emamian

emamian

در حکمت 25 نهج البلاغه، به نکته‌ای کلیدی در باب شکرگزاری و مسئولیت‌پذیری اشاره می‌کنند. ایشان می‌فرمایند: «ای فرزند آدم! هنگامی که می‌بینی پروردگارت نعمت‌هایش را پی در پی بر تو می‌فرستد در حالی که تو معصیت او را می‌کنی، از او بترس.» این عبارت، هشدار جدی‌ای است برای کسانی که نعمت‌های الهی را بی‌محابا در معصیت به کار می‌برند.

 أمیرالمؤمنین امام علی علیه السلام در نهج البلاغه نکاتی درباره «ترس از نافرمانی خدا» بیان می کنند که تقدیم شما فرهیختگان می شود:

 

حکمت ۲۵:

«یَا ابْنَ آدَمَ، إِذَا رَأَیْتَ رَبَّکَ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْکَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِیهِ، فَاحْذَرْهُ.»

 

ترجمه:

ای فرزند آدم! هنگامی که می بینی پروردگارت نعمت هایش را پی درپی بر تو می فرستد در حالی که تو معصیت او را می کنی از او بترس (مبادا مجازات سنگینش در انتظار تو باشد).

 

شرح:

 

از مهلت الهی بترس:
امام(علیه السلام) در این سخن حکمت آمیزش به گنهکاران مغرور هشدار می دهد و می فرماید: «ای فرزند آدم! هنگامی که می بینی پروردگارت نعمت هایش را پی در پی بر تو می فرستد در حالی که تو معصیت او را می کنی از او بترس (مبادا مجازات سنگینش در انتظار تو باشد)»; (یَا بْنَ آدَمَ، إِذَا رَأَیْتَ رَبَّکَ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْکَ نِعَمَهُ وَأَنْتَ تَعْصِیهِ فَاحْذَرْهُ).

گنهکاران سه دسته اند: گروهی آلودگی کمی دارند و یا اعمال نیک بسیار توأم با صفای دل. خداوند این گروه را در همین جهان گرفتار مجازات هایی می کند تا پاک شوند و پاک از جهان بروند.

گروه دیگری گناهان سنگین تر و مجازات بیشتری دارند که خداوند به آنها فرمان توبه داده و اگر توبه نکنند در آخرت گرفتارند.

گروه سومی هستند که طغیان و سرکشی را به حد اعلی رسانده اند خداوند آنها را در همین دنیا گرفتار عذاب استدراج می کند. منظور از عذاب استدراجی این است که لطف و رحمت خود را از آنها می گیرد و توفیق را از آنها سلب می کند، میدان را برای آنها باز می گذارد، بلکه هر روز نعمت بیشتری به آنها می دهد تا پشت آنها از بار گناه سنگین گردد. ناگهان مجازات سنگین و دردناکی به سراغشان می آید و آنها را در هم می کوبد و به یقین مجازات در این حالت که در ناز و نعمت به سر می برند بسیار دردناک تر است. این درست به آن می ماند که شخصی ساعت به ساعت از شاخه های درختی بالا برود و هنگامی که به انتهای آن برسد ناگهان تعادل خود را از دست بدهد و فرو افتد و تمام استخوان هایش در هم بشکند.

قرآن مجید بارها به عذاب استدراجی اشاره می فرماید; درباره گروهی از امت های پیشین می گوید: ما آنها را گرفتار رنج و ناراحتی ساختیم شاید بیدار شوند و تسلیم گردند... «(فَلَمّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْء حَتّی إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ); هنگامی که آنچه را به آنها تذکر داده شده بود به فراموشی سپردند درهای همه چیز (از نعمت ها) را به روی آنها گشودیم تا (کاملاً) خوشحال شدند (و به آن دل بستند) ناگهان آنها را گرفتیم (و سخت مجازات کردیم) و در این هنگام همگی مأیوس شدند».(۱)

در سوره اعراف آیه ۱۸۲ و ۱۸۳ نیز می خوانیم: «(وَالَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ * وَأُمْلی لَهُمْ إِنَّ کَیْدی مَتینٌ); و آنها که آیات ما را تکذیب کردند به تدریج از جایی که نمی دانند گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد * و به آنها مهلت می دهیم (تا مجازاتشان دردناک تر باشد) زیرا تدبیر من قوی (و حساب شده) است».

در کتاب شریف کافی از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده: «إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْد خَیْراً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنَقِمَة وَیُذَکِّرُهُ الاِْسْتِغْفَارَ وَإِذَا أَرَادَ بِعَبْد شَرّاً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنِعْمَة لِیُنْسِیَهُ الاِْسْتِغْفَارَ وَیَتَمَادَی بِهَا; هنگامی که خداوند نیکی بندگی را بخواهد، به هنگامی که گناهی انجام می دهد او را گوشمالی می دهد تا به یاد توبه بیفتد و هنگامی که بدی برای بنده ای (بر اثر اعمالش بخواهد) هنگامی که گناهی می کند نعمتی به او می بخشد تا استغفار را فراموش کند و به کار خود ادامه دهد و این همان چیزی است که خداوند متعال می فرماید: «(سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ) بِالنِّعَمِ عِنْدَ الْمَعَاصِی; ما آنها را تدریجا از آنجا که نمی دانند (به سوی عذاب) می بریم با بخشیدن نعمت به هنگام گناه».(۲)

در اینجا این سؤال پیش می آید که کار خداوند هدایت و بیدار ساختن است نه غافل کردن و گرفتار نمودن. در پاسخ به این سؤال باید به این نکته توجه داشت که توفیقات الهی بر اثر لیاقت هاست; گاه افرادی چنان مست و مغرور و سرکش می شوند که هر گونه شایستگی هدایت را از دست می دهند و در واقع اعمال آنهاست که آنها را آن قدر از خدا دور کرده که حتی لیاقت هشدار ندارند، بلکه به عکس مستحق مجازات های سنگین اند.(۳)

 

پی نوشت:

(۱). انعام، آیه ۴۴.

(۲). کافی، ج ۲، ص ۴۵۲، ح ۱.

(۳). سند گفتار حکیمانه: این سخن حکمت آمیز را آمدی در غررالحکم با تفاوتی آورده که نشان می دهد از منبع دیگری گرفته است و همچنین ابن جوزی در تذکرة الخواص. (مصادر نهج البلاغه، ج ۴، ص ۲۵). در کتاب تمام نهج البلاغه این جمله حکمت آمیز ضمن کلام مبسوطی که امیر مؤمنان علی(علیه السلام) به شخص نیازمندی فرمود آمده است. (تمام نهج البلاغه، ص ۵۵۶).

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

«أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَیٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ.» ۱

یا اینکه نسبت به مردم، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می‌ورزند؟

 

شرح:

در مذمّت صفت رذیله حسادت، همین بس که در کلام امیرالمؤمنین علیه‌‎السلام، نتیجه آن، بدبختیِ دنیا و آخرت دانسته شده است:

«ثَمَرَةُ اَلْحَسَدِ شَقَاءُ اَلدُّنْیَا وَ اَلْآخِرَةِ.» ۲

نتیجه حسادت، بدبختی دنیا و آخرت است.

 

 

برای درمانِ بیماری حسادت، دو راهکار معنوی وجود دارد:

اگر انسان، خداوند متعال را حکیم و رزّاق بداند، به تَبَع، منشأ همه نعمت‌ها را نیز حکمت و فضلِ الهی خواهد دانست؛ از همین رو، هرگز نسبت به فضلِ خدا به دیگران، حسادت نمی‌ورزد. آنچه که باعث حسادت می‌شود، فراموشی و یا غفلت از همین حقیقت است؛ چرا که شخصِ حسود در واقع با خواست و اراده الهی مخالفت کرده است.

لذاست که خداوند متعال حضرت موسی علیه‌السلام را اینگونه مورد خطاب قرار می‌دهد:

«یَا اِبْنَ عِمْرَانَ لاَ تَحْسُدَنَّ اَلنَّاسَ عَلَی مَا آتَیْتُهُمْ مِنْ فَضْلِی وَ لاَ تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَی ذَلِکَ وَ لاَ تُتْبِعْهُ نَفْسَکَ فَإِنَّ اَلْحَاسِدَ سَاخِطٌ لِنِعَمِی صَادٌّ لِقَسْمِیَ اَلَّذِی قَسَمْتُ بَیْنَ عِبَادِی وَ مَنْ یَکُ کَذَلِکَ فَلَسْتُ مِنْهُ وَ لَیْسَ مِنِّی.» ۳

ای پسر عمران! مبادا به خاطر آنچه که به بندگان خود از نعمت داده‌ام، به آنها حسد ورزی و چشمان و دلت به سوی آنها روانه شود، زیرا حسود از نعمت من و از تقسیمی که میان بندگانم کرده‌ام ناراحت و رویگردان است و کسی که چنین باشد، من از او نیستم و او از من نیست.

 

اما راهکار دیگری که در کنار سفارشِ پیشین می‌تواند راهگشا باشد، این است که آن حسّی که در وجودمان ایجاد شده را مدیریت کنیم؛ به این معنا که حسد را در وجودمان تبدیل به غبطه کنیم؛ چرا که امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

«إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ یَغْبِطُ وَ لاَ یَحْسُدُ وَ اَلْمُنَافِقُ یَحْسُدُ وَ لاَ یَغْبِطُ.» ۴

مؤمن غبطه می‌خورد و حسد نمی‌ورزد، ولی منافق حسد می‌ورزد و غبطه نمی‌خورد.

شخص حسود، نمی تواند شخص موردِ حسادت را صاحبِ نعمتی ببیند، لذا دائماً آرزوی زوال آن نعمت را دارد؛ در حالی که با تبدیل‌شدن حسد به غبطه، نعمتِ داده شده به دیگران، فضلی از جانب خداوند دانسته شده، در نتیجه، آن نعمت را از خداوند متعال، برای خویش نیز طلب می‌کند.

(البته ناگفته نماند که حکمت الهی را نیز نباید از یاد بُرد. بله، خداوند رزّاق است، اما چه بسا آنچه که به فضل الهی در اختیار دیگران قرار گرفته و باعث غبطه ما شده است، به صلاح ما نباشد؛ لذاست که همه جوانبِ امر را باید سنجید و امور را به خداوند واگذار نمود.)

 

پی‌نوشت‌ها:

۱. سوره نساء، آیه ۵۴.

۲. عیون الحکم، ج ۱، ص ۲۰۸.

۳. کافی، ج ۲، ص ۳۰۷.

۴. همان.

امام علی (ع) در حکمت ۲۲ نهج البلاغه، به حق مسلّم اهل بیت در مسئله خلافت اشاره می‌کنند و تأکید می‌کنند که اگر این حق به ایشان داده نشود، شرایط دشواری پدید خواهد آمد. این حکمت، درس‌هایی عمیق در مورد عدالت و پافشاری بر حق دارد.

أمیرالمؤمنین امام علی علیه السلام در نهج البلاغه نکاتی درباره «خلافت» بیان می کنند که تقدیم شما فرهیختگان می شود:

 

حکمت ۲۲:

«لَنَا حَقٌّ، فَإِنْ أُعْطِینَاهُ، وَ إِلَّا رَکِبْنَا أَعْجَازَ الْإِبِلِ وَ إِنْ طَالَ السُّرَی.»

 

ترجمه:

ما را حقی است که اگر به ما داده شود (آزادیم) و الاّ (همچون اسیران و بردگانی خواهیم بود که) در عقب شتر سوار خواهیم شد، هرچند زمانی طولانی این سیر در تاریکی بگذرد.

 

شرح:

اگر حق ما را بگیرند...

این جمله حکمت آمیز خواه مقارن ایام سقیفه گفته شده باشد یا در شورای شش نفره عمر برای انتخاب خلیفه پس از او، اشاره به مسئله خلافت دارد که حق مسلّم اهل بیت و امیر مؤمنان علی(علیه السلام) بود.

می فرماید: «ما را حقی است که اگر به ما داده شود (آزادیم) وگرنه (همچون اسیران و بردگانی خواهیم بود که) در عقب شتر سوار خواهیم شد، هرچند زمانی طولانی این سیر در تاریکی بگذرد»; (وَقَالَ(علیه السلام): لَنَا حَقٌّ، فَإِنْ أُعْطِینَاهُ، وَإِلاَّ رَکِبْنَا أَعْجَازَ الاِْبِلِ، وَإِنْ طَالَ السُّرَی).

با توجه به این که «اعجاز» جمع «عَجُز» به معنای پشت و «سُری» به معنای سیر شبانه است مفسران در این که منظور از این تشبیه چیست، احتمالاتی داده اند: مرحوم سیّد رضی می گوید: «این کلام از سخنان لطیف و فصیح امام است و معنای آن این است که اگر حق ما به ما داده نشود همچون افراد خوار و بی مقدار خواهیم بود و این بدان سبب است که کسی که پشت سر دیگری سوار بر مرکب می شود در قسمت عقب مرکب خواهد بود، همچون برده و اسیر و مانند آنها»; (قالَ الرَّضیُ وَهذا مِنْ لَطیفِ الْکَلامِ وَفَصیحِهِ وَمَعْناهُ أنّا إنْ لَمْ نُعْطَ حَقَّنا کُنّا أذِلاّءُ وَذلِکَ أنَّ الرَّدیفَ یَرْکَبُ عَجُزَ الْبَعیرِ کَالْعَبْدِ وَالاْسیرِ وَمَنْ یَجْری مَجْراهُما).
تفسیر دیگر اینکه منظور این است اگر حق ما را به ما ندهند به زحمت و مشقت فراوان خواهیم افتاد همان گونه که شخص ردیف دوم به هنگام سوار شدن بر شتر چنین حالی را خواهد داشت.

تفسیر سوم این که اگر ما به حقمان نرسیم مخالفان ما برای مدتی طولانی ما را به عقب خواهند انداخت و ما هم طبق فرموده پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) صبر می کنیم و برای گرفتن حق خویش دست به شمشیر نخواهیم برد.
این احتمال نیز بعید نیست که هر سه تفسیر در مفهوم کلام امام جمع باشد به این معنا که اگر ما را از حق خود محروم سازند هم ما را به خواری می کشانند و هم به زحمت و مشقت می افکنند و هم مدت طولانی ما را از حقمان محروم می دارند و به فرمان پیغمبر اکرم ناچاریم صبر کنیم.

هر یک از این تفسیرهای سه گانه را انتخاب کنیم اشاره به این نکته است که مخالفان ما افراد بی رحمی هستند که تنها به غصب حق ما قناعت نمی کنند، بلکه اصرار دارند ما را به ذلت و زحمت بیفکنند و هرچه بیشتر رسیدن ما را به حقمان تأخیر بیندازند، همان گونه که تاریخ این واقعیت را نشان داد که دشمنان امام هفتاد سال بر فراز تمام منابر در سراسر جهان اسلام آن حضرت را لعن می کردند و فرزندانش را در کربلا به خاک و خون کشیدند و خاندان او را به اسارت کشاندند و آنچه از دستشان بر می آمد از ظلم و ستم بود روا داشتند ولی آنها صبر کردند، تا این شب تاریک و سیاه و ظلمانی برطرف شود و البته باور ما این است که پایان این شب سیاه و ظلمانی همان ظهور مهدی موعود خواهد بود که در آن زمان حق به صاحب حق می رسد و جهان دگرگون می شود و عالم دیگری جای این عالم ظلمانی را خواهد گرفت.(۱)
 

پی نوشت:
(۱). سند گفتار حکیمانه: طبری (متوفای ۳۱۰) در تاریخ خود در حوادث سنه ۲۳ آن را ضمن خطبه ای از امام نقل کرده است و ازهری در کتاب تهذیب اللغة نیز آن را آورده است. مورخان نوشته اند این سخن جزء خطبه ۷۴ بوده است که امام در روز شوری بعد از مرگ عمر و اجتماع شش نفر برای انتخاب خلیفه فرموده است (مصادر نهج البلاغه، ج ۱۸، ص ۱۳۳). در کتاب تمام نهج البلاغه این جمله را ضمن خطبه ۳۸ (طبق شمارش همان کتاب) نقل می کند. (تمام نهج البلاغه، ص ۳۹۷). در بعضی از نقل ها آمده است که امیر مؤمنان علی(علیه السلام) این سخن را درباره ماجرای سقیفه فرمود. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۴، ص ۲۵۲).

 

جانشین نیروی زمینی ارتش گفت: سه سامانه پهپادی عمودپرواز هما، عمودپرواز دیدبان نزاجا و سامانه کواد FPV انهدامی شاهین 1، از جدیدترین سامانه‌های پهپادی الحاق‌شده به سازمان رزم نیروی زمینی ارتش هستند که به دست متخصصان و صنعت‌گران داخلی و به صورت کاملاً بومی ساخته و به کارگیری شده‌اند.

به گزارش ایسنا به نقل از ارتش، امیر سرتیپ نوذر نعمتی در جریان بازدید رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و هیئت همراه از قرارگاه عملیاتی لشکر ۸۸ و تیپ ۱۸۸ زرهی نزاجا، با اشاره به پیشگامی این نیروی محوری در عرصه نبردهای نوین آینده، اظهار کرد: امروز نیروی زمینی ارتش، با درک اقتضائات صحنه نبردهای نوین آینده و ورود به عرصه سرمایه‌گذاری بر روی آخرین فناوری‌ها و دستاوردهای حوزه نظامی و دفاعی همچون ریزپرنده‌ها، پهپادها، تجهیزات بدون سرنشین و بهره‌گیری از هوش مصنوعی، به سرمایه‌گذاری در این حوزه راهبردی همت گمارده است.

وی افزود: به سبب همین سرمایه‌گذاری‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و مداومت در تحقیق، ترویج و توسعه در چنین حوزه‌های کارآمد و قدرت‌آفرین است که هم‌اکنون نیروی زمینی ارتش، به عنوان نیرویی پیشرو و پیشگام در به کارگیری و استفاده از ظرفیت و قدرت دستاوردهای نوین دفاعی و نظامی در سطح نیروهای مسلح کشور شناخته شده است.

وی با بیان این که «تمامی این دستاوردها به صورت کاملاً بومی و با تکیه بر هوش و نبوغ صنعت‌گران داخلی ساخته شده‌اند»، تصریح کرد: تمامی ادوات، تسلیحات و تجهیزاتی که در نیروی زمینی ارتش مورد استفاده قرار می‌گیرند، علاوه بر دورزنی، دقیق‌زنی، هوشمندی و شبکه‌محوری، به صورت کاملاً بومی و با تکیه بر هوش، خلاقیت، نبوغ و اراده متخصصان، مهندسان، مخترعان و صنعت‌گران سازمان جهاد خودکفایی نزاجا و دیگر صنایع مرتبط با وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ساخته شده‌اند.

جانشین نیروی زمینی ارتش تأکید کرد: تمامی این ادوات، تجهیزات و تسلیحات مدرن، روزآمد و هوشمند که تنها بخشی از توان تسلیحاتی و عملیاتی انبوه نیروی زمینی ارتش را تشکیل می‌دهند، در اختیار یگان‌های واکنش‌سریع و متحرک هجومی این نیرو قرار دارند تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن، به مقابله با هرگونه تهدیدی علیه امنیت پایدار کشور بپردازند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود، در آیین الحاق سه سامانه پهپادی جدید به سازمان رزم نیروی زمینی ارتش و دیگر تجهیزات روزآمد اطلاعاتی به یگان‌های مستقر در منطقه سیستان و بلوچستان، اظهار کرد: «پهپاد عمودپرواز هما»، با ارتفاع پروازی بیش از 12000 پایی، قادر است با بهره‌گیری از توان دید در شب، بدون نیاز به باند پروازی، انواع مأموریت‌های شناسایی را در شرایط بروز جنگ الکترونیک با موفقیت به انجام رساند.

وی ادامه داد: «پهپاد عمودپرواز دیدبان نزاجا» نیز از جمله پهپادهای سبک و قابل حملی است که با بهره‌گیری از قابلیت دید در روز و شب، توانایی استخراج موقعیت دقیق هدف را دارد. این پهپاد با ارتفاع پروازی 6000 پایی، قادر است در هر نقطه و بدون نیاز به باند پروازی، انواع مأموریت‌های شناسایی و استخراج موقعیت اهداف را در شرایط بروز جنگ الکترونیک به سرانجام رساند.

نعمتی افزود: ویژگی بارز این سامانه را می‌توان در قابلیت پرواز در جمع برای چندین پرواز پرنده و پایش و هدف‌گیری چندین منطقه به صورت همزمان در نظر آورد.

وی در بخش پایانی سخنان خود خاطر نشان کرد: سامانه کوادFPV  انهدامی شاهین 1 که یکی از سامانه‌های جدید و مدرن در مقابله با خطرات نبردهای آینده است، با ویژگی‌های بارز مداومت پروازی، برد عملیاتی و ارتفاع پروازی متناسب با انواع عملیات‌ها، قادر است با قابلیت مانورپذیری و سرعت بالا، تمامی اهداف ثابت و متحرک دشمنان را مورد اصابت قرار داده و منهدم کند.

حجت‌الاسلام غلامرضا قاسمیان با بیان اینکه بعد از دو رکعت نماز طواف، سعی و در انتها طواف النساء و رکعتین طواف النساء اعمال حج به اتمام می‌رسد،گفت: مسئله طواف، طواف زیارت است، نه طواف معمولی. اصل تمام حج این بود که حاجی قدم به قدم اجازه بگیرد تا خود را به نقطه‌ای برساند که می‌خواهد طواف کند. حاجی می‌خواهد به لقاء‌الله، به لقاء‌الامام برسد. این طواف، طواف زیارت است. در اینجا فرد مطلقاً زائر است. زائر از ریشه زور است. شما وقتی زائر خطاب می‌شوی یعنی از هرچه غیر خداست،  عدول کردید و فقط پای‌کار خدا هستید. اینجا دارید طواف زیارت انجام می‌دهید.

وی با اشاره به اینکه در سوره مبارکه حج به طواف زیارت پرداخته شده، تصریح کرد: وقتی که حجاج عمل حلق را انجام دادند و آلودگی‌ها را از خود پاک کردند که شامل آلودگی‌های ظاهری و آلودگی‌های اصلی است، حال که طاهر شدند باید بالبیت العتیق (خانه عتیق) طواف کنند. اما عتیق به چه معناست؟ عتیق به معنای قدیمی و کهن است به اندازه فطرت انسان. یعنی شما باید برگردید به همان خانه اصلی و وعده گاه اصلی خود. عتیق معنای دیگری هم دارد. عتیق از عتق یعنی آزاد می‌آید. این خانه آزاد است. اگر کسی دور این خانه طواف کند باید از همه بندها آزاد باشد.

قاسمیان با بیان اینکه اصل آزادی این است که شما از دست همه شیطنت‌ها رها شوید، تاکید کرد: آزادی جایی‌ست که پیغمبر برای انسان ایجاد می‌کند. پیغمبر پیام‌آور آزادی است. او طیبات را برای شما حلال و خبائث را حرام می‌کند و تمام این قول و زنجیرها را از پا باز می‌کند. پیغمبر (ص) و خدا به دنبال آن هستند که تو را آزادت کنند.  لذا دور این خانه که می‌چرخید باید بدانید که رفته رفته خود را آزاد می‌کنید. این یعنی طواف؛ یعنی طواف زیارت؛ یعنی طواف عتق. در قربانی هم همین است که قربانی را به خانه آزاد می‌رسانید. دارید قربانی می‌کنید، برائت ایجاد می‌کنید، خون به پا می‌کنید تا خود را از شر شیطان نفس و هم از دست فرعون‌ها آزاد کنید.

پنج شنبه, 02 خرداد 1404 15:31

فلسفه تراشیدن مو در حج چیست؟

حجت الاسلام غلامرضا قاسمیان گفت: بعد از آنکه قرار شد رمی جمرات را انجام دهیم و قربانی هم کردیم، عمل حلق یا تقصیر را هم انجام می‌دهیم. در اینجا حلق به معنای سرتراشیدن است که دو مفهوم در خود جای داده است. اول اینکه باید از حجاب‌ها عبور کنیم، یکی از حجاب‌ها، زینت ما به حساب می‌آید. این مویی که گاهی اوقات به آن توجه نمی‌کنیم، زینت است که باید از این زینت‌ها گذشت. اما معنی مهمتری که مطابق با بحث مناست این است که این موها و سرتراشیدن مو به معنای این است که فرد دارد پا رکاب بودن، پایمردی کردن، صبر و استقامت خود را نشان می‌دهد.

وی ادامه داد: در حقیقت حاجی با سرتراشیدن این را به زبان می‌آورد که من در این مسیر  آدم بزن در رویی نیستم، من آدمی نیستم که یک موقع حمله کنم یک موقع حمله نکنم. آدمی نیستم که در زمان حمله سوراخ موش را به قیمت آپارتمان بخرم. در واقع با این کار فرد می گوید که من پای این مسیر ایستادم و برای این قضیه سر تراشیدم و آبرو گذاشتم.

حجت الاسلام قاسمیان در بخش دیگری از سخنان خود به آیات سوره فتح اشاره کرد و گفت: خداوند در این آیات رؤیای پیامبرش را که در آن وعده داده شده بود که در حالت امنیت وارد مسجد الحرام شدند و  با انجام عمل حلق و تقصیر به آن پایان دادند و به حج کامل رفتند.

وظیفه ما به عنوان یک زائر و حج‌گزار در سرزمین وحی چیست؟ چرا باید در عرفات توقف کنیم؟ چرا این وقوف عبادت است؟ چرا در حرم وقوف نکنیم؟ و چرا وقوف را باید از خارج حرم شروع کنیم؟

وقتی از امیرمؤمنان علی(ع) که در خانه خدا به دنیا آمده و آن را بهتر از هر کسی می‌شناسد، پرسیدند که خانه خدا در مکه است، چرا وقوف در خارج از حرم واجب است؟ فرمود: حج اسراری دارد. تبهکاران و آلودگان باید بیرون در بایستند و بنالند، آنگاه که پاک شدند، وارد حرم شوند. آیت الله جوادی آملی در صهبای صفا با اشاره به این پاسخ مولاعلی(ع) ادامه می‌دهد: خداوند اگر بخواهد مهمانی را در خانه‌ای که انبیا به طهارت آن قیام و اقدام کرده‌اند، پذیرایی کند، باید مهمانان را تطهیر و پاک گرداند.

خداوند در آیه 125 سوره بقره خطاب به ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) فرمود: «و عهدنا الى ابراهیم و اسماعیل أن طهرا بیتى للطائفین و العاکفین و الرکع السجود». چون خانه پاک است، مهمانان پاک را می‌پذیرد. مشعر جزء و محدوده حرم است و حاجی تا در عرفات است، هنوز بیرون دروازه است، باید بنالد تا به حرم (مشعر) راهش دهند، اما چقدر بنالد؟ نمی‌دانم! چه جور بنالد؟ نمی‌دانم! برای کی بنالد؟ و.... نمی‌دانم، ولی تا ننالد به حرم راهش نمی‌دهند، البته ممکن است کسی را به محدوده حرم بیاورند ولی خدا او را نپذیرفته و راهش ندهد.  

حج محور تواضع و فروتنی بندگان

در بیان نورانی امیرمؤمنان علی (ع) آمده است که «زیاره بیت‌الله امان من‌ العباد». همچنین فرمودند: ذات اقدس «اله»، حج را محور تواضع و فروتنی بندگان خاص خود قرار داد: « یعنی ذات اقدس اله رفتن به حرم امن را نشانه فروتنی بندگان خود قرار داد و از بین بندگان، انسان‌های شنوا و مطیع را انتخاب کرد که به جای انبیا می‌ایستند و همانند فرشتگان دور عرش خدا طواف می‌کنند. همانطوری که فرشتگان حافّین ( حلقه‌زنندگان) حول عرش هستند، زائران بیت‌الله نیز طائفان حول کعبه و بیت خدا هستند و همانطوری که انبیا منادیان حق هستند و فرشتگان منادیان رحمت، زائران بیت الله نیز کاری که انبیا و فرشتگان می‌کنند در حج انجام می دهند.

حتما شنیده‌اید یکی از جاهایی که امام زمان(عج) حضور دارند، سرزمین عرفات در ایام حج است. اصلا برخی که بی‌تاب و بی‌قرار تماشای جمال امامِ خود هستند، به شوق استشمام بوی ایشان، یا یافتن نشانی یا شاید ملاقاتی حتی به صورت ناشناس، بی‌قرار سرزمین وحی و سفر حج هستند.

حالا امام عصر (عج) آیا واقعا در این ایام به حج می‌روند؟ واقعا بیابان‌های مشعر و منا و عرفات سرشار از عطر حضور حجت خدا می‌شود؟ یا این فقط یک آرزوست که زائران بیت‌الله الحرام و دلدادگان حضرت به شوق تحققش، با حسرت و اشتیاق به هر سو چشم می‌چرخانند که شاید نشانی از یار؛ نشانی از نور  عرش روی فرش خاکی بیابند؟ 

روایات متعددی وجود دارد که تاکید می‌کند حضرت مهدی (عج) به عنوان امام زنده ولی پنهان از نظرها، هر سال در موسم حج مانند سایر مسلمانان مناسک حج را به جای می‌آورند،‌ مردم را می‌بینند، ولی مردم او را نمی‌شناسند.

در حدیثی که از امام صادق (ع) نقل شده، آمده است: مردم امام خود را نمی‌یابند. او در موسم حج حضور پیدا می‌کند، مردم را می‌بیند، ولی آنان او را نمی‌بینند.

محمد بن عثمان عَمری؛ یکی از نواب خاص امام زمان (ع) نیز در غیبت صغری گفته است: به خدا سوگند صاحب امر (عج) همه ساله در موسم حج حضور می‌یابد. او مردم را می‌بیند و می‌شناسد و مردم هم او را می‌بینند؛ ولی او را نمی‌شناسند.

روایات متعددی نیز از شیفتگان حضرت وجود دارد که به صورت شناس یا ناشناس در سرزمین  عرفات به دیدار آن حضرت موفق شده‌اند. در مواردی ادعا شده که برخی شیعیان به زیارت حضرت در این ایام موفق شدند که اگرچه امکان چنین ملاقات محدودی را نمی‌توان انکار کرد، اما تمام موارد ادعا شده را نیز نمی‌توان قطعی دانست. 

در همین خصوص حکایت بسیار شیرینی در کتاب شیفتگان حضرت مهدی (عج) نقل شده که قصه تشرف حاج محمدعلی فشندی به محضر امام زمان (عج) را بیان می‌کند. 

حاج محمد‌علی شب 8 ذی‌الحجه (روز ترویه) سال 1353 شمسی، در عرفات (و پیش از حضور حاجیان)، مشغول تدارک وسائل اقامت حاجیان برای روز عرفه است که امام زمان (ع) به خیمه‌اش می‌آید، با او به گفت‌وگو می‌نشیند و این دیدار به درازا می‌کشد، با این حال در تمام مدت دیدار حاج محمدعلی متوجه نمی‌شود که در حال گفت‌وگو با امام زمان خویش است. این تشرف از جمله تشرفات مفصل و بسیار دلچسب و حاوی نکات و آموزه‌های زیادی است.

در بخش کوتاهی از این گفت‌وگوی مفصل محمدعلی از امام می‌پرسید که آیا امام فردا با حاجی‌ها به عرفات می‌آید؟ و ایشان پاسخ می‌دهد که آری. حاج علی دوباره می‌پرسد: کجاست؟ و امام (ع) می‌فرماید در جبل‌الرحمه؛ در نهایت محمدعلی می‌پرسد که اگر رفقا بروند آنجا، امام را می‌بینند و امام می‌فرماید: می‌بینند ولی نمی‌شناسند.

در ادامه گفت‌وگو حاج محمدعلی از امام می‌پرسد که آیا فرداشب امام به چادرهای حجاج هم می‌آید و به آنها نظر دارد یا نه؟ و امام می‌فرماید: در چادر شما، چون فردا شب، مصیبت عمویم حضرت ابوالفضل( ع) خوانده می‌شود، امام می‌آید.

فرداشب در چادر آنها جلسه و توسلی به حضرت عباس (ع) برگزار می‌شود و حاج محمدعلی منتظر تحقق وعده امام یعنی حضور ایشان در آن جلسه توسل می‌شود و ایشان را جلوی درِ چادر می‌بیند، ولی این‌بار می‌شناسد و متوجه می‌شود بزرگی که دیشب پا به چادرش گذاشته بود،‌ امام عصر(عج) بود که او در آن ساعات موفق به شناخت ایشان نشده بود. امام به همان حال ایستاده تا پایان روضه حضرت ابوالفضل آنجا می‌مانند و وقتی حاج محمدعلی می‌خواهد به دیگران خبر بدهد، امام او را از این کار نهی می‌کند.

کوه جبل‌الرحمه در عرفات

حج 1404 ,

هم آقا می‌آیند و هم شاگردان خاص ایشان

آیت‌الله جوادی آملی در «صهبای صفا» درخصوص اینکه آیا امام زمان (عج) هر سال برای انجام حج به عرفات می‌روند یا نه، می‌گوید: « وجود مبارک حضرت حجت - سلام الله علیه و عج - هر سال در مراسم حج حضور دارند. هم ایشان و هم بسیاری از شاگردان خاصش که تربیت شده آن حضرت هستند. همانند ابی‌بصیر، سدیر سیرفی و زهری و.... »

طبق فرمایش جوادی آملی ممکن است کسی در سرزمین عرفات و منا به وجود مبارک حضرت حجت دعا هم بکند و این دعای معروف: «اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه ...» را بخواند، اما قلبش، قلب انسان نباشد.

امام همه را زیر نظر دارند

ممکن است کسی مشکلی داشته باشد و مشکلش آنجا - ناخود آگاه به برکت وجود نازنین حضرت حجت (ع) حل شود، اما چنین نیست که اگر عمل خارق‌العاده‌ای در حج یا در منا و عرفات مشاهده شد، مستقیما توسط وجود مبارک حضرت حجت صورت گرفته باشد. احتمالا خودِ آن حضرت است، یا اولیایی از دست‌پروردگان آن حضرت.

ممکن است سالمندی، زنی یا ناشناسی خیمه و چادر خود را گم کند، در بین راه بدون زاد و راحله بماند و یک ولی‌ از اولیای الهی که تربیت شده مکتب ولایت امام عصر ارواحنا فداه است، او را راهنمایی کند.

چنین نیست که هر اثر غیبی در مراسم حج، مستقیماً به وجود مبارک ولی عصر ارواحنا فداه باشد، توفیق می‌خواهد. این سعادت و عنایت که وجود مبارک حضرت حجت شخصاً به بالین کسی بیاید شامل اولیا، شاگردان صالح، صدیقین و شهدایی که تربیت کرده است، می‌شود. همه و همه زیر نظر ایشان و مأموران ایشان هستند و به دستور آن حضرت مشکلات دیگران را حل می کنند.

در هر روی، در توجیه حضور همه ساله امام زمان(ع) در مراسم حج باید گفت، که اصلاً مقبولیت حج با حضور امام معصوم توجیه‌پذیر می‌شود و امام زمان(ع) با حضور خویش در واقع رهبریت حج را به عهده گرفته و با هدایت و رهبری ایشان است که حج مردم مورد قبول خدا قرار می‌گیرد.

عباس عراقچی در همایش منطقه‌ای دیپلماسی اقتصادی ‌با تمرکز بر کشورهای همسایه و نقاط هدف که در راستای تقویت و قاعده‌مند سازی دیپلماسی استانی در شیراز در حال برگزاری است، با بیان اینکه دیپلماسی استانی تمرکززدایی از سیاست خارجی نیست، اظهار داشت:‌ هدایت سیاست خارجی همچنان باید از تهران و از طریق وزارت خارجه انجام شود.

سیاست‌های کلان خارجی جمهوری اسلامی ایران

وزیر امور خارجه با اشاره به سیاست‌های کلان خارجی جمهوری اسلامی ایران افزود: اصل اول سیاست خارجی ما، حُسن همسایگی است؛ این سیاست در دولت گذشته شهید آیت‌الله رئیسی و وزیر شهید امیرعبداللهیان با قوت بیشتری دنبال شد و در دولت چهاردهم نیز بر همین مبنا حرکت می‌کنیم.

وی تصریح کرد: محیط همسایگی، محیط امنیت و منافع ملی ماست و ظرفیت‌های این حوزه به تنهایی برای پیشرفت کشور کافی است لذا باید این ظرفیت‌ها را کشف و استفاده کرد و از وضع موجود فراتر رفت. به همین دلیل، دیپلماسی استانی اهمیت پیدا می‌کند؛ به‌ویژه در حوزه خلیج فارس که اهمیت ویژه‌ای دارد.

تبیین جایگاه وزارت خارجه در دیپلماسی اقتصادی

عراقچی با تبیین جایگاه وزارت خارجه در دیپلماسی اقتصادی تصریح کرد: دیپلماسی اقتصادی به معنای انجام کار اقتصادی نیست. ما در وزارت خارجه کالایی نمی‌فروشیم، نفت نمی‌فروشیم، اما مسیر را باز می‌کنیم. وظیفه ما راهگشایی، مانع‌زدایی، تسهیل‌گری، شناسایی بازارهای جدید و اتصال تجار است.

وی در ادامه با بیان مثالی گفت: وزارت خارجه مانند کشتی یخ‌شکن عمل می‌کند؛ این کشتی خودش بار حمل نمی‌کند اما مسیر یخ‌زده را باز می‌کند تا کشتی‌های دیگر عبور کنند. بین این کشتی و کشتی‌های تجاری باید ارتباط نزدیک باشد. اگر مسیر باز نشود، کشتی‌های تجاری گرفتار می‌شوند.

خنثی‌سازی و دور زدن تحریم‌ها وظیفه وزارت خارجه ‌است

وزیر امور خارجه با اشاره به تحریم‌های موجود علیه کشور بیان کرد: یکی از موانع مهم، تحریم‌هاست؛ وظیفه وزارت خارجه تلاش برای رفع تحریم‌هاست، اما رفع موانع فقط تحریم نیست. خنثی‌سازی و دور زدن تحریم‌ها وظیفه خود ماست.

وی ادامه داد: هر چقدر در خنثی‌سازی تحریم‌ها، موفق‌تر باشیم، تحریم‌کنندگان ناامید می‌شوند و این به ما در مذاکره کمک می‌کند؛ اگر مطمئن بودند که تحریم‌ها ما را به زانو درمی‌آورد، مذاکره نمی‌کردند. مقاومت مردم ایران و توانایی تجار و بازرگانان ما باعث شد تحریم‌ها اثر فلج‌کننده نداشته باشند.

سیاست‌گذاری اقتصادی با وزارت امور خارجه نیست

عراقچی تأکید کرد: سیاست‌گذاری اقتصادی با وزارت امور خارجه نیست؛ این مسئولیت با وزارت اقتصاد، وزارتخانه‌های دیگر و بانک مرکزی است. وظیفه ما تسهیل و پیوند دادن ظرفیت‌ها در خارج از کشور به داخل است.

وی با تشریح مفهوم دیپلماسی استانی اظهار کرد: دیپلماسی استانی یعنی استان‌های کشور در حوزه سیاست خارجی فعال شوند و به پیشبرد آن کمک کنند. البته این به معنای تمرکززدایی از سیاست خارجی نیست. سیاست خارجی باید از تهران و توسط وزارت خارجه هدایت شود، اما استان‌ها می‌توانند بازوی کمکی باشند.

چهار همایش دیپلماسی استانی در چهار حوزه کشور طراحی کرده‌ایم

وزیر امور خارجه با اشاره به تجربه استان‌های مرزی گفت: بسیاری از مشکلات مرزی ما، چه در حوزه قاچاق و چه امنیت، با تعامل مستقیم استان‌های مرزی دو کشور قابل حل است؛ این ارتباط‌ها کارآمدتر از رفت و آمدهای رسمی است.

عراقچی با اشاره به پیشینه تاریخی فارس گفت: استان فارس یک استان اصیل و قدیمی است و روابط بسیار گسترده‌ای با کشورهای حوضه خلیج فارس دارد. برخی افراد در این کشورها، شیراز یا لار را بهتر از تهران می‌شناسند. این ظرفیت‌ها باید در دیپلماسی استانی فعال شود؛ چه در حوزه گردشگری، چه فرهنگی و چه اقتصادی.

وی افزود: ما چهار همایش دیپلماسی استانی در چهار حوزه کشور طراحی کرده‌ایم که شیراز میزبان حوزه جنوب با پنج استان است. این روند، نمایشی نیست و به‌صورت مستمر ادامه خواهد یافت. در روزهای گذشته نیز در سنندج جلسه‌ای میان سه استان ایرانی و استان‌های اقلیم کردستان عراق برگزار شد که بسیار عملیاتی و موفق بود.

به مجلس تعهد داده‌ام در هماهنگی کامل با مجلس پیش خواهم رفت

عراقچی با اشاره به سفر خود به اردبیل و سلیمانیه، اظهار کرد: اربیل و سلیمانیه ظرفیت‌هایی دارند که می‌توانند نقش دُبی را برای ایران ایفا کنند. البته شهرهای دیگر نیز این ظرفیت را دارند و باید از آن‌ها استفاده کرد.

وزیر امور خارجه خطاب به مسئولان استانی، گفت: از همکاران من در پنل‌های بعدی بخواهید که ظرفیت‌های شما را بشناسند، نیازهای شما را دریافت کنند و آن‌ها را پیگیری کنند. به تهران گزارش بدهید و با معاون اقتصادی وزارت امور خارجه، در ارتباط باشید. من نیز به مجلس تعهد داده‌ام که در هماهنگی کامل با مجلس پیش خواهم رفت.

وی در پایان گفت: من نگاه نمایشی به این جلسات ندارم. واقعاً می‌خواهم این مسیر به نفع امنیت، منافع ملی و عزت کشور به‌درستی طی شود.

دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با این ادعا که تهران در برنامه‌های هسته‌ای، موشکی یا نظامی خود از برخی مواد و مصالح ساختمانی خاص استفاده می‌کند، برخی مواد را به فهرست تحریم‌ها اضافه کرد.

وزارت خارجه آمریکا در بیانیه‌ای مدعی شد به این نتیجه رسیده است که بخش ساخت و ساز ایران تحت کنترل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار دارد و در نتیجه هم‌اکنون ۱۰ فقره از مصالح راهبردی دیگر را برای اضافه شدن به فهرست تحریم‌ها شناسایی کرده است.

از جمله این ۱۰ فقره مصالح ساختمانی می‌توان به آلیاژ نیکل-کروم آستنیتی، شمش‌های منیزیم، پرکلرات سدیم، آلیاژ مس-تنگستن و همچنین برخی از صفحات و لوله‌های آلومینیومی خاص اشاره کرد.

براساس اعلام وزارت خارجه آمریکا، اشخاص یا نهادهایی که این مصالح ساختمانی را در اختیار ایران قرار دهند، مشمول تحریم‌های جدید آمریکا خواهند شد.

این اقدام واشنگتن در حالی است که انتظار می‌رود دور پنجم مذاکرات غیرمستقیم بین ایران و آمریکا فردا برگزار شود.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه با اشاره به پیشنهاد مطرح‌شده از سوی عمان و رایزنی‌های این کشور برای برگزاری دور دیگری از مذاکرات ایران-آمریکا در روز جمعه در شهر رم پایتخت ایتالیا، از موافقت جمهوری اسلامی ایران با این پیشنهاد خبر داده است.

احادیث