emamian
۴ معیار شناخت دوست ناباب در نهج البلاغه
امیرالمؤمنین (ع) در توصیههای خویش به فرزندشان امام حسن مجتبی (ع) ۴ معیار را در شناخت دوست ناباب بیان فرمودند.
دوستی و مهرورزی به همنوعان از نیازهای فطری هر انسانی است و نقش بسزایی در رشد و ارتقای جامعه ایفا میکند؛ این پیوند آنگاه که عاقلانه و بر اساس معیارهای ارزشی صورت گیرد، عاملی جهت استحکام بنیانهای اجتماعی خواهد بود. چرا که دستیابی به آرامش روانی و تقویت بنیههای معرفتی و علمی، دو گزاره مهم در استحکام یک سرزمین است که این مهم در پرتو روابط اجتماعی سالم تحقق مییابد.
از این روست که دین مبین اسلام بر تقویت عنصر دوستی تأکید فراوانی دارد. از نظر آموزههای دین، جامعه مطلوب انسانی در اسلام، جامعهای است که بر اساس محبت مردم نسبت به یکدیگر شکل بگیرد. اسلام میخواهد جامعهای بسازد که همه مردم، خود را برادر یکدیگر بدانند و تا سر حد ایثار نسبت به هم عشق بورزند و همان طور که اشاره شد، این بدان جهت است که هیچ چیز مانند مهرورزی در ساماندهی یک جامعه مطلوب کارساز نیست. از این جهت شناخت معیارهایی برای انتخاب دوست ضرورت مییابد.
جالب اینجاست که امیرالمؤمنین (ع) در توصیههای خویش به فرزندشان امام حسن مجتبی (ع) این مسئله را مورد توجه قرار دادند و 4 معیار را در شناخت دوست ناباب بیان فرمودند. حضرت در فرازهایی از بیانات خویش فرمود:
1ـ اى فرزند، بپرهیز از دوستى با احمق، زیرا احمق خواهد که به تو سود رساند، ولى زیان مىرساند ؛ یَا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَنْفَعَکَ فَیَضُرُّکَ
2ـ و بپرهیز از دوستى با بخیل که او چیزى را که بسیار به آن نیازمند هستى از تو دریغ مى دارد ؛ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِیلِ، فَإِنَّهُ یَقْعُدُ عَنْکَ أَحْوَجَ مَا تَکُونُ إِلَیْهِ
3ـ و بپرهیز از دوستى با تبهکار که تو را به اندک چیزى مىفروشد ؛ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ، فَإِنَّهُ یَبِیعُکَ بِالتَّافِهِ
4ـ و بپرهیز از دوستى دروغگو که او چون سراب است، دور را نزدیک نشان مىدهد و نزدیک را دور مىنمایاند ؛ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَادَقَةَ الْکَذَّابِ، فَإِنَّهُ کَالسَّرَابِ یُقَرِّبُ عَلَیْکَ الْبَعِیدَ وَ یُبَعِّدُ عَلَیْکَ الْقَرِیبَ.
حضرت در فراز اول اشاره دارد «بپرهیز از دوستى با احمق، زیرا احمق خواهد که به تو سود رساند، ولى زیان مىرساند»؛ چرا که آدم احمق هم آخرت خود را به باد مىدهد و هم دنیایش را. او منافع زودگذر را بر سعادت جاویدان و لذت ناپایدار را بر سعادت پایدار مقدم مىدارد. به همین دلیل روز رستاخیز دستش از حسنات تهى و پشتش از بار سیئات سنگین است همچنان که امیرالمؤمنین (ع) در فراز قبلی اشاره دارند «بزرگترین فقر، حماقت و نادانى است؛ وَ أَکْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ». فرد احمق در دنیا نیز بر اثر ندانمکارىها دوستان خود را از دست مىدهد و منافع آنى را بر درآمدهاى آینده مقدم مىشمرد. بخل و تنگنظرى که لازمه حماقت است، مردم را به او بدبین مىکند و تدبیر لازم براى ساماندهی امور مادى را از دست مىدهد و به همین دلیل فقر عقل، باعث فقر در زندگى مادى او نیز مىشود.
یکى از مشکلات مهم کار احمق نیز مشکل بودن درمان اوست، زیرا او مانند بیمارى است که نه دارو مىخورد و نه پرهیز مىکند. مطابق آنچه مرحوم مفید در کتاب اختصاص آورده در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «حضرت عیسى بن مریم گفت: من بیماران (غیر قابل علاج) را مداوا کردم و آنها را به اذن خدا بهبودى بخشیدم. نابیناى مادرزاد و مبتلا به بیمارى برص را به اذن خدا شفا دادم حتى مردگان را به اذن خدا زنده کردم; ولى به سراغ معالجه احمق رفتم و نتوانستم او را اصلاح کنم؛ إنَّ عیسَى بْنَ مَرْیَمَ قالَ: دَاوَیْتُ الْمَرْضَى فَشَفَیْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَأَبْرَأْتُ الاَْکْمَهَ وَالاَْبْرَصَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَالَجْتُ الْمَوْتَى فَأَحْیَیْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَالَجْتُ الاَْحْمَقَ فَلَمْ أَقْدِرْ عَلَى إِصْلاَحِه».
عوامل استحکام و ثبات خانواده
اسلام اهمیت بسیار زیادی به خانواده و حفظ و استحکام آن داده است. استحکام خانواده از مهم ترین عوامل استحکام اجتماع است؛ امنیت روحی و روانی در خانواده مهم ترین عامل تحقق امنیت روانی در جامعه است؛ اهتمام به دین در نهاد خانواده، به اهتمام به دین در سطح جامعه منجر می شود. بر این اساس باید تلاش کرد که نهاد خانواده کاملًا مستحکم باشد. اما عوامل استحکام خانواده چیست؟ بسیاری از افراد گمان می کنند اگر بخواهند از ابتدا لوازم و مقدمات استحکام خانواده را فراهم نمایند باید مهریه های سنگین و جهیزیه های مجلل و گران قیمتی را در نظر بگیرند. و به طور کلی شرایط اقتصادی و مادی را به گونه ای چینش نمایند که از فروپاشی این نهاد جلوگیری کنند! اما تجربه نشان داده است، این روشی کاملًا اشتباه است. هیچگاه مهریه های سنگین یا جهیزیه های مجلل عامل بقاء خانواده نبوده و نیست. هر چند ممکن است در برخی موارد از نظر ظاهری مانع جدایی شود؛ اما هرگز نمی تواند مانع جدایی روحی و روانی و جدایی دل ها شود.
از نظر اسلام مهم ترین ارکان استحکام خانواده «مودت» و «رحمت» میان زن و مرد است:[1]
وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکمْ مِنْ أَنْفُسِکمْ أَزْواجاً لِتَسْکنُوا إِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِک لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَکرُونَ؛[2]
و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان محبت و رحمت قرار داد؛ به یقین در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.
«مودت» یعنی «دوستی عاقلانه و نه دوستی غریزی» و «رحمت» یعنی «گذشت مهربانانه از لغزش ها و کوتاهی های یکدیگر». اگر تشکیل خانواده بر پایه دوستی های غریزی باشد، دیر یا زود چنین دوستی و مودتی فروکش خواهد کرد و آرام آرام روابط زناشویی به سردی می گراید. به علاوه، تصمیم هایی که بر اساس غریزه است، تصمیم های آگاهانه و انتخاب های عاقلانه ای نیستند. به همین دلیل، خیلی زود با مشاهده موارد دیگری برای ارضای غریزه ممکن است نسبت به همسر خود بی رغبت شود. اما دوستی هایی که با انتخاب آگاهانه و تصمیمی عاقلانه آغاز می شود، هر چه بر مدت آن بگذرد، بر استحکام آن افزوده می شود. زیرا با افزایش سن و با گذشت زمان تجارب زن و مرد افزوده تر می شود و عقل آنها قوام بیشتری می یابد. به همین دلیل، فضایی صمیمی تر و مهربان تر را در کانون خانواده شکل خواهند داد. از سوی دیگر، خانواده ای که اختلاف در آن رخ ندهد، و لو در سطح اختلافات سلیقه ای، وجود ندارد. مهم، داشتنِ مهارت حل اختلافات است. اگر خانواده بر پایه مودت شکل گرفته باشد، اختلافات نیز بر پایه «رحمت» رفع خواهند شد. توصیه اسلام همین است که به هنگام اختلافات و در برابر لغزش های طرف مقابل از سر رحمت برخورد کنید. یعنی با مهربانی و رأفت از لغزش های یکدیگر درگذرید.
پی نوشت ها:
[1] . ر. ک: جامعه در قرآن، عبدالله جوادى آملى، صص 68- 69.
[2] . سوره روم، آیه 21.
منافقین، سربازان بدون یونیفورم آمریکا هستند
رئیس قوه قضاییه با اشاره به جنایات آمریکا و اذناب آن در منطقه و جهان از تلاشهای اخیر نیروهای امنیتی و قضایی در شناسایی، دستگیری و محاکمه جاسوسان آمریکایی قدردانی کرد و گفت: نفرت و کینه ملت ایران از حکام ایالات متحده آمریکا در حال افزایش است.
حجتالاسلام سیدابراهیم رئیسی در جلسه شورای عالی قضایی با تسلیت ایام شهادت نهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت جوادالائمه(ع)، تصریح کرد: لازم میدانم به نیروهای امنیتی و همکاران قضایی خود بهخاطر اقداماتی که در شناسایی، کشف و دستگیری جاسوسان آمریکایی داشتند خسته نباشید بگویم و بهسهم خود از این عزیزان تقدیر و تشکر کنم.
رئیس قوه قضاییه ادامه داد: آنچه امروز استکبار جهانی در سر میپروراند و برای تحقق اهدافش افرادی را برای جمعآوری اطلاعات به کشور ما گسیل میکند، خیال باطلی است که بارها آن را تجربه کردهاند. از جمله نخستین تجربههای آنها مأمور کردن منافقین در عملیاتهایی نظیر مرصاد بود که میتوانیم از آن بهعنوان یکی از قلههای پیروزی جبهه انقلاب در برابر استکبار یاد کنیم.
رئیسی با اشاره به ایام سالروز عملیات غرورآفرین مرصاد، یاد و خاطره شهدای گرانقدر این عملیات را گرامی داشت و افزود: منافقین، سربازان بدون یونیفورم آمریکا هستند که در مقاطع گوناگون از جمله در عملیات مرصاد، با اقدام عبرتآموز فرزندان این ملت مواجه شدند و ما همواره لعنت ابدی را برای منافقین بر زبان جاری میکنیم.
رئیس قوه قضاییه ادامه داد: چه آن روز که استکبار جهانی، منافقین را علیه ایران مأمور کرد و چه امروز که افرادی را در پوششهای مختلف بهعنوان جاسوس و برای اقدام علیه امنیت ملی ایران مأمور میکند یا با کمک برخی کشورها در منطقه دست به جنایت میزند، همواره دست تفوق و برتری با جبهه انقلاب اسلامی بوده است.
رئیسی با ابراز اینکه طبق آمارهای سازمان ملل، امروز بیشترین میزان کشتار کودکان در یمن توسط آلسعود و در فلسطین بهدست رژیم صهیونیستی ثبت شده است، آمریکا را مسئول مستقیم این جنایات دانست و یادآور شد: براساس تاریخ حیات ملتها و آنچه قرآن کریم نوید داده است، روحیه استکباری دوامی نخواهد داشت و بر همین مبناست که امروز ایران اسلامی با وجود همه فتنهها بیش از هر مقطع دیگر امنیت و آرامش دارد و این امنیت بهمدد حضور پرصلابت مردم و تلاشهای نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی تحت رهنمودهای رهبر معظم انقلاب روز به روز در حال افزایش است.
رئیس قوه قضاییه با بیان اینکه کینه ملت ایران بهدلیل جنایات آمریکا نسبت به هیئت حاکمه این کشور همواره در حال افزایش است، بار دیگر از تلاشهای سربازان گمنام امام زمان(عج) و همکاران خود در دستگاه قضایی بهدلیل وارد آوردن ضربه سنگین به شبکه جاسوسی آمریکا در کشور، قدردانی و ابراز امیدواری کرد که بیش از پیش با هوشیاری و بصیرت خود، فضا را رصد کنند تا مانع از هرگونه اقدام علیه امنیت ملی توسط دشمنان شوند.
رئیسی در بخش دیگری از سخنان خود، به موضوع نظارت اشاره کرد و با تأکید بر ضرورت توجه ویژه همه مدیران و مسئولان در دستگاههای گوناگون نسبت به نظارت درونسازمانی اظهار کرد: بهعنوان یک اصل غیرقابل تردید، هر سازمان و دستگاهی که درون مجموعه خود را بهخوبی کنترل میکند، میزان جرم و تخلف در آن سازمان بهشکل محسوسی کاهش مییابد.
رئیس قوه قضاییه ادامه داد: دستگاههای ناظر برونسازمانی مانند سازمان بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات، وزارت اطلاعات یا بخشهای دیگری که کار نظارتی را بهعهده دارند، مکلف به پایش روند اجرای قانون و حسن جریان امور در سازمانها هستند اما نباید فراموش کنیم که همه این دستگاههای ناظر، در واقع بازوی کمکی سازمانها هستند و نظارت اصلی را مدیران و مسئولان هر سازمان بهعهده دارند.
رئیسی گفت: هرجا یک مدیر نسبت به نارسایی، فساد و تخلف در مجموعه خود حساسیت دارد، طبعاً تخلفات در آن مجموعه کاهش مییابد و هر جا این حساسیت نیست، شاهد تخلف، فساد و ناهنجاری هستیم، بر همین مبنا، ما اصل را بر تقویت و تشدید نظارت و بازرسی درونسازمانی در خود دستگاه قضایی و سایر دستگاهها میدانیم.
رئیس قوه قضاییه، تقویت نظارت و بازرسی درونسازمانی را تضمینی برای اجرای قانون و حسن جریان امور در دستگاهها دانست و خاطرنشان کرد: خبرهایی که در جراید، لسان مردم و فضای حقیقی و مجازی منتشر میشود و دغدغه و مطالبه افکار عمومی است، مسئولیت مدیران کشور را برای نظارت سازمانی سنگینتر میکند تا در هر سه حوزه پیشگیری، حین فعالیت و پس از فعالیتها، نظارت و بازرسی جریان داشته باشد.
رئیسی همچنین در پایان جلسه امروز ضمن قدردانی از تلاشهای سیدمرتضی بختیاری در طول دوران تصدی حوزه ریاست قوه قضاییه و آرزوی موفقیت برای وی در سنگر کمیته امداد امام خمینی(ره) در گرهگشایی از کار مستمندان و توانمندسازی مددجویان، غلامحسین اسماعیلی را با حفظ سمت سخنگویی بهعنوان رئیس حوزه ریاست قوه قضاییه منصوب کرد و از انتصاب رئیس کل دادگستری استان تهران در آیندهای نزدیک خبر داد.
گام دوم اتحاد گروههای فلسطینی؛ فرصتی که «معامله قرن» به فلسطین داد
از آغاز اشغال فلسطین بهدلیل سیاستهای تفرقهافکنانه غرب، هیچگاه فلسطین تمام گروههای فلسطینی را در یکجا گرد هم ندیده بود اما اکنون با گذر زمان، «معامله قرن» ترامپ فرصتی را به آنها داده تا حول یک محور متحد شوند.
با تأسیس اولین گروه مقاومت از سال 1979 در فلسطین، صهیونیستها خود را با پدیدهای روبهرو دیدند که فلسفه وجودیاش را بر حذف رژیم صهیونیستی بنا نهاده است. شاید آنها در آغاز این مسئله را چندان جدی نگرفته بودند اما هنگامی که 8 سال پس از تأسیس نخستین گروه مقاومتی (جهاد اسلامی فلسطین)، انتفاضه سنگ در سال 1987 شکل گرفت و همزمان با آغاز انتفاضه دومین گروه مقاومتی (جنبش مقاومت اسلامی فلسطین، حماس) تأسیس خود را اعلام کرد و انتفاضه را مبدأ وجودی خود قرار داد صهیونیستها متوجه شدند این پدیده همان عصای موسی است که همه کافران را به کام دریا خواهد کشید.
تفرقهاندازی با شعار صلح
زمانی که انتفاضه اول در فلسطین کلید خورد، صهیونیستها کیان خود را بهگونهای در تزلزل یافتند که حاضر شدند با سازمان آزادیبخش فلسطین به مذاکره بنشینند و تصویری صلحطلب از خود ارائه کنند. آنها که از اواسط دهه 1970 فجایعی چون اشغال بیروت و صبرا و شتیلا را رقم زده بودند حال با روبهرو شدن با مقاومت، ظاهر صلحخواهانه از خود نشان میدادند. صهیونیستها که حاضر نبودند حتی حضور عرفات و اعضای سازمان آزادیبخش فلسطین را در کنفرانس مادرید بپذیرند و شرط حضورشان در مادرید 1991، عدم حضور اعضای ساف بود، دو سال بعد در پی دو سال مذاکره سرّی با عرفات، با آنها توافقنامه اسلو 1993 را امضا کردند.
شکافی بنیادین بین فلسطینیان
توافقنامه اسلو که ظاهراً یک توافقنامه صلح بود، اما بهمثابه مرزی عمل کرد که تمام گروههای فلسطینی را در دو طرف خود قرار داد؛ یا مقاومت یا سازش. با امضای توافقنامه با صهیونیستها و قبول پدیده سازش و مذاکره، گروههای فلسطینی به دو دسته تقسیم شدند: گروهی که خواستار مذاکره با صهیونیستها برای رسیدن به خاک فلسطین بودند و مقاومتیها که خواستار مقاومت تا آزادی تمام فلسطین شدند. از آن زمان راه گروههای مقاومت از سازشکاران جدا شد، حتی میان برخی از گروههای زیرمجموعه سازمان آزادیبخش فلسطین انشقاق ایجاد شد و کسانی که تا آن موقع زیرمجموعه ساف بودند اما حاضر نبودند مشی سازش و مذاکره را بپذیرند از ساف و گروه متبوعشان جدا شده، گروه و ساختار جدیدی را با مشی مقاومتی شکل دادند.
فلسطینیانی که هیچگاه گردهم نیامدند
اقدام صهیونیستها در این ایجاد جناح سازش و مذاکره، چون شمشیری بود که فلسطینیان را به دو دسته متفرق تقسیم کرد، دو دستهای که هیچگاه با هم یکی نشدند. از آن زمان تا کنون همواره سازشکاران بهدنبال مذاکره با صهیونیستها و امضای توافقنامه نهایی صلحی بودند که براساس آن در بخشی از فلسطین تاریخی، حکومت مستقل فلسطینی تأسیس شود. مقاومتیها هم بر این شعار خود تأکید کردهاند که راهحل مسئله فلسطین و تأسیس حکومت فلسطین در کل فلسطین تاریخ مقاومت است.
معاملهای که همه معادلات و معاملات را برهم زد
با ظهور ترامپ، در عرصه فلسطین تغییری پیش آمد که شکاف و مرز اختلاف را برداشت. دونالد ترامپ همچون دیگر رؤسای جمهور ایالات متحده، طرحی را برای فلسطین ارائه کرد، اما این بار طرحی متفاوتتر از قبل. طرحهای قبلی دولتهای ایالات متحده که تحت عنوانِ «روند صلح خاورمیانه» (Middle East Peace Process) شناخته میشدند همان جریانی را ایجاد کردند که نتیجه آن توافقنامه اسلو و ایجاد شکاف استراتژیک بین فلسطینیها بود. اما دونالد ترامپ خواسته یا ناخواسته دست روی مقولهای گذاشت که این شکاف را تبدیل به وجه اتحاد کرد.
«معامله قرن» ترامپ بهخلاف طرحهای قبل، بر تأسیس دولت واحد یهودی در کل فلسطین تاریخی تأکید دارد، دولتی یهودی که قدس را بهعنوان پایتخت آن معرفی کردهاند و بهعنوان وطن قومی یهود آن را بهرسمیت خواهند شناخت.
این اقدام ترامپ یک نتیجه بیشتر در بر نداشت: از بین بردن جناح سازش و فلسفه مذاکره. با این اقدام ترامپ عملاً 3 دهه مذاکره سازشکاران فلسطینی بدون هیچ نتیجهای به زبالهدان تاریخ رفت و اثبات شد چیزی بهاسم سازش و مذاکره، توهمی بیش نبوده است. اینکه گروهی از فلسطینیان که 3 دهه مذاکره را مشی خود کرده بودند حال خود را بین زمین و هوا ببینند موجب شد هویت سازشکاران نهتنها با بحران مواجه شود بلکه اصلاً این هویت از بین برود و همه فلسطینیان همچون پیش از سال 1993 گرد گزینه مقاومت جمع شوند.
سرخوردگیهایی که ترامپ به سازشکاران داد
«معامله قرن» ترامپ از سال 2017 مطرح شد اما نخستین گامهای عملی آن از انتقال سفارت آمریکا به قدس کلید خورد. دومین ضربه را با حذف آژانس آوارگان فلسطینی سازمان ملل «انروا» رقم زدند، پس از آن با قطع کمکهای دولت آمریکا به حکومت خودگردان فلسطین، آنها را در بحران مالی فرو بردند. پس از آن دفتر ساف در واشنگتن را تعطیل کردند و در آخرین گام با کنفرانس اقتصادی منامه بحرین تلاش کردند فلسطین را بفروشند و نتیجه همه این اقدامات سرخوردگی حامیان سازش و مذاکره بود.
اولین گام اتحاد
اولین زمایی که گروههای فلسطینی گرد هم جمع شدند، بهواسطه برگزاری کنفرانس اقتصادی منامه بود. هنگامی که فلسطینیها دیدند آمریکاییها عملاً میخواهند فلسطین را با پول کشورهای دیگر بخرند و بهازای خاکشان به آنها پول و وعدههای مالی بدهند، گرد هم جمع آمدند و در موضعی متحد مخالفت خود را با طرح ترامپ اعلام کردند. همزمان با برگزاری کنفرانس اقتصادی منامه، تمامی گروههای فلسطینی در لبنان گردهم جمع آمدند و مخالفت خود را با این کنفرانس و نتایج آن اعلام کردند. البته پیش از برگزاری این کنفرانس، فلسطینیها در موضعی متحد اعلام کرده بودند در اعتراض به کنفرانس منامه هیچ فلسطینی در این کنفرانس حضور نخواهد یافت.
این اولین بار بود که از سال 1979 تا 2019 طی 40 سال تأسیس مقاومت، تمامی گروههای فلسطینی بر یک موضوع اتفاق نظر داشتند.
گام دوم اتحاد
گام دوم اتحاد فلسطینیها زمانی رقم خورد که صهیونیستها در ادامه اجرای طرحهای اشغالگرانه خود برای ایجاد وطن قومی یهود اقدام به تشدید تخریب خانههای فلسطینیان و غصب علنی زمینهای فلسطینی کردند، زمینهایی که حتی اروپاییان و حامیان صهیونیستها هم آنها را در طرحهای بهاصطلاح صلحطلبانه خود فلسطینی نامیده بودند. در پی این اقدام صهیونیستها سازمان ملل، اتحادیه اروپا و کشورهایی مثل روسیه، چین و بازیگرانی چون ژاپن هم صهیونیستها را محکوم کردند. اما آنچه از همه اینها مهمتر بود، اقدام حکومت خودگردان فلسطین در پاسخ به این اقدامات صهیونیستها بود. ابومازن در اقدامی بیسابقه با جمع کردن رهبران جناح سازش اعلام کرد تمامی توافقنامههای قبلی جناح سازش با رژیم صهیونیستی از جمله همکاری امنیتی را لغو میکند. این اقدام بیسابقه ابومازن که در حقیقت از بحران هویت جناح سازش و تغییر رویکرد و استراتژی او بود با استقبال گروههای مقاومت روبهرو شد.
نکته مهم این بود که ابومازن این بار خواستار اجرایی شدن توافقنامه آشتی ملی 2017 قاهره شد، توافقنامهای که براساس آن ساختار ساف باید تغییر یابد و تمام گروههای مقاومتی نیز در آن عضو شوند. ابومازن پیش از این حاضر به اجرای توافقات موجود در آن سند نشده بود و با بهانهتراشیهای مختلف از اجرای آن سر باز زده بود. این اقدام و این مقطع برههای استثنایی در تاریخ فلسطین است که عرصه فلسطین را میتواند نسبت به قبل کاملاً دگرگون کند تنها با این شرط که سازشکاران فلسطینی از گذشته عبرت بگیرند و گفتههای خود را عملی کنند.
جمعبندی
طرحی که پیش از این تحت عنوان ظاهر خوشرنگی چون صلح موجب ایجاد شکافی استراتژیک بین فلسطینیها شده بود حال با تغییر رویکرد ترامپ به عامل ایجاد اتحاد بین فلسطینیها تبدیل شده است. اما دو نکته نباید در این عرصه فراموش شود: نخست اینکه سازشکاران فلسطینی از گذشته سازش، عبرت بگیرند و فریب وعدهها و دروغهای غرب را نخورند. دوم آنکه، هرچه زودتر فلسطینیان گامهای عملی در راستای اتحاد مواضع خود را بردارند و در عرصه میدانی مقاومت را هرچه بیشتر تقویت کنند؛ اقدامی که میتواند در مدتی نهچندان طولانی به آزادی فلسطین و اقامه نماز در قدس ختم شود.
سه چیزی که برای خانواده خوب لازم است در کلام امام صادق(ع)
امام صادق علیه السلام در سخنی ارزشمند سه چیزی که مرد برای ارتباط خوب با همسرش به آن نیاز دارد را بیان فرمودهاند.
امام صادق علیه السلام:
لاغِنی بِالزَّوجِ عَن ثَلاثَةِ أشیاءَ فیما بَینَهُ و بَینَ زوجَتِهِ و هِی: المُوافَقَةُ لِیَجتَلِبَ بِها مُوافَقَتَها و مَحَبَّتَها و هَواها و حُسنُ خُلقِهِ مَعَها وَ استِمالَةَ قَلبِها بِالهَیئَةِ الحَسَنَةِ فی عَینِها و تَوسِعَتِهِ عَلَیها.
امام صادق علیه السلام:
شوهر در رابطه خود با همسرش از سه چیز بی نیاز نیست: سازگاری با او تا به این وسیله سازگاری و محبت و عشق او را به خود جلب کند، و خوش خویی با او و دلبری از او با آراستن خود برای وی و فراهم آوردن امکانات رفاهی او.
"تحف العقول، ص ۲۳۸- میزان الحکمه، حدیث ۷۸۷۶"
اهمیت صبر در برابر مصائب در آیهای از قرآن
اهمیت صبر به قدری است که این مفهوم به همراه مشتقات آن ۱۰۳ بار در ۹۳ آیه و ۴۵ سوره قرآن به کار رفته است که برخی از آنها اشاره به صبر بر مصائب اجتماعی دارد.
از ویژگیهای برتر انسان مؤمن صبر و بردباری در برابر سختیها و مشکلات زندگی است. امیرالمؤمنین(ع) در یک روایت صبر را در تحمل مصیبتها و فروخوردن خشم معرفی میکند و میفرماید: «صبر آن است که انسان مصیبتی را که به او می رسد، تحمل کند و خشم خود را فرو برد.» (غررالحکم، جلد 2 حدیث 1874)
صبر بر مصیبتها به این معناست که انسان بر ایمانیات و اعتقادات خود استحکام داشته باشد و موجب لغزش او نشود. از این منظر است که امام صادق(ع) در روایتی میفرماید: «اگر مؤمن پاداشی را که برای مصیبتها خداوند برایش در نظر گرفته بداند، هر آینه آرزو میکند که او را با قیچی تکه تکه کنند.» (اصول کافی، ج3، ص354)
اهمیت صبر به قدری است که این مفهوم به همراه مشتقات آن 103 بار در 93 آیه و 45 سوره قرآن به کار رفته است که برخی از آنها اشاره به صبر بر مصائب اجتماعی دارد؛ به عنوان نمونه خداوند در آیه155 سوره بقره ترس، گرسنگی، نقص مال و جان و کمبود محصولات را از ابزارهای ابتلای مؤمنان معرفی میکند و میفرماید: «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ؛ و قطعا شما را به چیزى از [قبیل] ترس و گرسنگى و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى آزماییم»؛ در قبال این ابتلا توقعی که خداوند دارد، صبر و استقامت بر این مصائب است چرا که در انتهای آیه میفرماید «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ؛ به صابران بشارت بده».
در این آیه خداوند میفرماید با پنج گزاره شما را مورد آزمون قرار میدهم: خوف، گرسنگی، نقص مال و جان و کاهش محصولات. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت خداوند متعال تمام انسانها را آزمایش مىکند، اما آزمایش و امتحان همه یکسان نیست. تمام جهان، صحنه آزمایش و تمام مردم حتّى پیامبران نیز مورد امتحان قرار مىگیرند. باید بدانیم که آزمایشهاى خداوند براى رفع ابهام نیست، بلکه براى شکوفایى استعدادها و پرورش انسانهاست. در صورت کلی آنچه که خداوند در آزمونهای بشر انتظار دارد، صبر در برابر سختیهاست و همان طور که مطرح شد، صبر به این معناست که انسان در سختیها بر ایمانیات و اعتقادات خود استحکام داشته باشد و ساختار ایمانی و اخلاقی خویش را حفظ کند.
منبع:
تفسیر نور حجتالاسلام نور قرائتی
۵ تأثیر مثبت صله رحم
امام محمد باقر (ع) به ۵ تأثیر مهم صله رحم اشاره کرد.
از جمله فرهنگهای زیبای ما ایرانیان فرهنگ دید و بازدید با اقوام و آشنایان و دوستان است که در تعابیر دینی از آن با عنوان صله رحِم یاد میشود؛ این از آن روست که در بین ایرانیان، ضیافت، مهماندارى و مهماننوازى، دست و دل باز بودن و سفرهاى گشوده داشتن، همواره نشانه جوانمردى و سخاوت و کَرم شمرده میشد.
این مسئله مورد تأکید آموزههای دین است و هر یک از اهلبیت عصمت و طهارت (ع) با تعبیرهاى گوناگون و تنبّه آفرین، مسلمانان را نسبت به انجام آن، توصیه و تشویق کردهاند که بخشی از آنها مربوط به تأثیرات معنوی دید و بازدید است. افزایش طول عمر، دفع بلا، افزایش روزی، آسانی حساب قیامت و ... از جمله این موارد است. به عنوان مثال امام رضا(ع) در یک روایت با اشاره به اثر صله رحم در افزایش طول عمر فرمود: «چهبسا مردی که سه سال از عمرش بیشتر نمانده، ولی صله رحم به جا آورد و خدا بهخاطر این کار، عمرش را به 30 سال افزایش دهد و خدا آنچه را میخواهد انجام میدهد؛ یَکونُ الرّجل یَصِلُ رَحِمَهُ فیکونُ قَد بَقِیَ من عمرِهِ ثلاثُ سنین فَیُصَیِّرُها اللهُ ثَلاثینَ سَنَهً …» (الکافی، ج2، ص150)
امام محمد باقر (ع) در دیگر روایت درباره دیگر اثرات صله رحم فرمود: «صله رحم، انسان را خوش اخلاق، با سخاوت و پاکیزهجان و روزى را زیاد مىکند و مرگ را به تأخیر مىاندازد؛ صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُسَمِّحُ الْکَفَّ وَ تُطَیِّبُ النَّفْسَ وَ تَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ تُنْسِئُ فِی الْأَجَلِ. (الکافی (ط - الإسلامیة)، ج2، ص151)
بر اساس این روایت، خوش اخلاقی، سخاوت، پالایش نفس، افزایش روزی و تأخیر در مرگ 5 اثر مهم صله رحم شمرده شده است، حقایقی که امروز علم روانشناسی نسبت به آن اذعان دارد. چرا که یکى از نیازهاى روانى نیاز به محبت است که انسان در هر دوره از زندگى و تحول و رشد به آن نیازمند است و باید از آغازین لحظات ورود به این جهان تا آخرین زمان وداع از این دنیا، متناسب با دوره رشد وى، این نیاز عالى و اساسى تأمین و ارضا شود. تأمین این عنصر در وجود انسان باعث اثرات مثبتی مثل امنیت روانی و طول عمر میشود. برعکس، فردی که به دید و بازدید بها نمیدهد، همواره در رنج است. آبراهام مزلو روانشناس آمریکایی یکى از نشانههای اصلى افراد نا ایمن را چنین بیان مىکند: «احساس طرد شدن، مورد عشق و علاقه دیگران نبودن و اینکه دیگران به سردى و بدون محبت با او رفتار مىکنند و اطمینان به این موضوع که مورد تنفر و خصومت دیگران واقع شده است.» در این میان، روابط فامیلى و معاشرت با خویشاوندان بستر مناسبى براى برقرارى تعاملات عاطفى و اظهار علاقه و محبت به یکدیگر است و مى تواند نقش بسزایى در تأمین این نیازها ایفا کند.
نقش حج در وحدت مسلمانان از منظر امام خمینی (ره)
در میان فرایض و دستورهای دین، کم تر فریضه ای مانند حج، مورد توجه و سفارش قرار گرفته است. تأکید قرآن کریم و توصیه های پی درپی و بسیار شدید اولیای دین در این زمینه، وصف ناشدنی است.
عبداللّه بن سنان از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود:
لَو عطّل الناسُ الحجَّ لَوَجَبَ عَلَی الإمام أنْ یجبرَهم علی الحجّ، إنْ شاؤوا و إنْ أبوا؛ فإنّ هذا البیت إنّما وضع للحجّ(1)؛ «اگر مردم حج را رها کردند، بر زمامدار مسلمانان است که آنان را بر انجام دادن فریضه حج وادار سازد، چه بخواهند و چه نخواهند؛ چرا که این خانه، برای حج برپا شده است.»
اهمیّت حج تا آن جا است که امام صادق علیه السلام در جایی دیگر می فرماید:
«فإنْ لمْ یکنْ لَهُم أمْوال، أنفقَ علیهم مِنْ بَیت مال المسلمین»؛(2) «اگر مردم، هزینه سفر حج را نداشته باشند، مخارج سفر آنان از بیت المال مسلمانان پرداخت می کند.»
باز از آن حضرت، با سندی معتبر نقل شده که فرمود:
«مَنْ مات وَ لَمْ یَحج حَجّةَ الإسلام، لم یمنعه من ذلک حاجّة تحجف به أمْ مرض لا یطیق فیه الحجّ، أو سُلْطان یمنعه، فلیمت یهودیاً أوْ نصرانیاً»(3)؛ «هرکس از دنیا برود، در حالی که فریضه «حجة الاسلام» را به جا نیاورده باشد، بدون این که حاجتی مانع او شده باشد، یا به جهت بیماری از آن بازمانده باشد، و یا پادشاهی از رفتن او جلوگیری کند، چنین فردی، به کیش یهودیت یا نصرانیّت خواهد مرد.»
مصالح اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و اسرار دقیق و ارزش های فراوانی در پرتو عمل به مناسک حج نصیب جامعه اسلامی می گردد که وفاق و همدلی و اتّحاد و اخوت پیروان مذاهب اسلامی، از آن جمله است.
وحدت نیّت، وحدت هدف، وحدت اَعمال، وحدت اذکار و آداب، وحدت رنگِ لباس، وحدت مشاهد شریف؛ همانند طواف و سعی و برخی دیگر از مناسک و اَعمال حج، اموری هستند که مسلمانان را به وحدتی همه جانبه و فراگیر دعوت می کنند
امام خمینی قدس سره در این زمینه می فرماید:
«حج، بهترین میعادگاه مُعارفه ملّت های اسلامی است که مسلمانان، با برادران و خواهران دینی و اسلامی خود از سراسر جهان آشنا می شوند، و در آن، خانه ای که متعلق به تمام جوامع اسلامی و پیروان ابراهیم حنیف است، گردهم می آیند و با کنار گذاردن تشخّص ها و رنگ ها و ملیّت ها و نژادها، به سرزمین و خانه اوّلین خود رجعت می کنند و با مراعات اخلاق کریمه اسلامی و اجتناب از مجادلات و تجملات، صفای اخوّت اسلامی و دور نمای تشکل اُمّت محمدی صلی الله علیه و آله را در سراسر جهان به نمایش می گذارند.»(4)
تاریخ اسلام، همواره، شاهد کوشش ها و تلاش های وحدت آفرین شخصیّت های برجسته و پیشوایان بزرگ و مجامع علمی ـ دینی بسیاری بوده است که برگ زرّینی از این تاریخ پرافتخار، به بزرگ پرچم دار توحید در عصر حاضر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران اختصاص دارد. خود ایشان می فرماید:
«ما، سالهای طولانی است که دنبال این هستیم که مسلمین را با هم، همقدم و همکلام و مجتمع کنیم، برای این که تمام گرفتاری هایی که مسلمین دارند و به دست قدرت های اجنبی، آن هایی که می خواهند از بلاد مسلمین بهره گیری کنند، آن هایی که می خواهند ذخایر مسلمین را ببرند، آن هایی که می خواهند دولت های اسلامی را در زیر یوغ سلطنت خودشان قرار بدهند، این ها، کوشش کرده اند خودشان و عُمّالشان به اینکه تفرقه بین مسلمین ایجاد کنند... مسلمین باید ید واحده بر ماسوایشان باشند.»(5)
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بهترین فرصت و امکانات، در اختیار امام خمینی قدس سره قرار گرفت تا با پیام ها و رهنمودهای خود و بسیج امکانات و نیروهای متعهّد، و با بهره گیری از بُعد وحدت آفرین حج، زمینه تحقّق این آرزوی دیرینه را فراهم سازند.
مقصود از وحدت
وقتی بحث از وحدت میان مذاهب مختلف اسلامی می شود، قبل از هر چیز باید مقصود از وحدت روشن شود و معلوم گردد که آیا «وحدت حقیقی» مورد نظر است یا «وحدت صوری و ظاهری؟» و در صورتی که حقیقی بودن آن مورد تأیید قرار گرفت، باید روشن شود که چه اموری می تواند مبنای یک وحدت حقیقی قرار گیرد؟
بی تردید، منظور از وحدت، نوعی هماهنگی و اتحاد حقیقی، برپایه عقاید و رسوم و یا هدف ها و برنامه های مشترک یا مقوله ای اعم از این دو است.
برای روشن شدن موضوع، پیش از پیگیری دیدگاه حضرت امام در این زمینه، از برخی متون قرآنی و روایی استعانت می جوییم:
قرآن کریم در باب دعوت اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) به وحدت، خطاب به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:
«بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی کلمه واحدی که ما و شما به طور مساوی آن را پذیرفته ایم و آن عبارت است از این که جز خدا را بندگی نکنیم و برایش شریک قرار ندهیم و جز خدای یگانه، بعضی از خودمان را مسلّط و صاحب اختیار بربعض دیگر قرار ندهیم.»(6)
در این آیه شریف هدف هایی مانند «آزادی از سلطه همنوعان و پذیرش سلطنت خداوند و بندگی او»، به عنوان محور وحدت ادیان الهی معرفی شده است.
از طرفی، در روایاتی بسیار، هدف از برادری و اخوّت، وحدت در اهداف و کمک به همنوعان در زندگی روزمرّه معرفی شده است.
امام صادق علیه السلام از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل می کند که گفت: «مؤمنان باهم برادرند: عدّه ای از آنان، نیازهای دیگران را برآورده می کنند.»(7)
باز در نقلی دیگر، امام صادق علیه السلام می گوید:
«کسی که برای رفع حاجت برادر مؤمن خود، قدم بر می دارد، مانند کسی است که بین صفا و مروه، سعی می کند و آن کسی که نیاز برادرش را برآورد، مانند شهیدی است که در جنگ بدر و اُحُد، در راه خدا، در خون خود دست و پا زده است.»(8)
از این مجموعه و آیات و روایاتی دیگر، به خوبی روشن می شود که وحدت مورد نظر اسلام و مفسّران واقعی آن، وحدت بر اساس پذیرش توحید و نبوّت و ارزش های انسانی و هدف های مشترکی است که با توجه به فطرت پاک و نیازها و ضرورت های امّت اسلامی، بدون توجه به رنگ و نژاد و زبان و مذهبی خاص، مدّنظر قرار می گیرد.
البته، بدیهی است که مراد از وحدت در اصول اعتقادات، وحدتِ مطلق نیست که همه پیروان مذاهب اسلامی به کنارگذاشتن عقاید و افکار ویژه و هویّت مذهبی خود و برگزیدن یک فکر فراخوانده شوند.
امام خمینی قدس سره در این زمینه می فرماید:
«گمان نکنند برادرهای سنّیِ ما که در اسلام این معنا مطرح باشد که فرقی ما بین شما و ما باشد. همان طور که شما، چهار مذهبی که در اهل تسنن هست، چه طور آن مذهب با آن مذهب دوتا است، لکن برادرند همه، دشمن نیستند این هم یک مذهب خامسی است که دشمنی در کار نیست. همه برادری، همه مسلمان، همه اهل قرآن، همه تابع رسول اکرم.»(9)
«جامعه ای که همه می خواهند به اسلام خدمت کنند و برای اسلام باشند، از این مسائل نباید طرح شود. ما همه برادر هستیم و باهم هستیم. منتها، علمای شما، یک دسته، فتوا به یک چیز دادند و شما، تقلید از علمای خود کردید، شدید حنفی، یک دسته، فتوای شافعی را عمل کردند و یک دسته فتوای حضرت صادق علیه السلام را عمل کردند، این ها شدند شیعه. این ها، دلیل اختلاف نیست.»(10)
در جایی دیگر می فرماید:
«ما، به حسب حکم خدای، تبارک و تعالی، اخوّت خودمان را با همه مسلمین جهان، با دولت های کشورهای اسلامی، با ملّت های مسلم، در هر مذهبی هستند، در هر کشوری هستند، ما برادری خودمان را با آن ها اعلام می کنیم. ما می خواهیم همه مسلمین، ید واحده باشند بر مَنْ سِواهم. هرکس، در محیط خودش، با هر حکومتی که هست و با هر مذهبی که هست، در محیط خودش باشد و مستقل باشد.»(11)
در حقیقت، آنچه امام خمینی قدس سره در طول حیات سیاسی ـ مبارزاتی خود بر آن تأکید داشتند و امت اسلام، مخصوصاً، زائران بیت اللّه الحرام را به آن دعوت می کردند، همبستگی مذاهب اسلامی در چهارچوب اصول بنیادین و هدف ها و منافع مشترک است که در ادامه، به برخی محورهای مهم آن اشاره می کنیم.
مایه های وفاق
امام خمینی قدس سره در مجموع سخنان و بیانات خود به مناسبت های مختلف و به ویژه در زمینه استفاده بهینه از همایش عظیم حج، بیش از هرچیز، بر سه محور اساسی جهت برقراری وحدت میان مسلمانان جهان تأکید می ورزیدند:
1 ـ دین اسلام
امام خمینی قدس سره با اشاره به آیه وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّه ِ جَمِیعا وَلاَ تَفَرَّقُوا...(12) و این که اسلام، بانی عقدِ اخوّتِ میان مسلمانان است می فرماید:
«اسلام، بین همه مسلمان ها، عقد اخوّت بسته است و همه را دعوت به اعتصام به حبل اللّه و پیروی از خط اسلام می فرماید.»(13)
«حبل اللّه ، اسلام است، صراط مستقیم است. ریسمان بین حق و خلق، اسلام است.»(14)
ایشان، ضمن برداشتی این چنین از روح قوانین و شعائر اسلامی و با اشاره به نقش حج در ایجاد وحدت میان فِرَق مختلف اسلامی می فرماید:
«این خانه ناس است، شخصی یا اشخاص یا گروهی یا طوایف خاصی، این طور نیست که اَوْلی باشند به خانه خدا از دیگر ناس. همه مردم، آن هایی که در سراسر دنیا هستند، در مشارق ارض و مغارب ارض، مکلّف هستند که مُسْلِم بشوند و در این خانه که قرار داده شده است از برای ناس، مجتمع بشوند و زیارت کنند آن بیت مقدس را.
عقلا و علمای اسلام، از صدر اسلام تا کنون، کوشش کردند برای این که مسلمین، همه باهم مجتمع باشند و همه ید واحده باشند بر غیر مسلمین. در هرجا که مُسْلِمی پیدا بشود، باید با سایر مسلمین تفاهم کنند و این یک مطلبی است که خدای تبارک و تعالی در قرآن کریم، سفارش کرده است و پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله سفارش فرموده است و ائمّه مسلمین سفارش فرموده اند و علمای بیدار اسلام دنبال این امر را گرفته و کوشش کرده اند به اینکه مسلمین را در تحت لوای اسلام به وحدت و یگانگی دعوت کنند.»(15)
2 ـ منافع و هدف های مشترک
دومین عامل زمینه ساز وحدت میان مسلمانان جهان، منافع و هدف های مشترک است. رسیدن به تفاهم بر اساس منافع مشترک، توقعی نابه جا نیست. این مسیری است که بسیاری از کشورهای متمدن و پیشرفته در زمینه های مختلف، آن را تجربه کرده اند. مثال عینی چنین امری، جامعه اروپا است که می بینیم پس از تشکیل پارلمان و بازار مشترک اروپایی، با تقویت زمینه های مشترک سیاسی و اقتصادی و تضعیف نقاط منفی و اختلاف برانگیز، تا آن جا پیش رفت که حتّی به اتّحاد پولی و حذف مرزها، در جهت تأمین منافع مشترک میان کشورهای عضو رسید.
امروزه، با توجه به توسعه ارتباطات و پیشرفت های علمی و صنعتی و آسان شدن تبادلات فرهنگی و نزدیکی ملّت ها به هم، زمینه های مختلفی برای همکاری و تعاون و اتخاذ تصمیمات مشترک بر اساس منافع و هدف های مشترک مسلمانان فراهم شده است که همایش عظیم حج، بهترین مجمع بین المللی ـ اسلامی است که می توان با بهره گیری از آن، به نقد و بررسی انظار گوناگون در زمینه های مختلف پرداخت و نقاط مشترک را تأیید و تقویت کرد و مسائل اختلاف ساز را از جوامع اسلامی به دور راند.
امام خمینی قدس سره خطاب به نماینده و امیرالحاج ایران، همین نکته را متعرض شده، می گوید:
«با توجه به این که فریضه حج، یکی از بزرگ ترین فریضه های عبادی ـ سیاسی اسلام و کنگره عظیم حج در مواقف معظّمه، از بزرگ ترین کنگره های جهان اسلام است، حجّاج محترم جهان را دورهم گرد آورده و در مصالح اسلام و مشکلات مسلمین تبادل آرا نموده و در حل مشکلات و راه رسیدن به آرمان مقدس اسلام، تصمیمات لازم را اتّخاذ نمایید و راه های اتّحاد بین همه طوایف و مذاهب اسلامی را بررسی کنید و در امور سیاسی مشترک بین همه طوایف، مشکلاتی را که برای مسلمین جهان به دست دشمنان سرسخت اسلام پیش آمده است که اهمّ آن اختلاف انگیزی بین صفوف مسلمانان است را چاره اندیشی بنمایید.»(16)
وی در جایی دیگر خطاب به زائران بیت اللّه الحرام می گوید:
«اگر إن شاءاللّه ، آن وحدت بین مسلمین و دولت های کشورهای اسلامی ـ که خداوند تعالی و رسول عظیم الشأنش خواسته اند و امر به آن و اهتمام در آن فرموده اند ـ حاصل شود، دولت های کشورهای اسلامی با پشتیبانی ملّت ها، می توانند یک ارتش مشترک دفاعی... داشته باشند که بزرگ ترین قدرت را در جهان به دست آورند... و امید است دولت های منطقه با قطع نظر از زبان و نژاد و مذهب، فقط، تحت پرچم اسلام، در این امر فکر کنند و طرح آن را بریزند.»(17)
به طور کلّی، در چنین مکان هایی که به حق، برای مصالح موحّدان و مسلمانان جهان بنا شده است، می توان با تکیه بر منافع و هدف های مشترک، به طرح های مهم و فراگیر در جهت رسیدن به وحدت میان مذاهب اسلامی دست یافت و این امری است شدنی و ممکن، که امام خمینی، در بیانات خود، به آن تصریح کرده و حجاج بیت اللّه الحرام را به آن فرا می خواند:
«بر شما ملّت عزیز اسلام که برای ادای مناسک حج در این سرزمین وحی اجتماع کرده اید، لازم است از فرصت استفاده کرده، به فکر چاره باشید.
برای حل مسائل مشکله مسلمین، تبادل نظر و تفاهم کنید. باید توجه داشته باشید که این اجتماع بزرگ که به امر خداوند تعالی، در هر سال، در این سرزمین مقدّس فراهم می شود، شما ملّت های مسلمان را مکلّف می سازد که در راه اهداف مقدسه اسلام، مقاصد عالیه شریعت مطهره و در راه ترقی و تعالی مسلمین و اتحاد و پیوستگی جامعه اسلامی کوشش کنید. در راه استقلال و ریشه کن کردن سرطان استعمار، همفکر و همپیمان شوید. گرفتاری های ملل مُسْلِم را از زبان اهالی هر مملکت شنیده و در راه حل مشکلات آنان، از هیچ گونه اقدامی فروگذار نکنید. برای فقرا و مستمندان کشورهای اسلامی فکری کنید.»(18)
3 ـ دشمن مشترک
امروزه، کشورهای اسلامی، از سوی سلطه جویان و غارت کنندگان جهانی، مورد شدیدترین و بی رحمانه ترین حمله ها قرار دارند، زیاده طلبان و متجاوزان استثمارگر، چشم طمع به سرزمین های غنی و گران قیمت مسلمانان دوخته و برای چپاول و غارت مخازن عظیم زیرزمینی و رو زمینی این کشورها، از هیچ جنایت و توطئه ای فروگذار نیستند، همواره در تلاشند با انواع حیله ها و با بهره گیری از شیوه ها و ابزارهای مختلف، بر غارت خود تداوم بخشند. این، مصیبتی عظیم است که مسلمانان عالم به حکم قرآن کریم که می فرماید:
وَ اَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة(19) وظیفه دارند برای آن چاره جویی کرده و با هماهنگی و اتخاذ تصمیمات مشترک از چنگال پلید چنین قدرت های فزون طلب و متجاوز، رها شوند. همایش عظیم حج، بهترین فرصت را در اختیار مسلمانان قرار می دهد تا با تأسّی به سیره بنیانگذاران مکتب توحید و مبارزه با کفر و ظلم و تجاوز، با رایزنی های همه جانبه خود، به اقدامی شایسته و بایسته دست زده و بر دشمنان مشترک خود غالب آیند. این، نکته ای است که امام خمینی قدس سره در پیام های خود به حجاج بیت اللّه الحرام، بارها، آن را گوشزد کرده اند:
«به حجّاج محترم و زائران بیت اللّه الحرام، از هر کشور و هر طایفه و تابع هر مذهب هستند، متواضعانه عرض می کنم، شما، همه، ملّت اسلام و تابع پیامبر و پیروِ دستورات قرآن مجید هستید و همه، دشمنان غدّار مشترک دارید که با ایجاد اختلاف به واسطه عمّال بدبخت خود و رسانه های گروهی و تبلیغات تفرقه افکن، در طول تاریخ، به ویژه در سده های اخیر و بالاخص در عصر حاضر، همه دولت ها و ملّت های اسلامی را در اسارت کشیده اند و ذخایر غنیِ بلاد شما و دسترنج مظلومان کشورهای شما را به غارت برده و می برند و درصدد هستند که حکومت ها را، گوش و چشم بسته و دربست، به خدمت خود گمارند و ملّت ها را به دست آنان، مصرفی، بار بیاورند و از رشد انسانی و ابتکار صنعتی کشورهای مظلوم، با حیله ها و توطئه های شیطانی جلوگیری کنند و وابستگی هرچه بیشتر و اتکا به غرب و شرق را روزافزون کنند و مجال تفکر برای استقلال و ابتکار را به هیچ کس ندهند و نَفَس هایی که برای بیداری ملّت ها آماده اند، در سینه ها خفه کنند. و وضعِ نکبت باری که در کشورهای اسلامی و سایر کشورهای مظلوم مشاهده می کنید، زاییده همین توطئه های دشمنان مشترک مسلمانان و مظلومان است.
پس اکنون که در مرکز اسلام حیات بخش، به امر خداوند و رسولش، گرد آمده اید و از هر ملّت و مذهب، در این مکان عظیم اجتماع کرده اید، برای این درد مهلک و سرطان کشنده، چاره اندیشی کنید و باید بدانید که چاره اساسی در سایه وحدت همه مسلمین و اجتماع همگانی در قطع ید ابرقدرت ها از کشورهای اسلامی است.»(20)
«شرط همه مناسک و مواقف برای رسیدن به آرزوهای فطری و آمال انسانی، اجتماع همه مسلمانان در این مراحل و مواقف و وحدت کلمه تمامی طوایف مسلمین است، بدون اعتنا به زبان و رنگ و قبیله و طایفه و مرز و بوم و عصبیّت های جاهلی و هماهنگ خروشیدن بر دشمن مشترک.»(21)
متفکر و فیلسوف شهید، آیة اللّه مرتضی مطهری رحمه الله در زمینه مبنای وحدت میان مذاهب اسلامی، سخنی جامع دارند که آن را در پایان این بخش یادآور می شویم:
«مسلمین، مایه وفاق های بسیاری دارند که می تواند مبنای یک اتّحاد محکم گردد. مسلمین، همه، خدای یگانه را می پرستند و همه، به نبوت رسول اکرم، ایمان و اذعان دارند. کتاب همه قرآن و قبله همه کعبه است. با هم و مانند هم، حج می کنند و مانند هم نماز می خوانند و مانند هم روزه می گیرند و مانند هم تشکیل خانواده می دهند و داد و ستد می نمایند و کودکان خود را تربیت می کنند و اموات خود را دفن می نمایند و جز در اموری جزئی، در این کارها باهم تفاوتی ندارند. مسلمین همه از یک نوع جهان بینی برخوردارند و یک فرهنگ مشترک دارند و در یک تمدّن عظیم و باشکوه و سابقه دار شرکت دارند. وحدت در جهان بینی، در فرهنگ، در سابقه تمدّن، در بینش و منش، در معتقدات مذهبی، در پرستش ها و نیایش ها، در آداب و سنن اجتماعی خوب، می تواند از آنها ملّت واحد بسازد و قدرتی عظیم و هایل به وجود آورد که قدرت های عظیم جهان، ناچار، در برابر آن ها خضوع نمایند. خصوصاً اینکه در متن اسلام، بر این اصل تأکید شده است. مسلمانان، به نص صریح قرآن، برادر یکدیگرند و حقوق و تکالیف خاصّ آن ها را به یکدیگر مربوط می کند....»(22)
موانع وحدت
زمینه ها و موانع فراوانی در ایجاد تفرقه و جدایی میان مذاهب و فرق مختلف اسلامی تأثیر دارند که در این بخش، به مواردی از آن اشاره می کنیم:
1 ـ قوم گرایی
تکیه بر قومیّت و ملیّت و مرزبندی های نژادی و منطقه ای و تعصّب و افتخار ورزیدن نسبت به اموری از این دست، یکی از موانع وحدت به شمار می رود.
فخر و مباهات نسبت به امور واهی و اعتباری و مقطعی و منطقه ای؛ یعنی برتری جویی ها و افتخارات متداول میان برخی ملل و اقوام و خانواده ها ـ که ملاک حق و باطل را تطابق خواست دیگران با تمایلات و خواسته های خود یا عدم تطابق آن می دانند ـ خروج از اعتقاد به توحید و... است و بی اعتنایی به توحید، یکی از موانع وحدت است.
امام زین العابدین علیه السلام می گوید:
«آن تعصّبی که صاحبش گناهکار شمرده می شود، این است که فردی، انسان های بدکردارِ وابسته خویش را، از افراد نیکوکارِ وابسته به قومی دیگر، بهتر و باارزش تر بشمارد. البته، دوست داشتن بستگان، از تعصّب های باطل نیست، بلکه یاری کردن بستگان، برای ستم به دیگران، از نوع تعصّب باطل است.»(23)
چنین تعصّبی، زمینه ساز جدایی و خروج از محدوده ایمان و مؤمنان شمرده شده است. امام صادق علیه السلام از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل می کند که گفت:
«کسی که خودش، تعصّب بورزد یا دیگری برایش تعصّب ورزد، حقیقتاً، گردن بندِ ایمان را از گردن خارج کرده است.»(24)
نقش این عامل، در دوری مسلمانان از هم، نقشی اساسی و غیر قابل انکار است و با توجّه به همین نکته است که امام خمینی قدس سره همه مسلمانان و به ویژه حجاج بیت اللّه الحرام را به مدّنظر قرار دادن مصالح عالی اسلام و پرهیز از فرقه گرایی و تعصّب های جاهلانه فراخوانده، می گوید:
«لازم است حجّاج بیت اللّه الحرام در این مجمع عمومی و سیل خروشان انسانی، فریاد برائت از ظالمان و ستم کاران را هرچه رساتر برآورند و دست برادری را هرچه بیش تر بفشارند و مصالح عالیه اسلام و مسلمین مظلوم را فدای فرقه گرایی و ملّی گرایی نکنند و برادران مُسْلم خود را هرچه بیش تر متوجّه به توحید کلمه و ترک عصبیت های جاهلی که جز به نفع جهان خواران و وابستگان آنان تمام نمی شود، بنمایند که این، خود، نصرت خداوند تعالی است.»(25)
«از مسائلی که طرّاحان برای ایجاد اختلاف بین مسلمانان طرح [کرده اند] و عمّال استعمارگر در تبلیغ آن به پاخاسته اند، قومیّت و ملیّت است و مسلمانان را در مقابل هم قرار داده اند. در حبِّ وطن حرفی نیست، ولی ملّی گرایی که به دشمنی بین مسلمین و شکاف در صفوف مسلمین منجر [می شود] برخلاف اسلام و مصلحت مسلمین است.»(26)
«هان! ای مسلمانان قدرتمند به خود آیید و خود را بشناسید و به عالم بشناسانید و اختلافات فرقه ای و منطقه ای را که به دست قدرت های جهان خوار و عمّال فاسد آن ها برای غارت شما و پایمال کردن شرف انسانی و اسلامی شما بار آمده، به حکم خدای تعالی و قرآن مجید، به دور افکنید.»(27)
2ـ کج فهمی ها و ارائه تفسیرهای متفاوت از اسلام
یکی از اصلی ترین و بزرگ ترین موانع وحدت، کج فهمی ها و تجزیه و تحلیل ها و تفسیرهای غلط و بعضاً متضاد از اسلام، از سوی نااهلان و در نتیجه دورشدن مسلمانان از حقیقت دین و معارف اسلامی است.
متفکر شهید، مرتضی مطهری رحمه الله تحت عنوانِ «انحطاط مسلمین در عصر حاضر» می گوید:
«در میان کشورهای دنیا، به استثنای بعضی کشورها، کشورهای اسلامی عقب مانده ترین و منحط ترین کشورها هستند، نه تنها درصنعت عقب هستند، در علم...، در اخلاق، در انسانیّت و معنویّت [هم] عقب هستند. چرا؟... باید اعتراف کنیم که حقیقت اسلام، به صورت اصلی، در مغز و روح ما موجود نیست، بلکه این فکر، اغلب در مغزهای ما به صورت مسخ شده، موجود است... فکر دینی ما باید اصلاح شود، تفکّر ما درباره دین، غلط است... ما قبل از این که بخواهیم درباره دیگران فکرکنیم که آن ها مسلمان شوند، باید درباره خود فکر کنیم. ما اکنون بیش از هرچیزی نیازمندیم به یک رستاخیز دینی و اسلامی، به یک احیای تفکر دینی، به یک نهضت روشنگر اسلامی.»(28)
امام خمینی، در زمینه کج فهمی ها و تبلیغات سوئی که به اسم اسلام، علیه اسلام و وحدت بین مسلمانان صورت می گیرد، می گوید:
«آن هایی که می خواهند اسلام را بشکنند، با اسم اسلام، این ها را گول می زنند: اوراقی می نویسند، متفرق می کنند در همه جا که چه [وچه] و می خواهند تفرقه بیندازند.»(29)
«اصل این مسأله که شیعه و سنّی، شیعه، یک طرف و سنّی، یک طرف، این از روی جهالت و از روی تبلیغاتی که اجانب کرده اند، پیش آمده است. چنان که بین خود شیعه هم اشخاص مختلفی را با هم به مبارزه وامی دارند و بین خود برادرهای سنّی هم یک طایفه ای را به طایفه دیگر، در مقابل هم قرار می دهند.»(30)
«مع الأسف، ابعاد مختلف این فریضه عظیم سرنوشت ساز [حج] به واسطه انحراف های حکومت های جور، در کشورهای اسلامی و آخوندهای فرومایه درباری و کج فهمی های بعضی از معمّمین و مقدّس نماها در تمام کشورهای اسلامی، در پرده ابهام باقی مانده است. کج فهمانی که حتّی با تشکیل حکومت اسلامی؛ مخالف و آن را از حکومت طاغوت بدتر می دانند! کج فکرانی که فریضه بزرگ حج را محدود به یک ظاهر بی محتوا کرده و ذکر گرفتاری های مسلمانان و کشورهای اسلامی را بر خلاف شرع و تا سرحدِّ کفر می شمارند. وابستگان به حکومت های جابر انحرافی که فریاد مظلومانی را که از گوشه و کنار جهان در این مرکزِ فریاد، جمع گردیده اند، زندقه و برخلاف اسلام وانمود می کنند. بازی گرانی که برای عقب نگاه داشتن مسلمانان و بازکردن راه برای غارت گران و سلطه جویان، اسلام را در کنج مساجد و معابد محصور نموده اند و اهتمام به امر مسلمین را بر خلاف اسلام و وظایف مسلمانان و علمای اسلام معرفی می کنند.
و مع الأسف، دامنه تبلیغات گمراه کننده، به قدری بوده و هست که دخالت در هر امر اجتماعی و سیاسی را در جامعه مسلمین، بر خلاف وظایف روحانیون و علمای دین می دانند و دخالت در سیاست را گناهی نابخشودنی می خوانند و فریضه نمازجمعه را به یک صورت خشک، متصور کرده و تجاوز از این حد را ضد اسلام می دانند.
و باید گفت اسلام غریب و ناشناخته است و ملّت های اسلامی منزوی و ناآشنا به حقایق اسلامند.»(31)
3 ـ توطئه قدرت مندان زیاده طلب
همان طور که پیشتر آوردیم، غارت گران جهانی، همواره، درصددند تا سلطه خود بر کشورهای غنی را توسعه دهند و بر چپاول و غارت سرمایه و استثمار ملّت های محروم، فزونی بخشند.
آنان، چون وحدت و انسجام ملّت ها را مهم ترین مانع و سدّی عظیم در مقابل غارت گری های خود می دانند، بیش ترین فعّالیّت خود را برای ایجاد اختلاف ملّت های موردنظر، متمرکز می سازند. که ایجاد اختلاف میان مذاهب اسلامی، از جمله آن تلاش ها است.
امام خمینی قدس سره در این زمینه می فرماید:
«طرح اختلاف بین مذاهب اسلامی، از جنایاتی است که به دست قدرت مندان ـ که از اختلاف بین مسلمانان سود می برند ـ و عمّال از خدا بی خبر آنان از جمله «وعّاظ السلاطین» ـ که از سلاطین جور، سیاه روی ترند ـ ریخته شده و هر روز بر آن دامن می زنند و گریبان چاک می کنند و در هر مقطع، به امید آنکه اساس وحدت بین مسلمین را از پایه ویران نمایند، طرحی برای ایجاد اختلاف عرضه می دارند.»(32)
«علما و دانشمندان سراسر جهان، به ویژه علما و متفکران اسلامِ بزرگ، یک دل و یک جهت، در راه نجات بشریّت از تحت سلطه ظالمانه این اقلیّت حیله باز و توطئه گر ـ که با دسیسه ها و جنجال ها، سلطه ظالمانه خود را بر جهانیان گسترده اند ـ بپاخیزند و با بیان و قلم و علم خود، خوف و هراس کاذبی را که بر مظلومان سایه افکنده است، بزدایند و این کتاب هایی را که اخیراً با دست استعمار که از آستین کثیف این بردگان شیطان، منتشر شده و دامن به اختلاف بین طوایف مسلمین می زنند، نابود کنید و ریشه خلاف ـ که سرچشمه همه گرفتاری مظلومان و مسلمانان است ـ را برکنید.»(33)
4 ـ هواهای نفسانی
از جمله موانع وحدت میان مسلمانان، حبّ نفس و هواهای نفسانی است. امام خمینی، اختلاف و جدایی مسلمانان از هم را ناشی از جهات نفسانی و اغراض نفسانیه دانسته، می فرماید:
اختلاف، همیشه ناشی از جهات نفسانی است. اگر همه انبیا، الآن، در این جا جمع بشوند، اختلاف ندارند، برای آنکه آن جهات نفسانی را ندارند. آن وقت که یک طرف، جهت نفسانی دارد و یا هردو طرف، جهت نفسانی دارند، آن وقت، اختلاف پیدا می شود. کوشش کنید که آن جهات نفسانی، بازیتان ندهد که منشأ مناقشه و اختلاف شود.»(34)
«شما، باید بدانید که هر اختلاف و نزاعی شروع شود، از باطن خود انسان است و هر اتحاد و انسجامی که حاصل شود، از خدا است.»(35)
راه های ایجاد اتّحاد میان مذاهب اسلامی
در بخش های گذشته یادآور شدیم که هریک از مذاهب اسلامی، با وجود اینکه دارای مشخصاتی ویژه اند که به لحاظ آن، از هم متمایز می گردند، امّا مایه های وفاق و هدف های مشترکی دارند که می تواند آن ها را به تفاهم و وفاق برساند. نیز گفتیم که فریضه حج، بهترین موقعیّت مکانی و زمانی را در اختیار مسلمانان قرار می دهد تا با اقداماتی هماهنگ به سوی وحدت بروند.
در این که چه برنامه ها و طرح های عملی و واقع بینانه، با توجه به هدف های مشترک، می تواند زمینه ساز وحدت مسلمانان گردد، دیدهای مختلفی وجود دارد که ما، در این بخش، با توجه به دیدگاه های حضرت امام قدس سره و با بهره گیری از سخنان ایشان در زمینه فریضه حج، به اموری اشاره می کنیم:
1 ـ جلوگیری از تبلیغات منفی
از جمله مهم ترین عوامل حسن تفاهم و وحدت میان مسلمانان، تکریم و احترام به شخصیّت افراد است. جوّ حاکم بر محیط های اسلامی، باید به گونه ای باشد که هیچ فرد یا گروهی، خویشتن را در معرض اهانت و تحقیر دیگران نبیند و نسبت به عزّت نفس و شخصیّت خود، احساس ناامنی و نگرانی نکند، هرچند ازنظر مذهبی در اقلیّت باشد.
همه انسان ها، از هر ملّت و نژاد، از اهانت دیگران آزرده خاطر می گردند و از خود، عکس العمل نشان می دهند و دوست دارند در نظر دیگران، با ارزش و مورد احترام باشند. احترام به شخصیّت دیگران، مایه مِهر و محبّت و دوستی، و اهانت و تحقیر دیگران، وسیله ایجاد خشم و دشمنی و مایه تفرقه و جدایی است. بی جهت نیست که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید:
«لا تحقرنّ أحداً من المسلمین؛ فإنَّ صغیرهم عند اللّه کبیر».(36)
«هیچ یک از مسلمانان را کوچک نشمارید که خردسالانشان هم در پیشگاه خداوند، بزرگند.»
از این رو نخستین گام برای برقراری وحدت میان مسلمانان جهان، جلوگیری از هجو و دشنام گویی و تحقیر و بی حرمتی است. لازم است عالمان و نویسندگان، از هر مذهب و فرقه که باشند، در گفته ها و نوشته های خود از هر سخن و هر حرکتی که سبب بی حرمتی و تحقیر دیگران و تفرقه و جدایی است، پرهیز کنند و پیروان خویش را از بدگویی و تحقیر نسبت به خلفا و یا حسّاسیت نشان دادن و برخورد متعصبانه نسبت به زیارت های معروف و مستند و غیر آن، بازداشته و از فعالیت های تفرقه افکنانه آنان جلوگیری کنند.
قرآن کریم حتّی این عملِ زشت را نسبت به مشرکان، روانمی دارد و می فرماید:
وَلاَ تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّه ِ فَیَسُبُّوا اللّه َ عَدْوا بِغَیْرِ عِلْمٍ...(37)
«و دشنام ندهید آنان که جز خدا را می خوانند، تا دشنام دهند خدای را دشمنانه و از روی نادانی.»
امام خمینی قدس سره می گوید:
«علما و خطبا و ائمه جمعه بلاد و روشنفکران اسلامی، با وحدت و انسجام و احساس مسؤولیّت و عمل به وظیفه سنگین هدایت و رهبری مردم، می توانند دنیا را در قبضه نفوذ و حاکمیت قرآن درآورند و جلوی این همه فساد و استثمار و حقارت مسلمین را بگیرند... و به جای نوشتن و گفتن لاطائلات و کلمات تفرقه انگیز و مدح و ثنای سلاطین جور و بدبین کردن مستضعفان به مسائل اسلام و ایجاد نفاق در صفوف مسلمین، به تحقیق و نشر احکام نورانی اسلام همّت بگمارند و با استفاده از این دریای بی کران ملّت های اسلامی، هم عزّت خود را و هم اعتبار امّت محمّدی صلی الله علیه و آله را پایدار نمایند.»(38)
استاد شهید مطهّری رحمه الله در این زمینه می گوید:
وحدت اسلامی... ایجاب می کند... که مسلمین برای این که احساسات کینه توزی در میانشان پیدا نشود یا شعله ور نگردد، متانت را حفظ کنند، یکدیگر را سبّ و شتم ننمایند، به یکدیگر تهمت نزنند و دروغ نبندند؛ از حدّ منطق و استدلال خارج نشوند و در حقیقت، لااقل، حدودی را که اسلام در دعوت غیر مسلمان به اسلام، لازم دانسته است، درباره خودشان رعایت کنند؛ ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ...(39)
2ـ شناخت اسلام اصیل و وجوه اشتراک مذاهب
همان طور که پیش تر یادآور شدیم، آگاه نبودن از اسلام واقعی و یا کج فهمی ها و داوری های جاهلانه تعصب آمیز برخی از پیروان مذاهب اسلامی نسبت به هم، از جمله عوامل به وجود آمدن تفرقه و جدایی میان مسلمانان به شمار می رود. این امر، می طلبد که عالمان دینی و روشنفکران مذهبی تلاش همه جانبه ای را برای شناساندن اسلام اصیل و اصول و ارزش های دینی مشترک میان جمیع مذاهب دست زده و ضمن تعمیق اطلاعات دینی مردم و بالا بردن سطح فرهنگ مسلمانان جهان، بسیاری از بدبینی ها و تعصبات ناروا را برطرف کرده و زمینه وحدت حقیقی را فراهم سازند.
ناآشنایی پیروان هریک از مذاهب اسلامی به اسلام یا مبانی فکری و دیدگاه های اعتقادی هم، زمینه ساز بسیاری از نفی و طردها و طرح مسائل اختلاف انگیز است و این خطر، تنها، با بحث و بررسی پیرامون مبانی اسلام و تعمیق اطلاعات پیروان مذاهب مختلف در این زمینه از بین خواهد رفت.
امام خمینی، در لزوم شناخت اسلام واقعی و نقش آن در برقراری وحدت می فرماید:
«چنان که کراراً اعلام کرده ام، اگر ملّت اسلام بیدار نشوند و به وظایف خود آگاه نگردند، اگر علمای اسلام، احساس مسؤولیت نکنند و به پانخیزند، اگر اسلام واقعی که عامل وحدت و تحریک کلیّه فِرَق مسلمین در مقابل بیگانگان و ضامن سیادت و استقلال ملل مسلمان و کشورهای اسلامی می باشد، به دست عوامل و ایادی اجانب، همین طور در زیر پرده استعمار پوشیده بماند، آتش اختلاف و تشتّت در میان مسلمین افروخته می گردد و روزهای سیاه تر و نکبت بارتری برای جامعه اسلامی در پیش است.»(40)
نکته!
در بسیاری از موارد، داوری های ناروا و کج فهمی ها و بدگویی های فرقه های مختلف به هم، ناشی از برداشت های غلط آنان از منابع و آثار ارائه دهنده عقاید و آداب و رسوم ویژه مذاهب صورت می گیرد، به طوری که در انتساب عقیده یا نکته ای خاص به این یا آن، به روایت یا داستانی از همان منابع معتبر نزد خود آنان استناد می شود. ازاین رو، پالایش منابع تحقیق و کتب روایی از روایات غیر معتبر و ضعیف، و عرضه معارف بی پیرایه و یا حدّ اقل ارائه توضیحی جامع و قابل فهم برای عموم، در ابتدای هر یک از کتب منبع، در زمینه رده بندی اخبار به صحیح و غیرصحیح و ضعیف و جعلی و غیرآن و راه برداشت از روایات، می تواند در جلوگیری از چنین امور ناشایستی تأثیر گذارد.
3ـ رعایت حقوق برادری
در دید کلّی اسلام، مسلمان، به عنوان برادر مسلمان، شناخته شده است. به حکم این برادری، حقوقی بر عهده یکایک مسلمانان واجب گردیده است که بدون پای بندی به آن، بنای وحدت و اخوّت اسلامی، متزلزل و ناپایدار است.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می گوید:
«مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادِی: یا لَلْمُسْلِمین! فَلَم یُجِبْهُ فَلَیسَ بِمُسلمٍ».(41)
«اگرمسلمانی بشنود مردی ـ ازهرمذهب وآیین ـ مسلمانان رابه یاری خودفرا می خواند و از آنان کمک می طلبد، ولی او به ندایش پاسخ ندهد و یاریش نکند، مسلمان نیست.»
و نیز آن حضرت گفت:
«مَنْ أصْبَحَ فَلَمْ یَهْتَمّ بِاُمُورِ الْمُسْلِمین فَلَیسَ بِمُسْلِم».(42)
«کسی که صبح کند و قصد خدمتگزاری در کارهای مسلمانان نداشته باشد، مسلمان نیست.»
امام خمینی قدس سره در پیام های خود به حجاج بیت اللّه الحرام، ضمن اشاره به مسؤولیت خطیر مسلمانان درباره گرفتاری ها و مشکلات برادران خود در کشورهای مختلف، برگزاری فریضه حج را بهترین فرصت برای تبادل نظر درباره این امور و رسیدن به راه حل های آن ها می داند:
اکنون که موسم حج بیت اللّه الحرام است و مسلمین از اطراف جهان به زیارت خانه خدا آمده اند، لازم است در خلال اَعمال شریفه حج به یکی از بزرگ ترین فلسفه این اجتماع عظیم توجه داشته و به وضع اجتماعی و سیاسی کشورهای اسلامی، رسیدگی کرده و از گرفتاری های برادران ایمانی خود مطلع گشته و در رفع آن، در حدّ وظیفه اسلامی و وجدانی کوشش کنند. اهتمام به امر مسلمین، از فرایض مهمّه اسلام است.»(43)
«باید در این اجتماع عظیم الهی ـ که هیچ قدرتی جز قدرت لایزال خداوند نمی تواند آن را فراهم کند ـ مسلمانان به بررسی مشکلات عمومی مسلمین پرداخته و در راه رفع آنها با مشورت همگانی کوشش کنند.»(44)
«برای حلِّ مسائل مشکله مسلمین، تبادل نظر و تفاهم کنید... در راه استقلال و ریشه کن کردن سرطان استعمار، همفکر و همپیمان شوید! گرفتاری های ملل مسلم را از زبان اهالی هر مملکت شنیده و در راه حلِّ مشکلات آنان از هیچ گونه اقدامی فروگذار نکنید! برای فقرا و مستمندان کشورهای اسلامی، فکری کنید! برای آزادی سرزمین اسلامی فلسطین از چنگال صهیونیسم ـ دشمن سرسخت اسلام و انسانیّت ـ چاره اندیشی کنید.»(45)
تصوّر کنید که اگر گروهی، این چنین، خود را نسبت به سرنوشت هم مسؤول دانسته و در رفع گرفتاری ها و رسیدن به اهداف مورد نظر، یار و غمخوار هم باشند و به تعبیر روایات، احترام به هم را تا آن جا رعایت کنند که حتّی در غیاب هم، از هم دفاع کنند و بین خود جدایی و دوگانگی نبینند، چه زندگی شیرین و زیبایی را خواهند داشت!
4ـ صدور فتواهای وحدت ساز
از جمله مسائل مورد بحث بین عالمان دینی، مسأله جواز تقلید و پیروی از فتوای منطبق بر هریک از دیدگاه های مذاهب اسلامی یا عدم جواز آن است.
در حدود چهل سال پیش، در تاریخ 17 ربیع الأوّل 1378 قمری، برابر با 17 مهرماه 1377 خورشیدی، در روز میلاد امام صادق علیه السلام از سوی مفتی وقت مصر و رییس آن روز الأزهر، شیخ محمود شلتوت، فتوایی بدین شرح صادر شد:
«آیین اسلام، هیچ یک از پیروان خود را ملزم به پیروی از مکتب معیّنی ننموده و بلکه هر مسلمانی، می تواند از هر مکتبی که به طور صحیح نقل شده و احکام آن در کتب مخصوص به خود، مدون گشته، پیروی کند. و کسی که مقلِّد یکی از این مکتب های چهارگانه باشد، می تواند به مکتب دیگری، هر مکتبی که باشد، منتقل شود.
مکتب جعفری، معروف به مذهب اثناعشری، مکتبی است که شرعاً پیروی از آن مانند پیروی از مکتب های اهل سنّت، جایز است. بنابراین، سزاوار است که مسلمانان، این حقیقت را دریابند و از تعصّب ناحق و ناروایی که نسبت به مکتب معینی دارند، دوری گزینند؛ زیرا، دین خدا و شریعت او، تابع مکتبی نبوده و در انحصار مکتب معیّنی نخواهد بود، بلکه همه صاحبان مذاهب، مجتهد بوده و اجتهادشان مورد قبول درگاه باری تعالی است و کسانی که اهل نظر و اجتهاد نیستند، می توانند از هر مکتبی که مورد نظرشان است، تقلید و از احکام فقه آن پیروی کنند. در این مورد، فرقی میان عبادات و معاملات نیست.»(46)
این حرکت خداپسندانه و هوش مندانه، در آن زمان، برای تحقّق وحدت میان مذاهب اسلامی و نزدیک کردن مسلمانان به هم صورت گرفت و می طلبید که با پی گیری های سایر علما و مراجع دینیِ سایر مذاهب، به نتیجه نهایی رسیده و زمینه اتحاد و تقریب هرچه بیش تر میان مسلمانان جهان فراهم می شد، امّا چنین نشد و این معضل، باقی ماند.
البته از سوی امام خمینی و برخی مراجع دیگر، تنها در خصوص مناسک حج، فتواهایی از این دست صادر شده است، امّا این قبیل اقدامات در مقابل آن حجم وسیع تبلیغات تفرقه انداز و سیاست های استعمارگران برای ایجاد شکاف میان مسلمانان، بسیار ناچیز است.
برخی از فتواهای وحدت ساز امام خمینی قدس سره
«طواف را به نحو متعارف که همه حجاج به جا می آورند، به جاآورید و از کارهایی که اشخاص جاهل می کنند، احتراز شود و مطلقا از کارهایی که موجب وهن مذهب است، باید احتراز شود. در وقوفین، متابعت از حکم قضات اهل سنّت، لازم و مجزی است، اگر چه قطع به خلاف داشته باشید.»(47)
«لازم است برادران ایرانی و شیعیان سایر کشورها، از اَعمال جاهلانه که موجب تفرق صفوف مسلمین است، احتراز کنند. و لازم است در جماعات اهل سنت، حاضر شوند [و] از انعقاد [و] تشکیل نماز جماعت در منازل و گذاشتن بلندگوهای مخالف رویه، اجتناب نمایند. و از افتادن روی قبور مطهره و کارهایی که گاهی مخالف شرع است، جدّا اجتناب کنند.»(48)
«در وقتی که در مسجدالحرام یا مسجدالنبی، نماز جماعت منعقد شد، مؤمنین، نباید از آن جا خارج شوند و باید از جماعت تخلّف نکنند و با سایر مسلمین، به جماعت، نماز بخوانند.»(49)
البته، امور زیر نیز در زمینه وحدت نقش دارند:
الف: تشکیل جلسات سالانه از سوی سران کشورهای اسلامی و بحث و تبادل نظر درباره امور مشترک.
ب: بستن پیمان های مشترک برای تبادل امور فرهنگی و اقتصادی و نظامی و غیر آن.
ج: تأسیس مراکز بزرگ تبلیغی با بهره گیری از انواعِ ابزارِ اطلاع رسانی و مقابله با اقدامات تفرقه افکنانه دشمنان.
د: تأسیس دانشکده ها و مراکز علمی متعدّد در کشورهای مختلف اسلامی و پذیرش دانشجویانی از جمیع مذاهب اسلامی جهت تحصیل در رشته های علوم انسانی با بهره گیری از منابع مختلف فقه و با توجه به مبانی متداول بین جمیع مذاهب و غیر آن.
آيا در اسلام توجيهي براي خون ريختن وقرباني كردن حيوان حلال گوشت به نيت رفع مشكل وخطر ويا شفاي بيمار وجود دارد؟
از روايات فهميده مي شود كه ذبح يا خون ريختن وقرباني كردن حيوان حلال گوشت و تقسيم آن بين فقرا و نيازمندان و يا با آن گوشت غذا پخته شود به همسايگان، اقوام و نيازمندان داده شود، عملي پسنديده و سنت است. از امام محمد باقر(ع) روايت شده كه همانا خداوند دو عمل را دوست دارد، يكي اطعام و خوراندن غذا يا مهماني دادن دوم خون ريختن يعنى ذبح گوسفند، شتر و يا هر حيوان حلال گوشت ديگر و توزيع گوشت بين نيازمندان(1) هم چنين عقيقه كردن براي فرزندان يكي از سنت هاي مستحبي است كه در روايات تأكيد زيادي بر اجرا و انجام آن شده است. عقيقه همانند صدقه دادن براي حفظ سلامتي و رفع بلا از فرزندي است كه به خاطر او به اصطلاح خون ريخته مي شود، يعني گوسفندي ذبح مي شود .اگر چه هر دو عمل(يعني خريد گوشت از قصابي و تقسيم آن بين فقرا، و يا قرباني كردن حيوان حلال گوشت و توزيع گوشت آن) مطلوب و پسنديده است، ليكن از روايات فهميده مي شود كه تأثير خون ريختن بيشتر از خريد گوشت و توزيع آن است. چنان كه در روايات آمده است كه به جاي عقيقه كردن گوسفند جهت سلامتي فرزند، نمي توان پول آن گوسفند و يا قرباني را به فقير داد، بلكه بايد عقيقه انجام بگيرد يعني ذبح و قرباني بشود و گوشت عقيقه را پخته و مردم را به خوردن آن دعوت كنند. و خوب است حداقل ده نفر را اطعام كنند(2) و هر چه تعداد دعوت شدگان بيشتر باشد، بهتر است،و اگر غذا پختن براي وي ميسر نبود، جايز است گوشت را ميان فقرا تقسيم نمايند. سيره و روش بزرگان دين مثل حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه نيز همين بود. امام براي سلامتي و رفع گرفتاري پول مي دادند تا گوسفندي بخرند و ذبح كنند و گوشت آن را بين فقرا تقسيم كنند.
پي نوشت ها:
1. محمد باقر كمرهاى، آداب معاشرت، ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ناشر اسلاميه، ج1، ص 232.
2. شيخ طبرسي، الاداب الدينيه للخزانه المعينيه، ترجمه احمد عابدي، ص 306
ضرورت وحدت مسلمانان در عصر حاضر
اسلام به عنوان دین وحدت بخش و دین رحمت و عطوفت، پرچم دار تکیهبه جمعیت و بهره مندی از قدرت اجتماع و همدلی و همکاری است که متاسفانه اصول اساسی آن، در برخی موارد، با غفلت خودی، مورد سوء استفاده ی دشمن واقع شده اند.
در این برهه ی حساس تاریخ بشر، وظیفه ی همه ی ما مسلمانان، تمسک و پیروی از قرآن و عترت رسول خداست که بزرگترین منادی دهندگان دعوت به اتحاد و یکدلی همه ی مسلمانان جهان هستند. زیرا ما به فراوانی در منابع اسلامی می بینیم که تا چه اندازه برای رسول خدا (ص) موضوع وحدت بین مسلمین مهم بوده و ایشان به موازات گسترش توحید و یکتاپرستی در جامعه ی انسانی به توحید کلمه و وحدت امت اسلامی اهمیت زیادی می دادند و هیچ عاملی را، شکننده تر از ایجاد شکاف در پیکر امت اسلامی نمی دانست.
وحدت چیست؟
وحدت، در لغت عبارت است از: یکی شدن، یک دست شدن، حول محوری چرخیدن، برادری، اتحاد، مرکب شدن و اتفاق. انسجام نیز به معنای روان شدن اشک و جز آن، روانی در کلام، هماهنگی و همواری آمده است. اتحاد و وحدت ملی مقوله ای است که بیشتر جنبه داخلی دارد و در چهارچوب مرزهای کشور معنا می یابد و اصطلاحات دیگری همچون؛ وفاق ملی، همبستگی ملی و وحدت، تا حدودی به این مفهوم شبیه می باشد و در اصطلاح یعنی برنامه ای برای رسیدن به اهداف عالی و بلندمدت که از اندیشه طرف نشأت گرفته باشد.
به صورت ساده می توان گفت که دو یا چند طرف که منافع و اهداف مشترکی دارند به صورت قراردادی بر اشتراکات تمرکز می کنند تا با استفاده از ظرفیت های هم، زودتر و مطمئن تر به اهداف مشترک دست پیدا کنند.
پس نخستین گام ِ رسیدن به وحدت، هم گرایی است. یعنی هر کدام از طرفین تلاش می کنند از سلایق غیر ضروری که مورد تأیید طرف مقابل نیست، صرف نظر کنند.
پس منظور از وحدت، احترام به عقاید یکدیگر و به رسمیت شناختن آنها است و هیچ منافاتی هم با برگزاری مناظرات و بیان آنها ندارد (چه بسا مناظرات و بحث هایی که نتیجه ی خاصی هم نداشته و دو طرف نتوانند همدیگر را قانع کنند). لذا از چیزی که باید پرهیز کرد، لعن و تکفیر است که به خودی خود مذموم بوده و منجر به تحریک احساسات و عکس العمل طرف مقابل می شود.
جایگاه وحدت:
الف- از منظر قرآن و سنت:
در قرآن کریم آیات زیادی را می توان یافت که در آن ها به این مسأله اشاره شده است؛ ازجمله مفاهیمی، چون «واعتصموا، «تعاونوا»، «اصلحوا»، «اصلاح بین الناس»، «الَّف بینهم»، «امّةٌ واحدة»، «امّة وسط»، «حزب الله»، «صبغة الله
دنیای اسلام امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند وحدت است. تفرقه و تکفیر بلای جان مسلمانانی شده که همه به سوی یک قبله نماز می خوانند و یک کتاب آسمانی دارند. خدای واحدی را می پرستند و دل به محبت پیامبر خاتم بسته اند. دشمنان اسلام بیش از هر زمان دیگری بر طبل تفرقه میان مسلمین می کوبند و رویای تسلط بر ممالک اسلامی را در سر می پرورانند
محور وحدت در دیدگاه قرآنی «توحید» و در مرتبه ی دیگر دین اسلام است. قرآن کریم پیامبر را به سوی اهل کتاب می فرستد و از آنان برای پیوستن به شعار توحید و جدایی از غیر او دعوت می کند: «ای پیامبر! به اهل کتاب بگو، بیایید بر اساس کلمه ای که بین ما و شما مشترک است، غیر از خدا را نپرستیم و یکدیگر را در برابر خداوند بعنوان رب و پروردگار نگیریم
قرآن مجید ملت اسلامى را به سوى یگانه عامل وحدت، «تمسك به حبل اللّه» دعوت مى كند، و از هر گونه تفرقه برحذر مى دارد: (وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ) ((آل عمران: 103))
بلكه اختلاف و پراكندگى و به جان هم افتادن را یكى از بدترین عذابها به شمار مى آورد: (قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن یَبْعَثَ عَلَیْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْمِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ یَلْبِسَكُمْ شِیَعًا وَیُذِیقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْض) ((انعام: 65))
(بگو او تواناست كه از بالاى سرتان یا از زیر پاهایتان عذابى بر شما بفرستد، یا شما را گروه گروه به هم اندازد و دچار تفرقه سازد و عذاب بعضى از شما را به بعضى دیگر بچشاند).
ب- از منظر علمای شیعه:
از دیدگاه امام علی (ع):
حضرت علی (ع) نیز گرچه مسیر خلافت را ناحق می دیدند و آنان را در مقابل فرمان خداوند و رسول عصیانگر می یافتند، اما به خاطر مصلحتی مهم تر، ابراز مخالفت نمی نمودند. سخنان امام در این زمینه بسیار درس آموز است. این کلمات بیانگر آن است که وحدت اسلامی که غالبا با حیات واقعی مسلمانان همراه است، بر حق دیگری گرچه حق معصومین چون علی (ع) باشد، مقدم است.
امام علی (علیه السلام) در عین حالی که با دیگران اختلاف اعتقادی و هم اختلاف علمی دارد و به کارهای آنان اعتراض کرده است اما در مسئله وحدت بین مسلمین و تحکیم آن به قدری اهمیت می داد که در اینجا شئونات شخصی و حق واقعی خودش را قربانی حفظ وحدت اسلام و مسلمین نموده است:
- ابن ابی الحدید در خطبه 119 نهج البلاغه نقل می کند: ایم الله و لولا مخافه الفرقه بین المسلمین و ان یعود الکفر و یبور الدین لکنا علی غیر ما کنا علیه.
حضرت می فرماید به خدا قسم اگر بیم وقوع تفرقه مسلمین و بازگشت به کفر و تباهی دین نبود ما با آنان طور دیگر بودیم، بخاطر پرهیز از اختلاف از حق مسلم خودم چشم پوشیدم.
- هنگامی که توطئه جنگ جمل را سردمداران آن فراهم کرد حضرت مجبور شد به سوی بصره حرکت کند و فرمود: فرایت ان الصبر علی ذلک افضل من تفرق کلمه المسلمین و سفک دمائهم و اناس حدیثوا عهد بالاسلام و الذین یخض الوطب یفسده ادنی و هن و یفکه اقل خلق.
دیدم صبر از تفرقه کلمه مسلمین و ریختن خونشان بهتر است مردم تازه مسلمانند دین مانند مشکی که تکان داده می شود و کوچکترین فرد آن را وارونه می کند چه خوب بود طلحه و زیبر چنین آتش افروزی نمی کردند.
از دیدگاه اهل بیت:
اتحاد و وحدت مسلمین در آن از جایگاه رفیع و با عظمتی برخوردار است و رفتار و گفتار معصومین (ع) خصوصا رسول مکرم اسلام (ص) گواه بر این ادعاست. بطوریکه نمونه بارز این الفت و یگانگی را می توان در صفوف نمازهای جماعت مشاهده نمود که تا چه اندازه رسول خدا (ص) و سائر ائمه (ع) به آن عنایت داشته و مسلمانان هم عصر آن بزرگوار به آن اهتمام می ورزیدند و مسجد هم به عنوان بزرگترین مرکز اتحاد و یگانگی مسلمانان که با اجتماع در آن، مهمترین معضلات سیاسی و اجتماعی را سامان می بخشیدند مطرح بوده است. وحدت امت اسلامی از اصول و ارزشهای مورد تاکید پیامبر خدا (ص) بوده است از دیدگاه آن حضرت، عزت و اقتدار همه جانبه مسلمانان در پرتو وحدت و همبستگی، در برابر دشمنان مشترک است. علاوه بر گفتارهای آن حضرت پیرامون ضرورت، اهمیت و فواید وحدت، از سیره سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیامبر (ص) به دست می آید که آن حضرت بنیانگذار وحدت امت اسلامی در جامعه عربی آن زمان بوده است.
از دیدگاه امام خمینی و مقام معظم رهبری:
امام خمینی (ره) وحدت را عامل قدرت و تفرقه را موجب سستی پایه دیانت تلقی کرده و وحدت جهان اسلام برای حضرت امام آرمانی بزرگ تلقی می شد. ایشان درد و ضعف ملت را در تفرقه می داند و مجد و عظمت را در وحدت و همدلی. ایشان راهکارهای موثری را برای تحقق همگرایی و همدلی امت اسلامی ارائه می دهند و خود نیز پای در میدان می نهد و به بسیاری از آن راهکارها جامه عمل می پوشاند. ایشان یکی از راهکارهای اساسی وحدت اسلامی را ایجاد حکومت اسلامی می دانست.
امام خمینی در بیان مفهوم وحدت دو نکته با هم بودن و اجتماع داشتن و اعتصام در راه حق را مطرح می کنند و اعتقاد دارند که وحدت حقیقی بدون اعتصام به حبل خدا معنا نخواهد داشت. وحدت از دیدگاه امام دارای دامنه وسیعی است و وحدت مستضعفان یا مسلمانان در راه اهداف کلی دینی و دستیابی به کمال و رشد مطرح می باشد. ایشان وحدت را از علل محدثه و رمز ماندگاری انقلاب اسلامی می دانستند.
حضرت آیت الله خامنه ای نیز که پس از امام خمینی رهبری انقلاب اسلامی را بر عهده گرفتند همواره بر وحدت امت اسلام تأکید دارند و سیاست های کلی نظام اسلامی ایران را بر همین مبنا تعیین کرده اند. ایشان در یکی از سخنرانی های خود با اشاره به سوء استفاده های دشمنان اسلام از تفرقه میان امت اسلام، می گویند: «یک میلیارد انسان در دنیا هستند که درباره خدا و پیامبر و نماز و حج و کعبه و قرآن و بسیاری از احکام دینی، با هم یک عقیده دارند؛ و در چند مورد، اختلاف هم دارند. اگر اینها بیایند همان چند اختلاف را بگیرند، با هم بجنگند، تا آن کسی که با اصل خدا و پیامبر (ص) و دین و همه چیز مخالف است، کار خودش را انجام بدهد.
انسجام امت اسلامی در دیدگاه مقام معظم رهبری، به معنای فهم درد مشترک، دشمنیهای مشترک و ظرفیتهای مشترک می باشد که در این یک نوایی و همدلی است که وحدت، عینیت می یابد. مقام معظم رهبری به موضوع وحدت چنان اهمیتی می دهند که آن را به عنوان مسئله ای استراتژیک و نه تاکتیکی معرفی نموده و همواره علما، روشنفکران، برجستگان سیاسی و آحاد امت اسلامی را به وحدت ذیل دستورات و آموزه های قرآن کریم و ارادت و محبت به پیامبر اسلام دعوت کرده اند. وحدت در نگاه مقام معظم رهبری به معنای نبودن تفرقه، درگیری و کشمکش است.
مقام معظم رهبری: همین که پیروان این دو مذهب با هم برادر باشند و احساس برادری کنند؛ نه این که شیعه، سنی و سنی، شیعه بشود. نه، مراد از وحدت این نیست؛ بلکه وحدت به معنای احساس برادری است
منظور از وحدت، احترام به عقاید یکدیگر و به رسمیت شناختن آنها است و هیچ منافاتی هم با برگزاری مناظرات و بیان آنها ندارد (چه بسا مناظرات و بحث هایی که نتیجه ی خاصی هم نداشته و دو طرف نتوانند همدیگر را قانع کنند). لذا از چیزی که باید پرهیز کرد، لعن و تکفیر است که به خودی خود مذموم بوده و منجر به تحریک احساسات و عکس العمل طرف مقابل می شود
و در آخر پرداختن به برخی اعلام برائت ها و لعن کردن یکدیگر واقعا در جهان کنونی، که جبهه ی کفر، دشمنی خود را به صورت علنی نشان می دهد و به مقدسات هر دو مذهب شیعه و سنی توهین می کند، چه ثمره ی قابل قبولی دارد که در برخی محافل، دائماً به آن دامن زده می شود؟ ضمن اینکه اصل برائت در اسلام شاید لزوماً به معنای لعن و تکفیر نباشد. در حدیثی از حضرت علی (علیه السلام) آمده است: «مگر می خواهید خدا و رسولش مورد انکار واقع شوند؟ با مردم از آنچه که می شناسند از سخنان ما بگویید و از نقل روایت آنچه باور ندارند، خودداری کنید.» همچنین روایت دیگری از امام صادق (علیه السلام) که فرمودند: «گروهی مرا امام خود می پندارند، به خدا قسم من پیشوای آنان نیستم، خدا آنان را لعنت کند که هر چه را من پرده پوشی می کنم، آنان پرده ای را می درند (آشکارش می کنند) من چنین و چنان می گویم، آنان می گویند حتما مرادش فلان و بهمان بوده است، من فقط امام کسی هستم که از من فرمانبرداری کند.»
نکته ای که نباید مورد غفلت واقع شود این است که ما در جمهوری اسلامی زندگی می کنیم نه در جمهوری شیعی و زمانی که ولی فقیه، فتوا به حرام بودن اهانت به مقدسات اهل سنت می دهد، هیچ بهانه ای باقی نمی ماند که از آن سرپیچی شود. و باید به یاد داشته باشیم که در عصر اطلاعات، کمتر محفلی را می توان پیدا کرد که به طور یقینی اطمینان داشته باشیم، حرفها و سخنانمان به بیرون درز پیدا نمی کند. همچنین با این توجیه که لعن کردن بدون آوردن نام، مشکلی ایجاد نمی کند هم محل اشکال است چرا که یا ما اطمینان یقینی به عدم حضور پیروان مذاهب دیگر داریم و یا نداریم. در حالت اول و در صورتی که با شواهد و اطلاعات غیر قابل تردید، به وجوب لعن پی برده باشیم، لعن (در خفا) طبق گفته ی بزرگان، اشکالی ایجاد نمی کند چون بر اساس یقین حاصل شده است ولی در حالت دوم، این سهل انگاری است که تصور کنیم شواهدی که دلالت بر افراد خاصی می کند را گفته و با توجیه اینکه نامی نبرده ایم، لعن کنیم وسپس تصور کنیم کسی که به مقدساتش توهین شده، متوجه مصداق مورد لعن، نمی شود.
دنیای اسلام امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند وحدت است. تفرقه و تکفیر بلای جان مسلمانانی شده که همه به سوی یک قبله نماز می خوانند و یک کتاب آسمانی دارند. خدای واحدی را می پرستند و دل به محبت پیامبر خاتم بسته اند. دشمنان اسلام بیش از هر زمان دیگری بر طبل تفرقه میان مسلمین می کوبند و رویای تسلط بر ممالک اسلامی را در سر می پرورانند. در چنین زمانی وحدت نوش دارویی است که خداوند متعال بندگان مومن خود را به آن فراخوانده است. لبیک به این فراخوان الهی راه سعادت و عزت را بر مومنین خواهد گشود.
منابع:
1-جعفر سبحانی، فروغ ولایت، ترجمه حسین اختر رضوی، مجمع جهانی اهل بیت (ع)، قم، 1387
2-شیخ کلینی، اصول کافی، ترجمه محمدباقر کمره ای، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، 1379
3-كاظم قاضی زاده، اندیشه فقهی سیاسی امام خمینی، مركز تحقیقات استراتژیك ریاست جمهوری، چاپ اوّ ل، سال 1377، ص 448
4-پیام امام خمینی بمناسبت نوروز سال 42 به نقل از اندیشه های امام خمینی، جلد اول، سازمان تبلیغات اسلامی، سال 1368
5-موسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، (1390)، سیره سیاسی حضرت امام خمینی (ره) (12)، تهران: قدر ولایت، چاپ اول.
6-بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار میهمانان «کنفرانس وحدت اسلامی»، 04/06/1373































