emamian
حضور پزشکیان در خروش میلیونی ملت ایران در روز جهانی قدس
مسعود پزشکیان ظهر امروز جمعه 22 اسفند ماه 1404، همزمان با ایام حساس و سرنوشتساز مقابله با تجاوزات دشمن امریکایی صهیونیستی،همراه با مردم مؤمن، انقلابی و روزهدار کشور در راهپیمایی عظیم روز جهانی قدس حضور یافت.
رئیسجمهور در جریان این راهپیمایی، با قشرهای مختلف مردم که با زبان روزه و فریاد استکبارستیزی به میدان آمده بودند همگام شد و با تعدادی از آنان به گفت و گو پرداخت.
در این مراسم که با شکوهی مضاعف نسبت به سالیان گذشته برگزار شد، وزرا و اعضای هیئت دولت نیز همراه با رئیس جمهور و دوشادوش آحاد ملت حضور یافته و با تکیه بر ظرفیتهای دیپلماتیک و دفاعی، بر تداوم راه مقاومت و پشتیبانی از جبهه حق تأکید کردند.
این حضور حماسی در شرایطی رقم خورد که میهن اسلامی تحت تهاجم ددمنشانه و بمبارانهای متجاوزانهی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارد؛ اما غرش موشکها و تهدیدات پوچ دشمن، نه تنها خللی در ارادهی پولادین ملت ایران ایجاد نکرد، بلکه راهپیمایی امسال را به صحنهای بیبدیل از تجدید میثاق با آرمان آزادی قدس شریف و نمایش وحدت ملی در برابر مستکبرین عالم بدل ساخت.
اولین پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی آیتالله سید مجتبی خامنهای
اولین پیام حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی منتشر شد. متن این پیام به شرح ذیل است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
مَا نَنسَخْ مِنْ ءَآیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَآ اَوْ مِثْلِها.
اَلسَّلامُعَلَیکَ یا داعِیَاللهِ وَ رَبّانِیَّ آیاتِهِ، اَلسَّلامُعَلَیکَ یا بابَاللهِ وَ دَیّانَ دینِهِ، اَلسَّلامُعَلیکَ یا خَلیفَةَاللهِ و ناصِرَ حَقِّهِ، اَلسَّلامُعَلیکَ یا حُجَّةَاللهِ وَ دَلیلَ اِرادَتِه؛ اَلسَّلامُعَلیکَ اَیُّهَا المُقَدَّمُ المَأمُول؛ اَلسَّلامُعَلیکَ بِجَوامِعِ السَّلام؛ اَلسّلامُعَلیکَ یا مَولایَ صاحِبَ الزَّمان.
در آغاز کلام باید به سرورم عجلالله تعالی فرجه بمناسبت شهادت جانسوز رهبر عظیمالشان انقلاب خامنهای عزیز حکیم تسلیت عرض کنم و از آنحضرت دعای خیر برای یکایک ملت بزرگ ایران و بلکه همه مسلمین جهان و همه خدمتگزاران اسلام و انقلاب و ایثارگران و بازماندگان شهداء نهضت اسلامی و بخصوص جنگ اخیر و برای خود حقیرم را تقاضا نمایم.
قسمت دوم کلام من با ملت بزرگ ایران است. ابتدائاً باید وضع و موقف خود در باب رای مجلس محترم خبرگان را مختصراً بیان نمایم. این خادم شما سیدمجتبی حسینی خامنهای همزمان با شما و از طریق سیمای جمهوری اسلامی از نتیجهی رای مجلس محترم خبرگان مطلع شدم. برای بنده تکیه زدن بر جائی که محل جلوس دو پیشوای عظیمالشان، خمینی کبیر و خامنهای شهید بوده کاری سخت است. زیرا این کرسی سابقه جلوس کسی را دارا است که بعد از بیش از ۶۰ سال مجاهدت در راه خدا و گذشتن از انواع لذائذ و راحتیها، به گوهری تابناک و چهرهای ممتاز نه فقط در عصر حاضر بلکه در طول تاریخ حکمرانان این کشور بدل شده است. هم حیات و هم نوع مرگ او عجین با شکوه و عزّتی ناشی از تکیه به حق بود.
من این توفیق را داشتم که پیکر ایشان را بعد از شهادت زیارت کنم؛ آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم که مشت دست سالمش را گره کرده بود. در مورد وجوه مختلف شخصیت ایشان اهل اطلاع باید مدتها چیزها بگویند. در این مجال اکتفاء بهمین مجمل نموده، تفاصیل را واگذار به موقعیتهای مناسب دیگری میکنم. این است علت سختی تکیه بر کرسی رهبری بعد از چنین کسی، تتمیم این فاصله تنها با استعانت از حضرت حق و یاری شما مردم ممکن است.
در ادامه لازم است نکتهای را که ربط مستقیمی به اصل کلام بنده دارد مورد تاکید قرار دهم. آن نکته این است که از جمله هنرهای رهبر شهید و سَلف کبیر ایشان، وارد کردن مردم در همه عرصهها و بصیرت و آگاهی دادن مستمر به ایشان و در مقام عمل تکیه بر نیروی آنان بود. ایشان اینطور معنای حقیقی جمهور و جمهوریت را فعلیت بخشیدند و از عمق جان هم به آن معتقد بودند. اثر واضح این مطلب در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کل قوا بود دیده شد. بصیرت و هوشمندی ملت بزرگ ایران در واقعه اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت وا داشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید. آیهای که در صدر این نوشتار آوردم به این معنی است که هیچ آیتی از آیات الهی نیست که یا مهلتش تمام شود یا به فراموشی سپرده شود مگر اینکه از ناحیه حضرت حق جل و علا، مثل یا برتر از آن بجایش داده شود.
مناسبت استفاده از این آیه شریفه این نیست که این بنده در حد رهبر شهید باشم چه رسد به اینکه بخواهم برتر از ایشان فرض شوم؛ بلکه جهت ذکر آیه مبارکه توجه دادن به نقش بجا و پررنگ شما ملت عزیز است. اگر آن نعمت عظما از ما سلب شد، بجایش بار دیگر حضور عمارگونه ملت ایران به این نظام اعطاء گشت. این را بدانید اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود نه رهبری و نه هیچیک از دستگاههای مختلف که شأن واقعی آنها خدمت به مردم است کارآئی لازم را نخواهند داشت. برای اینکه این معنا بهتر صورت تحقق پیدا کند، اولاً باید به یاد خداوند تبارک و تعالی و توکل بر حضرتشان و توسل به انوار طیبه معصومین صلواتالله علیهم اجمعین چون اکسیر اعظم و کبریت احمری نگریسته شود که تضمین کننده انواع گشایشها و ظفر قطعی بر دشمن است. این مزیت عظیمی است که شما واجد آن و دشمنانتان فاقد آن هستند.
ثانیاً باید بر وحدت بین آحاد و اقشار ملت که معمولاً در مواقع مضیقه نمود خاصی پیدا میکند خدشهای وارد نشود. این امر با صرف نظر کردن از نقاط مورد اختلاف تحصیل خواهد شد.
ثالثاً باید حضور مؤثر در صحنه حفظ شود؛ چه به صورتی که در این روزها و شبهای جنگ از خود نشان دادید و چه بصورت انواع نقش آفرینیهای مؤثر در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی و حتی امنیتی. مهم اینست که نقش ِصحیح، بدون خدشه به وحدت اجتماعی به خوبی درک و تا حد ممکن به اجراء گذاشته شود. یکی از وظایف رهبری و بعضی مسئولین دیگر گوشزد کردن بعضی از این نقشها به آحاد یا اقشار جامعه است. از این رو اهمیت حضور در مراسم روز قدس ۱۴۴۷ را یادآور میشوم که باید عنصر دشمنشکنی در آن مورد توجه همگان باشد.
رابعاً از کمک و یاری به یکدیگر فروگذار نکنید. بحمدالله خصلت همیشگی بیشتر ایرانیان جز این نبوده و انتظار می رود که در این روزهای خاص که طبعاً بر بعضی از آحاد ملت سختتر از بقیه میگذرد، این مطلب جلوه بیشتری داشته باشد. در همین مجال از دستگاههای خدماتی میخواهم که در این جهت از هرگونه یاری و اعانت به آن آحاد عزیز ملت و به ساختارهای مردمی امدادی دریغ ننمایند.
اگر این جهات مراعات شود راه وصول شما ملت عزیز به روزهای عظمت و شکوه هموار خواهد بود. نزدیکترین مصداق آن می تواند باذن الله ظفر بر دشمن در جنگ فعلی باشد.
قسمت سوم کلام بنده، تشکر صمیمانه از رزمندگان شجاعمان است که در شرائطی که ملت و وطن عزیزمان بطور مظلومانهای مورد تهاجم روؤس جبهه استکبار قرار گرفته، با ضربات کوبنده خود راه دشمن را سدّ کردهاند و آنان را از توهم امکان تسلط بر میهن عزیز و احیاناً تجزیه آن خارج نموده اند.
برادران عزیز رزمنده! خواست تودههای مردم، ادامه دفاع موثر و پشیمانکننده است. همچنین قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود. در مورد گشودن جبهههای دیگری که دشمن در آن تجربه ناچیزی دارد و به شدت در آن آسیبپذیر خواهد بود مطالعاتی صورت گرفته است و فعالسازی آن در صورت استمرار وضع جنگی و بنا بر رعایت مصالح صورت خواهد گرفت.
همچنین از رزمندگان جبهه مقاومت تشکر صمیمانه دارم. ما کشورهای جبهه مقاومت را بهترین دوستان خود میدانیم و امر مقاومت و جبهه مقاومت، جزئی جدائیناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی است. بیتردید همراهی اجزاء این جبهه با یکدیگر، مسیر تخلّص از فتنه صهیونی را کوتاهتر مینماید؛ همچنان که دیدیم یمن شجاع و مؤمن دست از دفاع از مردم مظلوم غزه برنداشت و حزبالله فداکار علیرغم همه موانع به یاری جمهوری اسلامی آمده است و مقاومت عراق هم دلیرانه همین خط را در پیش گرفته است.
در قسمت چهارم روی سخن بنده با کسانی است که در این چند روز بنوعی آسیب دیدهاند. چه آنانکه داغ شهادت عزیز یا عزیزانی را تجربه کرده باشند؛ چه کسانیکه دچار مجروحیت شده باشند و چه افرادی که به خانه و کاشانه یا محل کسب و کارشان صدمه وارد شده باشد. در این قسمت اولاً همدردی عمیق خود را با بازماندگان شهداء والا مقام اعلام میدارم. این بر اساس تجربه مشترکی است که من با این بزرگواران دارم؛ به غیر از پدرم که داغ فقدان حضرتش امری عمومی شده، همسر عزیز و باوفایم را که امیدها به ایشان داشتم و خواهر فداکارم که خود را وقف خدمت به والدینش کرده بود و عاقبت مزد خود را گرفت و همچنین طفل خردسالش را و همسر خواهر دیگرم که انسانی عالم و شریف بود را به کاروان شهداء سپردهام. اما آنچه صبر بر مصائب را ممکن و حتی آسان میسازد، توجه به وعده حتمی و قطعی الهی بر اجری پر ارج برای صابران است. لذا باید صبر کرد و به لطف و دستگیری حضرت حق جل و علا، امید و اعتماد داشت.
ثانیا این اطمینان را به همگان میدهم که ما از انتقام خون شهداء شما صرف نظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم فقط مربوط به شهادت رهبر عظیمالشان انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملت که توسط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلی برای پرونده انتقام است. البته مقدار محدودی از این انتقام تا بحال صورت عینی پیدا کرده است ولی تا حد کامل آن حاصل نشود همچنان این پرونده در روی بقیه پروندهها خواهد بود و بخصوص نسبت به خون اطفال و کودکانمان حساسیت بیشتری خواهیم داشت. لذا جنایتی که دشمن بطور عامدانه در مورد مدرسه شجره طیبه میناب و بعضی موارد مشابه مرتکب شده، شان خاصی در این رسیدگی دارد.
ثالثا حتما جانبازان این حملات باید خدمات درمانی مناسبی را بطور رایگان دریافت نموده و از بعضی مزایای دیگر بهرهمند گردند.
رابعاً تا جائی که وضع فعلی اجازه دهد باید برای جبران خسارتهای مالیِ وارد آمده به امکنه و اموال شخصی اقدامات کافی، تعریف شده و مورد اجراء واقع شود. دو مورد اخیر به منزله تکلیفی لازمالاجراء برای مسئولین محترم است که باید آن را اجراء کرده و گزارش آن را به بنده بدهند.
نکتهای که باید گوشزد نمایم این است که به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند باندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آنهم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.
قسمت پنجم کلام، خطاب به سران و ردههای مؤثر در بعضی از کشورهای منطقه است. ما با ۱۵ کشور همسایگی خاکی یا آبی داریم و همیشه مایل به ارتباط گرم و سازنده با همه آنان بودهایم و هستیم. لکن دشمن از سالها قبل بتدریج پایگاههائی اعم از نظامی و مالی را در بعضی از این کشورها احداث کرده تا تسلط خود بر منطقه را تامین نماید. در هجوم اخیر، بعضی از پایگاههای نظامی مورد استفاده قرار گرفت که طبعاً ما همانطور که هشدار صریح داده بودیم و بدون اینکه تعرضی به آن کشورها صورت دهیم، صرفاً همان پایگاهها را مورد حمله قرار دادهایم. از این پس بازهم بناچار این کار را ادامه خواهیم داد؛ گرچه همچنان معتقد به لزوم دوستی بین خود و آن همسایگانمان میباشیم. این کشورها باید تکلیف خود را با متجاوزین به وطن عزیزمان و قاتلین آحاد مردم ما معلوم کنند. من توصیه میکنم هر چه زودتر آن پایگاهها را تعطیل کنند؛ چون لابد تا بحال فهمیدهاند که ادعای برقراری امنیت و صلح از سوی آمریکا دروغی بیش نبوده است.
این امر باعث میشود تا با ملتهای خودشان که عموماً از همراهی با جبهه کفر و رفتار تحقیرآمیز آن ناراضی هستند، پیوند بیشتری پیدا کرده و بر ثروت و قدرتشان افزوده شود. باز تکرار میکنم نظام جمهوری اسلامی بدون اینکه بخواهد سلطه و استعماری را در منطقه راه بیاندازد، برای اتحاد و رابطه متقابل گرم و صمیمانه باهمه همسایگان آمادگی کامل دارد.
در قسمت ششم کلام، روی سخنم با رهبر شهیدمان است. رهبرا! با رفتن خود داغ سنگینی بر قلوب همگان وارد کردید. شما همیشه مشتاق این عاقبت بودید تا بالاخره حضرت حق آن را در حال تلاوت قرآن کریم در صبحگاه روز دهم رمضان المبارک به شما اعطا فرمودند. مظلومیتهای زیادی را مقتدرانه و با حلم تحمل کردید و خم به ابرو نیاوردید. بسیاری قدر واقعی شما را نشناختند و شاید مدتها بگذرد تا انواع حجابها و موانع کنار رود و زوایایی از آن معلوم شود.
امیدواریم از قِبَل مقام قربی که در جوار انوار طیبه و صدیقین و شهداء و اولیاء برایتان فراهم گشته، باز هم به فکر پیشرفت این ملت و همهی ملتهای جبهه مقاومت بوده باشید و برای آن وساطت نمائید؛ همچنان که در حیات دنیوی خود چنین بودید. ما با شما عهد میبندیم که برای اعتلاء این پرچم که پرچم اصلی جبهه حق است و برای وصول به مقاصد مقدس جنابتان با تمام وجود تلاش کنیم.
در قسمت هفتم از همه بزرگوارانی که بنده را مورد حمایت خود قرار دادهاند از جمله مراجع عظام تقلید و شخصیتهای مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و از آحاد مردم که در تجمعات پرشکوهی برای ابراز بیعت مجدد با نظام حاضر شدهاند و همچنین از مسئولین قوای ثلاثه و شورای موقت رهبری بخاطر حُسن تدابیر و اقدامات تشکر مینمایم.
امیدوارم الطاف خاصه الهیه در این ساعات و ایام پرفیض شامل همه ملت ایران و بلکه همه مسلمین و مستضعفین عالم شود.
و در نهایت از سرورمان عجلالله تعالی فرجه الشریف تقاضا میکنم دراین باقیمانده از مدت لیالی و ایام قدر و ماه مبارک رمضان از درگاه حضرت حق جل و علا، برای ملت ما غلبه قاطع بر دشمن و همچنین عزت و وسعت و عافیت و برای رفتگانشان مقامات و عافیت اخروی را طلب نمایند.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته و تحیاته
سید مجتبی حسینی خامنهای
۲۱ / اسفند / ۱۴۰۴ مطابق
با ۲۲ / رمضانالمبارک / ۱۴۴۷
قطعنامه پایانی راهپیمایی سراسری روز جهانی قدس ۱۴۰۴
راهپیمایان روز جهانی قدس در قطعنامه پایانی با محکوم کردن جنایتهای آمریکای خبیث و رژیم منحوس صهیونیستی، حمایت خود را از نیروهای مسلح تا گرفتن انتقام خونهای پاک هموطنانمان اعلام کردند.
برای نبرد فرسایشی و غافلگیریهای میدانی آمادهایم
شیخ نعیم قاسم در سخنانی به مناسبت روز جهانی قدس، این مناسبت را میراث ماندگار امام خمینی (ره) و نماد همبستگی جهانی مستضعفان در برابر قدرتهای استکباری توصیف کرد. وی با بیان اینکه روز قدس فراتر از یک محدوده جغرافیایی، فراخوانی برای استقلالطلبی و رفع ستم از تمامی ملتهای تحت سلطه است، ریشه بحرانهای هفت دهه اخیر منطقه را در اشغالگری رژیم صهیونیستی و حمایتهای بیدریغ ایالات متحده و غرب از این رژیم از سال ۱۹۴۸ تاکنون دانست.
دبیرکل حزبالله با اشاره به فجایع نوار غزه، نقش مستقیم واشنگتن در این جنایات را تبیین کرد و بر تداوم حمایت همهجانبه «مقاومت اسلامی» از آرمان فلسطین تا رهایی کامل آن تأکید ورزید.
وی همچنین با تمجید از ایثارگریهای جمهوری اسلامی ایران، شهادت حضرت آیتالله خامنهای را والاترین و آخرین گواه فداکاری ایران در مسیر صیانت از قدس برشمرد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به تشریح وضعیت جبهه لبنان پرداخت و اقدامات حزبالله را دفاعی مشروع در برابر ۱۵ ماه تجاوز مستمر و تخریب زیرساختهای ملی قلمداد کرد. شیخ نعیم قاسم فاش کرد که رهبری مقاومت پیشتر برای رعایت مصالح سیاسی و گشودن مسیرهای دیپلماتیک از پاسخ نظامی خودداری کرده بود، اما با تشدید تنشها، عملیات «العصف المأکول» را برای دفاع از کرامت و سرزمین لبنان با الهام از آموزههای قرآنی آغاز کرد.
دبیرکل حزبالله ضمن انتقاد از ناکارآمدی دولت در حفظ حاکمیت کشور و ناتوانی در محافظت از شهروندان در برابر حملات به مناطق مسکونی و مراکز اجتماعی، تصریح کرد که از نگاه مقاومت، هیچ راهکاری جز ایستادگی مسلحانه برای دفع تهدیدات وجود ندارد.
در پایان، شیخ نعیم قاسم با اعلام اینکه مقاومت از تجربیات نبردهای اخیر برای سد کردن مسیر اهداف دشمن بهره جسته است، تأکید کرد: «نیروهای ما برای جنگی طولانی تجهیز شدهاند و در میدان عمل، دشمن را با توانمندیهای خود غافلگیر خواهند کرد.» وی همچنین از پایداری و صبر تحسینبرانگیز آوارگان و ساکنان مناطق جنگزده لبنان قدردانی کرد.
آیت الله نوری همدانی بر حمایت همه جانبه از رهبر معظم انقلاب تاکید کرد
به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیت الله نوری همدانی، این مرجع تقلید در دیدار حجت الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر رهبر شهید انقلاب اسلامی با تجلیل از حضرت آیتالله خامنهای «رضواناللهتعالیعلیه» بیان کرد: ایشان در این دوران ۳۷ سال رهبری خویش توانستند همان هدفی که امام راحل «رحمةاللهعلیه» در نظر داشتند را دنبال کنند و به بهترین وجه هدایت امت اسلامی را بر عهده بگیرند و نظام اسلامی را با مجد و عظمت حفظ کنند.
راهپیمایی روز قدس در سراسر کشور برگزار شد
مراسم راهپیمایی روز جهانی قدس هر سال با حضور گسترده و توفنده ملت ایران در شهرها و روستاهای سراسر کشور برگزار میشود؛ امام خمینی (ره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۵۸ (رمضان ۱۳۹۹ هجری قمری) آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز رسمی حمایت از ملت فلسطین اعلام کرد و از آن زمان راهپیمایی روز جهانی قدس با شرکت پرشور و میلیونی ملت ایران هر سال گستردهتر از قبل برگزار میشود.
عجیبترین موجودی که شب قدر نازل میشود
در آیه سوره مبارکه قدر «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ»؛ در شب قدر ملائک و روح نازل میشوند.
در آیه شریفه به صراحت به نزول موجودی در شب قدر اشاره می شود به نام «الروح» که بغیر ملائک است.
خداوند در سوره مبارک اسراء «وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی»؛ و از تو درباره روح می پرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است، و از دانش و علم جز اندکی به شما نداده اند.
در روایت زیر اینطور آمده است که:
«عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنْ الرُّوحُ خَلَق أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ کَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص یُسَدِّدُهُ وَ یرشده وَ هُوَ مَعَ الْأَوْصِیَاءِ مِنْ بَعْدَهُ.
قَالَ: «الرُّوحُ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ؛ إِنَّ جَبْرَئِیلَ مِنَ الْمَلَائِکَةِ، و إِنَّ الرُّوحَ هُوَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنَ الْمَلَائِکَةِ؛ أَ لَیْسَ یَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ و تَعَالی: «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ
وَ الرُّوحُ»؟».
امام صادق علیهالسلام فرمودند: «روح از جبرئیل عظیمتر است؛ زیرا جبرئیل از ملائکه است و روح خلقی است بزرگتر از ملائکه. آیا خداوند متعال نمیگوید: "فرشتگان و روح نازل میشوند"؟»
* اختصاص روح
«هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ لَمْ یَکُنْ مَعَ أَحَدٍ مِمَّنْ مَضَی غَیْرِ مُحَمَّدٍ ص وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ یُوَفِّقُهُمْ وَ یُسَدِّدُهُمْ وَ لَیْسَ کُلَّمَا طُلِبَ وُجِدَ.)»
هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ بیان میکند که شنیدم ابو عبد الله (علیهالسلام) میگوید:
"از تو درباره روح میپرسند. بگو: روح از امور پروردگار من است." (و در اینجا بیان شده که) خلقتی بزرگتر از جبرئیل و میکائیل وجود ندارد. هیچکس از کسانی که پیش از محمد (صلیاللهعلیهوآله) آمدهاند، چنین روحی را نداشته است و او (روح) با ائمه (علیهمالسلام) میباشد و آنها را توفیق میدهد و هدایت میکند، و نه هر زمانی که درخواست شود، وجود دارد.
* نتیجه گیری:
"روح" موجودی است که در شب قدر همراه ملائک نازل میشود
علم ما نسبت به "روح" اندک است و آنچیزی که ما از "روح" میدانیم فقط آنچیزی است که در روایات بیان شده است:
_ موجودی اعظم از میکائیل و جبرائیل
_ اختصاص این روح به ائمه علیهمالسلام
_ نزول این موجود در شب قدر بر امام معصوم علیهالسلام
منابع:
سوره مبارکه قدر
سوره مبارکه اسراء85
الکافی ج2، ص: 291
بصائر الدرجات ج1ص 461
نهجالبلاغه «صبر» را راس ایمان میشمارد
توجه دوباره به نهجالبلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را میتوان در سخنرانیهای حضرت آیت الله خامنهای در کنگره نهجالبلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام - که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصلههایی به اندازهی فاصلهی ایمان و کفر از هم دور هستند - با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشنترین حقایق اسلامی به وسیلهی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته میشود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهتگیریها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهجالبلاغه است.
در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت میکنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهجالبلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه میخواند دریافتهایی از مضامین عالی نهجالبلاغه پیرامون آیه ۲ سوره عنکبوت است:
آیه دوم سوره مبارکه عنکبوت، پرسشی تکاندهنده و بیدارگر را در برابر وجدان بشری قرار میدهد: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ» (آیا مردم پنداشتهاند همین که بگویند ایمان آوردیم، رها میشوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟). این آیه، بنمایه یک سنت لایتغیر الهی را تبیین میکند که بر اساس آن، ادعا با امتحان محک میخورد. نهجالبلاغه به عنوان «اخالقرآن»، شرح تفصیلی و عینی این سنت الهی در بستر جامعه و تاریخ است. امیرالمؤمنین علی (ع) در جایجای این کتاب مستطاب، به تبیین مفهوم «فتنه» و «امتحان» پرداخته و آن را نه یک اتفاق گذرا، بلکه جوهره زندگی اجتماعی و فرهنگی انسان میداند. در نگاه علوی، ایمان یک امر ایستای قلبی نیست، بلکه فرآیندی پویاست که در کورههای گداخته ابتلائات اجتماعی صیقل مییابد. از منظر ایشان، جهان هستی و به ویژه زیست جمعی، دارِ امتحان است و هیچ فرد یا جامعهای نمیتواند از دایره این سنت الهی خارج شود. این گزارش با نگاهی به خطبهها، نامهها و حکمتهای نهجالبلاغه، پیوند عمیق میان آیه مذکور و معارف علوی را با تمرکز بر ابعاد اجتماعی و فرهنگی واکاوی میکند.
واژه «یُفتَنون» در آیه مورد بحث، از ریشه «فتن» به معنای گداختن طلا برای جدا کردن ناخالصیهاست. امام علی (ع) در نهجالبلاغه، به زیبایی این مفهوم را در عرصه اجتماع پیاده میکند. ایشان در خطبه ۱۶ نهجالبلاغه، پس از بیعت مردم، به صراحت از سنت غربالگری و امتحان سخن میگویند: «وَ الَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً» (سوگند به خدایی که پیامبر را به حق مبعوث کرد، شما به شدت درهم آمیخته و غربال میشوید). این کلام علوی، تفسیر دقیق آیه ۲ سوره عنکبوت است. از منظر اجتماعی، ایمان مدعیانی که در شرایط آسایش با آرمانها همراهی میکنند، زمانی ارزش مییابد که در تلاطمهای سیاسی و اقتصادی، پایبندی خود را به عدالت نشان دهند. امام معتقد است که امتحان الهی برای کشف مجهولات خدا نیست، بلکه برای آشکار شدن ظرفیتهای نهفته انسان و اتمام حجت بر اوست تا پاداش و کیفر بر اساس «عمل عینی» باشد، نه ادعای ذهنی. در فرهنگ علوی، جامعهای که ادعای ایمان دارد اما در برابر بیعدالتی سکوت میکند یا در تقسیم بیتالمال به دنبال رانت است، در واقع در آزمون ایمان شکست خورده است.
یکی از مهمترین ابعاد پیوند نهجالبلاغه با آیه مذکور، تبیین «ابزارهای امتحان» است. در نگاه فرهنگی امام علی (ع)، دنیا و مظاهر آن (قدرت، ثروت، شهرت) ابزارهای اصلی فتنه هستند. ایشان در خطبه ۹۳، به ماهیت فتنهها اشاره کرده و میفرمایند که فتنهها چون روی آورند، امور را بر انسان مشتبه میکنند و چون پشت کنند، حقیقت آنها روشن میشود. این ویژگی «شبههناکی»، بخش اعظمی از فضای فرهنگی جامعه را در بر میگیرد. آیه ۲ سوره عنکبوت هشدار میدهد که صرف ادعای زبانی (قولوا آمنا) کافی نیست؛ امام علی (ع) در تبیین این موضوع، بر عنصر «بصیرت» تاکید میورزد. از منظر ایشان، امتحانهای اجتماعی در لایههای پیچیده فرهنگی رخ میدهد؛ جایی که باطل لباس حق میپوشد (خِلطُ الحَقّ بِالباطِل). در اینجاست که جامعه در معرض آزمونی سخت قرار میگیرد تا مشخص شود چه کسانی بر اصول اخلاقی خود ایستادگی میکنند و چه کسانی با وزش بادهای مصلحتگرایی، تغییر جهت میدهند.
در پیوند با آیه ۴۵ سوره بقره که به نماز و صبر به عنوان یاریگران انسان اشاره دارد، نهجالبلاغه «صبر» را راس ایمان میشمارد. امتحان الهی که در سوره عنکبوت به آن اشاره شده، لزوماً به معنای سختی بدنی نیست، بلکه گاهی ایستادگی بر حق در فضای مسموم فرهنگی است. امام علی (ع) در حکمت ۸۲ میفرماید: «علیکم بالصبر، فان الصبر من الایمان کالراس من الجسد». در تحلیل اجتماعی این سخن، میتوان گفت که بدون روحیه استقامت، نظام ارزشی یک جامعه در برابر فشارهای بیرونی و وسوسههای درونی فرو میپاشد. جامعهای که میگوید «ایمان آوردم»، باید هزینه این ایمان را در قالب ایستادگی در برابر ستمگران و شکیبایی در برابر کمبودها بپردازد. امام (ع) در نامهها و سفارشهای خود به کارگزاران، مدام هشدار میدهد که پست و مقام برای شما یک طعمه نیست، بلکه امانتی است که در آن امتحان میشوید. این نگاه، مسئولیت پذیری را به یک آزمون الهی تبدیل میکند که تخطی از آن، سقوط در فتنه است.
نهجالبلاغه در واکاوی آیه ۲ سوره عنکبوت، به کالبدشکافی رفتار گروههای مختلف اجتماعی در زمان امتحان میپردازد. امام (ع) به خوبی نشان میدهد که چگونه برخی افراد در زمان صلح و غنیمت، بیشترین ادعای ایمانی را دارند، اما در زمان سختی و جهاد، از صحنه خارج میشوند. ایشان در خطبه ۳۴ (خطبه جهاد)، یاران سستعنصر خود را توبیخ میکند؛ چرا که آنها در مقام سخن، ادعای همراهی دارند اما در مقام عمل، از آزمون سربلند بیرون نمیآیند. این دقیقاً همان «أَحَسِبَ النَّاسُ» است که قرآن مطرح میکند. امام به ما میآموزد که ساختار فرهنگی یک جامعه باید به گونهای باشد که «عملگرایی مؤمنانه» بر «شعارزدگی» غلبه یابد. در نگاه علوی، امتحانات الهی باعث میشود که صفوف مجاهدان راستین از قاعدین و عافیتطلبان جدا شود. این تفکیک برای سلامتِ نهاد دین و اجتماع ضروری است، زیرا جامعهای که بر پایه ادعاهای دروغین بنا شود، با کمترین تکانهای فرو خواهد ریخت.
از منظر نهجالبلاغه، جهان مادی نه قرارگاه، بلکه گذرگاه و میدان مسابقه است. امام در خطبه ۱۱۱ در وصف دنیا میفرماید: «دارٌ بالبلاءِ محفوفَة» (خانهای است که با بلا و امتحان پیچیده شده است). این توصیف علوی، زیربنای معرفتی آیه ۲ سوره عنکبوت را روشن میکند. اگر دنیا ذاتاً محل امتحان است، پس انتظارِ «ایمانِ بدون آزمون»، انتظاری غیرواقعبینانه و خلاف سنت آفرینش است. نگاه فرهنگی امام علی (ع) به مال و فرزند که قرآن آنها را «فتنه» مینامد، در نهجالبلاغه با ظرافت تبیین شده است. ایشان هشدار میدهد که دلبستگیهای مادی، بینایی دل را میگیرد و انسان را در آزمونهای بزرگ اجتماعی (مانند عدالتخواهی) ناکام میگذارد. در حقیقت، ایمان واقعی از نظر علی (ع) آن است که در تضاد میان منفعت شخصی و حقیقت الهی، فرد حقیقت را برگزیند. این انتخاب گری، جوهره اصلی امتحانی است که سوره عنکبوت بر آن پای میفشارد.
در فضای مه آلودِ فتنهها که آیه سوره عنکبوت به آن اشاره دارد، نهجالبلاغه نقش رهبری الهی را به عنوان «کشتی نجات» معرفی میکند. امام در خطبه ۵ میفرماید: «شقوا امواج الفتن بسفن النجاة» (امواج فتنهها را با کشتیهای نجات بشکافید). از منظر اجتماعی، امتحان الهی گاهی در قالب پذیرش یا رد ولایتِ حق تجلی مییابد. جامعهای که مدعی ایمان است، در لحظات حساس تاریخی که تشخیص حق از باطل دشوار میشود، با معیارِ پیروی از رهبریِ عادل سنجیده میشود. امام علی (ع) در دوران خلافت خود، بزرگترین امتحان تاریخ اسلام را رقم زد؛ جایی که صحابه و مدعیان باسابقه در برابر تیغ عدالت او قرار گرفتند. در اینجا بود که آیه ۲ سوره عنکبوت مصداق عینی یافت: آیا صرف سابقه در اسلام و ادعای ایمان برای نجات کافی است؟ نهجالبلاغه پاسخ میدهد که خیر؛ امتحان تا آخرین لحظه حیات ادامه دارد و هیچکس نباید از عاقبت خود ایمن باشد.
نگاه نهجالبلاغه به امتحان الهی، یک نگاه ایجابی و سازنده است. امتحان برای سرکوب یا مچگیری نیست، بلکه برای «تربیت» و «رشد» است. همانگونه که فلز در کوره چکش میخورد تا شکل بگیرد، روح انسان و کالبد جامعه نیز در اثر ابتلائات، مقاوم و تمدنساز میشود. امام علی (ع) در حکمت ۹۳ میفرماید: «لا یقولنّ احدکم: اللهم انی اعوذ بک من الفتنة، لانه لیس احد الا و هو مشتمل علی فتنة... ولکن من استعاذ فلیستعذ من مضلات الفتن» (هیچ یک از شما نگوید خدایا از فتنه به تو پناه میبرم، زیرا هیچکس نیست مگر اینکه در فتنه و امتحانی است... بلکه اگر پناه میبرید، از فتنههای گمراهکننده پناه ببرید). این دیدگاه عمیق نشان میدهد که امتحان، جزئی لایتفکک از زندگی است. از منظر فرهنگی، جامعهای که این معنا را درک کند، در مواجهه با مشکلات اقتصادی و فشارهای سیاسی، به جای ناامیدی، به دنبال کشف رسالت ایمانی خود در آن موقعیت میگردد. این همان نگاهی است که ایمان را از یک پوسته ظاهری به یک موتور محرک اجتماعی تبدیل میکند.
در نهایت، پیوند معارف نهجالبلاغه با آیه ۲ سوره عنکبوت، ما را به این جمعبندی میرساند که ایمان در مکتب علوی، نه یک «نقطه پایان» بلکه «آغاز یک مسیر پرفراز و نشیب» است. قرآن با طرح پرسش «أَحَسِبَ النَّاسُ»، سادهانگاری در دینداری را نفی میکند و نهجالبلاغه با ترسیم نقشهراهِ عبور از فتنهها، چگونگی زیست مؤمنانه در میدان امتحان را آموزش میدهد. از منظر اجتماعی و فرهنگی، این نگاه باعث میشود که جامعه همیشه در حالت آمادهباش اخلاقی باشد و بداند که هر موضعگیری، هر سکوت و هر فریادی، بخشی از پرونده آزمون الهی اوست.
نهجالبلاغه به ما میآموزد که برای سربلندی در این امتحان دائمی، باید به سلاح بصیرت، زهد (به معنای عدم وابستگی) و صبر مجهز بود. ایمان واقعی، آن گوهری است که در پسِ آشوبها، ریزشها و رویشهای اجتماعی، درخشش خود را حفظ کرده و انسان را به مقام «نفس مطمئنه» میرساند؛ مقامی که در آن، ادعا و عمل به وحدتی متعالی دست یافتهاند.
بزرگتر از شما هم نتوانستند ملت ایران را حذف کنند
علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی در ایکس خطاب به دشمنان نوشت: ملت عاشورایی ایران، از تهدیدات پوشالی شما نمیترسند. بزرگتر از شما هم نتوانستند ملت ایران را حذف کنند. مراقب خود باشید حذف نشوید!
بیانیه امام جمعه بغداد درباره انتخاب آیتالله مجتبی خامنهای
آیتالله سید یاسین موسوی، امام جمعه بغداد و استاد برجسته حوزه علمیه نجف اشرف، در بیانیهای با اشاره به امتحانهای بزرگ امت اسلامی و شهادت رهبر پیشین انقلاب اسلامی، انتخاب آیتالله مجاهد سید مجتبی حسینی خامنهای را نشانهای از تحقق وعده الهی و آغاز پیروزی در برابر جنگ ظالمانه دشمنان توصیف کرد.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
(وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا) «و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت میکنند.»(سوره انبیاء، آیه ۷۳)
خداوند متعال مکتب تشیّع را بر ستون امامت بنا نهاد و آن را با وجود مبارک بقیةالله الأعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به کمال رساند و او را وعدهٔ حتمی خویش قرار داد؛ چرا که (إِنَّ اللَّهَ لَا یُخْلِفُ الْمِیعَادَ) «خداوند هرگز وعدهٔ خود را تخلّف نمیکند». سپس مؤمنان را با غیبت کبری آزمود و به آنان وعده داد که در آخرالزمان گشایش و فرج فرا خواهد رسید؛ و پیش از ظهور آن حضرت، امتحانها را بر آنان سخت گردانید؛ چنانکه فرمود:(وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ)«به یقین همه شما را با اموری همچون ترس، گرسنگی و کاهش در مالها و جانها و میوه ها آزمایش می کنیم. و بشارت ده به صابران.»(سوره بقره، آیه ۱۵۵)
شیخ نعمانی در کتاب غیبت، صفحه ۱۳۲، با سند صحیح از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است:«پیش از قیام قائم [عجل الله تعالی فرجه الشریف]، نشانههایی از آزمون الهی برای بندگان مؤمن خواهد بود.»
راوی، محمد بن مسلم ثقفی، پرسید: آن نشانهها چیست؟
حضرت فرمود: همان است که خداوند عزوجل فرموده است:(وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ)«به یقین همه شما را با اموری همچون ترس، گرسنگی و کاهش در مالها و جانها و میوه ها آزمایش می کنیم. و بشارت ده به صابران.»
«(وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ) یعنی مؤمنان را میآزماییم؛(بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ) یعنی ترس از پادشاهان بنیفلان در پایان حکومتشان؛(وَالْجُوعِ) یعنی گرانی قیمتها؛(وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ) یعنی فساد در تجارتها و کاهش سود و برکت در آنها؛(وَالْأَنْفُسِ) یعنی مرگهای فراوان؛(وَالثَّمَرَاتِ) یعنی کم شدن محصول کشت و برکت میوهها؛(وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ) یعنی در آن هنگام، صابران را به قیام قائم [عجل الله تعالی فرجه الشریف] بشارت ده.»
بزرگترین آزمونی که مؤمنان در این روزگار با آن روبهرو شدند، جنگ ستمگرانهای است که ایالات متحده آمریکا و صهیونیستها علیه پایتخت تشیّع به راه انداختند و در جریان آن، ولیّ امر مسلمانان، حضرت آیتالله العظمی امام سید علی حسینی خامنهای (قدّس سرّه) به شهادت رسید.
امّا همانگونه که خداوند متعال وعده داده بود، وعدهٔ خویش را محقق ساخت و بار دیگر لطف خود را شامل حال امت کرد؛ آنگاه که به فقهای اسلام از اعضای مجلس خبرگان رهبری توفیق داد آیتالله مجاهد سید مجتبی حسینی خامنهای خراسانی را به عنوان رهبر مسلمانان و جانشین رهبر شهید برگزینند.
من از ژرفای دل و با تمام وجود احساس میکنم که این انتخاب، آغاز نصرت الهی در این جنگ ظالمانه است؛ صالحی پس از صالحی، مجاهدی پس از مجاهدی، حسینیای پس از حسینی و خراسانیای پس از خراسانی این مسیر را ادامه میدهند...
خدایا در فرج ولیّ خود تعجیل فرما و ما را از یاران و یاوران او قرار ده؛ از کسانی که خونخواهی میکنند ـ و در روایتی آمده است: «یا لثارات الحسین».
ای خاک! دیگر راه گریزی برای تو باقی نمانده است؛ چرا که خشم بزرگ الهی با وعدهٔ حق فرا رسیده است: (سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَیُوَلُّونَ الدُّبُرَ). «به زودی آن جمع شکست میخورند و میگریزند.»































