emamian

emamian

مباهله یادآور فضیلتی بی نظیر برای اهل بیت پیامبر خداست؛ اتفاقی که در 24 ذی الحجه سال نهم رقم خورد و مسیحیان نجران با دیدن چهره‌های معصوم و نورانی پنج تن علیهم السلام دست از مباهله و ملاعنه برداشتند و حاضر به پرداخت جزیه شدند.

گروهی از مسیحیان همراه با بزرگان خود برای گفتگو با پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به مدینه آمدند. مسیحیان بر اعتقادات خویش به خصوص در الوهیت حضرت عیسی علیه‌السلام اصرار داشتند و دلایل پیامبر اسلام را نیز نپذیرفتند. پیامبر خدا صلی الله علیه وآله به امر الهی، آن ها را دعوت به مباهله فرمود.

آیه مباهله چنین است: «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَكَ مِنَ اَلْعِلْمِ فَقُلْ تَعٰالَوْا نَدْعُ أَبْنٰاءَنٰا وَ أَبْنٰاءَكُمْ وَ نِسٰاءَنٰا وَ نِسٰاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنٰا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اَللّٰهِ عَلَى اَلْكٰاذِبِينَ؛[1] پس هر که با تو درباره او [عیسی] پس از آنکه بر تو [به واسطه وحی، نسبت به احوال وی] علم و آگاهی آمد، مجادله و ستیز کند، بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را و ما زنانمان را و شما زنانتان را و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت کنیم؛ سپس یکدیگر را نفرین نماییم، پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»

هر چند مسیحیان حضور در مباهله را پذیرفتند، ولی اُسقف اعظم به آنها گفت: شما فردا به محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله نگاه كنيد، اگر با فرزندان و خانواده ‏اش براى مباهله آمد، از مباهله با او بترسيد و اگر با يارانش آمد با او مباهله كنيد؛ زيرا چيزى در بساط ندارد.[2]

آلوسی بغدادی از مفسران بزرگ اهل سنت، از صحیح بخاری و مسلم در این باره نقل می‌کند: عده‌ای از اسقف‌های نجران به نام سید و عاتب به نزد پیامبر صلی الله علیه وآله آمدند و بنا بر مباهله داشتند؛ یکی از آن‌ها به دیگری گفت با او ملاعنه و مباهله نکنید وگرنه دیگر نه ما و نه نسل ما باقی نخواهد ماند.

آلوسی در روایتی دیگر نقل می کند: اسقف نجران وقتی‌ رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله را دید درحالی ‌که علی، حسن، حسین و فاطمه علیهم السلام با او هستند گفت: ای جماعت نصاری من صورت‌هایی را می‌بینم که اگر از خدا تقاضا کنند کوهی را از جای خود بردارد، خداوند انجام خواهد داد. با آن‌ها مباهله نکنید وگرنه همگی نابود خواهید شد.[3]

زمخشری عالم بزرگ اهل سنت، جریان مباهله را از زبان عایشه چنین نقل می‌کند: رسول خدا صلی الله علیه وآله بیرون آمد، درحالی‌ که عبای منقوش را که از موی سیاه بود، بر تن خود داشت. پس حسن علیه السلام آمد و پیامبر صلی الله علیه و آله او را داخل آن کساء کرد. سپس حسین علیه السلام آمد و آن حضرت حسین را نیز داخل کساء نمود. آنگاه فاطمه علیها السلام و بعد علی علیه السلام آمدند و داخل کساء شدند. سپس رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «إِنَّمٰا يُرِيدُ اَللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ اَلرِّجْسَ أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً؛[4] جز این نیست که همواره خدا می  خواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت برطرف نماید، و شما را چنان که شایسته است پاک و پاکیزه گرداند.»[5]

فخر رازی نیز شبیه همین را نقل می کند و می‌گوید: این روایت بین اهل حدیث و تفسیر مورد اتفاق است.[6]

جریان همراهی حضرت علی و فاطمه و حسنین علیهم‌السلام در جریان مباهله،  نقل خاص و عام است و بزرگان اهل سنت به آن اعتراف دارند. زمخشری در ادامه تفسیر آیه می گوید: این آیه دلیلی است بر فضل اصحاب کساء که قوی‌تر از آن، دلیلی نیست و برهان آشکاریست بر صحت نبوت پیامبر صلی‌الله علیه وآله؛ چرا که هیچ موافق و مخالفی نگفته که مسیحیان به طلب پیامبر صلی‌الله علیه وآله جواب دادند.[7]

صاحب تفسیر روح المعانی نیز اظهار می کند: اینکه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله این چهار تن ( علی، فاطمه، حسن، حسین) را برای مباهله دعوت کرده است، مورد اتفاق محدثان می‌باشد و در دلالت آن بر فضیلت آل‌الله و آل‌رسول‌الله، هیچ مؤمنی شک نمی‌کند.[8]

امام کاظم علیه‌السلام با اشاره به فضیلت مباهله در جواب هارون فرمود: همه امّت چه خوب و چه بد متفق‌اند، در اینکه جریان مباهله با اهل نجران جز پیامبر صلی‌الله علیه وآله و علی و فاطمه و حسنین علیهم‌السلام در کساء نبود.[9]

دلالت آیه مباهله بر فضیلت و برتری پنج تن از اهل بیت علیهم السلام بر کسی پوشیده نیست. آیه هم دلالت بر حقانیت دین اسلام دارد؛ چرا که پیامبر اسلام، اگر به راه خویش اعتماد نداشت، عزیزترین افراد خانواده اش را به قربانگاه نمی‌آورد و هم دلالت بر جایگاه و عظمت خانواده امیر المومنین علیه السلام دارد؛ چرا که جز این 4 نفر کسی در این فضیلت، سهمی پیدا نکرد.

پی‌نوشت:
1. آل عمران، آیه61.
2. تفسير نمونه، ج‏2، ص 579.
3. روح المعانی، ج 2، صص 181-182.
4. احزاب، آیه33.
5. الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج 1، ص 369.
6. التفسیر الکبیر، ج 8، ص 247.
7. الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج 1، ص 369.
8. روح المعانی، ج 2، ص 181.
9. البرهان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 630.

امام کاظم علیه‌السلام از منظر اندیشمندان اهل‌سنت | حضرت موسی بن جعفر علیه السلام، آن امامی است که به معنای واقعی کلمه، صبر را برای عالمیان معنا کرده و خشم، غضب و ناملایمات، در مقابل «کظم غیظ» او به زانو درآمدند.

عظمت، شکوه و صولت امام بر همگان هویدا بود و تلاش دشمنان خدا و اهل بیت (علیهم السلام) بر کتمان کرامات و معجزات آن امام همام یک کوشش نافرجام بود. دشمنان کینه توز در راستای انحراف مردم از مسیر حق و هدایت از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و به زعم خود می‌خواستند مانع از نورافشانی اهل بیت گردند ولی این وعده خدا در قرآن است که نور الهی خاموش شدنی نیست.

از این‌رو برخی از این معجزات و کرامات امام کاظم علیه السلام در کتب شیعه و سنی باقی مانده است که برای هدایت جویندگان حقیقت کافی است. 

احمد بن يوسف قرماني از اندیشمندان اهل تسنن در توصیف امام کاظم علیه‌السلام می‌نويسد:

«هُوَ الإمامُ الكَبيرُ القَدر، الأوحد، الحُجة، الساهر ليله قائما، القاطع نَهارِه صائما، المسمي لِفَرطِ حِلمِه وَ تَجاوُزِه عَنِ المُعتَدين کاظِما. هُوَالمَعروف عِندَ أهلِ العراق ببابِ الحوائج، لأنَّه ما خابَ المُتوسّل به في قضاء حجاة قط؛[1] او امامی بلند مرتبه و يگانه و حجت بود. در شب‌هايش ايستاده بود (کنايه از عبادت) و در روزها قاطع و روزه دار بود. به خاطر کثرت حلمش و گذشت از کسانی که به او تعدی کرده اند کاظم ناميده شد. او نزد مردم عراق به باب الحوائج مشهور بود؛ چرا که هر کسی در بر آورده شدن حاجاتش به او متوسل می‌شد به دست می‌آورد.»

این عبارات نشان می‌دهد مردمان آن زمان به خلاف عقاید وهابیت، نه تنها توسل را جایز می‌دانستند بلکه از توسل خود مکرر نتیجه نیز گرفته‌اند تا جایی که امام را باب الحوائج می‌خواندند. 

امام کاظم علیه‌السلام

يوسف بن اسماعيل نبهاني یکی دیگر از اندیشمندان اهل تسنن در به تصویر کشیدن شخصیت امام کاظم علیه‌السلام می‌نگارد:

«موسي الكاظِم أحَدُ أعيان أکابِر الأئمة مِن ساداتِنا آل البَيت الکِرام هداة الإسلام رَضِيَ اللهُ عَنهُم أجمَعين وَنَفَعنا بِبَرکاتِهِم وَ أماتنا عَلي حُبِّهِم وَ حُب جَدِّهِم الأعظم صَلّي الله عليه و سَلّم؛[2] موسی کاظم يکى از اعيان بزرگان امامان از سادات ما آل بيت کرام و هاديان اسلام ـ رضى الله عنهم ـ بود. خداوند ما را به برکات آنان نفع دهد و ما را بر محبّت آنان و محبّت جدّ بزرگشان بميراند.»

معجزات و کرامات نقل شده از امام کاظم علیه‌السلام در منابع شیعه و سنی بسیار زیاد است. وقوع معجزات متعدد توسط امام کاظم علیه‌السلام سبب شد تا بزرگان اهل تسنن بعد از نقل برخی از معجزات آن حضرت، اینگونه اقرار کنند که انجام چنین معجزاتی توسط موسی بن جعفر(علیه السلام) بهترین دلیل است بر اینکه معجزه، منحصر در انبیاء الهی نیست و برای غیر انبیاء نیز حالاتی رخ می‌دهد که منجر به معجزه می‌شود.[3]

در این نقل نیز به وضوح بطلان عقاید وهابیت مبرهن است و تنها شیعه نیست که قائل به تحقق معجزه توسط ائمه علیهم السلام می‌باشد؛ بلکه بزرگان اهل تسنن به این مهم اذعان داشته‌اند.

سلام و درود خدا بر امام کاظم علیه‌السلام در روزی که به دنیا آمد و در روزی که مظلومانه به شهادت رسید و در روزی که برانگیخته خواهد شد. از خدای متعال خواستاریم که شفاعت آن حضرت را نصیب همه دلدادگان و عاشقان آن امام همام بگرداند. 

چه نیکو است از امامی که باب الحوائج است، بزرگ‌ترین حاجت بشریت؛ ظهور منجی عالم بشریت را مطالبه کنیم.

پی‌نوشت:
1. أخبار الدول و آثار الأول في التاريخ، ج1، ص337.
2. جامع کرامات الأولياء، ج2، ص495.
3. صحیح بن حبان، ج14، ص408.

یاد خدا مراتب دارد:
ذکر زبانی، ذکر قلبی، ذکر عملی

ذکر کامل و حقیقی، آن توجه قلبی و حضور باطنی است.(۱) برای رسیدن به این حالت معنوی باید ایمان و معرفت را تقویت کرد.

مرحوم فیض کاشانی می‌گوید: راه... تحصیل معرفت، تطهیر قلب از علایق دنیا و انقطاع کامل به خدا به وسیله ذکر و فکر و اخراج حب غیر خدا از قلب است؛ زیرا قلب به منزله ظرف است که اگر پر از آب باشد، گنجایش سرکه را ندارد. باید آب‌هایش را خالی کند تا سرکه را بپذیرد. (۲)

خیلی اضطراب و نگرانی دارم. چطور می توانم آرامش پیدا کنم؟

نکته دیگری که نباید از آن غفلت نمود، توجه به عواملی است که موجب سلب آرامش روحی و روانی انسان می گردد:

۱- منشأ بخشی از ناآرامی ها در وجود انسان، ترس از آینده مجهول، عدم دریافت پاسخ به نیازهای واقعی روح مانند: علم، قدرت، زندگی بی نقص و در اختیار داشتن آنچه آرزو دارد، می باشد.

۲-بخش دیگر ناآرامی ها، ترس از مخاطرات، فقر، ناامنی، رانده شدن و...، و بخشی هم مربوط به نفس لوامه یا وجدان درونی انسان است؛ همان نفس لوامه ای که به جهت لغزش ها و انجام گناهان، انسان را در بیم و هراس از عاقبت آن قرار می دهد و سرزنش می کند.

در کل مهم‌ترین عامل پیدایش ناآرامی روحی، در «بینش و تفکر، نوع نگاه و ارتباط فرد با جهان و اطرافیان و جامعه، و نیز در مورد گذشته و آینده خویش » است.

چاره واقعی همه ناآرامی ها:

۱.  شناخت صحیح از دنیا و آخرت و مبدأ هستی بخش عالم، یعنی شناخت خدا و ارتباط با او است.
۲ . اعتماد و تکیه و توکل به خدا، به عنوان خالق مقتدر و عزیز شکست نا پذیری که همه چیز در دست قدرت حکیمانه او است، به انسان آرامش کامل می دهد. در غیر این صورت، آرامشی برای او نخواهد بود.

همه ادعیه و اذکار، به جهت ارتباطی که با خالق هستی ایجاد می کنه به انسان آرامش می دهد که (الا بذکر الله تطمئن القلوب). اما ذکر خاصی که برای رهایی از اضطراب و ناراحتی روحی ، به توصیه مرحوم آیت الله سید علی قاضی طباطبایی(ره) مفید است عبارت است از:

« لا اله الا الله وحده لا شریک له ،له الملک و له الحمد و هو علی کل شی قدیر ،اعوذ بالله السمیع العلیم من همزات الشیاطین و اعوذ بک ربی من ان یحضرون ان الله هوالسمیع العلیم». (۳)

پی نوشت:
۱ . العلامه المجلسي، بحار الانوار، الناشر: مؤسسة الوفاء، بيروت، لبنان، سنة النشر ۱۴۰۴ ه.ق، ج ۹۳، ص ۱۵۵.
۲ . ابراهیم امینی، ‌خودسازی، ص ۱۷۵ - ۱۷۶.
۳ . عطش ص ۳۱۰

روزنامه «الاخبار»، امروز (جمعه)، در گزارشی عنوان کرد که ترکیه در حال زمینه‌سازی برای بازگشایی جاده «ام۴» است.

این روزنامه لبنانی نوشت: «تقریبا چند ساعت پس از پایان اجلاس تهران، که پرونده سوریه بخش عمده‌ای از آن را به خود اختصاص داد، ترکیه اقداماتی را به منظور زمینه‌سازی برای بازگشایی جاده حلب به لاذقیه در راستای انعقاد یک معامله اولیه آغاز کرده است؛ معامله‌ای که شامل واگذاری بخشی از منبج و تل رفعت به ارتش سوریه است.»

در ادامه آمده است: «علی‌رغم ناچیز بودن اقدامات مربوط به این معامله، اما اگر این معامله به نتیجه برسد و آمریکا نتواند در آن سنگ‌اندازی کند، می‌تواند باعث گشایشی محدود در پرونده مورد اختلاف ادلب شود و به استفاده مجدد از یکی مهم‌ترین جاده‌های راهبردی سوریه یعنی جاده ام‌۴ بیانجامد.»

بر اساس گزارش الاخبار، «همزمان با برگزاری اجلاس تهران و در روز بعد از این نشست، یک هیأت نظامی و امنیتی ترکیه‌ای به چند منطقه در ادلب رفته و چند دیدار برگزار کرده است که برخی از این دیدارها با ساکنان چند روستا در خط تماس جبل الزاویه بوده است؛ یا به عبارتی، جایی که جاده حلب به لاذقیه از آن می‌گذرد.»

الاخبار به نقل از چند منبع نوشت: «این هیأت همزمان با دادن وعده جلوگیری از وخامت اوضاع امنیتی و نظامی در آینده و همچنین بهبود چشمگیر اوضاع اقتصادی، از اهالی خواسته که برای بازگشت به روستاهایشان آماده شوند به‌نحوی که جاده ام‌۴ و مجموعه‌ای از گذرگاه‌های اقتصادی که ادلب را به صورت کلی به مناطق تحت کنترل دولت [سوریه] متصل می‌کند، بازگشایی خواهد شد.»

این رسانه لبنانی همچنین با اشاره به اینکه تضمین‌هایی نیز داده شده که کمک‌ها به جای اردوگاه‌ها به این روستاها ارسال شود، به نقل از منابع مذکور اضافه کرد این هیأت چند بار تأکید کرده است پرونده ادلب وارد فاز نظامی نخواهد شد و اکنون سرنوشت آن «به راهکار سیاسی گره خورده است.»

طبق این گزارش، هیأت ترکیه‌ای همچنین دیدارهای پشت درهای بسته با اعضای گروه «هیئة تحریر الشام» (جبهه النصره سابق) داشته و اطلاعاتی از این دیدار به بیرون درز کرده که حاکی از آن است ترکیه به این گروه دستور داده است اطراف جاده را کنترل کنند و به دیگر گروه‌ها اجازه سنگ‌اندازی در اجرای توافق را ندهد.

الاخبار اشاره کرد باآنکه «ابو محمد الجولانی» سرکرده جبهه النصره  عملا تلاش کرده این دستور را اجرا کند و به اهالی روستا درباره امنیت اطمینان خاطر داده و از طرف دیگر، ترکیه نیرو و تجهیزات نظامی به محل استقرار نظامیان خود در جبل الزاویه ارسال کرده؛ اما به نظر می‌رسد که ترکیه هنوز موفق به کنترل امنیت نشده و  چند بار آتش‌بس از سوی گروه‌های مسلح نقض شد و با دو پهپاد اتحاری به پایگاه روسی «حمیمیم» در «جبله» هدف حمله قرار گرفته است.

«سید ابراهیم رئیسی» رئیس‌جمهور ایران به همراه «ولادیمیر پوتین» رئیس‌جمهور روسیه و «رجب طیب اردوغان» رئیس‌جمهور ترکیه، روز سه‌شنبه، نشستی سه‌جانبه در تهران برگزار کردند.

«ناصر کنعانی» سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، روز چهارشنبه، چهارشنبه (۲۹ تیر ماه)‌ در نشست هفتگی با خبرنگاران درباره این که نشست اظهار داشت: «پس از چندین هفته ترافیک دیپلماتیک در تهران به واسطه حضور مقامات کشورهای همسایه، منطقه و جهان ایران میزبان یک نشست بسیار سازنده و روزی درخشان برای دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران بود.»

کنعانی گفته بود: «ایران در مسائل منطقه‌ای یک وزنه تعادل است که نقش تعیین کننده‌ای در معادلات از جمله تثبیت ثبات و امنیت در سوریه دارد. در بحران اوکراین هم تهران محل رجوع و مشورت است. سرنوشت سازوکارهای یک‌جانبه‌گرایانه با توسل به تهدید و تحریم محکوم به شکست است. صاحبان منطقه به نسخه پیچی‌های سودجویانه قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیازی ندارند. منطقه ما بیش از آنکه نیازمند ائتلاف‌های ساختگی و پوشالی و سامانه‌های پدافند ناکارآمد با هزینه‌های گزاف از جیب ملت‌های منطقه باشد به سامانه دوستی و مکانیسم امنیت جمعی منطقه‌ای نیاز دارد.»

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (سه‌شنبه) در دیدار ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه و هیئت همراه با تأکید بر ضرورت عملیاتی شدن تفاهم‌ها و قراردادهای بین دو کشور، هوشیاری در مقابل سیاستهای فریبکارانه غرب را لازم دانستند و خاطرنشان کردند: همکاری‌های بلندمدت ایران و روسیه عمیقاً به نفع هر دو کشور است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار با تأکید بر اینکه حوادث جهانی نشان‌دهنده نیاز ایران و روسیه به همکاری‌های روزافزون و متقابل است، افزودند: تفاهم‌ها و قراردادهای متعددی بین دو کشور از جمله در بخش نفت و گاز در جریان است که باید تا انتها پیگیری و عملیاتی شوند.

ایشان همکاری‌های اقتصادی ایران و روسیه را بویژه در پی تحریم‌های غرب، ضروری و به نفع هر دو کشور دانستند و در خصوص حوادث اوکراین گفتند: جنگ یک مقوله خشن و سخت است و جمهوری اسلامی از اینکه مردم عادی دچار آن شوند به هیچ وجه خرسند نمی‌شود اما در قضیه اوکراین چنانچه شما ابتکار عمل را به دست نمی‌گرفتید، طرف مقابل با ابتکار خود، موجب وقوع جنگ می‌شد.

رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه غربی‌ها با روسیه قوی و مستقل به‌کلی مخالف هستند، ناتو را موجودی خطرناک خواندند و افزودند: اگر راه در مقابل ناتو باز باشد حد و مرزی نمی‌شناسد و اگر جلوی آن در اوکراین گرفته نمی‌شد، مدتی بعد به بهانه کریمه، همین جنگ را به راه می‌انداختند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: البته امروز آمریکا و غرب ضعیف‌تر از قبل شده و با وجود تلاش و هزینه زیاد، بُرد سیاستهای آنها در منطقه ما از جمله در سوریه، عراق، لبنان و فلسطین بسیار کم شده است.

ایشان مسئله سوریه را بسیار مهم خواندند و با تأکید بر موضع جمهوری اسلامی مبنی بر مخالفت با حمله نظامی به این کشور و لزوم جلوگیری از آن، گفتند: یک مسئله مهم دیگر در موضوع سوریه، اشغال مناطق حاصلخیز و نفت‌خیز شرق فرات بوسیله آمریکایی‌ها است که این قضیه باید با بیرون راندن آنها از آن منطقه علاج شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تقبیح دخالتهای رژیم صهیونیستی در قضایای منطقه، مواضع اخیر رئیس‌جمهور روسیه علیه صهیونیستها را تحسین‌برانگیز خواندند.

ایشان در ادامه تأکید کردند: جمهوری اسلامی، سیاست‌ها و برنامه‌هایی را که منجر به بسته شدن مرز ایران و ارمنستان شود، هرگز تحمل نخواهد کرد.

رهبر انقلاب همکاری‌های بلندمدت ایران و روسیه را جداً‌ و عمیقاً‌ به نفع هر دو کشور خواندند و خطاب به آقای پوتین گفتند: جنابعالی و رئیس‌جمهور ما هر دو اهل اقدام و پیگیری هستید، بنابراین همکاریهای دو کشور در این دوره باید به اوج خود برسد.

ایشان با تأیید سخنان رئیس‌جمهور روسیه درباره ضرورت راه‌اندازی خط آهن رشت- آستارا، این کار را موجب تکمیل خطِ حمل ونقلِ شمال- جنوب و به نفع هر دو کشور دانستند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین هوشیاری در مقابل فریبکاری غرب را ضروری خواندند و گفتند: آمریکایی‌ها هم زورگو هستند و هم حیله‌گر، و یکی از عوامل فروپاشی شوروی سابق فریب خوردن در مقابل سیاستهای آمریکا بود، البته روسیه در دوره جنابعالی استقلال خود را حفظ کرده است.

ایشان همچنین با تأیید سیاست جایگزینی پول‌های ملی در روابط دو کشور و استفاده از ارزهای دیگر به جای دلار، گفتند: دلار را باید به تدریج از مسیر معاملات جهانی خارج کرد و این کار به صورت تدریجی، ممکن است.

در این دیدار که رئیسی رئیس‌جمهور کشورمان نیز حضور داشت، پوتین درباره حوادث اوکراین گفت: هیچ‌کس طرفدار جنگ نیست و جان دادن مردم عادی یک تراژدی بزرگ است اما رفتار غرب موجب شد که ما انتخابی جز عکس‌العمل نداشته باشیم.

رئیس‌جمهور روسیه با برشمردن عوامل و ریشه‌های اختلافات روسیه و اوکراین، بویژه اقدامات تحریک‌آمیز غرب و آمریکا در سالهای اخیر از جمله کودتا در اوکراین و همچنین سیاست گسترش ناتو با وجود تعهدات قبلی آنها مبنی بر پرهیز از هرگونه پیشروی به سمت روسیه، گفت: بعضی از کشورهای اروپایی گفتند ما مخالف عضویت اوکراین در ناتو بودیم اما تحت فشار آمریکا با آن موافقت کردیم که این نشان‌دهنده فقدان حاکمیت و استقلال آنها است.

پوتین، ترور سردار سلیمانی را نمونه دیگری از شرارت‌های آمریکایی‌ها برشمرد و در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تحریم‌های غرب علیه روسیه گفت: این تحریم‌ها به ضرر غرب است و نتیجه آن مشکلاتی از جمله افزایش قیمت نفت و بحران تأمین مواد غذایی است.

رئیس‌جمهور روسیه با اشاره به سوءاستفاده آمریکا از ابزار دلار برای تحریم و غارت کشورهای دیگر، این کار را در نهایت به زیان آنها و موجب تضعیف اعتماد جهانی به این ارز و حرکت کشورها به استفاده از پول‌های جایگزین دانست و گفت: روسیه و ایران در حال طراحی روش‌های جدید برای استفاده از پول‌های ملی در روابط دو کشور هستند.

رئیس‌جمهور روسیه با تأیید مواضع رهبر انقلاب درباره منطقه قفقاز، مواضع دو کشور در قضیه سوریه از جمله در مخالفت با حمله نظامی به شمال این کشور را کاملاً منطبق با یکدیگر خواند و گفت: منطقه شرق فرات باید تحت کنترل نیروهای نظامی سوریه قرار بگیرد.

پوتین همکاری‌های دو کشور را در همه بخش‌ها و پروژه‌ها در حال پیشرفت دانست و افزود: ایران و روسیه در سوریه در حال مبارزه مشترک با تروریسم هستند و در زمینه نظامی نیز تلاش می‌کنیم همکاری‌های دو کشور و همچنین همکاری و مانورهای سه‌جانبه با چین را توسعه دهیم.

صفحه آیین رحمت دفتر حضرت آیت الله مکارم شیرازی به انتشار مطلبی پیرامون رزق و روزی پرداخته که بدین شرح است:

 

* سؤال:

با وجود اینکه وسعت و تنگی رزق و روزی دست خداست پس کار و کوشش انسان چه فایده ای خواهد داشت؟

 

* پاسخ:

واقعیت این است که قسمت مهمّی از روزی با تلاش انسان بدست می آید؛ ولی بخش دیگری از روزی ها، روزی های ناخواسته است که به سراغ انسان می آید و کاری با تلاش انسان ندارد و اگر به سراغش نرویم او به سراغمان خواهد آمد. از سوی دیگر، تقدیرات الهی در بسیاری از موارد با تدبیرات ما هماهنگ است؛ یعنی خدا مقدّر کرده آنکه تلاش کند سهم بیشتر و آنکه تنبل است سهم کمتر دریافت کند. از سوی سوم، استعداد جسمانی و فکری همه انسان ها یکسان نیست و همین مسئله باعث شده روزی های متفاوت برای انسان ها مقدّر شود. بنابراین آنچه در آیات و روایات درباره تقدیر ارزاق آمده، عین عدالت و حکمت است.

ما همیشه فکر می‌کنیم که دوش آب سرد می‌تواند انرژی را زیاد کند و به هوشیار ماندنمان در صبح کمک کند اما دوش گرفتن با آب خنک فواید زیادی برای زیبایی نیز به همراه دارد. دوش گرفتن‌های کوتاه با آب سرد یا تقریبا سرد، یک ترفندی برای زیبایی است که می‌تواند تأثیر باورنکردنی بر روی پوست داشته باشد.

 

۱- به پوست درخشش و سلامتی می‌بخشد

دوش آب سرد به افزایش گردش خون کمک می‌کند و این باعث می‌شود که چهره شما بشاش و شاداب به نظر برسد. خبر خوب این است که برای روشن‌تر شدن پوستتان نیازی نیست مدت زیادی را زیر دوش آب سرد بمانید. دوش گرفتن با آب سرد یا ولرم می‌تواند یک خوراک عالی برای پوست شما باشد.

۲- از پیری پوست جلوگیری می‌کند

عادت به دوش گرفتن‌های روزانه با آب سرد به پوست شما کمک می‌کند تا در طولانی مدت جوان‌تر باقی بماند. آب سرد سیستم عصبی شما را فعال می‌کند و بدن هورمون‌ها و مواد شیمیایی مغز را که با استرس مبارزه می‌کنند، آزاد می‌کند. مطالعات نشان می‌دهند که فشار روانی تأثیر مستقیمی بر پیری پوست دارد و بر بسیاری از سیستم‌های بدنی تأثیر منفی می‌گذارد.

۳- از عارضه‌های پوستی ناشی از استرس جلوگیری می‌کند

حمام آب سرد مقادیر زیادی از تکانه‌های الکتریکی را به مغز می‌فرستد و باعث تحریک و آزادسازی «هورمون‌های شادی» یا اندورفین‌ها می‌شود. هنگامی که این مواد شیمیایی توسط بدن ترشح می‌شوند، سطح استرس شما کاهش می‌یابد و کم‌تر در معرض ابتلا به شماری از مشکلات پوستی مانند آکنه، پسوریازیس و درماتیت قرار خواهید گرفت.

۴- منافذ پوستی را کاهش می‌دهد

در حالی که آب گرم ممکن است برخی از چربی‌های محافظتی را که پوست شما ایجاد می‌کند از بین ببرد، آب سرد منافذ پوستی را موقتا کاهش می‌دهد و همچنین به چهره نشاط می‌بخشد و باعث افزایش درخشندگی پوست می‌شود. از آن جا که آب سرد باعث فشرده شدن رگ‌های خونی می‌شود، پس ممکن است کمتر پف کرده یا قرمز به نظر برسد.

۵- باعث تسکین ناراحتی در برخی از عارضه‌های پوستی می‌شود

در حالی که دوش آب گرم باعث ملتهب شدن پوست، قرمزی، خارش و حتی پوست‌اندازی می‌شود، آب سرد دقیقاً برعکس عمل می‌کند. کسانی که از خارش پوست رنج می‌برند، دوش آب سرد ممکن است کمک کند تا احساس خارش را از بین ببرند.

بر اساس مطالعات انجام شده، خنک کردن پوست با استفاده از دوش گرفتن با آب سرد همچنین به کاهش خارش شدید ناشی از پسوریازیس کمک می‌کند.

جمعه, 31 تیر 1401 12:49

چند دلیل ریزش موی شدید

در حالی که طاسی مردانه و زنانه یکی از دلایل اصلی ریزش مو است، دلایل دیگری نیز وجود دارد. یک پزشک قبل از توصیه درمان مناسب، موارد خاصی را بررسی می‌کند.

داروها

برخی از داروها دارای عوارض جانبی هستند و می‌توانند باعث ریزش مو شوند. نمونه‌هایی از این گونه داروها شامل موارد زیر می‌شوند:

    رقیق کننده‌های خون، مانند وارفارین    راکوتان، برای درمان آکنه    داروهای ضد افسردگی، از جمله پروزاک و زلافت    مسدود کننده‌های بتا    داروهای کاهش دهنده کلسترول مانند لوپید

اگر کسی فکر می‌کند ریزش مو ممکن است به دلیل دارویی باشد که مصرف می‌کند، باید برای ارزیابی به پزشک مراجعه کند. پزشک ممکن است بتواند دوز را کاهش دهد یا داروی شخص را به داروی دیگری تغییر دهد.

 کمبودهای تغذیه ای

کمبود مواد مغذی می‌تواند باعث ریزش مو شود. گاهی اوقات، رژیم‌های غذایی افراطی که دارای پروتئین و ویتامین‌های خاص مانند آهن هستند، می‌توانند باعث ریزش بیش از حد مو شوند. یک شخص بیمار باید برای آزمایش خون به پزشک مراجعه کند تا بررسی شود که آیا کمبود تغذیه‌ای او می‌تواند دلیل ریزش موهایش شود.

قرص های ضد بارداری

 برخی افراد ممکن است هنگام استفاده از قرص‌های ضد بارداری، دچار ریزش مو شوند. برخی دیگر ممکن است چندین هفته یا ماه پس از قطع مصرف دچار ریزش مو شوند. اگر افراد قرص‌های ضد بارداری مصرف می‌کنند، می‌توانند قرصی را انتخاب کنند که شاخص آندروژن پایینی دارد. این کار ممکن است به کاهش خطر ریزش مو کمک کند. نمونه هایی از قرص‌های ضد بارداری با شاخص آندروژن پایین شامل داروهای زیر می‌شود:    دزوژن ،   اورتو-سپت،    اورتو سیکلن،  اورال و لوئسترین شاخص آندروژن بالاتری دارند.

سایر اشکال پیشگیری از بارداری که بر هورمون‌ها تأثیر می‌گذارند، مانند ایمپلنت‌ها و لکه‌های پوستی نیز ممکن است باعث ریزش مو شوند. انجمن ریزش موی آمریکا توصیه می‌کند افرادی که در معرض خطر ریزش موی ژنتیکی هستند، حتما نوع غیر هورمونی کنترل بارداری را انتخاب کنند.

مربیان ورزشی تأکید می‌کنند که "دویدن" رایج‌ترین فعالیتی است که مردم هنگام تلاش برای کاهش چربی شکم به آن متوسل می‌شوند. بسته به قد، وزن و سرعت دویدن، می‌توانید با این ورزش به اندازه یک مایل، حدود ۱۰۰ کالری بسوزانید.

در این گزارش سه راز مهم برای آب کردن چربی‌های شکم از طریق دویدن معرفی شده است.

بسیاری از دوندگان دوست دارند که به طور متناوب بین دویدن ثابت و دویدن متغیر جابه جا شوند که راهی عالی برای آن‌ها برای کار روی سرعت و قدرت و همچنین بهبود عملکردشان است.

برای بسیاری، آهسته دویدن نیز راهی عالی برای سوزاندن کالری بیشتر از حالت بی تحرکی یعنی «دویدن مسافت معین با سرعت معین» است.

مربیان ورزشی توصیه می‌کنند که با یک دقیقه دویدن با شدت کم شروع کنید، سپس به مدت ۱۰ تا ۳۰ ثانیه دوی سرعت را انجام دهید و سپس برای ۳ تا ۵ راند تکرار کنید.

فعالیت‌های گوناگون

بسیاری از دوندگان اشکال دیگری از تمرینات هوازی را در برنامه خود قرار می‌دهند که به آن‌ها کمک می‌کند تا عضلات دیگر را هدف قرار دهند و از تمرین بیش از حد اجتناب کنند.

برای هدف شما، تمرینات متقابل راهی عالی برای از بین بردن یکنواختی، ایجاد انگیزه در بدن شما برای کار سخت‌تر و سوزاندن چربی بیشتر از یک دویدن مداوم است.

کارشناسان در اینجا توصیه می‌کنند که روال چند روزه را با دوچرخه سواری و شنا جایگزین کنید تا به درگیر شدن سایر عضلات و افزایش کالری سوزی کمک کند.

تمرین عضلات پا

اگرچه این به طور خاص مربوط به دویدن نیست، اما به طور غیرمستقیم برای هدف شما مهم است: بسیاری از دوندگان فعالیت خود را با تمرینات قدرتی تکمیل می‌کنند، به ویژه آن‌هایی که روی قسمت پایین تنه تمرکز دارند.

آن‌ها این کار را نه تنها برای پیشگیری از آسیب و تعادل عضلانی انجام می‌دهند، بلکه به آن‌ها کمک می‌کند تا عملکرد دویدن خود را بهبود بخشند و توده عضلانی قوی در قسمت پایین بدن ایجاد کنند.

به خاطر داشته باشید که اضافه کردن یک روز چالشی تمرین پا به شما کمک می‌کند کالری و چربی بیشتری به خصوص در ناحیه شکم بسوزانید.

بشر برای پیمودن راه سعادت و گام نهادن در طریق عبودیت و پیشرفت معنوی و رسیدن به کمالات انسانی که مهم ترین هدف خلقت جنیان و انسان ها از نگاه قرآن است.(۱) همیشه محتاج راهنمایان و پیشوایانی بوده اند تا آنان را در راه دستیابی به این هدف والای الهی یاری رسانند و آن چه موجب رشد و ترقی معنوی و رسیدن به این هدف است را به او تعلیم دهند و او را از آن چه سبب انحراف و گمراهی و سقوط می گردد بازدارند و در نهایت تشخیص راه حق از باطل و هدایت از ضلالت را به وی بشناسانند.

بر این اساس خداوند متعال از باب رحمت گسترده خویش بر بندگان و لطف بی کرانش بر آنان، از آغاز خلقت بشر، پیامبران و راهنمایانی همراه با تعالیم و دستورات حیاتبخش را به سوی بندگان فرو فرستاد تا آنان با ارشاد بشر و ابلاغ این تعالیم و معارف الهی، انسان ها را به سوی حق و راه هدایت رهنمون سازند و از انحراف و سقوط آنان در دام شیاطین جن و انس جلوگیری کنند.

لکن از آن جا که مدت حیات هر یک از این پیامبران الهی کوتاه و عصر رسالت و تبلیغ آنان محدود است خداوند متعال پس از سپری شدن عصر رسالت هر یک از انبیاء، جانشینانی را برای آنان برگزید تا رسالت و راه آنان را ادامه دهند و از دین و عقاید مؤمنان پاسداری نمایند. روی این جهت، مشاهده می کنیم که پس از وفات هر یک از انبیاء الهی جانشینان و حجت الهی دیگری رهبری و هدایت مؤمنان را به دست گرفته اند و به ارشاد و رهبری پیروان آن پیامبر الهی و دیگر بندگان خدا همت گماشته اند.

پس از وفات پیامبر خاتم(ص) نیز بشر از این لطف و رحمت الهی محروم نگردید و خداوند متعال برای پیامبر خاتم(ص) جانشین یا جانشینانی را برگزید تا این حجت های الهی و جانشینان آن حضرت رسالت پیامبر اسلام را ادامه دهند و از دین و عقاید مؤمنان حفاظت نمایند. ولکن برای این که مسلمانان و پیروان پیامبر خاتم با جانشینان آن حضرت آشنا گردند و خود را پس از وفات پیامبر اکرم ملزم به تبعیت و اطاعت از آنان بدانند خداوند متعال از همان آغاز بعثت پیامبر(ص) با نزول آیات متعدد و در مراحل و مواقع مختلف ویژگی های برجسته این حجت های الهی و جانشینان پیامبر را برای مسلمانان تبیین نمود و آنان را به عنوان ولی و سرپرست مسلمانان و کسانی که امت اسلامی می بایست از آنان پیروی نمایند معرفی کرد. افزون بر این به پیامبرش نیز فرمان داد تا با ابلاغ و تبیین این آیات برای مسلمانان،

شخصیت و جایگاه جانشینان خود را برای آنان بازگو نمایند تا بر همگان روشن گردد که پس از وفات آن حضرت مسلمانان باید آنان را به عنوان رهبر و راهنمای خود در امور دین و دنیا برگزینند و دین و عقاید خود را از آنان دریافت کنند که ما در ذیل به بخشی از عمده ترین آیاتی که در قرآن کریم در مورد ولایت و جانشینی امیرالمؤمنین علی(ع) نازل شده و نیز روایاتی که در تفسیر و تبیین این آیات از رسول خدا صادر گردیده است اشاره می نمائیم تا پیروان و رهروان راه ولایت و دیگر مسلمانان با حقیقت راه و مسیری که پیامبر اکرم پس از خود برای مسلمانان ترسیم نموده آشنا گردند.

۱ـ آیه انذار:
در سال سوم بعثت آیه انذار عشیره نازل گردید و به پیامبر فرمان داد که خویشاوندان خود را دعوت به اسلام نماید. «وَ أَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الاْءَقْرَبِینَ؛(۲) [ای پیامبر [خویشاوندان نزدیکت را انذار کن»

در پی این فرمان الهی مبنی بر انذار و دعوت خویشاوندان به اسلام، پیامبر اکرم مجلسی تشکیل داد و حدود چهل نفر از بستگان نزدیک خود را به خانه ابوطالب دعوت نمود که از جمله آنان حمزه و ابولهب بودند، پس از صرف غذا و هنگامی که پیامبر قصد اعلام این مأموریت را داشت ابولهب با سخنان خود زمینه ابلاغ این پیام را از میان برد لذا پیامبر روز بعد غذایی تهیه کرد و آنان را دوباره به خانه ابوطالب دعوت نمود و پس از صرف غذا فرمود: ای فرزندان عبدالمطلب، به خدا سوگند هیچ جوانی را در عرب نمی شناسم که برای قومش چیزی بهتر از آن چه من آورده ام آورده باشد، من خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده ام و خداوند به من دستور داده که شما را به آئین اسلام دعوت نمایم سپس فرمود: «ایکم یؤازرنی لیکون اخی و وارثی و وزیری و وصیّی و خلیفتی فیکم؟؛ کدام یک از شما مرا یاری می دهید تا پس از من برادر و وارث و وزیر و وصیّ و جانشین من در میان شما باشد.»(۳)

جمعیت همگی از پاسخ دادن امتناع کردند جز علی(ع) که با وجود کمی سن از جا بپاخواست و عرض کرد: ای پیامبر من در این راه یار و یاور خواهم بود. پیامبر اکرم پس از تکرار این سخن و پاسخ نشنیدن از سوی دیگران دست به شانه علی(ع) نهاده و فرمود: «هذا أخی و وارثی و وزیری و وصیّی و خلیفتی فیکم بعدی فاسمعوا له و اطیعوه؛(۴) این [علی] برادر من و وارث و وزیر و وصی و جانشین من در میان شما پس از من خواهد بود به امر او گوش فرا دهید و از او فرمان برید.»

و بدین ترتیب پیامبر اکرم(ص) در همان آغاز بعثت خویش علاوه بر دعوت دیگران به اسلام، علی(ع) را به عنوان وزیر و وصی و جانشین خود به مسلمانان معرفی کرد و همگان را به اطاعت و پیروی آن حضرت فراخواند. این حدیث را علاوه بر مفسران و محدثان شیعه، بسیاری از مورخان، مفسران و محدثان اهل سنت از جمله طبری، ابن اثیر، ابن ابی حاتم، ابن مردویه، ابی نعیم، بیهقی، ثعلبی و ابن ابی الحدید در کتب تاریخ، تفسیر و حدیث خود نقل کرده اند.(۵)

۲ـ آیه مودت:
قرآن کریم در آیه ۲۳ شوری خطاب به پیامبر می گوید: «قُل لاَّآ أَسْـءَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی وَ مَن یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ؛ بگو من هیچ پاداشی از شما نمی خواهم جز دوست داشتن نزدیکانم و هر کس عمل نیکی انجام دهد به نیکی اش می افزاییم چرا که خداوند آمرزنده و شکرگزار است».

در شأن نزول آیه فوق روایت شده است: هنگامی که پیامبر اسلام وارد مدینه شد و پایه های اسلام مستحکم گردید انصار نزد پیامبر آمدند و به آن حضرت عرض کردند: اگر مشکلات مالی برای شما پیدا شد ما حاضر هستیم تمام اموالمان را بدون هیچ شرطی در اختیار شما قرار دهیم که در این هنگام آیه فوق نازل شد و مسلمانان را به دوست داشتن خویشاوندان پیامبر به جای مزد آن حضرت فرمان داد. در این که مراد از خویشاوندان پیامبر چه کسانی هستند اقوال مختلفی نقل گردیده است لکن نظریه ای که از همه معتبرتر بوده و مفسران شیعه و بسیاری از مفسران اهل سنت آنرا نقل کرده اند این است که مقصود از خویشاوندان پیامبر در آیه مذکور علی و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) هستند، زمخشری و قرطبی از مفسران اهل سنت در ذیل آیه چنین آورده اند: هنگامی که آیه «قُل لاَّآ أَسْـءَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی» نازل شد اصحاب پیامبر خطاب به آن حضرت عرض کردند: ای رسول خدا! خویشاوندان تو که محبت نمودن به آنان بر ما واجب است چه کسانی هستند؟ پیامبر در پاسخ فرمود: علی و فاطمه و دو فرزند آنان. و این سخن را سه مرتبه تکرار کرد.(۶)

براساس این آیه و روایت فوق و روایات فراوان دیگری که در مورد محبت نمودن به اهل بیت از سوی پیامبر نقل گردیده است بر همه مسلمانان واجب است که اهل بیت پیامبر را دوست داشته باشند و به آنان محبت ورزند ولکن دوست داشتن و محبت نمودن به این خاندان تنها به علاقه قلبی محقق نمی شود بلکه علاوه بر آن، تبعیت عملی از آنان و پذیرش سخنان و پیمودن راه و عقیده آنان نیز لازم است زیرا نمی شود کسی ادعا کند من فردی را دوست دارم اما در عمل بر خلاف راه و عقیده او عمل نماید و اعمالی را انجام دهد که در نقطه مقابل راه و اعمال محبوب او قرار دارد و او از این اعمال تنفر دارد که چنین محبتی از دیدگاه قرآن محبت واقعی نبوده بلکه ادعای محبت است چنان که در صدر اسلام یهود ادعا می کردند که ما خداوند را دوست داریم ولی با این ادعا حاضر نبودند به پیامبر اسلام ایمان آورند و سخن و فرمان خدا را در این مورد بپذیرند که آیه نازل شد و به پیامبر خطاب نمود که: «قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ؛(۷) [ای رسول] بگو [به یهود] که اگر واقعاً خداوند را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا نیز شما را دوست داشته باشد.»

و اساساً فلسفه این که در آیه مودّت و روایات فراوان، محبت اهل بیت به عنوان یک تکلیف بر همه مسلمانان لازم شمرده شده جهت دادن به مسلمانان برای انتخاب راه و عقیده صحیح و عدم انحراف از خط رسالت پس از وفات پیامبر اسلام است و خداوند و رسول او با وجوب این تکلیف در پی آن بوده اند که مسلمانان پس از رحلت پیامبر اکرم به سوی این خاندان متمایل گردند و دین و عقاید خود را از آنان بگیرند تا بدین وسیله از مسیر حق و هدایت منحرف نگردند زیرا این خاندان از همگان نسبت به شریعت الهی و آن چه خداوند بر پیامبرش نازل کرد آگاه ترند و بهتر می توانند مسلمانان را با تعالیم الهی آشنا سازند. بر این اساس، این محبت، یک محبت شخصی که برخاسته از علایق خانوادگی که در هر پدر و فرزندی وجود دارد نیست بلکه یک محبت الهی است که نفع آن در نهایت به خود مسلمانان باز می گردد. چنان که قرآن در آیه ای دیگر در این باره می گوید: «قُلْ مَا سَأَلْتُکُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ؛(۸) به مسلمانان بگو این مزدی که از شما طلب کردم [محبت خویشاوندانم] این به نفع خود شماست».

به توجه به مطالب فوق، هر چند ظاهر آیه مودّت و روایاتی که در مورد محبت نمودن به اهل بیت از پیامبر اکرم وارد شده این است که همه مسلمانان موظفند به این خاندان محبت نمایند و آنان را دوست بدارند ولکن پیام اصلی این آیات معرفی اهل بیت به عنوان جانشین و جایگزین پیامبر اکرم و رهبری مسلمانان پس از رسول خداست.

۳ـ آیه مباهله:
مباهله به معنای نفرین کردن دو نفر به یکدیگر است به این معنی که دو نفر یا دو گروه که با یکدیگر به گفتگو می نشینند و سخن و عقیده یکدیگر را نمی پذیرند با یکدیگر قرار می گذارند که از خدا بخواهند شخص دروغگو و کسی که بر باطل قرار دارد را هلاک سازد. داستان مباهله صدر اسلام که آیه مباهله در مورد این قضیه نازل گردید بدین قرار است که گروهی از مسیحیان نجران که حدود ۶۰ نفر بودند برای گفتگو و بحث با پیامبر اسلام وارد مدینه شدند ولکن پس از گفتگو درباره مسائلی از جمله ولادت عیسی، سخن و عقیده پیامبر را در این مورد نپذیرفتند که در پی این واقعه آیه ۶۱ آل عمران که معروف به آیه «مباهله» است نازل شده و در آن به پیامبر اسلام خطاب کرد که: «فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَکُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ؛ هر گاه بعد از علم و دانشی که به تو رسیده باز کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند به آنها بگو: بیائید ما فرزندان خود و شما هم فرزندان خود و ما زنان خویش و شما نیز زنان خویش و ما جان های خود و شما نیز جان های خود را دعوت کنید آنگاه مباهله کرده و لعنت خدا را به دروغگویان قرار دهیم»

در پی نزول این آیه و درخواست پیامبر از مسیحیان برای مباهله کردن آنان از پیامبر مهلت خواستند تا در این باره بیندیشند و با بزرگان خود به مشورت بنشینند. پس از مشورت تصمیم گرفتند با پیامبر مباهله کنند و لکن بزرگان آنان به مباهله کنندگان توصیه کردند که اگر مشاهده کردید پیامبر با جمعیت و سر و صدای فراوان به مباهله آمد با او مباهله کنید و نترسید زیرا حقیقتی در کار نیست اما اگر او با افراد خاص و اندک خود به میعادگاه آمد بدانید که او پیامبر خدا است و از مباهله با او بپرهیزید که نابود خواهید شد آنان وقتی طبق قرار قبلی به میعادگاه آمدند دیدند پیامبر فرزندش حسین را در آغوش دارد و دست حسن را در دست گرفته و علی و فاطمه(س) همراه او هستند و به آنان سفارش می کند که هرگاه من دعا کردم شما نیز آمین بگوئید. مسیحیان وقتی این صحنه را مشاهده کردند به وحشت افتادند و از اقدام به مباهله خودداری کردند و حاضر شدند با پیامبر مصالحه نموده و به آن حضرت جزیه پرداخت نمایند.(۹)

این واقعه را بیشتر مفسران و محدثان اهل سنت در منابع تفسیر و حدیثی خود نقل کرده اند(۱۰) و حتی صاحب تفسیر کشاف از مفسران اهل سنت پس از نقل این روایت می گوید: این آیه قوی ترین دلیلی است که فضیلت اصحاب کساء (پنج تن آل عبا) را ثابت می کند.(۱۱) ولکن اگر به خوبی به محتوا و متن این آیه دقت شود می توان بالاتر از این امر یعنی موضوع ولایت و خلافت علی(ع) را از این آیه استفاده نمود با این توضیح که در این آیه خداوند از حسن و حسین(علیهما السلام) تعبیر به «ابناءنا» یعنی فرزندان پیامبر و از فاطمه(س) تعبیر به «نساءنا» یعنی زنانی که به پیامبر تعلق دارند و از علی(ع) تعبیر به «انفسنا» کرده و «انفسنا» یعنی نفس و جان پیامبر و از این تعبیر فهمیده می شود که علی(ع) مانند پیامبر و همچون پیامبر است لذا بعد از رحلت و رفتن پیامبر باید کسی در جای او بنشیند که همچون پیامبر و مانند اوست نه دیگران که مدت زیادی از عمر خود را در بت پرستی گذراندند.(۱۲) و از جهات متعدد دارای نقص و عیب بودند از جمله این که از جهت علم و آگاهی نسبت به مسائل شریعت که شاخصه اصلی و اولیه جانشین پیامبر و خلیفه مسلمانان است در رتبه ای بسیار پائین قرار داشتند به گونه ای که بارها این سخنان را بر زبان جاری می کردند که اگر علی(ع)(۱۳) یا معاذ(۱۴) نبودند هلاک می شدیم یا می گفتند: همه مردم حتی زنان خانه نشین از ما داناتر هستند.(۱۵)

بنابراین، آیه فوق نه تنها یکی از فضائل علی(ع) و فرزندانش به شمار می رود بلکه یکی از محکم ترین ادله بر ولایت و جانشینی علی(ع) پس از پیامبر و شایستگی آن حضرت برای احراز این مقام نیز خواهد بود لذا در مجلس بحثی که مأمون در دربار خود تشکیل داده بود از امام رضا(ع) سؤال کرد که چه دلیلی بر خلافت و جانشینی جدت علی ابن ابی طالب داری؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: آیه «انفسنا»(۱۶) یعنی آیه مباهله که در آن خداوند از امیرالمؤمنین(ع) به عنوان نفس و جان پیامبر(ص) یاد کرده است.

۴ـ آیه ولایت:
قرآن در آیه ۵۵ مائده خطاب به مسلمانان می گوید: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ ءَامَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَهُمْ راکِعُونَ؛ سرپرست و ولیّ شما تنها خداست و پیامبر او و آنان که ایمان آورده اند و در حال رکوع انفاق می نمایند».

شیعه و اهل سنت در شأن نزول این آیه از ابوذر غفاری روایت کرده اند که وی می گوید: روزی با رسول خدا در مسجد نماز می خواندم، سائلی وارد شد و از مردم تقاضای کمک کرد ولی کسی پاسخ او را نداد در پی این امر سائل دست خود را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضای

کمک کردم ولی کسی جواب مرا نداد که در همین هنگام علی(ع) که در حال رکوع نماز بود با انگشت دست راست خود به سائل اشاره کرد. سائل نزدیک آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بیرون آورد. پیامبر اکرم(ص) که در مسجد حضور داشت پس از نماز سر را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: خداوندا، برادرم موسی از تو تقاضا کرد که سینه او را وسیع گردانی و کارها را بر او آسان نمایی و برادرش هارون را وزیر و یاورش قرار دهی. خداوندا، من محمد برگزیده و پیامبر توام، سینه ام را گشاد نما و کارها را بر من آسان ساز و از خاندانم علی را وزیر من گردان تا به وسیله او پشتم قوی و محکم گردد. هنوز دعای پیامبر به پایان نرسیده بود که جبرئیل نازل شد و آیه فوق را نازل نمود.(۱۷)

این آیه با کلمه «انّما» که در لغت عرب به انحصار دلالت دارد آغاز گردیده است و معنای آیه این است که ولیّ و سرپرست شما تنها خداوند و رسول او و کسی است که در حال رکوع در راه خدا انفاق می نماید و طبق روایتی که ذکر گردیده است این شخص تنها علی ابن ابی طالب است بر این اساس مطالبی که برخی از مفسران اهل سنت بیان کرده اند و «ولی» در آیه فوق را به معنای دوست و یاور دانسته اند صحیح نیست زیرا ولایت به معنای دوستی و یاری کردن تنها اختصاص به کسانی که در حال رکوع انفاق می کنند ندارد بلکه یک حکم عمومی است و تمام مسلمانان را در بر می گیرد و همه موظف هستند با یکدیگر دوست بوده و همدیگر را یاری نمایند بلکه از این که قرآن این ولایت را منحصر به خدا و رسول انفاق کننده در حال رکوع نموده بدست می آید که این ولایت به معنای سرپرستی و صاحب اختیار و متصرف در امور بودن است و این که این ولایت در ردیف ولایت خداوند و پیامبر او قرار گرفته است و هر سه با یک جمله بیان گردیده خود مؤید دیگری است برای اثبات این معنی.

۵ـ آیات تبلیغ و اکمال دین:
پیامبر اسلام در سال آخر عمر مبارک خود به همراه مردم مدینه و دیگر سرزمین های اسلامی که جمعیت آنان بالغ بر صد هزار نفر می گردید عازم حجة الوداع شدند پس از انجام مراسم حج و در بازگشت، هنگامی که به منطقه ای بنام «غدیر خم» رسیدند فرشته وحی بر آن حضرت نازل گردید و به پیامبر فرمان داد که آنچه قبلاً بر او نازل شده است را به مردم ابلاغ نماید.(۱۸)

«یَـآأَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ؛(۱۹) ای رسول، آن چه از طرف پروردگارت بر تو نازل گردیده را به مردم ابلاغ نما و اگر این کار را نکردی رسالتت را انجام نداده ای.»

ولی پیامبر از ابلاغ صریح این امر نگران بود و خوف آن را داشت که مردم نپذیرند و در برابر او به مخالفت برخیزند زیرا از یک طرف علی(ع) پسر عمو و داماد آن حضرت است و می ترسد مردم تهمت خویشاوند بودن علی را به پیامبر بزنند و بگویند پس از خود، پسر عمو و دامادش را بر ما مسلط ساخت و از طرف دیگر علی(ع) در جنگ های متعدد اجداد و بستگان کافر بسیاری از این مسلمانان را به قتل رسانده و آنان از او کینه شدیدی به دل دارند و از سویی دیگر افراد منافق فراوانی که در میان مسلمانان وجود داشتند مانع بسیار بزرگی برای خلافت و و لایت علی(ع) به شمار می رفت، چنانچه در روایتی که از پیامبر اکرم(ص) نقل گردیده به این موضوع اشاره شده است.(۲۰) لکن خداوند در ادامه این آیه به پیامبرش اطمینان می دهد که از هیچ چیز و هیچ کس خوفی نداشته باشد زیرا خداوند او را از شر مردم نگه می دارد. «وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَـفِرِینَ؛ خداوند تو را از خطرات مردم نگه می دارد و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمی کند.»

در پی نزول این آیه پیامبر دستور توقف مسلمانان را صادر کرد و به آنان فرمان داد که صبر نمایند تا آنان که عقب هستند به جمعیت ملحق شوند و آنان که پیشاپیش قافله در حرکت بودند بازگردند پس از اجتماع مسلمانان نماز ظهر را به جماعت پیامبر اقامه کردند سپس آن حضرت فرمان داد تا از جهاز شتران منبری را برای آن حضرت تهیه نمایند سپس بر بالای منبر قرار گرفته و پس از حمد و سپاس الهی فرمود: من به همین زودی دعوت خدا را اجابت کرده و از میان شما می روم، من مسئول هستم و شما هم مسئولیه، شما در مورد من چگونه شهادت می دهید مردم با صدای بلند گفتند: ما گواهی می دهیم که تو وظیفه رسالت را ابلاغ کردی و شرط خیرخواهی را انجام دادی و آخرین تلاش خود را در راه هدایت ما انجام دادی، خداوند تو را جزای خیر دهد. سپس فرمود: آیا شما گواهی به یگانگی خدا و رسالت من و حقانیت روز رستاخیز می دهید؟ همگان گفتند آری، گواهی می دهیم، سپس فرمود: خدایا گواه باش. پس از بیان این سخنان و گرفتن اعتراف مبنی بر توحید و نبوت و معاد و صدق گفتار و کردارش در این مورد، دست علی را گرفت و بلند کرد و فرمود: ای مردم! چه کسی از همه مردم نسبت به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است، همه گفتند: خدا و پیامبر او داناتر هستند پیامبر فرمود: خداوند ولی و رهبر من است و من مولی و رهبر مؤمنان هستم و نسبت به آنان از خودشان سزاوارترم. سپس فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه؛(۲۱) هر کس من مولاه و رهبر او هستم این علی نیز مولی و رهبر اوست.» و این سخن را سه بار تکرار کرد و بدنبال آن سر را به سوی آسمان برداشت و فرمود:

«اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و أدر الحق معه حیث دار؛(۲۲) خداوندا دوست بدار کسی که او را دوست بدارد و دشمن بدار کسی که او را دشمن بدارد و محبوب بدار کسی که او را محبوب بدارد و مبغوض بشمار کسی که او را مبغوض شمارد و یاری نما کسی که او را یاری نماید خوارگردان کسی که او را خوار گرداند و حق را به همراه او بدار به هر سویی که او رود.»

پس از پایان سخنان پیامبر و ابلاغ این پیام الهی آیه اکمال دین نازل شد و خطاب به همه مسلمانان گفت: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الاْءِسْلَـمَ دِینًا؛(۲۳) امروز آئین شما را کامل و نعمت را به شما تمام کردم و اسلام را به عنوان آئین شما پذیرفتم.»

در روایات نقل گردیده است که پس از نزول این آیه پیامبر خود در خیمه ای نشستند و علی(ع) در خیمه ای دیگر و به مسلمانان فرمان دادند که این حادثه را به آن حضرت و علی(ع) تبریک بگویند و از جمله افرادی که به حضور پیامبر(ص) و علی (ع) رسیدند خلیفه دوم بود که با جملات ذیل به آن حضرت تبریک گفت: «بخٍ بخٍ یابن ابی طالب، اصبحت و امسیت مولای و مولا کلّ مؤمن و مؤمنة؛(۲۴) مبارک باد بر تو ای فرزند ابوطالب که مولای من و تمام مردان و زنان با ایمان شدی.»

و بدین ترتیب بود که پیامبر اکرم(ص) به فرمان الهی ولایت و خلافت علی(ع) را به صراحت به مسلمانان اعلام کرد و مسلمانان را به پیروی از علی(ع) پس از خود توصیه نمود ولکن با تأسف فراوان عالمان و اهل سنت این آیه و روایات نقل شده در این مورد را همانند دلایل دیگری که در این مورد وجود دارد توجیه و تأویل نمودند و بدین وسیله حقیقت امر را به بسیاری از مسلمانان پوشیده داشتند و آنان را از این نعمت عظیم ولایت که موجب سعادت انسان در دنیا و آخرت می گردد محروم ساختند.

پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ

۱. «مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاْءِنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ»(ذاریات/ ۵۶)

۲. شعراء/ ۲۱۴.

۳. تفسیر تبیان، ج ۸، ص ۶۷ ؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۶۳.

۴. مجمع البیان، المیزان، درالمنثور، ذیل آیه ۲۱۴ شعراء.

۵. الغدیر، ج ۲، ص ۲۷۸ ؛ المراجعات، ص ۱۳۰ به بعد.

۶. تفاسیر الکشاف و الجامع لاحکام القرآن، ذیل آیه ۲۳ شوری.

۷. آل عمران/ ۳۱.

۸. سبأ/ ۴۷.

۹. مجمع البیان، ذیل آیه ۶۱ آل عمران.

۱۰. فضائل الخمسه فمن الصحاح السته، ج ۱، ص ۲۹.

۱۱. تفسیر الکشاف، ذیل آیه ۶۱ آل عمران.

۱۲. تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۵؛ البدایة و النهایة، ج ۲، ص ۴۰۶.

۱۳. کافی، ج ۷، ص ۴۲۴ ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱، ص ۱۸ و ج ۱۲، ص ۱۷۹.

۱۴. السنن الکبری، ج ۷، ص ۴۴۳؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۲، ص ۱۷۹ و ۲۰۴.

۱۵. المجموع، ج ۱۶، ص ۳۲۷ ؛ کنزالعمال، ج ۱۶، ص ۵۳۸.

۱۶. المیزان، ج ۳، ص ۲۳۰ ؛ مستدرک سفینة البحار، ج ۱۰، ص ۱۱۸.

۱۷. الغدیر، ج ۲، ص ۵۲ تا ۵۴.

۱۸. مجمع البیان، ذیل آیه ۶۷ مائده؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۲۵۰.

۱۹. مائده/ ۶۷.

۲۰. الاحتجاج، ج ۱، ص ۷۳؛ بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۲۰۶.

۲۱. مسند احمد، ج ۱، ص ۸۴ و ۱۱۸ ؛ کافی، ج ۱، ص ۲۹۴ و ۲۹۵.

۲۲. دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۱۶؛ مسند احمد، ج ۱، ص ۱۱۹.

۲۳. مائده/ ۳.

۲۴. بحارالانوار، ج ۳۷،ص ۱۰۸ و ۱۴۳ ؛ البدایة و النهایة، ج ۷، ص ۳۸۶.

احادیث