی‌شوند.[۷]

[۱]. وفاء الوفا، ج‏۲، ص‏۵۴۵.
[۲]. سیر اعلام النبلاء، ج‏۱۳، ص‏۲۸۵.
[۳]. موسوعه العتبات ۶، ۹۷.
[۴]. تاریخ بغداد، ج‏۱ ، ص‏۱۶۳.
[۵]. سیر اعلام النبلاء ، ج‏۱۴ ، ص‏۴۱۹.
[۶]. مركز خبر حوزه
[۷]. إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏۲، ص: ۴۴۱.

سه شنبه, 20 ارديبهشت 1401 17:37

حیا و عفت در آموزه های قرآن

معناى حیا: حیا به معناى شرم و آزرم است [۱].

جرجانى مى گوید: گرفتگى نفس است از چیزى و ترک آن چیز از ترس سرزنش، و آن دو نوع است: نفسانى و ایمانى. حیاى نفسانى شرمى است که خداوند آن را در همه ى نفوس آورده است؛ مانند شرم از کشف عورت و جماع بین مردم، و حیاى ایمانى، شرمى است که مؤمن را از ارتکاب معاصى از ترس خدا باز مى دارد. [۲]

مرحوم مجلسى مى فرمایند: حیا غریزه اى است که مانع ارتکاب و انجام اعمال زشت و قبیح شده و نیز مانع تعمّد در از بین بردن و تقصیر در حقوق حق تعالى و خلق خدا مى شود. [۳]

معناى عفّت: عفّت در اصل به معناى خویشتن دارى، تسلّط بر نفس و نقطه مقابل شهوت پرستى و شکم پرستى است.

اهل لغت مى گویند: «عفّت حالتى در نفس است که انسان را از غلبه ى شهوت باز مى دارد».

و نیز: «عفّت عبارت است از خوددارى کردن از آن چه حرام است و در عین حال زیباست».

همچنین: «عفّت، بازدارى روح و روان از گناهان و هم چنین نگه دارى خویش از دراز کردن دست سؤال به سوى دیگران است». [۴]

دارنده ى عفت زبانى کسى است که سخن حرامى مانند غیبت و سخنان بیهوده را بر زبان جارى نمى کند و دارنده ى عفت جنسى آن است که زنا مرتکب نشود. [۵]

این واژه معناى گسترده اى دارد، ولى بیشتر در مورد خویشتن دارى در دو مسئله استعمال شده است: خویشتن دارى و قناعت درامور مالى و کنترل غریزه جنسى، که اوّلى موجب حفظ عزّت و آبرو شده و دوّمى موجب حیا، شرم و غیرت در مقابل پرده درى و انحرافات جنسى مى گردد. در روایات از این دو در اصطلاح به عفّت «بَطن» و «فَرْجْ» تعبیر شده است؛ مثلا پیامبر(ص) فرمود: «در مورد امّتم در مورد شکم پرستى و شهوت پرستى جنسى، بیمناک هستم». [۶]

دقت در معناى لغوى و موارد استعمال نشان مى دهد که این دو معنا لازم و ملزوم یکدیگرند. کسى که حیا دارد، عفت مىورزد و کسى که عفیف است، دامن خود را آلوده نمى کند و از گناه و معصیت شرم دارد. بى حیایى همان بى عفتى است و به انسانى که پاکدامن نیست، بى حیا مى گویند.

واژه ى عفّت در قرآن، بیشتر در مورد عفت «بَطْن» و «فَرْجْ»؛ یعنى: شکم و شهوت، استعمال شده است.

۱.عفت شهوت:

 گاهی افراد از همسر خود دور مى افتند و بعضى هنوز ازدواج نکرده اند و از آنجا که با افراد سروکار دارند، عوامل تحریک زیادى سر راه آنها قرار مى گیرد. قرآن به چنین کسانى که امکان ارضاى نیاز جنسى از راه مشروع برایشان فراهم نیست، مى فرماید: «وَ لْیَستَعْفِفِ الَّذِینَ لا یجِدُونَ نِکاحاً حَتى یُغْنِیهُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ...» [۷] ؛ و آنها که امکان ازدواج و (ارضاى شهوت) ندارند باید عفت پیشه کنند تا خداوند آنانرا به فضلش بى نیاز سازد.

«نکاح» از نظر لغت به عمل جنسى و ارضاى شهوت گفته مى شود و صرف عقد «نکاح» نیست. پس، خطاب خداوند در این آیه، به همه ى کسانى است که نمى تواند نیاز جنسى خود را برآورده کنند. از طرفى، گاه با تمام تلاش و کوشش ها، امکان ازدواج فراهم نمى گردد و خواه و ناخواه انسان مجبور است مدتى را با محرومیت بگذراند. قرآن به این گونه افراد تذکر مى دهد که مبادا در این وضع گمان کنند آلودگى جنسى براى آنها مجاز است و ضرورت چنین ایجاب مى کند! از این رو، بلافاصله در آیه ى بعد دستور پارسائى را هر چند مشکل باشد به آنها داده و مى گوید: و آنها که وسیله ازدواج ندارند باید عفت پیشه کنند، تا خداوند آنان را به فضلش بى نیاز سازد.

قرآن هشدار مى دهد تا نکند در این مرحله ى بحرانى و در این دوران آزمایش، تن به آلودگى دهند و خود را معذور بشمرند که هیچ عذرى پذیرفته نیست، بلکه باید قدرت ایمان و شخصیت و تقوا را در چنین مرحله اى آزمود.

۲. حیا و عفت در نگاه شهوانى:

آیه اى در سوره ى نور ـ سراسر این سوره دستور العمل حیا و عفت است ـ، مرتبه اى بالاتر از آنچه را در مورد قبل گفتیم، بیان مى فرماید و مؤمنان را موظف مى کند که حیا و عفت چشم را رعایت کنند و مواظب نگاه خود باشند تا گرفتار بى عفتى و غلبه ى شهوت نشوند:

«قُل لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصرِهِمْ وَ یحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِک أَزْکى لهَُمْ  إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصنَعُونَ» [۸] ؛ به مؤمنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان ) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این براى آنها پاکیزه تر است، خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است.

در شان نزول آیه، از قول امام باقر(ع) آمده است: جوانى از انصار در مسیر خود با زنى روبرو شد - و در آنروز زنان مقنعه خود را در پشت گوشها قرار مى دادند - (و طبعا گردن و مقدارى از سینه آنها نمایان مى شد)، چهره ى آن زن نظر آن جوان را به خود جلب کرد و چشم خود را به او دوخت. هنگامى که زن گذشت جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه مى کرد، در حالى که راه خود را ادامه مى داد، تا اینکه وارد کوچه تنگى شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه مى کرد ناگهان صورتش به دیوار خورد و تیزى چیزى که در دیوار بود صورتش را شکافت! هنگامى که زن گذشت جوان به خود آمد و دید خون از صورتش جارى است و به لباس و سینه اش ریخته است! سخت ناراحت شد، با خود گفت: به خدا سوگند! من خدمت پیامبر(ص) مى روم و این ماجرا را بازگو مى کنم. هنگامى که چشم رسولخدا(ص) به او افتاد فرمود: چه شده است؟ جوان ماجرا را نقل کرد، در این هنگام جبرئیل، پیک وحى خدا نازل شد و آیه فوق را آورد: «قُلْ لِلْمُؤمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ ...».

آیه نمى گوید مؤمنان باید چشمهاشان را فرو بندند، بلکه مى گوید باید نگاه خود را کم و کوتاه کنند، و این تعبیر لطیفى است به این منظور که اگر انسان به راستى هنگامى که با زن نامحرمى روبرو مى شود بخواهد چشم خود را به کلى ببندد ادامه راه رفتن و مانند آن براى او ممکن نیست، امّا اگر نگاه را از صورت و اندام او بر گیرد و چشم خود را پائین اندازد گوئى از نگاه خویش کاسته است و آن صحنه اى را که ممنوع است از منطقه دید خود به کلى حذف کرده است.

قابل توجه اینکه قرآن نمى گوید از چه چیز چشمان خود را فرو گیرند تا معنا گستردگى خود را حفظ کند، یعنى: از مشاهده ى تمام آنچه که حرام است خود را حفظ کنند.

مفهوم آیه فوق این نیست که مردان در صورت زنان خیره نشوند تا بعضى از آن چنین استفاده کنند که نگاه هاى غیر خیره مجاز است، بلکه منظور این است که انسان به هنگام نگاه کردن معمولا منطقه وسیعى را زیر نظر مى گیرد، هر گاه زن نامحرمى در حوزه دید او قرار گرفت، چشم را چنان فرو گیرد که آن زن از منطقه دید او خارج شود.

دومین دستور در آیه فوق همان مساله حفظ فروج است. منظور از حفظ فَرْجْ به طورى که در روایات وارد شده است پوشانیدن آن از نگاه دیگران است.

در حدیثى از امام صادق(ع) مى خوانیم: «کُلُّ آیَة فِى الْقُرآنِ فِیها ذِکْرُ الْفُروجِ فَهِىَ مِنَ الزِّنا إلاّ هذِهِ الاْیَةِ فَإنَّها مِنَ النَّظَر»؛ هر آیه اى که در قرآن سخن از حفظ فروج مى گوید، منظور حفظ کردن از زنا است جز این آیه منظور از آن حفظ کردن از نگاه دیگران است.

سپس قرآن هدف از این نهى را بیان مى کند: این براى آنها بهتر و پاکیزه تر است: «ذلِکَ أزْکى لَهُم»؛ یعنى: هدف از ممنوعیت نگاه حرام، پاکى و سالم ماندن خود شماست.

سپس به عنوان اخطار براى کسانى که نگاه هوس آلود و آگاهانه به زنان نامحرم مى افکنند و گاه آن را غیر اختیارى قلمداد مى کنند، مى گوید: خداوند از آنچه انجام مى دهید مسلما آگاه است: «إنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما تَصْنَعُون». [۹]

 

۳- عفت شکم:

گاه بعضى به بهانه کمى درآمد و حقوق دست به کارهایى مى زنند که باعث آلودگى آنها و شکستن عزت آنها مى گردد. قرآن نمونه اى را مطرح مى کند که از شرایط آنها سخت تر وجود ندارد، ولى آنها عفت به خرج داده و خود را آلوده نکردند. آنان نه تنها اقدام به تامین نیاز از راه گناه نکرده، بلکه دست به سمت کسى نیز دراز نکردند: «...یَحْسَبُهُمُ الجاهِلُ أغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّف» [۱۰] ؛ (مهاجران فقیرى) ... که از شدّت عفّت و خویشتن دارى، افراد ناآگاه، آنها را ثروتمند مى دانند.

عفت و حیا آنقدر ارزشمند و مهم هستند که دعاى همیشگى پیامبر(ص)، در عین عصمت، این بود: «اِنَّ النَّبِى(ص) کان یَدْعُوا: اَللّهُمَّ إنِّى أَسأَلُکَ الْهُدى وَ التُّقى وَ الْعِفافَ وَ الْغِنى». [۱۱] ؛ خدایا از تو هدایت، تقوا، عفاف و بى نیازى مى خواهم.

عقل و حیا از هم جدا نمى شوند:

حیا چنان ارزش و اهمیتى دارد که در کلامى گهربار از پیامبر اکرم(ص) در بیان صفات عاقل آمده است: «صِفَةُ الْعاقِلِ... لایُفارِقُهُ الْحَیاءُ...»([۱۲])؛ ویژگى عاقل این است که هرگز حیا از او جدا نمى شود.

ودر دنباله ى همین حدیث، حضرت در صفات جاهل و نادان، مى فرمایند: «وَ صِفَةُ الْجاهِلِ ...لایَخافُ ذُنُوبَهُ الْقَدیمَةِ، وَ لایَرْتَدِعُ فیما بَقِىَ مِنْ عُمُرِهِ الذُّنُوب...»؛ و صفت جاهل این است که... از گناهان گذشته اش نمى ترسد و در باقى مانده عمر نیز از گناه دست برنمى دارد.

معناى این حدیث این است که بى حیا اصلاً عاقل نیست.

بى حیا کور معنوى است:

در حدیثى دیگر امام موسى بن جعفر(ع) از اجداد پاکش از پیامبر اکرم(ص) نقل مى فرمایند: «إنَّ اللّهَ خَلَقَ الْعَقْلَ مِنْ نُور مَخْزُون مَکْنُون فِی سابِقِ عِلْمِهِ الَّذی لَمْ یَطِّلِعْ عَلَیْهِ نَبِّی مُرْسَل وَلا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ،... فَجَعَلَ... الْحَیاءَ عَیْنَیْهِ...» [۱۳] ؛ خداوند عقل را از نور خزانه ى خود که پنهان شده ى در علم ازلى او بوده و هیچ پیامبر و فرشته اى از آن آگاه نبود، خلق کرد،... و حیا را دو چشم او قرار داد....

حضرت در این حدیث آنچه را که خداوند به عقل داده برمى شمارند و مهمترین نعمت اعطایى به عقل را حیا نام مى برند؛ زیرا حیا را چشم عقل مى دانند و ما مى دانیم که چشم مهم ترین عضو بدن براى پیشرفت، کار و فعالیت است. نتیجه ى این سخن حکیمانه و الهى این است که در واقع و عالم معنا، بى حیا کور است، اگر چه چشم سر داشته باشد.

 

عقل، حیا و دین به هم پیوسته اند:

امام على(ع) مى فرمایند: «هَبَطَ جِبْرِئیلُ عَلى آدَم(ع)، فَقالَ: یا آدَمُ! إنّی اُمِرتُ أنْ اُخَیِّرَکَ واحِدَةً مِنْ ثلاث، فَاخْتَرْ واحِدَةً وَ دَعْ إثْنَتَیْنِ. فَقالَ لَهُ آدمُ: وما الثَّلاثُ یا جِبْرِئیلُ؟ فَقالَ: الْعَقْلُ، وَالْحَیاءُ، وَالدِّینُ. قالَ آدمُ: فَإنّی قَدْ إخْتَرْتُ الْعَقْلَ، فَقالَ جِبْرئیلُ لِلْحَیاءِ والدِّینِ: إنْصَرَفا وَدَعاهُ. فَقالا لَهُ: یا جِبْرِئیلُ إنّا اُمِرْنا  أنْ نَکُونَ مَعَ الْعَقْلِ حَیْثُما کانَ. قال: فَشَأنُکُما، وعَرَج» [۱۴] ؛ جبرئیل بر آدم(ع) فرود آمد و گفت: اى آدم، من مامورم تو را بین سه چیز مخیر کنم، پس یکى از آن سه را انتخاب کن و دو تاى دیگر را رها نما. آدم(ع) گفت: آن سه کدامند اى جبرئیل؟ او گفت: عقل، حیا و دین. آدم(ع) گفت: من عقل را اختیار مى کنم. پس جبرئیل به حیا و دین گفت: برگردید و او را ترک کنید. حیا و دین گفتند: یا جبرئیل، ما ماموریم که با عقل باشیم، هر جا که باشد! جبرئیل گفت: اختیار با خودتان است و به آسمان رفت.

حیا نشانه ى مؤمن است:

امام جعفر صادق(ع) مى فرمایند: «اَلْحَیاءُ وَالْعِفافُ وَالْعَی - أَعْنِی عَىَّ اللِّسانِ لا عَىَّ الْقَلْبِ - مِنَ الاْیمانِ» [۱۵] ؛ حیا، عفت پیشگى و کوتاهى و ثقل زبان از نشانه هاى ایمان است.

از این کلام مى توان فهمید که انسان بى حیا و بى شرم که از هیچ رفتارى خجالت نمى کشد و از بر زبان راندن هیچ کلامى ابایى ندارد ایمانش مشکل دارد و باید ریشه ى بى حیایى او را در مشکلات اعتقادى او جستجو کرد؛ پس براى تشخیص انسان هاى مؤمن مى توانیم این اوصاف را در افراد بررسى کنیم.

از امام باقر(ع) نیز نقل شده: «اَلْحَیاءُ وَالاْیمانُ مَقْرُونانِ فِی قَرْن، فَإذا ذَهَبَ أَحَدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ» [۱۶] ؛ حیا و ایمان در کنار هم در یک ظرف قرار دارند (و چنان به هم پیوسته اند که) اگر یکى از آنها برود، دیگرى هم به دنبالش خواهد رفت.

در حدیث دیگرى مطلب روشن تر بیان شده است: حضرت صادق(ع) به صراحت مى فرمایند:  «لا إیمانَ لِمَنْ لا حَیاءَ لَهُ» [۱۷] ؛ هر کس حیا ندارد، ایمان ندارد.

پی نوشتها

[۱]. فرهنگ لاروس، «حیاء».

[۲]. لغت نامه دهخدا، «حیا».

[۳]. بحار الأنوار، علامه مجلسى، ج۱ ص۸۶.

[۴].به ترتیب: مفردات راغب، المصباح المنیر و لسان العرب، واژه «عفّ».

[۵].  معجم لغة الفقهاء، ص۳۶.

[۶]. اصول کافى، کلینى، ج۲، ص۷۹.

[۷]. سوره نور، آیه ى ۳۳.

[۸]. سوره ى نور، آیه ى ۳۰.

[۹]. آیت الله مکارم شیرازى و همکاران، تفسیر نمونه، ج۱۴  ص ۴۳۶.

[۱۰].  سوره بقره، آیه۲۷۳.

[۱۱]. صحیح ترمذى، ترمذى، ج ۱۳، ص ۲۶.

[۱۲]. بحار الأنوار، ج۱ ص۱۲۹ حدیث۱۲.

[۱۳]. همان، ج۱ ص۱۰۷ حدیث۳.

[۱۴]. همان، ج۱ ص۸۶ حدیث۸.

[۱۵]. الکافى، ج۲ ص۱۰۶ حدیث۲.

[۱۶]. همان، حدیث۴.

[۱۷]. همان، ص۱۰۷ حدیث۵.

احادیث