emamian
نیویورک تایمز| معاون ترامپ از فرمانداران خواست به مردم درباره شیوع کرونا دروغ بگویند
«مایک پنس»، معاون رئیس جمهور آمریکا روز دوشنبه فرمانداران ایالتها را تشویق کرد ادعاهای دولت را در خصوص همهگیری مرگبار کرونا در آمریکا تکرار کنند. این در حالی است که شواهد گمراهکننده بودن ادعاهای دولت آمریکا را ثابت کرده است.
پنس در تماسی با فرمانداران که صوت آن به دست روزنامه «نیویورک تایمز» رسیده، از آنها خواست به شهروندان خود توضیح دهند که گسترده بودن تعداد آزمایشها دلیل بالا بودن آمار تعداد مبتلایان است. او همچنین از آنها خواسته به مردم بگویند که این کشور به صورت ایمن در حال بازگشایی است.
بنابر تحلیل دادههای جمع آوری شده توسط نیویورک تایمز، میانگین ۷ روزه ابتلا در چندین ایالت از ۳۱ ماه مه افزایش پیدا کرده و دستکم در ۱۴ ایالت میانگین نرخ ابتلا با شیب بیشتری نسبت به میانگین تعداد آزمایشها در حال افزایش است.
این در حالی است که معاون ترامپ با دستکم گرفتن میزان کلی شیوع، تاکید کرده که برخی ایالتها شاهد خیزش مقطعی ابتلا هستند. او در صحبتهایش با نادیده گرفتن این نظر که شیوع در جامعه علت اصلی افزایش است، بر مکانهای خاص مثل خانههای سالمندان تمرکز کرد.
پنس مدعی شد: با وجود افزایش گسترده آزمایش، همچنان روزانه به طور میانگین حدود ۲۰ هزار مورد ابتلا را ثبت میکنیم، که از ۶ هفته قبل به میزان قابل توجهای کاهش داشته است.
طبق جدیدترین آمار و ارقام دانشگاه «جانز هاپکینز»، در ۲۴ ساعت گذشته با مرگ ۳۹۰ نفر دیگر، مجموع قربانیان ویروس کرونا در ایالات متحده آمریکا به ۱۱۶ هزار و ۱۲۲ نفر رسید.
دانشگاه جانز هاپکینز همچنین گزارش کرد که در شبانه روز گذشته، ابتلای ۱۹ هزار و ۴۳۰ مورد جدید به کرونا مورد تأیید قرار گرفته است تا مجموع مبتلایان به این ویروس ناشناخته در ایالات متحده آمریکا به دو میلیون و ۱۱۳ هزار و ۴۸۸ نفر برسد. این کشور به لحاظ تعداد ابتلا و قربانی در جایگاه نخست کشورهای درگیر در جهان قرار دارد.
اهداف و دستاوردهای سفر ظریف به استانبول
در شرایطی که شیوع کرونا در سطح جهانی کاهش مناسبات دیپلماتیک را در سطزح جهانی به همراه داشته و از تعداد دیدارهای دیپلماتیک به شکلی بی سابقه کاسته شده اما دستگاه وزارت خارجه ایران در مسیر مذاکره و گفتگو با همسایگان خود در منطقه غرب آسیا، راهبرد نسبتا منسجم و فعال دارد. در همین راستا، محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران طی سفری دو روزه در 14 و 15 ژوئن 2020 (25 و 26 خرداد 1399) برای دیدار و رایزنی با مقامهای سیاسی ترکیه وارد شهر استانبول شده است. در این سفر وزیر امور خارجه ایران با مولود چاوش اغلو، همتای ترکیهای خود دیدار کرده و گفتگوهایی میان دو طرف انجام شده است.
این سفر در شرایطی انجام میگیرد که از یک سو، شیوع کرونا مشکلاتی را در حوزه مبادلات ارتباطی در زمینه مسافرت هوایی - زمینی و نیز مبادلات بازرگانی به وجود آورده بود و از سوی دیگر، سطحی از اختلافنظرها و همکاریهای گذشته پیرامون مسائل منطقهای همچنان میان دو کشور پا برجا است. با نظر به این دو سطح، اکنون این مساله مطرح میشود که در مقطع کنونی مهمترین موضوعات مورد گفتگوی دو طرف چه خواهد بود و تهران چه اهدفی را از انجام این سفر دیپلماتیک پیگیری خواهد کرد؟ در پرداختن به این پرسش کلید میتوان به چهار محور مهم اشاره کرد.
گذار از وضعیت کرونایی
اولین و شاید در دسترسترین سطح مذاکرات وزاری خارجه ایران و ترکیه را میتوان پیرامون برداشته شدن موانع ایجاد شده در مناسبات دو طرفه بعد از شیوع ویروس کووید 19 مورد ارزیابی قرار داد. متعاقب شیوع کرونا در ایران، دولت ترکیه مرزهای هوایی و زمینی خود را بر روی ایران بست که البته با توجه به تهدیدات این بیماری امر منطقی و عادی به نظر میرسید؛زیرا هر دو کشور درگیر در مواجهه با این بیماری بودند. در وضعیت کنونی به نظر میرسد در اولین سطح بحث از سرگیری مجدد پروازهای هوایی میان دو کشور در دستور کار قرار گرفته و مقر شده که از ابتدای ماه آگوست سال جاری میلادی (11 مرداد ماه ) پروازهای میان دو کشور از سر گرفته شود.
در سطحی دیگر، بازگشایی مرزها، تبادل مسافران و گردشگران دو کشور و نیز گسترش فعالیتهای تجاری میان دو کشور نیز دیگر محورهایی هستند که مورد گفتگوی دو طرف قرار گرفتهاند که البته نتایجی نیز در این زمینه حاصل شده است. در این زمینه، مولود چاووش اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه پس از دیدار با محمد جواد ظریف، همتای ایرانی خود در استانبول با اشاره به اینکه در حال تسهیل رفت و آمد در مرزها هستیم گفت: «مرزها را باز کرده ایم و تلاشهای خود برای فعالیت خطوط هوایی و زمینی ادامه خواهیم داد. این برای بخش گردشگری هر دو طرف بسیار مهم است. ما بر اساس منافع مشترک به بهبود روابط دوجانبه ادامه میدهیم.»
تقویت همکاری ها در زمینه امنیتی
دومین سطح مورد مذاکره میان ایران و ترکیه در جریان سفر ظریف به استانبول را میتوان در ارتباط با تقویت همکاریهای مشترک در زمینه مبارزه با تروریسم مورد ارزیابی قرار داد. متاسفانه طی هفتههای گذشته، سلیمان سویلو، وزیر کشور ترکیه طی اظهاراتی از حضور نیروهای گروهک تروریستی پکک در ایران سخن به میان آورده بود که البته با پاسخ قاطع فرماندهان نظامی ایرانی نیز همراه شد. به گونهای که سردار سرتیپ پاسدار محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، طی اظهاراتی هر گونه حضور نیروهای پکک در ایران را تکذیب و نسبت به اظهارات غیرمسئولانه مقامات دولت ترکیه هشدار داده بود.
در شرایط کنونی نیز به نظر میرسد بحث همکاریهای مشترک در مواجه با تهدیدات امنیتی یکی از اهداف مهم و اصلی ظریف در جریان دیدار با مولود چاوش اغلو، در استانبول بوده است. در این زمینه، چاوش اوغلو با اشاره به گفتگوها درباره مبارزه مشترک با تروریسم گفت: در منطقه شاهد اقدامات تروریستی هستیم. تروریسم دشمن مشترک همه ماست. باید همکاریهای خود در این زمینه را در آینده هم ادامه دهیم. قدر مسلم این است که کنشهای جمهوری اسلامی ایران طی چند سال گذشته، به خوبی نشان داده که تهران از هر اقدامی برای مبارزه با تروریسم و تامین مرز هماسیگان کوتاهی نکرده است. در وضعیت جدید نیز از دیدگاه ایران، حفظ همکاریهای امنیتی میان دو طرف از جایگاهی ویژه برخوردار است و به طور حتم تهران نسبت به افزایش هماهنگیهای امنتی با آنکارا رغبت دارد.
از سر گیری انتقال مجدد گاز
یکی دیگر از اهداف سفر وزیر امور خارجه ایران به ترکیه را میتوان در ارتباط با از سر گیری انتقال گار ایران به ترکیه دانست. متاسفانه از 12 فرودرین سال جاری به دلیل انفجار خط لوله انتقال گاز «پارس» توسط عوامل گروهک تروریستی ترکیه، صادرات گاز ایران به ترکیه قطع شده است اما در این میان نکته قابل توجه این است که دوت انکارا تا کنون رغبتی نسبت به ترمیم این خط انتقال گاز نشان نمیدهد و حتی درخواست ایران برای ترمیم این خط لوله را با هزینه خود رد کرده است.
بر اساس توافقنامه 25 ساله در سال 1994، سالانه 10 میلیارد متر مکعب گاز از خط لوله پارس از ایران به ترکیه صادر خواهد شد اما وقفه کنونیای که به واسطه انفجار رخ داده این امر را در معرض تردید قرار داده است. در نتیجه امر مساله از سرگیری انتقال گاز ایران مجددا در دستور کار قرار گرفته است. به گونهای که در این زمینه، محمد حواد ظریف در نشست مطبوعاتی خود با چاوش اغلو تصریح کرد: در پایان ماه جاری انتقال گاز به ترکیه مجددا آغاز میشود.»
تقویت مناسبات دیپلماتیک
یکی دیگر از اهداف سفر محمد جواد ظریف به استانبول را میتوان تقویت مناسبات میان تهران و آنکارا مورد ارزیابی قرار داد. طی ماههای گذشته به دلیل شیوع کرونا، نه تنها ایران و ترکیه، بلکه میان تمامی کشورهای جهان سطح از سردی در مناسبات دیپلماتیک حاکم شده که البته این امر تا حدود عادی به نظر میرسد. در شرایط جدید با ایتکار دیپلماتیک تهران در مقطع کنونی به نظر میرسد دو طرف در پی آن هستند که مناسبات دیپلماتیک خود را تقویت کنند.
در همین زمینه به نظر میرسد تدابیری از سوی وزاری خارجه دو کشور برای تقویت مناسبات دیپلماتیک اتخاذ شده است. در همین راستا، مولود اوش اغلو، وزیر امور خارجه ترکیه با یادآوری اینکه قرار بود قبل از شروع شیوع ویروس کرونا نشست شورای راهبردی سطح عالی دو کشور با حضور رجب طیب اردوغان٬ رئیس جمهور ترکیه در ایران برگزار شود٬ اظهار داشت که این نشست پس از کرونا انجام خواهد شد. وزیر امور خارجه ترکیه همچنین تصریح کرد: در موارد مرتبط با اموال غیر منقول متعلق به نمایندگیهای دیپلماتیکی دو کشور به توافقات جدید رسیدیم.
نقش حاج قاسم در شکلگیری و بقای حشدالشعبی
در سالروز تأسیس حشدالشعبی (بسیج مردمی عراق) به عنوان مولودی مبارک از تبار نیروهای محور مقاومت، جغرافیای این نیرو اکنون قدرتمندتر از هر برهه دیگری در تاریخ خود، پهنه وسیعی را در منطقه تشکیل می دهد که روز به روز در حال گسترش حوزه حضور و نفوذ خود است. این امر علاوه بر استقبال ملتها از ماهیت دینی، آزادی خواهانه و عدالتطلبانه گفتمان مقاومت، حاصل رشادتها و جهاد هزاران شهید وجانباز جهادگر در راه مقابله با تروریسم و امپریالیسم غربی و صهیونیستی است. در این میان نقش شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی در موفقیتهای کنونی محور مقاومت همانند خورشیدی در آسمان این نیروها میدرخشد چنانکه در محافل جهانی از وی به عنوان مغز متفکر موسس بسیاری از گروههای مقاومت از جمله حشدالشعبی یاد میشود.
نقش حاج قاسم در تأسیس حشدالشعبی
در ژوئن سال 2014 گروهک تروریستی داعش توانست با درهم شکستن دیوارهای ارتش ضعیف و سازماندهی شده توسط غربیها، در مدتی کوتاه موصل و بخشهای زیادی از استانهای صلاحالدین و دیالی را تصرف کرده و تا ماه اکتبر به نزدیکی دروازه های بغداد پیشروی کند. در این شرایط برای مقابله با داعش نیرویی مردمی از شیعیان عراق در قالب حشد الشعبی برای مبارزه با داعش و دفاع از حاکمیت عراق تشکیل شد.
در واقع بسیج مردمی عراق یا حشد الشعبی به تشکیلات مردمنهاد نظامی عراق گفته میشود که پس از حمله غافلگیرانه داعش به این کشور به فرمان نوری مالکی نخستوزیر وقت عراق ایجاد شد.
سه ماه پس از فرمان نوری مالکی در ۱۳ ژوئن ۲۰۱۴ میلادی آیت الله سیستانی فتوای مشهوری مبنی بر وجود دفاع کفایی صادر کرد و خواستار آن شد که عراقیهایی که قادر به حمل سلاح هستند به نیروهای امنیتی برای دفاع از عراق، ملت و مقدساتشان در برابر هجمه تروریستهای داعشی بپیوندند.
در این میان طراح و تئورسین اصلی ماجرا یک استراتژیست بزرگ و کارکشته نظامی بود که نام او لرزه بر اندام دشمنان در میدان نبرد میانداخت. سردار حاج قاسم سلیمانی که آوازه او را غربیها با فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نقش او در جنگهای افغانستان (2001)، عراق (2003) و جنگ لبنان (2006) شنیده بودند.
آشنایی کامل با جغرافیای عراق و ارتباطات گسترده با نیروهای مجاهد در گروههای مقاومت عراقی همانند سپاه بدر، کتائب حزب الله، جیش المهدی و ... که هم در طول جنگ تحمیلی و هم در جنگ علیه تروریسم در سوریه با سپاه قدس همکاری داشته اند، موجب شد تا حاج قاسم بتواند سریعاً برای مقابله با داعش سازماندهی نیروهای بسیج مردمی عراق را رهبری کند.
این نیروهای مردمی خیلی سریع در مناطق جنوبی، شمالی و غربی کمربندی بغداد مستقر شدند تا بتوانند خلاء امنیتی را پر کنند و نقش بارزی در توقف تحرکات داعش با توجه به هماهنگی عالی میان گروههای مسلح شیعی و نیروهای امنیتی دولتی ایفا کنند که در پایان مهمترین دستاورد آنها نابودی نیروهای داعش بود که با کمک و دلاوری های سردار شهید حاج قاسم سلیمانی صورت گرفت.
اگرچه حاج قاسم فروتنانه همیشه از رسانهای شدن نقش او در تأسیس تشیکلات مهم حشد و خلاصی عراق از شر اهریمن داعش امتناع می ورزید اما این واقعیت بارها از سوی شخصیتهای سیاسی مهم عراقی بیان شده است. در 8 شهریور 1395 حجتالاسلام والمسلمین «اکرم الکعبی» دبیرکل مقاومت اسلامی نُجباء در برنامه زنده "روی خط خبر" شبکه خبر سیما با تاکید بر نقش سردار سلیمانی در تشکیل حشد گفت: الحشد الشعبی از تودههای مردم عراق و با اشراف سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس تشکیل شده و این گروه در عراق، عمق مردمی دارد.
شهید"ابومهدی المهندس" معاون فرمانده نیروهای بسیج مردمی عراق (حشد الشعبی) که در کنار حاج قاسم در حمله تروریستی سال گذشته به شهادت رسید، 12 تیر 1396 در حاشیه نهمین اجلاس اتحادیه رادیو و تلویزیون های اسلامی و در گفت و گو با شبكه الكوثر اظهار داشت: سردار قاسم سلیمانی نقش مهمی در آموزش و برنامه ریزی نیروهای عراقی داشته است. وی و برادران حزب الله مشارکت فعالی در نبرد با داعش داشتند و این مساله با درخواست و توافق با دولت عراق و نخست وزیر سابق صورت گرفت.
از دیگر چهره های مهم عراقی که به نقش حاج قاسم در تشکیل و سازماندهی حشدالشعبی اذعان میکند حیدر العبادی ، نخست وزیر پیشین عراق بود که در سخنرانی خود در مجمع جهانی اقتصاد در داووس ضمن تشکر از ایران برای تحویل "بی درنگ" تسلیحات و مهمات، ستایش ویژه ای را برای سردار قاسم سلیمانی محفوظ نگه داشت و وی را به عنوان یکی از مهمترین متحدین عراق در نبرد با دولت اسلامی نامید.
از میان چهره های رسانه ای مطرج عراق نیز "صلاح التکمجی" فعال سیاسی و مدیر شبکه المرصد آبان ماه 1395 در گفتوگو با خبرگزاری تسنیم گفت: فرماندهان برجسته ایرانی و از جمله "حاج قاسم سلیمانی" نقش بسیار مهمی در تشکیل گروههای مقاومت در عراق که هستههای مرکزی نیروهای بسیج مردمی هستند، داشتند.
میراث گرانبهای نظامی حاج قاسم برای حشد
چندین سال پس از فروپاشی خلافت داعش در عراق و سوریه، نیروهای حشدالشعبی پرصلابت و مطمئن، ستون استوار خیمه امنیت عراق و سد محکمی در برابر عرض اندام مجدد داعش علی رغم توطئهچینی بزرگ خارجی هستند به صورتی که در عملیاتهای ماههای اخیر این نیروها تحرکات داعش در نطفه خفه شد. مطمئناً فرماندهان حشد استراتژیهای جنگی حاج قاسم در نبرد با تروریسم را فرا گرفته و بکار میبرند. در واقع حاج قاسم علاوه بر نقش تعیین کننده در شکلگیری حشدالشعبی، در عرصه سازماندهی و فرماندهی عملیاتی نیز دارای سهم ویژه ای بود.
در دی ماه 1398 «محمد محیی» سخنگوی گردانهای حزب الله در گفتوگو با شبکه المیادین با تاکید بر اذعان همه گروههای عراقی به نقش سلیمانی در کمک به عراق برای شکست داعش گفت: هیچ عراقی نمیتواند نقش بزرگ و افتخارآمیز سردار سلیمانی و ایستادن وی در خطوط مقدم شکست داعش را فراموش کند.
در ژوئن سال 2014 ، نیروهای داعش، شهر موصل با نزدیک به دو میلیون نفر در شمال عراق را به اسارت گرفتند. داعشیها سپس به سوی اقلیم کردستان و شهر اربیل پیشروی کردند و توانستند ضمن عقب راندن نیروهای پیشمرگ تراژدی سنجار و ایزدی ها را رقم بزنند. این تراژدی می رفت با سقوط اربیل به شکل شدیدتری تکرار شود اما حضور به موقع حاج قاسم از این امر جلوگیری کرد.

۴۸ ساعت قبل از پیوستن جنگندههای آمریکایی به عملیات دفاع از اربیل، یگانی از نیروهای ویژه به فرماندهی سردار قاسم سلیمانی وارد جبهههای جنگ در گویر، مخمور و خازر شده بودند و دوش به دوش پیشمرگان کرد در حال نبرد با داعش بودند... آمدن این نیروها به درخواست مستقیم مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق بوده است.
بارزانی بعدها در مصاحبه روزنامه زمان، چاپ ترکیه در ۱۸ دی ۹۳ گفت: فردا صبح حاج قاسم در فرودگاه اربیل بود. من به استقبالش رفتم. حاجی با ۵۰ نفر از نیروهای مخصوصش آمده بود. آنها سریعا به محل درگیری رفتند و نیروهای پیشمرگه را سازماندهی دوباره کردند و در عرض چند ساعت ورق به نفع ما برگشت.
اهمیت حضور و تاثیر روانیای که حاج قاسم سلیمانی در عقبنشینی داعش از منطقه اقلیم کردستان دارد را بارزانی اینگونه عنوان کرده است: «ما بعدها یک فرمانده داعش را اسیر کردیم و از او پرسیدیم چگونه شد شما که در حال فتح اربیل بودید به یکباره عقب نشستید؟ این اسیر داعشی به ما گفت: نفوذیهای ما در اربیل به ما خبر دادند قاسم سلیمانی در اربیل است؛ لذا روحیه افراد ما بهم ریخت و عقب نشستیم.»
امروزه، در ششمین سالگرد تاسیس حشدالشعبی، دولت اسلامی داعش دیگر هیچ سرزمین قابل ملاحظه ای را در عراق در اختیار ندارد اما حشد روز به روز بر پایه های قدرت و مشروعیت خود در عراق می افزاید و مردم عراق و منطقه ثمرات این شجره طیبه را حاصل رشادتهای هزاران شهید مقاومت بویژه حاج قاسم، سرداری رشید از تبار علی (ع) میدانند.
راه دشوار استقلال طلبی اروپا در برابر آمریکا
از سه سال پیش که ترامپ در آمریکا روی کار آمد تا به امروز هیچگاه شکاف دو سوی آتلانتیک تا به این حد عمیق و گسترده نبوده است.
از جمله به تازگی آمریکا اعلام کرده که نیروهای نظامیاش را در آلمان به صورت تدریجی کاهش خواهد داد. این کاهش تدریجی نیروهای نظامی آمریکا در آلمان از مدتها پیش مورد نظر دولت ترامپ قرار گرفته بود و شب گذشته نیز رئیس جمهور آمریکا تایید کرد که تعداد نظامیان آمریکایی در آلمان تا ۲۵ هزار نفر کاهش خواهند یافت.
بهانه ترامپ برای کاهش نیروهای نظامی آمریکا در آلمان، اختلاف نظر با اروپا بر سر پرداخت بودجه ناتو است و از جمله او روز دوشنبه در نشستی درباره خروج نیروهای آمریکایی از آلمان گفت که کشورهای اروپایی در پرداختهای خود به ناتو مرتکب تخلف شدهاند و افزود: «اگر آنها پرداخت نکنند چرا ما باید کاری را انجام دهیم که در حال انجام آن هستیم؟»
اما یک حقیقت را نمیتوان نادیده گرفت و آن این که آمریکای ترامپ نه فقط بر سر بودجه ناتو، بلکه بر فهرست بلندبالایی از موضوعات دارای اختلاف نظر و شکاف قابل توجه است.
سفره پراختلاف آمریکا و اروپا
این روزها آمریکا و اروپا در موضوعات مختلفی دارای اختلاف نظر هستند. از جمله در حالی که دولت ترامپ حامی نخست صهیونیستها درباره الحاق کرانه باختری است، اما اروپاییها با استناد به قطعنامه شورای امنیت سازمان مل در سال 1967 به شدت با این موضوع مخالفند و حتی تل آویو را تهدید به اعمال تحریم کردهاند.
به طور کلی دولت ترامپ، بر سر برخی اقدامات صهیونیستها با اروپا دارای اختلاف نظر است و نه تنها مسئله الحاق کرانه باختری، بلکه موضوع بلندیهای جولان نیز از دیگر مسائل مورد اختلاف دو سوی آتلانتیک است. در حالی که صهیونیستها با اشاره به مواضع تهاجمی ترامپ در به رسمیت شناختن حاکمیت تل آویو بر بلندی های اشغالی جولان در نظر دارند تا شهرکی را به نام ترامپ در این منطقه احداث کنند، اما اروپا همچنان بلندیهای جولان را بخشی اشغالی می داند و حاضر به پذیرش آن به عنوان بخشی از دیگر مناطق صهیونیستی نیست.
اروپا و آمریکا در پیمانها و توافقات بین المللی متعددی نیز دارای اختلاف نظر هستند، از جمله توافق آب و هوایی پاریس و یا توافق چندجانبه برجام که اتحادیه اروپا حامی و آمریکا مخالف سرسخت آن توافق هاست.
دامنه اختلافات واشنگتن و اروپا حتی به مسئله چین هم کشیده شده و در حالی که انگلیسیها اقدام به انعقاد قرارداد با شرکت چینی «هوآوی» در زمینه مخابراتی کردند، اما آمریکا به شدت با این موضوع مخالف است و از انگلیس و دیگر کشورهای اروپایی خواسته تا از حضور این شرکت چینی جلوگیری کنند، هرچند در این موضوع نیز به نظر میرسد که اروپا تمایل ندارد تا به خواستههای کاخ سفید توجه کند.
بنابراین موضوع ناتو و سهم کشورهای اروپایی در هزینه های جاری آن تنها یکی از موضوعات مورد اختلاف آمریکا و اروپاست و دامنه اختلافات بسیار بیش از موضوع ناتو است.
هزینه ناتو بهانه آمریکاست!
آمریکا عدم پرادخت بودجه کافی از سوی کشورهای اروپایی در مورد هزینههای ناتو را بهانه کاهش نیروهای خود در اروپا اعلام کرده است. اما به نظر میرسد موضوع بودجه تنها در حد یک بهانه برای دولت ترامپ با هدف کاهش حضور نظامی خود در اروپاست.
به طور کلی رویکرد سیاست خارجی ترامپ نوعی انزواگرایی و مداخله جویی همزمان آمریکا در سیاست خارجی است. دولت ترامپ از سویی به دنبال بازگرداندن آمریکا در مرزهای آمریکاست و از طرف دیگر با توجه به شعارهای عوام گرایانه خود و علاقه دستگاه سیاست خارجی واشنگتن به مداخله جویی منطقهای، قادر به پایان دادن به مداخلات آمریکا در دیگر مناطق نیست. همین تناقض در سیاست خارجی ترامپ باعث شده تا او در کنار این که به دنبال کاهش هزینههای خود باشد، اما همزمان به بهانه های مختلف به دنبال اعمال این هزینه بر دیگر متحدانش از جمله در اروپا باشد.
از سوی دیگر در نگاه ترامپ، اروپا برای آمریکا فقط یک مصرف کننده بی نتیجه شده که دستاوردی برای آمریکا ندارد، از همین رو دولت فعلی آمریکا نسبت به کاهش حضور نظامی خود در اتحادیه اروپا چندان ابایی ندارد.
راه دشوار اروپا در مقابل آمریکا
از سوی دیگر، کشورهای اروپایی نیز نسبت به رفتار ترامپ نگران هستند و همین نگرانی باعث چاره جویی این کشورها به سمت کاهش وابستگی به آمریکا شده است. از جمله همزمان با تهدیدات ترامپ علیه اروپا، امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه در پیامی از لزوم اتحاد کشورهای اروپایی با یکدیگر و وابسته نبودن به آمریکا صحبت کرد.
پیش از این نیز رئیس جمهور فرانسه در مقاطعی از لزوم نیروی نظامی مستقل اروپا در برابر آمریکا سخن گفته بود و حتی در جریان ائتلاف دریایی آمریکا در تنگه هرمز نیز، اروپا خود به صورت مستقل و جدا از آمریکا و سرکردگی فرانسه ائتلاف دریایی در تنگه هرمز را تشکیل داد.
این شرایط در مجموع جز به معنای درک استقلال طلبی اروپا در مقابل آمریکا نیست، اما از سوی دیگر جدایی دو سوی آتلانتیک در ائتلاف های امنیتی و نظامی نتیجه خود را در تضعیف ناتو نشان خواهد داد.
در واقع اختلافات بروکسل و واشنگتن بیش از هر جای دیگری، تاثیرش را در تضعیف ناتو به عنوان یک ائتلاف نظامی غربی نشان خواهد داد و این ائتلاف را بیش از پیش دچار ناکارآمدی خواهد کرد، چون از یک طرف آمریکا علاقهای به مشارکت بیشتر در هزینه ناتو ندارد و از سوی دیگر کشورهای مطرح اروپایی از جمله فرانسه و آلمان متمایل به تشکیل نیروی نظامی مستقل از آمریکا در اروپا هستند.
با این حال اما در اروپا صدای هماهنگ و همنوایی در برابر آمریکا وجود ندارد، چون برخی کشورها از جمله فرانسه و آلمان متمایل به استقلال عمل بیشتر این اتحادیه در برابر آمریکا هستند، اما کشورهای دیگری مانند مجارستان و یا لهستان و حتی ایتالیا با دولتهای راست گرای خود بیش از آن که به اروپا دلبستگی داشته باشند، بیش از آن با کاخ سفید همنوا هستند. براین اساس اتحادیه اروپا به دلیل اختلاف نظرهای داخلی راه سختی را برای استقلال عمل در برابر آمریکا در پیش دارد و با وجود برخی دولتهای راست گرا در این اتحادیه، شاید استقلال اروپا در برابر آمریکا تنها در حد حرف و شعار باقی بماند.
«در سوگ پیشوای معرفت و فضیلت»؛ نوشتار آیت الله صافی گلپایگانی در رثای امام صادق (ع)
متن نوشتار آیت الله صافی گلپایگانی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله الحکیم فی کتابه الکریم: «یَا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا الله وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ»(۱)
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام با آن شخصیت بسیار با عظمت علمی و جامع الأطرافشان، بر تمامی عالم اسلام حق دارند، یعنی در تمام رشتههای علمی، اسلامی، از ایشان، هدایتها و معارفی که کافی و وافی باشد باقی مانده است؛ در رشته الهیات، عقاید، توحید، اخلاق، فقه، احکام، تفسیر قرآن و همه علومی که در اسلام مطرح بوده، آثار حضرت صادق علیه السلام درخشندگی و تابندگی فوقالعادهای دارد که نه فقط در بین ما شیعیان، بلکه در تمام عالم اسلام، جلوه خودش را دارد.
افقه و افضل امّت
مدرسهای که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام برای امّت اسلام افتتاح کردند، اگر نبود میتوان گفت دین ناقص میماند. هر چه از اصول و فروع که لازم بود فرمودند. ابوحنیفه میگوید: «مَا رَأیتُ أفقهَ مِن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد؛ من فقیهتر از جعفر بن محمّد ندیدم.»(۲)
ابن عقده متوفاى ۳۳۳ هجرى – که از محدّثان معتبر و مورد قبول نزد عامه مسلمانان از شیعه و سنّی است- کتابى نوشته به نام «أسماء الرِّجال الّذین رووا عن الصادق علیه السلام» و در آن کتاب نام چهار هزار نفر را نقل کرده که همه از حضرت صادق علیه السلام حدیث نقل کردهاند و اخذ علم نمودهاند، که متأسفانه این کتاب مانند کتابهاى دیگر از بین رفته فقط بزرگانی از آن یاد کردهاند.(۳)
نجاشى در رجال خود از احمدبن عیساى اشعرى نقل کرده، میگوید: «قَالَ: خَرَجتُ إلَى الکُوفَهِ فِی طَلَبِ الحَدیثِ فَلَقیتُ بِها الحَسنَ بنَ عَلی الوَشّاء فَسَألتُهُ أنَ یَخرُجَ إلی کِتابِ العَلاء بنِ رَزین القلاء وَ أبان بن عُثمان الأحمر فَأخرَجَهُما إلیّ فَقُلتُ لَهُ: أحَبُّ أن تُجیزَهُما لِی. فَقَال لِی: یَا رَحِمَک اللهُ وَ ما عَجَلتُک أذهَب فَاکتُبهُما وَ أسمع مِن بعد. فَقُلتُ: لا آمُنُ الحَدثان. فَقَال: لَو عَلِمتُ أنَّ هذا الحَدیثَ یَکُونُ لَه هذَا الطَّلب لاستَکثَرتُ مِنهُ فَإنّی أدرَکتُ فِی هذَا المَسجِد تِسعمِائه شیخٍ کُلٌّ یَقُولُ حَدَّثَنی جَعفَرُ بنُ مُحمَّد؛ من در طلب علم حدیث به کوفه رفتم و در آنجا به خدمت حسن بن على وشا رسیدم، به او گفتم: کتاب علاء بن زرین و ابان بن عثمان احمر را به من بدهید تا از روى آنها نسخهبردارى کنم؛ او آن دو کتاب را من داد، گفتم: اجازه روایت نیز بدهید. فرمود: خدا تو را رحمت کند، چقدر عجله دارى ببر بنویس؛ سپس بیا براى من بخوان تا بشنوم؛ آنگاه اجازه روایت بدهم. گفتم: بر خودم از پیشامدهاى زمان خاطر جمع نیستم.
حسن بن وشا گفت: عجب! اگر من میدانستم که حدیث اینگونه مشترى و خواهان دارد، بیشتر از این جمع میکردم. من در مسجد کوفه ۹۰۰ شیخ را درک کردهام که همه میگفتند: حدیث کرد مرا جعفر بن محمد.»(۴)
در رشتههای دیگر علمی، مثل علوم جدیده امروز، مانند شیمی و فیزیک نیز حضرت شاگردانی داشتهاند که فوقالعاده بودند، مثل جابر بن حیان که وقتی کتابهایش را در اروپا ترجمه کردند لقب پدر شیمی به او دادند، هزار یا پانصد کتاب در رشتههای مختلف علوم دارد و دائماً از حضرت امام صادق علیه السلام روایت میکند؛ شخصیتی است که علوم و اطلاعات علمی عجیب و غریبی داشته است. او یک شاگرد از شاگردان حضرت است. در رشتههای دیگر هم، حضرت شاگردانی داشته است، مثلاً رشته تشریح یا همین توحید، که در رساله توحید مفضّل آمده است.
در بسیاری از فروع فقهی، فقط یک روایت از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام هست. اصلاً بهواسطه روایاتی که از ایشان هست فقه و احکام دین به ما رسیده است.
امام صادق و معرّفی امام عصر علیهماالسلام
مرحوم شیخ صدوق و شیخ طوسى رحمهماالله هریک به سند خود، حدیث مفصلى را از «سدیر صیرفى» روایت کردهاند که در آن، گریه و ندبه امام جعفر صادق علیه السلام بر غیبت صاحبالزمان علیه السلام بیان شده است. براى رعایت اختصار، جملهها و مضمون قسمتى از این حدیث شریف را نقل مىنماییم:
سُدیر صیرفى مىگوید: من و مُفضّل بن عمر و ابوبصیر و ابان بن تغلب به محضر آقایمان حضرت صادق علیه السلام شرفیاب شدیم. دیدیم حضرت بر روى خاک نشسته و لباسى که از مو بافته شده و طوقدار و بىگریبان بود، پوشیده است و مانند فرزند مرده جگرسوخته گریه مىکند. آثار حزن و اندوه از گونه و رخسارش آشکار، و اشک کاسه چشمهایش را پر کرده بود و مىفرمود:
«سَیِّدِی! غَیْبَتُکَ نَفَتْ رُقَادِی، وَضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهَادِی، وَابْتَزَّتْ مِنِّی رَاحَهَ فُؤَادِی. سَیِّدِی! غَیْبَتُکَ أَوْصَلَتْ مُصَابِی بِفَجَائِعِ الْأَبَدِ، وَفَقْدُ الْوَاحِدِ بَعْدَ الْوَاحِدِ یَفْنِی الْجَمْعَ وَالْعَدَدَ …؛ اى آقاى من! غیبت (دورى) تو خوابم را گرفته و خوابگاهم را بر من تنگ کرده و آرامش و راحت دلم را ربوده است. آقاى من! غیبت تو مصیبتم را به مصیبتهاى دردناک ابدى پیوسته، و از دستدادن یکى پس از دیگرى، جمع و عدد را فانى مىسازد. پس احساس نمىکنم به اشکى که در چشمم خشک مىگردد و ناله ای که در سینهام آرام مىگیرد، مگر آن که مصائب بزرگتر و دلخراشتر و پیشامدهاى سختتر و ناشناختهتر در برابر دیدهام مجسّم مىشود.»
سدیر گفت: عقل از سر ما پرید و دلهاى ما از غم و اندوه این پیشامد هولناک و حادثه خطرناک پاره شد، و گمان کردیم از اتّفاق ناگوار کوبندهاى اینچنین گریان و سوگوار است، یا از روزگار به او مصیبتى رسیده است.
عرض کردیم: خدا دیدگانت را نگریاند اى پسر خیرالورى! از چه پیشامدى اینگونه گریانى و از دیده اشک مىبارى؟ چه حالى روى داده که اینگونه سوگوارى؟
حضرت چنان آه عمیقى کشید که ناراحتىاش از آن افزون شد، و فرمود: «واى بر شما، بامداد امروز در کتاب جَفر نگاه کردم و آن کتابى است که علم مرگها و بلاها و آنچه واقع شده و تا روز قیامت واقع مىشود، در آن مندرج است و خداى، محمّد صلی الله علیه و آله و امامان بعد از او را به آن اختصاص داده است و تأمّل کردم در موضوع ولادت غایب ما و غیبت و طول عمر او و گرفتارىهاى مؤمنان در آن زمان، و شکهایى که از جهت طول غیبت در دلهایشان پیدا مىشود، و اینکه بیشتر آنها از دین برگردند و رشته اسلام را از گردن بردارند (تا آخر حدیث).»
عظیم ترین مکتب و دانشگاه
این چه مدرسهای بوده است؟ این چه علوم و معارفی بوده است که اینها داشتهاند؟ مرور زمان نشان داد اینکه پیغمبر اکرم بارها میفرمود: عترت من، اهل بیت من؛ «أُذَکِّرُکُمُ اللهَ فِی أَهْلِ بَیْتِی»(۵) و یا «لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ»(۶) اینها همین طور نبود که مثلاً چون قوم و خویش او هستند این را بفرماید، بلکه برای همین مقامات و علوم و درجاتی بود که اینها داشتند.
احمد بن عبد العزیز معروف به ابن عیاش از علمای بزرگ ما در قرن چهارم که در سال ۴۰۱ وفات کرده است کتابی دارد به نام «مُقتَضَب الأثَر فِی النَّصِّ عَلی الائمَّه الإثنی عَشَر» من بیش از ۵۰ سال پیش نسخهای از آن را دیدم که خوب چاپ نشده بود. تصمیم گرفتم مجدد آن چاپ شود و برای اینکه معلوم شود که این کتاب اثر آن وقتها است، به همان شکل چاپ کردم و تمامی مدارک و شواهد را دیدم و از کتابهای دیگر که بعد از آن روایت کردهاند همه را استخراج کردم و مقدمهای هم بر آن نوشتم که در آن، کلامی از شبراوی رییس اسبق جامعه الأزهر نقل نمودم. الشیخ عبدالله الشبراوی کتابی به نام «الإتحاف بحبّ الأشراف» دارد که در موضوع فضایل سادات نوشته است. او در آن کتاب از قول بعض اهل علم نقل میکند که:
«إنَّ آلَ البَیتِ حَازُوا الفَضَائلَ کُلَّها عِلماً وَحِلماً وَ فَصَاحَهً، وَ ذَکاءً وَ بَدیهَهً وَ جُوداً وَ شُجَاعَهً. فَعُلُومُهُم لا تَتَوَقَّفُ عَلى تَکرارِ دَرسٍ، وَلا یَزیدُ یَومَهُم فِیها عَلى مَا کَانَ بِالأمسِ. بَل هِیَ مَواهِب مِن مَولاهِم. مَن أنکَرَها وَ أرادَ سَترَها کَانَ کَمَن أرادَ سَترَ وَجهِ الشَّمسِ. فَمَا سَأَلَهُم فِی العُلومِ مُستَفید وَ وَقفوا وَلا جَرى مَعَهُم فی مِضمَار الفَضلِ قَومٌ إلّا عَجَزُوا وَ تَخَلَّفُوا وَ کَم عَایَنُوا فِی الجِلاد و الجِدالِ أمُوراً، فَتَلَقَّوها بِالصَّبرِ الجَمیلِ، وَمَا استَکَانُوا و ما ضعفوا تقرّ الشقائق إذا هدرت شقائقهم و تصغی الأسماع إذا قال قائلهم و نطق ناطقهم سجایا خصهم بها خالقهم»
میگوید: هر کس فضایل اهل بیت علیهم السلام را منکر شود، مثل کسی است که بخواهد آفتاب را بپوشاند. و هیچکس از آنها تا به حال سؤالی نکرده که آنها در جواب بمانند.
تا اینکه میگوید: «وَقَد أشرَقَ نُورُ هذِه السِّلسلهِ الهَاشِمیّه، وَالبیضَهُ الطَّاهره النبویه، والعِصَابه العَلَویه، وَهُم إثناعشر اماماً مَناقِبُهم عَلیه، وَ صِفاتهم سَنِیه، وُنُفُوسُهم شَریفَه أبیه، و أرومَتُهم کریمه محمّدیه. ثم ذکر اسمائهم الشریفه علیهم الصلوه والسلام…»
لزوم رجوع به اهل بیت علیهمالسلام
و امّا متأسفانه در عالم اسلام، سیاست به سمت ترک رجوع به اهل بیت علیهمالسلام پیش رفت تا آنجا که مثل بخاری از حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام یک روایت هم نقل نکرده است. به قول شاعر:
قضِیَّهٌ أشْبَهَ بِالمرْزِئَهِ * هذا البُخاریّ إمامُ الفِئَهِ
بِالصَّادِقِ الصِّدِّیقِ ما إحتجَ فی *صَحیحِهِ وَ احتجّ بِالمرجِئَه
وَمِثل عُمران بْن حطان أو * مَروان وَ ابْن المرأه المخْطِئه
مُشْکِلَه ذات عوار إلى * حیْرَه أرباب النّهْى مُلْجِئَه
وَحَقُّ بَیْت یمّمته الوَرى *مغذه فی السّیرِ أو مُبْطِئه
إنَّ الإمَامَ الصَّادِقَ المجْتَبى * بفَضْلِهِ الآی أتَت منبئه
أجَلّ مِنْ فی عَصْرِه رُتْبَه * لم یَقْتَرِفْ فی عُمْرِه سَیِّئَه
قَلامه مِنْ ظفر إبهَامِه * تَعْدِلُ مِنْ مِثْلِ البُخاری مِئَه(۷)
ما باید قدر مکتب اهل بیت علیهم السلام و این معارف و هدایتهایی که از آن بزرگواران در دست ماست را بدانیم و این تعالیم نورانی را به گوش جهانیان برسانیم تا تشنگان حقیقت و معرفت، از این اقیانوس بی نظیر بهرهمند گردند و همگان در این دانشگاه بزرگ، زانوی شاگردی بزنند.
باید دوستداران علم و فضیلت، در ایام شهادت آن امام همام علیه السلام، همانند سابق در مجالس عزای آن حضرت شرکت کنند و باشکوه هرچه بیشتر این ایام را تجلیل و احترام نمایند.
پینوشتها:
۱. اى مؤمنان! تقوای الهی پیشه سازید و با راستگویان همراه باشید. سوره توبه، آیه ۱۱۹.
۲. طبقات الحفاظ؛ الذهبی، الطبقه الخامسه، ص۱۶۶.
۳. در رجال علامه حلی؛ قسم دوم، باب چهارم، شرح حال احمد بن محمد بن سعید معروف به ابن عقده و رجال طوسی، المقدمه به این کتاب اشاره شده است.
۴. رجال نجاشی؛ شرح حال حسن بن على بن زیاد الوشا.
۵. بحارالانوار؛ج۲۳،باب۷،حدیث۱۰.
۶. کافی؛ جلد۱، بَابُ مَا نَصَّ اللهُ عَزَّوَجَلَّ وَ رَسُولُهُ عَلَى الْأَئِمَّهِ.
۷. این ابیات از شاعر شهیر أبوبکر بن شهاب الدّین علویّ حضرمیّ میباشد.
داستان های آموزنده از امام صادق علیه السلام
امام صادق علیه السلام که ششمین امام معصوم است و مذهب شیعه را با نام او به عنوان مذهب جعفری می شناسند، در سال ۸۰ یا ۸۳ قمری در مدینه به دنیا آمد و پس از رحلت پدر، رهبری فکری و سیاسی شیعیان اصیل پیرو مذهب امامیه را بر عهده گرفت. آن حضرت تا سال ۱۴۸ قمری در قید حیات بود. در این مدت هزاران شاگرد در محفل درسش حاضر می شدند و مورد ستایش تمامی عالمان عصر خویش بود. در متون دینی شیعه، چندین هزار روایت از آن حضرت در تفسیر، اخلاق و به ویژه فقه، رسیده که باعث عظمت حدیث شیعه و موجب تقویت بنیه علمی آن است.
امام صادق علیه السلام، آبشار فضل و دانش
روزی جعفر صادق(ع) در محضر پدرش محمدباقر(ع) به این قسمت از فیزیک ارسطو رسید که در جهان بیش از چهار عنصر وجود ندارد که عبارت است از: خاک، آب، باد و آتش.
جعفر صادق(ع) ایراد گرفت و گفت: «حیرت میکنم که مردی چون ارسطو چگونه متوجه نگردیده که خاک یک عنصر نیست، بلکه در خاک عناصر متعدد وجود دارد و هر یک از فلزات که در خاک است یک عنصر جداگانه به شمار میآید.»
از زمان ارسطو تا دورهی جعفر صادق(ع) تقریباً هزار سال گذشته بود و در اندیشهی هیچ کس خطور نمیکرد که با آن عقیده مخالفت نماید. بعد از هزار سال یک پسر که هنوز دوازده سال از عمرش نمیگذشت، گفت که خاک یک عنصر نیست، بلکه متشکل از عناصر متعدد است. همین پسر بعد از این که خود شروع به تدریس کرد، عنصر دیگر را هم از لحاظ بسیط بودن تخطئه نمود و گفت: «باد یک عنصر نیست، بلکه متشکل از چند عنصر است.»
اگر در مورد خاک میپذیرفتند که یک عنصر نیست و چند عنصر است، در مورد باد کسی از لحاظ اینکه یک عنصر است، تردید نداشت.
ذکر با صدای بلند
امام صادق(ع) از اعاظم عباد و اکابر زهاد بود. از سه حال خارج نبود: یا روزه داشت، یا نماز می خواند و یا ذکر می گفت.
چون نیمه شب برای خواندن نماز شب بر می خاست با صدای بلند ذکر می گفت و دعا می خواند تا اهل خانه بشنوند وهرکس بخواهد برای عبادت برخیزد. هنگامی که ماموران حکومت برای دستگیری وی شبانه از دیوار منزلش وارد می شدند، او را درحال راز و نیاز با توانای بی همتا یافتند. آن گرامی ذکر رکوع وسجود را بسیار تکرار می کرد.
کمک به نیازمندان
هشام بن سالم می گوید: امام صادق علیه السلام هنگامی که تاریکی شب فرا می رسید، انبانی از نان و گوشت و پول را بر می داشت و بردوش می نهاد و به سوی نیازمندان شهر مدینه می شتافت و آن ها را میانشان تقسیم می کرد.آن ها او را نمی شناختند. زمانی که امام صادق علیه السلام رحلت کرد و آن انفاق های شبانه ادامه پیدا نکرد، نیازمندان فهمیدند که چه کسی هرشب به آن ها غذا و پول می داد.
ایام قحطی
امام صادق علیه السلام - در ایام قحطی - دستورمی داد برای تهیه آرد گندم را با جو مخلوط کنند و می فرمود: من می توانم برای خانواده ام آرد گندم خالص تهیه کنم ولی دوست دارم در زندگی اندازه و حساب و کتاب را خوب رعایت کنم.
تلخى گوش و شورى آب چشم
ابن ابى ليلى - كه يكى از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام است - حكايت نمايد:
روزى به همراه نعمان كوفى به محضر مبارك آن حضرت وارد شديم ، حضرت به من فرمود: اين شخص كيست ؟
عرض كردم : مردى از اهالى كوفه به نام نعمان مى باشد، كه صاحب راءى و داراى نفوذ كلام است .
حضرت فرمود: آيا همان كسى است كه با راءى و نظريّه خود، چيزها را با يكديگر قياس مى كند؟
عرض كردم : بلى .
پس حضرت به او خطاب نمود و فرمود: اى نعمان ! آيا مى توانى سرت را با ساير اعضاء بدن خود قياس نمائى ؟
نعمان پاسخ داد: خير.
حضرت فرمود: كار خوبى نمى كنى ، و سپس افزود: آيا مى شناسى كلمه اى را كه اوّلش كفر و آخرش ايمان باشد؟
جواب گفت : خير.
امام عليه السلام پرسيد: آيا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مايع چسبناك گوش و رطوبت حلقوم و بى مزّه بودن آب دهان شناختى دارى ؟
اظهار داشت : خير.
ابن ابى ليلى مى گويد: من به حضور آن حضرت عرضه داشتم : فدايت شوم ، شما خود، پاسخ آن ها را براى ما بيان فرما تا بهره مند گرديم .
بنابراين حضرت صادق عليه السلام در جواب فرمود: همانا خداوند متعال چشم انسان را از پيه و چربى آفريده است ؛ و چنانچه آن مايع شور مزّه ، در آن نمى بود پيه ها زود فاسد مى شد.
و همچنين خاصيّت ديگر آن ، اين است كه اگر چيزى در چشم برود به وسيله شورى آب آن نابود مى شود و آسيبى به چشم نمى رسد؛ و خداوند در گوش ، تلخى قرار داد
تا آن كه مانع از ورود حشرات و خزندگان به مغز سر انسان باشد.
و بى مزّه بودن آب دهان ، موجب فهميدن مزّه اشياء خواهد بود؛ و نيز به وسيله رطوبت حلق به آسانى اخلاط سر و سينه خارج مى گردد.
و امّا آن كلمه اى كه اوّلش كفر و آخرش ايمان مى باشد: جمله ((لا إ له إ لاّ اللّه )) است ، كه اوّل آن ((لا اله )) يعنى ؛ هيچ خدائى و خالقى وجود ندارد و آخرش ((الاّ اللّه )) است ، يعنى ؛ مگر خداى يكتا و بى همتا.
يك جهان در يك جسم
روزى يك نفر نصرانى به محضر مبارك امام جعفرصادق عليه السلام شرفياب شد و پيرامون تشكيلات و خصوصيّات بدن انسان سؤ ال هائى را مطرح كرد؟
امام جعفر صادق عليه السلام در جواب او اظهار داشت :
خداوند متعال بدن انسان را از دوازده قطعه تركيب كرده و آفريده است ، تمام بدن انسان داراى ۲۴۶ قطعه استخوان ، و ۳۶۰ رگ مى باشد.
رگ ها جسم انسان را سيراب و تازه نگه مى دارند، استخوان ها جسم را پايدار و ثابت مى دارند، گوشت ها نگه دارنده استخوان ها هستند، و عصب ها پى نگه دارنده گوشت ها مى باشند.
سپس امام عليه السلام افزود: خداوند دست هاى انسان را با ۸۲ قطعه استخوان آفريده است ، كه در هر دست ۴۱ قطعه استخوان وجود دارد و در كف دست ۳۵ قطعه ، در مچ دو قطعه ، در بازو يك قطعه ؛ و شانه نيز داراى سه قطعه استخوان مى باشد.
و همچنين هر يك از دو پا داراى ۴۳ قطعه استخوان است ، كه ۳۵ قطعه آن در قدم و دو قطعه در مچ و ساق پا؛ و يك قطعه در ران .
و نشيمن گاه نيز داراى دو قطعه استخوان مى باشد.
و در كمر انسان ۱۸ قطعه استخوان مهره وجود دارد.
و در هر يك از دو طرف پهلو، ۹ دنده استخوان است ، كه دو طرف ۱۸ عدد مى باشد.
و در گردن هشت قطعه استخوان مختلف هست .
و در سر تعداد ۳۶ قطعه استخوان وجود دارد.
و در دهان ۲۸ عدد تا ۳۲ قطعه استخوان غير از فكّ پائين و بالا، موجود است .
و معمولا انسان ها تا سنين بيست سالگى ، ۲۸ عدد دندان دارند؛ ولى از سنين ۲۰ سالگى به بعد تعداد چهار دندان ديگر كه به نام دندان هاى عقل معروف است ، روئيده مى شود.(۲)
مرثيّه شاعر و اهميّت گريه
يكى از اصحاب نزديك امام جعفر صادق عليه السلام به نام زيد شحّام حكايت كند:
روزى به همراه عدّه اى در محضر پربركت آن حضرت بوديم ، يكى از شعراء به نام جعفر بن عفّان وارد شد و حضرت او را نزد خود فرا خواند و كنار خود نشانيد و فرمود: اى جعفر! شنيده ام كه درباره جدّم ، حسين عليه السلام شعر گفته اى ؟
جعفر شاعر پاسخ داد: بلى ، فدايت گردم .
حضرت فرمود: چند بيتى از آن اشعار را برايم بخوان .
همين كه جعفر مشغول خواندن اشعار در رثاى امام حسين عليه السلام شد، امام صادق عليه السلام به قدرى گريست كه تمام محاسن شريفش خيس گرديد؛ و تمام اهل منزل نيز گريه اى بسيار كردند.
سپس حضرت فرمود: به خدا قسم ، ملائكه مقرّب الهى در اين مجلس حضور دارند و همانند ما مرثيّه جدّم حسين عليه السلام را مى شنوند؛ و بر مصيبت آن بزگوار مى گريند.
آن گاه خطاب به جعفر بن عفّان نمود و اظهار داشت : خداوند تو را به جهت آن كه بر مصائب حسين سلام اللّه عليه ، مرثيّه سرائى مى كنى اهل بهشت قرار داد و گناهان تو را نيز مورد مغفرت و آمرزش خود قرار داد.
بعد از آن ، امام عليه السلام فرمود: آيا مايل هستى بيش از اين درباره فضيلت مرثيّه خوانى و گريه براى جدّم ، حسين عليه السلام ، برايت بگويم ؟
جعفر بن عفّان شاعر گفت : بلى ، اى سرورم .
حضرت فرمود: هركس درباره حسين عليه السلام شعرى بگويد و بگريد و ديگران را نيز بگرياند، خداوند او را مى آمرزد و اهل بهشت قرارش مى دهد.
جرعه هایی از زلال کلمات امام صادق علیه السلام
امام صادق(ع) فرمودند: در شگفتم از کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!
۱. در شگفتم از کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حَسبُناالله و نِعمَ الوَکیل...» (سوره آل عمران، آیه ۱۷۱) پناه نمی برد.
در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یادشده فرموده است:
«پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسّک جستند)، همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند و هیچ گونه بدی به آنان نرسید.»
۲. در شگفتم از کسی که اندوهگین است، چگونه به ذکر «لااله الّا أنت سُبحانَک أنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین» (سوره انبیاء، آیه ۸۷) پناه نمی برد؛ زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است:
«پس ما یونس را در اثر تمسّک به ذکر یادشده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مؤمنان را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء، آیه ۸۸)
۳. در شگفتم از کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللهِ إِنَّ اللهَ بَصِیرٌ بِالْعِباد» (سوره غافر، آیه ۴۴). .. پناه نمی برد؛ زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است:
«پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یادشده) از شرّ و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه ۴۵)
۴. در شگفتم از کسی که طالب دنیا و زیبایی های دنیاست، چگونه به ذکر «ماشاءَ اللهُ لاقُوَّةَ إِلَّا بِالله » (سوره کهف، آیه ۳۹) پناه نمی برد؛ زیرا خداوند بعد از ذکر یادشده فرموده است:
«(مردی که فاقد نعمت های دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمت ها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی، امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»( الأمالی صدوق، ص ۶؛ بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۱۸۴-۱۸۵، به نقل از موعود، شماره ۱۶۷)
یاد فقرا
ابوجعفر خثعمی که یکی از اصحاب امام جعفر صادق (ع) است حکایت کند:
روزی حضرت صادق (ع) کیسه ای که مقدار پنجاه دینار در آن بود، تحویل من داد و فرمود: این ها را تحویل فلان سید بنی هاشم بده؛ و به او نگو توسّط چه کسی ارسال شده است.
خثعمی گوید: هنگامی که نزد آن شخص تهی دست رسیدم و کیسه پول را تحویل او دادم، پرسید: این پول از طرف چه کسی برای من فرستاده شده است؟
و سپس گفت: خداوند جزای خیرش دهد. صاحب این کیسه، هرچند وقت یک بار، مقدار پولی را برای ما می فرستد و ما زندگی خود را با آن تامین و سپری می کنیم، ولیکن جعفر صادق با آن همه ثروتی که دارد، توجّهی به ما ندارد و چیزی برای ما نمی فرستد، و هرگز به یاد ما فقراء نیست!!
نگاهی به مكتب وحدت بخش امام صادق (ع)
در دوران امام صادق (ع) فساد و انحراف در زمينه های مختلف ريشه دوانده و ارزشهاي جاهليت در حال بازگشت بود؛ روشهای غربی در فهم قرآن وسنت شریف نفوذ کرده و در حال تغییر دادن اصل مکتب اسلام بود و در اواخر دوران امویان مکتبهای فكری و جریانات به دور از اسلام، روبه افزایش بود.
امام صادق (ع) معتقد بود، اندیشه های خرافاتی که باعث ضربه زدن به دین اسلام می شود، به دلیل دور ماندن مسلمانان از اسلام محمدی(ص) است؛ لذا آنها را به آموزهای اسلام راستین، سنت پیامبر(ص) و تقریب بین مذاهب اسلامی فراخواند.
بنابراین در این دوران که ما شاهد جنگ فرهنگی و تبلیغاتی علیه اسلام هستیم، بایستی فرهنگ اهل بیت (ع) که برگرفته از اسلام اصیل محمدی و سنت پیامبر (ص) و رهنمودهای اهل بیت (ع) است، بیش از پیش بیان کنیم.
پیروی از اهل بیت(ع) تنها ذکر مصیبتهای آنها نیست، بلکه به کار گیری و عمل به رهنمودهای آنهاست؛ از جمله رهنمودهای وحدت بخش امام صادق (ع) آنجاست که می فرمایند: «که یاد مارا زنده نگه دارید» می پرسند چگونه ؟ امام پاسخ می دهند، آموزهای ما را فرا گیرند و به دیگران آموزش بدهند، زیرا اگر مردم به آموزهای ما پی ببرند پیرو ما خواهند شد.
حضرت امام صادق (ع) به منظور حفظ الفت و برادری و تحقق وحدت، یاران خود را به شرکت در نماز جمعه و جماعت دعوت می کرد و توصیه می فرمود که بـا اهـل سنت بـهترین رفتار را داشته باشید: در میان آنها نماز بـخوانید، در تـشییع جنازه هایشان شرکت کنید، مریض هایشان را عیادت کنید و حقوقشان را ادا کنید؛ همچنین می فرمایند: به گونه ای رفتار کـنید کـه وقـتی آنها شما را با این رفتار پسندیده می بینند، بگویند او شیعه و پیرو امام صادق(ع) است.
امام صادق علیه السلام همواره از تعصب بی جا منع می کرد، زیرا یکی از مهمترین علل اختلافات بین مسلمانان است و از اجتماع و وحدت، حول نقاط مشترک جلوگیری می کند.
در مـجموع، رفتار امام صادق(ع) در برخورد با گروه های مختلف مذهبی، از جمله اهل سنت، همراه با احـترام و ارشاد بود، در جلسات مناظره شرکت می کرد و به پرسشهای مطرح شده محترمانه پاسخ می داد.
امام صادق(ع) در حدیثی می فرمایند: «با آنان نماز بگزار که نمازگزارنده بـا آنان در صف اول مانند شمشیرکشیده در راه خداست»؛ از این روایات استفاده می شود که حکمت مدارا با اهل سنت در نماز جماعت و مـانند آن به خاطر ترس از ضرر نیست، بلکه رعایت مصلحت و برای اتحاد کلمۀ مسلمین است؛ بنابراین، دستور امام به شرکت در نماز جماعت اهل سنت، برای نشان دادن اخلاق نیکوی شیعیان بوده تا با این رفتار، شیعه با اوصاف زیبا و دور از تعصب و عناد و لجاجت شناخته شود.
مجموع روایات و سیرۀ عملی امام صادق (ع) نشان می دهد که آن بزرگوار به باورهای اهل سنت و تحریک احساسات آنها حساس بود و جدال و دشمنی در بیان حق را نادرست می دانست و در همین زمینه می فرمایند؛«إِیاکمْ وَ الْخُصُومَةَ فِی الدِّین؛ دشمنی در دین را رها کنید!»
رهنمودهای اهل بیت (ع) و به خصوص امام صادق (ع)، این نکته را به مسلمانان یادآور می شود که چگونه یک ملت با نگرشهای مختلف و مکتبهای گوناگون، به عنوان امت واحده بوده و در راستای هدف مشترک تلاش می کردند، هرچند که در شیوه و روش گاهی اختلاف داشتنند.
بنابراین می توان گفت، وظیفه ماست که در همه گردهمایی ها و کنفرانسهای وحدت اسلامی، این را بیان کنیم که ما خواهان آن نیستیم که برای رسیدن به وحدت به دیگران بگوییم از اعتقادات خود دست بردارند؛بلکه، هدف غائی ما بهره گیری از مشترکات و اعتقاداتی چون توحید، رسالت پیامبر(ص)، قبله مشترک و ... است که مذاهب گروههای مختلف در مورد آن توافق دارند.
قضا و قدر الهی چگونه با دعا و صدقه تغییر می کند؟
* مسلمان کیست و شرایط مسلمان بودن چیست؟
مسلمان کسی است که بپذیرد: هیچ خدایی جز الله نیست و حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) پیامبر خدا است. کسی که این دو را قبول داشته باشد و به زیان هم اقرار کند، مسلمان است.
اسلام مانند سواد داشتن است که دارای درجاتی است؛ کسی که سواد خواندن و نوشتن بلد باشد با سواد است و کسی هم که دارای درجه دکتری باشد باز هم باسواد است. اما درجه این دو با هم برابر است؟ درجات اسلام نیز همین طور است.
چنان که اسلام را میتوان به اسلام ظاهری و اسلام واقعی تقسیم کرد.
از شرایط مهم مسلمان واقعی بودن دو چیز است:
۱. عقیده و ایمان؛ یعنی عقیده داشتن به خداوند و صفتهای نیک او، ایمان به نبوت پیامبران به ویژه حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) عقیده به قیامت، بهشت، جهنم و... .
۲. عمل، یعنی اگر کسی عقیدهاش کامل باشد، ولی به دستورهای خدا و پیامبر (صلی الله علیه وآله) عمل نکند، مسلمان واقعی نیست؛ مثلا اگر کسی زکات ندهد مسلمان واقعی نیست.
* قضا و قدر چیست؟
۱- معنای قضا: آیا تاکنون اسم قاضی را شنیدهاید؟ مثلا میگویند فلانی قاضی دادگستری است. آیا میدانید کار قاضی چیست و چرا به او قاضی میگویند؟ کار قاضی این است که وقتی بین دو نفر مشکل یا دعوایی پیش میآید به او مراجعه میکنند و او حق را به یک طرف، که حق با اوست میدهد و دعوا را خاتمه میبخشد. پس چون قاضی دعوا را فیصله میبخشد، تمام میکند و خاتمه میبخشد به او قاضی میگویند.
با مثال که متوجه شدید که معنای قضا: فیصله بخشیدن به کار و تمام کردن میباشد. حال وقتی میگویند قضای الهی بر چیزی تعلق گرفته، به این معناست: که خداوند این گونه حکم کرده که آن چیز با علتهای خودش به گونهای خاص ایجاد میشود و حتمی شود؛ مثلا قضا و قدر الهی بر این تعلق گرفته که اگر کسی به آتش دست بزند دست او بسوزد، اگر کسی خودش را از بلندی پرتاب کندت صدمه ببیند، آسمان های هفت گانه در دو روز (دو دوره) خلق شوند و اما وقتی می گویند قضای الهی بر این تعلق گرفته که جز او را پرستش نکنید؛ یعنی حکم و دستور خداوند بر این تعلق گرفته است.
۲- معنای قدر: قدر به معنای تقدیر کردن و اندازه گرفتن است.
وقتی می گویند قدر الهی، یعنی خدا قدر و اندازه هر چیز را مشخص کرده است و قدر الهی بر این تعلق گرفته که سال ۳۶۵ روز باشد. در حوادثی هم که اتفاق می افتد قدر الهی بر این تعلق گرفته است که اگر علتها فراموش شود، نتیجه مورد نظر هم به دست آید؛ مثلااگر کسی بیمار شود و دارویی که برای همان بیماری وجود دارد مصرف کند و خوب شود، خوب شدن شخص مطابق قضا و قدر الهی است، چون خداوند این گونه تقدیر کرده است که خوردن دارو موجب بهبودی شود. حال اگر مریض دارو مصرف نکرد و بیماریش شدیدتر شد باز هم مطابق قضاوقدر الهی است.
* آیا قضا و قدر امری حتمی و تغییرناپذیر است یا ما میتوانیم با دعا، صدقه و... آن را تغییر دهیم؟
در پاسخ قبلی که قضا و قدر الهی به این معنای است که خداوند علتها و سبب هایی را قرار داده و مقرر کرده است که این علتها نتیجه های خودشان را بدهند و به قول یکی از شاعران:
از مکافات عمل غافل مشو *** گندم از گندم بروید جو از جو
پس، قضا و قدر الهی بر این تعلق گرفته است که علت بوجود آمدن گندم، دانه گندم باشد، نه دانه جو. پس اگر دانه گندمی در جای مناسب قرار گیرد و شرایط فراهم باشد به بوته گندم تبدیل می شود.
قضا و قدر الهی دو گونه است:
الف- قضا و قدر حتمی و غیر قابل تغییر.
ب- قضا و قدر مشروط.
برای آنکه فرق این دو را بدانید، به مثال زیر توجه کنید.
سم کشنده است، پس اگر کسی سم بخورد و مقداری سم به اندازهای باشد که موجب مرگ میشود، چنین شخصی خواهد مرد. اما اگر کسی سم بخورد و فورا دارویی که اثر سم را از بین می برد بخورد آیا باز هم خواهد مرد؟ پاسخ روشن است. اگر کسی را مار نیش بزند و او فورا به دکتر مراجعه کند و دکتر داروی ضد سم به او تزریق کند چنین شخصی نخواهد مرد.
پس سم مار همیشه کشنده نیست؛ بلکه در صورتی کشنده است که داروی ضد سم مصرف نشود. در این مثال، کشنده بودن سم، قضا و قدر غیر حتمی است؛ حال اگر سم خورده شد و داروی ضد سم مصرف نشد کشته شدن حتمی خواهد بود و به اصطلاح جایش در لوح محفوظ است.
سرنوشت ما نیز همین گونه است و صدقه دادن و سایر کارهای خوب مانند داروی ضد سم است. پس ممکن است قضا و قدر غیر حتمی الهی به این تعلق گرفته باشد که برای ما حادثه ای اتفاق بیفتد، حال اگر صدقه بدهیم. صدقه مانند پادزهری جلوی آن حادثه را می گیرد.
* خداوند در قرآن فرموده است: هر کس را که خدا بخواهد هدایت میکند؛ پس اگر خدا نخواهد، شخص هدایت نخواهد شد و تلاشهای انسان بیهوده است.
دو دانش آموز را در نظر بگیرید که زیر نظر معلمی دلسوز و مهربان تحصیل خود را آغاز می کنند.
معلم درسهای اولیه را برای هر دو نفر تدریس میکند. دانش آموز «الف» درسها را خوب می خواند و تکالیف خودش را خوب انجام می دهد، پس شایستگی این را پیدا میکند که معلم درس بعدی را به او یاد بدهد و در واقع به خاطر شایستگی که دارد معلم او را به درس بعدی یا کلاس بالاتر هدایت میکند، ولی دانشآموز «ب» نه تنها درس هایش را خوب نمی خواند، بلکه دفترهایش را هم پاره می کند، معلم را مسخره می کند و...
چنین دانش آموزی را معلم مهربان رهایش میکند، تا در گمراهی و جهل و بی سوادی بماند و این باقی ماندن او در جهل و نادانی نتیجه کوشش نکردن دانشآموز «ب» است و ربطی به معلم ندارد.
خداوند مهربان نیز ما انسانها را آفریده و پیامبران را برای تعلیم و یاد دادن راه درست و پاک شدن ما فرستاده است.
در این میان برخی انسانها، تعلیمات پیامبران را به خوبی یاد میگیرند، خداوند نیز به آنها کمک می کند، تا در راه هدایت ثابت قدم باشند یا به درجات بالاتر هدایت راه یابند و به خداوند نزدیک شوند، ولی انسانهایی که با اختیار خودشان از راه راست منحرف میشوند، خداوند آنها را رها می کند تا در جهل و گمراهی باقی بمانند و هر روز بیشتر از روز قبل در باتلاق نادانی و گمراهی فرو روند. از آن چه نوشتم متوجه شدید که هدایت خدا دارای چند مرتبه و درجه است.
مراتب اولیه هدایت، شامل همه انسانها میشود. این که خدا عقل داده که خوب و بد را بفهمند و پیامبران را فرستاده تا مردم را راهنمایی کنند، از مراحل اولیه هدایت است؛ ولی هدایت های ویژه خدا و عنایتهای مخصوص پروردگار شامل حال کسانی میشود که در راه خدا قدم بر میدارند؛ پس معنای آیاتی مانند: الله یهدی من یشاء؛ خداوند هر که را اراده کرده هدایت میکند. (بقره، آیه ۲۱۳) این است که اراده الهی بر این تعلق گرفته است که: خداوند بر هدایت مؤمنان بیافزاید و آنان را مشمول عنایت ویژه خودش کند؛ چنان که در قرآن می فرماید: خداوند بر هدایت هدایت یافته گان می افزاید. (مریم، آیه ۷۶)
چرا از سوی خدا آزمایش می شویم؟
ما که سرنوشتمان به دست خداست و هر چه او اراده کند باید انجام دهیم، پس ما از خودمان اراده ای نداریم؟
خدا نعمت های فراوانی به ما داده است؛ مانند دست، پا، گوش، چشایی، بویایی و ...
یکی از این نعمت هایی که خدا به ما داده نعمت اختیار است. پس، از آنجا که این نعمت ها را خدا به ما داده و هر لحظه می تواند از ما بگیرد سرنوشت ما به دست خداست و از آنجا که با اختیار کارها را انجام می دهیم، پس در واقع انجام دهنده کارها خودمان هستیم.
حالا برای روشن شدن مطلب مثالی می زنم!
پدری به کودک خردسالش مقداری پول می دهد و به او می گوید این پول ها دست تو باشد، اگر خواستی می توانی خرج کنی، ولی من هم هر وقت بخواهم از تو پس خواهم گرفت.
حالا اگر کودک بخشی از پول را هزینه کند می تواند بگوید: پول خودم را خرج کردم، چنان که می تواند بگوید: پول پدرم را خرج کرده ام. پس این پول هم به فرزند نسبت داده می شود و می گویند پول های بچه و هم به پدر نسبت داده می شوند و می گویند پول های پدر.
کارهایی هم که ما انجام می دهیم همین گونه است. به خاطر این که دست و پا و... و اختیار را خدا به ما عنایت فرموده و هر وقت اراده کند آنها را می تواند از ما پس بگیرد می گوییم کارها با اراده خدا انجام می شود و حتی می گوییم: کار خدا بود ولی از آنجا که با اراده خودمان انجام می شود می گوییم: خودم نماز خواندم و به این خاطر خداوند به ما ثواب می دهد و اگر کار بدی باشد خداوند ما را عذاب می کند. برای آگاهی بیشتر می توانید مجموعه آثار شهید مطهری، جلد ۱، ص ۳۸۱-۴۱۰ را بخوانید.
* مگر نه این است که خداوند سرنوشت کارهای انسان و کارهایی را که در آینده انجام می دهد- حتی قبل از تولد - می داند، پس چرا خداوند انسان ها را آزمایش می کند؟
این که خدا ما را امتحان می کند برای این نیست که چیزی بر علم او افزوده شود. فایده امتحانات الهی به خود ما بر می گردد نه خدا، امتحانات الهی فایده های زیادی برای ما دارد که به برخی از آنها اشاره می کنم:
۱- زمینه سازی برای پیشرفت انسان و نزدیک تر شدن بنده به خدا (امتحان تقویتی): برای توضیح بیشتر، یادی از دوران نوجوانی خودم می کنم: وقتی ما درس می خواندیم - شاید حالا هم همین طور باشد - معلم یکی دو بار در هفته اعلام می کرد فلان روز امتحان می گیرم. اسم این امتحان ها امتحان قوه بود؛ یعنی برای تقویت بنیه علمی ما معلم امتحان می گرفت، چون ما مجبور می شدیم برای امتحان بیشتر درس بخوانیم امتحانات ما نتیجه ای برای معلم نداشت و همه نتیجه به خودمان بر می گشت. معلم فایده ای نمی برد، ولی ما فایده های زیادی می بردیم. معلم مهربان و دلسوز ما می دانست که بهترین راه پیشرفت ما امتحان است. پس به همین منظور از ما امتحان قوه می گرفت و امتحان اهمیت داشت و نه نتیجه امتحان.
بسیاری از امتحانات الهی هم برای تقویت ماست. خداوند مهربان می داند که ما با امتحان پیشرفت می کنیم، به خداوند نزدیکتر می شویم، گناهان ما آمرزیده می شود و ... به این خاطر خداوند ما را آزمایش می کند.
خدا می فرماید: و شما را به چیزی [از قبیل] ترس و گرسنگی و کاهشی در دارایی ها و جان ها و محصولات امتحان می کنیم و به صابران بشارت ده و نیز فرمود: الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون...؛ افرادی که اگر مصیبتی به آنها برسد می گویند: همه از خداییم و همگی به سوی او باز می گردیم درود خداوند و رحمت الهی بر آنان باد و آنان، رستگارانند. (بقره، آیه ۱۵۵)
خدا می داند که اگر یکی از فرزندان آقای الف از دنیا برود آقای الف صبر می کند و به خاطر صبر کردن، درجه اش بالا می رود. لذا او را با از دست دادن فرزند، امتحان می کند. شاید بپرسید چرا خداوند بدون امتحان کردن درجه او را بالا نمی برد؟ پاسخ این است که- چنان که پیش از این برایتان نوشتم- خدا برای هر چیز علتی قرار داده و تا علت نباشد نتیجه حاصل نمی شود. خدا برای هر مسیر جاده و راهی قرار داده و از بی راهه نمی توان به مقصد رسید و یکی از راه های دریافت رحمت الهی، صبر در برابر مشکلات است.
۲. روشن شدن وضعیت راستگویان و دروغ گویان برای خودشان و دیگران:
فرض کنید خداوند هیچ کس را آزمایش نکند و مثلا بدون این که برادر الف و ب به دنیا بیایند، در قیامت از بین این دو برادر، الف را مستقیما به بهشت بفرستد و ب را با سر در جهنم فرو برد. آیا برادر ب حق ندارد بگوید خدایا مگر فرق من با برادرم چه بود که او بهشتی شد و من جهنمی؟ اگر خدا بگوید: من علم داشتم که اگر تو به دنیا می آمدی گناه کار می شدی و به خاطر گناهانت به جهنم می رفتی. آیا این پاسخ برای برادر ب و همه افرادی که آن را می شنوند. قانع کننده است؟ آیا آقای ب به دروغ ادعا نمی کند که اگر او هم به دنیا می آمد از نیکوکاران می شد!؟
حج در کلام صادق آل محمد(ع)
حج و زیارت بیت اللَّه الحرام و انجام مناسک آن از شعائر اسلام و یکی از ارکان پنج گانه ای است که اسلام بر آنها نهاده شده است. حج از ضروریات دین به شمار می رود و آیات و روایات فراوانی درباره آن از اهل بیت (ع) به ما رسیده است.
زیارت خانه حق، همراه با انجام مناسک ملکوتی و اعمال عاشقانه ای که دستور پروردگار مهربان بدرقه آن است و انبیای الهی و امامان معصوم بر بزرگداشت تمام واقعیاتش تأکید داشتند، در کنار دلی مملوّ از معرفت و خلوص و همّتی عالی و شوقی وافر، از ارکان اسلام و از اصول مسائل الهی و از شعائر عرشی و خلاصه از بزرگترین و با منفعت ترین برنامه هایی است که انسان مستطیع نسبت به آن مکلّف و مسؤول است. گردهمایی عظیمی که قدرت و توان حلّ مشکلات دنیای اسلام را در همه زمینه ها دارد.
برنامه بسیار مهمی که می تواند صفوف مسلمانان را بهم پیوند داده و از این نیروی عظیمِ پراکنده، دست واحدی برای جهان اسلام واسلحه کوبنده ای علیه دشمنان دین بوجود بیاورد.
1.اسحاق بن عمار میگوید: امام صادق(ع) فرمود: «ای اسحاق، هرکس این خانه (کعبه) را یک بار طواف کند خداوند برای او هزار حسنه مینویسد و هزار سیئه از او محو میکند و هزار درجه او را بالا میبرد و هزار درخت برای او در بهشت میکارد و ثواب آزاد کردن هزار بنده برایش مینویسد، تا به ملتزم میرسد. هشت در بهشت را برای او میگشاید سپس به او میفرماید از هر کدام از آنها که خواستی وارد شو؛
اسحاق میگوید به امام(ع) گفتم: فدایت شوم. همه اینها برای کسی است که طواف میکند؟ فرمود: بله، آیا به تو خبر ندهم از چیزی که از این هم با فضیلتتر است؟ عرض کردم: بله.
فرمود: هر کس حاجتی برای برادر مؤمنش برآورده کند، خداوند برای او [ثواب ] طوافی و طوافی و طوافی مینویسد. [حضرت همین طور شمرد] تا به 10 طواف رسید؛
2.رکن یمانی دری است از درهای بهشت که از روزی که گشوده شده هرگز بسته نشده است.
3.حرمت مسجد به خاطر کعبه و حرمت حرم به خاطر مسجدالحرام است و احرام به خاطر حرمت حرم واجب شد.
4.هنگامی که خداوند به ابراهیم (ع) امر کرد که حج انجام دهد ، ابراهیم در حالی که اسماعیل همراه او بود ، حج گذارد. 5.ابراهیم و اسماعیل روی شتر سرخی حج گزاردند و جبرئیل هم با انها بود تا اینکه به حرم رسیدند، جبرئیل به ابراهیم گفت ای ابراهیم فرود آیید و غسل کنید پیش از آنکه وارد حرم شوید. پس آنها هم فرود امدند و غسل کردند.
6.هنگامی که می خواهید وارد حرم شوید ، از گیاه اذخر (گیاهی خوشبو) بجوید و ام فروه را نیز به این کار سفارش کرد.
7.سزاوار نیست که خانه های مکه در داشته باشند تا حاجی بتواند وارد خانه های مکه شود و مناسک خود را انجام دهد و نخستین کسی که برای خانه های مکه در گذاشت معاویه بود.
8.علی (ع) اجاره دادن برای خانه های مکه را مکروه دانسته و استشهاد به آیه " سواء العاکف فیه و الباد " کرده است.
9.آدم نخستین کسی بود که شالوده خانه کعبه را نهاد و آن را ساخت و نخستین کسی بود که پوشش پشمین بر آن پوشانید و نخستین کسی بود که به سوی آن حج گزارد.
10.هر کس هفت مرتبه گرد این خانه طواف نماید ، خداوند عز و جل شش هزار حسنه برای او می نویسد و شش هزار گناهش را می بخشد و شش هزار درجه او را بالا می برد.
11.خداوند عز و جل اطراف کعبه یکصد و بیست رحمت قرار داده که شصت رحمت آن مخصوص طواف کنندگان ، چهل رحمت برای نمازگزاران و بیست رحمت برای نگاه کنندگان به کعبه است.
12.در حالی که همراه با سایر مسلمانان گرداگرد خانه طواف می کنی ، با قلبت نیز همراه با فرشتگان در اطراف عرش طواف کن.
13.سخن گفتن و دعا خواندن در طواف اشکالی ندارد ، لیکن خواندن قرآن افضل است.
14.قدم برداشتن مسلمان برای رفع گرفتاری مسلمانی دیگر ، از هفتاد طواف مستحبی بیت الله الحرام برتر است.
15.حجر خانه اسماعیل است و در آن قبر هاجر و قبر اسماعیل قرار دارد.
16.اسماعیل بعد از او (ابراهیم) در سن یکصد و سی سالگی وفات یافت و در جوار مادرش در حجر دفن شد.
17.در حجر ، نزدیک رکن سوم (غربی) تنی چند از دختران اسماعیل دفن شده اند.
18. ابابصیر به نقل از امام جعفر صادق (ع) : هیچ قطعه زمینی نزد خداوند از محل سعی دوست داشتنی تر نیست ؛ زیرا خداوند هر سلطه گر و ستیزه جویی را در آن خوار و ذلیل می کند.
19. معاویة بن عمار به نقل از امام جعفر صادق (ع): هیچ پرستشگاهی نزد خداوند تبارک و تعالی محبوبتر از مکان سعی نیست ؛ زیرا خداوند در این مکان هر ستمکار گردنکشی را حقیر و زبون می کند.
20.آنگاه که ابراهیم سعی می نمود ، ابلیس بر او در آمد ، جبرئیل ابراهیم را فرمان داد تا تندتر حرکند کند ، از ابلیس بگریزد و پس از آن هروله در سعی سنت شد.
21.زیارت قبر پیامبر خدا (ص) و زیارت قبور شهدا و زیارت قبور منور امام حسین (ع) برابر است با یک حج مقبول که زائر همراه رسول الله (ص) بجای آورد.
22. هرکس سه بار حجّ به جا آورد ، هرگز به فقر گرفتار نیاید.
23. ندیده ام که چیزى همانند مداومت بر زیارت این خانه چنان سریع توانگرى آورد و فقر را بزداید .
24.عبد الرحمن بن کثیر : با امام صادق (ع) به حجّ رفتم . هنگام عبور از راهى آن حضرت بر فراز کوهى رفت و از آن بالا به مردم نگریست و فرمود چه بسیار است هیاهو و چه اندک اند حاجیان !
25.مردم امام خود را گم مى کنند ، ولى آن حضرت در موسم حجّ حاضر مى شود و مردم را مى بیند امّا آنها او را نمى بینند .
26. هر کس در حال احرام بمیرد ، خداوند او را لبّیک گویان برانگیزد
27. معاویة بن عمار گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم روز حج اکبر چه روزی است؟ حضرت فرمود: روز حج اکبر روز عید قربان است و حج اصغر عمره است.
28.حاجی و عمره گزار مهمان خدایند. اگر چیزی بخواهند به ایشان دهد. اگر او را بخوانند، پاسخ می گوید. اگر شفاعت کنند. شفاعت ایشان را می پذیرد، اگر سکوت کنند، با آنان آغاز سخن می کند و در برابر هر درهمی که خرج کرده اند، یک میلیون درهم به آنان می پردازد.
29. حج دوگونه است: حجی برای خدا و حجی برای خلق، هر کس برای خدا حج گزارد، پاداشش آنست که خدا که وی را به بهشت درآورد و هر کس برای مردم حج گزارد، پاداش وی روز قیامت برعهده مردم خواهد بود.
30. از امام صادق (ع) سئوال شد: چرا روزه ایام تشریق «11 - 12 - 13 ذی حجة » نامطلوب است. حضرت فرمود: زیرا مردم، زائران خدا و مهمان وی هستند. و شایسته نیست که مهمان در نزد میزبان و کسی که به دیدارش رفته روزه بگیرد.
31. هیچ راهی از راههای خدا برتر از حج نیست مگر اینکه مردی شمشیر بردارد و در راه خدا جهاد کند تا شهید گردد.
32. خدای عزوجل سه ناموس محترم و مقدس دارد که هیچ چیز به حرمت آن نرسد.
کتابش که فرمان او و نور اوست و خانه اش که آنرا قبله مردم قرار داده و توجه به جایی غیر آن از هیچ کس پذیرفته نیست و عترت پیامبر شما.
33. عبدالله بن سنان گوید به امام صادق (ع) گفتم:
بفرمایید منظور از آیه «و من دخله کان امنا» چیست؟ کعبه مورد نظر است یا حرم؟ فرمود: هر کس از مردم به حرم پناه آورد در امان است. هرکس از مؤمنین بر حرم پناه آورد از خشم خدا در امان است و هر حیوان وحشی و درنده و پرنده ای که داخل حرم شود. در امان است از ارعاب و اذیت تا از آن بیرون رود.
34. خداوند تبارک و تعالی در پیرامون کعبه صدو بیست بخش رحمت دارد، شصت قسمت آن برای طواف کنندگان چهل قسمت برای نمازگزاران و بیست قسمت برای ناظران کعبه است.
35. مستحب است که 360 طواف به تعداد روزهای ایام سال بجای آوری، اگر نتوانستی هر قدر که ممکن شد طواف کن.
36. هر کس با حاجی دیدار کند و با او مصافحه نماید گویا بر حجرالاسود دست کشیده است.
37. کسی که به حج می رود خدا ضامن اوست ، اگر او را زنده نگه دارد، به اهل و عیالش می رساند، و اگر او را بمیراند وارد بهشت می کند.
38. هر آبادی نشین مؤمنی که در عرفه وقوف کند، خدا همه مؤمنان آن آبادی را بیامرزد، و هر شخص مؤمنی از یک خانواده در عرفه وقوف کند، خدا مؤمنان آن خانواده را بیامرزد.
39. هرکس یک درهم در حج خرج کند، برایش بهتر از یک هزار درهم است که به حق خرج کند.
40.خداوند، به چیزی بهتر از خموشی و راه رفتن به سوی خانه اوعبادت نشده است.































