emamian

emamian

شیطان دشمن آشکار و سوگند خورده برای گمراهی بشر است. شیطان با یاران جنی و انسی خویش شبانه‌روز تلاش می‌کند تا به‌گونه‌ای به درون انسان وارد شده و ولایت خویش را ایجاد و تثبیت کند و سلطه بی‌چون و چرای می‌خرد را تحقق بخشد. شیطان برای تحقق خواسته‌ها و اهدافش از ابزارهای گوناگونی بهره می‌برد که شناخت آنها می‌تواند انسان را برای جلوگیری از ولایت و سلطه شیطان یاری رساند. از همین رو بخشی از آیات قرآن به معرفی ابزارهای شیطان اختصاص یافته است. این ابزارها شامل بهره‌گیری از روش‌هایی ساده تا پیچیده است. از مهم‌ترین این ابزارهای شیطان بنابر تصریحات قرآن می‌توان به موارد زیر‌ اشاره کرد:

1- اختلاف:

یکی از ابزارهای ایجاد و تثیبت ولایت و سلطه شیطان بر انسان می‌توان به اختلاف ‌ اشاره کرد؛ زیرا اختلاف و تفرقه شرایطی را ایجاد می‌کند که انسان‌ها از دایره حق و عدالت خارج می‌شوند و بستری برای گمراهی و ولایت و سلطه شیطان می‌شود. شیطان برای دستیابی به اهداف پلید خویش در هر کاری برآن است تا گام به گام و مرحله به مرحله پیش روی داشته باشد. هر گامی ‌که انسان در اختلاف و تفرقه بر می‌دارد، تأمین‌کننده مرتبه‌ای از ولایت و سلطه شیطان است. از همین‌رو شیطان از هرگونه ایجاد شرایط صلح و آشتی میان فردی یا میان گروهی جلوگیری می‌کند؛ زیرا نمی‌تواند در شرایط صلح و آشتی به اهداف خویش برسد؛ در حالی که در شرایط اختلاف و گل‌آلود شدن روابط سالم میان فردی و اجتماعی می‌تواند به سادگی از این آب گل‌آلود ماهی صید کند و به اهداف پلید خویش برسد. (بقره، آیه 208)

2- جنگ:

صلح و دوستی میان مردمان می‌تواند شرایط مساعدی را برای همزیستی و همگرایی بشر ایجاد کند و اسباب همکاری را فراهم آورد؛ چرا که در این شرایط، این عقلانیت است که بر فرد و اجتماع حاکمیت دارد و موجب تعادل رفتاری و انتخاب‌های درست و صالح و سالم می‌شود؛ اما در شرایط جنگی که قوه غضب طغیان کرده و حتی مدیریت عقل را به دست گرفته است، نمی‌توان امید داشت که کسی رفتاری متعادل داشته باشد. در شرایط غضب است که شیطان بر نفوس انسانی مسلط می‌شود و او را به انتخاب و انجام کارهای به دور از عقلانیت سوق می‌دهد که از جمله آنها بدعهدی، پیمان‌شکنی، خیانت، دروغ، ظلم و بی‌عدالتی است. خدا به مومنان فرمان می‌دهد برای جلوگیری از ایجاد شرایط ولایت و سلطه شیطان، همگی می‌بایست با هم از در دوستی و صلح وارد شوند و همه اختلافات و عوامل تفرقه را کنار بگذارند و اجازه ندهند تا خشم و غضب به شکل افراطی بر نفس انسان سلطه یابد و عقلانیت و سلامت انسان و اجتماع را تهدید کند. (بقره، آیه 208)

3- ازلام:

یکی از ابزارهای شیطان، بهره‌گیری از ازلام است. این واژه در عربی به معنای نوعی تفال و قماری خاص است؛ زیرا رسم در جاهلیت این بود که گاه از ازلام برای تقسیم گوشت به شکل قمار استفاده می‌کردند؛ یعنی حیوانی را با هم می‌خریدند و با ازلام و قمار سهم هر کسی را مشخص می‌کردند و یا اصلا به کسی گوشتی نمی‌رسید؛ پس در این موارد با ازلام به برد و باخت گوشت اقدام می‌کردند؛ یا اینکه از این ازلام برای خیر و شر امور استفاده می‌کردند. ازلام در آن روزگار چیزی شبیه همین شیر یا خط با سکه است که امروز گاه برای تقسیم میدان ورزشی یا حتی خیر و شر امور استفاده می‌کنند. این‌گونه رفتارهای اجتماعی یا عبادی به جای آنکه مبتنی بر علم و عقلانیت باشد، بر اساس جهالت علمی ‌و عملی است و اصولا قرآن، هرگونه رفتاری را که به معنای مخالفت علنی با عقل و علم است محکوم می‌کند؛ یعنی کسانی به این‌گونه رفتارها گرایش می‌یابند که گرفتار جهالت عقلی و علمی ‌هستند. آنان به جای آنکه تعقل و اندیشه کنند و به علم و دانش رو آورند و آن را مبنای فکر و عمل قرار دهند، براساس گمانه‌ها و ظنون و سفاهت و سبک مغزی عمل می‌کنند. این‌گونه است که بستری را برای سلطه و ولایت شیطان فراهم می‌آورند و شیطان با این ابزارها به ایجاد دشمنی در میان مردمان اقدام می‌کند؛ زیرا کسانی که گرفتار بی‌خردی و نادانی هستند، رفتارهای نسجیده داشته و با کوچک‌ترین سخنی بر اساس حکومت شهوت و غضب از کوره در می‌روند و در خدمت مقاصد و اهداف شیطان قرار می‌گیرند. (مائده، آیه 90)

4- انصاب:

واژه انصاب در قرآن شاید به معنای بتان باشد؛ زیرا این واژه به هر نمادی از پرستش و تبرک‌ اشاره می‌شود؛ در میان بت‌پرستان این امر متداول بود که برای تبرک چیزهای خویش آن را به بتان می‌مالیدند یا در کنار آن قرار‌ می‌‌دادند. در کتب لغت آمده که انصاب، جمع نُصُب، هر چیزی است که برای هدفی معین، چون پرستش، راهنمایی افراد، ‌ترساندن و فراری‌دادن حیوانات، تقرب‌جستن به خدا و مانند آن در جایی نصب می‌شود. (التحقیق، ج ۱۲، ص ۱۲۹، «نصب».) همچنین نُصُب جمع نصیب یا نصیبه هر چیزی جز خدای متعالی است که پرستش می‌شود. (لسان العرب، ج ۱۴، ص ۱۵۵، «نصب».)  با نگاهی به فرهنگ نامه  و تفاسیر روشن می‌شود که انصاب در اصطلاح در دو معنا به کار رفته است: الف: سنگ‌هایی که در دوران جاهلیت پیرامون کعبه نصب می‌شد تا با تکریم آنها و قربانی‌کردن برای آنها به بت‌ها تقرب جویند. گاه این سنگ‌ها را به دلخواه با سنگ‌های بهتر عوض می‌کردند (جامع البیان، مج ۴، ج ۶، ص ۱۰۰) و شمار آنها را ۳۶۰ تخته گفته‌اند.(مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۴۴.) ب: سنگ‌ها یا هر چیز دیگری که مورد پرستش قرار می‌گرفت. مشرکان این سنگ‌ها را با خود حمل می‌کردند و هرگاه سنگ بهتری می‌یافتند سنگ پیشین را رها می‌کردند. (جامع البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص ۱۱۱.)   باید توجه داشت که انصاب با «اوثان» و «اصنام» که مشرکان آنها را نیز می‌پرستیدند، این تفاوت را داشت که «اوثان» از سنگ و چوب ساخته می‌شد و دارای پیکره بی‌صورت بود؛ در حالی که اصنام با چوب یا سنگ‌های گرانبها یا جواهرات معدنی ساخته می‌شد و برای آن پیکره و صورت می‌تراشیدند و به جواهرات و فلزات گرانبها می‌آراستند (التحقیق، ج ۶، ص ۲۸۶، «صنم».) این در حالی است که «انصاب» بدون صورت و پیکره بوده و یا خود پرستش می‌شد یا مقابل اصنام قرار می‌گرفت و خون قربانی بر آن ریخته می‌شد. (التحقیق، ج ۱۲، ص ۱۲۸.) در حقیقت از نظر قرآن، کسانی که برای پرستش و تبرک‌جویی به سمت و سوی بتان می‌روند و خدای رب‌العالمین و معبود حقیقی را کنار می‌گذارند، گرفتار ولایت و سلطه شیطان می‌شوند و اصولا شیطان برای گمراهی و اهداف پلید خویش از این روش و ابزار بهره می‌برد. (مائده، آیه 90)

5- افتراء به خدا:

هرگونه افترا و نسبت دادن چیزی به خدا و دین اسلام در حالی که از دین نیست، از ابزارهای شیطان است. بر همین اساس، بدعت در امر دین می‌تواند مهم‌ترین شکل افترا به خدا باشد که شیطان از آن برای گمراهی و بدبختی بشر بهره می‌گیرد. خدا به مومنان هشدار می‌دهد که درباره چیزی که «علم» ندارند، سخنی نگویند. پس درباره امور دینی نیز که «علم» ندارند، سکوت کنند و سخنی نگویند؛ زیرا سخن گفتن دراین امور بدون علم و از روی جهالت و ناآگاهی چیزی جز افترا زدن به خدا نیست. این افترا می‌تواند انسان را از خدا و دین دور کند و شیطان را بر وی مسلط سازد. (بقره، آیات 168 و 169؛ انعام، آیه 112) از نظر قرآن، برای هر پیامبری دشمنی از شیاطین جنی و انسی است که مسئولیت آنان «وحی شیطانی» و ایجاد دین باطل در برابر دین حق و وحی الهی است. این شیاطین جنی و انسی، باطل را با امور زیبا تزیین می‌کنند و با آراستن باطل، آن را به خورد مردمان می‌دهند و این‌گونه با مثلا کلماتی چون آزادی و صلح و برابری، مردمان را به سمت گناه و فسق و فجور می‌برند و شیطان را بر جان و جامعه مسلط می‌کنند. (انعام، آیه 112)

6-تحریم حلال و تحلیل حرام: از دیگر ابزارهای شیطان می‌توان به تحریم حلال الهی و تحلیل حرام خدایی‌ اشاره کرد؛ یعنی شیطان به‌گونه‌ای عمل می‌کند که تا مردمان حلال خدا را حرام بشمارند و حرام خدا را حلال بدانند. مثلا به جای خوردن گوشت گاو و گوسفند و ماهی فلس‌دار، آن را حرام بدانند و به خوردن گوشت سگ و کوسه ماهی و خوک بروند. همچنین به‌جای آنکه دنبال حسنات و نیکی‌ها بروند دنبال بدی‌ها و زشتی‌ها باشند و به جای زناشویی به زنا رو آورند و فحشاء و منکرات را مرتکب شوند. (بقره، آیات 168 و 169)

7- افساد و اخلالگری در روابط انسان‌ها: از دیگر ابزارهای شیطان برای ولایت و سلطه، افساد در روابط اجتماعی و اخلال در آن است. (یوسف، آیه 100؛ اسراء، آیه 53؛ فصلت، آیات و 34 و 36)؛ زیرا چنانکه گفته شد ابلیس و شیاطین برای تحقق سلطه و ولایت خویش از تفرقه میان مردمان و گسست اجتماعی سود می‌برند. همین رویه‌ای که فرعون از شیاطین انسی برای ایجاد و تثبیت سلطه خویش بر اهالی مصر سود می‌برده است. (قصص، آیه 4) خدا در قرآن به مردمان هشدار می‌دهد که ابلیس استاد «نزغ» و اخلال و افساد میان انسان‌ها است، بنابراین برای رهایی از آن می‌بایست تنها دست به دامن خدا شد و به او پناه برد؛ زیرا انسان نمی‌داند چگونه  و چه زمانی از سوی شیاطین مورد حمله قرار می‌گیرد. (فصلت، آیات و 34 و 36)

8- ایجاد آرزو:

آرزو غیراز امید است؛ آرزو به خواسته‌ای گفته می‌شود که انسان ابزار دستیابی و استحقاق آن را ندارد، اما امید چیزی است که ابزار و استحقاق دستیابی فراهم است و انسان تنها باید سعی و تلاش کند تا به آن برسد.شیاطین از طریق آرزوهای باطل و دور و دراز، مردمان را سرگرم می‌کنند و با بیهودگی آنان را از حقیقت و دستیابی به آن باز می‌دارند. خدا بارها در قرآن بیان می‌کند که ایجاد آرزوى فریبکارانه، از دام‌هاى شیطان است. (نساء، آیات 117 تا 120؛ محمد، آیه 25) البته از آنجا که آموزه‌های وحیانی پیامبران(ع) همواره در تقابل با شیطنت‌های ابلیس است، ایجاد آرزوهای باطل از مهم‌ترین راهکارهای شیطان برای مبارزه با وحی است. در حقیقت، القاى آرزوهاى باطل، وسیله اى از سوى شیطان، براى مبارزه با تعلیمات انبیا است. (حج، آیه 52)

9- تبذیر و ریخت و پاش:

در امور اعتقادی و اقتصادی حد وسط و میانه‌روی و قوام از اصول اساسی است؛ بنابراین، هرگونه اسراف در این امور همانند اسراف شرک (غافر، آیه 43) و اسراف جنسی مانند لواط (ذاریات، آیه 83) و اسراف مالی (انعام، آیه 141) و اسراف قدرتی (یونس، آیه 83؛ دخان، آیه 31) نادرست است. شیطان در مسائل اقتصادی با ابزار تبذیر یعنی ریخت و پاش بر آن است تا ضمن ایجاد کمبود مواد غذایی و فقر اقتصادی، بستری را برای کفر ایجاد کند؛ زیرا فقر به کفر نزدیک است و ابلیس برای ایجاد کفر و کفران در مردمان از این ابزار تبذیر بهره می‌برد. خدا به صراحت می‌فرماید: ریخت و پاش‌کنندگان برادران شیطانند و شیطان نسبت به پروردگارش کفران ورزید.(اسراء،  آیه 27)

10. جدال جاهلانه:

وحی شیطانی در راستای بستری برای مجادله باطل میان مردمان است. در حقیقت شیطان از جدال جاهلانه برای رسیدن به مقاصد خویش استفاده می‌کند؛ زیرا این گفت‌وگوهای بی‌ثمر و بی‌پایه نه تنها مردم را به خود سرگرم می‌کند، بلکه موجبات اختلاف و تشتت و گسست اجتماعی را فراهم می‌آورد. خدا بصراحت بیان می‌کند که جدال جاهلانه براى انکار خدا، روشى شیطانى است(حج، آیه 3) و از همین رو بیان می‌کند که چگونه وحی شیطانی در همین راستا و برای تحقق همین اهداف پلید و زشت بوده است؛ خدا می‌فرماید که جدال مشرکان با مسلمانان براى حلال شمردن ذبیحه غیرشرعى، از الهامات شیطان است که می‌بایست انسان نسبت به آن آگاهی داشته و از آن پرهیز کند.(انعام، آیه 121)

11. اعمال خرافی: اصولا اعمال خرافی و بهره‌گیری از روش‌هایی چون جادو و طلسم و سحر و مانند آنها، ابزارهای شیطان برای دوری مردم از هدایت و راهکارهای قرآنی و وحیانی است. اعمال خرافى، ابزار شیطان براى گمراه کردن بندگان خدا است و شیطان با این ابزارها دنبال تحقق مقاصد زشت و پلید خویش است. (نساء، آیات 117 تا 119)

12. خمر و میگساری:

مهم‌ترین نعمت الهی باطنی، عقل است که در کنار وحی این نعمت ظاهری، دو حجت و راهنمای بشر برای سعادت ابدی است. این عقل است که می‌توان با بهره‌گیری از آن جلوی خواسته‌ها و هواهای نفسانی از شهوت و غضب ایستاد و آنها را مهار و مدیریت کرد و برای اهداف متعالی به کار گرفت؛ بنابراین، هر چیزی که موجب شود تا عقل از کار بیفتد یا پوشیده و ناتوان از عمل باشد، به‌عنوان ابزارهای شیطانی معرفی می‌شود. در همین راستا نوشیدنی‌های مسکر  که عقل را تخریب یا از کار می‌اندازد، به‌عنوان ابزارهای شیطان معرفی می‌شود(مائده، آیه 90)؛ چرا که انسان وقتی خمر می‌نوشد، نمی‌داند چه می‌گوید و چه می‌کند؛ زیرا هنگام نوشیدن مسکرات عقل از کار می‌افتد.

13. خوف و‌ ترس بی‌پایه:

خوف و‌ ترس مبتنی بر عقلانیت و احتمالات قوی چیز خوب و کاربردی است؛ زیرا انسان هنگام خوف با احتیاط عمل می‌کند و هر کاری را انجام نمی‌دهد. اصولا خوف و رجا مبنای اصلی در سبک زندگی انسان مسلمان است. انسان با‌ ترس و امید می‌تواند به درستی تصمیم بگیرد و عمل کند؛ اما ابلیس برای اینکه بتواند بر انسانی مسلط شود، از خوف بی‌پایه و اساس بهره می‌گیرد و با‌ ترساندن اولیای خویش آنان را مطیع می‌سازد؛ چنان‌که امروز شیطان بزرگ، آمریکای مستکبر این‌گونه با کشورهای خلیج ‌فارس برخورد کرده و با ‌ترساندن آنان بر آنها حکمرانی می‌کند. خدا در قرآن بیان می‌کند چگونه شیطان با ایجاد ‌ترس بر آن بود تا حتی مومنان را از حرکت جهادی بازدارد. در قرآن آمده است که  ایجاد‌ ترس، از شگردهاى شیطان براى جلوگیرى از شرکت در جهاد بوده است(آل‌عمران، آیات 173 و 175)؛ زیرا آيات ياد شده درباره عمل نفاق‌گونه «نعيم بن مسعود» است كه از طرف ابوسفيان مأمور شد در دل مسلمانان ايجاد ‌ترس كرده، آنان را از شركت در جنگ با مشركان بازدارد. (مجمع‌البيان، ج 1-2، ص 888 و 890؛ الكشّاف، ج 1، ص 443)

14. دشمنی و کینه‌توزی:

از دیگر ابزارهای شیطان برای سلطه و ولایت بهره‌گیری از دشمنی و کینه‌توزی میان انسان‌ها است. ابلیس برای تحقق اهداف پلید خویش از همه ابزارهای دشمنی و ایجاد دشمنی و کینه‌توزی همچون قمار و خمر و مانند آنها بهره می‌گیرد.(مائده، آیه 90؛ یوسف، آیه 100؛ اسراء، آیه 53؛ قصص، آیات 15 و 16؛ فصلت، آیات 34 و 36)

15. ایجاد شبهه در معاد:

پذیرش خالقیت یا معبودیت خدا، در فلسفه زندگی و سبک آن نقش دارد، ولی هیچ چیزی در سطح اعتقاد نسبت به ربوبیت خدا و معاد باوری نقش اساسی ندارد؛ زیرا پرورش الهی به هدفمندی‌ اشاره دارد و معادباوری به جهت‌گیری این هدف و آثار آن در سعادت و شقاوت دو سرای انسان. از همین رو ابلیس بیشترین همت خود را مصروف می‌کند تا در باور ربوبیت و معاد شبهه‌افکنی کند. از نظر قرآن، یکی از ابزارهای شیطان برای گمراهی بشر، بهره‌گیری از شبهه‌سازی و شبهه‌افکنی در معاد و حقیقت آن است تا این‌گونه مردم را اغوا و گمراه سازد.(زخرف، آیات 61 و 62)

16. طاغوت‌گرایی:

ولایت دوگونه است، الهی و طاغوتی. کسی که تحت ولایت الله نباشد به‌طور طبیعی به دامن ولایت طاغوت می‌رود.(بقره، آیات 256 و 257) ولایت شیطان از مصادیق ولایت طاغوتی است. شیطان برای اینکه مردم از ولایت الله به ولایت طاغوت سوق داده شوند، از ابزارهایی چون مراجعه به طاغوت براى داورى،  استفاده می‌کند(نساء، آیات 60 و 76)؛ چنانکه جنگ و مبارزه در راه طاغوت، ابزار اغواگرى شیطان است تا این‌گونه انسان از ولایت الله به ولایت طاغوت برسد.(همان)

17. فحشاء:

ایجاد و گسترش فحشاء و زشتی‌ها در اجتماع و تبدیل هنجارها به نابهنجارها و نابهنجارها به هنجارهای اجتماعی تا جایی که پدیده‌های زشت اجتماعی چون بی‌حجابی و زناکاری از رویه‌های اجتماعی باشد، از جمله ابزارهای شیطان است که در قرآن بیان شده است.(بقره، آیات 168 و 169 و 268؛ نور، آیه 21)

18. غفلت از خدا:

با آنکه خدا در همه چیز مشهود خلق است و همه خلق، آیت الهی است، با این همه مردم خلق را بدون خالق می‌بیینند و از حضور خدا غافل هستند. همین غفلت از مهم‌ترین ابزارهای شیطان برای سلطه و ولایت خویش است.(مجادله، آیه 9؛ یوسف، آیه 42؛ انعام، آیه 68؛ کهف، آیه 63)

19. قمار:

قمار، ابزار شیطان براى بازداشتن مردم از یاد خدا و نماز و ایجاد کینه و عداوت میان مردمان است. از همین رو خدا آن را حرام کرده است.(مائده، آیه 91)

20. سخنان فریبا:

شیاطین باطل خویش را با حق می‌آرایند و با آرایه‌های زیبا تلاش می‌کنند تا ظلم‌شان دیده نشود؛ چنان‌که مستکبران جنگ و نسل‌کشی را در کشورها با شعارهایی چون دمکراسی و برابری و صلح و عدالت جهانی انجام می‌دهند.(انعام، آیات 111 تا 112)

21. گناه:

گناه از مهم‌ترین ابزارهای شیطان برای ایجاد و گسترش ولایت و سلطه خود است. این ابزار می‌تواند حتی مومنان و مسلمانان را از جاده هدایت خارج کرده و آنان را از مسیر جهاد اکبر و اصغر دور سازد.(آل‌عمران، آیه 155)

22. نجواهای شیطانی:

در گوشی صحبت کردن در میان جمع و ایجاد محافل زیرزمینی توطئه از مهم‌ترین ابزارهایی است که شیطان برای ایجاد دشمنی و حکومت و سلطنت و ولایت خویش بهره می‌برد. نجواها اصولا موجب می‌شود تا مردم نسبت به پیشرفت‌ها دلسرد شده و گرفتار حزن و اندوه شوند و امید خویش را نسبت به آینده روشن و سعادت از دست دهند. از همین رو خدا نسبت به این‌گونه محافل و رفتارهای اجتماعی هشدار می‌دهد و آن را عامل معصیت و دوری مردم از تعاون در کارهای خیر و تقوا می‌شمارد. (مجادله، آیات 9 و 10؛ مائده، آیه 2)

نگاه به عنوان یک فعل طبیعی انسانی که از دریچه و ابزار چشم انجام می‌گیرد می‌تواند انسان را به اوج کمالی برساند و علم و شناخت و معرفت او را افزایش دهد یا آنکه او را در مسیر دلبستگی‌ها به دنیا و شهوات قرار دهد و او را اسیر و بنده هواهای نفسانی سازد و هبوط و سقوط را برای وی رقم زند.

خیانت چشم در مصادیق مختلف و موارد متعددی اتفاق می‌افتد. چشم‌چرانی و نگاه دزدکی از موارد و مصادیق خیانت چشم است. شخص به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی به زن نامحرم نمی‌نگرد در حالی که زیر‌چشمی و دزدکی او را نگاه می‌کند. این نگاه به سبب اینکه تبعات و پیامدهای زیانباری برای شخص دارد و استفاده نادرست از عضوی که به امانت در اختیاراو نهاده شده ، امری حرام دانسته شده است.(یوسف، آیات ۵۱ و ۵۲)

خداوند چنین نگاه دزدکی و چشم‌چرانی را به عنوان خیانت به خویشتن قلمداد کرده و از مردمان خواسته است تا از آن پرهیز کنند. این عمل موجبات خشم الهی را فراهم می‌آورد(آل عمران، آیات ۱۶۱ و ۱۶۲) و از محبت خدا دور می‌سازد (انفال، آیه ۵۸؛ و نیز نساء، آیه ۱۰۷) بنابراین فرصت برای کمال چشم و دستیابی به بصیرت و رویت خاص از دست می‌رود و خداوند ربوبیت اسمای کمالی دیگر را از او سلب می‌کند.

دزدان چشمی چون مخفیانه این‌گونه اعمال را انجام می‌دهند و در حقیقت از مردم و نگاه دیگران شرم و حیا می‌کنند ولی نسبت به خداوند این‌گونه شرم و حیا نمی‌ورزند دشمن خداوند قلمداد می‌شوند و خداوند نیز آنان را رسوا می‌سازد و آبرویشان را می‌برد.(نساء، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸)

برای رهایی از گرفتاری به خیانت چشمی راهکارهایی در قرآن مطرح شده است که از جمله آنها می‌توان به دوری از صحنه‌های محرک‌زا و فروهشتن چشم‌ اشاره کرد. خداوند در آیه ۳۱ و ۳۲ سوره نور می‌فرماید: «به مؤمنان بگو چشم‌های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند این برای آنان پاکیزه‌تر است. خداوند از آنچه انجام می‌دهند آگاه است؛ و به زنان با ایمان بگو چشم‌های خودرا (از نگاه هوس‌آلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را، جز آن مقدار که نمایان است آشکارننمایند». در این آیه بصراحت دستور داده شده که زن و مرد از نگاه‌های هوس آلود پرهیز کنند.

در شأن نزول آیه فوق از امام باقر(ع) ‌نقل شده است که: جوانی از انصار در مسیر خود با زنی رو به رو شد چهره آن زن، نظر آن جوان را به خود جلب کرد و چشم خود را به او دوخت. هنگامی که زن گذشت جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه می‌کرد در حالی که راه خود را ادامه می‌داد تا اینکه وارد کوچه تنگی شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه می‌کرد ناگهان صورتش به دیوار خورد و تیزی استخوان یا قطعه شیشه‌ای که در دیوار بود صورتش را شکافت! هنگامی که زن گذشت (و از چشم او ناپدید شد) جوان به خود آمد و دید خون از صورتش جاری است و به لباس و سینه‌اش ریخته! (سخت ناراحت شد) با خود گفت: به خدا سوگند من خدمت پیامبر(ص) می‌روم و این ماجرا را بازگو می‌کنم، هنگامی که چشم رسول خدا(ص) به او افتاد، فرمود چه شده است؟ جوان ماجرا را نقل کرد، دراین هنگام آیه فوق نازل شد. (وسائل‌الشیعه، حر عاملی، ج ۱۴، ص ۱۳۹، بیروت؛ تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، ص ۴۳۶)

از امیرمومنان علی(ع) نیز روایت شده که فرمود: «نعم صارِفُ الشهوات غَضُّ الابصار؛ چشم‌پوشی از نگاه بهترین عامل بازداری از شهوت است.»(محدی ری شهری، میزان الحکمه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ج ۱، ص ۷۲)
برای کنترل نگاه حتی خوب است از نگاه به لباس زیر زنان پرهیز شود: «فإن قَدَرتْ أن لاتَنْظُر الی ثَوبِ المرأهِ التی لاتحلُّ لک فَافْعل؛ اگر توان داری به جامه زنی که برای تو حلال نیست نگاه نکنی، نگاه نکن».(منتخب میزان‌الحکمه، ص ۲۳۰، ح ۲۷۴۹)

توجه به زیان‌های دنیوی و آخرتی خیانت چشم می‌تواند خود عامل بازدارنده باشد. از رسول خدا(ص) روایت شده که فرمود: «هر کس چشم را از نگاه حرام و هوس‌آلود پر کند خداوند در روز قیامت آن را از آتش پر می‌نماید، مگر توبه کند و از راه (نادرست) باز گردد.»(میزان الحکمه ، ج ۱۰، ص ۷۷)

همچنین توجه به فوائد ترک گناه و رسیدن به کمالات، خود عامل دیگری برای ترک این گناه است. علی(ع) فرمود: «غُضّوا أبصارکم تَرَوْنَ العَجَائِب؛ چشم‌های خود را فرو بندید تا عجاب (عالم معنی) را مشاهده کنید.»(منتخب میزان‌الحکمه، ج ۱، ص ۵۰۴، ح ۶۱۳۷) و حضرت امام‌صادق(ع) نیز فرمود: «من ترکها لله لا لغیره أعْقَبَهُ الله ایمانا یجد طعمه؛ کسی که نگاه به نامحرم را ترک گوید برای خدا نه غیر خدا به دنبالش خدا شیرینی ایمان را به او می‌چشاند».(همان، ص ۵۰۴، ح ۶۱۴۱) و قرآن هم می‌فرماید: «ذلک ازکی لهم؛ این نگاه نکردن پاکیزه‌تر است برای آنان».(نور، آیه ۳۰)

اگر شخص، خود را در محضر خدا بداند و بر این باور باشد که عالم محضر خداوند و او حتی مخفی‌ترین‌ها را می‌داند: یعلم خائنه الاعین؛ و  از نگاه دزدکی آدمی نیز آگاهی دارد، در آن صورت است که رفتار خویش را تغییر می‌دهد و از خدا شرم و حیا کرده و از گناه در برابر دیدگان حضرت حق پرهیز می‌کند.

از علی(ع) سؤال شد که چگونه می‌توان از حرام چشم فرو بست؟ در پاسخ فرمود: «بالخُمُودِ تَحْتَ سُلْطانِ المُطَّلعِ علی سِتْرِک؛ با اطاعت و فرمانبرداری از سلطانی که مطلع بر اعمال مخفی توست».(میزان الحکمه، همان، ج ۱۰، ص ۸۱، ح ۲۰۳۰۰ و ترجمه المیزان، ج ۱۳، ص ۶۳۲۶) از بهترین راه‌های چشم از حرام بستن، حاضر و ناظر دانستن ناظر آگاهی است که بر همه اعمال آشکار و نهان ما احاطه دارد و از سر ضمیر، مطلع است و هم اوست که فردای قیامت حسابرس و حاکم است.

خداوند در قرآن می‌فرماید: «تعلمُ خائِنَه الاَعیُن؛ خدا از خیانت چشم‌ها آگاه است.» و در حدیثی در تفسیر آیه می‌خوانیم: «منظور نگاهی است که شخص، در حال نگاه وانمود کند که نگاه نمی‌کند، خدا از این نگاه آلوده نیز با خبر است.»(میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۷۶)

خداوند در ضمن آیه که فرمان به فرو بستن چشم‌ها داده می‌فرماید: «إن الله خبیر بما یصنعون؛ خداوند از آنچه انجام می‌دهند آگاه است.» این جمله ‌اشاره به این نکته است که خداوند از رفتار انسان خبر دارد.

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ چشمان با ارزش را این گونه توصیف می‌کند: «کُلُّ عَیْنٍ باکِیَهٌ یَومَ القِیامَهِ اِلّا ثَلاًًثَهُ اَعیُنٍ: عَیْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشیَهِ اللهِ وَ عَیْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللهِ وَ عَیْنٌ باتَت ساهِرَه فی سبیلِ الله»؛ همه چشم‌ها روز قیامت‌گریانند جز سه چشم: چشمی که از ترس خدا بگرید، چشمی که از نامحرم فرونهاده شود، چشمی که در راه خدا (و پاسداری از کیان اسلام) شب زنده دار باشد. (بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۵)

* آزادکردن دل به فروهشتن چشم

نگاه، دریچه‌ای به سوی گناه و سقوط است؛ چرا که دل با دیدن، گرفتار می‌شود و در زنجیری از گناهان می‌افتد که او را به ورطه نابودی و سقوط از مقام انسانیت می‌کشاند.

باباطاهر با توجه به تأثیرات منفی نگاه می‌سراید:

ز دست دیده و دل هر دو فریاد/ که هرچه دیده بیند دل کنه یاد

بسازم خنجری نیشش ز پولاد/ زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

البته خاستگاه این شعر طاهر در آموزه‌های اسلامی نهفته است، چرا که ‌اشعار فارسی درگذشته درحقیقت برگرفته از آموزه‌های اسلام بوده یا تفسیر آیات قرآن است؛ چنانکه شعرهای عطار، سنایی، مولوی، حافظ و سعدی این‌گونه است. امام علی(ع) راحتی دل‌ها را در رهایی از نگاه‌های هیز و چشم چرانی و از طریق چشم فروهشتن می‌داند و می‌فرماید: «من غض طرفه اراح قلبه؛ هرکس چشم خود را از نامحرم فروبندد، قلبش راحت می‌شود. (غررالحکم، ح ۹۱۲۲)

* برخی آثار نگاه حرام و چشم‌چرانی

انسان همواره در حال نظر کردن و نگریستن است و برای همین چشم خویش را باز نگه می‌دارد و سر می‌گرداند تا اطلاعات و دانشی از پیرامون به دست آورد و منافع خویش را تامین و از مضرات پرهیز کند. پس گردش چشمان و نگاه کردن اختیاری چشم همانند نفس کشیدن است، ولی انسان باید توجه داشته باشد که این نگاه و نظر می‌تواند به دیدن تبدیل شود و از حالت غیرطبیعی به اختیاری تغییر ماهیت دهد. از این رو میان نگاه نخست و نگاه‌های پس از آن، تفاوت حکمی و آثاری است! یعنی یک حکم حلال و جواز، به حرام تبدیل می‌شود و به تبع آن، آثار آن بر دل و جان و روح آدمی باقی خواهد ماند. گاه این آثار می‌تواند بسیار مخرب و زیانبار باشد. از این رو امام صادق(ع) نگاه دوم را خطرساز و نگاه سوم را هلاکت بار دانسته و می‌فرماید: اول النظره لک و الثانیه علیک ولا لک و الثالثه فیها الهلاک؛ نگاه اول (ناخودآگاه به نامحرم) برای تو جایز و حلال است؛ و نگاه دوم ممنوع است و حرام؛ و نگاه سوم، هلاکت بار است. (من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۴۷۴، ح۴۶۵۸)

پیامبر اکرم(ص) نیز از استمرار نگاه کردن برحذر داشته و می‌فرماید: ایاکم و فضول النظر فانه یبدر الهوی و یولد الغفله؛ از نگاه‌های اضافی بپرهیزید چرا که تخم هوس می‌پراکند و غفلت می‌آورد.(بحارالانوار، ج ۶۹ ، ص ۱۹)

پس اگر کسی خواهان راحتی دل از همه گرفتاری‌ها و اسارت شهوات باشد، باید در نگاه، توجه خاص داشته باشد؛ چرا که نگریستن همان و دل دادن همان و گرفتاری و بدبختی‌ها نیز همان.

خداوند در آیات ۳۰ و ۱۳ سوره نور، چشم چرانی را زمینه‌ساز آلودگی به فحشا و فساد جنسی دانسته و به مؤمنان هشدار می‌دهد که مراقب نگاه‌های خود باشند و اجازه ندهند که به چریدن خود ادامه دهد و حرکات خیانت‌آمیز داشته باشد. در این آیات که حکم حرمت چشم‌چرانی و نگاه به نامحرمان بیان شده، به این نکته توجه می‌دهد که انسان‌ها به سبب همین نگاه و چشم‌چرانی گرفتار زنا می‌شوند.

از امام صادق(ع) نقل شده که مقصود از «حفظ فروج» در هر آیه‌ای، همان حفظ از زنا است؛ جز همین آیه که منظور، حفظ از نظر و چشم چرانی است. (تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۵۸۸، ح ۹۱) ولی شکی نیست که این حرمت از چشم چرانی نیز به سبب همان گرفتار شدن انسان به زناست.

به سخن دیگر، هر چند که چشم چرانی خودش به عنوان یک فعل دارای حکم مشخصی چون حرمت است که از بیان امام صادق(ع) به دست می‌آید، ولی از نظر آثار نیز می‌بایست توجه داشت که چشم چرانی، انسان را به جاهای خطرناک‌تری می‌کشاند که زنا از نتایج آن خواهد بود. از این رو امام صادق(ع) در سخنی دیگر نگاه را بذر شهوت و فتنه می‌داند و نسبت به کنترل و مدیریت نگاه و چشم هشدار داده و می‌فرماید: ایاکم و النظره؛ فانها تزرع فی القلب الشهوه و کفی بها لصاحبها فتنه؛ از نگاه (ناپاک) بپرهیزید که چنین نگاهی تخم شهوت را در دل می‌کارد و همین برای فتنه و امتحان صاحب آن دل بس است. (تحف العقول، ص ۳۰۵)

این فتنه‌ای که امام صادق(ع) از آن باز می‌دارد، همان گرفتار شدن به فتنه زناست که آدمی را ساقط می‌کند و اجازه نمی‌دهد تا در مسیر بالندگی و رشد گام بردارد.

رسول خدا(ص) در این باره فرموده است: «لکل عضو من ابن آدم حظ من الزنا، العین زناها النظر؛ هر عضوی از بنی آدم بهره‌ای از زنا دارد و زنای چشم نگاه کردن به بدن نامحرم است.» (جامع الاخبار، ص ۴۰۸، ح ۱۱۲۹، به نقل از منتخب میزان الحکمه، ج ۱، ص ۵۰۴، ح ۶۱۴۱)

از نظر آموزه‌های اسلام نگاه به نامحرم حتی به لباس و مو و جاهایی که از نظر شرعی جایز است مانند دست و چهره، زمانی که آدمی را به گمراهی می‌کشاند حرام است. با این همه، اگر این نگریستن به نامحرم، چنین تاثیری نداشته باشد باز می‌بایست از آن پرهیز کرد؛ زیرا تاثیرات بد وضعی خود را بجا خواهد گذاشت. از این رو از حضرت مسیح(ع) نقل شده است که فرمود: هرگز تیزنظر نباش به سوی چیزی که برایت حلال نیست؛ زیرا تا زمانی که چشمت را حفظ کنی دامنت آلوده به زنا نمی‌شود و اگر بتوانی به لباس زنی که برایت حلال نیست نگاه نکنی، این کار را انجام بده.» (منتخب میزان الحکمه، ص ۲۳۰، ح ۲۷۴۰)

نگاه حرام علاوه ‌بر آثار جسمی آثار روانی نیز به دنبال دارد،. از جمله حسرت و افسوسی که بر دل‌ها می‌رود. علی(ع) نسبت به نگاه کردن هشدار می‌دهد و می‌فرماید: «من اطلق طرفه کثر اسفه؛ هر کس چشم خویش را آزاد گذارد، همیشه اعصابش ناراحت بوده و به آه حسرت دائمی گرفتار می‌شود.» (میزان الحکمه، محمدی ری شهری، همان، ج ۱۰، ص ۷۴ و غرر الحکم، ج ۲، ح ۳۰۴)

و در جای دیگر فرمود: «من اطلق ناظره اتعب حاضره؛ هر کسی چشم را رها کند زندگی فعلی خود را به رنج و ناراحتی گرفتار کرده است.» (منتخب میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۵۰۴، ح ۶۱۳۱۳)

و حضرت امام صادق(ع) فرمود: «کم من نظره اورثت حسره طویله؛ چه بسیار نگاه‌ها که حسرت طولانی و همیشگی را در پی دارد.» (همان، ج ۱۰، ص ۵۰۴، ح ۶۱۳۳)

این حسرت به دلایل مختلف ممکن است پدید آید که یکی از آنها عدم دسترسی به آنچه دیده است. وقتی انسان نتواند چیزی را به دست آورد، درحسرت آن می‌ماند که گاه این حسرت به حسد تبدیل می‌شود و در شکل فعلی آن رفتار آدمی را نیز تغییر می‌دهد که نمونه آن قتل برادر و مانند آن است. (یوسف، آیه ۹؛ مائده، آیه ۳۰)
در حقیقت انسانی که نگاهی شهوت انگیز دارد، عقل خویش را به تباهی می‌دهد و نگاه، زمینه‌ساز شهوت و شهوت موجب زوال عقل می‌شود. از این رو حضرت امیرمومنان علی(ع) نسبت به هرگونه شهوت برخاسته از رفتارهای نادرست از جمله چشم چرانی هشدار می‌دهد و می‌فرماید: «ذهاب العقل بین الهوی و الشهوه؛ نابودی عقل در هواپرستی و شهوت است.» (همان، ج ۱ ص ۳۶۰، ح ۴۴۲۱)

بنابراین در بیان آثار نگاه حرام و چشم‌چرانی می‌توان به مسائلی چون ارتکاب به زنا، حسرت و نومیدی، افسردگی و ناراحتی، آسیب‌های جسمی و روحی و اختلافات خانوادگی و جدایی همسران و فروپاشی بنیاد خانواده، تعرض افراد بیماردل و مانند آن ‌اشاره کرد.

* خواسته‌های نفسانی و مهار آن

نفس انسانی دارای حالات متعددی است. از زمانی که روح در کالبد خاکی دمیده می‌شود و نفس انسانی شکل می‌گیرد که از آن به روان یاد می‌شود تا زمانی که این نفس، از کالبد خارج می‌شود، هر دم احوالی به خود می‌گیرد که از جمله احوال نفس، انحراف و آلودگی به گناه و فجور و در نتیجه آن بیماری و تباهی است.

این انحراف به سبب خواسته‌های افراطی نفس و گرایش به تزیین و ارضای خواسته‌های مادی و شهوانی بیش از اندازه نیاز انسان است. این‌گونه است که گرفتار بدی و شرور می‌شود و راه فجور و عبور از مدار عدالت و تقوا را در پیش می‌گیرد و تباهی را برای انسان رقم می‌زند.

یکی از مهم‌ترین مباحث در انسان شناسی، شناخت این احوال نفس و مدیریت و مهار آن است؛ زیرا خوشبختی و بدبختی انسان در دوسرا به این مسئله بستگی دارد. آموزه‌های الهی در حقیقت برای بیان این مسائل و چگونگی مدیریت نفس است.

انسان هماره باید مواظب باشد تا مدیریت نفس در اختیار قوه عاقله باشد؛ نه قوای شهوانی و غضبانی؛ زیرا این دو، گرایش به افراط داشته و انسان را به انحراف می‌کشاند.

انسان برای اینکه قوه شهوانی‌اش تغذیه نشود، باید ابزارهایی را که موجب برانگیختگی شهوانی می‌شود، مدیریت و مهار کند. از آنجا که چشم و نگریستن و دیدن و بینایی، ابزارهای برانگیختگی شهوت است باید آن را محدود و مهار کرد. بر همین اساس است که در آموزه‌های اسلام از چشم چرانی برحذر داشته شده است؛ زیرا مهم‌ترین عامل برانگیختگی شهوت جنسی و بلکه همه نوع شهوات است؛ چرا که انسان با دیدن تحریک و برانگیخته می‌شود و دل به آن چیز می‌سپارد و خواهان آن می‌شود.

بر اساس آیات قرآن علل و عواملی موجب می‌شود تا نابهنجاری‌های اجتماعی از جمله مزاحمت زنان در جامعه ایجاد شود. از این رو از دو جنس خواسته شده تا بسترها و زمینه‌‌ها و علل و عوامل ایجادی نابهنجاری‌ها را شناسایی و از آنها پرهیز کنند.

این علل و عوامل به هر دو سویه زن و مرد مربوط می‌شود؛ زیرا هر دو می‌توانند بستر نابهنجاری رفتاری و مزاحمت‌ها را فراهم آورند. به عنوان نمونه پوشش نامناسب زنان و سخنان شهوت انگیز از سوی آنان و چشم چرانی، از مهم‌ترین علل و عوامل مزاحمت‌ها و انحرافات جنسی و شهوانی است.

مردی که چشم فروهشته دارد و به تعبیر قرآنی غض بصر می‌کند، تحت تاثیر زنی قرار نمی‌گیرد و شیطان او را وسوسه نمی‌کند، اما اگر چنین نباشد شیطان او را وسوسه می‌کند؛ زیرا به هر حال، زیبایی زنی موجب شگفتی او می‌شود و دلش را می‌لرزاند و زمینه مزاحمت ولو به نگاه‌های تیز و تند را فراهم می‌آورد و او را چشم هیز می‌گرداند.

هیز شدن مردان به سبب شگفت آوری زیبایی زنی یا زنانی اتفاق می‌افتد. البته برخی از مردان به سبب چشم چرانی مزاحمت کلامی و نگاهی و رفتاری و مانند آن را خواهند داشت. خداوند در آیه ۳۰ سوره نور می‌فرماید:‌ای پیامبر! به مردان مومن بگو: «چشم‌هایشان را از نگاه حرام

فرو کاهند، و دامانشان را در امور جنسی حفظ کنند. که این برای آنان پاک‌کننده‌تر و رشدآورتر است، چرا که خدا به آنچه با زیرکی انجام می‌دهند آگاه است.» «چشم چرانی» و نگاه به نامحرم گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسی است.

نگاه کردن به ناموس دیگران، ‌خواست شیطان است. چشمی که تیرهای آلوده نگاه را به  نامحرمان پرتاب می‌کند، محل کمین شیطان است. شیطان از کمان چشم‌های او ناموس دیگران را نشانه می‌گیرد. پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «النَّظَرُ سَهمٌ مَسْموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبلیسَ؛ نگاه به نامحرم تیر زهرآلودی از تیرهای شیطانی است». (بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۱)

از نظر آموزه‌های قرآن، شایستگان و صالحان کسانی هستند که از ویژگی‌های خاصی برخوردار باشند؛ زیرا در یک نظام اسلامی بدون وجود این صلاحیت‌ها که صالحان از آن برخوردار هستند نمی‌توان امید داشت که نظام سیاسی موفق و کارآمدی وجود داشته باشد. خدا در قرآن به‌صراحت حکومت مصلح جهانی و آخر زمانی را متصف به حکومت صالحان می‌کند و می‌فرماید: و به تحقیق در زبور پس از ذکر یعنی تورات نوشتیم که زمین را بندگان صالح و شایسته ما به ارث می‌برند.(انبیاء، آیه ۱۰۵) باید یادآور شد که مراد از ذکر در آیه همان کتاب تورات است؛ پس خدا اول در کتاب تورات و سپس در کتاب زبور و در نهایت در قرآن به این نکته توجه می‌دهد که وراثت زمین و حکومت و حاکمیت آن متعلق به صالحان است که چنین شاخص‌هایی را دارند که در بخش بعدی بدان‌ها  اشاره می‌شود. (مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۱۰۶؛ الکشّاف، ج ۳، ص ۱۳۸)

صالح از ریشه صلح و صلاح، ضد فساد و جنگ، به کسی گفته می‌شود که همواره در کار نیک و نیکی است و از فساد و جنگ پرهیز می‌کند.

از نظر قرآن، صالحان کسانى‌اند که در علم و ایمانشان به خدا و آنچه از نزد خدا آمده و نیز در صداقت، شهادت و توبه آنان خللى وارد نشده باشد و تمام عمر خود را در طاعت خدا بگذرانند و اموالشان را در راه رضاى او صرف کنند.(روح‌المعانى، ج ۴، جزء ۵، ص۱۱۴) صالحان در بالاترین مرتبه ایمان قرار دارند؛ زیرا اینان با آزمون‌های بسیار ایمان خویش را در عمل به اثبات رسانده‌اند و جزو صالحین قرار گرفته‌اند که مقامی برتر در میان اهل ایمان است.(عنکبوت، آیه ۹؛ انبیاء، آیات ۷۲ و ۷۵)

به هر حال، کسانی شایستگی مسئولیت را در یک نظام اسلامی دارا هستند که به مقام صالحان رسیده باشند (انبیاء، آیه ۱۰۵) و کسی که در این سطح از ایمان قرار نگرفته است، شایستگی ندارد تا در یک نظام اسلامی مسئولیت‌های خطیر آن را به عهده گیرد؛ زیرا هر گونه فقدان ویژگی‌های صالحان در این افراد مسئول به معنای ناشایسته‌سالاری به جای شایسته‌سالاری است؛ یعنی اگر در نظام‌های سیاسی غیر‌اسلامی، شاخص‌های شایسته‌سالاری اموری است که فلسفه و سبک زندگی آن نظام سیاسی تحمیل می‌کند، در نظام  اسلامی شاخص‌های شایسته‌سالاری تحقق عنوان صالح است که صلاحیت مسئولیت را برای او فراهم می‌آورد.

* مهم‌ترین شاخص‌های صالحان

در آیات قرآن، شاخص‌هایی برای صالحان بیان شده است که اگر در کسی تحقق یابد، شایستگی پذیرش مسئولیت‌ها را در یک نظام اسلامی دارا خواهد بود؛ زیرا نظام اسلامی، نظام شایسته‌سالاری در قالب عنوان «صالحان» به معنا و مفهوم قرآنی آن است و اگر کسی این شاخص‌های صالحان را نداشته باشد، در حقیقت فاقد شاخص‌های مسئولیت در یک نظام اسلامی است و نمی‌تواند در این مسئولیت‌ها و مناصب قرار گیرد. بر این اساس احراز شایستگی برای تحقق شایسته‌سالاری در یک نظام اسلامی به معنای احراز شاخص‌های مشخص شده برای صالحان از نظر قرآن است.(انبیاء، آیه ۱۰۵) از مهم‌ترین شاخص‌ها، ویژگی‌ها و فضایل صالحان از نظر قرآن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- ایمان:

ایمان برتر یکی از اصلی ترین شاخص‌های صالحان است. این ایمان به خدا و روز قیامت موجب می‌شود تا عملی را به گونه‌ای شایسته و صالح انجام دهند.(آل عمران، آیه ۱۱۴؛ عنکبوت، آیه ۹) کسی که در سطح عالی ایمان قرار ندارد، شایستگی ندارد تا در یک نظام اسلامی مسئولیت و منصبی را به عهده گیرد؛ زیرا نمی‌تواند در شرایط سخت و بحرانی مسئولیت خطیر خویش را به خوبی انجام دهد یا در برابر وسوسه‌ها و فتنه‌ها به سبب فقدان بصیرت ممکن است، تاب تحمل خویش را از دست بدهد و مثلا دست به اختلاس بزند و در بیت‌المال و مسئولیت حقوقی خیانت ورزد. در حالی که صالحان با ایمان قوی هرگز گرفتار «غل» و خیانت نمی‌شوند و قدرت و ثروت هنگفت، ایشان را فریب نمی‌دهد.

2- بندگان خاص خدا:

همه هستی برای بندگی و عبودیت خدا آفریده شده و انسان می‌بایست این بندگی را به اراده و اختیار آزاد داشته باشد و در چارچوب قوانین اسلامی بندگی کند.(ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیه ۲۱) از نظر قرآن صالحانی شایسته منصب در نظام اسلامی هستند که در مقام بندگی به بندگی خاص برسند و مشرف به عنوان «عبادی‌الصالحون» شوند.(انبیاء، آیه ۱۰۵) دستیابی به این شاخص تنها با ایمان و اعمال صالح مبتنی بر قوانین اسلامی خواهد بود.(نمل، آیه ۱۹)

3- شکرگزاری:

صالحان شایسته مناصب در نظام اسلامی، کسانی هستند که نسبت به قدرت و اقتدار و تمکنی که خدا به ایشان داده است، همه گونه شاکر خدا هستند. این شکرگزاری افزون بر زبانی و قلبی، به شکل عملی خودنمایی می‌کند؛ زیرا شکر عملی به معنای استفاده درست و مناسب از هر نعمت از جمله قدرت سیاسی و مناصب اجتماعی است که اهداف و فلسفه سیاسی را تامین می‌کند. در حقیقت به کارگیری قدرت و ثروت اجتماعی برای تحقق فلسفه وجودی نظام سیاسی مانند تامین امنیت و آرامش و آسایش و سعادت دنیوی و اخروی مردم از مصادیق شکر عملی است. به عبارت دیگر هر کسی در هر منصب و مسئولیتی که قرار دارد اهداف و کارویژه آن را تحقق بخشد، شاکر به شکر عملی است. شاخص مهم در احراز صلاحیت در نظام اسلامی همین شکر عملی است که باید در صاحب منصبان تحقق داشته باشد.(سباء، آیه ۱۳؛ نمل، آیه ۱۹)

4- امر به معروف و نهی از منکر:

از دیگر شاخص‌های شایسته‌سالاری در نظام  اسلامی، این است که صاحب منصان می‌بایست اهل امر به معروف و نهی از منکر باشند. پس نه تنها خود عامل به معروف و تارک منکر هستند، بلکه در قبال اجتماع متعهد هستند تا هنجارها را تشویق بلکه به عنوان حق ولایت عمومی، امر کنند و از ناهنجاری‌ها و ضد ارزشی‌ها نهی کنند. باید توجه داشت که امر و نهی از مصادیق ولایت عمومی است که صاحب منصبان به سبب حضور در مناصب قدرت و حاکمیت نظام اسلامی می‌بایست بیش از دیگران به این مسئولیت بها داده و از ولایت برای مقاصد الهی بهره گیرند و به این فریضه اهتمام ورزند.(آل عمران، آیه ۱۱۴؛ حج، آیه ۴۱)

5- پرهیز از ترک اولی:

چنانکه گفته شد، صالحان از نظر قرآن در برترین درجه ایمانی قرار دارند. از همین‌رو در زندگی خویش هیچ گناهی نمی‌کنند و حتی ترک اولی ندارند و هرگز به خود اجازه نمی‌دهند تا بدون رضایت‌مندی خدا کاری را انجام دهند و پیش از موافقت الهی از اقدام به کاری یا ترک کاری خودداری می‌کند؛ آنان همواره گوش به فرمان هستند و از کوچک‌ترین احتمال خطا و اشتباه پرهیز می‌کنند و  در هرکاری که گمان می‌کنند بر خلاف شریعت یا رضایت الهی است احتیاط می‌کنند. (قلم، آیات ۴۸ تا ۵۰)

6- توبه و انابه:

صالحان شایسته در نظام اسلامی همان طوری که از هر خطا و گناهی پرهیز کردند، اهل انابه به سوی خدا هستند و از خدا می‌خواهند تا ایشان را در کارهایشان موفق داشته و شرایطی را فراهم آورد که خطا و گناهی را مرتکب نشوند و اگر به هر دلیلی خطا و گناهی مرتکب شدند به سرعت اعتذار می‌جویند و به درگاه خدا توبه و استغفار می‌کنند تا از آثار خطا و اشتباه در امان مانند و به اجتماع و مردم آسیبی نرسد.(توبه، آیات ۲۴ و ۲۵).

7- سرعت در کار خیر:

مسئولان در نظام اسلامی می‌بایست اهل عمل جهادی و مدیریت جهادی باشند و در هر کار خیری که وارد می‌شوند با سرعت و پیشتازى انجام دهند؛ زیرا صالحان از نظر قرآن این دسته افراد هستند
(آل عمران، آیه ۱۱۴) و آنان می‌توانند مسئولیت‌ها را در نظام اسلامی در اختیار داشته باشند. (انبیاء، آیه ۱۰۵)

8- صبر و حلم:

صالحان مردمانی صابر و حلیم هستند.(رعد، آیات ۲۳ و ۲۴؛ انبیاء، آیات ۸۵ و ۸۶، صافات، آیات ۱۰۰ و۱۰۱) بنابراین، احراز چنین صلاحیت‌ها برای مسئولان نظام اسلامی لازم و ضروری است؛ اما همان طوری که صاحبان مناصب در همه چیز می‌بایست برترین‌ها باشند، همچنین مسئولان نظام اسلامی برای تحقق اهداف و ایجاد تمدن اسلامی جهانی می‌بایست فراتر از صبوری در مقام حلم و بردبارى قرار گیرند و فشارهای سهمگین درونی و بیرونی را تحمل کنند. از همین‌رو قرآن در تبیین شاخص صالحان به حلم و بردباری افزون بر صبر توجه می‌دهد و مدیران و مسئولان نظام اسلامی را دارای این شاخص برمی‌شمارد. برهمین اساس حضرت ابراهیم(ع) خواهان این است که جانشین وی که از فرزندان اوست، دارای چنین شاخصی باشد.(صافات، آیات ۱۰۰ و ۱۰۱)

9- شجاعت:

مدیریت جهادی نیازمند شجاعت است. صلاحیت مسئول در نظام اسلامی زمانی احراز می‌شود که شاخصه شجاعت را داشته باشد؛ زیرا بدون شجاعت نمی‌تواند تصمیمات سخت را در شرایط سخت و بحرانی عملیاتی کند و جزم اندیشه‌ای را به شکل عزم عملی به اجرا در آورد. از نظر قرآن، صالحان به سبب ولایت الهی و توجه به آن ، از شجاعت لازم برای برخورد با هرگونه امر ضد الهی از شرک و غیرشرک بهره‌مند هستند و در برابر فشارها مقاومت می‌ورزند و از هیچ توطئه‌ای نمی‌هراسند.(اعراف، آیات ۱۹۵ و ۱۹۶)

10- قیام: 

یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های صالحان صلاحیت‌دار برای مناصب در نظام اسلامی، قیام به امرالله است که شامل قیام به عدالت و مانند آن است. اینان همان‌طوری که نماز را اقامه می کنند، «قوامین بالقسط» هستند و امر الهی را در اجتماع اقامه می‌کنند.(آل عمران، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴) باید یاد آور شد که در مورد «أمّه قائمه» در آیه یاد شده احتمالاتى وجود دارد؛ ازجمله اینکه مقصود از آن، قیام به طاعت خدا و امر الهی است. (مجمع البیان، ج ۱ – ۲، ص ۸۱۶) پس بر اساس یک برداشت که شواهد بسیاری برای آن است، صالحان شایسته برای مناصب در نظام اسلامی می‌بایست اهل «قیام» باشند که فلسفه انزال کتب و ارسال رسولان است.(حدید، آیه ۲۵) این قیام می‌بایست با اقامه نماز (حج، آیه ۴۱) و عدالت در سطح «مقوم» و «ملکه» باشد که در آیه به عنوان «قوامین بالقسط» بیان شده است.(مائده، آیه ۸)

11- آسان‌گیری:

از دیگر شاخص‌های صالحان، عدم سخت‌گیری نسبت به مردم در کارها و مسائل آنان است.(قصص، آیه ۲۷) بنابراین، صاحبان مناصب در نظام اسلامی می‌بایست اهل سختگیری نسبت به همکاران به‌ویژه در بیت‌المال و آسان‌گیری نسبت به مردم باشند که در دعای امام زمان(ع) به عنوان «علی‌الامراء بالعدل و الشفقه» بیان شده است.

12- تخصص:

از دیگر شاخص‌های صاحب منصبان شایسته در نظام اسلامی، داشتن تخصص در زمینه مسئولیت‌ها است، به‌طوری که اگر کسی صاحب تخصص نباشد، حق ندارد در جایگاه و منصب قرار گیرد. این همان علم مدیریت اقتصادی و مانند آن است که شخص می‌بایست دارای آن باشد.(یوسف، آیه ۵۵)

13- امانتداری:

هر مسئولیتی از جمله مسئولیت خلافت الهی در زمین، امانتی از سوی خدا است که باید آن را مراعات کند. ولایت الهی که در ولایت نظام سیاسی خودنمایی می‌کند، از جمله امانت‌های الهی است.(احزاب، آیه ۷۲) بر همین اساس صالحان شایسته کسانی هستند که امین هستند و در امر مسئولیت‌های خویش خیانت نمی‌ورزند.(یوسف، آیه ۵۵؛ قصص، آیه ۲۶)

* آثار شایسته‌سالاری

از نظر آموزه‌های قرآن، عمل به شایسته‌سالاری و انتخاب مسئولان صالح برای مناصب آثار و برکاتی برای فرد و اجتماع دارد که از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- مشروعیت نظام اسلامی:

نظام اسلامی زمانی مشروعیت می‌یابد که فلسفه و سبک زندگی اسلامی را تحقق بخشد و تمدن اسلامی را در چارچوب آموزه های اسلامی و  قوانین آن ایجاد کند. وقتی صالحان شایسته در مناصب قرار گیرند، این هدف برآورده می‌شود. البته باید توجه داشت که از نظر قرآن، کسی که صلاحیت ندارد نمی‌تواند در مناصب نظام اسلامی قرار گیرد و انتخاب و یا جلوس شخصی ناشایسته به معنای فقدان مشروعیت اوست(انبیاء، آیه ۱۰۵)

2- فقدان مقبولیت سیاسی:

مقبولیت سیاسی در گرو کارآمدی نظام سیاسی است. وجود افراد ناصالح در مناصب به معنای ناکارآمدی آن نظام است و موجب می‌شود تا نظام اسلامی مقبولیت خود را به سبب ناکارآمدی و عدم تحقق فلسفه وجود نظام سیاسی از دست بدهد.(حج، آیه ۴۱)

3- بهره مندی از امدادهای الهی:

ولایت الهی که در ولایت صالحان خودنمایی می‌کند موجب می‌شود تا خدا فراتر از نصرت به نظام اسلامی و صاحب منصبان آن توجه کند و از جایی که گمان نمی رود به آنان یاری و امداد برساند؛ چنانکه این مساله در واقعه طبس و بسیاری از جنگ‌های صدر اسلام اتفاق افتاد.(اعراف، آیه ۱۹۶)

4- بهره‌مندی از فضل خاص الهی:

نظام اسلامی با حضور شایستگان از فضل الهی بهره‌مند می‌شود؛ زیرا حکومتی است که منعم علیهم بر آن حاکمیت دارد.(نساء، آیات ۶۹ و ۷۰)

5- برخورداری از رحمت خاص الهی:

همچنین نظام اسلامی با حضور صالحان شایسته مناصب الهی از رحمت خاص الهی در دنیا و آخرت سود می‌برد و به طور طبیعی کسانی که با آنان هستند نیز بهره‌مند از رحمت خاص الهی می‌شوند و سعادت را برای خویش رقم می‌زنند. (انبیاء، آیات ۷۵ و ۷۶؛ غافر، آیات ۸ و ۹)

نکوهش و مذمت آزار و اذیت

براى اينكه زندگى انسان­ها همراه با صفا و صميميت و همكارى باشد و در اثر آن وحدت و يكپارچگى در جامعه پديد آيد، اسلام روابط و حقوق هر مسلمان را در ارتباط با مسلمان ديگر، بر اساس مسالمت، رفق، مدارا و عدم مزاحمت برای یکدیگر قرار داده است. اين اصل علاوه بر اینکه مورد تأييد دين اسلام و اديان آسمانى است، مورد قبول همۀ عقلا و مصلحين جهان از هر فرقه و طايفه‏اى نیز می‌باشد؛ زيرا اگر بنا باشد مردم مانند حيوانات وحشى، بدون قانون و جنگل‏وار زندگى كنند و هيچ حقوق و قانون و آدابى را مراعات نكنند، شيرازۀ زندگی اجتماعی به طور قطع از هم مى‏پاشد؛ ازاين‏رو اسلام آزار به ديگران را امرى حرام و موجب وزر و وبال و در نتیجه مؤاخذه و عقاب مى‏داند. چنان‌كه وقتى گروهى در مدينه بر ضد اشخاص با ايمان شايعه‏پراكنى كردند و موجب آزار آنان شدند و نسبت‏هاى ناروا به ايشان دادند، مورد نکوهش قرآن كريم قرار گرفتند و خداوند دربارۀ آنان فرمود: (وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً):[1] كسانى كه مردان و زنان مؤمن را در رابطه با آنچه انجام نداده‏اند، برنجانند [بدون اينكه كارى سزاوار ايذاء مرتكب شده‏ باشند] پس اينان بهتان و گناه آشکاری را به گردن گرفته­اند.

آزار و اذیت رساندن به دیگران به اندازه‌ای قبیح و زشت است که امام على بن موسى الرضا”علیه السلام” از جدش پيامبر”صلی االه علیه و آله” نقل فرموده: «من بهت مؤمناً أو مؤمنةً أو قال فيه ما ليس فيه اقامه الله تعالى يوم القيامة على تلٍ من نار حتى يخرج مما قاله فيه؛[2] کسی كه به مرد يا زن مسلمانى بهتان زند يا دربارۀ او سخنى بگويد كه در او نيست، خداوند او را در قيامت روى تلى از آتش قرار مى­دهد تا از عهدۀ آنچه گفته برآید».

برخی از جنبه­های نهی مؤکد از آزار و اذیت را می­توان در موارد زیر جستجو کرد:

1. بدترین عمل

 طبق روایات یکی از بدترین و زشت­ترین اعمال، آزار و اذیت دیگران است؛ چرا که برهم زنندۀ تعادل در زندگی فردی و اجتماعیست. پیامبر اکرم”صلی االه علیه و آله” در این‌باره فرمود: « خَصْلَتَانِ لَیسَ فَوْقَهُمَا مِنَ الشَّرِّ شَی ءٌ الشِّرْکُ بِاللَّهِ وَ الضَّرُّ لِعِبَادِ اللَّه؛[3] دو خصلت ناپسند است كه بدتر از آنها نيست: شرك به خدا و آزار بندگان خدا». لذا انس مى­گويد: هرگاه پيامبر”صلی االه علیه و آله” شبانه براى قرائت برمى‏خاست، آيات قرآن را بسيار آهسته تلاوت مى‏كرد. پرسيدند: اى رسول خدا! چرا به هنگام خواندن قرآن صدايت را بلند نمى­كنى؟ فرمود: «خوش ندارم دوستانم و خانواده‏ام را بيازارم».[4]

2. پست­ترین مردم

ارزش آدمی در گرو اعمال و کمالات اوست و کسی که اعمالش از بدترین­ها باشد، در پیشگاه خداوند ارزشی ندارد و از پست­ترین مردم محسوب می­شود؛ لذا از آنجایی که گفتیم آزار رساندن به دیگران از بدترین اعمال است، اینگونه افراد از پست­ترین مردم به شمار خواهند رفت؛ چنانکه رسول اكرم”صلی االه علیه و آله” در این زمینه فرمود: «اَذَلُّ النّاسِ مَن اَهانَ النّاسَ؛[5] پست‏ترين افراد، کسى است كه به مردم اهانت كند».

3. اعلان جنگ با خداوند

 ايذاء مؤمنان به اندازه­ای مذموم است كه در روايت اسلامى اين عمل زشت و ناپسند به منزلۀ اعلام جنگ با خدا و پيامبر”صلی االه علیه و آله” مى‏باشد. رسول اكرم”صلی االه علیه و آله” در این رابطه فرمود: «من آذى مؤمناً فقد آذاني و من آذاني فقد آذى اللَّه و من آذى اللَّه فهو ملعون في التّوراة و الإنجيل و الزّبور و الفرقان؛[6] هركس که مؤمنى را بيازارد، مرا آزرده و هركسى كه مرا بيازارد خدا را آزرده و هركسى كه خدا را بيازارد در تورات و انجيل و زبور و قرآن ملعون است‏». همچنین خداوند در حديث قدسى مى‏فرمايد: «مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ بَارَزَنِي بِالْمُحَارَبَةِ؛[7] هر كه به يك دوست من اهانت كند، آشكارا به جنگ با من آمده است». مرحوم كلينى; در كتاب شريف كافى، روايتى ذكر كرده كه مراد از «ولىّ» در روايت فوق را شيعيان مى‏داند.[8]

از منظر تعاليم اسلامی، اهانت به گناهكاران و مجرمين و حتّى محكومين به اعدام نيز جايز نيست و اساساً شكنجه و تحقير در اسلام ممنوع است و اين به خاطر عزّت و احترامى است كه پروردگار عالم براى انسان، خصوصاً مؤمنین قائل شده است؛ از این‌رو امام صادق”علیه السلام” در حدیث قدسی فرمود: «ليأذن بحرب منّى من اذى عبدى المؤمن و ليأمن غضبى من اكرم عبدى المؤمن؛[9] بايد اعلام جنگ با من [خداوند] بكند هركسى كه بندۀ مؤمنى را بيازارد و از خشم و غضب من آسوده و ايمن باشد كسى كه بندۀ مؤمن مرا گرامى بدارد».

4. گناه اکبر

 در دین مبین اسلام حفظ احترام، شرف، آبرو و بقاى آرامش مؤمن با مال دنيا قابل قياس نيست؛ زیرا مال دنيا هر قدر هم كه زياد باشد، خسارت روحى و روانی مؤمنِ آزار ديده را جبران نمى‏كند، از این‌رو گناه آزار رساندن به دیگران به حدی عظیم است که پیامبر گرامی اسلام”صلی االه علیه و آله” فرمود: «من آذى مؤمناً بغير حق فكأنما هدم مكة و بيت المعمور عشر مرات و كأنما قتل الف ملك من المقربين؛[10] هركه مؤمنى را به ناحق مورد آزار و اذيت قرار دهد، مثل اين است كه ده مرتبه مكۀ معظمه و بيت المعمور [مسجد ملائکه] را خراب كرده و هزار ملك مقرب را كشته باشد». همچنین در جای دیگر فرمود: «من احزن مؤمناً ثمّ اعطاه الدّنيا لم يكن ذلك كفارته و لم يؤجر عليه؛[11] هركس كه مؤمنى را محزون كند سپس تمام دنيا را به او بدهد، تلافى آن گناه را نخواهد كرد و دهنده هم اجرى ندارد».

مصادیق آزار و اذیت

اسلام روابط مسلمین را بر اساس مسالمت و رفق و مدارا با دیگران قرار داده و همگان را از اذیت و آزار یکدیگر برحذر داشته و آن را گناهی بزرگ به حساب آورده است، لکن متأسفانه با این همه سفارش‌ها و هشدارها بسیارند کسانی که دیگران را با زبان، قلم و رفتارشان آزار می‌دهند. برای آزار و اذیت می­توان به چهار مصداق کلی اشاره کرد:

1. ایذاء المسلمین

 آزار مسلمین به طرق مختلفی انجام مى‏گيرد که بارزترین مصداق آن تجاوز به حقوق يا كوتاهى از اداى حق و حقوق آنان است. گاهی حتى يك كلمۀ اهانت‏آميز و بى‏اعتنايى و بى‏احترامى به او و مراعات نكردن موازين اخلاقى، می­تواند مصداق آزار و اذيت‏ او باشد که ما در اینجا به برخی از آنها اشاره می­کنیم:

الف) سلاح کشیدن روی مؤمن

 اگر كسی به وسیلۀ سلاح [اعم از سلاح گرم یا سرد مانند چاقو] مؤمنى را تهديد كند و یا او را بترساند، از موارد آزار و اذيت محسوب مى‏شود و خداوند او را از رحمت خود دور مى‏كند؛ چنانچه رسول اكرم”صلی االه علیه و آله” در این راستا می‌فرماید: «من اشار الى اخيه المؤمن بسلاحه لعنته الملائكة حتّى ينجيه عنه‏؛[12] كسى كه با سلاح به برادر مؤمن خود اشارۀ تهديدآميزى بكند، فرشتگان به چنين كسى لعنت مى‏فرستند تا هنگامى كه آن مؤمن از دست او نجات مى‏يابد».

ب) تمسخر

 از دیگر مصادیق آزار مسلمین، استهزاء و تمسخر آنهاست. کسی كه گفتار، كردار، صفات و یا خلقت و خلق و خوی مردمان را وسيلۀ استهزاء و تمسخر آنها قرار مى‏دهد، از فطرت انسانى به دور بوده و از صفات الهى بى‏بهره است. آنانكه بهره‏اى درست از ايمان داشته باشند هرگز آلوده به چنين رفتاری نمی­شوند. خداوند سبحان در قرآن کریم مى‏فرمايد:

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ یکُونُوا خَیرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ یکُنَّ خَیرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ):[13] ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نباید گروهی از شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند و یکدیگر را مورد طعن و عیب‌جویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید.

در عرصه‏گاه قيامت و صحرای محشر مسخره­كنندگان را مسخره مى‏كنند و تحقيركنندگان را دست مى‏اندازند تا به مكافات و جزاى عمل زشتشان برسند؛ چنانچه رسول خدا”صلی االه علیه و آله” دربارۀ تمسخر دیگران مى‏فرمايد: «انَّ الْمُسْتَهْزِئينَ يَفْتَحُ لِاحَدِهِمْ بابُ الْجَنَّةِ فَيُقالُ: هَلُمَّ، فَيَجى‏ءُ بِكَرْبِهِ وَ غَمِّهِ، فَاذا جاءَ اغْلِقَ دُونَهُ؛[14] به روى يكى از مسخره­كنندگان درب بهشت باز مى‏شود، به او گفته مى‏شود: به جانب بهشت بيا، به سوى بهشت با غم و غصه‏اى كه دارد مى‏آيد، چون به درب بهشت مى‏رسد درب به رويش بسته مى‏شود». این امر در حقیقت تجلی رفتار دنیوی او در قیامت بوده و امری است که او برای خوش رقم زده.

از نظر علم روانشناسی كسانى كه مردم را مسخره مى‏كنند، نوعى كمبود شخصيت دارند که از طريق كوچك كردن مردم، به دنبال جبران کمبودهای خود هستند؛ لذا افراد عاقل، آگاه و باشخصيت كه كمبود و نقصانى در خود احساس نمى‏كنند، هرگز دست به اين كار نمى‏زنند و از مشاهدۀ چنين رفتارى سخت رنج مى‏برند.

ج) تحقیر و سبک شمردن

 اگر فردى برادر مسلمان خويش را تحقير کرده و كلمات حقارت‏آميز به او بگويد، جزء كسانى خواهد بود كه او را آزرده است.[15] در مذمت و نکوهش این عمل شنیع همین بس که پيامبر گرامی اسلام”صلی االه علیه و آله” در يكى از خطبه‏هايشان فرمود:

هر كه مسلمان فقيرى را به خاطر فقرش خوار و پست بشمارد، خداوند را كوچك شمرده است و همواره مورد خشم و غضب خداوند خواهد بود تا اينكه او را از خود راضى كند و هر كه فقير مسلمانى را گرامى بدارد، روز قيامت خداوند را شاد و خندان ديدار مى‏كند. سپس فرمود: هر كه بر فقيرى ستم كند يا بر او تعدّى نمايد، يا او را حقير شمارد، خدا در روز قيامت وى را به شكل آدمكى به اندازۀ مورچه محشور گرداند تا اينكه داخل آتش دوزخ شود.[16]

همچنین سبک شمردن و بی­اعتنایی به مسلمین، در روایات به مثابۀ سبک شمردن اهل بیت”علیهم السلام” محسوب شده است؛ چنانچه ابو هارون می‌گويد: در حضور امام صادق”علیه السلام” بودم که ایشان خطاب به حضار در جلسه فرمود:

شما چرا ما را سبك مى‏شماريد؟ مردى از اهل خراسان برخاست و گفت پناه مى‏بريم به خدا از اينكه شما و يا چيزى از اوامر شما را سبك بشماريم. حضرت فرمود: آرى تو يكى از آنهايى هستى كه مرا سبك شمردى! آن شخص گفت: به خدا پناه مى‏برم از اينكه شما را كوچك بشمارم. حضرت فرمود: واى بر تو آيا حرف فلانى را نشنيدى؟ وقتى كه نزديك جحفه بوديم و او خسته بود و از تو درخواست كرد كه به اندازۀ يك ميل راه او را با خود ببرى، به خدا سوگند سرت را به سوى او نگرداندى و او را سبك شمردى، هر كه مؤمنى را سبك شمارد، ما را سبك شمرده و حرمت خدا را ضايع نموده است.[17]

د) سد معبر مسلمین

 سد معبر یکی از گناهان رایجی است که متأسفانه برخی از افراد جامعه از آن غافل­اند و لازم است مسلمانان به آثار و پیامدهای آن توجه داشته باشند و از این رهگذر به رفع آن بپردازند. اموری مانند: ایستادن، نشستن، تجمع، پارک کردن وسیلۀ نقلیه در جایی‌که سبب ترافیک شود و نیز عروس گردانی­هایی که امروزه باب شده است، نهادن هرگونه کالا و اشیاء در پارک‌ها و پارکینگ‌های عمومی، اشغال معابر از سوی دست‌فروشان، نصب دکه­های غیر مجاز، تخلیۀ نخاله­های ساختمانی و ریختن مصالح ساختمانی اعم از آجر، سیمان، شن، ماسه و ... در معابر عمومی [البته این امر اگر برای مدت مشخص و با کسب مجوز از شهرداری باشد و نکات ایمنی را رعایت نمایند، سد معبر محسوب نمی­شود] از موارد سد معبر است.

این عمل به حدی نکوهیده است که  امام متقین علی”علیه السلام” فرمود:

كُنَّا فِي غَزَوةٍ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ”صلی االه علیه و آله” فَازْدَحَمَ النَّاسُ وَ تَضَايَقُوا فِي الطَّرِيقِ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ مُنَادِياً فَنَادَى مَنْ ضَيَّقَ طَرِيقاً فَلَا جِهَادَ لَهُ؛[18] در جنگى همراه رسول خدا”صلی االه علیه و آله” بوديم. مردم ازدحام كرده و موجب گرفتگی راه شدند. ایشان به شخصى دستور داد تا ندا دهد هر كس راه را بر مردم تنگ کند، هيچ جهادى نكرده است.

 پیامبر گرامی اسلام”صلی االه علیه و آله” نیز فرمود: «كسي كه سدّ معبر كند و مانع عبور ره‌گذران شود از رحمت خدا به دور است».[19] همچنین امام سجاد”علیه السلام” فرمود: «از گناهاني كه نابودي سريع آدمي را در پي دارد، سد كردن راه مسلمانان است».[20] و نیز طبق روایات هر كس راهي را ببندد و سد معبر کند، خدا عمرش را كوتاه مي­كند.[21]

ه) افشای اسرار

هر انسانی در زندگی فردی و اجتماعی خویش، خواه ناخواه اسرار مگویی دارد که بایستی در نگه‌داری آن کوشا باشد. برخی از این اسرار مربوط به خودش و برخی مربوط به خانواده یا جامعۀ اوست. امروزه با توجه به وجود ابزار پیشرفته و حساس جاسوسی و اطلاعاتی و کاربرد گستردۀ آنها برای دگرگونی سرنوشت ملت‌ها، ضرورت رازداری، بدیهی و انکارناپذیر است و گذشته از آنکه فضیلتی اخلاقی به‌شمار می‌آید، در نیک‌بختی انسان‌ها نیز تأثیر بسزایی دارد. در مقابل، افشای اسرار دیگران یکی از مصایق بارز آزار و اذیت بوده و سبب دوری از موفقیت و حتی سقوط و شکست فرد در تصمیم‌های او می‌شود؛ چنان‌که امام صادق”علیه السلام” فرمود: «اِفشاءُ السِّرِّ سُقُوطٌ؛[22] برملا کردن راز، [مایه] سقوط است».

ز) ایجاد آلودگی صوتی

منظور از آلودگی صوتی امواج ناخواسته‌ای است که در شرایط مکانی و زمانی ویژه بر فعالیت موجودات زنده به ویژه انسان تأثیر گذاشته و می‌تواند عوارض متعدد جسمی، روحی و علی‌الخصوص اختلال در اعصاب شنوایی را به بار آورد. آلودگی صوتی یکی از عوامل خستگی بوده و ظرفیت کار انسان را چه در مشاغل فکری و چه در شغل‌های بدنی و ساده کاهش می‌دهد و با تأثیر بر روی اوضاع روانی و روحی شخص، موجب اشکال در تطابق یافتن انسان با محیط کار و حتی اجتماع و خانواده می‌شود و در صورتی که مدت در معرض آلودگی صوتی قرار گرفتن افزایش پیدا کند، می‌تواند موجب کاهش قدرت شنوایی شود و همچنین خطر ابتلا به امراض قلبی-عروقی را افزایش دهد.

یکی از حقوق زندگی اجتماعی، آرامش صوتی است. صلب مسئولیت از این مهم موجب بروز عدم تمرکز، پرخاشگری و در نهایت اختلالات روحی افراد می‌شود. منابع اصلی آلودگی‌های صوتی شهری شامل: کارخانجات، کارهای ساختمانی، صداهای ناشی از سیستم تهویه منازل و صدای ناشی از حمل و نقل [صدای موتور هواپیما، بوق اتومبیل، بلند بودن ضبط ماشین و اموری از این قبیل] هستند. سر و صدای داخل منازل مثل صدای تلویزیون نیز حائز اهمیت‌ است. بنابراین از آنجایی که آلودگی صوتی که سبب اختلال در آسایش افراد گشته و موجب آزار عصبی-روانی آنان می‌شود یکی از مصادیق بارز آزار و اذیت مسلمین به شمار می‌رود. قرآن کریم در این‌باره می‌فرماید: (وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَميرِ):[23] از صدای خود بکاه [و هرگز فریاد مزن] که زشت‌ترین صداها صدای خران است.

2. ایذاء الجار

دومین مصداق آزار و اذیت، ایذاء همسایه است که در روایات و متون اسلامی به شدت از آن نهی شده و مورد نکوهش­ قرار گرفته است؛ به گونه­ای که امام صادق”علیه السلام” فرمود: « ِاعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ‏ مِنَّا مَنْ‏ لَمْ يُحْسِنْ مُجَاوَرَةَ مَنْ جَاوَرَه‏؛[24] از ما نيست كسى كه با همسايۀ خود به خوبى رفتار نكند».

همچنین از پيامبر اكرم”صلی االه علیه و آله” روایت شده است که فرمود: «هر كه به همسايۀ خود آزار برساند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى‏کند و جايش را در دوزخ قرار می‌دهد و بد جايگاهى است و از ما نيست كسى كه حق همسايۀ خود را ضايع سازد و هميشه جبرئيل به من سفارش همسايه را مى‏كرد تا اينكه گمان كردم، همسايه از همسایه­اش ارث ‏می­برد».[25]

همسایه‌آزاری خود دارای مصادیق متعددی است که ما به دو نمونۀ آن اشاره می­کنیم:

الف) بددهنی

 یکی از مصادیق بارز آزار و اذیت همسایه، بددهنی و ناسزاگویی به او می‌باشد. طبق روایات فردی که مردم از بددهنى او در امان نباشند نيز مردم‌آزار است و در آتش جهنم خواهد بود.[26] هرچند ناسزاگویى و بددهنى‏ نسبت به همۀ افراد ناروا می‌باشد اما نسبت به برادر مؤمن و همسایگان نارواتر است. تا حدّى كه رسول خدا”صلی االه علیه و آله” فرمود: «سباب المؤمن فسق و قتاله کفر؛[27] ناسزاگویی به مؤمن فسق و جنگ با او کفر است».

همچنین سليم بن قيس از اميرمؤمنان على”علیه السلام” نقل مى‏كند كه رسول اللّه”صلی االه علیه و آله” مى‏فرمود: «خداوند بهشت را بر هر فحّاش بى‏آبرو و كم‏شرمى كه باكى از آنچه گويد و آنچه به او گفته شود ندارد، حرام كرده است؛ زيرا اگر بازرسى از حالش كنى يا از زنا است يا از شركت شيطان».[28]

حکایت: شب‌زنده‌دارِ همسایه‌آزار

روزى اصحاب پیامبر”صلی االه علیه و آله” به آن حضرت عرض كردند: فلان زن، روزها روزه و شب­ها را به عبادت مى‏گذراند و صدقه مى‏دهد؛ لكن همسايه‏اش را به زبان مى‏آزارد. رسول خدا”صلی االه علیه و آله” فرمود: «خيرى در آن زن نيست، او اهل جهنم است. گفتند: فلان زن، فقط نماز واجب و روزۀ ماه رمضان را به جا مى‏آورد و آزارى به همسايه نمى‏رساند. فرمود: او اهل بهشت است‏».[29]

ب) عدم رعایت حریم

 در خصوص رعایت حقوق همسایه از جهات انسانی و دینی توصیه­های فراوانی شده است؛ لذا رعایت حقوق همسایگان و دستگیری وکمک به آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از حقوقی که همسایه به گردن همسایه­اش دارد این است که باید حریم او را رعایت کند. مثلاً چنانکه کسی بخواهد در حیاط منزل خود باغچه­ای احداث کند، باید موارد لازم و فنی این کار از قبیل حفظ فاصلۀ لازم بین دیوار همسایه و باغچه، استفادۀ از عایق مورد نیاز جهت جلوگیری از نفوذ آب و رطوبت به منزل همسایه و مواردی از این قبیل را رعایت کند، به گونه­ای که منجر به ورود ضرر و زیان به ملک همسایه نگردد. در غیر این صورت ملزم به جبران و پرداخت خسارات ناشی از آن می­باشد. همچنین کسی حق ندارد ناودان خود را به طرف ملک همسایه بگذارد و یا اینکه بدون اجازۀ همسایه، برای خانۀ خود به سمت فضای خانۀ همسایه خروجی ایجاد کند و به طورکلی هیچ کس نمی­تواند در ملک خود تصرفی کند که موجب ضرر رساندن به همسایه­اش شود و نیز استفادۀ از حریم منزلِ هر کسی باید مورد توجه او قرار گیرد و به خود اجازه ندهد حریم منزل دیگری را تصرف کند. مثلاً نباید برای اتومبیل خود از حریم منزل همسایه استفاده نماید و مانع استفادۀ او از حریم منزل خودش شود؛ چرا که تمامی این امور از مصادیق آزار به همسایه محسوب می­شود و دارای عواقب و پیامدهای دنیوی و اخروی شدیدی خواهد بود.

حکایت: سزای همسایه‌آزاری

سمرة بن جندب که از مهاجرین و اصحاب پیامبر”صلی االه علیه و آله” بود یک نخل خرما در باغ یکی از انصار داشت به طوری که خانۀ مسکونی مرد انصاری که زن و بچه­اش در آنجا به سر می­بردند، در ورودی باغ قرار داشت. سمره طبق قوانین اسلامی گاهی می­آمد و از نخل خود خبر می­گرفت یا از آن خرما می­چید. اما مشکل این بود که او هر وقت می­خواست از درخت خود خبر بگیرد، بی­اعتنا و سر زده داخل خانۀ انصاری می­شد و ضمناً چشم‌چرانی هم می­کرد. صاحب­خانه از او خواهش کرد که هر وقت می­خواهد داخل شود، سر زده وارد نشود، اما او قبول نکرد. صاحب­خانه به ناچار نزد رسول اکرم”صلی االه علیه و آله” رفته و شکایت کرد و گفت: این مرد سر زده داخل خانۀ من می­شود. شما به او بگویید بدون اطلاع و سر زده وارد نشود، تا خانوادۀ من قبلاً مطلع باشند و خود را از چشم‌چرانی او حفظ کنند.

رسول اکرم”صلی االه علیه و آله” سمره را احضار کرده و به او فرمود: «فلانی از تو شکایت دارد، می­گوید تو بدون اطلاع وارد خانۀ او می­شوی و قهراً خانوادۀ او را در حالی می­بینی که او دوست ندارد. بعد از این اجازه بگیر و بدون اطلاع و اجازه داخل نشو». سمره تمکین نکرد. حضرت فرمود: پس درخت را بفروش. سمره حاضر نشد. رسول اکرم”صلی االه علیه و آله” قیمت را بالا برد، باز هم حاضر نشد. بالاتر برد، باز هم حاضر نشد. فرمود: اگر این کار را بکنی، در بهشت برای تو درختی خواهد بود. باز هم تسلیم نشد. نه حاضر بود از درخت خود صرف نظر کند و نه حاضر بود هنگام ورود به باغ از صاحب باغ اجازه بگیرد. در این وقت پیامبر”صلی االه علیه و آله” فرمود: تو مردی زیان‌رسان و سخت‌گیری هستی و در دین اسلام زیان رساندن و تنگ گرفتن وجود ندارد. سپس خطاب به مرد انصاری فرمود: برو درخت خرما را از زمین در آور و جلوی او بیانداز. رفتند و این کار را کردند. آنگاه حضرت به سمره فرمود: حالا برو درختت را هر جا که دلت می­خواهد بکار.[30]

به طور کلی کسانی که همسایگان خود را اذیت می‌کنند، در سرای آخرت وضع ناگواری دارند؛ لذا رسول خدا”صلی االه علیه و آله” سرنوشت آشفتۀ آنان را چنین ترسیم می­فرماید: «کسی که به اندازۀ یک وجب زمین به همسایه­اش خیانت ورزد، خداوند آن یک وجب زمین را از پوستۀ هفتم زمین به گردنش حلقه کرده و او بدین حالت، خداوند را در روز جزا ملاقات می‌کند؛ مگر اینکه توبه کند و دست از ظلم به همسایۀ خود بردارد».[31]

3. ایذاء الوالدین

 مورد دیگر از موارد آزار رسانی به دیگران، آزردن پدر و مادر می‌باشد؛ لذا در آموزه‏هاى اسلامی توسط رسول خدا”صلی االه علیه و آله” نسبت به نافرمانى از پدر و مادر و آزردن و عقوق آنان هشدارهاى شديدی داده شده است. از امام باقر”علیه السلام” روايت شده است كه پيامبر اكرم”صلی االه علیه و آله” فرمود: «إيّاكم و عقوق الوالدين، فإنّ ريح الجنّة توجد من مسيرة ألف عام و لا يجدها عاقّ؛[32] بپرهيزيد از آزردن پدر و مادر؛ زيرا بوى بهشت از مسافت هزار سال راه‏ به مشام مى‏رسد، ولى هيچ‏گاه به كسانى كه مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهد رسيد».

آزردن پدر و مادر و مورد خشم آنان واقع شدن به اندازه‌ای نكوهيده و بازدارندۀ انسان از كمال است كه رسول خدا”صلی االه علیه و آله” به پيروان خود مى‏فرمود: «كن بارّاً و اقتصر على الجنّة، و إن كنت عاقّاً [فظّاً] فاقتصر على النّار؛[33] با پدر و مادر نيكو رفتار باش تا پاداش تو بهشت باشد و اگر عاق و جفاكار باشی جهنمی خواهی بود».

عاق والدین به معنای به خشم آوردن و دل شکستن و آزرده‌خاطر کردن آنان، از گناهان کبیره و سبب بدبختی انسان در دنیا و آخرت است که موجب کوتاهی عمر، تلخ و سخت شدن زندگی بر انسان و فقر و پریشانی انسان می‌شود و در آیات و روایات از این کار مذمت شده و بدترین نوع قطع رحم محسوب می‌شود.

علامۀ مجلسی; در شرح کتاب اصول کافی دربارۀ معنای عاق والدین می­نویسد:

عقوق والدین به این است که فرزند، حرمت آنها را رعایت نکرده و بی­ادبی نماید؛ آنها را به سبب گفتار یا رفتاری برنجاند و آزار و اذیت کند و در چیزهایی که منع شرعی و عقلی ندارد، از آنها نافرمانی کند. [34]

 چنان‌که در کلام امام صادق”علیه السلام” آمده است که کمترین ناسپاسی والدین، گفتن «اُف» است، نگاه تند به پدر و مادر، محزون ساختن آنها و ترک وظایف حتمی در قبال آنها مثل برآورده نکردن نیازهای مالی والدین در صورت نیاز نیز از موارد عاق شدن فرزندان معرفی شده است.

حکایت: عاقب آزار و اذیت والدین

شیخ صدوق به نقل از امام باقر”علیه السلام” می‌نویسد: «در میان بنی اسرائیل، عابدی به نام جریح بود که همواره در صومعه­ به عبادت می­پرداخت. روزی، مادرش، نزد وی آمد و او را صدا زد، اما جریح چون مشغول عبادت بود، پاسخ مادرش را نداد. مادر به خانه­اش بازگشت و بار دیگر، پس از ساعتی به صومعه آمد و او را صدا زد؛ اما باز جریح به مادر اعتنا نکرد. برای بار سوم که مادر آمد و از او جوابی نشنید، از این رفتار فرزند، دل‌شکسته شد و او را نفرین کرد. فردای همان روز، زن فاحشه­ای که حامله بود، نزد جریح آمد و همانجا در کنار دیوار صومعه بچه­ای به دنیا آورد و نزد جریح گذاشت و ادعا کرد که آن بچه، فرزند نامشروع این عابد است. این موضوع شایع شد و سر زبان­ها افتاد، به طوری که مردم به یکدیگر می­گفتند: کسی که مردم را از زنا نهی می­کرد و سرزنش می­نمود، اکنون خودش بدان مبتلا شده است.

ماجرا را برای حاکم وقت تعریف کردند و او فرمان اعدام جریح عابد را صادر کرد. هنگامی که مردم برای تماشای اعدام او جمع شده بودند، مادرش نیز حاضر شد. وقتی فرزندش را آن‌گونه در حالت رسوایی دید، از شدت ناراحتی به صورت خود می‌زد و گریه می‌کرد. جریح رو به مادر کرد و گفت: مادرم! ساکت باش! نفرین تو مرا به اینجا رسانده است وگرنه من بی‌گناه هستم. وقتی مردم این سخن جریح را شنیدند به او گفتند: ما از تو نمی‌پذیریم مگر اینکه ثابت کنی. عابد که مادرش، دیگر از او ناراضی نبود، گفت: طفلی را که به من نسبت می­دهند، پیش من بیاورید. جریح از طفل چندروزه سؤال کرد پدرت کیست؟ و در حالی که همه متعجب بودند طفل به صورت واضح گفت: پدرم، فلان چوپان است. به این ترتیب پس از رضایت مادر، خداوند آبروی از دست رفتۀ عابد را باز گردانید و تهمت­هایی که مردم به او می­زدند، برطرف شد. پس از آن، جریح سوگند یاد کرد که هیچگاه، مادر را از خود ناراضی نکند و همواره در خدمت او باشد.[35]

4. ایذاء الزوجین

 یکی دیگر از موارد آزار و اذیت، همسرآزاری است. پيامبر اكرم”صلی االه علیه و آله” مى‏فرمايد:

هركس زنى دارد كه او را مى‏آزارد، خداوند نمازها و كارهاى نيك آن زن را نمى‏پذيرد، تا وقتى كه حق شوهرش را ادا كند و او را از خود خشنود سازد. هر چند تمام روزها روزه باشد و بنده‏ها آزاد كند و مال فراوان صدقه دهد و اول كسى است كه داخل جهنم مى‏شود. سپس فرمود: هر مردى كه زن خود را آزار دهد، آنچه دربارۀ زن گفته شد برای او هم هست و هر كسى بدرفتارى زنش را تحمل كند و مزد صبر خود را از خدا بخواهد، براى او است در هر مرتبه‏اى كه صبر مى‏كند، مثل آنچه به حضرت ايوب براى صبرش داده شده و گناه آن زن، در هر شبانه‏روزى مانند ريگ­هاى بيابان است و اگر بميرد، پيش از آنكه شوهر را از خود راضى سازد، با سر وارد جهنم مى‏شود و با منافقين در پایين‏ترين دركات جهنم خواهد بود و هركه زنى دارد كه با او موافقت نمى‏كند و بر آنچه كه شوهر نفقه مى‏دهد، صبر نمى‏نمايد و بر شوهرش سخت مى‏گيرد و او را وادار به آنچه طاقت ندارد مى‏كند، خداوند از او كار خيرى كه آتش را از او دور سازد، نمى‏پذيرد و تا وقتى كه چنين است بر او غضب مى‏کند.[36]

آزار دادن همسر نیز به شیوه­های مختلفی صورت می­پذیرد که از باب نمونه به چند مورد آن اشاره می­کنیم:

الف) تحمیل وظایف غیر مربوطه

 قوام، تحکیم و استمرار زندگی زناشویی به محبت، دوستی، تفاهم، احترام متقابل و به رسمیت شناختن و رعایت حقوق همدیگر است. دین اسلام برای آنکه محیط و اجتماع کوچک خانواده قوام پیدا کند و تداوم یابد، برای هر یک از زن و شوهر حقوقی در نظر گرفته و در مقابل این حقوق وظایفی را نیز برای آنان تعیین کرده است؛ چرا که خداوند هر جا حقی در نظر گرفته، تکلیفی را هم مقرّر نموده است. بنابراین زن و شوهر باید وظایف یکدیگر را بشناسند و از تحمیل وظائف غیر مربوطه پرهیز نمایند. در حدیثی از امیرمؤمنان علی”علیه السلام” در سفارش به فرزندشان می­خوانیم: «و لا تملک المراة من امرها ماجاوز نفسها فان المراة ریحانة و لیست بقهرمانة؛[37] کارى را که در توانمندى زن نیست، بر او تحمیل نکن، زنان چون گل بهارى هستند، نه پهلوان سخت کوش و پرتوان».

به همین جهت اسلام کارهاى دشوار را از دوش زنان برداشته و در مقابل کارهاى کلیدى­ترى را مانند تربیت و تعلیم، تأمین آرامش و امنیت خانواده را به او واگذار کرده است، تا در رسالت مربى­گرى، مادرى و همسرى به خوبى نقش خود را ایفا نماید. از سوى دیگر حسن معاشرت با همسر را در سایۀ اصل مودت و رحمت بر زوجین واجب نموده، تا خانه و خانواده که محل رشد و نمو آدمى است، مهد صفا و آرامش باشد، به همین جهت تخلف از حسن معاشرت و رفتار غیر معروف براى زن و مرد، نشوز و عصیان محسوب مى­گردد.

ب) اعلام برائت و بیزاری

همچنین اگر شخصی به همسرش بگويد من از تو بيزارم و یا اینکه تو را دوست ندارم، او را آزرده است؛ زيرا اظهار برائت نمودن از مؤمن بدون دليل، اهانت به اوست. امیرمؤمنان على”علیه السلام” فرمود: «از جمله حقوق مؤمن دربارۀ مؤمنی ديگر اين است كه خطاب به او نگويد من از تو بیزارم و برائت می­جویم».[38] بنابراین چون زوجین از جملۀ مؤمنین هستند مشمول این حکم خواهند بود.

ج) بدزبانی و ترشرویی

یکی از موضوعات مهم و مورد توجه و تأکید دین مبین اسلام در احکام تکلیفی و تربیتی، بحث حفظ آبروی مسلمان است. در مقابل فحاشی و بدزبانی یکی از آسیب‌ها و رذائل اخلاقی محسوب می‌شود. به طوری که می‌توان انسان‌های فحاش و بدزبان را در زمرۀ انسان‌هایی که بی‌منطق و بی‌استدلال هستند، به حساب آورد؛ زیرا کسی که اهل منطق و استدلال باشد، نیازی به فحاشی و بدزبانی ندارد.

یکی از مشکلات بعضی از خانواده‌ها بالاخص در مورد مردان، فحاشی کردن و بدزبانی نسبت به همسر خود است که بسیار مذموم و مورد نکوهش می‌باشد. يكي از حقوقي كه زن و شوهر بايد آن را رعايت كنند، دوري از بدگويي و بدزباني است؛ چرا كه اثر آن زدودن احترام، اعتماد، صمیمیت، محبت و عشق زن و شوهر نسبت به يكديگر است و چنين رفتار ناپسندي از مصادیق بارز آزار و اذیت همسر محسوب می‌شود؛ چرا که اگر زن در برابر شوهر بدزباني كند، در همان جملۀ‌ اول احساس مرد را جريحه‌دار مي‌كند و اگر مرد چنين رفتاري انجام دهد به محبت همسر خود صدمه وارد كرده است و اگر اين تندخويي و بدزباني از طرف هر دو ادامه پيدا كند، قطعا حرمت‌ها شكسته مي‌شود و ممكن است محبت به نفرت تبديل شود؛ درحالي‌كه ستون اصلي برپايي خانواده محبت می‌باشد. بنابراين زن و شوهر بايد تمام تلاش خود را به‌كار بگيرند تا اجازه ندهند محبت بين آنها به وسيلۀ اين بي‌احترامي‌هاي كلامي از بين برود.

عواقب و پیامدهای آزار و اذیت دیگران

رفتار و گفتار آدمی تأثیر اساسی در سرنوشت انسان دارد. همانگونه که رفتار شایسته ممکن است انسان را به بالا‌ترین مرتبۀ انسانی برساند، امکان دارد انسان در اثر بر‌خورد نا‌درست ارزش و احترام خود را از بین ببرد. آزار و اذیت دیگران به هر شکل و عنوان که باشد به انسان ضربه می‌زند و نه تنها موجب عذاب اخروی است بلکه دنیا را نیز همچون جهنمی می‌کند که انسان در آن عذاب می‌کشد. آزاردهندگان همیشه مورد نفرت و دشنام مردم هستند و کسی به آنها علاقه‌مند نیست. همچنین این عمل شنیع دارای عواقب شومی است که به چند مورد آن اشاره می­کنیم:

1. حزن و اندوه

 از آنجایی که دنیا دار عمل و عکس العمل است، اگر کسی دیگران را آزار ­دهد و موجبات ناراحتی و اندوه آنان را فراهم کند، خداوند نیز دل آن شخص را محزون می­کند؛ چنانچه پيامبر اسلام”صلی االه علیه و آله” فرمود: «من احزنه احزنه اللّه‏؛[39] كسى كه دل مؤمن را محزون کند خداوند نيز دل او را محزون و اندوهناك مى‏سازد». آری کسی که با رفتار و گفتارش دیگران را آزار می‌دهد و موجب ناراحتی و اندوه آنان می‌شود، كمترين سزاى چنين كسى اين است كه خداوند نيز قلب او را محزون مى‏كند.

2. ناامیدی از رحمت الهی

  از دیگر عقوبت­های آزار رساندن به دیگران، محرومیت از رحمت الهی است؛ چنانچه رسول اکرم”صلی االه علیه و آله” در این زمینه فرمود:

مَنْ‏ آذَى‏ مُؤْمِناً وَ لَوْ بِشَطْرِ كَلِمَةٍ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَكْتُوباً بَيْنَ عَيْنَيْهِ آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ كَانَ كَمَنْ هَدَمَ الْكَعْبَةَ وَ الْبَيْتَ الْمُقَدَّسَ وَ قَتَلَ عَشَرَة آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَة؛[40] هر كه مؤمنى را اذيت‏ كند، اگر چه با يك كلمه باشد، روز قيامت وارد محشر مى‏شود در حالى كه بر پيشانيش نوشته است: آيساً من رحمة اللَّه؛ ناامید از رحمت پروردگار و چنين شخصى مانند آن كسى است كه خانۀ كعبه و بيت المقدس را خراب نموده و ده هزار نفر از ملائكه را كشته باشد.

3. رفتن به دوزخ

  با توجه به مطالب فوق الذکر، افرادی که دیگران را مورد آزار و اذیت قرار می­دهند، از رحمت الهی ناامید هستند و هرگز به آن نمی­رسند، در نتیجه جایگاهشان دوزخ خواهد بود؛ چنانچه امام صادق”علیه السلام” در این رابطه فرمود:

چون روز قيامت شود، منادى از جانب خداوند فرياد می‌زند و می‌گوید: آنانكه از دوستان من روگردانده بودند كجايند؟ گروهى بر مى‏خيزند كه رخسارشان گوشت ندارد، پس گفته شود، اينها كسانى هستند كه به مؤمنين آزار رسانده و با آنان دشمنى و عناد ورزيده‏اند و در امور دينى آنها را با تندى سرزنش كرده‌اند، سپس دستور داده می‌شود كه آنها را به دوزخ ببرند.[41]

  آری عاقبت آزار رساندن به دیگران نه تنها رفتن به دوزخ است، بلکه در دوزخ شدیدترین عذاب­ها برای کسانی خواهد بود که گرفتار این رذیله بوده­اند؛ چنانچه امام صادق”علیه السلام” خطاب به یکی از اصحابشان [زراره] فرمود:

آیا خبر ندهم تو را به سخت‏ترين مردم از حيث عذاب در روز قيامت؟ عرض كردم بيان فرمایيد [كه بسيار طالبم]. فرمود: آن كسى است كه به ضرر مؤمن كمك نمايد اگر چه به يك كلمه باشد. سپس فرمود: آیا ميل دارى سخت‏تر از آن را بگويم؟ عرض كردم آرى، فرمود: سخت‏تر از آن كسى است كه از گفتار و کردار مؤمن عیب‌جویی نماید. سپس به او فرمود جلو بيا و چون نزدیک شد، فرمود: به خداى يكتا و به رسول او و به ولايت ما اهل بيت ايمان نياورده كسى كه مؤمنى براى حاجتى نزد او بيايد و او گشاده‏رویى نكند و با وجود توانایی حاجت او را بر نياورد و اگر قرض بخواهد به او ندهد. اگر مردم مي­دانستند كه مؤمن چه مقامى نزد خدا دارد، هر آينه براى تعظيمش گردن خم مي­کردند، به درستى كه خداوند به جهت شرافت و تكريم مؤمن اسم او را از اسم خود «المؤمن» مشتق فرموده است، همانا مؤمن در قيامت شفاعت مي­كند و امان از عذاب به گناهكاران مي­دهد، پس خداوند شفاعت او را مى‏پذيرد و امان او را قبول مي­كند.[42]

روش برخورد با آزار و اذیت دیگران

زندگی اجتماعی هرگز به دور از اذیت و آزار دیگران نیست. برخی از مردم به سبب علل درونی و بیرونی، روابط سالم هنجاری را نمی‌توانند در پیش گیرند و برخی دیگر به سبب مسائلی هر از گاهی از تعادل و سلامت رفتاری بیرون می‌روند و به اذیت و آزار دیگران می‌پردازند.

هرچند که اذیت و آزار دیگران از نظر اخلاقی امری ناپسند و نابهنجار در حوزۀ رفتار اجتماعی است و حتی در برخی از موارد دارای بار حقوقی به معنای جرم و یا فقهی به معنای گناه است، ولی نمی‌توان امید داشت که همواره هر کسی در همۀ شرایط به شکل طبیعی و سالم رفتار کند و رفتارهای آزاردهنده‌ای را در پیش نگیرد؛ از این‌رو در منابع دینی به راه کارهایی جهت مقابلۀ با چنین رفتاری از ناحیۀ دیگران در ضمن بیان اجر و پاداش شخصی که در برابر این آزار و اذیت‌ها بردباری می‌کند بیان شده است که ما در این قسمت به ذکر آنها می‌پردازیم:

بخش اول: روش برخورد با آزاردهندگان

هرچند یک سوی داستان به شیوۀ اصلاح رفتاری شخص آزاردهنده باز می‌گردد ولی از آنجایی که آزار و اذیت همواره دو سویه است، شخص دیگر یعنی آزارشونده چگونه می‌تواند با این مسأله کنار آید و چه برخوردی باید داشته باشد؟ به نظر می‌رسد که برای هر یک از شرایط و نیز آزاردهندگان می‌بایست روش‌های خاصی را در پیش گرفت و نمی‌توان با یک روش خاص به نتایج مطلوب رسید. برخی از روش‌هایی که قرآن کریم در مقابله با آزار و اذیت دیگران بیان می‌کند عبارتند از:

1. تهدید

 یکی از روش‌های بازدارنده آن است که آزاردهندگان را تهدید کرد؛ به این معنا که برخی از اذیت‌کنندگان تحت تأثیر تهدید، از رفتار ناشایسته و نابهنجار خود دست می‌کشند و رفتاری درست و سالم را در پیش می‌گیرند و از این‌روست که خداوند از روش تهدید برای جلوگیری از آزار زنان و مردان مؤمن به دست کافران و مشرکان بهره می‌گیرد و آنان را به عذاب سخت و یا مرگ تهدید می‌کند و می‌فرماید: (لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدينَةِ لَنُغْرِيَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَکَ فيها إِلاَّ قَليلاً*مَلْعُونينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتيلاً):[43] اگر منافقان و بیماردلان و آنهایی که اخبار دروغ و شایعات بی‌اساس در مدینه پخش می‌کنند دست از کار خود بر ندارند، تو را بر ضدّ آنان می‌شورانیم، سپس جز مدّت کوتاهی نمی‌توانند در کنار تو در این شهر بمانند! و از همه جا طرد می‌شوند و هر جا یافته شوند گرفته خواهند شد و به سختی به قتل خواهند رسید!

2. صبر

 گاه تهدید نتیجه‌ای نمی‌بخشد و اشخاص جسورتر و بی‌باک‌تر از آن هستند که از تهدید به ویژه تهدیدهایی که به نظر آنان نادرست و یا ناممکن می‌باشد، بترسند و رفتار خود را تغییر دهند. در این صورت یکی از روش‌های برخورد با اذیت و آزار آن است که شکیبایی و صبر را پیشه کرده و منتظر فرصتی مناسب برای ادب کردن آزاردهنده باشیم.

از آنجایی که صبر در انظار بسیاری از مردم امری منفی تلقی می‌شود، می‌بایست گفت که صبر و شکیبایی نه تنها امری منفی و رفتار و واکنش منفی نیست، بلکه می‌تواند بسیار کارساز باشد؛ زیرا همان اندازه که توان و قدرت باطنی شخص را افزایش می‌دهد، همان اندازه می‌تواند شخص آزاردهنده را خسته کند؛ چرا که بی‌نتیجه بودن آزار و عدم واکنش عصبی و احساسیِ شخص آزاردیده، می‌تواند آزاردهنده را نومید سازد؛ زیرا بسیاری از آزاردهندگان به حوزۀ عاطفی و احساسی شخص توجه دارند و می‌خواهند با آزار و اذیت، وی را در تنگناهای عصبی قرار داده و واکنش احساسی و عاطفی او را بر انگیزند.

بنابراین بهره‌گیری از روش صبر و شکیبایی و عدم واکنش های تند و عصبیِ برخاسته از عواطف هیجانی می‌تواند شخص آزاردهنده را ناکام و نومید سازد و دست از اذیت و آزار بردارد؛ چنانچه قرآن کریم می‌فرماید: (وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ): [44] و از كسانى كه پيش از شما به آنان كتاب داده شده و [نيز] از كسانى كه به شرك گراييده‌اند، [سخنان دل‌]آزار بسيارى خواهيد شنيد، و[لى‌] اگر صبر كنيد و پرهيزگارى نماييد، اين [ايستادگى‌] حاكى از عزم استوار [شما] در كارهاست.

3. عفو و گذشت

 از دیگر روش‌هایی که قرآن کریم برای مقابله و برخورد با آزار و اذیت‌های دیگران ارائه می‌دهد، گذشت و عفو نسبت به آنان است. خصوصاً اگر آزار و اذیت در گذشته بوده و زمانی بر آن گذشته باشد، این مطلب لازم و ضروری‌تر است. به دیگر سخن، بر هم زدن گذشته و بیدار کردن خاطرات تلخ آن، امری نادرست و به دور از احسان و گذشت می‌باشد و شخص می‌بایست نسبت به کسی که در گذشته وی را آزرده و اذیت نموده از باب کرامت در آید و حتی به او یادآوری هم نکند. این عملی است که حضرت یوسف”علیه السلام” با برادران خویش انجام می‌دهد و حتی گذشتۀ ایشان را به یادشان نمی‌آورد.

4. پرهیز از عوامل آزاررسانی

 پرهیز از علل و عواملی که موجبات آزاررسانی دیگران می‌شود خود یکی از روش‌هایی است که قرآن کریم بدان اشاره می‌کند و می‌فرماید: (يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِکَ أَدْني‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً):[45] ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسری‌های بلند خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است [و اگر تا کنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند] خداوند همواره آمرزندۀ رحیم است.

خداوند در این آیۀ شریفه به یک نمونه از علل آزار دیدن زنان اشاره کرده و می‌فرماید: بی‌حجابی زنان و تحریک عواطف و احساسات جنسی مردان می‌تواند خود عاملی برای اذیت و آزار ایشان شود. بنابراین می‌بایست در هر موردی با توجه به عوامل انگیزش احساسات آزاردهندگان رفتار کرد و کاری نکرد که احساسات آنان تحریک شده و موجبات آزاررسانی را فراهم آورد.

با این همه، گاه بهره‌گیری از این روش‌ها نمی‌تواند چندان کارساز باشد و می‌بایست نسبت به کنش‌های آزاردهندگان واکنش‌های مناسبی را اتخاذ کرد؛ از این‌روست که با توجه به تفاوت علل و انگیزه‌های آزاردهندگان و نیز شیوه‌ها و شدت و ضعف آزار و اذیت، می‌بایست روش و شیوه‌هایی را در نظر گرفت. از لعن و نفرین آزاردهندگان گرفته تا انذار ایشان به عذاب‌ها و کیفر سخت الهی در رستاخیز، تا اسارت، تا تبعید ایشان و تا اعدام و قتل آنان روش‌هایی است که قرآن کریم برای برخورد با آزاردهندگان بیان می‌کند. لکن بخش‌های اخیر چون اسارت و تبعید و قتل، در حوزۀ قضایی و حقوقی قرار می‌گیرد و می‌بایست از طریق مراجع صالح عمل کرد و خودسرانه بدان دست نزد.

بخش دوم: اجر و پاداش تحمل آزار و اذیت دیگران

بهترین راه برای مقابلۀ با آزار و اذیت دیگران، صبر و بردباری در مقابل رفتار ناشایست آنان می­باشد. البته باید توجه داشت صبر در اینجا به معنای پذیرش ظلم و ذلت دیگران نیست؛ چرا که پذیرش ظلم و ذلت در اسلام مورد نکوهش قرار گرفته است. همچنین ناگفته نماند که صبر در مقابل آزار و اذیت دیگران زمانی نیکو خواهد بود که منجر به جری شدن طرف مقابل، ضایع شدن حقوق دیگران و همچنین ضربه خوردن به احکام و مقررات اسلامی نشود، که در این صورت شخص صابر از اجر و برکات زیادی بهره­مند خواهد شد. به عنوان نمونه در روایات از این شخص با عنوان «پرهیزگار واقعی» یاد شده است؛ چنانچه در حدیثی از حضرت علی”علیه السلام” می­خوانیم:«مَنْ صَبَرَ عَلَى مُرِّ الْأَذَى أَبَانَ عَنْ صِدْقِ التَّقْوَى‏؛[46] هر کسی که بر آزار تلخ و مکروه صبر کند واقعیت پرهیزگارى را ظاهر کرده است».

برخی دیگر از شاخص­ترین آثار صبر در برابر آزار و اذیت دیگران عبارتند از:

1. محشور شدن با ائمه”علیهم السلام”

  فردای قیامت هر انسانی با تعلقاتی که به آنها علاقه داشته اعم از افراد، اعمال و داشته‌هایش محشور می­شود. برای محشور شدن با اهل بیت”علیهم السلام” راه­های متعددی وجود دارد. یکی از آن راه­ها صبر در برابر اذیت­هایی است که در طریق تبعیت آنها متحمل می­شویم؛ چنانچه امام صادق”علیه السلام” می­فرماید: «أَ لَا تَعْلَمُ أَنَّ مَنِ انْتَظَرَ أَمْرَنَا وَ صَبَرَ عَلَى مَا یرَى مِنَ الْأَذَى وَ الْخَوْفِ هُوَ غَداً فِی زُمْرَتِنَا؛[47] آیا ندانسته‏اى هر که چشم به راه دولت ما باشد و بر آزار و ترسى که مى‏بیند شکیبایى ورزد فرداى قیامت در زمرۀ ما محشور گردد».

  منظور از آزار و اذیت در این حدیث شریف، آزار و اذیتی است که مؤمنین در راه پیروی از ائمۀ معصومین”علیهم السلام” متحمل می­شوند. در عصر غیبت نیز این پاداش نصیب شخصی می­شود که در راه تمسک به طریق امام زمان”علیه السلام” مورد آزار و اذیت و نیش و کنایه­های بدخواهان دین قرار می­گیرد.

  2. دستیابی به ابواب رحمت

همچنین یکی از راه­های رسیدن به رحمت الهی، صبر در برابر آزار و اذیت دیگران است. پیامبر گرامی اسلام”صلی االه علیه و آله” در این زمینه می­فرماید: «یا عَلِی ثَلَاثٌ مِنْ أَبْوَابِ الْبِرِّ سَخَاءُ النَّفْسِ وَ طِیبُ الْکَلَامِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الْأَذَى؛[48] اى على! سه چیز از درهاى خیر و رحمت است: دست‌بخشنده و خوش‌زبانى و صبر در برابر آزار و اذیت دیگران».

پرسش و پاسخ

دین اسلام برای در امان ماندن از آزار و اذیت دیگران چه راه حل­هایی ارائه داده است؟

پاسخ: در آموزه‌های دینی به مؤمنان سفارش شده است که ابتدا در رویکردی پیشگیرانه، رفتار خود را به گونه‌ای تنظیم کنند که انگیزه و یا زمینۀ آزار و اذیت را برای دیگران فراهم نیاورند. به عنوان نمونه انسان می‌تواند با زبان نرم و ملایم بسیاری از افراد را به خود جذب کرده و خود را از آسیب آنها مصون بدارد. امام باقر”علیه السلام” در این‌باره می‌فرماید: «زبان کلید هر خیر و شرى است، سزاوار است که مؤمن زبان را مانند صندوق سیم و زر قفل کند». همچنین پیامبر گرامی اسلام”صلی االه علیه و آله” فرمود: «خدا بر آن مؤمن رحمت فرستد که زبان را از هر شرى نگه می‌دارد. این صدقه‌‏اى است که به خود می‌دهد».[49]

بنابراین قبل از هر چیز، عملکرد خود انسان می‌تواند بهترین محافظ وی در برابر آزار و اذیت دیگران باشد. اما در عین حال برای در امان ماندن از شر افرادی که این روش در آنان تأثیرگذار نیست، با هر عملی می‌توان از خداوند خواست که او را از اذیت و آزار دیگران محافظت کند و دعاهای مأثوری نیز در این زمینه وجود دارد:

  1. ۱. صدقه: امام باقر”علیه السلام” فرمود: «آیا می‌خواهید شما را از چیزى آگاه کنم که با انجام آن سلطان و شیطان از شما دور شوند؟! أبو حمزه گفت: بفرمایید تا انجامش دهیم. امام”علیه السلام” فرمود: روز را با صدقه دادن آغاز کنید، که صدقه روى ابلیس را سیاه می‌نماید و شرّ آن روز سلطان ستمگر را بر شما بی‌اثر می‌کند. بر شما باد به دوستى و محبّت در راه خدا و همکارى در اعمال شایسته، که آن ریشۀ سلطان و شیطان را قطع می‌کند. در آمرزش خواهى [استغفار] سماجت و اصرار کنید؛ چرا که استغفار موجب محو گناهان می‌شود».[50]

2. دعا: امام سجاد”علیه السلام” در دعایی این‌گونه می‌فرماید: «وَ أَعِذْنِی وَ ذُرِّیَّتِی مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، وَ مِنْ شَرِّ السَّامَّةِ وَ الْهَامَّةِ و الْعَامَّةِ وَ اللَّامَّةِ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ سُلْطَانٍ عَنِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ مُتْرَفٍ حَفِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ ضَعِیفٍ وَ شَدِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ شَرِیفٍ وَ وَضِیعٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ صَغِیرٍ وَ کَبِیرٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ قَرِیبٍ وَ بَعِیدٍ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ مَنْ نَصَبَ لِرَسُولِکَ وَ لِأَهْلِ بَیْتِهِ حَرْباً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ، وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ دَابَّةٍ أَنْتَ‏ آخِذٌ بِناصِیَتِها‏؛[51] خدایا، مرا و ذریّه‌ام را از شیطان رجیم در پناه خود قرار ده و از آسیب هر گزندۀ زهر دارنده و هر بیم و هراس و بلا و چشم زخم در امان دار، از شر هر شیطان سرکش و هر پادشاه ستمگر کینه‌توز، هر خدمتگذار غرق در ناز و نعمت، هر ناتوان و نیرومند، هر بلند پایه و فرومایه، هر خرد و کلان، هر نزدیک و دور و هر کس که علیه رسول تو و اهل‌بیتش به جنگ برخاسته، از جن و انس و هر جنبنده‌‏اى که زمامش به دست قدرت تو است، پناه ده.

 

[1] . سورۀ احزاب: آیۀ 58.

[2] . تفسیر نمونه: ذیل آیۀ شریفه.

[3] . تحف العقول: ترجمۀ جنتی، ص 63.

[4] . کنزالعمال: ج 2، ص 319.

[5] . بحارالانوار: ج 16، ص 52.

[6] . مستدرک الوسائل: کتاب حج، باب 125.

[7] . اصول کافی: ج 2، ص 351.

[8] . همان: ص 353.

[9] . همان: ج 3، ص 161.

[10] . مستدرک الوسائل: کتاب حج، باب 135.

[11] . گناهان کبیره: ج 2، ص 304.

[12] . مستدرک الوسائل: ج 2، ص 111.

[13] . سورۀ حجرات: آیۀ 11.

[14] . کنزالعمال: ح 8328.

[15] . اثنی عشریه: ص 13.

[16] . ثواب الاعمال و عقاب الاعمال: ص 46.

[17] . روضۀ کافی: باب 148، ص 102.

[18] . دعائم الاسلام: ج 1، ص 348.

[19] . اصول کافی: ج 2، ص 292.

[20] . معانی الاخبار: ص 271.

[21] . من لایحضره الفقیه: ج 1، ص 26.

[22] . تحف العقول: ص  315.

[23] . سورۀ لقمان: آیۀ  19.

[24] . اصول کافی: ج 2، ص 668.

[25] . وسائل الشیعه: ج 8، کتاب حج، باب 86، ص 488.

[26] . بحارالانوار: ج 17، ص 20.

[27] . منتخب میزان الحکمة: ص 264.

[28] . اخلاق اسلامی در نهج البلاغه: ج 2، ص 462.

[29] . مستدرک الوسائل: کتاب حج، باب 72.

[30] . وسائل الشیعه: ج 3، کتاب الشفعه، باب عدم جواز الاضرار بالمسلم، ص 329.

[31] . لئالی الاخبار: ج 3، ص 6.

[32] . اصول کافی، ترجمۀ مصطفوی: ج 2، ص 349.

[33] . همان: ص 348.

[34] . مرآة العقول، مجلسی: باب العقوق، ج 10، ص 371.

[35] . داستان­های بحارالانوار: ج 1، ص 4.

[36] . وسائل الشیعه: کتاب نکاح، باب 82، ص 116.

[37] . نهج البلاغه: نامۀ 31.

[38] . بحارالانوار: ج 16، ص 142.

[39] . بحارالانوار: ج 2، ص 103.

[40] . ارشاد القلوب دیلمی: ج 1، ص 76.

[41] . اصول کافی: باب 145، ص 470.

[42] . ارشاد القلوب دیلمی، ترجمۀ مسترحمی: ج 1، ص 176.

[43] . سورۀ احزاب: آیات 60 و 61.

[44] . سورۀ آل عمران: آیۀ 186.

[45] . سورۀ احزاب: آیۀ 59.

[46] . غررالحکم: ص  285.

[47] . فروع کافی: ج  8، ص  37.

[48] . تحف العقول، ترجمۀ حسن زاده: ص 14.

[49] . همان: ص 298.

[50] . همان.

[51] . صحیفۀ سجادیه: ص 114.

حضرت آیت الله جوادی آملی در دیدار جمعی از ائمه جمعه و علمای اهل سنت استان های گلستان و گیلان با که در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء  در قم برگزار شد، «قرآن کریم» را مهمترین عامل وحدت مسلمانان دانستند و بیان داشتند: تمسک به قرآن کریم قطعاً سعادت بخش است، بهترین تعریف از قرآن کریم که کلام خدای متعال است را خود قرآن درباره خود بیان می کند و می فرماید قرآن «حبل متین» است که خداوند برای هدایت شما آن را به زمین نازل کرده است.

 

ایشان ادامه دادند: ما یک «تجافی» داریم و یک «تجلی»؛ آنچه به صورت تجافی نازل می شود وقتی در پایین هست دیگر در بالا نیست، اما آنچه به صورت تجلی نازل می شود وقتی در پایین است در بالا هم هست. گرچه خداوند هم قرآن و هم باران، هر دو را نازل کرد، اما قرآن را به صورت تجلی و باران را به صورت تجافی نازل کرده است، به عبارت دیگر خداوند باران را به زمین «انداخت» اما قرآن کریم را به مثابه حبل متین به زمین «آویخت» که یک طرف آن به دست خود خدای متعال است و طرف دیگر آن نزد ماست و لذا در ابتدای سوره مبارکه زخرف فرمود این کتابی است که «لَعَلِی حَکِیمٌ».

 

معظم له تصریح داشتند: چون خداوند، قرآن را به زمین آویخت و یک طرف آن را به دست دارد به ما امر کرد که این حبل متین را بگیرید و بالا بیایید. فرمود «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَمیعًا وَلا تَفَرَّقوا»؛ هم امر به اعتصام می کند «وَاعتَصِموا»، هم امر به اتحاد می کند «جَمیعًا» و هم از تفرقه نهی می کند «وَلا تَفَرَّقوا»، اگر این سه اصل رعایت شود و تمسک به این حبل صورت بگیرد قطعاً دیگر جا برای هیچ نگرانی و انحرافی باقی نخواهد ماند.

 

حضرت آیت الله جوادی آملی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشتند: خداوند در قرآن کریم به قلم، مرکب و تالیفات علماء قسم یاد کرده است؛ «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یسْطُرُونَ»، مرحوم علامه طباطبایی می فرمودند قَسم های قرآن به خود «بینه» است نه در مقابل «بینه». اگر کسی در یک جای تاریک ادعا کند که روز شد، او باید دلیل بیاورد و اگر دلیلی نداشت سوگند یاد می کند که الآن روز هست؛ ولی اگر کسی برابر آفتاب ادعا کرد که الآن روز است، این شخص می تواند به خود آفتاب سوگند یاد کند و بگوید که به این آفتاب قَسم الآن روز است! قَسم های قرآن این‌چنین است، خداوند به قلم، مرکب و تالیفات علماء قسم یاد کرده چون سعادت و تربیت جامعه به دست علماء جامعه صورت می گیرد همان طور که این شهداء را علماء تربیت کردند و به این مقام رساندند.

 

ایشان ابراز امیدواری کردند: امیدواریم به برکت قرآن کریم، در هدایت جامعه بیش از گذشته موفق باشید و این اتحاد میان مسلمانان از هر خطری محفوظ باشد چرا که «یَدُ اللهِ مَعَ الجَماعَة»، این در کنار هم بودن توفیقی است که خدای متعال به ما عطا کرده است و باید همواره شاکر و قدردان این نعمت الهی باشیم.

 

در ابتدای این دیدار گزارشی از تحکیم وحدت میان شیعه و سنی در استان های شمال کشور و نیز وضعیت مدارس علمیه اهل سنت در استان گلستان و گیلان خدمت معظم له ارائه گردید.

امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: شیعیان علی"علیه السلام" کسانی هستند که برادران "دینی" خود را بر خویش مقدم می‌دارند گرچه خودشان نیازمند باشند.

 

امام حسن عسکری علیه السلام:

شِیعة عَلیٍّ هُم الَّذِین یُؤثِرون إخوانِهم عَلی أنفُسِهم و لَو کَان بِهِم خَصاصَة و هُم الّذینَ لایَراهُم الله حَیثُ نَهاهُم و لا یَفقُدُهُم حَیثُ أمَرهُم، و شِیعة عَلِیٍّ هُم الَّذِین یقتَدُون بِعَلِیٍّ فِی إکرامِ إخوانِهِم المُؤمِنین.

 

امام حسن عسکری علیه السلام:

شیعیان علی"علیه السلام" کسانی هستند که برادران "دینی" خود را بر خویش مقدم می‌دارند گرچه خودشان نیازمند باشند.

شیعیان علی"علیه السلام" کسانی هستند که خداوند آنها را در جایی که نهی کرده نمی‌بیند و در جاهایی که خواست خدا بر حضور در آن می‌باشد غایب نمی‌باشند و به آنچه امر نموده عمل می‌کنند.

و شیعه علی"علیه السلام" در تکریم و احترام برادران مؤمن خود به علی"علیه السلام" اقتدا می‌نماید.

 

 

 

"میزان الحکمه،جلد 5صفحه 231"

امام حسن عسکری(ع)، یازدهمین پیشوای شیعیان، در سال 232 ه. ق چشم به جهان گشود. پدرش امام دهم، حضرت هادی علیه السلام و مادرش بانوی پارسا و شایسته، «حدیثه» است که برخی از او بنام «سوسن» یاد کرده اند. این بانوی گرامی، از زنان نیکوکار و دارای بینش اسلامی بود و در فضیلت او همین بس که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام پناهگاه و نقطه اتکای شیعیان در آن مقطع زمانی بسیار بحرانی و پر اضطراب بود.   

 

از آنجا که پیشوای یازدهم به دستور خلیفه عباسی در «سامراء»، در محله «عسکر» سکونت (اجباری) داشت، به همین جهت «عسکری» نامیده می شود. از مشهورترین القاب دیگر حضرت، «نقی» و «زکی» و کینه اش «ابو محمد» است. او 22 ساله بود که پدر ارجمندش به شهادت رسید. مدت امامتش 6 سال و عمر شریفش 28 سال بود، در سال 260 ه به شهادت رسید و در خانه خود در سامراء در کنار مرقد پدرش به خاک سپرده شد.
 


مظلومیت امام حسن عسکری (ع)
حجت الاسلام علوی تهرانی در مورد مظلومیت‌های امام عسکری گفت: امام حسن عسکری به همراه پدرشان در کودکی به اجبار به منطقه سامرا تبعید شدند. علت نامگذاری لقب عسکری این بود که ایشان در سامرا و در منطقه‌ای بنام عسکر (که لزوماً نظامی هم نبوده) مستقر بودند.

وی ادامه داد: شرایط امامت ایشان طبق فرمایش حضرت، بسیار سخت بوده‌است. حضرت در مقام پاسخ به نامهٔ عده‌ای از شیعیان، فرمودند: «شیعیان در مورد امامت هیچ‌یک از پدرانم، مانند من در شک و تردید نبوده‌اند.»

دوران امام هادی و امام عسکری در شدت اختناق حاکمان زمان خود بوده‌است. سه دلیل برای این خفقان ذکر شده‌است:

دلیل اول: شرایط سخت ملاقات با امام
این کارشناس دینی گفت: شیعه برای ملاقات با امام هادی به سختی از شر نگهبانان خلاص می‌شد و خدمت حضرت می‌رسید. امام در یک اتاق زندانی بودند در حالیکه بر روی حصیری نشسته بودند و در مقابل ایشان قبری آماده بود. یعنی اگر حرفی می‌زدند، تکلیف معلوم بود.

وی افزود: با این شرایط، نمی‌توانستد آشکارا امام بعد از خود را معرفی کنند؛ لذا معرفی امام عسکری در چند ماه آخر عمر ایشان اتفاق افتاده‌است.

دلیل دوم: تضعیف امام عسکری علیه‌السلام
وی ادامه داد: امام عسکری (ع) برادری بنام سیدمحمد داشتند که اکنون در سامرا دارای بارگاه است. عده‌ای از شیعیان آن زمان، حتی در زمان امام هادی، به امامت سیدمحمد گرایش پیدا کردند. سیدمحمد مورد تأیید بود. او بسیار بزرگوار بود و پناه شیعیان به حساب می‌آمد اما به هیچ عنوان خود را امام نمی‌دانست. حاکمان وقت، در جهت انحراف افکار شیعیان روی امامت ایشان مانور می‌دادند.

 
دلیل سوم: خیانت برخی از وکلاء ائمه

علوی تهرانی گفت: وکالت از عصر امام کاظم شروع شد تا شرایط سخت ارتباط امام با مردم، تسهیل شود. اما برخی از وکلاء بعد از شهادت امام کاظم، مردم را به امامت حضرت رضا راهنمایی نکردند و گروه واقفیه را شکل دادند. شخصی از این گروه به امام رضا نامه نوشت که: «پدر شما زنده است، او همان مهدی است که خواهد آمد اما اکنون از نظرها پنهان است، او هرگز توصیه‌ای در مورد شما نکرده‌است.»

وی افزود: به این ترتیب، همه اموال مسلمین را بین خود تقسیم کرده و خیانت کردند. سایر امامان نیز از خیانت برخی وکلاء مصون نبودند.

این کارشناس دینی اظهار داشت: جریان‌های مخالف تشیع در عصر امام عسکری از این خفقان به نفع خود استفاده می‌کردند. تصوف یکی از آنها بود که از زمان امام صادق شکل گرفته بود و حضرت دربارهٔ آنها فرموده بودند: «آنها دشمن ما هستند، هرکسی به آنان تمایل داشته باشد از آنان است و با آنها محشور می‌شود.»

وی در مورد شهر سامرا افزود: سُرّ مَن رَأی، محل دفن امام است. امام عسکری فرمودند: هرکسی می‌خواهد از غم، رها شود و سرور و شادمانی پیدا کند، به زیارت من بیاید.

نامه‌های امام حسن عسکری به شیعیان
حجت الاسلام طبسی استاد حوزه در مورد شرایط دوران امام حسن عسکری و نامه‌های آن حضرت به شیعیان گفت: زمان امام حسن عسکری (ع) شرایط بسیار سختی بوده‌است. تقریباً همان شرایط پدرشان امام هادی را داشته بعلاوه مشکلات عدیده دیگری نیز مطرح بوده‌است. مسئله مکاتبات در زمان امام هادی و امام حسن عسکری (ع) بسیار زیاد بود. مکاتبات امام هادی و امام حسن عسکری (ع) به شیعیان مخصوصاً به قمی‌ها نکات زیادی داشته‌است.

وی افزود: امام حسن عسکری (ع) که غالب ایامی که دوران امامتشان بود در زندان سپری شد در زمان آزادی و از زندان نامه‌هایی به شیعیان فرستادند. از جمله این نامه‌ها، به احمد بن اسحاق است که آن زمان نماینده مردم در قم بود. حضرت امام حسن عسکری راجع به تولد امام زمان در این نامه بشارت دادند و همچنین به ایشان گفتند این مژده فعلاً نزد تو مکتوم بماند. یعنی به کسی خبر ندهید.

طبسی یادآور شد: امام عسکری می‌فرماید علیرغم اینکه دشمنان می‌خواستند مرا را بکشند تا این نسل طیب و طاهر به دنیا نیاید فرزندم به دنیا آمد. یکی از نامه‌ها این چنین بود.

این پژوهشگر مسائل دینی ادامه داد: بعضی از نامه‌ها حتی به صورت علنی هم نبود. این‌طور بود که حضرت چوبدستی‌ای در خانه داشتند که داخل چوبدستی خالی بوده و گاهی وقت‌ها حضرت برای بعضی از شیعیان نامه می‌نوشتند و با رساندن این چوبدستی توسط نامه‌رسانان یا پیشکارشان، نامه را بدست شیعیان می‌رساندند. این پیشکار می‌گوید چوبدستی را از طرف امام بردم، در بین راه دیدم که شخصی چند گوسفند همراه دارد که آنها را بطرفی می‌برد. بعد می‌گوید به من گفت اینها را به این سو راهنمایی کن. من چوبدستی را برداشتم و به این گوسفند زدم یک دفعه دیدم چوبدستی دو تا شد و مقداری از نامه‌ها از داخل چوب بیرون افتاد. گفت فوراً اینها را جمع و جور کردم و به اصحاب رساندم. وقتی برگشتم امام بسیار ناراحت شد فرمود چرا چنین و چنان کردی، بعد معلوم شد که حضرت در این چوبدستی نامه‌هایی می‌گذاشته که به دست اصحابش برساند. خلاصه از بین نامه‌های فراوانی که از حضرت می‌نوشتند، بسیاری از این نامه‌ها برای قم بود. تا زمان مرحوم صدوقنامه‌ها نزد ایشان بوده اما بعد از فوت مرحوم صدوق، گم شده‌است و هیچ‌یک از این نامه‌ها فعلاً موجود نیست.

نماز امام زمان بر پیکر پدر

وی افزود: آخرین نامه‌هایی که امام حسن عسکری (ع) برای شهرهای عراق به وسیله نامه رسان خود نوشت این بود که به فردی از شیعیان نوشته بود ظاهراً بعد از ۱۵ روز دیگر وقتی که وارد سامرا می‌شوی، می‌بینی که مردم به داغ و مصیبت من نشسته‌اند و هم منتظر کسی هستند که بیاید و برای من نماز میت را بخواند. آن شخص می‌گوید وقتی از بصره به سمت سامرا برگشتم دیدم که مردم به سوگ امام نشسته‌اند و منتظرند که کسی بیاید بر پیکر مطهر امام حسن عسکری (ع) نماز بخواند. حضرت در نامه می‌فرماید آن کسی که جواب نامه‌ها را از تو مطالبه می‌کند و بر من نماز می‌خواند او امام بعد از من است. آن فرد می‌گوید امام را برای نماز آماده کردند جعفر کذاب برای خواندن نماز پیش‌آمد، تا خواست نماز را شروع کند کودک ۵ساله ای آمد او را کنار زد و فرمود من به خواندن نماز بر پدرم سزاوارترم.

طبسی اظهار داشت: حضرت امام حسن عسکری چند نشانه و علامت برای امام زمان بیان فرمود و آن فرد که ابوالادیان نام داشت وقتی از بصره برگشت همه این نشانه‌ها را مشاهده کرد.

وی افزود: حضرت امام هادی و امام حسن عسکری (ع) بخاطر شرایطی که داشتند همه کس را نمی‌توانستند بپذیرند زیرا دشمن آنها را اذیت می‌کرد. حتی بر کسانی که وارد بر امام می‌شدند دقت می‌کرد؛ لذا ارتباط آن حضرت با شیعیان با نامه‌ها صورت می‌گرفت و نامه‌ها رد و بدل می‌شد.
 


زمینه‌سازی امام عسکری (ع) برای غیبت

اما امام حسن عسکری (ع) چگونه شیعیان را برای دوران غیبت فرزند خود؛ حضرت مهدی (عج) آماده نمود؟! از آنجا که غایب شدن امام و رهبر هر جمعیتی، یک حادثه غیرطبیعی و نامأنوس است و باور کردن آن و نیز تحمل مشکلات ناشی از آن برای نوع مردم دشوار می‌باشد، پیامبر اسلام و امامان پیشین به تدریج مردم را با این موضوع آشنا ساخته و افکار را برای پذیرش آن آماده می‌کردند. این تلاش در عصر امام هادی (ع) و امام عسکری (ع) که زمان غیبت نزدیک می‌شد، به صورت محسوس‌تری به چشم می‌خورد. چنان‌که در زمان امام هادی (ع) آن حضرت اقدامات خود را نوعاً توسط نمایندگان انجام می‌داد و کمتر شخصاً با افراد تماس می‌گرفت.

این معنا در زمان امام عسکری (ع) جلوه بیشتری یافت؛ زیرا امام از یک طرف، با وجود تأکید بر تولد حضرت مهدی (ع) او را تنها به شیعیان خاصّ و بسیار نزدیک نشان می‌داد و از طرف دیگر تماس مستقیم شیعیان با خود آن حضرت روز به روز محدودتر و کمتر می‌شد، به طوری که حتی در خود شهر سامّرا به مراجعات و مسائل شیعیان از طریق نامه یا توسط نمایندگان خویش پاسخ می‌داد و بدین ترتیب آنان را برای تحمل اوضاع و شرائط و تکالیف عصر غیبت و ارتباط غیر مستقیم با امام آمده می‌ساخت.

«احمد بن اسحاق»، یکی از یاران خاص و گرانقدر امام عسکری (ع)، می‌گوید: به حضور امام عسکری (ع) رسیدم می‌خواستم دربارهٔ امام بعد از او بپرسم، حضرت پیش از سؤال من فرمود: ای «احمد بن اسحاق»! خداوند از زمانی که آدم را آفریده تا روز رستاخیز، هرگز زمین را از «حجت» خالی نگذاشته و نمی‌گذارد. خداوند از برکت وجود «حجت» خود در زمین، بلا را از مردم جهان دفع می‌کند و باران می‌فرستد و برکات نهفته در دل زمین را آشکار می‌سازد.

عرض کردم: پیشوا و امام بعد از شما کیست؟ حضرت برخاست و به اتاق دیگر رفت و طولی نکشید که برگشت، در حالی که پسر بچه‌ای را که حدود سه سال داشت و رخسارش همچون ماه شب چهارده می‌درخشید به دوش گرفته بود. فرمود: «احمد بن اسحاق»! اگر پیش خدا و امامان محترم نبودی، این پسرم را به تو نشان نمی‌دادم، او همنام و هم کنیه رسول خداست، زمین را پر از عدل و داد می‌کند. چنان‌که از ظلم و جور پر شده باشد. او در میان این امت (از نظر طول غیبت) همچون «خضر» و «ذوالقرنین» است، او غیبتی خواهد داشت، که (در اثر طولانی بودن آن) بسیاری به شک خواهند افتاد و تنها کسانی که خداوند آنان را در اعتقاد به امامت او ثابت نگه داشته و توفیق دعا جهت تعجیل قیام و ظهور او می‌بخشد، از گمراهی نجات می‌یابند.

طبسی در مورد اینکه امام حسن عسکری (ع) چگونه مردم را با دوران غیبت امام زمان (عج) آماده کردند گفت: یکی از کارهای امام حسن عسکری (ع) این بود که مردم را برای پذیرفتن امام غایب آماده می‌کردند زیرا قبل از این همه امام را می‌دیدند و با امام صحبت می‌کردند و از این جهت مشکلی نداشتند اما بعد از سال ۲۶۰ ه‍.ق مردم با نبود امام کم‌کم آشنا شدند و این آشنایی قهراً و طبعاً زمینه‌سازی ای می‌خواست که حضرت این کار را انجام دادند.

طبسی در ادامه گفت: یکی از آن زمینه‌سازی‌ها این بود که حضور امام حسن عسکری (ع) در میان مردم کمتر شد. مسئله عمدی هم بود که در نبود امام نیز می‌توان با امام اتصال برقرار کرد؛ لذا بسیاری از افرادی که می‌خواستند خدمت امام عسکری (ع) برسند امام آنها را نهی می‌کرد و می‌فرمود شرایط فعلاً مناسب نیست؛ لذا بعضی از افرادی که می‌خواستند خدمت به امام حسن عسکری برسند امام در بین راه پیام رسانی فرستاد که برگردید و وارد سامرا نشوید.

وی افزود: یکی از مواردی که حضرت نسبت به آماده کردن مردم برای امامت امام زمان (عج) انجام داد همین بود که مردم کمتر با ایشان تماس پیدا کنند.

طبسی تصریح کرد: تماس‌های مردم هم این‌طور بود که بعد از امام حسن عسکری (ع) در غیبت صغری برای اتصال با امام زمان هیچ راهی نبود و این نایب‌هایی که در زمان خود امام حسن عسکری (ع) شخصیت‌های بسیار معروفی بودند، اینها را معین کردند تا در مدت زمانی با این وسیله با امام زمان (عج) ارتباط داشته باشند. آن هم با نامه و نه دیدار حضوری؛ و سپس غیبت کبری شروع شد خود امام حسن عسکری (ع) نسبت به نایبان عامشان که علما و فقهای زمان خود بودند آنها را به رشد رساندند که مردم اینها را شناختند از جمله همین ابن بابویه قمی است که حضرت امام حسن عسکری (ع) نامه مفصلی برای او می‌نویسد تا مردم او را بهتر بشناسند.

این محقق و پژوهشگر معارف دینی اظهارداشت: افرادی که در قم و غیر قم رشد پیدا کرده بودند افرادی مانند زکریا ابن آدم و دیگر شخصیت‌های عظیمی که در کنار اهل بیت (ع) بودند یا اشعری‌هایی که در کنار اهل بیت (ع) بودند شاگردان ائمه بودند اینها کم‌کم رشد پیدا کردند همه اینها زمینه ای شد برای اینکه مردم یاد بگیرند با نبود امام چگونه می‌شود زندگی کرد.
 


جلد تفسیر قرآن از امام حسن عسکری (ع)
عابدی گفت: زمان امام عسکری غیر از این فرقه گرایی که در شیعه بود فیلسوفانی شروع کردند علیه قرآن کتاب نوشتند. علت اینکه خود امام عسکری نذر کرده بود که تفسیر قرآن درس بدهد و ۲۱ جلد تفسیر قرآن نوشت به خاطر هجمه ای بود که علیه قرآن شروع شده بود.

وی افزود: زمان امام عسکری کارهای علمی مانند ساختن قمر مصنوعی صورت گرفت. یا اینکه فردی کتاب طبی نوشت و در طب خود داروهایی که حرام بودند تجویز می‌کرد. امام عسکری با اینها مقابله کرده‌است. احادیث امام عسکری را نگاه کنید نوعاً ناظر به این نوع حوادث زمان خود است.


هشت سفارش امام حسن عسکری(ع) به شیعیان
امام حسن عسکری علیه السلام ـ به شیعیان خود: شما را سفارش می کنم به تقوای الهی و پارسایی در دینتان و کار و کوشش برای خدا و راستگویی.

و ادای امانت به کسی که امانتی به شما سپرده است، نیکوکار باشد یا تبهکار.

و سجده طولانی و نیکو همسایه داری؛ زیرا محمّد صلی الله علیه و آله برای این امور آمده است.در میان عشیره هایشان، نماز بخوانید، در تشییع جنازه هایشان، شرکت ورزید، از بیمارانشان، عیادت کنید، حقوق آنان، را بگزارید.

زیرا هرگاه فردی از شما در دینش، پارسا و در گفتارش، راستگو باشد و امانت را ادا کند و با مردم خوشخویی کند، گفته شود: این شیعه است و این، مرا شاد می سازد.

از خدا پروا کنید و مایه آراستگی ما باشید، نه باعث ننگ و زشتی.

هرگونه دوستی را برای ما جلب کنید و هرگونه زشتی را از ما دور سازید؛ زیرا هر خوبی که در حقّ ما گفته شود، ما اهل آن هستیم و هر بدی که درباره ما گفته آید، نه چنانیم.

ما را در کتاب خدا، حقّی است و با رسول خدا، خویشاوندیم وخداوند، ما را پاک شمرده است و جز ما، هر کس چنین ادعایی کند، دروغ گوست.

خدا و مرگ را، فراوان یاد کنید و بسیار قرآن بخوانید و فراوان بر پیامبر صلی الله علیه و آله صلوات فرستید؛ زیرا صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله ده ثواب دارد.

سپهبد «شائو یوئان مینگ» General Shaoyuan Ming ، معاون روابط بین الملل ارتش چین که در صدر هیئت عالی‌رتبه نظامی برای شرکت در دومین اجلاس کمیسیون مشترک نظامی نیروهای  مسلح ایران و چین به تهران سفر کرده است ،در دیدار  با  رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران برگسترش روابط نظامی با ایران تاکید کرد‌.

 

روابط بلند مدت نظامی بین نیروهای مسلح ایران و چین و مقابله با تهدیدهای مشترک در آسیای غربی و دریای جنوب چین از موضوعات نشست روز سه‌ شنبه رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران و معاون روابط بین‌الملل ارتش چین بود.

 

سرلشکر «محمد باقری» رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران در این دیدار با تاکید بر اینکه اراده دائمی دو کشور گسترش روابط است، از تدوین سند راهبردی روابط ۲۵ ساله ایران و چین خبر داد وتصریح کرد: سیاست و مواضع دیگر کشورها تاثیری در روابط تهران و پکن نخواهد داشت.

 

جمهوری اسلامی ایران و چین بعنوان دو کشور بزرگ آسیایی و با برخورداری از تمدنی کهن با روابطی دیرینه‌، اهداف و منافع مشترکی در بسیاری از حوزه‌ها دارند.

 

در این راستا امنیت خلیج فارس به دو دلیل  مورد توجه  چین  قرار دارد:

 

دلیل نخست؛‌ ضرورت  تامین امنیت صادرات نفت و استمرار تجارت آزاد و کشتیرانی امن در منطقه است‌.

 

دلیل دوم‌؛ موقعیت ژئو استراتژیک ایران در غرب آسیاست که این موضوع برای چین اهمیتی راهبردی دارد‌.

 

موقعیت جغرافیایی ایران به نحوی است که با ۱۵ کشور همسایه است و حلقه ارتباط این کشورها از مسیر شاهراه ترانزیتی شمال – جنوب بشمار می رود‌. لذا از نظر چین نقش و جایگاه ایران‌ در پروژه یک کمربند – یک جاده‌؛ حائز اهمیت است‌.

 

این در حالی است‌ که ایران از نظر منابع انرژی‌ در رتبه بالای جهانی قرار دارد.

 

بدیهی است که نا‌امن شدن منطقه از سوی ایالات متحده اقدامی‌ به زیان‌ منافع اقتصادی - سیاسی‌ چین و دیگر کشورهایی است که خواهان صلح و امنیت در منطقه و جهان هستند‌‌. در واقع آنچه حساسیت چین را بعنوان یک عضو دائم شورای امنیت در این زمینه بیشتر کرده است‌؛ نگرانی از پیامدهای‌ سیاست‌های  یکجانبه آمریکا و بحران سازی‌های آمریکا در منطقه پس از خروج از برجام و نقض قطعنامه شورای امنیت است‌.

 

«وانگ یی» Wang Yi وزیر امور خارجه چین  در دیدار اخیر ظریف از‌ پکن  گفت: چین از هر اقدامی که به کاهش تنش و افزایش ثبات و امنیت در منطقه منجر شود، حمایت می کند.

 

درواکنش به اقدامات بحران ساز آمریکا در منطقه‌؛ چین مصمم به حضور تاثیرگذار در حوزه‌ها و مناطق استراتژیک دریایی است و برای نقش ایران نیز به عنوان کشور بزرگ منطقه اهمیت ویژه ای قائل است. زیرا ایران از قدرت بازدارنگی لازم در مقابل تهدید‌ها برخوردار است و در عین حال معتقد به همکاری منطقه ای برای حفظ امنیت جمعی، با همکاری کشورهای مستقل است.

 

 از نگاه تحلیلگران مسایل سیاسی با توجه به دیدگاه‌های همسو بین‌ تهران و پکن در باره مسایل منطقه‌ای و بین المللی‌؛ این تعامل می‌تواند ثمرات فراوانی برای هردو کشور  داشته باشد‌.

 

نیک‌ بخش‌؛ کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به روابط دوجانبه راهبردی تهران و پکن معتقد است‌؛ برغم فشار ترامپ به کشورها با هدف قطع همکاری‌های اقتصادی و مالی با جمهوری اسلامی ایران، در حال حاضر روابط ایران و چین  در کلیه زمینه‌ها، از سطحی مناسب برخوردار است.

 

طبیعی است که روابط روبه گسترش ایران و چین اکنون ‌با تدوین سند همکاری 25 ساله دو کشور می تواند به تحول جدیدی در همکاری‌های نظامی ‌و امنیتی‌ تبدیل شود‌.

 

برگزاری اجلاس کمیسیون مشترک نظامی نیروهای‌ مسلح ایران و چین و برنامه ریزی برای اجرای مانور دریایی مشترک  با ایران در این چارچوب  قابل ارزیابی است‌.

 

سطح عالی از مناسبات بین ایران و چین‌،‌ بیانگراین واقعیت است که علیرغم برخی تصورات‌؛ نه تنها‌ روابط تهران - پکن، کاهش نیافته، بلکه اکنون شاهد تقویت چشمگیر روابطی هستیم که‌ راهبردی محسوب می‌شوند‌.

آژانس بین المللی انرژی اتمی به عنوان نهاد ناظر سازمان ملل متحد بر تاسیسات و فعالیت های هسته ای کشورهای عضو آن، نقش بسیار مهمی در تضمین اقدامات هسته ای اعضا و نیز ترویج کاربردهای صلح آمیز فناوری هسته ای دارد.

 

"رافائل گِروسی" مدیرکل جدید آژانس روز دوشنبه پس از جلسه ویژه کنفرانس عمومی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین برای تایید نهایی وی در جمع خبرنگاران از افزایش همکاری آژانس با ایران استقبال کرد و گفت: برخی می گویند در قبال ایران قاطع و منصف باشیم اما من می گویم در قبال همه باید قاطع و منصفانه رفتار کنیم.

 

مدیرکل جدید آژانس بین المللی انرژی اتمی تاکید کرد، بازرسی های آژانس در دوره مدیریت وی قاطعانه و منصفانه خواهد بود.

 

گِروسی افزود، جمهوری اسلامی ایران قصد دارد دیدگاه ها و انتظارات خود را درباره روند اقدامات آژانس بین المللی انرژی اتمی بیان کند که من از این موضوع استقبال می کنم.

 

اتنخاب گروسی با توجه به وضعیت حساس برجام  اهمیت دو چندان پیدا کرده است.

 

تروئیکای اروپایی شامل فرانسه، آلمان و بریتانیا همراه با اتحادیه اروپا بعد از خروج آمریکا از برجام در مه 2018 وعده دادند که با تضمین منافع اقتصادی ایران، این توافق کلیدی برای صلح و ثبات بین المللی را حفظ کنند.

 

اروپایی ها به رغم انتقاد از رویکرد ضد برجامی آمریکا و دادن وعده های بسیار به ایران درباره اجرای سازو کار ویژه مالی موسوم به "اینستکس"، هیچ گام موثری برای اجرای تعهدات و وعده‌های خود انجام ندادند.

 

در واکنش به این مساله، تهران همزمان با یک‌ سالگی خروج آمریکا از برجام در 8 مه 2019 و پس از بدعهدی و ناتوانی طرف های اروپایی در تامین منافع برجامی ایران، به صورت گام‌ به گام تعهدات خود در چارچوب این توافق را در چهار مرحله کاهش داده است.

 

با توجه به انتخاب نهایی گروسی به عنوان مدیر کل جدید نهاد ناظر بر فعالیت هسته ای کشورها، به نظر می رسد از مهمترین موضوعات کاری وی، توافق هسته ای برجام و آینده این توافق باشد.

 

جمهوری اسلامی ایران بارها بر لزوم رویکرد بی طرفانه و منصفانه آژانس در زمینه فعالیت هسته ای کشورهای عضو این نهاد از جمله ایران تاکید کرده است.

 

گروسی نیز روز دوشنبه تاکید کرد، درباره همه کشورهای عضو، قاطع و منصف خواهد بود.

 

بدین ترتیب انتظار می رود که وی تحت فشارها و اعمال نفوذها به ویژه از جانب آمریکا قرار نگیرد و درباره اقدامات برجامی ایران موضعی مبتنی بر عدالت، انصاف و بی طرفی اتخاذ کند.

 

با توجه به این که گروسی در سال‌های 2010 تا 2013 که به عنوان معاون سیاسی "یوکیا آمانو" مدیرکل پیشین فعالیت می کرد، درباره ایران مواضع سختگیرانه داشت، لذا تهران در موضع گیری درباره انتخاب وی به عنوان مدیرکل آژانس به صراحت دغدغه های خود را طرح کرده است.

 

"کاظم غریب آبادی" نماینده دائم ایران نزد سازمان های بین المللی مستقر در وین در واکنش به انتخاب "رافائل گروسی" با بیان این که جمهوری اسلامی ایران همواره بر حرفه ای گری، استقلال و بی طرفی آژانس تاکید کرده است، خاطرنشان کرد تهران انتظار دارد آژانس و مقاماتش این رویکرد را در هر شرایطی حفظ و کشورهای عضو نیز از اعمال فشار به آژانس خودداری کنند.

 

به گفته غریب آبادی، سیاست و رفتار ایران نیز همواره بر ترویج و رعایت این اصول استوار است و بی شک تداوم و تقویت این اصول در آژانس، از ره یافت مثبت و تعاملی ایران برخوردار خواهد شد لذا با توجه به مسئولیت آژانس در راستی آزمایی اجرای برجام، مدیرکل جدید نیز همانند سلف خود، نقش مهم آژانس را در حفظ توافق هسته ای به درستی ایفا کند.

 

موضع تهران در قبال مدیرکل جدید آژانس علاوه بر بیان دغدغه ها، تاکید بر ادامه مشی بی طرفانه و مستقل در برخورد با مسائل مربوط به برنامه هسته ای صلح آمیز ایران به ویژه توافق برجام است؛ به ویژه این که ایران با اقداماتش در شفاف سازی برنامه هسته ای  خود در چارچوب برجام، اصولا جایی برای بهانه جویی  باقی نگذاشته است.

 

این حقیقتی است که در گزارش های 16 گانه آژانس مورد تایید قرار گرفته و از جانب اعضای گروه 1+4 بر آن صحه نهاده شده است.

 

اکنون آژانس بین المللی انرژی اتمی باید با توجه به کارشکنی‌های آمریکا در مسیر برجام و تلاش برای نابودی کامل آن، تلاش خود را در راستای حفظ این توافق بین المللی که نقش مهمی در حفظ صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی دارد ایفا کند.

«یوسف بن علوی» وزیر خارجه عمان روز دوشنبه در سفر به تهران با مقامات کشورمان از جمله «حسن روحانی» رئیس‌جمهور، دیدار کرد.

 

روزنامه کویتی«الجریده» به نقل از یک منبع در دفتر ریاست‌جمهوری ایران نوشت که گفت‌وگوهای بن علوی در تهران شامل سه محور بود: طرح صلح هرمز، بحران یمن و نزاع بین واشنگتن و تهران.

 

این منبع که به نام آن اشاره‌ای نشده است، افزود که بن علوی طرح صلح هرمز را ستود و به مقامات ایرانی تأکید کرد که پذیرش این طرح‌ در هر کشوری جز با حل اختلافات با ایران و کشورهای عربی همسایه به خصوص عربستان، ممکن نیست.

 

به گفته این منبع، بن علوی همچنین بار دیگر بر پیشنهاد کشورش برای ایفای نقش در نزدیک کردن دیدگاه‌های بین تهران و ریاض تأکید کرد.

 

طبق گفته این منبع، بن علوی درباره بحران یمن نیز از مقامات ایرانی برای کمک به حل این بحران از طریق هدایت انصارالله به سمت نشان دادن انعطاف در مذاکرات مستقیم بین گروه‌های یمنی و ریاض در عمان، درخواست کرد اما مقامات ایرانی با این پیشنهاد او موافقت نکردند و گفتند که شروط کنونی عربستان به معنای شکست انصارالله است و بحران یمن نیز جز با مذاکرات داخلی یمنی‌ها بدون دخالت خارجی، حل نخواهد شد.

 

این منبع همچنین گفت که وزیر خارجه عمان درباره روابط با واشنگتن نیز به تشریح نتایج سفر خود به واشنگتن و گفت‌وگو با «مایک پامپئو» وزیر خارجه آمریکا پرداخت.

 

بنابر گفته این منبع، بن علوی به مقامات ایرانی گفت که از دیدگاه دولت «دونالد ترامپ» رئیس‌ جمهور آمریکا، سیاست فشار حداکثری بر ایران در حال نتیجه دادن است و ایرانی‌ها دیر یا زود مجبور می‌شوند پای میز مذاکرات حاضر شوند لذا دولت آمریکا در حال حاضر عجله‌ای برای مذاکره ندارد اگر چه باب مذاکرات بسته نیست اما بستگی به اراده تهران برای گفت‌وگوی بدون پیش‌ شرط دارد.

 

الجریده به نقل از این منبع مدعی شد: «بن علوی به روحانی ابلاغ کرد که ترامپ پس از اعتراضات اخیر در ایران، روحانی را در عرصه سیاست داخلی ضعیف می‌داند و به همین دلیل دیدار با او یا مذاکره با ایران دیگر اولویت ترامپ نیست اما با این حال باب گفت‌وگو با ایرانی‌ها را نبسته است».

 

این روزنامه کویتی هفته گذشته نیز در خبری از تلاش‌های جدید اروپا برای برگزاری دیدار بین روحانی و ترامپ به ابتکار فرانسه، ایتالیا و آلمان خبر داده بود.

احادیث