emamian

emamian

مقام معظم رهبری:
انتظاری که ازآن سخن گفته اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست؛ انتظار به معنای این است که ما باید خودرا برای سربازی امام زمان(عج) آماده کنیم

بسم الرحمن الرحیم

چکیده
بشر زمانی به قله های سعادت و تکامل صعود پیدا خواهد کرد و لذت عدالت فراگیر را در این عالم خواهد چشید واز ظلمات جهل و ستم زورگویان رهایی خواهد یافت که وجود با برکت مهدی موعود(عج) ظهور نماید واین وعده حتمی خداوند به وقوع نخواهد پیوست مگر آنکه منتظران آن حضرت با انجام وظایف خویش، زمینه آمدن آن امام عزیز را فراهم نمایند، از اندیشمندان بزرگ معاصر به دلیل روشن بینی کم نظیرش نسبت به حوادث عالم که درباره مسئولیت ها و وظایف منتظران، نظرات دقیق و کارگشایی را ارائه نموده است، رهبر فرزانه انقلاب آیت الله عظمی خامنه ای می باشد. در پژوهش پیش رو تلاش خواهد شد تا با هدف دستیابی به آرای ایشان به روش توصیفی و تحلیلی، وظایف و مسئولیت های منتظران مورد بررسی قرار گیرد.


یافته های پژوهش:

در بررسی اندیشه های رهبر معظم انقلاب این نتیجه حاصل گشت که اگر منتظران مهدی موعود(عج) به وظایف فردی خویش همچون کسب معرفت، آمادگی اخلاقی ومعنوی، پرهیز از دنیاگرایی، توسل و ارتباط معنوی با امام زمان(عج)، ارتقای باور به حضور ونظارت امام زمان(عج)، نترسیدن از دشمنان، امیدواری ومنتظر بودن و همچنین به وظایف اجتماعی خود همچون، فراهم سازی زمینه ظهور، تلاش برای اصلاح جامعه، پژوهش عالمانه در مباحث مهدویت و پاسخ به شبهات، دعا برای تعجیل فرج امام زمان(عج) عمل نمایند، زمینه ظهور مصلح کل بقیة الله الاعظم فراهم خواهد شد.

مقدمه
براساس وعده الهی، خداوند سرنوشت هیچ قومی و ملتی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خودشان بخواهند «اِنَّ اللهَ لایُغَیِّرُما بِقَومٍ حتّی یُغَیِّرُواما بِاَنفُسِهم» (رعد:۱۱) این سنت الهی مبتنی بر اصل وجود اختیار بشراست که می تواندبا استفاده صحیح ازآن به بالاترین رتبه کمال دست یابد ویابا بهره برداری نا صحیح به اسفل السافلین سقوط نماید « اِنّاهَدَیناهُ السَّبیلَ اِمّا شاکِراً و اِمّا کَفُوراً (انسان:۳) تحقق وعده الهی بر گسترش عدالت در تمام عالم «اَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُون» (انبیاء:۱۰۵) با حاکمیت حکومت مهدی موعود(عج) نیزازسنت تخلف ناپذیریاد شده مستثنی نیست، از همین رو زمانی این وعده خداوند به وقوع می پیوندد و آن منجی نجات بخش پرچم امامت حکومت جهانی عدالت گستر را به اهتزاز در می آوردکه معتقدان به آن حضرت به انتظار طلوع آن خورشید عالم تاب بنشینند و به وظایف خویش جامعه عمل بپوشانند. در تعیین وظایف منتظران، مطالب فراوانی در آثار دانشمندان ارائه شده است اما یکی از اندیشمندان بزرگی که به جهت گستره اطلاعاتی ایشان بر امورات و حوادث جهان معاصر، آرای ایشان از ویژگی ها و کاکردخاصی دراین باره بر خوردار است، رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای (دام عزه) می باشد، در پژوهش پیش رو تلاش خواهد شد تا با بهره گیری از بیانات ایشان و هم چنین آموزه های دینی، وظایف منتظران درعصرحاضر، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

مفهوم شناسی انتظار
انتظار در لغت به معنای چشم به راه بودن و نگران بودن است. (زبیدی ۱۴۱۸، ج ۷، ص ۵۳۹؛ معین ۱۳۷۵، ج ۱، ص ۳۶۴) و در تعریف دیگر آمده است، انتظار به معنای درنگ در امور، نگهبانی، چشم به راه بودن ونوعی امید داشتن به آینده است(مصطفوی ۱۳۷۴، ج ۲ ص ۱۶۶)

انتظار در اصطلاح، عبارت است از چشم‌به‌راهی برای آینده‌ای که در آن ظلم و ستم و بی‌عدالتی‌ها نباشد و جهان از همه‌ی زشتی‌ها رهایی یابد و عدالت در سراسر جهان حاکم باشد به عبارت بالاتر و بهتر انتظار یعنی امید و آرزوی آمدن یک منجی مصلح و حاکم عادل مطلق بر سراسر جهان و امید به جایگزین شدن حکومت عدل و عدالت به جای حکومت‌های جور و ستم(مکارم شیرازی ۱۳۷۴، ج ۷، ص ۳۸۱)

اما مقام معظم رهبری درباره مفهوم انتظارنکات دقیقی را مطرح نمودند که عبارتند از:

الف: انتظار یعنی دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگی بشر(بیانات در دیدار مردم قم، ۳۰/۱۱/۱۳۷۰)

ب:انتظاری که ازآن سخن گفته اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست؛ انتظار به معنای این است که ما بایدخودرا برای سربازی امام زمان(عج) آماده کنیم(بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم درروز نیمه شعبان ۳۰ /۷/۱۳۸۱)

ج: انتظار فرج، انتظار دست قاهر قدرتمند الهی ملکوتی است که باید بیاید و با کمک همین انسانها سیطره‌ی ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگی مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند؛ انسانها را بنده‌ی واقعی خدا بکند. باید برای این کار آماده بود... انتظار معنایش این است. انتظار حرکت است؛ انتظار سکون نیست؛ انتظار رها کردن و نشستن برای اینکه کار به خودی خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حرکت است. انتظار آمادگی است... ت. انتظار فرج یعنی کمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت برای آن هدفی که امام زمان (علیه الصلاة والسلام) برای آن هدف قیام خواهد کرد، آماده کردن آن انقلاب بزرگ تاریخی برای آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگی انسانی، زندگی الهی، عبودیت خدا؛ این معنای انتظار فرج است. (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم درروز نیمه شعبان، ۲۷/۵/۸۷)

بنابراین با توجه به تعریف های ذکر شده باید گفت، انتظار به معنای گوشه گیری، نشستن، اشک ریختن و منتظر این بودن که امام زمان(عج) بیاید همه مشکلات را برطرف کند نیست بلکه به معنای آمادگی، حرکت و فراهم نمودن زمینه ظهور وحاکمیت منجی عالم و مصلح کل می باشد.

پیشینه موضوع انتظار

پیشینه بحث انتظار در اسلام به زمان رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) برمی گردد؛ از آن حضرت ده ها روایت درباره نشانه های ظهور، ویژگی های موعود و کارهای بزرگی که پس از ظهور انجام می دهد، رسیده است (ابن بابویه ۱۳۶۳، ۲۸۸ ـ ۲۵۶)

پیشینه انتظار در ادیان و مذاهب

موضوع انتظار موعود در سایر ادیان به خصوص ادیان توحیدی مطرح شده، و آنها هم بشارت می دهند که مصلح بزرگ جهانی در آخر زمان و به هنگام فراگیر شدن ظلم و بی عدالتی، ظهور می کند تا عدالت جهانی را گسترانده و ریشه ظلم را بخشکاند.

به باور زرتشتیان اهورا مزدا (روح خیر) همواره با اهریمن (روح بزرگ شر) در ستیز است، تا زمانی که در آخر زمان سوشیانس ظهور می کند، و خوبی بر شر و پلیدی فایق می آید و هنگامه صلح و پاکی و اعتلای اهورامزدا فرا می رسد(جان ناس ۱۳۷۰، ص ۳۱۸ و ۴۷۶)

در متون مقدس یهود نیز همواره به موعود بشارت داده شده (کتاب مقدس، مزامیر، مزمور ۱۰ ـ ۱۳). آنها معتقدند که با آمدن موعود همه موجودات از وجود او بهره مند می شوند و منتظران موعود وارث زمین خواهند شد، چون قدرت شریر شکسته خواهد شد و صالحان، مورد تأیید خداوند قرار خواهند گرفت (کتاب مقدس، مزامیر، مزمور ۳۷) ودر آیین مسیحیت بر آموزه انتظار و ظهور منجی تأکید بسیاری شده و بشارت های روشنی درباره موعود آخر زمان در اناجیل (متی، لوقا، مرقس، برنابا) یافت می شود، همچون: در خانه های خود را بسته و چراغ ها را افروخته دارید، بمانند کسانی که انتظار آقای خود را می کشند، وقتی که آمد و در را کوبید بی درنگ در را به روی او باز کنید (انجیل لوقا، فصل دوازدهم؛ انجیل متی، فصل ۲۴).

در دنیای اسلام نیز همه مذاهب و نحله ها اصل این مسئله را پذیرفته و به منظور تبیین و دفاع از این باور کتاب های بسیاری نوشته اند. (ایمانی ۱۴۰۲، ص ۳۹۷ و ایمانی ۱۴۰۱، ص ۱۲) از دیدگاه اهل سنت این باور که شخصی از تبار قریش و از سلاله نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) ظهور خواهد کرد و حضرت مسیح پشت سر او نماز خواهد خواند و خلافت و حکومت را به دست خواهد گرفت، حقیقتی انکار ناپذیر است. (البستوی ۱۴۲۰، ص ۹؛ ابن خلدون ۱۴۱۷، ج ۱، ص ۵۵۵؛ ابن عربی ۱۴۰۵، ج ۳، ص ۳۲۷). با این حال، بیشتر آنان بر این عقیده اند که مهدی موعود هنوز متولد نشده است؛ چنان که او را از نسل امام حسن مجتبی (علیه السلام می دانند (ابن تیمیه ۱۴۲۰، ج ۴، ص ۲۱۱؛ البستوی ۱۴۲۰، ج ۱، ص ۶۰؛ ابن ابی الحدید ۱۳۸۳، ج ۱، ص ۲۸۱).

مشخصات مهدی موعود(عج)

از مجموع روایاتی که در منابع معتبر شیعه وجود دارد به دست می آید که مهدی موعود (عج) دارای مشخصات زیر است:از خاندان پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و فرزندان او است؛ از فرزندان امام حسین (علیه السلام) است؛ دوازدهمین امام معصوم و حجت و خلیفه خدا پس از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است؛ فرزند حسن بن علی العسکری (علیه السلام) است که در پانزدهم شعبان سال ۲۵۵ ق. متولد شده و هم اکنون زنده است و بر اساس مصلحتی که خداوند متعال می داند در حال غیبت به سر می برد و روزی خواهد رسید که حضرتش ظهور کرده و پس از آن که بیدادگری زمین را فرا گرفته، عدالت جهانی را برقرار خواهد ساخت و بر مؤمنان است که همواره با آمادگی در انتظار چنین روزی باشند (صدر ۱۴۰۲، ص ۸؛ صدر ۱۴۰۳، ص ۶۳۶؛ سبحانی ۱۴۱۱، ج ۲، ص ۶۳۲).

پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) در حدیثی که فریقین آن را نقل کرده اند، در این باره می فرماید: اگر از دنیا جز یک روز نماند، خداوند آن روز را آن قدر طولانی می کند که تا فرزندم مهدی که اسم او، اسم من و کنیه او، کنیه من است ظهور کند و عدالت را بگستراند، بعد از آن که زمین را ظلم و جور فرا گیرد (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۵۱، ص ۷۴؛ اربلی ۱۴۰۱، ج ۲، ص ۴۴۶).

انتظار در قرآن

قرآن که مهم ترین منبع اسلامی است، بی آن که به جزئیات بپردازد، در آیاتی چند به مسئله انتظار پرداخته است، برای نمونه می فرماید: انتظار بکشید من نیز با شما از منتظرانم (اعراف:۷۲)؛ در انتظار باشید من هم در انتظارم (هود:۹۳) و نیز می فرماید: منتظر باشید که ما هم با شما منتظریم (توبه:۵۲) این آیات در بعضی از روایات به مسئله انتظار تفسیر و تأویل شده است. (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۵۲، ص ۱۱۰ و ۱۲۷ و ج ۱۳، ص ۲۷۹).

ضرورت انتظار

در روایات زیادی بر ضرورت و لزوم انتظار تأکید شده است؛ از جمله: امام جواد (علیه السلام) می فرماید: «بر هر مسلمان واجب است در غیبت حضرت انتظار بکشد» (ابن بابویه ۱۳۶۳، ص ۳۷۷).

اهمیت انتظار

در اهمیت انتظار همین بس که در روایات، یکی از ارکان دین شمرده شده است (کلینی ۱۴۰۷، ج ۲، ص ۲۱؛ نوری ۱۴۰۷ ج ۱ ص ۷۳)، و یا در ردیف ایمان به خدا و رسولش قرار گرفته است (موسوی اصفهانی ۱۳۷۴، ج ۲، ص ۲۱۷).

ویژگی های دیگر در سخنان امامان (علیهم السلام) بیان شده است، برای نمونه: انتظار فرج از محبوب ترین اعمال نزد خداوند است. (ابن بابویه ۱۴۰۵، ج ۴، ص ۳۸۱). جوهره انتظار آمیخته با صبر و تحمل سختی هاست. (حرعاملی ۱۳۸۹، ج ۱۹، ص ۷۵؛ مجلسی ۱۴۰۳، ج ۱۰، ص ۳۵۲) انتظار فرج از بزرگ ترین فرج هاست. (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۳۶، ص ۳۸۶). انتظار فرج افضل اعمال و برترین جهاد دانسته شده و اینکه با آمدن منجی، حزن از شیعه برداشته می شود. (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۵۰، ص ۳۷۱ و ج ۷۴، ص ۱۴۳)

ارزش انتظار

در پاره ای روایات درباره فضیلت انتظار آمده است: شخصی از امام صادق (علیه السلام) درباره کسی که انتظار ظهور حکومت حق را می کشد و در این حال از دنیا می رود سؤال کرد، حضرت فرمود: «او همانند کسی است که با رهبر این انقلاب (حضرت مهدی عج) و در خیمه او بوده باشد، و پس از لحظه ای سکوت، فرمود: مانند کسی است که با پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) همراه باشد». (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۵۲، ص ۱۲۶). تعابیر دیگری درباره چنین کسی وارد شده؛ از جمله این که: چنین شخصی به مجاهدی که در راه خدا شمشیر می زند، یا کسی که در خدمت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) با شمشیر بر مغز دشمن بکوبد؛ یا کسی که زیر پرچم قائم باشد، یا کسی که پیش روی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) جهاد کند و یا کسی که با پیامبر شهید شود، مانند شده است. (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۵۲، ص ۱۲۶؛ ابن بابویه ۱۳۶۳، ص ۶۴۴ ـ ۶۴۵) و در برخی روایات، ثواب انتظار با ثواب روزه دار شب زنده دار، برابر دانسته شده است. (موسوی اصفهانی ۱۳۷۴، ج ۲، ص ۲۱۳)

وظایف منتظران

وظایف و رسالت منتظران مهدی موعود(عج) در دو بخش فردی و اجتماعی قابل بررسی می باشد.

بخش اول:وظایف فردی

۱.کسب معرفت

کسب معرفت، ارتقای آگاهی و روشن بینی، یکی از وظایف منتظران مهدی موعود است که از سوی مقام معظم رهبری بیان شده است، ایشان در این باره می فرماید: «انتظار به معنای این است که ما بایدخود را برای سربازی امام زمان(عج) آماده کنیم... سربازی منجی که می خواهد با تمام مراکزقدرت و فساد بین المللی مبارزه کند، احتیاج به ...آگاهی و روشن بینی دارد» ( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان،۳۰/۷/۱۳۸۱) با توجه به اینکه دشمنان اسلام با بهره گیری از ابزار پیشرفته رسانه ای برای مبارزه با فرهنگ انتظار شبهات فراوانی را درباره مهدویت مطرح می کنند، ضرورت ارتقای بصیرت و آگاهی منتظران نسبت مسائل گوناگون مهدویت امری انکار نا پذیر است زیرا هرگونه کوتاهی در این امر سبب تضعیف باورو ایمان به ظهور مهدی موعود(عج) خواهد شد. بنابراین هرکسی وظیفه دارد تا در بالا بردن سطح معرفت خودش درباره مباحث گوناگون مهدویت تلاش کند واز هرگونه سطحی نگری به مسئله مهدویت بپرهیزد. همانگونه که امام حسین(ع) در پاسخ به فردی که از آن حضرت درباره معرفت خدا پرسید، حضرت فرمودند: شناخت اهل هر زمانی نسبت به امام زمانش است آن امامی که پیروی از او بر آنان لازم است» (مجلسی،۱۴۰۳ ج ۵ ص ۳۱۲) در اهمیت آگاهی به امام زمان(عج) حدیث مشهوری از رسول خدا(ص) نیز نقل است که فرمود: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است» (ابن ابی زینب ۱۳۹۷ ص ۱۲۳ ح ۶) و حدیث دیگری را فخر رازی یکی از مفسران بزرگ اهل سنت نیز از آن حضرت نقل نموده است که فرمود: « هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، پس باید بمیرد اگر می خواهد یهودی و اگر می خواهد نصرانی» (فخر رازی ۱۳۲۸ ص ۳۸۴ مسئله ۴۷) و امام صادق(ع) نیز دردعایی که برای زمان غیبت امام زمان تعلیم داده اند به این امر توجه نمودند و ناآگاهی به امام و حجت خدا را برابر با گمراهی از دین بر شمردند، آنجا که فرمودند «خدایا! حجّت خود را به من بشناسان که اگر حجّت خود را به من نشناسانی، از دینم گمراه می گردم.»(کلینی ۱۴۰۷، ج ۱ ص ۳۳۷)

۲. آمادگی اخلاقی و معنوی

خود سازی، اصلاح نفس وآمادگی معنوی از منظر مقام معظم رهبری، بزرگ ترین وظیفه منتظران مهدی موعود می باشد، ایشان در این باره فرمودند: «بزرگترین وظیفه‌ی منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوی و اخلاقی ...خود را آماده کنند... د. اما کسانی که در مقابل خطر، انحراف و چرب و شیرین دنیا خود را می‌بازند و زانوانشان سست می‌شود؛ کسانی که برای مطامع شخصی خود حاضر نیستند حرکتی که مطامع آنها را به خطر می‌اندازد، انجام دهند؛ اینها چطور می‌توانند منتظر امام زمان به حساب آیند؟ کسی که در انتظار آن مصلح بزرگ است، باید در خود زمینه‌های صلاح را آماده سازد و کاری کند که بتواند برای تحقق صلاح بایستد» ( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان،۳۰/۸/۱۳۷۱) این سخن رهبر انقلاب برگرفته ازکلام امام صادق(ع) است که درباره ویژگی های یاران امام زمان(عج) فرمودند: «هر کس شادمان می گردد از این که از یاران حضرت مهدی (عج) باشد، باید منتظر باشد و به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار نماید و او منتظر واقعی است» (ابن ابی زینب ۱۳۹۷، ص ۲۰۰) وهمچنین آن حضرت فرمود: «به یقین برای صاحب این امر غیبتی است، پس بنده خدا باید تقوای پیشه. کند و به دینش چنگ زند الهی» (کلینی ۱۴۰۷ ج ۱ ص ۳۳۶) در اهمیت این ویژگی(خودسازی و تزکیه نفس) همین بس که خداوند در قرآن پس از یازده بار سوگند، تنها را نجات بشر را تزکیه و تطهیر نفس دانسته است(سوره شمس:۱-۹)

بنابراین عاشقان مهدی موعود(عج) باید بدانند اگر خواهان نزدیک شدن زمان ظهور آن حضرت هستند، بنا به فرموده رهبر عزیز انقلاب باید در اصلاح خویش تلاش کنند، ایشان در این مورد این گونه فرمودند: «شما مردم عزیز – بخصوص شما جوان‌ها – هر چه که در صلاح خود، در معرفت و اخلاق و رفتار و کسب صلاحیت‌ها در وجود خودتان بیشتر تلاش کنید این آینده را نزدیک‌تر خواهید کرد، اینها دست خود ماست، اگر ما خودمان را به صلاح نزدیک کنیم، آن روز نزدیک خواهد شد همچنان که شهدای ما با فدا کردن جان خودشان آن روز را نزدیک کردند، آن نسلی که برای انقلاب آن فداکاری‌ها را کردند، با فداکاری‌های خودشان آن آینده را نزدیک‌تر کردند هر چه ما کار خیر و اصلاح درونی خود و تلاش برای اصلاح جامعه انجام بدهیم آن عاقبت را دائماً نزدیک‌تر می‌کنیم» (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۲/۸/ ۱۴۷۹)

۳.توسل وارتباط قلبی

از از وظایف مهمی که به نظر مقام معظم رهبری شایسته است منتظران مهدی موعود(عج) به آن عمل کنند، توسل و ارتباط معنوی باآن حضرت می باشد، ایشان درباره برکات این رابطه معنوی و توسل به آن حضرت فرمودند: «رابطه ی قلبی و معنوی بین آحادمردم و امام زمان(عج) یک امرمستحسن، بلکه لازم و دارای آثاری است؛ زیرا امیدوانتظاررا به طوردایم در دل انسان زنده نگه می دارد.» (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۲/۱۲/۱۳۶۸) ودر سخنی دیگر نیز فرمودند: «این توسلاتی که در زیارات مختلف وجود داردکه بعضی از اینها اسانید خوبی هم دارد اینها بسیار با ارزش است...راه منطقی آن، توسل از راه دور است؛ توسلی است که امام آن را از ما می شنود ان شاءالله می پذیرد...این توسلات و این انس معنوی بسیار خوب و لازم است.»(بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۱۸/۴/۱۳۹۰)

۴. پرهیز از دنیاگرایی

یکی ازوظایف منتظر واقعی بر اساس نظر مقام معظم رهبری، پرهیز از دنیا گرایی است، ایشان در فلسفه این مطلب فرمودند: «اما کسانی که در مقابل خطر، انحراف و چرب و شیرین دنیا خود را می بازند و زانوانشان سست می شود؛ کسانی که برای مطامع شخصی خود حاضر نیستند هیچ حرکتی را که مطامع آنها را به خطر می اندازد، انجام دهند؛ اینها چطور می توانند منتظر امام زمان به حساب بیایند؟ کسی که در انتظار آن مصلح بزرگ است، باید در خود زمینه های صلاح را آماده کند و کاری کند که بتواند برای تحقق صلاح بایستد» ( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۳۰/۸/۱۳۷۱) یک منتظر واقعی باید بداند بر اساس آیات قرآن «اِنّ الذین ... و رَضوا بالحیوةِ الدنیا واطمَانّوا بها ... اولئکَ ماوهمُ النارُ بِمایَکسبونَ» (یونس:۷ و ۸) و فرموده رسول خدا(ص) «حُبُّ الدُنیا اَصلُ کُلِّ مَعصیةٍ واَوَّلُ کُلِّ ذَنبٍ» (ابن ابی فراس ۱۴۱۰ ج ۲ ص ۱۲۲)؛ «حُبُّ الدُّنیا رَاسُ کُلُّ خَطیئةٍ» (ابن ابی فراس١٤١٠، ج ۲ ص ۳۶۲) درصورت پرهیز نکردن ازدنیا طلبی، پیامد خطرناک دنیوی و آخروی در انتظار او خواهد بود که یکی از آنها فراهم شدن زمینه انجام بسیاری از گناهان است.
امام خمینی(ره) نیز در توضیح پیامدزشت دنیاگرایی و شرح حدیث «حبُّ الدنیا راسُ کلِّ خطیئه» فرمودند:

«و بس است برای انسان بیدار، همین حدیث شریف، و کفایت می‌کند برای این خطیئه بزرگ مهلک، همین که سرچشمه تمام خطاها و ریشه و پایه جمیع مفاسد است. با قدری تأمّل معلوم شود که تقریبا تمام مفاسد اخلاقی و اعمالی از ثمرات این شجره خبیثه است. هیچ دین و مذهب باطلی تأسیس در عالم نشده و هیچ فسادی در دنیا رخ نداده مگر به واسطه این موبقه عظیمه- قتل و غارت و ظلم و تعدّی، نتایج این خطیئه است، فجور و فحشاء و دزدی و سایر فجایع زاییده این جرثومه فساد است. انسان دارای این حبّ از جمیع فضائل معنویّه بر کنار است: شجاعت، عفت، سخاوت، عدالت که مبدأ تمام فضائل نفسانیّه است، با حبّ دنیا جمع نمی‌شود. معارف الهیّه، توحید در اسماء و صفات و افعال و ذات، و حق جویی و حق بینی با حبّ دنیا متضادّند، طمأنینه نفس و سکونت خاطر و استراحت قلب، که روح سعادت دو دنیا است، با حبّ دنیا مجتمع نشود. غنای قلب و بزرگواری و عزّت نفس و حرّیّت و آزاد مردی از لوازم بی اعتنایی به دنیا است، چنانچه فقر و ذلّت و طمع و حرص و رقّیّت و چاپلوسی از لوازم حبّ دنیا است. عطوفت، رحمت، مواصلت، مودّت، محبّت، با حبّ دنیا متخالفند. بغض، کینه، جور، قطع رحم، نفاق و دیگر اخلاق فاسده از ولیده‌های این امّ‌ الأمراض‌ است.»(موسوی خمینی،۱۳۸۸، ص ۴۹)

بنابر این اگریک منتظر واقعی امام زمان(عج) می خواهد زمینه را برای ظهور آن منجی و مصلح کل آماده کند باید هرگونه دوستی دنیا و گرایش به مظاهر فریبنده دنیا را از دلش خارج کند زیرا دلی که مملو ازعشق و محبت به مهدی موعود است و برای دیدارش لحظه شماری می کند نمی تواند عشق دنیای زودگذر و فانی را در خود جای دهد.

۵. ارتقای باور به حضور و نظارت امام زمان(عج)

یکی از وظایف بسیار سازنده و نقش آفرین در فرد منتظر، ارتقای باور به حضور و نظارت امام زمان(عج) است، این خصوصیت به تعبیر رهبری در صورتی درانسان منتظر محقق می شود که عقیده به امام زمان به طور حقیقی در دلها جا بگیرد... مومن این حضور رادر دل خود و با وجود و حواس خویش حس می کند...(گرچه آن امام عزیز) هنوز ظاهر نشده است و غایب است، غیبت او به احساس حضورش ضرری نمی زند، ظهور نکرده است اما هم در دلها و هم در متن زندگی ملت حضور دارد، مگر می شود حضور داشته باشد؟... شیعه خوب کسی است که این حضور را حس می کند و خودرا درحضور او احساس نماید، این، به انسان امید و نشاط می بخشد.» ( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۱۷/۱۰/۱۳۷۴) ایشان در سخن دیگر درباره گستره نظارت امام زمان(عج) نیز فرموده است: «امام زمان ناظر است و می بیند، انتخابات شمارا دید؛ اعتکاف شمارا امام زمان دید؛ تلاش شما جوان ها را برای آذین بندی نیمه شعبان، امام زمان دید؛ حضور شما زن و مرد را در میدان های گوناگون امام زمان دیده است و می بیند، حرکت دولتمردان ما را در میدان های مختلف امام زمان می بیند و امام زمان از هرچه که نشانه ی مسلمانی و نشانه ی عزم راسخ ایمانی در آن هست و ازما سر می زند، خرسند می شود، اگر خدای ناکرده عکس این عمل بکنیم امام زمان را ناخرسند می کنیم ببینیدچه عامل بزرگی است.»( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان،۲۹/۶/۱۳۸۴) اما درباره دلیل بر اینکه امام زمان(عج) بر اعمال ما آگاهی و نظارت دارد می توان به این آیه کریمه قرآن استناد کرد که خداوند فرمود:(وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَیَرَی اللهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمومِنُونَ) (توبه:۱۰۵)؛ «بگو عمل کنید، خداوند و فرستادة او و مومنان اعمال شما را می‌بینند» درباره این آیه شریفه، روایات بسیاری نقل شده و شاید به حد تواتر برسد(مکاترم شیرازی ج ۸ ص ۱۲۵) که علاوه بر خداوند متعال، پیامبر اکرم (ص) و امامان (ع) از اعمال همة امت آگاه می‌شوند. در باب «عرضه اعمال» کتاب اصول کافی روایات متعددی در ذیل همین آیه شریفه ذکر شده است که مراد از «مومنون»، ائمه اطهار (ع) هستند، از جمله این روایت: شخصی خدمت امام رضا (ع) آمد و عرض کرد: برای من و خانواده‌ام دعا کنید. امام (ع) فرمودند: «مگر دعا نمی‌کنم؛ وَاللهِ إنَّ أعمالَکُم لَتَعرضُ علَیَّ فی کلِّ یَوم وَ لَیلَة؛ به خدا سوگند، اعمال شما هر شب و روز بر من عرضه می‌شود.» راوی می‌گوید: این سخن بر من گران آمد، امام علیه السلام متوجه شد و به من فرمود: «أمَا تَقرَأُ کِتابَ اللهِ عزَّوجلَّ: (وَ قُل اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْموْمِنُونَ)، و هُوَ وَاللهِ علیُّ بنَ أبی‌طالِب؛ (کلینی ۱۴۰۷ ج ۱ ص ۱۷۱) آیا کتاب خداوند عزوجل را نمی‌خوانی که می‌فرماید: عمل کنید خدا و پیامبرش و مومنان، عمل شما را می‌بینند. به خدا سوگند! منظور از مومنان علی بن ابی‌طالب (و امامان دیگر از فرزندان او) هستند» امام صادق (ع) نیز می‌فرماید: «إنَّ الدُّنیا لَتَمَثَّلَ لِلإمامِ مِثل فَلقَةِ الجَوز فَلایَعزُبُ عَنهُ شَیءٌ...؛ (شیخ مفید ۱۴۱۳ ص ۲۳) دنیا (آسمان و زمین) در نزد امام چون پاره گردویی حاضر و نمایان است و چیزی از او پوشیده نیست.

۶. امید واری و انتظارکشیدن

یکی از عوامل حرکت و تلاش برای آماده سازی زمینه ظهور مهدی موعود(عج) امید به آینده درخشانی است که قرار است منجی عالم بیاید و جهان را پر از عدل و دادنماید، حضرت علی علیه‌السّلام می‌فرمایند: «از رحمت خداوند مایوس نباشید؛ زیرا محبوب‌ترین کارها نزد خداوند عزوجل انتظار فرج است» (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۵۳ ص ۱۲۳). امام صادق(ع) نیزدر این باره می فرماید: «هر کس دوست دارد که از یاران حضرت قائم به شمار آید باید چشم به راه او باشد ...» (ابن ابی زینب ۱۳۹۷، ص ۲۷; صافی گلپایگانی،۱۴۱۹ ص ۴۹۸). حضرت حجت(عج) نیز در توقیعشان به شیخ مفید ره) فرمودند: «اگر شیعیان ما که خداوند آنها را در طاعتشان یاری دهد، در وفای پیمانی که از ایشان گرفته شده است، مصمم و یکدل باشند، نعمت لقای ما از آنان به تاخیر نمی‌افتد و سعادت دیدار ما برای آنها با معرفت کامل و راستین نسبت به ما تعجیل می‌گردد» (مجلسی ۱۴۰۳، ج ۵۳ ص ۱۷۷).

مقام معظم رهبری نیز در اهمیت این مسئله فرمودند: «چند خصوصیت در این اعتقاد به مهدویت هست که این خصوصیت در حکم خون در کالبد و در حکم روح در جسم است یکی امید است» (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۹/۹/۱۳۷۶) ایشان درباره تلاش دشمنان بر ناامید کردن مردم نیز فرمودند: «گاهی اوقات دست های قلدر و قدرتمند، ملت های ضعیف را به جایی می رسانند که امیدشان را ازدست می دهند وقتی امید را از دست دادند دیگر هیچ اقدام نمی کنند می گویند چه فایده ای دارد؟ ما که دیگر کار از کارمان گذشته است، با چه کسی در بیفتیم؟ چه اقدامی بکنیم؟ برای چه تلاش بکنیم؟ ما که دیگر نمی توانیم. اعتقاد به مهدویت، به وجود مقدس مهدی موعود(ارواحنا فداه) امید رادر دل ها زنده می کند، هیچ وقت انسانی که معتقد به این اصل است نا امید نمی شود، چرا؟ چون می داند یک پایان روشن و حتمی وجود دارد، برو برگرد ندارد، سعی می کند که خودش را به آن برساند.»( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۵/۹/۱۳۷۶) اما رهبر فرزانه درباره نقش امیدواری منتظران در خنثی کردن توطئه دشمنان نیزفرمودند: «این عید(ولادت امام زمان) مایه امید ودرست نقطه مقابل آن، فضای یاس آلودی است که استکبار می خواهد در مقابل چشم مستضعفان عالم به وجود بیاورد... ملت ها اگر امیدوار باشند و امیدوار بمانند حربه استکبار چندان کارگر نیست.»( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۳۰/۱۱/۱۳۷۰)

۷.نترسیدن از دشمنان

نترسیدن از دشمنان و مرعوب نشدن از دیگر رسالت ها و وظایف مهم منتظران مهدی موعود(عج) است، رهبرانقلاب درباره این رسالت منتظران فرمودند: «ملتی که به خدا معتقد است و مومن است و به آینده امیدوار است و با پرده نشینان غیب در ارتباط است؛ ملتی که دردلش خورشید امید به آینده و زندگی و لطف و مدد الهی می درخشد، هرگز تسلیم و مرعوب نمی شود و با این حرف ها(تهدیدات و تشرهای دشمنان) از میدان خارج نمی گردد، این خصوصیت اعتقاد به آن معنویت مهدی (علیه آلاف التحیه و الثناء) است، عقیده به امام زمان(عج) هم در باطن فرد، هم در حرکت اجتماع و هم درحال و آینده، چنین تاثیر عظیمی دارد این راباید قدر دانست.» (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۱۷/۱۰/۱۳۷۴) اگر جامعه منتظر به این وظیفه خویش پایبند باشد زمینه پیروزی و حاکمیت بخشیدن احکام اسلامی و زمینه ظهور حضرت مهدی(عج) فراهم خواهد شدزیرا آن امامی می تواند دشمنان را شکست دهد که یاران شجاع و نترسی داشته باشد. همانگونه که امام خمینی(ره) توانسته است با داشتن چنین یارانی رژیم چند صد ساله طاغوت رادر کشور ایران شکست دهدوحکومت جمهوری اسلامی رابنیانگذاری نماید.

وظایف اجتماعی

۱. فراهم سازی زمینه ظهور

یکی از توطئه های دشمنان ترویج این فکر و عقیده است که امام زمان(عج) می آید و همه کارها را درست می کندآنهامی خواهند بااین شیطنت، جلوی هر حرکت و آماده سازی زمینه ظهوررا بگیرند به تعبیررهبر معظم انقلاب دشمنان با این کارشان می خواهند مردم را ناامید کنند، لذا در مقابل این توطئه آنان فرمودند: «اینکه امام زمان می آیدانجام می دهدیعنی چه؟ امروزتکلیف شماچیست؟ شما امروز باید چه بکنی؟» ( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۵/۹/۱۳۷۶) بعد درباره وظیفه منتظران فرمودند: «شما بایدزمینه را آماده کنی، تا آن بزرگواربتواند بیایدو در آن زمینه آماده اقدام فرماید، از صفر که نمی شودشروع کرد، جامعه ای می تواندپذیرای مهدی موعود ارواحنافداه باشد که در آمادگی و قابلیت باشد» ( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۵/۹/۱۳۷۶) اما در مورد پیامد خطرناک هرگونه سستی و آماده نکردن زمینه ظهوراز سوی منتظران، رهبر انقلاب فرمودند: «چه علتی داشت که بسیاری ازانبیای بزرگ اولی العزم آمدند و نتوانستند دنیا را از بدی هاپاک و پیراسته کنند؟ چون زمینه هاآماده نبود، چرا امیرمومنان علی بن ابی طالب(علیه السلام) در زمان خودش؛ در همان مدت کوتاه حکومت با آن قدرت الهی، با آن علم متّصل به معدن الهی، با آن نیروی اراده، با آن زیبایی ها و درخشندگی هایی که در شخصیت آن بزرگوار وجود داشت و با آن توصیه های پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) درباره او، نتوانست ریشه بدی را بخشکاند؟» (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۵/۹/۱۳۷۶) ایشان در ادامه به دلیل موفق نبودن امیر مومنان علی(علیه السلام) اشاره کرده و فرمودند: «چون زمینه زمینه نا مساعد بود، زمینه را نا مساعد کردن بودند، زمینه را زمینه دنیا طلبی کرده بودند، آن کسانی که در اواخر یا اواسط حکومت علوی مقابل امیر مومنان(علیه السلام) صف آرایی کردند کسانی بودند که زمینه های دینیشان زمینه های مستحکم و مادّه غلیظ متناسب دینی نمود، عدم آمادگی، این طور فاجعه به بار می آورد. آن وقت اگرامام زمان(عج) در یک دنیای بدون آمادگی تشریف بیاورند همان خواهد شد.»( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۵/۹/۱۳۷۶)

اما چگونگی زمینه سازی و آماده بودن مهم است، مقام معظم رهبری در این باره فرمودند: «ما آن وقتی می توانیم حقیقتا منتظربه حساب بیاییم که زمینه را آماده کنیم برای ظهور مهدی موعود(ارواحنا فداه) زمینه باید آماده شودوآن عبارت از عمل کردن به احکام اسلامی و حاکمیت قرآن و اسلام است» (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۲/۸/۱۳۷۹) بنا براین همانگونه که ملت شجاع ایران توانسته اند در حدی با فداکاری و قیام خویش زمینه تحقق حاکمیت بخشی از احکام اسلام رافراهم کنند، دیگر ملت هایی که خود را منتظر ظهور مصلح کل می دانند بایداین رسالت را در جامعه و محیط خویش انجام دهند و با مبارزه با ظلم و جورزمینه تحقق حکومت اسلامی را فراهم نمایند. همانگونه که رهبر انقلاب در این باره فرمودند: «برای پنجه در افکندن با زور گویان خود را آماده کنند... کسی که وقتی کشور اسلامی مورد تهدید دشمن است آماده دفاع از ارزشها و میهن اسلامی و پرچم بر افراشته اسلام است می تواند ادعا کند که اگر امام زمان بیاید، پشت سر آن حضرت در میدان های خطر قدم خواهد گذاشت... کسی که در انتظار آن مصلح بزرگ است باید در خود زمینه های صلاح را آماده سازد و کاری کند که بتواند برای تحقق صلاح بایستد.»(بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۳۰/۸/۷۱)

یکی از عرصه هایی که نیاز به آمادگی منتظران است، آمادگی نظامی و مهیا کردن تسلیحات متناسب برای یاری امام زمان(علیهالسلام) می باشد چنان که در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است که فرمود: «هریک از شما بایدبرای خروج قائم(عج) هرچند به اندازه یک تیر، مهیا کند، هرگاه خدای تعالی چنین نیتی از او ببیند، امیدوارم عمرش را طولانی کندتا آن حضرت را درک کند و در زمره یاران و همراهانش قرارگیرد.»(ابن ابی زینب ۱۳۹۷، ص ۱۷۳) وامام کاظم (علیه السلام) در همین باره فرمودند: «هرکس مرکبی را به انتظار امرما نگاه داردوبه سبب آن دشمنان ما را خشمگین سازد در حالی که خودش به ما منسوب باشد، خداوند روزیش را فراخ گرداند به او شرح صدر عطا کند، اورا به آرزویش برساند و در رسیدن به خواسته هایش اورا یاری کند.»(کلینی ۱۴۰۷ ج ۶ ص ۵۳۵ ح ۱) البته در موردآمادگی مطرح شده در اینگونه روایات باید این نکته را مورد توجه قرارداد که ذکر مواردی همچون تیر و مرکب در روایات از باب ذکر تمثیل و بیان لزوم آمادگی رزمی برای یاری منجی عالم می باشد و الا ذکر شمشیر و مرکب در روایات موضوعیت ندارد چون آمادگی در هر زمانی باید متناسب با آن زمان باشد. بنابراین منتظران حضرت حجت باید خود را با سلاح روز مسلح سازند و حال که خداوندبه برکت خون پاک شهیدان نعمت حکومت اسلامی را نصیب ملت ایران کرده است در درجه اول برعهده حکومت اسلامی می باشد که قوای نظامی را در بالاترین آمادگی نظامی قرار دهد تا در صورت ظهور حضرت حجت حق بتوانند دربهترین وجه به یاری آن حضرت بشتابند.

اما رهبر انقلاب درباره رسالت جوانان درزمینه سازی ظهور هم فرمودند: «شما جوانان که در آغاز زندگی و تلاش خود هستید باید سعی کنید تا زمینه را برای آن چنان دورانی آماده کنید دورانی مه در آن ظلم و ستم به هیچ شکنی وجود ندارد، دورانی که در آن، اندیشه و عقول بشر از همیشه فعال ترو هلاق تر و آفریننده تر است، دورانی که ملت ها با یکدیگر نمی جنگند، دست های جنگ افروز عالم همان هایی که جنگ های منطقه ای و جهانی را در گذشته به راه انداختند و می اندازند دیگر نمی توانند جنگی به راه بیندازند، در مقیاس عالم، صلح و امنیت کامل هست، باید برای آن دوران تلاش کرد، قبل از دوران مهدی موعود، آسایش وراحت طلبی و عافیت نیست.» (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۹/۹/۱۳۷۶)

۲. تلاش برای اصلاح جامعه

یکی از رسالت های مهم منتظران مهدی موعود(عج)، تلاش برای اصلاح جامعه می باشد زیرا این عمل به تعبیر مقام معظم رهبری سبب نزدیک تر شدن ظهور منجی عالم بشیرت می شود(بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۲/۸/۱۳۷۹) همانگونه که به فرموده ایشان، تلاش در اصلاح خویش، باعث نزدیک ترشدن آن آینده درخشان خواهد شد. ( بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۲۲/۸/۱۳۷۹) امایکی از عوامل دستیابی به اصلاح جامعه، ترویج و نهادینه کردن احساس مسئولیت اجتماعی در افراد می باشدزیرا در چنین صورتی نظارت اجتماعی رشد می کند و افراد با احساس مسولیت نسبت به رفتارهمدیگر ورفتار حکومتیان، مانع هرگونه فساد، خلاف و ستم خواهند شداز همین رو خداوندبه همه مومنان و مسلمانان سفارش کرده است که اگر به دنبال جامعه ای خوشبخت و رستگار می باشندباید روحیه دعوت به خیر و صلاح و جلوگیری از کارهای زشت را درجامعه را زنده کنند. (بعضهم یامرون بالمعروف...) وگرنه به تعبیر امیر مومنان علی(علیه السلام) بی توجهی به این مسئولیت اجتماعی یعنی ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر سبب مسلط شدن فاسدان برجامعه خواهد شد(ابن بابویه ۱۴۱۳، ج ۴ ص ۱۹۱) و چنین جامعه ای شایستگی پذیرش مصلح کل را نخواهد داشت.

۳.پژوهش عالمانه

به تعبیر مقام معظم رهبری یکی از خطرات بزرگی که مهدویت را مورد تهدید قرار می دهدکارهای عامیانه و جاهلانه و دور از معرفت و غیر متکی به سند و مدرک است زیرا این نوع کارها زمینه را برای مدعیان دروغین فراهم می کند و مردم را از حالت انتظارحقیقی دورمی کند(بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۱۸/۴/۱۳۹۰) از همین رو ضرورت دارد تا درباره مسئله مهدویت کارعالمانه، قوی، متکی، به مدرک و سند بوسیله اهل فن و آگاه انجام گیرد...این بخش از کار هرچه ممکن است بیشتر باید جدی گرفت تا راه ان شاءالله برای مردم باز شود، هر چه دلها با مقوله ی مهدویت آشنا شود و انس پیداکند و حضور آن بزرگواربرای ما مردمی که دردوران غیبت هستیم، محسوس تر شود و بیشتر حس کنیم و رابطه بیشترداشته باشیم این برای دنیای ما و برای پیشرفت ما به سمت آن اهداف بهتر خواند بود. (بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۱۸/۴/۱۳۹۰) بنابراین آن اندیشمندانی که منتظر ظهور مهدی موعود(عج) هستند برای حراست از جامعه منتظردر مقابل شبهات دیگر اندیشان و دشمنان، باید پژوهش های دقیقی را در دستور کارپژوهشی خود قراردهند.

۴. دعا برای تعجیل فرج

یکی از رسالت های کسی که هر لحظه انتظار می کشد تا منجی عالم بیاید و دنیا را پر از عدل وداد کند، دعا و خواستن از خداست که هر چه زودترآن امام عدالت گستر را برساند چون چنین فردی باور دارد که تا خدا مصلحت نداندآن مهدی موعود نخواهد آمد، مقام معظم رهبری درباره این خصوصیت منتظران فرمودند: «آن مردمی که می نشینندراز دو نیازمی کنند؛ دعای ندبه را با توجه می خوانند و زیارت آل یاسین را زمرمه می کنند و می نالند می فهمند چه می گویند» ((بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۱۷/۱۰/۷۴).در روایات نیز درباره دعا برای تعجیل فرج تاکید شده است، همانگونه که در توقیع امام زمان(عج) به جناب اسحاق بن یعقوب توصیه شده است که برای تعجیل فرج، زیاد دعا کنید(ابن بابویه ۱۳۹۵ ج ۲ ص ۳۶۱) ودر روایتی از امام حسن عسکری(ع) نیز، درباره فایده دعا برای تعجیل فرج امام غایب آمده است، به خدا سوگند که او غیبتی سخت می کند در آن غیبت، از هلاکت نجات نمی یابد مگر کسی که خدای عزّوجل اورا بر قول به امامت آن حضرت ثابت بدارد و اورا در عصر غیبت بر دعای به تعجیل فرج او موفق بدارد. (مجلسی ۱۴۰۳ ج ۹۸ ص ۱۵۸) البته همانگونه که قبلا بیان شد انسان منتظر نباید فقط به دعا اکتفاکند بلکه بایدعلاوه بر دعا در تحقق اوامرالهی تلاش کند. مقام معظم رهبری نیز درباره ارزش و ثمره دعا و توسل به مهدی موعود(عج) فرمودند: «من توصیه می کنم که این توسلات را...هرچه با کیفیت تر ادامه دهند و توجهات و الطاف آن بزرگوار را به سمت خود جلب کنند... ومردم با توجه و توسل به او ان شاء الله راه رشد و هدایت و فتح و پیروزی را به دست خواهند آورد.» ((بیانات در دیدار اقشارمختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان، ۱۷/۱۰/۱۳۷۴)

نتیجه

از پژوهش انجام شده می توان به نتایج ذیل اشاره نمود:

۱. بر اساس وعده حتمی الهی، حاکمیت حکومت مهدی موعود(عج) به وقوع می پیوندد و آن منجی نجات بخش پرچم حکومت جهانی عدالت گستر را در تمام عالم به اهتزاز در می آورد.
۲. انتظارفقط نشستن و اشک ریختن نیست؛ انتظار به معنای این است که ما بایدخودرا از تمام جهات اخلاقی و رفتاری برای سربازی امام زمان(عج) آماده کنیم.
۳. بر اساس نظر مقام معظم رهبری که بر گرفته از آموزه های دینی است، مهدی موعود(عج) زمانی ظهور خواهد کرد که منتظران واقعی مهدی موعود(عج) علاوه بر وظایف فردی به وظایف اجتماعی خویش عمل نمایند. اما مهم ترین وظایف فردی از دیدگاه رهبر فرزانه انقلاب عبارت است: ۱.کسب معرفت ۲.آمادگی اخلاقی ومعنوی ۳.پرهیز از دنیاگرایی ۴. توسل و ارتباط معنوی با امام زمان(عج) ۵. ارتقای باور به حضور ونظارت امام زمان(عج) ۶.نترسیدن از دشمنان ۷. امیدواری ومنتظر بودن. اما مهم ترین وظایف اجتماعی عبارت است از: ۱. فراهم سازی زمینه ظهور امام زمان(عج) ۲. تلاش برای اصلاح جامعه ۳. پژوهش عالمانه در مباحث مهدویت و پاسخ به شبهات ۴. دعا برای تعجیل فرج امام زمان(عج)

منابع

قرآن

(۱) مفید محمد بن محمد،۱۴۱۳ ق، الاختصاص، الموتمر العلمی لالفیه الشیخ المفید، قم.
(۲) فقیه ایمانی، مهدی، ۱۴۰۲ ق، الإمام المهدی عند أهل السنة، نشر مکتبة أمیر المؤمنین(علیه السلام)، اصفهان.
(۳) سبحانی، جعفر،۱۴۱۱ ق، الهیات و معارف اسلامی، نشر المرکز العالمی للدراسات الإسلامیة، قم.
(۴) مجلسی، محمد باقر ۱۴۰۳ ق، بحارالأنوار، ، نشر دار احیاء التراث العربی، لبنان.
(۵) زبیدی، محب الدین ۱۴۱۴ ق، تاج العروس، ، نشر دارالفکر، لبنان.
(۶) ابن خلدون، عبد الرحمن ۱۴۱۷ ق، تاریخ ابن خلدون، نشر دارالفکر، لبنان.
(۷) صدر، محمد ۱۴۰۲ ق، تاریخ الغیبة الکبری، نشر دار التعارف للمطبوعات، لبنان.
(۸) جان ناس، مترجم علی اصغر حکمت ۱۳۷۰ ش، تاریخ جامع ادیان، نشر انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، تهران.
(۹) مصطفوی حسن ۱۳۷۴ ش، التحقیق فی کلمات القرآن، وزارت ارشاد، تهران.
(۱۰) ناصر مکارم شیرازی و همکاران ۱۳۷۴ ش، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
(۱۱) ابن ابی الفرّاس ۱۴۱۰ ق، تنبیه الخواطرو نُزهَةُ النَّواظِر (مجموعه ورّام)، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
(۱۲) سایت مقام معظم رهبری، KHAMENEI.IR
(۱۳) ابن ابوالحدید، عزالدین، عبدالحمید ۱۳۸۳ ش، شرح نهج البلاغه، نشر داراحیاء التراث العربی، لبنان.
(۱۴) ابن عربی، محی الدین ۱۴۰۵ ق، الفتوحات المکیة، نشر المکتبة العربیة، مصر.
(۱۵) ، معین، محمد ۱۳۷۱ ش، فرهنگ فارسی، انتشارات امیرکبیر، تهران.
(۱۶) کلینی، محمد بن یعقوب ۱۴۰۷ ق، الکافی، دارالکتب الاسلامیه تهران.
(۱۷) ابن ابی زینب، محمدبن ابراهیم ۱۳۹۷ ق، ا لغیبة، نشر مکتبة الصدوق، تهران.
(۱۸) کتاب مقدس،۱۳۸۰ ش، انتشارات اساطیر، تهران.
(۱۹) اربلی، علی بن عیسی ۱۴۰۱ ق، کشف الغمه فی مَعْرِفَةِ الأئمّة، نشر دار الکتب، بیروت.
(۲۰) صدوق، محمد بن علی ۱۳۶۳ ش، کمال الدین وتمام النعمة، نشر انتشارات نشر اسلامی، قم.
(۲۱) موسوی اصفهانی ۱۳۷۴ ش، مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم، محمدتقی، مترجم، حائری قزوینی، انتشارات بدر.
(۲۲) صافی گلپایگانی، لطف اللّه ۱۴۱۹ ق، منتخب الأثر فی الامام الثّانی عَشَر(عج) موسسه السیده المعصومه(سلام الله علیها) قم.
(۲۳) صدوق، محمد بن علی ۱۴۰۵ ق، من لا یحضره الفقیه، نشر دارالأضواء، لبنان.
(۲۴) حرانی، ابن تیمیّه ۱۴۲۰ ق، منهاج السنة النّبویه، احمد بن عبدالحلیم، نشر دار الکتب، لبنان.
(۲۵) ، فقیه ایمانی، مهدی ۱۴۰۱ ق، موسوعة الإمام المهدی، مکتبة امیر المؤمنین، اصفهان.
(۲۶) البستوی، عبدالعلیم ۱۴۲۰ ق، المهدی المنتظر علیه السلام فی ضوء الأحادیث والآثار الصحیحة ، نشر دار ابن حزم، عربستان.
(۲۷) حر عاملی، محمّد ۱۴۲۰ ق، وسائل الشیعة، نشر مکتبة الإسلامیة، تهران.
(۲۸) صدر، محمد ۱۴۰۳ ق، الیوم الموعود بین الفکر المادی والدین، شر دار التعارف للمطبوعات، لبنان.

خداوند در آیه «ارسل رسول» وعده داده است که دین حق را بر همه ادیان غالب کند. امام صادق(ع) و مفسران بزرگ اسلام تأکید کرده‌اند که این وعده الهی تنها در عصر ظهور امام زمان(عج) به طور کامل محقق خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در میان آیات قرآن، برخی به صورت خاص به رویدادهای آینده و تحولات نهایی تاریخ بشارت داده‌اند. آیه معروف «ارسل رسول» (سوره توبه، آیه ۳۳) یکی از این آیات کلیدی است که به‌صورت صریح وعده پیروزی کامل و جهانی دین حق را می‌دهد.،ازین رو این سؤال مطرح می‌شود که تحقق واقعی این آیه در چه زمانی رخ خواهد داد؟

سوال:

آیه «ارسل رسول» چگونه بر ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) دلالت دارد؟

پاسخ اجمالی:

یکی از آیاتی که دلالت بر ظهور امام زمان(عج) دارد «آیه ارسال رسول» است. خداوند در این آیه می فرماید: «او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه آیین ها غالب گرداند». مقصود از هدایت در این آیه، هدایت الهی است که خداوند رسول خود را بر آن مبعوث کرده و مراد از دین حق نیز دین اسلام است.

بنابراین خداوند وعده ظهور و غلبه اسلام بر تمام ادیان را داده است. امام صادق(ع) در تفسیر آیه می فرماید: «به خدا سوگند تأویل آیه هنوز تحقق نیافته و نخواهد یافت تا آنکه قائم خروج کند».

پاسخ تفصیلی:

یکی از آیاتی که دلالت بر ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) دارد «آیه ارسال رسول» است. خداوند متعال در این آیه می فرماید:

«هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون‏َ»(۱)؛ (او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه آیین ها غالب گرداند هر چند مشرکان کراهت داشته باشند).

مقصود از هدایت در آیه، هدایت الهی است که خداوند رسول خود را بر آن مبعوث کرده و مراد از «دین حق» نیز همان دین اسلام است و ضمیر در «لِیُظْهِرَهُ» به دین اسلام بر می گردد نه رسول خدا(صلی الله علیه و آله)؛ زیرا مرجعی نزدیک تر از کلمه رسول است و نیز تناسب بین غالب که دین اسلام است با مغلوب که ادیان دیگر است برقرار می شود.

فخر رازی می گوید: «در زمان حضرت عیسی و حضرت مهدی(علیه السلام) محقق می شود».(۲) طبری می گوید: «در زمان نزول حضرت عیسی(علیه السلام) تمام ادیان باطل و نابود شده و تنها دین اسلام بر همه ادیان غالب خواهد شد».(۳) از سعید بن جبیر روایت شده که: «این آیه مربوط به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) از اولاد فاطمه(علیها السلام) است که خداوند او را بر همه ادیان غالب خواهد کرد».(۴)

ابو بصیر از امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه فوق روایت کرده که فرمود: «به خدا سوگند تأویل آیه هنوز تحقق نیافته و نخواهد یافت تا آنکه قائم خروج کند و هنگامی که خروج کرد کافر به خدای عظیم در روی زمین باقی نمی ماند».(۵)،(۶)

پی نوشت:

(۱). سوره توبه، آیه ۳۳.

(۲). مفاتیح الغیب، فخرالدین رازی، محمد بن عمر، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۰ قمری، چاپ: سوم، ج ‏۱۶، ص ۳۳، (سوره توبه، آیه ۳۳).

(۳). جامع البیان فی تفسیر القرآن، طبری، محمد بن جریر، دار المعرفه، بیروت، ۱۴۱۲ قمری، چاپ: اول، ج ‏۱۰، ص ۸۲، (سوره توبه، آیه ۳۳).

(۴). الفصول المهمة فی معرفة الأئمة(علیهم السلام‏)، ابن صباغ مالکی‏، دار الحدیث‏، قم،‏ ۱۴۲۲ قمری، چاپ: اوّل‏، ج ‏۲، ص ۱۱۲۲، (الفصل الثانی عشر فی ذکر أبی القاسم محمد(علیه السلام) الحجة الخلف الصالح ابن أبی محمد الحسن الخالص(علیه السلام) و هو الإمام الثانی عشر و تاریخ ولادته و دلائل إمامته و ذکر طرف من أخباره و غیبته و مدة قیام دولته و ذکر کنیته و نسبه و غیر ذلک مما یتصل به).

(۵). البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، سید هاشم، تحقیق: قسم الدراسات الاسلامیة موسسة البعثة، بنیاد بعثت، تهران، ۱۴۱۶ قمری، چاپ: اول، ج ‏۲، ص ۷۷۰، (سوره توبه، آیه ۳۳).

(۶). گردآوری از: موعود شناسی و پاسخ به شبهات، رضوانی، علی اصغر، مسجد مقدس جمکران، قم، چاپ هفتم، ۱۳۹۰ ش، ص ۵۳۹.

یکشنبه, 20 بهمن 1404 23:36

حدیثی شگفت انگیز در مورد ظهور

به قسمت از حدیثی مفصل و زیبا از امیرالمومنین در مورد بشارت به ظهور منجی اشاره خواهیم کرد.

گوینده: امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام:

مخاطب: حُذیفة بن یمان.

ابتدا توصیه‌ای به حُذیفه در رابطه با در نظر گرفتن ظرفیت و قابلیت افراد در بیان حقایق، به ویژه فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام دارند.

در ادامه به کوتاهی مردم اشاره می‌کنند که در نتیجه ظالمان قدرت می‌گیرند و اهل بیتش یکی پس از دیگری به شهادت می‌رسند تا می‌رسد به خاتم اوصیاء، حضرت مهدی با این تعبیر: ...حَتَّی إِذَا غَابَ الْمُتَغَیِّبُ مِنْ وُلْدِی عَنْ عُیُونِ النَّاسِ..... تا آن زمان که غائب شونده از فرزندانم از

دیدگان مردم غائب شود و فتنه و بلا جامعه را در برمی‌گیرد و به شیعیان ناسزا می‌گویند و (امت) به خیال باطلشان گمان می‌کنند حجتی وجود ندارد و امامت باطل شده است.

اما قسم به پروردگار علی، حجت خدا پایدار است و در مسیرها (خیابان ها) حرکت می‌کند و در مجالس حضور می‌یابد و در شرق و غرب این عالم در پی انجام مأمویت الهی خود در رفت و آمد است بر مردم سلام می‌کند در حالی که او را نمی‌شناسند؛ می‌بیند ولی دیده نمی‌شود تا زمانی که

وقتش (ظهورش) برسد و منادی از آسمان ندا دهد.

سپس فرمودند: آگاه باشید آن زمان روز شادی فرزندان علی و پیروانش است.۱

پی‌نوشت:

۱. نعمانی، الغیبة، ص۱۴۲، باب۱۰، ح

در سالروز ۱۲ بهمن‌ماه و آغاز جشن‌های دهه فجر

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

خوشامد عرض میکنم به همه‌ی برادران عزیز و خواهران عزیز که امروز این حسینیّه را با نفَس گرم خودشان، با حضور خودشان، مبارک و منوّر کردند. یک جمله در باب دوازدهم بهمن عرض میکنم که روز مهمّی است؛ یک جمله هم در باب این فتنه‌ی یکی دو هفته پیش عرض میکنم ــ توضیحی برای اینکه این چه پدیده‌ای بود، چه اتّفاقی بود که افتاد ــ یک جمله‌ی کوتاهی هم درباره‌ی آمریکا عرض خواهم کرد. اینها مطالبی است که من یادداشت کرده‌ام که به برادران عزیز و خواهران عزیز عرض کنم.

امّا در مورد دوازدهم بهمن. دوازدهم بهمن حقّاً یک روز استثنائی است. در دوران سال، روزهایی هست که شما میدانید واقعه‌ای در این روز اتّفاق افتاده، روز مهمّی است، روز بزرگی است؛ این روزها در تاریخ ثبت میشود به عنوان یک حادثه، به عنوان یک قضیّه‌ی مهم؛ لکن بعضی از روزها هستند که انسان اینها را فراتر از برجستگی و فراتر از تاریخی بودن مشاهده میکند؛ اینها روزهای تاریخ‌سازند؛ واقعه‌ای که در آن [روز] اتّفاق افتاده، در واقع مسیر حرکت تاریخ را جابه‌جا کرده و تغییر داده؛ روز دوازدهم بهمن از این قبیل است.

امام در دل تهدیدها به تهران آمد؛ در دل تهدیدها! شما جوانها آن روزها را ندیدهاید. تهدید آمریکا بود، تهدید رژیم بود، تهدید تروریست‌ها بود؛ بعدها معلوم شد که اینها چه برنامه‌هایی داشتند برای آمدن امام. در دل این تهدیدها، امام با جرئت و با قدرت به تهران آمد؛ وارد تهران شد و ملّت، یکپارچه مقدم امام را گرامی داشتند. آن استقبالی که در روز دوازدهم بهمن از امام شد، تا آن جایی که ما اطّلاع داریم، در تاریخ و در زمان خود ما که جمعیّت‌ها زیاد شده، امکانات زیاد شده، سابقه ندارد؛ این استقبال عجیب از امام [شد]!

خب یک رهبری، یک بزرگی، یک امامی وارد جامعه شد، جامعه هم او را در آغوش گرفت که یک حادثه‌ی مهمّی بود؛ لکن امام نگذاشت این استقبال بی‌نظیر به صورت تشریفات باقی بماند. این‌جور اتّفاقات، گاهی فقط تشریفات است؛ می‌آیند به یکی احترام میکنند، بعد هم متفرّق میشوند میروند؛ او هم میرود، اینها هم میروند. امام نگذاشت که این حادثه‌ی عظیم به صورت تشریفات برگزار بشود؛ از همان ساعت اوّل، شروع کرد به کار.

اوّلاً اوّل‌کاری که امام کرد، اسقاط نظام [پادشاهی] را در همان روز ورود اعلام کرد. امام در بهشت زهرا، در مقابل جمعیّت میلیونی سخنرانی کرد و اسقاط نظام پادشاهی را ــ که میگفتند چند هزار سال سابقه دارد ــ و تبدیل آن به یک نظام نو و جدید با خصوصیّات مهم و برجسته و بزرگ را اعلام کرد. خب این نظام جدیدی که امام مژده‌ی آن را در ورود به تهران در روز دوازدهم بهمن داد، خصوصیّات متعدّدی داشت که حالا بعضی از آنها را شاید اشاره کنم؛ لکن [طبق] آنچه امام فرمودند، دو خصوصیّت اساسی و پایه‌ای، دو خصوصیّت مهم در این نظام وجود دارد:

یکی اینکه حکومت فردی و استبدادی را تبدیل میکند به حکومت مردمی؛ که این خیلی مهم است. مردم در کشور هیچ‌کاره بودند؛ حتّی وزرا و دولتها و مانند اینها هم هیچ‌کاره بودند؛ همه‌کار، همه‌چیز در یک مجموعه، در یک دربار پخت‌وپز میشد و اجرا میشد. این [حکومت] تبدیل شد به حکومت مردمی؛ یعنی مردم اعلام نظر کنند، انتخاب کنند، اختیار کنند.

خصوصیّت دوّم، تبدیل فرآیند ضدّ دینی حاکم بر کشور، به فرآیند اسلامی و دینی [بود]. اگر کسی خاطرات رجال دوران پهلوی را ــ که بعدها یا در همان زمان نوشتند ــ بخواند، میبیند، میفهمد که اینها داشتند ایران را به سمت یک مجموعه‌ی کاملاً ضدّ دین حرکت میدادند؛ حرکتی میدادند که در آن هیچ نشانه‌ای از اسلام و از دین و از قرآن نباشد؛ کشور بتدریج به این سمت حرکت [میکرد].

امام مسیر را ۱۸۰ درجه عوض کرد ــ البتّه کشور را یک‌باره نمیشود صد درصد منطبق با دین کرد ــ حرکت، حرکتی دینی شد و تدریجاً به سمت دین [حرکت کرد]. اگر ماها ــ ما مسئولین ــ درست به آن وظایف عمل میکردیم، تا حالا آن اتّفاق افتاده بود؛ یعنی واقعاً کشور دینی شده بود. واقعاً ماها ــ بعضی از دولتها، بعضی از مسئولین، بعضی از کسانی که میتوانستند کاری بکنند ــ کوتاهی کردیم؛ کارهایی باید میکردیم، نکردیم؛ کارهایی نباید میکردیم، کردیم؛ ولی باز در عین حال، حرکت، همان حرکتی بود که امام پایه‌گذاری کرد؛ یعنی ما در این فرآیند دینی و اسلامی پیشرفت کردیم.

[البتّه] یک خصوصیّت دیگری که این حاکمیّت نوین داشت و در بیانات امام ذکر میشد، و در بین این خصوصیّاتی که امام ذکر میکردند خیلی مهم بود و استکبار را دستپاچه میکرد، عبارت بود از بریدن دست آمریکا از ایران. امام در بیانات خودشان از اوّل، قطع نفوذ و دخالت آمریکا در ایران را اعلام کردند که حالا من بعداً در پایان صحبت، در این زمینه چند جمله‌ای عرض خواهم کرد. این هم یک خصوصیّت که این، همان خصوصیّتی بود که آمریکایی‌ها را دستپاچه کرد. آنچه آنها را از ساعت اوّل بیش از همه دستپاچه کرد، ناراحت کرد، به تلاش وادار کرد، به دشمنی وادار کرد این بود که [اعلام شد] نفوذ و دخالت در کشور ما ممنوع؛ کشور مال ملّت ایران است، خودشان و منتخبینشان باید تصمیم بگیرند.

در مورد مردمی بودنِ انقلاب و مردمی بودن حکومت ــ که گفتیم این خصوصیّت [نظام اسلامی] بود ــ کاری که امام کرد، [این بود که] مردم را، ملّت ایران را با توانایی‌های خودش، با ارزشهای خودش آشنا کرد. امام بیان مؤثّری داشت؛ سخن امام در دلها می‌نشست. امام ملّت ایران را به طور کامل متوجّه کرد که چه توانایی‌های بزرگی دارند. این کلمه‌ی «ما میتوانیم» خیلی مهم است. ماها که قبل از انقلاب زندگی کردیم، حتّی ماها که اهل مبارزه بودیم، واقعاً همه معتقد بودیم ایرانی‌ها کاری نمیتوانند بکنند! «نمیتوانیم» بر همه‌ی افکار مردم حاکم بود؛ امام آمد این را زیرورو کرد، اعلام کرد «میتوانیم». او را با ارزشهای خودش آشنا کرد، او را با توانایی‌های خودش آشنا کرد. ملّت ما در دوران پهلوی‌ها و قاجاری‌ها به یک ملّت تحقیرشده تبدیل شده بود. ملّت ایران با آن سوابق، با آن تمدّن، با آن علم، با آن دانشمندان، با آن کتابخانه‌های عظیم و بزرگ، از اوایل قاجار تا تمام دوران پهلوی تبدیل شد به یک ملّت تحقیرشده،‌ به یک ملّت عقب‌افتاده؛ در علم عقب‌افتاده بودیم، در فنّاوری عقب‌افتاده بودیم، در سیاست عقب‌افتاده بودیم؛ ایران هیچ تأثیری در سیاستهای منطقه‌ای نداشت، سیاستهای جهانی که به جای خود!

من یک وقت اینجا یک ماجرایی را نقل کردم(۱) که بعد از جنگ جهانی [اوّل]، از کشورهای دنیا دعوت کردند که بیایند در کنفرانس پاریس راجع به مسائل بین‌المللی تصمیم‌گیری کنند؛ از ایران یک هیئت بزرگی بلند شدند رفتند پاریس که در آن کنفرانس شرکت کنند؛ راهشان ندادند! هیئت ایرانی رفت پشت در منتظر [ماند]، روزهای متعدّد گذشت، اجازه ندادند که وارد این جلسه بشوند. ایرانِ باعظمت را، ایران متمدّن را، ایرانی که یک روزی منشأ علم و فلسفه و همه‌چیز در دنیا بوده و همه از او استفاده میکردند، به اینجا رسانده بودند؛ این‌جور تحقیرشده، این‌جور کوچک! در علم، در فنّاوری، در سیاست، در سبک زندگی، در اعتبار بین‌المللی، در تصمیم‌های منطقه‌ای، در همه‌ی اینها ملّت ایران در دوران پهلوی و دوران قاجار عقب‌افتاده و تحقیرشده بود؛ نه یک اختراعی، نه یک کار مهمّی، نه یک حرکت برجسته‌ای.

«امام» ملّت را نسبت به این عقب‌افتادگی حسّاس کرد تا ملّت احساس کند که «چرا باید ما عقب‌افتاده باشیم؟ چرا باید ما خودمان تولید نکنیم، خودمان نسازیم، خودمان ارائه ندهیم، خودمان در دنیا حرف نداشته باشیم؟ چرا؟». امام حسّاس کرد ملّت را؛ حسّ توانایی را در ملّت ایران زنده کرد؛ امام بزرگوار اعتماد به ‌نفْس را در ملّت دمید؛ ملّت ایران اعتماد به ‌نفْس دارد. الان شما دیگر مثلاً‌ در قبال فلان ملّت اروپایی، حتّی ملّت آمریکا احساس ضعف نمیکنید، احساس کوچک‌تر بودن نمیکنید. میگویید میتوانیم، میکنیم؛ و کرده‌اید! در این چهل و چند سال، کارهای بزرگی در این کشور انجام گرفته که قبلاً حتّی فکرش را هم نمیشد کرد امّا انجام گرفت. همین الان هم همین‌جور است. البتّه پنهان میکنند؛ ما هم تبلیغاتمان ضعیف است. الان هزاران شرکت مربوط به این جوانها هست که مشغول کار شده‌اند و خودشان دارند کار میکنند؛ دستگاه‌های مهم، کارهای بزرگ. این دانشجویانی را که بعضی از دستگاه‌ها برداشتند بردند و بعضی از این کارهای صنعتی را در گوشه و کنار کشور ــ نه‌فقط در تهران ــ نشانشان دادند، تعجّب کردند، باورشان نمی‌آمد! چه کسی باور میکرد که یک روزی برسد که ایران یک سلاحی درست کند که آمریکا از روی آن تقلید کند؟(۲) به عقل کسی میرسید؟ امّا این شد، این اتّفاق افتاد. امام این روح اعتماد به ‌نفْس را در مردم دمید، روحیه‌ی امید را، روحیه‌ی بلندپروازی را در آنها دمید.

خود امام هم مظهر این امید بود؛ مظهر این امید بود. اصلاً هیچ مشکلی در مقابلش وجود نداشت. [میگفت:] خرّمشهر باید فتح شود! حالا ما آنجا بودیم، خرّمشهری که از اطراف در محاصره‌ی لشکرها [بود]؛ «خرّمشهر باید آزاد شود»؛ یک کلمه! یعنی اطمینان داشت که این کار شدنی است. گفت، جوانها [هم] همّت کردند، و شد. خودش مظهر این امید بود و مردم را هم به سمت این امید حرکت میداد. امروز هم اگر این وسوسه‌های شیاطین خبیث ــ واقعاً خبیث ــ [نباشد] همین‌جور است؛ بعضی از داخل، بعضی از خارج که مدام وسوسه میکنند که جوان ایرانی امید ندارد، آینده ندارد و مانند اینها؛ بله، به کوری چشم شما، هم امید دارد، هم آینده دارد، هم آینده را میسازد، هم پیش میرود.

بیست‌ودوّم بهمن را دوازدهم بهمن به وجود آورد. بیست‌ودوّم بهمن به آن عظمت را دوازدهم بهمن به وجود آورد. اگر دوازدهم بهمن نبود، اگر آمدن امام نبود، اگر آن استقبال عظیم مردمی نبود، بیست‌ودوّم بهمن اتّفاق نمی‌افتاد. روز جمهوری اسلامی را که دوازدهم فروردین است، دوازدهم بهمن به وجود آورد؛ پیشرفتهای این کشور را دوازدهم بهمن به وجود آورد. روز مهمّی است، تاریخ‌ساز است. روز دوازدهم بهمن که امروز باشد، حقیقتاً یک روز تاریخ‌ساز است؛ این را فراموش نکنیم. به برکت لطفی که خدای متعال به امام بزرگوار داشت، این انجام گرفت و بحمدالله تا امروز هم ادامه دارد. البتّه دوازدهم بهمن این برکات را داشت، دشمنی آمریکا را هم داشت. دشمنی آمریکا از همان روز دوازدهم بهمن بیشتر از پیش علنی شد، نشان داده شد و گفته شد. این هم بود که حالا [راجع به] این هم بعداً یک کلمه‌ای عرض میکنم. این، درباره‌ی دوازدهم بهمن.

امّا فتنه‌ی اخیر؛ این فتنه‌ای که هجدهم و نوزدهم دی‌ماه اتّفاق افتاد. اوّلاً تعبیر بنده این است که این فتنه، فتنه‌ی آمریکایی و صهیونی بود. قبلاً هم من در یک روز دیگری در این جلسه گفتم،(۳) این کسانی که آمده بودند اغتشاش میکردند، دو دسته بودند، دو جور آدم بودند: یک جور آدمهای سردسته، یک جور هم پیاده‌نظام و «هَمَجُ الرَّعاع».(۴) آن سردسته‌ها آموزش‌دیده بودند؛ پول گرفته بودند، آموزش دیده بودند، بهشان یاد داده بودند چه جوری حرکت کنید، چه جوری حمله کنید، به کجا حمله کنید، چه جوری جوانها را جمع کنید، چه جوری با آنها حرف بزنید؛ همه‌ی اینها را به سردسته‌ها یاد داده بودند، آموزش داده بودند. خیلی از آن سردسته‌ها گرفتار شدند، دستگیر شدند، اعتراف کردند به این چیزها. یک عدّه هم جوانهای هیجانی بودند که سروصدایی بود، راه افتادند آمدند؛ درباره‌ی آنها خیلی مشکلی نداریم. فتنه، فتنه‌ی آمریکایی بود؛ نقشه، نقشه‌ی آمریکا بود. نه‌فقط آمریکا، بلکه صهیونی؛ رژیم صهیونی هم همراه بود. «آمریکا» که میگویم، فقط یک ادّعا نیست؛ از راه‌های اطّلاعاتیِ امنیّتیِ مخفیِ پیچیده و پیچ‌درپیچ هم به دست ما نرسیده. البتّه چرا، اطّلاع داریم از خیلی از خصوصیّات، امّا آنچه واضح میکند که این حرکت یک حرکت آمریکایی بود، فرمایشات خود آن رئیس‌جمهور ایالات متّحده(۵) است؛ اوّلاً صریحاً خطاب به این اغتشاشگرها میگفت «مردم ایران»! حالا روز بیست‌ودوّم دی‌ماه چند میلیون ‌آدم در تهران و در شهرستان‌ها جمع شدند، آنها مردم ایران نبودند، [امّا] این چند هزار نفر مردم ایران بودند! به اینها میگفت «مردم ایران»، بعد هم گفت «بروید جلو، بروید جلو، من دارم می‌آیم!».(۶) پس فتنه‌، فتنه‌ی آمریکایی بود.

این مطلب را توجّه داشته باشید که این فتنه، اوّلین فتنه‌ی پدیدآمده‌ی در تهران نبود، آخرینش هم نیست؛ بعد از این هم از این قضایا خواهیم داشت. اوّلین فتنه نبود، آخرین فتنه هم نخواهد بود؛ بعد از این هم از این قضایا ممکن است اتّفاق بیفتد. بالاخره ما یک کشوری هستیم، یک فکر جدیدی داریم، یک راه جدیدی داریم، با منافع قلدرهای عالم در اصطکاکیم، در برخوردیم؛ همیشه باید منتظر بود. و حالا اینها تا کِی ادامه پیدا میکند؟ تا آن وقتی که ملّت ایران به جایی برسد که ثبات و استقامت و تسلّطش بر امور، دشمن را مأیوس کند؛ که باید البتّه به اینجا برسیم، و میرسیم.

قبل از این فتنه هم این خیابانهای تهران شاهد جنایاتی بودند، شاهد حوادثی بودند؛ در سی‌ام خرداد سال ۶۰، منافقین در همین خیابانهای تهران با تیغ موکت‌بری به جان بسیجی‌ها افتاده بودند! ما از این قضایا زیاد دیده‌ایم؛ این اوّلی‌اش نبود، آخری‌اش هم نیست. انسان در همه‌ی این حوادث دست بیگانگان را مشاهده میکند؛ و به طور خاص در این حوادث، دست آمریکا را، دست رژیم صهیونیستی را مشاهده میکند.

البتّه در این فتنه‌ی اخیر و قبل از این در بقیّه‌ی حوادث، مسئولین ــ مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیّت داشتند ــ کاملاً به مسئولیّت خودشان عمل کردند، امّا آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند؛ هم این دفعه این‌جور بود، هم سال ۸۸ این‌جور بود، هم موارد دیگر این‌جوری بود. وقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعله‌ها را خاکستر میکنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.

خب چند خصوصیّت در این فتنه بود که من مایلم این دو سه‌ خصوصیّت را عرض بکنم:

یکی اینکه اغتشاشگرها خودشان را پشت اعتراضات آرام مردم بازاری پنهان کردند؛ این یکی از خصوصیّات بود. یعنی درواقع بازاری‌ها را سپر خودشان قرار دادند؛ مثل بعضی از افراد جنایتکار در بعضی از شهرها، در بعضی از جاهای دنیا که وقتی با نیروهای مهاجم مواجه میشوند، بچّه‌ها و زنها و مانند اینها را جلو می‌نشانند، خودشان پشت آنها قرار میگیرند. فتنه‌گرها پشت سر بازاری‌ها پنهان شدند. بازاری‌ها اعتراض داشتند؛ در خیابان هم آمده بودند، بعضی‌شان دکّانهایشان را هم بسته بودند ــ من آن دفعه در یک جلسه‌ای مثل همین جلسه گفتم که حرفشان هم حرف منطقی و درستی بود(۷) ــ اینها آمدند پشت آنها پنهان شدند، برای اینکه شناخته نشوند؛ لکن بازاری‌ها باهوش بودند، مطلب را فهمیدند؛ تا دیدند [این جریان]  اغتشاشگر است، تا دیدند به جای حرکت آرامِ در خیابان به کلانتری حمله میکند، فهمیدند که این اغتشاشگر است، خودشان را جدا کردند، کنار رفتند و اینها را تنها گذاشتند.

یک خصوصیّت دیگر اینکه این فتنه شبیه کودتا بود؛ یعنی بعضی‌ها هم در دنیا از این فتنه‌ای که اتّفاق افتاد، تعبیر کردند به کودتا؛ گفتند در ایران کودتایی راه افتاد که البتّه سرکوب شد، امّا کودتا بود. یعنی چه کودتا بود؟ یعنی هدفِ تخریب، مراکز حسّاس و مؤثّر در اداره‌ی کشور بود. به پلیس حمله کردند، به مراکز سپاه حمله کردند، به بعضی از مراکز دولتی حمله کردند، به بانک‌ها حمله کردند؛ این از جهت مادّی؛ به مساجد حمله کردند، به قرآن حمله کردند؛ این هم از جهت معنوی. آنچه کشور را اداره میکند اینها است؛ به اینها حمله کردند. این شد کودتا.

یک نکته‌ی دیگر که در مورد این فتنه وجود دارد و خوب است به آن توجّه داشته باشید، این است که نقشه و طرّاحی این فتنه در خارج اتّفاق افتاده بود، مربوط به داخل نبود. بله، یک عدّه داخلی این فتنه و اغتشاش را راه انداختند لکن نقشه را در خارج کشیده بودند. از خارج دستور داده میشد، یعنی اینها با خارج تماس داشتند، البتّه همین سردسته‌ها؛ سردسته‌ها تماس داشتند با خارج، آنها میگفتند حالا این کار را بکنید، حالا به فلان جا حمله کنید، حالا به فلان خیابان بروید؛ این چیزها را از خارج بهشان میگفتند و با استفاده‌ی از امکانات ماهواره و امثال اینها، اطّلاعاتی به دست می‌آوردند و اینها را راهنمایی میکردند.

بنده از یک طریقی مطّلع شدم که یک عنصر آمریکاییِ مؤثّر در حکومت، به این طرفِ ایرانی‌اش گفته بود که در این قضیّه‌ی اخیری که در ایران اتّفاق افتاد، سازمان سیای آمریکا و سازمان موسادِ رژیم صهیون، همه‌ی امکانات خودشان را به صحنه آوردند! این را یک آمریکایی اعتراف کرد، گفت دو دستگاه جاسوسی فعّال و معتبر، یعنی سیا و موساد، همه‌ی امکاناتشان را به میدان آوردند و در عین حال شکست خوردند. نقشه بیرون کشیده شده بود، از بیرون اداره میشد و دستور داده میشد.

یکی از خصوصیّات دیگر این فتنه این بود که این سردسته‌های آموزش‌دیده موظّف بودند کشته‌سازی کنند، کشته به وجود بیاورند. هیچ دشمنیِ ویژه‌ای هم با بعضی از افراد نداشتند امّا باید کشته به وجود می‌آمد. لذا اینها به مراکز نظامی و انتظامی حمله‌ی مسلّحانه میکردند، با سلاح شخصی پیشرفته حمله میکردند، برای اینکه از آن طرف هم عکس‌العمل نشان داده بشود و عدّه‌ای کشته بشوند. به این هم اکتفا نمیکردند؛ حتّی همان پیاده‌نظامی را هم که خودشان با تبلیغات به میدان آورده بودند، از پشت سر میزدند! به بنده اطّلاع دادند که بعضی از این مجروحین حادثه از پشت سر مورد حمله قرار گرفته‌اند؛ یعنی حتّی به افراد خودشان هم رحم نمیکردند؛ چرا؟ برای اینکه عدد کشته‌ها برود بالا. متأسّفانه موفّق هم شدند. البتّه دشمن بیشتر از این کشته [میخواست]؛ آن‌قدر که میخواسته نشده؛ [امّا]  ادّعا میکند. خب از مثل اینها، دروغ گفتنِ این‌جوری بعید نیست؛ [تعداد کشته‌ها را] ده‌ برابر و بیشتر از ده برابر معرّفی میکنند.

هدف دشمن بر هم زدن امنیّت کشور بود؛ [اینکه] در درجه‌ی اوّل امنیّت کشور را به هم بزنند. وقتی امنیّت نباشد، هیچ چیزی نیست. وقتی امنیّت نباشد، تولید هم نیست، نان هم نیست، درس و بحث هم نیست، مدرسه هم نیست، تحقیقات هم نیست، علم هم نیست، پیشرفت هم نیست؛ همه‌ی اینها در سایه‌ی امنیّت به وجود می‌آید. این کسانی که امنیّت کشور را حفظ کردند، حقّ حیات به گردن ماها، به گردن همه‌ی مردم دارند. اگر بچّه‌ی ما میتواند در خیابان به مدرسه برود، به خاطر امنیّت است؛ [اگر] امنیّت نباشد، بچّه‌ی شما مدرسه هم نمیتواند برود؛ خودتان هم درِ دکّان نمیتوانید بروید، به محلّ کار هم نمیتوانید بروید؛ آن جوانی که مشغول تحقیقات و مشغول پژوهش است، نمیتواند پژوهش بکند. میخواستند مردم را در مقابل نظام قرار بدهند، خوشبختانه مردم توی دهن اینها زدند و روز بیست‌ودوّم دی، میلیونی بیرون آمدند، نشان دادند خودشان را، گفتند مردم ایران یعنی این؛ و علیه فتنه‌گر شعار دادند. مسئولین باید قدر این مردم را بدانند؛ واقعاً مسئولین کشور باید قدر این مردم را بدانند.

البتّه من این را هم عرض بکنم که این فتنه را ــ حالا شاید یا اتّفاقی بوده یا محاسبه‌شده بوده؛ من این را نمیتوانم ادّعا کنم ــ در وقتی انجام دادند که مسئولین کشور، مسئولین دولتی، رئیس‌جمهور(۸) و دیگران، در حال طرّاحی یک بسته‌ی اقتصادی برای کشور هستند. نقشه‌ی اقتصادی کشور را دارند طرّاحی میکنند، اقدام میکنند، عمل میکنند که وضع را بهتر کنند، پیش ببرند؛ در این وقت این فتنه را به وجود آوردند. حالا اینکه آیا تصادفی بوده یا حساب‌شده بوده، این را من نمیتوانم ادّعا کنم.

یکی دیگر از خصوصیّات این فتنه، خشونت بود؛ مثل داعش. داعش را چه کسی به وجود آورد؟ همین رئیس‌جمهور فعلی آمریکا در دوران انتخابات اوّلی‌اش صریحاً گفت که این داعش را ما به وجود آوردیم، آمریکایی‌ها به وجود آوردند، وزیر خارجه‌ی آمریکا به وجود آورد. خود آن وزیر خارجه هم که یک زنی بود،(۹) گفت و در خاطراتش نوشت که داعش را ما ایجاد کردیم، برای تصرّف عراق و سوریه.

این داعش را هم اینها به وجود آوردند؛ این هم یک داعش دیگر است و کارهایش مثل کارهای او است. آن روز عرض کردم که داعش، افراد را نابود میکرد، سر‌به‌نیست میکرد با تهمت بی‌دینی، و اینها افراد را سر‌به‌نیست میکنند به خاطر دین‌دار بودن؛ فرقشان فقط این است، وَالّا همان قشون است. اینها هم مثل داعش آدمها را آتش زدند! ببینید چقدر قساوت میخواهد، چقدر بی‌رحمی میخواهد که انسانِ زنده را آتش بزنند! آتش زدند، خراب کردند، سرها را بریدند! اینها هم همان کارهایی را که داعش میکرد انجام دادند. خشونت یکی از خصوصیّات اینها بود.(۱۰)

خب حالا که این شعار را شما دادید و اسم آمریکا را آوردید، ما هم وارد بحث آمریکا بشویم. آخرین صحبت من راجع به آمریکا است. مسئله‌ی آمریکا و ایران چیست؟ در این تقابلی که وجود دارد و چهل و چند سال است ایران و آمریکا دشمنی دارند، مسئله چیست؟ به  نظر من مسئله در دو کلمه خلاصه میشود؛ آن دو کلمه هم این است که آمریکا میخواهد ایران را ببلعد، ملّت رشید ایران و جمهوری اسلامی مانع است. گفت رفتم خواستگاری، همه‌چیز تمام شده، موضوع در دو کلمه باقی مانده: من میگویم ما دختر شما را میخواهیم، آنها میگویند غلط میکنید!(۱۱) حالا ملّت ایران به طرف مقابل گفته غلط میکنی؛ یعنی جرم ملّت ایران [این است]؛ دعوا سر این قضیّه است.

ایران شما، کشور شما، جاذبه‌های زیادی دارد: نفت ایران جاذبه دارد، گاز ایران جاذبه دارد، معادن غنیّ ایران جاذبه دارد، موقعیّت راهبردی و جغرافیایی ایران جاذبه دارد؛ خیلی خصوصیّاتِ دیگر هست. ایران یک کشوری است که یک قدرتِ زیاده‌طلبِ متجاوز، به طور طبیعی به چنین کشوری چشم طمع میدوزد؛ ایران یک چنین کشوری است. خب میخواهند این کشور را تصرّف کنند، همچنان که قبلاً تصرّف داشتند. حدود سی سال آمریکایی‌ها در ایران بودند، منابع دستشان بود، نفت دستشان بود، سیاست دستشان بود، امنیّت دستشان بود، ارتباطات با دنیا دست آنها بود، همه‌چیز دست آنها بود؛ سی سال هر کاری دلشان خواست کردند؛ [حالا] دستشان قطع شده، میخواهند برگردند همان وضع زمان پهلوی را دوباره داشته باشند، ملّت ایران هم محکم ایستاده، سینه سپر کرده و مانع است. دشمنی [به خاطر] این است، دعوا سر این است. بقیّه‌ی حرفها [مثل] حقوق بشر و مانند اینها حرفهای مفتی است که آنها میزنند؛ مسئله، مسئله‌ی این است. او طمع دارد، ایران هم محکم ایستاده و محکم هم خواهد ایستاد، و به امید خدا طرف را از موذیگری و اذیّت کردن مأیوس خواهد کرد.

این هم که می‌بینید گاهی صحبت جنگ میکنند که ما با فلان جور هواپیما می‌آییم چنین میکنیم، جدید نیست؛ در گذشته هم آمریکایی‌ها بارها در حرفهای خودشان تهدید میکردند که «همه‌ی گزینه‌ها روی میز است». «همه‌ی گزینه‌ها» یعنی از جمله گزینه‌ی جنگ؛ این را همیشه میگفتند دیگر: «همه‌ی گزینه‌ها روی میز است». حالا این آقا هم همین‌طور مرتّباً ادّعا میکند که بله، ما ناو آوردیم و کارهایی مانند این کردیم! به نظر من ملّت ایران را از این چیزها نباید ترساند؛ ملّت ایران تحت تأثیر این حرفها قرار نمیگیرد و از برخورد حق نمیهراسد. ما شروع‌کننده نیستیم، ما نمیخواهیم به کسی ظلم بکنیم، نمیخواهیم به کشوری حمله بکنیم، امّا به آن کسی که طمع داشته باشد، بخواهد حمله بکند و اذیّت بکند، ملّت ایران مشت محکمی خواهد زد. البتّه این را هم آمریکایی‌ها بدانند که اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقه‌ای خواهد بود.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته

بیانات در دیدار جمعی از بسیجیان سراسر کشور (۱۴۰۳/۹/۵)

اشاره به ساخت پهپاد لوکاس توسّط آمریکا که از روی پهپاد شاهد ۱۳۶ ایران ساخته شده.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم (۱۴۰۴/۱۰/۲۷)
انسانهای فرومایه و سرگردان. (برگرفته از نهج‌البلاغه، حکمت ۱۴۷)
دونالد ترامپ
خنده‌ی حضّار
بیانات در دیدار خانواده‌ی شهید سلیمانی و شهدای جنگ دوازده‌روزه‌ی تحمیلی در سالروز ولادت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) (۱۴۰۴/۱۰/۱۳)
آقای دکتر مسعود پزشکیان
هیلاری کلینتون
(۱۰ شعار «مرگ بر آمریکا»
(۱۱ خنده‌ی حضّار
نسخه قابل چاپ
۱۴۰۴/۱۰/۲۷
 

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز مبعث پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم)

[دریافت PDF]
بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

تبریک عرض میکنم به همه‌ی برادران و خواهران عزیزی که تشریف دارید و به همه‌ی ملّت ایران و به همه‌ی مسلمانان جهان، همه‌ی آزادی‌خواهان جهان، عید شریف و بزرگ مبعث را. ان‌شاءالله که یاد آن روز دلها را روشن کند، راه را به ما نشان بدهد، و بتوانیم از حقیقت مبعث استفاده کنیم.

روز بعثت رسول اکرم روز بسیار مهمّی است؛ یعنی مهم‌تر از آن هیچ روزی را در طول تاریخ بشر نداریم. روز بعثت، در واقع، روز تولّد قرآن است؛ قرآنِ سراپا حکمت و سراپا نور؛ به تعبیر امیرالمؤمنین، روز «نور ساطع» است؛ ایشان میفرمایند «اَلنّورُ السّاطِع».(۱) روز تربیت انسان کامل است؛ یعنی از این روز، برنامه‌ریزی برای تربیت انسانهای کامل که مصداق اتمّش ائمّه‌ی هدیٰ (علیهم السّلام) هستند، فراهم شد. روز نقشه‌ی تمدّن اسلامی است؛ یعنی در این روز بود که در واقع، تمدّن اسلامی آغاز شد و نقشه‌ی عظیم و تاریخی و ماندنیِ آن که امروز هم در دسترس من و شما است، آن روز به عالمِ وجود آمد. و روز برافراشتن پرچم عدل و برابری و برادری است، و از این قبیل. فضایل روز مبعث را ماها نمیتوانیم بگوییم؛ یعنی فهم ما، زبان ما، دل ما کوچک‌تر از آن است، قاصرتر از آن است که بتوانیم اهمّیّت بعثت پیغمبر را بیان کنیم. بله، امیرالمؤمنین میتواند بگوید، و فرموده. شما مراجعه کنید به نهج‌البلاغه؛ خطبه‌ی دوّم نهج‌البلاغه درباره‌ی بعثت پیغمبر است که [خدا] او را چگونه مبعوث کرد و در چه شرایطی و با چه وضعیّتی؛ در بعضی از خطب دیگر نهج‌البلاغه هم این معنا ذکر شده است.

من فقط یک نکته را در باب بعثت عرض بکنم که به درد امروز ما هم بیش از دیگر حرفهایمان میخورد و آن، این است که بعثت پیغمبر، مظهر تمدّن واقعی بشر است؛ یعنی اگر بشریّت بخواهد به بهترین وجه زندگی کند، باید با برنامه‌ای که در بعثت ارائه شد [زندگی کند]؛ با آن برنامه است که میتواند خوب زندگی کند.

امّا این حادثه، این رویداد، در کجا اتّفاق افتاد؟ بعثت در کجا و در چه شرایطی [اتّفاق افتاد]؟ بعثت در بدترین شرایط قابل تصوّر اتّفاق افتاد؛ در میان مردمی که از لحاظ اخلاقی، از لحاظ عملی، از لحاظ فکر، از لحاظ دل، بدترین، شقی‌ترین، لجوج‌ترین، عصبی‌ترین(۲)، ظالم‌ترین، زورگوترین افراد در جوامع آن روز محسوب میشدند؛ عربستان این‌جوری بود. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) درباره‌ی شرایط آن روز میفرماید که «فَالهُدىٰ خامِلٌ‌ وَ العَمىٰ شامِل‌»؛(۳) مشعل هدایت بکلّی خاموش بود، یعنی هیچ هدایت به حقایق پاکیزه‌ی عالمِ وجود وجود نداشت؛ وَ العَمىٰ شامِل؛ کوری هم عمومی بود؛ یعنی امیرالمؤمنین یک ‌چنین وضعی از مردم مکّه و مدینه و آن حدودی که پیغمبر در آنجا مبعوث شد تصویر میکند. نادان بودند، بی‌سواد بودند، لجوج‌ بودند، متعصّب بودند، فاسد بودند، متکبّر بودند ــ با همه‌ی این صفات پلیدی که در آنها بود، تکبّر هم بود ــ ظالم بودند، بینشان اختلاف طبقاتی بود. بزرگشان هم بد بود، کوچکشان هم بد بود؛ ظالمشان، مظلومشان، غلامشان، اربابشان. در یک ‌چنین فضائی مبعث به وجود آمد، اسلام متولّد شد، قرآن نازل شد؛ در یک ‌چنین فضائی.

خب اسلام بر پایه‌ی عقل و ایمان است. کلّ برنامه‌های اسلامی را با عقل و ایمان باید سنجید و فهمید و عمل کرد. اینها نه عقل داشتند، نه ایمان. پیغمبر وارد این جامعه شد؛ یعنی این بیانات الهی را، وحی الهی را، کلام خدا را برای یک ‌چنین مردمی تلاوت کرد و توانست در طول مدّت سیزده سال ــ که سیزده سال زمانی [طولانی] نیست ــ از بین همین مردم، عمّار درست کند، ابوذر درست کند، مقداد درست کند؛ از بین همین مردم!

معلّمی وارد کلاسی بشود که بچّه‌ها همه سربه‌هوا، بی‌هوش، بی‌توجّه، بی‌استعداد، بی‌علاقه‌ی به درس، بعد بتواند در ظرف مدّت معیّنی بچّه‌های شسته‌رُفته، آماده، باسواد، فهمیده تربیت کند؛ این را شما در نظر بگیرید، این را هزاران برابر کنید، میشود وضع بعثت پیغمبر و مکّه؛ یعنی قوّت اسلام، قوّت دین الهی، قوّت احکام و معارف الهی این‌قدر است که میتواند از آن‌چنان انسانهایی، آن‌چنان شرافتهای بی‌نظیری را به وجود بیاورد. ابوذر کم‌انسانی نیست. همین ابوذر در دوران جاهلیّت این‌جوری بود، عمّار یک جور دیگر، آن یکی یک جور دیگر.

این حرف برای امروز ما مهم است. من میخواهم این ادّعا را بکنم، بگویم که امروز هم اسلام همین قوّت را دارد. امروز جوامع بشری به همان صفات مبتلا هستند منتها با ادبیّات دیگر، با شیوه‌ی دیگر؛ همان ظلم آن روز، امروز هم هست؛ آن تکبر، امروز هم هست؛ آن فساد، امروز هم هست.

می‌شنوید دیگر در خبرهای دنیا در این چند ماه گذشته: جزیره‌ی فساد درست کردن،(۴) شوخی است؟ فسادهای اخلاقی، فسادهای عملی، ظلم، زور، زورگویی، دخالت، به هر کسی دستشان برسد بزنند، به هر کسی دستشان برسد، هر جا بتوانند چنگ بیندازند؛ بشر همان بشر است منتها ادبیّاتش فرق کرده، ظاهرش فرق کرده. امروز با اُدکلن و کراوات و کت و شلوار و لباس قشنگ می‌آید وسط میدان؛ همانها هستند، فرقی نکرده‌اند. امروز بشریّت ــ البتّه این را که میگویم مال همه‌ی بشریّت نیست ــ در بسیاری از جوامع، بالخصوص غربی دچار این آفتند؛ حق‌کشی میشود،‌ ضعیف‌کشی میشود.

همان ابوجهل امروز هم هست، همان ابن‌مغیره‌ی‌ مخزومی امروز هم هست. «اِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ» درباره‌ی ابن‌مغیره است؛ اِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ * فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ؛ «قُتِلَ» یعنی مرگ بر او. «فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ * ثُمَّ نَظَرَ * ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَر»(۵) تا آخر آیات مبارکه. امروز هم همانها هستند؛ همانها هستند که دارند بر میلیون‌ها انسان حکومت میکنند، زیردستی‌ها را هم با خودشان به سمت جهنّم دارند میبرند. در قرآن درباره‌ی فرعون میفرماید: یَقدُمُ قَومَهُ یَومَ القِیامَةِ فَاَورَدَهُمُ النّار؛(۶) فرعون در روز قیامت، مثل همین دنیا که رئیس مردمش بود، آنجا هم رئیس است، جلودار است؛ او را راه می‌اندازند طرف جهنّم و پشت‌سری‌هایش را [هم] میریزند در جهنّم. اینها خودشان دارند به سمت جهنّم حرکت میکنند، خودشان در معنای واقعی و ملکوتی، در جهنّم قرار دارند، مردمشان را هم دارند به سمت جهنّم میبرند. خب این دنیای امروز است.

اسلام همان اسلام است؛ این اسلام، میتواند دنیای امروز را از این رو به آن رو کند؛ میتواند. ما میتوانیم ــ ما، نه لزوماً من و شما ــ این طرف‌داران اسلام، معتقدان به اسلام، مؤمنان به اسلام میتوانند دنیا را از سراشیبی فساد به سمت ارتفاعات صلاح و نجات و شرافت بیرون بکشند؛ میتوانند از طرف جهنّم بکشند به طرف بهشت؛ امروز هم میشود. امروز هم میشود منتها یک شرط دارد: وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَون؛ «اَنتُمُ الاَعلَون» یعنی همین: میتوانید دنیا را پشت‌ سر خودتان راه بیندازید؛ امّا کِی؟ «اِن کُنتُم مُؤمِنین»؛(۷) ایمان لازم است. خب من و شما یک ایمانی داریم الحمدلله، خدا را شکر، امّا این ایمان، ایمان ابوذر نیست؛ عملمان را باید درست کنیم، کارمان را باید درست کنیم، دلمان را باید درست کنیم. اگر توانستیم این کارها را بکنیم، به نصیحت قرآن، به نصیحت اسلام، به نصیحت پیغمبر گوش فرابدهیم، به نهج‌البلاغه اهمّیّت بدهیم و عمل بکنیم، ما هم همان چیزی را خواهیم داشت که آن روز پیغمبر داشت، همان کاری را خواهیم توانست کرد که پیغمبر آن روز کرد؛ میتوانیم دنیا را برگردانیم به سمت صلاح؛ جوامع تحت سلطه‌ی همین آدمهای ناباب را میتوان تبدیل کرد به جامعه‌ی پیشرفتِ انسان‌ساز، اگر چنانچه ان‌شاء‌الله «اِن کُنتُم مُؤمِنین‌» تحقّق پیدا کند. بایستی مراقبت کنیم، به آنچه میدانیم عمل کنیم، از گناه پرهیز کنیم. ایمان امروز ما ایمان ابوذرساز نیست. البتّه خوشبختانه در جمهوری اسلامی، به صورت فردی، افراد ابوذرگونه داشته‌ایم؛ [از قبیل] همین شهدای بزرگ، نامدار و بعضی حتّی گمنام؛ اینها هستند امّا جامعه باید تغییر پیدا کند، صلاح باید سراسر جامعه را فرابگیرد.

خب، روز مبعث چنین روزی است، چنین ایمانی عرضه شد و کسانی که آن را قبول کردند، کسی مثل امیرالمؤمنین بود؛ علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السّلام) این ایمان را قبول کرد، جناب خدیجه این ایمان را قبول کرد؛ در درجه‌ی اوّل، کسان دیگری نبودند. خب حالا این راجع به مبعث بود که عرض کردیم.

من میخواهم چند جمله راجع به این فتنه‌ی اخیر عرض بکنم. یک فتنه‌ای واقع شد، یک مقداری مردم را اذیّت کرد، آزار داد، به کشور ضرر زد ــ فتنه است دیگر ــ بعد هم به توفیق الهی، به دست مردم و به دست مسئولان و مأموران وقت‌شناس و کاربلد، بحمدالله این فتنه خاموش شد. باید فتنه را بشناسید. من اینجا چند مطلب را میخواهم عرض بکنم: اوّل اینکه ماهیّت فتنه را بفهمیم؛ اصلاً این فتنه چه بود، برای چه به وجود آمد. دوّم اینکه ابزار عامل این فتنه چه بودند، چه کسانی بودند؛ ظاهرش را که نگاه میکنی یک جوانی است، امّا قضیّه چیست؟ یک مطلب دیگر راجع به این [است] که ما در مقابل این کاری که دشمنِ ما با ما کرد، چگونه موضع میگیریم و چه کار میکنیم. چند مطلب را کوتاه عرض میکنم.

اوّلاً ماهیّت فتنه. این یک فتنه‌ی آمریکایی بود. واضح بود؛ آمریکایی‌ها برنامه‌ریزی کردند، فعّالیّت کردند. هدف آمریکایی‌ها هم ــ این را من قاطع، صریح، با تجربه‌ی چهل‌وچندساله‌ی در جمهوری اسلامی عرض میکنم ــ بلعیدن ایران است. این سلطه‌ای که اینها بر این کشور داشتند، به دست مردم، به دست جوانها، به دست آحاد مردم در سراسر کشور و با رهبری امام بزرگوار از بین رفت؛ و از اوّل انقلاب تا امروز، اینها به فکرند که این سلطه را برگردانند؛ یعنی باز ایران را تحت سلطه‌ی نظامی خودشان، تحت سلطه‌ی سیاسی خودشان، تحت سلطه‌ی اقتصادی خودشان قرار بدهند؛ هدف این است. این مربوط به رئیس‌جمهور فعلی آمریکا(۸) هم نیست؛ این مربوط به این شخصی که الان رئیس‌جمهور است، نیست؛ این مربوط به سیاست آمریکا است. سیاست آمریکا این است که کشوری با این خصوصیّات را در یک چنین مرکز حسّاس جغرافیایی، با این امکانات، با این وسعت، با این جمعیّت، نمیتوانند تحمّل کنند؛ چنین کشوری، با این پیشرفتهایی که دارد از لحاظ علمی، از لحاظ فنّاوری در بخشهای مختلف میکند، برای آمریکایی‌ها قابل تحمّل نیست. همان «اِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ * فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ»: نشست فکر کرد [که چه کند]. اینها نمیتوانند تحمّل کنند. این مربوط به آنها است.

البتّه در گذشته وقتی فتنه‌ای از این قبیل ــ که خب فتنه‌های متعدّدی داشته‌ایم ــ در کشور اتّفاق می‌افتاد، غالباً مطبوعاتی‌های آمریکا، سیاسیّون درجه‌ی دوّم آمریکا یا کشورهای اروپایی دخالت میکردند؛ در این فتنه این خصوصیّت بود که شخص رئیس‌جمهور آمریکا، شخص خود او، در این فتنه دخالت کرد، حرف زد، اظهارنظر کرد، تهدید کرد، فتنه‌گران را تشویق کرد؛ پیغام داد از آمریکا به این کسانی که حالا بعد خواهم گفت چه کسانی بودند، که بروید جلو، نترسید؛ گفت از شما حمایت میکنیم، حمایت نظامی میکنیم؛ یعنی خود رئیس‌جمهور آمریکا، وارد فتنه شد و جزو فتنه است. یک عدّه، یک تعدادی، این مجموعه‌ای که تخریب کردند و آتش زدند و رفتند و کارهای خلاف کردند و آدم کشتند، اینها را [به عنوان] ملّت ایران معرّفی کرد؛ یعنی تهمت بزرگی به ملّت ایران زد؛ گفت اینها ملّت ایرانند و من میخواهم از ملّت ایران دفاع کنم. اینها جرم است. این دلایلی که عرض کردم، دلایل مستندی است، یعنی هیچ چیز پنهانی وجود ندارد؛ آشکارا گفت، آشکارا حرف زد، آشکارا تشویق کرد. پشت ‌سر هم مستنداتی داریم که کمک کردند؛ هم آنها، هم رژیم صهیون، کمک کردند که حالا آن را هم مختصراً عرض خواهم کرد. ما رئیس‌جمهور آمریکا را مجرم میدانیم؛ هم به خاطر تلفات، هم به خاطر خسارات، هم به خاطر تهمتی که به ملّت ایران زد.

مطلب دوّم درباره‌ی عوامل فتنه است و اینهایی که در صحنه بودند؛ اینها که بودند؟ اینها دو دسته بودند: یک دسته، یک جمعی که دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل با دقّت اینها را انتخاب کرده بودند، پیدا کرده بودند، اغلب را خارج بُرده بودند، بعضیها را هم در همین‌جا آموزش داده بودند که چه جوری حرکت کنید، چه جوری آتش بزنید، چه جوری ترس ایجاد کنید، چه جوری از دست پلیس فرار کنید؛ پول حسابی هم بِهِشان داده بودند؛ یک عدّه اینها بودند که اینها که سردسته‌ی این جمعیّت بودند، خودشان به خودشان میگویند لیدر؛ «ما لیدرهای این جماعت هستیم»؛ سردسته‌ها؛ یک عدّه اینها بودند. بحمدالله تعداد زیادی از اینها بازداشت شدند، دستگیر شدند؛ نیروهای نظامی و انتظامی و امنیّتی در این زمینه خوب کار کردند. عدّه‌ی زیادی از این عوامل خبیث و مجرم ــ که اینها مجرمند ــ دستگیر شدند.

دسته‌ی دوّم، با رژیم صهیونیستی و با فلان دستگاه جاسوسی ارتباطی نداشتند، نوجوان خامی است که با او حرف میزنند، تحت تأثیر قرارش میدهند، هیجان برایش به وجود می‌آورند؛ جوانها هم هیجانی‌اند، نوجوان‌ها هیجانی‌اند، می‌آیند وارد میدان میشوند، کارهایی میکنند که نباید بکنند، شیطنت‌هایی میکنند که نباید بکنند. اینها پیاده‌نظامند؛ مأموریّتشان این است که بروند به یک جایی حمله کنند: یک پاسگاه، یک خانه، یک اداره، یک بانک، یک مرکز صنعتی، یک مرکز برق؛ مأموریّتشان اینها است. آن سردسته اینها را جمع میکند، هر کدامشان، ده نفر، بیست نفر، پنجاه نفر را جمع میکنند، راهنمایی میکنند که «باید بروید اینجا، این کار را بکنید و جنایت بکنید»؛ و متأسّفانه میکنند. جنایات زیادی واقع شد. در این فتنه، همین عوامل نادان و ناآگاه با سردستگیِ آن عناصر خبیث و آموزش‌دیده، کارهای بدی کردند، جنایتهای بزرگی انجام دادند. ۲۵۰ مسجد را خراب کردند؛ بیش از ۲۵۰ مرکز آموزشی و علمی را خراب کردند، از بین بردند؛ به صنعت برق ضربه زدند؛ به بانک‌ها ضربه زدند؛ به مجموعه‌های درمانی ضربه زدند؛ به فروشگاه‌های شامل ارزاق مردم ضربه زدند؛ به مردم آسیب زدند. اینها چند هزار نفر را به قتل رساندند؛ بعضی‌ها را با شدّتِ غیر انسانی، یعنی کاملاً وحشیانه، به قتل رساندند. به یک مسجدی حمله میکنند، چند نفر جوان میروند داخل آن مسجد که دفاع کنند، درِ مسجد را میبندند، مسجد را آتش میزنند، مسجد و آن چند نفر جوان در آ‌تش میسوزند! من حالا عرض خواهم کرد که خود این، نقشه است، خود این جزئیّاتِ کار در یک نقشه‌ی عمومی از پیش آماده شده، فراهم شده، بنا گذاشته شده که این‌جور عمل کنند و این‌‌جور حرکت کنند. تعدادی از مردم کوچه و بازار را، مردم بی‌گناه را، دختر سه‌ساله(۹) را، مرد را، زن بی‌دفاع و بی‌گناه را کشتند. اسلحه داشتند؛ هم اسلحه‌ی گرم داشتند، هم اسلحه‌ی سرد داشتند؛ بهشان داده بودند. این اسلحه‌ها از خارج آمده بود؛ برای همین آمده بود که بین عناصر فتنه‌انگیز تقسیم بشود و این جنایات به وقوع بپیوندد. خب، این هم عوامل فتنه؛ عوامل فتنه اینها هستند.

البتّه ملّت ایران کمر فتنه را شکست. با حرکت میلیونی ملّت ایران در روز بیست‌ودوّم دی‌ماه، بیست‌ودوّم دی‌ماه [هم] یک روز تاریخی مثل بیست‌ودوّم بهمن شد؛ یعنی بیست‌ودوّم دی‌ماه را ملّت ایران ساخت و یک افتخار دیگر بر افتخارات خود افزود. در روز بیست‌ودوّم دی، ملّت ایران در تهران با چند میلیون جمعیّت و در شهرهای مختلف با جمعیّت‌های انبوه و فراوان توانستند به دهان پُرگوی مدّعیان مشت محکمی بزنند. بحمدالله این کار را کردند، فتنه را خواباندند. [این] کار ملّت ایران است.

البتّه در مطبوعات وابسته‌ی به صهیونیست‌ها در دنیا ــ که غالب این خبرگزاری‌ها مال صهیونی‌ها است ــ آن عدّه‌ی معدود فتنه‌گر را بزرگ کردند، و گفتند اینها ملّت ایرانند؛ [امّا] این جمعیّت عظیم مردم در تهران و شهرستان‌ها را بعضی‌هایشان اصلاً اسم نیاوردند، بعضی هم گفتند چند هزار نفر! عادتشان این است، باید [چنین] بکنند؛ عیب ندارد. واقعیّت غیر از این است؛ واقعیّت همین است که شما دارید به چشم خودتان می‌بینید، در شهر خودتان یا در تهران مشاهده میکنید.

امّا مسئله‌ی رفتار ما. خب، ملّت ایران آمریکا را شکست داد. آمریکایی‌ها با مقدّمات فراوان این فتنه را راه انداخته بودند برای مقاصد بزرگ‌تری که قبلاً اشاره کردم؛ این فتنه مقدّمه‌ی کارهای بزرگ‌تری بود. ملّت ایران [آمریکا را] شکست داد. بعد از آن جنگِ چندروزه در چند ماه قبل از این که آنجا ملّت ایران آمریکا را و صهیون را شکست داد، امروز هم آمریکا را به فضل الهی شکست داد. این درست است، امّا کافی نیست. بله، فتنه را خاموش کردیم، امّا این کافی نیست؛ آمریکا باید پاسخگو باشد. باید دستگاه‌های مختلف ما از وزارت خارجه و دستگاه‌های گوناگون دیگر، دستگاه‌های مرتبط با این کار، دنبال کنند این قضیّه را. ما کشور را به سوی جنگ نمیبریم؛ ما بنا نداریم کشور را به طرف جنگ ببریم امّا مجرمان داخلی را هم رها نمیکنیم. بدتر از مجرمان داخلی، مجرمان بین‌المللی‌اند؛ آنها را هم رها نمیکنیم. باید با شیوه‌های خودش، با روش درست، این کار دنبال بشود، تعقیب بشود و به توفیق الهی ملّت ایران همان‌طور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنه‌گر را هم باید بشکند.

مطلب آخر من. در این حادثه، در مبارزه‌ی با این فتنه‌ی آمریکایی و صهیونی، مسئولان انتظامی و امنیّتی و سپاه و بسیج حقیقتاً‌ جان‌فشانی کردند، واقعاً جان‌فشانی کردند؛ شب و روز نداشتند، تا توانستند فتنه را که با مقدّمات فراوان، با خرج هزینه‌ی فراوان دشمن به وجود آمده بود، بکلّی پاک کنند و از بین ببرند. مسئولین کشور هم همه همکاری کردند. ملّت ایران هم حرف آخر را زد و به طور قاطع قضیّه را تمام کرد، امّا با وحدت. من توصیه‌ی همیشگی را میخواهم عرض بکنم: اوّلاً وحدت بین مردم حفظ بشود؛ دعواهای جناحی و سیاسی و خطّی و غیره بین مردم رواج پیدا نکند. با هم یکی باشید؛ در دفاع از نظام اسلامی، در دفاع از کشور ایران، ایران عزیز، همه با هم باشند، در کنار هم باشند.

مسئولین هم ــ مسئولین ذی‌ربط در بخشهای مختلف هم ــ حقیقتاً کار کردند. رئیس‌جمهور محترم،(۱۰) و دیگر رؤسای کشور، فعّالیّت کردند؛ وسط میدان بودند و کار کردند. این‌جور نباشد که چون بنده خبر ندارم از کاری که دیگری کرده، همین‌طور مدام ایراد کنم که آقا چرا چنین و چرا فلان [است]؛ نه، همه کار کردند. من از اینکه به رؤسای کشور، به رئیس‌جمهور و دیگران در یک ‌چنین شرایط مهمّ بین‌المللی و داخلی اهانت بشود، بشدّت پرهیز میکنم و نمیگذارم و منع میکنم، نهی میکنم کسانی را؛ حالا ممکن است در مجلس باشد، ممکن است بیرون مجلس باشد، ممکن است هر جا باشد. قدر اینها را ما بدانیم؛ قدر مسئولینی که وقتی یک ‌چنین حادثه‌ای برای کشور پیش می‌آید، از مردم کناره نمیگیرند. گاهی ما در گذشته داشته‌ایم که مردم وسط میدان بودند، مسئولین تماشا میکردند، گاهی هم علیه مردم یک حرفی میزدند. این دفعه، نخیر، مسئولین در کنار مردم بودند، در بین مردم بودند، با مردم حرکت کردند، با همان هدف تلاش کردند، کار کردند. این باید قدرشناسی بشود؛ این خیلی مهم است. توصیه‌ی مؤکّد من نسبت به شخص رئیس‌جمهور و مسئولین قوا، رؤسای دیگر قوا و رؤسای فعّال کشور است؛ بگذارید اینها کارشان را بکنند، تلاششان را بکنند و خدمت بزرگی را که بر عهده دارند انجام بدهند.

البتّه وضع اقتصادی وضع خوبی نیست؛ معیشت مردم حقیقتاً مشکل دارد؛ بنده میدانم این را. آنها هم در این زمینه‌ها بایستی دو برابر کار کنند. برای کالاهای اساسی، برای نهاده‌های دامی، برای ارزاق لازم، برای نیازهای عمومی مردم، مسئولین دولتی باید دو برابرِ همیشه کار کنند؛ با جدّیّت بیشتری باید کار کنند؛ در این تردیدی نیست. هم آنها وظایفی دارند، هم ما مردم وظایفی داریم؛ باید به وظایفمان عمل کنیم. اگر ما به وظایف عمل کردیم، خدای متعال به کار ما برکت خواهد داد. پروردگارا! این برکت را به کار ما عنایت بفرما.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته

 
 نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۲
۲) متعصّب‌ترین
نهج‌البلاغه، خطبهی ۲
 جزیره‌ای خصوصی از جزایر ویرجین آمریکا که به عنوان مخفیگاه و پناهگاه برای قاچاق زنان جوان و دختران زیر سنّ قانونی، جهت سوءاستفاده از آنان مورد استفاده قرار میگرفت و بسیاری از مهمانان صاحب این جزیره، از سراسر جهان و از بالاترین سطوح جامعه بودند.
سوره‌ی مدّثّر، آیات ۱۸ تا ۲۲؛ « آرى، [آن دشمن حق] اندیشید و سنجید؛ کُشته بادا! چگونه [او] سنجید؟ [آرى،] کشته بادا، چگونه [او] سنجید. آنگاه نظر انداخت، سپس رو ترش نمود و چهره در هم کشید.»
سوره‌ی هود، بخشی از آیه‌ی ۹۸
 سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی ۱۳۹؛ «و اگر مؤمنید، سستى مکنید و غمگین مشوید، که شما برترید.»
دونالد ترامپ
از جمله، ملینا اسدی، دختر سه‌ساله‌ی کرمانشاهی که به دست تروریست‌های مسلّح به شهادت رسید.
(۱۰ آقای دکتر مسعود پزشکیان
شنبه, 19 بهمن 1404 19:05

بیانات در دیدار مردم قم

در سالروز قیام نوزدهم دی ۱۳۵۶
 
بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.

خیلی خوش‌ آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز، مردم شریف و مؤمن و انقلابی قم. در اینکه روز نوزدهم دی یک برگ جدانشدنی از کتابِ قطورِ تاریخِ افتخاراتِ ایران است، شکّی نیست؛ یک روز افتخارآمیز است برای همه‌ی تاریخ. درست است که نهضت از نوزدهم دی آغاز نشد؛ نهضت اسلامی از پانزده سال قبل از نوزدهم دی، به رهبری امام عزیزمان آغاز شد. در مدّت این پانزده سال، بیانات امام، حکمت امام، سخنرانی‌های امام ــ که پی‌درپی، در طول زمان، به ذهنیّت جامعه‌ی ما سرازیر میشد ــ همچنین [طرح] اندیشه‌ی اندیشه‌ورزان اسلامی ما در مناطق مختلف کشور با جوانها، در مساجد، در مراکز گوناگون، اینها همه به معارف نهضت قوام بخشید. این درست است؛ یعنی مباحث نظری نهضت اسلامی، در طول پانزده سال، روزبه‌روز در ذهن مردم قوام بیشتری پیدا کرد لکن برای اینکه این گنجینه و ذخیره‌ی فکری و نظری به یک تحرّک اجتماعی تبدیل بشود، یک حادثه‌ی مهم و مؤثّر لازم بود. فکرها در ذهنها بود، افکار و معارف نهضت و مبانی نهضت در دلهای جمع کثیری از مردم ــ نمیگویم همه‌ی مردم، امّا در دل جمع کثیری از مردم ــ رسوب کرده بود و با مبانی نهضت آشنا بودند امّا این نهضت باید تحقّق پیدا میکرد، باید به فعلیّت میرسید و آن مفاهیم ذهنی باید تبدیل میشد به یک واقعیّت عینی، به یک حرکت. برای این کار، یک جرقّه‌ای لازم بود؛ مثل اینکه فرض بفرمایید یک مجموعه‌ی عظیمی باروت در سرتاسر کشور وجود دارد، باید اینها مشتعل بشود؛ حادثه‌ی قم این نقش را ایفا کرد، نوزدهم دی این نقش را ایفا کرد،آن ذهنیّتها را تبدیل کرد به حرکت. البتّه حادثه‌ی قم جرقّه نبود، صاعقه بود که از آسمان با اراده‌ی الهی فرود آمد. حادثه‌ی قم بظاهر یک حادثه‌ای بود که در یک روز، دو روز، سه روز انجام گرفت و تمام شد، امّا باطن قضیّه این نبود. حادثه‌ی قم، به دنبال خود، این جریان را به راه انداخت؛ آمد تبریز، آمد شهرهای دیگر، آمد سرتاسر کشور و ناگهان کشور مشتعل شد؛ کار حادثه‌ی قم این بود.

اینکه میگویم «صاعقه بود»، دلیلش این است که در طول کمتر از حدود یک سال بعد از نوزدهم دی، در دی‌ماه سال بعد، سلطنت از ایران بکلّی ازاله شد. وقتی این ازاله‌ی حکومت پهلوی به وقوع پیوست ــ که یک حکومتی بود که هم وابسته بود، هم فاسد بود، هم ضعیف بود، هم ظالم بود؛ بدترینِ حکومتها؛ یعنی شاید واقعاً حکومتی بدتر از حکومت پهلوی در این اواخر در دنیا ما سراغ نداریم ــ وقتی این‌جور اتّفاقی افتاد، آن وقت زمینه آماده شد برای اینکه یک حکومت مردمی و اسلامی به وجود بیاید؛ همان چیزی که وعده‌ی آن را امام بزرگوار ما داده بود. در بیانات امام، اشاراتی به این وجود داشت که به جای حکومت فاسد، حکومت مردمی بیاید؛ به جای دیکتاتور، مردم حاکمیّت پیدا کنند؛ به جای وابستگی به آمریکا و به صهیونیسم و به همه‌ی اراذل و اوباش عالم سیاست، یک حکومت مستقل و سربلندی سر کار بیاید. [با حادثه‌ی قم،] زمینه برای این کار آماده شد.

این نکته را هم من بگویم که حادثه‌ی کوبنده‌ی قم را در واقع سیاستهای غلط خود رژیم پهلوی تسبیب کرد و مسبّب شد؛ خودشان زمینه‌ی زوال خودشان را فراهم کردند؛ خودشان خودشان را بدبخت کردند؛ چطور؟ با خطای محاسبات، با محاسبات غلط، با خطای محاسباتی؛ این خطر بزرگی است برای همه‌ی دولتها. امروز هم آمریکا دچار خطای محاسباتی است؛ امروز آمریکا غلط میفهمد مسائل را، محاسبه‌اش اشتباه و غلط است. آن روز هم، هم آمریکا که پشتیبان رژیم پهلوی بود، هم پهلوی، خطای محاسباتی داشتند، اشتباه میفهمیدند. تقریباً ده روز قبل از حادثه‌ی نوزدهم دی، فقط ده روز قبل از این حادثه، رئیس‌جمهور آمریکا در تهران،(۱) در جشن ژانویه‌ی دربار پهلوی یک نطقی کرد؛ سرش گرم بود؛ با انواع مُسکرات و مانند اینها سرش گرم بود. در آن نطق گفت: «ایران جزیره‌ی ثبات است». ده روز بعد قضیّه‌ی قم اتّفاق افتاد؛ این نشان میدهد که اینها ایران را نمی‌شناختند. گفت: «ایران جزیره‌ی ثبات است»؛ از شاه تعریف کرد، تمجید کرد، گفت ایران این‌جوری است، ده روز بعد قضیّه‌ی قم اتّفاق افتاد. ایران را نمی‌شناختند، هنوز هم نمی‌شناسند؛ دشمنان ما، ایران را نشناختند و غلط برنامه‌ریزی کردند، امروز هم نمی‌شناسند و غلط برنامه‌ریزی میکنند؛ آن روز بر اثر برنامه‌ریزی غلط شکست خوردند، امروز هم آمریکا بر اثر برنامه‌ریزی‌های غلطِ خود شکست خواهد خورد.

خب، اینها حقایق تاریخی است؛ این مطالبی که عرض کردم تحلیل نیست، اینها واقعیّتهایی است که هر کسی مسائل کشور را در آن دوره ــ که اغلب شما جوانها آن دوره را ندیده‌اید ــ مطالعه کند برایش روشن میشود؛ اینها حقایق تاریخی است. خب، حالا از این حقایق تاریخی باید ما درس بگیریم. حقایق تاریخی قصّه که نیست ــ از قصّه هم باید درس گرفت ــ [امّا] باید درس بگیریم. این درس را من در چند جمله عرض میکنم:
آن روز، ملّت ایران نه توپ داشت، نه تانک داشت، نه موشک داشت، سلاح سخت نداشت، امکاناتی نداشت امّا پیروز شد؛ چرا؟ در حالی ‌که طرف مقابل، هم توپ داشت، هم تانک داشت؛ تانکش را به خیابان آورد، آتش کرد امّا مغلوب شد. ملّت ایران پیروز شد، بدون اینکه سلاح سخت در اختیار داشته باشد؛ او مغلوب شد در حالی ‌که سلاح سخت داشت؛ چرا؟ علّت این است که بله ملّت ایران سلاح سخت نداشت امّا سلاح نرم داشت؛ سلاح نرم در همه‌ی میدانها تعیین‌کننده‌تر است. سلاح نرم ملّت ایران چه بود؟ سلاح نرم ملّت ایران غیرت دینی بود، غیرت ایمانی بود، احساس مسئولیّت و وظیفه‌ای بود که امام بزرگوار به او محوّل کرده بود و از آنها خواسته بود. امام حتّی از علما و مراجع بزرگ هم مسئولیّت خواست، فریاد زد: «ای نجفِ ساکت، ای قمِ ساکت»!(۲) مسئولیّت میخواست، مردم [هم] این مسئولیّت را بر دوش خودشان احساس میکردند. سلاح نرم ملّت ایران عشق به ایران بود، عشق به کشورشان بود. میدیدند که مأمور آمریکایی، مزدور آمریکایی، در داخل کشور حکمرانی میکند، کمااینکه متأسّفانه امروز در بعضی از کشورها، مأمور آمریکایی دستور میدهد: «این کار را بکنید، این کار را نکنید، این را بگذارید، این را نصب کنید، این را عزل کنید»! آن روز ایران این‌جوری بود، این را مردم میفهمیدند، میدیدند. البتّه همه‌ی مردم در مجموعه‌ی سیاسی بالا قرار نداشتند امّا خبرها به مردم میرسید، میفهمیدند. آن روز مردم، خیانت کارگزاران ایرانی به وطنشان را ــ که در واقع کارگزاران آمریکایی بودند؛ ایرانی بودند، امّا برای آمریکا کار میکردند؛ ایرانی بودند، امّا برای رژیم صهیون کار میکردند ــ میدیدند، میفهمیدند، عصبانی میشدند، خشمگین میشدند، این در دلهایشان متراکم میشد. وقتی که نهضت شروع شد، این خشمِ متراکم ظهور کرد، بُروز کرد، خودش را نشان داد. این سلاحِ معنوی بود، سلاحِ نرم بود. عمده‌ی سلاحِ معنویِ مردم، ایمانِ آنها به اسلام بود. میدیدند که دستگاه علناً و پی‌درپی علیه اسلام موضع میگیرد: تاریخ هجری را عوض کردند، مفاهیم اسلامی را تغییر دادند، کتابهای مدارس را غیر اسلامی کردند، مفاهیم غیر اسلامی را ترویج کردند؛ اینها را مردم میدیدند؛ اینها را افراد آگاه و هوشیار متوجّه میشدند و به مردم منتقل میکردند. این سلاحِ معنوی بود؛ این سلاح معنوی، در مقابله و مواجهه‌ی با سلاح سخت، با توپ و تانک، بر آن سلاح پیروز شد.

خب، اینها مربوط به گذشته است. من میخواهم عرض بکنم که امروز ملّت ایران مجهّزتر و مسلّح‌تر از آن روز است؛ امروز، هم سلاح معنوی‌مان از آن روز قوی‌تر و مجهّزتر و آماده‌تر است، هم سلاح سخت و ظاهری و مادّی متعارفمان قابل مقایسه‌ی با آن روز نیست.

وقتی که صحبت از درگیری و مقابله‌ی با دشمنان صریح جمهوری اسلامی میشود، بعضی‌ها ایراد میکنند که «آقا! چرا همیشه میگویید دشمنی، همیشه میگویید مبارزه؟» اینها غفلت میکنند، توجّه ندارند. این مبارزه را آنها شروع کردند، آمریکا شروع کرد، دشمنان وابسته‌ی به آمریکا شروع کردند؛ چرا شروع کردند؟ آمریکا چرا از ایرانِ جمهوری اسلامی این‌جور منزجر و ناراحت است؛ چرا؟ علّتش واضح است؛ برای خاطر اینکه ثروتهای این کشور، همه‌ی منابع مالی این کشور، در اختیار آمریکا بود، جمهوری اسلامی آمد آن را از اینها گرفت. امروز می‌بینید در آمریکای لاتین یک کشور(۳) را محاصره میکنند، اقداماتی میکنند، خجالت هم نمیکشند، صریحاً میگویند برای نفت است و ما این کار را برای نفت میکنیم! [اینجا هم] برای نفت بود؛ نفت ایران، معادن ایران، مزارع ایران. این دشتهای وسیع قزوین، دشتهای پُربار نزدیک تهران، دست صهیونیست‌ها بود و بتدریج داشتند توسعه میدادند. در منطقه‌ی خراسان ما، یک منطقه‌ی بسیار وسیعی بین مشهد و قوچان را داشتند آماده میکردند که به بهائی‌ها بدهند، به عوامل صهیونیست و عوامل آمریکا بدهند. دستشان همه ‌جا باز بود. جمهوری اسلامی آمد دست اینها را قطع کرد؛ خب معلوم است، دشمن میشوند.

از روز اوّل هم دشمنی کرده‌اند و جمهوری اسلامی با اینها مقابله کرده، تا امروز هم دشمنی ادامه دارد. به فضل الهی، روزبه‌روز جمهوری اسلامی قوی‌تر شده. آنها اقدام کردند و شکست خوردند در از بین رفتن جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی بحمدالله امروز سربلند، قوی، قدرتمند و آبرومند در دنیا است، بر خلاف خواسته‌ی آنها. بحث این است. در این چهل و چند سال، هر کاری توانستند کردند؛ یعنی هیچ جور عمل خصمانه‌ای که ممکن بوده نسبت به یک مملکت انجام بگیرد، نبوده که انجام نگیرد؛ حمله‌ی نظامی کردند، حمله‌ی امنیّتی کردند، تحریم اقتصادی کردند، حمله‌های فرهنگی کردند، آدمهای مزدور فرستادند، بعضی از افراد ضعیف‌النّفس را با پول در اینجا مزدورِ خودشان کردند؛ در این سالها همه‌ی این کارها را کرده‌اند و شکست خورده‌اند، به جایی نرسیده‌اند. امروز بحمدالله ایران به برکت جمهوری اسلامی [قدرتمند است]؛ چون جمهوری اسلامی حاکم است؛ اگر حکومتِ لیبرال‌دموکراسی بود، حکومتِ سلطنتی بود، از حکومتهای وابسته‌ی به این و آن بود، این‌جور نمیشد. این اسلام است، نظام مردمی است، نظام اسلامی است، یعنی جمهوری اسلامی است که توانسته است ایران را در علم، در فنّاوری، در هنر و ادبیّات، در سیاستهای بین‌الملل، در بسیاری موارد دیگر به پیشرفتهای بزرگی برساند. بعضی‌ها ــ البتّه غالباً خارجی‌ها شروع میکنند، بعد هم یک عدّه‌ای متأسّفانه در داخل از آنها تبعیّت میکنند، تعقیب میکنند ــ میگویند ایران منزوی است؛ ابداً!‌ ایران، دولت ایران، جمهوری اسلامی ایران منزوی نیست. اینها خودشان را فریب میدهند؛ ایران منزوی نیست. ایرانِ امروز، به عنوان یک کشور مستقل و شجاع و دارای آینده در دنیا مطرح است. خیلی از این فعّالیّتها را جوانهای ما کردند.

من راجع به جوان ایرانی یک جمله‌ی کوتاهی عرض بکنم. البتّه همه‌ی جوانها مثل هم نیستند، همه‌ی مردم مثل هم نیستند؛ بهتر، بالاتر، پایین‌تر، کمتر‌بهتر، داریم؛ در بین جوانها، در بین پیرها، در بین مردم، در بین روحانیّت، در بین دانشجویان و غیره، همه جور داریم امّا در مجموع که حساب میکنیم، جوان ایرانی بر خلاف دروغ‌گویی‌های دشمن، یکی از مهم‌ترین امتیازات ایران است؛ یکی از مهم‌ترین امتیازات ما جوانهایمانند. در مواجهه‌ی با حوادث، امتیازاتی نیاز است؛ امروز از مهم‌ترین امتیازات، جوانهای ما هستند. دشمن میخواهد جوان ایرانی را بد معرّفی کند؛ میخواهد بگوید جوان ایرانی از لحاظ سیاسی منحرف است، وابسته‌ی به غرب است؛ جوان ایرانی از لحاظ دینی منحرف است، به دین پشت کرده؛ میخواهد بگوید جوان ایرانی از لحاظ اخلاقی لاابالی است، فاسد است؛ از لحاظ روحی ضعیف است؛ اینها را دشمن میخواهد بگوید. آنچه آنها درباره‌ی ایرانیان و عمدتاً جوانها میگویند و ترویج میکنند و در تحلیل‌هایشان می‌آورند، اینها است؛ این تصویر صد درصد غلط است؛ این‌جوری نیست. جوان ایرانی همان کسی است که در جنگ سلحشور است؛ وقتی جنگ میشود سینه سپر میکند. در درگیری‌های مختلف، [از این] جوانهایی که به جبهه اعزام نمیشدند ــ چه در دهه‌ی ۶۰ [یعنی] در جنگ تحمیلی هشت‌ساله، چه در این جنگ،(۴) چه در دفاع از حرم ــ چقدر بودند که می‌آمدند گریه میکردند، اشک میریختند، درخواست میکردند که ما را بفرستید، میخواهیم جهاد کنیم؛ این سلحشوری است. [جوانها] آماده‌اند؛ پس این تصویر صد درصد غلط است. من حالا دو سه نمونه از وضعیّت جوانهایمان را عرض کنم:
جوان ایرانی در جنگ سلحشور است؛ در سیاست، روشن‌بین است، دشمن‌شناس است، آمریکا را می‌شناسد؛ یک روزی بود که این‌جور نبود. در امور دینی دارای تقیّد است؛ اعتکاف مال جوانها است، راه‌پیمایی‌های بیست‌ودوّم بهمن و روز قدس، در ماه رمضان با دهان روزه مال جوانها است؛ عمده اینها هستند، اینها هستند که برنامه‌ریزی میکنند. جشنهای خیابانی برای نیمه‌ی شعبان، برای ولادت امیرالمؤمنین و امام حسین (علیه السّلام) که این چند سال اخیر باب شده، مال جوانها است، جوانها این کارها را میکنند. جشنها و عزاهای مذهبی سرشار از جوانها است. ‌تشییع شهدا با دست‌اندرکاری جوانها است؛ آنها هستند که از شهدا تجلیل میکنند، تمجید میکنند، آنها را بزرگ میدارند. جوانهای ما این[گونه] هستند. ماهواره‌هایی که آن روز گفتم(۵) در یک روز سه ماهواره میفرستیم،(۶) این را جوانها میفرستند. تحقیقات دقیق علمی را در زمینه‌ی هسته‌ای، در زمینه‌ی سلّول‌های بنیادی، در زمینه‌ی نانو، در زمینه‌ی دارو و غیر اینها، جوانها انجام میدهند؛ جوانهای ما اینها هستند. جوان مؤمن ما، چه در دانشگاه، چه در حوزه‌ی علمیّه، چه در غیر اینها، این خصوصیّات را دارد، واقعاً این‌جوری است؛ هم حاضر است در جایی که لازم است ازخودگذشتگی کند، هم آماده است آنجایی که لازم است تحقیق و تدقیق کند، آنجایی که لازم است درس بخواند، آنجایی که لازم است در میدان سیاسی حضور پیدا کند؛ جوان ما این[جور] است.

بله، کسانی هم هستند که کارشان تخریب است. دیشب در تهران، در بعضی جاهای دیگر، یک مشت تخریبگر آمدند ساختمان متعلّق به کشور خودشان را خراب کردند ــ مثلاً فرض کنید در فلان ساختمان، یک دیواری را خراب کردند ــ برای اینکه دل رئیس‌جمهور آمریکا(۷) خوش باشد؛ چون او یک حرف بی‌ربطی گفته که اگر چنانچه دولت ایران چنین کند، من می‌آیم طرف شما را  ــ طرف این اغتشاشگرها و افراد مضر برای کشور را ــ میگیرم، اینها هم دلشان به او خوش است! او اگر میتواند، کشور خودش را اداره کند؛ در کشور خودش حوادث گوناگونی وجود دارد. دست او به خون بیش از هزار ایرانی آلوده است. در جنگ دوازده‌روزه، هزار و اندی از هم‌میهنان ما ــ غیر از سرداران و دانشمندان و بزرگان ــ از آحاد مردم به شهادت رسیدند؛ این شخص گفت که من دستور دادم، من در جنگ فرماندهی کردم! پس اعتراف کرد که دستش به خون ایرانی‌ها آلوده است. آن وقت میگوید من طرف‌دار ملّت ایرانم، یک مشت آدم بی‌تجربه و بی‌توجّه و فکرنکرده هم باور میکنند و قبول میکنند و طبق میل او عمل میکنند، سطل آشغال آتش میزنند، برای اینکه او خوشش بیاید. همه بدانند: جمهوری اسلامی با خون چند صد هزار انسان شریف روی کار آمده؛ در مقابل کسانی که تخریبگرند، جمهوری اسلامی کوتاه نخواهد آمد، مزدوری بیگانگان را تحمّل نمیکند. شما هر کسی میخواهی باش؛ مزدور بیگانه که شدی، برای بیگانه که کار کردی، ملّت تو را مردود میداند، نظام اسلامی هم تو را مردود میداند؛ این مربوط به اینها. آن بابایی که با نخوت و غرور نشسته آنجا راجع به همه‌ی دنیا قضاوت میکند، او هم بداند که معمولاً‌ مستبدّین و مستکبران عالم، از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمّدرضا و امثال اینها، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، این هم سرنگون خواهد شد.

جوانهای عزیز! دینتان را، فکر سیاسی‌تان را، حضورتان را، آمادگی‌هایتان را، جدّیّتتان در امر پیشرفت کشور را حفظ کنید، وحدتتان را حفظ کنید. وحدت را حفظ کنید؛ ملّتِ یکپارچه بر هر دشمنی فائق می‌آید.(۸) خداوند ان‌شاء‌الله شماها را حفظ کند، این آمادگی‌هایتان را هم حفظ کند. ان‌شاء‌الله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همه‌ی مردم ایران رواج بدهد.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله
 
 
سفر جیمی کارتر به ایران در دهم دی‌ماه ۱۳۵۶
 صحیفه‌ی امام، ج ۱، ص ۲۱۳؛ سخنرانى در جمع روحانیّون قم (۱۳۴۲/۲/۱۲)؛ «واى بر این مملکت، واى بر این هیئت حاکمه، واى بر این دنیا، واى بر ما، واى بر این علماى ساکت، واى بر این نجف ساکت، این قم ساکت، این تهران ساکت، این مشهد ساکت!»
ونزوئلا
جنگ دوازده‌روزه
بیانات در دیدار خانواده‌ی شهید سلیمانی و شهدای جنگ دوازده‌روزه‌ی تحمیلی (۱۴۰۴/۱۰/۱۳)
پرتاب سه ماهواره‌ی ایرانی «پایا»، «ظفر ۲» و «کوثر» به فضا در هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴
دونالد ترامپ
شعار حضّار: «ای رهبر آزاده! آماده‌ایم آماده.»

بامداد دیروز شنبه (سوم ژانویه/۱۳ دی‌ماه)، مردم کاراکاس با صدای چندین انفجار بیدار شدند. حملات هوایی گسترده آمریکا به ونزوئلا که با دستگیری «نیکلاس مادورو» و همسرش به اوج خود رسید، نه تنها یک کشور مستقل را هدف قرار داد، بلکه نمادی از بازگشت صریح به سیاست‌های استعماری قرن نوزدهم شد. این اقدام که واشنگتن آن را «عملیات مبارزه با مواد مخدر» نامید، در واقع نخستین گام در راستای سند امنیت ملی دولت دوم ترامپ بود؛ سندی که بر چیرگی تام ایالات متحده بر کل قاره آمریکا تأکید دارد.

آنچه در این حمله برجسته شد، نه صرفاً یک عملیات نظامی محدود، بلکه اعلام رسمی پایان دوران حتی ظاهرسازی برای احترام به حاکمیت ملی کشورهاست. «دونالد ترامپ» که بارها از «دکترین مونرو» سخن گفته، اکنون با این اقدام نشان داده که نیمکره غربی را حیاط خلوت خود می‌داند و حاضر است برای تحمیل اراده خود به هر ابزاری، حتی جنگ مستقیم متوسل شود.

انگیزه‌های واشنگتن؛ از مقابله ادعایی با مواد مخدر تا تصاحب نفت

روایت رسمی کاخ سفید برای توجیه این تجاوز، «مبارزه با قاچاق مواد مخدر» است. «سوزی وایلز» رئیس دفتر ترامپ، در مصاحبه‌ای با مجله «ونیتی فیر» اواخر دسامبر اعلام کرده بود که رئیسش می‌خواهد آنقدر «قایق‌ها را منفجر کند تا مادورو تسلیم شود». این اظهارات که به کارزار نابودی قایق‌های قاچاق مواد مخدر اشاره داشت، در واقع پیش‌درآمدی بود برای حمله‌ای که هدفی بسیار بزرگ‌تر داشت.

اما «الکساندریا اوکاسیو کورتز» نماینده دموکرات کنگره آمریکا با صراحت پرده از این دروغ برداشت و تاکید کرد: «موضوع مواد مخدر نیست، زیرا اگر چنین بود، ترامپ ماه گذشته یکی از بزرگ‌ترین قاچاقچیان مواد مخدر در جهان را عفو نمی‌کرد.» او تأکید کرد که ریشه حمله واشنگتن، تلاش برای تغییر نظام سیاسی ونزوئلا و تسلط بر منابع نفتی آن است. ونزوئلا دارای بزرگ‌ترین ذخایر نفت اثبات‌شده جهان است؛ حدود ۳۰۴ میلیارد بشکه که عمدتاً در کمربند اورینوکو متمرکز شده‌اند.

«دکترین مونرو» و پایان روایت دموکراسی؛چرا ترامپ، مادورو را برکنار کرد؟

این کشور با این ذخایر عظیم، از سال‌ها پیش در تیررس واشنگتن قرار داشت اما تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی نتوانست دولت مادورو را به زانو درآورد. حال ترامپ تصمیم گرفته به‌طور مستقیم و بدون هیچ پرده‌پوشی، به تصاحب این منابع بپردازد.

دولت ونزوئلا در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد: «هدف این حمله چیزی جز تصرف منابع استراتژیک ونزوئلا، به‌ویژه نفت و مواد معدنی آن و تلاش برای از بین بردن استقلال سیاسی این کشور نیست.» کارشناسان نظامی روسیه نیز هشدار داده‌اند که «مدل عراق» در حال اجرا بر ونزوئلاست؛ مدلی که در آن ابتدا با بهانه‌های امنیتی حمله می‌شود، سپس رهبری کشور سرنگون می‌گردد و در نهایت منابع طبیعی به تاراج می‌رود.

«لیندسی گراهام» سناتور جمهوری‌خواه و از متحدان نزدیک ترامپ، بی‌پرده اعلام کرد که این عملیات، «جان تازه‌ای به دکترین مونرو داده است»؛ دکترینی که از قرن نوزدهم به‌عنوان مبنای مخالفت واشنگتن با نفوذ قدرت‌های رقیب از قبیل چین و روسیه در نیمکره غربی شناخته می‌شود. او با اشاره به سیاست جدید دولت ترامپ گفت: «یک کلانتر جدید در شهر است.» این کلانتر که خود را مالک نیمکره غربی می‌داند، اکنون به کوبا نیز هشدار داده که «خود را در معرض تهدید ببیند».

سند امنیت ملی ترامپ؛ نقشه راه تصاحب نیمکره غربی

حمله به ونزوئلا نه یک تصمیم آنی، بلکه اجرای دقیق بخشی از سند امنیت ملی دولت دوم ترامپ است که در چهارم دسامبر ۲۰۲۵ (۱۳ آذر ۱۴۰۴) منتشر شد. این سند که با عنوان «استراتژی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا» به جهانیان معرفی شد، در واقع برنامه‌ای جامع برای بازگشت به دوران استعمار آشکار و تصاحب کل قاره آمریکاست.

در قلب این سند، آنچه «ضمیمه ترامپ به دکترین مونرو» (Trump Corollary to the Monroe Doctrine) نامیده می‌شود، قرار دارد؛ اعلان رسمی این موضوع که نیمکره غربی متعلق به ایالات متحده است و هر کشوری که جرأت استقلال و مخالفت را داشته باشد، باید با پیامدهای نظامی روبه‌رو شود. سند با صراحت اعلام می‌کند که «بازتنظیم حضور نظامی جهانی» برای «مقابله با تهدیدات فوری در نیمکره خودمان» ضروری است.

آنچه این سند را از اسناد پیشین متمایز می‌کند، صراحت تمام‌عیار آن در اعلام اهداف استعماری است. برخلاف سند ۲۰۱۷ ترامپ که هنوز زبان «رقابت قدرت‌های بزرگ» با روسیه و چین را به‌کار می‌برد، سند ۲۰۲۵ دیگر نیازی به پنهان‌کاری نمی‌بیند. در این سند، اولویت اصلی آمریکا «سلطه بر نیمکره غربی» اعلام شده و به‌طور مشخص بر «استفاده از زور کشنده در صورت لزوم برای مبارزه با کارتل‌ها و تأمین امنیت مرزها» تأکید می‌شود.

این همان زمینه‌سازی بود که حمله به ونزوئلا را ممکن ساخت. سند به‌طور واضح اعلام می‌کند که «عملیات هدفمند نظامی» برای تأمین مرزها و شکست کارتل‌ها در دستور کار است. اما همان‌طور که حمله به ونزوئلا نشان داد، این «عملیات هدفمند» در واقع به معنای سرنگونی دولت‌های مستقل و تصاحب منابع طبیعی آنهاست.

سند همچنین آمریکای لاتین و کارائیب را به‌عنوان منطقه‌ای تعریف می‌کند که باید کاملاً تحت کنترل واشنگتن باشد و هرگونه نفوذ چین یا روسیه در این منطقه را «تهدید اصلی امنیت ملی» می‌خواند. این به معنای آن است که هر کشوری در آمریکای لاتین که روابط اقتصادی یا سیاسی با قدرت‌های رقیب داشته باشد، خود را هدف بالقوه حملات نظامی آمریکا خواهد یافت.

«دکترین مونرو» و پایان روایت دموکراسی؛چرا ترامپ، مادورو را برکنار کرد؟

جالب‌توجه است که سند ۲۰۲۵، برخلاف سند ۲۰۱۷، دیگر از «ترویج دموکراسی» و «احترام به حقوق بشر» سخنی به میان نمی‌آورد. در عوض، به‌طور واضح اعلام می‌کند که روابط آمریکا با کشورها براساس «منافع اقتصادی و تجاری» خواهد بود، نه ارزش‌های دموکراتیک. این تغییر اساسی، ماهیت واقعی سیاست خارجی آمریکا را بدون هیچ پرده‌پوشی نشان می‌دهد: قدرت و ثروت، نه آزادی و عدالت.

اما گام‌های بعدی چیست؟ سند به‌روشنی هشدار می‌دهد که ونزوئلا تنها آغاز راه است. کوبا که برای دهه‌ها نمادی از مقاومت در برابر سلطه آمریکا بوده، به‌طور مستقیم در سند به‌عنوان «تهدیدی برای ثبات منطقه» نام برده شده است. نیکاراگوئه و بولیوی نیز که دولت‌های چپ‌گرا دارند و با روسیه و چین روابط نزدیک دارند، احتمالاً در صف بعدی اهداف قرار می‌گیرند.

سند همچنین از «شراکت‌های امنیتی» با کشورهای منطقه صحبت می‌کند؛ شراکت‌هایی که در واقع به معنای تشکیل دولت‌های دست‌نشانده و ایجاد پایگاه‌های نظامی در سراسر آمریکای لاتین است. «فروش تسلیحات»، «اشتراک اطلاعاتی» و «مانورهای مشترک» همگی ابزارهایی هستند که سند برای تثبیت سلطه آمریکا بر منطقه پیشنهاد می‌کند.

مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) در تحلیل خود نوشت که این سند «نشان‌دهنده تغییر ایدئولوژیک و ماهوی در سیاست خارجی آمریکاست». مؤسسه بروکینگز نیز هشدار داد که «مهاجرت توده‌ای» به‌عنوان «بزرگ‌ترین تهدید خارجی برای ایالات متحده» معرفی شده، حتی فراتر از چین، روسیه یا تروریسم؛ توجیهی برای مداخلات نظامی بیشتر در آمریکای لاتین.

شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) نیز اعلام کرد که «وضوح استراتژیک رقابت قدرت‌های بزرگ با چین و روسیه که در سند ۲۰۱۷ وجود داشت، کاملاً ناپدید شده است». به‌جای آن، «اقتصاد» به‌عنوان «شرط نهایی» معرفی شده، که به معنای تصاحب منابع طبیعی کشورهای دیگر، از جمله نفت ونزوئلاست.

در مجموع، سند امنیت ملی ترامپ، در واقع نقشه راهی برای بازگشت به عصر استعمار آشکار است؛ عصری که در آن واشنگتن بدون پرده‌پوشی اعلام می‌کند که کل قاره آمریکا ملک اوست و هر کشوری که جرأت مخالفت کند، با سرنوشت مادورو روبه‌رو خواهد شد.

مسئله قانونی‌سازی یک تجاوز آشکار و تبعات جنگ استعماری

حمله آمریکا به ونزوئلا، نقض صریح و بی‌پرده منشور سازمان ملل متحد و کلیه اصول حقوق بین‌الملل است. ماده ۲ منشور سازمان ملل به‌طور واضح، استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری را ممنوع اعلام کرده است. با این حال، واشنگتن بار دیگر نشان داد که خود را فراتر از قوانین بین‌المللی می‌بیند و به‌راحتی می‌تواند به یک کشور مستقل حمله، رهبر منتخب آن را دستگیر و از کشور خارج کند.

آنچه در این حمله تکان‌دهنده است، روند سریع آن است. برخلاف عراق که آمریکا ماه‌ها تلاش کرد تا با دروغ‌های «سلاح‌های کشتار جمعی» افکار عمومی جهان را آماده سازد، در مورد ونزوئلا هیچ تلاشی برای توجیه بین‌المللی صورت نگرفت. ترامپ با اطمینان به قدرت نظامی خود و بی‌اعتنایی کامل به واکنش‌های جهانی، مستقیماً به حمله دستور داد.

«دکترین مونرو» و پایان روایت دموکراسی؛چرا ترامپ، مادورو را برکنار کرد؟

«پل هر» دیپلمات بازنشسته انگلیسی و مدیر موقت مرکز مطالعات آمریکای لاتین دانشگاه بوستون، توضیح می‌دهد که ایده اولیه این بود که «با مادورو بر سر اخراج مهاجران به توافق برسند، شاید امتیازهایی نفتی برای آمریکایی‌ها بگیرند و نوعی معامله تجاری انجام دهند که به او اجازه دهد در قدرت بماند.» با این حال، مادورو حاضر به تسلیم نشد و نتیجه، حمله مستقیم نظامی بود.

مقایسه این حمله با عراق در سال ۲۰۰۳ و پاناما در سال ۱۹۸۹ روشن می‌کند که آمریکا از یک الگوی ثابت پیروی می‌کند: ابتدا تحریم‌ها، سپس تبلیغات سیاه برای مشروعیت‌زدایی از دولت هدف و در نهایت حمله نظامی و تغییر رژیم به زور. در هر سه مورد، منابع طبیعی و موقعیت ژئوپلیتیک کشور هدف، انگیزه اصلی بوده، نه آنچه واشنگتن به‌عنوان توجیه اعلام کرده است.

دولت ونزوئلا در بیانیه خود تأکید کرد که «پس از بیش از ۲۰۰ سال استقلال، مردم و دولت مشروع آنها همچنان در دفاع از حاکمیت و حق مسلم تعیین سرنوشت خود ثابت‌قدم هستند.» این بیانیه، بیانگر تصمیم مردم ونزوئلا برای مقاومت در برابر جنگ استعماری است؛ جنگی که هدف آن نه آزادی و دموکراسی، بلکه تصاحب نفت و سلطه بر منابع است.

واقعیت تلخ این است که واشنگتن دیگر حتی تلاش نمی‌کند تجاوزات خود را پنهان کند. ترامپ و دستیارانش علناً از «دکترین مونرو» سخن می‌گویند؛ دکترینی که آمریکای لاتین را حیاط خلوت ایالات متحده می‌داند. این بازگشت به سیاست‌های استعماری قرن نوزدهم، پایان دوران حتی ظاهرسازی برای احترام به حاکمیت ملی کشورهاست.

تاریخ نشان داده که مداخلات نظامی آمریکا در آمریکای لاتین، هیچ‌گاه دموکراسی یا رفاه به ارمغان نیاورده، بلکه دهه‌ها بی‌ثباتی، خشونت و فقر را به‌جا گذاشته است. ونزوئلا اکنون در مسیر همان سرنوشتی قرار گرفته که عراق، لیبی و افغانستان تجربه کردند؛ کشورهایی که با وعده آزادی و دموکراسی، به آتش و خون کشیده شدند و منابع‌شان به تاراج رفت.

یکی از سوالاتی که در ارتباط با حضرت زینب سلام الله علیها مطرح می‌شود که البته محققان و پژوهشگران تاریخی به آن پاسخ داده‌اند درباره چگونگی وفات ایشان است.

باید گفت: براساس برخی از نوشته‌ها آن حضرت مریض شد و به طور طبیعی وفات کرد و این احتمال طبیعی‌تر به نظر می‌رسد چون آن حضرت آن همه سختی و مصیبت دید و در سایه آن‌ها بیمار شد.

براساس برخی از احتمالات حضرت زینب کبری توسط عوامل یزید مسموم شد و به شهادت رسید که این احتمال هم دور نیست چون حضرت زینب همه وقایع کربلا را دیده و وجود او یادآور مصائب کربلا و یادآور فجایع حکومت یزید است و یزید نمی‌تواند او را تحمل کند. البته دشمن در انجام این کارها سند به دست کسی نمی‌دهد و در خفا و پنهانی دست به این اعمال می‌زنند.

در تاریخ و روز وفات آن حضرت هم اختلاف هست. مشهور این است که آن حضرت در ۱۵ رجب سال ۶۲ هجری روز یکشنبه وفات کرده است.

در ادامه گوشه‌هایی از تاریخ پر فراز و نشیب زندگانی آن حضرت از بدو ولادت تا وفات را به این بهانه مرور می‌کنیم:

ولادت، همسر و فرزندان

حضرت زینب کبری (س) در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری در شهر مدینه منوّره متولّد شدند. نام مبارک آن بزرگوار زینب، و کنیه گرامی‌شان ام الحسن و ام کلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغری، عصمة الصغری، ولیة اللّه العظمی، ناموس الکبری، شریکة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، کامله و ...

پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشوای شیعیان حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) و مادر گرامی آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا (س) می‌باشد. همسر گرامی آن حضرت، عبداللّه فرزند جعفر بن ابیطالب، بود. در کتاب اعلام الوری برای آن بانوی بزرگوار سه پسر به نام‌های علی، عون، و جعفر و یک دختر به نام ام کلثوم ذکر شده است.

هوش و ذکاوت بی نظیر

صاحب کتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذکاوت آن بانوی بزرگوار چنین می‌نویسد: در اهمیت هوش و ذکاوت آن بانوی بزرگوار همین بس که خطبه طولانی و بلندی را که حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) در دفاع از حق امیرالمؤمنین (ع) و غصب فدک در حضور اصحاب پیغمبر اکرم (ص) ایراد فرمودند، حضرت زینب(س) روایت فرموده است.

و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می‌کند. چنانچه ابوالفرج اصفهانی در مقاتل می‌نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه (س) را از حضرت زینب (س) روایت کرده و می‌گوید: حدثتنی عقیلتنا زینب بنت علی علیه‌السّلام..» دقت کنیم که حضرت زینب علیها السلام با اینکه دختری خردسال (یعنی هفت ساله و یا کمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء که محتوی معارف اسلامی و فسلفه احکام و مطالب زیادی است را با یک مرتبه شنیدن حفظ کرده، و خود یکی از راویان این خطبه بلیغه و غراء می‌باشد.

علاقه ویژه زینب به امام حسین (ع)

علامه جزایری در کتاب ( الخصائص الزینبیه)می‌نویسد: وقتی که حضرت زینب (س) شیرخوار و در گهواره بود، هرگاه برادرش حسین (ع) از نظر او غایب می‌شد، گریه می‌کرد و بی قراری می‌نمود. هنگامی که دیده‌اش به جمال دل آرای حسین (ع) می‌افتاد، خوشحال و خندان می‌شد. وقتی که بزرگ شد، هنگام نماز قبل از اقامه، نخست به چهره حسین (ع) نگاه می‌کرد و بعد نماز می‌خواند.

با حسین بودن شرط ازدواج زینب (س ) با عبدالله

گفته‌اند: حضرت امیرالمؤمنین (ع) هنگامی که زینب (س) را به پسر برادرش عبدالله بن جعفر تزویج کرد، در ضمن عقد، شرط نمود هر گاه زینب خواست با برادرش حضرت امام حسین (ع) سفر رود، او را از آن منع نکرده و باز ندارد، و چون عبدالله بن جعفر خواست حضرت امام حسین (ع) را از سفر عراق باز دارد و حضرت آن را نپذیرفت و عبدالله مایوس و نومید گردید، دو فرزندش عون و محمد را فرمان داد که به همراه آن بزرگوار به عراق روند و در برابر آن حضرت جهاد و کارزار نمایند.

شجاعتی نظیر حسین (ع)

درباره آن بانوی بی نظیر بیشتر راجع به حضور ایشان در کربلا و همراهی برادر بزرگوارشان و همچنین سرپرستی اسرای کربلا و ابلاغ پیام عاشورا سخن گفته شده است. شجاعت حسین (ع) در خواهرش زینب (س) هم بود؛ یا زینب (س) هم در مقام شجاعت قطع نظر از جهت امامت، چیزی کم از حسین (ع) ندارد قوت قلبش به برکت اتصالش به مبداء تعالی راستی محیرالعقول است. شیخ شوشتری می‌گوید: اگر حسین (ع ) در صحنه کربلا یک میدان داشت، مجلله زینب (س) دو میدان نبرد داشت: میدان نبرد اولش مجلس ابن زیاد، و دومی مجلس یزید پلید. اما تفاوت‌هایی که از حیث ظهور دارد، نبرد حسین (ع) با لباسی که از پیغمبر به او رسیده بود، عمامه پیغمبر بر سر و جبه او به دوش، نیزه به همراه و شمشیر به دستش سوار بر مرکب رسول خدا (ص) گردید با عزت و شهامت وارد نبرد مشرکین گردید تا شهید شد.

زینب و گذشتن از راحتی دنیا

او در خانه شوهرش از کمال وسایل موجود به بهترین وجهی برخوردار است، غلام‌ها و کنیزها و وسایل راحتی، غرض زینب در چنین خانه‌ای زندگی می‌کند که هیچ کسری ندارد ناگهان می‌بیند حسین (ع) می‌خواهد حرکت کند تمام خوشی‌ها و راحتی‌ها را رها می‌کند و خود را در دریای ناراحتی‌ها و ناملایمات می‌افکند اگر جریان را نمی‌دانست، مهم نبود، لیکن از همان شب ۲۸ رجب که به اتفاق برادرش با ترس و هراس ‍از مدینه فرار کرده به سمت مکه حرکت نمودند، برای آنچه جدش ‍ رسول خدا (ص) و پدر و مادرش گزارش داده بودند از مصیبت‌ها آماده شد. او با علم به این معنی، و یقین به این که در بلاهای سخت سخت می‌رود، برای مثل زینبی که دختر سلطان حقیقی و ظاهری و همسر عبدالله است برود در یک دستگاهی که آخرش اسیری است، آواره بیابان‌ها و زحمت مسافرت‌ها گردد؟

زینب از حسین(ع) جدا نمی‌شود

حضرت زینب کبری (س) از سوم شعبان سال ۶۰ هجری در مکه بود. چون سربازان یزید می‌خواستند در مکه و در حرم امن الهی امام حسین (ع) را مخفیانه بکشند، لذا امام روز ترویه که روز هشتم ذی الحجه است، مکه را به سوی عراق ترک کرد. زینب (س) نیز در این کاروان حضور داشت. ابن عباس گفت: یا حسین! اگر خود مجبور به رفتن هستی، زنان را با خود همراه مبر. زینب (س) چون این سخن را شنید، سر از کجاوه بیرون کرد و گفت: ابن عباس! می‌خواهی مرا از برادرم حسین جدا کنی؟! من و جدایی از حسین؟!هرگز.

اسارت افتخار زینب و رمز ماندگاری قیام عاشورا

"پس از حادثه کربلا حضرت زینب (س)، حدود یک سال و شش ماه زندگی کرد. حضرت در کاروان اسیران، همراه دیگر بازماندگان قافله کربلا به کوفه و سپس به شام برده شد. اگر چه رهبری بازماندگان بر عهده امام سجاد بود، زینب کبری (س) نیز سرپرستی را برعهده داشت.

سخنرانی قهرمانانه زینب (س) در کوفه، موجب دگرگونی افکار عمومی شد. وی در برابر نعره مستانه عبیدالله بن زیاد، آن گاه که به پیروزیش می‏‌نازید و می‏‌گفت: "کار خدا را با خاندانت چگونه دیدی؟!" با شهامت و شجاعت وصف ناپذیری گفت: جز زیبایی چیزی ندیده‏‌ام. شهادت برای آنان مقدر شده بود. آنان به سوی قربانگاه خویش رفتند به زودی خداوند آنان و تو را می‏‌آورد تا در پیشگاه خویش داوری کند».

آن گاه که ابن زیاد دستور قتل امام سجاد را صادر کرد، زینب (س) با شهامت تمام، برادر زاده‏‌اش را در آغوش گرفت و گفت: اگر خواستی او را بکشی مرا هم بکش. به دنبال اعتراض زینب (س)، ابن زیاد از کشتن امام پشیمان شد.

کاروان آزادگان به دمشق رفت. در شام نیز زینب (س) توانست افکار عمومی را دگرگون نماید. جلسه‏‌ای یزید به عنوان پیروزی ترتیب داده بود و در حضور بازماندگان واقعه کربلا، سربریده حسین (ع) را در تشت نهاد و با چوب‌دستی به صورتش می‏‌زد، زینب کبری (س) با سخنرانی خویش غرور یزید را در هم کوفت و او را از کرده خویش پشیمان کرد. سرانجام یزید مجبور شد کاروان را با احترام به مدینه برگرداند.

در مدینه نیز زینب (س)، پیام آور شهیدان، ساکت ننشست. او با فریادش مردم مدینه را بر ضد حکومت یزید شوراند. حاکم مدینه در پی تبعید حضرت زینب (س) برآمد. به نوشته برخی حضرت به شام سفر نمود و در همان جا درگذشت. برخی دیگر گفته‏‌اند: حضرت به مصر هجرت نمود و در تاریخ پانزدهم رجب سال ۶۲ هجری درگذشت.

منابع:

۱- منتخب التواریخ، ص ۶۷

۲- زینب الکبری من المهد الی اللحد، ص ۵۹۲

۳- لهوف، ص ۲۱۸؛ مقرم،‌ مقتل الحسین، ص ۳۲۴؛ ارشاد، ج۲، ص ۱۴۴.

۴- ارشاد، ص ۱۱۶ ۱۱۷؛ بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۱۱۷.

اسپانیا، برزیل، شیلی، کلمبیا، مکزیک و اروگوئه امروز یکشنبه با صدور بیانیه‌ای نسبت به تحولات اخیر در ونزوئلا نگرانی عمیق خود را ابراز کرده و هرگونه اقدام نظامی یک‌جانبه در خاک این کشور را محکوم کردند.

در بیانیه صادره از سوی اسپانیا، برزیل، شیلی، کلمبیا، مکزیک و اروگوئه آمده است: ما نگرانی عمیق خود را ابراز داشته و اقدامات نظامی که به طور یکجانبه در خاک ونزوئلا اجرا شده است را رد می‌کنیم. ما تأکید می‌کنیم که اوضاع ونزوئلا باید تنها از طریق مسالمت‌آمیز، از طریق گفتگو، مذاکره و احترام به اراده مردم ونزوئلا حل و فصل شود.

بیانیه مذکور سپس اضافه می‌کند: تنها یک فرآیند سیاسی جامع به رهبری ونزوئلا می‌تواند به یک راه‌حل دموکراتیک و پایدار منجر شود. ما نگرانی خود را در مورد هرگونه تلاش برای تصاحب منابع طبیعی کشورها توسط یک کشور خارجی ابراز می‌داریم، زیرا این امر مغایر با قوانین بین‌المللی و تهدیدی برای ثبات در منطقه است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در سالروز میلاد مبارک مولی‌الموحدین حضرت علی‌بن‌ابیطالب(ع) و ششمین سالگرد شهادت سردار سلیمانی، در دیدار خانواده‌های معظم شهیدان جنگ ۱۲ روزه (شهدای اقتدار)، عدالت و تقوای امیرمومنان را دو قله مورد نیاز کشور و واجب‌ترین خصوصیات برای اداره جامعه خواندند و با تأکید بر لزوم هوشیاری و تقویت وحدت ملی در مقابل «جنگ نرم» دشمنان، گفتند: این جنگِ مبتنی بر «فریب و دروغ و تهمت و شایعه» همان جنگی است که دشمنان حکومت علوی پس از شکست‌های نظامی در مقابل آن حضرت در پیش گرفتند تا مانع تحقق اهداف ایشان شوند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سالروز میلاد امیرمومنان را از حیث مکان تولد -یعنی خانه خدا- و مولود آن، روزی استثنایی در تاریخ خواندند و افزودند: در میان خصوصیات بی‌نظیر ایشان، ما امروز به دو خصوصیت یعنی «عدالت و تقوا»، نیاز مبرم‌تری داریم و باید با الگو قرار دادن مولای متقیان، به سوی این دو قله که حضرت امیر بر فراز آن‌ها ایستاده، حرکت کنیم؛ البته در این مسیر، پیشرفت‌هایی داشته‌ایم اما تا جایی که باید به آن برسیم، فاصله داریم.
رهبر انقلاب در تبیین روش‌های مختلفی که حضرت علی‌بن‌ابیطالب(ع) برای تحقق عدالت به کار می‌گرفتند، افزودند: آن حضرت عدالت را گاه با «مهربانی، خدمت به ضعیفان و خانواده‌های بی‌سرپرست» اعمال می کرد و گاهی با «ذوالفقار و خشونت الهی» و گاهی با «زبان رسا و حکمت و تبیین».
ایشان، امیرمومنان را مصدر جهاد تبیین برشمردند و افزودند: فرمان حکومتی ایشان به مالک اشتر پر از مفاهیمی است که عدالت را محقق می‌سازد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین روش‌های امام علی(ع) در باب تقوا، افزودند: امیرمومنان گاهی تقوا را در محراب عبادت و نماز و تضرع به درگاه پروردگار تجلی می‌بخشید و فرشتگانِ عرش را به تحیّر و رشک وامی‌داشت؛ گاه با صبر و سکوت و گذشتن از حق خود برای حفظ وحدت مسلمین و جلوگیری از بروز اختلاف آنها عملی می‌کرد و گاه، با سینه سپر کردن در صحنه‌‎های دشوار مانند لیله‌المَبیت و غزوات پیامبر(ص).
ایشان با اشاره به ضرورت پیروی آحاد مردم وبه‌خصوص مسئولان، از روش‌های تقوایی حضرت امیر، افزودند: عدالت علوی نیز واجب‌ترین و جدی‌ترین نیاز کشور است و ما امروز بر خلاف شیعه در طول تاریخ، هیچ بهانه‌ای برای پیگیری نکردن و اجرا نشدن عدالت نداریم؛ چرا که حکومت «جمهوری اسلامی و نظام علوی» است.
رهبر انقلاب در بیان موانع تحقق عدالت و تقوا، گفتند: گاهی ترس، گاهی تردید و ملاحظه رفاقت‌ها و گاهی ملاحظه دشمن، جلوی کار را می‌گیرد اما باید بدون ملاحظه بی‌مورد، به سمت توسعه عدالت و تقوا حرکت کرد.
ایشان با جلب توجه ملت و مسئولان به یک نکته مهم در زندگی امیرمومنان، گفتند: باید دقت کرد که مولای متقیان در همه درگیری‌های نظامی در دوران پیامبر و سالهای حکومت‌شان فاتح و پیروز بود اما روش‌های مختلف دشمنانِ شکست‌خورده برای فریب و سست‌کردن مردم، در موارد زیادی مانع تحقق اهداف امام علی(ع) شد.
رهبر انقلاب، ایجاد شایعات و استفاده از دروغ و فریب و نفوذ و روش‌های مشابه و به تعبیر امروزی، «جنگ نرم» را سیاست دشمنان مولای متقیان برای بی‌انگیزه کردن و ایجاد تردید در جامعه آن روز خواندند و گفتند: وقتی مردم سست شدند، تحقق اهداف ناممکن می‌شود؛ چرا که براساس سنت الهی، کار دست مردم است و به دست آنها انجام می‌شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هدف دشمن در جنگ نرم را بی‌انگیزه و ناامید کردن مردم و ایجاد تردید در ملت برشمردند و گفتند: همچنان‌که در دوره امیرالمؤمنین با شایعه‌سازی و دروغ در پی بدبین کردن مردم بودند، امروز هم همان اقدامات عیناً انجام می‌شود؛ البته ملت ایران نشان داده است که در میدان‌های سخت و هر جا که نیازمند حضور و کمک او است، محکم ایستاده و دشمن را مأیوس می‌کند.
ایشان انگیزه قوی ملت ایران را عامل نگرانی بدخواهان دانستند و افزودند: یکی از ابزارهای دشمن و بعضی افراد ناباب یا غافل در کارزار جنگ نرم، انکار داشته‌ها و توانایی‌های ملت ایران است چرا که غفلت از توانایی‌های ملی، زمینه‌ساز تحقیر و تسلیم در برابر دشمن خواهد شد.
ایشان ارسال سه ماهواره به فضا در یک روز و پیشرفت‌های خیره‌کننده در بخش‌های مختلف علمی کشور از جمله هوافضا، زیست‌فناوری، پزشکی، درمان، نانو و صنایع دفاعی و موشکی را نمونه‌هایی از کارهای بزرگ ملت و جوانان نخبه و کارآمد ایران خواندند و گفتند: دشمن و متأسفانه برخی در داخل، این پیشرفت‌های بزرگ را که در شرایط تحریم رقم خورده است پنهان می‌کنند و به گوش مردم نمی‌رسانند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: عاملی که موجب شد دشمن درخواست توقف جنگ کند و پس از آن نیز پیغام بدهد که نمی‌خواهیم با شما جنگ کنیم، قدرت و توانایی ملت ایران است؛ البته ما به حرف دشمن خبیث، فریبکار و دروغگو، اعتمادی نداریم.
ایشان با اشاره به میانگین سنّی ۲۶ ساله دانشمندان دخیل در پرتاب سه ماهواره اخیر، آن را نمونه‌ای از ثروت عظیم نیروی انسانی ملت ایران برشمردند و گفتند: آن وقت آن یاوه‌گوی آمریکایی وقتی راجع به ملت ایران حرف می‌زند؛ قدری بدگویی می‌کند و قدری فریب و وعده می‌دهد. اما خوشبختانه امروز ملت ایران و بلکه همه دنیا، آمریکا را شناخته‌اند و تشت رسوایی آن در جهان فرو افتاده است.
رهبر انقلاب، شناخت واقعی دشمن را دستاوردی بزرگ دانستند و افزودند: مردم در جنگ ۱۲ روزه خودشان واقعیت امریکا را دیدند. حتی کسانی که راه‌حل مشکلات کشور را مذاکره با او می‌دانستند، فهمیدند که وسط مذاکره، دولت آمریکا مشغول آماده کردن نقشه جنگ بوده است.
ایشان مراقبت در برابر جنگ نرم و شبهه‌سازی و شایعه‌سازی دشمن را ضروری خواندند و با اشاره به میلیاردها دلار هزینه برای انتشار اظهارات دروغ در داخل ایران از طریق شبکه‌های تلویزیونی و مراکز اطلاع‌رسانی، گفتند: هدف آنها ضعیف کردن کشور و بهم زدن اتحاد معجزه‌آفرین ملت در جنگ ۱۲ روزه است. بنابراین مهمترین مسئله، توجه به دشمنیِ دشمن و اتحاد و اتفاق درونی و به تعبیر قرآن «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به اجتماعات هفته گذشته بازاریان خاطرنشان کردند: بازار و بازاری جزو وفادارترین اقشار به نظام و انقلاب اسلامی هستند و ما آن ها را خوب می‌شناسیم. بنابراین نمی‌توان به اسم بازار و بازاری با جمهوری اسلامی مقابله کرد.
ایشان اعتراض بازاری‌ها به کاهش ارزش پول ملی را که باعث بی‌ثباتی محیط کسب و کار می‌شود، حرفی درست خواندند و افزودند: کاسب راست می‌گوید که با این شرایط نمی‌تواند کاسبی کند؛ این موضوع را مسئولان کشور هم قبول دارند و رئیس‌جمهور محترم و دیگر مسئولان ارشد درصدد علاج این مشکلند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: البته در این مشکل هم دست دشمن در کار است و بی‌ثباتی و بالا رفتن بی‌حساب و کتاب قیمت ارز خارجی که باعث بلاتکلیفی کسبه می‌شود، طبیعی نیست و با تدابیر گوناگون باید جلوی آن گرفته شود که مسئولان در این زمینه مشغول تلاش هستند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه اعتراض بازاری‌ها به این مشکل، مطلب درستی است، گفتند: اما آنچه غیرقابل قبول است ایستادن عده‌ای تحریک‌شده یا مزدور دشمن پشت بازاری‌ها و طرح شعارهای ضد اسلام و ضد ایران و جمهوری اسلامی است.
ایشان با تأکید بر اینکه «اعتراض بجا است اما اعتراض غیر از اغتشاش است»، گفتند: مسئولان باید با معترض حرف بزنند اما حرف زدن با اغتشاشگر فایده‌ای ندارد بلکه باید او را سر جای خود نشاند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اینکه عده‌ای تحت عناوین و نام‌های گوناگون به قصد تخریب و ناامنی کشور پشت سر بازاری‌های مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و با سوء استفاده از اعتراض آنها، اغتشاش کنند، مطلقاً قابل قبول نیست.
ایشان کار همیشگی دشمن را فرصت‌طلبی خواندند و با اشاره به در میدان بودن مسئولان گفتند: مهم، آمادگی مجموعه ملت و تقویت عواملی همچون ایمان، اخلاص و عمل است که سلیمانی را سلیمانی کرد. مهم بی‌تفاوت نبودن در برابر جنگ نرم و شایعه‌پردازی‌های دشمن و ایستادگی و سینه سپر کردن با قدرت کامل در برابر تحمیل طلبکارانه او به مسئولان، دولت و ملت است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: ما در برابر دشمن کوتاه نمی‌آییم و با اتکاء به پروردگار و اطمینان به همراهی مردم، دشمن را به زانو درخواهیم آورد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان با اشاره به تقارن سالگرد شهادت شهید عالیقدر حاج قاسم سلیمانی با ۱۳ رجب، گفتند: ۳ خصوصیت یعنی «ایمان»، «اخلاص» و «عمل»، ویژگی‌های اصلی آن شهید عزیز بود که انسان جامع و کاملی در زمان ما به‌شمار می‌آمد.
ایشان، ایمان عمیق به پروردگار و حمایت‌های الهی و ایمان به هدف را خصوصیت بارز سردار دل‌ها برشمردند و افزودند: حاج قاسم، مرد با اخلاص الهی بود و برای خوشنامی و تعریف‌کردن دیگران کاری نمی‌کرد.
رهبر انقلاب با تجلیل از حضور سردار سلیمانی در همه عرصه‌های لازم، گفتند: او برخلاف برخی که خوب می‌فهمند و خوب حرف می‌زنند اما اقدامی نمی‌کنند، در همه صحنه‌هایی که لازم بود، حضور داشت؛ چه در حفظ و هدایت حرکت انقلاب و مواجهه با شرارت‌ها در کرمان، چه در نیروی قدس، دفاع از حرم، مقابله با داعش و عرصه‌های دیگر.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تأثیر مشهود و گاه بی‌نظیر سردار در حساس‌ترین و مهمترین مسائل سیاسی منطقه، افزودند: حاج قاسم به تربیت و پرورش همرزمان و نیروهای تحت امر، همت بارز داشت و به علت همین خصوصیات، مزار او هر سال مقدس‌تر و محترم‌تر می‌شود و اجتماع عظیم مردم از راه‌های دور و حتی کشورهای دیگر به زیارت مزار او می‌روند.
رهبر انقلاب همچنین با اشاره به حضور خانواده‌های شهیدان عزیز جنگ ۱۲ روزه در دیدار، گفتند: این جلسه برای تجلیل و تکریم و تعظیم به همه شهیدان دفاع مقدس ۱۲ روزه و خانواده‌های آنان – چه سرداران مشتاق جهاد و شهادت، چه دانشمندان پر توان و چه شهدای دیگر- تشکیل شده است.
ایشان تأکید کردند: نام همه این شهیدان در تاریخ ماندگار است و ما باید از برکات این نام‌های مبارک استفاده کنیم.

احادیث